آفتاب ایرونی

این وب لاگ با هدف ایجاد مرکزیتی برای اطلاع رسانی و ایجاد ارتباط در محیط مجازی برای مدیران،مشاوران، متخصصین و پژوهشگران جهت هم افزایی و اثر گزاری در این حوزه مدیریت ایجاد شده است.و شامل یادداشت های از مدیریت فناوری اطلاعات، بانکداری، مدیریت اجرایی،مدیریت استراتژی، مدیریت برند، مدیریت روابط عمومی،مدیریت دانش، تعالی سازمانی، بهره وری، کارآفرینی، روانشانسی، اجتماعی و خانواده می باشد. و آفتاب ایرونی اشاره به اندیشه و قدرت مدیران و متخصصین ایرانی دارد.

درسی از غازها- کار گروهی

اگر به غازها وقتی از سرمای زمستان به مناطق گرمسیری مهاجرت می‌کنند نگاه کنید خواهید دید که آنها به شکل 7 پرواز می‌کنند. در پرواز دسته‌جمعی به شکل 7، راندمان پرواز نسبت به پرواز به تنهایی 71 درصد افزایش می یابد. از این رفتار غازها چه درس‌هایی می‌توان گرفت؟

درس اول: در یک مسیر حرکت کردن و در قالب تیم کار کردن کمک می‌کند تا سریع‌تر و آسان‌تر به مقصد برسیم.

وقتی غازی گروه را ترک می‌کند، ناچار است مشکلات تنها پرواز کردن و مقاومت هوا را تحمل کند، بنابراین دوباره به گروه برمی‌گردد و از قدرت گروهی که پیشاپیش او حرکت می‌کند، بهره می‌جوید.


درس دوم:

در میان و هماهنگ با گروه بودن و در یک جهت حرکت کردن میزان تلاش را کاهش می‌دهد و رسیدن به هدف را آسان‌تر می‌کند. در چنین شرایطی هر کسی هم کمک می‌رساند و هم دریافت‌کننده کمک خواهد بود.

وقتی رهبر گروه از پرواز خسته می‌شود، به انتهای گروه رفته و غاز دیگری رهبری گروه را بر عهده می‌گیرد.

 

درس سوم: رهبری را به اشتراک بگذاریم. اجازه دهیم در همه وقت احترام متقابل بین اعضای گروه حاکم باشد، مشکلات و کارهای طاقت‌فرسا را بین هم تقسیم کنیم. توانایی‌هایمان را روی هم بگذاریم و استعدادها، منابع و قدرتمان را شریک شویم.

وقتی غازها به شکل 7 پرواز می‌کنند،  با سر و صدای خود یکدیگر را به جلو رفتن تشویق می‌کنند. در این صورت همه با یک سرعت به پیش می‌روند.

 

درس چهارم: وقتی تشویق شویم و به ما شجاعت داده شود  پیشرفت‌ها چشمگیرتر خواهد بود. تشویق و جرأت بخشیدن به موقع همیشه ایجاد انگیزه می‌کند، قدرت می‌دهد و کمک می‌کند  تا بهترین نتیجه حاصل شود.

وقتی غازی مریض یا خسته می شود، مجبور است گروه را ترک کند، در این صورت بعضی از غازها گروه را ترک کرده،  به او کمک می‌رسانند و او را حمایت می‌کنند. این غازها با او باقی خواهند ماند تا وقتی بمیرد یا بتواند دوباره به گروه باز گردد. در این صورت غازهای کمک‌رسان، یا گروه دیگری تشکیل داده و یا به گروه اولیه می‌پیوندند.

 

درس پنجم: بیائید در کنار هم بمانیم و به اینکه چه اختلافاتی با هم داریم توجه نکنیم، خصوصاً در مشکلات و چالش‌های بزرگ. در کنار یکدیگر باشیم و همدیگر را حمایت کنیم، اگر بدون در نظر گرفتن اختلافاتی که بین ما وجود دارد، روح کار گروهی داشته باشیم، خواهیم توانست بر مشکلات فائق آئیم.

 

گروه و کارگروهی

با درس‌هایی که از پرواز غازها گرفتیم، بحث این شماره از باهمستان را آغاز می کنیم.

جامعه‌شناسان معتقدند که انسان در گروه متولد می‌شود، در گروه رشد می‌کند و در گروه می‌میرد. بنابراین بدون در نظر گرفتن گروهی که یک انسان متعلق به آن است، رفتار وی قابل درک نخواهد بود.

ساده‌ترین و کاربردی‌ترین تعریفی که از گروه ارائه شده باشد، این است:

«گروه  جمعی از انسان‌هاست که با یکدیگر تعامل دارند.»

«تعامل» اساسی‌ترین شرط تشکیل یک گروه است. مادامی‌که بین جمع انسان‌ها ارتباطمتقابل برقرار نشده باشد، نمی‌توانیم به آن لفظ گروه اطلاق کنیم. («دانلسون فورسایت» در کتاب «پویایی گروه» مفهوم تعامل و ارتباط متقابل در گروه را با ذکرمثال‌های مختلف به خوبی تشریح می‌کند).

با این تعریف کوتاه و ساده شما می‌توانید گروه‌هایی را که تاکنون گروه می‌دانستید،ارزیابی کنید و ببینید که آیا آن گروه‌ها واقعا گروه هستند یا نه. آیا می‌توان مجموعه‌ای را که اعضای آن هیچ ارتباطی با هم ندارند یا جلسات منظم گفت و شنود و دریافت بازخورد ندارند را گروه نامید؟

گروه‌ها انواع گوناگونی دارند. گروه‌های پایدار و گروه‌های موقت؛ گروه های نخستین و گروه‌های ثانویه؛ گروه‌های نوجوانان، گروه‌های سالمندان؛ گروه‌های زنان، گروه‌های مردان؛ گروه‌های محیط زیستی، گروه‌های فعال در امور زنان، گروه‌های حامی حقوقکودک، گروه‌های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی. همه این تقسیم‌بندی‌ها را از این رو آوردیم تا تأکیدی باشد بر گفته جامعه‌شناسان مبنی بر اینکه انسان در گروه‌ها زندگی می کند.

کار گروهی  از کار فردی بهتر است

به جرأت می‌توان ادعا کرد که کار گروهی از کار فردی به  دلایل زیر بهتر است:

v    هم‌افزایی یا سینرژی عبارتست از ایجاد کلی که بزرگتر از جمع اجزای تشکیل‌دهنده آن است. هنگامیکه هم افزایی رخ می دهد،گروه‌ها بیش از جمع توانایی‌های تک‌تک اعضای خود کار انجام می‌دهند. جرج برنارد شاو می گوید: «اگر من یک سیب داشته باشم و تو هم یک سیب داشته باشی و ما سیب هایمان را به هم بدهیم، باز تو یک سیب خواهی داشت و من یک سیب. اما اگر من یک ایده داشته باشم و تو هم یک ایده داشته باشی و ما ایده‌هایمان را به هم بدهیم، اینک هر یک از ما دو ایده داریم.»

v    افزایش مهارت‌ها و دانش افراد: افراد در گروه با هم تعامل دارند و از هم یاد می‌گیرند. این افزایش مهارت‌ها و دانش در نهایت به نفع گروه تمام می‌شود و باعث افزایش کیفیت کار می‌شود.

v    افزایش تعهد: وقتی فعالیت‌ها به صورت گروهی و مشارکتی انجام می‌شوند، تعهدشان نسبت به انجام کار بیشتر از زمانی خواهد بود که خود به تنهایی بخواهند آن کار را انجام دهند. چرا که فرد خود را بخشی از کاری می‌داند که اگر به موقع انجام ندهد بر کار سایر افراد نیز تأثیر می‌گذارد و خود را در مقابل جمع بیشتر پاسخگو می‌داند.

v    افزایش سرعت انجام کار: از آنجایی‌که تعداد افراد در گروه زیاد است و تقسیم کار صورت می‌گیرد معمولا کارها سریعتر از زمانی انجام می‌شود که یک فرد به تنهایی بخواهد همان کار را انجام دهد. همیشه دو دست سریعتر از یک دست کار می‌کند.

v    امکان کمتر خطا و اشتباه: همیشه دو چشم بهتر از یک چشم می‌بیند. در گروه به دلیل اینکه تعداد بیشتری درگیر انجام کار هستند، امکان پی بردن به اشتباهات و پیشگیری از وقوع آنها بیشتر از زمانی است که یک فرد بخواهد کاری را انجام دهد.

v    افزایش کیفیت انجام کار: در گروه همیشه ایده‌‌های بیشتری برای ارتقای کیفیت کار وجود خواهد داشت. هر سری فکر دارد، و هر فکری می‌تواند نهایتا منجر به بهبود کیفیت کار شود.

v    کار گروهی لذتبخش‌تر است: کار گروهی به دلیل پویایی بین اعضای گروه و انرژیمثبت حاصل از انجام کار معمولا لذتبخش‌تر است. گاهی انجام یک کار به تنهایی ممکن است بسیار سخت و کسل کننده باشد، در حالیکه همان کار توسط یک گروه به سادگی و با شادی و نشاط انجام می‌شود.

دلایل بیشتری می‌توان برای بهتر بودن کار گروهی ذکر کرد. فکر کنید و ببینید آیا شما می‌توانید به این فهرست باز هم اضافه کنید؟

 

گروه‌ها چگونه موفق می‌شوند؟

هر گروهی برای موفقیت خود نیازمند پیش‌شرط‌هایی است. گروه‌ موفق می‌شود اگر:

-         قائم به یک فرد نباشد و همه اعضای گروه کمک کنند

-         همه به ارزش‌های گروه احترام بگذارند

-         همه‌ی اعضا وقت کافی برای انجام کارها بگذارند و از وقت به خوبی استفاده کنند

-         نقش افراد خوب تعریف شده باشد

-         عضوگیری‌ها مناسب انجام شده باشد

-         اعضای گروه فرهنگ کار گروهی داشته باشند و کار گروهی را دوست بدارند

-         گروه دارای برنامه مشخص، مدون و مکتوب باشد

-         اعضا با پویایی گروه آشنا باشند

-         گروه تابع مقرراتی برای هماهنگی و مشارکت بیشتر باشد.

-         هر چند وقت یکبار فعالیت‌های خود را با مشارکت همه اعضا ارزشیابی کنند.

-    زبان گروه کتبی باشد. صورتجلسه‌ها نوشته شود و به امضای اعضا برسد. درخواست‌ها کتبی باشد. گزارش‌های مستمر از فعالیت‌های گروه نوشته شود. و گروه درس‌های آموخته خود را از فعالیت‌ها و پروژه‌های مختلف بنویسند و از آنها استفاده کند.

-     در میان اعضای گروه تسهیلگران حرفه‌ای وجود داشته باشد تا ارتباطات بین اعضای گروه را تسهیل کند، مشارکت اعضا را افزایش دهد، به گروه انرژی بدهد، گروه را متوجه هدف نماید، در هنگام بروز اختلاف برای رفع تعارض تلاش کند، گفت و شنود را در گروه ترویج و تسهیل کند و پویایی گروه را افزایش دهد. تسهیلگران نقش‌های زیادی در گروه ها ایفا می‌کنند که ذکر همه آنها در این مطلب امکانپذیر نیست ذکر همین نکته کافیست که تسهیلگران کسانی هستند که با استفاده از روش‌ها و مهارت‌هایی که می دانند، موفقیت گروه را تسهیل می‌کنند.

 

اگر اختلافی پیش آمد، چه کنیم؟

گروه مجموعه‌ای از افراد مختلف با تنوعی از سلایق و افکار است بنابراین بروز تعارض در گروه امری طبیعی است. بروز تعارض به ویژه در مراحل آغازین گروه و به هنگام تعیین نقش‌ها و سمت‌ها بیشتر است. اگر اعضای گروه بدانند که همه نقش‌ها در گروه به یک اندازه مهم هستند و جایگاه افراد در گروه یکسان است، دیگر تعارضی در این زمینه نخواهند داشت. معمولا 8 نقش برای موفقیت یک گروه لازم است. این هشت نقش عبارتند از:

-         نقش اجرایی

-         هماهنگ کننده یا رئیس

-         شکل‌دهنده

-         ایده‌پرداز

-         جستجوگر منابع

-         ارزیاب و ناظر

-         همکار گروه

-         تمام کننده کار

البته یک گروه به دلایل مختلفی ممکن است دچار تعارض شود. فارغ از علت تعارض، سؤال اصلی این است که به هنگام بروز تعارض چه باید کرد؟

در هنگام تعارض، نقش تسهیلگر گروه از سایر اعضا مهمتر است. تسهیلگر گروه باید با درایت خویش اعضا را مدیریت کند، و با توافق اعضا، حدود وظایف را مشخص کند. هدف از تشکیل گروه را به اعضا یادآوری کندو از اعضا بخواهد که برای بهبود کار پیشنهادات لازم را مطرح کنند. اعضای گروه هم باید به نوبه خود قد‌هایی برای رفع اختلاف بردارند. هر یک از اعضا براساس وظایف خویش، گزارش عملکرد خود را ارائه دهد و اعضای گروه او را مورد تشویق قرار دهند و ا گر عضوی از اعضای گروه موفق نشده، مسئولیتش را به خوبی انجام شود، علت امر از او پرسیده شود و به او کمک شود که کارش را انجام دهد.

در واقع با تعارض در گروه هم مانند همه مراحل کاری باید بسیار حرفه‌ای برخورد شود بدین صورت که برای آن زمان مناسب و وقت کافی در نظرگرفته شود و با تشکیل جلسه و گفت و شنود هر یک از اعضا تلاش کنند تا سهم خود را در رفع تعارض ایفا کنند.

 سخن آخر اینکه گروه مانند یک موجود زنده است. هر یک از اعضا یکی از اندام‌های این موجود زنده را می‌سازد. یکی مغز گروه است، یکی دست گروه، دیگر پای آن و یکی دیگر چشم یا گوش گروه. هر یک از اعضا که خوب کار نکنند به مفهوم آن است که آن عضو در گروه دچار نقص است و سایر اعضا باید جبران کارکرد آن عضو را بکنند.

 استفاده از این مطلب در صورت ذکر نام نویسندگان بلامانع است.

منتشر شده در شماره سوم نشریه نیم نگاه- نشریه فرهنگی ایرانیان مالزی

نویسنده: پروین پاکزادمنش- سعید نوری نشاط - چهارشنبه ٩ آذر ،۱۳٩٠

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED

+   سید محمد طباطبایی ; ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۱٧