آفتاب ایرونی

این وب لاگ با هدف ایجاد مرکزیتی برای اطلاع رسانی و ایجاد ارتباط در محیط مجازی برای مدیران،مشاوران، متخصصین و پژوهشگران جهت هم افزایی و اثر گزاری در این حوزه مدیریت ایجاد شده است.و شامل یادداشت های از مدیریت فناوری اطلاعات، بانکداری، مدیریت اجرایی،مدیریت استراتژی، مدیریت برند، مدیریت روابط عمومی،مدیریت دانش، تعالی سازمانی، بهره وری، کارآفرینی، روانشانسی، اجتماعی و خانواده می باشد. و آفتاب ایرونی اشاره به اندیشه و قدرت مدیران و متخصصین ایرانی دارد.

مخالفت ائمه با تصوف و صوفیه
ساعت ٢:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٢۸  کلمات کلیدی: اسلام ، افسانه ، ذکر ، بازی

گاهی نیز خود شخصاً روز فتنه ای را به امت اسلامی خبر می دادند و با ارسال نامه به اطراف و اکناف از کفر، کافری و شعبده بازی فردی سرپوش بر می داشتند، چنان که حضرت امام صادق علیه السلام به هنگام فریبکاری و شعبده گری مغیرة بن سعید به کوفه و جاهای دیگر نامه نوشته کفر او را اعلام فرمودند.(2)
و آنگاه که مطلع می شدند کسی که به دوستی ایشان تظاهر نموده و تحت لوای دوستی اهلبیت اندیشه های ملحدانه خویش را منتشر می سازد، بیزاری خود را از او اظهار می داشتند، چنان که وقتی ابومنصور عجلی تحت لوای دوستی امام محمد باقر علیه السلام مردم را به الحاد و زندقه دعوت می کرد، آن حضرت از او بیزاری جسته وی را لعن فرمود و به اهالی کوفه نیز پیغام دادند که از او و هر کس که بر طریقه اوست بر حذر باشید.


و یا امام هادی علیه السلام وقتی ابن حسکة نسبت خویش را به آن بزرگوار می داد، حضرت فرمودند: ابن حسکة که لعنت خدا بر او باد دروغ گفته است، من او را در زمره پیروان و دوستان خود نمی دانم (3) و جای دیگر نامه ای نوشته و در آن مسلمانان را از ابن بابا و فارس بن حاتم نمیری بر حذر داشته، مرقوم فرموده اند: خداوند آنان را لعنت کند با فتنه انگیزی و آزار به نام ما، مال مردم را می گیرند، خداوند آنان را آزار دهد و در فتنه نابود گرداند.(4)
یا حضرت امام مهدی حجة ابن الحسن ضمن توقیع خود به شیعیان خویش در عراق آنان را از احمد بن هلال کرخی برحذر داشته و به آنان می فرمایند: «از این صوفی ریاکار برحذر باشید، خداوند گناهانش را نیامرزد و از لغزش هایش نگذرد من در پیش خدا از او و از هر کس که از وی تبری نکند بیزاری می جویم»(5)
با این شواهد به این نتیجه می رسیم که ائمه طاهرین در برابر هر منحرف و هر کسی که در صدد بر می آمد با دین بازی، کاسبی کند قیام می کردند تا دعوت شعبه گران که داعیان کفر و زندقه بودند پیش از آنکه پا گیرد در گهواره اش خفه گردد و از آنها افسانه ای زشت و ناپسند برای نسل های آینده برجا گذارد.
درباره صوفیه نیز از همان زمان پیدایش در اسلام، امت اسلامی به ائمه طاهرین رجوع می نمودند تا تکلیف خویش را درباره چنین افرادی بدانند. امامان شیعه علیهم السلام نیز مطالبی را جهت روشن شدن افکار عمومی جامعه اسلامی بیان فرموده اند.
*حدیث اول
احمد بن محمد بزنطی روایت کرده اند: مردی به امام صادق علیه السلام عرض کرد: در این زمان قومی پیدا شده اند که به آنها صوفی می گویند، درباره آنها چه می فرمایید؟ حضرت فرمودند: «انهم اعدائنا فمن مال الیهم فهو منهم و یحشر معهم» یعنی صوفی ها دشمنان ما هستند، پس هر کس به آنان میل کند از آنان است و با آنان محشور خواهد شد.(6)
*حدیث دوم
امام رضا علیه السلام می فرمایند: «من ذکر عنده الصوفیه و لم ینکرهم بلسانه و قلبه فلیس منا و من انکرهم فکأنما جاهد الکفار بین یدی رسول الله» یعنی: هر کس در نزد او از صوفیه ذکری بشود و به زبان و دل انکار ایشان ننماید چنین کسی از ما نیست و هر کس صوفیه را انکار کند همانند کسی است که در راه خدا و رسول خدا با کفار جهاد کرده باشد.
*حدیث سوم
شیخ مفید از حضرت امام علی النقی روایت کرده که محمد بن حسین بن ابی الخطاب می گوید: با امام علی النقی در مسجد النبی بودم که در آن حال جمعی از اصحاب آن حضرت شرفیاب حضور آن حضرت گریدند و در میان ایشان ابوهاشم جعفری بود که او مردی بسیار با کمال می بود نزد آن حضرت مقام و منزلتی عظیم داشت چون اصحاب در کنارش قرار گرفتند به ناگاه جمعی از صوفیه داخل مسجد شدند و حلقه زدند و مشغول ذکر گردیدند حضرت فرمود: «لا تلتفتوا الی هؤلاء و الخداعین فانهم خلفاء الشیاطین و مخربوا قواعد الدین یتزهّدون لراحة الاجسام و یتهجّدون لتصیید الانعام یتجوّعون عمراً حتی یذبحوا للاکاف حمراً» (7) یعنی به این جماعت اعتنا نکنید که آنان اهل مکر و خدعه بوده و جانشینان شیاطین و خراب کننده قواعد دین می باشند. زهد ایشان برای راحت ابدان و تهجد و شب زنده داریشان برای صید کردن عوام است، عمری را در گرسنگی به سر می برند تا عوامی را مانند خرها پالان کنند و زین بر پشت آنها دارند».
*حدیث چهارم
حسین بن سعید روایت کرده که از امام رضا علیه السلام درباره ی صوفیه سئوال کردم فرمودند: «لا یقول أحد بالتّصوف الا لخدعة او ضلالة او حماقة و أما من سمّی نفسه صوفیاً للتقیة فلا اثم علیه و علامته أن یکتفی بالتسمیة فلا یقول بشیء من عقائدهم الباطلة» (8) فرمودند: کسی قائل به تصوف نمی شود مگر از روی خدعه و مکر و یا جهالت و حماقت ولکن اگر کسی خود را صوفی نامد تا از شرّ آنها در امان بماند بر او گناهی نیست به شرط آنکه از عقاید باطلشان چیزی نیاموزد.
خلاصه این گونه روایات از ائمه طاهرین بر علیه صوفیه به صورت «الاربعون حدیثاً فی رد الصوفیه» تنظیم شده و نسبت جمع آوری آن را به نواده شهید ثانی رحمةالله علیه داده اند، این مجموعه خطی تحت شماره 4578 در کتابخانه عمومی مرحوم آیه الله العظمی مرعشی نجفی محفوظ است.

 

اعتراض صوفیان به امامان

 

صوفیه نه تنها عملاً راهی را صراط زندگی قرار داده بودند که مورد تأیید ائمه قرار نگرفته، بلکه گاهی کلماتی را بر زبان آورده اند که درست بر خلاف نظریات امامان شیعه علیهم السلام بوده است، برای نمونه حسن بصری سر حلقه ی صوفیان نعمةاللّهی ، ذهبی ، قادری ، شاذلی (9) می گوید: «به نزدیک من زیرک و دانا آن است که خراب کند دنیا را و بدان خرابی دنیا آخرت را بنیاد کند و خراب نکند آخرت را و بدان خرابی آخرت دنیا را بنیاد نهد» (10)
در صورتی که رسول خدا صلوات الله علیه می فرمایند: «بهترین شما کسی است که آخرت خود را برای خاطر دنیا ترک نگوید و هم چنین دنیای خود را به خاطر آخرت خویش از دست ندهد و انگل مردم نباشد» (11)
گاهی هم عملاً بر خلاف آنچه از ائمه دین رسیده است انجام می دهند، چنان که معروف بن فیروزان کرخی رئیس المشایخ صوفیه بدون داشتن عذر شرعی روزه خود را شکسته است. (12)
و یا سفیان ثوری همان صوفی معروف که به پوشش امام صادق علیه السلام ایراد گرفته و از خود احادیث مجعولی روایت کرده از دوستداران اهل بیت نبوده (13) با حضرت به مباحثه پرداخته در مقابل منطق قوی حضرت صادق علیه السلام خوار و ذلیل شده، محضر آن بزرگوار را ترک نموده ماجرای مباحثه خویش با جعفر بن محمد الصادق علیهماالسلام را به هم مسلکان صوفی خود می گوید، آنها دسته جمعی برای مناظره با امام به حضور می رسند، مطالبی را به عرض رسانیده حضرت عقاید ایشان را رد می کنند و در پایان می فرمایند: «از این راه ناصواب دست بردارید، خود را به آداب واقعی اسلام تربیت کنید و از آنچه خدا امر و نهی کرده تجاوز ننمائید و از پیش خود دستور نتراشید و در مسائلی که نمی دانید مداخله نکنید و علم آن مسائل را از اهلش بخواهید». (14)
از این کلام مبارک استفاده می شود که صوفیه در صدر اسلام راه ناصواب را صراط زندگی قرار داده و پیش خود دستوراتی را تراشیده و در مسائلی که نمی دانند مداخله کرده و علم آن مسائل را هم از غیر اهلش گرفته اند که حضرت صادق علیه السلام با چنین فرمایشاتی پند و نصیحتشان فرموده اند.

 

اعتراض صوفیه به امام رضا علیه السلام

 

عجیب است که صوفیان خرقه ی صوفیانه خویش را به حضرت امام رضا علیه السلام می رسانند و نسبت تصوف خود را به آن بزرگوار درست می کنند، آنگاه اعتراض هم به حضرت می نماید! می نویسند: عده ای از صوفیه در خراسان به حضور حضرت شرفیاب شدند و به امام برحق اعتراض کرده و گفتند: البته چون امیرالمؤمنین مأمون [خلیفه وقت عباسی] در امر ولایتعهدی درست نظر و اندیشه نمود، شما اهلبیت را سزاوارترین مردم برای این امر دید، آنگاه در اهلبیت نیز درست تأمل کرد و تو را سزاوارتر از همه مشاهده کرد و لذا ولایتعهدی را به تو واگذار نمود، در صورتی که امامت و پیشوائی برای کسی است که غذای خشن بخورد و لباس درشت بر تن کند و به الاغ سوار شود و بیمار را عیادت نماید و در تشیع جنازه شرکت جوید.
راوی گوید: امام که در این هنگام تکیه نموده بود بلند شد و راست نشست آنگاه فرمود: یوسف فرزند یعقوب از پیغمبران بود در صورتی که قباهای دیباج مزین به طلا و هم چنین لباس های زربافت به تن می کرد و بر اریکه آل فرعون تکیه زیده و حکومت و امر و نهی نمود، آنچه از امام انتظار می رود دادگستری و عدالت پروری است به طوری که در گفتار راستگو و در حکومت عدالت پیشه و در وعده با وفا و با عمل باشد. خداوند هیچ نوع لباس و غذائی را حرام ننموده است، سپس این آیه را تلاوت فرمودند: «قل من حرم زینة الله التی أخرج لعباده و الطیبات من الرزق» (15).

 

گنه کرد در مقطعی صوفئی

 

در مواقعی که تحقیق پیرامون مسائل اعتقادی و رفتار اجتماعی صوفیه به سامان می رسد، رؤسای فرق صوفیه با دو دلیل ظاهراً قانع کننده و استدلال فریبنده با مظلومیت خاص اقدام به خنثی کردن مطالب مطرح شده می نمایند:
اول: ارادتمندان را خطاب می کنند و می گویند: شما حاضر و ناظر هستید که ما بر صراط شرع نبوی و اهلبیت عصمت می باشیم «مراد از صوفیه ای که مورد ذم قرار گرفته اند کسانی هستند که نام تصوف بر خود نهاده و پیوند ولایت ائمه اطهار علیهم السلام در قلوبشان جای نگرفته و موالات اهلبیت را شرط قبول ایمان نمی دانند» (16) و گاه چنان محکم و کوبنده جواب می دهند که شخص محقق با تمام یقینی که به نحوه تحقیق خود دارد در شک و شبهه می افتد.
مثلاً ملاسلطان گنابادی در زمان حیات مدعی شده بود: «کاغذی که برای استشهاد بر کفر می نویسند و این عقاید را به ما نسبت می دهند، بیاورند تا خودم هم بنویسم که هر که دارای این عقاید خلاف باشد کافر و از دین خارج است» (17) البته شخص نامبرده در تصوف نعمة اللهی گنابادی واضع مسائلی است که بوی بدعت و بعضاً کفر می دهد، ولی ملاحظه این که با چنین تردستی زیرکانه چطور وانمود می کند کار خلافی در دستگاه درویشی اش ندارد تا بترسد، در صورتی که همین شخص واضع قانون عُشریه آنهم مکفی از خمس می باشد.
دوم: بعد از این که رفتار خویش را به عنوان سند ارائه نموده و در معرض دید قرار دادند، حالت حق به جانب به خود گرفته می گویند:
گنه کرد در بلخ آهنگری
به شوشتر زدند گردن مسگری

تصوف ما که امروز بر اساس تشیع می باشد، پس این کلمات ائمه دین شامل حال ما نمی شود. حتی آقای سلطان حسین تابنده در جواب نامه ای می نویسند: «چگونه بعضی به خود جرأت می دهند کسانی را که دم از صحبت به اهل بیت می زنند و خود را به آن بزرگواران منتسب می دانند مورد لعن یا طرد...» (18) قرار می دهند!
ظاهر کلام این دو رئیس صوفی بسیار دلنشین و قانع کننده است لکن نسبت خرقه ی تمام همین صوفیان معاصر به همان کسانی می رسد که در مقابل ائمه طاهرین قرار گرفته و از آن بزرگواران راه جدا کرده اند. اگر اینان نظیر گناهان صوفیان زمان معصوم را مرتکب نشده اند، بدعت گزاری های دیگر دارند و مهم تر این که همان صوفیان گنه کار را سردمداران تصوف خود می دانند و نسبت خویش را با واسطه ی آنها که بدعت گزار در اسلام و مخالف پدیده ی ولایتِ همراه با امامت می باشند، به امامان درست می کنند و برای شادیشان فاتحه می خوانند!
اشاره به مورادی که درست بر خلاف نص صریح قرآن است حتماً حقیقت را برای جوینده ای که مرض در دل ندارد و پرده جلوی دیدگانش نکشیده اند اتمام حجت است، خواه پند گیرد و خواه بر باطل باقی بماند.
نخست به فرمایش امام صادق علیه السلام استناد می نمائیم که می فرمایند: «صوفی ها دشمن ما هستند، پس هر کس به آنان میل کند از آنان است و با آنان محشور خواهد شد»، این شامل حال صوفیان عصر امامت است ولی فرموده اند: «به زودی کسانی پیدا می شوند که ادعای محبت ما را می کنند و به ایشان نیز تمایل نشان می دهند و خود را به ایشان تشبیه نموده و لقب آنان را بر خود می گذارند و سخنانشان را تأویل و توجیه می نمایند، بدان که هر کس به ایشان تمایل نشان دهد از ما نیست و ما از او بیزاریم و هر کس آنان را رد و انکار کند، مانند کسی است که در حضور پیامبر با کفار جهاد کرده است.» (19)
این کلام مبارک در طول تمامی ادوار زمان الی ختم عمر دنیا دارای شأن استدلال می باشد.
توجه به فرازهایی از فرمایش صادق آل محمد علیهم السلام بهترین دلیل برای مدعای ماست که تا یوم القیامة مشمول حال عده ای از صوفیان یا غیر اهل تصوف خواهد شد.
مثلاً فرموده اند: «به زودی عده ای پیدا می شوند که ادعای محبت ما را می کنند» این جمله موقعی ادا شده است که در طلیعه ی کلام نسبت به صوفیه اشاره گردیده، یعنی به زودی عده ای از این صوفیان مانند سلطان حسین تابنده گنابادی ادعای محبت ما را می نمایند (20) و همچنین در نوشتجات رؤسای فرق صوفیه کنونی به طور محسوس به چنین مسئله ای برخورد می کنیم که رؤسای فرق صوفیه سعی و کوشش دارند خویش را محب اهلبیت معرفی کنند.
در همین کلام است که می فرمایند: «هر کس به آنان میل کند از آنان است» و کدام میل و رغبت از این بالاتر که در مجالس صوفیه ی عصر ما فاتحة الاولیاء خوانده می شود و نام تمامی صوفیانی که راه از اهلبیت عصمت علیهم السلام جدا کرده اند و پیرو مذاهب اهل سنت بوده اند به عنوان اولیاء صوفیه یاد می گردد، و نه تنها برای آنها طلب مغفرت می شود بلکه فاتحه هم قرائت می گردد! مانند حسن بصری ، داود طائی ، جنید بغدادی ، احمد غزالی ، ابوالقاسم گرگانی ، عبدالله یافعی ، شیخ صالح بربری و شاه نعمت الله که همه و همه ولایت بدون امامت را قبول دارند.
توجه به این نکته که فرموده اند: «سخنانشان را تاویل و توجیه می نمایند» روشی است که امروزه فرقه داران تصوف نسبت به سخنان پیشوایان گذشته ی تصوف به کار می گیرند، مثلاً شاه نعمت الله در اشعار به سنی بودن خود اشاره دارد ولی اینها برایش«مذهب عشق» جعل می کنند تا سنی بودنش را پنهان کنند.
خلاصه فرموده اند: چنین شخصی «از ما نیست و ما از او بیزاریم»، در این صورت صوفیه کنونی چه تظاهر به تشیع بکنند چه نسبت به شیعه بی تفاوت باشند، چون تأسی به صوفیان معلوم الحالِ قبل خود نموده و میل به آنها دارند و لقب آنها را بر خود نهاده اند، امام علیه السلام از ایشان بیزار است.

پی نوشت ها :
1- تهذیب المقال فی تنقیح کتاب الرجال ج 3 ص 3 به بعد.
2- کتاب رجال ابن داود 279 .
3- رجال کشی ص 516 .
4- رجال کشی ص 52-521-522-523 .
5- رجال کشی ص 535-536 .
6- سفینة البحار ج 2 ص 58 حدیقة الشیعه ص 62 و اثنی عشریه ص 28.
7- سفینة البحار ج 2 ص 57 حدیقة الشیعه ص 563 و اثنی عشری ص32 .
8- اثنی عشریه ص 31 سفینة البحار ج 2 ص 58 .
9- تذکرة الاولیاء ج 1 ص 36 .
10- خوشبختانه کتاب حسن بصری چهره ی جنجالی تصوف در آستانه انتشار می باشد.
11- وسائل الشیعه ج 2 .
12- دائرة المعارف شیعه ج 4 ص 431 .
13- تنقیح المقال ج 2 ص 36-38 و سفینة البحار ج 1 ص 631-632 .
14- فروع کافی ج 5 ص 65-71 تحف العقول ص 348-354 و به صورت داستان، در داستان راستان ج 1 داستان 15.
15- فصول المهمه فی معرفة الائمه: بخش حضرت رضا علیه السلام.
16- خورشید تابنده از آقای علی تابنده ص 42.
17- گردش افغانستان و پاکستان ص 243 .
18- مناظرات و مکاتبات: 48 .
19- سفینة البحار ج 2 ص 57 .
20- مناظرات و مکاتبات: 48 .

نویسنده: سیدتقی واحدی [ صالح علیشاه ]
منبع: کتاب « در کوی صوفیان »
تنظیم و ویرایش: سایت حرف آخر
آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED