آفتاب ایرونی

این وب لاگ با هدف ایجاد مرکزیتی برای اطلاع رسانی و ایجاد ارتباط در محیط مجازی برای مدیران،مشاوران، متخصصین و پژوهشگران جهت هم افزایی و اثر گزاری در این حوزه مدیریت ایجاد شده است.و شامل یادداشت های از مدیریت فناوری اطلاعات، بانکداری، مدیریت اجرایی،مدیریت استراتژی، مدیریت برند، مدیریت روابط عمومی،مدیریت دانش، تعالی سازمانی، بهره وری، کارآفرینی، روانشانسی، اجتماعی و خانواده می باشد. و آفتاب ایرونی اشاره به اندیشه و قدرت مدیران و متخصصین ایرانی دارد.

نقش هوش هیجانی در مراودات و مذاکرات
ساعت ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۱۳  کلمات کلیدی: موفقیت ، هوش هیجانی

متن حاضر، گزارشی از سخنرانی جناب آقای دکتر حسین اعرابی که در دوره ای با همین عنوان در تاریخ 12 بهمن 1384 در مرکز آموزش های علمی - کاربردی ارائه نمودند.

 

 1) برای وارد شدن به موضوع بحث، ابتدا چند سؤال را مطرح می‌کنیم:

    - چرا بعضی از افراد از بعضی دیگر در زندگی موفق‌ترند؟

    - چرا بسیاری از شاگرد اول‌ها و افراد تیزهوش، در اجتماع آن‌گونه که باید و انتظار می‌رود موفق نیستند؟

    - اصولاً موفقیت در کار و زندگی در شرایط متعارف به چه عواملی بستگی دارد؟

    تجربه نشان داده است که بسیاری از هموطنانمان در مقابل این پرسش‌ها به عواملی مانند شانس، پارتی و پرروئی و غیره اشاره می‌کنند ولی موکول کردن موفقیت به شانس، پارتی، پرروئی، قضیه را چندان حل نمی‌کند، چون موفقیت یک موقعیت و یک هدف ثابت نیست که با رسیدن به آن کار را تمام شده بدانیم، بلکه حفظ و تداوم موفقیت بدست آمده حتی با عوامل ذکر شده، باز هم نیاز به توانایی‌هایی دارد که عوامل مزبور نمی‌تواند برای همیشه نگهبان و نگاه‌دارنده آن موقعیت باشد، پس نقطه گم شده ما در کجاست؟


    2)  اگرچه این سؤال‌ها همواره برای بشر مطرح بوده است، ولی از عمر پاسخ علمی و منطقی به آن و ورود این موضوع به مباحث روانشناسی مدت زمان درازی نمی‌گذرد، کشفی که نه تنها راز موفقیت در کار و زندگی را گشوده است، بلکه به بزرگ‌ترین معضل جوامع امروزین یعنی پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی نیز پاسخ درخور داده است. این پاسخ و کشف راه‌گشا چیزی جز شناخت هوش هیجانی یا  Emotional Quotient که بهتر است در زبان فارسی آن را هوش عاطفی و یا هوش اجتماعی بنامیم نیست.

    3)  چرا هوش هیجانی در موفقیت انسان و حسن رابطه او با دیگران نقش اساسی دارد؟ روانشناسی جدید معتقد است آنچه از نیک و بد به انسان‌ها می‌رسد یا نتیجه رفتار خود آن هاست یا حاصل رفتار دیگران با آن ها، یا در اثر رخدادهایی و اتفاقاتی است که رفتار خود فرد یا دیگران در آن نقش داشته است. بنابراین برای موفقیت در کار و زندگی باید بتوانیم رفتار خودمان را بسنجیم و آن را تحت کنترل درآوریم و بر رفتار دیگران نیز تأثیر مثبت بگذاریم. رمز رسیدن به چنین هدفی در روابط انسانی داشتن مهارت تعامل با دیگران است و نه تقابل با آن ها. راز بزرگ موفقیت در روابط انسانی ایجاد ارتباط، حفظ ارتباط بهره‌برداری مثبت از ارتباطات انسانی است، بنابراین باید رفتار و تفاوت تعامل و تقابل در رفتار را بشناسیم.

    4)  رفتار چیست و تحت تأثیر چه عواملی شکل می‌گیرد؟ رفتار غالب و نهادینه شده افراد تحت تأثیر عوامل ارثی و ژنتیک، عوامل تربیتی در خانواده و عوامل آموزشی و محیطی شکل می‌گیرد، که ایجاد تغییر در آن ها اگرچه دشوار است، ولی انسان، بر خلاف سایر موجودات زنده، از یک توانایی استثنایی یعنی اراده و میل به تغییر و حرکت به سوی کمال برخوردار است و به همین دلیل از غارنشینی به آسمان‌خراش‌نشینی رسیده است، و میل به کشف و شناخت ناشناخته‌ها در او هر روز افزون می‌شود. بنابراین او برای رسیدن به احساس خوشبختی که موفقیت در کار و زندگی، یکی از وجوه آن است نیاز به مهارتی دارد که سکان زندگیش را به دست خود او بسپارد نه به قضا و اتفاق و شانس و اقبال. این نیاز باعث کنکاش دانشمندان در زندگی افراد موفق شد و تحقیقات جدا از هم به نقطه واحدی رسیدند که همان شناخت هوش هیجانی و عاطفی است. به طوری که ثابت شده هوش هیجانی تا 80%‌ در موفقیت افراد تأثیر دارد.

    5)  تعامل و تقابل در روابط انسانی- تعامل یعنی روابط و رفتار متقابل توأم با درک یکدیگر به منظور رسیدن به تفاهم و اشتراک نظر و تقابل یعنی روابط رفتار متقابل توأم با ستیزه‌جویی و سعی در غلبه بر طرف مقابل با خنثی‌سازی و نفی گفته‌ها و عملکردهای او. طبیعی است آنچه انسان را به حسن رابطه انسانی می‌رساند تعامل است و نه تقابل.

    6)  ویژگی‌های شخصیتی تأثیرگذار بر رفتار انسان: می‌دانیم آنچه که بر رفتار ارادی انسان‌ها تأثیر می‌گذارد و سرنوشت آن ها را در کار و زندگی شکل می‌دهد عبارتند از: هوش، استعداد، دانش، مهارت، عقل و عاطفه. از این پنج ویژگی شخصیت انسان، به کارگیری چهار عامل اول یعنی هوش، استعداد، دانش و مهارت می‌تواند در جهت مثبت یا منفی صورت گیرد و رفتار و روابط خوب یا بد را شکل دهد، اما اگر عامل پنجم یعنی عقل و عاطفه در کنار آن ها قرار گیرد، انسان می‌تواند به خودشکوفایی و تعالی و کمال دست یابد. در روان شناسی ترکیب و تقویت عقل و عاطفه، Emotional Quotient یا E.Q. (هوش هیجانی، عاطفی و اجتماعی) نامیده می‌شود. عاملی که بر خلاف هوش منطقی هوش منطقی استعداد (که ارثی و تقریباً ثابت هستند) اکتسابی است و می‌تواند به صورت یک طیف از مرحله منفی تا مثبت در طول زندگی انسانی یا حتی در طول روز و ماه سال، در نوسان باشد.

    7)  تعریف و تفاوت هوش منطقی I.Q.‌ و هوش هیجانی و عاطفی E.Q.: هوش منطقی یعنی قدرت ذهنی فرد برای یافتن سهل‌ترین و ساده‌ترین راه رسیدن به مقصود (خواه مثبت یا منفی) در حالیکه هوش هیجانی و عاطفی یعنی توانایی کنترل و هدایت رفتارهای هیجانی و عاطفی و بروز متعادل احساسات و هیجانات (غم، شادی، ترس و خشم) با توجه به زمان، مکان و مصلحت، در جهت ایجاد و حفظ روابط مطلوب انسانی. هوش هیجانی می‌تواند در انسان‌ها در فاصله‌ای عمیق از عشق و علاقه و ایثار و خیرخواهی تا نفرت و عناد و بدخواهی در نوسان باشد، و از آن ها فرشته‌سا یا دیو مانند بسازد.

آدمی زاده طرفه معجونی است                        از فرشته سرشته و زحیوان

گرد رود سوی این شود کم از این                    ور رود سوی آن شود به از آن

8) جدول زیر ویژگی‌های E.Q.+ (مثبت) در مقابل E.Q._ (منفی) را نشان می‌دهد.

احساسات و توانایی ایجاد ارتباط سازنده و مؤثر با دیگران و ابراز انرژی مثبت (عشق)

در مقابل

بروز احساسات و انرژی منفی (نفرت و عناد) و داشتن روحیه ستیز با دیگران و یا گریز از آن ها

احساس عزت نفس و پذیرش خود

در مقابل

احساس

مثبت‌اندیشی و خوش‌بینی

در مقابل

بدبینی و سوء ظن

مسؤولیت‌پذیری و خطر (ریسک) پذیری

در مقابل

میل به فرار از مسؤولیت، به علت ترس از شکست و ناکامی

برنامه‌ریزی و هدفمندی

در مقابل

بی‌نظمی و بی‌برنامگی

بردباری و تحمل و خویشتن‌داری

در مقابل

بی‌قراری ناشی از ترس و اضطراب

تغییرپذیری آگاهانه و عقلانی

در مقابل

تحجر و انجماد فکری

شادابی و گشادگی چهره و ملایمت

در مقابل

عبوس بودن و خشم و پرخاشگری

داشتن نشاط و شادمانی و امیدواری

در مقابل

افسردگی، یأس، دلمردگی و ناامیدی

پذیرش خطا و سعی در جبران آن

در مقابل

توجیه‌گری اشتباهات و خود را همیشه محق دانستن

     9) در ارزیابی ویژگی‌های مثبت و منفی هوش هیجانی باید به نکات زیر توجه داشت:

        - روحیاتی مثل برون‌گرایی، یا درون‌گرایی، می‌تواند در گرایش فرد به سوی هوش هیجانی مثبت یا منفی مؤثر باشد.

        - انسان نمی‌تواند از نظر هوش عاطفی به طور مطلق مثبت یا منفی باشد، بلکه همه انسانی‌ها ممکن است در بعضی ویژگی‌های هوش عاطفی مثبت و در بعضی دیگر منفی باشند و در اینجا مهم حرکت به سوی هوش هیجانی مثبت است.

        - انسان ممکن است در یک زمان با هوش هیجانی مثبت و در زمان دیگری در شرایط هوش هیجانی منفی قرار گیرد. ولی آنچه در ارزیابی شخصیت افراد مورد نظر قرار می‌گیرد، شخصیت غالب آن هاست. شخصیتی که فرد بیشتر با آن حالت، شناخته یا دیده می‌شود.

        - در دوره‌ةای مختلف زندگی با افزایش قدرت تعقل بر احساسات، افراد به سمت هوش هیجانی مثبت‌گرایش بیشتری پیدا می‌کنند، به همین دلیل سالمندی را کمال عمر می‌نامند.

        - اگرچه برای اندازه‌گیری هوش هیجانی تست‌های مختلفی طراحی شده ولی هیچ آزمونی نمی‌تواند جایگزین مشاهدات عینی و منصفانه افراد در رفتارهای خودشان و دیگران گردد و بهترین ارزیابی اینست که ببینیم رفتار ما مبتنی بر عشق و علاقه است یا نفرت و عناد.

    10) اگر در وجود و شخصیت یک فرد بین هوش منطقی و هوش هیجانی تعادل وجود نداشته باشد ترکیب متعادل یا متضاد این دو خصیصه چه آثار و نتایجی ببار می‌آورد، تجربه و مطالعات میدانی نشان می‌دهد:

        - افراد با هوش منطقی بالا و هوش هیجانی منفی عموماً افرادی فردگرا، خودخواه، کم‌تحمل، دارای مشکلات عاطفی و ارتباط هستند و برای رسیدن به مقصود به هر کاری دست می‌زنند و به اخلاقیات و قراردادهای اجتماعی توجهی ندارند. اکثراً بزهکاران حرفه‌ای (نه موقعیتی) در این گروه قرار می‌گیرند.

        - افراد با هوش منطقی‌ پایین و هوش هیجانی منفی عموماً افرادی کند، منزوی، فاقد قدرت ایجاد ارتباط مثبت با دیگران، بدبین و گوشه‌گیر، کم‌تحمل ولی اکثراً بی‌آزار یا کم‌آزار هستند.

        - افراد با هوش منطقی‌ پایین و هوش هیجانی مثبت آدم‌هایی با حسن نیت، مهربان، درای میل به کمک و یاری دیگران، که راه‌های درست رسیدن به هدف را نمی‌دانند و اکثرا‌ً رفتارشان نتیجه عکس می‌دهد مثل قهرمانان با حسن نیت ولی کم‌هوش بعضی از فیلم‌های سینمایی مانند لورل هاردی.

        - افراد با هوش منطقی‌ بالا و هوش هیجانی مثبت افرادی هستند هوشمند دارای قدرت تشخیص و پشتکار کافی که می‌توانند احساساتشان را بخوبی کنترل کنند و رفتار مناسب برای اهداف مورد نظر از خود بروز دهند و با دیگران رابطه حسنه و دوستانه و مسالمت‌آمیز برقرار نمایند.

       - شناخت ویژگی‌های هوش منطقی هوش منطقی و هوش هیجانی افراد به ما بر درک چگونگی تعامل آن ها کمک می‌کند و این که چگونه سطح و نوع روابطمان با آن ها را تنظیم نماییم.

    11)  مهارت هماهنگی بین عقل و عشق یا مزدا و میترا: در فرهنگ ایران باستان مزدا مظهر عقل و خرد و میترا مظهر عشق و عاطفه شناخته می‌شده، و در عرفان ایرانی شاید به دلایل احساسی بین این دو عامل بزرگ زندگی معنوی انسان یعنی عقل و عشق، قائل به نوعی تضاد بوده‌اند که باید یکی را برای داشتن دیگری کنار نهاد و از آن صرف‌نظر کرد. صرف‌نظر از مباحث جذاب عرفانی در این زمینه، واقعیت اینست که روانشناسی جدید می‌تواند با رعایت اعتدال بین عقل و عشق هماهنگی و آشتی ایجاد کند که نتیجه آن انسان موفق، محبوب و خوشبخت است، کاری شدنی و قابل دستیابی که مهارت‌های زندگی خوانده می‌شود. و اصولاً عاطفه متعادل، در حدی فراتر از عقل مصلحت‌اندیش قرار می‌گیرد و انسان را به مرحله بالاتری از کمال می‌رساند. اما خطری که در این مورد قابل پیش‌بینی است، یک بعدی شدن شخصیت انسان، و عدم توجه فرد به سایر وجوه از جمله وجوه مادی و زندگی دنیایی است، که این امر انسان عاشق را در عصر خود نابهنجار نشان می‌دهد. اصولاً اعتدال و رعایت آن در رفتار خود مرحله‌ای از مراحل والای کمال انسانی است که می‌توان واژه زیبای عدالت را برگرفته از آن دانست.

    12) تجربه نشان داده است که تقویت هوش هیجانی (که با آموزش حاصل می‌شود) 1- اعتماد به نفس افراد  2- قدرت نفوذ و تأثیرگذاری در دیگران   3-  قدرت رهبری و هدایت گروهی را در افراد افزایش می‌دهد و می‌تواند به آن ها یک چهره کاریزماتیک، جذاب و دوست‌داشتنی ببخشد و از ارتباطات نامطلوب و فرسودگی روانی انسان‌ها جلوگیری کند. هوش هیجانی برخلاف هوش منطقی در طول روز، هفته و سال می‌تواند افزایش یا کاهش یابد مثلاً هوش هیجانی عمومی در ایام نوروز، ایام ماه محرم و ماه رمضان در کشور ما بالاتر از زمان دیگر است. و علاوه بر این هوش هیجانی با افزایش سن رشد می‌کند و تقویت می‌شود.

    13) برای تقویت هوش هیجانی یا هوش هیجانی چه باید کرد؟

        - به تأثیر هوش هیجانی مثبت در زندگی خودمان و قابل پرورش بودن آن باور داشته باشیم، و این که ما نیز مثل همه انسان‌ها نیازمند به تغییر در رفتار و عملکردهای خود هستیم، این تغییر را خودمان باید ایجاد کنیم و سرانجام باور به این که خودمان توانایی ایجاد این تغییر را دارا هستیم و نتیجه این تغییر مثبت به خود ما برخواهد گشت.

        - چرخه انرژی در انسان‌ها را بشناسیم و مهارت تقویت انرژی مثبت در خودمان و چگونگی استفاده از آن را بیاموریم. نمی‌توان از کسی نفرت داشت و با او با نرمی گفتگو کرد و به تفاهم رسید.

        - بکوشیم خود فعلی امان را به خود واقعی، یعنی شخصیتی که توانایی رسیدن به آن را داریم، ارتقا دهیم تا هر روزمان بهتر از دیروز و فردامان بهتر از امروز باشد.

        - آرامش جسم مقدمه آرامش روانی است. به آرامش جسممان بی‌اعتنا نباشیم. یک چهره آرام و مطمئن خیلی زود می‌تواند اطمینان مخاطب را جلب و با او ارتباط مثبت برقرار کند.

        - چهار هیجان اصلی یعنی شادی، غم، ترس و خشم (که حالت مزمن آن ها به صورت وجد و سرمستی، افسردگی، اضطراب و پرخاشگری در می‌آید) در صورتی که حاکم بر احساسات ما شوند، رفتاری را بروز خواهیم داد که ممکنست بدور از تعقل، خرد و مصلحت‌اندیشی باشد و چنین رفتاری که نشانه هوش هیجانی منفی است دیگران را هرچه بیشتر از ما دور می‌سازد، در حالی که اگر در حالت هوش هیجانی مثبت قرار بگیریم و چهره گشاده، زبان ملایم و دل مهربان یا به تعبیر یونسکو مغز اندیشه ورز، دست توانمند و خلاق و قلب مهربان داشته باشیم، دیگران به طور طبیعی به سوی ما جذب خواهند شد.

        - ارتباطمان هدفمند باشد و بدانیم با هر کس چرا؟ و در چه سطحی می‌خواهیم ارتباط داشته باشیم؟

    نگذاریم سطح ارتباط به ما تحمیل شود. مخصوصاً این که ما ایرانی‌ها در مقابل مهمان مأخوذ به حیا هستیم و به سرعت در مقابل آن ها احساسات و عواطف بر رفتارمان چیره می‌شود. به طور کلی تعامل سازگارانه توأم با آگاهی و مصلحت‌اندیشی می‌تواند تعیین کنده سطح روابط ما با دیگران باشد.

        - تعارفات خارجی‌ها را (مثل خودمان) زیاد جدی نگیریم و فکر نکنیم آن ها اهل تعارف نیستند. آن ها ممکنست با خودشان چنین باشند ولی در برخورد و ارتباط با ما براساس سلیقه ما رفتار می‌کنند، نه براساس معیارهای اخلاقی خودشان.

        - شنونده خوبی بودن و خوب گوش دادن و توجه کردن به سخنان دیگران کلید ایجاد ارتباط مثبت با آن هاست، مخصوصاًدر مراودات دوستانه و غیررسمی کمتر حرف بزنیم و بیشتر شنونده باشیم، البته لبخند و چهره‌گشاده را نباید فراموش کرد.

        - برای ایجاد ارتباط مثبت به علائق، عادت‌های غیرمضر، عقیده مخاطبمان توجه داشته باشیم و اگر آن ها مورد تأیید و علاقه ما نیستند، ضرورتی به اعلام و بیان آن نیست بلکه به نقاط مشترک موجود تکیه نکنیم.

        - بهتر است در محاورات و گفتگوهای دوستانه به زبان مخاطب سخن نگوئیم ولی در مذاکرات رسمی از زبان فارسی استفاده کنیم  تا در زمان ترجمه فرصت فکر کردن برای جواب سنجیده را داشته باشیم.

        - فراموش نکنیم بهترین تحقیقات را در فرهنگ، ادبیات و تاریخ ما خارجی‌ها کرده‌اند. داشتن اطلاعات از کشور و سرزمین مخاطب برای ایجاد ارتباط بهتر با او به ما کمک می‌کند.

        - بچه‌ها بهترین وسیله ایجاد ارتباط مثبت با خانواده‌ها هستند، این امتیاز را فراموش نکنیم و اگر نگران بدآموزی از فرزندان دوستان خارجی‌مان هستیم باز می‌توانیم در محدوده‌های سالم و مورد تأیید ارتباطمان را با آن ها  حفظ کنیم.

        - ارتباطمان را با دوستان خارجی پس از دوره مأموریت هم حفظ کنیم. از این دوستی‌های غیر رسمی در خیلی از موارد می‌توان به نفع برنامه‌های رسمی کشور سود جست.

        - با مطالعه و تحقیق در گذشته تاریخی ملتمان و خصوصیات برجسته‌ای که، علیرغم پاره‌ای نارسائی‌ها، دارا هستیم، اعتماد به نفس را در خودمان تقویت کنیم، زیرا ارتباط با افراد دارای اعتماد به نفس واقعی همواره دل‌نشین‌تر و مطلوب‌تر است.

        - برای ایجاد ارتباط گرم با دیگران باید سطح توقعات خودمان را کم کنیم تا با افراد راحت‌تر برخورد کنیم و ارتباط دوستانه و صمیمانه‌تری داشته باشیم.

        - سعی نکنیم بدون دلیل و پذیرش منطقی همرنگ جماعت شویم. همرنگی بدون اقناع، با جماعت منطق ضعفاست، ولی با هنجارهای یک جامعه نیز، حتی اگر مورد قبول ما نباشد، نباید به جدال برخاست، بلکه بهتر است بدون همراهی و همرنگی از کنار آن ها با زیرکی بگذریم.

        - بکوشیم روی محیط اطراف خود تأثیر مثبت بگذاریم و اجازه ندهیم محیط روی ما اثر منفی بگذارد.

        - انسان خردمند وقت و عمرش را یا صرف انجام وظیفه (اعم از حرفه‌ای یا اخلاقی) می‌:ند یا صرف تفریح سالم و گذران فراغت و یا تفکر و برنامه‌ریزی، وقتی مراوده‌ای از این سه مورد خالی و خارج است زمان مصرف شده به بطالت گذشته است، از چنین ارتباطی بهتر است دوری کنیم و بتدریج سطح ارتباط را کاهش دهیم و وقت کمتری مصروف آن نماییم.

        - این کلام حافظ را بیاد داشته باشیم

آسایش دوگیتی تفسیر این دو حرف است     با دوستان مروت، با دشمنان مدارا

         - البته مرحوم شیخ رضا طالبانی پدر رئیس جمهور فعلی عراق در پاسخ به این شعر گفته است:

با دوستان جاهل مشکل بود مروت      با دشمن کج‌اندیش بی‌جا بود مدارا!

    اما باید توجه داشت، دوستان جاهل بیشتر نیاز به کمک و مروت و مراعات دوستانه دارند تا همراه و یار شاطر شوند نه این که بار خاطر بمانند، و دشمن نیز هر که باشد تا وقتی دشمن است نسبت به ما کج‌اندیش خواهد بود، و اگر نمی‌توانیم دشمنی او را کاهش یا او را از سر راه خود برداریم مدارا عاقلانه‌ترین کار تا رسیدن به نقطه پایان خطر یا حذف دشمنی است. فراموش نکنیم هیچ ملتی دوست ابدی یا دشمن ابدی ندارد، بلکه منافع ملی او ابدی است که باید همواره رعایت شود و در مراودات و مذاکرات مدنظر قرار گیرد.

14) در پایان جهت مطالعه بیشتر در زمینه  هوش هیجانیمطالعه کتاب‌های آنتونی رابینز، ژوزف مورفی، لوئی بوسکالیا و سایر کتاب‌های مربوط به روانشناسی افراد نرمال، که ترجمه فارسی آن ها قابل دسترسی است و هم‌چنین کتاب‌های زیر توصیه می‌گردد:

- باور درمانی، نوشته: ا. خواجه نوری/ لیدا مشفق، ناشر مکتب پناه

- روانشناسی روابط انسانی، نوشته: حسین اعرابی

- نقش دل در مدیریت، نوشته: مجتبی کاشانی، ناشر سازمان مدیریت صنعتی

- مدیریت عشق و عاطفه، تألیف و ترجمه علیرضا عزیزی، ناشر مؤسسه آموزشی توفیق

- هوش عاطفی، نوشته کلمن، ترجمه حمیدرضا بلوچ، نشر جیحون

- راه نبوغ، نوشته تونی بوزان، ترجمه مهدی قراچه داغی، نشر پیمان