آفتاب ایرونی

این وب لاگ با هدف ایجاد مرکزیتی برای اطلاع رسانی و ایجاد ارتباط در محیط مجازی برای مدیران،مشاوران، متخصصین و پژوهشگران جهت هم افزایی و اثر گزاری در این حوزه مدیریت ایجاد شده است.و شامل یادداشت های از مدیریت فناوری اطلاعات، بانکداری، مدیریت اجرایی،مدیریت استراتژی، مدیریت برند، مدیریت روابط عمومی،مدیریت دانش، تعالی سازمانی، بهره وری، کارآفرینی، روانشانسی، اجتماعی و خانواده می باشد. و آفتاب ایرونی اشاره به اندیشه و قدرت مدیران و متخصصین ایرانی دارد.

مهارت تفکر خلاق:
ساعت ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٢٦  کلمات کلیدی: مهارت ، حل مسئله ، خلاق ، ایده

با نگاهی به مراحل رشد انسان متوجه می شویم که انسان در مراحل کودکی بسیار خلاق تر از بزرگسالی است و انسان با کسب تجربه و آگاهی خلاقیت خود را از دست می دهد.

 تفکر خلاق به حل مسئله و تصمیم گیری های مناسب کمک می کند . این مهارت فرد را قادر می سازد تا مسایل را از ورای تجربه های مستقیم خود در یابد و حتی زمانی که مشکلی وجود ندارد و  تصمیم گیری خاصی مطرح نیست ، یا سازگاری و انعطاف بیشتری به زندگی روزمره بپردازد:

تلفیق قدرت تصمیم گیری و مهارت حل مسئله به تفکر خلاق منجر می شود .

قدرت تفکر آفریننده و خلاق ، فرد را قادر می سازد تا انتخاب های گوناگون را خود کشف کند و در نتیجه از بن بست های زندگی خارج شود.

یاس و افسردگی در برخی بیماران روانی، ناشی از نقص نظام شناختی و در پی آن روبرو شدن بابن بست ها و پیدا کردن را ه خروج از آنهاست. زیرا بیماران روانی تفکر خلاق خویش را از دست می دهند.  

برخی از روان شناسان از جمله گیلفورد در مورد افراد هوشمند مطالعه کرده و به این نتیجه رسیده اند ، افرادی که دارای هوش بیشتری هستند ، دارای تفکر واگرا هستند . تفکر و اگرا اندیشیدن از راههای مختلف به موضوع و ارایه پاسخ های متعدد و متفاوت به یک سوال است ، که حاصل شکستن قالب های فکری و نگریستن به پدیده ها از منظری دیگر است .

محیط اجتماعی ، عنصر مهمی است که کنش وری هوش و تفکر خلاقه را امکان پذیر می سازد .

بنابراین تفکر خلاق آموختنی است و می تواند عامل مهمی دریافتن راهها و حفظ بهداشت روانی باشد .

 تعریف مهارت تفکر خلاق: 
مهارتی است که شخص از تلفیق مهارت های حل مسئله و تصمیم گیری از افکار یا روابط نو برخوردار شده و قدرت کشف و انتخاب راه حل های جدید را پیدا می کند. 
انواع تفکر
1 – تفکر واگرا 
2- تفکر همگرا

تفکر خلاق با تفکر واگرا سعی می کنند پدیده ها و امور و افکار را آن چنان که هستند به راحتی نپذیرند، بلکه نگاه متفاوت تری داشته باشند و از قالب های فکری همسان دور شوند، به عبارتی پدیده ها را با خشم و منظر دیگری نگاه کنند به نقل سهراب سپهری : 
چشم ها را باید شست ، جور دیگر باید دید
چترها را باید بست ، زیر باران باید رفت
اما در تفکر همگرا، فکرهای جدید و نو کمتر در آن راه پیدا می کند، امور و پدیده ها را آن چنان که هستند می بینند و می پذیرند.

تفکر خلاق و آفریننده با ارزش های فکری زیر همراه است :

1-شکستن عادت : کنار گذاشتن شیوه های قبلی فکری و عملی و استفاده از روشهای جدید.

2-تعویق قضاوت یا تاخیر ارزیابی درمورد ایده ها ، برای جلوگیری از ضایع شدن ایده ای که در ابتدا ممکن است جالب به نظرنیاید.

3-درک پیچیدگی با توجه به مسایل پیچیده و درگیر نشدن    .

4-درک توام با خلاقیت با دیدن چیزها به طور متفاوت ، مشاهده امور به شیوه تازه ای که قبلاً به آن گونه توجه نشده است .

5-تفکر وسیع : ارتباط برقرارکردن میان ایده های متفاوت (گنجی و ذبیحی 86 

مراحل تفکر خلاق: 
1 – آمادگی :‌در این مرحله شخی به نوع روابط بین پدیده ها که ذهن او را به خود مشغول کرده اند پی برده و با طرح سؤال های مختلف در ذهن به نقد و بررسی آن می پردازد. 
4 – پختگی : در این مرحله شخص با گذار از مراحل قبلی به درک و شناخت عمیق تری از روابط بین پدیده ها می رسد و گویی پدیده ها ، جرئی از وجودش شده است. 
5 – اشراق : در این مرحله شخص به پاسخ های ناگهانی دست پیدا می کند، معمولاً با کلماتی نظیر آهان ، یافتم .... متجلی می شود. 
6 – وارسی : در این مرحله فرد به بررسی بهترین ایده ای که در مراحل قبلی به آن رسیده است می پردازد تا صحت و سقم و درستی آن را مشخص نماید. 
7 – اجرا : در این مرحله فرد افکار یا ایده هایی که مورد تأیید واقع شده اند را به مرحله اجرا در می آورد. 


ویژگی های افراد دارای تفکر خلاق
1 – راه هایی را جست و جو می کنند که از طریق آن بتوانند فکر خود را به سوی ایده های نو و تازه هدایت نمایند. 
2 – به همه ی جوانب یک موضوع و مسئله توجه دارند. 
3 – در حل یک مسئله تمرکز حواس بیشتری را از خود نشان می دهند. 
4 – فکرهایی بکر (دست نخورده و نو) را بیشتر از دیگران از خود نشان می دهند. 
5 – به راه حل هایی می اندیشند که ممکن است از دید دیگران اهمیت چندانی نداشته باشد. 
6 – از ربط ایده ها و تجربیات مختلف، نتایج جدیدی را می گیرند. 
7 – افکار و عقاید خود را به راحتی مطرح می کنند و از مواجه با عقاید مختلف استقبال می کنند. 
8 – برای حل مسایل و مشکلات راه های مختلف را بررسی و تا رسیدن به نتیجه دلخواه تلاش می کنند. 
9 – خود را محدود به نظرات دیگران نمی نمایند، حصار هر آن چه بود و هست را می شکنند. 
10 – همواره کنجکاو بوده و در جست و جوی اطلاعات جدید و نو هستند. 
11 – از قدرت تصویر سازی ذهنی بالایی برخودارند، تا حدی که به تفکرات خود ، عینیت می بخشند. 
12 – مثبت نگر و پرانرژی هستند. 
13 – معمولاً برای هر سؤالی آمادگی ارائه پاسخ های مختلف را دارند. 
14 – سؤال وجواب های غیر عادی و عجیب و غریب در آن ها بیشتر دیده می شود. 
چگونه تفکر خلاق را در خود و دیگران پرورش دهیم ؟


(راهکارها) : 
1 – اطلاعات و تجارب خود را در موقعیت های مختلف گسترش دهیم. 
2 – از دیگران و کودکان سؤال هایی را بپرسیم که پاسخ های متعدد داشته باشد. 
3 – اگر سؤال های غیرمعمولی از سوی دیگران مطرح می شود، سعی کنیم تا با همکاری خودشان پاسخ های جدید و نو را کشف کنیم. 
4 – رفتارها و الگوهای افراد خلاق مثل ابوعلی سینا، دکتر حسابی و ... را سرمشق زندگی قرار دهیم. 
5 – از فنون ویژه تفکر خلاق مانند «بارش فکری» به خوبی استفاده نماییم. 
(حمله ذهنی به یک موضوع را بارش فکری می گویند) 
6 – تصورات ذهنی خود و دیگران را تقویت کنیم، زیرا تصویر سازی کمک می کند تا اطلاعات در حافظه بلند مدت بیشتر ذخیره شوند، برای مثال اگر فرزندمان داستانی از دایناسورها را می خواند، از او بخواهیم تصور کند که میان جنگل قرار دارد، به صدای آنان گوش دهد، بزرگی جثه اش را در نظر بگیرد، صدای پای آنان را بشنود و ... 
7 – در نوشتن داستان یا کشیدن نقاشی و ... به جای استفاده از نمونه (مدل) از طرح های خلاق ذهن خود استفاده کنیم. 
8 – آن چه را که می خوانیم، می بینیم و می شنویم مهمترین نکات آن را یادداشت نماییم. 
9 – هر فکر جدیدی که به ذهن ما می رسد، بنویسیم (افکار خود را روی کاغذ بیاوریم) اجازه دهیم هر سؤالی را از ما بپرسند و سؤالات آنان را جدی بگیریم. 
11 – بازی های فکری، ساخت اشیاء یا گل، مجسمه سازی ، نقاشی و داستان نویسی موجب شکوفایی ذهن و خلاقیت می گردد. 
12 – طرح سؤال های باز و تکمیل جملات و داستان های ناتمام در رشد تفکر خلاق موثر است. 
13 – به عقاید دیگران ( به ویژه کودکان و نوجوانان) احترام بگذاریم و اجازه دهیم که تا حد ممکن کارهایشان را با ذوق و سلیقه خود انجام دهند. 
14 – ابتکار و تخیل را باور داشته باشیم تا زمینه ی بروز فعالیت های خلاق در جامعه فراهم شود. 
15 – سعی کنیم پاسخ های ما در مقابل سؤالات دیگران به گونه ای باشد که او را به سؤال های جدیدتری هدایت کنیم. 
16 – فرصت ابتکار و نوآوری را در خانواده و مدرسه و محل کار به دیگران بدهیم. 
17 – از موقعیت های مانند مسافرت، بازدید از موزه ها، رفتن به مکانهای تفریحی و فرهنگی جهت آموزش تفکر خلاق استفاده کنیم. 
18 – احساس امنیت، شادی و آرامش از عوامل شکوفایی تفکر خلاق است، آن عوامل را از خود و دیگران دریغ نکنیم. 
19 – هوش ، استعداد ، مهارت و تلاش جدی، بخشی از عوامل رشد خلاقیت است اما ضروری است به ایجاد انگیزه نیز توجه ویژه ای داشته باشیم. 
20 – توانایی دیگران حتی کودکان را بپذیریم باور داشته باشیم که هر فرد موجودی منحصر به فرد است و مثل و مانند ندارد. 
21 – وقتی کار و فکر جدید و خلاقانه ای را از دیگران مشاهده کردیم ، با تشویق، خوشحالی و شادی خود را ابراز کنیم. 


تمرین هایی برای رشد تفکر خلاق
تمرین 1
افراد را به دو گروه تقسیم می کنیم
از گروه اول می خواهیم هر کدام یک کلمه به دلخواه بنویسند و در یک ظرف بریزند. از گروه دوم می خواهیم هر کدام یک مسئله بنویسند و در یک ظرف بریزند. 
بر حسب تصادف از ظرف گروه اول یک کلمه و از ظرف گروه دوم یک مسئله برمی داریم و می خواهیم که هر کس با آن کلمه انتخاب شده پاسخی را برای آن مسئله انتخاب شده آماده و بخواند. 

تمرین 2
سه شی را ذهنی انتخاب می کنیم و از گروه می خواهیم که بیان کنند با این اشیاء چه چیزهایی را می توانند بسازند. مثلاً با دو درب بطری و یک خودکار و یک صفحه کاغذ باطله چه چیزهایی می توان ساخت؟

تمرین 3
از گروه می خواهیم با حروف خلاقیت کلمه هایی بسازند که به موضوع خلاقیت مرتبط باشد. و یا با حروف کلمات .... 

تمرین 4 
به افراد می گوییم اگر در گرمای تابستان در مزرعه کلاه نداشته باشند از چه چیزهایی به عنوان جایگزین می توانند استفاده کنند؟
اگر در بیابان با شکستگی پا مواجه شوند چه کارهایی می توانند انجام دهند؟(http://talagor.parsiblog.co)

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED


 
وب کاوی
ساعت ٦:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٢٠  کلمات کلیدی: وب ، توسعه ، احساس

با افزایش چشمگیر حجم اطلاعات و توسعه وب، نیاز به روش ها و تکنیک هایی که بتوانند امکان دستیابی کارا به داده ها و استخراج اطلاعات از آنها را فراهم کنند، بیش از پیش احساس می شود. وب کاوی یکی از زمینه های تحقیقاتی است که با به کارگیری تکنیک های داده کاوی به کشف و استخراج خودکار اطلاعات از اسناد و سرویس های وب می پردازد. در واقع وب کاوی، فرآیند کشف اطلاعات و دانش ناشناخته و مفید از داده های وب می باشد. روش های وب کاوی بر اساس آن که چه نوع داده ای را مورد کاوش قرار می دهند، به سه دسته کاوش محتوای وب، کاوش ساختار وب و کاوش استفاده از وب تقسیم می شوند.  طی این گزارش پس از معرفی وب کاوی و بررسی مراحل آن، ارتباط وب کاوی با سایر زمینه های تحقیقاتی بررسی شده و به چالش ها، مشکلات و کاربردهای این زمینه تحقیقاتی اشاره می شود. همچنین هر یک از انواع وب کاوی به تفصیل مورد بررسی قرار می گیرند. برای این منظور مدل ها، الگوریتم ها و کاربردهای هر طبقه معرفی می شوند.


 
کنفرانس سالانه مدیریت استراتژیک
ساعت ٦:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٢٠  کلمات کلیدی: مدیریت استراتژیک ، کنفرانس، همایش، سمینار

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED


 
کنفرانس مدیریت کسب و کار
ساعت ٦:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٢٠  کلمات کلیدی: اقتصادی ، خلاقیت ، مدیریت کسب و کار ، هزینه

در جهان امروز فعالیت های اقتصادی مبتنی بر فناوری (تکنولوژی) نیازمند شناخت روابط و تعامل بنگاه اقتصادی با محیط سازمانی و در نهایت شناسایی ، بومی سازی و به کار گیری تکنولوژی بهینه در سطوح مختلف سازمانی می باشد .

سازمانها در ابعاد شرایط محیطی با چالشها ، تغییرات سریع ،ناگهانی و غیر قابل پیش بینی در عرصه های مختلف اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی مواجه می باشند رکورد جهانی ،بحران مالی اروپا ، تحولات عمیق علمی در عرصه های فناوری ، افزایش روزافزون حجم دانش و اطلاعات بشری و تغییرات سیاسی اجتماعی از جمله نمونه های بارز موارد فوق می باشد که به صورت مستقیم و غیر مستقیم یک بنگاه اقتصادی را دچار چالش می نماید از سوی دیگر تغییرات فناوری چنان گسترده و سریع است که بنگاههای اقتصادی جهت ادامه حیات نیازمند نیروی انسانی دانش بنیان می باشد دانش ، خلاقیت و نوآوری نه تنها نیاز بلکه راز بقای سازمان است در عصر حاضر مدیران لازم است علاوه بر شناخت فناوری و اخذ دانش فنی ، مهندسی به ابزار و تکنیکها ی مدیریتی تجهیز گردند تا به تلفیق این دو مقوله بتوانند زمینه رشد و تعالی سازمان را فراهم آورد.

 

مدیریت کسب و کار از علوم میان رشته ای است که تلفیقی از مباحث فنی و عملیاتی سازمان را به همراه اندیشه ها و تکنیکهای مدیریتی در اختیار مدیران قرار می دهد تا ضمن شناخت ابعاد متفاوت سازمان و محیط بر اساس اصولی علمی تعامل و بقای بنگاه اقتصادی خود را تضمین نمایند با توجه به مطالب فوق و وضعیت کنونی کشور عزیزمان ایران در راستای منویات مقام معظم رهبری و حرکت در عرصه های اقتصاد جهانی تثبیت شرایط فعلی اشتغال و استفاده از تجارب موفق و ایجاد فضای تعامل بین صاحبان صنایع و مدیران کشور با استعانت از درگاه خداوند منان اولین همایش ملی مدیریت کسب و کار را در مرکز آموزش فنی و حرفه ای همدان پیشنهاد می نماید.

محور های اولین همایش ملی مدیریت کسب و کار

تاریخ های مهم کنفرانس مدیریت کسب و کار

مهلت ارسال مقاله: ۴آبان ۹۲
اعلام نتایج داوری: ۸ آبان ماه
آخرین مهلت ثبت نام: ۱۳ ابان ماه
زمان برگزاری: ۱۶ آبان

اطلاعات کنفرانس مدیریت کسب و کار

برگزار کننده: شرکت علم و صنعت طلوع فرزین با همکاری مرکز آموزش فی و حرفه ای همدان
محل برگزاری: همدان
روزهای کنفرانس : از ۱۶/۰۸/۹۲ تا ۱۶/۰۸/۹۲
دبیر علمی : دکتر سهرابی ( دانشگاه بوعلی سینا )

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED

 


 
نگران نباشید؛ فایل‌هایتان پاک نشده‌اند!
ساعت ٦:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/۱٥  کلمات کلیدی: ضدویروس ، امنیت اطلاعات ، ویروس

شرکت های امنیت اینترنت از انتشار گونه جدیدی از ویروس های کامپیوتری خبر داده اند که علاوه بر ایجاد اختلال شدید در عملکرد سیستم های رایانه ای، می توانند پوشه ها و فایل های ذخیره شده در حافظه های داخلی و هم چنین حافظه های قابل اتصال به رایانه ها را مخفی کنند.

شرکت های امنیت اینترنت از انتشار گونه جدیدی از ویروس های کامپیوتری خبر داده اند که علاوه بر ایجاد اختلال شدید در عملکرد سیستم های رایانه ای، می توانند پوشه ها و فایل های ذخیره شده در حافظه های داخلی و هم چنین حافظه های قابل اتصال به رایانه ها را مخفی کنند.

 نماینده رسمی و انحصاری شرکت پاندا سکیوریتی در ایران، اغلب این ویروس های جدید به خانواده بزرگ "ضدویروس های تقلبی یا جعلی" تعلق دارند که می توانند به صورت غیرمجاز به رایانه ها و شبکه های سازمانی نفوذ کنند.

آنها در ابتدا هشدارهای پی در پی ای به کاربر می رسد که رایانه وی به شدت آلوده است. اسکن های نمایشی از حافظه فعال سیستم، یافتن ویروس هایی که در حقیقت وجود ندارند و حتی مخفی کردن بسیاری از فایل های ذخیره شده در حافظه های داخلی و خارجی سیستم، همگی از روش هایی است که این نوع ویروس برای ترساندن و فریب دادن کاربر بکار می گیرد.
در قدم بعدی، از کاربر خواسته می شود با پرداخت مبلغی اندک، اجازه بدهد تا این ضدویروس [تقلبی]، سیستم را به طور کامل ویروس یابی و پاکسازی کرده و فایل های پاک شده را نیز برگرداند!

متأسفانه در این شرایط، بسیاری از کاربران فریب می خورند و علاوه بر پرداخت اینترنتی پول، اطلاعات حساس مالی و اعتباری خود را نیز به طور مستقیم در اختیار کلاهبرداران رایانه ای قرار می دهند.


 
دعایی که جبرئیل به حضرت عیسی در ماه ذی الحجه آموخت
ساعت ٦:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/۱٥  کلمات کلیدی: دعا ، ذکر ، کتاب
هلال ماه پربرکت ذی الحجه که آخرین ماه سال قمری محسوب می شود، از امشب در پهنه آسمان می درخشد.

ده روز اول این ماه را روزهای پرفضیلت و پربرکت نامیده اند که پیامبر گرامی (که درود خدا بر او باد) نیز در این باره می فرماید: «عمل خیر و عبادت در هیچ ایامى نزد حق تعالى محبوب تر از این دهه نیست.» دعاها و عبادات مخصوصی برای این دهه ذکر شده که از میان آنها پنج دعای حضرت عیسی (که درود خدا بر او باد) را که در کتاب مفاتیح الجنان ذکر شده در ادامه مطلب می خوانید.

امام باقر (که درود خدا بر او باد)  فرموده است:

«خداوند پنج دعا را به وسیله جبرئیل برای حضرت عیسی هدیه فرستاد، تا در ایام این دهه، آن‌ها را بخواند.» آن پنج دعا چنین است:

1_ أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ لَهُ الْمُلْکُ وَ لَهُ الْحَمْدُ بِیَدِهِ الْخَیْرُ وَ هُوَ عَلَی کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ

گواهی می‌‏دهم که معبودی جز خدا نیست، یگانه و بی‏ شریک است، فرمانروایی و سپاس برای اوست، خیر تنها به دست اوست‏ و او بر هرچیز تواناست.

2_ أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ أَحَدا صَمَدا لَمْ یَتَّخِذْ صَاحِبَةً وَ لا وَلَدا

گواهی می‏‌دهم معبودی جز خدا نیست، یگانه و بی‏ شریک است، یکتا و بی‏‌نیاز است‏ همسر و فرزندی نگرفته است.

3_ أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ أَحَدا صَمَدا لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوا أَحَدٌ

گواهی می‏‌دهم معبودی جز خدا نیست، یگانه و بی‏ شریک است، یکتا و بی‏‌نیاز است‏ نه زاده و نه زاییده شده است، و برایش هیچ همتایی نیست.

 4_  أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ لَهُ الْمُلْکُ وَ لَهُ الْحَمْدُ یُحْیِی وَ یُمِیتُ وَ هُوَ حَیٌّ لا یَمُوتُ بِیَدِهِ الْخَیْرُ وَ هُوَ عَلَی کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ

گواهی می‏‌دهم معبودی جز خدا نیست، یگانه و بی‏ شریک است، فرمانروایی و سپاس برای اوست، زنده می‏‌کند و می‏‌میراند و اوست زنده‏‌ای که نمی‏‌میرد، خیر تنها به دست اوست، و او بر هرچیز تواناست.

 5_ حَسْبِیَ اللَّهُ وَ کَفَی سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ دَعَا لَیْسَ وَرَاءَ اللَّهِ مُنْتَهَی أَشْهَدُ لِلَّهِ بِمَا دَعَا وَ أَنَّهُ بَرِی‏ءٌ مِمَّنْ تَبَرَّأَ وَ أَنَّ لِلَّهِ الْآخِرَةَ وَ الْأُولَی.

خدا مرا بس است و کفایت می‏‌کند، خدا گوش فرا دهد بر آن‏که او را بخواند، ورای خدا نهایتی نیست، گواهی می‏‌دهم برای‏ خدا به آنچه دعوت کرد، و خدا بیزار است از هرکه از او بیزاری جوید، و آخرت و دنیا از آن خداست.

منبع:عقیق

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED


 
بیمه امنیت سایبری؛ راهکاری جدید برای محافظت از داده‌‏های کسب و کار
ساعت ٥:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/۱٥  کلمات کلیدی: بیمه ، مدیریت ، کسب و کار

نتایج یک مطالعه جدید حکایت از آن دارد که برخی از شرکت‏‌ها و کسب و کارهای تجاری مخاطرات ناشی از حملات سایبری را از بلایای طبیعی مهم‌‏تر می‏‌دانند و برای مقابله با آنها به بیمه کردن داده‏‌ها و کسب و کار خود رو آورده‌‏اند.

 

به گزارش وب‏ سایت eweek، مطالعه‌‏ای که اخیراً توسط دو شرکت اکسپرین دیتا بریچ رزولوشن (Experian Data Breach Resolution) و پونمون انستیتو (Ponemon Institute) انجام گرفته است، نشان می‏‌دهد مخاطرات امنیتی فضای سایبر برای کسب و کارها از بلایای طبیعی مهم‏‌تر است. بنا بر این یافته‏‌ها، حدود ۳۱ درصد از کسب و کارهای شرکت‏‌کننده در این مطالعه اقدام به بیمه کردن خود در برابر مخاطرات و حملات سایبری کرده‌‏اند. حدود ۳۹ درصد نیز گفته‏‌اند در حال تصمیم‏‌گیری و برنامه‏‌ریزی برای انتخاب سیاست‏‌های مشابهی برای مقابله با مخاطرات سایبری هستند.


 
رمزواره طواف به دور کعبه چیست؟
ساعت ٥:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/۱٥  کلمات کلیدی: حج ، خصلت ، نماز ، آموزش
خداوند در قرآن مجید فرموده است: «وَلْیَطَّوَّفُوا بِالْبَیْتِ الْعَتِیقِ (۱)؛
و بر آن خانه کهنسال طواف کنند. »
دومین نقش کعبه بعد از قبله بودن، در آن است که این هدف (یعنی رضای خداوندی و اخلاص برای او) همه تلاش و کوشش انسان و حرکت و سمت و سوی آن را فرا می‌گیرد و طواف، سمبلی از این مفهوم و معناست.
قبله، انسان را در نماز متوجه خدا می‌کند که البته وظیفه دشوار و سختی است ولی این وظیفه و نقش در مورد قبله، تمام سعی و تلاش و کوشش و حرکت انسان را شامل نمی‌شود. انسان نماز می‌خواند، تلاش و کوشش می‌کند، برای کسب روزی به سیر و سفر می‌پردازد، ازدواج می‌کند، آموزش می‌بیند، آموزش می‌دهد، به بازار می‌رود و هزار و یک کار انجام می‌دهد و در تمامی این فعالیت‌ها، تنها در پی روزی و لذت و برآوردن نیازهای خویش البته جز در معصیت خدا - است و مادامی که این حرکت‌ها در معصیت الهی نباشد، اشکالی هم ندارد.


 
شش اصل برای رشد و تقویت فروتنی در رهبران
ساعت ۱٢:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/۱٥  کلمات کلیدی: موفقیت ، خصلت ، رهبری

 

 

 

 

 

جف گدمین رئیس موسسه لگاتوم و رئیس پیشین رادیو اروپای آزاد و جان دیم نویسنده همکارش می گویند فروتنی بیش از تکبر ضامن قدرت و موفقیت رهبران است


مقاله
ای که ترجمه آن را می خوانید در نشریه اینترنتی هاروارد بیزنس رویو  به قلم جفری گدمین و جان دیم منتشر شده است. در مقاله «شش اصل اساسی برای رشد و تقویت فروتنی در رهبران» چنین می خوانیم:
 

 خواه نظرمان به قلمروی تجارت باشد یا سیاست، در دنیای ورزش باشیم یا تفنن و نمایش، تردیدی نیست که ما در عصر خود- فروشی* به سر می بریم. عصری که در آن شهرت با موفقیت پهلو می زند و انگشت نما بودن مذهب مختار است. و همین ما را تشویق می کند که سر خود را از باد خطرناک خودبینی پرکنیم .

 
 توماس چامورو –پره موزیک، استاد روانشناسی تجارت در دانشگاه لندن تاکید می کند که غالبا تشر زدن و صدای کلفت و غریزه مذکر آلفا، یا مرد-سروری، را با قابلیت یا کارآیی (دست کم برای مدتی) اشتباه می کنیم. شاید به همین دلیل است که این همه  مردان (ناکارآمد) در دست یابی به سمت های مدیریتی و رهبری از زنان پیشی می گیرند.
 
 آری چه بسیارکتاب ها ، مقاله ها، و پژوهش ها سراغ داریم که ما را از خطر های هوبریس یا تکبر برحذر می دارند. هوبریس کلمه ای ست از ریشه یونانی به معنای غرور و تکبر بیش از اندازه. و معمولاً وقتی صدرنشینان قدرت در برآورد توانایی های خود بشدت غلو می کنند، بر نبود رابطه شان با واقعیت دلالت می کند.
 
 و آری، بسیاری از ما این را هم دیده ایم که چگونه عکس آن، یعنی فروتنی، وفاداری می آورد و به ساختن و تحکیم کار گروهی سازنده و هم آهنگ کارکنان کمک می کند و جا به جایی کارکنان را کاهش می دهد. جیم کالینز در کتاب «از متوسط  به عالی» که پرفروش ترین کتاب  سال ۲۰۰۱ بود، نکته های فراوان درمورد مدیرانی دارد که از خود تواضع نشان  می دادند و رهبری خود را بی سر و صدا و آرام، و نه به صورت فرهمند و پرجذبه، اعمال می کردند.
 
 با این حال به نظر می رسد که از خصلت فروتنی در برنامه های توسعه و تقویت رهبران  غفلت  شده و این خصلت در نظر مدیرانی که از رده های پایین برآمده اند غالبا مورد سوء تفاهم قرار می گیرد.  برای تغییر این وضع چه می توان کرد؟
 
 اول، چند چیز را روشن کنیم. فروتنی به معنای مهمان نوازی، ادب، یا رفتار مهربان و دوستانه نیست. فروتنی ربطی به جبن و ضعف و بی ارادگی ندارد. شگفت آور آن که مستلزم دوری جستن از شهرت و تبلیغات هم نیست. شکوفایی و موفقیت شرکت ها مرهون بازاریابان و بویژه  بازاریابانی است که خود را ارائه می دهند.  پژوهش ها نشان می دهند که مشکلات جدی زمانی پیش می آیند که حالت فردگرایی شدید با خودشیفتگی  یا نارسیسیزم در آمیزد.( نارسیسیزم هم از کلمه  یونانی دیگری آمده که به نارسیس نیمه خدا برمی گردد که با دیدار چهره خود عاشق خود شد.)
 
 خودشیفتگی آمیزه ای است از احساسی غلوآمیز در مورد قابلیت ها و دستاوردهای خود، همراه با نیازی دائم به توجه، تأیید و ستایش. در حالی که می توان  هرکسی را که رفتاری خود ستایانه دارد با اندکی اغماض تحت این برچسب معرفی کرد اما به نظر روانشناسان، خود شیفتگی در مورد برخی افراد نوعی اختلال شخصیتی صوری ست و برای برخی دیگر مانعی واقعی در راه برقراری  روابط سالم است.  فرد خودشیفته فاقد حس  خودآگاهی و هم دلی ست.  از انتقاد یا اعتراض بشدت می رنجد. زن یا مرد خود شیفته بارها و بارها  کارهای خودرا با تعریف و تحسین اغراق آمیز به رخ دیگران می کشد و در بسیاری امور مختلف ادعای «کارشناس» و خبره و متخصص بودن دارد. اگر شما در مژسسه ای کار می کنید که رئیس آن چنین خصلت هایی از خود نشان می دهد، حتما کارتان مشکل است. (قابل توجه شرکت ها و کمیته های استخدام مدیر).
 
 اما فراتر از استخدام چنین موارد غلوآمیز و یا ترقی دادن آن ها، آیا مؤسسات می توانند و باید  بکوشند در رده های رهبری فروتنی بیشتری بپرورانند؟ این هدف در چارچوب برنامه ای برای توسعه رهبران چگونه شکل می گیرد؟ برای آغاز پیشنهاد می کنیم که برنامه درسی ای  با شش اصل اساسی طرح شود. اگر شما رهبری در حال توسعه هستید، باید  درس های زیر را بیاموزید:
 
 بدانید که چه چیزها که نمی دانید
 


 
مقدمه‌ی بر اصول و مبانی مهارت‌های زندگی
ساعت ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٧/۱٤  کلمات کلیدی: آموزش ، مهارت ، کارایی ، مدیریت

مهارت‌های زندگی را معمولاً به سه بخش عمده‌ی تفکر نقاد و تصمیم‌گیری، برقراری ارتباط با دیگران، و مهارت مقابله با چالش‌ها تقسیم می‌کنند.

هزاره‌ی جدید را می‌توان هزاره‌ی تبادل اطلاعات نامید. با رواج یافتن رسانه‌های همگانی مانند رادیو و تلویزیون و اخیراً اینترنت، اطلاعات زیادی در اختیار مردم قرار می‌گیرد، تا جایی که امروزه پدیده‌ای به نام “بحران اطلاعات” شکل گرفته است. منظور از بحران اطلاعات، هجوم بی‌وقفه اطلاعاتی است که متأسفانه درونی نشده و برخلاف گذشته به مهارت تبدیل نمی‌شود. مهارت به معنی استفاده ماهرانه و توان‌مندانه از دانش است. برای مثال، بیش‌تر مردم می‌دانند که رفتارهای پرخاش‌گرانه، ناکارآمد و ویران‌گر استند. بسیاری از افراد نیز راه‌هایی را برای کنترل خشم خویش می‌شناسند. اما در عمل چند نفر می‌توانند به‌طور مناسب از این روش‌ها برای کنترل خشم خود استفاده کنند؟ یا به بیان دیگر، مهارت استفاده از روش‌های کنترل خشم را دارند؟

     شاید زمانی که مهارت‌ها به زمینه‌های خاص یا موارد تخصصی مربوط می‌شود، نبودِ آن‌ها آسیب چندانی به زندگی شخص یا جامعه وارد نکند. برای مثال، اگر کسی فاقد مهارت رانندگی باشد، یا نتواند غذاهای خاصی را پخته کند، زندگی روزمره وی مختل نخواهد شد. اما هنگامی که صحبت از فشارهای روانی روزمره و بحرآن‌های زندگی اجتماعی به میان می‌آید، نقص مهارت‌های مقابله‌ای سازگارانه یا تأخیر در انتخاب مناسب‌ترین راه‌حل، به آسیب جبران‌ناپذیری منجر می‌گردد. برای مثال، همه‌ی ما در کار بالینی (کلینیکی) شاهد انزوا و تنهایی ناشی از رفتار غیرجرأت‌مندانه، لطمه‌های شدید ناشی از عدم‌کنترل خشم و یا بحرآن‌های ناشی از نداشتن دوست یا عوارض حاصل از دوستی‌های نامناسب بوده‌ایم. شاید در دهه‌های گذشته به دلیل ساده‌تر بودن و پیش‌بینی‌پذیر بودن زندگی اجتماعی و کارآمدی الگوپذیری از والدین و حتّی نسل‌های قبل‌تر از آن، این مهارت‌ها به سادگی در طی رشد آموخته شده و نیازی به آموزش مستقیم آن‌ها احساس نمی‌شد. اما امروزه آموزش مستقیم مهارت‌های زندگی به‌عنوان بخشی مهم و کلیدی در جامعه‌پذیری افراد جامعه در سراسر دنیا مطرح است.

تعریف مهارت‌های زندگی

سازمان صحی جهانی، مهارت‌های زندگی را چنین تعریف نموده است: “توانایی انجام رفتار سازگارانه و مثبت به‌گونه‌ای که فرد بتواند با چالش‌ها و ضروریات زندگی روزمره کنار بیاید” (WHO، ۱۹۹۴).

     یونیسف مهارت‌های زندگی را به این صورت تعریف می‌کند: “یک روی‌کرد مبتنی بر تغییر رفتار یا شکل‌دهی رفتار که برقراری توازن میان سه حوزه را مدّنظر قرار می‌دهد. این سه حوزه عبارت‌اند از: دانش، نگرش، و مهارت‌ها”. تعریف یونیسف بر شواهد پژوهشی مبتنی است که نشان می‌دهند اگر در توانمندسازی افراد جامعه بحث دانش، نگرش، و مهارت به‌صورت تلفیقی مورد توجه قرار نگیرد، نتیجه مورد انتظار یعنی کاهش رفتارهای پرخطر به‌دست نمی‌آید (UNICEF، ۱۹۹۹).

     به‌طور کلّی، مهارت‌های زندگی عبارت‌اند از توانایی‌هایی که منجر به ارتقای بهداشت روانی افراد جامعه، غنای روابط انسانی، افزایش سلامت و رفتارهای سلامتی در سطح جامعه می‌گردند. مهارت‌های زندگی، هم به‌صورت یک راهکار ارتقای سلامت روانی و هم به‌صورت ابزاری در پیش‌گیری از آسیب‌های روانی ـ اجتماعی مبتلا به جامعه نظیر اعتیاد، خشونت‌های خانگی و اجتماعی، آزار کودکان، خودکشی، ایدز، و موارد مشابه قابل استفاده است. به‌طور کلّی، مهارت‌های زندگی ابزاری قوی در دست متولیان صحت روانی جامعه در جهت توان‌مندسازی جوانان در ابعاد روانی ـ اجتماعی است. این مهارت‌ها به افراد کمک می‌کنند تا مثبت عمل کرده و هم خودشان و هم جامعه را از آسیب‌های روانی ـ اجتماعی حفظ کرده و سطح صحت روانی خویش و جامعه را ارتقاء بخشند (WHO، ۱۹۹۹).

تاریخچه مهارت‌های زندگی

آموزش مهارت‌های زندگی در سال ۱۹۷۹ و با اقدامات دکتر گیلبرت بوتوین (Gilbert Botvin) آغاز گردید. وی در این سال یک مجموعه آموزش مهارت‌های زندگی برای شاگردان صنف هفتم تا نهم تدوین نمود که با استقبال فراوان متخصصات صحت روان مواجه گردید. این برنامه آموزشی به نوجوانان یاد می‌داد که چگونه با استفاده از مهارت‌های رفتار جرأت‌مندانه، تصمیم‌گیری، و تفکر نقاد، در مقابل وسوسه یا پیش‌نهاد سوءمصرف مواد از سوی هم‌سالان مقاومت کنند. هدف «بوتوین» طراحی یک برنامه واحد پیش‌گیری اولیه بود و مطالعات بعدی نشان داد که آموزش مهارت‌های زندگی تنها در صورتی به نتایج مورد نظر ختم می‌شود که همه مهارت‌ها به فرد آموخته شود. پژوهش‌ها حاکی از آن بودند که این برنامه در پیش‌گیری اولیه چندین نوع مواد مخدر از جمله سگرت موفق بوده است (بوتوین، ۲۰۰۰؛ بوتوین، ۲۰۰۲).

     به دنبال این اقدام مقدماتی، از سال ۱۹۹۳ به بعد سازمان صحی جهان با هماهنگی یونیسف، برنامه آموزش مهارت‌های زندگی را به‌عنوان یک طرح جامع پیش‌گیری اولیه و ارتقای سطح بهداشت روانی کودکان و نوجوانان معرفی نمود (WHO، ۱۹۹۴؛ WHO & UNICEF، ۱۹۹۴؛ WHO، ۲۰۰۴). این برنامه در کشورهای مختلف دنیا تجربه شد و گزارش‌های امیدبخشی از کارایی این برنامه منتشر گردید.

اهمیت مهارت‌های زندگی

پژوهش‌های متعدد نشان داده‌اند که خود‌ـ‌آگاهی (self-awareness)، عزّت‌نفس (self-esteem)، و اعتمادبه‌نفس (self-confidence)، شاخص‌های اساسی توانمندی‌ها و ضعف‌های هر انسانی هستند (WHO، ۱۹۹۴). این سه ویژگی فرد را قادر می‌سازند که فرصت‌های زندگی‌اش را مغتنم شمرده، برای مقابله با خطرات احتمالی آماده باشد، به خانواده و جامعه‌اش بیاندیشد و نگران مشکلاتی که در اطرافش وجود دارد، باشد و به چاره‌اندیشی بپردازد. مهارت‌های زندگی به‌عنوان واسطه‌های ارتقای سه ویژگی فوق‌الذکر در آدم‌ها می‌توانند فرد و جامعه را در راه رسیدن به اهداف فوق کمک نمایند.

ده مهارت اصلی زندگی

یونیسف مهارت‌های زندگی را در چندین سطح دسته‌بندی می‌کند:

  • سطح اول، مهارت‌های پایه‌ای و اساسی روان‌شناختی و اجتماعی هستند. این مهارت‌ها به شدت متأثر از فرهنگ و ارزش‌های اجتماعی می‌باشند، نظیر خودآگاهی و همدلی.
  • سطح دوم، مهارت‌هایی هستند که تنها در شرایط خاص مورد استفاده قرار می‌گیرند، نظیر مذاکره، رفتار جرأت‌مندانه، و حلّ تعارض.
  • سطح سوم، مهارت‌های زندگی کاربردی هستند، نظیر مبارزه با نقش‌های جنسیتی سنتی یا امتناع از سوءمصرف مواد.

     سازمان صحی جهان در برنامه مهارت‌های زندگی که در سال ۱۹۹۳ معرفی نمود، ده مهارت را به‌عنوان مهارت‌های زندگی اصلی معرفی نمود. این ده مهارت از سوی یونیسف و یونسکو نیز به‌عنوان مهارت‌های زندگی اصلی شناخته شده‌اند. این مهارت‌ها عبارت‌اند از:

۱مهارت تصمیم‌گیری (decision-making): در این مهارت افراد می‌آموزند که تصمیم‌گیری چیست و چه اهمیتی دارد. آن‌ها هم‌چنین با انواع تصمیم‌گیری آشنا شده و مراحل یک تصمیم‌گیری را گام‌به‌گام تمرین می‌کنند. دانشجویان هم‌چنین با رابطه موجود میان تصمیم‌گیری و سایر مهارت‌های زندگی از یک‌سو و رابطه تصمیم‌گیری با پیش‌گیری اولیه در صحت روانی از سوی دیگر آشنا می‌شوند.

۲مهارت حلّ مسئله (problem solving): این مهارت عبارت است از تعریف دقیق مشکلی که فرد با آن روبه‌رو  است، شناسایی و بررسی راه‌حل‌های موجود و برگزیدن و اجرای راه‌حل مناسب و ارزیابی فرآیند حلّ مسئله تا به این ترتیب فرد دچار دغدغه و اضطراب نشود و از راه‌های غیرسالم برای حلّ مشکلات خویش استفاده نکند.

۳. مهارت تفکر خلاق (creative thinking): توانایی تفکر خلاق یک مهارت سازنده و پایه برای نیل به سایر مهارت‌های مرتبط با سبک اندیشیدن است. در این مهارت افراد فرا می‌گیرند که به شیوه‌ای متفاوت بیاندیشند و از تجربه‌های متعارف و معمولی خویش فراتر روند و تبیین‌ها یا راه‌حل‌هایی را خلق نمایند که خاص و ویژه خودشان است.

۴. مهارت تفکر نقاد (critical thinking): این مهارت عبارت است از توانایی تحلیل عینی اطلاعات موجود با توجه به تجارب شخصی و شناسایی آثار نفوذی ارزش‌های اجتماعی، همسالان و رسانه‌های گروهی بر رفتار فردی.

۵. توانایی برقراری ارتباط مؤثر (effective communication): این مهارت به معنای ابراز احساسات، نیازها و نقطه‌نظرهای فردی به‌صورت کلامی و غیرکلامی است.

۶. مهارت ایجاد و حفظ روابط بین‌فردی (interpersonal relationship skills): مهارتی است برای تعامل مثبت با افراد، به‌ویژه اعضای خانواده، در زندگی روزمره.

۷. خودآگاهی (self-awareness): خودآگاهی به معنی توانایی و ظرفیت فرد در شناخت خویشتن، و نیز شناسایی خواسته‌ها، نیازها و احساسات خویش است. در این مهارت فرد همچنین می‌آموزد که چه شرایط یا موقعیت‌هایی برای وی فشارآور هستند.

۸. مهارت همدلی کردن (empathy): این مهارت عبارت است از فراگیری نحوه درک احساسات دیگران. در این مهارت فرد می‌اموزد که چگونه احساسات افراد دیگر را تحت شرایط مختلف درک کند، تفاوت‌های فردی را بپذیرد و روابط بین‌فردی خود را با افراد مختلف بهبود بخشد.

۹. مهارت مقابله با هیجان‌ها (coping with emotions): شناخت هیجان‌ها و تأثیر آن‌ها بر رفتار. همچنین فراگیری نحوه اداره هیجان‌های شدید و مشکل‌آفرین نظیر خشم، مهارت مقابله با هیجان‌ها نامیده می‌شود.

۱۰. مهارت مقابله با استرس (coping with stress): در این مهارت افراد فرا می‌گیرند که چگونه با فشارها و تنش‌های ناشی از زندگی امروزی و همچنین استرس‌های دیگر کنار بیایند.

عناصر اصلی مهارت‌های زندگی

سازمان صحی جهانی (۲۰۰۴) ده مهارت زندگی فوق‌الذکر را به سه طبقه یا گروه اصلی تقسیم می‌کند:

 الف) مهارت‌های مرتبط با تفکر نقاد یا تصمیم‌گیری: این مهارت‌ها شامل همه آن چیزهایی است که با توانایی‌های جمع‌آوری اطلاعات، ارزیابی آن‌ها و توانایی بررسی نتایج هر یک از این اطلاعات بر اعمال خود فرد و دیگران مرتبط می‌باشد. در این گروه از مهارت‌ها فرد می‌آموزد که چگونه تأثیر ارزش‌های خودش و دیگران را بر راه‌حل‌های انتخابی خویش تحلیل کند.

 ب) مهارت‌های بین‌فردی و ارتباطی: گروه دوم مهارت‌ها، آن‌هایی هستند که با ارتباط کلامی و غیرکلامی، گوش دادن فعال، و توانایی ابراز احساسات و بازخورد دادن مرتبط هستند. در این طبقه مهارت‌های مذاکره، امتناع و رد کردن درخواست دیگران، و مهارت رفتار جرأت‌مندانه نیز جای می‌گیرند. مهارت‌هایی که به فرد کمک می‌کند تا تعارضات بین‌فردی را حل کند، نیز در دسته مهارت‌های بین‌فردی است. همدلی، توانایی گوش دادن و درک نیازهای دیگران نیز بخشی از این دسته مهارت‌ها هستند. کار گروهی، توانایی همکاری با دیگران و توانایی احترام گذاشتن به دیگران هم در این دسته جای می‌گیرند. به این ترتیب، این گروه از مهارت‌ها به مقبولیت اجتماعی کمک کرده و پایه‌های رفتار و روابط اجتماعی سالم را بنا می‌گذارند.

 پ) مهارت‌های مقابله‌ای و مدیریت فردی: این مهارت‌ها هسته کنترل درونی را غنی می‌سازند و به این ترتیب فرد می‌آموزد که می‌تواند بر اطراف خویش اثر بگذارد و تغییری ایجاد کند. عزّت‌نفس، خودآگاهی، مهارت‌های ارزشیابی خویشتن، و توانایی تعیین اهداف نیز بخشی از مجموعه مهارت‌های مدیریت خویشتن هستند. خشم، سوگ، و اضطراب همگی باید مدیریت شده و فرد یاد بگیرد که چگونه با شوک، فقدان یا ضربه‌های روانی مقابله نماید. مدیریت استرس، مدیریت زمان، روش‌های تفکر مثبت و آرام‌سازی بخشی از این گروه مهارت‌های زندگی هستند.

 منبع: «راهنمای عملی برگزاری کارگاه‌های آموزش مهارت‌های زندگی: کتاب راهنمای مدرس»، تألیف: لادن فتی و دیگران.

گزینش: داکتر هامش درویش+ ویرایش: اسماعیل درمان

منبع:  +

 آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED


 
BPMS در مقابل ERP است؟ یا در کنار آن؟؟؟
ساعت ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٧/۱٤  کلمات کلیدی: موفقیت ، پیشرفت ، فناوری اطلاعات ، اختراع

این سئوالی است که ذهن بسیاری از سازمان­ها و شرکت­های کشور ما را مشغول خود کرده است.

اگر شرکت ما در حال تهیه BPMS، ایا دیگر نیازی به ERP وجود ندارد؟ یا بر عکس، شرکت ما در شرف تهیه ERP است، آیا دیگر نیازی به BPMS وجود ندارد؟

اولین نکته این است که اساساً ERP سیستم بسیار خوبی محسوب می­شود و در بسیاری از شرکت­های خارجی موفقیت­های چشمگیری را برای آن­ها ایجاد کرده است لیکن توفیق چندانی در کشور ما کسب نکرده است.

جالب است! برخی از مهم­ترین دلایل عدم موفقیت ERP در کشور ما برخی از همین نقاط قوت هستند.

اولین نقطه قوت ERP که عامل اول برای شکست این پروژه­ها در کشور ما نیز می­باشد، استانداردسازی است. یعنیERPها فرایندهای سازمانی را بر اساس بهترین تجربیاتی که ازسازمانهای مختلف به دست آورده‌اند، ارائه می نمایند. !!!

یعنی داخل ERP داخلش یه سری Best Practice وجود دارد که امتیاز بالایی از لحاظ بلوغ فرایندی دارا می­باشند. اگر سازمانی اقدام به پیاده­سازی ERP پیاده کند به مطلوبیت و نتایج فوق العاده‌ای دست پیدا خواهد نمود.

اما اگر بصورت کلی و سرانگشتی بخواهیم به بلوغ فرایندهای سازمان‌های کشورمان امتیاز بدهیم، امتیاز کسب شده توسط آنها به زحمت از 30 تجاوز خواهد کرد. رسیدن به امتیازات بالای 50 نیازمند سال­ها کار کارشناسی و فنی بر روی فرایندهای سازمان است که معمولاً در بسیاری از سازمان­های کشور ما که اسب خود را جهت حرکت به سمت ERP زین کرده­اند، این اقدامات و پروژه­ها انجام نشده است.

حال چنانچه سازمانی امتیاز بلوغ در حد ذکر شده داشته باشد و بخواهد سیستم ERP را که امتیاز بالای 90 از نظر بلوغ فرایندی دارد را پیاده­سازی کند، سازمان دچار تغییرات اساسی و بنادین (به عنوان مثال 60 درصدی) خواهد شد. با این تغییرات که بهتر است عنوان شخم زدن برای سازمان را بکار ببریم، نه فقط سازمان­های ما بلکه بهترین و پیشروترین سازمانهای دنیا نیز با شکست مواجه خواهند شد. منطقی است چنانچه سازمانی تمایل به حرکت به سمت امتیازات، بلوغ فرایندی و تعالی بالا باشد، نمی تواند با یک سیستم ERP این فاصله زیاد را پوشش دهد.

ERP برای سازمان­هایی مناسب است که به عنوان مثال امتیاز بالای 60-70 دارند و تمایل به حرکت و پیشرفت بیشتری دارند که ERP بهترین گزینه است.

پس ERP بسیار گزینه مناسبی است لیکن برای سازمان­­هایی که توان هضم آنرا دارند.

پس آیا سازمان­های کشور ما به هیچ وجه نباید سمت این ابزار خوب حرکت کنند؟

پاسخ سئوال فوق مثبت است. پیش­تر اشاره شد که ERP گزینه بسیار مناسب و مطلوبی برای سازمان­ها است اما فاصله بین وضعیت موجود با وضعیت حداقلی را چطور بایستی پر کرد؟

پاسخ سئوال فوق، BPMS است. یعنی سازمان­ها بایستی فرایندهای خود را از طریق BPMS اجرا و مرحله به مرحله و بر اساس الگوی بهبود مستمر ارتقاء داده تا به بلوغ حداقلی برای ERP برسند.

در نتیجه نقش اول BPMS در مواجه با ERP تضاد با آن نیست بلکه پلی است بین وضعیت نه چندان بالغ موجود سازمان­ها با وضعیت مطلوب حداقلی.

تاکید این نکته ضروری است که طراحی و راه‌اندازی نرم‌افزاری‌های ERP نیازمند سرمایه‌گذاری در حد کلان است و شرکت­های حوزه فناوری اطلاعات داخل کشورمان، متاسفانه توان ساخت ERP را متاسفانه ندارد.

آنچه امروزه به نام ERP توسط شرکت­های داخل کشور ما عرضه می‌شود واقعا ERP نیستند و ماهیت MIS دارند. بزرگ‌ترین خاصیت ERP برنامه‌ریزی منابع در سطح سازمانی است که در محصولات ایرانی هنوز دیده نشده است. البته شاید اختراع مجدد چرخ امری بیهوده باشد.

منبع: +

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED


 
کتاب سقوط تبلیغات و ظهور روابط عمومی
ساعت ٤:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/۱۳  کلمات کلیدی: معرفی یک کتاب ، روابط عمومى ، تبلیغات
کتاب سقوط تبلیغات و ظهور روابط عمومی نوشته ال ریس - لورا ریس ترجمه سنبل بهمنیار توسط انتشارات سیته منتشر شد.

در بخشی از کتاب آمده است تبلیغات باد است. روابط عمومی خورشید است.

تبلیغات در واقع ادامه روند روابط عمومی، با استفاده از ابزارهای متفاوت است و باید پس از طی چرخه ی برنامه روابط عمومی آغاز شود.

ما امروز شاهد یک جابه جایی در نقش ها و کارکرد ها هستیم. این روابط عمومی است که این روز ها می تواند در جایگاه یک رهبر ، یک برنامه بازاریابی را هدایت کند. و به هدف برساند. هر برنامه جدید بازاریابی باید در ابتدا با اطلاع رسانی آغاز شود و به تدریج و پس از دستیابی به اهداف اولیه روابط عمومی، برنامه‌ریزی تبلیغاتی پیرامون آن انجام گیرد.

برای مدیرانی که تحت نفوذ فرهنگ تبلیغات هستند، این یک ایده نوین و انقلابی و برای دیگران، یک تکامل طبیعی در تفکر بازاریابی به شمار می‌رود.

کتاب سقوط تبلیغات و ظهور روابط عمومی در قطع رقعی در 269 صفحه به قیمت 8500 تومان منتشر شده است.

علاقه‌مندان جهت تهیه کتاب می‌توانند به آدرس تهران، خ شریعتی، بعد از سه راه طالقانی، چهارراه سمیه،‌ خ حقوقی، ساختمان 110، پ 42، ط اول، انتشارات سیته مراجعه و یا با شماره تلفن‌های 77501254 - 77502993 تماس حاصل فرمایند.

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED


 
ظهور «فرابرندها» در زندگی بشر
ساعت ٧:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٩  کلمات کلیدی: ارزیابی ، برند ، ایده ، فلسفه

معرفی چهار سطح برند به بهانه تحلیل دوست داشتنی ترین برندهای سال 2013

بهنود الله وردی نیک

لیلی خالقی

براساس مطالعه ای که توسط APCO در سرتاسر جهان انجام گرفته است، والت دیزنی، یاهو، گوگل، سونی و نستله در صدر دوست داشتنی ترین و محبوب ترین کمپانی های (برندهای) جهان قرار گرفتند.

موسسه APCO  در این مطالعه، حدود 70 هزار مصرف کننده را در 15 بازار بزرگ بین المللی  مورد بررسی قرار داده است و حدود 600 مورد از بزرگترین برندهای دنیا را درگیر این تحقیق کرده است.

والت دیزنی در حالی در صدر این رتبه بندی قرار دارد که به عنوان قابل درک ترین برند دنیا شناخته شده است و به دنبال آن غول های تکنولوژی یاهو و گوگل.


حقیقتاً اندازه گیری «دوست داشتن» کار ساده ای نیست، چرا که دوست داشتن یک عامل کاملا کیفی است، اما APCO با یک مدل پیچیده به نام « Emotional Linking» این کار را انجام داده است. این روش می تواند ابزاری باشد برای نشان دادن اینکه چرا مردم برندی را به برند دیگر ترجیح می دهند یا چرا به برندی وفادار هستند.

این تحقیق بر اساس هشت حالت هیجانی که برای یک برند اتفاق می افتد انتخاب شده، «بانیک» ضمن تعریف این قابلیت ها به همه برندها توصیه می کند میزان محبوبیت و «دوست داشتنی بودن» خود را از طریق این شاخص ها ارزیابی کرده و توسعه دهند. این هشت ویژگی عبارتند از:

1) درک (Understanding): فهم و درک از برند که در واقع سنجش میزان تشخیص ماهیت برند (Brand Essence)، فلسفه وجودی و جوهره اصلی برند بر مبنای عوامل کارکردی (Functional) و احساسی (Emotional) است.

2) دسترسی (Approachability): میزان کشش برند و در دسترس بودن برند میان مخاطبان.

3) مرتبط بودن (Relevance): مرتبط بودن برند با نوع زندگی از این نظر که برند نقش معناداری در زندگی مخاطب داشته باشد.

4) تحسین (Admiration): تحسین کردن برند و میزان لذت بردن از برند، محصولات و فعالیت های آن.

5) کنجکاوی (Curiosity): ایجاد حس کنجکاوی مخاطب نسبت به برند، محصولات جدید، رویدادها و...

6) شناسایی (Identification): شناسایی و تمیز هویت برند که به نوعی شاخص تشخیص برند (Brand Recognition) را بر اساس معیارهای کیفی هویت برند (Brand Identity) مانند شخصیت، جایگاه ذهنی و... می سنجد.

7) توانمندی (Empowerment): حس قدرت، اطمینان و اعتماد به نفس در جهت دستیابی به اهداف مخاطب را نسبت به برند می سنجد.

8) غرور و افتخار (Pride): میزان افتخار کردن مخاطب به برند و مغرور بودن از داشتن آن برند را مورد ارزیابی قرار می دهد.

 

به گفته رئیس APCO «بهترین برندها، آنهایی هستند که یک دلبستگی عاطفی پایدار و قوی با مصرف کنندگان و مخاطبان خود خلق می کنند. محصولات زیاد و متفاوتی در دنیا وجود دارند، اما برندها در ذهن و قلب مردم هستند. ارتباط یک برند با مردم، ارتباطی عاطفی است و قدرت و استحکام این رابطه براساس میزان صمیمیت بین برند و مردم است.»

اصولا چهار سطح از محصولات، خدمات، سازمانها، افراد و  بطور کل مفاهیم و موجودیت ها در ذهن یا قلب انسان تعریف می شود که مفهوم «برند» در سطح سوم آن قرار می گیرد. این چهار جایگاه بر مبنای دو شاخص «دوست داشتن» و «احترام» تعریف شده اند که در شکل زیر نشان داده شده است:

 

چهار سطح محصولات و مفاهیم

محصول یا کالا (Commodity) مربوط به عاملی است که برای مخاطب نه «دوست داشتنی» و نه «محترم» است. شاید به دلیل نیاز کارکردی (Functional) در زمانی از آن استفاده شود ولی هیچ جنبه نامشهود یا جایگاهی در ذهن یا قلب مخاطب ندارد.

هوس یا عامل زودگذر (Fad) همانگونه که از نامش پیداست عاملی است که در لحظه دوست داشتنی است ولی دوام ندارد، تکرار نمی شود و بنابراین مورد توجه، احترام و وفاداری قرار نمی گیرد. مانند برخی از محصولات خاص خانگی که در تله شاپینگ ها معرفی می شوند و انگیزه های مخاطب را برای خرید به روشهای گوناگون تحریک می کنند ولی بسیاری از مخاطبان پس از خرید استفاده چندانی از آنها نمی کنند و حتی نام آنها را نیز به خاطر نمی سپارند.

برند (Brand) عاملی است که به دلیل داشتن هویت، شهرت، اعتبار، جایگاه ذهنی و... مورد احترام است ولی ممکن است الزاما برای همه مخاطبان «دوست داشتنی» نباشد. به عنوان مثال برند Apple در هر حال یک برند معتبر محسوب می شود و قابل احترام است و علیرغم داشتن هواداران فراوان، اما بسیاری از مردم جهان نه تنها عشق و علاقه به آن ندارند، چه بسا از آن متنفرند!

«فرابرند» یا «لاومارک» (Lovemark) عاملی است که از برند فراتر رفته و در جایگاه متمایزی در ذهن یا قلب مخاطب قرار دارد. این عامل یک برند ماندگار و موثر در ذهن مخاطب است که علاوه بر «دوست داشتنی» بودن، مورد احترام نیز هست.

بسیاری از برندها امروزه از جایگاه «برند بودن» فراتر رفته و تبدیل به «فرابرند» شده اند. آنها در سبک زندگی، فرهنگ، هویت و رفتار ما تاثیر گذاشته اند، دل کَندن از آنها و یا حتی تصور زندگی بدون وجود آن برندها برای ما بسیار دشوار است. آنها به نوعی مکمل وجودی ما هستند آنچنان که برخی از متخصصان به این سطح از برندها، «همزاد» یا «هم روح» (Soul Mate) می گویند. آنها در بسیاری از موارد به عنوان نمادها و واژه های عمومی (Generic) مورد استفاده قرار می گیرند و از المانهای بدیهی در زندگی ما به شمار می روند. برند Google می تواند نمونه خوبی از این موارد باشد.

لازم به ذکر است موارد مطرح شده کاملا نسبی است و میزان کمی و کیفی دو عامل «عشق» و «احترام» به آسانی قابل ارزیابی نیست. بر این اساس شاید بتوان Apple را نیز در جمع فرابرندها دانست.

شاید رسیدن به این سطح یعنی «همزاد» مخاطبان شدن، هدف غایی و ایده آل خیلی از برندها باشد. البته تعدادی هرچند اندک هم به سطح نائل آمده اند. برای پیدا کردن «همزاد»هایتان کافیست نگاهی به اطرافتان، به صفحه مانیتور یا گوشی همراهتان و... بیندازید.

منبع:

1) www.banik.ir به نقل از مجموعه هفت جلدی «کمپین برندآفرینی» نوشته بهنود الله وردی نیک

2) APCO World Wide

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED


 
10 تکنیک مرسوم چانه زنی
ساعت ٦:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٦  کلمات کلیدی: مذاکره ، اقتصادی ، مشتری

چانه زنی برسر قیمت کالاها و خدمات یکی از رسوم قدیمی ایرانی هاست که علاوه بر جنبه های فرهنگی از نظر اقتصادی هم بر اقتصاد خانواده تاثیر گذار است.
 اغلب فروشندگان می دانند مشتری بدون گرفتن تخفیف شاد و راضی از مغازه خارج نمی شود و راه تخفیف را باز می گذارند. اقتصاد خانواده حکم می کند تا شما بهترین کالا را به بهترین قیمت بخرید پس باید چانه زنی را بدانید. اما تکنیک های چانه زنی صحیح چیست؟ در این گزارش به شما خواهیم گفت تکنیک های چانه زنی چیست و حتی امام حسین چرا موقع خرید چانه می زد.

1.وقتی می خواهید چانه بزنید ابتدا تمام شرایط دلخواه تان را به فروشنده نگویید.یعنی وقتی کالایی چشمتان را گرفت به اصطلاح ذوق زدگی تان را به فروشنده نشان ندهید.


2.تا جایی که میتوانید باید از طرف مقابلتان اطلاعات  کسب کنید و سپس او را ارزیابی کنید. در قدم بعدی، قبل از اینکه شما درخواستتان را بگویید، از طرف مقابل درخواست کنید تا شرایط خود را بگوید. بعد، مثلاً وقتی فروشنده قیمت را میگوید شما قیمتی را پیشنهاد دهید که از حد مطلوبتان کمتر است تا امکان چانه زدن بیش تر وجود داشته باشد.

 


3.دانستن آستانه تحمل طرف مقابل خیلی اهمیت دارد. از طرف دیگرهم، سعی کنید راهی برای رسیدن به خواسته تان بیابید. مثلاً در هنگام استفاده از تاکتیک توپ سخت، که یکی از متداولترین تاکتیکهای چانه زنی بر سر قیمت است، وقتی طرف میگوید 100 تومان میفروشم و شما میخواهید 80 تومان پول بدهید، ابتدا قیمت 60 تومان را مطرح و سپس می گویید:
اصلاً نه حرف من و نه پیشنهاد شما، بلکه قیمت بینابین که می شود 80!!

 


4.مرسوم ترین شیوه چانه زنی:
از فروشنده قیمت میپرسین بعد میگین تخفیف بده، قیمتش زیاده، بدرد نمیخوره، فلان جا ارزونتر میدن، من زیاد به این احتیاج ندارم، چقدر زیاد داری اگه من نخرم رو دستت باد میکنه و از این دست.

 


5. زمان چانه زدن
وقتی سر فروشنده شلوغ است و مشغول انجام چند کارهمزمان است چانه زدن بی معنی است کمی معطل کنید تا مغازه خلوت شود، جنس های جدید را تحویل بگیرد و مشتری قبلی را راه بیندازد.

 


6.جالب است بدانید چانه زدن در دین اسلام هم دیده شده
چانه زدن ـ در شرع ـ در خریدن کفن مکروه و در موارد دیگر مطلوب و ستوده است.

 


7.بعضی مردم خجالت می کشند یا بیش از این مغرور هستند که بخواهند سر قیمت چیزی با فروشنده چانه بزنند. اما جالب است بدانید که پولدارترین مردم همیشه بیش از سایرین هنگام خرید چانه می زنند.البته باید تکنیک هایش را بدانی.

 


8.هر فروشنده ای یک قیمت نهایی دارد که از آن پایین تر نمی آید، پس آزادانه چانه بزنید و ببینید که چه قیمتی واقعیتر است.

 


9.یک دلیل چانه زدن از منظر ائمه معصومین
 

 

چانه زدن در خرید
«ابوهشام قنّاد بصری» می گوید: من کالاهایی را از بصره برای امام حسین علیه السلام می بردم و گاهی با من در خرید آن ها چانه می زد؛ امّا برخی مواقع هنوز از نزدش برنخاسته بودم که همه را به دیگران می بخشید. [روزی] گفتم: ای فرزند رسول خدا، از بصره برایتان کالا می آورم و با من چانه می زنید امّا هنوز برنخاسته همه اش را[ به فقرا] می بخشید؟

حضرت فرمود:
پدرم برایم نقل کرد و آن را به پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم نسبت داد که: مغبون، نه ستوده است و نه پاداش دارد.

( یعنی چانه برای این می زنم که مغبون و فریب خورده در معامله نشوم.)

 


10.فرق چانه زدن و التماس
چانه زدن با التماس کردن و عشوه گری فرق می کند اگر درست و حسابی از قدرت مذاکره استفاده کنید خواهید توانست بهترین ها را به بهترین قیمت بخرید.
منبع: بانکی -
شارا


 
یادگیری مهارتهای نرم
ساعت ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٦  کلمات کلیدی: مهارتهای نرم

 مهارتهای نرمراستش را بخواهید معادلی برای Soft Skills بلد نیستم، حتما در مدیریت و روانشناسی هست، اما اینهم از آن چیزهاست که بلد نیستم. تعریف ویکی آن اینجاست، اما آنهم به دلم نمینشیند، این مهارتها همان هوش هیجانی نیست، این، آن و آن این هست، اما هیچیک تمام دیگری نیست. اما این را خوب فهمیده ام که خیلی چیزها به این مهارتها ربط دارد، و خبر خوب این است که این مهارتها قابل یادگیری هستند.

مهارتهای نرم را میتوان به مجموعه ای از مهارتهای فرد برای مواجه شدن با شرایط و چالشهای بیرونی تفسیر کرد، یعنی روابطش با مردم، نگاهش به مشکلات، حل مسئله، کار تیمی و .. تمام این چیزهای خوب، در همین مهارتهاست.

مدتهای مدید و بارها شنیده ایم که (به خصوص در مورد چشم آبی ها) از شیوه مدیریت و برخورد با مسائل کسی، تعریف کرده اند، گویا او از مادرش که زاده شده معلوم بوده که مدیر خوبی میشود! واقعاً اینطور نیست، این مهارتها را میتوان یادگرفت و آنها یاد گرفته اند،‌درست مثل جمع و ضرب و تقسیم.بیائید به مثالی نگاه کنیم. پروژه ای در شرکت شروع میشود،‌فردی مدیر پروژه میشود و گروهی مامور به همکاری با وی. چالشها معمولاً از اولین تعامل مدیر و اعضای گروه (دقت کنید، تعمداً تیم نمیگویم) شروع میشود. همه نظر دارند و همه جا نظر میدهند، همه در همه کارها دخالت میکنند و اگر حرفشان مورد توجه قرار نگیرد، سرکشی میکنند، کمکاری میکنند، کارشکنی میکنند و خلاصه واکنشهای منفی نشان میدهند.

عمده زمان مدیر، صرف رفع این تنشها میشود، او که خودش هم این مهارتهای ارتباطی را یاد نگرفته، گهگاه هم مجبور میشود باج بدهد، گاهی هم دروغ بگوید، گاهی هم حکم به زدن از سر و ته پروژه بدهد.

کسی به این مدیر یاد نداده که :

  • - با همکاری که تا دیروز دوستش بوده و امروز زیردستش کار میکند، چطور برخورد کند،
  • - با همکاری که کارشکنی میکند،‌چه کند؟
  • - چطور به افراد روحیه بدهد، چطور باج ندهد،‌چطور تنبیه کند، چطور پاداش دهد، چطور ارجاع دهد و …

او این همه را در طی این پروژه یاد میگیرد، با سعی و خطا و ضرر فراوان.

روابط کاری در محیطهای خارجی را در فیلمها دیده ایم. آدمها بی پرده صحبت میکنند و وقتی هم خنجر میزنند، به قصد کشت میزنند، صداقتشان سرجای خودش است،‌رفاقت سرجای خودش و کسی که کار نکند، به سرعت محو میشود. آن فرهنگ غرب است که چندان پیشینه ای ندارد، فرهنگ ما غنی است، عده ای میگویند غنی تر، من نمیدانم. اما میدانم که آموزه های دینی ما بر کارمحوری استوار است، بر اینکه عقل معاش معادل فکر معاد است. باورم این است که کسی هم نمیخواهد از این ارزشها دوری کند، اما یاد نگرفته که چطور بر سر ارزشها بماند و کارش را هم پیش ببرد، به همین سادگی: یاد نگرفته است.

من همیشه مثالی از این شرایط برای خودم دارم:

روزی شرکت قانونی وضع میکند: تمام مهندسان، در هرروز کاری، باید ابتدا اتاق خود را جارو کنند، بعد به کارشان بپردازند. به نظر من هر فرد چند راه دارد که اصولی است:

  • کارش را به دلیل تغییر شرایط از سوی شرکت، ترک کند.
  • شرایط جدید را بپذیرد.
  • طبق شرایط جدید کار کند و بر سر شرایط جدید با شرکت مذاکره کند، حتی دعوا کند.

این که بماند، نه بر سر شریط بحث کند، و نه کارها را نجام دهد،‌مخرب ترین روش است که متاسفانه ما خیلی به آن عمل میکنیم. نمیکنیم؟

این فقط یک مثال بود، ما باید حقوق کاریمان را یاد بگیریم، به جای انواع کلاسهای علمی (فروش و برنامه نویسی و بازاریابی و ….) برویم دنبال آموزش این مهارتها،‌چیزی که جایش در دانشگاههایمان هم خالیست.

حالا در این سیستم کاری، عیب فراوان یافت میشود و هر کس هم دیگری را متهم میکند و آخر الامر، کار به دولتها و سیاسیون میکشد، که در جای دیگر و به شیوه ای دیگر باید از آ»ها خواست و انتقاد کرد، با کمال فروتنی به نظرم من شخصاً آن خواستن را هم بلد نیستم.

بیائید صادقانه فکر کنیم، آخرین باری که یک بحث و گفتگوی کار کردیم و ما برنده نشدیم اما با همان جدیت رفتیم که در راستای اهداف و ایده های دیگران، کار کنیم، کی بود؟ این که نرفتیم گناه ما نیست، گناه این است که نمیرویم که این مشکل را باور و برای رفع آن فکری کنیم، نه ما فکر میکنیم،‌نه مدیران سازمانها. نتیجه اینکه وضع کار روز به روز بدتر میشود،‌شرکتها محصولاتی میسازند که مشتریان از سر ناچاری میخرند، در خارج از این حوزه ی اجبار، کسی محصول من را که زائیده کینه و عدم همکاری است و یک برگ مکتوب هم از فرآیند تولید آن نیست، نمیخواهد، و مهمترین چیزی که از بین میرود، عمر من و سازمانی است که من برایش زحمت کشیده ام.

ما باید به هم کمک کنیم، باید در سازمانهایمان، تیپهای رفتاری یکدیگر را بشناسیم، (مشاور خارجی یکی از مشتریانمان تعریف میکرد که در جائی تمام کارکنان،‌تیپ و شاخصهای رفتاری DISC خود را روی کارت شناسائیشان درج کرده بودند، تا هر کس بداند که با دیگری چطور باید تعامل کند، زیبا نیست؟)،‌بر آن اساس با هم تعامل کنیم، یکدیگر را راهنمائی کنیم، از ترسهای هم آگاه باشیم، انگیزه اقدامات هم را بدانیم و ….

مثلاً D های بدون I که معمولاً به واسطه مرعوب کردن مدیریت میکنند، خودشان متوجه نیستند،‌اما اگر به آ»ها بگوئیم که این برخورد تو من را میترساند و از راندمان من کم میکند، آنها که برنده شده هدف اصلیشان است، به سرعت خود را اصلاح میکنند. در مورد تمام شاخصه ها همین وضع هست، اما در عمل، من او را، و او من را، بی انگیزه میکند و هر دو محصول و سازمان را.

مثال زیاد است و شما از من بیشتر سراغ دارید،‌ روند رشد چین، هند، برزیل و … بیشتر متکی به افرادی بوده که میخواستند بهتر باشند و خودشان اول تلاش کردند.

بیائید از همین امروز شروع کنیم و به این مهارتها توجه کنیم و برای یادگیری آنها اقدام کنیم، نه یاد دادن آنها و نه یادگرفتن آنها،‌ اصلاً ساده نیست،‌ اما شدنی است،‌به اینها فکر کنید، و مطالعه کنید،‌ حتماً میشود.

منبع: +   

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED

 

 

 

 

 


 
مدیریت نفس
ساعت ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٦  کلمات کلیدی: نماز ، شیطان ، ارتباط ، نفس

نحوه برخورد با نفس و حساب کشیدن از نفس ظرافتها و دقت هایی می طلبد که آشنایی با آنها ضرورت هرچه بیشتر ارتباط با یک عالم متخلق وحکیم  را نشان می دهد.

حضرت على - علیه السلام – می فرمایند:
اعلموا عبادالله ان المؤمن لا یصبح و لا یمسى الا و نفسه ظنون عنده، فلا یزال زاریا علیها، و مستزیدا لها .(خطبه 176)
بدانید، اى بندگان خداى، مؤ من شب را به روز و روز را به شب نمى آورد مگر آنکه به نفس ‍ خویش بدگمان است و پیوسته بر او عیب مى گیرد و ، افزونتر از آنچه به جاى آورده  از او مى طلبد.

دونکته در این جا حائز اهمیت است:

  1.  بدبینی  به نفس فقط منحصر به حد زبان وذهن نشود بلکه باید در مرحله عمل نشان داده شود. مثلا هنگام رانندگی هنگام تعامل با دیگران هنگام رای دادن و هنگام اختلاف با هم اتاقی و همسایه و همکار و.. ببینیم در این گونه موارد آیا به نفس خود بد بین هستیم و مواظب خدعه های نفسانی هستیم یا نه بدون تامل واز روی اولین تمایل تصمیم میگیریم وهمیشه طرف مقابل را مقصر می دانیم؟
  2.  بدبینی دائمی به نفس مساوی با سرکوبی کامل و سرزنش دائمی نفس نیست.اگر کار بدی انجام دهیم باید خود را سرزنش کرده و محکوم کنیم تا دیگر  تکرار نکنیم ولی این سرزنش باید به اندازه خطا باشد سرزنش بابت انجام حرام و با سرزنش بابت انجام مکروه فرق دارند. سرزنشی که نشاط را ازما بگیرد و اجازه ندهد ما دیگر وظایف خود را انجام دهیم از سوی شیطان القاء  شده است 

مثلا کسی که نماز صبحش قضا شده جا دارد ناراحت باشد و خودش را سرزنش کند اما همین امر اگر باعث شود تمام روز یا بخشی از آن ملول و کسل شود وسایر وظایف را  انجام ندهد، معلوم است که از حد تعادل خارج شده است. رعایت نکردن این حد تعادل باعث میشود نفس یا یله و رها باشد ویا این سرخوده وخموده و ناتوان در انجام وظایف.
بر محمد آل محمد صلوات