آفتاب ایرونی

این وب لاگ با هدف ایجاد مرکزیتی برای اطلاع رسانی و ایجاد ارتباط در محیط مجازی برای مدیران،مشاوران، متخصصین و پژوهشگران جهت هم افزایی و اثر گزاری در این حوزه مدیریت ایجاد شده است.و شامل یادداشت های از مدیریت فناوری اطلاعات، بانکداری، مدیریت اجرایی،مدیریت استراتژی، مدیریت برند، مدیریت روابط عمومی،مدیریت دانش، تعالی سازمانی، بهره وری، کارآفرینی، روانشانسی، اجتماعی و خانواده می باشد. و آفتاب ایرونی اشاره به اندیشه و قدرت مدیران و متخصصین ایرانی دارد.

تعاونی خوشه زمین سالم

سلطان کرم ایران! اولین جمله‌ای است که در برخورد با نام آقای مهندس سلجوقی به آن گره خواهید خورد.
مردی مهربان که دوست دارد تجربیات خود را در اختیار همه بالاخص جوانان قرار دهد.

کمی در مورد کرمهای زباله خوار برایمان بفرمائید:

خداوند بیش از ۴۴۰۰ گونه کرم خاکی آفریده است. یکی از وظایف اصلی این کرم شخم‌زدن زمین است که برای خاک ضروری است. متاسفانه مصرف کود شیمیایی و سموم موجب از بین‌رفتن این کرم‌ها می‌شود. از ۴۴۰۰ گونه، تعداد محدودی از این کرم‌ها ویژگی‌های خاصی دارند که این کرم یکی از آنهاست. این کرم‌ها تخم گذارند. تخم این کرم‌ها کوکون یا پیله نام دارد.

کرم قرمز حلقوی هرمافرودیت یا دو جنسیتی است، اما برای باردار شدن باید حتما دو کرم داشته باشیم که یکی از آنها نقش ماده و دیگری نقش نر را ایفاء می‌کند. بعد از یک هفته از دو کرم ۲۴ کرم داریم. کرم‌های تازه متولد شده پس از ۳۵ تا ۴۵ روز قدرت باروری پیدا می‌کنند.

ویژگی منحصر به فرد این کرم‌ها داشتن پنج قلب است. نوعی که با بوم ایران سازگار است آیزینیا فوتیداست. کرم قرمز حلقوی خاکی نخستین بار در دره کالیفرنیا شناسایی شد و به همین دلیل کرم قرمز کالیفرنیایی هم نامیده می‌شود. بومی ایرانی در مقایسه، جثه کوچک‌تری دارد که هم در ایران دیده می‌شود و هم از کشورهای انگلیس، آرژانتین، هند و ارمنستان وارد ایران شده است. نوع دیگر این کرم‌هالومبریکوس روبولوس است که با آب و هوای گرم آفریقایی سازگار است. نوعی که بومی ایران است تقریبا با همه مناطق کشور سازگاری دارد و در این زمینه هیچ محدودیتی وجود ندارد.

چگونه می‌توان این کرم را پرورش داد؟ به عبارتی سرمایه مورد نیاز برای پرورش کرم چیست؟

نکته اصلی این پروژه قبل از آنکه پول باشد دانش است. ما معتقدیم که هر چند در نگاه اول شاید کار ساده‌ای به نظر برسد ولی دانش در این صنعت حرف اول را می‌زند. در خیلی از برنامه‌های آموزشی و دوره‌هایی که برگزار شده ‌است. بارها عنوان کرده‌ایم شروع این پروژه با ۵۰ هزار تومان پول یک کیلوگرم کرم هست و بقیه آن دانش و علاقه می‌باشد؛ و با این دو می‌توان موفق گردید.

چه عواملی باعث شدند که به این صنعت علاقهمند شوید و بخواهید در آن فعالیت کنید؟

در حقیقت من بر حسب تصادف با این موضوع آشنا شدم. چند سال قبل برای نخستین بار یک تن کرم قرمز خاکی حلقوی از آرژانتین وارد ایران شده بود. ضمن این که برای خرید این کرم‌ها ۵۰ میلیون تومان پرداخت شده بود و از یک کارشناس خواسته شد به موجب یک قرارداد کاری یک ساله در اجرای طرح همکاری داشته باشد. و از آنجا این جرقه به ذهنم خطور کرد اگر این کرم می‌تواند از فضولات دامی تغذیه کند، ممکن است بتواند زباله هم بخورد؛ و بعد از تحقیق و جستجوی اولیه سعی کردم آن را در کشور نهادینه کنم.

آیا می‌توانیم بگوییم که شما برای اولین بار این ایده را در کشور پیاده کردید؟

نمی‌توان گفت که من اولین نفر هستم که این ایده را پیاده کرده است. قبل از من هم این کار انجام شده است. ولی می‌توانم بگویم من اولین نفری هستم که این ایده را در کشور ترویج کرده‌ام. این ایده در زمان قبل از انقلاب و در دشت مغان و همچنین بعد از انقلاب در ۳ یا ۴ محل دیگر توسط بخش خصوصی انجام می‌گرفت. ولی دانش این کار در همان جا باقی ماند و توزیع نگردید. کاری که من انجام دادم این بود که دانش آن را در جامعه توزیع کردم. فی‌الواقع زکات علم را انجام دادم.

آیا با کسی شراکت داشتید؟ نظرتون درباره شراکت چیست؟

اصولا انجام هر کاری به صورت تیمی موفق‌تر از کار فردی است. حتی ما در عبادات به کارهای جمعی توصیه شده‌ایم. حسن کارهای گروهی این هست که می‌توان در چنین جمع‌هایی نقاط قوت و ضعف خودمان را پوشش دهیم و مکمل و متمم هم شویم. در این جمع برای سازماندهی کارگروهی یک مجموعه تحت عنوان خوشه زمین سالم را اخیرا در پی آن هستیم که تحت عنوان تعاونی خوشه زمین سالم راه‌اندازی کنیم و برای آن یک وبگاه به نشانی WWW.HECC.IR راه‌اندازی کنیم. تا بتوانیم به کسانی که وارد این صنعت می‌شوند کمک کنیم. تا ضمن آموزش بتوانند تولیدیهای‌شان را به فروش برسانند.

سعی کرده‌ایم که یک برند یا نمانام طراحی کنیم تا محصولات تحت عنوان آن به فروش برسد؛ و در این صورت چون هزینه‌های تبلیغات، بازاریابی و آگهی بین اعضای تعاونی تقسیم می‌شود. بسیار کاهش می‌یابد.

در تولیدات خود، روی صادرات هم کار کرده‌اید؟

در خصوص صادرات یک بار اقدام کردیم سفارش ۲۰۰ هزارتن محصول برای مصر و عربستان را هم گرفتیم. تازه باید تاییدیه استاندارد اخذ می‌‌کردیم و کیفیت محصول توسط خریدار واسط ایتالیایی تایید می‌شد و بر نوع مستندات لازم توافق می‌شد تا روی پاکتها و نحوه بسته‌بندی پیاده شود و...اما دقیقه آخر به خاطر نداشتن محصول به اندازه کافی موفق به این اقدام نشدیم.

آیا در حال حاضر کسی در زمینه صادرات فعالیت می‌کند؟

الان یک سری از شرکت‌ها در مقوله صادرات فعالیت می‌کنند. ولی به نظر من هنوز به آن مرحله که به یک محصول یکدست و مرغوب و البته دائمی داشته باشیم نرسیده‌ایم. محصولی که می‌خواهید صادر کنید باید دائمی جریان داشته باشد. مثل یک رودخانه هست. شما سدتان را جایی بنا نمی‌کنید که مثلا هر چهارسال یک بار باران ببارد. در محلی سد می‌زنید که یک رودخانه جریان داشته باشدو بتواند به طور مداوم آب این سد را تامین کند؛ و حتی بتوان پشت سد آن را دپو کرد. برای موفقیت در امر صادرات مستلزم این هست که محصول هم از نظر کیفیت و میزان به یک حد قابل قبول برسد.

هنگامی که این ایده به ذهنتان خطور کرد چگونه با موانع و چالش‌ها برخورد کردید؟ و چگونه نه فقط فعل خواستن بلکه فعل توانستن را برای خود صرف کردید؟

نکته اول - هر کس که ایده‌ای را مطرح می‌کند؛ و می‌تواند موفق نیز باشد. اما معمولا بزرگترین مانع یک انسان، خودش می‌باشد. که باور کند ایده‌اش شدنی هست یا نه! ما خودمان یک خودسانسوری داریم. من سعی کردم با این خودسانسوری مقابله کنم.

نکته دوم- در این ایده چون دیگران باور نمی‌کنند؛ لذا این ضرب‌المثل «خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو» در کارآفرینان بر عکس می‌باشد؛ و لذا این شعار بدین گونه است. «خواهی نشوی همرنگ، رسوای جماعت شو». شما باید طوری ایده‌تان را بگویید که رسوای جماعت بشوید. یعنی اینکه شما مورد تمسخر واقع شوید به عنوان سلطان کرم ایران. اما بعد از یک مدت مشاهده می‌کنید که واقعا سلطان کرم ایران شده‌اید.

شما باید حاضر باشید برای خودتان یک سری از این تمسخرها و کم بهایی‌ها و کم لطفی‌ها را تحمل و مقاومت کنید؛ و بایستید تا کار انجام شود. این طبیعت کارهای کارآفرینی هست.

درحال حاضر با چه موانعی روبرو هستید؟ 
ما مشکل فرهنگی داریم، و از این روی باید باورهای مردم در مواردی تغییر کند. طبعا این تغییر فرهنگ هزینه‌بر و زمان‌بر است و یاری دستگاه‌هایی را هم می‌طلبد که امکانات کافی دارند. متاسفانه صدا و سیما و دولت هم در این زمینه خوب همکاری نکرده‌اند. مسیر رو به جلو مسیر خیلی روانی نیست. بالاخره بزرگترین مشکل کارآفرین‌ها بازاریابی و بازارسازی هست. اینها سختی‌های خاص خودشان را دارند. ما تقریبا این مسیر‌ها را طی کرده‌ایم. تا یک سری از این موانع را برداریم. از جمله همین بازارسازی و بازاریابی را ما به مقوله مردمی کشیده‌ایم. امروز که شما این سوالات را می‌پرسید نشان دهنده این هست که ما توانسته‌ایم بازار سه چهار نفری را تبدیل به یک بازار ده هزار نفری بکنیم.

در مورد تبلیغات و معرفی محصولات خود، کاری از پیش برده‌اید؟

من هیچ حمایتی از سوی دولت دریافت نکرده‌ام و هر کاری هم که کرده‌ام، با هزینه شخصی خودم انجام داده‌ام که البته بسیار هم زیاد بوده است. یکی از کارهایی که باعث موفقیت من شده است این بوده که سعی کردم که این تبلیغات را از رسانه‌های دیداری، شنیداری و نوشتاری انجام بدهم؛ و در هر محفلی که قرار می‌گیرم (چه عروسی و یا دیدارهای فامیلی) در مورد ویژگی‌های این کرم صحبت می‌کنم؛ و مردم را تهییج می‌کنم.

شعار تبلیغاتی کار شما چیست؟

اول اینکه باید کارهای تبلیغاتی را به افراد متخصص و حرفه‌ای سپرد. چون من خودم حداقل رشته‌ام این نیست. اما چیزهایی که به ذهنم رسیده سعی کردم به کار ببرم. مثل «کارآفرینی با هیچ؟!»، «کرم کوچک پول ساز بزرگ»، «کرم کوچک، گنج زمین» و «سطل شما بانک ماست». باید متناسب با فرهنگ گروه مخاطب که می‌تواند یک دانش آموز، یک خانه‌دار، یک کارمند اداره و یا یک بیکار! باشد تبلیغ کرد.

کشش بازار چگونه است؟ (آیا با توجه به افزایش روزافزون افراد به این صنعت احتمال اشباع این صنعت در آینده نزدیک وجود دارد؟)

محاسبات نشان می‌دهد اگر ما تمام زباله‌های ایران را بتوانیم به کود فراوری کنیم این کمتر از ۳ الی ۴ درصد بازار ایران را جواب می‌دهد و ما حتی باید زباله وارد کنیم. همان طور که چین و هندوستان دارند زباله وارد می‌کنند. بنابراین نیاز کشور بیش از آن چیزی هست که الان در کشور تولید می‌شود. اما نکته مهم این هست که آیا بازار نسبت به محصول ما شناخت دارد تا که استفاده کند؛ و این دو مقوله جدا می‌باشد. هنوز ما معتقد هستیم که بازار شناخت کافی برای استفاده کامل از این محصول را ندارد. برای شناساندن محصول به مردم یک بخش این هست ما دهن به دهن، رو در رو و از طریق رسانه‌های دیداری، شنیداری افراد را نسبت به مزایای استفاده از این کود آگاه کنیم تا میزان استفاده بالا برود. هیچ وقت اشباع وجود ندارد چون آنقدر نیاز وجود دارد که اشباع شدنی نیست؛ و ما داریم میزان آگاهی مردم را بالا می‌بریم.

چگونه می‌توان میزان آگاهی مردم را افزایش داد؟

میزان آگاهی مردم، در ابتدا این مردم به چند گروه تقسیم می‌شوند:

الف - مصرف‌کننده مثل کشاورز، دامدار، مرغدار، پرورش دهنده آبزیان، صنعت لوازم داروئی و آرایشی. اینها هیچکدام مطلع نیستند تا از این محصول استفاده کنند.

ب- یک گروه دیگر از مصرف‌کننده دیگر جامعه من و شما هستیم که به عنوان مصرف کننده نهایی بین میوه ارگانیک و غیر ارگانیک تفاوتی قائل نیستیم.

ج- و گروه دیگر دولتی‌ها هستند که باید پشتیبانی کنند که مطلع نیستند که پشتیبانی کنند.

در صورتی که در اروپا و آمریکا مصرف‌کننده خودش باعث می‌شود که تولیدکننده به سمت استفاده از این محصول برود.

من به عنوان کشاورز می‌خواهم محصول ارگانیک تولید کنم. در صورتی که شما آن را از من نخرید می‌خواهم با آن محصول چه کنم. این یک کار نظام‌مند می‌باشد که هرکدام از ما باید نقش خاص خودش را بازی کند.

 آیا خود را موفق می‌‌دانید؟
موفقیت یک امر نسبی است و صفر و یکی نیست. من خودم را موفق می‌‌دانم البته دیگران هم این را می‌‌گویند ولی موفقیت خود را نسبی می‌‌دانم و موفقیت خودم را با پول ارزیابی نمی‌‌کنم بلکه با تعداد افرادی که می‌‌توانم برای‌شان اشتغال ایجاد کنم، ارزیابی می‌‌کنم.

اگر بخواهید هم اکنون از صفر آغاز کنید، چگونه به دنبال فرصت‌ها خواهید بود؟
قبلا هم از صفر شروع کرده‌ام و فکر کنم تغییر مسیری را بهتر از این مسیری که پیموده‌ام شاید انتخاب نکنم.

چه بخشی از کارتان بیشتر برایتان لذت بخش است؟

هر یک جوان این مملکت که در این حیطه شاغل شود برای من لذت بخش هست؛ و کیف می‌کنم همین که مطلع می‌شوم یک نفر دیگر به جماعت کرمی‌ها افزوده می‌شود.

برای آینده چه برنامه‌ای دارید؟

برنامه این هست که کل جهان را کرمی کنم.

بسیار سپاسگزار خواهم شد اگر مطلبی در تکمیل این مصا حبه به نظرتان می‌ رسد ذکر کنید.

فکر می‌کنم این اطلاعات را هرکسی مطالعه می‌کند. شرعا، عرفا و اخلاقی موظف هست که در هرجایی (اتوبوس، تاکسی، محفل شخصی و عمومی) موضوع را مطرح کند. تا انشالله این موضوع نهادینه شود. ممکن است که شما تولیدکننده نشوید. ولی همینکه این را به اطلاع دیگران می‌رسانید یک عده تولیدکننده و یک سری مصرف‌کننده می‌شوند. و به یک روزی خواهیم رسید که تقریبا هیچکس عدم آگاهی را توجیه نخواهد کرد. حداقل عدم علاقه و تلاش توجیه خواهد شد. اگر هرکدام از ما پایه این کار شویم و از خودمان شروع کنیم همان طور که در غرب حالا شروع کرده‌اند در مدارس، خداشناسی، علوم، محیط‌زیست، ریاضی، آمار و اینترنت را با این کرم آموزش می‌دهند.

خوشامدگویی به مدرسه با کرم انجام می‌شود. به بچه‌های شاگرد اول به عنوان جایزه، کرم داده می‌شود. انواع انیمیشن، بازی، کتاب داستان. تقریبا می‌توان گفت یک بسیج به معنای واقعی اتفاق افتاده که این را نهادینه کنند. فرهنگ تولید، توزیع و مصرف انرژی در مبدا. یعنی هرکسی در منزل و اداره خودش این کار را انجام دهد. به نظر می‌رسد این بحث، بحثی است که باید به نحوی در مقوله نهادینه‌سازی همه ما یک حضور همه‌گیر و بسیج عمومی داشته باشیم. مخصوصا امسال که سال حماسه سیاسی حماسه اقتصادی نامگذاری شده است. یکی از این حماسه‌های اقتصادی این هست که این زباله‌های به ظاهر بی‌ارزش را تبدیل به پول کنیم.

منبع: مدرسه کارآفرینی خورشید

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید


 

 

+   سید محمد طباطبایی ; ٤:۳٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٦/۱٤