آفتاب ایرونی

این وب لاگ با هدف ایجاد مرکزیتی برای اطلاع رسانی و ایجاد ارتباط در محیط مجازی برای مدیران،مشاوران، متخصصین و پژوهشگران جهت هم افزایی و اثر گزاری در این حوزه مدیریت ایجاد شده است.و شامل یادداشت های از مدیریت فناوری اطلاعات، بانکداری، مدیریت اجرایی،مدیریت استراتژی، مدیریت برند، مدیریت روابط عمومی،مدیریت دانش، تعالی سازمانی، بهره وری، کارآفرینی، روانشانسی، اجتماعی و خانواده می باشد. و آفتاب ایرونی اشاره به اندیشه و قدرت مدیران و متخصصین ایرانی دارد.

مدیریت استراتژیک در زندگی

تعریف مدیریت استراتژیک در زندگی

مدیریت استراتژیک را می توان بدین گونه تعریف کرد: هنر و علم تدوین، اجرا و ارزیابی تصمیمات؛ وظیفه ای چندگانه که انسان را قادر می سازد تا به هدف های بلند مدت خود در زندگی دست یابد. به عبارت دیگر مدیراستراتژیک در زندگی، کسی است که دارای نگرش استراتژیک باشد و قادر باشد با یک استراتژی مطلوب به خواسته های خود جامه عمل بپوشاند.

با توجه به نکات فوق، مدیریت استراتژیک در زندگی عبارتست از: مجموعه تصمیمات و فعالیت هایی که فرد برای دست یابی به اهداف بلند مدت در زندگی خود انجام می دهد.

مزایای مدیریت استراتژیک در زندگی

مدیریت استراتژیک در زندگی به انسان این امکان را می دهد که به شیوه ای خلاق و نوآور عمل کند و برای شکل دادن به آینده خود، به صورت انفعالی عمل نکند. این شیوه مدیریت باعث می شود که فرد، دارای ابتکار عمل باشد و فعالیت هایش به گونه ای درآید که اعمال نفوذ نماید (نه این که تنها در برابر کنش ها، واکنش نشان دهد) و بدین گونه سرنوشت خود را رقم بزند و آینده را تحت کنترل در آورد. در روزگار تغییر، ما می توانیم و باید که مسئول سرنوشت خویش باشیم.همچنین از دیگر مزایای مدیریت استراتژیک در زندگی، می توان به عوامل زیر اشاره نمود:

  • احتمال رسیدن به هدف را بیشتر می کند.
  • تمرکز بر روی اهداف ایجاد می کند.
  • کاهنده اضطراب وفشارهای روحی در محیط زندگی است.
  • به کار و فعالیت ،معنا ومفهوم می بخشد.
  • اعتماد به نفس را در مدیریت زندگی افزایش می دهد.

فرایند برنامه ریزی استراتژیک در زندگی

مرحله اول: تدوین مأموریت یا بیانیه رسالت

رسالت یا مأموریت، نموداری است که مسیر زندگی آینده را مشخص می نماید. رسالت در واقع پرسشی است که پیش روی همه افراد وجود دارد؛ یعنی ما چه کاری را می خواهیم انجام دهیم. یک رسالت، بیان گر ارزش ها و اولویت های یک فرد در زندگی است و به زبان ساده، آن چه را که انسان قصد دارد در آینده انجام دهد، باید مشخص سازد و بداند برای تحقق چه چیزی تلاش می کند. تعیین رسالت یا مأموریت اصلی در زندگی، می تواند مقدار قابل توجهی از تضادهای غیر ضروری در فرد را ازبین ببرد و به بهره وری فعالیت ها کمک کند و این امر ممکن نیست؛ مگر با شناخت مسائل اصلی و مهم در زندگی. افراد به طور طبیعی در رویارویی با مسائل با به کارگیری روش های خاص خود، کوشش هایشان را صرف یافتن موضوعات اساسی موجود در آن می کنند. برخی ممکن است این گونه بیندیشند که راه حل های مختلف برای انجام این خواسته، تفاوتی نداشته، کامیابی در شناسایی موضوعات مورد نظر بیشتر به شانس و اقبال فرد بستگی دارد؛ اما به نظر می رسد که این موضوع به شانس ارتباط چندانی ندارد؛ بلکه مقوله ای است مرتبط با دیدگاه ها و روش های انتخاب شده در حل مشکلات. بهتر است که کار را با روش مند کردن مسئله به نحوی که یافتن راه حل آن تسهیل شود، آغاز کنیم.

 

 مرحله دوم: ارزیابی خود (نقاط قوت و ضعف )

به منظور اداره اثر بخش زندگی، باید همه عواملی را که بر توانایی فرد در مسیر رشد و موفقیت تاثیر دارند، مورد توجه قرار داد.نقاط قوت و ضعف (داخلی) در زمره فعالیت های قابل کنترلی هستند که انسان آنها را به شیوه ای بسیار عالی یا بسیار ضعیف انجام می دهد. آنها در سایه فعالیت های مدیریتی به وجود می آیند. یکی از فعالیت های اصلی و ضروری مدیریت استراتژیک، این است که نقاط قوت و ضعف خود را شناسایی و آنها را ارزیابی کنید.

بدون شناخت نقاط ضعف و قوت، حرکت استراتژیک میسر نیست. با مشورت با دوستان و بررسی عمل کرد خود در زندگی، نقاط ضعف و قوت خود را دقیقا مشخص نمایید.

 

مرحله سوم: شناخت ویژگی متمایز یا ویژگی منحصر به فرد

هر فرد نسبت به دیگران دارای نقاط ضعف و نقاط قوتی است .شناخت نقاط ضعف و نقاط قوت و تمرکز بر نقاط قوت، یکی از عوامل کلیدی در موفقیت در زندگی است.

ـ آیا از سطح هوش بالاتری برخوردار هستید؟

ـ آیا دارای منابع مالی منحصر به فرد هستید؟

ـ آیا در سختی ها قدرت تحمل بیشتری نسبت به دیگران دارید؟

ـ آیا قدرت دسترسی بهتر و سریع تر به منابع مورد نظر، نسبت به دیگران دارید؟

ـ آیا از حمایت دیگران برخوردار هستید؟

ـ آیا سخت کوش هستید؟

 

مرحله چهارم: ارزیابی محیط خارجی ( فرصت ها و تهدیدها)

انسان باید بتواند فرصت ها و تهدیدها را به خوبی شناسایی و تعیین کند.

مطالعه محیط (خارجی) و ارزیابی آن به این دلیل انجام می پذیرد که ما از فضایی آگاهی یابیم که می خواهیم در آن تلاش کنیم. اگر محیط ثابت بود، موضوع تأثیرات محیطی چندان مهم نبود؛ اما امروزه تغییر به عنوان یک واقعیت انکارناپذیر تلقی می شود و به همین دلیل شناخت عوامل تاثیرگذار خارجی بسیار مهم است.

هدف اصلی در این مرحله، شناخت فرصت ها و تهدیدهاست. هر موقعیتی که به حرکت و پیشرفت ما کمک کند، فرصت نامیده می شود و اگر مانع ایجاد کند، باید آن را تهدید نام نهاد.

مقصود از فرصت ها و تهدیدهای خارجی، رویدادها اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، بوم شناسی، محیطی، سیاسی، قانونی، دولتی، فن آوری و رقابتی است که می توانند به میزان زیادی در آینده به فرد منفعت یا زیان برسانند. فرصت ها و تهدیدها به میزان زیادی خارج از کنترل یک فرد است؛ از این رو از واژه خارجی استفاده می کنند.

اصل اساسی مدیریت استراتژیک زندگی این است که انسان باید برای بهره جستن از فرصت های خارجی و پرهیز از اثرات ناشی از تهدیدهای خارجی یا کاهش دادن آنها، درصدد تدوین استراتژی هایی برآید و به این دلیل، شناسایی، نظارت و ارزیابی فرصت ها و تهدیدهای خارجی می توانند موفقیت انسان را تضمین نمایند.

 

مرحله پنجم: تدوین هدف های بلندمدت

هدف، نتایج مطلوبی است که ما در انتظار آن هستیم که تقریبا شناخت و تعیین آن بسیار مشکل است. هر هدف، خود وسیله ای برای رسیدن به یک هدف بالاتر است. هدف های بلند مدت را می توان به صورت نتیجه های خاصی که انسان در تلاش رسیدن به آنهاست، تعریف کرد. از این جهت هدف ها برای موفقیت انسان لازم و ضروری هستند که تعیین کننده مسیر حرکت انسان می باشند. آنها به انسان کمک می کنند تا ارزیابی ها را انجام دهد ، اولویت ها را تعیین نماید، امور راهماهنگ کند و برای برنامه ریزی، سازماندهی و ایجاد انگیزه در خود به شیوه ای اثر بخش عمل نماید.

 

مرحله ششم: تعیین هدف های سالانه

هدف های سالانه هدف های کوتاه مدت هستند که فرد برای رسیدن به هدف های بلند مدت باید به آنها دست یابد. هدف های سالانه، مانند هدف های بلند مدت، باید قابل سنجش، چالش گر، واقعی، سازگار با سایر هدف ها و اولویت بندی شده باشند.با توجه به هر هدف بلند مدت، باید مجموعه ای از هدف های سالانه وجود داشته باشند.

ویژگی های اهداف

  • هدف باید دقیق، روشن و بدون ابهام باشد (کلی و عام نباشد).
  • هدف باید چالشی باشد (یعنی نه سهل الوصول باشد و نه دست نیافتنی).
  • هدف باید متناسب با توانایی های فرد تعیین شود.

 

مرحله هفتم: تعیین استراتژی مطلوب

استراتژی ها ابزاری هستند که انسان می تواند بدان وسیله به هدف های بلند مدت خود دست یابد. استراتژی های فرد می توانند به صورت گسترش دادن فعالیت ، تنوع بخشیدن به فعالیت ها و یادگیری یک فعالیت باشند.

 

مرحله هشتم: تعیین سیاست حرکت

سیاست ابزاری است که به وسیله آن می توان به هدف های سالانه دست یافت. مقصود از سیاست، رهنمودها، مقررات و رویه هایی است که انسان برای دست یابی به هدف های اعلان شده رعایت می کند؛ مانند ایجاد نظم در کار ،اولویت کار بر تفریح ،ارتباط با دیگران در انجام کار،انجام همزمان تحصیل ، کار و... .

عواملی که مدیریت استراتژیک در زندگی رابا شکست مواجه می کند، عبارتند از:

ـ عدم دقت در پیش بینی برنامه؛

در برنامه ریزی استراتژیک برای زندگی ،جمع آوری اطلاعات درست و دقیق بسیار مهم است. اطلاعات ناقص و غلط، منجر به شکست برنامه خواهد شد.

ـ وابستگی بیش از حد برنامه ها به یکدیگر؛

این امر باعث می شود که اگر یک برنامه، یا یک مرحله از برنامه شکست بخورد، بقیه برنامه ها نیز با شکست مواجه می شود.

ـ مرددبودن در اجرای برنامه مصوّب؛

برنامه ریزی دو قسمت دارد؛ قسمت فکری و قسمت اجرا و در اجرا نباید مردّد بود.

ـ عدم انعطاف در برنامه ریزی؛

در برنامه ریزی یک اصل وجود دارد که آن ثبات در عین انعطاف است؛ یعنی در خود هدف ثبات داریم؛ اما در راه رسیدن به آن (شیوه کار)باید انعطاف داشته باشیم.

ـ تضاد در برنامه؛

قسمت های مختلف یک برنامه نباید با هم در تناقض باشند.

نتیجه گیری

 

موفقیت برای افراد مختلف میلیون ها معنی متفاوت در بر دارد. شاید معنایی که یک فرد در نظر خود از موفقیت مجسم می کند، از دیدگاه شخص دیگر چیزی جز شکست و عقبگرد به حساب نیاید. بنابراین می توان گفت که موفقیت یک چیز (یا چیزهایی) کاملا شخصی می باشد. ممکن است یک فرد استاندارهای متعددی را در زندگی خود معین کند، و احساس کند که با اتکا به آنها می تواند به موفقیت دست پیدا کند. به هر حال همه افراد نیازمند استراتژی هایی هستند که به هر ترتیب آنها را به سوی موفقیت هدایت کند. همانطور که اشاره شد، جزئیات این استراتژی ها به طور کامل برای افراد مختلف، متفاوت می باشد.

منبع:  دانش مدیریت

پی نوشت:

1. نهج البلاغه، ترجمه شهیدی، ص380.

2. میرزاحسین نوری، مستدرک الوسائل، ج2، ص308.

3. نهج البلاغه، ترجمه شهیدی، ص150ـ151.

4. محمدرضا حکیمی و همکاران، الحیاة، ترجمه احمد آرام، ج1، ص392.

5. مولانا جلال الدین بلخی، مثنوی معنوی، ص565.

6. Srategic mangement.

7. محمّدی ری شهری، میزان الحکمة، ج2، ص551.

Mission statements. 8.

Internal strengths and weaknesses. 9.

External opportunities and threats. 10.

Long - term objectives. 11.

Annual objectives. 12.

Policies. 13

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED


+   سید محمد طباطبایی ; ۸:٤۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۱٠/۱

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir