آفتاب ایرونی

این وب لاگ با هدف ایجاد مرکزیتی برای اطلاع رسانی و ایجاد ارتباط در محیط مجازی برای مدیران،مشاوران، متخصصین و پژوهشگران جهت هم افزایی و اثر گزاری در این حوزه مدیریت ایجاد شده است.و شامل یادداشت های از مدیریت فناوری اطلاعات، بانکداری، مدیریت اجرایی،مدیریت استراتژی، مدیریت برند، مدیریت روابط عمومی،مدیریت دانش، تعالی سازمانی، بهره وری، کارآفرینی، روانشانسی، اجتماعی و خانواده می باشد. و آفتاب ایرونی اشاره به اندیشه و قدرت مدیران و متخصصین ایرانی دارد.

اطلس احساسات و هیجانات در بدن انسان

Red, yellow and orange show activated regions while blue and purple areas are deactivated in these maps of bodily sensations associated with specific emotions. Image courtesy of Lauri Nummenmaa, Enrico Glerean, Riitta Hari, and Jari Hietanen.

شکلِ اطلس و نقشه ای است که چگونگیِ پردازشِ احساسات و هیجانات را در بدنِ انسان به نمایش می گذارد.این آزمایش متشکل از 700 داوطلب با فرهنگ ها ، زبان ها و کشور هایِ گوناگون هچون فنلاند ، سوئد و تایوان بوده است.هر کدام از داوطلبین در معرضِ واژه ها ، فیلم ها و داستان ها و حتی حالت هایِ چهره هایِ گوناگونی قرار می گرفتند و بعد از آن عواطف و احساساتی را که در بدنِ خود تجربه می کردند را توضیح و شرح می دادند.

در نهایت محققان به این نتیجه رسیده اند که با وجودِ تفاوتهایِ زبانی و فرهنگی انسانها در هنگامِ مواجه با هیجاناتِ گوناگون تغییراتِ بیولوژیکی یکسانی را در بدنِ خویش تجربه می کنند.

احساسات عمومی، از جمله خشم و ترس، باعث افزایش احساس در قسمت بالایِ قفسه سینه می شود ، که به احتمال زیاد مربوط به افزایش تعداد ضربان قلب و تعداد تنفس است . احساسِ «خوشبختی یا سعادت و یا خرسندی » تنها احساسِ تست شده است که افزایش حس را در سراسر بدن به همراه داشته است .

نکته ای که فکر می کنم بد نیست به این مطلب اضافه کنم این است که از منظرِ روانشناسی تحلیلی ما هر چقدر سعی کنیم منطقی ، و عقلانی رفتار کنیم باز هم ناگزیر هستیم با واقعیتی به نامِ احساسات مواجه شویم.احساسات زمانی به وجود می آیند که ما در ارتباط با موضوعی ارزش گذاری کنیم.یونگ بر این باور بود که احساس اطلاعاتی در موردِ ارزشِ چیزها به ما می دهند.بدونِ کارکردِ احساس نمی توان به آگاهی و ادراک دست یافت.

بسیاری از فرهنگ ها مثلِ فرهنگِ مردمِ انگلیس سعی کرده اند تا جایی که امکان دارد احساسات را کنترل کنند و قوایِ عقلانشان را پرورش دهند چرا که آنها باور دارند اغلب احساسات با عقلانیت در تضاد است و در بیشتر مواقع احساسات مانع از این می شود که تصمیماتِ عقلانی به درستی گرفته شود.اما به تعبیرِ یونگ حتی عقلانی ترینِ فرهنگ ها باز ها دستخوشِ احساسات می شوند و نمی توان هیچ گاه این ادعا را کرد که فرد برایِ همیشه در مقابلِ حجمِ عواطف و احساسات مصون است.

چیزی که باور دارم بسیار اهمیت دارد این است که تمامِ این عواطفِ رنگینی که در روان و به طبع در بدن و جسم تجربه می کنیم حاصل از یک سیستمِ ارزش گذاری است . ما احساس خوشبختی می کنیم چون...ما احساسِ خشم می کنیم چون...در واقع هر احساس ، پدید آمده از یک قضاوت دربارۀ خوبی و یا بدی یک چیز و یا یک وضعیت است.در واقعِ پروسۀ جریان یافتنِ احساسات و عواطف به این شکل است که ما برایِ ارزش گذاری یک مسئله تصورات و قضاوتهایی می کنیم و بعد در نهایت آن تصورات و قضاوت ها را حقیقت محض می پنداریم و بعد بر اساسِ آن واکنش هایِ هیجانی و بیولوژییکی از خودمان نشان می دهیم.آیا می توان گامی به عقب برداشت و پیش از هجومِ احساسات بر پروسۀ درونی که منجر به چنین اتفاقی می شود نظارت داشت؟!

روزی را تصور کنید که بشر بتواند دربارۀ کلِ زندگی هیچ ارزش گذاری و هیچ قضاوت خوب و یا بدی نداشته باشد آیا در چنین شرایطی همچنان این نقشه به این شکل باقی خواهد ماند؟!

می دانم که عملی شدنِ چنین گفته ای تا چه حد دشوار و حتی غیرِ ممکن به نظر می رسد اما چنانچه بتوانیم صرفاً چنین تصوری را داشته باشیم می توانیم آگاهیِ خوبی دربارۀ شیوۀ شکل گیری بسیاری از عواطفِ مخرب را به دست آوریم. آگاه شدن از این پروسه خود می تواند گامی در جهتِ تعدیلِ احساسات به همراه داشته باشد.

عاطفه عبدی / 10 دی 92
نتایجِ این تحقیق در مجموعۀ مقالاتِ آکادمی ملی علوم چاپ شده است برایِ مطالعۀ بیشتر به این لینک مراجعه کنید.

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید

+   سید محمد طباطبایی ; ٦:۱٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٧/٢٦