آفتاب ایرونی

این وب لاگ با هدف ایجاد مرکزیتی برای اطلاع رسانی و ایجاد ارتباط در محیط مجازی برای مدیران،مشاوران، متخصصین و پژوهشگران جهت هم افزایی و اثر گزاری در این حوزه مدیریت ایجاد شده است.و شامل یادداشت های از مدیریت فناوری اطلاعات، بانکداری، مدیریت اجرایی،مدیریت استراتژی، مدیریت برند، مدیریت روابط عمومی،مدیریت دانش، تعالی سازمانی، بهره وری، کارآفرینی، روانشانسی، اجتماعی و خانواده می باشد. و آفتاب ایرونی اشاره به اندیشه و قدرت مدیران و متخصصین ایرانی دارد.

توصیه های اخلاقی یک کارآفرین

هرکاری امکان پذیر است. به شرط آنکه اراده کنیم و هوشیار باشیم. می توانیم یک نهنگ را بخوریم. شاید اگر نخواهیم به مغزمان فشار بیاوریم راهش کمی سخت باشد اما اگر کمی فکر بکنیم می بینم که شدنی ست. نهنگ را می بایست تکه تکه خورد!
کارآفرین بودن مانند خوردن یک نهنگ است. به یکباره اتفاق نمی افتد اما زمانی هم که موفق شدیم، موفقیت بزرگی نصیبمان شده است. یک نهنگ بزرگ را خورده ایم!!
می خواهم چند راه را برای خوردن این نهنگ بزرگ به شما آموزش بدهم که قبلا خودم هم آنها را به کار بسته ام و البته از بزرگان دیگری آموخته ام.

تعیین هدف رمز اول رسیدن به موفقیت و دستاورد های قابل ستایش است. هر چه هدفی که تعیین می کنیم (اهداف واقعی) بزرگتر باشد، مشکلات بزرگتری در سر راهمان سبز می شود و البته هر چقدر هم این مشکلات بزرگتر باشند، دستاورد های بزرگتری هم در پیش خواهیم داشت. پیشنهاد می کنم همیشه مشکلات بزرگتر را برای خود بخرید. انسان های بزرگ با مشکلات بزرگ دست و پنجه نرم می کنند. همان مشکل هایی که انسان های حقیر، ما را با آنها مسخره می نمایند!



شاید برای مدتی ابله، دیوانه یا غیر عادی جلوه کنید اما اوضاع برای همیشه اینطور باقی نمی ماند. تاریخ زمانه ما افرادی به نام لری پیج، استیو جابز، بیل گیتس، موسسین Youtube و … را به خاطر می آورد. خوشبختانه تاریخ حد و سقف معینی ندارد و می تواند نام ما و حتی تمامی انسانها را در خود بگنجاند! درواقع تنها جای یک سوال برای همیشه باقی ست: تاریخ ما را چگونه به خاطر می سپارد؟!


رمز دوم، آموزش و تحقیق است. یاد بگیرید و هر روز خودتان را به روز نگاه دارید. اگر بهتر نشوید، بدتر می شوید! هر روزی که می شود برای بهتر شدن کاری انجام دهید. بخواهید خاص باشید. برای بهتر شدن کاری کنید و نه برای بهترین شدن. بهترین شدن، خودش از راه می رسد.


با اطلاعاتی که دارید، واقع بینانه برنامه ریزی کنید. این رمز مهم دیگری ست! برنامه ریزی در حکم نقشه راه است. اصولی هم برای خود تعیین کنید. اصول حکم قطب نما را دارند و اگر نقشه هم غلط از آب درآید، به تنهایی می تواند شما را به مقصد برساند! یادتان باشد، ۷۵% آنچه برنامه ریزی می کنید غلط محاسبه شده است و اگر اصول و قطب نما همراهتان نباشد، سقوط می کنید.


رمز بعدی ایمان به خود و شهامت دفاع از باورها و دانسته هایتان است. هرگز به خاطر سکوت و آرامش باورها و دانسته هایتان را منکر نشوید و البته که بیچاره ترین مردم کسانی هستند که درباره چیزهایی که از آنها آگاهی ندارند ابراز نظر می کنند.


آنچه را که از آن آگاهی ندارید را بیاموزید و قاعدتا رمز آموختن حرف زدن نیست، بلکه گوش کردن است. به همین خاطر است که ما دو گوش داریم و یک دهان. قرار است بیشتر بشنویم و کمتر سخن بگوئیم! کسانی که بیهوده سخن می گویند و از آنچه اطلاعات دقیقی در اختیار ندارند به تفصیل سخن به میان میبرند، احمق تلقی می شوند و یک کارآفرین به هوشمندی معرف است نه کودنی!


یکی از رموز مهم این است که با تمام وجود مشغول شوید! همه ما می توانیم تاریخ ساز باشیم. مردم عادی تنها از ۳% هوش خود استفاده می کنند. ثابت شده است، انشتین در بهترین موقعیت ها تنها ۱۰% مغز خود را به خدمت گرفته است. حالا اگر ما از ۱۰% این سرمایه خدادادی استفاده کنیم چه می شود؟!
به کم راضی نباشید. درواقع قناعت نکنید. منظورم این نیست که شکرگزار نباشید، فقط می خواهم که کمی بیشتر بخواهید. شاید بعضی ها نام آنرا طمع بگذارند اما مهم نیست. چون اگر بیل گیتس طمع نمی کرد امروز این نبود، اگر هنری فورد طمع نمی کرد امروز اتومبیل سواری با سوخت بنزینی اختراع نشده نبود، اگر گالیله رضایت می داد و نیوتن پس می کشید هنوز که هنوز هم فکر می کردیم خورشید به دور زمین می چرخد، زمین یک نهنگ بزرگ در دریا است و ما به روی آن قرار داریم یا زمین به شکل مربع است!! اگر این طمع مقدس نبود امروز تنها یک سرما خوردگی ساده و آنفولانزا ما را می کشت چون کاشف پنی سیلین قناعت کرده بود و همه چیز را کافی می دانست.


حرکت کنید، مکث نکنید، شتابزده عمل کنید و خود را یک اثر برجسته خلقت و پروردگار بدانید. تنها غیر ممکن ها، غیر ممکن اند و چیزی به نام دست نیافتنی، اساسا در این جهان هستی وجود خارجی ندارد. دست نیافتنی ها تنها در ذهن و باور های ما هستند. پس می بایست باورهایمان را مجددا مرور کنیم و ذهنمان را از هرگونه محدودیتی عاری نگاه داریم!


من برای بیماران خاص و حتی معلولین سخنرانی می کنم. شاید ابتدا گمان کنند که به واسطه یک بیماری شدید یا عدم توانایی در حرکت محدود اند اما با صحبت ها و مثالهایی که می آورم به زودی معتقد می شوند که محدودیت تنها ساخته و پرداخته ذهن آنها ست. این در شرایطی ست که بسیاری از ما نه بیماری خاصی داریم، نه معلول حرکتی هستیم اما دائما با بهانه هایی که می آوریم خودمان را محدود می کنیم و فرصت ها را از دست می دهیم.


این محدودیت ها را کنار بگذارید. بگذارید ذهنتان نفسی تازه کند و اجازه دهید تا ذهن تان شما را به سفر ناشناخته ای ببرد که میلیون ها زن و مرد موثر و تاریخ ساز دیگر را با خود برده است.


و رمز نهایی هر کارآفرین موفق سخاوت است! به وفور نعمت اعتقاد داشته باشید. همانطور که تاریخ می تواند همه را در خود جای دهد به اندازه کافی ایده و پول و موقعیت وجود دارد. ببخشید تا بدست بیاورید و ببخشید برای همه چیز. ببخشید برای خودتان! افتخار نصیب کسانی می شود که چیزی را بدون چشم داشت می بخشند و نه کسانی که چیزی دریافت می کنند!


خودتان را موظف کنید، آنقدر پول داشته باشید که بتوانید تنها با یک درصد آن، دنیا را جای بهتری برای زندگی کردن کنید. خودتان را موظف کنید تا سرپرست مخارج کودکان بی سرپرست یا کار شوید. اینگونه چیزی به نام وجدان و حس مسئولیت رهایتان نمی کند. مجبورید پول بیشتری بسازید تا از پس وظایف خود برآئید و دنیا چه سخاوتمندانه پاداش می دهد. شاید باید حتما کاری کنید تا منظورم را عمیقا بفهمید!


با دیدگاه وفور نعمت، آموخته ها، اطلاعات و دانسته هایتان را هرگونه که می دانید، رایگان، در ازای بهای آموزش، به صورت یک کتاب، هرچه که هست در اختیار دیگران قرار دهید و در موفقیت آنها شریک باشید. دانسته های خود را سخاوتمندانه به دیگران واگذار کنید تا جدا از آنکه خودتان را سخاوتمند می یابید، از صحت و اعتبار و درجه اهمیت آنها نیز مطلع باشید.


چارلی چاپلین روزی گفت: زمانی که فیلم هایم پخش می شود به چهره تماشاچیان دقت می کنم تا ببینم کجا می خندند و کجا نه. از آن پس که نقاط قوت و ضعفم را متوجه شدم با تمام تلاش آنها را بهتر و اصلاح می کنم. شما هم مانند او باشید. ببینید کجا دانسته هایتان دیگران را به وجد می آورد، ببینید در کجا دیگران شما را تحسین می کنند و شما را آگاه، اعجوبه، مطلع و بزرگ می دانند و کجا از آنچه دارید به وجد نمی آیند و تنها از آن رو که دلتان را نشکسته باشند لبخند سردی می زنند.
کارآفرین را از واژه به دو گونه می توان تعبیر کرد. یکی آن کسی که کاری را می آفریند و خلق می کند و یکی آن کسی که کاری را در حد آفرین و تحسین ارائه می کند. شما باید نمونه بارز هر دوی این تعابیر باشید. چرخ را از اول اختراع نکنید. بگذارید افتخار اختراعش برای همان انسان های اولیه باقی بماند. کافی ست فقط برای بهتر کارکردن چرخ کاری بکنیم و صد البته از این چرخ می توان جایی در اختراعات خودمان هم استفاده کنیم!

نویسنده: توماج فریدونی/ مجله موفقیت/ ۱۳۸۷

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED

+   سید محمد طباطبایی ; ٢:٠۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۱٧