آفتاب ایرونی

این وب لاگ با هدف ایجاد مرکزیتی برای اطلاع رسانی و ایجاد ارتباط در محیط مجازی برای مدیران،مشاوران، متخصصین و پژوهشگران جهت هم افزایی و اثر گزاری در این حوزه مدیریت ایجاد شده است.و شامل یادداشت های از مدیریت فناوری اطلاعات، بانکداری، مدیریت اجرایی،مدیریت استراتژی، مدیریت برند، مدیریت روابط عمومی،مدیریت دانش، تعالی سازمانی، بهره وری، کارآفرینی، روانشانسی، اجتماعی و خانواده می باشد. و آفتاب ایرونی اشاره به اندیشه و قدرت مدیران و متخصصین ایرانی دارد.

چگونه عاشق شنبه ها اولین روز کاری هفته شویم!؟

اگر از جمله افرادی هستید که علاقه زیادی به شغل خود ندارند و یا حتی ممکن است به نهایت آنچه از شغل خود انتظار دارند رسیده باشند، صبح شنبه‌ها می‌تواند عذاب‌آورترین روز هفته و یک کابوس بی‌مثال برای شما باشد.

روشی ساده برای رهایی از این امر می‌تواند پیداکردن یک شغل دیگر باشد اما به نظر می‌رسد همچنان روش‌هایی برای احیای میل و رغبت شما به انجام و ادامه کار وجود داشته باشد.اگر از جمله افرادی هستید که صبح شنبه در نهایت بی‌میلی از تختواب بیدار می‌شوید و در محل کار نیز تمام تلاش خود را می‌کنید تا جلوی گریه‌های از سر! افسردگی خود را بگیرید، راهکارهای زیر می‌توانند شما را یکی از عاشقان صبح‌ شنبه کنند.

برداشتی کامل و واضح از انتظارات خود داشته باشید

تصورکنید که انتظارات و برداشت‌هایی از شغل خود داشته باشید که به‌هیچ وجه واقع‌گرایانه نیستند. این تصورات می‌توانند باعث بی‌میلی شما نسبت به انجام شغل شوند. به عنوان یک راهکار سعی کنید صحبتی با مدیر یا مسئول ذیربط داشته باشید و انتظارات خود از شغل و انتظارات وی از شما را با یکدیگر در میان بگذارید.

شاید آنچه شما قصد دارید انجام دهید، دقیقا آن‌چیزی نیست که شرکت یا سازمان، شما را برای انجام آن استخدام کرده است. با این اوصاف می‌توانید روشی برای درک بهتر از شرح شغل خود برای برآورده‌کردن نیازهای خود و شرکت بیابید.

 

یافتن راهی به منظور یادگیری مهارت‌های جدید

اگر به یادگرفتن مهارت‌های جدید ادامه دهید، مطمئنا در جای ثابت درجا نخواهید زد. در صورتی که تصور شما از شرکت محل کارتان همانند یک دانشگاه یعنی مکانی برای گرفتن واحدهای درسی مختلف باشد و شغل خود را همانند یک کلاس درس درنظر بگیرید، مطمئنا احساس بهتری خواهید داشت. همواره در نظر داشته باشید که در هر شغلی، چیزی برای یادگرفتن وجود دارد.

مدنظر قراردهید که چه مهارت‌هایی می توانند به بهبود شرایط شما کمک کنند. یک تکنولوژی جدید یا بهبود شرایط حرفه‌ای شغل شما می‌تواند از این دسته راهکارها باشد. افراد اغلب به این علت که تصور می‌کنند همه موارد مرتبط با شغل خود را تمام و کمال انجام داده‌اند، شغل خود را دوست ندارند، دقیقا در این نقطه ممکن است احساس افسردگی کنید. فرض کنید که ۳۵ سال از عمر شما گذشته و اکنون با خود می‌اندیشید که آیا ۳۰ سال باقی‌مانده از عمر من نیز به همین منوال خواهد گذشت؟ ثبت‌نام در کلاس‌های مختلف و یا شرکت در کنفرانس‌ها راه‌حل‌هایی ایده‌ال برای ایجاد دوباره حس اشتیاق به کار در شما هستند و از سوی دیگر به افزایش میزان مهارت شما نیز کمک خواهندکرد.

با افراد مرتبط با شغل خود در ارتباط باشید

آیا تاکنون اندیشیده‌اید که آنچه شما انجام می‌دهید چه تاثیری در دنیای واقعی دارد؟ ایجاد رابطه با افراد مرتبط و دریافت‌کننده خدمات شما می‌تواند به درک ارزش و اهمیت کار شما در زندگی افراد دیگر کمک کند. عمده کاری که ما امروزه انجام می‌دهیم، نوشتن در محیط کار است اما این نوشتن ساده چه تاثیری در زندگی واقعی دارد؟ ارتباط با افراد ورای فعالیت‌های شرکت می‌تواند به کشف اشتیاق و علاقه شما به شغلتان کمک کند.

محیط اطرافتان را با افراد علاقمند به کارشان پرکنید

احساسات، واگیردار هستند! افرادی که از شغلشان تنفر دارند این حس منفی را در دیگران نیز القا می‌کنند، این در حالیستکه افرادی که از شغلشان رضایت دارند، خوشحالی و شادمانی را به دیگران نیز انتقال می‌دهند. اگر می‌خواهید حس مثبت نسبت به شغل خود را افزایش دهید، به افرادی که در کنار شما حضور دارند و افکار و اخلاقی که به محل کار می‌آورند بنگرید.

اگر با وجود استفاده از روش‌های بالا همچنان خشنود و راضی نیستید شاید وقت یک جابجایی رسیده باشد. اگر فاصله میان انتظارات شما و توقعات شرکت پرشدنی نیست، اگر در کلاس‌های مختلف و کنفرانس‌های مختلف شرکت‌کرده‌اید و همچنان در محل کار احساس رضایت ندارید، اگر کنترل کاملی بر روی اخلاق و رفتارتان داشته‌اید و همچنان با احساس کسالت در صبح شنبه‌ها از تخت بیرون می‌آیید، زمان، زمان تغییر شغل است.

 

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.

+   سید محمد طباطبایی ; ٧:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٢/٧

مصرف‌کنندگان واقعا چگونه تصمیم می‌گیرند؟

سادگی قابل‌توجهی در پس تصمیمات مصرف‌کنندگان دیده می‌شود، اینکه آنان تصمیم‌گیرندگانی منطقی هستند که بینشی کامل نسبت به عوامل تعیین‌کننده انتخاب‌هایشان دارند. اما فرآیند تصمیم‌گیری مصرف‌کنندگان به‌سادگی یک بازی و قواعد شناخته شده آن نیست.


عوامل متعددی که اغلب چندان مرتبط هم به نظر نمی‌رسند تاثیرات بسزایی بر انتخاب و نوع مصرف مصرف‌کنندگان دارند اما درحالی‌که اغلب مدیران بازاریابی از این پیچیدگی خبر دارند، از روش‌ها و بینش‌های ساده و خطی برای بررسی فرآیند انتخاب مشتریان خود بهره می‌گیرند.

سنگ بنای باور
ذهن یک خریدار یک تخته سنگ پاک نیست. بدون شک اطلاعات و تجارب کسب شده فرد در تضاد با باورهای وی قرار دارند. اطلاعاتی که در تضاد با باورهای انسان باشند به احتمال زیاد رد خواهند شد. حتی تجارب ما نیز از این قاعده مستثنی نیستند. درک عمیق‌تر باورهای انسان، رهبران بازاریابی را در حل چالش‌های مشترک و معمول بازاریابی یاری می‌کند. یک فروشگاه مواد غذایی را در نظر بگیرید. باور مصرف‌کننده نسبت به مصرف مواد غذایی سالم مانع بزرگی بر سر انتخاب وی برای خرید است. اگر چنین باورهایی در دسته باورهای اصلی افراد باشند، ممکن است بتوانند سطح رضایت مصرف‌کننده و احتمال خرید مجدد کالایی را تحت‌تاثیر قرار دهند. مشکل بد بودن کالا نیست، مشکل اصلی این است که باورهای مصرف‌کننده تا حدی قوی است که بر تجارب شخصی تقدم پیدا می‌کند.بینش‌های این‌چنینی می‌تواند فرصت‌هایی برای تاثیرگذاری بیشتر بر مصرف‌کننده فراهم کند.

برای مثال باورهای مصرف‌کنندگان درخصوص ارتباط میان بسته‌بندی وکیفیت محصول بسیار تاثیرگذار است. انتقال اطلاعاتی درباره ماهیت محصول، فرآیند تولید و مواد اولیه خاص مورد استفاده در تولید آن نیز می‌تواند دید مصرف‌کننده نسبت به محصول را تغییر دهد، به همین دلیل بازاریابی مبتنی بر اقتصاد رفتاری باید بر سرچشمه باورهای انسان و نحوه دخالت آنها در شکل‌گیری رفتارهای مصرف‌کننده تمرکز داشته باشد. یکی از ساده‌ترین اقداماتی که شرکت‌ها می‌توانند در مسیر آشکارسازی باورهای مذکور انجام دهند، امکان کاربرد مرتبط پژوهش‌های ساده شهودی به‌منظور شناسایی شکاف‌های موجود میان باورهای مصرف‌کننده درخصوص محصول و رفتار حقیقی آنان است. این شکاف‌ها اغلب باورهای ناشناخته‌ای را آشکار می‌سازند که سازمان باید به آنها بپردازد و ازآنجایی که مصرف‌کنندگان به‌طور کلی نمی‌دانند چگونه تحت‌تاثیر نشانه‌های اتفاقی قرار می‌گیرند، انجام مصاحبه‌های سنتی و ایجاد گروه‌های کانون به ندرت منجر به ایجاد چنین فرصت‌هایی می‌شوند.

تشریح اهداف
بازاریابان باید در رابطه با این باور که تمامی نیازهای مصرف‌کنندگان نسبتا ثابت و در طول زمان پایدار هستند، تجدید نظر کنند. با اینکه مصرف‌کنندگان نیازهای خاصی دارند اما قدرت نسبی و میزان تاثیرگذاری این نیازها بسته به هدف تعیین شده مثل پدر یا مادر خوب بودن، تناسب اندام یا ایجاد یک احساس خوب، متغیر است. اهداف پویا به‌طور مستقیم بر نوع اطلاعاتی که مصرف‌کنندگان  به آنها توجه دارند تاثیر می‌گذارد، به همین دلیل بسیاری از پروژه‌های تبلیغاتی به‌دلیل عدم تمرکز بر گروه‌های مخاطب مناسب با شکست مواجه می‌شوند.
بازاریابی هدفمند به انتخاب‌هایی ختم می‌شود که نحوه تحقق آن به‌تازگی برای پژوهشگران قابل درک بوده است. برای نمونه، تعیین مخاطب و هدف ورزشی می‌تواند منجر به فروش نوشیدنی‌های مخصوص ورزشکاران حتی در میان گروهی شود که برنامه یا تصمیم خاصی برای تمرین و انجام فعالیت‌های ورزشی ندارند. مهم‌تر از همه اینکه تعیین هدف، درهای بسیاری را به روی عوامل موقعیتی فراوانی می‌گشاید که قادر هستند ذهنیت مشتری را دگرگون سازند.

فشار مصرف‌کننده
مطالعات جدید تعیین کننده به نظر می‌رسند. بر این اساس افراد زمانی اقدام به انتخاب‌های متفاوت می‌کنند که قبلا مجموعه‌ای از انتخاب‌ها را انجام داده باشند (هرچند غیرمرتبط). علاوه‌بر این زمانی که مصرف‌کننده تحت‌فشارهای زیادی قرار گرفته باشد تصمیمات بسیار متفاوتی اتخاذ می‌کند. بازاریابان نمی‌توانند خستگی یا فشار زمانی وارده بر مصرف‌کننده را مدیریت کنند اما درک تاثیرات این قبیل عوامل فرصت‌های قابل‌توجه ارزش‌افزایی را پیش‌روی آنان قرار می‌دهد.
تولیدکننده یک محصول مصرفی در نظر داشت کالای مشهوری را با طراحی جدید و در قالب محصولی جدید، با قیمت پایین‌تر و با هدف رقابت با رقبا طراحی کند. مراحل اولیه مطالعات از عرضه آزمایشی نشان داد مشتریان در قالبی کنترل شده اقدام به خرید این محصول می‌کنند. نتایج چندان راضی کننده نبودند؛ هر یک از مشتریان به محصول ارزان‌تر و غنی‌تر رقیب روی آوردند. شرایط واقعا گیج‌کننده بود. ب
ه نظر شما چه چیزی عامل این ناهماهنگی بود؟
پاسخ ساده است، محدودیت‌های زمانی. مشتریان در فروشگاه‌ها به سرعت و بدون وقفه به دنبال محصولاتی می‌روند که در طبقه خود مشهورترین هستند و فقط زمانی به محصولات دیگر توجه می‌کنندکه گزینه اول قابل قبول و راضی کننده نبوده باشد. این بینش توانست استراتژی شرکت مذکور را تغییر دهد.
زیباتر کردن کالایی مشهور با هدف جلب توجه بیشتر مشتری گزینه خطرناکی است و پتانسیل «قابلیت شناسایی» از سوی مصرف‌کننده را از دست می‌دهد. در عوض این شرکت تصمیم گرفت رویکردی دوگانه را در پیش بگیرد: ایجاد تغییرات جزئی در طراحی این محصول و از سویی طراحی مجدد محصولات کمتر شناخته شده برای رقابت با محصولات ارزان‌تر برندهای رقیب.

کسب ارزش
استفاده از مزایای اقتصاد رفتاری مستلزم چند تعهد است. فقط از طریق آزمایش محصولات واقعی با مصرف‌کنندگان حقیقی در موقعیت‌هایی در دنیای واقعی است که می‌توان نسبت به درک رفتار مصرف‌کننده امید داشت. درحالی‌که بسیاری از بنگاه‌های اقتصادی این نوع آزمایش را پرهزینه و پیچیده قلمداد می‌کنند اما به باور ما بهتر است تلاش‌ها حول فعالیت‌هایی صورت گیرد که به بینش‌های مهم و معتبر ختم می‌شود و البته راه را برای فعالیت‌های بلندپروازانه باز می‌کند.
در صورت پذیرش چنین تعهداتی است که کاربرد اقتصاد رفتاری منافع چشمگیری را برای شرکت‌ها به ارمغان خواهد آورد.

منبع: دنیای اقتصادمترجم: فریباولیزاده

 

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.

 

 

+   سید محمد طباطبایی ; ٩:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٢/۳

هفت بهانه برای عدم تفویض اختیار

همه خواستار تفویض اختیار هستند، به گونه ای که وقتی صحبت از تفویض مسئولیت می شود اغلب دوست دارند که قدرت کاری و دایره نفوذ خود را افزایش دهند و این یک امر عمومی است و ممنوعیتی ندارد. به محض اینکه این موضوعات جدی می شوند، مدیران به واقع در صدد بر می آیند اثبات کنند که چنین موضوعی اساساًً عملی نمی شود.

 

 

در این باره هفت بهانه که اغلب مطرح می شوند عبارتند از:

  •  کارکنان هنوز کار بسیاری برای انجام دادن دارند.
  •  کارکنان توان انجام دادن آن را ندارند.
  •  کارکنان نمی خواهند آن را انجام دهند.
  •  کسی نیست که کار را به او واگذار کنم.
  •  من قدرت چنین کاری را ندارم.
  •  وقت برای توضیح آن ندارم.
  •  بهتر است خودم آن را انجام دهم.

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید. 

+   سید محمد طباطبایی ; ٩:٢۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٢/۳

تست خودشناسی

آزمون خودشناسی (تست خودشناسی)

 خودشناسی چیست؟

خودشناسی یک راه است. یک مسیر است. یک پروژه نیست . پروسه ای است که در طول زمان می بایست طی شود.
خیلی از افراد راه عملی و درستی در جهت رسیدن به خودشناسی نمی شناسند و تنها در مواقع لزوم در جهت پرداختن به بخشی از نیاز واقعی روح خود از آن دم می زنند.
راهی را که ما به آن رسیدیم و به عنوان نقشه راه به شما معرفی می کنیم به این ترتیب است که در ابتدا می بایست انسان در جهت شناخت خویش به یک حس واقعی برسد.
حسی که از اعماق وجود انسان نشات گرفته شده باشد.
یک احساس نیاز واقعی و عطش فراوان در جهت شناخت خود.
اگر فردی به این مرحله رسیده باشد آن زمان است که می توانیم به او تبریک بگوییم و نقشه راه را به او نشان بدهیم.
نقشه راه از این قرار است.
کسب دانش در زمینه شخصیت و ذات خود.
هر انسانی دارای یک شخصیت منحصر به فرد است که او را از دیگر افراد کاملا متمایز می کند.
این شخصیت شامل ویژگی های متفاوت فردی و نقاط قوت و ضعف و حالات و رفتارهای متفاوت و خرد و دانش و کردار متمایز نسبت به سایر افراد است.
مجموع این ویژگی ها شخصیت یک انسان را می سازد.
شخصیتی منحصر به فرد که خداوند از آدم تا خاتم تنها یک نمونه از آن را آفریده و فقط و فقط یک تکلیف برای شخصیت او تعریف کرده است.تکلیفی خاص که تنها از عهده همان فرد با همان خصوصیات و شخصیت بر می آید و نه کس دیگری.
این مجموعه ویزگی ها که از آن تحت عنوان شخصیت نام بردیم و این تکلیف ، از زمان بسته شدن نطفه در وجود و نهاد انسان توسط خداوند قرار داده می شود.
حال وظیفه آدمی چیست ؟
وظیفه ما این است که به دنبال کشف این شخصیت و تکلیف بر آئیم و این میسر نیست جز خودشناسی.
ما راه حل عملی و کاربردی در جهت رسیدن به این مرحله و گذار از آن به شما معرفی می کنیم.
آن راه حل آشنائی با علم تیپ شناسی شخصیتی یا نوع شناسی شخصیتی است که از ان تعبیر به تیپ های شخصیتی می کنیم.

فراگیری این دانش به شما کمک می کند بفهمید که هستید و چه شخصیتی دارید و برای انجام چه کاری پا بر عرصه این خاک نهاده اید .
رسیدن به این شناخت موجب خودشکوفائی انسان می شود.
طبق هرم سلسله مراتب نیازهای انسان که توسط آبراهام مازلو روانشناس انسان گرا بنیان گذاشته شد ، مرحله خود شکوفایی در راس این هرم قرار دارد.

برای رسیدن به مرحله خودشکوفایی می بایست ۴ مرحله طی گردد.

  • مرحله اول برطرف کردن نیازهای جسمانی است.
  • مرحله دوم برطرف کردن نیازهای امنیتی و احساس ارامش است.
  • مرحله سوم مرحله برطرف کردن نیازهای دوست داشتن و تعلق خاطر است.
  • مرحله چهارم برطرف کردن نیاز به رضایت است.

نیاز رضایت یا احساس رضایت نیازی است که با پشت سر گذاشتن مراحل ابتدایی هرم حاصل می شود و با تامین شدن نیازهای اولیه انسانی یه این مرحله می رسیم.
رسیدن به این مرحله مقدمه ای است در جهت رسیدن به مرحله خودشکوفایی.
در این مرحله انسان می بایست به رضایت درونی برسد و دارای اعتماد به نفس باشد و اقتضائات دنیای بیرونی خود را تامین کند و مورد احترام قرار گیرد و به دیگران احترام بگذارد.
این مرحله مرحله ایست که انسان باید به خویشتن شناسی بپردازد تا تکلیف خود را با خود روشن کند.
بدون پرداختن به خودشناسی امکان رسیدن به مرحله خودشکوفایی وجود ندارد.
رشد شخصی انسان در گرو رسیدن و پرداختن به خودشناسی و رسیدن به مرحله خودشکوفایی است.
ما در این مرحله به کمک شما می آئیم
به شرطی که شما آمادگی لازم را داشته باشد
و  بخواهید حال به این موارد توجه کنید و به سوالات زیر پاسخ دهید
۱- آیا دوست دارید که ارتباطات زیادی داشته باشید
یا
ترجیح می دهید که بیشتر با خود وقت صرف کنید ؟
۲- آیا از اینکه به مهمانی بروید ذوق می کنید
یا
وقتی پا به مهمانی می گذارید از اینکه آنجا تا این حد شلوغ است کلافه می شوید و به گوشه ای پناه می برید و تنها با یک یا دو نفر از کسانی که می شناسید مشغول به صحبت می شوید ؟
۳- آیا دوست دارید در محیطی کار کنید که همکاران زیادی داشته باشید
یا
ترجیح می دهید کاری انجام دهید که نیازمند تعامل با دیگران نباشد ؟
۴- آیا انرژی

خود را از دیگران می گیرید
یا
انرژی خود را از بودن با خود و وقت صرف کردن با خود به دست می آورید ؟
پاسخ به این سوالات مشخص می کند که شما چه ترجیحی در ارتباط برقرار کردن با دنیای اطراف خود دارید .
آیا برون گرا هستید یا درون گرا ؟
برون گرایی و درون گرایی بعدی از ابعاد تیپ شخصیتی شماست

آزمون تیپ شناسی – حسی
حال به بررسی یکی دیگر از ابعاد تیپ شخصیتی امان می پردازیم
قلم و کاغذی بر دارید و به سوالات زیر نمره ی صفر و یک دهید
یعنی اگر در مورد شما صدق می کرد، نمره ی یک و اگر در مورد شما درست نبود، نمره ی صفر را منظور کنید
۱- دوست دارم عملی و واقع بین باشم.
۲- من به آمار و ارقام بیش از نظریه توجه می کنم.
۳- من کارهایم را دوست دارم که کاربرد عملی داشته باشد و نتایج ملموس تولید کند.
۴- دوست درم حرف بزنم، بشنوم و تفسیر کنم.
۵- من مشاهده‌گر خوبی هستم. به اطرافم نگاه می کنم و اغلب جزئیات را به خاطر می سپارم.
۶- پروژه‌های دستی مثل ساختن مدلهای اتومبیل، سوار کردن چیزها یا سوزن دوزی را دوست دارم.
۷- دوست دارم از مهارتهایی که دارم استفاده کنم و آنها را بهتر کنم.
۸- من از اینجا و اکنون لذت می برم.
۹- من به تجربه شخصی خود از چیزهای واقعی و مشخص، اعتماد می کنم.
۱۰- به جای توجه به آینده دور به آنچه در دست است توجه دارم.
پاسخ به این سوالات یکی دیگر از بعد های شخصیت شما را مشخص خواهد کرد
اینکه شما در دریافت اطلاعات از دنیای اطراف حسی هستید و از حواس پنج گانه استفاده می کنید یا خیر

در بحث تیپ های شخصیتی آنچه که حائز اهمیت است این است که شما بتوانید به درک درستی از جنبه های مختلف شخصیت خود نائل شوید
این کار نیازمند این است که بتوانید دوره های مختلف زندگی خود را بررسی و مرور کنید
مثلا دوران کودکی خود را مد نظر آورید و ببینید که از چه چیزهایی خوشتان می آمده و از چه چیزهایی نه
به دوران مدرسه ی خود توجه کنید و ببینید که چه کارهایی را دوست داشتید انجام بدهید و از چه کارهایی حذر داشتید
دوران تحصیلات متوسطه ی خود را به یاد آورید و ببنید که چه فعالیت هایی رغبت شما را بر می انگیخت و کدام موارد باعث دلسردی شما می شد
و همینطور برای دوران دانشگاه و بعد از آن
در واقع می توانیم اینگونه بگوییم که یک ورق سفید را از وسط به نیمه تقسیم کرده و یک سمت خوش آمدنی ها را لیست کنید و یک سمت بد آمدنی ها
این کار را برای هر مقطع جداگانه انجام دهید
بعد از اتمام این کار، شما لیست کاملی از علائق خود دارید و همچینین لیست کاملی از ناخوش آمدنی ها
در واقع علائق شما نقاط قوت شما را تشکیل می دهند و ناخوشایندهای شما نقاط ضعف شما را شامل می شوند
در هر مقطع می توانید پی به نقاط قوت و ضعف خود ببرید
و همچنین می توانید به مشترکات نقاط قوت و ضعف خود در جمع مقاطع پی ببرید
در این هنگام، بخشی از فرآیند خودشناسی شما کامل می گردد
بدین گونه که می بایست به کاری بپردازید که بر گرفته شده از نقاط قوت شما باشد و از کارهایی که شامل نقاط ضعف شما می باشند حذر کنید

حال به آزمون مداد و کاغذی ذیگری می پردازیم که باز هم به بررسی بخش دیگری از شخصیت شما می پردازد
آزمون تیپ شناسی فکری
این بعد از تیپ شخصیتی شما به بررسی نحوه ی تصمیم گیری شما در ارتباط با موضوعات پیش رو می پردازد
به این سوالات همچون قبل که توضیح دادم پاسخ بدهید
۱- می توانم به خوبی فکر کنم و تصمیم بگیرم.
۲- دوست دارم درباره نقطه نظرم بحث کنم. گاهی فقط برای رقابت ذهنی برای هر دو جنبه یک مسئله بحث می کنم.
۳- من متهم شده ام که به نیازها و احساسات دیگران بها نمی دهم.
۴- اشخاص گاهی مرا تحلیل گر می پندارند.
۵- می توانم رک و بی پرده باشم.
۶- من به اندیشه دیگران بیشتر از احساس آنها بها می دهم.
۷- دوست ندارم احساساتم را به نمایش بگذارم.
۸- من اغلب بر اساس عدالت و منطق تصمیم می گیرم نه بر اساس موضوعات شخصی
۹- به نظر من صادق بودن بهتر از رعایت جنبه‌های ادب است.
۱۰- من از اصلاح کردن و انتقاد نمودن از دیگران خجالت نمی کشم.

اگر تعداد پاسخ های شما بالغ بر عدد ۷ شد، این موضوع نشانگر این است که بعد فکری در شما غلبه دارد
اگر تعداد پاسخ های مثبت شما به عدد پنج رسید، نشانگر این است که این بعد در تعادل با بعد متضاد خود در روان شما در حال پیگیری است
و اگر پاسخ های مثبت شما زیر عدد ۴ بود، این بعد در روان شما به حالت ضعف و رکود در آمده است

وب سایت رسمی مهرداد آقاجانی

 

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید. 

+   سید محمد طباطبایی ; ٩:٢۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٢/۳

تیپ شخصیتی شما

کارکرد اصلی

کارکرد اصلی شما آن است که سررشته امورتان را در دست دارد. این کارکرد شخصیت شما را هدایت می‌کند. کارکرد اصلی آن است که در اغلب مواقع و به شکلی طبیعی از آن استفاده می‌نمایید. اشخاصی که دارای کارکرد مشابه باشند، وجوه مشترک فراوان دارند. اما این‌ها هم می‌توانند با هم تفاوت زیادی داشته باشند. زیرا کارکردهای معین و سایر ترجیحات آن‌ها ممکن است با هم تفاوت داشته باشد.

اگر حسی بودن، کارکرد اصلی در تیپ شخصیتی شماست، ما شما را «حسی غالب» می‌نامیم. حسی‌های غالب معمولا به حقایق و واقعیت‌ها و جزئیات تجربه‌های خود بهای فراوان می‌دهند. آن‌ها برای اطلاعات مخابره شده از سوی حواس پنجگانه خود ارزش فراوان قایل‌اند. برای آن‌ها مهم این است که چه می‌بینند، چه می‌شنوند، چه لمس می‌کنند، چه می‌چشند و چه می‌بویند.


اگر شم شما،‌کارکرد اصلی در تیپ شخصیتی شما باشد، شما را «شمی غالب» می‌نامیم. شمی‌های غالب به معانی، امکانات، احتمالات، انگاره‌ها و روابط بهای فراوان می‌دهند. شم بر اغلب و یا حتی بر تمام ادراکات آن‌ها مسلط است. آن‌ها به هر انگاره‌ای که نگاه کنند، کاربردها و شقوق دیگری به ذهنشان خطور می‌کند.

اگر فکری بودن، کارکرد اصلی در تیپ شخصیتی شما باشد، ما شما را «فکری غالب» می‌خوانیم. فکری‌های غالب براساس منطق و تحلیل‌های غیرشخصی تصمیم‌گیری می‌کنند. آن‌ها به طور عینی به مسایل نگاه می‌کنند و به تصمیم می‌رسند. اگر احساسی بودن، کارکرد اصلی در تیپ شخصیت شما باشد، ما شما را «احساسی غالب» می‌نامیم. احساسی‌های غالب با توجه به ارزش‌های خود انتخاب می‌کنند. آن‌ها به همدلی بهای فراوان می‌دهند، آن‌ها با مسایل زندگی به شکلی که چه چیزی برایشان مهم است روبه‌رو می‌شوند.

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید. 

+   سید محمد طباطبایی ; ٩:٢۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٢/۳

← صفحه بعد
design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir