آفتاب ایرونی

این وب لاگ با هدف ایجاد مرکزیتی برای اطلاع رسانی و ایجاد ارتباط در محیط مجازی برای مدیران،مشاوران، متخصصین و پژوهشگران جهت هم افزایی و اثر گزاری در این حوزه مدیریت ایجاد شده است.و شامل یادداشت های از مدیریت فناوری اطلاعات، بانکداری، مدیریت اجرایی،مدیریت استراتژی، مدیریت برند، مدیریت روابط عمومی،مدیریت دانش، تعالی سازمانی، بهره وری، کارآفرینی، روانشانسی، اجتماعی و خانواده می باشد. و آفتاب ایرونی اشاره به اندیشه و قدرت مدیران و متخصصین ایرانی دارد.

روشی طلایی برای ساختن یک روز عالی
ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۳/٥  کلمات کلیدی:
گاهی اوقات ممکن است این گونه احساس ‌کنید که هیچ چیز تحت احاطه و کنترل شما نیست مثل اتفاقاتی که در یک شهر بزرگ مثل تهران می‌افتد. شما در حال قدم زدن در خیابان هستید ناگهان در کنارتان دو اتومبیل به یکدیگر برخورد می‌کنند یا در مترو خواسته و ناخواسته با افراد دیگر برخورد فیزیکی پیدا می‌کنید.
همه این‌ها هر روز در زندگی شما تکرار می‌شود و شما هیچ نقشی در انتخاب یا تغییر آن ندارید. اما آن‌چه مهم است این است که انسان برای زندگی نیاز به مدیریت برای تصمیم‌گیری دارد.
اگر قرار باشد که هر اتفاقی ذهن و احساس ما را تحت‌الشعاع خود قرار دهد در این صورت باید گفت که زندگی شما از حوزه اراده‌تان خارج شده و دیگر نمی‌توانید برای آن برنامه‌ریزی کنید.
به نظر می‌رسد که در این ازدحام موجود نیاز است که تغییری در زندگی خود ایجاد کنیم. در مباحث مربوط به خلاقیت تأکید می‌شود تا زمانی که شما وابسته به اثرات دنیای بیرونی روی ذهن‌تان هستید هیچ موقع نمی‌توانید زندگی خوب و سرشار از شادی و امید داشته باشید. برای داشتن یک زندگی خوب باید تلاش کرد و این تلاش باید از خود شما و بر اساس یک برنامه‌ریزی درست صورت گیرد.

 


اورانگوتان‌ها باهوش‌ترند یا…
برخلاف بسیاری از مردم، حیوانات از هوش متفاوتی برخوردار هستند و شاید اصلا نشود در طبقه‌بندی‌ها آن‌ها را بسیار پایین‌تر از انسان‌ها قرار داد.
به عنوان مثال اورانگوتان‌ها از جمله جانداران باهوشی هستند که حتی می‌توانند با آی‌پد کار کنند. تحقیقات نشان می‌دهد که برخی از اورانگوتان‌ها توانسته‌اند از تلفن تصویری استفاده کنند یا با کامپیوتر به بازی بپردازند.
حتی اورانگوتان‌ها می‌توانند نقاشی کنند و کارهای متفاوتی انجام دهند. این نشان‌دهنده این است که اورانگوتان‌ها با توجه به این‌که در همین دنیای پرازدحام ما زندگی می‌کنند به خوبی توانسته‌اند به گونه‌ای متفاوت زندگی کنند که حتی برای ما انسان‌ها جالب و جذاب است.

اما چرا انسان‌ها به جای یک زندگی هوشمندانه و با همه امکاناتی که دارند، بیشتر غصه می‌خورند؟

باید گفت به نظر می‌رسد که انسان‌ها به‌رغم همه رشد و پیشرفتی که در زندگی خود داشته‌اند، همچنان در برداشت خلاق از خود دچار مشکل هستند. متأسفانه در مدارس نیز به این موضوع توجهی نمی‌شود.

زمانی یک فرد می‌تواند خلاق باشد که کنترل ذهن و احساس خود را در دست گرفته و به تعبیری زندگی‌اش را در مسیرموفقیت سوق دهد. انسان تنها موجودی است که اگر بخواهد می‌تواند فکر و ذهنش را کنترل کند. کنترل فکر یعنی جلوگیری از اغتشاشاتی که از بیرون به ما وارد می‌شود. ما باید برخلاف کامپیوتر بتوانیم وقتی که وقتی داده به ذهن‌مان وارد شد، بدون هیچ‌گونه عملیاتی بر روی داده‌ها آن‌ها را به عنوان خروجی تحویل دهیم. این کار یعنی تمرین روی این موضوع که اگر شما می‌خواهید امروز به یک شعر زیبا فکر کنید و روزتان را با شهد و شیرینی این شعر در هم آمیزید، نباید تحت تأثیر تزاحمات و برخوردهای بیرونی قرار بگیرید.
این کار یعنی ایجاد یک دیوار شیشه‌ای دور خود که ضمن اینکه ما را با جهان اطراف مرتبط می‌سازد و قدرت مشاهده را از ما نمی‌گیرد، در عین حال ما را در برابر مشکلات مقاوم می‌سازد. برای آن که بتوانیم خلاقیت را در زندگی‌مان حاکم کنیم باید یاد بگیریم که بر فکر و احساسات‌مان مدیریت داشته باشیم. 
مدیریت بر ذهن و احساس یعنی توانایی فکر کردن، راه رفتن و خندیدن در شرایطی که چنین امکانی برای ما وجود ندارد یا انجامش با مشکلاتی روبه‌رو است. تصور کنید که چگونه می‌شود در داخل یک بطری راه رفت و یا چگونه می‌توان در حالی که از بالای یک برج ۲۰۰ طبقه به پایین سقوط می‌کنیم، لبخند بزنیم؟
طرح این سؤالات برای این است که شما را با یک شرایط خاص مواجه کنیم. ما از لحظه‌ای که به دنیا می‌آییم و هر چه بزرگ‌تر می‌شویم بیشتر و بیشتر با کلیشه‌های زندگی، ذهن و احساس‌مان درگیر می‌شویم. به این 
داستان توجه کنید دو دوست که تحت تعالیم یک مرشد قرار داشتند بعد از آن که کلاس‌شان به پایان می‌رسد با سؤالی مواجه می‌شوند.
یکی از آن‌ها می‌گوید آیا چپق کشیدن به هنگام دعا‌کردن عملی اشتباه است؟ دوست آن رهرو می‌گوید بهتر است برویم سؤال را از استاد بپرسیم. رهرو به سراغ مرشد می‌رود و می‌پرسد: مرشد آیا می‌توانم وقتی 
دعا می‌کنم، چپق بکشم؟ مرشد می‌گوید: نه پسرم این کار درستی نیست.
رهرو وقتی از پیش مرشد می‌آید
داستان را برای دوستش بازگو می‌کند. دوست با شنیدن این جملات می‌گوید بگذار من هم این سؤال را بپرسم. او پیش مرشد می‌رود و می‌پرسد: آیا به هنگام چپق کشیدن می‌توانم دعا بکنم؟
مرشد با لبخند می‌گوید: یقیناً می‌توانی پسرم. این
داستان چه چیز را نشان می‌دهد؟ هر دو در مورد یک موضوع سؤال مشترک داشتند اما پاسخ‌ها متفاوت است. این دو پاسخ نشان می‌دهد که نحوه‌ی نگرش و برخورد ما با موضوعات مختلف، می‌تواند بسیار متفاوت و تعیین کننده باشد. ممکن است در شهر بزرگ تهران عده‌ای باشند که سقوط از یک آسمان خراش را صعود بدانند و عده‌ای دیگر ممکن است زندگی و راه رفتن در یک بطری را امکان‌پذیر بدانند.
اما اکثریت با شنیدن این موضوعات شما را محکوم به دیوانگی یا جهالت می‌کنند. اما همه این‌ها به این موضوع برمی‌گردد که رابطه‌ ما با محیط چگونه است؟ آیا کلیشه‌های زندگی اطراف، جهان ذهن ما را می‌سازد؟ یا این ذهن 
خلاق و پویای انسان است که می‌تواند جهان را دگرگون کند؟‌

روش‌هایی برای کنترل خلاق
آن‌چه که باعث می‌شود انسان در زندگی اجتماعی نتواند بر خود کنترل داشته باشد نگرانی و اضطراب و ترس و تردیدهایی است که در اطراف ما وجود دارد. گاهی نیز افراد نسبت به خود اعتماد به نفس ندارند. بنابراین راز اصلی موفقیت توجه به اعتمادبه نفس و شجاعت زندگی‌کردن است. خلاقیت تمام پتانسیل‌های ذهنی و روحی شما را به سوی زندگی بهتر باز می‌کند. شما نباید خروجی‌های و ورودی‌های ذهن‌تان را روی مسائل اطراف بسته نگه دارید. نه می‌توان به هنگام رانندگی در یک جاده کوهستانی پر پیچ و خم، دره و خطرات ناشی از آن را نادیده گرفت و نه باید نسبت به رانندگی‌کردن در چنین جاده‌ای دچار ترس و تردید شد. لذا بهترین شیوه برای موفقیتبالا بردن سطح مهارت خود برای زندگی در همه شرایط است. در بحث کنترل خلاقتأکید ما این است که هر فرد تلاش کند تا همه چیز را در کنترل خود داشته باشد.
یک تمرین ساده این است که هر روز یک سیب را در مقابل خود قرار دهید و به مدت ده دقیقه همه حواس خود را بر روی آن متمرکز کنید. سیب را خوب ببینید، ببویید، لمسش کنید، احساسش کنید، گازی به آن بزنید و فقط به سیب فکر کنید. تمرین دیگر این است که به هیچ چیز فکر نکنید.
هر روز، روزی بیست دقیقه به هیچ چیز فکر نکنید. فکر نکردن نوعی اندیشیدن خلاق محسوب می‌شود و البته کاری بسیار دشوار است. تکنیکی دیگر این است که روی یک صندلی بنشینید، یک دیوار را در روی ذهن‌تان ترسیم کنید. حال به مانند یک بوم نقاشی روی دیوار نقاشی کنید. تخیل‌کردن و با رویاها همراه شدن بهترین شیوه‌ مدیریت ذهن است که اثرات مثبتی روی زندگی هر فرد می‌گذارد. در صورتی امکان این را دارید و آبشاری را می‌شناسید در هر هفته چندبار به آن آبشار بروید، سعی کنید به آن نگاه کنید، با قطرات آب همراه شوید و خود را همچون قطرات بر روی جریان سیال آب قرار دهید. این تمرین شما را به تقویت خودباوری و اعتماد به نفس می‌رساند.
باید در نظر داشت که اگر روزی نسبت به آن که دیگران در مورد شما چه فکر می‌کنند بیشتر از حد معمول متمرکز شوید یقینا با نتایج نامطلوبی روبه‌رو خواهید شد. چرا که در آن صورت باید خود را همیشه برای زندگی با تفکر و اندیشه آن‌ها آماده سازید و این یعنی از بین رفتن کنترل خلاق بر روی ذهن و فکرتان. فرناندو پسوا می‌گوید: «کسی که خود را بزرگ می‌پندارد، اعتماد چندانی ندارد که همنوعانش او را بزرگ شمارند. او می‌ترسد نظری که در مورد خود دارد با نظرهایی ترکیب شود که همنوعانش نسبت به او دارند.» اما واقعیت این است که خود بزرگ‌پنداری نیاز به ابزار و لوازمی دارد. ابزار اصلی آن اراده به تغییر و پذیرش زندگی خلاق است.
ما باید یاد بگیریم که خلاقانه برای امروز و فردایمان تصمیم‌سازی کنیم. اسپنسرجانسون می‌گوید: «برنامه‌ریزی برای آینده نگرانی و عدم اعتماد را کاهش می‌دهد».
ما بر این باوریم که برنامه‌ریزی زمانی به نتایج مطلوب می‌رسد که ما به آگاهی و خودباوری در رسیدن به روزهای بهتر رسیده باشیم. انسان موجودی است که می‌تواند بهترین نوع زندگی را برای خود رقم بزند، به شرط آن که در این راه قدم بردارد.

منبع: مجله خلاقیت

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED

 Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید