آفتاب ایرونی

این وب لاگ با هدف ایجاد مرکزیتی برای اطلاع رسانی و ایجاد ارتباط در محیط مجازی برای مدیران،مشاوران، متخصصین و پژوهشگران جهت هم افزایی و اثر گزاری در این حوزه مدیریت ایجاد شده است.و شامل یادداشت های از مدیریت فناوری اطلاعات، بانکداری، مدیریت اجرایی،مدیریت استراتژی، مدیریت برند، مدیریت روابط عمومی،مدیریت دانش، تعالی سازمانی، بهره وری، کارآفرینی، روانشانسی، اجتماعی و خانواده می باشد. و آفتاب ایرونی اشاره به اندیشه و قدرت مدیران و متخصصین ایرانی دارد.

آموزش مهارت های زندگی به کودکان !
ساعت ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/۳/۳٠  کلمات کلیدی: مهارتهای نرم

 

آموزش مهارت های زندگی به کودکان,آموزش مهارت های زندگی

آموزش مهارت های زندگی( مهارتهای نرم ) در سال 1979 و با اقدامات دکتر گیلبرت بوتوین آغاز شد. او در آن سال مجموعه آموزش مهارت های زندگی برای دانش آموزان کلاس هفتم تا نهم را تدوین کرد که با استقبال فراوان متخصصان بهداشت روان مواجه شد. این برنامه آموزشی به نوجوانان یاد می داد که چگونه با استفاده از مهارت های رفتار جراتمندانه، تصمیم گیری و تفکر نقاد در مقابل وسوسه یا پیشنهاد سوءمصرف مواد از سوی همسالانشان مقاومت کنند.

کنار آمدن با فشارهای زندگی، داشتن زندگی هدفمند و انعطاف پذیر برای مواجهه با مشکلات زندگی، برقراری تعامل سازنده با دیگران با بیشترین سود و کمترین ضرر به خود و دیگران، روابط بین فردی بالنده و رشددهنده با کمترین کشمکش و تعارض، خروج از بحران های زندگی با مدیریت صحیح و بیشترین مصلحت روش انتخابی و برآمدن از پس مسئولیت های فردی و اجتماعی در زندگی، همواره بخشی از واقعیت زندگی انسان بوده است که در ادوار مختلف به اشکال گوناگون نمود و بروز داشته است.


در این مطلب می خواهیم به این موضوع بپردازیم که در ایران اوضاع آموختن مهارت های زندگی به فرزندان چگونه است و چگونه باید باشد و از کجا شروع شود.

سازمان بهداشت جهانی و یونیسف و سازمان های دیگر تعاریف متعددی از مهارت های زندگی دارند. دریک نگاه کلی، مهارت های زندگی یعنی ایجاد روابط بین فردی مناسب و موثر، انجام مسئولیت های اجتماعی، تصمیم گیری صحیح، حل تعارضات و کشمکش ها بدون توسل به اعمالی که به خود یا دیگران صدمه می زند، توانایی انجام رفتارهای سازگارانه و مثبت به گونه ای که فرد بتواند با معضلات و مشکلات زندگی روزمره خود کنار بیاید و توانایی هایی است که باعث ارتقای بهداشت روانی افراد جامعه، غنای روابط انسانی، افزایش سلامت و رفتارهای سلامت در سطح جامعه می شوند.

آموزش مهارت های زندگی
نزدیک به 4 دهه است که در سطح دنیا آموزش مهارت های زندگی از کودکی مورد توجه قرار گرفته و این دوره آموزشی در 2 گروه مهارت های عام شامل خودآگاهی، همدلی، ارتباط موثر، روباط بین فردی موثر، کنترل خشم، مقابله با هیجان های منفی، آموزش حل مساله، تصمیم گیری، تفکر خلاق، تفکر انتقادی و مدیریت زمان از یک سو و مهارت های خاص مانند آموزش مذاکره، آموزش کار گروهی، آموزش پیش و پس از ازادواج، مدیریت بحران، پیشگیری از آسیب های روانی، کاهش سوء مصرف مواد و... است، اما در کشور ما حدود یک دهه است که به این موضوع توجه ویژه ای شده اما نه در سطح کلان کشوری و بیشتر در سطح آموزش به متخصصان امر به صورت کارگاه. اما مهارت هایی که باید آموزش آنها از کودکی به بچه هاش روع شود عبارتند از:

1- مهارت تصمیم گیری: در این مهارت افراد می آموزند که تصمیم گیری و اهمیت و مراحل آن چیست و متوجه می شوند موفقیت در زندگی در گروی تصمیم درست و به موقع است.

2- مهارت حل مساله: این مهارت عبارت است از تعریف دقیق مشکلی که فرد با آن روبرو است، شناسایی و بررسی راه حل های موجود و برگزیدن و اجرای راه حل مناسب و ارزیابی فرایند حل مساله؛ به طوری که با انتخاب راه حلی با بیشترین منفعت و کمترین ضرر مادی و معنی از راه های غیرسالم برای حل مشکلات خویش استفاده نکند و بر مشکلاتش نیفزاید.

 

3- مهارت تفکر خلاق: تولید اندیشه و نوعی دیگر دیدن است. فرد در مواجهه با مشکلات در حال کشف راه حال های نو و بدیع است که کمتر کسی به آن توجه کرده است. در این مهارت افراد فرا می گیرند که با شیوه های متفاوت بیندیشند و از تجربه های متعارف و معمولی خود فراتر روند و راه حل هایی را خلق کنند که خاص و ویژه خودشان است.

4- مهارت تفکر نقاد: این مهارت عبارت است از توانایی تحلیل عینی اطلاعات موجود با توجه به تجارب شخصی و بررسی صحت یا سقم چیزی با دلیل و مدرک و استدلال و سپس پذیرفتن یا رد کردن آن.

5- توانایی برقرار کردن ارتباط موثر: این مهارت به معنای ابراز احساسات، نیازها و نقطه نظرهای فردی با گوش دادن فعالانه به مخاطب و ایجاد بیشترین رضایت با کمترین تنش و کشمکش است.

6- مهارت ایجاد و حفظ روابط بین فردی: مهارتی است برای تعامل مثبت با افراد به خصوص اعضای خانواده در زندگی روزمره، شناسایی مرز روابط با دیگران و ایجاد روابط صمیمانه متعهدانه.

7- خودآگاهی: خودآگاهی به معنی توانایی فرد در شناخت خود و نیز شناسایی خواسته ها، نیازها و احساسات و نقاط ضعف و قدرت است. در این مهارت فرد می آموزد که چه شرایط یا موقعیت هایی برای او عذاب آور هستند.

آموزش مهارت های زندگی به کودکان,آموزش مهارت های زندگی

8- مهارت همدلی: در این مهارت فرد می آموزد که چگونه احساسات افراد دیگر را تحت شرایط مختلف درک کند، تفاوت های فردی را بپذیرد و با پیش داوری و قضاوت با دیگران برخورد نکند.

9- مهارت های مقابله با هیجان ها: شناخت هیجان هایی از قبیل شادی و ترس و حسادت و غم و... و تاثیر آنها بر رفتار خود و دیگران و فراگیری نحوه اداره آنها و واکنش مناسب در برابر آنها.

10- مهارت مقابله با استرس: در این مهارت فرد می آموزد که چگونه با فشارها و نقش های ناشی از زندگی و همچنین استرس های دیگر مقابله یا آنها را مدیریت کند تا باعث فرسودگی روانی و جسمانی اش نشود.

از کجا باید شروع کرد؟
در آموزش مهارت های زندگی، هدف اصلی تغییر رفتار مخرب به سازنده است. این مهارت ها باید از دوران پیش از دبستان شروع شود و به نوعی در مدرسه و سربازی و دانشگاه و حتی مراحل بعدی زندگی در اجتماع، مداوم آموزش و بازآموزی انجام بگیرد اما متاسفانه هم به دلیل ناآگاهی والدین از اصول فرزندپروری و هم اهمیت ندادن به این جنبه بسیار مهم آموزشی از سنین پیش از دبستان، این مهارت ها از کودکی در وجود کودکان نهادینه نمی شود و امکان یادگیری آسان آنها در کودکی از بین می رود.

در آموزش و پرورش متاسفانه بیشترین تمرکز بر قسمت آموزش و کسب مهارت های ابزاری و شناختی (سواد) است تا ابعاد دیگر پرورش روانی و اجتماعی مثل آموزش مهارت های زندگی با افزایش دانش تئوری و نیز انجام تکراری و مداوم یک عمل، مهارت و تسلط ما در آن زمینه روز به روز در بیشتر موارد بهینه و مطلوب می شود (مصداق کار نیکوکردن از پرکردن) است. به بیان دیگر، مهارت های زندگی شبیه جعبه ابزار با ابزارهای مختلف مثل انبردست، آچار و... هستند.

حال اگر جعبه ابزار یک کودک به جای مجهزبودن به ابزار مختلف فقط شامل چند ابزار محدود و ناکارآمد باشد، در مواجهه با پیچ های زندگی، توان انتخاب زیادی نخواه داشت و به صورت غریزی و ابتدایی سعی در حل مشکلات خواهدکرد مانند گریه کردن برای به دست آوردن همه چیز، داد و بیدادکردن و کتک زدن و...

اگر مهارت آموزی را جدی نگیریم...
در دوره کودکی، تعارض ها و کشمکش ها به دلیل عدم بلوغ رشد روانی- شناختی جلوه چندانی ندارد، اما با افزایش سن و هنگام مواجهه با دشواری های ویژه سنین نوجوانی و جوانی، کشمکش های درونی و بیرونی همزمان با رشد جسمانی و روانی انتظار جامعه و خانواده از فرد نوجوان و جوان افزایش می یابد به طوری که می پذیرند به دلیل زندگی اجتماعی، بخشی از تمایلات خود را محدود یا جهت دهی کنند و در چارچوب هنجارهای اجتماعی و گروهی قرار گیرند.

در این راستا نوجوانان و جوانانی که شیوه های صحیح رفتار هیجانی و مهارت های لازم را برای تطبیق خود با خانواده و جامعه نیاموخته باشند و ظرفیت های روان شناختی آنها ارتقا نیافته باشد با آسیب های جدی و متعددی روبرو خواهندشد که عواقب آن هم دامنگیر خودشان می شود و هم دیگران و در صورتی که رفتارهای ضداجتماعی در آنها شکل  گیرد و از خود واکنش های منفی بروز دهند یا توان مدیریت این واکنش های منفی را نداشته باشند، باعث آسیب های روان شناختی در شخص و کژروی ها و ناهنجاری هایی در اجتماع خواهدشد.

بنابراین اگر در زمان کودکی برای آموزش مهارت های زندگی انرژی  گذاشته نشد، باید خانواده و مدرسه به خصوص در زمان نوجوانی و بلوغ، برای آموزش این مهارت ها و افزایش ظرفیت روان شناختی نوجوان تلاش کنند چون بعداز 18 سالگی که شخصیت فرد و هوش هیجانی اش تقریبا به وضعیت ثبات نسبی رسید، ایجاد و شکل دهی رفتار، مشکل تر و زمان بر خواهدشد. البته حتی اگر دوره نوجوانی هم از دست برود، آموزش در دوران جوانی زمان سربازی یا دانشگاه باید انجام شود.

آموزش مهارت های زندگی به کودکان,آموزش مهارت های زندگی

فواید بسیار زیاد این آموزش به فرد و جامعه بر می گردد، بنابراین آموزش مهارت های زندگی باید به طور مستمر در طول زندگی برای نهادینه کردن دانش تئوری به صورت تجربه زندگی عملی ادامه داشته باشد. متاسفانه در خانواده ها، مدارس، دوران سربازی و حتی در دانشگاه و رسانه ها و اجتماع ما آموزش مهارت های زندگی جدی گرفته نمی شود در صورتی که با گذراندن واحدها و دروسی که به جز پاس کردن و فراموشی آن بعد امتحان به دلیل وجود نداشتن نیاز کاربردی آن در علم یا اجتماع (مدرسه و دانشگاه)، گذراندن زمان زیادی در امور خدماتی بدون ارتقای شخصیت با آموزش مهارت های زندگی (سربازی)، عدم بررسی کارشناسی مرتب در برنامه های رسانه ای و بی توجهی به یکی از مهم ترین ابعاد آموزش فرهنگی (رسانه) فرصتی برای یادگیری فرزندان این مرز و بوم در این خصوص باقی نمی ماند و استرس های زندگی می تواند به جای مدیریت شدن، با سوق دادن فرد به سمت رفتارهای پرخطر، بنیان خانواده و اجتماع را به شدت تحت تاثیر قرار دهد.

هدف را گم نکنیم
هدف از هر آموزشی تغییر رفتار است، یعنی با آموزش، فرد ممکن است دانش و آگاهی و معلوماتش بالا برود، باورها و نگرش اش به موضوعی تغییر کند ولی الزاما باعث تغییر رفتارش نشود. یعنی مثلا بداند مصرف سیگار مضر است (آگاهی) راهکارهای کاهش و قطع مصرف سیگار را یاد بگیرد (تغییر نگرش) ولی باز سیگار مصرف کند (نداشتن ضمانت اجرایی برای تغییر رفتار) یا فرد می داند رفتارهای پرخاشگرانه ناکارآمد و ویرانگر در بیشتر موارد هستند (آگاهی)، راه های کنترل خشم را هم بداند (تغییر نگرش) اما باز در عمل، رفتار پرخاشگرانه ای نشان بدهد (عدم تغییر رفتار).

منبع: هفته نامه سلامت


آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

  Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.



 
آیا کودکان امروز باهوش‌تر از کودکان دیروزند؟
ساعت ٩:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/۳/۳٠  کلمات کلیدی: کودکان ، روانشناسی ، موفقیت ، مطالعه

دکتر مهدی بیاتی روان شناس کودک عنوان کرد: در حال حاضر دو واژه "تک فرزندی" و "فرزندسالاری" از چالش‌های مهم تربیت کودکان هستند که باعث دگرگونی فرآیندهای تربیتی والدین شده‌اند.
وی در گفت‌وگو با خبرنگار «اجتماعی» خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، کودکان امروز را «بردگان دیروز»، «عروسکان امروز» و یا به عبارتی «فراموش شدگان امروز» و «گم شدگان فردا» دانست و گفت: با شیوه تربیتی که درحال حاضر والدین اتخاذ کرده‌اند در آینده با نسلی سردرگم و فاقد مسئولیت پذیری مواجه خواهیم بود.
وی ادامه داد:در حال حاضر بسیاری از افراد گمان می‌کنند کودکان امروز باهوش تر از کودکان دیروز هستند درحالیکه این تصور کاملا غلط است، کودکان امروز تنها افرادی هستند که با حجم وسیعی از اطلاعات مواجه‌اند و به همین دلیل در بسیاری از مواقع دچار سردرگمی اطلاعات شده و شاهد بهم ریختگی حوزه روانی آنان می شویم.
این روانشناس کودک در ادامه ضمن اشاره به نوع صحبت کردن کودکان امروزی، اظهار کرد: امروزه شاهد آن هستیم که کودکان حرف‌هایی را زده یا از کلماتی در صحبت‌های روز مرده خود استفاده کرده و مسائلی را عنوان می کنند که در بسیاری از مواقع موجب شگفتی اطرافیانشان می‌شود و در چنین شرایطی آنها گمان می‌کنند این کودکان چقدر باهوش تر از نسل‌های پیشین خود هستند در حالیکه این مسئله فقط به دلیل حجم بالای اطلاعات دریافتی آنان است.
بیاتی افزود: والدین به علت آنکه دچار توهم هوش در فرزندان خود شده و از طرف دیگر به منظور جبران نداشته‌ها و عقده‌های دوران کودکی خود، فرزندانشان را به کلاسهای متعدد و تحمل فشارهایی بیش از حد توانشان مجبور می‌کنند.
وی در ادامه ضمن تاکید بر آنکه این رفتارها باعث فاصله گرفتن کودکان از دوره کودکی می‌شود عنوان کرد: در حال حاضر متاسفانه آنچه در جامعه ما به شدت در حال افزایش بوده مسئله "خودفراموشی" است؛ به طوریکه افراد از لحظه خود لذت نبرده و حتی کودکانشان را نیز برای جبران نداشته‌هایشان درگیر پروسه هایی سخت چون ثبت نام در کلاس‌های متعدد و... می کنند.
این روان شناس همچنان اظهار کرد: والدین نباید دائما با ارائه وعده‌های توخالی از آینده‌ای که ممکن است هیچ گاه به وقوع نرسد کودکی فرزندان خود را نابود کنند بلکه باید بدانند فرآیند تربیت کودکان موفق به گونه‌ای است که باید به آنها یاد داد برای آنکه بتوانند از آینده خود لذت برده و فرد موفقی شوند باید از داشته‌های حال حاضر خود نیز نهایت بهره را برده و احساس شادی و لذت کنند.
بیاتی در ادامه تاکید کرد: متاسفانه کودکان امروز مانند عروسک‌های خیمه شب بازی در دست والدینشان هستند که دائما در حال جبران نیازها و عقده‌های دوران کودکی والدین خود اند زیرا والدینی که خود در گذشته‌شان چون بردگانی مطیع والدین و حرف گوش کن بوده و نمی‌توانستند ابراز وجود کنند امروز نیز که نقش‌های پدر و مادری را به عهده گرفته‌اند نوع دیگری از تحمیل را به کودکانشان وارد می کنند.وی افزود: در حال حاضر والدین کودکان را تبدیل به وسیله "پز اجتماعی" خود کرده‌اند و در چنین شرایطی با توجه به آنکه این کودکان دائما در معرض انواع توجه قرار گرفته و به تمامی نیازهایشان پاسخ داده می شود دچار "خودبزرگ بینی کاذب" شده و تصور می کنند بسیار توانمند و موفق هستند و با کمترین اراده می‌توانند به همه خواسته های خود برسند؛ این طرز تفکر باعث می‌شود در آینده با مشکلات زیادی مواجه شده و توانایی مقابله با واقعیتهای اجتماعی را نداشته و دچار گم گشتگی روانی شوند.

این روان شناس کودک در ادامه با اشاره به سرعت بسیار زیاد رشد تکنولوژی عنوان کرد: در حال حاضر با توجه به سرعت بسیار زیاد رشد تکنولوژی در دنیا باید بدانیم روش‌های تربیتی که اکنون در آموزش‌های رسمی و غیر رسمی کشور مورد استفاده‌اند به هیچ عنوان پاسخگو نیاز کودکان نیستند، بلکه با این آموزش‌ها تنها کودکان را سرگرم فعالیت‌های واهی و بیهوده می کنیم که باعث دور شدن آنها از فضای واقعیتهای اجتماعی و عدم لذت از زندگی می‌شود.

این روانشناس در ادامه ضمن بیان آنکه در چنین شرایطی چه طور می‌توان آینده کشور را به دست این کودکان بی مسئولیت، لوس و ناتوان سپرد، گفت: کودکانی که هیچ گاه مسئولیت پذیری را یاد نگرفته‌اند و تنها تبدیل به وسیله‌ای برای پز اجتماعی والدینشان شده و چون عروسک‌های خیمه شب بازی در دست والدینشان هستند نه تنها در آینده متحمل آسیب‌های جدی خواهند شد بلکه آسیب‌های اجتماعی زیادی را نیز به بدنه اجتماع وارد خواهند کرد.

بیاتی در ادامه مهمترین شکل مسئولیت پذیری را بر عهده گرفتن وظایف متعدد متناسب با گروه سنی خود کودک دانست و تصریح کرد: برای مثال برای اینکه بتوانیم یک کودک سه ساله را مسئولیت پذیر تربیت کنیم باید به او یاد بدهیم که جورابهایش را خودش بپوشد یا خودش لباسهایش را انتخاب کرده و یا جمع آوری کند و همچنین آنکه کودک باید یاد بگیرد زمانی که با دوستش درگیر شد خودش باید از حق خودش دفاع کند نه اینکه برای گرفتن حق خود متوسل به والدین، مربیان و غیره شود.

وی ادامه داد: کودک سه ساله نباید در کلاسهای رسمی حاضر شود به طوری که در همه دنیا نیز فعالیت‌های رسمی برای کودکان (صفر تا 11 سالگی) ممنوع است و حتی مطالب آکادمیک نیز باید از طریق فضاهای غیر آکادمیک به آنها ارائه شود.

این روانشناس در ادامه ضمن بیان اینکه والدینی که فشارهای زیادی را به کودکان خود وارد می‌کنند اغلب خود دچار مشکلات رفتاری چون استرس و تنش‌های روانی هستند گفت: نباید گمان کنیم که کودکی که در پنج سالگی به سه کلاس آموزشی رفته و یا دو زبان زنده دنیا را فرا گرفته است موفق بوده زیرا موفقیت اصلا به این معنا نیست بلکه موفقیت یعنی توانایی استفاده از دارایی‌های خود در لحظه و لذت بردن از حال.

بیاتی ادامه داد:‌انسان موفق کسی است که تعادل روانی داشته و از داشته‌های خود نهایت لذت را ببرد. در چنین شرایطی والدین نیز باید یاد بگیرند که نیازی نیست کودکانشان حتما در مدرسه نمره 20 کلاس را از آن خود کنند این در حالی است که بیش از 80 درصد والدین در ایران فشارهای زیادی را برای درس خواندن و افزایش ساعات مطالعه دروس مدرسه‌ای به کودکان خود وارد می‌کنند.

وی در ادامه عنوان کرد:‌ ترس از آینده و دادن وعده‌هایی از آینده نامعلوم به کودکان بسیار اشتباه است و تنها باعث بهم ریختگی حوزه روانی آنها خواهد شد.

وی ادامه داد:‌ در بسیاری از کشورها شاهد آن هستیم که کودکان 4 تا 5 ساله در مدارس یا مهدکودک با چکش‌ها یا دریل‌های واقعی کار می‌کنند اما در ایران با وجود آنکه همه وسایل پلاستیکی است بازهم والدین نگرانند مبادا آسیبی به کودکشان برسد به همین دلیل است که ما در حال حاضر در ساخت یک پراید با مشکلات زیادی مواجهیم اما سایر کشورهای جهان به روزترین اتومبیل‌های دنیا را می‌سازند.

این روانشناس در پایان عنوان کرد: در کشور شاهد پیشرفت علمی، صنعتی و غیره نخواهیم بود مگر آنکه به دوران کودکی و روش‌های تربیتی این دوره اهمیت داده و روش‌های غلط خود را اصلاح کنیم. 

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

  Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.



 
چگونه با آمار دروغ بگوییم
ساعت ٧:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/۳/۱۱  کلمات کلیدی: معرفی یک کتاب ، ارتباط

چگونه با آمار دروغ بگوییم

how to lie with statistics
کتابی به زبان ساده برای هر آنکس که افکار عمومی است
مولف: حسین راهداری 
آمارها و تجارب آماری در حال شکل دهی به ذهنیت و تصمیمات ما هستند. البته این آمارها گاه به شکل درستی بیان نمی شوند و گاه حتی وقتی که به شکل درستی بیان می شوند، آنگونه که درست است، برداشت نمی شوند. 
در جای جای این کتاب، مثال هایی را خواهید دید که هر روز از طریق رسانه های مختلف با آنها روبرو هستید و سعی این کتاب این است که این مثال ها را بررسی کرده و نشان دهد که چگونه با آگاهی می-توان از سوء استفاده از اعداد و آمار جلوگیری کرد. در ضمن خواهید دید برای پایان دادن به «استبداد اعداد» نیاز به سواد زیادی نیست. روش های کشف حقه های آماری در موارد زیادی، بسیار ساده هستند. فقط به کسی نیاز دارد که آگاهی‌اش را بالا ببرد و به واسطه آن آگاهی، از ابهت اعداد نترسد.
«زبان رمزآلود آمار» به دلایل مختلف استفاده می شود. گاه برای روشن کردن حقایق و گاه برای پوشاندن آنها. گاه برای تنویر افکار عمومی و گاه برای فریب دادن آنها. گاه برای احساساتی کردن و گاه برای عقلانی فکر کردن. گاه برای ساده سازی و گاه برای پیچیده کردن حقایق. برای همین کاربرد وسیع است که دستگاه های عظیم آمارگیری رسمی و غیررسمی در هر کشوری به راه افتاده اند. اهمیت و نقش مهم آمار در کسب و کارهایی مانند داروسازی، پزشکی، بازاریابی و حتی در اقتصاد و سیاست، سبب شکل-گیری شرکت های متعددی شده است که متخصص در آمار و  نظرسنجی هستند.  
این کتاب دقیقا برای همین منظور نوشته شده است. در جای جای این کتاب، مثال هایی را خواهید دید که هر روز از طریق رسانه های مختلف با آنها روبرو هستید و سعی این کتاب این است که این مثال ها را بررسی کرده و نشان دهد که چگونه با آگاهی می توان از سوء استفاده از اعداد و آمار جلوگیری کرد. در ضمن خواهید دید برای پایان دادن به «استبداد اعداد» نیاز به سواد زیادی نیست. روش های کشف حقه-های آماری در موارد زیادی، بسیار ساده هستند. فقط به کسی نیاز دارد که آگاهی‌اش را بالا ببرد و به واسطه آن آگاهی، از ابهت اعداد نترسد.  

البته قرار نیست که دروغ گفتن رو یاد بگیریم

باید یاد بگیریم که چطوری با آمار دروغ نگوییم و نگذاریم که به ما دروغ بگن!

اجازه بدید یک مثال بزنم:

توی این کتاب میگه که مثلا وقتی از درصد استفاده می­کنم، باید یادمون باشه که درصد نسبت به چه چیزی سنجیده میشه!

به عنوان مثال من میگم حقوق کارمندان من یا پرداختی کارمندان من از سال پیش ۳ برابر شده!

خب بنظر میرسه خیلی خوشبختند کارمندا! سه برابر شده حقوقشون! ولی شاید من دارم کل پرداختی رو میگم و تعداد کارمندهام شش برابر شده و کارمندهای گذشتم حتی ممکنه حقوقشون کمتر شده باشه!

من میزان کل پرداختی رو دارم میگم اما ممکنه یک جوری بیان کنم که بقیه متوجه نشن!

موضوعاتی مثل تورم یا خیلی از موضوعات اقتصادی دیگه هم توی همین راستا قرار می­گیره.

یا مثلا آمارهای خیلی عجیبی که راجع به شادی می­شنویم

مثلا ایران چهارصدو هشتادمین کشور در شادی هست!

در صورتی که ما دویست و هشتاد کشور بیشتر نداریم!!

یا از این آمارهای این شکلی!

اصلا سوال این هست:

میزان شادی یعنی چی؟ چطوری می­فهمند که یک کشوری شاد هست یا نه؟

ملاک­ها ممکن هست متفاوت باشند! مثلا ممکنه رفتن به پارتی، مهمونی­های شبانه یا خیلی چیزهای دیگه جزء ملاک شادی باشه که تو کشور ما وجود نداره!

آیا این به معنی افسرده بودن یا ناشاد بودن هست؟!

یا مثلا ممکنه مصرف الکل یا چیزهای دیگه که تو کشور ما متداول نیست مورد بررسی قرار بگیره!

پس این رو هم باید حواسمون باشه، ملاک سنجش هم بسیار مهم هست.

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

  Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.