آفتاب ایرونی

این وب لاگ با هدف ایجاد مرکزیتی برای اطلاع رسانی و ایجاد ارتباط در محیط مجازی برای مدیران،مشاوران، متخصصین و پژوهشگران جهت هم افزایی و اثر گزاری در این حوزه مدیریت ایجاد شده است.و شامل یادداشت های از مدیریت فناوری اطلاعات، بانکداری، مدیریت اجرایی،مدیریت استراتژی، مدیریت برند، مدیریت روابط عمومی،مدیریت دانش، تعالی سازمانی، بهره وری، کارآفرینی، روانشانسی، اجتماعی و خانواده می باشد. و آفتاب ایرونی اشاره به اندیشه و قدرت مدیران و متخصصین ایرانی دارد.

پیرمرد صدساله‌ای که از پنجره بیرون پرید و ناپدید شد
ساعت ۱٢:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٥/۳  کلمات کلیدی: موفقیت ، مشتری ، معرفی یک کتاب ، داستان

7-24-2014 10-51-16 AM

یوناس یوناسون - نویسنده کتاب  «پیرمرد صدساله‌ای که از پنجره بیرون پرید و ناپدید شد» - در سوئد متولد شد و بعد از امتحان کردن مهارت‌ ها‌ و شغل‌هایی مثل روزنامه‌نگاری، شانس در خانه‌اش را زد و یک شرکت بزرگ تهیه برنامه‌های تلویزیونی را تأسیس کرد. اما او که دوست داشت فراغت خودش را داشته باشد، شرکت را فروخت و با پول هنگفتی که به دست آورد، به سوئیس رفت.

7-24-2014 10-50-04 AM

در سوئیس او روی کتاب ناتمام‌اش کار کرد، بعد این کتاب ترجمه شد و برای انتشار به ۶ ناشر پیشنهاد شد. اما هیچ کدام از ناشرها به جز یکی روی خوش به این کتاب نشان ندادند.

اما خوشبختانه سرانجام یکی در انتشارات پیرات پیدا شد که کتاب را با دقت خواند و به دیگران پیشنهاد کرد. کتاب ناگهان بعد از انتشار در زمره کتاب‌های موفق قرار گرفت و چند ماه آزگار، پرفروش‌ترین کتاب سوئیس شد.

یوناسون خوشحال از موفقیت کتاب به زادگاه بازگشت، اما در استکهلم وقتی برای ارزیابی موفقیت کتاب قفسه‌های کتاب یک کتابفروشی را زیر و رو کرد، کتابش را اصلا پیدا نکرد. سرخورده از کتابفروشی بیرون آمد، اما از روی تصادف وقتی می‌خواست یک نقشه بخرد، از فروشنده در مورد کتاب پرسید و در اینجا بود که متوجه شد، نبود کتاب، به خاطر نداشتن مشتری نیست، بلکه به خاطر آن است که کتاب از فرط داشتن هواخواه اصلا روی دست فروشنده‌های نمی‌ماند و درجا به فروش می‌رسد.

7-24-2014 10-49-39 AM

خب، اصلا نباید انتظار داشته باشید که با یک کتاب ادبی کلاسیک روبرو هستید.

کتاب «پیرمرد صدساله‌ای که از پنجره بیرون پرید و ناپدید شد»، آمیزه‌ای از یک داستان پلیسی، داستان طنز و داستان سیاسی است.

قهرمان داستان پیرمرد صد ساله‌ای است که از سیستم و نظام یک خانه سالمندان به تنگ می‌آید و روز تولدش از پنجره فرار می‌کند.

در ایستگاه قطار، از روی تصادف یک چمدان پر از پول را ناخواسته صاحب می‌شود، چمدانی که از آن یک باند خلافکار و گانگستری بوده است و …

اما چیز جالب این کتاب این است که در طول خواندن کتاب، ما داستان زندگی پیرمرد قهرمان داستان را هم مرور می‌کنیم و از ورای آن تاریخ قرن بیستم را البته به صورت طنز مرور می‌کنیم. در حقیقت نویسنده کتاب هر بار به بهانه‌ای قهرمان داستان را در یک رشته اتفاقات تصادفی درگیر می‌کند تا او با تعدادی از مهم‌ترین شخصیت‌های سیاسی قرن بیستم دمخور شود: استالین، فرانکو، ترومن، چرچیل، مائو، کیم ایل سونگ و …

از این طریق و با مرور خاطرات پیرمرد، ما البته به صورت طنز در بطن حوادثی مثل ساخت بمب اتم، جنگ‌های داخلی اسپانیا و انقلاب چین قرار می‌گیریم. نویسنده حتی، قهرمان داستان را در سال‌های دهه ۱۳۲۰ به ایران هم آورده است و باعث شده او توسط سازمان امنیت وقت دستگیر هم بشود!

منبع:  1پزشک

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED

 Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید