آفتاب ایرونی

این وب لاگ با هدف ایجاد مرکزیتی برای اطلاع رسانی و ایجاد ارتباط در محیط مجازی برای مدیران،مشاوران، متخصصین و پژوهشگران جهت هم افزایی و اثر گزاری در این حوزه مدیریت ایجاد شده است.و شامل یادداشت های از مدیریت فناوری اطلاعات، بانکداری، مدیریت اجرایی،مدیریت استراتژی، مدیریت برند، مدیریت روابط عمومی،مدیریت دانش، تعالی سازمانی، بهره وری، کارآفرینی، روانشانسی، اجتماعی و خانواده می باشد. و آفتاب ایرونی اشاره به اندیشه و قدرت مدیران و متخصصین ایرانی دارد.

استراتژی سرحد بهره وری

url

چندین دهه است که مدیران آموخته‎اند تا با قواعد جدید بازی کنند. امروز شرکت‎ها برای واکنش سریع در قبال تغییرات در محیط رقابتی و تغییرات در سطح بازار باید از انعطاف کافی برخوردار باشند .آنها برای دستیابی به بهترین الگو می‎بایست بهینه کاوی را در سرلوحه‎ی امور خود قرار دهند.

طبق نظریه‎ی پورتر ابزارهای مدیریتی مثل TQM (کنترل کیفیت جامع ) ، بهینه کاوی (Benchmarking) ، و مهندسی مجدد ،… که امروزه مورد استفاده قرار دارند، اثر بخشی عملیاتی یک شرکت را تا میزان بسیاری بالا می‎برند، اما با این حال قادر به تامین سودآوری پایدار در یک سازمان نیستند. لذا به نظر می‎رسد که دلیل اصلی و ریشه‎ای مشکل، ناکامی مدیریت در تشخیص میان اثربخشی عملیاتی و استراتژی است، به این معنا که ابزارهای مدیریتی جای استراتژی را گرفته‎اند. 


هر چند که برای عملکرد بهینه‎ی یک سازمان، وجود اثربخشی عملیاتی و استراتژیضروری است، اما این دو مهم سازوکار متفاوتی از یکدیگر دارند. لذا وجود اثربخشیعملیاتی لازم اما ناکافی است.

گفتنی است که اثربخشی عملیاتی (OE) یعنی انجام فعالیتهای مشابه به گونه‎ای بهتر از رقبا. اثر بخشی عملیاتی شامل بهره‎وری و راندمان می‎شود اما تنها به آن محدود نمی‎گردد. اثربخشی عملیاتی به روندهای متعددی اشاره دارد که به شرکت اجازه می‎دهد تا به شیوه‎ای بهتر، دروندادهای خود را به کار ببندد. اما در مقابل استراتژی به معنای انجام کارهای متفاوت از رقبا و یا انجام کارهای مشابه به شیوه‎ای متفاوت از رقبا است. 

02-20-2013 06-43-52 ب

از سویی سرحد بهره‎وری (Productivity Frontier) عبارتی است که نخستین بار مایکل پورتر آن را به کار گرفت، و منظور از آن جمع بهترین تجارب و الگوهای موجود در زمان معین و یا بالاترین میزان ارزشی است که یک شرکت می‎تواند با مبلغی معین، و با استفاده از برترین فناوریها، مهارتها، تکنیکهای مدیریتی، و ورودی‌ها یا دروندادها خلق کند.

بنابراین زمانی که یک شرکت اثر بخشی عملیاتی خود را بهبود می‎دهد، در راستای رسیدن به این سرحد حرکت می‎کند. سرحد بهره‎وری مادامی که فناور‎های جدید و رویکردهای نوین مدیریتی و ورودهای جدید وارد سیستم می‎شود، به سمت بیرون و بهینه شدن حرکت می‎کند. لذا، به دلیل توسعه تکنولوژی و رویکردهای مدیریتی و …، سرحد بهره وری همواره در حال تغییر است.

مدیران به منظور حرکت پا به پا با تغییرات مستمر در سر حد بهره‌وری از فنونی مثل بهبود مستمر، تفویض اختیار یا توان افزایی، سازمان یادگیرنده و سازمان تندآموز ، و دیگر تکنیک‎های نوین بهره می‎برند .

گرچه عملکرد شرکت ها همگام با پیشروی به سمت سرحد بهره‎وری در وجوه مختلف ارتقاء می‎یابد، اما غالب آنها در رقابت موفقیت آمیز بر مبنای اثر بخشی عملیاتی در طی زمان ناکام هستند. دلیل این مسأله آن است که رقبا به سرعت قادر خواهند بود تا بهترین روندها و الگوهای ما نظیر فنون مدیریتی ، فناوری های جدید ، و … را کپی برداری و تقلید کنند. لذا رقابت بر مبنای اثر بخشی عملیاتی، موجب بسط و گسترش سرحد بهره‎وری شده و در نهایت سطح کیفی استاندارد را برای همه‎ی ارگانها و بخش‌ها بالا می‎برد، اما چنین رقابتی تنها موجب بهبودی قطعی در اثر بخشی عملیاتی می‎شود و برای هیچ کس بهبودی نسبی پدید نمی‎آورد.

طبق گفته‎ی پورتر، رقابت صرفا مبتنی بر اثر بخشی عملیاتی، علاوه بر آن که مخرب است، منجر به نزاع‎ها و جدلهای فرسایشی می‎شود که تنها می‎توان با محدود ساختن رقابت مانع از آن شد. اینگونه رقابت‎های مبتنی بر اثر بخشی عملیاتی را می‎توان در شرکت‎های ژاپنی شاهد بود، که جرقه‎ی انقلاب جهانی در زمینه‎ی اثر بخشی عملیاتی را در دهه های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ میلادی شعله‎ور ساختند. هر چند که امروزه ، شرکت‎هایی که تنها بر مبنای اثر بخشی عملیاتی رقابت می‎کنند، از جمله شرکت‎های ژاپنی ، با افت شدید بازده، قیمت‎های راکد و یا نزولی، و فشار روی هزینه‎ها مواجهند، که توان آنها برای سرمایه‎گذاری بلند مدت در کسب و کار را از بین می‎برد.

به طور خلاصه منظور پورتر از اثر بخشی استراتژیک و اثر بخشی عملیاتی آن است که اثر بخشی استراتژیک کارهای درست را صورت می‎دهد، ولی اثر بخشی عملیاتی کارهای درست را درست انجام می‎دهد!

البته به ادعای برخی محققین مدل سرحد بهره‎وری پورتر قادر به تشخیص کل مسأله نمی‎باشد. سرحد بهره‎وری بیش از آنکه ” …مجموع کلیه بهترین الگوها و تجارب در زمان معین، و بیشیینه‎ی ارزشی که یک شرکت تولید محصولات و یا خدمات با هزینه‎ی معین خلق می‎کند …” باشد، احتمالاً بیشتر یک فرآیند هماهنگ ارزش‌آفرینی است که در آن ارزش ارائه شده به مشتری درون تعدادی از محدودیتهای نشأت گرفته از اجبار برای تامین ارزشهای بلند مدت سهامداران ( شامل سودآوری پایدار و جریان نقدینگی مثبت ) بهبود می‎یابند.

منابع:

 (Marketing & Operations Management: an integrated approach to new ways of delivering value)

  • www.Scribd.com/doc/7371016/Michael-Porter-Strategy
  • درگی

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:  

 FEED

+   سید محمد طباطبایی ; ٢:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۳