آفتاب ایرونی

این وب لاگ با هدف ایجاد مرکزیتی برای اطلاع رسانی و ایجاد ارتباط در محیط مجازی برای مدیران،مشاوران، متخصصین و پژوهشگران جهت هم افزایی و اثر گزاری در این حوزه مدیریت ایجاد شده است.و شامل یادداشت های از مدیریت فناوری اطلاعات، بانکداری، مدیریت اجرایی،مدیریت استراتژی، مدیریت برند، مدیریت روابط عمومی،مدیریت دانش، تعالی سازمانی، بهره وری، کارآفرینی، روانشانسی، اجتماعی و خانواده می باشد. و آفتاب ایرونی اشاره به اندیشه و قدرت مدیران و متخصصین ایرانی دارد.

«گیمیفیکیشن (Gamification)» یا «بازی آفرینی»
ساعت ٧:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٩/٢۸  کلمات کلیدی: گیمیفیکیشن ، بازی ، مدیریت ، کسب و کار

واژه «گیمیفیکیشن (Gamification)» یا «بازی آفرینی»، این روزها بسیار پرکاربرد شده است

Image result for Gamification

اینگونه تعریف می شود: «فعالیتی که ماهیت بازی ندارد را با اِلمان ها و تفکرات بازی گونه هدایت کنید.» برای مثال به این داستان کوتاه توجه کنید:

"یک فروشگاه زنجیره ایی در سینسیناتی (Cincinnati) اولین شرکتی بود که با بهره برداری از بازی پوکمون به کسب و کار خود رونق داد. تنها چند روز پس از راه اندازی بازی جنگل جیم (Jungle Jim’s) در ایالات متحده یک نقشه سفارشی پوکمون  را بر روی Pokestops و Pokemon gym منتشر کرد. کاربران مشتاق قادر بودند از این اطلاعات استفاده کنند، اما هدف مدیران فروشگاه، بهره برداری از این بازی برای رونق کسب و کار فروشگاه بود. در واقع رشد سریع محبوبیت جنگل جیم چیزی بود که مدیران این فروشگاه را بر آن داشت تا خود را به چالش بکشند. این چالش می توانست به آسانی تصور مشتری را از یک خرید معمولی به یک رویکرد کاملا متفاوت تغییر دهد، یا به نادیده گرفتن بازی و یا حتی ممنوعیت آن در محل فروشگاه بینجامد، واکنشی که احتمال زیاد برای حفظ محیط مجلل فروشگاه و جمعیت مشتریان ثابت آن که از مخاطبان بازی پوکمون مسن تر هستند، ممکن بود لازم باشد. جنگل جیم به خوبی می داند چگونه برای مخاطبان خود یک حس سرگرم کننده و شاد ایجاد کند، حسی که بسیاری از سوپرمارکت ها نمی توانند آنرا هنگام خرید در بین مخاطبین خود ایجاد کنند. تلفیق این دو حس به سرعت مورد حمایت کاربران پوکمون قرار گرفت و گروهی زیادی به صراحت این حرکت را ستایش کردند. بطوریکه از هر 100 پست فیسبوکی منتشر شده در خصوص اعلام وجود نقشه فروشگاه در بازی جنگل جیم 63 پست بارها به اشتراک مجدد گذاشته شد."

حال این سوال پیش می آید که: «آیا بازی آفرینی به کسب کار شما رونق می دهد؟» جواب این است: «احتمالاً بله ... اما به شرطی که کسب و کار شما سه مؤلفه زیر را داشته باشد:

1.        مخاطب جوان

آیا مخاطبان شما در سنی هستند که به بازی علاقمند باشند؟ اگر پاسخ شما مثبت است، به احتمال زیاد با استراتژی مناسب موفق خواهید شد و اگر مخاطب شما مسن تر است اما به بازی های ویدیویی و فناوری علاقمند است، پاسخ ممکن است هنوز مثبت باشد.

2.        سرعت و چابکی سازمان برای تغییر

آیا کسب و کار شما آنقدر سریع و چابک هست که بتواند به سرعت بازی های ویدئویی رشد کند و خود را با آن وفق دهد؟ اگر نه، بهتر است روش های دیگری را امتحان کنید. برای این نوع سازمان ها حرکت به سمت رسانه های اجتماعی و تعامل با مشتری و ایجاد المان های بصری خلاقانه، شاد و سرگرم کننده، کمک می کند تا حدی بازی آفرینی را تجربه کنند حتی اگر نتوانند آنرا بطور کامل اجرایی کنند.

3.        تعامل قوی با مخاطبین

تعامل راهی است که برند شما را به یک بازی مهیج، سرگرم کننده و معنادار گره می زند. شاید با ارائه یک نقشه سفارشی یا قراردادن اهدافی در نزدیکی محل کسب و کار شما در یک بازی! این اتفاق را نباید فقط توئیت کردن یک پیام کلیشه ایی اعلام کرد و انتظار داشت مخاطبان، خودشان به آن توجه کنند و آنرا به اطلاع دیگران برسانند. تعامل راهی هوشمند، معتبر و تست شده است. راهی که هم برند و هم مخاطب خود را درگیر آن می بیندد و در نهایت خاطب حس می کند باید تجربه اش را با دیگران به اشتراک بگذارد.


 
چهارمین کنفرانس بین المللی مدیریت استراتژیک
ساعت ٦:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/۸/۱۸  کلمات کلیدی: کنفرانس، همایش، سمینار ، مدیریت استراتژیک

چهارمین کنفرانس بین المللی مدیریت استراتژیک

16 و 17 آذر ماه 1395، دانشکده مدیریت دانشگاه تهران

مهلت ارسال چکیده مقالات: 15آبان ماه 1395


چاپ مقالات برگزیده کنفرانس مدیریت استراتژیک در مجلات علمی و پژوهشی و ISC دانشکده مدیریت دانشگاه تهران

وب سایت کنفرانس: icsm.ut.ac.ir

تلفن های تماس با دبیرخانه کنفرانس: 88229901 - 88220537

 


 
سال ۲۰۲۰ از دریچه نگاه پیتر دراکر
ساعت ۸:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۸/۱۸  کلمات کلیدی: کسب و کار ، موفقیت ، تصمیم‌گیری ، مدیران

Image result for piter draker

تقریباً در هرچند دهه در طول تاریخ تغییراتی دگرگون ساز رخ می‌دهد که همه‌چیز را همراه با خود تغییر می‌دهد. همان‌طور که پیتر دراکر، نظریه‌پرداز بزرگ مدیریت، در سال ۱۹۹۲ در مجله Harvard Business Review  اظهار داشت :

«بعد از گذشت چند دهه جوامع خود را سازمان‌دهی مجدد می‌کنند و جهان‌بینی، ارزش‌های بنیادین، ساختارهای اجتماعی و سیاسی، هنر و نهادهای اساسی خود را دگرگون می‌سازند. پنجاه سال دیگر جهان جدیدی به وجود خواهد آمد و افراد آن حتی نمی‌توانند تصور کنند که پدربزرگانشان در چه دنیای زندگی می‌کرده‌اند و پدرانشان در چه جهانی به دنیا آمده‌اند! عصر ما چنین عصری است!»
برای دراکر جهان جدید یک ویژگی بارز و متمایزکننده دارد: تغییر به جامعه دانشی. درواقع دراکر این جهش سرنوشت‌ساز را از سال ۱۹۵۹ پیش‌بینی کرده بود؛ جهش به دنیایی که نیروی کار آن بیشتر با ذهن خود ارزش می‌آفرینند تا با بازوهایشان.
او در آن سال‌ها در آثار خود، ظهور «کار دانشی» را توصیف کرده بود. سه دهه بعد دراکر مطمئن شد که دانش، منبع اقتصادی مهم‌تری نسبت به زمین، کار یدی و یا دارایی‌های مالی است؛ تا حدی که او جامعه آینده را جامعه پساسرمایه داری نام نهاد.

او سپس، درست کمی قبل از اینکه در سال ۲۰۰۵ فوت کند، اظهار داشت که «در قرن ۲۱ افزایش بهره‌وری دانشکاران،مهم‌ترین کمکی است که مدیران می‌توانند ارائه دهند».

حال با توجه به نظریات پیتر دراکر سازمان‌های امروزی را چگونه باید اداره کرد؟ در زیر شش جنبه که باید بیشتر موردتوجه قرار گیرد تشریح می‌شود:

۱- تشخیص اطلاعاتی که موردنیاز است: این اطلاعات است که دانشکاران را قادر به انجام شغلشان می‌کند اما فهم اینکه از خیل عظیم اطلاعاتی که می‌توان به دست آورد کدام‌یک مفید است چالش بزرگی است که باید نخست در مورد آن تصمیم‌گیری شود.


۲- دور ریختن دانش به‌دردنخور: توانایی ایجاد روش‌ها و تولید محصولات و خدمات جدید و نوآورانه از طریق دانش یک جنبه دیگر هم دارد و آن هم فراموش کردن و از کار انداختن دانش‌ها، فرایندها و محصولاتی است که قدیمی شده‌اند و پاسخگوی نیازها و مسائل امروز نیستند. چیزی که صاحب‌نظران آن را «یادگیری معکوس» می‌نامند.


۳- دادن استقلال بیشتر به کارکنان: در اقتصاد دانشی چه‌بسا زیردستان در حوزه تخصصی خود بیشتر و بهتر از مدیران اطلاعات و دانش دارند و ازاین‌رو تصمیم‌گیرندگان بهتری هستند. پس شیوه فرماندهی و کنترل سازمان‌های سنتی که همه قدرت و اختیار را به مدیران می‌داد باید برچیده شود.

۴- ایجاد سازمان یادگیرنده: شاید آسیب‌پذیرترین سرمایه از انواع مختلف آن، همین سرمایه دانشی باشد که درصورتی‌که رشد نکند از بین خواهد رفت. بنابراین فقط در سازمان یادگیرنده است که دانش رشد می‌کند و به‌درستی به کار گرفته می‌شود.

۵- تقویت حس هدفمندی: دانشکاران نمی‌توانند مانند کارگران سنتی صرفاً چند وظیفه جزئی را انجام دهند. آن‌ها در صورتی انگیزه پیدا می‌کنند که بدانند هدف از انجام کارها چیست و بتوانند وظایف خود را به چشم‌اندازها و اهداف عالی‌تری پیوند بزنند.

۶- حساسیت اخلاقی نسبت به آثار اقتصاد دانش محور: در اقتصادی که دانش ابزار اصلی تولید است، ممکن است کسانی که بنابر ماهیت شغلشان چندان دانشی نیستند، دچار تبعیض و محرومیت شوند ولی باید توجه کرد که به قول دراکر «یک کسب‌وکار سالم نمی‌تواند در یک جامعه مریض رشد یابد.

منبع: Harward Business Review 

 

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

  Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.


 
آیا پاورپوینت هنر سخنوری را از بین برده است؟
ساعت ۳:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٦/٧  کلمات کلیدی: پاورپوینت ، سخنرانی ، موفقیت ، مهارتهای نرم
«اگر مطلب را آماده نکرده‌ای مهم نیست، ولی حتماً پاورپوینت درست کن»؛ این توصیه‌ای است که معمولاً برای ارائۀ سخنرانی یا کنفرانس به دیگران می‌کنیم. در سه دهۀ اخیر، فن خطابه تقریباً از بین رفته است. در این شرایط ارائۀ پاورپوینت به‌نظر منطقی‌ترین راه برای سرپوش گذاشتن بر کم‌سوادی و تنبلی است. در شیوۀ سنتی سخنرانی، تسلسل منطقی پایه و اساس گفتار بود اما امروز به لطف پاورپوینت دیگر نیازی به استدلال نیست. فقط کافی است مشتی اسلاید را کنار هم قرار دهید.
 
Image result for business present

اسمارت ست — سلام بر همگی. امروز می‌خواهم از آسیب‌هایی صحبت کنم که سخنرانی‌های پاورپوینتی به نحوۀ تفکر و حرف‌زدن ما وارد می‌کنند. برای به‌تصویرکشیدن این آسیب‌ها، این نوشته را در قالب سخنرانی‌ای پاورپوینتی سامان داده‌ام.

اسلاید بعدی، لطفاً.

برای نزدیک به دوهزار سال، از ایسوکراتس و سیسرون تا قرن نوزدهم، هنر سخنوری در کانون سنت غربیِ تعلیم و تربیت لیبرال بوده است. شهروندی که به‌طور لیبرال آموزش دیده بود، یاد می‌گرفت که به‌طور منطقی استدلال بیاورد و افکارش را برای آگاه‌سازی دیگران یا درصورت لزوم، برای برانگیختن مخاطب به‌شیوه‌ای سنجیده ابراز کند.

اسلاید بعدی، لطفاً.

رابرت گَسکینز و دِنیس آستین زمانی که روی برنامه‌ای به‌نام پِرِزنتر برای شرکت نرم‌افزار فورتات کار می‌کردند، شاید تصور نمی‌کردند زمانی که مایکروسافت امتیاز پاورپوینت را در سال 1987 خریداری کند، آن‌ها به طور ناخواسته سقوط تمدن غرب را رقم زده‌اند.

اسلاید بعدی، لطفاً.

در سه دهۀ اخیر، فن خطابه تقریباً از بین رفته است. سخنرانی‌های سنتی، به‌جز سخنرانی‌هایی تشریفاتی‌، مانند سخنرانی در جشنِ فراغت از تحصیل یا سخنرانی رئیس‌جمهور دربارۀ وضعیت کشور، منقرض شده‌ است. احتمالاً در آینده زمانی خواهد رسید که این دو سخنرانی هم پاورپوینتی خواهد شد.

اسلاید بعدی، لطفاً.

گفته شده است که «خدا انسان را خلق کرد و ساموئل کُلت۱ آن‌ها را برابر کرد». سخنرانی پاورپوینتی هم مثل رولورِ ساموئل کلت، تکنولوژی‌ای دمکراتیک و همسان‌کننده دارد؛ چراکه امتیازاتی را که در گذشته بسیار مهم بوده‌اند، ازبین برده است، مانند خوب‌سامان‌دادن به مطالب در سخنرانی یا به‌دست‌آوردن و نگه‌داشتن توجه مخاطب به‌شکلی استادانه. امروزه شما می‌‌‌‌توانید به‌صرفِ داشتنِ توانایی برای سرهم‌کردن نمایشی اسلایدی، حتی اگر غیرمنطقی و نامفهوم هم حرف بزنید، در شرکت‌‌، دانشگاه، دولت و سازمان‌های غیرانتفاعی ترقی کنید.

اسلاید بعدی، لطفاً.

این اسلاید حاوی تصویری از گربه‌ای ملوس است که اگر نمی‌بود، ارائه و سخنرانی جذاب از آب درنمی‌آمد.

اسلاید بعدی، لطفاً.

اولین قربانیِ سخنرانیِ پاورپوینتی، اولین ممیزۀ خطابۀ سنتی، یعنی سازمان‌دهی گفتار بوده است. در سخنوری سنتی، ممکن بود گفتار بر پایۀ تسلسل منطقی سامان یابد. همچنین می‌توانستیم از صورِ خیال یا مشهورات برای جلب‌توجه مخاطبان در ابتدای سخنرانی استفاده کنیم و به‌جای

اولین قربانیِ سخنرانیِ پاورپوینتی سازمان‌دهی گفتار بوده است
بحثی منطقی و تاریخی، بر اساس اقتضای موضوع، سخن برانیم. اما برای سازمان‌دهی نمایش اسلایدی و پاورپوینتی، استدلالی نیاز نیست. فقط کافی است مشتی اسلاید را کنار هم قرار دهید.

اسلاید بعدی، لطفاً.

سخنرانی پاورپوینتی از طریق گفتاری مشخص برای مخاطبانی مشخص، سخن‌پردازی را از وجود سخنور، رهایی بخشیده است. همین که مجموعۀ اسلایدهای شخصی‌تان را گردآوری کردید، می‌توانید برای سخنرانی دربارۀ هر موضوعی با ترکیب مجدد و دلبخواه، اسلایدها را کنار هم قرار دهید. کسی شما را برای نمایش اسلایدهای معیارتان ملامت نمی‌کند؛ چراکه سخنرانان دیگر نیز همین کار را می‌کنند. بالأخره هرچه باشد، در میان کودن‌ها هم چیزهایی برای تفاخر وجود دارد.

اسلاید بعدی، لطفاً.

این اسلاید حاویِ آن دسته کارتون‌هایی است که برای جذابیت اسلایدهای پاورپوینتی به کار می‌رود.

اسلاید بعدی، لطفاً.

یکی دیگر از تأثیرات مهلک پاورپوینت تقویت این فرضیه است که گوش‌دادن به دیگران در قیاس با دیدن چیزها، هرچیزی، روی صفحۀ نمایش، کسالت‌بار است. اگر به موزه‌های هنر رفته باشید که صفحۀ نمایش تلویزیونی دارند، متوجه خواهید شد که بسیاری از بازدیدکنندگان، اگر نه تمام آن‌ها، دور تلویزیون جمع شده‌اند و از آثار هنری اصلی‌ای که روی دیوار نصب شده‌اند، غافل‌اند. حال چندین نسل بشر از نورگرایی۲ رنج خواهند برد. از نورگرایی با عبارت «اعتیاد به ویدئو»۳ هم یاد می‌شود: فشار و وسواس غیرقابل‌اجتناب برای توجه به صفحه‌های روشن. تکنولوژی درواقع در حال تبدیل‌کردن ما به نوعی بید یا سوسک است.

اسلاید بعدی، لطفاً.

از دیگر آثار سوءِ پاورپوینت، تشویق ناخواسته به چندکارگی۴ است که همان مفهوم مدرن‌شدۀ «بی‌توجهی‌کردن» است. علت این موضوع از ضعف خودِ پاورپوینت نشئت می‌گیرد. تقریباً تمام ارائه‌دهندگان، سخنرانی خود را در اسلایدهای پاورپوینت می‌نویسند. این ضعف مربوط به اختلافی زمانی است که بین مخاطب و سخنران برای خواندن کلمات روی پرده وجود دارد. همچنین ازآنجاکه ارائۀ آهسته‌وپیوسته، بخشی از فرهنگ پاورپوینت است، در اغلب موارد افراد می‌توانند همۀ مطالب اسلاید را بخوانند و دوباره به آیفون یا کامپیوترشان برای وارسیِ ایمیل‌ یا آب‌وهوا یا بازار سهام مشغول شوند؛ پیش‌ازاینکه سخنران بالأخره درنهایت بگوید:

اسلاید بعدی، لطفاً.

مسئلۀ زمان در سخنرانی پاورپوینتی از مصائب دیگر است. تجربۀ نگارنده این است که در سخنرانیِ معمولیِ آکادمیک، مقامات دولتی یا فعالان اجتماعی که پنج دقیقه زمان دارند، حداقل پنجاه اسلاید پاورپوینتاز پیش حاضر می‌کنند. این به آن معنی است که به‌طور متوسط ده اسلاید در دقیقه یا ‌یک اسلاید در هر شش ثانیه به نمایش درمی‌آید. اگر اسلاید صرفاً حاویِ همان مطالب سخنران باشدکه اکثراً
یکی از تأثیرات مهلک پاورپوینت تقویت این فرضیه است که گوش‌دادن به دیگران در قیاس با دیدن چیزها، کسالت‌بار است
همین‌طور است و نیز سخنران به رسم آهستگی‌و‌پیوستگیِ پاورپوینت پایبند باشد، دبیر پَنِل به سخنران اشاره خواهد که پنج دقیقۀ شما تمام شده است و در این زمان سخنران ناله خواهد زد: «اما بسیاری از اسلایدهای من باقی مانده است!»

اسلاید بعدی، لطفاً.

این اسلایدْ گراف نوسانات قیمت گاز طبیعی است که ضمناً هیچ ارتباطی به سخنرانی من ندارد؛ امّا احساس کردم بدون گراف سخنرانی‌ام چیزی کم خواهد داشت.

اسلاید بعدی، لطفاً.

۱) برخی اوقات مطالب اسلایدهای پاورپوینت شماره‌گذاری شده‌اند.
۲) مثل همین که ملاحظه می‌فرمایید.
۳) شماره‌ها ابداً معنایی ندارد.
۴) امّا آکادمیک و مهم به نظر می‌رسند.
۵) به این معنی که نشان‌دهندۀ نکات عدیده‌ای هستند.

اسلاید بعدی، لطفاً.

باز هم یک گراف بی ارتباط دیگر. این یکی را که دربارۀ میزان برقراری تماس تلفنی از راه دور ‌در زمان تعطیلات است، باید به هر زوروضربی شده، نمایش می‌دادم. من خیلی نگرانِ این شده بودم که از جذابیت‌های بصری استفاده نکرده باشم.

اسلاید بعدی، لطفاً.

داشت یادم می‌رفت دربارۀ لیزر مخصوصِ اشاره به مطالب صحبت کنم. افراد می‌توانند زمانی که از روی اسلایدهای پاورپوینت می‌خوانند، با لیزر به آن اشاره کنند. با این فن شما می‌توانید همراه با مخاطبتان متن را بخوانید؛ هرچند امکان دارد شما آن‌قدر آهسته بخوانید که مخاطب پیش از شما کل متن را اسکن کرده و مشغول بررسی ایمیل‌هایش شده باشد.

اسلاید بعدی، لطفاً.

این عکسی از معلم کلاس دومم در دهۀ ۱۹۶۰ است. او ریاضیات پایه را با استفاده از ویدئوپروژکتور به ما یاد می‌داد؛ اگرچه تصور می‌کنم که اگر او از گچ و تخته‌سیاه هم استفاده می‌کرد، به همین میزان تأثیرگذار می‌بود. اما گچ‌ و تخته‌سیاه دیگر تکنولوژیِ پیشرفته‌ای در زمانۀ سفر به ماه و مدل موهای کلاه‌کاسکتی۵ محسوب نمی‌شد.

اسلاید بعدی، لطفاً.

این دیاگرامی از یک بالاتاب۶ است که همان کارایی پاورپوینت را در دهۀ ۱۹۵۰ داشته است.

چی؟ زمانم تمام شده؟ اما من سی اسلاید دیگر برای نمایش داشتم!

 


پی‌نوشت‌ها:

منبع: ترجمان
* این مطلب در تاریخ ۲۳ ژوئن ۲۰۱۶ با عنوان PowerPoint Makes Us Stupid در وبسایت اسمارت ست منتشر شده است.
*‌ مایکل لیند (Michael Lind) نویسندۀ سایت اسمارت سِت و همکار نیو امِریکا در واشینگتن‌.دی.‌سی است. او همچنین مؤلف کتاب ارض موعود؛ تاریخ اقتصادیِ ایالات متحدۀ امریکاست.
[۱] samuel colt
ساموئل کلت مخترع امریکایی هفت‌تیر است.
[۲] Phototropism
در زیست‌شناسی حرکت یا رشد یک ارگانیسم در واکنش به نور را نورگرایی یا فوتوتراپیسم می‌گویند.[ویکی پدیا]
[۳] vidiocy
[۴] multitasking
[۵] helmet hair
[۶] Overhead projector
پروژکتور آموزشی یا بالاتاب (برابر فرهنگستان زبان) دستگاهی است که تصاویر و نوشته‌هایی را که روی صفحه‌ای از طلق شفاف چاپ شده است، بر پرده‌ای عمودی به نمایش درمی‌آورد. آموزگار یا ارائه‌دهندۀ گزارش می‌تواند حین نمایشِ این صفحات روی پرده، با ماژیکی مخصوص توضیحات اضافی دیگری را نیز روی صفحات طلقی بنویسد تا حاضران آن‌ها را روی پرده ببینند.[ ویکی پدیا]

 

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

  Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.



 
۵ درسی که از برترین برندهای اینستاگرام می‌توانیم یاد بگیریم
ساعت ٢:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٥/۱۳  کلمات کلیدی: اینستاگرام ، بازی ، برند ، شبکه های اجتماعی

۵ درسی که از برترین برندهای اینستاگرام می‌توانیم یاد بگیریم

۵ درسی که از برترین برندهای اینستاگرام می‌توانیم یاد بگیریم

اینستاگرام به دلیل فیلتر نبودن جزو محبوب‎‌تری شبکه‌های اجتماعی در سطح جامعه ما بوده، به‌همین دلیل نسبت به سایر شبکه‌های اجتماعی با استقبال بیشتری مواجه شده است است. البته دلایل بسیار زیادی برای محبوبیت اینستاگرام وجود دارد، یکی از این دلایل هم فیلتر نبودن آن است. گزارشات نشان می‌دهند که بالغ بر نصف برندهای جهان هم‌اکنون در اینستاگرام فعالیت دارند. نه تنها برندهای ایرانی بلکه بسیاری از برندهای مشهور مثل نایکی، دیزنی، استارباکس، فوت‌لاکر، پابایکس و … .

نایکی 5 برابر استارباکس دنبال‌کننده دارد، اما استارباکس برنده‌ی اصلی بازی است چون تعامل بالایی با مخاطبان دارد. پابلیکس، به دلیل رشد قابل توجه مخاطبانش شناخته شده است (افزودن ۳۰،۰۰۰ فالوور) ، فوت لاکر اغلب پست می‌گذارد (۱،۲۷۴ عکس و ۳۳۸ ویدئو) و شرکت والت دیزنی به دلیل تعاملات ویدئوهایش (۷ میلیون) به شهرت رسیده است.

بدیهی است که این برندها محبوبیت خود را به صورت ذاتی در اینستاگرام به دست نیاورده‌اند، آن‌ها محصولاتی تولید می‌کنند که از لحاظ بصری واقعا قدرتمند هستند.

بنابراین چه چیزهایی می‌توان از ۲۵۰ برند بزرگ جهان در اینستاگرام آموخت؟ ما حساب کاربری برندهای موفق در اینستاگرام را مورد بررسی قرار داده‌ایم و در این مقاله سعی داریم نتایج مختلفی که از این برندها کسب کرده‌ایم را تجزیه و تحلیل کنیم.

 

 

۱) لایک‌های صفحه‌ی اینستاگرام در تعاملات برندها موثرند لایک‌های صفحه‌ی اینستاگرام

اینستاگرام ابزاری است که برای تعاملات طراحی شده، نه فقط یک بستر عمومی برای واکنش.

در اینستاگرام همه چیز به میزان لایک بستگی دارد؛ ۹۸.۹ درصد تعاملات برندها لایک‌ است و فقط ۱.۱ درصد مشتریان کامنت می‌گذارند.

بنابراین چون اینستاگرام بیشتر برای تعاملاتی مثل لایک ساخته شده، فقط کافیست تصاویر فوری و تاثیرگذار ارسال کنید تا لایک بگیرید.

 

 

۲) اکثر برندهای موفق سه‌شنبه و چهارشنبه پست می‌گذارند

برندهای موفق سه‌شنبه و چهارشنبه پست می‌گذارند

 اکثر برندهای موفق در اینستاگرام پست‌های خود را بین شنبه تا پنج‌شنبه آپلود می‌کنند، اما طبق تحقیقات روزهای سه‌شنبه تا چهارشنبه بیشترین پست‌ها ارسال می‌شوند. هم‌چنین در طول روز برندها ترجیح می‌دهند از ساعت ۹ صبح تا ۹ شب پست بگذارند. جالب است بدانید بیشترین بازدید اغلب در طول ساعات ۱۱ صبح تا ۲ بعد از ظهر اتفاق می‌افتد.

 چه زمانی در اینستاگرام پست بگذاریم

 

 

۳) بهترین روز و زمان برای پست گذاشتن در اینستاگرام

اگرچه سه‌شنبه‌ها و چهارشنبه‌ها جزو محبوب‌ترین روزها هستند، جمعه یک مزیت کوچک نسبت به این روزها دارد و آن هم این است که رقابت در این روز به دلیل تعطیل بودن کم است.

انتشار پست‌ها در محدوده‌ی ۱۰ شب تا ۳ نیمه شب بالاترین تعاملات را ایجاد می‌کند. پست‌های منتشر شده در این زمان چیزی حدود ۶.۱۵ تا ۸.۷۸ درصد تعاملات را افزایش می‌دهند. توصیه می‌شود از انتشار پست در ساعات ۴ صبح تا ۱۱ صبح و ۱۱ صبح تا ۴ بعدازظهر خودداری کنید.

با این حال و با وجود تمامی این گزارش‌ها، اشتراک‌گذاری مطالب در اینستاگرام بستگی به هدف و شکل صنعت شما دارد که چگونه محتوای خود را مدیریت کنید. زمان‌های مختلف را می‌توانید مورد ارزیابی قرار داده و پربازدیدترین آن‌ها را برگزینید.

 

۴) هشتگ و پرسیدن سوال در کپشن باعث افزایش تعاملات می‌شوند

تاثیر سمبل‌ها در تصاویر

اگر می‌خواهید تعاملات خود را افزایش دهید، باید این را در نظر بگیرید که به پست خود  علامت سوال و هشتگ اضافه کنید.

با این حال باید از علامت تعجب خودداری کنید.

هرچند در اینستاگرام اغلب افراد کمتر از ۱ درصد به شکل دوطرفه صحبت می‌کنند. اما همواره باید نکته‌های بالا را به مورد توجه قرار داد.

 

۵) برندها اکثراً هشتک  #nofilter را ترجیح می‌دهند

 فیلترهای اینستاگرام

۸۹٪ از پست برندها شامل این هشتگ هست. بااین حال، تحلیل و بررسی‌ها نشان می‌دهد، برندها با استفاده از فیلتر نیز می‌توانند نظرات بیشتری را به خود جلب کنند. در حالی که  nofilter محبوب‌تر از بقیه است.

کدام فیلتر در اینستاگرام محبوب‌ترین است؟ Mayfair (فیلتر هشتم)، Hefe ( فیلتر نهم ) و Ludwig ( فیلتر پنجم)، از محبوب‌ترین و پرکاربردترین فیلترها به شمار می‌روند.

از این فیلترها استفاده کنید و ببینید چه تاثیری روی تعاملات شما در اینستاگرام خواهد گذاشت.

منبع: خبر رسمی پ

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

  Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.


 
← صفحه بعد