آفتاب ایرونی

این وب لاگ با هدف ایجاد مرکزیتی برای اطلاع رسانی و ایجاد ارتباط در محیط مجازی برای مدیران،مشاوران، متخصصین و پژوهشگران جهت هم افزایی و اثر گزاری در این حوزه مدیریت ایجاد شده است.و شامل یادداشت های از مدیریت فناوری اطلاعات، بانکداری، مدیریت اجرایی،مدیریت استراتژی، مدیریت برند، مدیریت روابط عمومی،مدیریت دانش، تعالی سازمانی، بهره وری، کارآفرینی، روانشانسی، اجتماعی و خانواده می باشد. و آفتاب ایرونی اشاره به اندیشه و قدرت مدیران و متخصصین ایرانی دارد.

BPMS در مقابل ERP است؟ یا در کنار آن؟؟؟
ساعت ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٧/۱٤  کلمات کلیدی: موفقیت ، پیشرفت ، فناوری اطلاعات ، اختراع

این سئوالی است که ذهن بسیاری از سازمان­ها و شرکت­های کشور ما را مشغول خود کرده است.

اگر شرکت ما در حال تهیه BPMS، ایا دیگر نیازی به ERP وجود ندارد؟ یا بر عکس، شرکت ما در شرف تهیه ERP است، آیا دیگر نیازی به BPMS وجود ندارد؟

اولین نکته این است که اساساً ERP سیستم بسیار خوبی محسوب می­شود و در بسیاری از شرکت­های خارجی موفقیت­های چشمگیری را برای آن­ها ایجاد کرده است لیکن توفیق چندانی در کشور ما کسب نکرده است.

جالب است! برخی از مهم­ترین دلایل عدم موفقیت ERP در کشور ما برخی از همین نقاط قوت هستند.

اولین نقطه قوت ERP که عامل اول برای شکست این پروژه­ها در کشور ما نیز می­باشد، استانداردسازی است. یعنیERPها فرایندهای سازمانی را بر اساس بهترین تجربیاتی که ازسازمانهای مختلف به دست آورده‌اند، ارائه می نمایند. !!!

یعنی داخل ERP داخلش یه سری Best Practice وجود دارد که امتیاز بالایی از لحاظ بلوغ فرایندی دارا می­باشند. اگر سازمانی اقدام به پیاده­سازی ERP پیاده کند به مطلوبیت و نتایج فوق العاده‌ای دست پیدا خواهد نمود.

اما اگر بصورت کلی و سرانگشتی بخواهیم به بلوغ فرایندهای سازمان‌های کشورمان امتیاز بدهیم، امتیاز کسب شده توسط آنها به زحمت از 30 تجاوز خواهد کرد. رسیدن به امتیازات بالای 50 نیازمند سال­ها کار کارشناسی و فنی بر روی فرایندهای سازمان است که معمولاً در بسیاری از سازمان­های کشور ما که اسب خود را جهت حرکت به سمت ERP زین کرده­اند، این اقدامات و پروژه­ها انجام نشده است.

حال چنانچه سازمانی امتیاز بلوغ در حد ذکر شده داشته باشد و بخواهد سیستم ERP را که امتیاز بالای 90 از نظر بلوغ فرایندی دارد را پیاده­سازی کند، سازمان دچار تغییرات اساسی و بنادین (به عنوان مثال 60 درصدی) خواهد شد. با این تغییرات که بهتر است عنوان شخم زدن برای سازمان را بکار ببریم، نه فقط سازمان­های ما بلکه بهترین و پیشروترین سازمانهای دنیا نیز با شکست مواجه خواهند شد. منطقی است چنانچه سازمانی تمایل به حرکت به سمت امتیازات، بلوغ فرایندی و تعالی بالا باشد، نمی تواند با یک سیستم ERP این فاصله زیاد را پوشش دهد.

ERP برای سازمان­هایی مناسب است که به عنوان مثال امتیاز بالای 60-70 دارند و تمایل به حرکت و پیشرفت بیشتری دارند که ERP بهترین گزینه است.

پس ERP بسیار گزینه مناسبی است لیکن برای سازمان­­هایی که توان هضم آنرا دارند.

پس آیا سازمان­های کشور ما به هیچ وجه نباید سمت این ابزار خوب حرکت کنند؟

پاسخ سئوال فوق مثبت است. پیش­تر اشاره شد که ERP گزینه بسیار مناسب و مطلوبی برای سازمان­ها است اما فاصله بین وضعیت موجود با وضعیت حداقلی را چطور بایستی پر کرد؟

پاسخ سئوال فوق، BPMS است. یعنی سازمان­ها بایستی فرایندهای خود را از طریق BPMS اجرا و مرحله به مرحله و بر اساس الگوی بهبود مستمر ارتقاء داده تا به بلوغ حداقلی برای ERP برسند.

در نتیجه نقش اول BPMS در مواجه با ERP تضاد با آن نیست بلکه پلی است بین وضعیت نه چندان بالغ موجود سازمان­ها با وضعیت مطلوب حداقلی.

تاکید این نکته ضروری است که طراحی و راه‌اندازی نرم‌افزاری‌های ERP نیازمند سرمایه‌گذاری در حد کلان است و شرکت­های حوزه فناوری اطلاعات داخل کشورمان، متاسفانه توان ساخت ERP را متاسفانه ندارد.

آنچه امروزه به نام ERP توسط شرکت­های داخل کشور ما عرضه می‌شود واقعا ERP نیستند و ماهیت MIS دارند. بزرگ‌ترین خاصیت ERP برنامه‌ریزی منابع در سطح سازمانی است که در محصولات ایرانی هنوز دیده نشده است. البته شاید اختراع مجدد چرخ امری بیهوده باشد.

منبع: +

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED