آفتاب ایرونی

این وب لاگ با هدف ایجاد مرکزیتی برای اطلاع رسانی و ایجاد ارتباط در محیط مجازی برای مدیران،مشاوران، متخصصین و پژوهشگران جهت هم افزایی و اثر گزاری در این حوزه مدیریت ایجاد شده است.و شامل یادداشت های از مدیریت فناوری اطلاعات، بانکداری، مدیریت اجرایی،مدیریت استراتژی، مدیریت برند، مدیریت روابط عمومی،مدیریت دانش، تعالی سازمانی، بهره وری، کارآفرینی، روانشانسی، اجتماعی و خانواده می باشد. و آفتاب ایرونی اشاره به اندیشه و قدرت مدیران و متخصصین ایرانی دارد.

چشم انداز زمان
ساعت ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٢٦  کلمات کلیدی: مدیریت زمان

 Time perspective

زندگی پر از وسوسه است و همه اش درباره 

تسلیم - مقاومت }
آره - نه}
الان - بعدا}
{بی فکربا فکر}
{تمرکز روی حال - تمرکز روی گذشته}
و ...

در یک تحقیق بر روی بچه های ۴ ساله به آنها گفته شد که: می‌توانید الان یک شیرینی بگیرید، ولی اگر تا برگشتن محقق صبر کنید، بجای یک شیرینی، دوتا دریافت خواهید کرد. اگر شیرینی دوست داشته باشید به نفع شما خواهد بود که صبر کنید.

مشاهده ویدیو مربوط به این تحقیق : 

نتیجه آزمایش این شد که: « دو/ سوم» این بچه ها مغلوب وسوسه شدند و نتوانستند صبر کنند، اما بقیه بچه ها صبر کرده و به وسوسه شان غالب شدند، یعنی «الان» را برای «بعد» به تاخیرانداختند.

بین بچه هایی که مقاومت کردند و بچه هایی که مغلوب وسوسه شدند تفاوت های بسیار بزرگی وجود داشت:

در تحقیقی که والتر میشل Walter Mischel چهارده سال بعد انجام داد، مشخص ساخت آنهایی که در برابر وسوسه مقاومت کردند، نمراتشان در امتحان اس ای تی (SAT)  حدود ۲۵۰ نمره بالاتر بود. این خیلی مسئله بزرگیست و مثل یک رده هوشی متفاوت می ماند. مشخص شد آنهایی که توانستند مقاومت کنند، در زندگیشان مشکلات و درگیری های کمتری داشتند، دانش آموزان بهتری بودند، با اعتماد به نفس و مصمم بودند، و نکته اصلی برای من و شما اینکه: آنها « بجای تمرکز بر زمان حال، بر روی  آینده متمرکز بودند » بنابراین همه چیز به نگرش ما نسبت به حال، گذشته و آینده برمیگردد.

 

روانشناس، فیلیپ زیمباردو  Philip Zimbardo عقیده اش این است که شادی و موفقیت، ریشه در خصیصه ای دارد که اکثر ما به آن بی اعتنایی می ورزیم، او معتقد است به عنوان اولین قدم در بهبود زندگی باید دیدگاهمان را نسبت به زمانهای حال، گذشته و آینده تغییر دهیم (چشم انداز زمان)

چشم انداز زمان " Time perspective " مطالعه ای است درباره اینکه هر یک از افراد چطور تجربیات جاری خود را در بین حوزه های زمان ( گذشته، حال و آینده )  تقسیم می‌کنند.

این کار به طور خودکار و ناخودآگاه انجام می گیرد و در میان فرهنگ ها، کشور ها، افراد، طبقات اجتماعی، و سطح های تحصیلی ، متغیر است. مشکل این است که استفاده از حوزه های زمانی می تواند به شکل نا متعادل و به طرف یکی از آنها کشیده شود، چون شما یاد می‌گیرید برخی را بیشتر از آنهای دیگر بکار برده و بقیه را کمتر استفاده کنید.

اساس رفتار و عملکرد شما آن تصمیمی است که قصد گرفتنش را دارید، بنابراین باید دید که چه چیزهایی تعیین کننده تصمیمات شما هستند؟

1- برای بعضی ها، این تصمیمات فقط پیرامون شرایط فعلی است ( یعنی آنچه که دیگران انجام میدهند، و چیزی که احساس می کنند ) افرادی که اینگونه تصمیم گیری می‌کنند را «حال گرا» می خوانیم، به این دلیل که تمرکز آنان روی زمان حال است.

2- برای بعضی ها زمان حال نامربوط است و تصمیماتشان بر اساس خاطرات وتجربیات گذشته است ( یعنی همه اش پیرامون این است که این موقعیت چه شباهتی به موقعیت های قبلی که تجربه کرده ام دارد؟ ) ما این افراد را به این دلیل که تمرکز آنان روی گذشته است «گذشته گرا» می خوانیم.

3- برای بعضی ها نه پیرامون گذشته نه حال است، همه چیز راجع به آینده است تمرکز آنها بر این است که: «چه خواهد شد؟» ( پیش بینی پیامدها، هزینه ها و فواید ) ما این افراد را «آینده گرا» می خوانیم .

نکته قابل بحث بعدی تضاد در چشم انداز زمان است، این تضاد همان چیزی است که در تمام تصمیمات شما تأثیر گذار است و شما از آن بی خبرید. مخصوصا به میزانی که به یکی از این حوزه های زمانیِ، جهت و تمایل دارید.

به بیان دقیق تر، حوزه های زمانی شش تا هستند:

1- شما می توانید روی «گذشته گرایی مثبت»

2- یا بر «گذشته گرایی منفی» تمرکز داشته باشید

3- می توانید «حال گرای خوش گذران» باشید و خصوصا به لذایذ زندگی توجه کنید

4- می توانید «حال گرای معتقد به جبر» باشید ( یعنی هیچ چیز مهم نیست، زندگی شما از قبل مقدر شده است )

5- می توانید «آینده گرای هدفمند» باشید

6- یا می توانید «آینده گرایی با باورهای ماورای طبیعی» باشید ( مثلا باورداشته باشید که زندگی پس از مرگ شروع خواهد شد )

چیزی که شما باید یاد بگیرید « گسترش سازگاری وانعطاف روانی در تغییرجهت دادن به حوزه های زمانی، با توجه به شرایط » است. بنابراین در یک عبارت چشم انداز زمانی بهینه عبارت است از:

بخش زیادی درگذشته گرایی مثبت - ملایم تر از آن در آینده گرایی هدفمند - و به مقدارمتوسط در حال گرایی خوش گذران ( "گذشته گرایی منفی" و " حال گرایی اجباری" همیشه به مقدار کم)

به این ترتیب بهترین ترکیب چشم انداز زمانی:

1- درچیزی که از گذشته دریافت می‌کنید: گذشته گرایی مثبت است که به شما رگ و ریشه می دهد؛ خانوادتان، هویتتان و خودتان را به هم وصل می کنید.

2- چیزی که از آینده می گیرید: آینده گرای هدفمند است که به شما بال و پر می دهد برای صعود به مقاصد و چالش های جدید.

3- و آن چه که از حال گرایی خوش گذران می گیرید: انرژی است برای کشف خود، مکان ها، آدم ها، و حس های نفسانی.

 

زیاده روی در هر حوزه زمانی، بیشتر از جنبه های مثبت، دارای جنبه های منفی است.

آینده گراها چه چیزهایی را فدای موفقیت می کنند؟ وقت گذرانی با خانواده و دوستان را فدا می کنند، اوقات خوش را فدا می کنند، لذت های شخصی را فدا می کنند، سرگرمی هایشان را فدا می کنند، و از خوابشان می زنند. پس سلامتیشان تحت تأثیر قرار می گیرد، و برای کارشان، دستاوردهایشان، و قدرت کنترل، زندگی می کنند. مطمئنم این موضوع برای بعضی از شما آشناست، برای من هم آشنایی دارد.

من در جنوب «برانکس Bronx - نیویورک»  در محله ای فقیرنشین و خانواده ای از سیسیلی بزرگ شدم که همه در گذشته و حال زندگی می کردند. من به عنوان یک آدم آینده گرا در این جایگاه هستم، کسی که به اوج رسید و تمام این «فداکاری ها» را کرد بخاطر اینکه معلمانم مداخله کردند و مرا به یک آینده گرا تبدیل کردند. به من گفتند «این شیرینی را الان نخور، برای اینکه اگر صبر کنی دو تا می گیری» تا اینکه یاد گرفتم متعادل باشم. من «حال گرایی خوش گذران» و تمرکز بر «گذشته گرایی مثبت» را نیز اضافه کردم، به همین دلیل الان در سن ۷۶ سالگی با نشاط تر و مفیدتر از همیشه ام، و از همیشه خوشحال ترم.

چشم انداز زمان را برای خیلی از مشکلات دنیا بکار می بریم:

تغییر در افت تحصیلی بچه ها

مبارزه با اعتیاد ( بیماریهای لذت پرستی)  

افزایش سلامت دندان

درمان کهنه سربازان که مشکل «وحشت پس از سانحه» دارند با استعاره های زمانی "درمان های معجزه آسا"

ارتقای صرفه جویی و حفاظت از منابع طبیعی

کاهش 50 درصدی دوره توانبخشی جسمانی

تغییردر دیدگاه تروریست های انتحاری

و...

بنابراین خیلی از معماهای زندگی را می توان با درک "چشم انداز زمانی" خود و دیگران حل کرد. این ایده خیلی ساده و واضح است ولی من فکر می کنم پیامدهای آن خیلی عمیق هستند.   


دانلود پرسشنامه چشم انداز زمانی
دانلود کلید نمره گذاری پرسشنامه کلید چشم انداز زمانی

منبع: مهران

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.



 
روش های افزایش کارایی در کارآفرینی
ساعت ٤:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٢٢  کلمات کلیدی: کارآفرینی

کارآفرین موفق

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.


 
تـــوهم مــدیریــت همزمـــان امـــور
ساعت ٩:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٢۱  کلمات کلیدی: مدیریت زمان

در حین کنفرانس تلفنی که با اعضای هیات‌مدیره داشتم، تصمیم گرفتم که یک ایمیل برای یکی از مشتری‌ها بفرستم. آن ایمیل را فرستادم.

 

ولی چند دقیقه بعد مجبور شدم یکی دیگر نیز بفرستم، زیرا فراموش کردم ضمیمه‌ایرا که می‌خواستم به آن الصاق کنم. بعد از ارسال متوجه شدم که این بار ضمیمه مزبور را اشتباهی فرستاده‌ام، بالاخره ایمیل سوم را ارسال کردم؛ در حالی که توضیحی را در مورد علت اشتباهی بودن ضمیمه نیز به آن افزوده بودم. سرانجام وقتی دوباره روی کنفرانس تلفنی متمرکز شدم دریافتم سوالی را که رییس هیات مدیره از من پرسیده بود، نشنیده‌ام.

واقعیت آن است که در حال مصرف کردن هیچ ماده مخدری نبودم، ولی تفاوتی نمی‌کرد.
یک مطالعه نشان می‌دهد که هنگام دریافت ایمیل یا تماس‌های تلفنی حواس افراد آنقدر پرت می‌شود که سطح 
IQ آنها به میزان 10 امتیاز پایین می‌آید.
تاثیر این سقوط 10 امتیازی چیست؟
هنگامی‌که فردی یک خواب شبانه را از دست می‌دهد همین قدر 
IQ او پایین می‌آید و این مقدار دو برابر تاثیری است که مصرف یک ماده مخدر قوی روی IQ افراد دارد.

منبع:  e-management

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.


 
نقش «شانس» در موفقیت کارآفرینان
ساعت ٩:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٢۱  کلمات کلیدی: کارآفرینی ، موفقیت
اگر از کارآفرینان بپرسید که رمز موفقیت‌شان چیست، احتمالا به شما پاسخ خواهند داد استعداد خدادادی و تلاش فراوان. پاسخ آنها هر چه باشد، به هر حال در فهرست آنان، «شانس» جایگاه آخر را خواهد داشت. 
در یک مطالعه علمی که روی ۳ هزار کارآفرین سوئیسی انجام شد، ۶عامل موثر در موفقیت آنان مورد بررسی قرار گرفته و در نهایت به هریک از این عوامل رتبه‌ای اختصاص داده شده است.
در ۷۸ درصد موارد، عامل «شانس» رتبه آخر را به خود اختصاص داده است.در این مطالعه، مشخص شده است که افراد موفق، بر این باورند که دستاوردهایشان حاصل تلاش­‌های خودشان است و نه حاصل تصادف. اما احتمالا اگر از  کارآفرینان  شکست‌خورده و ناموفق بپرسید، تعداد بیشتری از آنان شکست خود را حاصل بد‌شانسی خواهند دانست.

اما نویسندگان این تحقیق در نهایت دریافتند که موفقیت، دست‌کم در سوئیس، حاصل فرهنگ است. آن دسته از شرکت­‌کنندگان در این نظرسنجی که در مناطق ایتالیایی زبان سوئیس زندگی می­‌کردند، بیشتر از افراد ساکن در مناطق فرانسوی زبان این کشور معتقد بودند که موفقیت یک کسب‌و‌کار به شانس هم بستگی دارد و کارآفرینان فرانسوی زبان هم بیشتر از کارآفرینان سخت­کوش آلمانی، به شانس اعتقاد داشتند.

البته سن هم در اعتقاد به شانس نقش موثری ایفا می‌­کند. بنا به نتایج به‌دست آمده توسط نویسندگان این تحقیق که از استادان دانشگاه برن هستند، کارآفرینان جوان‌تر بیشتر روی شانس حساب می­کنند تا کارآفرینان مسن‌تر.

احتمالا دلیلش این است که دوستان با‌تجربه­‌تر با گذشت زمان به این نتیجه رسیده‌­اند که نقش شانس کمتر است. علاوه بر این، اغلب افرادی که در این مطالعه مورد نظرسنجی قرار گرفتند، بر این باور بودند که بد شانسی (یا حتی خوش­ شانسی) چیزی است قابل تغییر و قابل غلبه. نویسندگان این مطالعه نوشته­‌اند پیام این تحقیق به کارآفرینان این است: «دنبال تحصیلات بروید، سخت تلاش کنید، به تجربیات خود تکیه کنید و اجازه ندهید که تصادف‌های زندگی شما را مایوس کند، چون عوامل تعیین ­کننده‌­ای نیستند.»

منبع: روزنامه دنیای اقتصاد،مترجم: شادی آذری

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.


 
ثروتمندان چگونه می اندیشند؟
ساعت ٩:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٢۱  کلمات کلیدی:
سودای ثروت و ثروتمند شدن را کسی نیست که در خیال خود نپروراند، اما کمتر کسی پیدا می شود که خیالش با واقعیت زندگی اش یکی شود و در زندگی واقعی ثروتمند باشد. 
 
ثروتمندان چگونه می اندیشند؟

در این مقاله از تفاوت های فکری افراد ثروتمند و معمولی برای شما می گوییم. حالا دیگر انتخاب با خودتان است که جزو کدام دسته باشید.

۱- آدم های معمولی فکر می کنند پول چرک کف دست و ریشه همه بدی هاست، در حالیکه از نظر ثروتمندان فقر ریشه همه بدی هاست.

۲- آدم های معمولی توجه به خود را بد می دانند، در حالیکه از نظر ثروتمندان توجه به خود نوعی پرهیزکاری است.

۳-  آدم های معمولی فکر می کنند همه چیز شانسی  است، در حالیکه از نظر ثروتمندان زندگی یعنی جنبش و حرکت و عمل.

۴- آدم های معمولی فکر می کنند راه ثروتمند شدن از مسیر تحصیلات رسمی و َآکادمیک می گذرد، در حالیکه از نظر ثروتمندان برای ثروتمند شدن باید در دانش یا مهارت خاصی استاد بود.

۵- آدم های معمولی در خاطرات گذشته درجا می زنند، در حالیکه از نظر ثروتمندان آینده را باید دید.

۶-  آدم های معمولی می خواهند با احساسات و جوگیری به پول برسند، در حالیکه از نظر ثروتمندان بهترین راه رسیدن به پول منطقی فکر کردن است.

۷-  آدم های معمولی معمولا برای کسب درآمد کارهایی را انجام می دهند که دوست ندارند، در حالیکه از نظر ثروتمندان برای پولدار شدن باید کاری را با عشق و علاقه انجام داد.

۸-  آدم های معمولی سطح توقعاتشان پایین است و در نتیجه ناامیدی به سراغشان نمی آید، در حالیکه از نظر ثروتمندان زندگی یعنی چالش و کلنجار رفتن با مشکلات بزرگ.

۹- آدم های معمولی فکر می کنند باید کار خاصی انجام داد تا به ثروت کلان رسید، در حالیکه از نظر ثروتمندان برای کسب ثروت خود فرد باید چیزی در چنته داشته باشد.

نشان اتومبیل رولز رویس

۱۰- آدم های معمولی فکر می کنند برای پولدار شدن باید سرمایه خوب اولیه داشت، در حالیکه از نظر ثروتمندان در قدم اول باید از پول دیگران استفاده کرد.

۱۱- آدم های معمولی فکر می کنند، بازارها را استراتژی و منطق هدایت می کنند، در حالیکه از نظر ثروتمندان این طمع و احساس است که چرخ بازار را می چرخاند.

۱۲- آدم های معمولی به کودکانشان یاد می دهند که چگونه تنها به زندگی ادامه دهند، در حالیکه از نظر ثروتمندان بچه ها باید یاد بگیرند که چگونه پولدار شوند.

۱۳-  آدم های معمولی اجازه می دهند تا داشتن یا نداشتن پول عامل ایجاد استرس شان شود، در حالیکه از نظر ثروتمندان باید میان خود و ثروت صلح برقرار کرد.

۱۴- آدم های معمولی تفریح و سرگرمی را به یادگیری چیزهای جدید ترجیح می دهند، در حالیکه از نظر ثروتمندان یادگیری از تفریح اهمیت بیشتری دارد.

۱۵- آدم های معمولی فکر می کنند، ثروتمندان آدم های افاده ای هستند، در حالیکه از نظر ثروتمندان معاشرت تنها با افراد همفکر جذاب است.

۱۶- آدم های معمولی فکر می کنند در هر شرایطی باید تمرکز افراد روی پس انداز باشد، در حالیکه از نظر ثروتمندان زندگی یعنی خرج کردن.

۱۷- آدم های معمولی ترجیح می دهند برای در امان ماندن از هر خطری زندگی را بدون ریسک ادامه دهند، در حالیکه از نظر ثروتمندان دانستن وقت و زمان مناسب برای رفتن به دل حوادث پولشان را بیشتر می کند.

۱۸- آدم های معمولی دوست دارند راحت باشند، در حالیکه از نظر ثروتمندان راحت بودن یعنی تردید و کنکاش.

۱۹- آدم های معمولی هرگز ارتباطی بین پول و سلامتی پیدا نمی کنند، در حالیکه از نظر ثروتمندان پول می تواند زندگیشان را نجات دهد.

۲۰- آدم های معمولی فکر می کنند باید بین پول و خانواده ای خوشبخت یکی را انتخاب کنند، در حالیکه از نظر ثروتمندان می توان هر دوی اینها را با هم داشت.

منبع: وب سایت بانکی

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.


 
کتاب مرجع امنیت 5
ساعت ٩:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٢٠  کلمات کلیدی:

در این کتاب که بازتاب فعالیت‌های شرکت‌های ایرانی حوزه امنیت اطلاعات است، در پنجمین دوره خود ضمن ارائه گزارش از وضعیت امنیت فناوری اطلاعات در ایران و جهان، گفتگوهایی با دست‌اندرکاران و مسئولان شرکت‌های ایرانی نیز دارد

علاقه‌مندان  می‌توانند در این کتاب گفتگو با ۱۰ فعال بخش امنیت اطلاعات در کشور را مطالعه کرده و با فعالیت‌های این افراد و نقطه‌نظرات حاصل از تجربه چندساله آن‌ها در حوزه فناوری اطلاعات آشنا شوند

از دیگر مطالب این کتاب می‌توان به گزارش امنیت رایانش ابری ۲۰۱۴، گزارش کامل امنیت در سال ۲۰۱۴، گزارش یک سال با افتای ایرانی و هشت نکته برای ایمن نگه‌داشتن فضای کسب‌وکار اشاره کرد
علاقه‌مندان به استفاده از نسل جدید گوشی‌های تلفن همراه که خوب می‌دانند امروزه حفظ امنیت در فضای این‌گونه فناوری‌ها از اهمیت بالایی برخوردارست، می‌توانند یک مقاله خواندنی تحت عنوان «خیزش بدافزارهای موبایل» و نیز مطلبی درباره چگونگی داشتن یک درگاه ایمیل امن را در این کتاب بخوانند 
در بخش کلیات کتاب نیز اسناد بالادستی کشور در حوزه امنیت اطلاعات از قبیل سند افتا، متن کامل قانون جرائم رایانه‌ای و متن کامل قانون تجارت الکترونیکی درج شده و همچنین این کتاب دایرکتوری شرکت‌های فعال در زمینه امنیت در  سه گروه بندی جدید را نیز خود جای داده است.
دوره پنجم کتاب مرجع امنیت توسط موسسه دیده‌بان آی‌تی منتشرشده و علاقه‌مندان می‌توانند برای تهیه آن با شماره تلفن ۸۸۷۴۹۴۱۰ تماس گرفته و یا جهت خرید آنلاین به وب‌سایت www.mrcenter.ir مراجعه کنند.

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.


 
در کسب و کار چند مرده حلاجید؟
ساعت ۸:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٢٠  کلمات کلیدی: کارآفرینی

شش واژه‌ای که به اعتقاد من ویژگی‌های کلیدی یک کارآفرین موفق و زنجیره‌ای را توصیف میکنند عبارتند از: پر شور و شعف، زیرک، فداکار و فروتن، خوش بین در عین بدبینی (ناراضی مثبت)، و خودآگاه
در نگاه اول چنین به نظر می‌رسد که تعدادی از ویژگی‌های فرض شده‌ی معمول از لیست جا مانده‌اند. به‌عنوان مثال آلن هال 27 ویژگی کارآفرینی را در مقاله‌ای در نشریه فوربس فهرست می‌کند. با این حال بر این باور هستیم که ویژگی‌های شخصیتی که توسط آقای هال شناسایی شده‌اند، زیرمجموعه‌ای از شش واژه‌ای است که در لیست فوق قرار دارند.
در زیر هریک از این شش ویژگیِ کارآفرینیِ زنجیره‌ای، صفات مرتبط که توسط آقای هال تعیین شده‌اند را گروه‌بندی کرده‌ام.
این لیست را بررسی کنید و برای هریک از صفات آقای هال که بر این باورید دیگران آن را به شما نسبت می‌دهند، یک امتیاز بدهید.
اگر احساس می‌کنید که نمی‌توانید این کار را به صورت بی‌طرفانه و بدون سوگیری انجام دهید، پس از شخصی که مورد اعتماد شماست بخواهید تا به شما امتیاز دهد.


پر شور و شعف- داشتن و یا به نمایش گذاشتن یک شور پر حرارت
کارآفرینان موفق توسط چالشها خنثی و ناامید نمی‌شوند. آنها همیشه راهی از میان، در اطراف، در زیر، و یا از بالای موانعی که سر راهشان قرار دارند، پیدا می‌کنند (آنها یا راهی می‌یابند یا راهی می‌سازند). شکست در مرام آنها وجود ندارد.
صفات مرتبط:
•    با شور و شعف به هدف خود متعهد هستند.
•    شکیبا
•    فداکار
•    خود جوش و فعال
•    سطح انرژی بالا

زیرک- دارای مهارتهای رسیدن به نتیجه‌ی مدنظر، به خصوص با مهارت و خلاقیت.
برخلاف مدیران دولتی، جوانب کارآفرینان کارآزموده، به طور معمول نمی‌توانند با تزریق پول مسائل را حل و فصل کنند. این کمبود دائمی منابع، نیاز به راه‌حلهایی خلاقانه و باصرفه دارد که معمولاً قابل مشاهده و آشکار نیستند.
صفات مرتبط:
•    فرصت‌طلب
•    روحیه خلاق و نو‌آور
•    قاطع و نتیجه‌گرا
•    کاردان و مقاوم
•    سرسخت و باپشتکار
•    انعطاف‌پذیر و سازگار
•    قابلیت قبول کردن "عدم پذیرش" و تبدیل کردن شکستها به فرصتهای یادگیری
•    مهارت مذاکره قوی و توانایی گسترش پیروزی و یا نتایج پیروزی
•    توانایی ایجاد اتحاد استراتژیک و شناخت اهرم‌ها (قدرتهای نفوذ)

فروتن- هیچ نگرانی برای خود ندارد. ازخودگذشته
بسیاری از کارآفرینان اندکی خودشیفتگی و توجه به منافع شخصی را دارند. با این حال، کارآفرینان برجسته، رفاه سهامداران خود را مقدم بر اهداف شخصی خود قرار می‌دهند. موقعیتهایی به صورت اجتناب‌ناپذیر به وجود می‌آیند، که در آن مدیران کلیدیِ اجرایی می‌توانند به صورت پنهانی معامله شخصی داشته باشند و درآمد خود را به بهای پایمال‌کردن حق و حقوق همکاران و سرمایه‌گذاران افزایش دهند. اما برنده‌ها، در برابر این وسوسه مقاومت می‌کنند.
صفات مرتبط:
•    صداقت و درستکاری
•    مهارتهای رهبری
•    توانایی ایجاد تیم و ایجاد کار گروهی
•    روشن فکر و مایل به گوش دادن به نظرات دیگران
•    قدرت و صلابت شخصیت

در عین خوش‌بینی بدبین‌بودن (ناراضی مثبت)  
این افراد همانطور که از دستیابی به اهداف بلند مدت اطمینان دارند، در عین حال در مورد دستیابی به اهداف کوتاه مدت خود دچار تشویش و اضطراب هستند و سر از پا نمی‌شناسند. می‌دانیم که زمانی که بگوئیم عالی هستیم خودمان مسیر سراشیبی را تعیین کرده‌ایم . ایجاد نگرانی مثبت به ما یاد می دهد که همواره ناراضیان مثبت اندیش باشیم که بدانیم تنها یک راه در رقابت وجود دارد و آن پیشروی و تهاجم است.
صفات مرتبط:
•    شجاعت و تمایل به ریسک پذیری
•    نگرش مثبت
•    بینش و بصیرت و توانایی دیدن چیزهایی که ممکن است وجود داشته باشند و پیش‌بینی تغییرات
•    اعتماد به نفس و اطمینان

خودآگاه- آگاه از اعمال و افکار خود
مطمئن نیستم که صفتی تحت عنوان  "مهم‌ترین ویژگی  کارآفرینانه" وجود داشته باشد، اما اگر وجود داشته باشد آن صفت می‌تواند این مورد (خودآگاهی) باشد. صلاحیت خودآگاهی در تأمین منابعی همچون سرمایه عامل، کارمندان، شرکا و مشتریان امری حیاتی محسوب می‌شود. این امر همچنین تصمیم‌گیری به‌دور از خودشیفتگی  و یادگیری از اشتباهات خود را آسان می‌کند.
صفات مرتبط
•    اعتبار
•    قابلیت ایجاد اعتماد و اعتماد به نفس و احترام جهت توسعه اعتبار
•    نظم و ترتیب و شفافیت در کلام و ثبات اندیشه
•    دانستن آنچه که شما نمی‌دانید.

چه تعدادی از این ویژگی‌ها را در شخصیت کاری خود می‌بینید؟

بر اساس این مقیاس دقیق و در عین‌حال هراس‌آور، به خودتان امتیاز دهید:
امتیاز 19 به بالا: DNA معروف‌ترین کارآفرینان در ژن شما نهفته است .

امتیاز 15-19: برترین کارآفرینان مشتاق هستند تا با شما کار کنند.

امتیاز 10-14: در صورت تمرین و آموزش می‌توانید لقب کارآفرین را نیز به یدک بکشید.

امتیاز زیر 10: همان بهتر است که شغل دولتی خود را حفظ کنید و به آنچه دارید قناعت کنید.

منبع: TMBA 
http://www.forbes.com/sites/johngreathouse/2013/08/20/the-entrepreneur-test-how-do-you-rate

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.


 
فوبیای تصمیم‌گیری
ساعت ۸:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٢٠  کلمات کلیدی:

ما از فوبیا‌ (ترس‌های بی‌دلیل) زیاد شنیده‌ایم. فوبیای ترس از حشرات، فوبیای تاریکی و ارتفاع. فوبیای تنهایی و سکوت. اما شاید هیچ‌یک از آنها، به اندازه ترس از تصمیم‌گیری بر زندگی ما سایه نینداخته باشد.
ترس از تصمیم‌گیری به حدی جدی است که برای آن یک نام اختصاصی هم در نظر گرفته شده است: Decidophobia. همان‌گونه که مشخص است این عبارت، از ترکیب دو کلمه Decide به معنای تصمیم‌گیری و Phobia به معنای ترس بی‌دلیل شکل گرفته است.
این لغت توسط والتر کافمن، ابداع شد. او کتابی به نام «بدون‌گناه و عدالت» نوشت. او کتاب خود را این‌گونه شروع می‌کند: ترس از تصمیم‌گیری یا فوبیای تصمیم‌گیری، باعث می‌شود ما جرات انتخاب یک گزینه را از میان گزینه‌های موجود نداشته باشیم. این در حالی است که در بسیاری از موارد، گزینه درست را می‌توانیم به سادگی از میان گزینه‌های پیش رو تشخیص دهیم.فرار از تصمیم‌های بزرگ به تصمیم‌های کوچک، یکی از هنرهای ما برای پنهان کردن ترس از تصمیم‌گیری است.

به همین دلیل، احتمالا شما این راهکار را زیاد دیده یا به‌کار برده‌اید:
حالا یک تغییر کوچک انجام بدهیم: مدت‌ها است تصمیم به تعویض و ارتقای ماشینم دارم؛ اما باید ده‌ها میلیون تومان پول روی قیمت ماشین فعلی بگذارم تا ماشینی که کمی بهتر است خریداری کنم. نه می‌توانم این تصمیم را فراموش کنم و نه جرات دارم که به صورت قطعی تصمیم بگیرم. به سراغ راه‌حل دیگری می‌روم: «فعلا ضبط ماشین رو عوض می‌کنم. شاید بتوان با همین ضبط جدید تا مدتی همین ماشین را تحمل کرد.»
شاید اینجا، تشبیهی که پیتر سنگه در کتاب پنجمین فرمان خود، در حوزه تفکر سیستمی مطرح می‌کند قابل استفاده باشد: با تقسیم یک گاو به دو قسمت، دو گوساله نخواهیم داشت. بلکه یک گاو مرده خواهیم داشت، ما با خرد کردن یک تصمیم به تصمیم‌های کوچک‌تر، عملا اصل آن تصمیم را کنار گذاشته و سرگرم انتخاب‌های دیگری شده‌ایم.

غیر از مورد فوق، ما راهکارها و مکانیزم‌های دیگری هم برای فرار از تصمیم‌گیری و پنهان کردن فوبیای تصمیم‌گیری آموخته‌ایم:فعلا اولویت من نیست: می‌دانیم که دیر یا زود باید راجع به ماندن یا رفتن از کشور تصمیم بگیریم؛ اما به‌دلیل ترس از گرفتن این تصمیم، می‌گوییم: «فعلا مشغول درس خواندن هستم. بگذار لیسانسم را بگیرم. بعدا به این مساله فکر می‌کنم. الان اولویت من مهاجرت یا ماندن نیست. اولویت دانشگاه است.»
نکته دیگر آن است که ما عموما فراموش می‌کنیم که تصمیم نگرفتن، خود یک تصمیم است. کسی که تصمیم می گیرد فردا در مورد استعفا فکر کند، تصمیم گرفته است که امروز استعفا ندهد.دلیل اینکه بسیاری از ما مشورت می‌گیریم، ندانستن پاسخ نیست، بلکه ترسیدن از پذیرش پاسخی است که در ذهن داریم.
منبع: روزنامه دنیای اقتصاد، متمم

 

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.


 
استرس، مرگ خاموش
ساعت ۸:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٢٠  کلمات کلیدی: استرس

شما باید امتحان کنید تا بفهمید کدام استراتژی مقابله با استرس برای شما بهترین گزینه می باشد. دراین ویدئوی جالب اثرات بد استرس بر روی بدن و روش هایی برای کنترل استرس به شما آموزش داده می شود. 


برای مقابله با استرس، اعتبار افکار منفی خود را به چالش  بکشید. 

البته فقط موانع و چالش‌ها نیستند که استرس‌زا هستند، بلکه بسیاری از تغییرات مثبت و منفی که در زندگی رخ می‌دهند، مانند امتحانات دوران دانش‌آموزی، آزمون کنکور، جابه‌جایی جغرافیایی یا مکانی، ازدواج، بارداری،ترفیع درجه و گرفتن مسئولیت می‌تواند فشار روانی ایجاد کرده و تعادل روانی فرد را برهم بزند.

عده‌ای فکر می‌کنند استرس فقط ناشی از اتفاقات ناخوشایند مانند تصادف، از دست دادن عزیزان، شغل، بیماری و… رخ می‌دهد در حالی ‌که رویدادهای مثبت مانند ازدواج، بچه‌دار شدن و نیز هر تغییر خوب دیگری که در زندگی ما اتفاق می‌افتد، می‌تواند استرس‌زا باشد.

استرس یا فشار روانی واکنش بدن به هرگونه تغییر و برهم خوردن تعادل است که حال می‌تواند این تغییرات مثبت یا منفی باشد.

بسیاری مواقع استرس علاوه بر آثار روحی آثار جسمی نیز در بدن دارد مانند افزایش ضربان قلب، تعداد تنفس،گرم و داغ شدن پریدن عضلات بدن و تکرر ادرار. البته آثار روانی استرس شامل افکار منفی، ترس، اضطراب یا رفتاری مانند بی‌قرار شدن، رفتارهای اجتنابی، کز کردن و گوشه‌گیری نیز پیامدهای این بیماری است.

گرچه این رویدادها یا تغییرات مهم زندگی هستند که استرس ایجاد می‌کنند، اما عامل اساسی در ایجاد استرس نحوه برداشت ما از این رویدادهاست.  وقتی اتفاقی می‌افتد ابتدا فکر می‌کنیم که آیا این اتفاق برای ما تهدید‌کننده است یا خیر؟ پس از آن در مورد نحوه برخورد با آن فکر می‌کنیم.  اگر توانایی ما بیشتر از عامل استرس‌زا باشد در این صورت دیگر آن موقعیت استرس‌زا نیست.

موقعیت استرس‌زا تلقی می‌شود که توانایی ما کمتر از آن باشد و در این شرایط است که بدن واکنش نشان می‌دهد.

عوامل استرس‌زا (استرسور) به دو دسته تقسیم می‌شوند

١- عوامل بیرونی
اتفاقات منفی و مثبت زندگی مانند ازدواج کردن،جزو عوامل بیرونی محسوب می‌شوند. اتفاقات منفی مانند افرادی که عزیزان خود را از دست می‌دهند، مجازات‌های دادگاهی یا رویدادهای بزرگ و کوچکی که هر روزه فرد را درگیر می‌کنند، مثل ایستادن در صف، زندگی در محله‌های شلوغ یا محله‌هایی که دارای امکانات کافی نیست؛ همیشه باعث آزار و اذیت افراد می‌شود.

اندیشمندان معتقدند،اگر رویدادهای کوچک به‌طور پیوسته رخ دهد و همیشگی باشد تاثیرش بیشتر از رویدادهای بزرگ منفی است.

٢- عوامل درونی
افکاری که افراد درباره خود، آینده و دیگران دارند نیز می‌تواند استرس‌زا باشد.

افرادی که دیگران را همیشه خطرناک و غیرقابل ایمن می‌دانند این طرز تفکر همیشه باعث می‌شود افراد در حالت گوش به زنگ باقی بمانند و این حالت باعث تشدید برانگیختگی و استرس می‌شود.
کسانی که درباره خود مثبت فکر نمی‌کنند و خودشان را ضعیف و ناکارآمد می‌دانند نیز استرس را تجربه می‌کنند و اعتماد به‌نفس پایینی دارند.

بنابراین این باورهای غلط می‌تواند یکی از عوامل درونی استرس باشند.

ویژگی‌های شخصیتی نیز می‌تواند منبع درونی استرس باشد.  افراد کمال‌گرا، بدبین و افرادی که انعطاف‌پذیر نیستند، افرادی که «تکانشی» عمل می‌کنند (قبل از فکر، عمل می‌کنند) از جمله افرادی هستند که در معرض استرس شدید قرار دارند و بیشتر از دیگران استرس را تجربه می‌کنند.

چه میزان استرس برای بدن ضروری است
انسان‌ها برای داشتن یک زندگی طبیعی و سالم به میزان محدودی فشار روانی نیازمند هستند.  به نظر می‌رسد برای این‌که دستگاه عصبی درست کار کند، لازم است کمی تحریک شود  اما در عین حال، فشار روانی شدید یا طولانی آسیب جسمانی و روانی به بار می‌آورد.

واقعیت این است که واکنش استرس در بدن یک نوع سازگاری زیستی طبیعی است که به انسان‌ها کمک می‌کند تا در صورت رویارویی با شرایط خطرناک و استرس‌زا با نشان دادن واکنش سریع، جان خود را حفظ کنند.

انسان برای این‌که از حالت یکنواختی خارج شود به میزانی (حدود ١٠ تا ٢٠ درصد) در طول روز به برانگیختگی نیاز دارد.  طبیعی است همیشه تغییرات مثبت، استرس به همراه دارد و اگر قرار باشد افراد از آن اجتناب کنند، تغییرات اتفاق نمی‌افتد.

هر چالش و هر تغییر مثبتی می‌تواند استرس داشته باشد اما سطح استرس آن‌قدر بالا نیست که باعت افت عملکرد فرد شود.

استرسی را مخرب می‌دانیم که بر سطح عملکرد فرد تأثیر دارد.

سطح استرس یا برانگیختگی خوب تا یک حدی برای زندگی طبیعی لازم است و افرادی که برانگیختگی و تاثیری ندارند خیلی تمایلی به رویارویی با چالش‌ها دارند.

در بعضی جاها لازم است وقتی می‌خواهیم یک تغییر مثبت در زندگی ایجاد کنیم خود به پیشواز استرس برویم مانند افرادی که مهاجرت داوطلبانه می‌کنند.

چه زمانی استرس مخرب است
استرس زمانی مخرب است که روی کارآیی فرد تأثیر داشته و باعث افت عملکرد یا رنج فرد شود و فرد کارآیی رفتار و ذهنی خود را از دست بدهد که در این موقع می‌گوییم استرس مخرب است.

چه زمانی به استرس بیماری می‌گوییم
اگر نتوانیم انرژی حاصل از استرس را از بدن تخلیه کنیم به تدریج سلامت جسمانی و روانی خود را از دست می‌دهیم.

براساس طبقه‌بندی‌های انجام شده اگر یک فرد نتواند با اتفاق یا یک رویداد منفی طی یک دوره یک تا دوساله کنار بیاید طبیعتا این استرس را بیمارگونه می‌دانیم، یعنی زمان طولانی فرد نتوانسته با آن موضوع کنار بیاید.

نشانه‌هایی که نه‌تنها شدید است بلکه بر عملکرد فرد نیز تأثیر دارد و فرد کارآیی خود را از دست می‌دهد و نمی‌تواند خوب بخوابد و مطالعه کند.

به‌طور کل آدم مقاوم به استرس نداریم و همه انسان‌ها به نوعی آسیب‌پذیر اما بعضی کمتر آسیب‌پذیر و برخی هم مقاوم هستند.

راه‌حل‌های مقابله با  استرس
برخی افراد مقاوم هستند و نشانه‌های خفیف‌تری از خود نشان می‌دهند و زودتر با این قضیه کنار می‌آیند. مثل افرادی که همیشه خود را آماده کرده‌اند خطر، تغییر و رویدادهای منفی را برای خود یک چالش می‌دانند نه یک مصیبت یا کسانی که اعتقادات مذهبی و به خدا توکل و نسبت به خودشان باور مثبت دارند از عهده مشکلات برمی‌آیند و طبیعتا بهتر می‌توانند با رویدادهای استرس‌زا مقابله ‌کنند.

برای مقابله با نشانه‌های بدنی استرس انجام برخی تمرین‌های ساده و آسان مانند مشکلات بی‌خوابی، تکرر ادرار مشکلات گوارش، سوزش معده و تنفس سریع یوگا، تنفس دیافراگمی (شکمی)، آرمیدگی و در حالت شدید دارو درمانی پاسخگو است.

کسانی که مقاوم هستند که سبک زندگی سالم، خواب و ورزش مناسب دارند.

این راهکارها برای همه جواب می‌دهد ولی بلافاصله نیست اما اگر مداومت کند و پیاده‌روی داشته باشد کمک‌کننده  است.

برای نشان‌های شناختی استرس که همان افکار منفی است باید فنون شناخت و تغییر افکار منفی و مبارزه با آن را یاد گرفت که روانشناسان نیز می‌توانند در این زمینه کمک‌کننده باشند و مهارت‌های چالشی را به فرد آموزش دهند.

ما باید یاد بگیریم چگونه هیجان‌های خود را مانند خشم تخلیه کنیم و به شیوه مثبت برای مدیریت استرس حل مسأله را یاد بگیرم.  افراد باید مهارت حل مساله و مذاکره را بلد باشند تا در برابر استرس و رویدادهای منفی یا چالش‌هایی که استرس ایجاد می‌کنند‌ مقابله کنند تا از هم فرو نپاشند.

پرخوری راه ناسالم مبارزه با استرس
برخی برای مقابله با استرس به پرخوری و ورزش سنگین، سیگار والکل روی می‌آورند که راه‌های مقابله ناسالم با استرس هستند.

همچنین درددل کردن با یک دوست یا مشاور و یافتن راه‌حلی برای موضوعی که باعث استرس شده یکی از راه‌های مقابله با استرس است.

برخی رویدادهای استرس‌زا راه‌حل ندارند و فرد باید با آنها کنار بیاید و برخی مواقع راه‌حل دارد که باید جست‌وجو کرد.

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.


 
صاحبان مشاغل چه چیزی در کارمندان جست‌وجو می‌کنند؟
ساعت ٧:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٢٠  کلمات کلیدی: soft skill ، مهارتهای نرم ، منابع انسانی

سه فاکتور اساسی برای به دست آوردن کار مورد نظرتان اهمیت دارد. این سه ویژگی عبارت است از: روابط، اعتبار و صلاحیت و کفایت.

آیا شما روابط درستی دارید؟ نخست اینکه هرچقدر روابط شما در بازار کار بیشتر باشد، احتمال اینکه شغل مورد نظرتان را پیدا کنید، بیشتر است. هرچقدر شما با افراد بیشتر آشنایی داشته باشید و آنها نیز شما را بشناسند، محتمل‌تر است که فرصت‌های شغلی مناسب را کشف کنید. به همین دلیل، ملاقات و مذاکره با افراد در زمینه‌های کاری مشترک به صورت مداوم برای شما از اهمیت زیادی برخوردار است. به کانون‌ها و انجمن‌ها بپیوندید و از افراد در مورد منابع و مآخذ سوال کنید. 

دوستان، خویشان و همکارانتان را از حضور خود در بازار کار جدید مطلع کنید. اطمینان حاصل کنید تمامی افرادی که می‌شناسید از اینکه شما به دنبال شغلی جدید هستید، آگاهی دارند. هیچ چیز مهم‌تر از دایره روابط شما نیست. اکثریت عمده موقعیت‌های شغلی که در بازار کار اشغال می‌شوند، صرفا به‌دلیل آشنایی آن افراد بوده است. شما تنها با بیان اینکه برای همکاری آماده‌اید و به دنبال کمک یا راهنمایی آنها هستید، می‌توانید گستره روابط خود را افزایش دهید.

دومین فاکتور اعتبار است. اعتبار از شهرت و شخصیت شما نشات می‌گیرد. اعتبار شما مهم‌ترین ویژگی شما است، زیرا به واسطه آن پیشنهادهایی از افرادی که با آنها در ارتباط هستید، دریافت می‌کنید و محتمل‌تر است که شما را به دیگران معرفی کنند.اطمینان حاصل کنید تمامی رفتارها و اقدامات شما مطابق با بالاترین معیارهای اخلاقی است. به طوری‌که از گفتار و کردار شما نه تنها برداشت بدی نمی‌شود، بلکه برداشت بسیار خوبی صورت خواهد گرفت. به یاد داشته باشید که دیگران به شرطی موقعیت‌های شغلی را به شما پیشنهاد خواهند داد که مطمئن باشند، در نهایت، به‌دلیل گفتار یا کردار شما ملامت نخواهند شد. در کارها و اقدامات خود عملکرد خوبی داشته باشید.

سومین فاکتور صلاحیت و شایستگی است. آخرین تحلیل‌ها بر این نکته متکی است؛ قابل قبول بودن سطح عملکرد شما در شغل فعلی یا در شغل‌های قبلی‌تان، بیش از هر مورد دیگری نشانگر آن است که عملکرد شما تا چه حد در شغل مورد نظرتان مثبت خواهد بود. به جز عامل شخصیت، میزان شایستگی شما عامل مهم دیگری است که در تعیین موفقیت شغلی شما موثر است. از این رو بهتر است در تمام طول زندگی کاری‌تان، به‌طور مداوم، روی حفظ و ارتقای سطح مهارت خود از طریق مطالعات فردی کار کنید. هر کارمند در همکاری با کارفرمایان خوب و بد، به اندازه مشخصی تجربه کسب کرده است؛ به همین سبب هر کارمند، خود، به خوبی از انتظارات کارفرمایش مطلع است.

در اینجا به هفت مورد از مهم‌ترین آنها اشاره شده است:
هوش و فراست اولین مساله اثبات شده است که 76 درصد از بهره‌وری و سطح همکاری کارمندان نیز از سطح هوش آنها مشخص می‌شود. هوش به سطح عقل سلیم شما و توانایی عملی شما در مواجهه با چالش‌های هر روزه شغلتان برمی‌گردد. راه‌حلی کلیدی برای به نمایش گذاشتن ذکاوت شما، پرسیدن سوالات هوشمندانه است. یکی از نشانه‌های هوش که به سرعت آشکار می‌شود، حس کنجکاوی است. هرچقدر سوالات هوشمندانه بیشتری بپرسید و به پاسخ‌ها گوش دهید، باهوش‌تر به نظر می‌رسید.

دومین ویژگی که کارفرماها به دنبال آن هستند، توانایی رهبری است. رهبری تمایل و اشتیاق قبول مسوولیت برای دستیابی به نتیجه است. در واقع، منظور از رهبری توانایی قبول مسوولیت، انجام وظیفه به صورت داوطلبانه و پذیرفتن مسوولیت پاسخگویی برای دستیابی به نتایج مورد نیاز آن وظایف است. شما اشتیاق خود را برای رهبری در سازمان با قبول مسوولیت دستیابی به اهداف شرکت نشان دهید، سپس خود را به ایفای نقش در بالاترین سطح توانایی‌تان ملزم بدارید.
 صداقت سومین ویژگی است که کارفرمایان به دنبال آن هستند. این شاید مهم‌ترین ویژگی بی‌نظیر برای موفقیت طولانی مدت در زندگی و کار است. صداقت با رو راست بودن با خودتان آغاز می‌شود. این به آن معناست که شما با خودتان و در روابطتتان با دیگران کاملا صادق باشید. برای پذیرش نقاط ضعف و قوتتان آماده باشید. نقاطی را که قبلا در آنها دچار خطا شده‌اید، بپذیرید. به‌خصوص اینکه وفاداری خودتان را نشان دهید؛ هیچ‌وقت در مورد نکات منفی کارفرماهای قبلی یا هرکسی که قبلا کارفرما یا همکار شما بوده است، صحبت نکنید. حتی اگر از کار اخراج شده اید، نکته‌ای منفی یا نقادانه راجع به آنها به زبان نیاورید.
چهارمین ویژگی مورد نظر کارفرمایان دوست داشتنی و دلپذیر بودن است.کارفرماها به افرادی که در روابط گرم و دوستانه، بی‌تکلف و یاری رسان به دیگران باشند علاقه‌مند هستند. صاحبان مشاغل، در جست‌وجوی افرادی هستند که توانایی کار گروهی، داشته باشند. تجارب کاری شما به‌عنوان عضوی از گروه در گذشته و علاقه مندی به‌کار به‌عنوان عضوی از گروه در آینده می‌تواند یکی از تاثیرگذارترین نکات درباره شما در زمان تقاضای کار باشد.

کفایت و شایستگی پنجمین ویژگی مورد نظر صاحبان مشاغل است.کفایت و شایستگی برای موفقیت شما بسیار مهم است. درواقع، اساس هرچیزی است که در شغلتان برای شما اتفاق می‌افتد. به عبارت ساده تر، صلاحیت و شایستگی توانایی به انجام رساندن کار است. درواقع، شامل توانایی اولویت‌بندی، جداسازی وظایف مرتبط از غیرمرتبط و بعد تمرکز عمیق تا زمان انجام کار است.

شجاعت و جسارت ششمین خصیصه‌ای است که صاحبان کار در جست‌وجوی آن هستند. درواقع شهامت، اشتیاق به ریسک کردن است. همچنین میل به قبول چالش‌ها، برعهده گرفتن کارهای بزرگ یا حتی کارهای جدید در جایی که درجه عدم قطعیت، بالا و امکان شکست وجود دارد. شجاعت به علاوه مفهوم بی‌پرده سخن گفتن و بیان دقیق فکر یا احساس خود در موقعیت‌های مختلف را نیز در بر دارد. کارفرمایان به مردان و زنانی که از بیان افکار خود ترسی ندارند، احترام می‌گذارند و شما این مساله را در مصاحبه کاری با پرسیدن سوالات صریح و صادقانه درباره شرکت و آینده کاری احتمالی که در سازمان خواهید داشت، نشان می‌دهید.

آخرین ویژگی مورد نظر صاحبان کار مقاومت درونی است. مقاومت درونی به این معنی است که شما عزم و اراده و توانایی خویشتن‌داری در هنگام بروز ناملایمات را دارا هستید. استقامت درونی یعنی اینکه شما قادر هستید در زمان سخت شدن شرایط موجود، ایستادگی کنید.

بنابراین این ویژگی‌های شخصیتی شما است که بیشترین اثر را در اینکه شغل دلخواه خود را به دست می‌آورید، دارد. اکنون وظیفه شما این است که به‌صورت مداوم با تمرین رفتار افراد تراز اول در هر موقعیتی و کسب مهارت های نرم ( Soft Skill )، روی ویژگی‌های شخصیتی خود کار کنید.

منبع: روزنامه دنیای اقتصاد ، Undercoverrecruiter

مترجم: مرجان مرادی

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.


 
تفکر استراتژیک
ساعت ٦:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٢٠  کلمات کلیدی: برند

فراتر از مدیریت استراتژیک

دکتر شهریار شفیعی سخنران برند و برند سازی

مدیران پیوسته با موقعیت های دشوار و یا تصمیم های پرچالشی مواجه هستندو وظیفه آنان حل مشکلات و انجام بهتر کارها تا حد توان با استفاده از اطلاعات در دسترس است. در این مواقع تفکراستراتژیک کمک می کند، برفراز کارهای روزمره قرار گرفته و علی رقم پیچیدگی های محیطی، از منظری فراتر سازمان و برند خود را به سمت هدف راهبری نمایید.

جناب دکتر شهریارشفیعی که از پایه گذاران اندیشه برندسازی و مدیر علمی مجموعه تخصصی برندتک در ایران هستند در این دوره آموزشی به نانوشته ها و ناگفته های تفکراستراتژیک در عرصه ی مدیریت کسب وکار، ورود به بازارهای جدید، تدوین راهبردهای فروش و تثبیت جایگاه برند و برندآفرینی خواهند پرداخت.

وجه تمایزدر آموزه های جناب دکتر شفیعی در عرصه تفکراستراتژیک چنین است که تفکر موفق را از جنس مدل ذهنی می دانند نه از نوع فرمولهای کتابی یعنی آنکه تفکراستراتژیک باید درونی شده و رویه های ذهنی یک مدیر قرارگیردوگرنه شیوه های معمول فرمولی نمی تواند در شرایط متحول و متغیر امروزی کارآمدی لازم را داشته باشند. در این دوره با شرح این رویکردبه طرح مضامین زیر خواهیم نشست.

 

سرفصل مطالب دوره:

  • تفکر و اندیشه و جایگاهش در تولید علم و دانش
  • تمایز ادراک انسانی

کارگاه 20 ساعته

تفکر استراتژیک

به بیان

دکترشهریار شفیعی

 

تفکر و تعقل

 

ماموریت

  • ارزش
  • تعریف استراتژی
  • مزیت رقابتی
  • رویکرد پرسش محور
  • زایش فکری
  • راه های حل مسائله
  • انواع مدل

مدیر علمی: دکتر شهریار شفیعی

مدیر اجرایی: ساناز عبدلی

مکان برگزاری: تهران، چهارراه پاسداران، ابتدای دولت، پلاک 12، درب پارکینگ، طبقه دوم، موسسه بن ژیوار

مخاطبین:

√ مدیرعامل ها                                         

  √ مدیران برند

  √ مدیران بازاریابی                                    

 √ مدیران ارشد سازمانها

 

طول دوره: 20ساعت (4 جلسه)       

هزینه ثبت نام : واریز مبلغ 4440000ریال برای کل دوره (20 ساعت)

شروع دوره : 2بهمن ماه                   

زمان برگزاری: پنجشنبه ها 14 تا 19

 جهت کسب اطلاعات بیشتر به سایت www.brandztech.com مراجعه فرمایید.

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.


 
نشت داده‌هاوراهکارهای جلوگیری ازآن
ساعت ٦:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٢٠  کلمات کلیدی: معرفی یک کتاب ، امنیت اطلاعات

نشت داده‌ها، مشکل جدی امروز همه سازمان‌ها و شرکت‌ها در همه جای دنیا است.

کپی‌کردن داده‌ها در یک حافظه USB و بردن آن به بیرون از سازمان، به قدری ساده و آسان است که سازمان‌ها خود را از مقابله با آن عاجز ‌می‌بینند.

این مشکل را البته نباید محدود به سرقت عمدی داده‌ها دانست. کارمندان خوب و مسئولیت‌شناس سازمان نیز ممکن است لپ‌تاپ، گوشی تلفن و یا سی‌دی خود را گم کنند، و به همراه آن انبوهی از اطلاعات حساس سازمان را نیز در معرض خطر قراردهند.در خبرهای روزانه نیز ‌می‌خوانیم که هزاران شماره کارت اعتباری، اطلاعات محرمانه، داده‌های پزشکی یا اطلاعات طبقه‌بندی شده دولتی گم شده، لورفته و یا سرقت شده‌اند.

البته فرقی نمی‌کند که داده‌های نشت شده از طریق لپ‌تاپی که در فرودگاه جامانده منتشر شده‌اند و یا یک خطای انسانی باعث انتشار آن‌ها در اینترنت شده است. مهم آن است که حیثیت سازمان یا شرکت خدشه‌دارشده و مشکلات حقوقی، مالی، اجتماعی فراوانی بروز کرده‌است. نشت داده‌ها مشکل امروز همه سازمان‌ها است.

آنچه در این کتاب ‌می‌خوانید، توصیف موضوع نشت داده‌ها از دیدگاه تجاری، قانونی و فنی است. چالش‌های که نشت داده در کسب‌و‌کار پدید ‌می‌آورد، مشکلات حقوقی و قانونی که شرکت‌ها با آن درگیر ‌می‌شوند و جنبه‌های مختلف فنی برای مقابله با نشت داده‌ها. این کتاب که نخستین کتاب به زبان فارسی در این زمینه است در هفت فصل تدوین شده که در هر فصل، موضوع نشت داده از منظری خاص مورد بررسی قرارگرفته است.

فصل اول با عنوان نشت داده چیست شامل اطلاعاتی پایه‌ای در خصوص انواع اطلاعات، تعریف صورت مسئله و معرفی خط‌ مشی‌های کاری است.

فصل دوم با عنوان نشت داده و تطابق با رگولاتوری مسائل قانونی و حقوقی سازمانی جهت جلوگیری از نشت داده‌ها مطرح ‌می‌شوند.

فصل سوم با عنوان استراتژی‌های مدیریت ریسک داده‌ها به شما کمک ‌می‌کند که بتوانید داده‌هایتان را دسته بندی کرده و استراتژی‌هایی برای حفاظت از آن‌ها در مقابل نشت اتخاذ کنید.

فصل چهارم با عنوان امنیت نقطه انتهایی اختصاص دارد.

فصل پنجم با عنوان مدیریت دستگاه‌ها حوزه جلوگیری از نشت داده‌ها را به محدوده‌ای فراتر از نقاط انتهایی ‌می‌برد، یعنی تجهیزات متعلق به خود کاربران. تلفن‌های همراه، حافظه‌های USB، تجهیزات ذخیره‌سازی، سی‌دی‌ها، دستگاه‌های وایرلس بلوتوثی و غیره.

فصل ششم با عنوان امنیت شبکه و درگاه به نشت داده‌ها در شبکه‌های سازمان و با استفاده از ابزارهایی مانند ایمیل اختصاص دارد.

فصل هفتم با عنوان ده راه برای کاهش ریسک نشت داده به ارائه چند راهکار فنی ‌می‌پردازد.

کتاب مذکور در قطع جیبی و 128 صفحه و با ترجمه علیرضا صالحی و محمد مبصری و شمارگان دوهزار نسخه منتشر شده است. علاقمندان جهت تهیه کتاب می توانند با شماره 88519182 تماس حاصل نموده و یا به سایت www.mrcenter.ir مراجعه نمایند.

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.


 
فاصله بین دچار یک مشکل شدن تا یافتن راه حل
ساعت ٥:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/۱٩  کلمات کلیدی: حکایت های آموزنده

روزی دو مرد جوان نزد استادی آمدند و از او پرسیدند:
” فاصله بین دچار یک مشکل شدن تا راه حل یافتن برای حل آن چقدر است؟”

استاد اندکی تامل کرد و گفت:
” فاصله مشکل یک فرد و راه نجات او از آن برای هر شخصی به اندازه فاصله زانوی او تا زمین است!”

آن دو مرد جوان گیج و آشفته از نزد او بیرون آمدند و با هم به بحث و جدل پرداختند.اولی گفت:” من مطمئنم منظور استاد معرفت این بوده است که باید به جای روی زمین نشستن از جا برخاست و شخصا برای مشکل راه حل پیدا کرد. با یکجا نشینی و زانوی غم در آغوش گرفتن هیچ مشکلی حل نمی شود.” دومی کمی فکر کرد و گفت:” اما اندرزهای پیران معرفت معمولا بار معنایی عمیق تری دارند و به این راحتی قابل بیان نیستند.
آنچه تو می گویی هزاران سال است که بر زبان همه جاری است و همه آن را می دانند. استاد منظور دیگری داشت.” آن دو تصمیم گرفتند نزد استاد بازگردند و از خود او معنای جمله اش را بپرسند.

استاد با دیدن مجدد دو جوان لبخندی زد و گفت:
” وقتی یک انسان دچار مشکل می شود، باید ابتدا خود را به نقظه صفر برساند. نقطه صفر وقتی است که انسان در مقابل کائنات و خالق هستی زانو می زند و از او مدد می جوید.
پس از این نقطه صفر است که فرد می تواند برپا خیزد و با اعتماد به همراهی کائنات دست به عمل زند. بدون این اعتماد و توکل برای هیچ مشکلی راه حل پیدا نخواهد شد. باز هم می گویم…
فاصله بین مشکلی که یک انسان دارد با راه چاره او، فاصله بین زانوی او و زمینی است که بر آن ایستاده است!”

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.


 
خودشناسی چیست؟
ساعت ٥:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/۱٩  کلمات کلیدی:

خودشناسی یک راه است. یک مسیر است. یک پروژه نیست . پروسه ای است که در طول زمان می بایست طی شود.

خیلی از افراد راه عملی و درستی در جهت رسیدن به خودشناسی نمی شناسند و تنها در مواقع لزوم در جهت پرداختن به بخشی از نیاز واقعی روح خود از آن دم می زنند.
راهی را که ما به آن رسیدیم و به عنوان نقشه راه به شما معرفی می کنیم به این ترتیب است که در ابتدا می بایست انسان در جهت شناخت خویش به یک حس واقعی برسد.
حسی که از اعماق وجود انسان نشات گرفته شده باشد.
یک احساس نیاز واقعی و عطش فراوان در جهت شناخت خود.
اگر فردی به این مرحله رسیده باشد آن زمان است که می توانیم به او تبریک بگوییم و نقشه راه را به او نشان بدهیم.
نقشه راه از این قرار است.
کسب دانش در زمینه شخصیت و ذات خود.
هر انسانی دارای یک شخصیت منحصر به فرد است که او را از دیگر افراد کاملا متمایز می کند.
این شخصیت شامل ویژگی های متفاوت فردی و نقاط قوت و ضعف و حالات و رفتارهای متفاوت و خرد و دانش و کردار متمایز نسبت به سایر افراد است.
مجموع این ویژگی ها شخصیت یک انسان را می سازد.
شخصیتی منحصر به فرد که خداوند از آدم تا خاتم تنها یک نمونه از آن را آفریده و فقط و فقط یک تکلیف برای شخصیت او تعریف کرده است.تکلیفی خاص که تنها از عهده همان فرد با همان خصوصیات و شخصیت بر می آید و نه کس دیگری.
این مجموعه ویزگی ها که از آن تحت عنوان شخصیت نام بردیم و این تکلیف ، از زمان بسته شدن نطفه در وجود و نهاد انسان توسط خداوند قرار داده می شود.
حال وظیفه آدمی چیست ؟
وظیفه ما این است که به دنبال کشف این شخصیت و تکلیف بر آئیم و این میسر نیست جز خودشناسی.
ما راه حل عملی و کاربردی در جهت رسیدن به این مرحله و گذار از آن به شما معرفی می کنیم.
آن راه حل آشنائی با علم تیپ شناسی شخصیتی یا نوع شناسی شخصیتی است که از ان تعبیر به تیپ های شخصیتی می کنیم.

فراگیری این دانش به شما کمک می کند بفهمید که هستید و چه شخصیتی دارید و برای انجام چه کاری پا بر عرصه این خاک نهاده اید .
رسیدن به این شناخت موجب خودشکوفائی انسان می شود.
طبق هرم سلسله مراتب نیازهای انسان که توسط آبراهام مازلو روانشناس انسان گرا بنیان گذاشته شد ، مرحله خود شکوفایی در راس این هرم قرار دارد.

برای رسیدن به مرحله خودشکوفایی می بایست ۴ مرحله طی گردد.
مرحله اول برطرف کردن نیازهای جسمانی است.
مرحله دوم برطرف کردن نیازهای امنیتی و احساس ارامش است.
مرحله سوم مرحله برطرف کردن نیازهای دوست داشتن و تعلق خاطر است.
مرحله چهارم برطرف کردن نیاز به رضایت است.
نیاز رضایت یا احساس رضایت نیازی است که با پشت سر گذاشتن مراحل ابتدایی هرم حاصل می شود و با تامین شدن نیازهای اولیه انسانی یه این مرحله می رسیم.
رسیدن به این مرحله مقدمه ای است در جهت رسیدن به مرحله خودشکوفایی.
در این مرحله انسان می بایست به رضایت درونی برسد و دارای اعتماد به نفس باشد و اقتضائات دنیای بیرونی خود را تامین کند و مورد احترام قرار گیرد و به دیگران احترام بگذارد.
این مرحله مرحله ایست که انسان باید به خویشتن شناسی بپردازد تا تکلیف خود را با خود روشن کند.
بدون پرداختن به خودشناسی امکان رسیدن به مرحله خودشکوفایی وجود ندارد.
رشد شخصی انسان در گرو رسیدن و پرداختن به خودشناسی و رسیدن به مرحله خودشکوفایی است.
ما در این مرحله به کمک شما می آئیم
به شرطی که شما آمادگی لازم را داشته باشد
و
بخواهید
حال به این موارد توجه کنید و به سوالات زیر پاسخ دهید
۱- آیا دوست دارید که ارتباطات زیادی داشته باشید
یا
ترجیح می دهید که بیشتر با خود وقت صرف کنید ؟
۲- آیا از اینکه به مهمانی بروید ذوق می کنید
یا
وقتی پا به مهمانی می گذارید از اینکه آنجا تا این حد شلوغ است کلافه می شوید و به گوشه ای پناه می برید و تنها با یک یا دو نفر از کسانی که می شناسید مشغول به صحبت می شوید ؟
۳- آیا دوست دارید در محیطی کار کنید که همکاران زیادی داشته باشید
یا
ترجیح می دهید کاری انجام دهید که نیازمند تعامل با دیگران نباشد ؟
۴- آیا انرژی خود را از دیگران می گیرید
یا
انرژی خود را از بودن با خود و وقت صرف کردن با خود به دست می آورید ؟
پاسخ به این سوالات مشخص می کند که شما چه ترجیحی در ارتباط برقرار کردن با دنیای اطراف خود دارید .
آیا برون گرا هستید یا درون گرا ؟
برون گرایی و درون گرایی بعدی از ابعاد تیپ شخصیتی شماست


 
باید از زنبور عسل آموخت
ساعت ٥:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/۱٩  کلمات کلیدی:

"مخلوقات خداوند بزرگ و کوچک، سنگین و سبک، نیرومند و ناتوان؛ هریک با نظام دقیق و کامل، ما را به آفریننده آنها متوجه می کند."  
امام علی (ع)

زنبورهای عسل یکی از  خارق‌العاده‌ترین  و اجتماعی‌ترین پدیده‌های طبیعت هستند که اهمیتی بسیار از لحاظ علمی و اقتصادی دارند. زنبور عسل تنها حشره ای است که به وسیله انسان اهلی و برای تهیه عسل پرورش داده میشود. زنبورها مهندسانی چیره‌دست در طبیعت هستند، کندوی زنبور عسل محلی برای اجتماع زنبورهای عسل است، کندوهایی که از هزاران حجره منظم شش‌ضلعی تشکیل شده اند.

کندو، سازمانی پیچیده و منظم در دل طبیعت
 کندوهای زنبورهای عسل به منزله سازمان‌هایی منظم با چارت مشخص هستند. در هر کندو از هر ده هزار تا صد هزار زنبوری که در آن زندگی میکنند فقط یک زنبور بارور بنام ملکه و درحدود هفتصد زنبور نر و بقیه ماده های نابارور بنام کارگر  هستند که هریک وظایفی مشخص و معین دارند. کارگران ساختار سازمانی کندو، زنبورهایی اجتماعی، منظم و تربیت شده  هستند که شایستگی‌های خود را به مرور و براساس یک روند منظم کسب می‌کنند.  زنبورهای کارگر در مدت ۵ هفته از زندگی فعال خود، به شکل منظم وظایفی خاص را عهده‌دار می‌شوند که در راستای اداره امور سازمان کندو است: آنها سه روز اول زندگی خود را صرف پاک‌سازی کندو و حجره‌های شش‌ضلعی آن از انواع فضولات و زایدات می‌کنند تا فضای کندو را آماده پرورش زنبورهای تازه‌متولد‌شده و انبار غذا (عسل) کنند (زنبورهای عسل نسبت به نظافت و پاکیزگی بسیار حساس هستند بطوریکه هیچگاه روی نقاط آلوده و کثیف نمی نشینند اگر یکی از آنها روی نقطه آلوده ای نشسته باشد وقتی که بخواهد وارد کندو شود زنبورهای محافظ از ورود آن جلوگیری می کنند و در مواردی زنبور آلوده را با خشونت می کشند)، سپس به مدت شش روز وظیفه پرستاری از لاروهای جوان و تغذیه آنها را بر عهده می گیرند، از روز دهم این کارگرها برای اولین بار از کندو خارج میشوند و به یک پرواز کوتاه جهت یابی می پردازند و بعد دو باره و برای ده روز دیگر به داخل کندو برمی‌گردند اما این‌بار به ذخیره‌سازی گرده گل و عسل اقدام می‌کنند، بعد از چند روز آنها به توسعه ساختمانی کندو می‌پردازند و ضمنا محافظت کندو را عهده دار‌ می‌شوند، این آخرین مرحله از فعالیت آنها در داخل کندو است و زنبورهای کارگر به سرعت آماده پذیرش سخت‌ترین بخش کار سازمان کندو می‌شوند: یافتن منابع غذایی و جمع‌آوری شهد و  گرده‌های باکیفیت از روی گل‌ها. 

زنبورها الگوی طبیعت برای کار تیمی
زنبور عسل از حشرات اجتماعی است حتی اگر در خارج از کندو دارای غذای کافی باشد نمی‌تواند به تنهایی زندگی کند. بزرگی ‌میگوید، «آن‌کس که میل به ثروت‌اندوزی دارد، باید از زنبور عسل سرمشق گیرد. او بدون این‌که گل را پرپر کند به جمع‌آوری عسل می‌پردازد. تو نیز ثروت خویش را بدون نابودی منبع آن، کسب کن. آنگاه اندوخته تو بیش از پیش افزایش خواهد یافت.»
چنانچه گفته شد زنبورهای عسل حشراتی اجتماعی هستند که در راستای توفیق کندو (سازمان) به شکل مستمر با یکدیگر به تبادل اطلاعات می‌پردازند (شفافیت اطلاعات و تبادل مستمر دانش). 
هر وقت که یک زنبور گلی تازه و با مقادیر فراوانی شهد و گرده می‌یابد (فرصت‌یابی مستمر)، به سرعت به سوی کندو پرواز می‌کند و با انجام حرکات ارتباطی خاص و پیچیده دیگر زنبورها را از نوع گل، حجم تقریبی گرده، و جهت و فاصله گل نسبت به کندو مطلع می‌کند (همکاری تیمی در راستای بهره‌برداری از فرصت‌ها).  زنبورهای دیگر با استفاده از اطلاعات دریافتی خود به سمت آن گل حرکت می‌کنند تا گرده و شهد آن را استخراج کنند (هدف مشترک). 
 زنبور عسل برای اینکه یک قاشق چایخوری عسل جمع کند بایستی فاصله ‌ای چندهزار کیلومتری را طی کرده و در بین راه دو میلیون بار روی گلها بنشیند (سخت‌کوشی).   
حال سازمان خود را به‌عنوان یک گل در نظر بگیرید و عهده‌دار فروش محصول گرده و شهد به زنبورهای عسل است. وظیفه اولتان این است که توجه یک زنبور جست‌و‌جوگر را جلب کنید تا به سمت شما آمده و نگاهی به محصولتان بیندازد. برای رسیده به این هدف باید اطمینان یابیم که محصول ما رنگ‌ و لعابی درخشان و عطر و بویی جذاب برای مشتری (زنبورعسل) داشته باشد. این همان معنای تبلیغات است که باید از جذابیت کافی برای مشتری هدف برخوردار  باشد.
اما نکته قابل توجه آن است که این زنبور عضوی از یک شبکه اجتماعی بزرگ‌تر است، لذا زمانی که پس از مشاهده سازمان شما  (گل) به کندو بازمی‌گردد تنها در صورتی زنبورهای دیگر را هم  از تجربه خود مطلع می‌کند که گرده‌های شما (محصول) خوب باشند. و این همان تجربه مشتری است.
تبلیغات و تجربه مشتری دو عنصر حیاتی در توفیق یک کسب‌و‌کار محسوب می‌شوند. هرچند نمی توان بدون یک جریان مستمر از مشتریان جدید  مسیر رشد و پیشرفت را طی کرد، اما باید از جلب رضایت و خشنود ساختن مشتریان فعلی خود نیز اطمینان حاصل کرد. لازم به ذکر است که هر چه مشتریان ما اجتماعی‌تر بوده و بیشتر با دیگران تعامل داشته باشند؛ عامل تجربه ، در مقایسه با تبلیغات، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. اما اگر اگر مشتریان  ارتباط چندانی میان یکدیگر نداشته باشند، آنگاه تبلیغات اهمیت بیشتری می‌یابد و با ظاهری جذاب و رایحه‌ای دلفریب می‌توان جریان مداومی از مشتریان جدید را به سوی خود جلب کرد. اما به محض این که مشتریان ما شروع به تعامل با یکدیگر می‌کنند، تنها در صورتی روی ریل توسعه قرار خواهیم گرفت که تجربه‌ای که در اختیار مشتریان خود قرار می‌دهیم، قابل‌قبول باشد.
با این اوصاف، ایجاد و بدست گرفتن مدیریت کل تجربه مشتری یکی از عناصر حیاتی موفقیت در عصر شبکه‌های اجتماعی است، چرا که مشتریان با کمک فناوری‌های اجتماعی ارتباط بیشتر و تنگاتنگ‌تری با یکدیگر پیدا می‌کنند.
طبق قانون زوکربرگ (بنیانگزار فیس بوک)  که اصلی برآمده از عصر شبکه‌های مجازی و اجتماعی است:  هر 20 سال، هزار برابر بیشتر با دیگران تعامل می‌کنیم. دان پپرز بر اساس این اصل، قانونی را نتیجه‌گیری می‌کند که نشانگر اهمیت مدیریت تجربه مشتریان است: هر 20 سال اهمیت تجربه مشتری برای موفقیت کسب‌وکار هزار بار بیشتر می‌شود.
مطالعه‌ای جدید توسط گوگل نیز نشان‌ می‌دهد که تصمیمات فردی خرید تا چه اندازه تحت تاثیر تعاملات اجتماعی است. برای مثال، تنها در دو سال اخیر، درصد مصرف‌کنندگانی که می‌گویند پیش از خرید نظرات دوستان و شبکه ارتباطاتی خود را جویا شده‌اند، دو برابر شده و از حدود 19% به 37% رسیده است.
اما نکته کجاست؟ زمانی که مشتریان نظرات دوستانشان را درباره محصولی جویا می‌شوند،  سوالی درخصوص تبلیغات مطرح نمی‌کنند بلکه  جویای تجربه دوستان خود از استفاده از آن محصول هستند.
منبع : درگی
https://www.linkedin.com/pulse/20130809103036-17102372-what-honeybees-can-teach-marketers?trk=tod-home-art-medium_0

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.


 
مدیریت استراتژیک خدمات
ساعت ٧:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/۱٥  کلمات کلیدی:

مفهوم خدمات استراتژیک حاوی تمامی عناصری است که در طراحی یک خدمت رقابتی وجود دارد. مفهوم خدمات را از نظر استراتژیک می توان به چهار گروه تحویل خدمات ، طرح تسهیلات ، محل خدمات و برنامه ریزی ظرفیت خدمات دسته بندی نمود.

با تحقیقات انجام شده بر روی شرکتهای پیشرو در کلاس جهانی ، مشخص شده است که سه استراتژی عمومی در طراحی استراتژی هایی که موجب برتری یک شرکت یک شرکت بر رقبایش می شود موثر بوده اند.

استراتژی های رهبری هزینه ، تمایز و تمرکز در بازار روش هایی هستند که  هم شرکت های خدماتی و هم شرکت های تولیدی از آن ها برای کسب مزیت رقابتی استفاده می کنند.

هنگام بهره گیری از این استراتژی ها نباید فراموش کرد که نه تنها تمرکز و توجه به مشتریان و تأمین نیاز های آنان موجب وفا داری آنان خواهد شد ، بلکه کیفیت این امر نیز تأثیر استراتژیکی بر روی رضایت و در نهایت وفاداری آنان خواهد گذاشت.

ابعاد کانونی و استراتژیک به عنوان هسته اصلی مدیریت خدمات در نظر گرفته می شود که به عنوان یک بسته می توان آن را تحلیل نمود. در واقع امروزه ماهیت خدمات را می توان به صورت یک بسته در نظر گرفت که شامل چهار عنصر تسهیلات حمایتگر ، کالاهای تسهیل کننده،  خدمات آشکار و خدمات پنهان می باشد. که تمامی آن ها را می توان به عنوان راهی برای توصیف خدمت موجود و یا چشم اندازی برای یک خدمت جدید معرفی کرد.

 

 

مدیریت خدمات  و ویژگی های آن

محیط مدیریت  خدمات به اندازه کافی بی نظیر و منحصر به فرد است که به ما  این امکان را  میدهد تا کاربرد مستقیم تکنیک های تدوین استراتژی  را در خدمات بررسی نمائیم .

ناگفته پیداست که  نادیده گرفتن تفاوت های بین الزامات بخش های تولیدی و خدماتی به شکست منجر خواهد شد . اما مهمتر آن است که درک و شناسایی ویژگی های خاص خدمات  ، بینش و بصیرتی را برای مدیریت خلاق خدمات فراهم می آورد .

بدون شک پیشرفت در مدیریت خدمات ،  بدون توجه به محیط سیستم خدمات ،  میسر و ممکن نخواهد .

 از اینجاست که اهمیت دیدگاه مدیریت استراتژیک به خدمات شکل می گیرد .

معمولا خرید / تولید  هر کالا  با برخی خدمات تسهیل گر (مانند نصب و استقرار) همراه است . و نیز خرید خدمات اغلب  شامل کالا / کالاهایی (مانند غذا در رستوران) می شود . باید توجه نمود که نسبت خرید کالا ها و خدمات شامل یک طیف است که به نسبت  در حوزه کالا  و  خدمت  قابل تغییر می باشد .

می توان گفت که ارائه خدمات از یک بخش آشکار ( مثلا تعامل صندوق دار بانک با مشتری ) و یک بخش پنهان (مانند تسویه حساب بین بانکی چکها) در عملیات خود بهره می برد.

مفاهیم مربوط به مدیریت استراتژیک خدمات را باید بتوان در مورد تمام سازمان های خدماتی استفاده کرد و به کار گرفت .

درک ماهیت استراتژی های خدمات از درک ماهیت خدمات که بستر و مجموعه ای است که از منافع آشکار و پنهان با بهره گیری از کالاهای تسهیل کننده ،  پیوند خورده است .

این ابعاد مختلف از خدمات نقش محوری در برنامه ریزی ، اجرا و کنترل استراتژیک خدمات ایفا می کنند . فلذا برای دستیابی به دیدگاه های استراتژیک ، بایستی  این خدمات طبقه بندی  گردند .

یک طرح طبقه بندی خدمات می تواند به سازماندهی مدیریت استراتژیک خدمات مطلوب منجر شود .  ماتریس انواع خدمات که توسط راجر اشمند پیشنهاد شده است ابعاد خدمات را بدینشرح مشخص کرده است :

                            میزان تعامل (سفارش پذیری)
                 زیاد                                                                                                        کم

فروش خدمات ( فروشگاه خدمات)

  • بیمارستانها
  • تعمیر اتوموبیل
  • انواع خدمات تعمیری

 
تولید خدمات

  • خطوط هوایی
  • حمل و نقل جاده ای
  • هتل ها
  • اقامتگاهها و مراکز تفریحی

خدمات حرفه ای

  • پزشکان
  • حقوقدانان
  • حسابداران
  • معماران

خدمات انبوه

  • خرده فروشی
  • عمده فروشی
  • مدارس

 

 

 

 

 کم

 

 

میزان کاربری نیروی کار

 

                   زیاد

 

 

 در این ماتریس خدمات به دو بعد تقسیم شده اند که به شکل عمده بر ویژگی فرآیند خدمات تاثیر می گذارند .

 بعد عمودی میزان کاربری نیروی کار را نشان می دهد که در قالب نسبتی از هزینه نیروی کار به هزینه سرمایه تعریف می گردد . و این یعنی خدمات سرمایه بری چون خطوط هوایی در ردیف بالاتری قرار می گیرند .

بعد افقی ماتریس ، میزان تعامل و سفارش پذیری مشتری را اندازه می گیرد ( متغیر بازاریابی) که توانایی مشتری را در تاثیرگذاری مستقیم بر ماهیت خدمات بیان می کند . در واقع تعامل اندک بین مشتری و عرضه کننده خدمات وقتی ضروری است که خدمات استاندارد می باشد و نه سفارشی . همانطور که گفته شد ، منظور از خدمت ، بسته خدمات است .
این بسته عبارتست از مجموعه کالاها و خدمات که در یک محیط عرضه و ارائه می گردند که دارای ویژگی های ذیل می باشد :

1)تسهیلات حمایتگر: که به معنای منابع فیزیکی است که قبل از ارائه خدمت باید در محل موجود باشند مانند پیست اسکی

2) کالاهای تسهیل کننده : موادی که توسط خدمت گیرنده خریداری یا مصرف می شوند یا اقلامی که توسط مشتری تهیه می شوند مانند چوب اسکی و ...

3) خدمات آشکار : مزایایی که ملموس و قابل مشاهده اند مانند رسیدن فوری آتش نشانان به محل حادثه

4) خدمات پنهان : مزایای غیر مادی و روانی که مشتری شکلی غیر واضح دریافت و احساس می کند مانند محرمانه بودن ارائه تسهیلات

مشتری در واقع تمام این ویژگی ها را دریافت می کند و بر اساس درکی که از ماهیت و کیفیت خدمات دارد درباره آن قضاوت می کند .

لذا مدیریت خدمات اگر می خواهد بصورت استراتژیک رضایت و وفاداری ایجاد کند بایستی بسته خدمات را با کلیه ویژگی های برشمرده به مشتری اعطا نماید .

هر کدام از ویژگی های مزبور دارای معیارهای ارزیابی هستند که میزان آنها را در هر حوزه ای از خدمات قابل اندازه گیری و ارزیابی خواهد نمود.

 

 

مشخصات بارز خدمات استراتژیک

نکته قابل ذکر در ارائه و عرضه خدمات از دیدگاه استراتژیک درک این نکته است که مشتری می تواند نقشی فعال در فرآیند خدمات ایفا کند . در واقع می توان اینگونه بیان کرد که نقش مشتری ، نقشی استراتژیک در مدیریت خدمات می باشد . نمونه های متعدد نشان داده است که دانش ، تجربه ، انگیزش و حتی صداقت مشتری ، مستقیما بر عملکرد خدمات تاثیر خواهند داشت . اثر اجرای این استراتژی را (استراتژی مشتری محور) ،  بخوبی در اغذیه فروشی ها به خصوص فست فودهایی که تعداد کارکنان خود را کاهش می دهند میتوان  ملاحظه نمود . مشتری مستقیما و نه تنها با مراجعه به لیست غذاها ( به جای گارسون و پیشخدمت و ...) غذای خود را سفارش می دهد بلکه از او انتظار می رود پس از صرف غذا ، ظروف بجای مانده را در زباله دان بیاندازد . این موضوع علاوه بر ایجاد حس راحتی و  دوستانه تر کردن محیط برای مشتری،  باعث کاهش شدید هزینه ها برای اغذیه فروش ها خواهد شد . البته این استرانژی برای جوامعی که خوداتکایی ارزش محسوب می شود به شدت مورد استقبال می باشد .

عنایت  به این  حقیقت که خدمات همان لحظه که خلق می شوند مصرف نیز می گردند و توجه به این نکته که نمی توان خدمات را انبار نمود ، دو  ویژگی اساسی در مدیریتاستراتژیک خدمات به شمار می رود . بنابر این نمی توان به موجودی خدمات دلخوش کرد و سطح ارائه آن را متغیری وابسته به کالا در نظر گرفت . البته مسئله اساسی  در خدمات ،  انتظار یا در صف ایستادن مشتری است که معادل کنترل موجودی ها در تولید می باشد . بنابر این تشخیص میزان فوریت ارائه خدمات به عنوان یکی دیگر از عوامل استراتژیک در خدمت ،  تاثیرگذار می باشد .

بی دوامی و ناپایداری را نیز یکی دیگر از ویژگی های استراتژیک خدمات می توان در نظرگرفت. به این مفهوم که خدمت یک کالای بی دوام است و از آنجا که خدمات را نمی توان ذخیره کرد و در صورت عدم ارائه به موقع فرصت ارائه خدمت از بین می رود.

ناملموس بودن (ذهنی بودن) و کیفی بودن نیز از سایر ویژگی های بارز استراتژیک خدمات می باشند.

 

مفهوم خدمات استراتژیک :

همانطور که ذکر شد بسته خدمات از چهارعنصر تشکیل می شود .  ساختمانی را در نظر بگیرید که ابتدا یک معمار طرح آن را به ذهن می آورد و تجسم می کند و سپس آن  را در قالب نقشه های مهندسی ، تمام سیستم های ساختمان را روی کاغذ میآورد .

مشابه این فرآیند طراحی ، مفهوم خدمات استراتژیک و عناصر مستقیم همراه آن است. این عناصر بایستی مهندسی شوند تا خدماتی یک دست و همگون را خلق نمایند که حصول به اهداف استراتژیک را میسر سازد .

این عناصر در مدیریت استراتژیک خدمات ، دارای دو گروه استراتژی کلی (که هرکدام چهار نوع استراتژی را شامل میشود) و بصورت ترکیبی دارای هشت بعد می شود :

 الف ) گروه استراتژیهای ساختاری: میتوان عناصر ساختاری مفهوم خدمات را ، در حمایت از زیر استراتزیها بدینشرح در نظر گرفت:

  • استراتژی سیستم تحویل : که در این بعد مشارکت مشتری در همه  جنبه های فرآیند خدمات و تحویل آن به وضوح دیده می شود . در استراتژی سیستم تحویل ، این امکان وجود خواهد داشت تا مشتریان درباره تجارب خود در خصوص دریافت خدمات با یکدیگر تبادل نظر نمایند . ضمنا بایستی توجه کافی به بخش اداری و عملیاتی و اتوماسیون در جهت ارائه خدمات ، نمود .
  • استراتژی طرح تسهیلات : در این استراتژی امکانات و مزایای مستقیم و  جنبی استفاده از خدمات ، اندازه ، زیبایی ، طرح و نحوه و استقرار چیدمان و ... را می توان طوری طراحی نمود که مشتری ترغیب به استفاده بهتر و مطمئن تر و با کیفیت تر از خدمات گردد.
  • استراتژی محل : شناخت ویژگی های جمعیتی محل مشتری ، محل های عرضه  تکی یا متعدد خدمات ، وضعیت رقابت سایرین ، و مشخصات محل عرضه خدمات موضوعات مورد بررسی در این استراتژی این گروه می باشند.
  • استراتژی برنامه ریزی  ظرفیت : مدیریت صف مشتری ها ، تعداد عرضه کنندگان ، تامین متوسط تقاضا و اوج تقاضا از حوزه های مورد بررسی در این استراتژی می باشد .

 

 ب)گروه  استراتژی های مدیریتی :

 

نگاهی به استراتژی های خدمات رقابتی

مایکل پورتر مصرانه  ادعا کرده است که سه استراتژی عمومی رقابتی وجود دارد : رهبری هزینه ، تمایز و تمرکز .

 در این بخش هر یک از این استراتژی ها مختصرا معرفی می شوند و خواهیم گفت که شرکت های خدماتی چگونه از آنها استفاده می کنند :

  • استراتژی های رهبر هزینه :
    اجرای یک استراتژی پیش گامی هزینه ها،  مستلزم وجود تسهیلات به صرفه ، کنترل شدید سربار و هزینه ها و اغلب یک تکنولوژی نوین است . داشتن جایگاهی از لحاظ کم بودن هزینه ها مثل یک سپر از شرکت در برابر رقبا دفاع می کند زیرا رقبایی که اثر بخشی شان پایین تر است زودتر تحت فشار رقابت قرار می گیرند .

در مدیریت خدمات ، جست و جوی مشتریان کم هزینه ، یکی از استراتژی های رهبری هزینه در این وادی می باشد زیرا به برخی مشتریان می توان با هزینه کم تری خدمت ارائه داد و می توانند هدف عرضه کننده خدمات قرارگیرند .

یکی دیگر از این دست استراتژی ها ، استراتژی استاندارد کردن یک خدمت برای مشتری می باشد . اولین بودن ، کلید جذابیت اینگونه خدمات می باشد .

از دیگر استراتژی های این بخش می توان به استراتژی کاهش کارکنان در تحویل خدمات نام برد. استراتژی        پر ریسک کاهش نیروی انسانی در تحویل خدمات را مشتریان می پذیرند اگر راحتی آنها را افزایش داده و تضمین نماید ( دسترسی راحت به عابر بانکها).

 استراتژی کاهش هزینه های شبکه عرضه کنندگان خدمات و مشتریان و نیز استراتژی انجام عملیات خدمات بصورت غیر مستقیم نیز جزو  دسته کلی استراتژی های رهبری هزینه دسته بندی می گردند ( خدمات صندوق پستی)

 

استراتژی های تمایز :

هدف از اجرای استراتژی های تمایز ، خلق خدماتیست که از نظر مشتری منحصر به فرد و بی نظیر باشد .      روش های تمایز می تواند مختلف باشد تمایز از حیث شهرت نام تجاری (برند) ، تمایز تکنولوژیکی ، تمایز در ویژگی های ملموس ، تمایز از حیث خدمات مشتری ، تمایز از حیث شبکه توزیع ، و ...
هدف از اجرای استراتژی های تمایز کاهش هزینه ها نیست بلکه وفادارسازی مشتریان می باشد . از این دست استراتژی ها در مقوله مدیریت خدمات می توان به استراتژی ملموس و عینی کردن خدمات غیر ملموس اشاره کرد ( افزایش وسایل بهداشتی و آرایشی در هتل های معروف و هک نام هتل / نام شخص  روی آنها).

سفارشی کردن محصول استاندارد از استراتژی های مفید در این دسته است .

 دادن جلوه ای از سفارشی بودن به خدمات می تواند با هزینه خیلی کمی ،  موجب افزایش عزت و احترام شرکت نزد مشتریانش شود ( سالن های آرایش ویژه که ویژگی های فردی هر شخص را در نظر می گیرند ).

فقدان اطلاعات مربوط به خرید خدمات باعث می شود که بسیاری از مشتریان احساس کنند که ریسک کرده اند . به خاطر فقدان دانش یا عدم اعتماد به نفس ، در رابطه خدماتی چون تعمیرات اتوموبیل مشتریان بیشتر به دنبال آن عرضه کنندگانی می گردند که وقت بیشتری را صرف توضیح و تشریح کار انجام شده می کنند و یا تسهیلاتی سازمان یافته و تضمینی ارائه می کنند.  این استراتژی را ،  استراتژی کاهش ریسک درک شده ،  می نامیم که در دسته استراتژی های تمایز قرار می گیرد.

توجه به آموزش کارکنان نیز یکی دیگر از نمونه های استراتژی های تمایز است . سرمایه گذاری در امر آموزش کارکنان موجب ارتقای کیفیت خدمات خواهد شد که این امر مزیت رقابتی بی بدیلیست که از سوی رقبا غیر قابل تقلید است ( دانشگاه های علمی کاربردی زیر نظر کارخانجات).

ارائه خدمات با سطح ثابت و همگون از حیث کیفیت خدمات مسئله اساسی در طراحی استراتژی های کنترل کیفیت که در دسته استراتژی های تمایز می باشد است  ، چون کیفیت به عنوان مهمترین عامل تاثیرگذاری  بر روی انتظارات و خواسته ها و در نتیجه رضایت مشتریست ،  بنابراین استراتژیهای این دسته مستقیما بر روی وفاداری مشتریان تاثیرگذار خواهد بود ( برگه های نظر سنجی از مشتریان).

 

  •  استراتژی های تمرکز : هدف از استراتژی های تمرکز خدمت دادن به یک بازار هدف خاص به شکل بسیار مطلوب و از طریق توجه به نیازهای خاص مشتریان آن بازار است . بخش بازار می تواند یک گروه خریدار خاص باشد یا یک خدمت خاص و یا منطقه جغرافیایی خاص . در واقع می توان گفت که انتخاب مشتری در حصول به یک استراتژی تمرکز موفق بسیار حائز اهمیت است . در این استراتژی روش سه مرحله ای اتخاذ می شود : بخش بندی بازار برای طراحی خدمات اساسی ، طبقه بندی مشتریان بر اساس ارزشی که آنها به خدمات می دهند ، تعیین انتظارات کمی پایین تر از عملکرد درج شده . لذا استراتزی تمرکز در واقع اعمال استراتژی های پیش گامی هزینه ها و یا تمایز است برای یک بخش بازار ( مانند بانک هایی که حساب جاری مشتریان دارای چک برگشتی را مسدود می کنند و در نهایت جلب مشتریان خاص)

این سه استراتژی عمومی را می توان بدینصورت تصویر نمود :( شکل جایگاه بازار استراتژی های عمومی پورتر)

 

                                            مزیت استراتژیک

    کم هزینه بودن                                       منحصر به فرد بودن       

رهبری هزینه

تمایز

تمرکز

 

 

   کل بازار                                             یک بخش بازار

 

 نتیجه گیری:

 بصورت کلی می توان ویژگی های مدیریتاستراتژیک خدمات را در وجود و قابل دسترس بودن خدمات ، شخصی بودن خدمت ، قیمت خدمات ، کیفیت خدمات ، شهرت و اعتبار تعیین کننده خدمات ، ایمنی خدمات ، سرعت ارائه خدمات ، و نیز اطلاعات در خدمات جستجو کرد .

نفش استراتژیک اطلاعات در خدمات را می توان به خلق موانع ورود ، خلق درآمد ، دارایی بانک اطلاعاتی و افزایش بهره وری تقسیم نمود درواقع استراتژی های کاربرد اطلاعات ازجمله استراتژی های رقابتی مبتنی بر رقابت دسته ای معرفی می شوند.

در دنیای کنونی رقابت در بخش خدمات جهانی شده است خطر ورود خدمات جدید و با کیفیت به بازار کسب و کار خدمات بسیار جدی تر از هر زمان دیگریست زیرا هیچ کسب و کاری در دنیا و اقتصاد جهانی امروز ناشناخته و منزوی نیست.

 یک شرکت خدماتی می تواند با ترویج فرهنگ بهبود مستمر و بهره وری در خدماتی که ارائه می دهد به یک موقعیت رقابتی دست یافته و مهمتر از آن  ، آنرا حفظ کند .  ناتوانی در تحویل خدمت در حد انتظار و یا فراتر از حد انتظار می تواند منجر به نارضایتی مشتری و از دست رفتن سهم بازار شود.

 نگاه استراتژیک به مقوله خدمات و تدوین استراتژی های مناسب نه تنها باعث می شود که خدمات ،  با اهداف بلند مدت کسب و کار همسو و هماهنگ باشد ،  بلکه از نگاه محیطی و تجزیه و تحلیل عوامل اثرگذار درونی و برونی به آن نگریسته شده ، نقاط ضعف و قوت کشف و شناسایی گشته و نیز فرصت ها و تهدید ها مشخص گردند لذا ارائه خدماتی موفق خلاق و با کیفیت که منتج به رضایت و وفاداری مشتریان شود هدف نهایی نگرش استراتژیک به مقوله خدمات می باشد.

 

نویسنده: یاسر احسان

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.


 
دروغگو چرا دروغ می‌گوید؟
ساعت ۳:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/۱٤  کلمات کلیدی:

هر کس راست بگوید نجات می‌یابد؛ این اصل اساسی در زندگی بشری است. انسان باید در هر شرایطی راستگویی خود را حفظ کند حتی اگر این کار به ضرر او باشد. دروغگو باید بداند که هرگز عاقبت خوشی ندارد و از دروغگویی هیچ سودی به او نمی‌رسد.

هر کس راست بگوید نجات می‌یابد؛ این اصل اساسی در زندگی بشری است. انسان باید در هر شرایطی راستگویی خود را حفظ کند حتی اگر این کار به ضرر او باشد. دروغگو باید بداند که هرگز عاقبت خوشی ندارد و از دروغگویی هیچ سودی به او نمی‌رسد.

 در اسلام آنقدر که از دروغگو به بدی یاد شده از کسی انتقاد نشده است، چرا که دروغگو باعث از بین بردن امنیت روانی در جامعه می‌شود و آرامش روحی را از بین می‌برد.
 
امام حسن عسکری (ع) فرمودند: همه بدی را در خانه‌ای نهادند و کلید آن دروغ است.
 
امام موسی کاظم (ع) می‌فرمایند: ادای امانت روزی را زیاد می‌کند و خیانت و دروغگویی فقر و نفاق را باعث می‌شود.
 
رسول اکرم (ص) فرموده‌اند: دروغگو دروغ نمی‌گوید مگر به سبب حقارتی که در نفس خود احساس می‌کند.
 
مولا علی (ع) می‌فرمایند: دروغگو با دروغ خودش سه چیز به دست می‌آورد: خشم الهی بر او، اهانت به خودش از طرف مردم، سرزنش و نکوهش فرشتگان نسبت به او.
 
حضرت محمد (ص) فرموده‌اند: خیانتی بزرگ است که به برادرت سخنی بگویی که تو را راستگو می‌شمارد و تصدیقت می‌کند، ولی تو به او دروغ بگویی.
 
حضرت محمد (ص) فرموده‌اند: بزرگترین دروغ‌ها سه دروغ است: دروغ بستن به من، یعنی چیزی که من نگفته‌ام به من نسبت دهد. دروغ در رویا، یعنی خوابی را که ندیده به دروغ نقل کند. مردی را به غیر پدرش نسبت دهد.
 
مردی به رسول خدا (ص) عرض کرد: به من اخلاقی بیاموزید که خیر دنیا و آخرت در آن جمع باشد، حضرت فرمودند: دروغ نگو.
 
منابع: 
میزان‌الحکمه ح 17410
بحارالانوار ج78ص327
مستدرک، ج2، ص 100
میزان الحکمه جلد 3 صفحه 2678 حدیث 1746
نهج‌الفصاحه صفحه 450 حدیث 2120
 جلد 15 بحارالانوار صفحه 42
 بحارالأنوار، ج72، ص262، ح43 

بازنشر:پایگاه خبری بانکداری الکترونیک

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.


 
چگونه می توان یک جلسه کاری را به طرز موفقیت آمیزی اداره کرد؟
ساعت ۳:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/۱٤  کلمات کلیدی: جلسات ، موفقیت

چگونه می توان یک جلسه کاری سودمند داشت
و
آن را به طرز موفقیت آمیزی اداره کرد؟


امروزه در مراودات کاری معمول ترین روش به منظور بر قراری ارتباط بین همکاران از طریق رد و بدل ایمیل صورت می گیرد. با این حال این بدین معنا نیست که عمر جلسات کاری سرآمده است. در واقع در صورتی که بخواهید درباره مسائل مهم به سرعت و به طرز مقرون به صرفه ای به توافق برسید، جلسات کاری از اهمیت فوق العاده ای برخوردار می شوند. متأسفانه در صورتی که برای اداره جلسه برنامه ریزی دقیق نداشته باشید و یا اینکه در اداره و رهبری جلسه عملکرد ضعیفی داشته باشبد، جلسات مفید نخواهند بود و برگزاری جلسه به منزله اتلاف بیهوده وقت است. اگر می خواهید بدانید که چگونه می توان جلسه ای را به طرز موفقیت آمیزی اداره کرد باید برای یادگیری روش های اداره موفقیت آمیز جلسه به اندازه کافی وقت بگذارید.

به منظور برگزاری جلسه تاریخ دقیقی را تعیین کنید. برای تعیین تاریخ برگزاری جلسه هرگز از اوقات فراغت و بیکاری کارکنان و یا ساعت های غیر کاری استفاده نکنید، مگر در موارد ضروری و غیر قابل اجتناب. در صورتی که کارکنان برای شرکت در جلسه مجبور باشند برخی از برنامه های شخصی خود را کنسل کنند، در این صورت ممکن است از تمام توان و دانش خود به منظور پیش برد جلسه و دست یابی به توافقات مفید استفاده نکنند. به منظور برگزای جلسه تاریخ و ساعتی را تعیین کنید که در خلال ساعت کاری کارمندان باشد و حتماً چند روز قبل از برگزاری جلسه تاریخ و ساعت آن را به کارکنان ابلاغ نمایید.

مدت زمان مشخصی را برای برگزاری جلسه تعیین کنید. جلساتی که برگزار می کنید باید در ساعت معینی آغاز شوند و در ساعت معینی به پایان برسند و نباید از مرزهای تعیین شده در این زمینه عبور کنید. جلسه را طبق زمان بندی تعیین شده برگزار کنید. هنگامی که برای برگزاری جلسه برنامه ریزی می کنید، زمان به عنوان مهم ترین عامل در نظر گرفته می شود زیرا سایر جزئیات مربوط به جلسه بر اساس مدت زمان تعیین شده برنامه ریزی می شوند.

آیا به منظور برگزاری جلسه هدف مشخصی در سر دارید؟ سعی کنید پاسخ قابل توجهی برای این پرسش داشته باشید. در جلساتی که هدف معینی نداشته باشند موارد گوناگون و اغلب نامربوطی مطرح می شود که باعث ایجاد گیجی و خستگی در شرکت کنندگان در جلسه می گردد. در صورتی که به منظور برگزاری جلسه هدف معینی در نظر ندارید بهتر است به کارکنان اعلام کنید که شرکت در جلسه اجباری نیست و یا به طور کلی جلسه را کنسل کنید زیرا برگزاری چنین جلسه ای کاملاً غیر ضروری است.

در طول جلسه تمرکز خود را به نکات مثبتی که در آن مطرح می شوند اختصاص دهید. در صورتی می توانید یک جلسه گروهی خوب داشته باشید که در مقابل عموم درباره نکات مثبت مطرح شده در جلسه صحبت کنید و انتقادات وارده به جلسه را در بازدیدهای خصوصی بیان کنید. طرح نقد به صورت عمومی باعث می شود مشکلاتی در میان کارکنان ایجاد شود. از این رو در طول جلسه درباره نکات مثبت صحبت کنید و نکات منفی را برای جلسات خصوصی و فرد به فرد نگهدارید.

از تحت فشار قرار دادن شرکت کنندگان در جلسه خودداری کنید. اغلب در جلسات گروهی اعضاء گروه با یکدیگر به بحث و تبادل نظر می پردازند به این منظور که بر سر موضوع خاصی به توافق برسند و تصمیم گیری کنند. با این حال شما به عنوان رهبر گروه باید از انجام این کار خودداری کنید زیرا تأثیر بدی بر روی سایرین می گذارد. در صورتی که اعضاء گروه را بیش از حد تحت فشار بگذارید، باعث ایجاد ناهماهنگی و هرج و مرج در میان آنها می شوید.

بین مسائل کاری و مسائل شخصی تمایز قائل شوید. این مطلب غیر معمول و عجیبی نیست که همکاران با یکدیگر روابط دوستانه داشته باشند اما این روابط دوستانه و ارتباطات نزدیک در طول جلسه باید موقتاً کنار گذاشته شوند. سوگیری و رفتار بر اساس روابط دوستانه باعث می شود یکپارچگی و میزان درستی و صداقت جلسه زیر سوال برود و همچنین میزان همراهی و همدلی گروهی نیز از بین می رود.

به یاد داشته باشید که شما رهبر گروه هستید، اما لزوماً نباید رهبری دیکتاتور و زورگو باشید. به منظور دست یابی به موفقیت بلند مدت در طی جلسات گوناگون باید به گونه ای عمل کنید که اعضاء گروه در زمان مناسب صحبت کنند و مشارکت مفیدی با سایرین داشته باشند. اگر همیشه نظریات و پیشنهادات اعضاء گروه را رد کنید از نظر آنها شرکت در جلسات و ایراد نظر و پیشنهاد کاری عبث و بیهوده خواهد بود. به اعضاء گروه خود به منظور ارائه پیشنهاد به اندازه کافی وقت بدهید و تمام تلاش خود را به کار بگیرید تا نظریات و پیشنهادات آنها را مد نظر قرار داده و به مرحله اجرا درآورید.

منبع : محمد هلاکوئی

 

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.


 
فهرست500 شرکت برتر دنیا 2014
ساعت ۱۱:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/۱٢  کلمات کلیدی:

بهترین شرکت ها,برترین شرکت ها,برند های بزرگ,برند های معروف
فهرست 500 شرکت برتر دنیا

فورچون یک مجلهٔ تجاری آمریکایی می‌باشد که در سال 1930 توسط هنری لوس بنا ‌نهاده ‌شده ‌است. این مجله بیشتر برای انتشار رتبه‌بندی سالانهٔ کمپانی‌های مختلف بر اساس درآمدشان معروف است.

فورچون ۵۰۰ لیستی از ۵۰۰ بزرگ ترین شرکت آمریکایی از نظر درآمد می باشد.

 

این لیست هر ساله توسط نشریه فورچون تهیه و اعلام می‌گردد.

 

ردیف

نام شرکت

ردیف

نام شرکت

ردیف

نام شرکت

1

Wal- Stores

35

Wellpoint

69

Honeywell

2

Exxon Mart Mobil

36

Johnson & Johnson

70

Ingram Micro

3

Exxon Mobil

37

MetLife

71

Alcoa

4

Chevron

38

Sears Holdings

72

Best Buy

5

ConocoPhillips

39

Pfizer

73

Northrop Grumman

6

General Electric

40

Dow Chemical

74

DuPont

7

General Electric

41

Wells Fargo

75

Hess

8

Citigroup

42

United Technologies

76

Macy's

9

Bank of America Corp.

43

United Parcel Service

77

Cisco Systems

10

American Intl. Group

44

Walgreen

78

New York Life Insurance

11

J.P. Morgan Chase & Co.

45

Lowe's

79

American Express

12

Berkshire Hathaway

46

Wachovia Corp.

80

TIAA-CREF

13

Verizon Communications

47

Lehman Brothers

81

Washington Mutual

14

Hewlett-Packard

48

Time Warner

82

Hartford Financial Services

15

Intl. Business Machines

49

Microsoft

83

Delphi

16

Valero Energy

50

Freddie Mac

84

Comcast

17

Home Depot

51

CVS/Caremark

85

Aetna

18

McKesson

52

Motorola

86

Tyson Foods

19

Cardinal Health

53

Sprint Nextel

87

HCA

20


Morgan Stanley

54

Medco Health Solutions

88

News Corp.

21

UnitedHealth Group

55

Caterpillar

89

Travelers Cos.

22

Merrill Lynch

56

Safeway

90

Massachusetts Mutual Life Insurance

23

Altria Group

57

Lockheed Martin

91

Countrywide Financial

24

Goldman Sachs Group

58

Caremark Rx

92

General Dynamics

25

Procter & Gamble

59

Archer Daniels Midland

93

International Paper

26

Kroger

60

Sunoco

94

Coca-Cola

27

AT&T

61

Allstate

95

Liberty Mutual Ins. Group

28

Boeing

62

Intel

96

Raytheon

29

AmerisourceBergen

63

PepsiCo

97

3M

30

Marathon Oil

64

Walt Disney

98

Deere

31

State Farm Insurance Cos

65

Sysco

99

Merck

32

Costco Wholesale

66

Prudential Financial

100

Honeywell

33

Target

67

Johnson Controls

 

 

34

Dell

68

FedEx

 

 

ردیف

نام شرکت

ردیف

نام شرکت

ردیف

نام شرکت

101

AMR

135

Loews

169

Murphy Oil

102

Abbott Laboratories

136

Delta Air Lines

170

Pulte Homes

103

Plains All Amer. Pipeline

137

Kimberly-Clark

171

Amgen

104

Nationwide

138

Bear Stearns

172

Avnet

105

Weyerhaeuser

139

Cigna

173

ConAgra Foods

106

Lyondell Chemical

140

Dominion Resources

174

Fluor

107

Publix Super Markets

141

Paccar

175

Illinois Tool Works

108

McDonald's

142

Lennar

176

Chubb

109

Tech Data

143

Duke Energy

177

Enterprise GP Holdings

110

Humana

144

Gap

178

Qwest Communications

111

Electronic Data Systems

145

Xerox

179

Arrow Electronics

112

Northwestern Mutual

146

Anheuser-Busch

180

USAA

113

Wyeth

147

United States Steel

181

Waste Management

114

Goodyear Tire & Rubber

148

FPL Group

182

Eastman Kodak

115

Emerson Electric

149

Eli Lilly

183

SunTrust Banks

116

J.C. Penney

150

Exelon

184

Huntsman

117

Supervalu

151

Union Pacific

185

TRW Automotive Holdings

118

Coca-Cola Enterprises

152

Kohl's

186

Continental Airlines

119

Constellation Energy

153

Centex

187

Sun Microsystems

120

UAL

154

Capital One Financial

188

National City Corp.

121

Apple

155

D.R. Horton

189

Health Net

122

AutoNation

156

Office Depot

190

Masco

123

U.S. Bancorp

157

Burlington No. Santa Fe

191

Pepsi Bottling

124

Occidental Petroleum

158

Nike

192

American Electric Power

125

Sara Lee

159

Progressive

193

Edison International

126

Staples

160

DIRECTV Group

194

Textron

127

Whirlpool

161

Nucor

195

Northwest Airlines

128

Tesoro

162

Texas Instruments

196

PG&E Corp.

129

Bristol-Myers Squibb

163

Computer Sciences

197

L-3 Communications

130

Lear

164

AFLAC

198

Eaton

131

Manpower

165

CBS

199

Public Service Enterprise Group

132

Express Scripts

166

CHS

200

Colgate-Palmolive

133

TJX

167

Oracle

 

 

134

Rite Aid

168

Southern

 

 

 

ردیف

نام شرکت

ردیف

نام شرکت

ردیف

نام شرکت

201

Kinder Morgan

235

World Fuel Services

269

H.J. Heinz

202

Toys "R" Us

236

Unum Group

270

CenterPoint Energy

203

Marriott International

237

Amazon.com

271

R.R. Donnelley & Sons

204

Consolidated Edison

238

Progress Energy

272

Automatic Data Proc.

205

United Auto Group

239

Devon Energy

273

Dollar General

206

Phelps Dodge

240

Limited Brands

274

Applied Materials

207

Marsh & McLennan

241

Google

275

Air Products & Chem.

208

ONEOK

242

Schering-Plough

276

Southwest Airlines

209

Bank of New York Co.

243

Solectron

277

Lincoln National

210

Sempra Energy

244

Genuine Parts

278

Baker Hughes

211

Williams

245

Baxter International

279

DTE Energy

212

FirstEnergy

246

Dean Foods

280

OfficeMax

213

General Mills

247

Aon

281

Liberty Media

214

Aramark

248

Ashland

282

Lucent Technologies

215

Circuit City Stores

249

YRC Worldwide

283

Avon Products

216

US Airways Group

250

Principal Financial

284

SLM

217

Smithfield Foods

251

Xcel Energy

285

Sonic Automotive

218

Viacom

252

Echostar Communications

286

Nordstrom

219

Visteon

253

ArvinMeritor

287

BJ's Wholesale Club

220

Omnicom Group

254

Harrah's Entertainment

288

Reynolds American

221

Cummins

255

Dana

289

First American Corp.

222

Medtronic

256

Alltel

290

Pepco Holdings

223

American Standard

257

Guardian Life of America

291

Praxair

224

EMC

258

Tenet Healthcare

292

Rohm & Haas

225

Entergy

259

TEPPCO Partners

293

Apache

226

PPG Industries

260

Danaher

294

Fortune Brands

227

Genworth Financial

261

CSX

295

ITT

228

KB Home

262

Yum Brands

296

Hilton Hotels

229

Reliant Energy

263

State St. Corp.

297

Ameriprise Financial

230

Sanmina-SCI

264

Fidelity National Financial

298

SAIC

231

PNC Financial Services Group

265

BB&T Corp.

299

Fifth Third Bancorp

232

Kellogg

266

Parker Hannifin

300

Assurant

233

Anadarko Petroleum

267

Norfolk Southern

 

 

234

TXU

268

S&C Holdco 3

 

 

 

ردیف

نام شرکت

ردیف

نام شرکت

ردیف

نام شرکت

301

Hertz Global Holdings

335

CIT Group

369

Harley-Davidson

302

Gannett

336

PPL

370

Thrivent Financial for Lutherans

303

Smurfit-Stone Container

337

Northeast Utilities

371

Hovnanian Enterprises

304

Mohawk Industries

338

American Family Ins. Grp.

372

NCR

305

Winn-Dixie Stores

339

Ameren

373

Toll Brothers

306

Energy Transfer Equity

340

Liberty Global

374

Autoliv

307

Dillard's

341

CMS Energy

375

Group 1 Automotive

308

Boston Scientific

342

CDW

376

AK Steel Holding

309

Sherwin-Williams

343

Newell Rubbermaid

377

NVR

310

Starbucks

344

Calpine

378

Atmos Energy

311

Campbell Soup

345

IAC/InterActiveCorp

379

Allied Waste Industries

312

Regions Financial

346

Celanese

380

Cablevision Systems

313

Coventry Health Care

347

Virgin Media

381

Starwood Hotels & Rsrts.

314

Terex

348

Ball

382

Brunswick

315

MGM Mirage

349

C.H. Robinson Worldwide

383

eBay

316

Commercial Metals

350

MeadWestvaco

384

AutoZone

317

Qualcomm

351

Enbridge Energy Partners

385

Ryerson

318

Owens-Illinois

352

Estée Lauder

386

Molson Coors Brewing

319

KeyCorp

353

Omnicare

387

Agilent Technologies

320

KeyCorp

354

Realogy

388

W.W. Grainger

321

Eastman Chemical

355

Owens Corning

389

Charles Schwab

322

Jacobs Engineering Grp.

356

Black & Decker

390

Goodrich

323

Monsanto

357

Yahoo

391

Asbury Automotive Group

324

Smith International

358

Mellon Financial Corp.

392

Becton Dickinson

325

Chesapeake Energy

359

Family Dollar Stores

393

Performance Food Group

326

KeySpan

360

Synnex

394

NRG Energy

327

Dover

361

Federal-Mogul

395

Pitney Bowes

328

Crown Holdings

362

Ryder System

396

USG

329

Land O'Lakes

363

Safeco

397

Bed Bath & Beyond

330

Clear Channel Communications

364

Quest Diagnostics

398

Freeport-McMoRan Cpr. & Gld

331

First Data

365

CarMax

399

Boise Cascade Holdings

332

VF

366

McGraw-Hill

400

Unisys

333

National Oilwell Varco

367

Dole Food

 

 

334

Integrys Energy Group

368

Interpublic Group

 

 

 

ردیف

نام شرکت

ردیف

نام شرکت

ردیف

نام شرکت

401

Foot Locker

435

UGI

469

Big Lots

402

Reliance Steel & Alum.

436

Pantry

470

Jones Apparel Group

403

Hormel Foods

437

Pacific Life

471

SPX

404

Darden Restaurants

438

Henry Schein

472

Wm. Wrigley Jr.

405

Avis Budget Group

439

Corning

473

Tenneco

406

Mattel

440

Avaya

474

Mirant

407

Advanced Micro Devices

441

Marshall & Ilsley Corp.

475

Clorox

408

Kelly Services

442

Lexmark International

476

Nash-Finch

409

Charter Communications

443

Longs Drug Stores

477

Expeditors Intl. of Washington

410

Blockbuster

444

Auto-Owners Insurance

478

Advance Auto Parts

411

Whole Foods Market

445

Franklin Resources

479

Sovereign Bancorp

412

Avery Dennison

446

Peter Kiewit Sons'

480

Constellation Brands

413

Tribune

447

Newmont Mining

481

BorgWarner

414

Temple-Inland

448

Emcor Group

482

XTO Energy

415

Ross Stores

449

El Paso

483

SCANA

416

Rockwell Automation

450

Graybar Electric

484

Cincinnati Financial

417

Triad Hospitals

451

Liz Claiborne

485

United Stationers

418

Owens & Minor

452

Host Hotels & Resorts

486

Fiserv

419

Leggett & Platt

453

Hershey

487

Comerica

420

Beazer Homes USA

454

Anixter International

488

Chiquita Brands Intl.

421

AGCO

455

Allegheny Technologies

489

Mutual of Omaha Ins.

422

Stryker

456

BlueLinx Holdings

490

Northern Trust Corp.

423

W.R. Berkley

457

Ecolab

491

Global Partners

424

Affiliated Computer Svcs.

458

DaVita

492

Western Union

425

Wesco International

459

H&R Block

493

Conseco

426

GameStop

460

Western & Southern Financial

494

Community Health Sys.

427

Mosaic

461

MDC Holdings

495

BJ Services

428

Timken

462

Frontier Oil

496

M&T Bank Corp.

429

Micron Technology

463

Erie Insurance Group

497

Kindred Healthcare

430

Barnes & Noble

464

Shaw Group

498

Western Digital

431

Peabody Energy

465

Level 3 Communications

499

Sealed Air

432

Pilgrim's Pride

466

RadioShack

500

SunGard Data Systems

433

Hexion Specialty Chemicals

467

Ryland Group

 

 

434

Energy East

468

Aleris International

 

 

 

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.


 
ریزبینی بعضی ها
ساعت ٩:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/۱٢  کلمات کلیدی:

 

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.


 
آینده تجربه مشتری، در دستان شماست!
ساعت ٩:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/۱٢  کلمات کلیدی:

تجربه مشتری یا Customer Experience به تمام تجربیاتی اطلاق می‌شود که میان مشتری و تولیدکننده محصول یا خدمات، طی دوران خرید یا پس از آن رخ می‌دهد.
آلبر کامو جلب کنم: «شما نمی‌توانید تجربه خلق کنید. شما تنها دستخوش تجربیات می‌شوید.»


امروزه بسیاری از طراحان استراتژی این حقیقت را دریافته‌اند که دنیا به سمت ارتباطات بیشتر پیش می‌رود. اما بسیاری از مدیران اجرایی هنوز منتظرند که یک روزی عمر این اس‌ام‌اس بازی‌ها، سلفی گرفتن‌ها و اپلیکیشین‌های ارسال عکس و ویدئو تمام شود. همه ما به خوبی می‌دانیم که این اتفاق هرگز نمی‌افتد.

شما از این تحولات آگاهید. من هم آگاهم. پس شاید به نظر برسد که نیازی نیست دور هم جمع شویم و دیدگاه‌ یکسان و اشتیاق مشترکمان به ایجاد تحولات بیشتر را جشن بگیریم. اما این‌طور نیست. دنیا هر لحظه در حال تغییر است و کسب‌وکار ما نیز از این تحولات بی‌نصیب نخواهد بود. از جمله تحولاتی که به‌عنوان یک مدیر کسب‌وکار لازم است از آن باخبر باشیم، حقوق مشتری است. بله، حقوق مشتری آن حوزه‌ای است که باید برای اثبات اهمیت آن یکصدا شویم، تا صدای ما به رده‌های بالاتر سازمان برسد چرا که تنها در سایه مشتری‌مداری است که می‌توانیم نه‌تنها منافع مردم را تامین کرده که آینده و جایگاه سازمان خود را در بازار تضمین کنیم.

اگر دقت کنید خواهید دید که چه ما باشیم و چه نباشیم، مشتریان به بهترین شکل ممکن در تغییر و تحولند. با این وجود انگار میان سازمان‌ها برای حمایت، جلب و درک این مشتریان عصر ارتباطات که هر روز بر تعداد آنها افزوده می‌شود، نه ضرورتی احساس می‌شود و نه اهمیتی.

همه ما مشتری بودن را بارها تجربه کرده‌ایم و این امری اجتناب‌ناپذیر است. اما حالا که به اهمیت حقوق مشتریان پی برده‌ایم، به نظر شما راه درک و تفسیر رفتار این مشتریان چیست؟ پاسخ من ممکن است کمی صریح و عوام پسندانه به نظر برسد اما راه‌حل، تکنولوژی نیست. هرچند که ما با مشتریانی مواجهیم که رفتار، توقعات و اولویت‌هایشان تحت تاثیر تکنولوژی دستخوش تحولات بنیادین شده است اما برای درک و هدایت مشتریان نسل پیش رو، به فاکتوری مهمتر از تکنولوژی نیازمندیم. این فاکتور، خود مردم هستند.

به این ترتیب، برای ایجاد یک تجربه مطلوب لازم است که مباحثاتی میان اعضای رده‌های بالاتر سازمان صورت گرفته و در آن تجربیات فعلی مشتریان از یکسو و آنچه از آینده سازمان در رابطه با تجربه مشتری انتظار می‌رود از سوی دیگر بررسی و با یکدیگر مقایسه شوند. هر محصول یا برند به مشتریان احتمالی خود وعده‌هایی می‌دهد. این وعده‌ها را با اصطلاح «وعده برند» یا Brand Promise
می‌شناسیم. وفاداری نسبت به این وعده، نشان‌دهنده میزان تعهد ما نسبت به مشتری است. در جلسات میان اعضا ممکن است سوالاتی از این نوع مطرح شوند: آیا به «وعده برند» خود عمل کرده‌ایم؟ آیا رضایت مشتری جلب شده است و آیا این به آن معنا است که به وعده‌های خود پایبند بوده‌ایم؟ آیا برخلاف آنچه وعده داده بودیم عمل کردیم و این تجربه ناخوشایند در هر نقطه تماس تقویت شده است؟

به هرگونه ارتباطی میان مشتریان و تولیدکنندگان نقطه تماس می‌گویند. این ارتباط می‌تواند به‌منظور کسب اطلاعات، دریافت خدمات پس از فروش یا پشتیبانی صورت گیرد.

به‌کارگیری چنین روشی برای مدیریت تجربه مشتری مستلزم اتخاذ رویکرد پایین به بالا و تصمیم‌گیری با استفاده از مدل بالا به پایین است و به خوبی می‌دانیم که تحولی مثبت است که از رده‌های بالا به رده‌های پایین‌تر منتقل شود. در اینجا اما هدف ما از به‌کارگیری همزمان هر دو رویکرد (پایین به بالا و بالا به پایین) ایجاد بستری است که راه بنگاه اقتصادی ما را برای تبدیل به یک سازمان مشتری‌مدار هموار می‌کند.

 

ستاره قطبی را به یاد دارید؟
هر کسی راه خود را گم می‌کرد، از آن مدد می‌جست. در سازمان نیز لازم است نو‌آوری‌هایمان را در یک کفه ترازو قرار دهیم و آنها را با تجربیات فعلی مشتریان خود قیاس کنیم. با استفاده از این روش قادر خواهیم بود برای سرمایه‌گذاری‌ها و ارزیابی‌ تجربیات مشتریان استاندارد تعیین کنیم.

نتیجه‌ کار وعده برندی است که در نتیجه بررسی تجربیات مشتریان حاصل شده است. و فراموش نکنیم که وعده محصول، تنها یک وعده نیست، هویت سازمان ما است که همانند نردبانی عمل می‌کند که نقش و اهمیت فاکتور تجربه مشتری را از سطوح عملیاتی به تمامی سطوح بنگاه اقتصادی ارتقا می‌دهد.

حسن نیت برای شروع کار لازم است اما به تنهایی کافی نیست.
بیایید فرض کنیم که تمامی کسب‌وکارها می‌خواهند صادقانه عمل کنند. به هر حال آنها هر روز بیش از پیش مبالغی را برای سرمایه‌گذاری در مدیریت ارتباط با مشتری و حوزه‌های اجتماعی، موبایل و دیجیتال صرف می‌کنند. پس از سالیان سال مشورت‌دهی به مدیران و مطالعه تحولات بازار، می‌توانم ادعا کنم که مدیران به مشتریان بها می‌دهند. هرگز به یاد ندارم که رئیس یا مدیر سازمانی اهمیت مشتری را زیر سوال برده باشد. به باور مدیران، مشتری به منزله شاهی است که نمی‌توان او را عزل کرد.

این اهمیت تا جایی است که هرگز نمی‌توانم اتاق کنفرانسی را تصور کنم که در آن مدیر یا هیات‌مدیره‌ای بنشیند و از معایب مشتری‌مداری سخن بگوید: «دوستان عزیز، ما به مشتریان اهمیت نمی‌دهیم. صادقانه بگویم، حقوق مشتری از هر چیزی در سازمان ما کم‌اهمیت‌تر است. هدف ما رسیدن به سود در کوتاه‌ترین زمان ممکن است و برای رسیدن به آن حاضریم مشتریان را زیر پا بگذاریم.» جملاتی از این دست هرگز و در هیچ سازمانی رد و بدل نمی‌شود.

تجربه مشتری احساس اوست، پس از آنکه از شرکتی محصول یا خدماتی را خریداری می‌کند.
اگر این تجربه از ارکان اصلی ایجاد ارتباط میان مشتری و سازمان و سوددهی است، پس چرا تمام تلاشمان را می‌کنیم تا آن را نادیده بگیریم؟

اگر بسیاری از مدیران اجرایی باور دارند که آینده کسب‌وکار به تجربه مشتریان بستگی دارد، چرا من و شما باید وقت خود را برای این مقاله صرف کنیم؟
با چه هدفی؟
پاسخ سوال اینجا است: میان اهداف و آرزوها شکاف عمیقی وجود دارد، شکافی که ناشی از فاصله میان «چشم‌اندازها» و «اقدامات» یک سازمان است.
شاید تعجب کنید که شرکت اوراکل در تحقیقات خود دریافته است که تنها ۳۷ درصد مدیران واقعا و حقیقتا در تلاشند تا شرکت خود را با ایجاد تغییراتی در حوزه تجربه مشتری توسعه بخشند. با در نظر گرفتن سرعت سرسام‌آور رقابت میان کسب و کارها، شک ندارم که این ۳۷ درصد هم به این زودی‌ها نمی‌توانند از رقبای خود پیشی بگیرند. در همین حال برخی شرکت‌ها به شکلی سلطه‌جویانه در حوزه تجربه مشتری و نوآوری تولید محصول، فرآیندها و خدمات سرمایه‌گذاری خواهند کرد و این زمینه را برای اختلاف و چنددستگی فراهم می‌کند.

اما چرا چنین رویکردی در جریان است؟
چشم‌انداز حوزه مشتری دائما در حال تغییر است. این اتفاق جدیدی نیست. این بار اما با پدیده‌ای به نام «داروینیسم دیجیتالی» مواجهیم. این پدیده زمانی رخ می‌دهد که تکنولوژی و جامعه آن‌چنان با سرعت تکامل می‌یابند که حتی وقت نمی‌کنیم خود را با شرایط جدید وفق دهیم. ارتباطات رو به افزایش است، گردش اطلاعات با سرعت بیشتری رخ می‌دهد و حالا با مشتریانی به روز و آگاه روبه‌رو هستیم و آگاهی بیشتر یعنی قدرت بیشتر و این به روز بودن، آگاهی و قدرت، انتظارات مشتریان را تا جایی افزایش می‌دهد که ناچار شویم درباره فروش، بازاریابی و مدل‌های پشتیبانی خود تجدید نظر کنیم.

تحقیقات اخیر اوراکل نشان می‌دهد ۸۱ درصد مدیران نقش حیاتی شبکه‌های اجتماعی را در موفقیت پذیرفته‌اند با این وجود ۳۵ درصد آنها هنوز به این شبکه‌ها اعتماد ندارند و برای فروش و خدمات از این شبکه‌ها استفاده نمی‌کنند.

کسب‌وکارها دو راه بیشتر ندارند، هماهنگی با شرایط یا نابودی.
این یک استراتژی کانال‌های بازاریابی نیست، یک بازی تکنولوژی هم نیست.
این پیوستن به جنبشی است که در آن مشتریان فریاد می‌زنند: «تجربه خلق کنید!»

به راستی، تجربه مشتری با ما یا بدون ما رخ می‌دهد. در سازمان شما کارکنان احتمالا همین حالا دارند در این باره صحبت می‌کنند. اما هنوز نمی‌دانم چرا این موضوع در اولویت نیست. اقدامات ما وعده‌هایمان را انعکاس نمی‌دهند. در حوزه تجربه مشتری باید ضرورت ایجاد کنید تا از تحولات بازار جا نمانید و حتی از آن پیشی بگیرید. اگر خود ضرورت را ایجاد نکنید، این فشار از بیرون بر شما وارد خواهد شد.

اشاره من تنها به افرادی نیست که امروز مشتری شما هستند. کسانی هم هستند که امروز مشتری شما نیستند، اینها هستند که رشد سازمان شما را رقم خواهند زد.

امروز، کلید موفقیت در دنیای کسب و کار «ارتباط» است. مشتریان اختیارات بیشتری دارند و باید یاد بگیریم تجربیات آنها را دگرگون کنیم، با آنها ارتباطی مادام‌العمر برقرار کنیم و به این ترتیب رقبای خود را کنار بزنیم.
زمانی‌که رویکرد خود را در این رابطه تغییر دهیم، مشتریان تفاوت را احساس خواهند کرد.

هیچ اتفاقی روی نمی‌دهد مگر آنکه شما آغازش کنید، چرا که این سفر دور و درازی است که شما قهرمان آن هستید. آینده بازار دیجیتال و تجربه مشتری در دستان شما است. آن را طراحی کنید. آن را پیش ببرید. اگر شما اقدام نکنید، چه کسی اقدام خواهد کرد؟

منبع: دنیای اقتصاد .نویسنده: Brian Solis.  مترجم: مریم مرادخانی

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.


 
 
ساعت ٩:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/۱٢  کلمات کلیدی:

بازاریابی محتوایی هر روز بزرگ تر از قبل می شود و مدیران بازاریابی باید در اجرای آن استراتژیک و منعطف تر عمل کنند. سال 2015 سالی است که محتوا حرف اول را می زند، بنابراین توجه به رویکردهای تعدیل بهینه سازی موتورهای جست و جو ، بازاریابی ایمیلی و رسانه های اجتماعی برای تقویت این استراتژی ضروری است.

اگر کسب و کاری دارید که می خواهید در سال جدید با بازاریابی محتوایی آن را به مشتریان معرفی کنید، باید بدانید که پیش بینی می شود در سال جدید میلادی و همین طور سال جدید شمسی که سه ماه دیگر آغاز می شود، بازاریابی محتوایی با تغییراتی مواجه می شود که بد نیست قبل از تدوین این برنامه بازاریابی برای سال جدیدتان در موردش بدانید.

امروزه استفاده از بازاریابی محتوایی در شرکت ها گسترده تر از قبل شده است، محتوا ایجاد شده و در سطوح بالا انتقال یافته و مدیران بودجه های بازاریابی سنتی سازمان خود را به منظور تبدیل به تلاش های بازاریابی محتوایی تخصیص مجدد می کنند.

با این حال به رغم استفاده فراگیر این شیوه بازاریابی ، به کارگیری آن بدون بحث نبوده است. در این گزارش چالش های عمده به کارگیری بازاریابی محتوایی را به طور خلاصه بیان می کنیم و به روندهای بازاریابی محتوایی در سال 2015 نگاهی می اندازیم.

 

1- انتقال ارزش از طریق محتوا

شرکت ها در همه نقاط دنیا به تدریج یاد خواهند گرفت که انتشار پیام تبلیغاتی تنها مرحله اولیه است و ارزش از انتقال محتوا به دست می آید. بیشتر شرکت ها بر این امر تأکید دارند که ایجاد محتوا و انتقال آن اساس استراتژی بازاریابی محتوایی است. با این حال چرا بسیاری از آنها در رساندن مفهوم پیام لنگ می زنند ؟ بر طبق تحقیقی به رغم اینکه نیمی از مدیران بازاریابی اعتقاد دارند که به انتقال محتوا نیاز دارند، تنها 26 درصد از آنها در انتقال محتوا سرمایه گذاری می کنند. انتقال استراتژیک محتوا چیزی است که کسب و کار را در دنیای بیش از حد رقابتی امروز جلو خواهد انداخت.

بهینه سازی جست و جو و استفاده از موبایل ، ایجاد روش های ارتباطی برای برندها و سنجش اثرگذاری راه هایی هستند که مطمئن شوید محتوای پیام بازاریابی محتوایی تان در بازار هدف موفق بوده است.

 

2- سرمایه گذاری در بازاریابی محتوایی رسانه های اجتماعی

 بازاریابی محتوایی به طور جدایی ناپذیر با بازاریابی رسانه های اجتماعی مرتبط است. شاید مهم ترین روش انتشار و انتقال محتوای پیام تان ، به اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی باشد. از زمانی که کسب و کارها دریافته اند که رسانه های اجتماعی تقویت کننده محتوا هستند، از این رسانه ها برای کمک به انتقال پیام خود به طیف بیشتری از مخاطبان استقبال می کنند. در حالی که اکثر مدیران بازاریابی ( 94 درصد ) از اهمیت رسانه های اجتماعی در بازاریابی شان آگاه هستند، در سال 2015 از نقش آن بیشتر آگاه خواهند شد. تمرکز بر انتقال محتوا از طر یق رسانه به افزایش استفاده موثر می انجامد، اما با این حال باید بودجه خاصی را هم برایش کنار بگذارید. امروزه شبکه های اجتماعی مشهور مانند توییتر ، لینکداین و فیس بوک هزینه تبلیغات در وب سایت های شان را افزایش داده اند. مدیران بازاریابی باهوش نه تنها از تبلیغات در این سایت ها به منظور گسترش حیطه دسترسی مخاطبان به محتوای شان استفاده می کنند، بلکه از رقبای شان نیز پیشی می گیرند.

 

3- ساده سازی پیام تبلیغاتی

از هنگامی که مدیران بازاریابی شروع به استفاده از محتوا در آگهی هایشان کرده اند، تبلیغات و پیام شان ساده تر شده است. امروزه تبلیغات بنری برای هر چیزی موثر نیست، اما شاید دیده شدن برند، آگهی های بومی، محتوای اسپانسرینگ و محتوای برند بیشتر از قبل محبوب و موثر واقع شده است. مثلاً تنها با قرار دادن محصول شرکت تان در دست نقش اول فیلم های سینمایی می توانید بدون تبلیغات پیچیده سبب دیده شدن محصول تان شوید. ناشران و تبلیغ کنندگان محصول در کنار هم کار می کنند تا مطمئن شوند سرمایه گذاری در تبلیغ محصول به انتقال مفهوم و ایجاد ارزش برای تجربه مصرف کننده منجر شده است.

 

4- کسب جایگاه بالاتر در رتبه بندی موتورهای جست و جو

شرکت ها از بازاریابی محتوای به این دلیل استقبال می کنند که در رتبه بندی موتور جست و جو به جایگاه بالاتری دست می یابند. امروزه بهینه سازی موتور جست و جو و بازاریابی محتوایی ارتباط تنگاتنگی با هم دارند و به اشتراک گذاری محتوا از طریق لینک ها و دیگر علائم ساخت برند جایگاه رتبه بندی نام شرکت در موتورهای جست و جو را تقویت خواهد کرد. با نگاه به عواملی که در رتبه بندی سایت در موتورهای جست و جو تأثیر دارد خواهیم دید که محتوای شکیل و با کیفیت و ارتباط با رسانه های اجتماعی و به اشتراک گذاری ها ، رتبه سایت شما در موتورهای جست و جو را بالا می برد. بهینه سازی موتورهای جست و جو بخش مهمی در آمیخته بازاریابی خواهد شد، به همین دلیل توجه به جنبه های فنی نظیر کلید واژه ها ، راهنماها ، تگ ها و ... حائز اهمیت است. از سوی دیگر بازاریابی محتوایی محرک اصلی کسب جایگاه بالاتر در موتورهای جست و جوست.

 

5- اصلاح استراتژی وبلاگ نویسی

 استراتژی وبلاگ نویسی به عنوان یکی از استراتژی های مورد استفاده برای بازاریابی محتوایی در سال جدید مورد تعدیل و اصلاح قرار خواهد گرفت. دلایل زیادی برای استفاده از این روش مانند در معرض دید مشتری قرار دادن ، برندینگ ، دسترسی زیاد و امکان برقراری ارتباط وجود دارد.

مدیران بازاریابی باهوش می دانند که در وبلاگ نویسی نه تنها درباره نحوه بازاریابی و تبلیغات بلکه درباره انتقال محتوای آن برای انتشار باید صحبت کنند.

اگرچه امروزه از وبلاگ نویسی به منظور کمپین های تبلیغاتی توسط آژانس های تبلیغاتی استفاده می شود، اما در سال جدید این استراتژی با محبوبیت بیشتری مواجه خواهد شد.

 

6- افزایش بودجه بازاریابی محتوایی

طبق گزارش ارزیابی بازاریابی محتوایی در سال 2014، 58 درصد مدیران بازاریابی درصدد افزایش بودجه بازاریابی محتوایی خود در سال آینده هستند و 10 درصد نیز قصد افزایش اجرای آن را دارند. هنگامی که مدیران کسب و کار و مدیران بازاریابی منافع این بازاریابی را مشاهده می کنند، تمایل بیشتر به افزایش سرمایه گذاری و اختصاص هزینه برای کمپین های بازاریابی محتوایی نشان می دهند. سرمایه گذاری برای آن به معنی ایجاد محتوا به طرق مختلف مانند نشریات، پست در وبلاگ ، محتوای همزمان ، مطالعات موردی، ویدئوها ، محتواهای خاص موبایلی و ... است.

 

7- روش های جدید بازاریابی ایمیلی

بازاریابی محتوایی هنگامی که به شکل بازاریابی ایمیلی در می آید، پیچیده تر می شود. در سال های گذشته ، بازاریابی ایمیلی به طور گسترده به عنوان روشی برای انتقال محتوای موجود نظیر پست های وبلاگی و معرفی محصولات به ایمیل مشترکان شناخته می شد. اگر چه این مدل از نظر اثربخشی روند کاهشی داشته ، اما مدیران بازاریابی نیاز دارند که روش های جدیدی برای رسیدن به اهداف بازاریابی محتوایی از طریق ایمیل داشته باشند، اخیراً نتایج تحقیقی نشان داده است که افراد تمایل اندکی برای خرید از پیام هایی که از طریق ایمیل به آنها می رسد، دارند. علاوه بر این بسیاری از مردم از حجم عظیم ایمیل های ناخواسته شاکی اند و تمایل ندارند آنها را بخوانند. پس مسئله روشن است : باید محتوایی ایمیلی را به گونه ای مرتبط و جذاب ایجاد کنید که مشترکان کنجکاو به خواندن و درگیر شدن با آن شوند. در انتها باید یادآور شد که بازاریابی محتوایی هر روز بزرگ تر از قبل می شود و مدیران بازاریابی باید در اجرای آن استراتژیک و منعطف تر عمل کنند. سال 2015 سالی است که محتوا حرف اول را می زند، بنابراین توجه به رویکردهای تعدیل بهینه سازی موتورهای جست و جو ، بازاریابی ایمیلی و رسانه های اجتماعی برای تقویت این استراتژی ضروری است.


منبع : روزنامه فرصت امروز – هدی رضایی- شماره 123

 

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید

 

 
دانش های نه گانه مدیریت پروژه PMBOK
ساعت ٩:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/۱٢  کلمات کلیدی:

دانش های نه گانه مدیریت پروژه (PMBOK) شامل سطوح ذیل می باشد:

سطح دانش پایه ای :

مدیریت محدوده، زمان، هزینه و کیفیت” را سطوح دانش پایه ای گویند زیرا مستقیماً منجر به تولید تحویل شدنی ها و تأمین اهداف پروژه می شوند.

 

 

سطح دانش تسهیل کننده :

مدیریت منابع انسانی، ارتباطات، ریست و تدارکات را گویند زیرا حکم وسیله های کمک کننده برای دست یابی به تحویل شدنی ها و اهداف را دارند.

سطح دانش یکپارچگی پروژه، وظیفه هماهنگ سازی هشت سطح بالا را داشته و موجب استاندارد سازی آن ها می گردد. بنابر این بر سایر سطوح دانش تأثیر گذاشته و از آن ها تأثیر می پذیرد.

در هر یک از سطوح دانش لازم است کارها و وظایفی انجام شود. جایگاه این وظایف با توجه به مرحله یا گروه فرایندی تعیین می شود. تعداد این فعالیت ها که در واقع بیانگر وظایف تیم مدیریت پروژه است در استاندارد PMBOX شامل ۴۴ وظیفه یا فرایند است.

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید


 
نسخه موفقیت شما اینجاست
ساعت ٩:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/۱٢  کلمات کلیدی:

اعتماد به‌نفس، دارویی که باید بنوشید

ناامنی و ضعف شما را از پا در خواهد آورد اما داشتن اعتماد به‌نفس شما را به سطح بالایی از زندگی خواهد کشاند. وقتی توانستید جزئیات آنچه که در زندگی دنبالش هستید را فهرست‌بندی کنید اعتماد به‌نفس به خودی خود به دنبال شما خواهد آمد اما اگر اعتماد به‌نفس نداشته باشید در هر کاری که دست به انجام آن می‌زنید راهی برای شکست و عدم موفقیتتان پیدا می‌شود. هر کاری که شما قادر به انجام آن هستید در واقع از نیروی اعتماد به‌نفستان ریشه می‌گیرد. یادتان باشد هر چقدر هدف بزرگ‌تری انتخاب کنید به همان اندازه خود را با چالش بزرگ‌تری روبرو خواهید کرد. به محض اینکه هدفی را انتخاب کنید موانع آشکار خواهد شد. در واقع موانع برای این هستند که قاطعیت و تصمیم شما را برای انجام هدف بسنجند. موانع می‌خواهند به شما نشان دهند که با وجود مشکلات تا چه اندازه برای رسیدن به هدفتان مصمم هستید. در این بازی، فردی که اعتماد به‌نفس بیشتری دارد برنده است و هرگز تسلیم نخواهد شد.


چگونه ششم شوید؟
وقتی به درستی برای خودتان مشخص کرده‌اید که دنبال چه هستید و می‌خواهید به چه کسی تبدیل شوید، حال زمان آن است که دایره روابط خود را با افراد تاثیرگذار و بانفوذ پر کنید. داشتن «الگو» در زندگی یکی از ابزارهای بسیار مهم برای رسیدن به موفقیت دلخواهتان است. داشتن چنین الگویی به شما کمک می‌کند تا به سطحی که آرزویتان است به‌صورت اصولی و درست دست یابید. اگر شما در دایره روابطتان به 5 آدم با اعتماد به‌نفس بچسبید، در اثر معاشرت و ارتباط با این 5 نفر بدون تردید نفر ششمی خواهید شد که اعتماد به‌نفس خوبی خواهد داشت. اگر به 5 نابغه و باهوش بچسبید شما نفر ششم خواهید بود، اگر به 5 میلیونر بچسبید مطمئنا میلیونر ششم شما خواهید بود، اگر با 5 احمق ارتباط داشته باشید احمق ششم شما خواهید بود و اگر با 5 ورشکسته ارتباطات عمیق دوستی شکل دهید و از آنها الگو بگیرید با یقین می‌توان گفت ورشکست ششم کسی نیست جز شخص شما و به همین ترتیب با انتخاب‌هایتان در زندگی است که از خود یک فرد موفق یا یک ورشکسته و احمق می‌سازید. مراقب دایره روابطتان باشید.


برنامه داشته باشید
شخصی تعریف می‌کرد که در طول هفته 60 تا 70 ساعت به کار مشغول بود اما پیشرفتی که همیشه انتظارش را داشت به دست نمی‌آورد. یکی از مشکلات بیشتر افراد نداشتن برنامه‌ریزی و عادت‌های درست در زندگی است. این مهم نیست که تا چه اندازه زمان صرف فعالیت‌هایتان می‌کنید بلکه مهم کیفیت اعمال شماست. اولویت‌های زندگی‌تان را مشخص کنید و براساس آن به موقعیت‌هایی که برایتان به وجود می‌آید جواب «بله» یا «خیر» دهید. براساس این اولویت‌ها باید بیشتر دنبال جواب «نه» باشید. از اینکه ساعت‌ها با گوشی همراهتان وقت تلف کنید یا پای تلویزیون بنشینید دوری کنید و در عوض به خوبی از زمانی که در طول روز در اختیار دارید استفاده کنید. زندگی‌تان را براساس اولویت‌های زندگی خودتان برنامه‌ریزی و مدیریت کنید و تنها برای رضایت افراد و متقاعد کردن آنها قدم برندارید. ابتدا اولویت‌ها را شناسایی کنید و سپس دنبال خشنود کردن اطرافیانتان باشید چون تا زمانی که به موفقیت و آرامش نرسید، نمی‌توانید خیری به دیگران نیز برسانید.


زندگی دلخواهتان را بسازید
برنامه زندگی‌تان را بدون توجه به اتفاقاتی که در اطرافتان می‌افتد، مشخص کنید. دست از شکایت و غر زدن بردارید و همه توانتان را برای ساختن یک زندگی دلخواه به کار بگیرید و از موانع موجود نترسید. اگر در میانه راه هستید و مشکلات زیادی شما را درگیر خود کرده است تسلیم نشوید و ادامه دهید. اگر اولویت‌های زندگی‌تان را به درستی مشخص کرده باشید و طبق برنامه دقیقی که طراحی کرده‌اید، قدم بردارید به‌تدریج متوجه خواهید شد که چقدر با دیروز خود تفاوت خواهید داشت. به مسیر ادامه دهید چون تا رسیدن به نفر ششم جدول زندگی‌تان راهی نمانده است. مهم این است که همین لحظه تصمیم بگیرید و عمل کنید. اینکه در گذشته شما چه اتفاقی افتاده و در حال حاضر چه شرایط سختی دارید به هیچ وجه اهمیت ندارد بلکه همان‌طور که برایتان توضیح داده‌ایم این دیدگاه و تفکر شماست که از شما برنده یا بازنده می‌سازد. نگذارید شرایط شما را مغلوب خود کند.

کشور شما مقصر بدبختی‌تان نیست
هیچ فردی روی کره زمین وجود ندارد که از شکست و ناکامی نترسد و نسبت به آن علاقه نشان دهد اما این حقیقت را بپذیرید که برای رسیدن به موفقیت باید این مرحله را نیز پشت سر بگذارید چون اتفاقات ناخوشایند بخشی از مسیر موفقیت است بنابراین شرایط سخت را با آغوش باز بپذیرید چون تنها در آن شرایط است که برای زندگی‌تان قدم‌های بهتری برمی‌دارید. یکی از دلایلی که مانع موفقیت اغلب افراد می‌شود قبول نکردن مسئولیت است. بیشتر افراد به جای اینکه مسئولیت اشتباهات و رفتارهای خود را در زندگی بپذیرند عادت کرده‌اند شرایط اطرافشان را متهم کنند. دست از سرزنش کردن و انتقاد بردارید. اینکه شما شرایط سخت و ناخوشایندی دارید تنها به گردن کشور، قدرت اقتصادی پایین، خانواده فقیر یا همسر ناسازگار نیست. یک بار برای همیشه به این فکر کنید که تنها خود شما دلیل شرایط فعلی‌تان هستید. در زندگی واقعا دنبال چه چیزی هستید؟ آیا تا به حال به وضوح و دقیق برای خودتان مشخص کرده‌اید که از زندگی چه می‌خواهید و دوست دارید به چه هدفی برسید؟ هر چقدر در انتخاب هدف و جهان‌بینی‌تان نسبت به زندگی دقیق‌تر و واضح‌تر باشید به همان سرعت راحت‌تر به اهدافی که در ذهنتان دارید خواهید رسید. از خودتان بپرسید برای رسیدن به جایگاهی که در ذهنتان دارید باید دست به چه کاری بزنید یا چه چیزی را رها کنید. یادتان باشد جزئیات در تعیین اهدافتان رمز برتری و موفقیت شما نسبت به افراد دیگر است. جزئی باشید.

منبع: هفته نامه زندگی مثبت

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.


 
نسخه موفقیت شما اینجاست
ساعت ٩:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/۱٢  کلمات کلیدی:

اعتماد به‌نفس، دارویی که باید بنوشید

ناامنی و ضعف شما را از پا در خواهد آورد اما داشتن اعتماد به‌نفس شما را به سطح بالایی از زندگی خواهد کشاند. وقتی توانستید جزئیات آنچه که در زندگی دنبالش هستید را فهرست‌بندی کنید اعتماد به‌نفس به خودی خود به دنبال شما خواهد آمد اما اگر اعتماد به‌نفس نداشته باشید در هر کاری که دست به انجام آن می‌زنید راهی برای شکست و عدم موفقیتتان پیدا می‌شود. هر کاری که شما قادر به انجام آن هستید در واقع از نیروی اعتماد به‌نفستان ریشه می‌گیرد. یادتان باشد هر چقدر هدف بزرگ‌تری انتخاب کنید به همان اندازه خود را با چالش بزرگ‌تری روبرو خواهید کرد. به محض اینکه هدفی را انتخاب کنید موانع آشکار خواهد شد. در واقع موانع برای این هستند که قاطعیت و تصمیم شما را برای انجام هدف بسنجند. موانع می‌خواهند به شما نشان دهند که با وجود مشکلات تا چه اندازه برای رسیدن به هدفتان مصمم هستید. در این بازی، فردی که اعتماد به‌نفس بیشتری دارد برنده است و هرگز تسلیم نخواهد شد.


چگونه ششم شوید؟
وقتی به درستی برای خودتان مشخص کرده‌اید که دنبال چه هستید و می‌خواهید به چه کسی تبدیل شوید، حال زمان آن است که دایره روابط خود را با افراد تاثیرگذار و بانفوذ پر کنید. داشتن «الگو» در زندگی یکی از ابزارهای بسیار مهم برای رسیدن به موفقیت دلخواهتان است. داشتن چنین الگویی به شما کمک می‌کند تا به سطحی که آرزویتان است به‌صورت اصولی و درست دست یابید. اگر شما در دایره روابطتان به 5 آدم با اعتماد به‌نفس بچسبید، در اثر معاشرت و ارتباط با این 5 نفر بدون تردید نفر ششمی خواهید شد که اعتماد به‌نفس خوبی خواهد داشت. اگر به 5 نابغه و باهوش بچسبید شما نفر ششم خواهید بود، اگر به 5 میلیونر بچسبید مطمئنا میلیونر ششم شما خواهید بود، اگر با 5 احمق ارتباط داشته باشید احمق ششم شما خواهید بود و اگر با 5 ورشکسته ارتباطات عمیق دوستی شکل دهید و از آنها الگو بگیرید با یقین می‌توان گفت ورشکست ششم کسی نیست جز شخص شما و به همین ترتیب با انتخاب‌هایتان در زندگی است که از خود یک فرد موفق یا یک ورشکسته و احمق می‌سازید. مراقب دایره روابطتان باشید.


برنامه داشته باشید
شخصی تعریف می‌کرد که در طول هفته 60 تا 70 ساعت به کار مشغول بود اما پیشرفتی که همیشه انتظارش را داشت به دست نمی‌آورد. یکی از مشکلات بیشتر افراد نداشتن برنامه‌ریزی و عادت‌های درست در زندگی است. این مهم نیست که تا چه اندازه زمان صرف فعالیت‌هایتان می‌کنید بلکه مهم کیفیت اعمال شماست. اولویت‌های زندگی‌تان را مشخص کنید و براساس آن به موقعیت‌هایی که برایتان به وجود می‌آید جواب «بله» یا «خیر» دهید. براساس این اولویت‌ها باید بیشتر دنبال جواب «نه» باشید. از اینکه ساعت‌ها با گوشی همراهتان وقت تلف کنید یا پای تلویزیون بنشینید دوری کنید و در عوض به خوبی از زمانی که در طول روز در اختیار دارید استفاده کنید. زندگی‌تان را براساس اولویت‌های زندگی خودتان برنامه‌ریزی و مدیریت کنید و تنها برای رضایت افراد و متقاعد کردن آنها قدم برندارید. ابتدا اولویت‌ها را شناسایی کنید و سپس دنبال خشنود کردن اطرافیانتان باشید چون تا زمانی که به موفقیت و آرامش نرسید، نمی‌توانید خیری به دیگران نیز برسانید.


زندگی دلخواهتان را بسازید
برنامه زندگی‌تان را بدون توجه به اتفاقاتی که در اطرافتان می‌افتد، مشخص کنید. دست از شکایت و غر زدن بردارید و همه توانتان را برای ساختن یک زندگی دلخواه به کار بگیرید و از موانع موجود نترسید. اگر در میانه راه هستید و مشکلات زیادی شما را درگیر خود کرده است تسلیم نشوید و ادامه دهید. اگر اولویت‌های زندگی‌تان را به درستی مشخص کرده باشید و طبق برنامه دقیقی که طراحی کرده‌اید، قدم بردارید به‌تدریج متوجه خواهید شد که چقدر با دیروز خود تفاوت خواهید داشت. به مسیر ادامه دهید چون تا رسیدن به نفر ششم جدول زندگی‌تان راهی نمانده است. مهم این است که همین لحظه تصمیم بگیرید و عمل کنید. اینکه در گذشته شما چه اتفاقی افتاده و در حال حاضر چه شرایط سختی دارید به هیچ وجه اهمیت ندارد بلکه همان‌طور که برایتان توضیح داده‌ایم این دیدگاه و تفکر شماست که از شما برنده یا بازنده می‌سازد. نگذارید شرایط شما را مغلوب خود کند.

کشور شما مقصر بدبختی‌تان نیست
هیچ فردی روی کره زمین وجود ندارد که از شکست و ناکامی نترسد و نسبت به آن علاقه نشان دهد اما این حقیقت را بپذیرید که برای رسیدن به موفقیت باید این مرحله را نیز پشت سر بگذارید چون اتفاقات ناخوشایند بخشی از مسیر موفقیت است بنابراین شرایط سخت را با آغوش باز بپذیرید چون تنها در آن شرایط است که برای زندگی‌تان قدم‌های بهتری برمی‌دارید. یکی از دلایلی که مانع موفقیت اغلب افراد می‌شود قبول نکردن مسئولیت است. بیشتر افراد به جای اینکه مسئولیت اشتباهات و رفتارهای خود را در زندگی بپذیرند عادت کرده‌اند شرایط اطرافشان را متهم کنند. دست از سرزنش کردن و انتقاد بردارید. اینکه شما شرایط سخت و ناخوشایندی دارید تنها به گردن کشور، قدرت اقتصادی پایین، خانواده فقیر یا همسر ناسازگار نیست. یک بار برای همیشه به این فکر کنید که تنها خود شما دلیل شرایط فعلی‌تان هستید. در زندگی واقعا دنبال چه چیزی هستید؟ آیا تا به حال به وضوح و دقیق برای خودتان مشخص کرده‌اید که از زندگی چه می‌خواهید و دوست دارید به چه هدفی برسید؟ هر چقدر در انتخاب هدف و جهان‌بینی‌تان نسبت به زندگی دقیق‌تر و واضح‌تر باشید به همان سرعت راحت‌تر به اهدافی که در ذهنتان دارید خواهید رسید. از خودتان بپرسید برای رسیدن به جایگاهی که در ذهنتان دارید باید دست به چه کاری بزنید یا چه چیزی را رها کنید. یادتان باشد جزئیات در تعیین اهدافتان رمز برتری و موفقیت شما نسبت به افراد دیگر است. جزئی باشید.

منبع: هفته نامه زندگی مثبت

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.


 
استغفار مایه امیدواری
ساعت ٩:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/۱٢  کلمات کلیدی:

 حضرت علی (ع) می فرمایند :

در شگفتم از کسی که نا امید است
حال آنکه می تواند آمرزش بخواهد...

 

خدایا بر ما ببخش به لطف و کرمت...
پرده پوشاننده ات را بر سر ما بیانداز...
وچراغ دلمان را در مسیرت روشن نگاه دار.

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.


 
علت های ناتوانی در مهارت های اجتماعی
ساعت ٩:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/۱٢  کلمات کلیدی:

بسیاری از کسانی که در مهارت های اجتماعی مشکل دارند، ریشه های آن را در دوران کودکی شان می جویند. در این مقاله به برخی از فاکتورهای مادرزادی و اکتسابی که منجر به ضعف در مهارت های اجتماعی می شود اشاره خواهد شد. در این مقاله برای سادگی از واژه «علت» استفاده شده است اما این بدین معنی نیست که اگر این علت در کسی وجود داشت حتما در مهارت های اجتماعی ضعیف است. ذکر این علت ها برای این است تا کسانی که می خواهند مهارت های اجتماعی بهتری داشته باشند را سقلمه بزند.

مشکلات اجتماعی در اثر ترکیبی از این علت ها بوجود می آید. این علت ها باعث منجر شدن به موارد زیر در کسانی که بدان مبتلا هستند :
- در مورد ارزش خود احساس ناراحتی و نا امنی می کنند
- در مورد توانمندی شان در انجام کارها در جمع، دچار شک می شوند
- در موقعیت های اجتماعی احساس اضطراب و نگرانی می کنند
- ناکامی در کسب تجربه در فعالیت های اجتماعی
- عادت به رفتارها و عقاید اجتماعی مضر به جای یادگیری رفتارها و عقاید اجتماعی مفید

دسته اول: فاکتورهای شخصیتی
برخی از ویژگی های شخصیتی مادرزادی هستند که به نظر می رسد زمینه داشتن مشکلات اجتماعی در بزرگسالی را مهیا می کنند. مجددا بیان می شود که داشتن این ویژگی ها الزاما به معنی وجود مشکلات اجتماعی نیست بلکه برخی حوادث لازم است تا این ویژگی ها فعال شود. در ادامه این مقاله به برخی از این حوادث اشاره خواهد شد.


خلق و خوی مضطرب
این یک عامل کلاسیک است. برخی افراد نسبت به دیگران با خلق و خوی اضطرابی بیشتری متولد می شوند. شبکه عصبی آنها به گونه ای است که نسبت به محرک ها، حساس تر است. حتی زمانی که نوزاد یا نوپا هستند به تغییر و تازگی در محیطشان، واکنش منفی نشان می دهند. همچنین زمان بیشتری طول می کشد که با موقعیت های جدید، انطباق یابند.
خلق و خوی مضطرب معمولا به شکل گیری خجالت و احساس نا امنی منجر می شود که باعث می شود فرد از موضعیت های اجتماعی، اجتناب کند. همچنن خلق و خوی مضطرب باعث می شود که مردم خیلی محتاط، ریسک گریز، و نازک نارنجی شوند.
همچنین حساسیت بالا به محرک ها که در این خلق و خو هست، باعث می شود که این عده در فعالیت هایی که دیگران از آن لذت می برند، کنار می کشند. مثلا فرد بزرگسالی که در یک مهمانی شلوغ و پرصدا، احساس زودرنجی می کند. این را مقایسه کنید با دیگر افراد که وقتی در چنین موقعیت قرار می گیرند و مجبور می شوند که با دیگران تعامل داشته باشند، دچار آشفتگی نمی شوند.
کسانی که محتاط تر هستند و اهل ریسک کردن نمی باشند نمی توانند به کسانی که نمی شناسند به یکباره در فعالیت هایی مانند آشنا شدن، مهمانی رفتن، و یا یادگیری رانندگی شرکت کنند. مثلا این موضوع می تواند باعث شود که یک دختر نتواند با پسری آشنا شود و در نهایت ممکن است از حلقه اجتماعی دوستانش جدا شود زیرا اولویت متفاوتی دارد.


انگیزه کم برای در جمع بودن
برخی از افراد به نظر می رسد که نیاز درونی کمی برای در جمع بودن و زمان گذاشتن با دیگران دارند. آنها بیشتر ترجیح می دهند که در خانه بمانند و مطالعه کنند یا روی یک پروژه کار کنند تا اینکه با دیگران بیرون بروند. وقتی که آنها با دیگران نیستند احساس ناراحتی یا تنهایی نمی کنند. البته این مشکلی نیست. قرار هم نیست که هرکسی شاپرک اجتماعی باشد. اگرچه یک تاثیر جانبی که گاهی رخ می دهد این است که اگر کسی زمان زیادی را با خودش باشد، فرصت کسب مهارهای اجتماعی را از دست می دهند و در این زمینه از دیگران از عقب می افتند.


خیلی باهوش بودن
به نظر می رسد که برخی از افراد تیزهوش در انطباق با جهان اجتماعی مشکل داشته باشند. این اختلاف ممکن است برای آنها در فهم و به کارگیری جنبه های اجتماعی، مشکل ایجاد کند. همچنین هوش آنها ممکن است در ارتباطشان با همکارها و یا همکلاسی هایشان هم مشکل ایجاد کند. اگرچه همه کسانی که هوش بالایی دارند مشکلات اجتماعی ندارند. بسیاری از آنها با دیگران نرم هستند. موضوع این هست که افراد باهوش می توانند دیگران را زیر رادار بگیرند. 
صلب بودن، منعطف نبودن، و نپذیرفتن تغییر
به طور خلاصه تمام منش های شخصیتی غیر معمول ممکن است باعث مسائل اجتماعی شود. به عنوان مثال اگر یک بچه واقعا غیرعادی، خلاق و هنری باشد در حالی که همکلاسی هایش چنین نباشند، مشلات ارتباطی زیادی بین آنها می توان دید.


علایق
افرادی که دارای برخی علایق خاص هستند ممکن است که در روابط اجتماعی، مشکل داشته باشند. برخی علایق باعث می شود که فرد نتواند از آن دست بکشد و این موضوع باعث می شود دیگران او را درک نکنند و یا با آن فرد غریبگی کنند. برخی از علایق هم باعث می شود که فرصت تمرین مهارتهای اجتماعی را از فرد بگیرد.


نداشتن علاقه به موضوعاتی که دیگران بدان علاقه مندند
تحقیقات در مورد مردانی که در مهارت های اجتماعی ناتوان هستند مشخص کرده که آنها در دوران بچگی به موضوعات مردانه نمی پرداختند؛ مثلا هوادار یک تیم ورزشی نبودند و خودشان هم ورزش نمی کردند؛ یا اینکه اهل ماجراجویی نبوده و در فعالیت های خشن و رقابتی شرکت نمی کردند. 
این موضوع در مورد خانم ها هم مشابه است. خانم هایی هم که در دوران کودکی در فعالیت های دخترانه وارد نشده اند نیز در روابط اجتماعی شان مشکل دارند.


کمبود یا نقص آموزش مهارت های اجتماعی
به هر کودکی باید تا اندازه ای آموزش مهارت های اجتماعی داده شود. گاهی این آموزش به صورت غیر مستقیم و به صورت طبیعی 
است به این صورت که کودکان، مردم را در زندگی روزمره شان مشاهده می کنند. در دیگر اوقات، بزرگسالان مهارت های اجتماعی را در درس های کوچک به آنها آموزش می دهند. برخی از کودکان هم به صورت رسمی، مهارت های ارتباطی را در کلاس های درس یا گروه های درمانی یاد می گیرند. گاهی اوقات آموزش های اجتماعی مورد نیاز کودکان ارائه نمی شود یا اینکه به صورت ناقص ارائه می شود که این باعث می شود آنچه که کودکان باید فراگیرند را یاد نگیرند.


الگوی ضعیف مهارت های اجتماعی
برخی از کودکان ممکن است در کسب مهارت های اجتماعی شکست بخورند چون در زمان رشد، الگوی خوبی نداشتند. ممکن است والدینشان نیز در مهارت های اجتماعی، ناتوان بوده باشند. ممکن است دوستانشان در مدرسه مشکلات اجتماعی داشتند و نمی بایست تقلید می شدند. برخی از مردم حتی کلیت فرهنگ شان را به خاطر نارسائی های اجتماعی، مقصر می دانند.


دوران کودکی در حصار خانواده
برخی از بزرگسالان، انگشت تقصیر را به دوران کودکی شان که در حصار خانواده سپری شده است، نشانه می روند. به علت محصور بودن، آنها فرصت آن را نیافتند که مهارت های اجتماعی شان را با دیگر کودکان تمرین کنند یا اینکه به علت نرفتن به دنیایی بزرگتر، آنچه که مفید بوده را نیاموختند. 
یک کودک به شکل های گوناگونی ممکن است که محصور باشد. یک نوع جالب این هست که مطالعات نشان می دهد والدینی که خودشان مهارت های اجتماعی ندارند و مضطرب هستند، تمایل دارند که کودکشان را از فعالیت هایی که می تواند انجام دهد، محروم کنند. این ممکن است به این علت باشد که فرزندشان را از دنیای اجتماعی ترسناک، محافظت کنند. یا ممکن است به این علت باشد که نمی خواهند به علت روابط اجتماعی فرزندانشان، خودشان مجبور به ارتباط با دیگران شوند مثلا ارتباط با والدین دوستان فرزندشان.


بیماری زیاد در دوران کودکی
کودکی که از نظر جسمی برای رفتن به مدرسه یا بازی با هم سالانش ناتوان بوده و یا مدت زیادی را در بیمارستان گذرانده، نمی تواند فرصت کافی برای تمرین مهارت های اجتماعی را داشته باشد.


مهاجرت به کشور جدید
درک این مشکل نیست که مهاجرت به کشوری جدید ممکن است بر برخی ازمهارت های اجتماعی تاثیر بگذارد. آنها در محیطی جدید، زبانی جدید برای یادگرفتن، رسوم فرهنگی جدید،و پیدا کردن قوانین اجتماعی نانوشته، با مشکلاتی روبرو هستند. همچنین واضح است که برخی از بچه ها می توانند نسبت به منزوی کردن کسی که از کشوری دیگر آمده، متعصب شوند. 
مهاجرت می تواند بر بزرگسالان نیز تاثیر بگذارد. آنها ممکن است در کشور خودشان توانمندی های اجتماعی خوبی باشند اما در کشوری جدید ممکن است خودشان را گم کنند و اعتماد به نفسشان را در مورد توانمندی های خویش از دست بدهند.


دسته دوم: فاکتورهای اجتماعی
برخی از فاکتورهای اجتماعی هستند که باعث ناتوانی در مهارت های اجتماعی می شوند. برخی از این فاکتورها عبارتند از:


تکنولوژی
در این دوره زمانه ، اگر کسی با دیگران خوب نباشد، گزینه های دیگری هم برای سرگرم کردن خودش دارد. می توانند از اینترنت استفاده کنند، فیلم سینمائی ببینند، یا ویدئو گیم بازی کند. حتی دسترسی ساده به کتب چیزی است که در تاریخ ما نسبتا تازه است. این ها باعث می شود کسی که در مهارت های اجتماعی متبحر نیست کماکان در همان سیاق خودش باقی بماند. 
حتی برای کسانی که مهارت های اجتماعی خوبی دارند تکنولوژی باعث می شود که از ارتباطهای چهره به چهره، اجتناب کنند اما تکنولوژی فرصت های یادگیری بیشتری را ایجاد می کند. در گذشته مردم باید بیشتر به صورت حضوری با یکدیگر تعامل می داشتند. برای همین حتی کسانی که مهارت اجتماعی نداشتند گزینه دیگری نداشتند و مجبور بودند که با ترس هایشان روبرو شوند و تجربیات اجتماعی بیشتری کسب کنند. در این زمانه اگر نخواهیم نه تنها به ارتباط حضوری احتیاج نداریم بلکه می توانیم از تلفن هم استفاده نکنیم.


زندگی شهری
در گذشته ها بیشتر مردم در روستاها زندگی می کردند. امروزه بیشتر مردم در شهرها زندگی می کنند و طراحی فضای شهری بر اساس مجزا کردن محله هاست. وقتی که افراد در اجتماع کوچکتری زندگی می کنند هرکسی دوست دارد که دیگران و کسب و کارشان را بشناسند. اما کسانی که در شهرهای بزرگ زندگی می کنند چه بسا در موقعیتی باشند که با آنکه میلون ها نفر در اطرافشان هستند، احساس تنهایی کنند.


دسته سوم: موضوعات سلامت روانی


افسردگی
برخی از افرادی که با انسان های تنها و ناتوان در روابط اجتماعی سروکار دارند در مورد موقعیتشان احساس افسردگی می کنند. نشانه های افسردگی هم باعث می شود که خروج از آن سخت باشد. اگر کسی از دوران نوجوانی و یا در زمان شکل گیری شخصیتش، دچار افسردگی شود این موضوع بر شکل گیری مهارت های اجتماعی اش تاثیر می گذارد. هرکسی هم که در خانه احساس بی ارزشی، بی حالی و بی انگیزگی کند، اجتماعی نشود.


اضطراب
تمام موارد ذکر شده در افسردگی در اضطراب هم صادق است. به ویژه اینکه اضطراب می تواند در موفقیت های اجتماعی، اخلال ایجاد می کند.


نگرانی های جدی در مورد سلامتی روانی
هر نوعی از مشکلات روانی ، چنانچه به اندازه کافی جدی باشد، می تواند به مشکلات فردی منجر شود. به عنوان مثال، کسی که وسواسی است، زندگی اجتماعی اش مختل می شود. کسی که دارای اختلال شخصیت مرزی است و حالاتش عوض می شود روابظش با دیگران به شدت آسیب می بیند. کسانی که شیزوفرنی دارند، که شدیترین بیماری روانی است، طیف وسیعی از اختلال های اجتماعی را دارا هستند.


مسائل رشد
طیفی از اختلاف های عصبی و رشدی منجر به مشکلات اجتماعی می شود. دوباره، وارد جزئیات زیاد شدن در این باره در حوصله این مقاله نیست اما به صورت کلی می تواند منجر به مشکلاتی در یادگیری و جنبه های اجتماعی شود. همچنین می تواند منجر به آن شود که کودکان به گونه ای رفتار کنند که هم سالانشان را ناراحت کنند و باعث شود از دیگران رانده شوند. برخی از این موارد به قرار زیر است:
- بودن در طیف اوتیسم (مثلا اوتیسم قابلیت بالا، سندرم آسپرگر)
- داشتن مشکلات یادگیری
- داشتن اختلال کم توجهی- بیش فعالی

مترجم: حمید همتی

منبع : آکادمی تفکر. http://www.succeedsocially.com/relatedfactors

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.


 
شبکه‌های اجتماعی، تصویر ذهنی و کاهش اعتماد بنفس
ساعت ٩:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/۱٠  کلمات کلیدی:

هر چه افراد زمان بیشتری را در شبکه‌های اجتماعی صرف کنند، بیشتر در باره خود و ظاهری‌شان وسواس و حساسیت نشان می‌دهند!

هر روزه میلیون‌ها تصویر روی شبکه‌های اجتماعی منتشر شده و بین دوستان به اشتراک گذاشته می‌شود که بیشتر آنها خود واقعی فرد نیست. بلکه تصاویری دستکاری شده با امکانات موجود در سیستم‌های مورد استفاده افراد است. به عبارتی فرد تلاش می‌کند آنچه که نیست را به نمایش بگذارد تا آنچه در واقعیت امر هست. این یعنی ناراضیتی و عدم اعتماد به نفس از واقعیت موجود و تلاش برای بودن بر اساس نظرات، خواسته‌ها، باورها و خوشایند دیگران!

آمارها نشان می‌دهند که حدود 64 درصد از کاربران بخصوص زنان در سال 2014 با دیدن عکس‌ها و تصاویر دست‌کاری شده از خود و ظاهرشان احساس بدی پیدا کرده، ناامید و افسرده شده‌اند.

تاکنون تلویزیون و مجله‌ها، به خصوص مجله‌های مد و عامه پسند، به خاطر عرضه و تبلیغ اندام‌های از نظر آنها‌ایده آل و به اصطلاح بی عیب و نقص و تاثیر منفی بسیار بر اعتماد به نفس مردم، به خصوص نوجوانان و جوانان گذاشته‌اند که در این راستا مورد انتقاد بسیاری نیز قرار گرفته اند.

اما کمتر تاثیر شبکه‌های اجتماعی بر برداشت ما از اندام مناسب و یا نگاه ما به ظاهرمان بررسی و تحقیق شده است. به راستی تاثیر شبکه‌های اجتماعی بر روی اعتماد به نفس و بخصوص ظاهرمان چگونه است؟
بررسی چند مورد در دنیای واقعی و مقایسه آن در دنیای مجازی، این مسئله را برای شما روشن می‌سازد. کلسی هیبرد نمونه بارز این مسئله است. او در دوران کودکی قدی بلند و کمی‌چاق بود. او در مدرسه ابتدایی مشکلی با این ظاهر نداشت. چرا که کسی به‌این موارد توجه نمی‌کرد. 
اما به محض ورود به دبیرستان این ظاهر برای او دردسر و دست مایه آزار شد. چرا که با دیدن او اکثر هم کلاسی‌ها و شاگردان مدرسه شروع به حرف زدن و تمسخر کردند.‌این امر باعث شد که به مرور زمان او فکر کند واقعا زشت است و هیچ چیز خوب و زیبایی ندارد.
کلسی سالهای اول دبیرستان همیشه احساس بدبختی می‌کرد. و در فیسبوک دوستان بسیار اندکی داشت که می‌دانست آنان هرگز سر به سر او نخواهند گذاشت.

او روزگار سختی را می‌گذراند چرا که در مورد تمام جزییات ظاهریش حتی شکل ابروها و یا اندازه پیشانی خود وسواس پیدا کرده بود.
خود کلسی در این باره می‌گوید: " اگر من روی شبکه‌های اجتماعی دوست و یا آشنای بیشتری داشتم مسلما بیشتر مورد آزار قرار می‌گرفتم. آزار و رفتار زورگویانه و ناراحت کننده دیگران در سنین یازده تا شانزده سالگی واقعا وحشتناک بود و دلیل‌این آزارها هیکل و ظاهر من بود."
من تلاش کردم تا آنچه مورد آزار است را تغییر دهم. چندین بار رنگ موی خود را تغییر دادم، رژیم‌های غذایی سختی گرفتم تا بلکه هم شکل جماعت شود، اما نشد... بالاخره متوجه شدم که مشکل، رفتار غلط دیگران است و نه اندام و ظاهر من!
کلسی اکنون ۲۰ ساله است و مسئول یک برنامه آموزشی و آگاهی بخش به نام "آموزش با صدای بلند" است. در‌این دوره‌ها که در مدارس برگزار می‌شود به معلمان آموزش داده می‌شود که چطور مشکل عدم اعتماد به نفس نوجوانان و عدم رضایت آنها از ظاهرشان را تشخیص داده و با آن برخورد کنند. 
به خاطر همین تجربه‌های شخصی و حرفه‌ای، کلسی هیبرد به خوبی از تاثیرات شبکه‌های اجتماعی بر‌این موضوع اطلاع دارد و می‌گوید؛ نوجوانان روی شبکه‌های اجتماعی ممکن است صدها و هزاران "دوست و آشنا" داشته باشند و‌این همه ارتباط آنها را آسیب‌پذیر می‌کند.
این قشر کاربر سعی می‌کنند بهترین تصویر ممکن را از خود برروی شبکه‌های ارائه دهند و همواره در حال مقایسه خود با دیگران هستند.
پر واضح است که برای بسیاری از نوجوانان و جوانان امروزی شبکه‌های اجتماعی مثل فیسبوک و توییتر و ابزارهای ارسال پیامک مثل واتس‌اپ راه اصلی برقراری ارتباط با دوستان، آشنایان، خانواده و سراسر دنیا است.
آمارها نشان می‌دهند که در سال ۲۰۱۳ بیش از ۷۰ درصد از نوجوانان و جوانان به ابزار ویژه فیسبوک پیوستندو ابزاری که هر روزه به وسیله آن میلیونها تصویر از کاربران‌ در شبکه منتشر و به گردش در می‌آید. شاید تاکنون هیچگاه نوجوانان تا‌این حد در مورد زندگی دوستان خود اطلاع نداشتند و تا‌این حد در مورد ظاهر خود حساس نبودند! آنان این اطلاعات، حساسیت و کاهش اعتماد بنفس خود را در ارتباط با شبکه‌های اجتماعی کسب می‌کنند!

 

جراحی زیبایی مجازی

بررسی‌های یک کمیسیون پارلمانی در‌این زمینه نشان می‌دهد که در مواردی حتی دختر بچه‌های پنج ساله نیز در مورد اندام و ظاهر خود نگران هستند. البته افراد بالغ نیز از‌این تاثیرات منفی درامان نیستند و آمارهای موجود در بریتانیا حاکی از آن است که حدود ۶۰ درصد از افراد بالغ از ظاهر خود خجالت می‌کشند و به همین دلیل یعنی تحت تاثیر‌این وضعیت میزان جراحی‌های پلاستیک و زیبایی از سال ۲۰۰۸ حدود ۲۰ درصد افزایش یافته است.

در چنین شرایطی مسئولان و اندیشمندان تدبیری نیک اندیشیده و دست به کار شدند. برای نمونه در سال ۲۰۱۲ نمایندگان پارلمان بریتانیا با تصویب طرحی پیشنهاد کردند که تمام نوجوانان برای داشتن درک بهتر از ظاهر خود و افزایش اعتماد به نفسشان باید در یک دوره آموزشی ویژه شرکت کنند.

کارولین ناکس یکی از اعضای‌این کمیسیون با کمک چند نهاد خیریه و حمایت چند شرکت تجاری یک فعالیت تبلیغاتی و آموزشی با نام "واقع بین باش: همه در مورد ظاهرشان می‌توانند اعتماد به نفس داشته باشند" به راه انداخت.

او در مدارس مختلف برای دانش آموزان نوجوان جلسه‌های توجیهی ترتیب داده و سعی می‌کند به آنها توضیح دهد که در دنیای ما رسانه‌ها با استفاده از انواع و اقسام روشها برای جلب مخاطب عام ظاهر افراد را بهتر از آنچه که واقعا هستند، جلوه می‌دهند.
کارولین در این باره می‌گوید؛ دانش آموزان نوجوان به خوبی‌این نکته و صحبت‌های مرا را درک می‌کنند چون آنها هم موقع انتشار تصاویر خود روی شبکه‌های اجتماعی همین ترفندها را به کار می‌برند. من از آنها می‌پرسم که کدامیک هنگام انتشار عکس خود روی فیسبوک آن را دستکاری کرده است؟ و در جواب همه اعتراف کردند که‌این کار را انجام داده‌اند به خصوص ؛ یکی از دانش آموزان دختر به من گفت که تمام‌عکسهایی که تاکنون منتشر کرده است همه دستکاری و روتوش شده است. چرا که از ظاهر خود راضی نیست.

البته این کار بسیار ساده است، چرا که اکثر تلفن‌ همراه‌های امروزی به دوربین‌هایی که ‌ انواع و اقسام فیلترها و ابزارهای روتوش دارند، مجهز هستند و با کمک آنها می‌توان تی بدترین سلفی را هم دستکاری و بی‌نظیر کرد.

تردیدی نیست که شبکه‌های اجتماعی روی زندگی نوجوانان و جوانان تاثیرهای بسیاری داشته و خواهد داشت وهرگز نمی‌توانند به آن بی توجه بود. عدم توجه به آن و مسائل آن، مشکلات بسیاری را برای نسل بشر ایجاد می‌کند. شاید، نوجوانان بتوانند از تلویزیون یا مجله‌های متفرقه و جذاب صرفنظر کنند، اما شبکه‌های اجتماعی روش اصلی ارتباطی و دریچه اصلی و آسان تماس آنان با جهان خارج است. اما آنان جهان خارجی را از پشت یک فیلتر می‌بینند و‌این سالم نیست. به عبارتی آنان به یک جهان دستکاری شده بشر می‌نگرند تا واقعیت موجود!

هدف فعالیت‌های آموزشی در این زمینه این است که به نوجوانان نشان دهند؛ دنیای رسانه‌ها بیش از حد به ظاهر وابسته است و در یک چنین محیطی آنها باید در مورد ظاهر خود احساس مثبتی داشته باشند. داشتن چنین اعتماد به نفسی در نوجوانان باعث می‌شود که آنان بتوانند واقعا خودشان باشند. و این مسئله بسیار مهم است.

در این آموزش‌ها نوجوانان یاد‌ می‌گیرند به تصاویری که در اطراف آنها چه در دنیای مجازی و چه واقعی منتشر می‌شود با هوشیاری و انتقادی نگاه کنند. از طرفی این فعالیت تبلیغاتی تلاش می‌کند، تولید کنندگان و فروشندگان کالاهای مصرفی به خصوص تولید کنندگان لباس و وسایل آرایشی را قانع کند تا در شیوه‌های تبلیغات خود مسئولانه تر عمل کنند.

دکتر فیلیپا دیتریش پژوهشگر ارشد دانشگاه انگلستان در رشته مشخصات ظاهری در این باره می‌گوید؛ تحقیقات علمی‌ارتباط بین شبکه‌های اجتماعی و نگرانی‌ها در مورد اندام و ظاهر افراد را تایید می‌کند. به عبارتی هر چه مدت زمانی که فرد روی شبکه اجتماعی صرف می‌کند، بیشتر باشد، حساسیت و وسواس آنها در مورد ظاهرشان بیشتر بیشتر می‌شود.

دیتریش می‌گوید؛ در شبکه‌های اجتماعی‌ یک گرایش منفی وجود دارد و آن این است که کاربران از سایر کاربران می‌خواهند که در مورد ظاهر آنها نظر دهند! این نوع رفتار و تماس‌ها ممکن است به اضطراب در مورد ظاهر افراد منجر شود. در نهایت، افرادی که بیش از حد به شبکه‌های اجتماعی وابسته هستند ممکن است یک ظاهر و شخصیت ساختگی از خود بسازند و بر آن اساس روابط و دوستانی پیدا کنند که با واقعیت‌های زندگی آنان هیچ ارتباطی ندارد و این بسیار خطرناک است.

دکتر دیتریش معتقد است که بهترین راه مقابله با وسواس و اضطراب در مورد ظاهر افراد نشان دادن تصویر هر چه گسترده‌تری از ظاهر واقعی و متنوع انسان‌ها در رسانه‌ها است. چون در عالم واقعیت داشتن ظاهری‌ایده‌ال و جسمی‌سالم فقط در یک نوع نماد خلاصه نمی‌شود.

کلسی و سایر فعالان این مسئله با‌این نظر موافق هستند. افرادی که سال‌ها به خاطر ظاهرشان مورد اذیت و آزار دیگران قرار گرفتند. آنان او با انجام کارهای داوطلبانه برای یک نهاد خیریه به نام "وای ام سی ان" توانستند اعتماد به نفس از دست رفته خود را بازیابند. آنان به مرور واقعیت‌های ظاهر خود را پذیرفته و نسبت به اندام و ظاهر خود احساس خوبی پیدا کردند.

کلسی یکی از این افراد می‌گوید؛ "من قصد دارم به دنیای آگهی‌های تجاری وارد شوم. به این خاطر که بتوانم معیارهای مرسوم در دنیای آگهی‌های تجاری را تغییر داده و تصور و درک رایج در آن را بهتر کنم. مردم به آگهی‌های تجاری معتاد هستند، پس بهتر است از آن طریق به مردم پیام‌هایی داد که مثبت باشند."

دنیای آگهی‌های تجاری، دنیایی است که به صورت نامحسوس بر مردم حکومت کرده و آنان را کنترل می‌کند. در این دنیا به گونه‌ای خاموش بر شما دیکته می‌شود که چه بخورید! چه بپوشید! چه شکلی باشید! از چه چیزهایی استفاده کنید و....تا مورد قبول دنیای ساخته آنها باشید!

حال بهتر است با نگاهی واقعیت‌پذیر به مسائل اطراف خود، به رسانه‌ها به شبکه‌های اجتماعی نگاه کنید. خودتان باشید و در این راه هرگز از خود ضعف نشان ندهید. ضعف آدمی برابر با بردگی او است.

منبع: همشهری. برگرفته از؛ prezi- today- mediapost 

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.


 
کاربران در سال ۲۰۱۴ از گوگل چه چیز پرسیده‌اند؟
ساعت ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٩  کلمات کلیدی:

در آستانه‌ی سال نوی میلادی، گوگل اقدام به انتشار لیست برترین سوالات پرسیده شده در طول سال ۲۰۱۴ میلادی کرده است. گوگل جزئیات مربوط به عبارات سوالی 'کجا'، 'چرا'، 'چه کسی'، 'چه‌چیز' و 'چگونه' را با جزئیات ذکر کرده است. براساس اطلاعات ارائه شده توسط گوگل، کاربران با پرسیدن سوالاتی با واژه‌ی چگونه یا 'How' بیشتر راغب به یادگیری بوده‌اند.
تعداد دفعاتی که کاربران سوالاتی را با استفاده از عبارت چگونه از گوگل پرسیده‌اند، هشت برابر بیشتر از عبارت سوالی رتبه‌ی دوم، یعنی چه کسی یا همان 'Who' است. گوگل به تفکیک کلمات سوالی مورد استفاده بسنده نکرده و پرکاربردترین عبارات جستجو را نیز مورد کند و کاو قرار داده است. برای مثال جستجوی عباراتی چون "عشق چیست؟"
پنج برابر بیشتر از عبارتی چون "علم چیست؟" است. جستجو در مورد ماهیت مسائل عاشقانه و مسائل مرتبط با آن نیز با استفاده از کلمه‌ی چگونه آمار بالایی را به خود اختصاص داده است.
 با توجه به اینکه حجم بالایی از کاربران شبکه‌ی جهانی وب را مسیحیان تشکیل می‌دهند، زمان عید پاک پرکاربردترین سوالی است که با استفاده از عبارت سوالی 'When' مورد سوال قرار گرفته است.
دومین سوال محبوب نیز در مورد زمان جشن هالووین مورد سوال واقع شده است. اما در مورد استفاده از عبارت سوالی 'Where'، پرکابردترین سوال با مضمون من کجا هستم؟
پرسیده شده است. رتبه‌ی دوم نیز در اختیار سوال سوشی کجا است؟ که برای اطلاع از محل برگزاری بازی‌های المپیک زمستانی که در شهر سوشی روسیه برگزار شد، مورد سوال واقع شده است.
 نتایج مربوط به سوالات پرسیده شده با عبارت سوالی 'Who'‌ نیز جالب توجه است. کاربران عبارت "Who Unfollowed Me" دو برابر بیشتر از "Who Called Me" سوال شده است. در زمینه‌ی پزشکی نیز سوالاتی در زمینه‌ی بیماری ابولا، دیابت، بارداری و آنفولانزا از جمله‌ی پرکاربردترین سوالات پرسیده شده است. در زمینه‌ی اینترنت سه سوال اول متعلق به مفاهیم بنبادین اینترنت است. سوال چهارم مربوط به سرعت اینترنت و سوال پرکاربرد پنجم در مورد بررسی دلیل سرعت پایین کاربران است. شما چه سوالاتی را از گوگل پرسیده‌اید؟

 

برای مشاهده جزییات کامل به سرویس Google Trends مراجعه کنید.


 
جذاب‌ترین مکان‌های دنیا برای کاربران اینستاگرام در سالی که گذشت
ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/۸  کلمات کلیدی: اینستاگرام

اینستاگرام لیستی از مکان‌هایی ارا‌‌ئه کرده که بیشترین عکس‌های منتشر شده در این شبکه اجتماعی متعلق به آنهاست. در صدر این لیست نام دیزنی‌لند قرار گرفته است!
چرا دیزنی‌لند شادترین مکان دنیا است؟ سوالی است که جدیدا ذهن بسیاری را مشغول کرده، چرا که عکس‌های منتشر شده در اینستاگرام، بیش از هر مکان دیگری در دیزنی‌لند آناهایم کالیفرنیا ثبت شده‌ است.

در ادامه لیست کامل مکان‌های جذاب برای کاربران اینستاگرام را مشاهده می‌کنید:

۱. دیزنی‌لند، آناهایم، کالیفرنیا

۲. استادیوم داجر، لوس‌آنجلس، کالیفرنیا

۳. میدان تایمز، نیویورک

۴. مرکز فروش سیام پاراگون، بانکوک، تایلند

۵. گورکی پارک، مسکو، روسیه

۶. موزه لوور، پاریس، فرانسه

۷. میدان سرخ، مسکو، روسیه

۸. میدان مدیسون، نیویورک

۹. استادیوم یانکی، نیویورک

۱۰. مرکز خرید دوبی مال، دوبی، امارات متحده عربی

 

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.


 
کارهایی که هر روز به شکل نادرست انجام میدهیم
ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/۸  کلمات کلیدی: سبک زندگی

سایت‌های مختلفی به ارائه‌ی فهرست کارهای نادرستی که ما هر روز انجام می‌دهیم، پرداخته‌اند. این فهرست‌ها از روابط زناشویی یا چیدن ظرف در ظرفشویی را شامل می‌شوند.


منتخب کوتاهی از این فهرست‌ها :
نخستین کاری که به صورت درست انجام نمی‌دهیم، نفس کشیدن است.  نمی‌توان گفت که شیوه درست یا نادرست برای نفس کشیدن وجود دارد. اما مشخص شیوه‌هایی وجود دارد که می‌تواند اثربخشی تنفس را برای ما افزایش داده، جذب اکسیژن را ساده‌تر کرده و انرژی ما را افزایش دهد.

نفس کشیدن از دهان به جای بینی – آن هم در آلودگی امروز هوا در شهرهای بزرگ – یکی از شیوه‌هایی است که ما به اشتباه به کار می‌بریم. نفس کشیدن عمیق از ناحیه دیافراگم شکم هم، عادت دیگری است که ما پس از دوران نوزادی ترک می‌کنیم و به سراغ تنفس سطحی می‌رویم. بحث درباره تنفس و اهمیت آن، فراتر از این فضا است. اگر چه با کمی جستجو می‌توانید مطالب مفیدی را در مورد آن بیابید. باشگاه خبرنگاران در این زمینه فهرست مناسب و مطالبی علمی را تنظیم کرده که مطالعه آن می‌تواند مفید باشد.

 خیلی از ما هم، استفاده از عطر و ادوکلن را به شکل نادرست انجام می‌دهیم.  از همان دوران کودکی که پنهانی به سراغ وسایل پدر و مادر می‌رفتیم و با شتاب عطر و ادوکلن را به لباسمان می‌زدیم تا با شستشوی دست و صورت پاک نشود و مدت بیشتری باقی بماند، این عادت برای خیلی از ما باقی مانده است. کارتون‌های کلاسیک آمریکایی هم، تصویر ذهنی جالب اما نادرست دیگری را از استفاده‌ی شیک ادوکلن و عطریجات در ذهن ما ایجاد کرده اند. اینکه عطر را در فضا اسپری کنیم و از داخل آن عبور کنیم! کاری که فقط برای کارتون‌ها مناسب است. اما بسیاری از مردم این شیوه را لوکس‌ترین شیوه‌ی استفاده از عطر می‌دانند.

توصیه می‌شود عطر روی نقاطی از پوست استفاده شود که نبض وجود دارد: نبض دست، داخل آرنج دست، پشت زانوی پا، پشت گوش و همینطور پوست گلو، مناسب‌ترین جا برای استعمال عطر محسوب می‌شوند. حتی اگر پوست شما با عطر خیس شد، با دست این رطوبت را پخش نکنید. اصطکاک، گرما و ترکیب همزمان با چربی روی پوست، بوی عطر را تغییر می‌دهد.

ماجرای مسواک زدن هم مسئله بعدی است که با وجود اینکه می‌دانیم، به ندرت عمل می‌کنیم.  بسیاری از ما، پس از مسواک زدن، دهان خود را می‌شوییم. مدت زمان مسواک زدن برای اینکه فلوراید روی دندان‌های ما بماند، خیلی کم است و عملاً پس از پایان مسواک زدن، باید این فرصت به فلوراید داده شود که روی دندان بماند. اگر تشنه می‌شوید، قبل از مسواک زدن، آب بنوشید و اگر طعم خمیردندان را دوست ندارید، به جای جستجو میان انواع مارک‌ها و برند‌ها، به دنبال خمیردندانی خوش طعم‌تر باشید! Lifehacker در این زمینه توضیحات و منابع خوبی معرفی کرده و گاردین هم مطلب کاملی را در زمینه اصول مسواک زدن با تاکید بر همین نکته منتشر کرده که البته، عموم ما آنها را می‌دانیم. اما به ندرت رعایت می‌کنیم.

 در مورد نحوه نشستن هم، حرف زیاد زده شده اما کمتر به آن توجه می‌کنیم.  زندگی اداری امروزی، برای همه ما تبعات نامطلوب متعددی در حوزه‌ی سلامتی داشته و به شکل‌های مختلف این مسئله را تجربه کرده‌ایم. جدای از توصیه‌های عمومی که بسیاری از ما می‌دانیم، لطفاً به یک نکته کوچک توجه داشته باشید.

ترویج لپ تاپ به جای کامپیوتر، اگر چه ظاهراً همه چیز را راحت تر کرده است، اما از لحاظ ارگونومی، اوضاع را چندان بهتر نکرده. متوسط ارتباط صفحه نمایش لپ تاپ، پایین‌تر از ارتفاع مانیتور است. ضمن اینکه کسانی که زیاد از لپ تاپ استفاده می‌کنند آن را روی پای خود می‌گذارند. یا نشسته روی زمین و مبل و … هم از آن استفاده می‌کنند که حالتی بسیار نامناسب است.  افتاده بودن سر هنگام ارسال و مطالعهپیامک هم، فشار بسیار زیادی را به مهره‌های گردن وارد می‌کند و می‌تواند تبعات نامطلوبی داشته باشد.

لطفاً همچنان تلاش کنید که ارتفاع مانیتور با چشمان شما یکسان باشد. شاید اگر دائماً در محیط کار خود با لپ تاپ کار می‌کنید، منطقی و اقتصادی باشد که یک مانیتور بخرید و آن را به صفحه نمایش لپ تاپ وصل کنید و حداقل بخشی از ساعات روز را شبیه یک کامپیوتر ثابت از آن استفاده کنید.

و به هر حال، فراموش نکنید که همیشه یک جا ننشینید. بلند شوید. راه بروید و به چشم‌ها و بدنتان، استراحت بدهید.



  شستشوی طولانی مدت دست‌ها هم ماجرای دیگری است که همه میدانیم اما به ندرت عمل می‌کنیم.  در گذشته تاکید بسیار زیادی روی صابون‌های آنتی باکتریال می‌شد. یا از سوی دیگر (حتی توسط نهاد‌های رسمی مانند FDA) تاکید می‌شد که دستان خود را با آب گرم بشوییم تا باکتری‌ها راحت‌تر از بین بروند. امروزه مشخص شده است که شاید دمای آب برای حل کردن چربی‌ها کمک بهتری بکند اما برای حذف آلودگی‌ها و باکتری‌ها، فاکتور اصلی مهم، مدت زمان شستشو و دقت در شستشوی دستان است و نه چیز دیگر. صرف حداقل سی ثانیه زمان برای شستشوی کامل دست‌ها تا مچ و بین انگشتان و زیر ناخن‌ها، نکته‌ی اصلی در نظافت دست است و سایر عوامل تاثیر قابل مشاهده و جدی ندارند.

منبع: متمم

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.


 
کتاب «چگونه توان ارتباطی خود را افزایش دهیم؟»
ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/۸  کلمات کلیدی: معرفی یک کتاب ، زبان بدن

زبان بدن: چگونه توان ارتباطی خود را افزایش دهیم؟

بهروز تقی‌پور، مدیر انتشارات سیمای شرق با بیان این مطلب گفت: در این کتاب نویسنده تلاش کرده است تا همه آنچه در کسب پیام از ظاهر (پوشش) و حرکات بدن یک فرد می‌تواند مورد توجه باشد را در مجموعه‌ای طبقه‌بندی شده گردآوری کند تا راهنمایی باشد برای تحلیل رفتار بدن دیگران.

وی تصریح کرد: در مذاکرات دو یا چند جانبه چهره به چهره یا در سخنرانی‌ها‌، پیام در لحظه دارای دو منشاء است: اول آنچه از زبان گوینده پیام خارج می‌شود، دوم آنچه از حرکات بدن گوینده پیام قابل درک است. بسیاری معتقدند هر چند زبان می‌تواند برخی از واقعیت‌ها را پنهان کند و اینکه چه چیزی بر زبان جاری شود، در اختیار گوینده است اما حرکات بدن شامل حرکت دست‌ها و پاها، نحوه نشستن یا ایستادن، حرکت مردمک و حتی خم‌های پیشانی پیامی را منتقل می‌کنند که می‌تواند متفاوت و حتی در تضاد با پیامی باشد که از زبان خارج می‌شود.


تقی‌پور افزود: تحلیل چنین پیام‌هایی مدنظر این کتاب بوده و راهنمایی عملی برای تحلیل زبان بدن است.

مشخصات کتاب

  • تعداد صفحه: 80
  • نشر: سیمای شرق (19 بهمن، 1392)
  • شابک: 978-600-6628-03-5
  • قطع کتاب: پالتویی

منبع: روابط‌عمومی انتشارات سیمای شرق

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.


 
چگونه می توانید قلب خودتان را بشکنید
ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/۸  کلمات کلیدی:

بدترین نوع دل شکستگی آن است که به دست خودتان صورت گرفته باشد.
اگر نمی خواهید قلب خودتان را بشکنید...

اجازه ندهید دیگران احساس شما را بی اعتبار بشمارند یا تحقیر کنند: اگر احساسی دارید، آن را حس کنید چون از نظر شما حقیقت دارد. هیچ حرفی از طرف مردم این قدرت را ندارد که احساسات شما را بی اعتبار کند. هیچ کس در جسم شما زندگی نمی کند یا زندگی را از دریچه چشمان شما نمی بیند. هیچ کس دقیقا آن چیزهایی را که شما تجربه کرده اید تجربه نکرده است و به همین ترتیب، هیچ کس حق ندارد احساسی را به شما تحمیل کرده یا درباره احساسات شما قضاوت کند. احساسات شما اهمیت دارند. اجازه ندهید کسی باوری غیر از این را به شما بقبولاند.

 

برای هر اشتباهی که مرتکب شده اید افسوس نخورید: اگر بخاطر برخی تصمیمات اشتباه گذشته حسرت می خورید، انقدر به خودتان سخت نگیرید. شما آن زمان با دانشی که داشته اید بهترین کار ممکن را انجام داده اید. شما آن زمان با تجربه ای که داشته اید بهترین کار ممکن را انجام داده اید. تصمیمات شما با یک ذهن خام و جوان گرفته شده اند. اگر با عقل و خرد امروز خود می خواستید تصمیم بگیرید قطعا انتخاب متفاوتی داشتید. پس به خودتان استراحت بدهید. زمان و تجربه، راهی فوق العاده برای کمک به کامیابی، رشد و یادگیری اخذ تصمیمات بهتر برای خودمان و کسانی که به آنها اهمیت می دهیم هستند.

 

به کسانی که دوستشان دارید عادت نکنید: یک روز بنا به دلایلی دلتنگ کسی خواهید شد. این دلتنگی هیچ ارتباطی به مدت زمانی که او را دیده اید یا با هم صحبت کرده اید ندارد بلکه به لحظه ای برمی گردد که شما دارید کاری انجام می دهید و آرزو می کنید ای کاش او هم پیش شما بود. پس قدر تک تک لحظاتی را که با عزیزان خود سپری می کنید بدانید.

 

اجازه ندهید منیت شما بهترین توانایی های تان را بگیرد: گاهی تصمیم می گیریم اشتباه کنیم نه به این دلیل که واقعا اشتباه می کنیم بلکه چون به روابط خود بیشتر از غرورمان ارج می نهیم. وقتی دو نفر که برای یکدیگر اهمیت قائل هستندبا هم دعوا می کنند، کار هر دوی آنها اشتباه است. آنها عشق و توافق خود را قربانی یک نتیجه سطحی می کنند. کسی که اول عذرخواهی و آشتی می کند، همانی است که حق با اوست.

 

خودتان را درگیر هر جر و بحث پیش پا افتاده ای که سر راهتان قرار می گیرد نکنید: قدرت داشتن به معنای این نیست که سر جای خود بمانید و در تمام جنگ ها و جدال های پیش پا افتاده ای که سر راهتان است شرکت کنید. قوی بودن لزوما به این معنا نیست که باید پاسخ تمام اهانت ها را بدهید. با توهین متقابل توی روی کسی نایستید. شان خود را در حد آنها پایین نیاورید. این همان چیزی است که آنها می خواهند. متانت خود را حفظ کنید. قدرت واقعی در این است که آنقدر باهوش باشید که با سربلندی از تمام این مسائل بیهوده فاصله بگیرید.

 

به جمع آدم های منفی باف نپیوندید: مهم نیست چقدر عوامل منفی از سوی دیگران به شمت شما پرتاب می شود، قطعا نیازی نیست بی حرکت بمانید و در این عملیات خودتخریبی که آنها برای زندگی خودشان برگزیده اند شرکت کنید. خودتان تصمیم بگیرید که چگونه رشد کنید. درصد شادی شما به کیفیت افکارتان بستگی دارد. پس مثبت اندیش باشید. بهترین روزهای زندگی شما هنوز از راه نرسیده اند.

 

برای عاشق شدن عجله نکنید: یک رابطه خوب زمانی اتفاق می افتد که دو نفر "گذشته" یکدیگر را بپذیرند، از "حال" یکدیگر حمایت کنند و برای قوت قلب دادن به "آینده" یکدیگر به اندازه کافی عشق بورزند. پس برای عاشق شدن عجله نکنید. کسی را انتخاب کنید که از پیشرفت شما حمایت می کند، به شما آویزان نمی شود، اجازه می دهد قدم به دنیای بیرون بگذارید و به بازگشت شما اطمینان دارد. عشق واقعی همه اش همین است و همیشه ارزش انتظار کشیدن را دارد.

 

به کسانی که قصد ماندن ندارند نچسبید: خداجافظی کردن با کسی که نمی خواهید از پیش شما برود واقعا دردناک است اما چسبیدن به او – آن هم زمانی که خودش دیگر دوست ندارد بماند – دردناک تر است. اگر کسی همان عشق متقابل را به شما نشان نمی دهد و اکثر اوقات طوری رفتار می کند که گویی اصلا برای او اهمیت ندارید، این می تواند سرنخی بزرگ از این واقعیت باشد که شما دیگر در زندگی خود به او نیازی ندارید. تنها کسانی که واقعا در زندگی خود به آنها نیاز دارید آنهایی هستند که به شما احترام می گذارند و می خواهند در زندگی شان باشید.

 

هر انتقاد سازنده ای را که دریافت می کنید نادیده نگیرید: بزرگترین دروغ ها همان هایی هستند که ما به خودمان می گوییم. یک دوست واقعی همیشه حقیقت را می گوید، حتی اگر آزاردهنده باشد. پس تصور نکنید هر انتقادی که به زندگی تان وارد می شود از روی تنفر است. همه از شما متنفر نیستند. بعضی از آدمها واقعا به شما اهمیت می دهند و خیلی ساده حقیقتی را که خودتان انکار می کنید گوشزد می نمایند.

 

از خودتان قطع امید نکنید: مانور دادن در لحظات سخت، شباهت زیادی به رانندگی کردن در مه سنگین دارد. همیشه نمی توانید ببینید دارید کجا می روید، احساس می کنید گم شده اید، می خواهید برگردید و هر مایل به نظرتان تا ابد ادامه پیدا می کند. شاید ترسیده باشید و خسته شده باشید اما جز نفس کشیدن، تمرکز کردن روی جاده، حرکت رو به جلو و اعتماد به چشمهای خود که مثل راهنما عمل می کنند، کار دیگری نمی توانید انجام دهید.

منبع:مجله موفقیت

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.


 
پنج داستان برجسته‌ی رهبری در سال 2014
ساعت ٩:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/۸  کلمات کلیدی:

TED: چرا رهبران خوب به شما احساس امنیت می‌دهند؟

ویژگی‌های یک رهبر بزرگ و ترغیب‌کننده چیست؟ سایمون سینک در صحبت‌های اخیر خود در TED، می‌گوید رهبری هیچ ربطی به سطوح سازمانی ندارد، بلکه به نحوه‌ی رفتار شما با کارمندان مربوط است.  
سایمون سینک می‌گوید: «من افراد بسیاری را در پایین‌ترین سطوح سازمانی می‌شناسم که ممکن است مقام و رتبه‌ی بالایی نداشته باشند، اما رهبران واقعی هستند. آنها مراقب رفتارشان با کارمندان بغلدست خودشان هستند. این یکی از ویژگیهای مهم رهبران بزرگ است.»
این رهبران هستند که مقررات  سازمانها را تعیین می‌کنند. اگر کارکنان احساس کنند که مدیریت به فکر منافع و بهبود شرایط کاری آنها نیست، تمامی کارها و عملکردشان از روی ترس خواهد بود و با جان و دل برای سازمان کار نمی‌کنند. به نظر سینک رهبران بزرگ به کارمندان خود این اعتماد را می‌دهند که وجود آنها در سازمان ارزشمند است و به آنها اهمیت داده می‌شود و همین امر باعث می‌شود کارکنان در شغل خود  احساس امنیت داشته باشند.‌  
(TED یک سازمان غیر انتفاعی است. شهرت این سازمان به دلیل برگزاری کنفرانس‌های ویژه‌ای است که هر ساله برگزاری می‌شوند.)

هاروارد بیزینس ریویو: چگونه مدیران اجرائی زن به خوبی مراتب موفقیت را طی می‌کنند و به درجات عالی می‌رسند؟
معمولاً زنان جوانی که به دنبال سمت‌های مدیریتی هستند این قانون را سرلوحه‌ی کاری خود قرار داده‌اند: «مدرک کارشناسی خود را از دانشگاه‌های معتبر، و مدرک MBA را از یک مدرسه‌ی کسب‌و‌کار درجه یک بگیر تا بتوانی در یک سازمان باپرستیژ کار کنی و به تدریج پله‌های موفقیت در شرکتهای بزرگ را بالا بروی.»
اما بنا بر تحقیقات جدید منتشر شده در  مجله‌ی هاروارد  شاید بهتر باشد زنان در این قانون موفقیت خود تجدیدنظر کنند. بر اساس گزارش تحلیلی فورچون 500، مدیران عامل زن مسیرهای مختلفی را دنبال می‌کنند. به عنوان مثال، تنها دو زن در گزارش تحلیلی فورچون 500، از مدرسه کسب‌و‌کار ایوی‌لیگ مدرک گرفته بودند.

 

نتیجه‌ی کلی این تحقیقات بدین شرح است:
زنانی که اهداف‌شان رهبری و مدیریت شرکت‌های بزرگ است، نباید نگران سابقه‌ی تحصیلاتی و اسم و رسم‌دار بودن مدارسی باشند که در آنها درس خوانده‌اند. به جای آن باید به دنبال کار کردن در شرکتی باشند که امکان پیشرفت در آن برایشان وجود داشته باشد. 

 

نیویورک تایمز : چرا از کارتان بدتان می‌آید؟ 
تونی شوارتز و کریستین پوراث مشکلات نبود درگیری کاری (دلبستگی کاری) بسیاری از مدیران ارشد سازمانها را مورد بررسی قرار داده‌اند. در تحقیقی که بر روی 72 مدیر ارشد انجام گرفت، مشخص شد تقریبا در تمامی آنان علائمی فرسودگی کاری (کارزدگی) مشاهده شده است.
نویسندگان این مقاله بر این باورند که یکی از مهمترین دلایل کارزدگی مدیران ارشد، فناوری دیجیتال است.‌ همه‌ی ما در معرض طوفان بی‌پایان اطلاعات مختلف هستیم، به همین دلیل پاسخ به درخواستها و ایمیلهای کاری در تمام ساعات شبانه‌روز برایمان اجبار شده و از انجام آن لذت نمی‌بریم.‌
مدیران برای اینکه کارمندان دلبستگی بیشتری به شغلشان داشته باشند، چه کار می توانند بکنند؟ تحقیقات جدید نشان می‌دهد که اگر 4 نیاز اصلی کارمندان برآورده شود، بهروه‌وری آنان نیز بالا خواهد رفت: نیازهای جسمانی، احساسی، ذهنی و روحی. هرچقدر مدیریت بتواند به کارمندان در رفع این چهار نیاز موثرترعمل کند، عملکرد کاری آنها بهتر خواهد شد. 

 

نیویورکر : ماشین برانداز
جیل لپور با تردید خود درباره نظریه نوآوری برانداز (Disruptive innovation) کلایتون کریستین، باعث ناراحتی بسیاری از کارشناسان شد. او در مقاله‌ای در نیویورکر می‌گوید نوآور و برانداز بودن یک ایده لزوما به معنای تغییرات واقعی در دنیای صنعت نیست.  
او می‌گوید: «به آپ‌استارتهایی که در استارت‌آپ کار می‌کنند، گفته می‌شود باید رفتاری بی‌پروا و بی‌رحمانه در کار خود داشته باشند.‌ سرمایه‌گذارن به آنها می‌گویند ه دنیا به شدت وحشتناک بوده و با سرعتی ویرانگر در حال حرکت است... تخریب کن تا تخریب نشوی.»
مقاله‌ی لپور در نیویوکر باعث داغ شدن موضوعاتی در کسب‌وکار جهانی درباره واکنش بازارها به فناوری برانداز شد. 

 

 

فوربس : آیا نورو منیجمنت به ما بستگی دارد؟ 
علوم رفتاری رویکردهایی را در دو حوزه‌‌ی تصمیم‌گیری و مدیریت ارائه می‌دهد. به عنوان مثال فناوری جدیدِ اسکن مغزی به ما در درک چگونگی عملکرد کارمندان در محیط کاری کمک می‌کند.‌ بر اساس مقاله‌ی فوربس، به تازگی گروهی از دانشمندان ادعا کرده‌اند که ساختار مغزی به گونه‌ای طراحی شده که تمایل به ریسک کردن دارد. 
با توجه به اینکه افرادی که تمایل بیشتری به ریسک کردن دارند، رهبران بهتری به شمار می‌روند، آیا از مغز متقاضیان شغل در مصاحبه‌های شغلی آینده اسکن خواهد شد؟ آیا سازمانها در آینده کارمندان خود را بر اساس عملکرد و ساختار مغزی‌شان استخدام می‌کنند؟ تعداد سؤالات در این زمینه روز به روز بیشتر می‌شود، این درحالی است که هنوز پاسخ قطعی برای آنها وجود ندارد.

منبع: روزنوشته های درگی،
برگرفته از:
http://www.ceo.com/leadership_and_management/the-5-leadership-stories-of-2014-we-cant-stop-talking-about/


 
مهم‌ترین کشفیات و دستاوردهای علمی در سال 2014
ساعت ٧:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/۸  کلمات کلیدی:

 

در سالی که گذشت بشر توانست به ایده ها و یافته‌های علمی بسیار مهمی در زمینه‌های مختلف دست یابد. در ویدیویی که در ادامه تماشا می‌کنید، نگاهی خواهیم انداخت به مهم‌ترین کشفیات بشر در سال ۲۰۱۴.
هر سال حداقل یک پیشرفت علمی جدید که دنیا را تکان دهد را شاهد هستیم. ۲۰۱۴ سالی پربار از نظر علمی بود. کشفیات و دستاوردهای علمی فراوانی را در سالی که گذشت شاهد بودیم. در ویدیویی که در ادامه تماشا خواهید کرد، می‌توانید با مهم‌ترین دستاوردهای علمی بشر در سال ۲۰۱۴ آشنا شوید.

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.


 
کارتون- آمیخته های بازاریابی در بعضی از شرکتها...!
ساعت ٧:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/۸  کلمات کلیدی:

 

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.


 
merry christmas
ساعت ۱۱:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٤  کلمات کلیدی:

 

سال نو میلادی و تولد حضرت مسیح پیامبر رحمت مبارک باد.

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.


 
چگونه بدون ترساندن مشتری ، از قیمت حرف بزنیم؟
ساعت ٦:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٤  کلمات کلیدی:

همانطور که محتوای آموزنده و آگاهی دهنده در قسمت بالایی قیف تبدیل (Conversion Funnel ) اهمیت دارد ، گفتن قیمت هم برای مشتریان بالقوه ای که برای انتخاب محصول یا خدمت شما تردید دارند می تواند بسیار تاثیر گذار باشد و او را به خرید از شما ترغیب کند. بیان قیمت در جای درست و با طرز بیان صحیح می تواند همانند یک کتاب الکترونیک یا یک وبلاگ ، در ارتباط شما با کاربران وبسایتتان تاثیر گذار باشد.

 

نکته ای در باب لحن ( Tone )

در ابتدای کار این تفکر را کنار بگذارید که قیمت چیزی است که باید از مشتری پنهان کنید و این فکر را جایگزین کنید که قیمت چیزی است که به احترام مشتری ، به طور واضح برایش بیان می کنید. همانند بخش های خوب بازاریابی داخلی ، صفحه قیمت شما و عناصر درون آن باید به نوعی طراحی شوند تا به یک کاربر آینده نگر این امکان را بدهد تا انتخابی هر چه آسان تر داشته باشد و بیشترین نفع از این انتخاب نصیبش شود. به ساده ترین شکل ممکن ، قیمت را در اختیار مشتریان قرار دهید و سپس به جای او نشسته و بیاندیشید که چه سوالاتی در پی مشاهده این قیمت به ذهن او می رسد و برایش توضیح دهید. تنبلی نکنید، توضیح دهید!

 

نکته ای در باب زمان ( Timing )

در ادامه در مورد زمانی که ما باید از قیمت با مشتری حرف بزنیم توضیح می دهیم. اما به طور خلاصه بدانید که همواره دو زمان اصلی برای این کار وجود دارد.

  1. در ابتدای کار ، زمانی که مشتری با خود «دو دو تا چهار تا» می کند تا ببیند اصلا قیمت شما به جیب آنها می خورد یا خیر.
  2. در پایان کار ، درست قبل از انجام خرید ، جایی که مشتری « هزینه فایده » را در نظر می گیرد. آیا منافعی که به دست می آورد با هزینه ای که پرداخت می کند جور در می آید؟

همانطور که می توان فهمید ، زمان های فوق از جنبه های مختلف مهم هستند. اولی از این جهت مهم است که فردی که می تواند یک مشتری بالقوه باشد ، در همان ابتدا تصمیم می گیرد که آیا محصول شما به کارش می آید یا نه. مسلما اگر نتیجه منفی باشد ، در همان ابتدا شما را ترک می کند. اما این به ضرر شما نخواهد بود. چون این موضوع می تواند به نفع شرکت و به خصوص تیم فروش شما باشد. چرا که در زمان و نهاده های شما صرفه جویی می کند.

اما زمان دوم. وقتی که مشتری تقریبا به پایان کار رسیده است و تا حد زیادی به خرید از شما ترغیب شده است. این زمانی است که باید اطلاعات بیشتری از خود در اختیارش بگذارید. چرا که او قرار است پولی پرداخت کند و انتظار رفع مشکلاتش را خواهد داشت. پس علاوه بر مقایسه قیمت و امکانات ، شما را با رغیب تان هم مقایسه می کند.

پس به طور خلاصه ، یک صفحه خیلی ساده و خلاصه برای بیان قیمت در ابتدای کار و صفحه ای تکمیلی که در آن به جزییات پرداخته شده است ، برای انتهای کار تهیه کنید و به این صورت ، انتخاب مشتری را به درستی هدایت کنید.

آیا قیمت را باید در سایت قرار داد؟

معمولا شرکت ها ترجیح می دهند که قیمت را در وب سایت خود قرار ندهند. در ازای آن ، هر مشتری که مایل به دانستن قیمت باشد ، باید با شرکت تماس بگیرد و قیمت را جویا شود. تا حدی می توان دلیل این شرکت ها را قابل درک دانست. به عنوان مثال آنها می خواهند تا موقعیت توضیح دادن ارزش ها و فواید محصول خود را پیش از ترک مشتری بالقوه از دست ندهند. ( این موضوع بیشتر در مورد محصولات گران قیمت ( Big-ticket ) و یا سرویس هایی که از دوره فروش طولانی مدتی برخوردارند بیشتر رخ می دهد. ) و یا ممکن است پروسه قیمت گذاری پیچیده و طولانی بوده و نیاز به پرسیدن سوال هایی خاص برای هر سرویس باشد. سرویس هایی که نیاز به اختصاصی بودن در آن ها وجود دارد. این ها دلایل نسبتا خوبی هستند … اما اکثر مواقع دلیل قانع کننده ای برای این کار وجود ندارد!

یک بازاریاب باید بتواند زندگی را برای مشتری راحت تر کند – باید نیاز او را به درستی تشخیص دهد و روند تحقیق و بررسی را برای او راحت تر کنند. قبول کنید یا نه ، بیان قیمت یکی از مراحل بنیادی در مراحل تحقیق و بررسی برای انتخاب محصول مناسب است. نگه داشتن قیمت تا مرحله آخر ، به نوعی حس فریب خوردگی به مشتری می دهد. (۴۰ نمونه از بهترین صفحات قیمت گذاری را در این لینک مشاهده کنید.)

مخلص کلام

در این مطلب صحبت های زیادی از این شد که شما باید قیمت را به طور آشکار در اختیار مشتریان قرار دهید. اما باز هم ممکن است شما به هر دلیلی به این نتیجه برسید که این کار برای شما عمل نمی کند. مثلا ممکن است به نظر شما ، محصول تان ویژگی خاصی دارد که قیمت گذاری برای هر مشتری بایستی بر اساس ارزیابی های خاصی صورت گیرد. در اینجا باز هم پیشنهاد ما به شما این است که تا حد امکان همه چیز را برای مشتری مشخص کنید. از دید او به خود نگاه کنید و طوری به سوالاتش پاسخ دهید که تا حدودی حدس بزند که چه هزینه ای باید پرداخت کند. با مشتری خود روراست باشید.

منبع: الکتروبلاگ

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.


 
چگونه می‌توانید بستری برای تغییر فراهم کنید
ساعت ٦:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٤  کلمات کلیدی:

دلایل عدم تحقق برنامه‌های تحول سازمانی و راهکارهای آن

 گری همل و مایکل زانینی، موسسان Management Innovation eXchange معتقد هستند توسعه مستمر مستلزم ایجاد بسترهای تغییر است نه برنامه‌های تغییری که معمولا با رویکردی بالا به پایین اجرا می‌شوند. 

در سال ۱۹۹۶ میلادی، جان کاتر استاد دانشکده کسب‌ و کار هاروارد، ادعا کرد که نزدیک به ۷۰ درصد برنامه‌های عظیم تغییر به اهداف خود دست پیدا نمی‌کنند، نکته جالب اینکه تقریبا تمامی نظرسنجی‌های انجام شده در این خصوص تاکنون نتایج مشابهی با ادعای وی داشته‌اند. به‌نظر شما مهم‌ترین دلیل این امر چیست؟ به باور ما مشکل هیچ ارتباطی با عوامل ادراکی ندارد، مدل هشت مرحله‌ای تغییر کاتر هنوز هم راهنمای خوبی محسوب می‌شود. مشکل اصلی در باورهای ما پیرامون میزان مسوولیت‌پذیری افراد در اجرای تغییر و نحوه پیاده‌سازی آن نهفته است.
حقیقت این است که سازمان‌های امروزی به‌گونه‌ای طراحی نشده‌اند که به سادگی پذیرای تغییرات فعالانه و اساسی باشند، این سازمان‌ها بر اساس اصول و کارآیی بنا نهاده شده‌اند که از طریق سلسله مراتب قابل تحقق هستند. در نتیجه عدم تطابق میان سرعت تغییرات محیطی و بیشترین سرعت اعمال تغییر در اغلب سازمان‌ها قابل مشاهده است. 
در بسیاری از سازمان‌ها تحول جامع نوعی وقفه دوره‌ای تلقی می‌شود که توسط مدیریت ارشد اداره می‌شود. قدرت ایجاد تغییرات استراتژیک به صورت متمرکز در دست مدیریت عالی بوده و هر برنامه تغییری باید قبل از پیاده‌سازی مورد تایید آنان قرار گیرد. آنچه لازمه هر تغییری است، رویکردی اجتماعی و در زمان واقعی نسبت به تحول سازمانی است که مدیران را به جای طراحی یک برنامه تغییر، مجاب به فراهم کردن بستری مناسب برای تحقق آن می‌کند. بستر تغییر، همگان را قادر به شروع یک تغییر می‌کند، راه‌حل‌هایی را پیشنهاد کرده و می‌آزماید.

مشکل مدیریت تغییر
سه فرض در هم تنیده، ثمربخشی مدل‌های قدیمی تحول را تحت تاثیر قرار می‌دهند:
• هر تغییری باید رویکردی از بالا به پایین داشته باشد: چنین تصوری باعث شده است تا مدیران حق انحصاری اعمال هرگونه تحولی را در اختیار داشته باشند. حقیقت این است که مدیران آخرین حلقه‌ای هستند که از بروز تغییر در سازمان مطلع می‌شوند. این گروه از مدیران اغلب با عایقی متشکل از مدیران میانی که تمایلی به اطلاع‌رسانی ندارند، روبه‌رو هستند. در واقع تا زمانی که مساله‌ای به اندازه کافی بزرگ نشده باشد و مخفی کردن آن از چشم مدیران عالی غیر قابل اجتناب نشود، سازمان به دفاع خود ادامه خواهد داد. علاوه بر این مدیران ریسک گریز به ندرت حاضر به پیاده‌سازی تغییرات گسترده‌ای در سراسر سازمان هستند که فراتر از حوزه امن شیوه‌های آزمایش شده عمل می‌کنند.
 نتیجه: اجرای دیرهنگام برنامه‌های تغییر در مقیاس‌های کوچک.

• وقتی تحول با رویکرد بالا به پایین صورت می‌گیرد، کمتر مورد پذیرش قرار می‌گیرد. برنامه‌های قدیمی تحول سازمانی در مهار خلاقیت‌های اختیاری و انرژی کارکنان موفق نبوده و اغلب منجر به بدبینی و مقاومت می‌شوند. مدیران ارشد همواره از نیاز به حمایت سخن می‌گویند، ولی در واقع همین حمایت در قدم اول مستلزم مشارکت کارکنان است. به منظور جلب نظر اعضای سازمان، هر تحولی باید از ساختاری اجتماعی برخوردار باشد، به صورتی که فضای لازم برای دخالت افراد گوناگون در فرآیند تغییر فراهم شود. به رغم ادعاهای گوناگون، افراد مخالف تحول نیستند، در واقع اصل مخالفت با حکم‌های سلطنتی (بالا به پایین) مرتبط با تحول در سازمان است. جایگزین: تغییر تعاملی نه تحدیدی. 


• تغییر مهندسی شده است: عنوان مدیریت تحول نشان‌دهنده امکان مدیریت تغییرات گسترده در سازمان، نظیر پروژه‌های عمرانی یا پروژه‌های فناوری اطلاعات است. اما اگر تغییر مورد نظر واقعا گسترده است، نمی‌تواند از پیش تعیین شده باشد. برای چند دقیقه به میزان تاثیرات شبکه‌های اجتماعی بر روند زندگی افراد توجه کنید. شبکه‌های اجتماعی با تنوع شگفت‌آور خود پدیده‌های نوینی هستند که فقط به واسطه بستری قدرتمند یعنی اینترنت رشد کرده‌اند. وقتی برنامه‌های تحول مهندسی می‌شوند، راه‌حل‌های ارائه شده به واسطه تصورات مجریان آن محدود می‌شود. یک بستر تحول در مقایسه حق یکسانی را در اختیار همگان قرار می‌دهد تا پیشنهادهایی جایگزین استراتژی ارائه کنند.
 مزیت: گزینه‌های متنوع، رادیکال و گوناگون.

 بازتصور مدل‌های تحول
دانش مدیریت مجموعه‌ای غنی از پژوهش‌هایی را در اختیار دارد که پدیده تحول سازمانی را از ابعاد مختلف و توسط فعالان این حوزه بررسی کرده است. اما تعداد محدودی از این مطالعات فرآیند تغییر در سازمان را تحت تاثیر قرار داده‌اند. در واقع فعالیت‌های داخلی و موفقیت‌هایی که در مقیاس‌های کوچک محقق می‌شود، چندان کارساز نیستند. زیرا فرآیندهای مرکزی مدیریت سازمان‌ها و نه هنجارهای فرهنگی رایج آنها را هدف قرار می‌دهند. چالش اصلی اعمال تحولات عمیق و اساسی در خصوص مسائل سیستماتیک به‌گونه‌ای است که از مشکلات برنامه‌های تحول قدیمی پیشگیری شود. به عبارت دیگر چه بسترهایی را به منظور تقویت سیگنال‌های ضعیف و حمایت از روش‌های پیچیده حل مشکل که برای رویارویی با چالش‌های اصلی مدیریت کاربرد دارند، به‌کار می‌برید؟


در این خصوص سه رویکرد اصلی توصیه می‌شود:
1. تحولات گسترده به‌طور مرسوم از بخش‌های ارشد سازمان آغاز می‌شوند، زیرا اساسا سازمان‌ها تمایل چندانی به ظهور آن از بخش‌های دیگر ندارند. به منظور اعمال تغییرات فراگیر و جامع باید مسوولیت آغاز تحول در سراسر سازمان به صورت همزمان پذیرفته شود. برای مثال، در سال ۲۰۱۳ گروهی از کارآموزان رشته پزشکی و ماموران تسهیلات بهداشتی در National Health Service بریتانیا از طریق رسانه‌های اجتماعی روزی را به عنوان «روز تغییر» انتخاب کردند. این اقدام با هدف بهبود فرآیندهای بهداشتی در رسیدگی به بیماران انجام گرفت، در آغاز ۱۸۹هزار عضو داشت، تنها یک‌سال بعد تعداد اعضای آن به ۸۰۰هزار نفر رسید. این جنبش به نوبه خود توانست همگان را به رهبر تغییر تبدیل کند و در سیستم بهداشتی این کشور تحولی چشمگیر ایجاد کند (این اقدام یکی از تاثیرگذارترین اقداماتی بود که تاریخ سیستم بهداشتی بریتانیا به خود دیده است).

2. تحول فراگیر بدون تعهدی صادقانه از جانب افراد تاثیرگذار، پایدار نخواهد بود. بهترین نمونه چنین تعهدی در شرکت تجهیزات پزشکی
Nuvasive و در اقدام به مهندسی مجدد زنجیره تامین آن شرکت قابل مشاهده است. مدیریت این شرکت به جای انتصاب نیرویی متشکل از مدیران ارشد برای تحقق چنین تصمیمی، از تمامی اعضای شرکت دعوت کرد تا نسبت به اعمال تغییرات در فرآیند ارتباطات مشتری با مدیریت شرکت همکاری کنند. همکاران این پروژه از سراسر سازمان مشتاقانه وارد فرآیندی مشترک شدند که دارای بینشی مشترک از مشکل، آرمان‌هایی مشترک برای اقدام در کلاس جهانی و همچنین مجموعه‌ای از طرح‌های جدید برای تحقق هدفی مشترک بود.

3. مدل «خروج از انجماد، تغییر و انجماد مجدد» لوین هنوز هم راهنمای تفکر مدیران در فرآیند تغییر است؛ اما در دنیایی که بی‌وقفه در حال تغییر است، هر چیزی که در حالت انجماد مطلق به سر می‌برد به زودی به چیزی بی‌مصرف تبدیل خواهد شد. آنچه نیاز دنیای امروز است تجاربی ثابت هستند که شامل مدل‌های اجرایی نوین، مدل‌های کسب‌وکار و مدل‌های مدیریتی هستند. این رویکرد به معنی تاکید بیشتر بر ایجاد واحد مدیریت پروژه قدرتمندی در سازمان و ایجاد گروه‌هایی خودکنترل است که معمولا به شناسایی آزمایش و در نهایت مقیاس‌گذاری طرح‌های جدید می‌پردازند. در شرکت جهانی Cemex، تولیدکننده مواد ساختمانی با درآمد سالانه ۱۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۳، کمیته‌ها و گروه‌هایی خودگردان سالانه ابتکارات بسیاری را تعریف و اجرا می‌کنند. نمونه این ابتکارات ReadyMix Network است که با گردهم‌آوردن متخصصان از ۵۰ کشور مختلف در ایجاد اولین برند جهانی شرکت Cemex و خدمات ارزش افزوده مرتبط با آن سهم بزرگی در موفقیت این شرکت داشته است. نتیجه؟ تغییر جامع و موفق زمانی محقق می‌شود که بستری مناسب برای شناسایی منافع مشترک و یافتن بهترین راه‌حل‌ها موجود باشد.
پلت‌فرم‌های تغییر از مزایای فناوری‌های اجتماعی که مشارکت در مقیاس‌های بزرگ را سهل و تاثیرگذار می‌کنند، به‌طرزی متفاوت بهره می‌برند. این تفاوت در واقع به ویژگی‌های اصلی شبکه‌های اجتماعی ارتباطی ندارد و در عوض در میزان تشویق نسبت به استفاده از این بسترها در ایجاد تغییر و تحول نهفته است.

پلت‌فرم‌های تاثیرگذار تغییر عبارتند از:
 تشویق افراد نسبت به مقابله با چالش‌های خاص پیش‌روی سازمان، شامل چالش‌هایی که به میزان پرداختی کارکنان و حوزه نفوذ آنان مربوط می‌شود؛
 انجام بحث‌های صادقانه و صریح درخصوص ریشه‌یابی علل و ایجاد دیدگاهی مشترک در خصوص موانع موجود؛
 استخراج ده‌ها و حتی صد‌ها راه‌حل پیشنهادی به جای بررسی چندباره یک رویکرد واحد؛ 
 تمرکز بر تهیه مجموعه‌ای از تجربیات که در پذیرش یا رد بخش‌های مختلف راه‌حل‌های جامع‌تر کاربرد دارد؛
 تشویق افراد به پذیرش مسوولیت شخصی در فرآیند آغاز تغییر و ارائه منابع موردنیاز برای تقویت مهارت‌های تفکری و خلاقانه آنان.
هدایت فرآیند تغییر نه سریع است و نه آسان؛ اما محتمل و البته تاثیرگذار است. مهم‌ترین موانع در ایجاد تغییرات جامع، فنی نیستند. چالش اصلی به تغییر نقش مدیر از عامل تغییر به مشوق تغییر است. این به معنی تمرکز مدیریت بر فراهم کردن محیطی است که شرایط لازم برای ایجاد تغییر جامع و فعالانه را در هر زمان و هر مکان دربردارد. 


منبع: دنیای اقتصاد  .mckinsey و مترجم: فریبا ولیزاده

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.


 
راز موفقیت در ایجاد ارتباطات موثر در کنفرانس‌ها
ساعت ٦:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٤  کلمات کلیدی:

اکثر مدیران حرفه‌ای هر ساله مدتی را برای شرکت در کنفرانس‌ها و سمینار‌ها صرف می‌کنند.من در ۱۵ سال گذشته در بیش از ۲۰۰ کنفرانس سخنرانی کرده یا شرکت کرده‌‌ام.


به دست آوردن ایده‌های جدید و آموختن تجربیات دیگران از دل این کنفرانس‌ها بسیار ارزشمند است ولی در واقع ارزشمند‌ترین و مهم‌ترین دارایی موجود در هر کنفرانس اشخاصی هستند که شما می‌توانید در طی یک کنفرانس با ایشان ملاقات کنید و ارتباطی اثربخش را با آنها برقرار سازید.


1 - پیش از شروع کنفرانس در خصوص سخنرانان و افراد شرکت‌کننده تحقیق کرده و اطلاعاتی از ایشان به دست آورید:
سعی کنید یک یا دو هفته قبل از آغاز هر کنفرانس نگاهی به لیست اسامی سخنرانان بیندازید. همچنین اگر به اسامی افراد شرکت‌کننده نیز دسترسی داشتید بد نیست که آن لیست را هم چک کنید. در خصوص کسانی که می‌خواهید حتما با ایشان ملاقاتی داشته باشید اطلاعات بیشتری به دست آورید و از طریق ایمیل و شبکه‌های اجتماعی  تماسی با آنها برقرار کنید. در طی این فعالیت‌ها سعی کنید دریابید که چگونه می‌توانید واقعا به ایشان کمک کنید و سپس آمادگی خود را برای کمک به آنها اطلاع دهید. تلاش کنید در طی بازه‌ زمانی کنفرانس فرصت ۱۰-۱۵ دقیقه‌ای را برای نوشیدن چای یا قهوه با آنها هماهنگ کنید و با این روش از گرفتار شدن در میان انبوه جمعیت جهت صحبت کردن با آنها خلاص شوید.

 

2 - از رسانه‌های اجتماعی جهت برقراری ارتباط و ایجاد تعامل اولیه بهره ببرید:
حقیقت این است که در طول برگزاری یک کنفرانس شما بیش از هر چیز علاقه‌مند هستید تا با سخنرانان ملاقات کنید.اما این دقیقا همان چیزی است که دیگران نیز به دنبال آن هستند.
یکی از بهترین روش‌ها برای جلب توجه سخنرانان این است که قبل از برگزاری کنفرانس  از طریق شبکه های اجتماعی با آن شخص ارتباط برقرار کنید. شما می‌توانید قبل یا در حین برگزاری  سمینار پیام خوشامدگویی صمیمانه‌ای برای او بفرستید. معمولا بعد از این مرحله می توانید  با ارسال یک پیام خصوصی از فرد مورد نظر درخواست یک نشست کوتاه کنید و به این ترتیب دیگر نیازی نخواهد بود که پس از سخنرانی، در میان انبوه جمعیت برای ۲ ثانیه صحبت نا‌مفهوم و بی‌فایده تلاش کنید.

 

 

3 - با بیرون آمدن از سالن اصلی در سالن‌های پذیرایی و استراحت حضور بیابید:
در صورتی‌که شما به دنبال ملاقات با افرادی مشخص باشید؛ همان‌قدر که محتوای آموزشی یک کنفرانس می‌تواند برایتان ارزشمند باشد؛ حضور پیدا کردن در نمایشگاه‌های جانبی یا سالن‌های استراحت و پذیرایی هم می‌تواند سودمند و حتی ارزشمند‌تر باشد. 
در این چنین محل‌هایی شما زمان بیشتری را برای ملاقات با افراد گوناگون خواهید داشت.به عنوان مثال این‌گونه محل‌ها بهترین فرصت برای برخورد با سخنرانانی است که تازه به محل کنفرانس آمده‌اند یا شرکت‌‌کنندگانی که برای برقراری تماس تلفنی از سالن اصلی خارج شده‌اند یا اسپانسرهایی که می‌توانند شریک تجاری شما در آینده باشند.

 


4- توزیع کارت‌های ویزیت خود را فراموش کنید؛سعی کنید تا کارت‌های ویزیت دیگران را بگیرید.
همواره ذهنیت سنتی در هنگام رفتن به کنفرانس‌ها همراه بردن تعداد زیادی کارت ویزیت برای توزیع آنها و دادن کارت‌ها به کسانی است که ملاقات می‌کنیم.من هم همیشه کارت‌های ویزیت خودم را همراه دارم ولی ارتباطات و ملاقات‌های خودم را مدیریت می‌نمایم و به دنبال این هستم تا بیشتر در تلاش برای به‌دست آوردن کارت‌های ویزیت و اطلاعات تماس از افرادی باشم که از قبل مایل به ملاقات با ایشان بوده‌ام.سپس تلاش می‌کنم تا پس از اتمام کنفرانس یا حتی در همان روز‌های برقراری کنفرانس با ایشان از طریق Linkedin تماس برقرار نمایم. همواره باید اولین تقاضای برقراری ارتباط خود را به همراه پیامی شخصی برای اشخاص ارسال کنید.

 

5 - از افراد سوالاتی معنادار و غیرکلیشه‌ای بپرسید.
همه می‌پرسند: شما اهل کجا هستید؟در کجا مشغول به کارید؟ و سوالاتی از این قبیل. لری بنت به من یاد داد تا برای آغاز گفت‌وگو از افراد پرسش‌های بهتری را مطرح کنم. نظیر اینکه: چه چیزی شما را بیشتر تحت تاثیر خود قرار می‌دهد؟ دیدگاه‌های کدام موسسه خیریه بیشتر باب میل شما است؟ یا در طی این کنفرانس مایلید با چه کسانی ارتباط برقرار کنید؟
به این شیوه افراد در خصوص مسائلی که واقعا به آن اهمیت می‌دهند با شما صحبت می‌ کنند و شما می‌توانید به سرعت رابطه‌ای عمیق را با ایشان ایجاد سازید. در همین حال فراموش نکنید که مهم‌ترین پرسشی که شما می‌توانید از فردی بپرسید این است که چگونه می‌توانید به او کمک کنید.در هنگام طرح این‌گونه سوالات با دقت به پاسخ‌های فرد مورد نظر گوش فرا دهید و خود را صادقانه مشتاق شنیدن جواب‌های ایشان نشان دهید. این امر باعث می‌شود تا شما از بقیه متفاوت باشید.
منبع: emakh.ir

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.


 
معرفی یک سایت
ساعت ٥:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٤  کلمات کلیدی: دیکشنری ، وب لاگ ، معرفی یک سایت

این دیکشنری یه عالمه امکانات خوب داره : فارسی به فارسی ، فارسی به انگلیسی ، انگلیسی به فارسی ، انگلیسی به انگلیسی ،ترجمه متن ، فینگلیش به فارسی ،جستجوی حرفه ای ، عکس ها جستجو شده برای کلمات، ویکی کلمات و ...



 
ویژگی های مدیران از نهج البلاغه
ساعت ٥:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٤  کلمات کلیدی:
نکات زیر، برگرفته از نهج البلاغه مولا امیرالمؤمنین على(ع) در مباحث مدیریتى است. باشد که میران گرانقدر بتوانند عامل به این مهم باشند.


1.       مدیر قبل از دیگران باید به اصلاح خود بپردازد
2.       در درگیری ها و اختلافها مدیر باید خود را مقصر بداند
3.       شکایت بردن به مردم از عوامل ضعف مدیر است(یکی از اصول تفکر سیستمی: "نباید شرایط بیرونی را سرزنش کرد"/ کتاب پنجمین فرمان)
4.       باید در پی به دست آوردن دوستان و ماندگاری بر دوستی و تباه نساختن آن بود(هر ارتباطی فرصتی برای کسب و کار محسوب میشود/نویسنده مقاله: Laura Lake/ ترجمه سید رسول میرزایی موسوی)
5.       آرزوی بزرگ که مایه فریب انسان میگردد، خیال را لباس واقعیت میپوشاند(ویژگی هدف در مدیریت استراتژیک: دست یافتنی، کمی، قابل سنجش، چالشگر و ... باشند)
6.       غنیمت شمردن فرصت، اساس موفقیت در هرکاری است(ارزیابی فرصتها و تهدیدات خارجی در مدیریت استراتژیک)
7.       ارزش آدمی از خلال مهارتها و شایستگی های او نمایان میشود
8.       کوتاهی در عمل موجب غم و اندوه میشود
9.       صبر و شکیبایی یکی از ارکان موفقیت است(یکی از اصول تفکر سیستمی این است که "بایدبه مهلتی که برای دریافت پاسخ ضروری است ، توجه نمود"/کتاب پنجمین فرمان)
10.   استبداد راه شکست است
11.   هدف وسیله را توجیه نمی کند(این گفته دقیقا بر خلاف عقاید استراتژیست های مدرن است چرا که Fred R. David در کتاب مدیریت استراتژیک می نویسد: استراتژیستها باید به این واقعیت توجه داشته باشند که دستیابی به نتیجه موفقیت آمیز بسیار مهمتر از تعیین روش برای دست یابی به این نتیجه است!)
12.   سعه صدر نشانه موفقیت مدیر است
13.   باید برنامه روزانه ای داشت که در بردارنده ساعاتی برای استراحت و بیرون کردن غم و اندوه باشد(تعدادی از بزرگترین شرکتهای تجاری نظیر نایک، گوگل، بریتیش ایرویز و بسیاری از شرکتهای ژاپنی علاوه براینکه زمان کوتاهی را برای چرت زدن برای کارکنان در نظر گرفته اند، قسمتهایی مخصوص این کار در شرکت خود تعبیه کرده اند)
14.   آدمی در شرایط سخت شناخته خواهد شد
15.   اختلاف بین مسئولان موجب از بین رفتن تصمیم ها می شود
16.   صفات رهبر: هیبت، انصاف، بخشش و تواضع
17.   معیار کارها به ماندگاری آنهاست نه کثرت آنها
18.   کارها را به موقع انجام بده نه زودتر نه دیرتر(انجام زودتر از موعد هر فعالیت در هر پروژه نیز همانند تاخیر در انجام آن نیازمند صرف هزینه های مختلف است(Time/Cost Trade-off)/کنترل پروژه/ مجید سبزه پرور)
19.   خوشرویی و شادابی موجب راه یافتن به قلب دیگران میشود
20.   اطاعت نکردن از مافوق ظلم است و تکبر بر زیردستان هم ظلم
21.   مسئولیت پذیری( بند پنجم از استاندارد ایزو 9001 مربوط به مسئولیت مدیریت است که به صورت مبسوط به آن پرداخته شده است)
22.   کارها باید مطابق اصول علمی انجام شود
23.   معیار رهبری، پاسخگویی به نیاز مردم است(پاسخگویی/ کتاب کسب و کار دوست داشتنی/ دیو کرپن)
24.   ضرورتی ندارد که اهداف در یک زمان تحقق یابد(اولویت بندی اهداف راهبردی سازمان/فصلنامه دانش مدیریت دانشگاه تهران)
25.   همه چیز را برای خود مخواه(بنا بر تحقیقات صورت گرفته توسط پژوهشگران صنعتی_سازمانی، واگذاری بخشی از سهام سازمان به کارکنان، باعث افزایش رضایت شغلی و همچنین راندمان کاری میشود/نام کتاب خاطرم نیست!)
26.   مدیر باید در امور ضروری مربوط به کارش، از فقه آگاه باشد
27.   با تسامح و ارج گذاری به امور، مدیر می تواند با سخت ترین مشکلات مواجه شود
28.   مدیر باید خود را فردی عادی فرض کند و از زیردستان خود بپرسد از مدیر چه انتظاری دارد؛ هر آنچه که انتظار داری، دیگران از تو انتظار دارند
29.   نسبت به رای مردم/کارکنان غافل مشو
30.   در پی کشف عیبهای زیر دستان نباید بود(آموزه هفت دکتر دمینگ: رهبری را اعمال کنید. هدف از نظارت باید آن باشد که به افراد، ابزارها و دستگاهها برای ارائه کار بهتر کمک برساند)
31.   راه سخن چینان را در فتنه ها ببند
32.   با بخیل و ترسو و حریص نباید مشورت کرد
33.   نیکوکار و بدکار نباید مساوی باشند(قدردان باشید/کتاب کسب وکار دوست داشتنی/دیو کرپن)
34.   تشکیل هیات مشاوران و یا ترکیبی از متخصصان و افراد باتجربه ضروری است
35.   مدیر باید همچون پدری باشد و بر کارکنان همچون پدر نظارت کند
36.   عزل و نصب ها باید بر امتحان و آزمایش افراد مبتنی باشد
37.   رعایت ضوابط نه روابط
38.   گماردن بازرسان مخفی بر کارکنان لازم است
39.   طمع مدیران موجب فقر دیگران می شود
40.   مدیر باید جلسه عمومی تشکیل دهد تا کارکنان با آزادی کامل حرفهای خود را بزنند(گوش شنوا داشته باشید/ کتاب کسب و کار دوست داشتنی/ دیو کرپن)
41.   کار امروز را به فردا میفکن
42.   مدیر برای تقویت اراده باید ساعاتی از وقت روز را به عبادت بپردازد
43.   اشراف مستمر ناشی از آگاهی کامل است و این یکی از ضرورتهای مدیریت است
44.   مدیر باید دور اندیش باشد(نیاز به داشتن چشم انداز و اهداف بلند مدت در برنامه ریزی استراتژیک)
45.   خودبینی و اعتماد به نفس کاذب و علاقه مندی به مدح و ثنا موجب از هم پاشیدگی نظام مدیریتی میشود
46.   برای هرکس کاری مناسب و مطابق با توانمندی های او در نظر گرفته شود
47.   هنگام خشم و عصبانیت تصمیم مگیر
48.   مدیر باید الگوی نیکو از یک مدیر موفق داشته باشد
49.   همه کارکنان را یکسان نگریستن
50.   دادن حق دیگران قبل از گرفتن حق خود(در کتاب آموزه های دکتر دمینگ ویژگی سازمانهای ژاپنی بیان شده است که همواره در بحرانها، کاهش حقوق و مزایا همواره از مدیران ارشد آغاز شده و در نهایت و در صورت ادامه بحران به کارکنان پایین دست می رسد؛ این در حالی است که در اکثز قریب به اتفاق سازمانهای ایرانی، کارگران و کارمندان اولین قربانیان رکود و بحران هستند!)
51.   نسبت به متمردان و قانون شکنان باید سیاست نرمی و سختی را با هم به کار بست
52.   تواضع ویژگی مدیران است
53.   یاری جستن و توکل بر خدا راز موفقیت است

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید



 
روش درست تخصیص زمان و کار
ساعت ۳:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٤  کلمات کلیدی: مدیریت زمان

همکارم چگونه فرصت پیدا می‌کند هر هفته 10 مشتری را ملاقات کند و طی سه ماهه اول سال برنامه‌های سالانه خود را ارائه دهد؟ 


اینها عبارات یک فروشنده درباره همکار کارآمد خود است. او می‌گوید «من به ندرت فرصت پیدا می‌کنم که پنج قرار ملاقات در هفته داشته باشم و همه کارهای اداری خود را به درستی در زمان تعیین شده به انجام رسانم».
 

چگونه برخی افراد طوری برنامه‌ریزی زمانی دارند که نه تنها می‌توانند فعالیت‌های استراتژیک خود را دنبال کنند بلکه می‌توانند با مدیران و مسوولان، زمانی را به گفت‌وگو بپردازند و با این وجود، فقط 40 ساعت در هفته کار کنند؟ امروز یک مدیر، کارمند خود را بر مبنای سرعت انجام کار نیز مورد سنجش قرار می‌دهد و توجه به این مساله بسیارضروری است.


در اینجا یک راز وجود دارد: همکارانی که همیشه جلوتر از شما هستند و به نظر می‌رسد کمتر نیز کار می‌کنند، به مرور زمان یاد گرفته‌اند که بر آنچه واقعا مهم است متمرکز شوند و کارهایی را انجام دهند که با ارزش به حساب می‌آیند - در ضمن هدف آنها هیچ‌وقت انجام کار بی عیب و نقص نیست.
به احتمال زیاد بهترین فروشنده تیم شما کمتر از نیمی از زمانی را که شما صرف انجام کارهای اداری و پرکردن فرم‌ها می‌کنید به این‌گونه فعالیت‌ها اختصاص می‌دهد.
بلی، ممکن است این طور به نظر برسد که آنها نامرتب و شلخته کار می‌کنند، اما واقعیت این است که هیچ‌کس به این مساله اهمیت نمی‌دهد؛ چرا که حجم
فروش و درآمدی که او عاید شرکت می‌کند، مسائل دیگر را تحت الشعاع قرار می‌دهد.
کسی که مورد توجه مدیر ارشد خود قرار گرفته باشد ممکن است ایمیل‌هایی بفرستد که غلط‌های املایی یا دستوری در آنها به
چشم بخورد و دربعضی از جلساتی که دعوت می‌شود حضور نیابد. اما در زمانی که یکی از جلسات مربوط به پروژه واقعا مهم باشد، این شخص می‌تواند با درخشش خود همه را شگفت زده کند.

اگر احساس می‌کنید این امر کاملا ناعادلانه است، حدس من این است که احتمالا در مدرسه عملکرد بی نقصی داشته‌اید، چرا که معمولا کمال گرایی در مدرسه مورد تشویق قرار می‌گیرد.
من تا زمان فارغ التحصیلی شاگرد اول بوده‌ام و همیشه تکالیف خود را طوری انجام می‌دادم که رضایت معلمان را به همراه داشت. اما باید اعتراف کنم که این استراتژی در زمان تحصیل کارآیی داشت. اما از زمانی که کسب و کار خود را هفت سال پیش شروع کردم، موضوع تغییر کرد. من به این نتیجه رسیدم که کسب نمره 20 در همه کارها باعث عقب ماندن از موفقیت می‌شود.

در آنجا بود که فهمیدم باید بیشتر بر نقاط قوت خود متمرکز شوم. همان طور که تام راث در مجموعه کتاب‌های «یابنده نقاط قوت» می‌گوید، شما می‌توانید به جای آنکه دائما به نقاط ضعف خود توجه کنید، با به کارگیری نقاط قوت خود به موفقیت بیشتری دست یابید. درک اهمیت این موضوع که چگونه به طور هدفمند زمان و انرژی خود را برای کارهای مهم‌تر اختصاص دهم و برای کارهایی که کمتر اهمیت دارند، انرژی کمتری بگذارم در رسیدن من به موفقیت بسیار موثر بود و به این شیوه توانستم به بسیاری از افرادی که مستاصل شده بودند کمک کنم.
وقتی با افرادی صحبت می‌کنم که با مساله کمبود وقت مواجه هستند، از جمله، اساتید دانشگاه، مدیران و وکلا، همه یک موضوع را مطرح می‌کنند- آنها فرصت پیدا نمی‌کنند تا به همه کارها رسیدگی کنند و البته حق با آنها است: هیچ کس وقت ندارد همه کارها را انجام دهد. با توجه به سرعت کار و سطح اطلاعات در جامعه مدرن، مدیریت زمان از بین رفته است. هر چقدر هم که سطح کارآیی بالایی داشته باشید، باز هم قادر نخواهید بود همه کارها را به تنهایی انجام دهید. 
فلسفه من درباره سرمایه‌گذاری زمان این است که افراد را تشویق کنم به زمان به عنوان یک منبع محدود نگاه کنند و آن را طوری به کارهای خود اختصاص دهند که در راستای تعریف شخصی آنها از موفقیت باشد.

برای این مساله، در زیر چند راه حل عملی ارائه می‌شود:


• تصمیم بگیرید به چه موضوعاتی نمی‌خواهید زمان اختصاص دهید: با توجه به محدود بودن زمان، هر چقدر هم که کارآیی بالایی داشته باشید، باز هم قادر نخواهید بود همه کارهایی را که دوست دارید انجام دهید. به محض آنکه این حقیقت را درک کنید، استرس و احساس بیهودگی از شما دور می‌شود. به عنوان مثال، از لحاظ حرفه‌ای می‌توانید حضورتان در همه جلسات را کمتر کنید و از لحاظ شخصی می‌توانید کسی را استخدام کنید که به نگهداری زمین چمن یا اتمام پروژه خانه‌سازی شما بپردازد.

• زمان خود را به صورت استراتژیک تخصیص دهید: داشتن حد و مرز درباره اینکه شما چگونه و چه وقت زمان خود را به کار و زندگی شخصی خود اختصاص می‌دهید به شما کمک می‌کند مطمئن شوید که وقت خود را به درستی به کارهای مختلف اختصاص داده‌اید. یکی از مهم‌ترین دلایل کارنکردن برای مدت بیش از حد طولانی این است که تخصیص زمان به کار به صورت افراطی باعث می‌شود زمان کافی برای فعالیت‌هایی چون ورزش، خواب و تفریحات به دست نیاورید.


• به صورت خودکار برای زمان خود برنامه‌ریزی کنید: همان‌طور که برای بازنشستگی خود به طور اتوماتیک بودجه‌ای را اختصاص می‌دهید، فعالیت‌های عادی روزانه و هفتگی شما نیز باید از لحاظ زمان‌بندی تقریبا اتوماتیک باشد. به عنوان مثال، در محل کار می‌توانید با خودتان قرار بگذارید که همیشه به صورت هفتگی دو روز کامل را به پروژه‌های مهم اختصاص دهید و در خارج از محل کار نیز می‌توانید در باشگاه ورزشی ثبت‌نام کنید و سه روز در هفته را به سلامت خود اختصاص دهید.
• داشتن یک برنامه زمان‌بندی متعادل را برای خود هدف قرار دهید که تغییر نکند: هر چند زندگی غیرقابل پیش‌بینی است و شما نمی‌توانید انتظار داشته باشید که یک زمان بندی بدون تغییر برای خود ایجاد کنید؛ اما می‌توانید برای خود هدف تعیین کنید که یک زمان‌بندی متعادل همیشگی داشته باشید؛ بعد از طی زمان یک تا دو هفته، زمان‌بندی شما نشان می‌دهد که اولویت‌های شما کدام است.
وقتی توانستید زمان خود را به درستی اختصاص دهید، باید برای هر کاری روش متفاوتی اتخاذ کنید. همان‌طور که در بالا توضیح دادم، تلاش برای «انجام همه کارها» باعث می‌شود نتوانید زمان خود را به کارهایی که بیشترین فایده را برای شما دارد اختصاص دهید. به همین دلیل، من تکنیکی را ارائه کرده‌ام که می‌تواند به افراد کمال‌گرا یا افرادی که نمی‌توانند به درستی زمان‌بندی کنند کمک کند.

در اینجا درباره این تکنیک توضیح می‌دهم:
وقتی قرار است کاری انجام دهید، ابتدا مشخص کنید که آیا این فعالیت شما از لحاظ زمانی یک سرمایه‌گذاری است یا خنثی است یا بهینه‌سازی است. فعالیت‌های سرمایه‌گذاری آنهایی هستند که اختصاص زمان بیشتر و کیفیت بالاتر کار به طور مشخص باعث به وجود آمدن منافع و مزایای بیشتر می‌شود. به عنوان مثال، برنامه‌ریزی استراتژیک، یک فعالیت سرمایه‌گذاری است؛ همچنین، گذارندن وقت با افرادی که دوستشان دارید.


سعی کنید این گونه کارها را به بهترین وجه انجام دهید. 
فعالیت‌های خنثی فقط باید به درستی انجام شوند؛ اختصاص زمان بیشتر، الزاما به نتایج بهتر نمی‌انجامد. به عنوان مثال، شرکت در جلسات پروژه یا رفتن به باشگاه ورزشی. این گونه کارها فقط باید انجام شوند، اما می‌توانید آن را در سطح پایین‌تری انجام دهید. فعالیت‌های بهینه‌سازی آنهایی هستند که در آن صرف زمان بیشتر، ارزش افزوده‌ای ایجاد نمی‌کند و باعث می‌شود برای کارهای با ارزش‌تر وقت کافی نداشته باشید. این گونه فعالیت‌ها نسبت به نوع خنثی می‌توانند در سطح پایین‌تری صورت پذیرند - هر چه آنها را سریع‌تر انجام دهید بهتر است. به عنوان مثال، کاغذبازی‌های معمول و کارهای تدارکاتی کوچک در این دسته قرار می‌گیرند.
هدف اصلی، به حداقل رساندن زمانی است که صرف فعالیت‌های بهینه‌سازی می‌شود. من دریافته‌ام که این تکنیک به شما امکان می‌دهد تا بر تمایلات کمال گرایانه خود فائق آیید و بیشتر بر موضوعات مهم متمرکز شوید که در نتیجه قادر خواهید بود هم از لحاظ شخصی و هم از لحاظ حرفه‌ای تاثیرگذاری بیشتری داشته باشید. 


از لحاظ تاکتیکی، در اینجا به شرح چند نکته می‌پردازیم که چگونه بتوانید تکنیک‌های فوق را در عمل اجرا کنید:
• در آغاز هر هفته، فعالیت‌های سرمایه‌گذاری مهم را به طور مشخص تعریف کنید و در تقویم خود برای تکمیل هر چه زودتر این فعالیت‌ها در اولین روزهای هفته زمان‌بندی کنید. این کار شما را مجبور می‌کند کارهای دیگر را در زمانی که باقیمانده است انجام دهید.

• وقتی به آیتم‌های کارهای روزانه خود نگاه می‌کنید، آیتم‌های مربوط به هر فعالیت (سرمایه‌گذاری، خنثی یا بهینه‌سازی) را مشخص کنید و مطابق با آن زمان خود را به هر فعالیت اختصاص دهید، به عنوان مثال، چهار ساعت برای فعالیت‌های سرمایه‌گذاری، سه ساعت برای فعالیت‌های خنثی و یک ساعت برای فعالیت‌های بهینه‌سازی.

• اگر شروع به کاری کردید و متوجه شدید که بیش از حد انتظار شما طول می‌کشد، از خودتان بپرسید «ارزش/یا هزینه فرصت برای تخصیص زمان بیشتر به این کار چیست؟» اگر یک فعالیت سرمایه‌گذاری است و ارزش زیادی دارد، به آن ادامه دهید و زمان کمتری به فعالیت‌های خنثی و بهینه‌سازی اختصاص دهید. اگر کاری که انجام می‌دهید جزء دسته فعالیت‌های خنثی است و ارزش افزوده کمی دارد یا جزء دسته فعالیت‌های بهینه‌سازی است و اختصاص زمان بیشتر، شما را از فعالیت‌های مهم‌تر باز می‌دارد یا آن را در حداقل سطح ممکن انجام دهید یا آن را به دیگری بسپارید یا آن را متوقف کنید و وقتی زمان اضافی بیشتری داشتید آن را تکمیل کنید. 

• اگر دفتر یادداشت روزانه دارید یا زمانی که صرف می‌کنید را در تقویم علامت می‌زنید، می‌توانید در پایان هفته کارهای خود را مرور کنید و تشخیص دهید آیا زمان خود را برای به دست آوردن بیشترین نتیجه در سرمایه‌گذاری زمان، به درستی اختصاص داده‌اید یا خیر.

منبع: دنیای اقتصاد

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید


 
مثل یک مدیر رفتار کنید
ساعت ۳:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٤  کلمات کلیدی:

اگر می‌خواهید مدیر شوید، منتظر دریافت عنوان یا دفتر مدیریت نشوید. قبل از آنکه به این سمت برسید، مانند یک مدیر رفتار کنید، فکر کنید و ارتباط ایجاد کنید. حتی اگر هنوز مراحل زیادی تا رسیدن شما به جایگاه مدیریت باقی مانده است و افرادی قبل از شما در انتظار دریافت این پست هستند، اما روش‌های زیادی وجود دارد که پتانسیل و میل خود را برای رسیدن به هدفی که مطلوبتان است، نشان دهید.

افراد خبره چه می‌گویند:
موریل میگنان ویلکینز به عنوان یکی از نویسندگان مجموعه «توانایی خود را برای نشان دادن حضور مدیریتی خود بشناسید» می‌گوید: آماده بودن برای تحول، هرگز کار اشتباهی نیست؛ مهم نیست چند سال تا این تحول باقی مانده باشد یا اینکه هم اکنون در چه مرحله‌ای از موقعیت حرفه‌ای خود هستید. 

مایکل واتکینز به عنوان رییس شرکت جنسیس ادوایزرز و نویسنده دو کتاب «90 روز اول» و «حرکت بعدی» نیز با این موضوع هم عقیده است. نه تنها برنامه‌ریزی به شما کمک می‌کند که مهارت‌های لازم و حضور رهبرانه خود را توسعه دهید، بلکه شانس شما را برای دریافت ارتقا به پست‌های بالاتر افزایش می‌دهد؛ چرا که افراد، از قبل شما را به عنوان یک رهبر و مدیر می‌شناسند. مهم این است که هم اکنون از فرصت‌ها استفاده  کنید؛ مهم نیست سابقه و نقش شما در سازمان چقدر باشد. ایمی‌جن سو به عنوان یکی از نویسندگان کتاب اتاق را تصاحب کنید» می‌گوید «می‌توانید مهارت‌های رهبری خود را هر زمان نشان دهید؛ مهم نیست پست فعلی‌تان چه باشد.» 
روش‌هایی برای شروع این کار :
مسوولیت‌های خود را بدون نقص انجام دهید
هر قدر بلند پروازی‌تان زیاد باشد، اجازه ندهید این بلند پروازی‌ها شما را از انجام کامل وظایف فعلی‌تان دور کنند. بر زمان حال به‌اندازه (یا بیش از) آینده تمرکز کنید. جن سو می‌گوید: «همیشه کارهای روزانه‌تان باید نتیجه داشته باشد.» میگنان ویلکینز نیز می‌گوید: «باید همیشه به کارهای روزانه‌تان توجه کنید؛ به طوری که هیچکس، نه همکارآن، نه روسا و نه مقامات ارشد نتوانند کارآیی شما را زیر سوال ببرند.» این اولین قدم برای پیشروی است.


کمک کنید رییستان موفق شود
واتکینز می‌گوید: «باید بر اولویت‌های رییستان تمرکز کنید. به او نشان دهید که می‌توانید در پروژه‌های بزرگ نیز بدرخشید.» میگنان ویلکینز پیشنهاد می‌کند که «وقتی رییستان از شما می‌خواهد که در موضوع جدیدی به او کمک کنید، کمتر جواب منفی بدهید و بیشتر با پاسخ مثبت به استقبال کار بروید.» بفهمید چه موضوعی شب‌ها خواب را از چشم رییستان می‌گیرد و برای این مسائل راه حل پیدا کنید.

فرصت‌های رهبری را از دست ندهید هر چند که کوچک باشد
عبارت «بگذارید من این کار را انجام دهم» نباید تنها به ارتباط شما با رییستان محدود شود. برای کارهای جدید داوطلب شوید؛ به خصوص کارهایی که در خارج از واحد کاری شما قابل مشاهده و ملموس باشند. میگنان ویلکینز می‌گوید: «این کار باعث می‌شود بقیه بدانند شما در پست‌های بالاتر چگونه خواهید بود.» لازم نیست یک پروژه بزرگ را که چند ماه طول می‌کشد، بر عهده گیرید. می‌توانید کارهایی به سادگی مهیا کردن یک جلسه، کمک در فرآیند استخدام یا میانجیگری در حل یک مناقشه میان همکاران را انجام دهید. واتکینز می‌گوید: «چنین اقداماتی، نشانه آن است که شما دارای پتانسیل رهبری هستید.»

جاهای خالی را پر کنید
یک روش دیگر برای اثبات شایستگی شما، پر کردن جاهای خالی است. یعنی حل مشکلاتی که دیگران به آن نمی‌پردازند یا حتی اصلا نمی‌دانند که چنین مشکلاتی وجود دارند. میگنان ویلکینز می‌گوید: «همه سازمان‌ها نیازهایی دارند که هیچ‌کس به آن توجهی نمی‌کند و یا افراد همیشه بدون توجه از کنار آن می‌گذرند.» به عنوان مثال، شاید بتوانید نیازهای مشتریان را به گونه‌ای شناسایی کنید که خط تولید فعلی سازمان این نیازها را برآورده نمی‌کند و شاید شما بتوانید روش‌های بهتری ارائه دهید. یا شاید بتوانید تحلیلی ارائه دهید که یک تغییر کوچک تا چه‌اندازه می‌تواند برای شرکت سودآور باشد. وقتی شما کاری می‌کنید که کس دیگری آن را انجام نمی‌دهد، نشان دهنده متفاوت بودن شما است.

از حد اختیارات خود فراتر نروید
بین بلند پرواز بودن و طمع داشتن تفاوت وجود دارد. واتکینز می‌گوید: «سعی نکنید قدرت نمایی کنید وقتی قدرتی ندارید.» آنچه را او «رهبری کارگزارانه» می‌نامد، انجام دهید: بر آنچه تیم می‌خواهد انجام شود متمرکز شوید نه اینکه خودتان را در اولویت قرار دهید. جن سو «اعتماد به نفس فروتنانه» را پیشنهاد می‌کند؛ یعنی در عین حال که در نقش خود فروتنی نشان می‌دهید، به خود مطمئن هستید که به مراحل بالاتر صعود خواهید 
کرد.

مراقب صحبت درباره آرزوهای خود باشید
البته در صورتی که میان شما و رییستان اعتماد و ارتباط خوبی برقرار است، می‌توانید آرزوهای خود را با او در میان گذارید مشروط بر اینکه آنها را به گونه‌ای بازگو کنید که بر منافع شرکت تمرکز داشته باشند. 
جن سو پیشنهاد می‌کند دستاوردهای سال گذشته خود را نام ببرید و سپس چنین سوالی را مطرح کنید «با نگاهی به آینده، فکر می‌کنید نقش من در سازمان به چه صورت خواهد بود؟» 
واتکینز هشدار می‌دهد که گفت‌وگوهایی از این دست به هیچ وجه نباید منحصرا درباره شما باشد. سعی کنید با رییستان یک گفت‌وگوی دو طرفه داشته باشید. اگر احتمال دارد رییستان از گفته‌های شما احساس تهدید کند، بهتر است درباره آرزوهایتان هیچ نگویید و تنها کارآیی خود را در عمل اثبات نمایید.

از مدیران دیگر درس بگیرید
به افرادی که پست مورد نظر شما را دارند دقت کنید و ببینید آنها چه می‌کنند، چگونه رفتار می‌کنند، چگونه ارتباط برقرار می‌کنند و چه لباس‌هایی می‌پوشند. واتکینز می‌گوید: «کسی را که در رده بالاتر از شماست؛ اما شباهت‌هایی با شما دارد بیابید و راه‌هایی پیدا کنید که بتوانید با او در ارتباط باشید و کار کنید.» در عین حال که با خودتان صادق هستید، رفتارهایی را که می‌توانید انجام دهید از آنها یاد بگیرید. میگنان ویلکینز می‌گوید: «هرگز نباید تظاهر کنید.» واتکینز همچنین بر این عقیده است که می‌توانید از آنهایی که پیشرفت نمی‌کنند نیز یاد بگیرید که چه کارهایی را نباید انجام دهید. آیا آنها از لحاظ سیاست کاری، ناپخته و ناآزموده هستند؟ آیا برای سلسله مراتب سازمانی احترامی قائل نبوده‌اند؟ آیا نتوانسته‌اند بین واحدهای کاری ارتباط برقرار کنند؟

ارتباط ایجاد کنید
یک ضرب المثل هست که می‌گوید «این مهم نیست که شما چند نفر را می‌شناسید؛ مهم این است که چند نفر شما را می‌شناسند.» وقتی شما برای دریافت ارتقا مورد ارزیابی قرار می‌گیرید، غیر ممکن است که رییستان به تنهایی در یک اتاق بنشیند و به کارآیی شما فکر کند. او قطعا به نظر دیگران درباره توانایی شما تکیه خواهد کرد و این یعنی شما در سازمان خود نیاز به حامی دارید، یعنی افرادی که نسبت به کار شما آگاهند. ویلکینز می‌گوید: «هیچ رابطه غیررسمی را سرسری نگیرید. یادتان باشد هر موقعیتی که ایجاد می‌شود، فرصتی است که نشان دهید چه ارزشی برای سازمان به همراه می‌آورید و دانش لازم را برای کار خود دارید».

 

اصولی که باید به خاطر داشت:
• از هر فرصتی چه در شرکت و چه در خارج از محیط کار، برای نشان دادن پتانسیل رهبری خود استفاده کنید. 
• مدیر خود را در رسیدن به اهدافش مورد حمایت قرار دهید.
• افراد را در سمتی که خواهان آن هستید، ببینید و دقت کنید عوامل موفقیت آنها چه بوده‌اند.
• نگذارید بلندپروازی‌تان شما را از رسیدگی کامل به کار فعلی‌تان باز دارد.
• وقتی قدرتی ندارید، قدرت نمایی نکنید و از تاثیر خود در اثبات شایستگی خود بهره ببرید.
• آرزوهای خود را با همه در میان نگذارید. 
• بهتر است خواسته خود را نشان بدهید؛ اما بر زبان نیاورید.


موردکاوی شماره 1
تمرکز بر حل مشکل، نه دریافت ارتقا
در اواخر سال 2010، هیتر اسپینوزا پس از ده سال کار در شرکت سیتی به سمت مدیر عاملی ارتقا یافت. او این سمت را با به چالش گرفتن دائم خود به دست آورد و همچنین از پست‌های قبلی خود نیز نهایت استفاده را برد. او توضیح می‌دهد «من هیچ‌وقت نگران عنوان شغلی خود نبودم. هر گاه فکر می‌کردم یک انتقال شغلی یا یک ماموریت، فرصت رشد و افزایش مهارت برای من فراهم می‌آورد، آن را قبول می‌کردم.» وقتی برای پست قبلی خود درخواست دادم، عنوان این پست «مدیر پروژه» بود. پس از اولین گفت‌وگو با مدیر خود، متوجه شدم که این پست نیاز به مهارت‌های رهبری پیچیده‌ای دارد که مرا ملزم به چالش خود می‌کند. به همین خاطر این شغل را پذیرفتم.»
هیتر در هر پستی که بر عهده داشت، بدون آنکه از او خواسته شود، مسوولیت‌های بیشتری را می‌پذیرفت. «هر جا که نیازی حس می‌کردم داوطلب می‌شدم و دست خود را بالا می‌بردم. بعد شروع به انجام مسوولیت‌هایی کردم که با مدیر عاملی در ارتباط بود به این امید که اگر کارم را خوب انجام دادم، این عنوان شغلی را نیز دریافت کنم.» البته روسای او نیز همیشه برای این روش احترام قائل بودند. او می‌گوید: «بسیار به ندرت پیش می‌آمد که به دفتر رییسم بروم و بگویم می‌خواهم درباره کار خود یا ارتقا بعدی خود صحبت کنم، بلکه اغلب می‌گفتم در اینجا مشکل وجود دارد و این هم راه‌حلش 
است.»

موردکاوی شماره 2
هر فرصت رهبری را که به دست آوردید، از دست ندهید
مایک سابلسکی یکی از موسسان و مدیر فن‌آوری شرکت استاک است که در زمینه تولید نرم‌افزار برای شرکت‌های تبلیغات دیجیتالی فعال است. او بیشترین سال‌های اولیه حرفه خود را قبل از تاسیس این شرکت، صرف انجام مسوولیت‌های زیادی کرد، بدون آنکه قدرت چندانی داشته باشد. او می‌گوید: «من در شغل‌های گذشته خود چندین پست داشتم که فکر می‌کردم تاثیر گذاری مرا بیشتر می‌کند اما هرگز در تصمیم‌ها و مدیریت سازمان متبوع خود نقشی نداشتم.» او همچنان سخت کار می‌کرد و امیدوار بود که روزی بتواند پله‌های موفقیت را طی کند. او توضیح می‌دهد «همیشه سعی می‌کردم کارمندی باشم که رییسم هرگز نگرانی از جانب من نداشته باشد.» او در هر پستی که داشت بهترین کارآیی را از خود نشان می‌داد و داوطلب همیشگی برای انجام پروژه‌ها بود. او در عین حال فرصت‌هایی که در خارج از شرکت برای تمرین رهبری داشت از دست نمی‌داد. مایک در سال 2004 یک شرکت غیرانتفاعی را در بالتیمور تاسیس کرد. او می‌گوید: «این شرکت به راستی یک آزمایشگاه برای من بود. به من فرصت داد تا تبدیل به رهبر شدن را تمرین کنم.» تا اینکه در سال گذشته، او و شریکش با هم شرکت استاک را تاسیس کردند. همه کارهایی که مایک برای آمادگی خود انجام داده بود نتیجه بخش بودند و شرکت به درآمد بالایی دست یافت. مایک می‌گوید: «من همیشه می‌دانستم به جایی که اکنون در آن هستم خواهم رسید: من کارمندان دیگری استخدام می‌کنم و محیط مناسبی برای کار ایجاد خواهم کرد.»

منبع: دنیای اقتصاد

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت 


 
مثل یک مدیر صحبت کنید !
ساعت ۳:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٤  کلمات کلیدی:

آیا به عنوان یک مدیر می‌دانید باید از چه اصطلاحات یا لغات کلیدی استفاده کنید و از چه لغاتی بپرهیزید؟ یکی از چالش‌برانگیزترین جنبه‌های مدیریت نحوه ارتباط برقرار کردن با افراد مهم در نقش‌های متفاوت است. هر روز باید به کارمندانتان انگیزه بدهید، توجه مشتریان را جلب کنید و اطمینان سرمایه‌گذاران را تحریک کنید. سوال این است که آیا به عنوان یک مدیر از زبان درستی استفاده می‌کنید؟

از چه لغات و عباراتی باید استفاده کرد؟

احساسات
بریان اوجه، از مشاوران مدیریتی می‌گوید: «اگر مدیریت بیشتر با روابط انسانی سروکار داشته باشد، در این صورت کار آن فقط در مورد احساسات است. اگر در پرداختن به مسائل احساسی تیم‌تان غفلت کنید، فرصت تقویت هدف مشترک گروه را از دست خواهید داد.»
احساسات در تصمیم خرید افراد نیز نقش قابل توجهی ایفا می‌کند و مدیران نباید فراموش کنند که مشتریان بالقوه آنها چه احساساتی دارند. 

 من نمی‌دانم
جئوفری جیمز، از دیگر مشاوران مدیریتی می‌گوید: «با استفاده از این دو کلمه، اعتبار آنی برای خود ایجاد می‌کنید. اعتراف به ندانستن، شما را تبدیل به فردی می‌کند که از گفتن حقیقت هراسی ندارد، حتی اگر این حقیقت بازتابی منفی روی شما داشته باشد. در حقیقت گفتن جمله «من نمی‌دانم» باید با برنامه‌ریزی برای کشف اطلاعات مورد نیاز پیگیری شود.»


اشتباه‌ها و شکست‌ها
یک مدیر نباید از صحبت کردن در مورد اشتباه‌ها و شکست‌های خود ابایی داشته باشد. البته اشتباهی که مدیران مرتکب می‌شوند باید برای بار اول باشد و تکرار خطاهای دیگران نباشد. همچنین شکست هم نباید در همان نقطه به پایان برسد. 

ارزش
یک مدیر بزرگ بر ارزش متمرکز می‌شود، نه فقط قیمت. بنابراین بر اینکه مشتری چگونه می‌تواند ارزش بیشتری از محصول شما به دست آورد متمرکز شوید، نه اینکه چطور جنس ارزان‌تری به او بفروشید.
 
چرا؟ 
سیمون سینک، نویسنده کتاب «قدرت چرایی» می‌گوید: «همه سازمان‌های بزرگ دنیا، با این سوال روبه‌رو هستند که چرا ما این کار را انجام می‌دهیم؟» این سوال، باید برحسب سیاستی در سطح شرکت باشد. به کارمندانی که مودبانه در مورد چرایی عملکرد سازمان سوال می‌پرسند، توجه کنید. این نشان می‌دهد آنها به شغلشان علاقه دارند و کنجکاوی آنها می‌تواند در نهایت به یک قابلیت مدیریتی تبدیل
شود. 

از چه لغات و عباراتی باید پرهیز کرد؟
اما 
جئوفری جیمز می‌گوید: «اگر همیشه به کارمندان‌تان بگویید «این ایده بسیار خوبی است، اما... یا بگویید با انجام این کار موافقم، اما... حس ناامیدی را به آنها منتقل می‌کنید و انگیزه آنها را ازبین می‌برید.» در نتیجه سعی کنید به جای آن از کلماتی مانند «و» استفاده کنید که انگیزه ایجاد می‌کنند. 
دشمن
جیمز معتقد است در کسب‌وکار هیچ دشمنی وجود ندارد. «وقتی رقبایتان را دشمن خطاب می‌کنید، راه‌های انجام کسب‌وکار را به روی خودتان می‌بندید. رقبای امروز شما می‌توانند شرکای آینده باشند.»
«سعی خودم را می‌کنم»
جیمز عقیده دارد این جمله شکست را القا می‌کند. «افرادی که می‌گویند سعی خودم را می‌کنم، به خودشان اجازه می‌دهند که شکست بخورند. مهم نیست چه اتفاقی می‌افتد. اگر این جمله را به کار نبرند هم پس از پایان کار می‌توانند ادعا کنند که سعی خودشان را کرده‌اند.» اگر حقیقتا بر تحقق اهدافتان متمرکز شده‌اید، در عوض از جملاتی مانند «این کار را انجام می‌دهم» یا «باید این کار را انجام دهم» استفاده کنید. 
شانس
جیمز می‌گوید شانس هیچ ربطی به کسب‌وکار ندارد. شانس تنها بهانه‌ای برای توجیه شکست است: «بد شانسی آوردیم» یا ارزش موفقیت شما را پایین می‌آورد: «خیلی خوش‌شانس بودیم.» 

«هیچ وقت این کار را انجام نمی‌دهیم»
برای اینکه کسب‌وکار برجسته و متفاوتی داشته باشید، باید برخلاف دیگران فکر و عمل کنید، نه اینکه سعی کنید همیشه شرایط فعلی را حفظ کنید. ایده‌ها و مفاهیم بزرگ همیشه از سوی افرادی برمی‌خیزد که ساختارشکن هستند و خارج از خطوط اصلی حرکت می‌کنند. هیچ حرکت انقلابی، از انجام کارهای عادی به وجود نمی‌آید. 

منبع: وبلاگ بهرام سعدیان

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت 


 
برند شخصی
ساعت ۳:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٤  کلمات کلیدی:

تازه سخنرانی در یک شرکت پیشرو در تکنولوژی را تمام کرده بودم که فردی نزدیک آمد و گفت:

 «من ایده‌های شما را در مورد برند شخصی دوست داشتم ومی توانم ببینم که چقدر عملکرد خوبی دارند، اما بیشتر این ویژگی‌ها برای من کارآمد نیستند، چون من انسانی درونگرا هستم، آیا کار دیگری هست که بتوانم انجام بدهم؟
اما مساله‌ای که او نمی‌دانست این بود که خود من نیز همانند نیمی از مردم (تخمینی) انسانی درونگرا هستم. 
این تصور نادرست که تمام افراد درونگرا، خجالتی هستند و برعکس، کاملا رواج دارد، در حالی که آنها دو پدیده بسیار متفاوت هستند. نویسنده و کارشناس درونگرایی «سوزان کین» کمرویی را «ترس از قضاوت منفی» تعریف کرده و در مقابل از نظر او درونگرایی «ترجیح دادن محیط آرام، با حداقل هیجان است.»
 من واقعا سخنرانی در جمعیت را دوست دارم (در آن روز، 180 نفر در اتاق حضور داشتند و 325 نفر هم به‌صورت آنلاین سخنرانی را دنبال می‌کردند)؛ اما به‌طور مسلم، من به‌طور تجربی آموخته‌ام که برای یادگیری نیاز به محیطی آرام دارم.
برگزار‌کنندگان کنفرانس و شرکت‌کنندگان اغلب از شما می‌خواهند تا آنها را برای صرف شام یا برای بعد از آن همراهی کنید. 
بطور عقلانی، آن یک بازی برنده-برنده است: آنها به‌خاطر ارتباط مستقیم با شما مزایایی به دست می‌آورند و شما هم قادر به ایجاد ارتباطات هیجان‌انگیز تجاری هستید و همچنین می‌توانید مطالبی را یاد بگیرید که صحبت‌های شما را تخصصی تر کند. به‌خاطر وجود این دلایل خوب، من اغلب به این درخواست‌ها پاسخ مثبت می‌دهم، اما در ضمن به محدودیت‌های خود هم توجه می‌کنم: من دائما در سفرم، یا ممکن است در آن روز برنامه شلوغی داشته یا نیاز به خواب داشته باشم، در این مواقع بهتر است که پیشنهاد را رد کنم. مانند یک ماشین که نیاز به تعویض روغن دوره‌ای دارد، من هم باید در محیطی آرام وتنها به بازسازی خود بپردازم.
این مساله صحیح است که بسیاری از بهترین راه‌های ایجاد برند شخصی، اختصاصا برای برون گراها تعریف شده است. مانند داشتن موقعیت رهبری در فعالیت‌های حرفه ای، ستاره جلسات، یا سخنگوی اجتماعی بودن. (تمامی این موارد منتهی به گسترش ارتباطات اجتماعی می‌شود.)
با گذشت زمان، من یاد گرفته‌ام «چه کاری را چه زمانی انجام دهم» و زمان خود را مدیریت کنم، اما برای بسیاری از افراد درونگرا، ایجاد این تعادل امری دشوار است. یک مدیر اجرایی در یک شرکت مشاوره بزرگ یک بار از من پرسید که چگونه او می‌تواند در معاملاتش با دیگران خود واقعیش باشد، با توجه به اینکه هنگام حضور در اجتماع ناراحت و معذب بود.
او نگران بود که در ارتباط با دیگران مجبور شود لبخند مصنوعی بزند و چهره‌ای غیراجتماعی داشته باشد؛ اما من هنوز معتقدم که ما می‌توانیم خود واقعی‌مان باشیم، ارتباط ایجاد کنیم و تصویر شخصی خود را توسعه دهیم، در حالی که بر خلاف طبیعت ذاتی مان (درونگرا بودن) حرکت نکرده باشیم.
رسانه‌های اجتماعی در واقع برای درونگراها - که محیط آرام را ترجیح می‌دهند- خود یک مزیت است. با استفاده از یک وبلاگ شما می‌توانید از زمان خود به خوبی استفاده کنید، افکار خود رابیان کنید و در تعامل واقعی با سایرین قرار بگیرید. در حالی که برونگراها در مهمانی‌ها مشغول تجارت کردن هستند، شما می‌توانید یک برند شخصی جهانی براساس قدرت افکارتان بسازید. 
در مرحله بعد، با کمی برنامه و تلاش، شما می‌توانید به فردی که ارتباط برقرار می‌کند، تبدیل شوید. یکی از دوستان من قبلا در یک بیمارستان تحقیقاتی بزرگ کار می‌کرد که دارای بخش‌ها و کارمندان بسیار زیادی بود. او فردی درونگرا بود؛ اما به خود یک تعهد ساده داده بود: هر هفته، از یکی از همکارانش دعوت می‌کرد تا با هم ناهار بخورند و حتی اگر به‌طور طبیعی موقعیت پیشنهاد دعوت به ناهار به‌وجود نمی‌آمد، در مورد تعهدش با آنها صحبت می‌کرد و اغلب آنها نیز مشتاق برای پیوستن به او بودند. به این ترتیب بعد از گذشت چند ماه او شبکه‌ای قدرتمند از دوستان در داخل اداره داشت. 
درونگرایان همچنین از نشانه‌های زیرکانه برای ایجاد برندسازی شخصی استفاده می‌کنند. همان‌طور که روبرت کالدینی هنگامی که با او برای کتابم «نوسازی خود» مصاحبه می‌کردم، به من گفت: قراردادن تقدیرنامه‌ها یا جوایز دریافت شده بر دیوارهای اتاق کار می‌تواند مهارت‌های شما را بهتر به دیگران نشان دهد. (کالوینی تاثیر زیاد این توصیه را در بیمارستان آریزونا مشاهده کرد. مقبولیت افراد بلافاصله پس ازنصب جوایز و تقدیرنامه‌ها 32 درصد بالا رفت.)
در نهایت، از اوقات فراغت بهترین استفاده را ببرید. شما به‌عنوان یک درونگرا به زمانی برای تفکر نیاز دارید؛ بنابراین همان طوری که برون‌گراها بعد از کار با همکارانشان صحبت می‌کنند، شما هم می‌توانید با مطالعه مجلات تخصصی حوزه مورد علاقه خود یا تفکر خلاقانه در مورد شرکت و دوره کاریتان، فردی مولد و خلاق باشید. (درونگراها اغلب هنگام تفکر شخصی بهترین خود را تصور می‌کنند، همان طوری که پروفسورفرانسسکا جینو از دانشگاه‌ هاروارد تفکر شخصی را به‌جای حضور در جلسات طوفان مغزی کاری توصیه می‌کند.)
در تصور عوام، برند شخصی اغلب با نمایش پرقدرت و فعالیت زیاد گره خورده است؛ اما گاهی اوقات راه‌های بهتری هم برای معرفی خود وشهرت تان وجود دارد. واکنش نشان دهید و متفکر باشید در مورد اینکه چگونه می‌خواهید دیده شوید. پس از آن براساس آنچه تصور کرده‌اید و روابط بین فردیتان زندگی کنید. این امر یک راه قدرتمند برای اطمینان از این است که شما به‌عنوان رهبر همان‌طوری که هستید، دیده می‌شوید.

منبع: روزنامه دنیای اقتصاد

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت 


 
سه راز طلایی بهبود فعالیت مغر
ساعت ۳:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٤  کلمات کلیدی:

اگر در گوگل جستجو کنید”بهبود قدرت مغز” انواع و اقسام تکنیک ها، کتاب ها و بازی هایی که برای تقویت قدرت مغز مفید هستند پیدا می کنید که اکثر آن ها شامل فعالیت های فیزیکی، تغذیه مناسب و تمرین های پیچیده ذهنی هستند.  در حالیکه این نکات بسیار ارزشمند هستند اما بعید می دانم بعد از خواندن این مقاله ها بازهم صبح ها یک ساعت بدوید یا رژیم غذاییتان را تغییر بدهید و از فیبر و اسیدهای چرب امگا۳ استفاده کنید. بعضی از مردم حتی وقتی در معرض خطر سکته قلبی قرار می گیرند هم حاضر به انجام این کارها نیستند. برای مردم تنبلی که فقط می خواهند کمی عملکرد مغزشان را بهبود بخشند آیا راه ساده تری هم وجود دارد؟

 

۱) جای موس پد را عوض کنید!

به همین سادگی! با این کار باعث می شوید از دست دیگرتان استفاده کنید و با این کار ارتباطات عصبی بین دو نیمکره چپ و راست را تحریک خواهید کرد. دانشمندان تأکید می کنند که افرادی که از هر دو دستشان به یک میزان استفاده می کنند ۱۰ درصد بیشتر فیبرهای عصبی در محل اتصال دو نیمکره دارند. سعی کنید هرچه بیشتر و بیشتر از دست غیرغالب استفاده کنید، هرچند بعضی کارها کند خواهد شد. من بیش از یک هفته سعی کردم با دست چپ مسواک بزنم که متوجه جرم دندان هایم شدم. استفاده از موس با دست چپ کاری است که به آسانی امکان پذیر است. در طول دو روز اول احساس خستگی می کنید . البته می توانید هنگام کار با برنامه هایی که نیاز به کلیک های زیادتری دارد از دست غالب استفاده کنید. بعد از این دوره ی انطباق اکنون می توانید کامپیوتر را به راحتی با هر دو دست هدایت کنید.

 

۲)سعی کنید همه چیز را به یاد بیاورید

گاهی به سختی سعی می کنیم نام یک آهنگ را به خاطر بیاوریم یا نام آشنایی که از کنارمان می گذرد! پیش آمده که به مادرتان تلفن می کنید و شماره تلفن داییتان را می پرسید. سر زبانتان است اما به خاطر نمی آورید! چه می کنید؟ از دوستانتان می پرسید؟ و وقتی می فهمید فریاد می زنید” آها آره خودشه!”

دفعه بعدی که در چنین موقعیتی قرار گرفتید سعی کنید خودتان به یاد آورید! مغز مانند ماهیچه های دیگر بدن تحریک شده و با این تمرین ها قویتر می شود. دیگر از مادرتان نپرسید! حتی مداد  و کاغذ را فراموش کنید. آن ها را به حافظه تان بسپارید. سعی کنید با نگاه به صفحه کلید تلفن، حافظه ای تصویری از شماره ها به ذهنتان بسپارید. تلاشتان را بکنید، بدترین حالت این است که بازهم مجبور شوید از مادرتان بپرسید!

 

۳)انجام بازی های فکری

برای تقویت تواناییهای مغز لازم نیست در المپیاد ریاضی شرکت کنید. سرگرمی های ساده ای مثل سودوکو یا جداول کلمات متقاطع تأثیر خوبی بر قدرت مغز خواهد داشت. برای این کارها قانون و قاعده ای بگذارید و سعی کنید به فعالیت روزانه تان تبدیل شوند. مثلاً در یک سفر شهری همیشه یک کتابچه جدول به همراه داشته باشید. من خودم عادت کرده ام همیشه قبل از شروع کارم یک دست شطرنج بازی می کنم. حدوداً ۱۵ دقیقه طول می کشد ولی با این کار مطمئن می شوم مغزم در آن روز شروع و حرکت خوبی خواهد داشت.

منبع : dumblittleman.com، ترجمه اختصاصی دگرش

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت 


 
ابزار توسعه فردی
ساعت ٢:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٤  کلمات کلیدی:

تجزیه و تحلیل SWOTشخصی 

اما جالب است بدانید این روش تنها ویژه سازمان ها نیست و برای افرادی که به دنبال بهبود و رشد شغلی و فردی خود هستند نیز کاربرد دارد. اگر شما توان استفاده از استعدادهای خود را به حداکثر برسانید، احتمالا در زندگی شخصی خود موفق خواهید بود. علاوه بر این، چنانچه نقاط قابل بهبود را بشناسید و مدیریت کنید، تاثیرات منفی کمتری در کار شما خواهند داشت. سوال این است که چگونه نقاط قوت و قابل بهبود خود را شناسایی می کنید و تجزیه و تحلیل شما از فرصت ها و تهدیدهای محیطی شما چگونه است؟
ابزارSWOT، تکنیکی قوی برای کمک به این موضوع است. علت قدرتمند بودن این ابزار این است که با کمی تفکر و تعمق به شما کمک می کند تا شرایط محیطی خود را بهتر تحلیل کنید.

معرفی ابزار

این ابزار کلیه نقاط قوت و قابل بهبود (ضعف) داخلی شما و تمامی فرصت ها و تهدیدهای محیط بیرونی شما را به تصویر می کشد. کلید تکمیل و انجام مناسب این ابزار، داشتن روحیه ای مناسب برای بهبود و رشد شغلی و ایجاد آن به عنوان یک مزیت رقابتی است. برای انجام تجزیه و تحلیل SWOT شخصی، بر اساس دسته بندی انجام شده، به سوالات زیر پاسخ دهید:

نقاط قوت (Strengths)

شما چه ویژگی های خاصی دارید که دیگران فاقد آن هستند؟ (به طور مثال مهارت ها، گواهی نامه ها، آموزش ها یا ارتباطات خاص) چه کاری را بهتر از همه انجام می دهید و در آن نسبت به دیگر افراد متمایز هستید؟ به چه منابع شخصی دسترسی دارید؟ افراد دیگر (به طور خاص رییس شما)، چه نقاط قوتی در شما می بینند؟ به کدام دستاورد خود افتخار می کنید؟ آیا با افراد با نفوذ در ارتباط هستید؟

به این پرسش ها از منظر خودتان و افراد ذینفع خود پاسخ دهید. اگر فکر می کنید این کار سخت است، لیستی از ویژگی های شخصیتی خود بنویسید که به طور امیدوارانه بعضی از آنها نقاط قوت شما خواهد بود! نمونه های دیگری از نقاط قوت می تواند مهارت مدیریت پروژه قوی، توانایی بهبود فرآیندها و توانایی فروش خیلی خوب باشد.

 

نقاط ضعف یا قابل بهبود (Weaknesses)

معمولا از انجام کدام کارها به دلیل اعتماد به نفس پایین، دوری می کنید؟ اطرافیان در شما چه نقاط قابل بهبودی می بینند؟ یا نسبت به آنچه که طی سال های گذشته آموخته اید، اعتماد کامل دارید؟ در کدام مورد ضعیف تر هستید؟ عادت های منفی شما کدامند؟ (برای مثال اغلب تاخیر می کنید، یا نامنظم هستید، بداخلاق هستید و...) آیا بعضی ویژگی های شخصیتی شما باعث کندی پیشرفت شما در زندگی می شود؟

به یاد داشته باشید، هر آنچه در این بخش به دست می آید، نقاط قابل بهبودی هستند که با بهبود آنها در خود فرصت هایی شغلی خیلی خوبی رقم خواهید زد.

 

فرصت ها (Opportunities)

چه تکنولوژی های جدیدی می تواند به کمک شما بیاید؟ آیا شما می توانید از اطرافیان یا اینترنت کمک بگیرید؟ آیا صنعتی که شما در آن مشغول به کار هستید در حال رشد است؟ اگر چنین است شما در شرایط فعلی، چگونه می توانید نتایج بهتری به دست آورید؟ آیا شبکه ارتباطات راهبردی با افراد برای کمک گرفتن یا مشاوره در اختیار دارید؟ آیا از اشتباهات رقبای خود درس می گیرید؟ آیا نیازی در صنعت مرتبط شما هست که هیچ کس توان رفع آن را نداشته باشد؟ آیا شما مشتری یا ذینفعی دارید که از شما شکایت داشته باشد؟ اگر چنین است توان خلق یک فرصت با ارائه یک راه حل پیشنهادی دارید؟

ضمنا ممکن است فرصت های خوبی از این شرایط به دست آورید:

- سمینارها، کنفرانس ها، کلاس های آموزشی
- زمانی که یک همکار به مرخصی طولانی مدت می رود، شما می توانید برای پوشش غیبت همکارتان، بخشی از کارهای او را پوشش دهید و تجربه کسب کنید.

 

تهدیدها (Threats)

درحال حاضر در محل کار با چه موانعی روبه رو هستید؟ آیا فردی از همکارآن شما در حال رقابت با شما است؟ آیا کار شما (یا نوع فعالیتی که باید انجام دهید)، در حال تغییر است؟
آیا تغییر تکنولوژی تهدیدی برای موقعیت شغلی تلقی می شود؟ کدام یک از نقاط ضعف شما می تواند منجر به تهدید برای شما شود؟

هدف نهایی این ابزار، تعریف مجموعه اقداماتی است که شما را به رشد و ارتقای فردی و شغلی هدایت می کند. مقایسه نقاط قوت و قابل بهبود با الزامات شغل شما، نشان می دهد که چقدر برای بهتر شدن باید تلاش کنید. برای تعریف اقدامات با استفاده از ابزارSWOT شخصی سعی کنید:

1) مهارت های ویژه خود را تقویت کنید.

2) نقاط قابل بهبود (ضعف) خود را حذف کنید یا به حداقل برسانید.

3) از فرصت های موجود تا حد امکان برای دفع تهدیدها استفاده کنید.

اگر به رشد و بهبود در شغل فعلی خود نیازمند هستید، با استفاده از ابزاری که معرفی شد به سادگی قادر خواهید بود نقاط قوت خود را قوی تر کنید و نقاط ضعف خود را بهبود ببخشید و با استفاده از فرصت های در دسترس، تهدیدها را خنثی کنید. نکته قابل توجه در پایان این نوشتار، تاکید بر اولویت بندی نقاط قابل بهبود و تهدیدهای موجود است.

نوشته :سید محمد اعظمی نژاد


آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت 


 
تیپ شناسی مدیران
ساعت ۱:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٤  کلمات کلیدی:

سوء تفاهمی در نظام مدیریت وجود دارد و آن عبارت از این تصور است که یک مدیرخوب، فردی است که همه باید از او راضی باشند. اما برای یک مدیر دو وظیفه اصلی مدیریتی تعریف شده که یکی هدایت و رهبری است و دیگری نظارت و کنترل. واضح است که وظیفه هدایت بامحبت و آرامش و تفاهم همراه است در صورتی کهنظارت وکنترل بر هیچ ذائقه ای خوشایند نیست. پس یک مدیر موفق باید جمع اضداد باشد یعنی از یک سو با ایجاد عشق و علاقه و تفاهم وظیفه هدایت را برعهده بگیرد و موازی آن برانجام امور با دقت و جدیت، کنترل و نظارت داشته باشد.

بحث " تیپ شناسی مدیران " در چارچوب اصلاح مدیریت سازمان مطرح است یعنی شناخت تیپ های مختلف مدیریتی برای بهبود سازمان. همان طور که در علم پزشکی سلامت یک انسان اندازه گیری می شود. امروزه از نظر تکنولوژی بهبود و بازسازی سازمان یا "MOD"سلامت یک سازمان را نیز می توان اندازه گیری کرد. این اندازه گیری در دو مقطع مهم است.

مقطع اولدر شرایط بروز تغییر و تحول، باید قدرت سازمان اندازه گیری شود. چرا که این تغییر و تحول باعث تحمیل شرایط و مباحثی متفاوت به سازمان می شود.

مقطع دومزمانی که سازمان باید یک کاری را به عهده بگیرد. برای مثال یک طرح توسعه ای را انجام دهد. نتیجه حاصل از چارچوب اندازه گیری سلامت سازمان این است که نقاط ضعف سازمان شناسایی می شود. مشکلات سازمان نیز مانند بیماری می تواند درجه و مراتب مختلفی داشته باشد مانند سرماخوردگی تا سرطان. و بعد از مشخص کردن میزان سلامتی یا نوع بیماری های سازمان است که بحث های مدیریتی مطرح می شود. از مباحثی که دانستن آن برای مدیران لازم و ضروری است اعتقاد به این امر است که هیچ سازمانی با یک یا دومدیر نمی تواند مراحل تکامل و پیشرفت را طی کند و باید مجموعه ای از مدیران با یک دیگر متحد شوند و این مجموعه مسائل سازمان را چون مسائل شخصی خود با علاقه و جدیت پی گیری و رفع کنند.

براساس مطالعه ای که روی حدود 36 کشور انجام شده، مهم ترین تیپ های مدیریتی را در 4 تیپ مشخص کرده اند:

تیپ یکه تاز
اولین تیپ که در ایران زیاد داریم و در شرایط توسعه اقتصادی بسیار مورد نیازهستند، تیپ یکه تاز است. تیپ مدیر پروژه، تیپ اجرایی، کسی که کار را به مقصد می رساند و به انجام کار علاقه دارد. این فرد ویژگی هایی دارد که اولین و مهم ترین ویژگی او در تولید نتایج است. یعنی امور را پروژه می کند و پروژه ها را انجام می دهد. این تیپ مناسب انجام کارهایی است که قبل و بعد نداشته باشد یعنی کاری که از صفر شروع و تا جایی تمام شده و تحویل دهد و برود.

تفوق او بر دیگران نیز با انجام کارهاست. فردی است سخت کوش و کاملا وقف کار که اغلب از کوتاهی روز، کار زیاد و نداشتن وقت کافی شکایت دارد. تمرکز توجه در آن چه که فعلا انجام می شود و البته قدرتش هم درهمین تمرکز است.

روش تصمیم گیری این مدیر، درجا شلیک کردن است و بررسی نکردن، یعنی اول عمل می کند و بعد فکر می کند یا گوش می دهد. در مسائل اجرایی سریع تصمیم می گیرد و مسئله را حل می کند اما برای سازمان بحران ایجاد می کند.

رفتارغالب ولی اجبار، دیکتاتوری و همیشه مشغول و گرفتار است و در جلسات دیر می کند و دروقت آزاد باز به دنبال کار بیشتری می گردد. این مدیر تمایل به استخدام افراد دنبال روان، امربران، یعنی کسانی که امور را بدون آن که به جهت گیری کلی حرکت اعتنایی داشته باشند، به انجام برسانند "افراد نظیر خودش " دارد. ارتقای زیردستان نیز در صورتی که همیشه در دسترس باشند و کارهای موقتی را جهت حمایت از او بپذیرند، کارها را انجام دهند و به چگونگی و چرایی آن نیندیشند، انجام می گیرد. این مدیر دنباله رو می خواهد وتفویض اختیار نمی کند و کار هم یاد نمی دهد، در نتیجه تورم نیروی انسانی در سازمان ایجاد می کند.

این مدیریت نوعی سیکل معیوب است، یعنی کار یاد نمی دهد و مجبور است همه کارها را خود انجام دهد. خطری که این سیستم را تهدید می کند نوع رفتار زیردستان است که مدیر را از توانایی واقعی شان در انجام امور آگاه نمی کنند چون مدیر ناتوانی را نمی پذیرد، پس دروغ می شنود.

 

تیپ بوروکرات، نظم دهنده 
این تیپ، مدیریت ظاهری را به مدیریت غیرظاهری تبدیل می کند. چیزی که به آن امور اداری می گویند. مدیر به نتیجه کار توجه ندارد و تنها روند انجام کار مهم است و کار باید متناسب با مقررات باشد. نقش انحصاری این فرد به اجرا درآورنده، اداره کننده و نظم دهنده است که برای سازمان لازم و ضروری است.

تفوق او بر دیگران در قراردادن و حفظ هر چیز به جای خود و رفتار غالب، کنترل و اجرا است. تمرکز توجه برچگونگی انجام کار است و به همین دلیل مشخصه اصلی این شخصیت وسواس در سازماندهی، کند، دقیق، متفکر و محافظه کار است. در تصمیم گیری از تصمیمات مدرن جدید پیروی می کند و چون اهل مطالعه و بررسی است روش تصمیم گیری کندی دارد و همیشه از این که کسی قسمتی از مقررات و دستورالعمل ها را بله قربان گو" یا افرادی نظیرخودش دارد و ارتقای زیردستان نیز اگر سازمانی عمل کنند و مقررات را نقض نکنند، به عبارتی انجام صحیح کار با توجه اندک به نتایج کاراست. خطری که این سیستم را تهدید می کند سوء رفتار زیردستان است که برای ضربه زدن به سازمان و نظام، جهت گیری نموده تا اثبات نمایند که در کنترل آن نقص وجود دارد. نقض کرده، شکایت دارد. تمایل به استخدام کارمندانی "

 

تیپ آتش افروز
این تیپ به تازگی در ایران شناسایی می شود، در فارسی به نام کارآفرین ترجمه شده که تیپ مفید و ارزشمند و نایابی است. این فرد برای توسعه اقتصادی و اشتغال زایی کاربرد دارد. این گروه با اعتماد به نفس بالا و بسیار خودمحور، چیزهایی را در آینده می بیند که دیگران نمی بینند و بااین ویژگی در کارها سرمایه گذاری می کند، سازمان و کار به وجود می آورد. سوداگر و دنبال منفعت و دارای ایده است. این تیپ دو ویژگی دارد یکی داشتن اطلاعات و دیگری قدرت ریسک کردن. اگر یکی از این دو خصوصیت نباشد فرد از تیپ آتش افروز محسوب نمی شود.

نقش انحصاری او کارآفرین و نوآور است و تفوق او بر دیگران با ارائه نظریات و پروژه های جدید صورت می پذیرد. مشخصه اصلی شخصیت وی پراشتیاق، پرتحرک، گیرا، خلاق و مهیج است. تمرکز توجه او به این که چه چیز جدیدی برای انجام وجود دارد و به چه طریق دیگری می تواند آن را انجام دهد، است. به عبارت دیگر رفتار او، رفتار غالب و خلق پروژه های جدید است. از نکات ارزشمند این شخصیت وجود جو مملو از فعالیت های بزرگ و ظهور کارآیی به هنگام بروز بحران است. در تصمیم گیری موقت، بدون تعهد دائمی، پیش داوری و بدون پی گیری است. به عبارتی تیپ آتش افروز فکر دارد اما توانایی انجام و اجرا ندارد و در وقت آزاد، یک پروژه جدید یا بحران برای سازمان خلق می کند. اغلب از این که در سازمان کاری انجام نمی گیرد، اولویت ها را نادرست در نظر می گیرند، این تیپ از واژهایی هم چون :

نمی فهمند که چه می خواهم، چه گفتم یا منظور چه بود، شکایت دارد. این مدیر تمایل به استخدام مشوقان مزدور، افرادی که هر زمان به هرچیزی گوش می دهند، نه افرادی مثل خودش را دارد. او کسانی را که مشتاقانه وانمود کنند بلادرنگ جدیدترین عقاید وی را می پذیرند، تحسین می کند. ارتقای زیردستان نیز در صورتی است که به نظر برسد خطوط را مشتاقانه دنبال کرده و روی وظایف محوله شدیدا کار می کنند.

در این سیستم سوء رفتار زیردستان در ایجاد عذری برای انجام ندادن کاری و در نتیجه نداشتن کارآیی برای مدیریت سازمان خطرساز می شود. از این تیپ مدیر در مرحله بهره برداری از امور نباید استفاده شود.

 

تیپ دنباله رو کبیر، متحدکننده، وحدت بخش 
این تیپ برای ایجاد آرامش در سازمان است. هیچ اصولی را در زندگی قبول ندارد وسیاست باز است. هیچ وقت به کسی " نه " نمی گوید. نقش انحصاری او یک پارچه کننده افراد است و تفوق او بر دیگران در کسب موافقت و مصالحه است. تمرکز توجه او قبول آن چه که واقع شده و این که اکثریت چه می گویند و جو به چه سویی می باشد است.

مشخصه اصلی این شخصیت آرام، حساس، متمایل به سمت افراد، فهمیده و رفتارغالب وی یک پارچه کردن ایده های افراد است و تصمیم گیری فقط زمانی اتفاق می افتد که توافق عمومی حاصل شده باشد. این فرد در وقت آزاد به تناقضات و تضادهای جدیدی که بتواند حل کند خواهد پرداخت، او با شایعات و یا جمع آوری اطلاعات در جهت تاثیرگذاری برتناقضات موجود حرکت می کند.

وجود این فرد برای سازمان لازم است اما نباید حاکم باشد زیرا در حالت سوء مدیریت، نان را به نرخ روز می خورد. تمایل به استخدام افراد سربه زیر و مطیع دارد وکسانی که نمی خواهند نظیر خودش کانون توجهات باشند را به کار می گیرد و ارتقای زیردستان نیز در صورتی است که همراه باشند و همراه بمانند. این تیپ مدیر اهل کنترل ونظارت نیست و به مقررات بی توجه است.

 

تیپ مدیریت در مرحله تکامل "سبک کتاب های علمی مدیریت "
برای رسیدن سازمان به مرحله تکامل، مجموعه 4 تیپ مدیریتی و اتحاد آن ها ضروری است. در نتیجه نقش انحصاری تیپ فوق، کلیه نقش هاست; یعنی تولیدکننده، اداره کننده، کارآفرین، یک پارچه کننده.

تفوق این مدیریت بر دیگران نیز در فراهم کردن تسهیلات رشد فردی و سازمانی است و مشخصه اصلی این شخصیت، پخته، مدعی، خودجوش، متکی به نفس، منعطف، تحلیل گر، عمل گرا، دارای ارتباطات خوب، حساس نسبت به نیازهای دیگر افراد و توانا به یک پارچه کردن این نیازها با ضروریات سازمان است.

رفتار غالب این مدیریت پیشتاز، نوآور، یک پارچه کننده، تفویض کننده از روی نظم، توسعه دهنده خود و سازمان، پیش بینی کننده و تطبیق دهنده است و ارزش یابی براساس میزان موفقیت سازمان در درازمدت و چگونگی انجام کار گروهی با آن انجام می شود.

تصمیم گیری مشارکتی، استراتژیک " بلندمدت نگر"، تسهیم شده "سهم هر فرد درتصمیم گیری مشخص " و طرفدار فعالیت است. در تصمیم گیری ها قبل از اقدام، گوش فرامی دهد و فکر می کند و در وقت آزاد برای آینده، برنامه ریزی می کند. شکایت کردن در این نوع مدیریت تقبیح شده و پیشنهادهای سازنده را تشویق می کند. سیستم تمایل به استخدام افراد مولد که سازمان را پیش برند و همکاری کنند و هم چون عضو یک گروه عمل کنند، دارد. " افرادی نظیر خودش " یعنی افرادی که سازمان پذیر باشند. ارتقای زیردستان در صورتی که کیفیت مدیریت داشته باشند، نتیجه را با برنامه ریزی و سازماندهی کار خلق کنند، خلاق و سازنده انتقاد باشند، عضو مفید گروه باشند، صورت می پذیرد.

در این مدیریت خطری سیستم را تهدید نمی کند، زیرا زیردستان هیچ واهمه ای ازگزارش کردن موضوعات ندارند. حتی فضا درباره شکست ها و سوء رفتار زیردستان به سادگی دیده شده و با آن برخورد سازنده می شود. از آن جا که حتی زیبایی کار خلقت نیز درتنوع است، در دنیای مدیریت نباید براین اعتقاد بود که تمام مدیران مانند هم باشند، بلکه برای رشد و تکامل یک سازمان باید از تیپ های مختلف مدیران در جای مناسب خود بهره برداری کرد و با متحد کردن آن ها در جهت اهداف گروه، سازمان را به پیش برد. 

برداشتی آزاد از مقاله دکتر علی عطارفر. عضو هیات علمی دانشکده اقتصاد وعلوم اداری دانشگاه اصفهان

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت 


 
مدیریت پروژه النا
ساعت ٦:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/۳  کلمات کلیدی:

مدیریت پروژه النا

مرکز توسعه رهنمودهای النا 

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید


 
فرا رسیدن ماه ربیع الاول مبارک
ساعت ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٢  کلمات کلیدی:

مشــــکی از تن به درآرید ربیع آمده است

خـــــــــم ابرو بگشایید ربیع آمده است 

مژده ای ختم رسل داد که: آید به بهشت

هر که بر من خبر آرد که ربیع آمده است

هنگام ســــــــــــــرور کائنات است امشب

 اوقات گرفتن بـــــــــــــرات است امشب

 بفرست بر محمد صـــــــــــــــــــــــلوات

 زیرا که بهار صلـــــــــــوات است امشب

 فرا رسیدن ماه ربیع الاول مبارک 

 

خدایا؛

 تو را به مناسبتهای عزیز این ماه گرامی قسم می‌دهیم؛ این ماه را بر تمام شیعیان جهان، مبارک و پر خیر و برکت قرار بده، و در ظهور ارباب و مولای ما؛ امام زمان(عج) تعجیل بفرما، و به ما توفیق بهره بردن از فضایل این ماه عنایت فرما، و تمام مریضها را به حرمت این ماه شفا بده و مشکلات و گرفتاری تمام شیعیان را برطرف بفرما.

 آمین ربّ العالمین.


 
خدمات مدیریت کسب و کار، کلید موفقیت سازمان در کاهش هزینه‌ها
ساعت ٧:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٢  کلمات کلیدی:
سازمان‌ها از ERP به BPM گرایش بیشتری پیدا کرده‌اند.
 


در حالی که اوایل دهه ۲۰۱۰ تمامی سازمان‌ها و کسب و کارهای بزرگ بر استفاده از نرم‌افزارهای برنامه‌ریزی منابع سازمانی(ERP) تاکید داشتند، در آخرین بررسی‌ها مشخص شده است که خدمات مدیریت فرآیند کسب و کار این روزها بیشتر مورد استفاده قرار می‌گیرند.

 “پاتریک مک‌لنون”(Patrick McLendon) مدیر سیستم‌ها و برنامه‌ریزی‌های شرکت Vulcan اعلام کرد که ابزار BPM برای آنها تمام مشکلات مدیریتی را از میان برداشته و هزینه‌های مربوط به مدیریت سیستم‌های سازمانی را کاهش داده است.

او گفت: «اقتصاد ساخت‌محور بر فرآیند فعالیت‌های ما تاثیرات فراوان گذاشته است. ما طی چند سال گذشته با تلاش فراوان و به‌سختی توانسته بودیم خودمان را زنده نگه‌داریم و هم‌اکنون بار دیگر چرخه فروش محصولات ما آغاز شده است.»

او در ادامه توضیح داد: «نگرانی اصلی برای ما این است که اگر دوران رونق اقتصادی به شرکت ما برگردد، آیا هزینه‌های بسیار زیاد قبل بار دیگر به شرکت تحمیل خواهد شد؟»

مک‌لنون سوال خود را اینگونه پاسخ داده است که این روزها با تمرکز بر خدمات مدیریت فرآیند کسب و کار این تضمین برای شرکت Vulcan ایجاد شده است که این هزینه‌ها در پایین‌ترین سطح خود باقی می‌ماند و سرعت پیشبرد پروژه‌های مختلف بیشتر می‌شود.

مدیر مرکز سیستم‌ها و برنامه‌ریزی‌های Vulcan همچنین اظهار داشت تمرکز بر سیستم‌های اتوماسیون گردش کار برای دنبال کردن فرآیندهای دفتری باعث خواهد شد تا ضمن افزایش فروش محصول، هزینه‌های عمومی و سازمانی به حداقل برسند.

گفتنی است زمانی که شرکت Vulcan Materials هسته مرکزی سیستم‌های IT خود را ارائه کرد، فعالیت‌هایش در این زمینه به اتمام نرسیده بود.

این شرکت بریتانیایی که محصولات مختلف از جمله ماسه، بتون و آسفالت تولید می‌کند با کنار گذاشتن سیستم‌های قدیمی، تمام فعالیت‌های خود را مبتنی بر سیستم‌های مالی اوراکل، سیستم منابع انسانی Peoplesoft و سیستم‌های هوشمند تهیه لیست حقوق انجام می‌دهد و خود را با انواع سرویس‌های مدیریت فرآیند کسب و کار(BPM) سازگار کرده است.
منبع: فراگستر،

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید


 
«گل» چطور معتاد می کند؟
ساعت ٧:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٢  کلمات کلیدی:

گل، کروکودیل، نورجزک، ماشروم و ... مخدرهای جدید را بشناسید

متاسفانه این روزها مصرف این آشغالها بین بچها زیادشده است. این ژست بخاطر آشنایی دویتان در وبلاگ قرار دادم.
علف، قارچ، اشک، تسبیح و حالا گل. اگر سری در دنیای روانگردان ها نداشته باشید و گوشتان با اسامی مواد مخدر آشنا نباشد، ردیف شدن این نام ها کنار هم شاید برایتان بی معنی باشد. برای معتادان اما این نام ها با نشئگی و سرخوشی یا خماری و بدن درد و بیقراری تداعی می شود.
 

آرزو رستم‌زاد: هر روز 9نفر از ایرانی ها به خاطر مصرف مواد مخدر می میرند. جماعتی که به گواه آمارهای جمعیت مبارزه با دخانیات کشور، از 10سالگی دست به سیگار می شوند و از 17سالگی مواد مخدر را تجربه می کنند. در این میان، گروهی هم هستند که از 12 سالگی به بعد پای مخدرهای صنعتی به زندگی شان باز می شود و روزگارشان را با شیشه، حشیش، کروکودیل و ماریجوانا سیاه می کنند؛ مخدرهایی که یک جمله مشترک که درباره بیشتر آنها تکرار می شود: «این اعتیاد آور نیست.» این جمله، امروز بیشتر از همه درباره «گل» به گوش می رسد.

ماده مخدر گل، همان اندازه که اسم خوشایندی که دارد، یکی از خطرناک ترین مواد مخدری است که این روزها در دست جوان ها می چرخد و به اسم یک روانگردان طبیعی خرید و فروش می شود. مخدری که ضربان قلب را بالا می برد، احساس بی قراری می دهد، باعث توهم می شود و با یک بار مصرف، طوری عملکرد مغز را مختل می کند که زندگی بدون آن غیرممکن می شود.

 

روانگردان ها از کجا می آیند؟

اولین بار، در دهه 1970 تا 1980 میلادی بود که امریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی روی مواد شیمیایی ای کار کردند که عموما با هدف نظامی تولید می شدند. این مواد، در واقع فرمول های جدیدی بودند که خواص روانگردان داشتند و در آزمایش های کنترل فکر، با هدف حقیقت یابی از جاسوسان مورد استفاده قرار می گرفتند. این ترکیبات خواصی شبیه حشیش و ماریجوانا داشتند با این تفاوت که می توانستند چندین برابر آن تاثیرگذار باشند.

سال ها بعد، گیاه شاهدانه ای که به آن «کوش افغان» هم گفته می شد، از افغانستان به امریکا برده شد و این شروع پیدایش «گل» بود. گیاهی که از تولیدش زمان زیادی نمی گذرد اما به خاطر تاثیرات درمانی اش در پزشکی جای خود را باز کرد.  

دکتر محمدرضا یزدان نیاز، پژوهشگر و متخصص ترک اعتیاد دراین به خبرآنلاین می گوید: «با استفاده از کوش افغان، ماریجوانای جدیدی کشت شد که خواصی متفاوت از ماریجوانای سنتی داشت و به آن «مدیکال ماریجوانا» گفته می شد.

ماری جوانا گیاهی است که هم نوع نر آن وجود دارد و هم نوع ماده. نوع نر 3درصد و نوع ماده 8درصد مخدر دارد. اتفاقا اعتیاد به ماریجوانا بسیار دیر ایجاد می شود و خیلی راحت هم قابل ترک است. اما گیاه جدیدی که با تغییرات ژنتیکی تولید شد، دو جنسیتی بود و برخلاف ماریجوانای طبیعی که گل های کمی دارد، بسیار پر گل است. در این گل ها 7برابر بیشتر از ماریجوانا ماده مخدر وجود دارد. آنقدر که اگر از کنار آن عبور کنید یا شب بالای سرتان باشد، دچار توهم می شوید.»

ماریجوانایی که این روزها در دست جوان ها می چرخد، گل همین ماریجوانای تغییر ژنتیکی یافته است که حتی دست و دل پزشکان هم برای تجویز آن می لرزد و فقط در شرایط خاصی، برای بیماران خاص آن را توصیه می کنند؛ به مدت محدود و دوز بسیار پایین.

دکتر یزدان نیاز می گوید: «بیمار می تواند حداکثر یک ماه با دوز خیلی پایین از ماریجوانای طبی استفاده کند. آن هم در بیماری های عصبی شدید، یا بیمارانی که در مراحل پایانی عمرشان قرار دارند و پزشک می خواهد روزهای پایانی زندگی شان بدون درد بگذرد.»

مخدر گل اگرچه در دنیا به چشم دارو نگاه می شود اما از 8-9 سال قبل توسط فردی با نام مستعار آرتا به ایران آورده شد و حالا در شیراز کشت می شود. گل که در باور عمومی حتی کم خطرتر از حشیش و ماریجوانا و علف معرفی شده است، می تواند آنقدر خطرناک باشد که با یک بار مصرف، برای همیشه باعث اعتیاد شود. چون به طور مستقیم بخش های مسئول آرامش بخشی را در مغز فلج کرده و خودش جایگزین آن می شود. بنابراین با مصرف نکردن گل، فرد دچار اظطراب شدید، بیقراری، وحشت زدگی، تپش قلب شدید و... می شود. 

اعتیادی که دکتر یزدان نیاز آن را غیرقابل ترک می داند. او می گوید: «متاسفانه گل در ایران آنقدر بازار پررونقی دارد که سال قبل در یکی از روستاهای استان فارس دیدم خرید و فروش آن خیلی راحت و انبوه انجام می شود. مردم سراغ قاچاقچی می رفتند، مخدرشان را می گرفتند و کارت می کشیدند و بیرون می آمدند.»

از سال 2013 مصرف ماریجوانا در 20 ایالت امریکا آزاد شد که البته اهداف اقتصادی پشت آن بود. از آنجایی هم که تاثیر اعتیادآوری برگ ماریجوانا خیلی کم است دولت امریکا حساسیت زیادی برای مقابله با آن نشان نداد. همین آزادسازی ماریجوانا در امریکا و گیاهی بودن این مخدر باعث شد خیلی ها در ایران تصور کنند که مخدر گل ضرری ندارد و خیلی راحت می توان آن را ترک کرد.

دکتر یزدان نیاز می گوید: «گل خطرناک ترین مخدر امروز است و با یک بار استفاده، ممکن است فرد به مدت 6ماه تا یک سال دچار توهم عصرگاهی شود. ما هنوز اثرات این مخدر را به طور کامل نمی دانیم اما عوارض گسترده ای از آن مشاهده شدهاست. جالب این که مخدر گل روی گروه های خونی +A و +O اثر توهم زایی بیشتری دارد.»

 «گل» مخدر معطری که مسافران وارد ایران می‌کنند/ماری‌جوانا صنعتی اسرائیلی

درمان، بی درمان

ناشناخته بودن اثرات استفاده از گل در مدت طولانی و با دوز بالا، در کنار کمبود تحقیقات جهانی باعث شده است که اعتیاد به گل جزو اعتیادهای بدون درمان شناخته شود. بیشتر روش های ترک که در ایران به کار گرفته می شود، متکی به تحقیقات و شیوه های درمانی در خارج از کشور است و این در حالی است که در خارج از ایران، مخدر گل یا همان مدیکال ماریجوانا برای مصارف دارویی بیماران خاص استفاده می شود و استفاده تفننی ندارد. بنابراین، روش موثری هم برای ترک آن معرفی نشده است.

دکتر یزدان نیاز، صحبت هایش را با یک هشدار جدی پایان می دهد: «سن مصرف گل به دبیرستان ها رسیده است. خانواده ها اطلاع دقیقی درباره این مخدر ندارند و جوان ها تصور می کنند گیاهی طبیعی و بی ضرر است. در واقع ضعف اطلاع رسانی درباره این مخدر باعث شده که خیلی از جوانان تصور کنند می توانند خیلی راحت مصرف گل را کنار بگذارند. تصوری که به هیچ وجه درست نیست.»

در جدول زیر می توانید اطلاعاتی را درباره چند نمونه از معروف ترین روانگردان های جدید و نوظهور ببینید:

نام مخدر

ترکیب

شیوه مصرف

تاثیر

شکل ظاهری

کروکودیل (نمک حمام)

 

بنزین، تینر نقاشی، جوهر نمک، کدئین و فسفر قرمز

تزریق، مصرف خوراکی

سبزی رنگ کل بدن، تضعیف سیستم ایمنی، ایجاد زخم و قانقاریا در پوست، مرگ در کمتر از یک سال

قرص بلور شکل

ماشروم

 

برگرفته از یک نوع قارچ سمی است. 

استعمال به صورت کشیدنی، مخلوط شده با توتون، دم کردنی و خشک شده

توهم زایی بسیار شدید و طولانی، کاهش تنفس، افزایش ضربان قلب و فشار خون، گشادی مردمک چشم، گُر گرفتگی، اختلال در عملکرد کلیه ها، سفت شدن عضلات بدن، بالا رفتن دمای بدن، حالت گیجی و خواب آلودگی، درد شکم، اسهال، تهوع و مرگ.

برگه هایی شبیه کاغذ شامل قطعات کوچک مکعب که مواد مخدر روی آنها قرار داده شده.

نورجیزک و تمجیزک