آفتاب ایرونی

این وب لاگ با هدف ایجاد مرکزیتی برای اطلاع رسانی و ایجاد ارتباط در محیط مجازی برای مدیران،مشاوران، متخصصین و پژوهشگران جهت هم افزایی و اثر گزاری در این حوزه مدیریت ایجاد شده است.و شامل یادداشت های از مدیریت فناوری اطلاعات، بانکداری، مدیریت اجرایی،مدیریت استراتژی، مدیریت برند، مدیریت روابط عمومی،مدیریت دانش، تعالی سازمانی، بهره وری، کارآفرینی، روانشانسی، اجتماعی و خانواده می باشد. و آفتاب ایرونی اشاره به اندیشه و قدرت مدیران و متخصصین ایرانی دارد.

شخصیت شناسی با استفاده از اشکال هندسی و فرهنگ فنگ شویی
ساعت ٥:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٢/٢۱  کلمات کلیدی:

ابتدا یکی از اشکال زیر را انتخاب کنید سپس به مطالعه مطالب پایین بپردازید

  مربع، مثلث، دایره، مستطیل و منحنی

 

این تست برای ارزیابی افراد نسبت به موقعیت شغلی شان کاربرد دارد ویا به منظور پی بردن به این نکته که افراد مختلف تا چه حدی می توانند با هم کار کنند مثلا اگر شما به شدت علاقه مندید که یک کار خاص و اصولی را انجام دهید فردی که مربع را انتخاب می کنید می تواند همکار توانای شمادر انجام امور تجاری و کاری باشد.همچنین اینگونه افراد برای کار در دوایر حسابرسی هم کاملا مناسبند چون کارهای این افراد با اصول و برنامه ریزی خاصی پیش میرود و به نظر من برای انتخاب منشی بهترین گزینه می باشد چون با خصوصیات خود نظم خوبی به دفتر شما می بخشد پس در فرمهای استخدامی خود این تست را جای دهید.و یا افرادی که مثلث را انتخاب می کنند افراد مناسبی در پیش بردن یک هدف و یا پروژه ای مهم می باشند.

خصوصیات اشکال:

مربع:

‬‎چنین افرادی بسیار منظم و مرتب هستند و به کارهای گروهی علاقه دارند. برای شروع هر کاری تمام جوانب آن را در نظر گرفته و بعد با برنامه ریزی دقیق به آن کار خواهند پرداخت.به ندرت در این افراد خلاقیت دیده می شود و همیشه سعی می کنند در مسیری مشخص گام بردارند و کمتر از این راه دور می شوند.

 

مستطیل:

Image result for ‫مستطیل:‬‎ اصول گرایی مشخصه بارز این افراد است.آنها نیز نظم و ترتیب را دوست دارند ولی آنرا بیشتر از طریق سازماندهی دقیق انجام می دهند.این امر باعث می شود که راه های مناسبی را انتخاب و همه مقررات و قوانین را بررسی کنند.اگر وظیفه ای به این افراد محول کنید ابتدا آنرا به خوبی سازماندهی می کنند تا اطمینان یابند آنها بطور اصولی انجام خواهد شد


 

 

مثلث:

Image result for ‫مثلث‬‎اشخاصی که شکل مثلث انتخاب آنهاست هدف گرا هستند.آنها از برنامه ریزی قبل از انجام کارها لذت می برند و به طرح موضوعات و برنامه های بزرگ و بلند مدت تمایل نشان می دهند،اما ممکن است جزئیات را فراموش کنند.اگر کاری را به عهده آنها بگذارید ابتدا هدفی را برای آن تعیین و سپس با برنامه ریزی کار را آغاز می کنند

 


دایره:

Image result for ‫دایره‬‎چنین افرادی اجتماعی و خوش صحبت هستند.هیچ لحن خشنی ندارند و امور را به وسیله صحبت کردن تحت کنترل خود در می آورند.ارتباطات اولین اولویت آنها در زندگی است.مطمئن باشید اگر وظیفه ای به آنها محول شود آن قدر درباره آن صحبت می کنند تا هماهنگی لازم ایجاد شود

 


منحنی:

Image result for ‫منحنی‬‎خلاقیت در این افراد موج می زند و اغلب اوقات کارهی جدید و متفاوت ارائه می دهند.نظم و ترتیب برایشان کسالت آور است و اگر تکلیف را برای آنها در نظر بگیرید،ایده های خوب و مشخصی را برای آن ارائه مدهند اما زیاد انتظار نداشته باشید کارها با نظم و طبق هدف مشخص شده پیش برود

نتیجه گیری:

بطور کلی افرادی که سه شکل اول یعنی مربع،مستطیل،مثلث را انتخاب می کنند در جهت مسیر ویژه در حرکتند و کارها را بطور منطقی و اصولی پیش می برند ولی ممکن است خلاقیت کمی داشته باشند (ممکن است یعنی در موارد زیادی افراد خلاقی هم می توانند باشند).

اما گزینشهای دایره و منحنی نشان دهنده خلاقیت و برون گرایی است.چنین افرادی به موقعیت های جدید و سایر افراد دسترسی پیدا می کنند ولی چندان اصول گرا و قابل اطمینان نیستند.

اما چه ربطی با فنگ شویی می تونه داشته باشه؟

میدانیم که در فنگ شویی به پنج عنصر در طبیعت پرداخته که اساس زندگی بشر می باشند که عبارتند از:

آب :: چوب :: آتش :: خاک :: فلز

 هر کدام از این عناصر طبیعی شکل و رنگ خاص خود را داشته که با حالت طبیعی آن در طبیعت رابطه ای مستقیم دارد مثل:

آبی بودن عنصر آب همراه با شکلی منحنی مثل یک رودخانه و یا موجهای زیبای آب که حرکتهای موجی دارند

سبز بودن عنصر چوب همراه با شکلی بلند و کشیده مثل یک تنه درخت بزرگ و یا یک شاخه بلند گندم که مثل مستطیلی بلند و کشیده است.

قرمز بودن عنصر آتش همراه با شکلی مثلثی مثل آتشی شعله ور که در یک نقطه به هم رسیده و شکلی مثل هرم و یا مثلث را دارد.

زرد بودن عنصر خاک همراه با شکل دایره و گرد مثل زمین که هستی و سرشت همه ما انسانها از آن است.

خاکستری و نقرهای بودن عنصر فلز همراه با شکلی مربعی که برای ما یاد آور ورقهای بزرگ فولادی و منابع فلزات در سطح زمین است.

به راحتی متوجه می شوید هر یک از گزینه های تست ما مربوط به یکی از عناصر پنج گانه فنگ شویی شده که به نظر من با خصوصیات ظاهری و باطنی هر عنصر نیز مربوط است 

منبع : وبلاگ napteam

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.


 
هوش هیجانی و اهمیت آن برای زندگی بهتر
ساعت ٥:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٢/٢۱  کلمات کلیدی: رفتارسازمانی ، سخنرانی

مبحث هوش هیجانی (Emotional Intelligence)  و تأثیر آن بر نیروی کار یکی از داغ‌ترین موضوعات روانشناسی در سال‌های اخیر است. تجارت در دست انسان‌هاست پس آن چه کارایی ذهن‌های افراد را تغییر دهد می‌تواند تجارت و کار آن‌ها را نیز تغییردهد. در حقیقت متخصصان معتقدند که بهرهٔ هوش هیجانی افراد مهم‌تر از ضریب هوشی آن‌هاست و این میزان می‌تواند بهتر و دقیق‌تر موفقیت، توانایی برقراری ارتباط و احساس شادی افراد را نشان دهد.

داستان تکامل این مفهوم یعنی هوش اجتماعی در طول سالیان دراز از عنوان اولیهٔ آن یعنی هوش اجتماعی در دههٔ ۳۰ به قدرت هیجانی در نیمهٔ اول قرن بیستم و نام گذاری امروزی آن یعنی هوش اجتماعی جالب توجه است.

اما علی رغم آن چه می نامیمش به زبان ساده این مفهوم یعنی میزان توانایی شخص برای: 

  • تشخیص و فهم احساسات و عکس‌العمل ها (خودآگاهی).
  • مدیریت، کنترل و تعدیل هیجانات، حالات و عکس‌العمل ها و پاسخ‌ها (خود کنترلی).
  • مهار احساسات به منظور ایجاد انگیزه برای انجام عمل مناسب، قبول مسئولیت، الگو پذیری و حرکت به سوی دستیابی به اهداف (انگیزه).
  • تشخیص احساسات اطرافیان، فهم هیجانات آن‌ها و استفاده از این آگاهی‌ها برای ایجاد ارتباطات مؤثر با دیگران (همدلی).
  • ایجاد ارتباط با دیگران، همکاری در امور اجتماعی، رهبری، مناقشه و بحث و انجام کار تیمی (مهارت‌های اجتماعی).

  

چرا هوش اجتماعی مهم است؟

سلامت جسم: توانایی مراقبت از جسم و مدیریت استرس‌هایمان که اثر شگفت انگیزی روی سلامتی عمومی ما دارد تا حدود زیادی وابسته به هوش اجتماعی ماست. فقط با آگاهی از وضعیت احساسی و واکنش‌هایمان به استرس است که می‌توانیم امیدوار باشیم این استرس‌ها را کنترل کنیم و سلامتیمان را حفظ کنیم.

بهداشت روانی: هوش اجتماعی می‌تواند چشم انداز زندگی را در پیش رویمان تغییر دهد. این فاکتور روانی همچنین می‌تواند اضطراب، افسردگی و نوسانات خلقی را مهار کند. هوش اجتماعی بالا به طور مستقیم با داشتن نگاه مثبت و شادتر به زندگی در ارتباط است.

ارتباطات: با فهم بهتر و مدیریت هیجاناتمان می‌توانیم به شیوهٔ سازنده تری با دیگران ارتباط برقرار کنیم و همچنین می‌توانیم ارتباطاتمان را بهبود بخشیم. آگاهی از نیازها، احساسات و واکنش‌های افرادی که برایمان مهم هستند ارتباطات قوی‌تر و ارضا کننده تری به دنبال خواهد داشت.

عصبانی شدن آسان است – همه می توانند عصبانی شوند، اما عصبانی شدن در برابر شخصِ مناسب، به میزان مناسب، در زمان مناسب، به دلیل مناسب و به روش مناسب – آسان نیست!   -ارسطو

حل کشمکش‌ها: وقتی بتوانیم احساسات دیگران را بفهمیم و با آن‌ها همدل و همراه شویم، حل کشمکش‌ها و جلوگیری از ایجاد آن‌ها به مراتب آسان‌تر می‌شود. همچنین با فهم نیازها و آرزوهای دیگران می‌توانیم مباحثات بهتری با آن‌ها داشته باشیم. اگر بتوانیم آن‌ها را بفهمیم می‌توانیم به بهترین نحوی نیازهایشان را رفع کنیم و آن‌ها را راضی نگه داریم.

موفقیت: هوش اجتماعی بالاتر کمک می‌کند انگیزه های درونیمان را تقویت کنیم و در نتیجه تنبلی را کنار گذاشته، اعتماد به نفسمان را بالا ببریم و بر هدفمان تمرکز کنیم. همچنین می‌توانیم با ایجاد شبکه های وسیعی از پشتیبانی، پسرفت ها را کنترل کنیم و وجهی بیرونیمان را بهبود بخشیم. توانایی ما برای به تعویق انداختن لذات و ایجاد آینده نگری تأثیری مستقیم بر موفقیت‌هایمان دارد.

رهبری: توانایی کشف نیروهای انگیزانندهٔ دیگران، مثبت اندیشی و ایجاد شبکه های قوی‌تر در محیط کار افرادی را که دارای هوش اجتماعی بالا هستند تبدیل به رهبران برتر می‌کند. یک رهبر خوب باید نیازهای زیردستانش را بداند و با رفع آن‌ها موجب عملکرد بهتر و رضایت کاری شود. یک مدیر دانا و باهوش با شناخت تنوع احساسات اعضای گروهش می‌تواند تیم قدرتمندتری بسازد.

هوش هیجانی هنوز به طور کامل شناخته نشده است اما امروزه می‌دانیم که این عامل نقش مهمی در کیفیت زندگی شخصی و شغلیمان ایفا می‌کند و از نظر میزان کارایی از توانایی‌های هوش مغزیمان تواناتر است. درحالی‌که ابزارآلات و فن آوری می‌توانند اطلاعاتمان را افزایش دهند هیچ چیز نمی‌تواند جایگزین توانایی ما برای شناخت، مدیریت و تسلط بر هیجانات خود و اطرافیانمان شود.

 

منبع : lifehack.org

 

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.


 
دروغگویی و تاثیر آن روی بدن
ساعت ٧:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۱٦  کلمات کلیدی:

یا می دانستید با گفتن دروغ چه میزان از اعضای بدنتان را تحت تاثیر قرار می دهید و از لحاظ روحی و روانی یک فرد دروغگو چه آسیبی می بیند؟

لرزش دست و تغییر رنگ چهره و صدا، اختلال در تمرکز، وجود آدرنالین خون، تشدید استرس و اظطراب، و مهتر از همه کم ارزش شدن جایگاه فرد پیش خودش از علائم شایع دروغ گفتن است.

ریشه دروغ ترس از دست دادن وکم بودن امتیازات شخصیتی فرد است و اساس دروغ گفتن به طور معمول کمتر بودن و دیده شدن فرد است و این در حالی است که فرد در پی به دست آوردن چیزی به طور آسانی از ر اه تقلب است.

دروغگویی و عوارض آن در بدن :

بدن انسان بر اساس صداقت طراحی شده است و مطالعات نشان داده است وقتی انسان دروغ می‌گوید ۱۰۷ قسمت بدن واکنش و آسیب می‌بیند که لرزش دست و تغییر رنگ چهره و صدا، اختلال در تمرکز، وجود آدرنالین خون، تشدید استرس و اضطراب، و مهتر از همه کم ارزش شدن جایگاه فرد پیش خودش از علائم شایع دروغ گفتن است.
وقتی یک تفکر تقلبی یا‌‌ همان دروغ وارد مغز می‌شود، چیزی حدود ۶ میلیارد سلول‌های عصبی باید با تفکر دروغین خودشان را هماهنگ کنند که این واکنش بدن را به همراه دارد.
دروغ گفتن را در افرادی که شخصیت وشان بالایی ندارند بیشتر است: دروغ گفتن در هر شغل و شخصیتی می‌تواند شکل بگیرد اما در کسانی که شخصیت‌ والایی ندارند بیشتر است و به نوعی می‌خواهند با دروغ گفتن برای خود جایگاهی در نزد دیگران پیدا کنند و بیشتر مورد کانون توجه افراد قرار بگیرند.

مطالعات علمی نشان می‌دهد که بین سنین ۳ تا ۷ سالگی بچه‌ها تخیلاتشان را می‌بینند و دروغ می‌گویند که توصیه ما این است والدین نباید آن‌ها را دروغگو خطاب کنند و یا با آن‌ها برخوردی داشته باشند. والدین نباید در جلوی فرزندان خود دروغ بگویند

آثار دروغ گفتن والدین : طی مطالعاتی بچه‌های ۳۶ ساعته توانایی تقلید چهره منفی والدین را دارند حال اگر والدین در مقابل کودک ۵ ساله دروغ بگویند این در ذهن کودک می‌ماند و در آینده ممکن است به طور ناخودآگاه فرد به همسرش دروغ گوید که این ریشه در کودکی فرد داشته است.

 محیط کار و دروغ گفتن رابطه مستقیم : باید سعی کنیم شرایط دروغ گفتن را از بین ببریم و در واقع پیشگیری کنیم. به طور مثال آقایی که شغلش ارتباط با قشر خانم است ممکن است از سوی همسرش بیشتر کنترل یا مورد سوال و جواب قرار گیرد که در اینجا توصیه می‌کنیم آقا ذهنیت همسرش را نسبت به شغلش آگاه و شفاف سازد تا زمینه دروغ گویی پیش نیاید. و خانم هم ر یشه و علت دروغ گفتن مرد را بیابد که آن را رفع کند.

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید. 


 
کتاب «آخرین سخنرانی»
ساعت ٩:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۱۳  کلمات کلیدی:
معرفی نوبسنده: رندی پاش، ۴۷ ساله، دارای سه فرزند ۲ و  ۳ و ۶ ساله. استاد علوم کامپیوتر کارنگی ملون و متخصص در «دنیاهای مجازی». دارای سابقه همکاری با الکترونیک آرتس، والت دیزنی و گوگل.
 همه ی اینها خوب است. اما افرادی با چنین رزومه ای کم نیستند. آنچه رندی پاش را متمایز میکند این است که پزشکان به او گفته اند در اثر سرطانی که دارد، طی سه تا شش ماه آینده خواهد مرد. هنوز هم رندی پاش، متمایز نیست. بیماری سرطان آنقدر نادر نیست که او را از دیگران متفاوت کند. ماجرا چیز دیگری است:

این رسم بارها در دانشگاهها و خارج از دانشگاهها تکرار شده که از افراد مختلف میخواهند تا فرض کنند «آخرین سخنرانی زندگی خود» را انجام میدهند و مخاطبان، پای صحبت سخنران بنشینند تا ببینند حاصل یک عمر کار و تجربه در یک سخنرانی چگونه خلاصه میشود.

آنچه رندی پاش را متمایز میکند این است که زمانی که رندی پاش در سال ۲۰۰۷ این سخنرانی را انجام داد، واقعاً میدانست که آخرین سخنرانی او خواهد بود. ۴۰۰ نفری که در سالن دانشگاه نشسته بودند در ابتدای سخنرانی با تصاویر سیتی اسکن شکم رندی پاش مواجه شدند!

Randy Pausch: Last Lecture Elephant

اما او بلافاصله توضیح داد که قرار نیست در این سخنرانی در خصوص بیماری اش حرف بزند.

او میخواهد در مورد «اهمیت رویاها» و «تلاش برای رسیدن به آنها» صحبت کند. او در مورد اهمیت «بلندپروازی» صحبت کرد و گفت که:

«دیوارهای بلند را نساخته اند تا مانع رسیدن ما به رویاهایمان شوند. دیوارها را ساخته اند تا با سخت کوشی و عبور از آنها، به خود و دیگران نشان دهیم که رویاهایمان چقدر برایمان مهم هستند. دیوارها مانع ما نیستند. دیوارها وجود دارند تا مانع کسانی شوند که به اندازه ی ما، رویاهایشان را دیوانه وار دنبال نمیکنند...».

پس از پایان سخنرانی رندی پاش، دکتر کوهن رئیس دانشگاه کارنگی ملون، پشت تریبون قرار گرفت و در حالی که صدایش می لرزید گفت:

«رندی! ما برای حفظ یاد و خاطره ی تو، پلی میان دانشکده علوم کامپیوتر و دانشکده هنر احداث میکنیم و نامش را پل رندی پاش می گذاریم. می دانم پس از تو، نسل جدیدی از دانشجویان وارد دانشگاه خواهند شد که تو را نمی شناسند. آنها وقتی از روی این پل رد میشوند می پرسند که رندی پاش که بود؟ و دیگرانی که تو را میشناسند برای آنها از تو خواهند گفت. متأسفم که آنها تو را تجربه نمیکنند. اما اثری که از تو بر جا مانده است را تجربه خواهند کرد»

کتاب «آخرین سخنرانی» را رندی پاش، پس از آن سخنرانی نوشت. این کتاب مدتها از جمله پرفروش ترین کتابهای آمریکا بود. رندی پاش میگوید این کتاب، وصیتی است که برای فرزندانش نوشته است. به قول خودش: «من خودم را بر کاغذی نوشتم و داخل یک بطری انداختم به امید اینکه روزی فرزندانم این بطری را از آب بگیرند و نامه ی من را بخوانند»

رندی پاش، در آن سخنرانی رویاهای کودکی اش را مطرح کرد. علاقه ای که به مجموعه Star Trek داشت و همینطور رویایش برای بازی در لیگ حرفه ای فوتبال آمریکا.

پس از سخنرانی رندی، مردم چنان تحت تأثیر قرار گرفتند که هر کس تلاش کرد قبل از مرگ وی، بخشی از آرزوهایش را برآورده کند. یکی از تیم های لیگ حرفه ای آمریکا، او را برای یک بازی افتخاری دعوت کرد. تهیه کنندگان فیلم استار ترک، از او خواستند که در آخرین قسمت این فیلم نقشی کوتاه بازی کند و حتی «یک جمله» هم صحبت کند! رندی پاش مُرد. اما یادگار او برای ما، «زندگی» است

جملات برگزیده

  • وقتی خراب می‌کنی و کسی چیزی بهت نمی‌گه یعنی ازت نا امید شده‌اند.
  • نمی‌توانیم ورق‌های دستمان را عوض کنیم فقط باید ببینیم چگونه می‌خواهیم بازی کنیم.
  • اعتماد به نفس را نمی‌توان به کسی داد بلکه باید خودش به دست بیاورد.
  • تنها یک راه برای ایجاد اعتماد به نفس هست: «کاری به طرف بدهید که نمی‌تواند انجام بدهند او تلاش می‌کند تا ببیند می‌تواند انجامش دهد»
  • پایمردی ارزش است، اما همیشه لازم نیست همه ببینند چقدر برای موفقیت تلاش کرده‌ای.
  • دیوارهای آجری همیشه وجود دارند، دلیل وجودشان این نیست که ما را از چیزی دور نگه دارند بلکه وجود دارند تا به ما فرصت بدهند ثابت کنیم چقدر چیزی را می‌خواهیم.
کتاب «آخرین سخنرانی» را از دست ندهید…

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید. 



 
یا امیر المومنین حیدر
ساعت ۱۱:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۱٢  کلمات کلیدی:

تا حبّ علی و آل او یافته ایم

کام دل خویش مو به مو یافته ایم

وز دوستی علی و اولاد علی است

در هر دو جهان گر آبرو یافته ایم

ولادت حضرت علی(ع) مبارک

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید. 



 
چرا گوگل بهترین کارفرمای جهان است؟
ساعت ۱:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۱٢  کلمات کلیدی:

شرکت گوگل همواره به عنوان یکی از بهترین نقاط جهان برای کارکردن معرفی شده‌است که به گفته مدیر منابع انسانی این شرکت، مجموعه‌ای از مزایایی که در اختیار کارمندان این شرکت قرار می‌گیرد، اصلی‌ترین عامل چنین شهرتی به شمار می‌رود.

براساس گزارش CNN، لاسزلو بوک مدیر منابع انسانی شرکت گوگل که به تازگی کتابی با عنوان قوانین کار منتشر کرده، می‌گوید این شرکت مزایای زیادی در اختیار کارمندانش قرار می‌دهد که کارمندان بسیاری از شرکت‌ها حتی تصوری از آن ندارند. برای مثال این شرکت در اواسط سال 2000 میلادی برای کارمندانی که قصد خریداری خودروهای هیبریدی داشتند،‌کمک هزینه‌ای پنج هزار دلاری در نظر می‌گرفت، اما به تدریج و با ارزان‌قیمت‌تر شدن و رایج‌تر شدن این خودروهای پاک، گوگل تصمیم گرفت این کمک‌های مالی را قطع کند.

به گفته بوک،‌کارمندان به شدت از شنیدن خبر قطع کمک مالی ناراحت شدند و حتی فروشندگان محلی خودرو نیز نسبت به آن واکنش نشان دادند.

براساس کتاب جدید بوک گوگل مزایای کوچک و بزرگ متنوعی در اختیار کارمندانش قرار می‌دهد که چند نمونه از بهترین‌های آنها از این قرارند:

  • غذای رایگان 
این یکی از مهمترین مزیت‌های گوگل نسبت به دیگر شرکت‌ها‌ به شمار می‌رفت، سیاستی که اکنون در سیلیکون‌ولی همه‌گیر شده‌است. شرکت گوگل یکی از اولین شرکت‌هایی بود که برای کارمندانش غذای رایگان درنظر گرفت، غذایی که نه تنها از کیفیت بالایی برخوردار است، بلکه به حفظ سلامت کارمندان نیز کمک می‌کند.

  • سرویس سریع‌السیر
دومین رتبه امکاناتی که گوگل در اختیار کارمندانش قرار داده نیز یکی از بحث‌برانگیز‌ترین آنها است. به گفته بوک، سرویس گوگل روزانه 20 هزار تا 40 هزار خودرو را از بار ترافیک شهر‌ها کاهش می‌دهد، اما از دید برخی از ساکنان منطقه بی، اتوبوس‌های گوگل نمادی از نفوذ کارگران ثروتمند صنعت تکنولوژی به محله و افزایش میزان کرایه‌ها هستند.
  • گوگلی‌ها برای گوگلی‌ها
سال گذشته بیش از سه‌هزار نفر در کلاس‌های G2G آموزش دیدند و هزاران نفر دیگر در این کلاس‌ها مشارکت داشتند. کارمندان می‌توانند در این کلاس‌ها دانش خود را در هر زمینه‌ای با دیگران به اشتراک بگذارند، از علوم رایانه‌ای گرفته تا کد‌نویسی و یا روانشناسی کودکان و همسرداری.
  • سخنرانی‌های گوگل 
این شرکت مجموعه‌ای متنوع از افراد مشهور را، از استفان کلبرت گرفته تا باراک اوباما، برای انجام سخنرانی به این شرکت دعوت کرده و می‌کند. به گفته بوک این سخنرانی‌ها محیطی بانشاط برای خلق ایده‌های جدید و یادگیری فراهم می‌آورند.

با این‌همه بوک معتقد است مزایایی که از اهمیتی ویژه برخوردارند، آنهایی هستند که کنترل و انعطاف‌پذیری کارمندان را به ویژه در شرایط دشوار، افزایش می‌دهند.

برای مثال اگر فردی در دوران استخدامش در شرکت گوگل از دنیا برود، خانواده‌اش از مزایای پس از مرگ وی برخوردار خواهند‌شد. تمامی سهام متوفی به سرعت به خانواده وی واگذار می‌شود، همسر فرد می‌تواند برای 10 سال نیمی از حقوق متوفی را دریافت کند و هریک از فرزندانش نیز ماهانه هزار دلار حقوق خواهند‌داشت.

بوک می‌گوید در زندگی هر انسانی چنین لحظات دشواری پیش خواهد آمد، و در همین لحظات هستند که ما باید در کنار کارمندانمان باشیم.


آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید. 


 
چند سالتونه
ساعت ۸:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۱٢  کلمات کلیدی: معرفی یک سایت
مایکروسافت وب سایتی راه اندازی کرده است که بر اساس تصویر افراد سن ظاهری
آنان را تخمین می زند و می گوید افراد چقدر به سن واقعی خود نزدیک هستند . 
یعنی ممکن است سن واقعی شما خیلی کمتر یا بیشتر از سن ظاهری شما باشد 
و این وب سایت به شما می گوید بر اساس تصویری که به آن می دهید جوان تر  به
نظر می رسید یا پیرتر یا مطابق سن واقعی.


همچنین می توانید با جستجوی نام افراد تصویر آنان را در اینترنت یافته و سن ظاهری
دارنده تصویر را از این وب سایت بگیرید

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید. 



 
تست روانشناسی من چقدر تاثیرگذار هستم؟
ساعت ۸:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۱٢  کلمات کلیدی:

با کمک پرسشنامه زیر درعرض چند دقیقه از میزان اثرگذاری خودآگاه شوید
پرسشنامه خود اثربخشی که توسط شیرر و مادوکس تهیه شده، احساسات و واکنش های افراد را در موقعیت های مختلف زندگی توصیف می کند. برای پاسخگویی، هر جمله را با دقت بخوانید و مشخص کنید که تا چه حد با هر جمله موافق هستید.

برای این کار از یک مقیاس 14 درجه ای استفاده کنید که در آن عدد 1 نشاندهنده «کاملا مخالف» و عدد 14 نشاندهنده «کاملا موافق» است.

1- وقتی برنامه ریزی می کنم مطمئن هستم که از عهده انجام آن برمی آیم.

2- یکی از مشکلات من این است که سر موقع، کار را انجام نمی دهم.

3- اگر نتوانم کاری را در نوبت اول انجام دهم، آنقدر تلاش می کنم که بتوانم آن را انجام بدهم.

4- وقتی اهدافی مهم برای خود تعیین می کنم، به ندرت به آنها دست پیدا می کنم.

5- کارها را ناتمام رها می کنم.

6- از مواجهه با مشکلات خودداری می کنم.

7- اگر چیزی خیلی پیچیده به نظر برسد، حتی زحمت امتحان کردن آن را نیز به خود نمی دهم.

8- وقتی مجبور باشم کار ناخوشایندی را انجام دهم، آنقدر آن را پیگیری می کنم تا به پایان برسانم.

9- وقتی تصمیم می گیرم کاری را انجام دهم، بی درنگ آن را انجام می دهم.

10- وقتی دارم چیز جدیدی یاد می گیرم، اگر از همان اول موفق نشوم، زود آن را رها

می کنم.

11- وقتی مشکلات پیش بینی نشده ای اتفاق می افتد به خوبی با آنها مواجه می شوم.

12- از تلاش برای آموختن چیزهای جدیدی که سخت به نظر می رسند، خودداری می کنم.

13- شکست باعث می شود سخت تر تلاش کنم.

14- به توانایی خود در انجام کارها اطمینان دارم.

15- من متکی به خود هستم.

16- به راحتی دلسرد می شوم.

17- به نظر می رسد قادر نباشم با اکثر مشکلاتی که در زندگی پیش می آید، مقابله کنم.

18- برایم دشوار است که دوستان جدیدی پیدا کنم.

19- اگر از کسی خوشم بیاید، به جای اینکه منتظر شوم او به سراغ من بیاید، من به سراغ او می روم.

20- اگر از کسی خوشم بیاید ولی دوست شدن با او دشوار باشد زود او را رها می کنم.

21- اگر با کسی دوست شوم که نسبت به من بی اعتنایی کند، زود دلسرد نمی شوم.

22- در مناسبت های اجتماعی، نمی توانم به خوبی خودم را اداره کنم.

23- من دوستان خودم را به خاطر توانایی هایی که در دوستیابی دارم پیدا کرده ام.

نمره گذاری
ابتدا نمره سوالات شماره 2، 4، 5، 6، 7، 10، 11، 12، 14، 16، 17، 18، 20 و 22 را معکوس کنید. سپس با محاسبه حاصل جمع نمرات، نمره خود را در اثربخشی به دست آورید. البته می توانید نمره خود را در دو زیرمقیاس «خود اثربخشی کلی» شامل سوالات 1 تا 17 و «خود اثربخشی اختصاصی» شامل سوالات 18 تا 23 نیز محاسبه کنید.

تفسیر نتایج
اگر در این آزمون نمره بالا به دست آورده اید، احتمالا به توانایی خودتان در ایجاد تحول در زندگی و دستیابی به اهداف تان اطمینان داشته و نسبت به کسانی که در این آزمون نمره پایین کسب کرده اند، به موفقیت های بیشتری می رسید.

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید. 



 
ده گانه مدیریت زمان
ساعت ٤:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۱۱  کلمات کلیدی: مدیریت زمان

مدیریت زمان یکی از مهارت هایی است که هیچ کس آن را در مدرسه به شما یاد نمی دهد ولی باید آن را یاد بگیرید . اگر نتوانید اطلاعات را به خوبی و به اندازه ی کافی سازماندهی کنید هیچ اهمیتی ندارد که چقدر باهوش هستید. و اگر تعلل ورزی شما باعث شود از انجام کار خود باز بمانید مهارت شما هیچ اهمیتی ندارد .

کارمندان جوان این موضوع را درک می کنند و سعی میکنند با مدیریت کردن زمان ، کارهای خود را در سروقت انجام دهند . در ایران این موضوع کمی نسبت به کشورهای دیگر متفاوت است و بخاطر این است که برای هر کاری ما میتوانیم عذر و بهانه پذیرفتنی بیاوریم که بقیه به ناچار قبول میکنند و کم کم برای ما رنگ عادت میگیرد . 
در محیط کاری امروزی ، می توانید با توانایی خود در کنترل اطلاعات و مدیریت زمان خود ، از دیگران متمایز شوید . مدیر یکی از سایتهای معروف که از دوستان من است  ،  می گوید : " با مهارت های نرم افزاری که شما را قادر می سازند حجم وسیعی از کار را به دست بگیرید ، می توانید چنان بر اوضاع مسلط شوید که خودتان هم از مرتب بودن آن به وجد بیایید " .


بنابراین من در اینجا 10 مرحله برای بهبود مدیریت کاری شما بیان می کنم که به تجربه بدست آمده است و موضوع ساده ای است  :

1. ایمیل های خود را نادیده نگیرید .

می گویند : " توانایی پردازش سریع و ترکیب اطلاعات و تبدیل آن به اقدامات ، یکی از ضروری ترین مهارت های دنیای حرفه ای امروزه می باشد" . ایمیل ها را در پوشه های مناسب دسته بندی کنید . اگر برخی پیام ها به تفکر بیشتری نیاز دارند آنها را به لیست کارهایی که باید انجام دهید اضافه کنید . اگر باید به آن رجوع شود از آن پرینت بگیرید و اگر یک جلسه است در تقویم خود یادداشت کنید . عنوان میشود که   :" یکی از ویژگی های واقعا خوب افراد جوان این است که می خواهند هر چیزی را یک بار تجربه کنند . شما فرد جوانی را نمی بینید که در حال بررسی ایمیل خود تظاهر کند که دارد کار می کند " . به محض خواندن یک ایمیل ، در مورد آن اقدام کنید و دوباره کاری نکنید . راستی این ایمیل های فورواردی رو هم در طول روز به آن نپردازید و بگذارید برای آینده . 


2. قبول کنید که انجام چند کار با هم بد است .
برای افرادی که تمام کارهایی مانند تماشای تلویزیون ، تایپ  و انجام تکالیف و کار های مختلف روزانه را به طور همزمان انجام نمی دهند ، چندوظیفه ای بسیار مضر است . و بهره وری تمام افراد را بدون توجه به اینکه این افراد چه کسانی هستند کاهش می دهد . تراپانی می گوید :" کمتر احتمال دارد که یک فرد جوان در تقاضای چندین کار احساس ضعف کند ، ولی بهره وری افراد   نیز با چندوظیفه ای کاهش می یابد " .
بنابراین سعی کنید آن را محدود کنید . توصیه میکنم  برای بالا بردن  اشتیاق ،  تمرکز روی موضوعات انجام دهید . 


3. ابتدا مهم ترین کار را انجام دهید .
من این کار را " استارت اول صبح " می نامد .  وقتی در صبح می خواهید کار خود را آغاز کنید قبل از اینکه ایمیلتان  را چک کنید یک ساعت را صرف انجام مهم ترین کار لیست خود کنید . این یک ایده ی عالی می باشد زیرا حتی اگر نتوانید در یک ساعت کل کار را انجام دهید ،‌به احتمال زیاد می توانید برگشته و بقیه ی کار را انجام دهید . همچنین  اگر قبلا برای شب برنامه ریزی کرده باشید این کارهای استارتی نتیجه ی خوبی خواهند داشت ،‌بنابراین وقتی می خواهید کار خود را آغاز کنید می دانید که مهم ترین کار شما در آن روز چیست .


4. ایمیل خود را طبق زمانبندی چک کنید .
دن مارکوویتز ، رئیس بهره وری شرکت مشاوره ی مدیریت TimeBack می گوید : " خواندن و پاسخ دادن به هر ایمیل به محض دریافت آن ، کار موثری نیست . فقط به خاطر اینکه کسی می تواند فوری با شما تماس بگیرد بدین معنی نیست که باید فورا به آنها پاسخ بدهید " .
او می گوید " افراد یک پاسخ قابل پیش بینی میخواهند نه یک پاسخ فوری " . بنابراین تا وقتی که افراد می دانند چقدر باید منتظر گرفتن پاسخ باشند و می دانند که چگونه در مواقع اضطراری به شما دسترسی داشته باشند ، شما می توانید تنها چند بار در روز به اکثر ایمیل ها پاسخ دهید .


5. آدرس های وب سایت را سازماندهی کنید .
از سرویس های بوک مارک مانند del.icio.us برای پیگیری وب سایت ها استفاده کنید . به جای یادداشت های تصادفی درباره ی مکانهایی که می خواهید بررسی کنید و مکان هایی که می خواهید به عنوان مرجع حفظ کنید و ... می توانید آنها را در یک مکان ذخیره کرده و در صورت نیاز به سادگی لیست خود را جستجو کرده و به اشتراک بگذارید . در ضمن همین کار را با فایلهای خود نیز انجام دهید . توصیه من استفاده از سرویس DrobBox برای صرفه جویی از چند بار گشتن است . 


6. بهترین زمان کاری خود را بشناسید .
من می توانم این کار را در هر زمان انجام دهم . ولی " من سعی می کنم کارها را زمانبندی کنم ،‌به طوری که وقتی در صبح کار می کنم بیشترین کارآیی را دارم " . هر کسی دارای بهترین زمان کاری می باشد . شما می توانید با نظارت بر بهره وری خود در طول یک دوره ، بهترین ساعات خود را کشف کنید . سپس باید زمانبندی خود را مدیریت کنید تا از بهترین ساعات کاری خود برای انجام مهم ترین کارهایتان استفاده کنید .


7. درباره ی استفاده از صفحه کلید فکر کنید.
اگر تمام روز با کامپیوتر سر و کار دارید استفاده از صفحه کلید اهمیت می یابد زیرا مربوط به کارآیی و بهره وری می شود . تراپانی می گوید " در هر روز معین ،‌یک کارگر اطلاعاتی تعدادی جستجو در گوگل انجام می دهد . برای این کار چقدر از صفحه کلید استفاده می کند ؟‌آیا می توانید آن را به 3 ثانیه کاهش دهید ؟ ممکن است 10 ثانیه صرفه جویی کنید ، ولی با گذشت زمان ، ثانیه های بیشتری صرفه جویی خواهد شد .

 

8. آغاز کار را تسهیل کنید .

برایان تریسی  می گوید " ما با تمام کرن پروژه ها مشکلی نداریم ، بلکه با آغاز آنها مشکل داریم" . او به شما توصیه می کند که " پروژه های خود را به قسمت های کوچکتر تقسیم کنید تا بتوانید از عهده ی انجام آنها برآیید " .


9. لیست کارهای خود را هر روز سازماندهی کنید .
اگر نمی دانید باید چکار کنید چطور می توانید زمان خود را برای انجام آن مدیریت کنید ؟ برخی افراد دوست دارند این لیست را با دست بنویسند زیرا در صورتی که مایل باشید هر روز آن را مجددا بنویسید تا زمانی که به طور کامل انجام شود ، این کار تعهد شما را نشان می دهد . برخی دیگر نرم افزار را دوست دارند زیرا لیست کارهای آنها را به بخش های مربوطه و قابل مدیریت تقسیم می کند . به عنوان مثال نرم افزاری مثل Trello میتواند بر روی کامپیوتر ، تبلت و موبایل نصب شود و در هر زمان شما را نسبت به وضعیت پروژه هایتان به روز نگه دارد  . 


10. جرات کند بودن را داشته باشید .
به یاد داشته باشید که یک مدیر زمان خوب در واقع نسبت به یک مدیر زمان بد ، بسیار کندتر به برخی چیزها پاسخ می دهد . به عنوان مثال کسی که کاری با اولویت بالا را انجام می دهد احتمالا در حال انجام آن کار به ایمیل های دریافتی پاسخ نمی دهد . همانطور که مارکوویتز می نویسد : " بدیهی است که کارهایی بسیار مهم تر از پاسخ دادن به ایمیل وجود دارد . همه ی ما به طور ذاتی این را می دانیم . چیزی که اکنون باید انجام دهیم این است که تشخیص دهیم انجام کار یک شخص ( ارزیابی چیزهای دریافتی و نحوه ی کنترل آنها) و برنامه ریزی برای آن نیز ماموریت های بحرانی محسوب میشوند "‌.

اگر بتوانید این 10 توصیه ساده و عملی را در کارهای روزانه خود اعمال کنید ، میتوانید قدمهای زیادی را درجهت برنامه ریزی روزانه استفاده کنید .


منبع:iplan

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

ع"

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید. 


 
چگونه یک تمام کنندهٔ تمام عیار باشیم؟
ساعت ٤:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۱۱  کلمات کلیدی:

جاده ای که به جهنم می‌رسد ممکن است با نیات و اهداف خوب پوشیده شده باشد اما مسیر شکست حتماً همین طور است.

به همکارانت نگاه کن، اکثر آن‌ها آغازگرهای خوبی هستند کسانی که در پی موفقیت هستند و ایده های خوبی برای محقق کردن آن دارند. آن‌ها مشتاقانه آغاز به کار می‌کنند یا حداقل فقط قصد دارند آن کار را به پایانی موفقیت آمیز برسانند.

ناگهان اتفاقی می‌افتد. در میانهٔ راه انرژی تحلیل می‌رود و پروژه های دیگری هم به کار اضافه می‌شود. تنبلی و کم کاری شروع می‌شود و کار سر زمان مقرر به انجام نمی‌رسد و متأسفانه پروژه‌ها یکی پس از دیگری به ابدیت می‌پیوندند.

این داستان برایتان آشناست؟
شاید هم خیلی آشناست؟
اگر خودت را به خاطر شروع‌های خوب اما بی‌سرانجام در زندگی شخصی و شغلی ملامت می‌کنی بدان که درگیر مشکلی بسیار عام هستی! به هر حال اگر همهٔ مردم می‌توانستند خودشان کارهایشان را به انجام برسانند دیوید الن [+] هرگز تبدیل به یک فروشندهٔ مطرح نشده بود.

یک تمام کنندهٔ خوب یعنی کسی که بتواند از ابتدای یک پروژه تا انتهای آن انگیزه‌اش را حفظ کند. مطالعات اخیر پرده از دلایل دشواری حفظ انگیزه برداشته است و راه حل‌های خوبی برای حفظ آن در طول مدت کار ارائه کرده است.

در این تحقیقات روان شناسان دانشگاه شیکاگو به این نتیجه رسیده‌اند که وقتی افراد در پی اهدافشان هستند به این فکر می‌کنند که تا به حال چه اندازه از مسیر را طی کرده‌اند یا چه اندازه از مسیر را در پیش رو دارند. افراد اکثراً از این دو شیوهٔ تفکر برای حفظ انگیزه استفاده می‌کنند. یک دوندهٔ ماراتن به این فکر می‌کند که چندین مایل را پیموده است و یا چند مایل دیگر پیش رو دارد. کسی که رژیم گرفته است به این فکر می‌کند که چند کیلو تا به حال کم کرده است و یا چند کیلوی دیگر باید کم کند تا به وزن مورد نظرش برسد.

هر دو راه به نظر کارآمد و مناسبند. اما تمرکز بیش از حد بر آن چه انجام شده است بیشتر منجر به تمایل به پایان دادن به کار می‌شود تا ادامهٔ آن.

این دانشمندان معتقدند وقتی در حال انجام کاری هستیم و دائم به این فکر می‌کنیم که چقدر پیشرفت داشته‌ایم حس نابهنگامی از تکامل کار در ما به وجود می‌آید و شروع به کم کاری و سستی می‌کنیم.

به عنوان مثال در یک تحقیق مشاهده شد که دانشجویانی که برای یک امتحان مهم آماده می‌شدند با گفتن اینکه ۵۲ درصد از مواد امتحانی را هنوز نخوانده‌اند انگیزهٔ بیشتری برای ادامهٔ مطالعه به دست آوردند تا اینکه بگوییم ۴۸ درصد از حجم مواد امتحانی را پشت سر گذاشته‌اند.

وقتی می‌خواهیم پیشرفت کنیم باید در آن واحد به همهٔ اهدافمان برسیم و در انجام آن‌ها تعادل ایجاد کنیم. این شیوه را رفتار کلاسیک یک آغازگر خوب می‌نامند. چندین قابلمهٔ غذا روی اجاق است اما هیچ کدام برای خوردن آماده نیست.

برعکس اگر به این فکر کنیم که چقدر از مسیر باقی مانده است نه تنها انگیزمان سرکوب نمی‌شود بلکه بالا می‌رود. این مسئله در ارتباط مستقیم با طرز کار مغز است. انسان‌ها ناخودآگاه به فاصلهٔ بین جایی که هستند و جایی که باید باشند فکر می‌کنند. وقتی مغز انسان فاصله را درک کند برای کم کردن آن اقدام می‌کند و از منابعش استفاده می‌کند: توجه، تلاش، راه کار بهتر و کسب آگاهی بیشتر و البته پشتکار و انگیزهٔ بیشتر.

این اختلاف بین جایی که هستیم و باید باشیم گوشزد می‌کند که باید کاری انجام شود. با فکر کردن به راهی که آمده ای رضایتت حاصل می‌شود اما برای ادامهٔ راه انگیزه ای ایجاد نمی‌شود.

تمام کننده های تمام عیار خودشان را بر هدف متمرکز می‌کنند و به خاطر انجام نصفه و نیمهٔ کار از خودشان متشکر نیستند.

مدیران موفق و بزرگ تمام کننده های خوبی تربیت می‌کنند آن‌ها به کارکنانشان یاد آوری می‌کنند که نگاهشان را از پاداش پایان کار بر نگیرند و هرگز برای کاری که هنوز نیمه تمام است جایزه ای در نظر نمی‌گیرند. ترغیب و تشویق مهم است اما برای حفظ انگیزهٔ کارمندان مراسم اعطای پاداش و سپاس گزاری را به زمانی موکول کنید که پروژه تمام و کمال به پایان رسیده باشد.

منبع : positivelypositive +دگرش 

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید. 


 
۶ رایحه‌ای که حالتان را بهتر و کارایی‌تان را بیشتر خواهد کرد.
ساعت ٤:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۱۱  کلمات کلیدی:

 

اگرچه رایحه درمانی اولین راه افزایش کارایی و توسعه ی کسب و کار نیست اما می تواند بسیار مفید واقع شود.

حس بویایی انسان از میان ۵ حس دیگر، قوی ترین محسوب میشود و قادرست کارایی مغز انسان را بسیار تحت تاثیر قرار دهد قسمت های مربوط به حس بویایی، بخشی از سیستم لیمبیک هستند که مستقیماً با نواحی از مغز که احساسات و یادگیری را پوشش می دهند مرتبط است و همانطور که هاوکینز بنیانگذار دانشکده ی رایحه درمانی ونکوور می گوید: «این یکی از دلایلی است که اغلب زمانی که بویی را استشمام می کنیم یاداور خاطرات کسی یا چیزی می شود».

اسانس ها، خاصیت ضدویروس، ضدباکتری و ضدقارچ دارند و استفاده از آن ها در محیط های پرجمعیت می تواند از بروز میکروبها جلوگیری کند. همچنین استشمام این روغن ها بخش هیپوتالاموس مغز یعنی ناحیه ای که پیامهارا به دیگر قسمت ها می رساند فعال می کند.

درواقع استشمام ساده ی یک رایحه می تواند موجب تغییراتی در بدن  از جمله: تقویت سیستم ایمنی، تاثیر بر فشار خون و هضم گردد.

شما می توانید درمحل کارخود از مزایای رایحه ها استفاده کنید آن هم تنها با یک یا دو قطره اسانس روی یک پنبه و استشمام ان در زمانیکه انرژی تان تحلیل رفته است و اگر دفترکارتان خصوصی است ۱ تا ۶  قطره اسانس مورد نظر را در یک پخش کننده ی برقی بریزید و یا با افزودن کمی از آن به مقداری اب مقطر، آن را در محیط اسپری کنید. و نهایتاً برای استفاده ی گروهی، در ظرفی پراز آب گرم چند قطره از آن را بریزید و هنگام جلسات طوفان فکری، از آن بهره ببرید.

درادامه به ۶ رایحه ای برای ارتقای بازدهی و روحیه در کسب و کار، می پردازیم:

۱. عطر لیمو:

لیمو، نعنا، دارچین، رزماری، یاس، اسطوخدوس، 6 رایحه ای که حالتان را بهتر و کارایی تان را بیشتر خواهد کرد

 

این رایحه موجب افزایش تمرکز و دقت می شود، آرامش بخش می باشد که درهنگام عصبانیت، پرخاشگری، سستی و رخوت می تواند مفید واقع شود؛ لیمو همچنین دارای خواص ضدباکتری و ضد ویروس است و همانطورکه می دانید در درمان گلودرد و سرماخوردگی که سیستم ایمنی بدن و به طبع بازدهی و کارامدی را نیز کاهش می دهد موثراست.

۲. اسطوخودوس:

لیمو، نعنا، دارچین، رزماری، یاس، اسطوخدوس، 6 رایحه ای که حالتان را بهتر و کارایی تان را بیشتر خواهد کرد

این گیاه باخواص تسکین دهنده ی خود به کنترل استرس کمک می کند ودارای اثرات ارام بخش بر سیستم عصبی است که موجب رهایی از تنش های عصبی و و افسردگی همانند سردرد و میگرن می شود.

 ۳. گل یاس:

jasmin-khoshfekr

این گیاه همانند اسطوخودوس برای تمدد اعصاب موثراست اما روغن ان معمولاً برای ضدافسردگی استفاده می شود به این دلیل که انرژی بخش می باشد، موجب حس اعتماد، مثبت اندیشی و تجدید انرژی می شود.

۴. رزماری:

rosemary-khoshfekri

این گیاه بهترین گزینه برای سرحال شدن صبح شنبه پس از تعطیلات آخر هفته می باشد که علاوه بر افزایش  قدرت حافظه دارای خواص محرکی نیز می باشد که با خستگی فیزیکی، ذهنی و سردرد مبارزه می کند و استفاده ی ان در هنگام صبح و زمانیکه نیازمند محرکی برای شروع کار و فعالیت هستید بسیار موثر است. برای تسکین دردهای موضعی ماهیچه و غیره نیز مفید است.

۵. دارچین:

لیمو، نعنا، دارچین، رزماری، یاس، اسطوخدوس، 6 رایحه ای که حالتان را بهتر و کارایی تان را بیشتر خواهد کرد

خواص محرک موجود در دارچین می تواند با خستگی ذهنی و فکری مبارزه کند و تمرکز را افزایش بخشد.

۶. نعنا:

لیمو، نعنا، دارچین، رزماری، یاس، اسطوخدوس، 6 رایحه ای که حالتان را بهتر و کارایی تان را بیشتر خواهد کرد

این گیاه را در جلسات طوفان فکری استفاده کنید، این فزاینده ی انرژی، با رایحه ی خود موجب تقویت ذهن وافزایش تمرکز و دقت می شود.
(این مطلب ترجمه ای آزاد از این منبع: http://www.entrepreneur.com/blog/224575)

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید. 


 
۷ توانایی کلیدی فارغ التحصیلان ارشد MBA
ساعت ٤:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۱۱  کلمات کلیدی:

فارغ التحصیلان ارشد MBA بر اساس آموزش های تخصصی که در مقطع کارشناسی ارشد MBA دیده اند پس از اتمام تحصیل توانایی های مدیریتی مختلف و متنوعی را برای اداره و گسترش سازمان ها و کسب و کارها به دست می آورند.

 فارغ التحصیلان ارشد MBA بر اساس آموزش های تخصصی که در مقطع کارشناسی ارشد MBA دیده اند پس از اتمام تحصیل توانایی های مدیریتی مختلف و متنوعی را برای اداره و گسترش سازمان ها و کسب و کارها به دست می آورند. البته توانمندی فارغ التحصیلان ارشد MBA به میزان زیادی به کیفیت دوره ارشد MBA ارائه شده و پتانسیل های فردی و تجارب مدیریتی آن ها بستگی دارد.

از توانایی های کلیدی یک فارغ التحصیل ارشد MBA عبارتند از:

 

MBA_infographic

فارغ التحصیلان ارشد MBA براساس همین ۷ توانایی کلیدی که دارند به عنوان افراد تعیین کننده کسب و کار ها و سازمان ها، راهگشای آن ها در استراتژی های توسعه، بلوغ و رشد خواهند بود. از همین رو است که در مطلبی با عنوان درآمد فارغ التحصلان ارشد MBA به تحلیل بازار کار و نیازمندی های کارفرمایان و سازمان ها در بکارگیری یک فارغ التحصیل ارشد MBA پرداختیم.

با پیچیده تر شدن کسب و کارها و روابط تجاری، اهمیت استفاده از افراد کارا با توانمندی های مدیریتی هماهنگ و بالا در کسب و کارها هر روز بیشتر از دیروز هویدا می گردد و این نیاز عمیق و تخصصی است که کارایی یک فارغ التحصیل ارشد MBA  را در بازار کار پرتلاطم فعلی به جایگاهی رفیع، کارگشا و قابل احترام تبدیل می کند و به موجب آن، پرداخت های مالی و مزایای شغلی مناسب تری را برای این افراد فراهم می آورد.

همچنین یک فارغ التحصیل ارشد MBA با توجه به توانایی های خود به سادگی از پس راه اندازی یک کسب و کار شخصی جدید و توسعه و رشد آن برخواهد آمد.

منبع: مدیریت کسب و کار ایرانیان

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید. 



 
هفت نکته کلیدی برای بازاریابی و رونق کسب و کار به کمک اینستاگرام
ساعت ٤:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۱۱  کلمات کلیدی:

بازاریابی به کمک اینستاگرام

 

دریافت فایل اجرای صوتی: ۱۲ دقیقه — ۸ مگابایت

جلب توجه مشتریان احتمالی، افزایش فروش و ایجاد تعامل بیشتر با مشتریان، مزایای بکارگیری درست این روش هاست.

۱. ویترین کسب و کارتان  را در اینستاگرام بسازید:

باید به پروفایل های تان در شبکه های اجتماعی مانند ویترینی برای کسب و کارتان نگاه کنید. چیزی که اینستاگرام را به عنوان یک ابزار بازاریابی از دیگر شبکه های اجتماعی بهتر کرده است، امکان ایجاد تزئینات و زیبایی های بیشتر است. می توانید با قراردادن تصاویر زیبا از محصولاتتان کاربران را جذب کنید و در این تصاویر، از نورپردازی، رنگ ها و افکت هایی استفاده کنید که هرچه بیشتر به زیبایی محصول یا پیام تصویری تان بیافزاید. هرچه عکس ها، با کیفیت تر و زیباتر باشند، بهتر است.

 

2. جریانی مداوم از تصاویر بسازید:

یک نکته مهم در استفاده از هر شبکه اجتماعی به عنوان ابزاری برای بازاریابی و جلب مخاطب و مشتری، قراردادن مطالب به صورت متداول است. مانند رودخانه که مدام در جریان است و قطع نمی شود. بنابراین، به صورت مداوم، در اینستاگرام عکس قرار دهید و برای این کار یک زمان بندی در نظر بگیرید. مثلا هر روز حداقل ۲ عکس. البته خیلی زیاد هم نباید باشد چرا که مخاطبان را سردرگم و پیام هایتان را تکراری می کند.

khoshfekri-instagram

۳. تصاویر مرتبط با کسب وکارتان قرار دهید:

اگر کسب و کار شما فروشگاه اینترنتی گل است، قراردادن عکس دستور آشپزی، کار جالبی نیست. باید تلاش کنید، به صورت هدفمند و متمرکز، در ارتباط با موضوعات اصلی حوزه فعالیت کسب و کارتان، عکس بگذارید. به این روش، برند تخصصی خود را در ذهن دنبال کنندگانتان خواهید ساخت.

 

۴. تعداد دنبال کنندگان تان را بیشتر کنید:

اینستاگرام هم مانند دیگر شبکه اجتماعی است و شما برای دیده شدن به تعداد زیادی از دنبال کنندگان نیاز خواهید داشت. اضافه بر آن، وجود تعداد زیاد دنبال کننده، در ذهن مخاطبان جدید، حس تایید اجتماعی را القا می کند.

بنابراین برای جذب تعداد بیشتری از دنبال کنندگان در اینستاگرام باید عکس هایی جذاب منتشر کنید. مردم به دنبال این عکس های جذاب و مرتبط، توجه شان به شما جلب خواهد شد. یک پیشنهاد، تهیه و انتشار عکس از افراد در حال استفاده از محصول یا خدمات شما است. و البته باید طوری این عکس ها را تهیه کنید که نشان دهد آن ها دارند از کار با محصول یا خدمات شما لذت می برند!

ضمنا با وصل کردن حساب اینستاگرام تان به حساب های تان در فیسبوک و توییتر، می توانید دوستان و دنبال کنندگانتان در آن شبکه ها را به حساب اینستاگرام تان هدایت کنید.

 

5. تعامل انسانی برقرار کنید:

برای جلب توجه مردم و جذب آن ها به ویترین اینستاگرامیِ کسب و کارتان، با آن ها ارتباط و تعامل برقرار کنید. عکس های شان را لایک کنید، از آن ها سوال بپرسید و زیر عکس هایشان نظرات مرتبط بنویسید. تا جای امکان به افرادی که شما را دنبال می کنند، توجه کنید: آن ها را دنبال کنید یا حداقل یک یا چند تا از عکس هایشان را لایک کنید.

تعامل شما باید انسانی و اصیل باشد نه اینکه مانند ربات یک نمونه متن را برای همه فقط کپی – پیست کنید! بله درست است این کار زمانبر است اما با انجام درست آن طوری که مخاطب احساس کند با یک فرد یا مجموعه ایی از افراد خوش نیت و متخصص در زمینه کار خود در ارتباط است، برند شما جایگاه ویژه ایی در ذهن انان پیدا خواهد کرد. حتی شما می توانید سرکی هم به زندگی خود یا کارمندانتان در محیط کار بکشید و عکس هایی از فضای کار خود قرار دهید که البته باید به کمک آن ها، ارزش ها و باورهای خود و کسب و کارتان را برای مخاطبانتان بیان کنید. برای اینکار راه های مختلفی هست ولی نکته مهم این است که اثر انسانی در تعامللات و ارتبطات شما، قابل حس باشد.

 

6. یک مسابقه اینستاگرامی برگزار کنید:

از دنبال کنندگان تان بخواهید در ارتباط با موضوع کسب و کارتان، عکس بگیرند و با هش‌تگ (برچسب) اختصاصی شما، در حساب هایشان منتشر کنند یا برای شما بفرستند و شما با ذکر نام و شناسه کاربری شان، آن ها را منتشر کنید و از دیگران بخواهید که عکس هایی که بیشتر دوست دارند را لایک کنند. سپس به صاحبان عکس هایی که بیشترین لایک را در بازه زمانی مسابقه گرفتند جایزه بدهید. به این ترتیب، هر کسی که عکس می فرستد برای بیشتر کردن شانس خود در بردن جایزه، تلاش خواهد کرد تا عکس لایک بیشتری بگیرد و عملا تبدیل می شود به مامور تبلیغات برای برند شما!
برای نمونه می توان به کمپین تبلیغاتی لبخند آبی آسمان از دیجی‌کالا اشاره کرد.

کمپین تبلیغاتی لبخند آبی آسمان از دیجی‌کالا

همچنین می توانید از شبکه های اجتماعی برای دعوت به برگزاری رویداد در دنیای واقعی استفاده کنید. بسیاری از برندها برای برگزاری و دعوت از مردم به حضور در رویدادهای عرضه یک نمونه جدید از محصول یا افتتاح یک شعبه یا رونمایی از خدمات، از اینستاگرام با هش‌تگ InstaMeet# استفاده می کنند.

 

7. نکته جایزه:

دختران نوجوان (۱۴ تا ۱۹ سال) را فراموش نکنید! اگر کمپین های اینستاگرامی شما، بتواند توجه این قشر را به خود جلب کند می تواند تا اندازه زیادی از ویروسی و فراگیر شدن کمپین تان مطمئن شوید. دلایل و پایه های علمی و روانشناختی این ادعا، نیاز به بررسی و توضیحات بیشتری دارد که امیدوارم بتوانم در نوشته های آینده به آن بپردازم.

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید. 


 
هوش‌های نه‌گانه گاردنر ...
ساعت ٩:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۱٠  کلمات کلیدی: مهارتهای نرم

 اگر شما باهوش باشید یا در ریاضی خوب هستید یا در زبان… .

این چیزی است که در مدرسه به خورد ما می‌دهند و برای انواع خاصی از هوش ارزش ویژه قائل می‌شوند درحالی‌که بقیه را نادیده می‌گیرند. اگر در ریاضی یا زبان خوب نیستید، هنوز هم ممکن است در چیزهای دیگری استعداد داشته باشید که هوش خوانده نمی‌شدند. چرا؟

در سال ۱۹۸۳، هاوارد گاردنر (Howard Gardener) نه گونه از هوش را تعریف کرد:

  • منطقی - ریاضی
  • زبانی - کلامی
  • جسمی - جنبشی
  • موسیقیایی
  • طبیعت‌گرا
  • میان‌فردی
  • درون‌فردی
  • فضایی - دیداری
  • هستی‌گرا

آنچه دانشمندان دیگر به‌عنوان مهارتهای نرم تلقی می‌کردند، مانند مهارت‌های میان‌فردی، گاردنر دریافت گونه‌هایی از هوش هستند. منطقی به نظر می‌رسد. درست همان‌طور که استعداد ریاضی به شما این توانایی را می‌دهد که دنیا را درک کنید، هوشمندی در ارتباطات هم همان توانایی را به شما می‌دهد فقط از یک زاویه متفاوت. اگر ریاضی ندانید ممکن است نرخ انبساط جهان را محاسبه نکنید، اما به‌احتمال‌زیاد مهارت‌های لازم را برای یافتن فرد مناسبی که این کار را انجام دهد، دارید.

حتی با گذشت ۲۰ سال از زمان انتشار کتاب گاردنر، هنوز هم بر سر این‌که استعدادهایی به‌جز ریاضی و زبان واقعاً گونه‌هایی از هوش هستند یا این‌که فقط مهارت محسوب می‌شوند، بحث وجود دارد.

منبع: Funders and Founders - به نقل از : بیزنس ترند

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید. 


 
جملات نقض
ساعت ٩:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۱٠  کلمات کلیدی:

اگر به دنبال فردی می گردی که زندگی ات را تغییر دهد،

نگاهی به آینه بینداز!


آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید. 


 
روش هایی برای افزایش طول عمر
ساعت ٩:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۱٠  کلمات کلیدی:
آن چه می خورید و سبکی که برای زندگی انتخاب می کنید، باعث افزایش یا کاهش طول عمر شما می شود. از قرن بیستم، با پیشرفت علم به ویژه در حوزه پزشکی، میانگین طول عمر انسان افزایش پیدا کرد که این امر بزرگ ترین دستاورد طی هزاران سال تاریخ زندگی بشر به حساب می آید.

اما امروزه آن چه کمتر به آن توجه می شود، عادت های روزمره زندگی است که می تواند بر سلامت ما تأثیر مثبت یا منفی بگذارد.

در سایت «Prevention»، به عادت هایی اشاره شده است که اگر در خودتان سراغ دارید، می توانید به سلامت قلب و افزایش طول عمر خود امیدوار باشید.

فیبر مصرف کنید
افزودن تنها روزی 10 میلی گرم فیبر به وعده غذایی، خطر بیماری قلبی را تا 17 درصد کاهش می دهد. فیبر غذایی، کلسترول کلی و کلسترول مضر را کاهش می دهد و به کاهش وزن شما کمک می کند.


به میزان کالری که مصرف می کنید، اهمیت دهید
نتایج بررسی ها نشان می دهد مردان و زنانی که میزان مصرف کالری خود را روزانه به هزار و 400 محدود می کنند ( که 25درصد کمتر از میزان کالری موجود در برنامه غذایی غربی است) قلب سالم تری دارند و عملکرد فیزیولوژیکی آن ها همانند افرادی است که 15سال جوان ترند. مصرف انواع سبزی و غلات سبوس دار، شیر، گوشت بدون چربی و حذف نان سفید، نوشابه و شیرینی باعث بهبود سلامت می شود.

طرفدار دمنوش باشید
چای سبز و سیاه هر دو حاوی کاتکینز است که رگ های خونی را شل و از قلب محافظت می کند.
نتایج بررسی ها نشان می دهد، افرادی که به طور روزانه چای می نوشند، به میزان کمتری در معرض خطر مرگ بر اثر بیماری قلبی و سکته قرار دارند. برای حفظ سلامتی قلب کافی است روزی یک تا 2فنجان چای تازه دم مصرف کنید. افزودن شیر به چای، تأثیر محافظتی آن را بر سیستم قلبی عروقی از بین می برد.

پیاده روی را به رانندگی ترجیح دهید
افرادی که روزانه نیم ساعت پیاده روی می کنند نسبت به افرادی که کمتر به پیاده روی می پردازند (بدون در نظر گرفتن میزان چربی بدن) عمر طولانی تری دارند. زنانی که اضافه وزن دارند تنها با 10 دقیقه پیاده روی در روز می توانند سلامت قلب خود را بهبود دهند.

کارهای منزل را خودتان انجام دهید
انجام کار منزل برای حداقل یک ساعت به طور متوسط حدود 285کالری می سوزاند، در نتیجه خطر مرگ را تا 30 درصد کاهش می دهد.

پا را تقویت کنید
عضلات قوی پاها یعنی حفظ تعادل بهتر، انعطاف پذیری و استقامت خوب. با افزایش سن این ویژگی ها نقش مهمی در کاهش خطر زمین خوردن، آسیب دیدگی و به ویژه شکستگی لگن دارد. حدود 20درصد افرادی که دچار شکستگی لگن می شوند، به علت مشکلات ایجاد شده طی یک سال فوت می کنند.

خونگرم و اجتماعی باشید
نتایج بررسی های انجام شده بین 500 داوطلب مرد و زن 78سال به بالا نشان می دهد افراد خونگرم و اجتماعی 50 درصد کمتر دچار اختلال حافظه می شوند. علت مقاوم بودن مغز آن ها، می تواند میزان پایین کورتیزول باشد. ترشح بیش از حد کورتیزول (هورمون استرس) از برقراری ارتباط سلول های مغزی جلوگیری می کند. محققان برای کاهش کورتیزول خواب ظهر، مصرف چای و تمرین تمرکز را توصیه می کنند، همچنین حضور در مراسم مذهبی و برنامه های جمعی هفته ای یک بار مناسب است. با به دست آوردن آرامش روحی و ذهنی در این مراسم، می توانید استرس را پایین بیاورید.

دیدگاه مثبتی به زندگی داشته باشید
افرادی که دیدگاه مثبتی به زندگی دارند و برای رسیدن به اهداف شان تلاش می کنند نسبت به افراد منفی باف بیشتر عمر می کنند.

دوستان شما زندگی سالمی داشته باشند
اگر صمیمی ترین دوست شما دچار اضافه وزن شود، احتمال این که وزن شما هم بالا برود، زیاد است. برای حفظ یک شیوه زندگی سالم لازم است با افرادی که هدف های مشابه شما دارند، ارتباط داشته باشید.

نحوه استفاده از فناوری های جدید را فرا بگیرید
یادگیری نحوه استفاده از فناوری های جدید باعث جوان و سالم ماندن سلول های مغزی می شود. استفاده از این فناوری ها برای برقراری ارتباط با دوستان باعث هوشیار ماندن ذهن و اجتماعی بودن شما می شود.

رفت و آمد بدون دغدغه داشته باشید
نتایج بررسی های جدید محققان آلمانی نشان می دهد بیمارانی که دچار حمله قلبی می شوند، قبل از حمله احتمالا 3 برابر بیشتر در ترافیک گیر کرده بودند. اگرچه ارتباط دقیق بین این دو موضوع مشخص نیست اما آلودگی هوا و استرس می تواند خطر حمله قلبی را افزایش دهد.

منبع: سلامت نیوز

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید. 


 
چگونه با امکانات گوگل در زمان خود صرفه جویی کنیم؟
ساعت ٩:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۱٠  کلمات کلیدی:
چگونه با امکانات گوگل در زمان خود صرفه جویی کنیم؟
شکی نیست که گوگل جزو برترین جستجوگرهای اینترنت به حساب آمده و همواره گزینه‌ اصلی برای جستجو به شمار می‌آید.گوگل علاوه بر ویژگی‌های عمومی که همه کاربران از آن‌ها استفاده می‌کنند، ترفندها و ویژگی‌های پنهانی دارد که در این مقاله قصد داریم چندین مورد از آنها را که امکان صرفه جویی در زمان کاربرد دارند، معرفی کنیم.

Image result for gmailجیمیل یکی از سرویس‌های گوگل است که رشد و پیشرفت فراوانی داشته است. امروزه این سرویس به قدری محبوب است که کاربران بسیاری آن را به عنوان سرویس ایمیل پیش‌فرض خود انتخاب کرده‌اند. 

جیمیل به دلیل دارا بودن قابلیت‌ها و ویژگی‌های غنی خود، علاوه بر سهولت بخشیدن به ارسال و دریافت ایمیل، قابلیت‌های دیگری را نیز فراهم می‌کند.گوگل ابزارهایی آماده کرده که به کاربران امکان می‌دهد در زمان خود برای انجام بسیاری از امور روزمره صرفه جویی کنند. در این مطلب قصد داریم به چند ویژگی‌های رایج این سرویس اشاره کنیم.

۱. لیستی از وظایفی که باید انجام شوند

سرویس Google Tasks معمولا باعث می‌شود تا کمتر دچار درگیری‌های ذهنی برای انجام کارها باشید. می‌توان از این امکان برای ایجاد لیستی از وظایف که بر اساس ایمیل‌ها هستند، بهره برد.

یکی از مهندسان گوگل به نام مت کاتز نیز عقیده دارد که استفاده از Google Tasks می‌تواند برای مدیریت لیست وظایف و کارهایی که باید انجام شوند مورد استفاده کاربران قرار گیرد. بنابراین اگر از افرادی هستید که روزانه باید کارهای مختلفی انجام دهید و در مدیریت این کارها با مشکل مواجه شده‌اید استفاده از این سرویس می‌تواند برایتان بسیار مفید باشد.

همچنین شما می توانید این 5 روش رو برای استفاده از Google Tasks  روی Desktop استفاده کنید.

Google Tasks

 

۲. یادآوری قرار ملاقات‌های ویدئویی

 افزودن یک لینک از گوگل پلاس یا Hangouts به رویدادهای تقویمی با یک کلیک امکان‌پذیر است. اغلب مواقع افراد جهت یادآوری قرار ملاقات‌ها، ایمیل جداگانه‌ای در هنگ اوت برای شخص مورد نظر ارسال می‌کنند یا نزدیک به زمانی که قرار است ملاقات صورت گیرد به وی یادآوری می‌کنند.

برای تنظیم این ویژگی در Hangout می‌توانید مراحل زیر را طی کنید:

  • به تقویم گوگل بروید و روی Create کلیک کنید.
  • جزئیات رویداد مورد نظر خود را وارد کنید.
  • سپس روی Add Video Call کلیک کنید و تمام اطلاعات را یک جا خواهید داشت. سپس روی Save کلیک کنید.
Add Video Call to Google Calendar

۳. مرتب کردن اینباکس با ویژگی‌های Archive و Quick links

جیمیل دو ویژگی مفید دارد که می‌توان از طریق آن‌ها اینباکسی خالی از ایمیل داشت در حالی که هنوز می‌توان دسترسی به آن‌ها را حفظ کرد. دکمه Archive همه ایمیل‌ها را از چشم مخفی می‌کند اما در حقیقت آن‌ها را دست‌نخورده باقی نگه می‌دارد. ویژگی Quick Link نیز جزو قابلیت‌های کاربردی در جیمیل است که به کاربر کمک می‌کند تا هر پیامی که بخواهد برای مطالعه در زمان دیگری آن را انتخاب کرده و ذخیره کند.

Quick Links from Gmail Labs

این ویژگی را می توانید از داخل تنظیمات جیمیل فعال کنید؛ هر پیامی که قصد دارید آن را بعدا مطالعه کنید باز کرده و روی دکمه Add Quick Link کلیک کنید، سپس نامی دلخواه برای این میانبر پیام وارد کرده و دکمه ok را انتخاب کنید.

Gmail Quick Links

 

۴. خواندن سریع‌تر ایمیل‌ها با استفاده از Gmail Auto Advance

چند بار در طول یک روز تب‌های مختلف را در جیمیل‌تان باز می‌کنید و می‌بیند؟ می‌توان با روشی بهتر باز هم سرعت بیشتری در خواندن ایمیل‌ها را تجربه کرد. یک ویژگی به نام Auto-Advance وجود دارد که در زمان شما صرفه جویی خواهد کرد و به کاربرانی که صندوق ورودی ایمیل آن‌ها خیلی شلوغ است استفاده از آن پیشنهاد می‌شود. جیمیل پس از این که پیامی را حذف کردید، شما را به صندوق ورودی منتقل کرده یا یک گفتگو را به حالت بیصدا در می‌آورد. فعال کردن حالت Auto-Advance باعث می‌شود تا در دفعات آینده، بتوانید پس از حذف ایمیل‌ها به ایمیل بعدی یا قبلی بروید. همین چند ثانیه شاید زیاد به چشم نیاید اما برای افرادی که ایمیل‌های زیاد دریافت می‌کنند می‌تواند به میزان قابل توجهی به چشم بیاید. برای دسترسی به این ویژگی، روی آیکون تنظیمات که با شکل چرخ دنده مشخص شده کلیک کرده و سپس به مسیر Settings > Labs بروید. در این قسمت می‌توانید این ویژگی را به صورتی که خود می‌خواهید فعال کنید.

Gmail Auto-Advance

 

۵. ذخیره کردن تب‌ها

ممکن است حین وب‌گردی و انجام کارهای خود تب‌های بسیاری را باز کرده باشید که با بستن آن‌ها اطلاعات خوانده شده نیز بسته می‌شود. گوگل کروم افزونه‌های متفاوتی برای مدیریت تب‌ها دارد، Layout Manager یکی از این افزونه‌ها است که این مشکل را برطرف می‌کند. اما راه‌حل‌های دیگری نیز وجود دارد که می‌توان بدون نصب اکستنشن یا افزونه مشکل تب‌ها را حل کرد. این ترفند در منوی بوک‌مارک گوگل کروم قرار دارد. برای انجام این کار، پوشه جدید بوک‌مارکی را در گوگل کروم باز کنید؛ حال زمانی که قصد دارید تمامی تب‌های باز را برای مطالعه در زمان دیگری ذخیره کنید، راست کلیک کرده و گزینه Boomark all tabs را انتخاب کنید. البته برای انجام این کار می‌توانید از کلید‌های ترکیبی Ctrl+Shift+D استفاده کنید. سپس پوشه‌ای را که ایجاد کرده بودید، انتخاب کرده و سپس تمامی تب‌ها در این پوشه ذخیره خواهند شد؛ این تب‌ها در پوشه‌ای با نام All Saved Tabs در داخل پوشه ایجاد شده قرار خواهند گرفت. برای بازگرداندن این تب‌ها می‌توان راست کلیک کرده و Open All Bookmarks را انتخاب کنید.

Bookmark All Tabs

 

۶. تولید خودکار رمز‌های عبور در گوگل کروم

قطعا بارها احساس نیاز کرده‌اید تا نرم افزاری را برای ذخیره سازی رمزهایتان تهیه کنید. اما اکثر این نرم افزارها به گونه‌ای بودند که حتما باید آن‌ها را به صورت دستی به روزرسانی می‌کردید. شاید برخی مواقع به دلیل این‌که حوصله ثبت تمامی رمزهایتان را ندارید یا آنقدر کار واجبی دارید که بعد از ثبت نام در یک وب‌سایت مستقیما به کارتان رسیدگی می‌کنید و در پی آن رمز عبور نیز فراموش می‌شود.
شرکت Lastpass با ارائه افزونه‌ای برای مرورگرها این امکان را می‌دهد تا هنگام ثبت نام در یک وب‌سایت، در صورت تمایل کاربر اطلاعات ثبت نام در پایگاه داده این شرکت ذخیره شود. بسیاری از نرم افزارهای مدیریت رمز به صورت آفلاین کار می‌کنند و خیال کاربر از این که اطلاعاتش روی اینترنت نیست راحت است. گوگل کروم دارای قابلیتی است که می‌تواند جایگزین Lastpass شود، این روش بسیار آسان بوده و در سه مرحله می‌توان آن را تنظیم کرد.

  • ابتدا گوگل کروم را اجرا کنید، در نوار آدرس عبارت about:flags را تایپ کرده و اینتر بزنید. این قسمت دارای ویژگی‌های پنهان مرورگر گوگل کروم بوده و می‌توان آن‌ها را فعال کرد.
  • در لیست بخش Enable password generation را پیدا کنید، در منوی مربوط به آن گزینه Enable را انتخاب کنید.
Enable Chrome Password
  • گوگل کروم را بسته و دوباره باز کنید. حال این ویژگی فعال است و هربار که یک حساب کاربری باز کردید، یک آیکون به شکل کلید را در کنار فیلدهای پسور خواهید دید، با کلیک روی این گزینه پسوردی به صورت تصادفی تولید می‌شود، می‌توانید این پسورد را برای استفاده‌های بعدی ذخیره کنید.

Auto-generate passwords in Chrome

 

۷. تنظیم نماینده برای حساب جیمیل

نمی‌توان حساب کاربری گوگل را به دست هرکسی سپرد! امنیت یکی از مقوله‌های مهم در زمینه حساب‌های کاربری است که امروزه همه افراد آن را در اولویت اول خود در فضای مجازی قرار می‌دهند. گوگل نیز با آگاه بودن از این موضوع، ویژگی جالبی را معرفی کرده که می‌توان برای حساب‌های کاربری نماینده‌ای را تعیین کرد. در این قابلیت حداکثر تا ۲۵ نفر می‌توان کاربر مورد اعتماد را برای حساب کاربری تعیین کرد. این ویژگی Delegate نام دارد و گوگل همه‌ی مراحل تنظیم آن را در اینلینک به طور مجزا توضیح داده است. تمامی مراحل را می‌توان به طور مشابه برای تقویم گوگل نیز اجرا کرد.


۸. انتخاب دقیق با Caret Browsing

اگر نمی‌خواهید حین وب‌گردی به ماوس یا کیبورد وابسته بمانید، می‌توانید از ویژگی پنهان مرورگر گوگل کروم برای این منظور استفاده کنید. Caret Browsing یکی از قابلیت‌های پیشرفته کروم است که مکان‌نمای قابل حرکت را به همراه دارد. در این قابلیت از کلیدهای جهت کیبورد می‌توان برای مرور در صفحه وب و نوشته‌ها استفاده کرد. برای فعال کردن Caret Browsing ابتدا باید این افزونه را نصب کنید، سپس با استفاده از کلید F7 می‌توان آن را خاموش یا روشن کرد. با استفاده از کلیدهای جهت‌دار کیبورد می‌توان صفحه را مرور کرد. از کلیدهای ترکیبی Shift+arrows (کلید شیفت + کلیدهای جهت دار) می‌توان متنی را انتخاب کرد.

Caret Browsing

 

۹. موتور جستجوی سفارشی شده‌ی گوگل

تنظیم کردن موتور جستجوی سفارشی شده همواره کارآمد بوده و زمان بسیاری را صرفه جویی می‌کند. موتورهای جستجوی سفارشی شده را می‌توان برای وبلاگ‌های شخصی یا حتی برای استفاده عمومی تنظیم کرد. این ویژگی CSE نام داشته و شامل دو نوع رایگان و پولی است. نسخه رایگان تنها ۱۰۰ مورد از نتایج جستجو را نشان می‌دهد. توسط این ویژگی می‌توان جستجوی سفارشی شده را تنظیم کرد، آن را برای استفاده‌های آتی بوک‌مارک کرده یا حتی با دیگران به اشتراک گذاشت. برای استفاده از این قابلیت می‌توان به این لینک مراجعه کرده و مراحل مورد نیاز را طی کنید.

Google Custom Search

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید. 


 
چگونه با امکانات گوگل در زمان خود صرفه جویی کنیم؟
ساعت ٩:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۱٠  کلمات کلیدی:
چگونه با امکانات گوگل در زمان خود صرفه جویی کنیم؟
شکی نیست که گوگل جزو برترین جستجوگرهای اینترنت به حساب آمده و همواره گزینه‌ اصلی برای جستجو به شمار می‌آید.گوگل علاوه بر ویژگی‌های عمومی که همه کاربران از آن‌ها استفاده می‌کنند، ترفندها و ویژگی‌های پنهانی دارد که در این مقاله قصد داریم چندین مورد از آنها را که امکان صرفه جویی در زمان کاربرد دارند، معرفی کنیم.

Image result for gmailجیمیل یکی از سرویس‌های گوگل است که رشد و پیشرفت فراوانی داشته است. امروزه این سرویس به قدری محبوب است که کاربران بسیاری آن را به عنوان سرویس ایمیل پیش‌فرض خود انتخاب کرده‌اند. 

جیمیل به دلیل دارا بودن قابلیت‌ها و ویژگی‌های غنی خود، علاوه بر سهولت بخشیدن به ارسال و دریافت ایمیل، قابلیت‌های دیگری را نیز فراهم می‌کند.گوگل ابزارهایی آماده کرده که به کاربران امکان می‌دهد در زمان خود برای انجام بسیاری از امور روزمره صرفه جویی کنند. در این مطلب قصد داریم به چند ویژگی‌های رایج این سرویس اشاره کنیم.

۱. لیستی از وظایفی که باید انجام شوند

سرویس Google Tasks معمولا باعث می‌شود تا کمتر دچار درگیری‌های ذهنی برای انجام کارها باشید. می‌توان از این امکان برای ایجاد لیستی از وظایف که بر اساس ایمیل‌ها هستند، بهره برد.

یکی از مهندسان گوگل به نام مت کاتز نیز عقیده دارد که استفاده از Google Tasks می‌تواند برای مدیریت لیست وظایف و کارهایی که باید انجام شوند مورد استفاده کاربران قرار گیرد. بنابراین اگر از افرادی هستید که روزانه باید کارهای مختلفی انجام دهید و در مدیریت این کارها با مشکل مواجه شده‌اید استفاده از این سرویس می‌تواند برایتان بسیار مفید باشد.

همچنین شما می توانید این 5 روش رو برای استفاده از Google Tasks  روی Desktop استفاده کنید.

Google Tasks

 

۲. یادآوری قرار ملاقات‌های ویدئویی

 افزودن یک لینک از گوگل پلاس یا Hangouts به رویدادهای تقویمی با یک کلیک امکان‌پذیر است. اغلب مواقع افراد جهت یادآوری قرار ملاقات‌ها، ایمیل جداگانه‌ای در هنگ اوت برای شخص مورد نظر ارسال می‌کنند یا نزدیک به زمانی که قرار است ملاقات صورت گیرد به وی یادآوری می‌کنند.

برای تنظیم این ویژگی در Hangout می‌توانید مراحل زیر را طی کنید:

  • به تقویم گوگل بروید و روی Create کلیک کنید.
  • جزئیات رویداد مورد نظر خود را وارد کنید.
  • سپس روی Add Video Call کلیک کنید و تمام اطلاعات را یک جا خواهید داشت. سپس روی Save کلیک کنید.
Add Video Call to Google Calendar

۳. مرتب کردن اینباکس با ویژگی‌های Archive و Quick links

جیمیل دو ویژگی مفید دارد که می‌توان از طریق آن‌ها اینباکسی خالی از ایمیل داشت در حالی که هنوز می‌توان دسترسی به آن‌ها را حفظ کرد. دکمه Archive همه ایمیل‌ها را از چشم مخفی می‌کند اما در حقیقت آن‌ها را دست‌نخورده باقی نگه می‌دارد. ویژگی Quick Link نیز جزو قابلیت‌های کاربردی در جیمیل است که به کاربر کمک می‌کند تا هر پیامی که بخواهد برای مطالعه در زمان دیگری آن را انتخاب کرده و ذخیره کند.

Quick Links from Gmail Labs

این ویژگی را می توانید از داخل تنظیمات جیمیل فعال کنید؛ هر پیامی که قصد دارید آن را بعدا مطالعه کنید باز کرده و روی دکمه Add Quick Link کلیک کنید، سپس نامی دلخواه برای این میانبر پیام وارد کرده و دکمه ok را انتخاب کنید.

Gmail Quick Links

 

۴. خواندن سریع‌تر ایمیل‌ها با استفاده از Gmail Auto Advance

چند بار در طول یک روز تب‌های مختلف را در جیمیل‌تان باز می‌کنید و می‌بیند؟ می‌توان با روشی بهتر باز هم سرعت بیشتری در خواندن ایمیل‌ها را تجربه کرد. یک ویژگی به نام Auto-Advance وجود دارد که در زمان شما صرفه جویی خواهد کرد و به کاربرانی که صندوق ورودی ایمیل آن‌ها خیلی شلوغ است استفاده از آن پیشنهاد می‌شود. جیمیل پس از این که پیامی را حذف کردید، شما را به صندوق ورودی منتقل کرده یا یک گفتگو را به حالت بیصدا در می‌آورد. فعال کردن حالت Auto-Advance باعث می‌شود تا در دفعات آینده، بتوانید پس از حذف ایمیل‌ها به ایمیل بعدی یا قبلی بروید. همین چند ثانیه شاید زیاد به چشم نیاید اما برای افرادی که ایمیل‌های زیاد دریافت می‌کنند می‌تواند به میزان قابل توجهی به چشم بیاید. برای دسترسی به این ویژگی، روی آیکون تنظیمات که با شکل چرخ دنده مشخص شده کلیک کرده و سپس به مسیر Settings > Labs بروید. در این قسمت می‌توانید این ویژگی را به صورتی که خود می‌خواهید فعال کنید.

Gmail Auto-Advance

 

۵. ذخیره کردن تب‌ها

ممکن است حین وب‌گردی و انجام کارهای خود تب‌های بسیاری را باز کرده باشید که با بستن آن‌ها اطلاعات خوانده شده نیز بسته می‌شود. گوگل کروم افزونه‌های متفاوتی برای مدیریت تب‌ها دارد، Layout Manager یکی از این افزونه‌ها است که این مشکل را برطرف می‌کند. اما راه‌حل‌های دیگری نیز وجود دارد که می‌توان بدون نصب اکستنشن یا افزونه مشکل تب‌ها را حل کرد. این ترفند در منوی بوک‌مارک گوگل کروم قرار دارد. برای انجام این کار، پوشه جدید بوک‌مارکی را در گوگل کروم باز کنید؛ حال زمانی که قصد دارید تمامی تب‌های باز را برای مطالعه در زمان دیگری ذخیره کنید، راست کلیک کرده و گزینه Boomark all tabs را انتخاب کنید. البته برای انجام این کار می‌توانید از کلید‌های ترکیبی Ctrl+Shift+D استفاده کنید. سپس پوشه‌ای را که ایجاد کرده بودید، انتخاب کرده و سپس تمامی تب‌ها در این پوشه ذخیره خواهند شد؛ این تب‌ها در پوشه‌ای با نام All Saved Tabs در داخل پوشه ایجاد شده قرار خواهند گرفت. برای بازگرداندن این تب‌ها می‌توان راست کلیک کرده و Open All Bookmarks را انتخاب کنید.

Bookmark All Tabs

 

۶. تولید خودکار رمز‌های عبور در گوگل کروم

قطعا بارها احساس نیاز کرده‌اید تا نرم افزاری را برای ذخیره سازی رمزهایتان تهیه کنید. اما اکثر این نرم افزارها به گونه‌ای بودند که حتما باید آن‌ها را به صورت دستی به روزرسانی می‌کردید. شاید برخی مواقع به دلیل این‌که حوصله ثبت تمامی رمزهایتان را ندارید یا آنقدر کار واجبی دارید که بعد از ثبت نام در یک وب‌سایت مستقیما به کارتان رسیدگی می‌کنید و در پی آن رمز عبور نیز فراموش می‌شود.
شرکت Lastpass با ارائه افزونه‌ای برای مرورگرها این امکان را می‌دهد تا هنگام ثبت نام در یک وب‌سایت، در صورت تمایل کاربر اطلاعات ثبت نام در پایگاه داده این شرکت ذخیره شود. بسیاری از نرم افزارهای مدیریت رمز به صورت آفلاین کار می‌کنند و خیال کاربر از این که اطلاعاتش روی اینترنت نیست راحت است. گوگل کروم دارای قابلیتی است که می‌تواند جایگزین Lastpass شود، این روش بسیار آسان بوده و در سه مرحله می‌توان آن را تنظیم کرد.

  • ابتدا گوگل کروم را اجرا کنید، در نوار آدرس عبارت about:flags را تایپ کرده و اینتر بزنید. این قسمت دارای ویژگی‌های پنهان مرورگر گوگل کروم بوده و می‌توان آن‌ها را فعال کرد.
  • در لیست بخش Enable password generation را پیدا کنید، در منوی مربوط به آن گزینه Enable را انتخاب کنید.
Enable Chrome Password
  • گوگل کروم را بسته و دوباره باز کنید. حال این ویژگی فعال است و هربار که یک حساب کاربری باز کردید، یک آیکون به شکل کلید را در کنار فیلدهای پسور خواهید دید، با کلیک روی این گزینه پسوردی به صورت تصادفی تولید می‌شود، می‌توانید این پسورد را برای استفاده‌های بعدی ذخیره کنید.

Auto-generate passwords in Chrome

 

۷. تنظیم نماینده برای حساب جیمیل

نمی‌توان حساب کاربری گوگل را به دست هرکسی سپرد! امنیت یکی از مقوله‌های مهم در زمینه حساب‌های کاربری است که امروزه همه افراد آن را در اولویت اول خود در فضای مجازی قرار می‌دهند. گوگل نیز با آگاه بودن از این موضوع، ویژگی جالبی را معرفی کرده که می‌توان برای حساب‌های کاربری نماینده‌ای را تعیین کرد. در این قابلیت حداکثر تا ۲۵ نفر می‌توان کاربر مورد اعتماد را برای حساب کاربری تعیین کرد. این ویژگی Delegate نام دارد و گوگل همه‌ی مراحل تنظیم آن را در اینلینک به طور مجزا توضیح داده است. تمامی مراحل را می‌توان به طور مشابه برای تقویم گوگل نیز اجرا کرد.


۸. انتخاب دقیق با Caret Browsing

اگر نمی‌خواهید حین وب‌گردی به ماوس یا کیبورد وابسته بمانید، می‌توانید از ویژگی پنهان مرورگر گوگل کروم برای این منظور استفاده کنید. Caret Browsing یکی از قابلیت‌های پیشرفته کروم است که مکان‌نمای قابل حرکت را به همراه دارد. در این قابلیت از کلیدهای جهت کیبورد می‌توان برای مرور در صفحه وب و نوشته‌ها استفاده کرد. برای فعال کردن Caret Browsing ابتدا باید این افزونه را نصب کنید، سپس با استفاده از کلید F7 می‌توان آن را خاموش یا روشن کرد. با استفاده از کلیدهای جهت‌دار کیبورد می‌توان صفحه را مرور کرد. از کلیدهای ترکیبی Shift+arrows (کلید شیفت + کلیدهای جهت دار) می‌توان متنی را انتخاب کرد.

Caret Browsing

 

۹. موتور جستجوی سفارشی شده‌ی گوگل

تنظیم کردن موتور جستجوی سفارشی شده همواره کارآمد بوده و زمان بسیاری را صرفه جویی می‌کند. موتورهای جستجوی سفارشی شده را می‌توان برای وبلاگ‌های شخصی یا حتی برای استفاده عمومی تنظیم کرد. این ویژگی CSE نام داشته و شامل دو نوع رایگان و پولی است. نسخه رایگان تنها ۱۰۰ مورد از نتایج جستجو را نشان می‌دهد. توسط این ویژگی می‌توان جستجوی سفارشی شده را تنظیم کرد، آن را برای استفاده‌های آتی بوک‌مارک کرده یا حتی با دیگران به اشتراک گذاشت. برای استفاده از این قابلیت می‌توان به این لینک مراجعه کرده و مراحل مورد نیاز را طی کنید.

Google Custom Search

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید. 


 
دوست خوب، ثروتی ماناتر از پول
ساعت ٩:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۱٠  کلمات کلیدی:

در زمان های دور مرد ثروتمندی زندگی می کرد که ثروتش را از راه تجارت و بازرگانی در طی سال ها اندوخته بود. ثروتش به ده هزار هزار سکۀ طلا رسیده بود. از قضای روزگار این مرد روزی سخت بیمار شد و به بستر افتاد. او که مرگ خودش را نزدیک می دید، ده پسرش را به پیش خود خواند تا به آنها بگوید که قصد دارد ماترکش را چگونه تقسیم کند.

او گفت: مجموع ثروت من ده هزار هزار سکۀ طلا است. به هر کدامتان هزار هزار سکه می رسد.

اما یکی از شما باید صد هزار سکه برای مراسم و کفن و دفن من خرج کند و چهارصد هزار سکۀ دیگر را به نیت من خیرات کند.

هر کدام از شما این شرط را قبول کند، من در عوض ده دوستم را به او معرفی می کنم.

پسر کوچکش این شرط را پذیرفت و پدرش همان طور که قول داده بود، ده تن از صمیمی ترین دوستان خودش را با او آشنا کرد.

وقتی پیرمرد بازرگان مرد، ده پسرش سهم الإرث خود را گرفتند و زندگی شان را به تنهایی ادامه دادند. آنها که به آسودگی و زندگی تجملی عادت کرده بودند، دیری نگذشت که هر چه پول و اموال از پدرشان به ارث برده بودند، خرج و تمام کردند.

پسر کوچک تر وقتی در ته همیانش هزار سکه باقی مانده و شدیداً نگران آینده شده بود، به یاد ده دوست پدرش افتاد که قبل از فوتش به او معرفی کرده بود. او آنها را پیدا کرد و همه را به خانه اش دعوت کرد.
دوستان پدرش که حالا دوستان خود او هم محسوب می شدند، پس از خوردن غذایی که آماده کرده بود، گفتند: از بین ده برادرت، تو تنها کسی هستی که هنوز ما را فراموش نکرده ای.
حالا در این وضعیتی که هستی، ما می توانیم به تو کمک کنیم.به این ترتیب هر کدام یک رأس گاو شیری باردار خود و یک هزار سکۀ طلا به او دادند و او را در کارهای تجاری راهنمایی کردند.
پسر کوچک تر با کمک دوستان پدرش وارد کار تجارت شد و کم کم راه ترقی را پیمود و دوستان پدرش را نیز فراموش نکرد.سال ها گذشت و وقتی مرد موفقی شده بود، یک بار به برادرانش گفت پدرش گفته بود که دوست خوب، ثروتی ماناتر از پول است و بعد از این تجربه ای که در زندگی ام کسب کردم، فهمیدم که حرف پدرم چقدر درست بوده است.

ثروت ممکن است به انسان حس خوشبختی و رضایت موقت بدهد، اما پول و ثروت مانا نیست و هر اتفاقی ممکن است برای آن بیافتد. اما حمایت، کمک و پشتگرمی دوستان خوب همیشه برای انسان باقی می ماند و در راه سعادت راهنمای انسان می شود.

منبع: جی۵ .کام

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید. 


 
بهترین ساعات غذا خوردن در طول روز برای حفظ سلامت
ساعت ٦:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/٩  کلمات کلیدی:

این مورد برای همه شماهایی است که دیر وقت میان وعده‌ می‌خورید: آیا با این مطلب موافقید که چنانچه تمام غذایتان را تنها در ۱۲ ساعت در طی روز بخورید، سالم‌تر و جوان‌تر خواهید ماند؟

این دقیقا همان چیزی است که مطالعه‌ای اخیر در دانشگاه سان‌دیگو کالیفرنیا نشان داد: خوردن غذا در طی "بازه‌ی زمانی محدود" فقط ۱۲ ساعت در طی روز، می‌تواند به‌طور قابل توجهی کیفیت خواب را بهبود بخشد، به کنترل وزن کمک نماید و از بیماری قلبی مرتبط با سن پیشگیری کند. خوب است بدانید که تمامی این تحقیق روی مگس‌ها انجام شد.

دکتر گیریش ملکانی از نویسندگان مقاله‌ای که در مجله علوم چاپ شده است، می‌گوید که نتایج بسیار شگفت انگیز بود زیرا در ابتدا احتمال دادیم که گروه مگس‌ها بر هم خورده و اشتباها مگس‌های جوان را بررسی کرده‌ایم. چندین و چندمرتبه آزمایشات را تکرار کردیم تا سرانجام متقاعد شدیم که هورمون‌های ترشح شده از هیپوتالاموس به‌طور قابل توجهی موجب جوانتر نشان دادن قلب‌ مگس‌های پیر است.

این نتایج تائیدی بر حوزه‌ی در حال ظهور "زمان‌بندی مصرف مواد مغذی" می‌باشد، تاکید بر این ایده‌ که زمان غذا خوردن ما ممکن است به‌اندازه‌ی آنچه که می‌خوریم، مهم است.
تحقیقات انجام شده بر روی موش‌ها نشان داد که حتی اگر حیوان از رژیم پرچرب استفاده کند، هورمون‌های ترشح شده از هیپوتالاموس طی زمان طبیعی تغذیه‌ی شبانه، باعث کاهش وزن شده و از بیماری‌های متابولیکی جلوگیری می‌کند.
اما تحقیقی مشابه در مورد انسان‌ها حاکی از آن بود که کار در شیفت شبانه (خوردن غذا در شب) با بیماری چاقی، دیابت و بیماری قلبی عروقی مرتبط است.

ساعات غذا خوردن

چرا غذا خوردن در طول روز برای سلامتی انسان اینقدر مهم به نظر می‌رسد؟ دانشمندان تصور می‌کنند که این به اختلال ریتم شبانه‌روزی مرتبط است، ساعت داخلی بدن ما به روشنایی و تاریکی عکس‌العمل نشان می‌دهد و فرآیندهای بیولوژیکی بدن را تنظیم می‌کند، درست مانند زمانی که باید بخوابیم یا غذا بخوریم.
در جوامع مدرن استدلال‌ها حاکی از آن است که نور مصنوعی و دردسترس بودن همیشگی مواد غذایی در ریتم‌های شبانه روزی ما تداخل ایجاد میکند و اغلب باعث می‌شود در فواصل غیر طبیعی غذا بخوریم و همین امر احتمالا به مرور به سلامت ما آسیب می‌رساند..
پتانسیل زمان‌بندی مصرف مواد غذایی هیجان انگیز است، اما محققان اذعان دارند که هنوز به هیچ نتیجه‌ی قابل توجهی دست نیافته‌اند. ما باور داریم که اختلال در ریتم‌های شبانه‌روزی می‌تواند مشکلاتی ایجاد کند، اما اعلام نظر قطعی در ارتباط با پیشنهاداتی دال بر زمان قطعی غذا خوردن، مستلزم تحقیقات گسترده‌تری می‌باشد.

منبع: مجله سلامت 

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید. 


 
BODY LANGUAGE MISTAKES
ساعت ٦:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/٩  کلمات کلیدی: زبان بدن

 

 

You may have heard that your body language can shape who you are. But, did you realize that your body language can also make or break a job interview, or even a new business deal with your prospective client?

Body Language Mistes You Must Avoid In A Formal Business Meeting With Prospect And Clients

Catching up with a good friend who is very successful at his business, I was intrigued to see how he pays attention to small hand gestures and body language in general to get clues about the candidate when he interviews to hire people for his organization.

Your Body Language Is More Important Than Your Words

You may have heard this. But do you really pay attention to this when you are going to meet a new client, or going for an interview?

The non-verbal signals you send to the person sitting in front of you, are so strong that sometimes, it doesn’t even matter what you are saying. The decision is already made based on how you were perceived based on your body language.

 

I have experienced this many times in my career while going for an interview or in a meeting with a new prospect. Somehow, meeting with some, I just know that they are not interested because of their non-verbals and I try to save time by getting away from them as fast as I can while, on other occasions, I know that the other person is really interested even while he/she hasn’t said anything yet.

Keep Body Language To As Neutral As Possible

It’s definitely a great idea to learn about body language. Not just so that you can avoid sending negative signals but also so you can understand the other person better. I am going to suggest a few resources on body language; in case you want to learn more about it towards the end of this post.

However, as a general rule of thumb, it is a great idea to keep your body language to as neutral as possible. Not moving your hands too much, sitting/standing straight with a smile on your face, answering the questions in a confident tone, listening more than talking, keeping decent eye contact etc. are some of the best ways to keep your meeting positive.

The more neutral (less distracting) you keep your non-verbals, the better chances you have that the other person will pay attention to what you have to say.

Refrain From Making These 10 Body Language Mistakes

While trying to stay neutral, avoiding these 10 body language mistakes can go a long way. These are the most commonly made mistakes people make unknowingly and wonder why the meeting wasn’t a success. You definitely want to avoid these:

1. Weak Handshake

In this case, the person gives you their hand like a dead fish. It is basically shows a complete indifference towards the person you are shaking hands with. When you give this handshake, it doesn’t tell me that you are alive.

Offer Intentional Full Handshake - Weak handshake -bad body language

This handshake is a sign of weakness, lack of interest and nervousness and you definitely do not want to give that signal when you are walking into a room to impress somebody, right?

Instead, give a full, confident and gentle handshake with a smile on your face. That does a much better job.

2. Crossed Arms (Closed posture)

This one is so obvious that I don’t even have to tell you. You must avoid this crossed arms posture when you are in an interview or in an important business meeting.

Crossed Hands During A Conversation With Someone Is A Bad Body Language Mistake

Usually, this posture means you don’t like the person in front of you, you are not interested in what he/she has to say, you already know everything and that you are arrogant. None of these are a positive sign and why would you like to send any of these to the person in front of you subconsciously?

3. Lack Of Eye Contact

When you are not making an eye contact with the person in front of you, it is a sign that either you don’t respect that person or you lack self-confidence.

Lack Of Eye Contact Is A Body Language Mistake

Sometimes, lack of eye contact sends a signal that you are not being honest and that is even worse, isn’t it?

Instead, look into the eyes of the other person with a smile on your face and you will make a much better impression.

4. Looking Distracted (Looking elsewhere, iPhone, Watch etc.)

When you are talking to me and I keep checking my iPhone in between, looking at my watch or I look around once in a while at other things (the roof, the paint etc.), it simply means that I am not paying attention to you (even if I might be listening). You will not appreciate that behavior, will you?

Looking At Watch-Appearing Distracted - Body language mistake

Then why would you do that when you are in a meeting with somebody? Why will you not avoid sending these type of signals?

Instead, keep a steady eye contact (without looking like you are staring)  and maintain your posture.

5. Hands Behind Back

Hands behind your back usually indicates that you are super and powerful (or at least you think you are). It also sometimes indicates that you are stiff or frustrated.

Businessman with hands in his back - body language mistake

In any case, it isn’t a good body posture to have when dealing with other people (especially when you are in an interview or a one-on-one meeting with your client).

Instead, give your hands some freedom. Let them stay on your side and use them appropriately to make your point if you must use them.

6. Rubbing Hands

Rubbing your hands says that you are nervous or uncomfortable. Rubbing your hands together may also be an indicator that you believe you have sealed the deal and money is headed your way. Sometimes, this could mean you are cunning or arrogant.

Businessman rubbing hands while talking - body language mistake

Instead of rubbing your hands, let your hands naturally rest at your sides or on your lap, depending on if you are sitting or standing. Just relax and give your hands an opportunity to relax.

7. Slouching

Slouching simply sends the message of shyness, indifference or boredom. People who slouch are usually considered unfriendly and lazy sometimes.

Slouching Looking Bored In A Meeting - Body Language Mistake

Now, you definitely do not want to come across lazy or unfriendly or boring in an interview room, do you? And you definitely do not want your client to mistake you as unfriendly or indifferent, right?

Stand or sit straight. Keep a smile on your face, and never slouch during any meeting. It goes a long way!

8. Pointing

This shows arrogance and a no-no for sure. No matter how involved you are in the discussion, never use your first finger to point to anybody (and as much as possible, anything).

Pointing Fingers in a meeting - body language mistake

Pointing your finger (even by mistake) is vary invasive body posture and person in front of you may feel threatened. You don’t want that to happen even by mistake.

9. Nail Biting

People usually bite their nails when they feel anxious. Because feelings of anxiety are usually associated with feelings of loss of control. In an important meeting or a job interview, it is very normal to have those feelings.

Woman Checking Smartphone while biting nail - body language mistake

But you don’t want to make those feelings become obvious and give power to circumstances, do you?  Then don’t bite your nails. In fact, don’t take your hands anywhere near your face. If you can do that, you can avoid all the chances of being mistaken for anything.

10. Hands On Chin (Or Chin Stroking)

Hands on chin usually indicated an evaluating gesture. Stroking your chin indicates you are having decision making thoughts. But, when your index finger points vertically up the cheek and the thumb supports the chin, it appears you ‘re having some negative or critical thoughts about the other person.

Hands On Chin - Body language Mistake

This can get a bit tricky and while you may be thinking about the subject positively, this gesture can send a negative signal to the person in front of you and get them to become defensive. So, avoid making this posture during any discussion and stay in neutral posture.

Books On Body Language

Body language is a fascinating study and you will be amazed how much you can learn about people from their non-verbal communications when you spend some time in understanding them.

I would like to refer these two books to you for further study on body language. I am sure these can help you expand your understanding on this subject to improve your own body language while helping you understand others:

منبع: +

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.


 
معرفی یک کتاب "قدرت عادت "
ساعت ٤:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/٩  کلمات کلیدی: معرفی یک کتاب ، موفقیت ، مهارت

این کتاب که در سال 2012 منتشر شد، برای مدت زیادی در لیست پرفروش ترین های روزنامه نیویورک تایمز بود.‏ و از طرفی در لیست تاثیرگذارترین کتاب ها برای مدیران از طرف دانشگاه هاروارد قرار گرفت.‏

چارلز داهیگ در این کتاب به علمی اشاره می کند که در پس آن پرسش و چرایی درباره کارهای مختلف وجود دارد. در این کتاب وی تحقیقات علمی و اجتماعی را  ترکیب کرده و می نویسد عادت با الگویی روانشناختی به نام «حلقه عادت» شروع می شود که سه فرآیند جداگانه دارد. ابتدا نشانه یا انگیزه(سرنخ) وجود دارد که به مغز شما می گوید وارد مرحله اتوماتیک نسبت به رفتار خاص شود. بعد از آن، مرحله معمول یا روزمرگی(روتین) است و مرحله سوم، پاداش است؛ چیزی که مغز شما دوست دارد به یادآوری آن کمک کند و حلقه عادت شکل می‌گیرد‏.‏

تمرکز کتاب بر نحوه شکل گیری عادت ها در افراد، اثرگذاری و اثر پذیری از آنها و نیز کاربرد های سازمانی و اجتماعی آن است.

خواندن این کتاب، صرف نظر از رشته و شغل تان، اکیدا توصیه می شود.‏

 

مقدمه:

او شرکت کننده مورد علاقه دانشمندان بود.

لیزا آلن، آن طور که پرونده اش نشان می داد، سی و پنج ساله بود، از شانزده سالگی سیگار کشیدن و مشروب خوردن را شروع کرده بود، و بیشتر عمرش را با چاقی مفرط دست به گریبان بود. زمانی، در بیست و چند سالگی شرخر ها مرتب به دنبال او بودند تا 10,000 دلار بدهی اش را بپردازد. در یک رزومه قدیمی او عنوان شده بود که طولانی ترین کارش کمتر از یک سال طول کشیده است.

با این وجود، زنی که آن روز روبروی محققان نشسته بود، لاغر و خوش اندام و پرطراوت بود و پاهایش همچون پاهای دوندگان ورزیده بود. او ده سال از عکس هایی که بر روی پرونده اش قرار داشت جوان تر به نظر می رسید و به نظر می آمد از تمام افراد داخل اتاق بیشتر قادر به انجام کارهای فیزیکی است. لیزا بر طبق قدیمی ترین گزارش در پرونده اش هیچ بدهی قابل توجهی نداشت، مشروب نمی خورد، و سی و نهمین ماهی بود که در یک شرکت طراحی گرافیکی کار می کرد.

یکی از پزشکان از او پرسید: «آخرین باری که سیگار کشیدی کی بود؟» و این اولین سوال از فهرست سوالاتی بود که لیزا هر بار که به این آزمایشگاه در خارج بتسدا، مریلند می آمد به آن ها جواب می داد.

او گفت: «تقریبا چهار سال پیش، و من شصت پوند وزن کم کرده ام و از آن زمان در یک دوی ماراتن شرکت می کنم.» او همچنین تحصیلات فوق لیسانس را شروع کرده و یک خانه خریده بود. مسیر پر از رویدادی را پشت سر گذاشته بود.

دانشمندان داخل اتاق شامل عصب شناسان، روانشناسان، متخصصان ژنتیک و یک جامعه شناس بودند. در عرض سه سال گذشته، با بودجه دریافتی از طرف موسسات ملی سلامت، آنها لیزا و بیش از بیست و چهار فرد دیگر را که سابق بر این سیگاری بودند، به شدت پرخور بودند، مشکل مشروب خواری داشتند، معتاد به خرید کردن بودند و افرادی با عادت های مخرب دیگر را مورد بررسی قرار داده بودند. همه این شرکت کنندگان یک نقطه مشترک داشتند: آنها در مدت زمان نسبتا کمی زندگی شان را از نو ساخته بودند. دانشمندان می خواستند بفهمند که آنان چگونه این کار را انجام داده اند...

محتوا:

پیشگفتار

درمان عادت

 

بخش اول: عادت های اشخاص

 

فصل اول

چرخه عادت  -  عادت ها چگونه کار می کنند

 

فصل دوم

مغز مشتاق  -  چگونه عادت های جدید ایجاد کنیم!

 

فصل سوم

قانون طلایی چرخه عادت  -  چرا دگرگونی اتفاق می افتد

 

 

 بخش دوم: عادتهای سازمان های موفق

 

فصل چهارم

عادت های زیربنایی، یا تصنیف پاول اونیل  -  چه عادت هایی بیشتر از همه اهمیت دارند

 

فصل پنجم

استارباکس و عادت موفقیت  -  وقتی که قدرت اراده خودکار می شود

 

فصل ششم

قدرت یک بحران  -  چگونه رهبران از طریق حوادث، عادت ها را ایجاد و طراحی می کنند

 

فصل هفتم

"تارگت" چگونه پیش از آن که شما کاری کنید، می داند چه می خواهید - چگونه شرکت ها عادت ها را پیش بینی (و دستکاری) می کنند

 

 

بخش سوم:عادت های جامعه

 

فصل هشتم

کلیسای سدل بک و تحریم اتوبوس مونتگومری  -  جنبش ها چگونه رخ می دهند

 

فصل نهم

نورولوژی اراده ی آزاد  -  آیا ما مسئول عادت های خود هستیم؟

 

 

 

دانلود کتاب از اینجا

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید. 


 
منتورینگ
ساعت ٤:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/٩  کلمات کلیدی:

تاریخچه‌ای از واژه منتورینگ:در زمان پادشاهی Odysseus در کشور Ithaca، هنگامی که Odysseus راهی یکی از کشورگشاهیهایش بوده است، با همسرش Penelope تصمیم م?‌گیرند تا از ?ک? از دوستان خود به نام Mentor برای تربیت پسرشان Telemachus در غیاب وی برای تصدی جانشینی پدر استفاده کنند و از آن زمان لغت Mentor برای شخصی که در پرورش، رشد و هموارسازی مسیر پیشرفت شغلی افراد گمارده میشود، به کار برده میشود.

مفهوم منتورینگ: 

دکتر کولین:منتورینگ رابطه‌ای حمایتی است که به وسیله آن یادگیری و تجربه به وقوع می‌پیوندد، مهارت‌های بالقوه فرد توسعه  می‌یابد.

 
•مرکز منتورینگ اروپا :کمک خارج از روابط رسمی، به وسیله یک شخص برای انتقال قابل ملاحظه دانش، طرز انجام کار و نحوة فکر کردن.
 
•منتورینگ فرم طولانی مدت و سازمان یافته از توسعه افراد است که برای افرادی از سازمان اجرا می‌شود که مزایایی برای سازمان دارند. منتورینگ حمایت، راهنمایی و مشاوره است و رابطه‌ای است که در آن همکاران باتجربه در محیط کار دانسته‌‌ها و تجارب خود را به همکاران جدید و بی تجربه انتقال می‌دهند. منتورینگ نوعی از فرآیند توسعه است و تمرکز آن کمک به افراد برای مدیریت کردن مهارت‌هایشان است. بر نقطه نظرات و دیدگاه‌های فرد تاکید دارد و نه فقط بر عملکرد فرد در کار و اهداف آن هم سازمانی و هم فردی می‌باشد. (CIPD)
•مفهوم استاد – شاگردی در زبان فارسی تا حدودی مفهوم منتورینگ را می‌رساند. (راهنما، قیم، مربی، محرم راز، الگو، مرشد و ...).
 

نقش‌های اصلی منتور:

 1.معلم: آموزش و توسعه ظرفیت فکری و یا ارایه اطلاعات و دانش

2. حامی: استفاده از نفوذ برای پیشرفت

3. راهنما: معرفی شاگرد در سازمان برای مشاغل جدید، کسب منابع و ...

4. مدل: الگو، سرمشق

5. مشاور: تسهیل دستیابی به چشم انداز (کشف خود و چشم‌انداز) و حمایت احساسی

تجارب دیگران و شرکت‌های برتر:

•          شرکت Dove برای مدیران ارشد و حتی تازه واردان منتور انتخاب می‌کند. البته فرآیند کار معمولاً غیررسمی‌است. ولی در همتاسازی زمینه‌های کاری و علائق دو طرف لحاظ می‌شود.

•          در شرکت LiLi اهداف منتورینگ عبارت است از:

–         تسهیل اهداف تجاری با توسعه قابلیتها

–         تقویت مهارتهای یادگیری و روابط انسانی منتور و منتی

–         توسعه الگوی مؤثر در بین مدیران ارشد

–         درک فرهنگ، افزایش رضایت و توسعه شخصی شاگردان

•          در شرکت جنرال الکتریک پس از شناسایی رهبران بالقوه، مدیران ارشد در نقش استاد آنها را تربیت می‌کنند. در سال 1999، 80% از کسانی که تحت مربیگری مدیران ارشد قرار داشتند، ارتقا یافته‌اند.

•          در شرکت شل نیز از روش‌های منتورینگ و مربیگری استفاده می‌شود. همانطوریکه مدیران شرکت گزارش نموده اند، آموزش‌های خاص شرکت، تجربه، مربیگری، منتورینگ، کانون ارزیابی و ... در توسعه رهبران مؤثر است.

•          شرکت مهندسی T1 منتورینگ همکار را بین اعضای هیأت مدیره تجربه کرده است.

•          شرکت دیاگو  که جمعیتی از متخصصان حوزه منابع انسانی پرورش داد که نقش اصلی آنان مربیگری و یا منتوری 100 نفر برتر بود.

•          مطالعه در آمریکای شمالی (2001 و CMSI) گزارش کرد که 52% دستیاران برنامه از بازگشت سرمایه گذاری در مورد منتورینگ رضایت داشتند.

•          یک مطالعه در سال 1995 از شرکت‌های مرجع حاکی از‌این بود که:

–         حدود نیمی‌از شرکت‌ها از طرح منتورینگ استفاده می‌کردند.

–         شرکت‌های بزرگتر تمایل بیشتری به آن داشتند.

–         در اکثر موارد، اجرای آن شامل برنامه کوچک آزمایشی (پایلوت) و منتورهای بیرونی بود.

•          تحقیق ساندی تایمز که در روز دوم مارچ 2003 چاپ شده است از بررسی 100 شرکت برتر انگلیسی گزارش می‌کند که تمامی‌11 شرکت اول فرصت‌های رشد برای پرسنل‌ایجاد می‌کردند.

•          تحقیق مؤسسه چارترد امور پرسنلی و توسعه، گزارش کرد که در حال حاضر 79% سازمان‌ها از مربیگری استفاده می‌کنند و 77% اعلام نمودند که استفاده از آن در چند سال اخیر رشد داشته است.

•          مطالعه انجمن بین المللی مدیریت پرسنلی پژوهشی را در ژانویه 2001 منتشر ساخت،  مبنی بر‌اینکه آموزش معمولی می‌تواند 22% بهره وری را افزایش دهد در حالیکه تأثیر آن همراه با مربیگری 88% است.

•          مرور 8 شرکت عمده با روش‌های متفاوت توسعه رهبری حاکی از‌این است که آنها:

•             از مربی (خواه داخلی و خواه خارجی) استفاده می‌کردند.

•             بازخور مربی از طریق تلفنی و ملاقات حضوری متداول است.

•             تفاوتی از نظر تأثیر مربی خارجی و داخلی مشاهده نشد.



منبع: مهدی محمودی و همکاران (شرکت مهندسی و ساخت توربین مپنا (توگا))

برگرفته شده از behrooz-samadi.blog.ir

 

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید. 


 
مصاحبه با یک متخصص کاریابی در کانادا
ساعت ٤:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/٩  کلمات کلیدی: استخدام

مصاحبه امروز با استیون دیویدسن انجام شده که یه متخصص استخدام تو کاناداس. مصاحبه طبق برنامه من پیش نرفت و چون وضعیت اینترنت خوبی نداشت نتونستیم از اسکایپ استفاده کنیم و صحبت‌ها ضبط بشه و به جاش مصاحبه رو تلفنی انجام دادیم و من یادداشت برداشتم. به همین خاطر همه جواب‌ها خلاصه هستن و فقط مضمون کلی رو منتقل می‌کنن. کل مصاحبه هم دو ساعت زمان برد.

Steven Davidson

من:‌ استیون، ممنون که برای این مصاحبه وقت گذاشتی. مخاطب ما ایرانی‌هایی هستن که برای مهاجرت به کانادا اقدام کردن و نگرانی‌هایی در مورد کار تو کانادا دارن. حالا قبل از این‌که سوال‌هام رو شروع کنم، می‌شه لطفا خودت رو معرفی کنی؟

استیون: ممنون که با من مصاحبه می‌کنی نادر. من استیون دیویدسن هستم و بیشتر از ده ساله که کارم کاریابی و استخدام برای انواع شرکت‌های کوچیک، متوسط و بزرگه.

من: تو حوزه تخصصی و صنعت خاصی متمرکزی؟

استیون: نه، شرکت من تو همه زمینه‌ای کار می‌کنه؛ از صنایع دارویی گرفته تا ساخت و ساز و معدن و نفت و گاز.

من:‌ چه موقعی شرکت‌ها از خدماتتون استفاده می‌کنن؟

استیون:‌ بعضی شرکت‌ها ترجیح می‌دن خودشون نیرو استخدام کنن و بعضی‌ها ترجیح می‌دن کار ساده‌تر و تخصصی‌تر پیش بره که در این صورت به ما مراجعه می‌کنن.

من: فرآیند استخدام تو شرایطی که از خدماتتون استفاده می‌کنن چیه؟

استیون: اولین قدم اینه که نیاز استخدامی مشخص بشه. بعضی شرکت‌ها از ما تو این مرحله هم کمک می‌گیرن، ولی خیلی‌ها این بخش رو خودشون انجام می‌دن و وقتی می‌دونن که کس یا کسانی رو می‌خوان استخدام کنن میان سراغ ما.

مرحله دوم اینه که با ذی‌نفعان اون شرکت مصاحبه می‌کنیم و نیازهایی که دارن رو استخراج می‌کنیم. سعی می‌کنیم مشخص کنیم که فردی که نیاز دارن دقیقا چه مهارت‌ها و شرایطی باید داشته باشه. معمولا برای این که این کار رو بکنیم هم سوال‌هایی از این دست می‌پرسیم که مثلا «یک سال بعد از شروع به کار فرد، با چه معیاری درباره موفق بودن یا نبودنش قضاوت می‌کنین؟»

مرحله سوم اینه که با متخصص‌ها طرف بشیم. برای این کار سه روش داریم:

  1. درج آگهی، که معمولا تو سایت‌هایی مثل لینکدین انجام می‌شه
  2. جستجو به دنبال متخصص‌های جویای کار که اون هم تو شبکه‌های اجتماعی مثل لینکدینه
  3. تماس گرفتن با متخصص‌هایی که مشغول به کار هستن و تشویقشون برای پیوستن به شرکت جدید

من: متخصص‌هایی که مشغول به کار هستن رو چطوری پیدا می‌کنین؟

استیون: این بخش دیگه می‌شه فوت و فن کارمون. ولی به طول ساده بگم، به بانک‌های اطلاعاتی مخصوص این کار مراجعه می‌کنیم. یکی از معروف‌ترین‌هاش zoomin هست.

من: گفتی که تو شبکه‌های اجتماعی دنبال متخصص‌ها می‌گردین و به لینکدین اشاره کردی. شبکه اجتماعی دیگه‌ای هم هست که استفاده کنین؟

استیون:‌ یه تعدادی هست، خصوصا شبکه‌های جدید؛ ولی قسمت عمده کارهای جدی تو همون لینکدین انجام می‌شه.

من: تو لینکدین چطوری آدم‌ها رو پیدا می‌کنین؟

استیون: بهترین راه مراجعه به گروه‌هاس. معمولا برای هر تخصصی گروه‌های مطرحی وجود داره و خیلی راحت می‌شه اون‌جا آدم‌های متخصص رو پیدا کرد. بعد هم پروفایل اون آدم‌ها باید بررسی بشه. خیلی مهمه که کارجوها پروفایل لینکدین خوب و کاملی داشته باشن.

من: چه سهمی از استخدام‌ها با هرکدوم از سه منبعی که گفتی انجام می‌شه؟

استیون: تقریبا سهم‌های برابر دارن. یک سوم از آگهی، یک سوم از جستجو، یک سوم هم تماس گرفتن با متخصص‌های مشغول کار.

من: خوب، تا مرحله سوم رفتیم. مرحله بعد چیه؟

استیون: بعدش آدم‌ها و رزومه‌هاشون رو با مهارت‌هایی که انتظار می‌ره می‌سنجیم و از بینشون اون‌هایی که برای کار مناسب هستن رو برای مرحله بعد انتخاب می‌کنیم.

من: معمولا چه درصدی از رزومه‌ها از این مرحله موفق بیرون میان؟

استیون: بسته به شغل یه مقدار فرق می‌کنه. همینطور بسته به کسی که داره فرآیند رو انجام می‌ده. مثلا این درصد با افزایش تجربه من کمتر شده، چون راحت‌تر می‌فهمم چه کسی به درد کار نمی‌خوره. ولی کلا به طور میانگین می‌شه گفت که ۵ درصد از رزومه‌ها تو این مرحله انتخاب می‌شن.

من: بسیار خوب، پس ۵ درصد رزومه‌ها می‌رن به مرحله پنجم. اون موقع چه اتفاقی می‌افته؟

استیون: تو این مرحله با آدم‌ها تلفنی مصاحبه می‌کنیم تا ببینیم مهارت‌هاشون تا چه حد مطابق کاره و از اون مهم‌تر، فرهنگشون چقدر با کار هماهنگه. این نکته خیلی مهمه، چون اگه کسی فرهنگ مناسب داشته باشه می‌شه تو شرکت آموزشش داد و موفق شد، ولی اگه همه مهارتی داشته باشه و فرهنگش درست نباشه هیچ کاریش نمی‌شه کرد.

من: مطابقت فرهنگی رو چطوری ارزیابی می‌کنین؟

استیون: شش معیار کلی وجود داره که برای هر شغل وضعیت مطلوبشون رو مشخص می‌کنیم. بعد وضعیت اون معیارها رو برای داوطلبان هم مشخص می‌کنیم و این دو مقدار رو با هم می‌سنجیم. یه چیزی مثل ارزیابی شخصیته. مثلا بعضی آدم‌ها اهمیت زیادی به پول و اقتصاد نمی‌دن. این آدم‌ها به درد شغل‌هایی که تو بخش فروش باشه نمی‌خورن، در حالی که برای بعضی کارهای دیگه خیلی مناسبن.

من: جالبه. و بعد؟

استیون: بعد همه اطلاعاتی که جمع کردیم رو تحلیل می‌کنیم و امتیازی برای فرد مشخص می‌کنیم. اگه امتیاز در حد مناسب باشه می‌ره به مرحله بعد. 
مرحله ششم هم اینه که باهاشون رو در رو مصاحبه می‌کنیم که برداشت‌های قبلیمون رو دقیق‌تر محک بزنیم و تحلیل رو دوباره انجام بدیم. اگه نتیجه مصاحبه مناسب باشه، فرد وارد فرآیند استخدام می‌شه.

من: وقتی کسی به مرحله مصاحبه حضوری می‌رسه، احتمال استخدام شدنش چقدره؟

استیون: بسته به نوع کار، بین ۲۰ تا ۵۰ درصد.

من: بعد از این مرحله دیگه فرد استخدام می‌شه؟

استیون: نه، هنوز یه مقدار مونده. مرحله بعدی ممیزی کردنه. این هم باز بستگی به نوع کار داره، بعضی وقت‌ها فقط در حد سوال کردن از مدیرای قبلیه و بعضی وقت‌ها علاوه بر اون چک کردن مدرک دانشگاهی، سو پیشینه، سلامت جسمی و امثال اون هم هست.

من: یعنی در هر حال از مدیرهایی که فرد قبلا داشته در موردش سوال می‌کنین؟

استیون: بله، این کار رو همیشه انجام می‌دیم؛ برای کارهایی که طرف تو ۸ تا ۱۰ سال قبل داشته. بعضی‌ها تو این فاصله ممکنه پنج شش جای مختلف کار کرده باشن که باید با همشون تماس بگیریم. برای بعضی‌ها هم ممکنه بیشتر باشه. ولی خوب، کسی که تو ۱۰ سال ۲۰ جای مختلف کار کرده باشه احتمالا بهتره که اصلا کنار گذاشته بشه.

من: این مرحله آخره؟

استیون: تو این مرحله، یا ترجیحا قبل از اون، باید پیشنهاد کار دقیقی از طرف کارفرما به فرد داده بشه که حقوق و ساعت کار و مدیر بالادست و سمت کاری و امثال اون رو مشخص کرده باشه. این موارد تو این مرحله نهایی می‌شن و فرد استخدام می‌شه. بعد از اون چند مرحله برای انطباق فرد با مجموعه و ارزیابی نتیجه داریم.

من: فرآیند برای کسی که می‌خواد به عنوان مشاور با شرکتی کار کنه و کسی که قراره کارمند شرکتی بشه فرق می‌کنه؟

استیون: نه، فرآیند همونه، ولی قطعا برای یه مشاور سریع‌تر و راحت‌تره، چون ریسک‌ها خیلی کمترن.

من: همه جا روی اهمیت رزومه تاکید می‌کنن. از نظر تو چقدر مهمه؟

استیون: خیلی مهمه. حادترین بخشه. رزومه اولین و مهم‌ترین بخشه. یه ابزار بازاریابی برای کارجوس که متاسفانه تو کمتر از ۱۰ درصد مواقع درست تنظیم می‌شه. بعضی رزومه‌ها حتی غلط‌های املایی یا دستور زبانی دارن که مثلا خود من این موارد رو بلافاصله رد می‌کنم. این ماجرا خصوصا برای کسایی که زبان مادریشون انگلیسی نیست خیلی مهمه، حتما باید رزومه‌شون رو بدن کسی براشون چک کنه که ایراد نداشته باشه. پروفایل لینکدینشون رو هم باید چک کنن که ایرادی نداشته باشه. از اون گذشته، بعضی‌ها رزومه‌هاشون رو مطابق شرح مهارت‌هایی که تو آگهی گفته شده بازنویسی می‌کنن که اون هم خیلی کار بدیه و راحت تشخیص داده می‌شه. رزومه هر کسی باید دقیقا مثل پروفایل لینکدینش باشه؛ البته با جزئیات کمتر. بهتره بیشتر از سه صفحه نباشه.

من: بعضی وقت‌ها طرف تمام مشخصاتی که تو آگهی استخدام هست رو نداره. تو این حالت اگه باز هم اعلام آمادگی کنه اشکالی داره؟

استیون: بستگی داره. اگه تفاوت زیاد نباشه می‌تونه حتی موفق هم بشه. مثلا ممکنه یه آگهی گواهی یا مدرک خاصی رو خواسته باشه و طرف به جای اون گواهی مشابهی داشته باشه، یا تجربه کافی که نشون بده مهارت‌های اون گواهی رو داره. مسئله‌ای نیست.

من: بزرگ‌ترین مشکل مهاجرها تو کار پیدا کردن چیه؟

استیون: ارتباط!

من: زبان؟

استیون: بله، زبان مشکل خیلی بزرگیه، ولی به جز اون شناخت محیط جدیدشون هم هست. مثلا تو خیلی کشورها رایجه که تو رزومه عکس باشه. ولی این کار تو کانادا اصلا مرسوم نیست و اگه تو رزومه‌ای عکس باشه مشخص می‌شه که طرف با بازار کار کانادا آشنا نیست و در نتیجه استخدام کردنش ریسک داره. مشکل زبانی رایج هم اینه که چون افراد زبون مادریشون انگلیسی نیست طبیعتا بعضی حرف‌ها رو ممکنه متوجه نشن. این اشکال زیادی نداره، باید از طرفشون خواهش کنن که حرفش رو تکرار کنه. ولی خیلی‌ها به روی خودشون نمیارن و در نتیجه چون منظور رو نفهمیدن بعدا سوتفاهم پیش میاد.

من: خیلی از خواننده‌های این مطلب کسایی هستن که برنامه مهاجرتشون نهایی شده و مثلا می‌دونن که تا ۶ ماه یا ۸ ماه دیگه قراره برن کانادا. حالا تو این مدت باقیمونده می‌خوان به بهترین شکل آماده بشن. چه کارهایی بکنن؟

استیون: مهم‌ترین و اولین چیز اینه که مدرک دانشگاهیشون رو به تایید مراجع کانادایی، مثل دانشگاه تورنتو برسونن. کاریه که هزینه زیادی نداره، ولی وقت می‌بره. خیلی‌ها نمی‌تونن تو رشته خودشون کار کنن، چون به موقع فکری به حال مدرکشون نکردن.

بعد از اون مهم‌ترین نکته زبانه که باید تقویت کنن و علاوه بر اون حتما مدرک معتبری هم برای زبان داشته باشن. دلیلش اینه که خیلی‌ها وقتی رزومه‌ای از کسی می‌گیرن که از کشوری غیر انگلیسی زبان میاد، خصوصا کشورهایی غیر از هند و مالزی که از زبان انگلیسی زیاد استفاده می‌کنن، فرض می‌کنن که طرف مهارت کافی در زبان نداره و همون اول رزومه‌ش رو کنار می‌ذارن. اگه مدرک زبان وجود داشته باشه و تو رزومه ذکر بشه، این مشکل حل می‌شه. 
کار دیگه اینه که باید موسسه‌هایی که از مهاجرها حمایت می‌کنن و بهشون کمک می‌کنن که جا بیفتن و کار پیدا کنن رو تو محدوده زندگی آینده‌شون پیدا کنن که بلافاصله بعد از رسیدن باهاشون در تماس باشن. عملا تو اکثر استان‌ها چنین مراکزی وجود داره.

دیگه اینه که باید با وضعیت صنف کاری خودشون تو کانادا هم آشنا بشن. مثلا اگه فرد تو صنعت معدن کار می‌کنه، باید بدونه که وضعیت کسب و کار این صنعت تو کانادا چطوره، شرکت‌های مهم کدوم‌ها هستن و امثال اون.

من:‌ گرفتن مدرک‌های حرفه‌ای مثل PMP چطور؟

استیون:‌ خوب، به هر حال ضرر نداره. با این حال اولویتش خیلی بالا نیست. اکثر شرکت‌هایی که نیاز به چنین مهارت‌هایی دارن فردی که مطابقت فرهنگی و شخصیتی داشته باشه رو استخدام می‌کنن و بعد اگه لازم بود می‌فرستنش دوره آموزشی که مدرک PMP بگیره. به نظر من بهتره که مهاجرها روی مواردی که قبل از این گفتم تمرکز کنن؛ خصوصا زبان.

من: خوب، آخرین سوالم در مورد مدت زمانه. یه کارجو چقدر در انتظار پیدا کردن کار بمونه طبیعیه؟ یعنی مثلا اگه دو ماه طول بکشه یعنی یه مشکلی وجود داره، یا نه، طبیعیه و باید باز هم صبر کرد؟

استیون: کاملا بستگی داره به نوع و سطح کار. یه قاعده ساده اینه که برای هر ده هزار دلار در سال درآمد باید حدود یک ماه صبر کرد. یعنی برای کاری که درآمد ۲۰ هزار دلار در سال داره، طبیعیه که دو ماه پیدا کردنش طول بکشه. کسایی که خیلی کارهای سطح بالا با حقوق‌های بالا انجام می‌دن طبیعیه که مثلا ۶ ماه یا حتی بیشتر از اون بدون کار و در انتظار پیدا کردن فرصت بعدی باشن.

من: چه جالب. من سوال دیگه‌ای ندارم. چیزی می‌خوای اضافه کنی؟

استیون:‌ فکر می‌کنم دیگه درباره همه چیز حرف زدیم. البته دوباره به مهاجرها تاکید می‌کنم که مهارت‌های ارتباطیشون رو تقویت کنن و در اولین فرصت هم به فکر معادل کردن مدرکشون باشن. فراموش نکنن که برای این کار لازم نیست کانادا باشن و از ایران هم می‌تونن فرآیند معادل‌سازی رو شروع کنن. پروفایل لینکدینشون رو هم خیلی باید جدی بگیرن.

آخرین نکته هم اینه که موسسه‌ها و افرادی هستن که به مهاجرها مشاوره می‌دن و بهشون کمک می‌کنن که سریع‌تر کار پیدا کنن. ممکنه استفاده از این خدمات مفید باشه، ولی هیچوقت جای تلاشی که خود فرد می‌کنه رو نمی‌گیره. همه باید این رو در نظر داشته باشن که قسمت عمده این مسئله رو نمی‌شه برون‌سپاری کرد.

من: ممنون استیون؛ خیلی لطف کردی.

استیون:‌ من هم ممنونم. برای ایرانی‌ها هم آرزوی موفقیت می‌کنم. یادتون باشه که باید خودتون رو آماده کنین و هیچ کسی هم نمی‌تونه به جای شما این کار رو بکنه.

 

پی‌نوشت: یه نکته‌ای هست که چند وقت پیش می‌خواستم در موردش مطلبی بنویسم، ولی پشیمون شدم. حالا به نظرم لازم میاد که به خاطر تناسب با این متن بگم: شیوه خطاب کردن آدم‌ها خیلی مهمه.

تو ایران رایج نیست که همدیگه رو تو فضای کاری به اسم کوچیک صدا کنیم و اگه غیر از این اتفاق بیفته یا ناشی از صمیمیت زیاده و یا بی‌ادبی. پس در نظر داشته باشین که اگه صمیمیت زیادی بینتون نیست، به اسم کوچیک صدا کردن دیگران بی‌ادبیه. اگه طرف مقابلتون از نظر سن یا درجه بالاتر باشه، یا در مورد آقایون، اگه طرف مقابلتون یه خانم باشه، حتی بعد از صمیمی شدن هم نباید به اسم کوچیک طرف رو صدا کنین، مگر این‌که خودش بهتون این اجازه رو بده.

تو خارج ایران شدت این مسئله یه مقدار متفاوته و همه خیلی سریع و راحت همدیگه رو به اسم کوچیک صدا می‌کنن. با این حال حتی همون‌جا هم این یه رسم جدید به حساب میاد که آدم‌های خیلی بانزاکت نمی‌پسندنش. از نظر من روش درست اینه که بار اول طرف مقابلتون رو با فامیلی خطاب کنین. بعد از اون اگه از نظر سن و درجه تفاوت خیلی زیاد نبود و طرف مقابل شما رو به اسم کوچیک خطاب کرد، شما هم برای دفعه‌های بعد به اسم کوچیک خطاب کنین. ولی اگه تفاوت درجه یا سن خیلی زیاد بود همچنان با فامیلی خطاب کنین تا زمانی که طرف خودش بهتون بگه که می‌تونین با اسم کوچیک خطابش کنین.

نوشته نادر خرمی راد

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید. 


 
اینفوگراف مدل پوینت
ساعت ٤:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/٩  کلمات کلیدی:

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید. 


 
تحلیل استراتژی جدید اپراتور تازه‌ نفس برای جذب مخاطبان کودک
ساعت ٤:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/٩  کلمات کلیدی:
وقتی در بازار رقبای بزرگ حضور دارند، تصاحب سهم بیشتر کار دشواری است‌. کسب‌وکاری که بعد از رقبای بزرگ به میدان می‌آید، باید دائم خدمات و محصولات تازه را به مشتریان ارائه کند تا آنها دل از بزرگان بازار بکنند و به سراغ تازه نفس بازار بیایند‌. یکی از شیوه‌ها برای جذب مشتریان در چنین بازاری ارائه خدمات به گروه مخاطبی است که رقبای بزرگ هنوز به سراغ آنها نرفته‌اند‌.
 
بحث سیم‌کارت کودک اتفاق خوبی است که رایتل در این موضوع مزیت اول بودن را دارد‌. به هرحال خلائی در بازار این حوزه وجود داشت‌. کودکان معمولا تمایل به داشتن سیم‌کارت و موبایل دارند و همین موضوع باعث نگرانی والدین آنها شده است‌. اکثر آنها دغدغه این را دارند که مبادا کودکان از سیم‌کارت و اینترنتی که در دست دارند، سوء‌استفاده کنند.

وقتی در بازار رقبای بزرگ حضور دارند، تصاحب سهم بیشتر کار دشواری است‌. کسب‌وکاری که بعد از رقبای بزرگ به میدان می‌آید، باید دائم خدمات و محصولات تازه را به مشتریان ارائه کند تا آنها دل از بزرگان بازار بکنند و به سراغ تازه نفس بازار بیایند‌. یکی از شیوه‌ها برای جذب مشتریان در چنین بازاری ارائه خدمات به گروه مخاطبی است که رقبای بزرگ هنوز به سراغ آنها نرفته‌اند‌. بازار اپراتور کشور درحال حاضر به همین شکل است‌. این بازار با اینکه رقبای زیادی ندارد ولی همین تعداد کم نیز برای تصاحب مشتریان بیشتر دائم در صدد ارائه خدمات جدید هستند‌. اپراتور رایتل به نسبت بقیه حاضران این بازار تازه نفس است‌. این اپراتور در زمان‌های مختلف سعی کرده که خدماتی تازه برای گروه مخاطبان جدید، ارائه دهد تا بتواند در برابر رقبای خود حرفی برای گفتن داشته باشد‌.

مخاطبان کودک از آن‌دست گروه‌هایی هستندکه رقبای رایتل هنوز برای‌شان خدماتی ارائه نکرده‌اند اما رایتل به تازگی سیم‌کارت کودک را به مشتریان معرفی کرده است‌. به نظر هنوز رایتل برای لانچ این طرح تازه تبلیغات گسترده‌ای را اجرا نکرده ولی به هرحال این سیم کارت را به نام خودش ثبت کرده است‌. سیم‌کارت کودک رایتل فعلا فقط قابلیت دسترسی کودکان به برخی از سایت‌های اینترنتی را با نظارت والدین مهیا کرده است‌. به نظر رایتل برای اینکه نخستین باشد، صبر نکرده که خدمات این سیم کارت را کامل و بعد از آن به مخاطبان ارائه کند‌. خدماتی مانند امکان برقراری تماس و ارسال پیامک‌. در ادامه برای بررسی زوایای مختلف محصول تازه رایتل به سراغ علی کریم‌زاده، مشاور برند و کارشناس ارشد بازاریابی رفته‌ایم‌.

محصولی همگانی با بازار وسیع

علی کریم‌زاده، کارشناس ارشد بازاریابی درباره اقدام اخیر رایتل به «فرصت امروز» می‌گوید: سیم‌کارت یک کالای همگانی محسوب می‌شود، به همین دلیل برای اپراتورها صرفه اقتصادی ندارد که بخواهند روی یک گروه مخاطب متمرکز شوند‌. اپراتورها بسته به نوع شخصیتی که در استراتژی برند برای خودشان تعریف کرده‌اند، به سمت گروهی از جامعه تمایل پیدا می‌کنند ولی این به آن معنا نیست که گروه‌های دیگر را کنار بگذارند. برای مثال ایرانسل به سمت جوان‌های جامعه گرایش بیشتری دارد درحالی که رایتل نیز روی این گروه متمرکز است، اما نوع نگاه رایتل با ایرانسل متفاوت است‌.

رایتل روی جوان‌هایی با طبقه اجتماعی بالاتر تمرکز کرده‌ است‌. چون این اپراتور می‌خواسته سیم‌کارت‌های خود را شیک‌تر به جامعه معرفی کند؛ یعنی جوان‌هایی که کسب‌وکاری دارند و جایگاه‌ ویژه‌ای در اجتماع به خود اختصاص داده‌اند‌. اگر دقت کرده‌باشید با اینکه رایتل در تبلیغات خود روی گروه میانسال نیز نظری می‌اندازد، باز گروهی را هدف می‌گیرد که صاحب کسب وکار و موقعیت اجتماعی خوبی هستند، به هرحال رایتل به نسبت بقیه رقبای خود هیجان کنترل شده‌ای را در تبلیغات به مخاطب نشان می‌دهد، یعنی هیجانی معقول و واقعی‌تر‌. به‌طور کلی رایتل هیچ وقت در تبلیغات خود اغراق نکرده و این موضوع به استراتژی این برند بازمی‌گردد‌. البته باید رایتل بررسی کند و ببیند چقدر توانسته این نگاه را به جامعه القا کند‌.

اتفاق خوب برای رایتل

کریم‌زاده می‌گوید: بحث سیم‌کارت کودک اتفاق خوبی است که رایتل در این موضوع مزیت اول بودن را دارد‌. به هرحال خلائی در بازار این حوزه وجود داشت‌. کودکان معمولا تمایل به داشتن سیم‌کارت و موبایل دارند و همین موضوع باعث نگرانی والدین آنها شده است‌. اکثر آنها دغدغه این را دارند که مبادا کودکان از سیم‌کارت و اینترنتی که در دست دارند، سوء‌استفاده کنند و به وب‌سایت‌هایی سربزنند که والدین تمایلی به آنها ندارند‌. به نظرم رایتل هوشمندانه وارد این حوزه شده‌است‌. اگر رایتل این سیم‌کارت را با قدرت لانچ کند، خواه‌ ناخواه به اسم او ثبت خواهد شد‌. این موضوع بستگی به این دارد که چه زمانی از رسانه‌های خود استفاده کند‌. اگر درحد همین اخبار کوتاه و معمولی باشد، مطمئنا برای‌شان نفعی به همراه نخواهد داشت‌. رایتل باید برای مدتی کوتاه تمامی رسانه‌های خود را روی این موضوع متمرکز کند، دراین میان حتما اثرات مثبت آن را خواهد دید‌. حال بعد از این مدت کوتاه مجددا می‌تواند به استراتژی اصلی خود بازگردد‌. به هرحال به نظرم سیم کارت کودک ارزش توجه بیشتری دارد‌. معمولا وقتی برندها روی موضوع خاصی تمرکز می‌کنند، آن موضوع با برندشان گره می‌خورد‌. به همین دلیل شاید صلاح نباشد که رایتل مدت طولانی روی سیم کارت کودک هزینه کند‌. به نظرم رایتل باید سیم کارت کودک را در قالب یک کمپین قدرتمند و باهدف به مخاطبان معرفی کند‌ .

والدین یا کودکان، مساله این است

این کارشناس درمورد گروه هدفی که رایتل باید در خصوص این سیم‌کارت جدید آنها را مدنظر قرار دهد، می‌گوید: قاعدتا چون والدین هستند که متقاضی و خریدار این سیم کارت هستند، باید در تبلیغات تمرکز روی این گروه شود ولی تبلیغات برای کودکان نیز می‌تواند جذاب باشد؛ یعنی کودکان نیز می‌توانند والدین خود را مجبور به خرید چنین سیم‌کارتی کنند‌. بنابراین به نظرم رایتل بهتر است در تبلیغات خود روی هر دوگروه متمرکز شود ولی هدف اصلی خود را والدین کودکان قرار دهد؛ یعنی تبلیغاتی جذاب برای کودکان و قانع‌کننده برای والدین برنامه‌ریزی کند‌. رایتل باید پیام تبلیغاتی خود را در معرفی این سیم‌کارت به والدین ارسال کند، پیام‌هایی مانند، سیم کارتی امن برای کودکان ولی هدف تصویرگری آگهی‌های خود را باید کودکان قرار دهد‌. به هرحال نخستین بودن، قدرت طلایی بالایی برای برندهاست‌. اگر رایتل این سیم‌کارت را قوی لانچ کند، رقبای دیگر نمی‌توانند میدان را از دست او در بیاورند‌. رایتل باید در نقاط فروش خود قدرتمند عمل کرده و کمپین خود را یکپارچه برگزار کند، اگر به این نحو عمل کرده و دیگر جای نگرانی برای ورود رقبا باقی  
نمی‌ماند‌.

ورود رقبا به بازاری بکر

این کارشناس درباره زمانی که رقبا وارد میدان رایتل می‌شوند، می‌گوید: اگر اپراتور دیگری با امکانات جدیدتر و تبلیغات گسترده‌تر وارد این حوزه شود، کار رایتل سخت‌تر می‌شود و مزیت رقابتی آن از بین می‌رود‌. بعید می‌دانم این حرکت تازه رایتل معایبی برای او به همراه داشته باشد، چون مدت‌ها صحبت از این بود که اپراتورها می‌خواهند وارد این عرصه شوند، حال به هردلیل رایتل پیشگام این حوزه بوده است‌ .

این کارشناس درباره موقعیت رایتل در بازار می‌گوید: همه اپراتورها در حال حاضر تمرکز خود را روی پوشش دیتا گذاشته‌اند، در این میان رایتل پوشش قدرتمندی ندارد، با اینکه از رومینگ ملی نیز استفاده می‌کند، رایتل در بسیاری از نقاط پوشش 3G ندارد و عملا در سفر و بسیاری از نقاط که نیاز به این خدمات است، سیم‌کارت این اپراتور بلااستفاده می‌ماند. رایتل باید برای قدرتمند شدن این مشکل را حل کند‌.

همکاری مشترک با برندهای دیگر

کریم‌زاده در ادامه می‌گوید: نکته‌ای که در سیم‌کارت کودک رایتل در نظر گرفته نشده، امکان مکالمه و ارسال پیامک از طریق آن است‌. البته رایتل در سایت خود گفته در حال حاضر این امکان وجود ندارد، شاید به زودی این امکان روی این سیم‌کارت ایجاد شود‌. به هرحال حتما باید این امکان در سیم‌کارت کودک در نظر گرفته شود که حداقل شماره پدر و مادر یا پنج نفر از نزدیکان در گوشی کودک ذخیره ‌شود‌. شماره‌هایی که تحت نظارت پدرومادر باشد و کودک غیر‌از این شماره‌ها نتواند با کس دیگری تماس بگیرد‌. این موضوع مهمی بود که رایتل آن را در این سیم‌کارت در نظر نگرفته است‌. حتی رایتل می‌تواند روی بحث استفاده از مواقع ضروری سیم کارت کودک نیز متمرکز شود. برای مثال برخی از گوشی‌های موبایل جدید این امکان را دارند زمانی که کودک گم می‌شود به طریقی به والدین اطلاع می‌دهند‌. در چنین گوشی‌هایی اگر دو دکمه را همزمان نگه دارید، بدون اینکه به گوشی نگاه کنید، به‌طور اتوماتیک یک پیغام مشخص به شماره‌ای که مخصوص این کار ذخیره شده ارسال می‌شود‌. در پیغام، موقعیت جغرافیایی و مکان به شخص مورد نظر ارسال می‌‌شود‌. درحالی که رایتل فعلا چنین امکاناتی را برای سیم کارت خود در نظر نگرفته است‌. رایتل در حال حاضر روی این سیم‌کارت امکاناتی مانند آپارات کودک، مجموعه نبات، شبکه پویا و..‌. را قرار داده است‌. به همین دلیل باید در تبلیغات خود روی ارتباط با چنین برندهایی تمرکز کند‌. به نوعی روی همکاری با چنین برندهایی بیشتر وقت بگذارد‌. اگر چنین برندهایی بخواهند با رایتل همکاری مشترکی داشته باشند، ظرفیت‌های مشترک زیادی برای این سیم‌کارت ایجاد خواهد شد اما باز تاکید می‌کنم پیام در تبلیغات رایتل باید مشخص باشد و اگر در این همکارهای مشترک بخواهد از چندین لوگو در کنار هم استفاده کند، اثربخشی خود را کاهش خواهد داد؛ یعنی رایتل باید با هر کدام از این برندها کمپین‌های مستقلی را برنامه‌ریزی و اجرا کند‌. رایتل باید از فضای مشترک با چنین برندهایی استفاده بهینه کند و نباید به تنهایی روی بیلبورد برود و فقط بگوید که سیم‌کارت خود را ارائه کرده است‌.

آیا رایتل عجول بوده؟

سیم کارت کودک

این کارشناس درباره اینکه آیا رایتلبرای ارائه این سیم کارت عجله کرده است یا نه، می‌گوید: درمورد اینکه رایتل عجولانه این سیم کارت را معرفی کرده یا نه باید بگویم کسب وکار همین است، با ارائه یک محصول یکسری امتیاز به‌دست می‌آورید و یکسری امتیاز از دست می‌دهید‌. به هرحال اگر رایتل می‌خواست منتظر باشد که وضعیت شبکه‌اش کامل شود، چون معلوم نیست کی این اتفاق بیفتد، عملا فرصت اول بودن را از دست می‌داد‌. در حوزه اپراتوری به خاطر سرعت، حاضران این حوزه مجبور هستند که همه موارد را به موازات هم پیش ببرید‌. منتها موضوع توسعهشبکه برای اپراتورها خیلی اهمیت دارد و رایتل با توجه به اینکه همکاری با شرکت خارجی نداشته، شاید امکان توسعهشبکه به مانند رقبای خود را نداشته باشد ولی به هرحال مطمئنا تمامی برندها در درون سازمان خود ویژگی‌های خوبی دارند که باعث پیشرفت‌شان در بازار می‌شود‌. به همین دلیل رایتل نمی‌تواند دست روی دست بگذارد که شبکه خود را توسعه بدهد و بعد به سراغ بازارهای دیگر برود‌. در نتیجه با این اتفاق به نوعی برای خود مزیت رقابتی ایجاد می‌کند‌. به هرحال باید رایتل در گزینه‌های انتخاب مردم قرار بگیرد که به نظرم در بحث برندینگ، سیم‌کارت کودک به رایتل به‌شدت کمک خواهد کرد‌. باید منتظر بود و دید که رایتل چه امتیازاتی به مشتریان خود می‌دهد که خلأ کمبود شبکه را رفع کند.

منبع: سیتنا


آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید. 


 
تدابیر برای خلق نوآوری در دانشگاه جرجیا
ساعت ٤:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/٩  کلمات کلیدی:

برای کسب شناخت از تمهیداتی که دانشگاه های پیشتاز دنیا در مسیر خلق نوآوری و بدل کردن آن به فناوری می اندیشند , دانشجویان دوره دکترای سیاستگذاری و علم و فناوری دانشکده مهندسی پیشرفت دانشگاه علم وصنعت ایران جستجوی فراگیری را آغاز کردند و ثمر برخی از نتایج حاصل به تدریج در قالب نوشته ای تازه برای بهره گیران از سایت shafia.ir در این قسمت منعکس می شود.

 

این دانشگاه ورای ارتباط مدبرانه با بازار کار نگاه موثر و کارآیی را به حقوق مالکیت فکری حاصل از تلاش های فکری که قدم به دنیای تجاری سازی می گذارند نموده و در ایجاد زیرساخت های خاص برای تحقق اندیشه های مطرح شده به شرح زیر همت گماشته است. 

  1. اصلاح چشم انداز و رسالت دانشگاه: تعیین اهداف و وظایف اقتصادی برای دانشگاه، تعیین هدف خلق ثروت از طریق پیشگامی در فناوری های با سطح متعالی
  2. تشکیل دفتر توسعه اقتصادی و سرمایه گذاری فناوری در دانشگاه متشکل از ۳ زیر مجموعه اختصاصی
  3. ثبات مدیریت در دفتر توسعه اقتصادی و سرمایه گذاری فناوری
  4. استفاده از افراد با تجربه صنعتی که سابقه تحصیلات دانشگاهی هم دارند در دفتر توسعه اقتصادی
  5. ایجاد شعبات استانی در قالب یک شبکه توسط دانشگاه برای ارائه خدمات تجاری و علمی به مناطق
  6. انجام فعالیت های ترویجی برای انعکاس محصولات و رسالت های دانشگاه از طریق راه اندازی وب سایت، انتشار مجله ها و توزیع بین جمع کثیری از افراد
  7. انتشار یک مجله تخصصی تولید برای مدیران عملیاتی واحدهای تولیدی که در کنار احداث یک شبکه تلویزیونی تخصصی، امکان برقراری ارتباط دوستانه بین دانشگاهیان و صنعتگران را ایجاد می کند
  8. فعالیت های اقتصادی و تجاری این دانشگاه، صرفا در «دفتر توسعه اقتصادی» محصور نیست؛ بلکه این موضوع تبدیل به یک فرهنگ از سطح رئیس دانشگاه تا تمام کارکنان شده است که به انحاء مختلف، خود را با محیط بیرون از دانشگاه درگیر کنند. این فرهنگ باعث می شود خیلی از مواقع، افراد در سازوکارهای رسمی و اداری محصور نشده و کار خود را با سرعت بیشتری پیش ببرند.
  9. همچون هر برنامه ریزی راهبردی دیگری، در این مورد هم تعهد و پشتیبانی رئیس دانشگاه از چشم انداز ترسیم شده جدید، نقش بسزایی در موفقیت عملکردها داشته است. ایشان اعتقاد راسخی به خلق ثروت از طریق فناوری داشته و از تمام فعالیت های مرتبط با این موضوع، حمایت می کند.
  10. برقراری ارتباط بین نهادهای قدیمی و موفق صنعتی برای ایجاد شبکه های همکاری
  11. ایجاد یک واحد مسئول پیگیری اهداف برنامه ریزی راهبردی
  12. برقراری شبکه های ارتباطی با اساتید مدعو و فارغ التحصیلان دانشگاه جرجیا برای استفاده از توان آن ها در انجام برخی از پروژه های دانشگاه به صورت پاره وقت و تزریق روحیه و فرهنگ صنعتی به دانشجویان فعلی دانشگاه
  13. تمرکز دانشگاه برای حل مسائل واقعی: برای این منظور، سه حوزه بزرگ در آمریکا یعنی نساجی، کاغذسازی و صنعت غذا، انتخاب شده و تمرکز دانشگاه روی این محور قرار گرفت تا پس از تولید محتوای قابل قبول، آن را به صنعت عرضه کنند
  14. ایجاد دفتر ارتباط با صنعت که بر روی مسائلی نظیر حقوق مالکیت فکری قراردادهای صنعتی کار می کند
  15. ایجاد تعداد زیادی پژوهشکده تخصصی در دانشگاه که در تعامل زیاد با دفتر ارتباط با صنعت دانشگاه کار می کنند
  16. استفاده دانشگاه از هدایا و موقوفات فارغ التحصیلان و افراد خیّر برای تامین مالی دانشگاه و ایجاد زیرساخت های مورد نیاز تحقیقاتی
  17. ایجاد دفتر انتقال فناوری برای کسب درآمد از طریق اعطای لیسانس، رویالتی، فروش فناوری، ارائه خدمات نصب و راه اندازی و نگهداری و تعمیرات، ایجاد شرکت های دانش بنیان و زایشی و غیره
  18. ارائه خدمات آموزشی فنّی و مدیریتی به صنعتگران درمورد ویژگی های محصول، روش تولید، خدمات مدیریتی و غیره
  19. ایجاد فضای مشوّق کارآفرینی در دانشگاه از روش هایی مانند راه اندازی مرکز رشد، ارائه گرنت به دانشجویان و اساتیدی که دارای محصول و فناوری در مرحله نمونه اولیه هستند، استخدام مشاوران صنعتی و تجاری به دریافت کنندگان گرنت برای توسعه بهتر محصول، برگزاری کنفرانس هایی برای انتقال تجربه کارآفرینان دانشگاهی و غیر دانشگاهی به دانشجویان، ارائه آموزش های کارآفرینی به دانشجویان، انتخاب تعدادی تجربه بهینه الگوبرداری شده [۱] برای ارائه به اساتید و دانشجویانی که تازه کسب و کار خود را آغاز کرده اند.
  20. ارائه دوره های آموزشی کوتاه مدت، سمینارها و کنفرانس ها برای صنعتگران که توسط دفتر توسعه اقتصادی و گروه کسب و کار آن دفتر، انجام می شوند
  21. اشتغال زایی و شغل یابی برای فارغ التحصیلان دانشگاه جرجیا به خصوص در شرکت های دانش بنیانی که محصول این دانشگاه بوده اند
  22. همکاری تنگاتنگ با دولت: با توجه به ارتباط این دانشگاه با صنعت، امکان شناسایی مسائل واقعی و تهیه راهکارهای مورد نیاز دولت برای حل مسائل صنعتگران، به وجود آمده است
  23. ارائه سمینارها و کنفرانس های تخصصی برای سازمان های توسعه ای دولتی برای سیاستگذاری بهتر
  24. انجام پروژه های مطالعاتی و مشاوره ای برای دولت
  25. تنظیم قوانین مشوّق برای شرکت کردن اعضای هیئت علمی در پروژه های انتقال فناوری؛ مانند قرار دادن یک سوم از رویالتی برای اعضای هیئت علمی و تدوین جایزه برای اساتیدی که بیشترین مشارکت را در پروژه های صنعتی داشته اند
منبع: سایت اطلاع رسانی و تحلیلی شفیعا
 

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.


 
ده راه برای اینکه هوش هیجانی خود را افزایش دهید
ساعت ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۸  کلمات کلیدی:

راه‌هایی برای افزایش هوش هیجانی برگرفته از کتاب بهبود هوش هیجانی‌تان در یک روز از مجموعه معروف For Dummies‌ انتشارات وایلی 

بهترین راه بهبود مهارت‌های عاطفی‌تان از طریق تمرین کردن در دنیای واقعی است. از طریق تمرین و گرفتن بازخورد در مورد عملکردتان، ترجیحاً از سوی یک مربی باتجربه، می‌توانید رفتارتان را تطبیق دهید و در تشخیص و مدیریت عواطف خودتان و همچنین عواطف دیگران اثربخش‌تر عمل کنید.

هرکسی جنبه‌هایی در زندگی خود دارد که می‌تواند آن‌ها را بهبود دهد. در اینجا راه‌هایی آمده است که به‌وسیله آن‌ها می‌توانید روی هوش هیجانی خود کار کنید و آن را افزایش دهید. اگرچه هر یک از این مهارت‌ها می‌توانند به طریقی به شما کمک کنند، اما ممکن است بسته به موقعیت کنونی‌تان به این نتیجه برسید که برخی مهارت‌ها مهم‌تر از بقیه هستند.

 

خودآگاه‌تر شوید

یکی از حوزه‌های اصلی هوش هیجانی خودآگاهی است. از بسیاری جهات، این حوزه سنگ بنای تمام حوزه‌های دیگر است. به‌عنوان نمونه، برای این‌که از عواطف دیگران آگاه شوید لازم است از عواطف خودتان آگاهی داشته باشید.

می‌توانید از طریق اَشکال مختلفی از مدیتیشن یا ذهن‌آگاهی (mindfulness) از عواطف خود آگاه‌تر شوید. با ثبت‌نام در یک دوره، پیوستن به یک گروه یا استخدام یک مربی، می‌توانید از این تکنیک‌ها بهره ببرید تا نسبت به بدن خود، احساساتتان و افکارتان آگاه‌تر شوید.

همچنین می‌توانید با استفاده از دفتر یادداشتتان برای ثبت احساساتتان در فواصل از پیش تعیین‌شده مختلف خودآگاه‌تر شوید. با افزایش گستره واژگان عاطفی‌تان و استفاده از آن‌ها برای توصیف طیف کاملی از احساساتتان در طول بخش‌های مختلف روز، می‌توانید دریابید چگونه به عواطف خود توجه بیشتری کنید.

علاوه بر توصیف عواطفتان، به شدت آن‌ها نیز توجه کنید. به عواطف خود از ۱ تا ۱۰ نمره دهید. هرچقدر بهتر بتوانید عواطف خود را بسنجید، راحت‌تر خواهید توانست بر آن‌ها نظارت داشته باشید و آن‌ها را تغییر دهید.

افکار، احساسات و عقاید خود را ابراز کنید

این‌که بدانید چگونه عواطف خود را ابراز کنید اغلب می‌تواند به شما در مدیریت آن عواطف کمک کند. البته می‌توانید همه‌چیز را در خودتان نگه‌دارید و افکار، احساسات یا عقاید خود را با هیچ‌کسی به اشتراک نگذارید؛ اما دنبال کردن این رویکرد نه‌تنها دشوار است بلکه زندگی بسیار تنهایی را برایتان رقم خواهد زد. هیچ‌کس واقعاً شما را نخواهد شناخت و شما هم خیلی خوب نسبت به دیگران شناخت پیدا نخواهید کرد. تمام انسان‌ها میلی مشترک به داشتن روابطی صمیمی با چند فرد مورداعتماد دارند.

از طرف دیگر، ممکن است انتخاب کنید درونی‌ترین افکار، احساسات و عقایدتان را برای هرکسی بازگو کنید. این رویکرد نیز می‌تواند اشتباه باشد. اول‌ازهمه، برخی افراد واقعاً اهمیتی به افکار و احساسات شما نمی‌دهند. دوم، ممکن است افشاگری‌های شما برخی را آزرده‌خاطر کنند یا ازنظرشان بی‌ادبانه باشند.

حد وسط را برگزینید که به آن جرأت‌ورزی (assertiveness) گفته می‌شود. جرأت‌ورزی اشتراک‌گذاری مناسب افکار، احساسات و عقاید است. درواقع، لازم است افراد مناسب را در زمان مناسب از موضعتان آگاه کنید.

اشتیاقات درونی خود را کشف کنید

همه گرایش دارند خود را مشغول کار روزمره‌شان کنند؛ اما چند نفر واقعاً به خاطر کاری که انجام می‌دهند برانگیخته و هیجان‌زده هستند؟ بسیاری از افراد احساس می‌کنند در مشاغل خود گرفتار یک برنامه یکنواخت و خسته‌کننده شده‌اند؛ اما یک نفر به شکلی جادویی آن‌ها را در جایی که هستند قرار نداده است. معمولاً با دنبال کردن فرصت‌ها یا پول افراد درنهایت به جایگاهی که در آن هستند می‌رسند.

افراد اندکی کوشش می‌کنند آن نوع کاری را انجام دهند که واقعاً آن‌ها را هیجان‌زده می‌کند. اغلب افراد در اعماق وجود خود شور و اشتیاقی برای نوعی کار، فعالیت یا علاقه دارند، اما همیشه نمی‌توانید به‌راحتی آن را بیابید. شاید هنرمندان فقیری را بشناسید که به امید محقق کردن رؤیاهایشان از مشاغل واقعی اجتناب می‌کنند. ممکن است به‌راحتی نتوانید کاری را بیابید که نسبت به آن شور و اشتیاق داشته باشید اما با برنامه‌ریزی کافی می‌توانید به آن دست پیدا کنید.

نقاط قوت و ضعف خود را بشناسید

به نظر می‌رسد برخی افراد فکر می‌کنند در همه‌چیز خوب هستند. برخی دیگر دائماً نقاط قوت خود را دست‌کم می‌گیرند. البته حالت ایده‌آل این است که به‌طور دقیق نقاط قوت و ضعف خود را بدانید. خودشناسی در انتخاب‌هایتان در زندگی به شما کمک می‌کند. برای مثال، با تمرکز بر نقاط قوتتان می‌توانید از زندگی بهره بیشتری ببرید.

دنبال کردن چیزهایی که در آن‌ها خوب هستید و نسبت به آن‌ها شور و اشتیاق دارید – مانند علم، موسیقی، هنر، نویسندگی، سخنرانی، نجاری یا باغبانی – شما را قادر می‌سازد زندگی غنی‌تر و پربارتری داشته باشید. تمرکز بیش‌ازحد بر نقاط ضعف باعث خواهد شد نتوانید بیشترین بهره را از زندگی ببرید.

وقتی مجبورید تصمیماتی بگیرید، ممکن است چیزهایی به شما الهام شود که به نظر می‌رسند از احساس درونی‌تان ناشی می‌شوند. انتخاب‌های خاصی حس خوبی را در شما تداعی می‌کنند و برخی دیگر ممکن است احساسی دلهره‌آور در شما ایجاد کنند. افراد اغلب به‌وسیله دانش عاطفی‌شان هدایت می‌شوند درحالی‌که ممکن است کاملاً از آن آگاه نباشند.

خود را جای فرد دیگر بگذارید

همدلی یک احساس به‌شدت قدرتمند است. اغلب سیاستمداران، نیکوکاران و شخصیت‌های رسانه‌ای موفق و رهبران اجتماع و کسب‌وکار سطح همدلی بالایی دارند.

افزایش توانایی همدلی کردن می‌تواند به شما کمک کند تا به دیگران نزدیک‌تر شوید، در زمان نیاز حمایت آن‌ها را داشته باشید و موقعیت‌های پرتنش را کنترل کنید. وقتی به فرد دیگر نشان دهید شما واقعاً درک می‌کنید او از کجا آمده است، تا سطحی احترام او را جلب خواهید کرد. برای مثال نشان می‌دهید شما خودمحور نیستید.

با توجه بیشتر به افراد دیگر همدلی خود را افزایش دهید. وقتی با کسی ارتباط برقرار می‌کنید به‌دقت به او گوش دهید. هم به چیزی گوش دهید که او به شما می‌گوید و آنچه می‌خواهد شما بشنوید. با بهتر شدن در فهمیدن و توجه کردن به آنچه افراد واقعاً سعی می‌کنند بگویند، شما همدلی بیشتری پیدا می‌کنید.

عواطف فرد دیگر را مدیریت کنید

اگر بتوانید عواطف افراد پیرامونتان را مدیریت کنید شما مهارت شگفت‌انگیزی دارید. احتمالاً رهبرانی را دیده‌اید که هر جماعت خشمگینی را می‌توانند آرام کنند یا خاطرجمع کنند. از طرف دیگر، احتمالاً همچنین دیده‌اید که چگونه برخی افراد می‌توانند عواطف دیگران را درست مدیریت نکنند. به تعداد دفعاتی فکر کنید که مدیرعامل یک شرکت بدون آمادگی کافی مجبور بوده است در یک موقعیت بحرانی با رسانه‌ها روبرو شود. با زبان بدن نامناسب و استفاده از لحن صدای نادرست یا طفره رفتن از پاسخ به پرسش‌ها، این رهبران کاری می‌کردند افرادی که نظاره‌گر آن‌ها بودند بیشتر احساس رنجش و ناراحتی کنند.

مدیریت عواطف افراد دیگر یک فرایند دومرحله‌ای است. فقط این دو گام را دنبال کنید:

  1. همدلی خود را افزایش دهید.

نیاز دارید خود را به‌جای فرد دیگر بگذارید و درد، شادی، امیدها یا ترس‌های او را احساس کنید. یک راه این است که از افراد سؤال بپرسید. با پرسیدن و مشاهده کردن اطلاعاتی را که می‌توانید کسب کنید. آیا او به ورزش علاقه دارد یا ورزش می‌کند؟ تیم‌ها و فعالیت‌های موردعلاقه او چیست‌اند؟ خوردن چه غذاهایی را ترجیح می‌دهد؟ چه چیزهایی باعث می‌شوند او احساس شادی یا غمگینی کند؟

  1. همان واکنشی را نشان دهید که می‌خواهید دیگران در چنین موقعیتی برای تسکین درد و رنجتان در برابر شما داشته باشند.

مدیریت عواطف فرد دیگر نیازمند سطح خاصی از مهارت را می‌طلبد. اول نیاز دارید بدانید به کجا می‌خواهید فرد را سوق دهید. آیا برای مثال می‌خواهید فرد را خوشحال، آرام، هشیار یا آگاه کنید؟ پس از این‌که تصمیم گرفتید می‌خواهید او چه احساسی پیدا کند، سپس باید بدانید چگونه او را به آن سمت هدایت کنید.

به آخرین باری فکر کنید که به یک سخنران الهام‌بخش گوش کردید یا فیلمی را دیدید که واقعاً شما را متحول کرد. تجربه‌های تأثیرگذار معمولاً با یک زمینه‌سازی همراه هستند که از آن طریق سخنران یا کارگردان فیلم صحنه را برای موقعیتی که می‌خواهد شما ازنظر احساسی به آن برسید، آماده می‌کند. شما می‌توانید این زمینه‌سازی را خودتان با انتخاب یک هدف یا آگاه کردن فرد از این‌که کجا می‌خواهید بروید، ایجاد کنید.

برخی نمونه‌ها عبارت‌اند از:

  • ما باید با آرامش این موقعیت را بررسی کنیم.
  • به‌عنوان افراد یک خانواده نیاز داریم بدانیم چه خبر است.
  • چیزهای بدی اتفاق افتاده است و باید هشیار باشیم.

سپس می‌توانید سراغ داستان‌ها و مثال‌ها بروید. لازم است به فرد دیگر بقبولانید شما هر دو در یک طرف جبهه هستید – و به نفع هر دوی شماست که درکی مشترک داشته باشید. با انطباق بین وضعیت بدن، صدا و پیامتان، شما می‌توانید پیامی قوی منتقل کنید که قادر است عواطف فرد دیگر را به‌جایی که می‌خواهید نزدیک‌تر کند.

ازنظر اجتماعی مسئولیت‌پذیر باشید

مسئولیت‌پذیری اجتماعی یکی از بالاترین سطوح هوش هیجانی است. این ویژگی نشان می‌دهد که شما واقعاً به دیگران اهمیت می‌دهید، به‌خصوص آن‌هایی که کمتر خوشبخت هستند. ازنظر اجتماعی مسئولیت‌پذیر بودن به نفع شخصی مربوط نمی‌شود – بلکه این را نشان می‌دهد که شما چه سهمی در کمک به افراد می‌توانید داشته باشید.

مسئولیت‌پذیری اجتماعی چندین لایه دارد:

  • در ابتدایی‌ترین سطح، شما می‌توانید به یک خیریه یا برای یک آرمان ارزشمند پولی اهدا کنید. اگرچه شما می‌خواهید به‌عنوان بخشی از هر برنامه مسئولیت‌پذیری ازنظر اجتماعی کمک‌های مالی‌ای کنید، اما این کمک‌ها تنها یک گام اولیه در این فرایند هستند.
  • در سطح بعدی ممکن است به یک سازمان شایسته در جمع‌آوری پول کمک کنید. می‌توانید از دوستان، اقوام، همسایگان یا همکارانتان درخواست کمک کنید. می‌توانید در رویدادهای جمع‌آوری پول دخیل شوید.
  • اثربخش‌ترین سطح مسئولیت‌پذیری اجتماعی شما را شخصاً در یک آرمان ارزشمند دخیل می‌کند. به راه‌هایی فکر کنید که می‌توانید به افراد نیازمند کمک کنید. ممکن است بخواهید با شناسایی آرمان‌هایی که ازنظر شما اهمیت بیشتری دارند، شروع کنید. ممکن است کمک درزمینه بی‌خانمانی، گرسنگی، مراقبت از سالمندان، بیماری‌های خاص، آرمان‌های ویژه و … شما را به هیجان آورد.

پس از شناسایی آرمانی که می‌خواهید از آن حمایت کنید، به این فکر کنید که چگونه می‌توانید به بهترین شکل مشارکت داشته باشید. می‌توانید به‌عنوان عضو یک هیئت یا انجمن خدمت کنید، یک نیروی داوطلب باشید یا به هر شکل دیگری مشارکت کنید. با آژانس یا سازمان مرتبط با آن آرمان تماس بگیرید و بپرسید که چگونه می‌توانید کمک کنید.

تکانه‌های (impulse) خود را مدیریت کنید

مدیریت عواطف خودتان، به خصوص تکانشگری (تکانه: میلی ناگهانی، قوی و نسنجیده به انجام عملی خاص) رکن دیگر هوش هیجانی (در کنار آگاهی از عواطفتان و مدیریت کردن عواطف دیگران) به‌حساب می‌آید. با خودآگاهی عاطفی بیشتر، شما بهتر می‌توانید خود را برای خودمدیریتی عاطفی آماده کنید. می‌توانید تکانه‌های خود را به سه روش کلی مدیریت کنید:

  • انحراف ذهن: وقتی در کنترل تکانه‌ها احساس مشکل می‌کنید، خیلی سریع با منحرف کردن ذهن خود می‌توانید آن‌ها را مهار کنید. فکر خود را با شمردن تا ده یا تمرکز کردن روی اندیشه‌ّایی منحرف‌کننده و از پیش آماده‌شده آزاد کنید. می‌توانید به خود یاد دهید به‌سرعت افکار خود را تغییر دهید یا اگر در یک گفتگو هستید موضوع را به چیزهایی مانند آب‌وهوا، آنچه برای صبحانه خورده‌اید، اینکه قصد دارید در سفر بعدی‌تان به کجا بروید، پروژه‌ای که روی آن کار می‌کنید یا هر رویداد دیگری عوض کنید.
  • تحلیل: یک رویکرد تحلیلی این است که وقتی احساستکانشگری می‌کنید درنگ کنید و افکارتان را تحلیل کنید. می‌توانید از خودتان سؤال‌هایی بپرسید مانند
    • چرا به این مشکل یا رویداد پراسترس فکر می‌کنم؟
    • فکر کردن به این مشکل یا رویداد پراسترس چگونه می‌تواند به من کمک کند؟
    • آیا می‌توانم به چیز دیگری فکر کنم؟
    • چه چیزی می‌تواند اندیشه جایگزین بهتری باشد؟
  • کنار آمدن: یک استراتژیکنار آمدن شامل تفکراتی است که لازم است با به کار گیری و در نظر گرفتنشان پیش از بروز مشکل خود را آماده کنید. این افکار شامل اظهاراتی می‌شوند مانند
    • می‌دانم می‌توانم افکارم را کنترل کنم.
    • می‌توانم کمی آهسته‌تر پیش بروم.
    • بهتر است عمیق‌تر به آن فکر کنم.
    • مجبور نیستم عجولانه پاسخ دهم.
    • می‌توانم به گزینه‌های جایگزین فکر کنم.

از پیش آماده شدن با استراتژی‌هایی مانند مواردی که در فهرست بالا ذکر شد می‌تواند به شما کمک کند به شکلی موفقیت‌آمیز با مشکل‌ها و رویدادهای پراسترس مقابله کنید. فکر کردن به این استراتژی‌ها درست زمان بروز مشکل نمی‌تواند چندان اثربخش باشد. با برنامه‌ریزی و تمرین می‌توانید در مقابله با افکار، واژگان و اعمال تکانشگر بسیار موفقیت‌آمیز عمل کنید.

انعطاف‌پذیرتر باشید

همه رویه‌ها و شیوه‌های مشخصی برای انجام کارها دارند. برای این‌که یک جامعه به شکلی کارا فعالیت کند سطح خاصی از قوانین و مقررات لازم است. بااین‌حال، زمانی که در یک برنامه یکنواخت و خشک گیر بیفتید و در برابر تغییر غیرقابل‌انعطاف شوید، ممکن است با مشکلاتی مواجه شوید. سختگیری بیش‌ازحد باعث می‌شود فرصت‌ها را از دست دهید، در یادگیری تکنیک‌ها و رویکردهای تازه عقب بیفتید و گرایش پیدا کنید به شیوه‌هایی یکسان و گاهی ناکارآمد به مشکلات شخصی و کاری بپردازید.

هوشمندی هیجانی شامل دانستن این مسئله می‌شود که چه زمانی باید به دل‌بستگی‌های عاطفی‌تان پایبند بمانید و چه زمانی لازم است آن‌ها را رها کنید. وقتی زمان رها کردن و گذشتن فرامی‌رسد افرادی با هوش هیجانی بالا می‌توانند تطبیق لازم را انجام دهند.

اگر برایتان تغییر دشوار است، به پیامدهای احتمالی بیندیشید. چه چیزی ممکن است رخ دهد اگر وضع موجود را حفظ کنید؟ از طرف دیگر، به کجا ممکن است برسید اگر همراه جریان تغییر حرکت کنید؟ تغییر بخشی از روند رشد است. در طول زندگی، تجربه‌های جدید و فرصت‌های جدید می‌توانند کامیابی شخصی و حرفه‌ای را برای شما به ارمغان آورند و لازم است شما پذیرای این تغییرات باشید. اگرچه ممکن است برایتان امتحان کردن چیزهای تازه ناخوشایند باشد، اما اغلب افراد درنهایت درمی‌یابند ارزش دستاوردهای بلندمدت فراتر از رنج‌های کوتاه‌مدت است. بخشی از روند رشد فردی شامل یادگیری مهارت‌ها و رویکردهای تازه و تجربه روابط و موقعیت‌های جدید است.

شاد باشید

چقدر احساس شادی می‌کنید؟ نه واقعاً بر اساس یک مقیاس ۱ تا ۱۰ چقدر شاد هستید؟ ۵ یا ۷؟ ۹ چطور؟

افرادی با هوش هیجانی بالا انسان‌های شادی هستند؛ و آن‌ها فقط به این دلیل که چیزهای خوبی برای آن‌ها رخ می‌دهند شاد نیستند.

شادی از درون فرد به بیرون تجلی می‌کند. فردی که این احساس را به‌خوبی مدیریت می‌کند هر روز صبح با شادی از خواب بیدار می‌شود؛ و زمانی که در طول روز با چالش‌هایی مواجه می‌شود او می‌تواند سطحی از شادی خود را حفظ کند. درواقع، شادی او هنگام مواجهه با سختی‌ها و مشقات زندگی روزمره به او قوت قلب می‌دهد و ذهن او را آرام نگاه می‌دارد و مانع از این می‌شود که گرفتار عواطف مخرب و غیرمفید شود. افراد شاد نسبت به افراد غمگین یا افسرده به راهکارهای بیشتری برای مشکلات دست پیدا می‌کنند.

اگرچه افراد غمگین نسبت به افراد شاد عموماً توجه بیشتری به جزئیات می‌کنند، افراد شاد نسبت به افراد غمگین به دستاوردهای بیشتری می‌رسند. البته، ازآنجایی‌که شادی و غمگینی احساسات هستند، آن‌ها مطمئناً نوسان دارند. پس شما می‌توانید حالت روحی خود را در جهت مقاصدتان کنترل کنید. هوشمندی هیجانی شامل این مسئله می‌شود که بدانید چه زمانی شاد، غمگین، هیجان‌زده، دلواپس یا حتی هشیار باشید.

افراد تمایل دارند بیشتر با افراد شاد معاشرت کنند. رهبران شاد دنبال‌کنندگانی دارند که بسیار متعهد هستند. شما می‌توانید مزایای بسیاری برای شاد بودن بیابید. افراد بیشتر برای شما ارزش قائل می‌شوند، راحت‌تر می‌توانید سختی‌ّها را پشت سر بگذارید، احساس بهتری خواهید داشت و بیشتر برای دیگران مفید خواهید بود. پژوهش‌ها حتی نشان می‌دهند که افراد شاد بیشتر عمر می‌کنند (یا افراد غمگین زودتر می‌میرند).

افرادی بسیار کمی واقعاً می‌دانند چگونه شادی خود را مدیریت کنند. افراد اغلب شادی را به چیزهای مادی و از دیگران چیزی کسب کردن ارتباط می‌دهند. افراد واقعاً شاد بخشنده هستند. افرادی که شادی را می‌گسترانند خودشان هم بیشتر شاد هستند.

امید است، در عین این‌که هوش هیجانی خود را توسعه می‌دهید به خاطر داشته باشید گسترش شادی برای شما هزینه‌ای نخواهد داشت و آنچه در ازای آن دریافت می‌کنید بسیار پرارزش است.

منبع:بیزینس ترند

 

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید. 


 
نکات کوچک برای تبدیل شدن به‌کسب‌وکاری بزرگ
ساعت ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۸  کلمات کلیدی:


تای وارنر تمام قوانین تجاری را برای ایجاد کسب‌ و کار تولید عروسک‌های پارچه‌ای شکست تا تبدیل به یک پدیده در صنعت عروسک‌سازی شود.
تای وارنر در سال 1944 در ایالت ایلی نویز متولد شد؛ او دومین نسل فروشندگان عروسک‌های پارچه‌ای یا شاید بتوان گفت بهترین فروشنده خرس‌های تدی در آمریکاست.
بین سال‌های 1996 تا 1999 وارنر با یک خط تولید و کارگران اندک، بیش از یک میلیارد دلار از فروش عروسک‌های beanbag درآمد کسب کرد و در سطح خرده‌فروشی هر عروسک را به قیمت 5 دلار به فروش رساند.

من تاریخچه اینکه چگونه این حیوانات عروسکی به عجیب‌ترین حباب سوداگرانه در تاریخ سرمایه‌داری بدل شدند را در کتابم «حباب بزرگ بینی بیبی» شرح دادم.

امروزه ارزش خالص دارایی‌های وارنر بیش از 7/ 1 میلیارد دلار برآورد می‌شود که شامل دارایی‌هایی مثل اقامتگاه چهارفصل در نیویورک (با ارزش تقریبی 900 میلیون دلار) مرتع سان یسیدرو در مونتتیکو، کالیفرنیا (جایی که جان کندی به ماه عسل رفت و جسیکا سیمپسون ازدواج کرد) و یک عمارت بزرگ 150 میلیونی در همان منطقه است. 
اما قبل از اینکه او همه اینها را داشته باشد، همراه با مشکلات مالیاتی (وارنر سال گذشته در دادگاه به فرار از پرداخت مالیات محکوم شد) 12 کارمند در حومه شیکاگو داشت و تلاش می‌کرد تا خط تولید بینی بیبی خود را به خرده‌فروشانی که از ارزانی آن شکایت داشتند، بفروشد. 

در اینجا تعدادی از ویژگی‌ها و تاکتیک‌هایی که تای وارنر برای تبدیل شدن به یک میلیاردر به‌کار گرفت، آورده شده است.
1. توجه به هر چیز جزئی.
وارنر در اوایل کار تجاری‌اش شخصا همه عروسک‌ها را قبل از اینکه روانه بازار خرده‌فروشی شوند، درست می‌کرد. نقطه اوج اولیه برای شرکت وارنر در عکسی بود که در کاتالوگ شرکت تای در سال 1988 کار شد؛ اولین عکسی که شرکت وارنر به خرده‌فروشان توزیع کرد. یک بروشور ساده با صفحات گلاسه و تمام رنگی. این عکس یک فرشته را نشان می‌داد، یک گربه پارچه‌ای با علامت تای دور یقه آن و یک روبان صورتی با پس زمینه مشکی. این عکس به عنوان کار دقیقه آخر منتشر شد. 
نامزد وارنر، پاتریشیا روشه اولین کارمند در روزهای اول راه‌اندازی کسب‌وکار وارنر بود؛ او به یاد می‌آورد «تای به آن نگاه می‌کرد و می‌گفت: نه، این درست نیست. عکس دیگری بگیرید. این درست نیست. من این را دوست ندارم». گرفتن یک عکس به تنهایی 9 ساعت طول کشید، اما نتیجه جلدی شد که بسیار فاخر و اغواکننده است؛ به حدی که یک گربه پارچه‌ای را خیلی خوب نشان می‌داد.


2. به نظرات همه گوش کنید... همه!
وارنر که یکسال در کالج کالامازو، تئاتر خوانده بود، هرگز از مشاوران بازاریابی گران‌قیمت یا گروه‌های متمرکز استفاده نکرد. به جای آن، همچون فردی که در تلاش است محصولش را به افراد زیادی بفروشد، بازخوردهای اطرافیانش را بررسی می‌کرد. گزارشگری که در سال 1996 برای مجله مردم با وارنر مصاحبه کرده بود، به خاطر می‌آورد که نمی‌توانست بفهمد با چه کسی مصاحبه می‌کند چون بخش بزرگی از مکالمه آن دو صرف این شد که وارنر نظر او را در مورد طرح‌های جدیدش می‌پرسید. 

3. کوچک فکر کنید
بیشتر صاحبان کسب‌وکار رویای یک مشتری بزرگ را در سر می‌پرورانند. وارنر با این ایده که باید کالای خود را به مشتریان بزرگ فروخت، مخالف بود. از روزی که او کارش را شروع کرد تا اوج بینی بیبی، انرژی خود را بر فروش شبکه بزرگی از ده‌ها هزار عروسک کوچک و مغازه‌های هدیه متمرکز کرد. با فروش به آن مغازه‌ها، او می‌توانست از تخفیف جلوگیری و شرایط پرداخت را سریع کند (زنجیره‌ها عموما به شرایط پرداخت تمدید شده نیاز دارند) و اطمینان یابد که نیروی فروشش می‌تواند با مغازه‌داران مستقیما کار کند تا چگونگی نمایش محصولاتش را کنترل کند. او از ریسک ناشی از درآمد بسیار که از یک مشتری خاص به‌دست می‌آید، اجتناب می‌کرد چون این فرد خاص می‌تواند در هر زمان از سفارش دادن دست بکشد.

4. حفظ کنترل 
وارنر فرصت‌های بسیاری برای فروش یا رشد کسب‌وکارش داشت او می‌توانست شرکتش را به یک شرکت سهامی خاص بفروشد و خود را بازنشسته کند، اما وارنر هنوز شرکت تای را برای فروش نگذاشته است. در عصر استراتژی‌های برون‌رفت و برنامه‌ریزی استراتژیک، وارنر به آنچه به بهترین نحو انجام داد، تکیه کرده است: طراحی و فروش عروسک‌های پارچه‌ای. زمانی که بانکدارهای سرمایه‌گذار پیشنهاد یک میلیارد پول نقد به وارنر دادند، او قبول نکرد. 


5. به افرادی که استخدام کرده‌اید، جایزه بدهید.
در پایان سال 1998، وارنر سود قبل از پرداخت مالیات را بیش از 700 میلیون دلار ثبت کرد. در سودآورترین سال تاریخ شرکت‌های اسباب‌بازی‌‌سازی، وارنر تصمیم گرفت تا کار خاصی انجام دهد. او به هر کدام از کارمندانش یک پاداش نقدی معادل حقوق سالانه آنها داد. 


6. هرگز تغییر نکنید.
وارنر اکنون 70 ساله است و هنوز برند درجه یک در ساخت عروسک‌های پارچه‌ای در جهان است. هنوز، به عنوان مدیر اجرایی و مالک منحصربه‌فرد شرکت شناخته می‌شود. او شخصا در طراحی و تولید هر کدام از عروسک‌ها، دخالت می‌کند.


آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید. 


 
خصوصیات یک مدیر موفق
ساعت ٩:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۸  کلمات کلیدی: موفقیت

بی شک رسیدن به هر موفقیتی بدون داشتن ابزار و لوازم آن امکان پذیر نیست. مدیریت هم ابزار خاصی نیاز دارد که اصلی ترین آنها کاراکتر و شخصیت مدیر است. در این مقاله چند خصوصیت اخلاقی لازم برای یک مدیر موفق را لیست کرده ایم، به این امید که با شناخت آنها، از نقاط ضعف و قدرت خودتان و فاصله ای که از لحاظ شخصیتی با یک مدیر موفق دارید، آگاه شوید.

انگیزه

انگیزه یکی از ویژگی های مدیر موفق است که حتی می توان به عنوان یک صفت شخصیتی از آن نام برد. وقتی تاریخچه زندگی مدیران موفق بررسی می شود، همگی آنها دارای انگیزه های قوی برای مدیر شدن بوده اند.

مهارت های ارتباطی

مدیر، زمانی در امر مدیریت موفق است که قادر به سخنرانی مفید و اثربخش در اماکن عمومی و بین زیردستانش باشد. رهبر یا مدیر باید قادر به برقراری ارتباط با سبک و شیوه خاص سازمان یا گروه بوده و پیام و منظور او مناسب با فهم و درک شنوندگان و حضار باشد. برای مثال کلمات پیچیده و تخصصی نمی تواند برای کارکنانی که دارای دانش تخصصی محدود هستند مفید باشد. کارکنان آموزش دیده می توانند منظور خاص مدیر را درک کنند، اما زیردستانی که دارای محدودیت در آموزشهای رسمی هستند، ممکن است منظور مدیر را درک نکنند. در کل زبان مدیر باید متناسب با ویژگی ها، معلومات و اطلاعات زیردستان باشد.
استقامت

از آنجایی که تغییرات کوچک و بزرگ در باورها و عقاید زیردستان به صورت تدریجی و با صرف وقت ایجاد می شود، مدیری موفق است که برای تلاش چندین ساله آماده و در این راه دارای روحیه مقاومت و پشتکار بوده و از هیچ گونه تلاشی دریغ نکند و آماده رویارویی با ناکامی ها و شکست ها باشد.
تسلط

مدیر باید فردی قاطع، جسور و مسلط بوده و در شیوه های تفکر و نگرش نسبت به دیگران راسخ و مصمم باشد.

صبر و شکیبایی

صبر، شکیبایی و خودنظمی از صفات اصلی و اساسی مدیر است. مدیر همیشه باید به خاطر داشته باشد که گذشت زمان، عنصری ضروری برای مدیریت و اعمال تغییرات است. برای بسیاری از مدیران جوان، صبر و مقاومت بسیار دشوار است. آنها باید آگاه باشند که پذیرش عقاید جدید و تغییر در رفتار زیردستان زمانی صورت می گیرد که زمان لازم برای تفکر در مورد تغییرات وجود داشته باشد.

ذکاوت و زیرکی

یک مدیر موفق، مدیری است که نسبت به خواسته های زیردستانش آگاهی دارد. تأمین خواسته های زیردستان عامل موثری در گسترش اعتماد آنان به مدیر است. مدیر باهوش و با ذکاوت، مدیری است که بتواند به طور دقیق وضعیت خلقی زیردستان را تشخیص داده و به رفع ناراحتی ها و مشکلات روحی آنها بپردازد. توانایی گوش دادن از مهارت های ضروری یک مدیر خوب و موفق است. مدیر باید با زیردستان تماس داشته و در جریان مشکلات و ناراحتی های آنان باشد.

راستی و صداقت

مدیر نیاز به اصل صداقت و اطمینان در برخورد با زیردستانش دارد. زیردستان اغلب از مدیری اطاعت می کنند که صادق و قابل اطمینان باشد. پذیرا بودن و خلوص، دو ویژگی هستند که اغلب زیردستان از آن تقدیر می کنند و دوست دارند که مدیر آنان دارای این دو ویژگی باشد. راستی و صداقت مدیر باعث گسترش روابط زیردستان با وی و حرف شنوی آنها و در نتیجه مدیریت اثربخش می شود.

تشویق و پاداش دادن

همه افراد دوست دارند به خاطر کارهایی که برای سازمان انجام می دهند از آنها قدردانی و تعریف شود. مدیری موفق است که بتواند به موقع و به طرز مناسبی کلیه کارکنان تحت امرش را که به گونه ای مفید و اثربخش برای سازمان کار می کنند، مورد تشویق قرار دهد؛ حتی تشویق کلامی و در این راه رعایت عدل و انصاف را نیز بکند.

مردم سالاری

مدیران باید از خود زیردستان، با آنها و برای آنها باشند. تنها دلیل مدیریت باید منافع زیردستان باشد. مدیر باید به منافع زیردستان احترام بگذارد و تمام تلاش خود را صرف ارضا و تأمین نیازهای آنها نماید. نگرش منفی و سوء ظن زیردستان نسبت به مدیر، زمانی شکل می گیرد که مدیر نسبت به خواسته ها و منافع آنان بی اعتنا و به فکر تأمین منافع خودش باشد. باید تمام نیازهای یک مدیر، ارضا شده باشد تا وی در راه تامین منافع زیردستانش از هیچ گونه کوششی دریغ نکند.

قدرت پیش بینی

مدیر موفق، مدیری است که در تعیین احتمالات، واقع بین باشد. مدیر باید هنر درک امکانات و احتمالات را داشته باشد. باید از خصوصیات، توانایی ها، امکانات، میزان حمایت زیردستان و سازمان مربوطه، نقاط ضعف و قوت خود و احتمال موفقیت برنامه های طراحی شده اطلاع کامل داشته باشد. در نهایت مدیر باید آشنایی کامل با قوانین احتمالات داشته باشد. قدرت پیش بینی ارزش زیادی برای یک مدیر دارد.

عملگرا بودن

مدیر، زمانی موفق است که در اجرای تصمیماتش راسخ باشد و آنها را به منصه ظهور برساند. مدیر باید آمادگی رویارویی با ناکامی ها، کارشکنی ها و انتقادات درست و نادرست را در راه اجرای تصمیماتش داشته و در این راه از هیچ کوششی دریغ نکند.

پیشرو بودن

مدیر موفق، زیردستانش را به جلو حرکت می دهد. در مدیریت، ارتباطات و ترکیب راهبردهای جدید مهم هستند. مدیر پیشرو، اسباب و امکانات لازم را برای پیشرفت سازمان و زیردستان فراهم می کند.

تفویض قدرت

حتی بهترین مدیران نمی توانند به تنهایی از عهده شغل مدیریت برآیند. آنها نیاز به ترغیب زیردستان برای انجام کارهای سازمان دارند. باید به زیردستان اعتماد کنند و قادر به تفویض مسئولیت ها بین آنها باشند. ویژگی مشترک در تمام مدیران موفق، توانایی آنها در کار گروهی و پیوند با زیردستانی است که قادر به همکاری در جهت اداره بهینه سازمان هستند.

جذابیت

معمولاً زیردستان، مدیر را به عنوان شخصی می شناسند که جلوتر از زمان خود حرکت می کند. جذبه نقش اساسی در این برداشت دارد. مدیر جذاب توانایی بیشتری در هدایت زیردستان و ترغیب آنان در انجام وظایف محوله دارد.

منبع: مرکز آموزش دنیای اقتصاد 

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید. 


 
چگونه عاشق شنبه ها اولین روز کاری هفته شویم!؟
ساعت ٧:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/٧  کلمات کلیدی:

اگر از جمله افرادی هستید که علاقه زیادی به شغل خود ندارند و یا حتی ممکن است به نهایت آنچه از شغل خود انتظار دارند رسیده باشند، صبح شنبه‌ها می‌تواند عذاب‌آورترین روز هفته و یک کابوس بی‌مثال برای شما باشد.

روشی ساده برای رهایی از این امر می‌تواند پیداکردن یک شغل دیگر باشد اما به نظر می‌رسد همچنان روش‌هایی برای احیای میل و رغبت شما به انجام و ادامه کار وجود داشته باشد.اگر از جمله افرادی هستید که صبح شنبه در نهایت بی‌میلی از تختواب بیدار می‌شوید و در محل کار نیز تمام تلاش خود را می‌کنید تا جلوی گریه‌های از سر! افسردگی خود را بگیرید، راهکارهای زیر می‌توانند شما را یکی از عاشقان صبح‌ شنبه کنند.

برداشتی کامل و واضح از انتظارات خود داشته باشید

تصورکنید که انتظارات و برداشت‌هایی از شغل خود داشته باشید که به‌هیچ وجه واقع‌گرایانه نیستند. این تصورات می‌توانند باعث بی‌میلی شما نسبت به انجام شغل شوند. به عنوان یک راهکار سعی کنید صحبتی با مدیر یا مسئول ذیربط داشته باشید و انتظارات خود از شغل و انتظارات وی از شما را با یکدیگر در میان بگذارید.

شاید آنچه شما قصد دارید انجام دهید، دقیقا آن‌چیزی نیست که شرکت یا سازمان، شما را برای انجام آن استخدام کرده است. با این اوصاف می‌توانید روشی برای درک بهتر از شرح شغل خود برای برآورده‌کردن نیازهای خود و شرکت بیابید.

 

یافتن راهی به منظور یادگیری مهارت‌های جدید

اگر به یادگرفتن مهارت‌های جدید ادامه دهید، مطمئنا در جای ثابت درجا نخواهید زد. در صورتی که تصور شما از شرکت محل کارتان همانند یک دانشگاه یعنی مکانی برای گرفتن واحدهای درسی مختلف باشد و شغل خود را همانند یک کلاس درس درنظر بگیرید، مطمئنا احساس بهتری خواهید داشت. همواره در نظر داشته باشید که در هر شغلی، چیزی برای یادگرفتن وجود دارد.

مدنظر قراردهید که چه مهارت‌هایی می توانند به بهبود شرایط شما کمک کنند. یک تکنولوژی جدید یا بهبود شرایط حرفه‌ای شغل شما می‌تواند از این دسته راهکارها باشد. افراد اغلب به این علت که تصور می‌کنند همه موارد مرتبط با شغل خود را تمام و کمال انجام داده‌اند، شغل خود را دوست ندارند، دقیقا در این نقطه ممکن است احساس افسردگی کنید. فرض کنید که ۳۵ سال از عمر شما گذشته و اکنون با خود می‌اندیشید که آیا ۳۰ سال باقی‌مانده از عمر من نیز به همین منوال خواهد گذشت؟ ثبت‌نام در کلاس‌های مختلف و یا شرکت در کنفرانس‌ها راه‌حل‌هایی ایده‌ال برای ایجاد دوباره حس اشتیاق به کار در شما هستند و از سوی دیگر به افزایش میزان مهارت شما نیز کمک خواهندکرد.

با افراد مرتبط با شغل خود در ارتباط باشید

آیا تاکنون اندیشیده‌اید که آنچه شما انجام می‌دهید چه تاثیری در دنیای واقعی دارد؟ ایجاد رابطه با افراد مرتبط و دریافت‌کننده خدمات شما می‌تواند به درک ارزش و اهمیت کار شما در زندگی افراد دیگر کمک کند. عمده کاری که ما امروزه انجام می‌دهیم، نوشتن در محیط کار است اما این نوشتن ساده چه تاثیری در زندگی واقعی دارد؟ ارتباط با افراد ورای فعالیت‌های شرکت می‌تواند به کشف اشتیاق و علاقه شما به شغلتان کمک کند.

محیط اطرافتان را با افراد علاقمند به کارشان پرکنید

احساسات، واگیردار هستند! افرادی که از شغلشان تنفر دارند این حس منفی را در دیگران نیز القا می‌کنند، این در حالیستکه افرادی که از شغلشان رضایت دارند، خوشحالی و شادمانی را به دیگران نیز انتقال می‌دهند. اگر می‌خواهید حس مثبت نسبت به شغل خود را افزایش دهید، به افرادی که در کنار شما حضور دارند و افکار و اخلاقی که به محل کار می‌آورند بنگرید.

اگر با وجود استفاده از روش‌های بالا همچنان خشنود و راضی نیستید شاید وقت یک جابجایی رسیده باشد. اگر فاصله میان انتظارات شما و توقعات شرکت پرشدنی نیست، اگر در کلاس‌های مختلف و کنفرانس‌های مختلف شرکت‌کرده‌اید و همچنان در محل کار احساس رضایت ندارید، اگر کنترل کاملی بر روی اخلاق و رفتارتان داشته‌اید و همچنان با احساس کسالت در صبح شنبه‌ها از تخت بیرون می‌آیید، زمان، زمان تغییر شغل است.

 

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.


 
مصرف‌کنندگان واقعا چگونه تصمیم می‌گیرند؟
ساعت ٩:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۳  کلمات کلیدی:

سادگی قابل‌توجهی در پس تصمیمات مصرف‌کنندگان دیده می‌شود، اینکه آنان تصمیم‌گیرندگانی منطقی هستند که بینشی کامل نسبت به عوامل تعیین‌کننده انتخاب‌هایشان دارند. اما فرآیند تصمیم‌گیری مصرف‌کنندگان به‌سادگی یک بازی و قواعد شناخته شده آن نیست.


عوامل متعددی که اغلب چندان مرتبط هم به نظر نمی‌رسند تاثیرات بسزایی بر انتخاب و نوع مصرف مصرف‌کنندگان دارند اما درحالی‌که اغلب مدیران بازاریابی از این پیچیدگی خبر دارند، از روش‌ها و بینش‌های ساده و خطی برای بررسی فرآیند انتخاب مشتریان خود بهره می‌گیرند.

سنگ بنای باور
ذهن یک خریدار یک تخته سنگ پاک نیست. بدون شک اطلاعات و تجارب کسب شده فرد در تضاد با باورهای وی قرار دارند. اطلاعاتی که در تضاد با باورهای انسان باشند به احتمال زیاد رد خواهند شد. حتی تجارب ما نیز از این قاعده مستثنی نیستند. درک عمیق‌تر باورهای انسان، رهبران بازاریابی را در حل چالش‌های مشترک و معمول بازاریابی یاری می‌کند. یک فروشگاه مواد غذایی را در نظر بگیرید. باور مصرف‌کننده نسبت به مصرف مواد غذایی سالم مانع بزرگی بر سر انتخاب وی برای خرید است. اگر چنین باورهایی در دسته باورهای اصلی افراد باشند، ممکن است بتوانند سطح رضایت مصرف‌کننده و احتمال خرید مجدد کالایی را تحت‌تاثیر قرار دهند. مشکل بد بودن کالا نیست، مشکل اصلی این است که باورهای مصرف‌کننده تا حدی قوی است که بر تجارب شخصی تقدم پیدا می‌کند.بینش‌های این‌چنینی می‌تواند فرصت‌هایی برای تاثیرگذاری بیشتر بر مصرف‌کننده فراهم کند.

برای مثال باورهای مصرف‌کنندگان درخصوص ارتباط میان بسته‌بندی وکیفیت محصول بسیار تاثیرگذار است. انتقال اطلاعاتی درباره ماهیت محصول، فرآیند تولید و مواد اولیه خاص مورد استفاده در تولید آن نیز می‌تواند دید مصرف‌کننده نسبت به محصول را تغییر دهد، به همین دلیل بازاریابی مبتنی بر اقتصاد رفتاری باید بر سرچشمه باورهای انسان و نحوه دخالت آنها در شکل‌گیری رفتارهای مصرف‌کننده تمرکز داشته باشد. یکی از ساده‌ترین اقداماتی که شرکت‌ها می‌توانند در مسیر آشکارسازی باورهای مذکور انجام دهند، امکان کاربرد مرتبط پژوهش‌های ساده شهودی به‌منظور شناسایی شکاف‌های موجود میان باورهای مصرف‌کننده درخصوص محصول و رفتار حقیقی آنان است. این شکاف‌ها اغلب باورهای ناشناخته‌ای را آشکار می‌سازند که سازمان باید به آنها بپردازد و ازآنجایی که مصرف‌کنندگان به‌طور کلی نمی‌دانند چگونه تحت‌تاثیر نشانه‌های اتفاقی قرار می‌گیرند، انجام مصاحبه‌های سنتی و ایجاد گروه‌های کانون به ندرت منجر به ایجاد چنین فرصت‌هایی می‌شوند.

تشریح اهداف
بازاریابان باید در رابطه با این باور که تمامی نیازهای مصرف‌کنندگان نسبتا ثابت و در طول زمان پایدار هستند، تجدید نظر کنند. با اینکه مصرف‌کنندگان نیازهای خاصی دارند اما قدرت نسبی و میزان تاثیرگذاری این نیازها بسته به هدف تعیین شده مثل پدر یا مادر خوب بودن، تناسب اندام یا ایجاد یک احساس خوب، متغیر است. اهداف پویا به‌طور مستقیم بر نوع اطلاعاتی که مصرف‌کنندگان  به آنها توجه دارند تاثیر می‌گذارد، به همین دلیل بسیاری از پروژه‌های تبلیغاتی به‌دلیل عدم تمرکز بر گروه‌های مخاطب مناسب با شکست مواجه می‌شوند.
بازاریابی هدفمند به انتخاب‌هایی ختم می‌شود که نحوه تحقق آن به‌تازگی برای پژوهشگران قابل درک بوده است. برای نمونه، تعیین مخاطب و هدف ورزشی می‌تواند منجر به فروش نوشیدنی‌های مخصوص ورزشکاران حتی در میان گروهی شود که برنامه یا تصمیم خاصی برای تمرین و انجام فعالیت‌های ورزشی ندارند. مهم‌تر از همه اینکه تعیین هدف، درهای بسیاری را به روی عوامل موقعیتی فراوانی می‌گشاید که قادر هستند ذهنیت مشتری را دگرگون سازند.

فشار مصرف‌کننده
مطالعات جدید تعیین کننده به نظر می‌رسند. بر این اساس افراد زمانی اقدام به انتخاب‌های متفاوت می‌کنند که قبلا مجموعه‌ای از انتخاب‌ها را انجام داده باشند (هرچند غیرمرتبط). علاوه‌بر این زمانی که مصرف‌کننده تحت‌فشارهای زیادی قرار گرفته باشد تصمیمات بسیار متفاوتی اتخاذ می‌کند. بازاریابان نمی‌توانند خستگی یا فشار زمانی وارده بر مصرف‌کننده را مدیریت کنند اما درک تاثیرات این قبیل عوامل فرصت‌های قابل‌توجه ارزش‌افزایی را پیش‌روی آنان قرار می‌دهد.
تولیدکننده یک محصول مصرفی در نظر داشت کالای مشهوری را با طراحی جدید و در قالب محصولی جدید، با قیمت پایین‌تر و با هدف رقابت با رقبا طراحی کند. مراحل اولیه مطالعات از عرضه آزمایشی نشان داد مشتریان در قالبی کنترل شده اقدام به خرید این محصول می‌کنند. نتایج چندان راضی کننده نبودند؛ هر یک از مشتریان به محصول ارزان‌تر و غنی‌تر رقیب روی آوردند. شرایط واقعا گیج‌کننده بود. ب
ه نظر شما چه چیزی عامل این ناهماهنگی بود؟
پاسخ ساده است، محدودیت‌های زمانی. مشتریان در فروشگاه‌ها به سرعت و بدون وقفه به دنبال محصولاتی می‌روند که در طبقه خود مشهورترین هستند و فقط زمانی به محصولات دیگر توجه می‌کنندکه گزینه اول قابل قبول و راضی کننده نبوده باشد. این بینش توانست استراتژی شرکت مذکور را تغییر دهد.
زیباتر کردن کالایی مشهور با هدف جلب توجه بیشتر مشتری گزینه خطرناکی است و پتانسیل «قابلیت شناسایی» از سوی مصرف‌کننده را از دست می‌دهد. در عوض این شرکت تصمیم گرفت رویکردی دوگانه را در پیش بگیرد: ایجاد تغییرات جزئی در طراحی این محصول و از سویی طراحی مجدد محصولات کمتر شناخته شده برای رقابت با محصولات ارزان‌تر برندهای رقیب.

کسب ارزش
استفاده از مزایای اقتصاد رفتاری مستلزم چند تعهد است. فقط از طریق آزمایش محصولات واقعی با مصرف‌کنندگان حقیقی در موقعیت‌هایی در دنیای واقعی است که می‌توان نسبت به درک رفتار مصرف‌کننده امید داشت. درحالی‌که بسیاری از بنگاه‌های اقتصادی این نوع آزمایش را پرهزینه و پیچیده قلمداد می‌کنند اما به باور ما بهتر است تلاش‌ها حول فعالیت‌هایی صورت گیرد که به بینش‌های مهم و معتبر ختم می‌شود و البته راه را برای فعالیت‌های بلندپروازانه باز می‌کند.
در صورت پذیرش چنین تعهداتی است که کاربرد اقتصاد رفتاری منافع چشمگیری را برای شرکت‌ها به ارمغان خواهد آورد.

منبع: دنیای اقتصادمترجم: فریباولیزاده

 

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.

 

 

 
هفت بهانه برای عدم تفویض اختیار
ساعت ٩:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۳  کلمات کلیدی:

همه خواستار تفویض اختیار هستند، به گونه ای که وقتی صحبت از تفویض مسئولیت می شود اغلب دوست دارند که قدرت کاری و دایره نفوذ خود را افزایش دهند و این یک امر عمومی است و ممنوعیتی ندارد. به محض اینکه این موضوعات جدی می شوند، مدیران به واقع در صدد بر می آیند اثبات کنند که چنین موضوعی اساساًً عملی نمی شود.

 

 

در این باره هفت بهانه که اغلب مطرح می شوند عبارتند از:

  •  کارکنان هنوز کار بسیاری برای انجام دادن دارند.
  •  کارکنان توان انجام دادن آن را ندارند.
  •  کارکنان نمی خواهند آن را انجام دهند.
  •  کسی نیست که کار را به او واگذار کنم.
  •  من قدرت چنین کاری را ندارم.
  •  وقت برای توضیح آن ندارم.
  •  بهتر است خودم آن را انجام دهم.

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید. 


 
تست خودشناسی
ساعت ٩:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۳  کلمات کلیدی:
آزمون خودشناسی (تست خودشناسی)

 خودشناسی چیست؟

خودشناسی یک راه است. یک مسیر است. یک پروژه نیست . پروسه ای است که در طول زمان می بایست طی شود.
خیلی از افراد راه عملی و درستی در جهت رسیدن به خودشناسی نمی شناسند و تنها در مواقع لزوم در جهت پرداختن به بخشی از نیاز واقعی روح خود از آن دم می زنند.
راهی را که ما به آن رسیدیم و به عنوان نقشه راه به شما معرفی می کنیم به این ترتیب است که در ابتدا می بایست انسان در جهت شناخت خویش به یک حس واقعی برسد.
حسی که از اعماق وجود انسان نشات گرفته شده باشد.
یک احساس نیاز واقعی و عطش فراوان در جهت شناخت خود.
اگر فردی به این مرحله رسیده باشد آن زمان است که می توانیم به او تبریک بگوییم و نقشه راه را به او نشان بدهیم.
نقشه راه از این قرار است.
کسب دانش در زمینه شخصیت و ذات خود.
هر انسانی دارای یک شخصیت منحصر به فرد است که او را از دیگر افراد کاملا متمایز می کند.
این شخصیت شامل ویژگی های متفاوت فردی و نقاط قوت و ضعف و حالات و رفتارهای متفاوت و خرد و دانش و کردار متمایز نسبت به سایر افراد است.
مجموع این ویژگی ها شخصیت یک انسان را می سازد.
شخصیتی منحصر به فرد که خداوند از آدم تا خاتم تنها یک نمونه از آن را آفریده و فقط و فقط یک تکلیف برای شخصیت او تعریف کرده است.تکلیفی خاص که تنها از عهده همان فرد با همان خصوصیات و شخصیت بر می آید و نه کس دیگری.
این مجموعه ویزگی ها که از آن تحت عنوان شخصیت نام بردیم و این تکلیف ، از زمان بسته شدن نطفه در وجود و نهاد انسان توسط خداوند قرار داده می شود.
حال وظیفه آدمی چیست ؟
وظیفه ما این است که به دنبال کشف این شخصیت و تکلیف بر آئیم و این میسر نیست جز خودشناسی.
ما راه حل عملی و کاربردی در جهت رسیدن به این مرحله و گذار از آن به شما معرفی می کنیم.
آن راه حل آشنائی با علم تیپ شناسی شخصیتی یا نوع شناسی شخصیتی است که از ان تعبیر به تیپ های شخصیتی می کنیم.

فراگیری این دانش به شما کمک می کند بفهمید که هستید و چه شخصیتی دارید و برای انجام چه کاری پا بر عرصه این خاک نهاده اید .
رسیدن به این شناخت موجب خودشکوفائی انسان می شود.
طبق هرم سلسله مراتب نیازهای انسان که توسط آبراهام مازلو روانشناس انسان گرا بنیان گذاشته شد ، مرحله خود شکوفایی در راس این هرم قرار دارد.

برای رسیدن به مرحله خودشکوفایی می بایست ۴ مرحله طی گردد.

  • مرحله اول برطرف کردن نیازهای جسمانی است.
  • مرحله دوم برطرف کردن نیازهای امنیتی و احساس ارامش است.
  • مرحله سوم مرحله برطرف کردن نیازهای دوست داشتن و تعلق خاطر است.
  • مرحله چهارم برطرف کردن نیاز به رضایت است.

نیاز رضایت یا احساس رضایت نیازی است که با پشت سر گذاشتن مراحل ابتدایی هرم حاصل می شود و با تامین شدن نیازهای اولیه انسانی یه این مرحله می رسیم.
رسیدن به این مرحله مقدمه ای است در جهت رسیدن به مرحله خودشکوفایی.
در این مرحله انسان می بایست به رضایت درونی برسد و دارای اعتماد به نفس باشد و اقتضائات دنیای بیرونی خود را تامین کند و مورد احترام قرار گیرد و به دیگران احترام بگذارد.
این مرحله مرحله ایست که انسان باید به خویشتن شناسی بپردازد تا تکلیف خود را با خود روشن کند.
بدون پرداختن به خودشناسی امکان رسیدن به مرحله خودشکوفایی وجود ندارد.
رشد شخصی انسان در گرو رسیدن و پرداختن به خودشناسی و رسیدن به مرحله خودشکوفایی است.
ما در این مرحله به کمک شما می آئیم
به شرطی که شما آمادگی لازم را داشته باشد
و  بخواهید حال به این موارد توجه کنید و به سوالات زیر پاسخ دهید
۱- آیا دوست دارید که ارتباطات زیادی داشته باشید
یا
ترجیح می دهید که بیشتر با خود وقت صرف کنید ؟
۲- آیا از اینکه به مهمانی بروید ذوق می کنید
یا
وقتی پا به مهمانی می گذارید از اینکه آنجا تا این حد شلوغ است کلافه می شوید و به گوشه ای پناه می برید و تنها با یک یا دو نفر از کسانی که می شناسید مشغول به صحبت می شوید ؟
۳- آیا دوست دارید در محیطی کار کنید که همکاران زیادی داشته باشید
یا
ترجیح می دهید کاری انجام دهید که نیازمند تعامل با دیگران نباشد ؟
۴- آیا انرژی

خود را از دیگران می گیرید
یا
انرژی خود را از بودن با خود و وقت صرف کردن با خود به دست می آورید ؟
پاسخ به این سوالات مشخص می کند که شما چه ترجیحی در ارتباط برقرار کردن با دنیای اطراف خود دارید .
آیا برون گرا هستید یا درون گرا ؟
برون گرایی و درون گرایی بعدی از ابعاد تیپ شخصیتی شماست

آزمون تیپ شناسی – حسی
حال به بررسی یکی دیگر از ابعاد تیپ شخصیتی امان می پردازیم
قلم و کاغذی بر دارید و به سوالات زیر نمره ی صفر و یک دهید
یعنی اگر در مورد شما صدق می کرد، نمره ی یک و اگر در مورد شما درست نبود، نمره ی صفر را منظور کنید
۱- دوست دارم عملی و واقع بین باشم.
۲- من به آمار و ارقام بیش از نظریه توجه می کنم.
۳- من کارهایم را دوست دارم که کاربرد عملی داشته باشد و نتایج ملموس تولید کند.
۴- دوست درم حرف بزنم، بشنوم و تفسیر کنم.
۵- من مشاهده‌گر خوبی هستم. به اطرافم نگاه می کنم و اغلب جزئیات را به خاطر می سپارم.
۶- پروژه‌های دستی مثل ساختن مدلهای اتومبیل، سوار کردن چیزها یا سوزن دوزی را دوست دارم.
۷- دوست دارم از مهارتهایی که دارم استفاده کنم و آنها را بهتر کنم.
۸- من از اینجا و اکنون لذت می برم.
۹- من به تجربه شخصی خود از چیزهای واقعی و مشخص، اعتماد می کنم.
۱۰- به جای توجه به آینده دور به آنچه در دست است توجه دارم.
پاسخ به این سوالات یکی دیگر از بعد های شخصیت شما را مشخص خواهد کرد
اینکه شما در دریافت اطلاعات از دنیای اطراف حسی هستید و از حواس پنج گانه استفاده می کنید یا خیر

در بحث تیپ های شخصیتی آنچه که حائز اهمیت است این است که شما بتوانید به درک درستی از جنبه های مختلف شخصیت خود نائل شوید
این کار نیازمند این است که بتوانید دوره های مختلف زندگی خود را بررسی و مرور کنید
مثلا دوران کودکی خود را مد نظر آورید و ببینید که از چه چیزهایی خوشتان می آمده و از چه چیزهایی نه
به دوران مدرسه ی خود توجه کنید و ببینید که چه کارهایی را دوست داشتید انجام بدهید و از چه کارهایی حذر داشتید
دوران تحصیلات متوسطه ی خود را به یاد آورید و ببنید که چه فعالیت هایی رغبت شما را بر می انگیخت و کدام موارد باعث دلسردی شما می شد
و همینطور برای دوران دانشگاه و بعد از آن
در واقع می توانیم اینگونه بگوییم که یک ورق سفید را از وسط به نیمه تقسیم کرده و یک سمت خوش آمدنی ها را لیست کنید و یک سمت بد آمدنی ها
این کار را برای هر مقطع جداگانه انجام دهید
بعد از اتمام این کار، شما لیست کاملی از علائق خود دارید و همچینین لیست کاملی از ناخوش آمدنی ها
در واقع علائق شما نقاط قوت شما را تشکیل می دهند و ناخوشایندهای شما نقاط ضعف شما را شامل می شوند
در هر مقطع می توانید پی به نقاط قوت و ضعف خود ببرید
و همچنین می توانید به مشترکات نقاط قوت و ضعف خود در جمع مقاطع پی ببرید
در این هنگام، بخشی از فرآیند خودشناسی شما کامل می گردد
بدین گونه که می بایست به کاری بپردازید که بر گرفته شده از نقاط قوت شما باشد و از کارهایی که شامل نقاط ضعف شما می باشند حذر کنید

حال به آزمون مداد و کاغذی ذیگری می پردازیم که باز هم به بررسی بخش دیگری از شخصیت شما می پردازد
آزمون تیپ شناسی فکری
این بعد از تیپ شخصیتی شما به بررسی نحوه ی تصمیم گیری شما در ارتباط با موضوعات پیش رو می پردازد
به این سوالات همچون قبل که توضیح دادم پاسخ بدهید
۱- می توانم به خوبی فکر کنم و تصمیم بگیرم.
۲- دوست دارم درباره نقطه نظرم بحث کنم. گاهی فقط برای رقابت ذهنی برای هر دو جنبه یک مسئله بحث می کنم.
۳- من متهم شده ام که به نیازها و احساسات دیگران بها نمی دهم.
۴- اشخاص گاهی مرا تحلیل گر می پندارند.
۵- می توانم رک و بی پرده باشم.
۶- من به اندیشه دیگران بیشتر از احساس آنها بها می دهم.
۷- دوست ندارم احساساتم را به نمایش بگذارم.
۸- من اغلب بر اساس عدالت و منطق تصمیم می گیرم نه بر اساس موضوعات شخصی
۹- به نظر من صادق بودن بهتر از رعایت جنبه‌های ادب است.
۱۰- من از اصلاح کردن و انتقاد نمودن از دیگران خجالت نمی کشم.

اگر تعداد پاسخ های شما بالغ بر عدد ۷ شد، این موضوع نشانگر این است که بعد فکری در شما غلبه دارد
اگر تعداد پاسخ های مثبت شما به عدد پنج رسید، نشانگر این است که این بعد در تعادل با بعد متضاد خود در روان شما در حال پیگیری است
و اگر پاسخ های مثبت شما زیر عدد ۴ بود، این بعد در روان شما به حالت ضعف و رکود در آمده است

وب سایت رسمی مهرداد آقاجانی

 

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید. 


 
تیپ شخصیتی شما
ساعت ٩:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۳  کلمات کلیدی:
کارکرد اصلی

کارکرد اصلی شما آن است که سررشته امورتان را در دست دارد. این کارکرد شخصیت شما را هدایت می‌کند. کارکرد اصلی آن است که در اغلب مواقع و به شکلی طبیعی از آن استفاده می‌نمایید. اشخاصی که دارای کارکرد مشابه باشند، وجوه مشترک فراوان دارند. اما این‌ها هم می‌توانند با هم تفاوت زیادی داشته باشند. زیرا کارکردهای معین و سایر ترجیحات آن‌ها ممکن است با هم تفاوت داشته باشد.

اگر حسی بودن، کارکرد اصلی در تیپ شخصیتی شماست، ما شما را «حسی غالب» می‌نامیم. حسی‌های غالب معمولا به حقایق و واقعیت‌ها و جزئیات تجربه‌های خود بهای فراوان می‌دهند. آن‌ها برای اطلاعات مخابره شده از سوی حواس پنجگانه خود ارزش فراوان قایل‌اند. برای آن‌ها مهم این است که چه می‌بینند، چه می‌شنوند، چه لمس می‌کنند، چه می‌چشند و چه می‌بویند.


اگر شم شما،‌کارکرد اصلی در تیپ شخصیتی شما باشد، شما را «شمی غالب» می‌نامیم. شمی‌های غالب به معانی، امکانات، احتمالات، انگاره‌ها و روابط بهای فراوان می‌دهند. شم بر اغلب و یا حتی بر تمام ادراکات آن‌ها مسلط است. آن‌ها به هر انگاره‌ای که نگاه کنند، کاربردها و شقوق دیگری به ذهنشان خطور می‌کند.

اگر فکری بودن، کارکرد اصلی در تیپ شخصیتی شما باشد، ما شما را «فکری غالب» می‌خوانیم. فکری‌های غالب براساس منطق و تحلیل‌های غیرشخصی تصمیم‌گیری می‌کنند. آن‌ها به طور عینی به مسایل نگاه می‌کنند و به تصمیم می‌رسند. اگر احساسی بودن، کارکرد اصلی در تیپ شخصیت شما باشد، ما شما را «احساسی غالب» می‌نامیم. احساسی‌های غالب با توجه به ارزش‌های خود انتخاب می‌کنند. آن‌ها به همدلی بهای فراوان می‌دهند، آن‌ها با مسایل زندگی به شکلی که چه چیزی برایشان مهم است روبه‌رو می‌شوند.

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید. 


 
چگونه به جای پرکاری، هوشمندانه کار کنید؟
ساعت ٩:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۳  کلمات کلیدی: مدیریت زمان

«نگویید وقت کافی ندارم. ما هر روز دقیقاً همان تعداد ساعت وقت داریم که هل کلر، پاستور، میکل‌آنژ، داوینچی و انیشتین داشتند.» جکسون بروان

آدم‌های زیادی را در طول روز می‌بینیم که همیشه مشغول‌اند. ایمیل چک می کنند، از این جلسه به آن جلسه می‌روند، تلفنی حرف می‌زنند و از این طرف به آن طرف می‌روند. اما آیا این «سرشلوغ بودن» به معنای این است که کار بیشتری انجام می‌دهند؟
به نظر می‌رسد برای چنین آدم‌هایی مفهوم بهره‌وری جا نیفتاده است. خیلی وقت‌ها می‌شود به جای پرکاری، هوشمندانه‌تر کار کرد.
مطمئن باشید اگر هوشمندانه کار کنید و مدیریت زمان داشته باشید، برای تمام کارهایتان وقت خواهید داشت. توصیه‌هایی که در ادامه می‌بینید به شما کمک می‌کند که وقت‌تان را هوشمندانه‌تر صرف کنید. البته آدم‌ها با هم فرق دارند و ممکن است برخی از این راهکارها به درد شما نخورد. اما شما هم می‌توانید لیست شخصی خودتان را داشته باشید.
۱) اول مهم‌ترین کار را تمام کنید
این قانون طلایی مدیریت زمان است. اگر به طور روزانه چند وظیفه مختلف دارید، ابتدا از مهم‌ترینش آغاز کنید. وقتی آن کار تمام شد، احساس موفقیت بیشتری می‌کنید و با انرژی بهتری سراغ باقی کارها می‌روید. اما اگر کار مهم‌تر را برای آخر بگذارید، تا آخر روز نگرانش هستید و حواس‌تان روی کارهای دیگر متمرکز نمی‌شود.


۲) یاد بگیرید «نه» بگویید
خیلی وقت‌ها یک «نه» ساده باعث می‌شود که به همه کارهای اصلی‌تان برسید و وقت اضافه هم بیاورید. البته بعضی‌ها هم از آن طرف بام می‌افتند و با زیاد «نه» گفتن برخی از فرصت‌های پیش رو را از بین می‌روند. فقط وقتی «بله» بگویید که مطمئن باشید وقت کافی دارید.


۳) ۷ تا ۸ ساعت بخوابید
برخی‌ها فکر می‌کنند زدن از زمان خواب راه خوبی برای افزایش بهره‌وری است. اما این‌گونه نیست. پزشکان می‌گویند وقتی شما کم‌خوابی داشته باشید، علاوه بر مشکلات مختلف جسمی، بهره‌وری‌تان نیز به شدت کاهش پیدا می‌کند. ممکن است دو ساعت جلو بیافتید، ولی در طول روز بعد با خستگی و کسالت چند ساعت را از دست می‌دهید.

۴) حواس‌تان را روی کاری که می‌کنید متمرکز کنید
تمام تب‌های مرورگر اینترنت‌تان را ببندید. تلفن‌تان را بی‌صدا کنید و کناری بگذارید. محیط کار را خلوت کنید و بعد می‌بینید کاری که چند ساعته تمام می‌شد خیلی زودتر تمام شده است و خیلی هم خسته نیستید. بعضی وقت‌ها شنیدن به یک موسیقی ملایم هم کمک می‌کند که حواس‌تان به چیزهای بی‌ربط پرت نشود.

۵) زود شروع کنید
اگر دنبال چند ساعت اضافه برای کار کردن هستید، به جای این‌که تا دیروقت سر کار بمانید، کارتان را صبح زود شروع کنید. شاید در ابتدا برایتان سخت باشد، ولی وقتی عادت کنید همیشه چند ساعت جلویید. بیشتر آدم‌های موفق سحرخیزند. با این کار از شر ترافیک صبح‌گاهی نیز خلاص می شوید.

۶) اجازه ندهید جزئیات بی‌اهمیت کارتان را مختل کند
بعضی وقت‌ها آن‌قدر به جزئیات توجه می‌کنیم و وسواس به خرج می‌دهیم که کارمان خیلی بیشتر از چیزی که باید طول می‌کشد. ایده‌آل‌گرا بودن خیلی وقت‌ها باعث هدر رفتن زمان می‌شود. سعی کنید از ابتدا نتیجه خوب و مورد قبول را مشخص کنید و وقتی به آن رسیدید دیگر وسواس برای بی‌نقص شدن را کنار بگذارید.

۷) وظایف کلیدی را به عادت تبدیل کنید
اگر کار شما به نوشتن مربوط می‌شود، سعی کنید هر روز بنویسید. حتی اگر سفارشی از جایی ندارید سعی کنید موضوعی پیدا کنید و درباره‌اش بنویسید و مثلاً عادت کنید روزی دست‌کم ۱۰۰۰ کلمه مفید بنویسید. وقتی به کارتان عادت کنید انجام دادنش سریع‌تر می‌شود و خستگی بعد از اتمام کار نیز تا حد زیادی از بین می‌رود.

۸) تلویزیون / اینترنت / بازی‌های ویدئویی را محدود کنید
لابد شما هم روزهایی داشته‌اید که کلش صرف همین سه کار شده باشد. زمانی که صرف تلویزیون دیدن و وب‌گردی و بازی کردن می‌شود می‌تواند از یک ساعت تا ۲۴ ساعت در شبانه‌روز باشد. اگر خودتان را محدود نکنید، بخش زیادی از زمان‌تان صرف این کارها می‌شود.

۹) زمان پایان کار را مشخص کنید
به جای این‌که بگویید «آن‌قدر پشت میز می‌نشینم تا این کار تمام شود» به خودتان بگویید «من این کار را تا سه ساعت دیگر تمام می‌کنم.» محدودیت زمانی به شما کمک می‌کند تمرکز کنید و با بهره‌وری بیشتری کار کنید. بعد از انجام کار در زمان مقرر هم حس بسیار خوبی خواهید داشت.

۱۰) بین کارها زمانی برای بازنگری بگذارید
وقتی از این کار با عجله به کار دیگر می‌روید، زمانی برای تحسین کردن خودن و انگیزه گرفتن ندارید. همچنین در چنین شرایطی ایرادهای کارتان را نیز نمی‌بینید. بین کارها کمی استراحت کنید، قدم بزنید و همه چیز را مرور کنید. دراین مواقع هم ایرادهای کارتان را می‌بینید و هم به خودتان انگیزه می‌دهید.

۱۱) فقط به کلیت کار فکر نکنید
مخصوصاً وقتی کل پروژه خیلی پیچیده و طولانی است، به جای این‌که مدام به این روند طولانی فکر کنید و حرص بخورید، سعی کنید روی نزدیک‌ترین کاری که مشغولش هستید تمرکز کنید. وقتی این کار تمام شد سراغ قدم‌های سخت‌ترِ بعدی خواهید رفت.

۱۲) ورزش کنید و سالم غذا بخورید
مطالعات بی‌شماری رابطه مستقیمی بین سلامتی و بهره‌وری نشان می‌دهد. وقتی انرژی فیزیکی‌تان بیشتر باشد، می‌توانید هوشمندانه‌تر کار کنید.

۱۳) کمتر کار کنید
به جای این‌که چندین کار مختلف داشته باشید، سعی کنید آرام‌تر کار کنید و یک پروژه مشخص را به سرانجام برسانید. در چنین حالتی می‌توانید ارزش افزوده بیشتری تولید کنید.

۱۴) آخر هفته‌ها کمی کار کنید
درست است که آخر هفته برای تفریح و استراحت است. اما اگر ۲ تا ۴ ساعت روزهای تعطیل را صرف پرداختن به کارهای هفته بعد کنید، شنبه صبح را با نگرانی و افسردگی شروع نمی‌کنید.

۱۵) منظم کار کنید
اگر چند نفر زیر دست شما کار می‌کنند برای آن‌ها برنامه منظمی تهیه کنید که بدون اتلاف وقت کار کنند. همچنین اگر برای خودتان کار می‌کنید، همه چیز را در پوشه‌های منظم قرار دهید تا برای پیدا کردن مقاله هفته پیش دو ساعت وقت تلف نکنید.

۱۶) در زمان‌های انتظار کاری بکنید
وقتی در مطب منتظر نوبت نشسته‌اید یا در صف اتوبوس و تاکسی هستید می‌توانید از زمان‌تان استفاده کنید. خواندن یک کتاب جیبی یا مرور لغات زبان یا بررسی کردن برنامه کاری فردا از جمله این کارهاست. این‌گونه دیگر متوجه گذران وقت هم نمی‌شوید و اعصاب‌تان کمتر خرد می‌شود.

۱۷) خودتان را حبس کنید
بعضی وقت‌ها هیچ کاریش نمی‌شود کرد. برای این‌که کار به سرانجام برسد لازم است در اتاق‌تان را قفل کنید و بدون توجه به هیچ چیز دیگری کارتان را تمام کنید. شب‌های تحویل پروژه مثال خوبی برای چنین وقت‌هایی است.

۱۸) به برنامه‌تان متهد بمانید
خودتان را گول نزنید. وقتی برای خودتان برنامه‌ریزی کرده‌اید که فلان کار را امروز انجام دهید و غیر از خودتان هیچ‌کسی نیست که به کار شما نظارت کند، به برنامه‌تان متعهد بمانید و حتی اگر خسته شده‌اید، کار را تمام کنید.

۱۹) کارهای مشابه را با هم انجام دهید
اگر باید در این هفته سه مقاله بنویسید و دو ویدئو بسازید. اول کار مقاله‌ها را تمام کنید و بعد سراغ ویدئوها بروید. وقتی ذهن‌تان به یک نوع کار مشغول می‌شود، سوئیچ کردن روی کار دیگر بهره‌وری را پایین می‌آورد.

۲۰) زمانی برای سکون پیدا کنید
از فضای شلوغ محیط کاری وارد ترافیک سنگین عصرگاهی می‌شوید و بعد هم در خانه از یک طرف تلویزیون روشن است واز طرف دیگر پای اینترنت هستید و با اعضای خانواده هم صحبت می‌کنید و دوباره روز از نو، روزی از نو. سعی کنید وسط این زندگی شلوغ و سریع،‌ لحظه‌های برای ساکت بودن و ساکن بودن پیدا کنید. وقتی پیدا کردید اثرش را هم متوجه می‌شوید.

۲۱) چیزهای غیرضروری را حذف کنید
زندگی مدرن مملو از چیزها و کارهای غیرضروری، اما زمان‌بر است. اگر بتوانید این چیزها را پیدا کنید و حذف‌شان کنید، متوجه می‌شوید که آن‌قدرها هم که فکر می‌کردید سرتان شلوغ نیست.

۲۲) از کارتان لذت ببرید
خیلی وقت‌ها آن‌قدر در کار غرق می‌شویم که فراموش می‌کنیم قرار بوده از کاری که می‌کنیم لذت ببریم. به این فکر کنید که چند سال قبل آرزو داشتید چنین جایگاهی داشتید و حالا که چنین پستی گرفته‌اید و کارتان خوب پیش می‌رود، فراموش کرده‌اید که قرار بود اگر مهندس، دکتر، مدیر، معلم و… شدید حسابی از کارتان لذت ببرید.

ترجمه:محمد میرزایی

 

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید. 


 
علاوه بر جستجو , چه کارهای دیگری را می توان با گوگل انجام داد؟
ساعت ٦:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۳  کلمات کلیدی: google

36261

فکر می کنم همه ی ما به اندازه ی زیادی از گوگل شنیده ایم و آن را مانند آچار فرانسه ای برای حل همه ی مشکلات و سوالاتمان می دانیم.

گوگل پروژهٔ تحقیقاتی بود که در ژانویهٔ ۱۹۹۶ توسط لری پیج و سرگئی برین دو دانشجوی دکترای دانشگاه استنفورد در کالیفرنیا رقم خورد. آن‌ها نام پروژه خود را “BackRub” گذاشته بودند زیرا موتور جستجوگر آن‌ها لینک‌های پشتیبانی سایت‌ها را بررسی می‌کرد و بر همان مبنا میزان اهمیت آن‌ها را در نتایج جستجو تعیین می‌کرد. گوگل بر گرفته شده از واژهٔ گوگول که به معنی «یک عدد یک و صد صفر جلوی آن» است که نوعی شعار و در واقع مقصود موضوع است. بدین معنی که گوگل قصد دارد تا سرویس‌ها، اهداف و اطلاع‌رسانی و اطلاعات خود را تا آن مقدار در وب در جهان گسترش دهد. 
گوگل به طور تخمینی دارای بیش از یک میلیون سرور در سراسر جهان است، و روزانه برروی بیش از یک میلیارد درخواست جستجو، و حدود ۲۴ پتابایت داده تولید شده توسط کاربران پردازش انجام می‌دهد. نتیجه رشد سریع گوگل از بدو ثبت شدن شرکت، زنجیره‌ای از محصولات، خرید و شراکت با شرکت‌های دیگر بود. این شرکت محصولات اینترنتی سودمندی مانند سرویس ایمیل جی‌میل و شبکه‌های اجتماعی گوگل+ را به کاربران خود پیشنهاد می‌دهد. محصولات گوگل به ابزارهای رومیزی نیز توسعه پیدا کرد، با برنامه‌هایی مانند مرورگر وب گوگل کروم، سازماندهی و ویرایشگر تصاویر پیکاسا و پیام‌رسان فوری گوگل تاک. گوگل سازنده پرکاربرترین سیستم‌عامل موبایل جهان،اندروید و سیستم‌عامل گوگل کروم نیز هست.

الکسا, سایت گوگل در آمریکا (google.com) را به عنوان پربازدیدکننده‌ترین سایت اینترنت در فهرستش قرار داده‌است، همچنین وبگاه‌های گوگل در کشورهای دیگر مثل هند google.co.in (که در رتبه چهاردهم قرار دارد) به عنوان پربازدیدکننده‌ترین سایت در هند و یا google.co.uk به عنوان پربازدیدکننده‌ترین سایت در انگلیس و خیلی سایت‌های دیگر آن پربازدیدکننده‌ترین در کشور خود هستند و در فهرست برترین صد سایت دنیا قرار دارند. سایر متعلقات گوگل مانند یوتیوب(رتبه سوم در الکسا) یا بلاگر (رتبه ششم در الکسا) و اورکات نیز در این فهرست قرار دارند. گوگل همچنین توسط برندز به عنوان دومین برند باارزش دنیا شناخته شده‌است. شکل تجارت کنونی گوگل و خدماتی که ارائه می‌دهد باعث انتقاد از این شرکت در موضوعاتی مانند حریم، حق تکثیر، و سانسور شده‌است.

در اینجا می خواهیم کاربردها و ترفندهای دیگری از گوگل را برایتان توضیح دهیم که احتمالا از اکثرشان بی خبر بوده اید و یا تا به امروز استفاده نکرده اید.


 

گوگل به شما کمک می کند غذایی که برای شما مناسب تر است را انتخاب کنید. فرض کنید از رژیم خاصی پیروی می کنید و باید کالری و پروتئین موجود در غذاها را بدانید,برای این کار گوگل به کمک شما خواهد آمد.

lifebuzz-4b86352eb6de6baec54e6b43a590f5c2-limit_2000

 


برای سرگرم شدن از گوگل بخواهید برایتان جادوگری کند. کافیست جمله ی ” do a barrel roll ” را در گوگل جستجو کنید

lifebuzz-3f048087e555e325f74c7394b260f592-limit_2000

 


گوگل می تواند تمام کتاب هایی که توسط نویسنده ی موردنظر شما به چاپ رسیده را برایتان به نمایش بگذارد

lifebuzz-0bb0ac58dbfa56e5ced40b6e3ef958c4-limit_2000

 


حتما تابحال برایتان پیش آمده که می خواهید به مسافرت بروید ولی از آب و هوای آنجا خبری ندارید. با گوگل می توانید پیش بینی آب و هوای هر شهری را بدست آورید

lifebuzz-8ee4b21e827bfa42613ad34d95c112f6-limit_2000

 


در زمان های بیکاری می توانید با گوگل بازی کنید

lifebuzz-27af1acff169c65352ddbd76d8aed8a9-limit_2000

 


در گوگل می توانید فیلم هایی که مربوط به شهر یا کشور خاصی هستند را جستجو کنید

lifebuzz-83e6b0cae98d02275c163de5643f2d5a-limit_2000

 


می توانید به عنوان ماشین حساب از گوگل استفاده کنید

lifebuzz-90f08e53403b396298bad0a6b7d78388-limit_2000

 


شاید دلتان بخواهد گوگل را به صورت دیگری ببینید پس کلمه ی ” tilt ” را جستجو کنید

lifebuzz-484b9c70fca2f477700b944a4c003abe-limit_2000

 


شاید دلتان بخواهد با دیدن یک نوستالژی یادی از دوران گذشته کنید. برای اینکار ” Atari Breakout ” را در بخش عکس های گوگل جستجو کنید

lifebuzz-2559ea6af25b0eeb3539c6412f610f60-limit_2000

 


می توانید منبع و مشابه یک عکسی را با گوگل پیدا کنید
lifebuzz-280050fc8b6a44473f057b5d9980cec1-limit_2000

 


می توانید اطلاعات کاملی از هر کمپانی به دست آورید 

lifebuzz-ad2fcb43c1dcd8de4455522a54509e9a-limit_2000

 


گوگل می تواند به شما بگوید نمایش موردنظرتان چه زمانی اکران خواهد شد

lifebuzz-ad9b6591d67f57fcdce59f76babc89ad-limit_2000

 


می توانید از گوگل به عنوان یک تایمر استفاده کنید. فرض کنید که ۱۱ دقیقه ی دیگر باید قرص بخورید ولی پشت کامپیوترتان در حال کار کردن هستید و ممکن است یادتان برود پس به گوگل بگویید تا به شما یادآوری کند

lifebuzz-b80ce529776c158c38119acd33240ddc-limit_2000

 


گوگل می تواند هر مقیاس و واحدی را برایتان به واحد دیگری تبدیل کند

lifebuzz-baf06861476ebc9305371ee5e6d24813-limit_2000

 


خیلی وقت ها می خواهیم کلمه ای را فقط در یک سایت خاص جستجو کنیم مثلا می خواهیم کلمه ی google را در وب لاگ آفتاب ایرونی جستجو کنیم, برای اینکار در گوگل با این الگو جستجو می کنیم : site:persiansun.persianblog.ir  google

 


ممکن است زمان طلوع و یا غروب خورشید در شهر خاصی را نیاز داشته باشید و گوگل این نیازتان را برطرف خواهد کرد

 

lifebuzz-bc4eaf72117256ac871faaa26f1d0eac-limit_2000

 


از گوگل می توانید به عنوان یک مترجم استفاده کنید

 

lifebuzz-c8b3461cdc22da73d75bb5cf8ab54d8d-limit_2000

 


می توانید وضعیت پروازهایتان را چک کنید

lifebuzz-cdb2a51c309f3df0e656fe7490b21c49-limit_2000

 


گوگل می تواند لیستی از آهنگ های منتشر شده از خواننده ی مورد علاقه شما را برایتان نشان دهد

 

lifebuzz-e6ee9d90c7ae0e4479ad4c08e6b05feb-limit_2000

 


گوگل می تواند به شما بگوید که فیلم موردعلاقه تان چه زمانی عرضه خواهد شد

 

lifebuzz-fe0f105b510efbf12eb30abd5196fb41-limit_2000

 


منبع : ۱پزشک

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.


 
استراتژی اقیانوس آبی (استراتژی رقابت در بازار بی رقیب)
ساعت ٦:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۳  کلمات کلیدی:

استراتژی اقیانوس آبی  

استراتژی است. استراتژی و نوآوری در روشهای مرسوم، بر خلق ایده در محدوده تعیین شده و ساختار یافته صنایع موجود تمرکز دارد. نوآوری یک پدیده اتفاقی است که توسط تعداد محدودی از افراد درون شرکت، که معمولا در بخش تحقیق و توسعه فعالیت می‌کنند، به دست می‌آید. دراینجا استراتژی جدیدی با نام: استراتژی اقیانوس آبی معرفی می‌شود. استراتژی اقیانوس‌آبی رویکرد جدیدی از استراتژی و نوآوری است که هدف آن رشد و عملکرد پایدار شرکت است. بر خلاف استراتژی رقابتی که شرکتها به‌طور معمول سعی می‌کنند به‌جای خلق ارزش، در واقع ارزش موجود را تقسیم یا تصاحب کنند. منطق استراتژی جدید بر پایه تعدادی اصول بنیادی است که به دنبال خلق ارزش توامان برای خریداران محصولات و خدمات و خود شرکت است. با استفاده از این اصول، ابزارها و چارچوبهای طراحی شده، شرکتها قادر خواهند بود نوآوری را به یک فعالیت تکرار شدنی، نظام‌مند و فرایندی پیوسته، که همه کارکنان شرکت در آن مشارکت دارند، تبدیل‌کنند. در واقع نوآوری به درون زندگی کاری افراد شاغل در شرکت آورده می‌شود و فرهنگی را توسعه می‌دهد که ظرفیت و مسئولیت همه کارکنان را نشانه می‌گیرد.

مفهوم رنگ‌ در استراتژی

فضایی که شرکتها و صنایع کنونی در آن حضور دارند، در واقع اقیانوس قرمز را شکل می‌دهد. در این عرصه، محدوده‌ فعالیت صنایع تعریف‌شده و پذیرفته شده‌است، رقبا مشخص و قوانین بازی نیز تعریف شده هستند. شرکتهایی که در این فضا با هم رقابت می‌کنند، سعی دارند سهم بازار محصولات و خدمات یکدیگر را گرفته، یا در واقع بربایند. هرچه فضای رقابت شلوغ‌تر و ازدحام رقبا بیشتر باشد، سهم بازار کمتر و سوددهی و رشد نیز کمتر خواهد بود. بیشتر محصولات، کالاهای مصرفی هستند یا بخش خاصی از بازار را پوشش می‌دهند. این رقابت باعث از بین رفتن بسیاری خواهد شد و این اقیانوس را خونین خواهد کرد.

از سوی دیگر، مفهوم جدیدی به نام‌: اقیانوس‌آبی وجود دارد. اقیانوس‌ آبی به تمامی صنایع و شرکتهایی گفته می‌شود که امروزه وجود ندارند؛ بازاری که ناشناخته است و رقبا آن را تسخیر نکرده اند. تقاضا بیشتر از آن چیزی است که بر سر آن جنگی باشد. فرصتهای زیادی برای رشد سریع و سودآور وجود دارند. در این عرصه، رقابت خیلی تعریف شده و معین نیست، زیرا قواعد بازی هنوز تدوین نشده‌اند. مفهوم رنگ آبی یعنی نوآوری و منظور از نوآوری در اینجا یعنی خلق تقاضای جدید یا ایجاد انتخاب و جایگزینی برای مشتریان بازارهای فعلی. در واقع اقیانوس‌آبی، استعاره از بازاری بکر، دست نخورده و گسترده است که عمق آن هنوز کشف‌نشده است. اساس این استراتژی بر نوآوری ارزش (Value Innovation)استوار است. اقیانوس‌آبی زمانی ایجاد می‌شود که یک شرکت ارزش‌های همزمان برای خود و مشتریانش ایجاد می‌کند. نوآوری در محصول(کالا یا خدمات) یا شیوه‌ ارایه‌ این محصولات، موجب خلق ارزش برای بازار می‌شود. همزمان، فعالیت‌هایی که دارای ارزش کمتری برای بازار حال و آینده هستند، از گردونه خارج می‌شوند.

ایده‌ اقیانوس‌آبی ابتدا در سال ۱۹۸۸ توسط پروفسور هیل در دانشگاه ایالتی میشگان ارائه شد. وی ادعا کرد که ایده‌ پورتر ناقص است، زیرا تمایز می‌تواند به معنای رهبری هزینه باشد و شرکتی که محصول خود را با قیمت پایین‌تر ارائه کند در واقع وجهی از استراتژی تمایز را داراست. وی خاطر نشان می‌سازد که شرکتها برای دستیابی به یک مزیت رقابتی پایدار، باید ترکیبی از استراتژیهای رهبری هزینه و تمایز را به کار برند(Hill, 1988). پروفسور ریدراسترال و نورداستورم نیز این موضوع را مطرح‌ کرده‌اند. آنها ادعا می‌کنند: استراتژی رقابت پذیری ره به جایی نمی‌برد و شرکتها نیاز به استراتژیهایی دارند که شور وهیجان ایجاد کنند (Nordstrom and Ridderstrale, 1999). این نظریه یا استراتژی اقیانوس‌آبی، از بعضی جهات مانند یکدیگر هستند. برای مثال عوامل‌رقابت در استراتژی اقیانوس‌آبی همان تعاریف ابعاد محدود و نامحدود ارایه شده توسط ریدراسترال و نورداستورم بوده است، یا اینکه هر دو به این موضوع تاکید دارند که شرکتها به بازی متفاوت با رقبا نیاز دارند.

استراتژی اقیانوس آبی در برابر استراتژی‌ رقابتی

استراتژی‌ رقابتی یا همان استراتژی اقیانوس‌قرمز، برای عملکرد برتر و پایدار شرکت لازم است ولی کافی نیست و شرکتها باید به مسائلی فراتر از رقابت بپردازند؛ مسائلی که برای آنها رشد و سوددهی بیشتر و بقا را به ارمغان بیاورد و این همان مفهوم استراتژی اقیانوس‌آبی است. استراتژی‌های رقابتی فرض را بر این می‌گذارند که شرایط ساختاری صنایع مختلف معین بوده و این شرکتها چاره‌ای جز رقابت با یکدیگر ندارند. در این فضای رقابتی، شرکتها سعی دارند با ایجاد مزیت‌های رقابتی انحصاری خود، یا گاهی حتی با تقلید، بر رقبا فایق آیند و سهم بیشتری از بازار را از آن خود کنند. این همان بازی مجموع صفر (Zero Sum Game) است که در آن یکی برنده و دیگری بازنده خواهد بود. بنابراین رقابت یا همان طرف عرضه‌ معادله، تعریف و تعیین متغیرهای استراتژی است، به این معنا که قیمت و ارزش با جایگزین‌شدن یکدیگر و ترکیبی مناسب باعث ایجاد تمایز برای شرکت می‌شوند، زیرا سود کل شرکتهای مشغول در یک صنعت، بستگی به عوامل ساختاری آن صنعت دارد و شرکتها به‌طور معمول سعی می‌کنند به‌جای خلق ارزش، در واقع ارزش موجود را تقسیم یا تصاحب کنند. در اقیانوس‌قرمز، رشد و سوددهی به‌شدت محدود است و شرکتها سعی می‌کنند در این فضای محدود سهم خود را به دست آورند(Porter, 1980).

از سوی دیگر استراتژی اقیانوس‌آبی بر این فرض استوار است که محدوده‌ها و ساختار صنعت به‌طور کامل تعریف و تعیین نشده‌اند و توسط بازیگران صنعت قابل بازسازی یا نوسازی هستند. فرض کنیم محدودیت‌های بازار و ساختار تنها در ذهن مدیران است، آنگاه افراد دیگراندیش و عمل‌گرا سعی می‌کنند که این مرزها را رهاکنند و فکر خود را آزاد بگذارند. از نگاه این افراد، تقاضای بزرگی خارج از این بازار فعلی، در جایی دیگر وجود دارد که باید به آن دست یابند. معما در اینجاست که چگونه می‌توان آن را ایجادکرد. این یک تغییر مسیر ناگهانی است. تغییر از نگاه عرضه به نگاه تقاضای بازار. تغییر از یک فضای رقابتی به یک فضای نوآوری؛ به فضایی از بازار که در آن تقاضاهای نهفته‌ای وجود دارند که با نوآوری باید کشف شوند و ارزش ایجادکنند. این، یعنی استفاده توامان از استراتژی رهبری هزینه و تمایز. این یعنی شکستن قواعدبازی و ساختارهای کهنه و بازنویسی مجدد قواعد جدید و ایجاد ساختارهای نو. خلق ارزش در بازی جدید از راه گسترش بخش تقاضای اقتصاد به دست می‌آید، در این بازی مفهوم برنده-‌بازنده مطرح نیست و بازی از حالت بازی مجموع صفر خارج می‌شود و کارآفرینان عصرجدید می‌توانند با شکستن الگوها و ساختارهای موجود، بینشی آینده‌نگر را خلق‌کنند.

نوآوری ارزش زیربنای استراتژی اقیانوس ‌آبی است. به این دلیل آن را نوآوری ارزش می‌نامند که شرکتها به‌جای تمرکز بر مبارزه رقابتی، بر عدم توجه به رقابت متمرکز می‌شوند و این کار را با ایجاد ارزش برای خریداران، شرکت و پس از آن گشودن فضای جدید و بدون رقابت در بازار انجام می‌دهند. این مفهوم در (شکل۱) نشان داده شده است. نوآوری ارزش به‌طور یکسان بر ارزش و نوآوری تاکید دارد. ارزش بدون نوآوری به مفهوم تمرکز بر خلق ارزش در مقیاس بزرگ است؛ چیزی که ارزش را بهبود می‌بخشد اما برای بقای شرکت در فضای بازار کافی نیست. نوآوری بدون ارزش، سبب تکنولوژی‌گرایی، پیشگامی در بازار یا آینده‌نگری می‌شود، که اغلب فراتر از انتظارهای خریداران است. در این حالت، باید بین نوآوری ارزش، که متضاد با نوآوری تکنولوژی و پیشگامی در بازار است، تفاوت قائل شویم.

نوآوری ارزش، تنها هنگامی روی می‌دهد که شرکتها نوآوری را با بهره‌وری، قیمت و هزینه همسو کنند. اگر آنها در همسوسازی ارزش با نوآوری شکست بخورند، آنگاه نوآوران تکنولوژی و پیشگامان بازار هستند که از این فرصت بهره می‌گیرند. نوآوری ارزش، شیوه نوین تفکر در حوزه‌ تدوین و اجرای استراتژی است که به خلق اقیانوس‌آبی و کناره‌گیری از رقابت منتج می‌شود.

حرکت از اقیانوس قرمز به اقیانوس‌آبی

قلمرو فعلی بازار در استراتژی اقیانوس قرمز، به مثابه سرزمین و میدان جنگی است که رقبا برای تصاحب بخشی از آن با یکدیگر به نزاع می‌پردازند. در این رویکرد مدیریتی، عبارتهایی بر گرفته از حوزه نظامی در بخشهای کسب وکار رایج شده‌اند. پس از جنگ جهانی دوم و پس از دوره‌ای که تقاضای بازار بر عرضه فزونی داشت به دوره‌ای رسیدیم که تقاضای بازارکم و عرضه زیادتر شد. این روند معکوس، منجر به رقابت بین شرکتها برای رشد وبقا شده‌است. فضای رقابتی سختی به وجود آمد و باعث شد استراتژی شرکتها در این دوران بر اساس افزایش سهم بازار و خارج‌کردن رقبا از گردونه شکل گیرد. این فضا کم‌وبیش شکل جنگی به‌خود گرفت که در آن مدیران ارشد شرکتها، همانند فرماندهان‌ ارشد و استراتژیست‌های نظامی برای کسب اطلاعات به‌روز و لحظه‌ای از دشمن (بخوانید رقبا)، تجزیه و تحلیل آنها در اتاق‌جنگ (بخوانید جلسه هیئت مدیره)، تصمیمهای راهبردی برای شرکت در جهت پیروزی در جنگ و شکست دشمن (بخوانید افزایش رشد و سوددهی‌شرکت وکسب سهم بازار بیشتر از رقبا ) اتخاذ کنند. این جنگها نتیجه‌ای جز خونریزی و قتل‌عام ضعیف‌ترها و خونین ‌شدن اقیانوس‌قرمز نداشته است.

در حالی که در استراتژی اقیانوس‌آبی، کسب وکار در جایی انجام می‌شود که رقیبی نیست. قلمرو محدود نیست و در واقع سرزمین جدیدی باید خلق‌کرد، نه اینکه سرزمین موجود را تصاحب یا تقسیم‌کرد. در این استراتژی، کارآفرینان و شرکتها به ایجاد بازارهای جدید با حاشیه سود بالا تشویق می‌شوند. بدیهی است که این استراتژی ریسک بالایی دارد و سرمایه‌گذاران ترجیح می‌دهند با وجود حاشیه سود بالایی که این استراتژی دارد در انتخاب بین این دو استراتژی همچنان روی استراتژی قرمز تمرکز کنند. تفاوتهای اساسی این دو استراتژی در (جدول ۱) آورده شده است.

همان گونه که پیشتر عنوان شد، شرکتها به دلیل ریسک بالا و نیز هزینه‌های زیادی که باید درحوزه‌ تحقیق و توسعه و نوآوری برای ایجاد تقاضا و بازارهای جدید صرف شود، ترجیح می‌دهند که در اقیانوس‌قرمز بمانند و در بازارهای موجود فعالیت‌ کنند. ولی آن دسته از شرکتها که موفق می‌شوند از اقیانوس‌قرمز، خود را به اقیانوس‌آبی برسانند، چگونه این کار را انجام می‌دهند؟ همان گونه که بیان شد، مفهوم رنگ آبی، یعنی نوآوری و منظور از نوآوری در اینجا، یعنی خلق تقاضای جدید یا ایجاد انتخاب و جایگزینی برای مشتریان بازارهای فعلی. این نوآوری، تغییر یا تحول را به دنبال دارد. تغییر به معنی تفاوت در شکل و تحول یا جهش به معنی تفاوت در محتوا. در یک سیستم که مجموعه‌ای از اعضا و اجزای به‌هم‌پیوسته با ارتباطهای مشخص و تعریف شده مشغول فعالیت هستند، این تغییر و تحول به چه معناست؟ گاهی شکل کلی سیستم در اثر تغییر دگرگون می‌شود ولی محتوا تغییر نمی‌کند، یعنی اجزا و ارتباطهای یک سیستم، تغییرات جزئی را خواهند داشت. در واقع مدیران امروزی به‌جای تمرکز بر تجزیه و تحلیل محصولات و صنعت موجود، باید روی تحولات بنیادین و حرکتهای جهشی تمرکز کنند. برای این کار نیز باید به ابزارها و تئوری‌های جدید متوسل‌شوند؛ ابزاری که بتواند با تجزیه و تحلیل‌های آینده‌نگر به نوآوری و خلق بازارهای جدید منجرشود.

استراتژی اقیانوس آبی از شش اصل بنیادین تشکیل می‌شود. چهار اصل نخست؛ برای تدوین استراتژی و دو اصل بعدی برای اجرای استراتژی استفاده می‌شوند. این اصول عبارتند از:

  1. مرز‌های بازار را نوسازی کنید.
  2. بر تصویرکلان تمرکز کنید نه بر اعداد‌.
  3. به فراتر از تقاضای موجود فکر کنید.
  4. توالی استراتژیک را درست انتخاب کنید.
  5. بر موانع کلیدی سازمانی غلبه کنید.
  6. استراتژی را اجرایی کنید.

برای هر یک از اصول یاد شده تعدادی متدولوژی، ابزار و چارچوب برای تدوین و اجرای این استراتژی ارائه شده‌است تا از راه یک روش سیستمی و قابل تکرار، بتوان به هدفهای تعیین شده رسید. در زیر به تعدادی از آنها اشاره‌می‌کنیم:

_ تابلوی استراتژی، (Strategy Canvas)

_ چارچوب چهاراقدام، (Four-Action Framework)

_ ماتریس حذف، کاهش، افزایش و ایجاد،

_ توالی استراتژی اقیانوس‌آبی،

_ نقشه مطلوبیت خریدار،

_ چارچوب سه لایه‌ غیرمشتریان،

_ رویکرد رهبری پیشتاز ،

_ چارچوب چهار مانع سازمانی ،

_ اصول سه گانه‌ فرآیندانصاف.

در ادامه به معرفی یک مطالعه موردی و چند تئوری و ابزار مدیریتی استراتژی اقیانوس‌آبی، که به کمک آن مدیران می‌توانند این تحول و جهش را مدیریت کنند، می‌پردازیم.

مطالعه موردی (شرکت سیرک دو سولیل)

شرکت سیرک دوسولیل – در زبان فرانسه به معنی سیرک خورشید است – یکی از بزرگترین صادرکنندگان سرگرمی کانادا است. این شرکت در سال ۱۹۸۴ توسط گروهی از اجرا کنندگان نمایشهای خیابانی تاسیس شد. این شرکت هم اکنون حدود ۳۸۰۰ نفر کارمند دارد که ۱۰۰۰ نفر از آنها را هنرمندان تشکیل می‌دهند. هنرمندان معمولا از قهرمانان ورزشی و المپیک و نیز نمایشهای محلی و بومی کشورها انتخاب می‌شوند. این افراد از ۴۰ کشور دنیا هستند که به ۲۵ زبان صحبت می‌کنند. نزدیک به ۸۰میلیون نفر در ۱۰۰ شهر سراسر دنیا، محصولات این شرکت را تماشا کرده‌اند. هر هفته حدود ۱۳۵۰۰۰ بلیت فروخته می‌شود که سالیانه درآمدی بالغ بر ۸۰۰ میلیون دلار برای شرکت به ارمغان می‌آورد که ۲۰درصد این مبلغ سود است و ۷۰درصد آن نیز برای ایجاد و توسعه نمایش‌های جدید هزینه می‌شود. این درآمد باعث شد تا در سال ۲۰۰۷ مجله فوربس نام گای‌لالیبرته بنیانگذار و مالک شرکت را با رقم درآمد ۱.۵میلیارددلار با رتبه ۶۶۴ در بین ثروتمندان جهان معرفی کند. شرکت در سالهای دهه ۸۰ میلادی هر ساله ۲ نمایش جدید برگزار می‌کرد، اما در سال ۲۰۰۷ این رقم به ۱۷ نمایش رسید و برنامه شرکت برای سال ۲۰۱۰ این است که به رقم ۲۳ نمایش جدید در سال برسد.

شرکت مذکور در کمتر از بیست سال به سطحی از درآمد رسید که بر برادران‌ رینگلینگ و بارنوم‌و بایلی رقیب اصلی صنعت سیرک که بیش از صد سال پیشتاز بودند، پیشی جست. آنچه که سبب می‌شود تا این رشد شتابان به مراتب بیشتر مورد توجه واقع شود این است که رشد مزبور نه در صنعتی جذاب، بلکه در صنعتی رو به افول به‌دست آمد که تحلیل‌های سنتی استراتژیک، قابلیت محدودی را برای رشد آن عنوان می‌کردند. قدرت چانه‌زنی تامین‌کنندگان، به‌ ویژه بازیگران و هنرمندان سیرک و نیز، قدرت چانه‌زنی خریداران بالا بود. محصولات جانشین، مانند انواع مختلف سرگرمی‌ها-از سرگرمی‌های خاص زندگی شهری گرفته تا رویدادهای ورزشی و سرگرمی‌های خانگی- بر این صنعت سایه افکنده بود. کودکان به بازی با پلی‌استیشن علاقه بیشتری نشان می‌دادند تا بازدید از یک سیرک دوره‌گرد. در نتیجه، این صنعت از افت قابل ملاحظه و مستمر مخاطب و پس از آن کاهش درآمد و سود رنج می‌برد. همچنین گروه‌های مدافع حقوق حیوانات نیز به استفاده از حیوانات در سیرک به شکل فزاینده‌ای اعتراض می‌کردند. بارنوم‌و بایلی و برادران‌رینگلینگ استانداردی را تنظیم کردند که سیرک‌های کوچکتر رقیب باید از این استاندارد پیروی می‌کردند؛ یعنی حضور تازه واردان نیز با مشکلات زیادی همراه بود. در آن هنگام، صنعت سیرک از نگاه استراتژی رقابتی، جذاب نبود.

یکی دیگر از عوامل موفقیت شرکت سیرک دوسولیل این بود که به دنبال کسب پیروزی از راه جذب مشتریان صنعت رو به افول سیرک، که در گذشته برای کودکان عرضه می‌شد، نرفت. این شرکت به‌جای رقابت با سیرکهای دیگر، فضای بازار جدیدی را ایجادکرد که در آن رقابت معنایی نداشت. سیرک دوسولیل گروه جدیدی از مشتریان را در نظر گرفت: بزرگسالان و کارمندان شرکتها و مراجعان فروشگاه‌ها که حاضر بودند برای تجربه‌کردن تفریحات و سرگرمی‌هایی مانند سیرک دوسولیل، بهایی چندین برابر قیمت سیرکهای سنتی را بپردازند. بدین ترتیب، یکی از نخستین برنامه‌های این شرکت با عنوان: ما سیرک را دوباره اختراع می‌کنیم نامگذاری شد. سیرک دوسولیل موفق شد، زیرا دریافت که شرکتها برای موفقیت در آینده، باید رقابت با یکدیگر را کنار بگذارند. تنها راه رقابت، عدم تلاش برای مغلوب ساختن رقیب است.

همان گونه که در (شکل۲) آمده ‌است، نمایش وضعیت استراتژیک شرکت سیرک دوسولیل در قالب تابلوی‌استراتژی به ما امکان می‌دهد تا به‌صورت بصری وضعیت استراتژیک آن را با وضعیت استراتژیک رقبای عمده‌اش مقایسه کنیم.

این تابلو، به روشنی عدم پیروی سیرک دوسولیل از منطق رایج سیرک را نشان می‌دهد. این شکل نشان می‌دهد که منحنی ارزش شرکت برادران‌رینگلینگ و شرکت بارنوم‌و‌بایلی، مانند شکل سیرکهای کوچکتر است. تفاوت اصلی آن در این است که سیرکهای منطقه‌ای به دلیل محدودیت منابع، عوامل رقابتی کمتری دارند. بر خلاف آن، منحنی ارزش سیرک دوسولیل متفاوت است. این منحنی، عوامل جدیدی مانند تولیدات چندگانه، محیط نمایشی بهتر، موسیقی و رقص داشت. این عوامل، ساخته‌های کاملاً جدید صنعت سیرک و برگرفته از صنعت سرگرم‌کننده و زنده تئاتر بود. دراین‌حالت، تابلوی استراتژی، به روشنی عوامل سنتی که بر رقابت تاثیر می‌گذارند و عوامل جدیدی را که سبب خلق فضای بازار جدید می‌شوند، تشریح می‌کند. این عوامل در قالب ماتریس حذف، کاهش، افزایش و ایجاد در (شکل۳) نشان داده شده‌اند.

آیا شرکت سیرک دوسولیل با توجه به آنچه که حذف کرد، کاهش داد، افزایش داد و خلق‌کرد، واقعاً یک سیرک است، یا یک تئاتر؟ اگر یک صحنه تئاتر است، چه چیز تولید می‌کند؟ این شرکت، عناصر موجود را بازسازی کرد و درخاتمه به‌طور همزمان اندکی از هرکدام و هیچ یک از آنها را به‌طور کامل دارد. این شرکت، یک اقیانوس‌آبی را از فضای بازار غیر رقابتی و جدید خلق کرد که در صنعت، نامی برای آن نمی‌توان یافت.

این گونه تلاش‌ها با ظهور شرکت سیرک دوسولیل تغییرکرد. سیرک معمولی و تئاتر کلاسیک در نظر شرکت سیرک دوسولیل، ارزشی نداشت. در عوض، این شرکت به‌جای پیروی از منطق رقابت، راه‌حل بهتری برای حل مسئله پیدا کرد- ایجاد سیرکی با سرگرمی‌های بیشتر. این شرکت قصد داشت سرگرمی یک سیرک به همراه غنای هنری تئاتر را همزمان به مردم عرضه کند. بنابراین مسئله را دوباره تعریف کرد. شرکت توانست با شکستن موانع بازار تئاتر و سیرک، درک تازه‌ای از مشتریان سیرک و غیرمشتریان به دست آورد: یعنی مشتریان تئاتر بزرگسالان.

سه گروه غیرمشتری وجود دارند که قابل تبدیل به مشتری هستند. تفاوت آنها به طور عمده مرتبط با فاصله نسبی آنها از بازار شماست، همان گونه ‌که در (شکل۴) آورده‌شده‌است، نخستین گروه غیرمشتریان در نزدیک بازار شما قراردارند. آنها در لبه بازار مستقرهستند. آنها خریدارانی هستند که محصولات صنعتی خاص را فقط برحسب‌نیاز خریداری‌می‌کنند ولی از لحاظ فکری مشتری قلمداد نمی‌شوند. آ‌نها مترصد فرصتی هستند تا این صنعت را ترک‌کنند. با این وجود، اگرجهش ارزش اتفاق‌بیفتد و جذابیت صنعت نزد آنها بیشتر شود، نه تنها باقی‌خواهند‌ماند، بلکه تناوب خرید آنها نیز زیاد خواهد شد و بدین ترتیب تقاضاهای بالقوه‌ زیادی را مطرح خواهند‌کرد.

گروه دوم از غیرمشتریان افرادی هستند که از مصرف محصولات عرضه‌شده‌ صنعت شما، خودداری می‌کنند. اینها خریدارانی هستند که محصولات عرضه‌شده‌ را به عنوان گزینه‌ای برای برآورده‌کردن نیازهای خود دیده، ولی به آن رای نداده‌اند.

گروه سوم از غیرمشتریان، در دورترین نقطه از بازار شما قرار دارند. آنها غیرمشتریانی هستند که هیچگاه به محصولات بازار شما به عنوان یک گزینه توجه‌نداشتند. شرکتها می‌توانند با تمرکز به مشترکات کلیدی بین این غیرمشتریان و مشتریان موجود، راههایی را برای جلب آنها به بازار جدیدشان پیداکنند.

این سیرک بخشی از رشد خود را مرهون جذب افراد از دیگر فعالیت‌هایی بود، که هم از لحاظ شکل و هم عملکرد، متفاوت بودند. در حالی که سایر سیرکها بر ارائه نمایش حیوانات، استخدام ستاره‌های هنری و مطرح در نمایش‌های مختلف و پرش از حلقه تمرکز داشتند، شرکت سیرک دوسولیل هیچ یک از این کارها را انجام نداد. این کارها در صنعت سیرک سنتی رایج بود. به کارگیری حیوانات باعث افزایش نارضایتی همگان شده بود. به‌علاوه، حرکات حیوانات یکی از گرانترین بخشها بود، نه تنها هزینه خود حیوانات، بلکه آموزش، نگهداری، هزینه‌های درمانی، حمل‌ونقل و بیمه را نیز شامل می‌شد. به همین گونه، در حالی که صنعت سیرک بر هنرمندان متمرکز بود، در اذهان مردم منظور از ستاره‌های هنری، هنرمندان و ستاره‌های سینما بودند. باز هم در اینجا، دستمزد آنها بالا بود و تماشاگران چندان احساس رضایت نداشتند.

سیرک سنتی سه عامل کلیدی داشت: خیمه، دلقک و حرکات آکروباتیک کلاسیک. سیرک دوسولیل دلقکها را نگه داشت اما نقش آنها را از ارائه شوخی‌های خنده‌دار به شکلی فریبنده‌تر و جذاب‌تر، تغییر داد. این شرکت، زرق و برق چادر خیمه را بیشترکرد؛ عاملی که بسیاری از سیرکها از آن صرفنظر کرده‌بودند و به‌جای آن به اجاره محل مبادرت می‌کردند. ملاحظه می‌کنید که این عامل منحصر به فرد، طلسم سیرک را شکست. سیرک دوسولیل با نمادی از سیرک کلاسیک و با استفاده از مبلهای راحتی در محیطی تمیزتر، ایجاد راحتی بیشتر و چادر خیمه‌ای که یادآور سیرکهای بزرگ و حماسی بود، تــوانست سیرک متفاوتی بسازد. دیگر از گـردوغبار و نیمکت‌های سفت و محکم برای نشستن خبری نبود. آکروباتها و بندبازها باقی ماندند، اما نقش آنها با ورود سـایر هنرمندان کم‌رنگ شد. به‌علاوه، با ارائه مفهوم چند محصولی و توجیه حضــور متناوب مردم در سیرک، تقاضا را افزایش داد. خلاصه اینکه، سیرک دوسولیل بهتــرین‌های سیرک و تئاتر را ارائه داد و هر چیز دیگر را حذف‌کرد، یا کاهش‌داد. بدین ترتیب این شرکت، اقیانوس‌آبی را خلق و شکل جدیدی از سرگرمی زنده را ابداع کرد؛ یک سرگرمی جدید که به طــور بارزی از سیرک سنتی و تئاتر متمــایز بود. همزمان، این شرکت با حذف بسیاری از عناصر پر هزینه، هزینه‌های خود را کــاهش داد و توانست به تمایز و هزینه پایین به‌صورت توامان برسد. شرکت مذکور از دیدگاه استراتژی، بلیت‌ها را براساس قیمت بلیت تئاتر قیمت‌گذاری کرد. بدین ترتیب قیمت بلیت را در صنعت سیرک افزایش داد و مشتریان بزرگسالی را که به قیمت‌های بلیت تئاتر عادت داشتند، جذب کرد.

توجه همزمان بر استراتژی‌های تمایز و هزینه به‌عنوان هسته اصلی تجربه‌ای در بازار سرگرمی بود که این شرکت آن را خلق کرد. در آن زمان، همه سیرک‌ها بر الگوبرداری از یکدیگر و بیشینه‌کردن سهم خود در بازار متمرکز بودند. آنها سعی داشتند که از مربیان خبره‌تر استفاده کنند. این استراتژی، بدون اینکه تجربه سیرک را تغییر دهد هزینه را بالاتر می برد. در نتیجه هزینه‌ها زیاد می‌شد بدون اینکه درآمد افزایش یابد و تقاضا کاهش می‌یافت. این امر سبب شد تا مفهوم جدیدی از سیرک شکل گیرد. مفهومی که انتخاب ارزش یا هزینه را از میان برداشت و اقیانوس‌آبی، فضای بازار جدید را خلق کرد. سیرک دوسولیل قانون بهترین تجربه صنعت سیرک را شکست و با بازسازی عناصر و محدوده‌های صنعت موجود، به تمایز و هزینه پایین توأمان دست پیدا کرد.

نتیجه گیری

خلق اقیانوس آبی فرایندی پویاست. به محض اینکه شرکتی اقیانوس‌آّبی را خلق‌می‌کند و پیامدهای عملکرد برتر آن مشخص می‌شود، دیر یا زود مقلدان ظاهرمی‌شوند. پرسشی که مطرح می‌شود این است که آنها چقدر دیرتر یا زودتر می‌رسند؟ یا به عبارتی، تقلیداز اقیانوس‌آبی تا چه اندازه آسان یا دشوار است؟ به هرحال، تقریباً هر استراتژی اقیانوس‌آّبی تقلید خواهدشد. ازآنجایی که مقلدان سعی‌دارند سهمی از اقیانوس‌آبی شما را به‌چنگ‌آورند، شما هم به‌طور عادی اقدامات تدافعی را برای حفظ مشتریان خود به‌کار خواهید بست، اما معمولا مقلدان مقاومت‌می‌کنند. شاید با تلاش در حفظ سهم بازار، در دام رقابت گرفتارشوید و برای رقابت‌جدید مبارزه‌ کنید. باگذشت ‌زمان، شاید عامل‌رقابت و نه خریدار، مرکز تفکر و اقدامات استراتژیک شما را تسخیرکند. اگر در چنین موقعیتی قرار بگیرید، شکل اصلی منحنی‌ارزش شما با رقابت، همگرا خواهد شد.

برای دوری کردن از دام ‌رقابت، باید بر منحنی‌های ارزش در تابلوی ‌استراتژی نظارت ‌داشته ‌باشید. نظارت بر منحنی‌های ارزش تعیین ‌می‌کند که چه‌هنگام به نوآوری ‌ارزش بپردازید و چه زمانی این‌کار را انجام ندهید و به شما هشدار می‌دهد در زمانی‌که منحنی‌ارزش با رقبا در حال همگرایی است در خارج از اقیانوس‌آبی قرار گرفته‌اید. وقتی رقابت تشدید می‌شده، عرضه بر تقاضا فزونی می‌گیرد، رقابت خونین آغاز می‌شود و اقیانوس، ‌قرمز خواهد شد؛ زیرا منحنی‌های ارزش رقبا با منحنی‌های ‌ارزش شما همگرا شده‌ است. در این ‌حالت، برای ایجاد نوآوری‌ارزش جدید، اقدام کرده، و اقیانوس جدید دیگری را خلق کنید. بنابراین با ترسیم منحنی ‌ارزش بر روی تابلوی استراتژی و ترسیم متناوب منحنی‌های ارزش رقبا در مقابل منحنی‌های ارزش خود، می‌توانید به اندازه‌ تقلید و میزان همگرایی منحنی‌ارزش پی ببرید.

مولف/مترجم: مجید گلپایگانی و شهناز پیروزفر

منابع:

  •  مدیران ایران
  • کیم، دبلیوچان و مابورن، رنه (۲۰۰۵)، ترجمه مجیدگلپایگانی و شهناز پیروزفر: استراتژی اقیانوس ‌آبی : راهی برای بی‌رقیب ساختن تجارت و بی‌اثرکردن رقابت، انتشارات مهرامیرالمومنین، ۱۳۸۷.
  • Hill, C.W.L. (1988), «Differentiation versus low cost or differentiation and low cost: a contingency framework», Academy of Management Review, Vol. 13 No.3, pp.401-12
  • Nordstrom kjele A. and Ridderstrale Jonas (1999), «Funky Business: Talent makes capital dance», Printice Hall.
  • orter, Michael. E. (1980), “Competitive Strategy”, New York: Free Press

 

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.


 
تشکر کردن موجب افزایش طول عمر می شود
ساعت ٦:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۳  کلمات کلیدی:

در ظاهر یکی از ساده ترین کارهای عالم است و در عمل گاهی حتی سخت تر از جابجایی یک تخته سنگ است. فکر می کنید در چه موردی صحبت می کنیم؟ صحبت از به زبان آوردن یک کلمه ساده و کوتاه یعنی «متشکرم» است. کلمه ای جادویی که نه تنها به گرم تر شدن رابطه ما با دیگران کمک می کند، بلکه حتی به سالم تر شدن ما کمک می کند.

شاید کمی دور به نظر برسد اما حس قدر دانی تأثیر بی نظیری بر سلامت قلب ما دارد. نتایج آخرین مطالعات محققان نشان داده است: بیماران قلبی که نگاهی مثبت و همراه با رضایت به اتفاقات زندگی دارند و قدر دان زیبایی های زندگی هستند نه تنها از نظز روحی در شرایط بهتری به سر می برند بلکه جسم سالم تری هم دارند. نتایجی که برای زنان و مردان مبتلا به نارسایی های قلبی یکسان است. در واقع مشکلات قلبی که در صورت بی اهمیتی می تواند زندگی و جان ما را با خطر جدی مواجه کند، با تغییر کوچکی در سبک و شیوه زندگی قابل پیشگیری است.

بیماران قلبی که به سپاس گزار نکات مثبت زندگیشان هستند خلق و خوی بهتر، خواب بهتر و با کیفیت تر، خستگی کمتر و سطح کمتری از التهاب و گرفتگی در رگ های قلبی را تجربه می کنند. در مقابل آن دسته بیمارانی که تنها بر روی مشکل جسمانی خود تمرکز کرده اند و دائماً در حال شکایت از محیط اطرافشان هستند، بیماری با سرعت بیشتری در بدنشان رشد می کند. به همین دلیل پزشکان توصیه می کنند: بیماران قلبی سه بار در روز بر روی یک تکه کاغذ سه نکته مثبت زندگی خود را بنویسند و به خاطر آنها قدردان زندگی، اطرافیان و خداوند باشند. بنابراین با یک راه ساده و بدون خرج می توان زندگی و بدن سالم تری داشتف راهی آسان که اغلب ما آن را فراموش کرده ایم.

منبع دیلی میل. سلامت نیوز

 

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.


 
مرزهای کاری خود را حفظ کنید!
ساعت ٦:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۳  کلمات کلیدی:

روابط فوق‌العاده‌ای با مشتریانم در زمان کار برقرار می‌کنم و حتی گاهی آنها تبدیل به دوستان واقعی من می‌شوند. اخیرا یک مشتری داشته‌ام که مرا برای تعطیلات آخر هفته دعوت کرد. او گفت که می‌توانیم به همراه خانواده‌اش به کنار ساحل رفته و سفری کوتاه با کشتی‌های تفریحی داشته باشیم. زمانی که با این پیشنهاد روبه‌رو شدم، احساس کردم که داریم زیاده‌روی می‌کنیم. در نهایت به او پاسخ منفی دادم، اما باید این کار را می‌کردم؟ آیا می‌توانید توصیه‌هایی در مورد نحوه برخورد با مشتریانی که دوستانمان هستند، داشته باشید؟ به‌خصوص کسانی که هنوز هم با هم کار می‌کنیم؟ در نهایت، من می‌خواهم که باز هم با آنها کار کنم!

با احترام
یک حرفه‌ای صمیمی
***
صمیمی عزیز 
کار کردن با دوستان و اقوام برای بسیاری از افراد دشوارترین کار ممکن است. دلیل این موضوع نیز آن است که در بسیاری از مواقع نمی‌توانیم مرز بین حرفه‌ای بودن و صمیمیت را از هم تفکیک کنیم. شاید مرز صمیمی بودن را باید در اینجا ترسیم کرد: روابط ما نباید اجازه دهد که در وظایف خود کم‌کاری کنیم و مانع از گفتن نظرات صادقانه طرف مقابل بشود.
در کسب‌وکارهای خدماتی مانند طراحی مجالس موارد بسیاری پیش می‌آید که ارتباطات را تقویت می‌کند. در طراحی یک اتاق پذیرایی عالی اما راحت، ایجاد یک ورودی زیبا برای یک مراسم ازدواج یا ایجاد یک گلچین از آهنگ‌های نوستالژیک برای یک میهمانی تولد، ما در حال همکاری با مشتریان خود در کارهایی هستیم که برای آنها بسیار شخصی و احساسی است. این موضوع باعث می‌شود چیزهایی در مورد زندگی شخصی مشتریان خود، خانواده آنها و مهم‌تر از همه آرزوهای درونی آنها بدانیم که ممکن است حتی نزدیک‌ترین دوستانشان هم بی‌اطلاع باشند. این موضوع باعث صمیمیت می‌شود.
اما حتی زمانی که روابطی صمیمی با یکی از مشتریان خود داریم، باید به یاد داشته باشیم که در حال کار هستیم. اگر از خطوط حرفه‌ای خود عبور کنیم، به توانایی خود برای ارائه خدمات خوب لطمه زده‌ایم. من برخی از همکاران خود را دیده‌ام که در مجالسی که باید کار کنند، شروع به خوشگذرانی می‌کنند. حتی اگر این کار به دنبال دعوت صاحب مجلس باشد، به معنای آن است که این گروه از طراحان و برنامه‌ریزهای مجالس توجه کافی به مواردی نمی‌کنند که مسوول آن هستند. آنها باید تمامی بخش‌های مجلس را تحت نظر داشته باشند تا همه چیز طبق برنامه پیش برود.



یکی از مشتریان جدیدم را در جشن تولد غافلگیرانه او که به درخواست همسرش طراحی کرده بودم، ملاقات کردم. او عاشق میهمانی شد و از آن زمان تاکنون برای انجام رویدادهای مختلف از شرکت ما کمک خواسته است.زمانی که با هم کار می‌کردیم، صمیمی شدیم و اکنون می‌توانم او را به عنوان یک دوست فرض کنم. او شماره تلفن شخصی من را دارد و گاهی ساعت 5 صبح به من زنگ می‌زند. (البته نگران نباشید. او می‌داند که آن موقع صبح از خواب بیدار شده‌ام!) زمانی که از او می‌پرسم به چه دلیل زنگ زده است، می‌گوید خوابی دیده است و برای رویداد بعدی از این خواب الهام گرفته است. از چنین رفتارهایی خوشم می‌آید. به‌دلیل دوستی ما، او مرا به مجالس خود به عنوان یک میهمان دعوت می‌کند و من می‌توانم در آن مجلس حضور داشته باشم؛ به این دلیل که تیمی دارم که کار طراحی و اجرای جزئیات کارها را می‌توانند بدون مداخله مستقیم من هم انجام دهند.
اما حتی زمانی که به‌عنوان یک میهمان آنجا هستم، با دو سر در مجلس حاضر می‌شوم! یک سر به عنوان میهمان و دیگری به عنوان طراح مجلس. می‌دانم که او در مورد عالی پیش رفتن مجالس بسیار حساس است و این موضوع برای او اهمیت زیادی دارد. این موضوع و مسوولیت‌پذیری من اجازه نمی‌دهد که هوشیار نباشم. همیشه بخشی از مغز من، شرایط اطراف را رصد می‌کند تا هر موردی که نیاز به اصلاح یا تعدیل دارد را بیابد؛ باید جلوی هرگونه نقصی را از ابتدا گرفت.
اگر احساس می‌کنید که با یکی از مشتریان خود صمیمی می‌شوید، از این موضوع لذت ببرید! اما روابط خود را تا زمان اتمام کار و دریافت بازخورد از او به شدت حرفه‌ای نگه دارید. او را برای تفریح دعوت نکنید. آنها را در فیس‌بوک شخصی خود به دوستی نپذیرید (مگر اینکه تنظیمات حریم خصوصی سطح بالایی لحاظ کرده باشید) و آنها را در توئیتر دنبال نکنید و در مورد این موضوع ننویسید که چقدر از اینکه باید جمعه را کار کنید، ناراحت هستید. زمانی که کار را به خوبی تحویل دادید و نظرات مشتریانتان را هم در مورد انجام آن گرفتید، آنگاه می‌توانید اجازه دهید که دوستی شما پیشرفت کند؛ مانند هر دوستی دیگری.
متوجه باشید که با این وجود، اگر زمانی لازم شد که باز هم با او کار کنید، باید دوباره قدم به عقب بگذارید و در زمان کار حرفه‌ای باشید. شما همیشه مسوول کارهایتان هستید؛ حتی زمانی که برای یک دوست کار می‌کنید. دوستی شما با او باید باعث ترغیب شما باشد که به بهترین شکل کار کنید؛ نه اینکه آنقدر احساس راحتی و آسایش کنید که عملکردی ضعیف از خود نشان دهید.
نویسنده: Preston Bailey
مترجم: مهدی نیکوئی  .  nikoueimahdi@gmail.com
منبع: کتاب تجارت کردن با قلب . www.donya-e-eqtesad.com

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.


 
اعتماد به نفس
ساعت ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۱  کلمات کلیدی:

مجموعه مهارت های زندگی   

  • نویسنده  فیلیپا دیویس
  • مترجم  دکتر محمد عیوضی, وجیهه شجاعی
  •  | شابک 6-56-5890-964 | قطع رقعی | چاپ اول |
در کلیه موقعیت‌های زندگی، از برخورد با دوستان و آشنایان گرفته تا شرکت در آزمون رانندگی گرفته یا حضور در یک جلسه سخنرانی، اعتماد به نفس نقش مهمی ایفا می‌کند. افراد با اعتماد به نفس توانایی بهتری برای استفاده از فرصت‌ها، شکل دادن به روابط خود با دیگران، به دست گرفتن کنترل زندگی، و کنار آمدن با بحران‌های مختلف دارند. در مقابل، کسانی که فاقد اعتماد به نفس باشند نمی‌توانند ارتباط خوبی با دیگران برقرار کنند و کوچک‌ترین ناملایمات زندگی می‌تواند شیرازه فکری آنها را به هم بریزد و توان برخورد با مشکلات را از آنها بگیرد. خوشبختانه اعتماد به نفس مادرزادی نیست. این بدان معنا است که همه افراد می‌توانند با یادگیری یک سری تکنیک‌ها و انجام تمرینات لازم این خصیصه را در خود ایجاد و تقویت کنند و لذت بیشتری از زندگی شخصی و اجتماعی خود ببرند. با مطالعهکتاباعتماد به نفس می‌توانید ضمن ارزیابی میزان اعتماد به نفس خود، به پرورش و تقویت هر چه بیشتر آن بپردازید.