آفتاب ایرونی

این وب لاگ با هدف ایجاد مرکزیتی برای اطلاع رسانی و ایجاد ارتباط در محیط مجازی برای مدیران،مشاوران، متخصصین و پژوهشگران جهت هم افزایی و اثر گزاری در این حوزه مدیریت ایجاد شده است.و شامل یادداشت های از مدیریت فناوری اطلاعات، بانکداری، مدیریت اجرایی،مدیریت استراتژی، مدیریت برند، مدیریت روابط عمومی،مدیریت دانش، تعالی سازمانی، بهره وری، کارآفرینی، روانشانسی، اجتماعی و خانواده می باشد. و آفتاب ایرونی اشاره به اندیشه و قدرت مدیران و متخصصین ایرانی دارد.

۱۰ نکته برای مدیریت بهتر زمان و بالا بردن بهره‌وری هنگام کار
ساعت ٩:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/٢۸  کلمات کلیدی: مدیریت زمان

آیا همیشه دیر به قرار ملاقات‌های خود می‌رسید؟
تا به حال شده ساعت‌ها زمان در دفتر خود صرف کنید اما هیچ کاری را به سرانجام نرسانید؟
۲۴ ساعت روز را زمان کمی برای انجام کار‌های روزمره خود می‌دانید؟
اگر جواب هر کدام از این سوال‌ها برای شما مثبت است، پس باید یاد بگیرید چگونه زمان را بهتر مدیریت کنید.

1. بررسی شیوه صرف زمان

برای اینکه یاد بگیرید چگونه وقت خود را بهتر مدیریت کنید، باید اول از همه متوجه نقطه شروع کار خود باشید. در چند روز آینده شیوه صرف زمان خود را زیر نظر بگیرید. با خودتان رک و رو راست باشید، چه مقدار زمان برای چک کردن شبکه‌های اجتماعی می‌گذارید؟ چه زمان‌هایی بیشتر از همه اوقات در روز بهره‌وری بالایی دارید؟ نرم‌افزار‌هایی همچون RescueTime به صورت خودکار می‌توانند استفاده شما از اینترنت را پیگیری کنند، در همین حال نرم‌افزاری عالی همچون Toggle اطلاعات زندگی آفلاین شما را زیر نظر می‌گیرد.

۲. نصب تقویم دیواری

همه ما در دفتر‌های خود و درون کامپیوتر‌ها تقویم داریم. اما یک تقویم دیواری قابل پنهان شدن از دید شما نیست و با وجود آن‌ها در محل کار همیشه تاریخ قابل مشاهده است. این تقویم دیواری را جایی نصب کنید که قابل دیدن باشد (پشت سر خود نگذارید) و تاریخ‌های مهمی که در ماه باید به یاد داشته باشید را واضح علامت بزنید. اینگونه شما می‌توانید تاریخ و گذشت روز، هفته و ماه را کنترل کنید و هیچ رویداد مهم در آینده فراموش نمی‌شود.

۳. برنامه‌ریزی برای کل روز

قبل از اینکه هر شب به خانه بروید، برنامه کار‌هایی که باید فردا انجام دهید را مشخص کنید. تو دو لیست نسازید و به جای آن دو وظیفه مهم و با اولویت خود را مشخص کنید تا فردا با تمرکز بیشتر آن‌ها را تکمیل یا به سمت تکمیل شدن ببرید. چرا فقط دو وظیفه اولویت‌دار؟ زیرا دو وظیفه حتی با یک وقفه یک روزه بالاخره انجام شدنی هستند و زمانی که آن دو را به سرانجام برسانید، به پیدا شدن حس بهره‌ور بودن درون شما کمک می‌کنند.

۴. چک نکردن دائم ایمیل‌ها

آیا هر زمان که روی صندلی خود در دفتر می‌نشینید، شروع به چک کردن ایمیل‌های تازه می‌کنید؟ اینکار شما را به درون کار‌های پیچیده دیگری سوق می‌دهد و در نهایت با خراب کردن برنامه شما، تمام نقشه‌هایی که دیشب کشیده بودید را به تاخیر می‌اندازد. ساعت‌های اولیه روز خود را روی وظایفی قرار دهید که بیشترین اولویت و اهمیت را دارند. از این طریق پیشرفتی در کار خود خواهید دید و بعدا نیز با احتمال بیشتری برمی‌گردید و کار خود را تکمیل می‌کنید.

۵. زمانی برای ارتباط با دیگران

تمرکز در زمانی که دائم گوشی شما زنگ می‌خورد، ایمیل دریافت می‌کنید یا دیگران با یکدیگر صحبت می‌کنند، بسیار سخت است. ۳۰ دقیقه از زمان کار هر روز خود را برای برقراری ارتباط با دیگران بگذارید. پس از آن در کمال تعجب می‌توانید کارهایی بیشتری را تکمیل کنید.

۶. بستن در‌ها

اگر یک دفتر مخصوص خود دارید، در زمان نیاز از بستن در و گذاشتن یک علامت «مزاحم نشوید» بر روی آن نترسید. اگر نیاز هست با تلفن درخواست‌های ملاقاتی که در زمان‌های حساس می‌شود را رد کنید یا مودبانه از همکار‌های خود بخواهید بعدا پیش شما بازگردند یا بعدا به آن‌ها سر بزنید. زمانی که در حال کار حساس و مهم خود هستید، در‌ها را بر روی اینترنت هم ببندید و نگذارید حواس شما را پرت کند. اپلیکیشن‌هایی همچون Freedom یا Self-Control کمک می‌کنند تا از هر دو مورد جلوگیری کنید.

۷. زمانی برای کار نکردن

وقفه در بین کار آزار دهنده است اما گاهی اوقات ضروری می‌نماید. شاید چیزی به توجه آنی شما نیاز داشته باشد یا ممکن است یک جلسه ناگهانی آغاز شود. لازم نیست با برنامه ریزی دقیقه به دقیقه روز خود را نابود کنید، به جای آن، انتظار انجام کار واقعی به مدت ۴ تا ۵ ساعت در روز را از خود داشته باشید و باقی وقت را به رفع پیش‌آمد‌ها مشغول شوید.

۸. ادغام وظایف مشابه

زمانی که به ناحیه محل کار خود وارد می‌شوید، سعی کنید وظایف مشابه را با هم انجام دهید. با اینکار حجم کاری که باید در طول روز انجام دهید ناگهان کاهش پیدا می‌کند و تمرکز بر روی وظایف اصلی در محل کار بیشتر می‌شود.

۹. مراقبت از سلامتی

تا به حال شده شب‌ها تا دیر وقت کار کنید و فردای آن روز خسته و بی‌حوصله روز کاری خود را شروع کنید؟ خواب مناسب و کافی، غذا خوردن با برنامه و ورزش قطعا بهره‌وری شما را افزایش خواهد داد. مراقب سلامتی خود باشید.

۱۰. توجه به ریتم زندگی

به قدم اول بازمی‌گردیم، چه زمانی شما بیشترین و بالاترین مقدار بهره‌وری خود را حس می‌کنید؟
ممکن است پس از صرف یک وعده غذا یا شاید ۴۵ دقیقه پس از خوردن چایی یا قهوه صبحگاهی. با توجه به تجربه روزانه خود سعی کنید اوقات حداکثر بهره‌وری خود را پیدا و از آن برای پیشرفت و انجام کار‌هایی مهم و حساس استفاده کنید. برای زمان‌های حداکثر بهره‌وری خود برنامه ریزی کنید و با انرژی زیاد کار‌های خود را انجام دهید. بهتر است کار‌های روتین و روزمره را بگذارید برای زمان‌هایی که بهره‌وری شما کاهش پیدا کرده است.

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.


 
۱۰ نکته برای مدیریت بهتر زمان و بالا بردن بهره‌وری هنگام کار
ساعت ٩:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/٢۸  کلمات کلیدی:

آیا همیشه دیر به قرار ملاقات‌های خود می‌رسید؟
تا به حال شده ساعت‌ها زمان در دفتر خود صرف کنید اما هیچ کاری را به سرانجام نرسانید؟
۲۴ ساعت روز را زمان کمی برای انجام کار‌های روزمره خود می‌دانید؟
اگر جواب هر کدام از این سوال‌ها برای شما مثبت است، پس باید یاد بگیرید چگونه زمان را بهتر مدیریت کنید.

1. بررسی شیوه صرف زمان

برای اینکه یاد بگیرید چگونه وقت خود را بهتر مدیریت کنید، باید اول از همه متوجه نقطه شروع کار خود باشید. در چند روز آینده شیوه صرف زمان خود را زیر نظر بگیرید. با خودتان رک و رو راست باشید، چه مقدار زمان برای چک کردن شبکه‌های اجتماعی می‌گذارید؟ چه زمان‌هایی بیشتر از همه اوقات در روز بهره‌وری بالایی دارید؟ نرم‌افزار‌هایی همچون RescueTime به صورت خودکار می‌توانند استفاده شما از اینترنت را پیگیری کنند، در همین حال نرم‌افزاری عالی همچون Toggle اطلاعات زندگی آفلاین شما را زیر نظر می‌گیرد.

۲. نصب تقویم دیواری

همه ما در دفتر‌های خود و درون کامپیوتر‌ها تقویم داریم. اما یک تقویم دیواری قابل پنهان شدن از دید شما نیست و با وجود آن‌ها در محل کار همیشه تاریخ قابل مشاهده است. این تقویم دیواری را جایی نصب کنید که قابل دیدن باشد (پشت سر خود نگذارید) و تاریخ‌های مهمی که در ماه باید به یاد داشته باشید را واضح علامت بزنید. اینگونه شما می‌توانید تاریخ و گذشت روز، هفته و ماه را کنترل کنید و هیچ رویداد مهم در آینده فراموش نمی‌شود.

۳. برنامه‌ریزی برای کل روز

قبل از اینکه هر شب به خانه بروید، برنامه کار‌هایی که باید فردا انجام دهید را مشخص کنید. تو دو لیست نسازید و به جای آن دو وظیفه مهم و با اولویت خود را مشخص کنید تا فردا با تمرکز بیشتر آن‌ها را تکمیل یا به سمت تکمیل شدن ببرید. چرا فقط دو وظیفه اولویت‌دار؟ زیرا دو وظیفه حتی با یک وقفه یک روزه بالاخره انجام شدنی هستند و زمانی که آن دو را به سرانجام برسانید، به پیدا شدن حس بهره‌ور بودن درون شما کمک می‌کنند.

۴. چک نکردن دائم ایمیل‌ها

آیا هر زمان که روی صندلی خود در دفتر می‌نشینید، شروع به چک کردن ایمیل‌های تازه می‌کنید؟ اینکار شما را به درون کار‌های پیچیده دیگری سوق می‌دهد و در نهایت با خراب کردن برنامه شما، تمام نقشه‌هایی که دیشب کشیده بودید را به تاخیر می‌اندازد. ساعت‌های اولیه روز خود را روی وظایفی قرار دهید که بیشترین اولویت و اهمیت را دارند. از این طریق پیشرفتی در کار خود خواهید دید و بعدا نیز با احتمال بیشتری برمی‌گردید و کار خود را تکمیل می‌کنید.

۵. زمانی برای ارتباط با دیگران

تمرکز در زمانی که دائم گوشی شما زنگ می‌خورد، ایمیل دریافت می‌کنید یا دیگران با یکدیگر صحبت می‌کنند، بسیار سخت است. ۳۰ دقیقه از زمان کار هر روز خود را برای برقراری ارتباط با دیگران بگذارید. پس از آن در کمال تعجب می‌توانید کارهایی بیشتری را تکمیل کنید.

۶. بستن در‌ها

اگر یک دفتر مخصوص خود دارید، در زمان نیاز از بستن در و گذاشتن یک علامت «مزاحم نشوید» بر روی آن نترسید. اگر نیاز هست با تلفن درخواست‌های ملاقاتی که در زمان‌های حساس می‌شود را رد کنید یا مودبانه از همکار‌های خود بخواهید بعدا پیش شما بازگردند یا بعدا به آن‌ها سر بزنید. زمانی که در حال کار حساس و مهم خود هستید، در‌ها را بر روی اینترنت هم ببندید و نگذارید حواس شما را پرت کند. اپلیکیشن‌هایی همچون Freedom یا Self-Control کمک می‌کنند تا از هر دو مورد جلوگیری کنید.

۷. زمانی برای کار نکردن

وقفه در بین کار آزار دهنده است اما گاهی اوقات ضروری می‌نماید. شاید چیزی به توجه آنی شما نیاز داشته باشد یا ممکن است یک جلسه ناگهانی آغاز شود. لازم نیست با برنامه ریزی دقیقه به دقیقه روز خود را نابود کنید، به جای آن، انتظار انجام کار واقعی به مدت ۴ تا ۵ ساعت در روز را از خود داشته باشید و باقی وقت را به رفع پیش‌آمد‌ها مشغول شوید.

۸. ادغام وظایف مشابه

زمانی که به ناحیه محل کار خود وارد می‌شوید، سعی کنید وظایف مشابه را با هم انجام دهید. با اینکار حجم کاری که باید در طول روز انجام دهید ناگهان کاهش پیدا می‌کند و تمرکز بر روی وظایف اصلی در محل کار بیشتر می‌شود.

۹. مراقبت از سلامتی

تا به حال شده شب‌ها تا دیر وقت کار کنید و فردای آن روز خسته و بی‌حوصله روز کاری خود را شروع کنید؟ خواب مناسب و کافی، غذا خوردن با برنامه و ورزش قطعا بهره‌وری شما را افزایش خواهد داد. مراقب سلامتی خود باشید.

۱۰. توجه به ریتم زندگی

به قدم اول بازمی‌گردیم، چه زمانی شما بیشترین و بالاترین مقدار بهره‌وری خود را حس می‌کنید؟
ممکن است پس از صرف یک وعده غذا یا شاید ۴۵ دقیقه پس از خوردن چایی یا قهوه صبحگاهی. با توجه به تجربه روزانه خود سعی کنید اوقات حداکثر بهره‌وری خود را پیدا و از آن برای پیشرفت و انجام کار‌هایی مهم و حساس استفاده کنید. برای زمان‌های حداکثر بهره‌وری خود برنامه ریزی کنید و با انرژی زیاد کار‌های خود را انجام دهید. بهتر است کار‌های روتین و روزمره را بگذارید برای زمان‌هایی که بهره‌وری شما کاهش پیدا کرده است.

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.


 
۱۰ نکته برای مدیریت بهتر زمان و بالا بردن بهره‌وری هنگام کار
ساعت ٩:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/٢۸  کلمات کلیدی:

آیا همیشه دیر به قرار ملاقات‌های خود می‌رسید؟
تا به حال شده ساعت‌ها زمان در دفتر خود صرف کنید اما هیچ کاری را به سرانجام نرسانید؟
۲۴ ساعت روز را زمان کمی برای انجام کار‌های روزمره خود می‌دانید؟
اگر جواب هر کدام از این سوال‌ها برای شما مثبت است، پس باید یاد بگیرید چگونه زمان را بهتر مدیریت کنید.

1. بررسی شیوه صرف زمان

برای اینکه یاد بگیرید چگونه وقت خود را بهتر مدیریت کنید، باید اول از همه متوجه نقطه شروع کار خود باشید. در چند روز آینده شیوه صرف زمان خود را زیر نظر بگیرید. با خودتان رک و رو راست باشید، چه مقدار زمان برای چک کردن شبکه‌های اجتماعی می‌گذارید؟ چه زمان‌هایی بیشتر از همه اوقات در روز بهره‌وری بالایی دارید؟ نرم‌افزار‌هایی همچون RescueTime به صورت خودکار می‌توانند استفاده شما از اینترنت را پیگیری کنند، در همین حال نرم‌افزاری عالی همچون Toggle اطلاعات زندگی آفلاین شما را زیر نظر می‌گیرد.

۲. نصب تقویم دیواری

همه ما در دفتر‌های خود و درون کامپیوتر‌ها تقویم داریم. اما یک تقویم دیواری قابل پنهان شدن از دید شما نیست و با وجود آن‌ها در محل کار همیشه تاریخ قابل مشاهده است. این تقویم دیواری را جایی نصب کنید که قابل دیدن باشد (پشت سر خود نگذارید) و تاریخ‌های مهمی که در ماه باید به یاد داشته باشید را واضح علامت بزنید. اینگونه شما می‌توانید تاریخ و گذشت روز، هفته و ماه را کنترل کنید و هیچ رویداد مهم در آینده فراموش نمی‌شود.

۳. برنامه‌ریزی برای کل روز

قبل از اینکه هر شب به خانه بروید، برنامه کار‌هایی که باید فردا انجام دهید را مشخص کنید. تو دو لیست نسازید و به جای آن دو وظیفه مهم و با اولویت خود را مشخص کنید تا فردا با تمرکز بیشتر آن‌ها را تکمیل یا به سمت تکمیل شدن ببرید. چرا فقط دو وظیفه اولویت‌دار؟ زیرا دو وظیفه حتی با یک وقفه یک روزه بالاخره انجام شدنی هستند و زمانی که آن دو را به سرانجام برسانید، به پیدا شدن حس بهره‌ور بودن درون شما کمک می‌کنند.

۴. چک نکردن دائم ایمیل‌ها

آیا هر زمان که روی صندلی خود در دفتر می‌نشینید، شروع به چک کردن ایمیل‌های تازه می‌کنید؟ اینکار شما را به درون کار‌های پیچیده دیگری سوق می‌دهد و در نهایت با خراب کردن برنامه شما، تمام نقشه‌هایی که دیشب کشیده بودید را به تاخیر می‌اندازد. ساعت‌های اولیه روز خود را روی وظایفی قرار دهید که بیشترین اولویت و اهمیت را دارند. از این طریق پیشرفتی در کار خود خواهید دید و بعدا نیز با احتمال بیشتری برمی‌گردید و کار خود را تکمیل می‌کنید.

۵. زمانی برای ارتباط با دیگران

تمرکز در زمانی که دائم گوشی شما زنگ می‌خورد، ایمیل دریافت می‌کنید یا دیگران با یکدیگر صحبت می‌کنند، بسیار سخت است. ۳۰ دقیقه از زمان کار هر روز خود را برای برقراری ارتباط با دیگران بگذارید. پس از آن در کمال تعجب می‌توانید کارهایی بیشتری را تکمیل کنید.

۶. بستن در‌ها

اگر یک دفتر مخصوص خود دارید، در زمان نیاز از بستن در و گذاشتن یک علامت «مزاحم نشوید» بر روی آن نترسید. اگر نیاز هست با تلفن درخواست‌های ملاقاتی که در زمان‌های حساس می‌شود را رد کنید یا مودبانه از همکار‌های خود بخواهید بعدا پیش شما بازگردند یا بعدا به آن‌ها سر بزنید. زمانی که در حال کار حساس و مهم خود هستید، در‌ها را بر روی اینترنت هم ببندید و نگذارید حواس شما را پرت کند. اپلیکیشن‌هایی همچون Freedom یا Self-Control کمک می‌کنند تا از هر دو مورد جلوگیری کنید.

۷. زمانی برای کار نکردن

وقفه در بین کار آزار دهنده است اما گاهی اوقات ضروری می‌نماید. شاید چیزی به توجه آنی شما نیاز داشته باشد یا ممکن است یک جلسه ناگهانی آغاز شود. لازم نیست با برنامه ریزی دقیقه به دقیقه روز خود را نابود کنید، به جای آن، انتظار انجام کار واقعی به مدت ۴ تا ۵ ساعت در روز را از خود داشته باشید و باقی وقت را به رفع پیش‌آمد‌ها مشغول شوید.

۸. ادغام وظایف مشابه

زمانی که به ناحیه محل کار خود وارد می‌شوید، سعی کنید وظایف مشابه را با هم انجام دهید. با اینکار حجم کاری که باید در طول روز انجام دهید ناگهان کاهش پیدا می‌کند و تمرکز بر روی وظایف اصلی در محل کار بیشتر می‌شود.

۹. مراقبت از سلامتی

تا به حال شده شب‌ها تا دیر وقت کار کنید و فردای آن روز خسته و بی‌حوصله روز کاری خود را شروع کنید؟ خواب مناسب و کافی، غذا خوردن با برنامه و ورزش قطعا بهره‌وری شما را افزایش خواهد داد. مراقب سلامتی خود باشید.

۱۰. توجه به ریتم زندگی

به قدم اول بازمی‌گردیم، چه زمانی شما بیشترین و بالاترین مقدار بهره‌وری خود را حس می‌کنید؟
ممکن است پس از صرف یک وعده غذا یا شاید ۴۵ دقیقه پس از خوردن چایی یا قهوه صبحگاهی. با توجه به تجربه روزانه خود سعی کنید اوقات حداکثر بهره‌وری خود را پیدا و از آن برای پیشرفت و انجام کار‌هایی مهم و حساس استفاده کنید. برای زمان‌های حداکثر بهره‌وری خود برنامه ریزی کنید و با انرژی زیاد کار‌های خود را انجام دهید. بهتر است کار‌های روتین و روزمره را بگذارید برای زمان‌هایی که بهره‌وری شما کاهش پیدا کرده است.

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.


 
شش گام برای ایجاد رابطه احساسی بین برند و مشتری
ساعت ٥:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/٢٥  کلمات کلیدی: برند

همان‌طور که میدانید، این مشتری است که رابطه با برند را شکل می‌دهد (چه خوب و چه بد). اما باید از تکنولوژی نیز تشکر نمود، زیرا را که ما را قادر به ایجاد یک رابطه بامعنا و دوسویه بین مشتری و برند نموده است. برترین برندها از این فرصت برای ایجاد یک رابطه استراتژیک بازاریابی استفاده می‌نمایند.

brand-love-customer

با شناخت نیاز و تقاضای مشتری و درک جایگاه کنونی برند در فضای رقابت و نیز ارزش پیشنهادی به مشتری، می‌توان برند را به سطحی از رابطه با مشتری رساند که بتوان گفت، برند با هویت مشتری و یا آرزوهای وی گره‌خورده است.

یکی از شناخته‌شده‌ترین مدل‌ها در خصوص سطوح رابطه، مدل ایجاد رابطه مارک نپ Mark Knapp است که در سال 1998 معرفی‌شده است.

مدل نپ، شامل 3 ناحیه متصل به یکدیگر است که هر کاملاً مشابه مراحل ساخت برند یا برندسازی است.

در ادامه، در خصوص نحوه ایجاد رابطه و تطبیق آن بر برندسازی و نقاط اشتراک آنان با تمرکز بر 6 گام نخست این مدل، مطالبی را بیان خواهیم نمود.


relationship model Knapp مدل مارک نپ
Knapp's Stages of Relational Development


شش گام برای ایجاد رابطه :

گام 1 : شروع

  • نشان دهید که به برقراری رابطه علاقه‌مندید و از آن دسته از افراد هستید که آشنا شدن با آنان، ارزشمند است.

در طی مرحله شروع، تلاش برندها بر الهام‌بخش بودن، ایجاد انگیزه در مشتریان است. برندها سعی دارند تا حس‌هایی نظیر تصویرسازی و اشتیاق مشتری را در این مرحله به‌سوی خود، برنامه‌ریزی نمایند.

 

گام 2 : تجربه

  • فرایند شناخت دیگران و جمع‌آوری اطلاعات بیشتر در خصوص آنان.

 

 گام 3 : تشدید

  • رابطه بین افراد در این سطح ظهور می‌نمایند. احساسات به‌صورت آشکارا بیان می‌گردد. برای تعمیق رابطه، در مورد برخی موارد به‌صورت جزئی‌تر گفتگو می‌شود، از دریافت نظر و پیشنهاد استقبال می‌شود، طرفین رابطه خود را در کلمه "ما" به‌جای کلمه منفرد "من" می‌بینند.

در طی گام 2 و 3 ، اعتماد طرفین به یکدیگر در حین بروز چالش‌ها و حفظ تعهدها، ایجاد و تقویت می‌گردد.
هنگامی‌که اعتماد ایجاد می‌گردد، کاربر باعلاقه به حمایت و ترویج برند خواهد پرداخت، که می‌تواند به‌صورت تبلیغات دهان-به-دهان به دیگران توصیه گردد. در گام 3، شاهد تبدیل‌شدن محصول و خدمت به بخشی از هویت برند هستیم.


گام 4 : تکمیل نمودن

  • رابطه به‌عنوان یک واحد اجتماعی شناخت می‌شود. در محافل اجتماعی ادغام می‌شود. شراکت در رابطه منحصربه‌فرد است، تعهد به دیگر اشخاص افزایش میابد. برخی از ویژگی‌های شخصیتی جایگزین دیگر ویژگی‌ها می‌گردد و آنان را به افراد جدیدی تبدیل می‌نمایند.

هنگامی‌که برند به بخشی از زندگی روزمره مشتری اضافه می‌گردد، موجب می‌شود تا برند به بخشی از هویت مصرف‌کننده تبدیل گردد و مکمل زندگی او شود.

ایجاد رابطه با برند تبدیل به یک عادت خواهد شد و بخشی از فرهنگ بزرگ‌تر خواهد بود. مثلاً برند اپل بخشی از "فرهنگ نوآوری" و برند مایکروسافت بخشی از "فرهنگ کسب‌وکار".

 

گام 5 : پیوند

  • دو نفر که باهم در ارتباط هستند به‌صورت سمبلیک، وجود رابطه بین خود را به جامعه نشان می‌دهند ( از طریق: حلقه، دستبند دوستی، تعهد متقابل).

میزان شدت، اصلی‌ترین تفاوت گام 4 و 5 است. هنگامی‌که در گام ،4 رابطه با برند تبدیل به بخشی از زندگی و یک عادت می‌گردد. ممکن است این عادت یا تعهد ناخودآگاه نیز باشد. به‌عنوان‌مثال، طرفداران کوکاکولا و پپسی کولا خود را کوکایی یا پپسی باز می‌دانند. طرفداران اپل و نایک لوگوی این برندها را بر بدن خود تتو می‌نمایند.

 مثلاً در خصوص نرم‌افزار کاربردی Evernote، با به‌کارگیری تکنولوژی سعی به حذف پرینتر و کاغذ یادداشت، ... نموده است تا همواره مطالب دیجیتال مدنظر در اختیار مالک آن قرار داشته باشد، که موجب حذف کاغذ و خلق یک ارزش برای مشتریان مورد هدف خود شده است. این امر موجب می‌شود که پیوند بسیار مستحکمی بین برند و کاربر ایجاد شود.

 

گام 6 : تمایز

  • نیاز به بازتعریف جایگاه هر فرد در رابطه متقابل وجود دارد. کلید موفقیت در ایجاد تمایز عبارت است حفظ تعهد در رابطه متقابل و همزمان، تعریف میزان استقلال و آزادی فردی هرکدام از طرفین حاضر رابطه است.

گام 6، فصل مشترک بین ناحیه حفظ رابطه و جدا شدن است که هم بر حفظ پیوند و هم بر استقلال شخصی تأکید دارد. ازنظر دیگر این پیوند قوی است که به حذف ارتباط پایدار و بلندمدت می‌انجامد.

این مرحله به یک ‌ضرب‌المثل اشاره دارد"اگر چیزی را دوست داری، بگذار آزاد باشد".

وقتی مصرف‌کننده تشخیص دهد که در پیوند با برند، آزادی و استقلال انتخاب خود را از دست نمی‌دهد، حتماً علاقه و گرایش او به برند بیشتر از پیش خواهد شد.
دقیقاً مانند تفاوت بین یک جفت کفش جدید با کفش موردعلاقه شما است.

  • آزادی و استقلال در انتخاب با انتخاب فقط برای رفع نیاز کاملاً متفاوت است. الویت اصلی بسیاری از شرکت‌های ایجاد نیاز شدید به‌جای ایجاد حس علاقه در مشتری است.

 بحث در مورد برندسازی از دریچه ایجاد رابطه می‌تواند یک شیوه انقلابی باشد، اما برای شما به‌عنوان سازنده برند و یا متولی برند، می‌تواند کمکی بزرگ و یا عامل استرس باشد. 

اگر شرکتی بخواهد در به‌کارگیری مدل رابطه نپ موفق گردد، باید از ارزش‌های پیشنهادی خود تصویر صحیحی در سطح انسانی و نه سازمانی، داشته باشد. همچنین باید درک مناسبی از مخاطبان هدف برند خویش داشته باشد. برنامه‌ریزی پیرامون این دو متغیر، موجب ایجاد هویت برای مشتریان پیرامون برند می‌گردد.

منبع:تیم مشاوران مدیریت ایران

 

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.


 
شش گام برای ایجاد رابطه احساسی بین برند و مشتری
ساعت ٥:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/٢٥  کلمات کلیدی:

همان‌طور که میدانید، این مشتری است که رابطه با برند را شکل می‌دهد (چه خوب و چه بد). اما باید از تکنولوژی نیز تشکر نمود، زیرا را که ما را قادر به ایجاد یک رابطه بامعنا و دوسویه بین مشتری و برند نموده است. برترین برندها از این فرصت برای ایجاد یک رابطه استراتژیک بازاریابی استفاده می‌نمایند.

brand-love-customer

با شناخت نیاز و تقاضای مشتری و درک جایگاه کنونی برند در فضای رقابت و نیز ارزش پیشنهادی به مشتری، می‌توان برند را به سطحی از رابطه با مشتری رساند که بتوان گفت، برند با هویت مشتری و یا آرزوهای وی گره‌خورده است.

یکی از شناخته‌شده‌ترین مدل‌ها در خصوص سطوح رابطه، مدل ایجاد رابطه مارک نپ Mark Knapp است که در سال 1998 معرفی‌شده است.

مدل نپ، شامل 3 ناحیه متصل به یکدیگر است که هر کاملاً مشابه مراحل ساخت برند یا برندسازی است.

در ادامه، در خصوص نحوه ایجاد رابطه و تطبیق آن بر برندسازی و نقاط اشتراک آنان با تمرکز بر 6 گام نخست این مدل، مطالبی را بیان خواهیم نمود.


relationship model Knapp مدل مارک نپ
Knapp's Stages of Relational Development


شش گام برای ایجاد رابطه :

گام 1 : شروع

  • نشان دهید که به برقراری رابطه علاقه‌مندید و از آن دسته از افراد هستید که آشنا شدن با آنان، ارزشمند است.

در طی مرحله شروع، تلاش برندها بر الهام‌بخش بودن، ایجاد انگیزه در مشتریان است. برندها سعی دارند تا حس‌هایی نظیر تصویرسازی و اشتیاق مشتری را در این مرحله به‌سوی خود، برنامه‌ریزی نمایند.

 

گام 2 : تجربه

  • فرایند شناخت دیگران و جمع‌آوری اطلاعات بیشتر در خصوص آنان.

 

 گام 3 : تشدید

  • رابطه بین افراد در این سطح ظهور می‌نمایند. احساسات به‌صورت آشکارا بیان می‌گردد. برای تعمیق رابطه، در مورد برخی موارد به‌صورت جزئی‌تر گفتگو می‌شود، از دریافت نظر و پیشنهاد استقبال می‌شود، طرفین رابطه خود را در کلمه "ما" به‌جای کلمه منفرد "من" می‌بینند.

در طی گام 2 و 3 ، اعتماد طرفین به یکدیگر در حین بروز چالش‌ها و حفظ تعهدها، ایجاد و تقویت می‌گردد.
هنگامی‌که اعتماد ایجاد می‌گردد، کاربر باعلاقه به حمایت و ترویج برند خواهد پرداخت، که می‌تواند به‌صورت تبلیغات دهان-به-دهان به دیگران توصیه گردد. در گام 3، شاهد تبدیل‌شدن محصول و خدمت به بخشی از هویت برند هستیم.


گام 4 : تکمیل نمودن

  • رابطه به‌عنوان یک واحد اجتماعی شناخت می‌شود. در محافل اجتماعی ادغام می‌شود. شراکت در رابطه منحصربه‌فرد است، تعهد به دیگر اشخاص افزایش میابد. برخی از ویژگی‌های شخصیتی جایگزین دیگر ویژگی‌ها می‌گردد و آنان را به افراد جدیدی تبدیل می‌نمایند.

هنگامی‌که برند به بخشی از زندگی روزمره مشتری اضافه می‌گردد، موجب می‌شود تا برند به بخشی از هویت مصرف‌کننده تبدیل گردد و مکمل زندگی او شود.

ایجاد رابطه با برند تبدیل به یک عادت خواهد شد و بخشی از فرهنگ بزرگ‌تر خواهد بود. مثلاً برند اپل بخشی از "فرهنگ نوآوری" و برند مایکروسافت بخشی از "فرهنگ کسب‌وکار".

 

گام 5 : پیوند

  • دو نفر که باهم در ارتباط هستند به‌صورت سمبلیک، وجود رابطه بین خود را به جامعه نشان می‌دهند ( از طریق: حلقه، دستبند دوستی، تعهد متقابل).

میزان شدت، اصلی‌ترین تفاوت گام 4 و 5 است. هنگامی‌که در گام ،4 رابطه با برند تبدیل به بخشی از زندگی و یک عادت می‌گردد. ممکن است این عادت یا تعهد ناخودآگاه نیز باشد. به‌عنوان‌مثال، طرفداران کوکاکولا و پپسی کولا خود را کوکایی یا پپسی باز می‌دانند. طرفداران اپل و نایک لوگوی این برندها را بر بدن خود تتو می‌نمایند.

 مثلاً در خصوص نرم‌افزار کاربردی Evernote، با به‌کارگیری تکنولوژی سعی به حذف پرینتر و کاغذ یادداشت، ... نموده است تا همواره مطالب دیجیتال مدنظر در اختیار مالک آن قرار داشته باشد، که موجب حذف کاغذ و خلق یک ارزش برای مشتریان مورد هدف خود شده است. این امر موجب می‌شود که پیوند بسیار مستحکمی بین برند و کاربر ایجاد شود.

 

گام 6 : تمایز

  • نیاز به بازتعریف جایگاه هر فرد در رابطه متقابل وجود دارد. کلید موفقیت در ایجاد تمایز عبارت است حفظ تعهد در رابطه متقابل و همزمان، تعریف میزان استقلال و آزادی فردی هرکدام از طرفین حاضر رابطه است.

گام 6، فصل مشترک بین ناحیه حفظ رابطه و جدا شدن است که هم بر حفظ پیوند و هم بر استقلال شخصی تأکید دارد. ازنظر دیگر این پیوند قوی است که به حذف ارتباط پایدار و بلندمدت می‌انجامد.

این مرحله به یک ‌ضرب‌المثل اشاره دارد"اگر چیزی را دوست داری، بگذار آزاد باشد".

وقتی مصرف‌کننده تشخیص دهد که در پیوند با برند، آزادی و استقلال انتخاب خود را از دست نمی‌دهد، حتماً علاقه و گرایش او به برند بیشتر از پیش خواهد شد.
دقیقاً مانند تفاوت بین یک جفت کفش جدید با کفش موردعلاقه شما است.

  • آزادی و استقلال در انتخاب با انتخاب فقط برای رفع نیاز کاملاً متفاوت است. الویت اصلی بسیاری از شرکت‌های ایجاد نیاز شدید به‌جای ایجاد حس علاقه در مشتری است.

 بحث در مورد برندسازی از دریچه ایجاد رابطه می‌تواند یک شیوه انقلابی باشد، اما برای شما به‌عنوان سازنده برند و یا متولی برند، می‌تواند کمکی بزرگ و یا عامل استرس باشد. 

اگر شرکتی بخواهد در به‌کارگیری مدل رابطه نپ موفق گردد، باید از ارزش‌های پیشنهادی خود تصویر صحیحی در سطح انسانی و نه سازمانی، داشته باشد. همچنین باید درک مناسبی از مخاطبان هدف برند خویش داشته باشد. برنامه‌ریزی پیرامون این دو متغیر، موجب ایجاد هویت برای مشتریان پیرامون برند می‌گردد.

منبع:تیم مشاوران مدیریت ایران

 

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.