آفتاب ایرونی

این وب لاگ با هدف ایجاد مرکزیتی برای اطلاع رسانی و ایجاد ارتباط در محیط مجازی برای مدیران،مشاوران، متخصصین و پژوهشگران جهت هم افزایی و اثر گزاری در این حوزه مدیریت ایجاد شده است.و شامل یادداشت های از مدیریت فناوری اطلاعات، بانکداری، مدیریت اجرایی،مدیریت استراتژی، مدیریت برند، مدیریت روابط عمومی،مدیریت دانش، تعالی سازمانی، بهره وری، کارآفرینی، روانشانسی، اجتماعی و خانواده می باشد. و آفتاب ایرونی اشاره به اندیشه و قدرت مدیران و متخصصین ایرانی دارد.

اهمیت تصمیم سازی و مستند سازی آن در شروع هوش کسب و کار
ساعت ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱٧  کلمات کلیدی: هوش کسب و کار ، مدیریت
هر انسانی چه بخواد چه نخواد از یه سری اصول برای تصمیم گیری استفاده می کنه. که در مواقعی هم که اشتباه می کنه اگر بهش یادآوری کنی تصمیم اش رو بر اساس اون اصول تغییر میده.

هر مدیری توی دنیا هم از روی یک سری اصول مشخص تصمیم میگیره. همیشه مدیران برای اینکه هم گرایی تصمیمات شون رو اثبات کنن دنبال تدوین سیاست ها و اصول تصمیم سازی خودشون بودن.

مدیران سطح بالاتر که در کشورهای صاحب ایسم درست یا غلط هم هستن همنیطور اند. باید از روی اون اصول مادی گرایی یا انسان گرایی یا سرمایه داری تبعیت کنن.

اولین جلسه ی مشاوره با مدیران، همیشه من روی این نکته تاکید می کنم که بیاییم در جلسات با توجه به مخالفت یا موافقت یا انتخاب خط مشی یک مدیر آنرا ثبت و ضبط به امضای خود ایشان برسانیم و چه بسا به متون جدید و اصول جدیدی برسیم که قابل صدور به کشور های اسلامی دیگر باشد.

اگر ما اعتقاد داریم که ممکن است فردا زنده نباشیم، و شخص دیگری مدیریت را به عهده خواهد گرفت خوب است مستنداتی از مسیری که رفته ایم در اختیار او بگذاریم

تنها صورتجلسه و آئین نامه ها و خروجی های کار نمی تواند تصویری روشن از سرگذشت زودگذر مدیریتی ما ترسیم کند. پس لازم است که این دغدغه را داشته باشیم که از گذشته بیشتر برای این کار وقت بگذاریم

تدوین فلسفه ی مدیریتی بر اساس فلسفه و اصول اسلامی ما را به فروع بیشتری در مدیریت اسلامی می رساند.

و بسیاری از سوالات را پاسخ خواهد داد.

چه بسا کسی پس از به جا گذشتن چنین اثری صد ها سال پس از خود را نیز مدیریت کند و دامنه ی نفوذ و خدمات رسانی خود را گسترش دهد.

به نظرم انجام این کار ساده هم است. فقط کافیست هر موضوعی که پیش میاد در حد یک جمله اصول تصمیم سازی خود را توضیح دهد تا بتوان بعد از مدتی به آن اصول شاخص و معیار های قابل شمارش را هم اضافه کرد.

خروجی همین مستندات است که سازمان را به داشبورد های هوشمند و هوش کسب و کار می رساند. زیرا واحد هوش کسب و کار اگر نداند از روی چه شاخص هایی باید وضعیت سبز و قرمز مشخص کند و آیا آن شاخص و هزینه های اندازه گیری آن اصلا در محاسبات مدیر مهم هستند یا خیر؟ چگونه می خواهد دست به کار شود و چیزی را طراحی و اجرا کند؟

منبع: اگر من کاندیدای مدیریت بشوم

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED