آفتاب ایرونی

این وب لاگ با هدف ایجاد مرکزیتی برای اطلاع رسانی و ایجاد ارتباط در محیط مجازی برای مدیران،مشاوران، متخصصین و پژوهشگران جهت هم افزایی و اثر گزاری در این حوزه مدیریت ایجاد شده است.و شامل یادداشت های از مدیریت فناوری اطلاعات، بانکداری، مدیریت اجرایی،مدیریت استراتژی، مدیریت برند، مدیریت روابط عمومی،مدیریت دانش، تعالی سازمانی، بهره وری، کارآفرینی، روانشانسی، اجتماعی و خانواده می باشد. و آفتاب ایرونی اشاره به اندیشه و قدرت مدیران و متخصصین ایرانی دارد.

حلقه های زنجیر رو به هم وصل کنید
ساعت ٩:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۱  کلمات کلیدی: فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ، موفقیت ، روانشناسی

هم افزایی

معمولا برای هر هدف از اهداف سازمانی، یک تیمی تشکیل می شود و کارهای خاص یا محصولی خاص تعریف می شود.

داستان امروز ما راجع به سازمانی است که بی رویه ، فیلم و Demo و Help می سازد: بی رویه از تمام مراسم ها فیلم برداری می کند و آرشیو می کند. و البته اینها میتواند خیلی مفید باشد. اما چرا جواب نمیدهد؟

دلیل عدم موفقیت اکثر حلقه های سازمان را که بررسی می کنیم به این نتیجه میرسیم که هر کدام جداگانه عمل می کنند و از هم افزایی ناشی از دیگر حلقه های سازمان ، آنطور که باید استفاده نمی کنند.

مثلا تیمی از شرکت شما یک ویدئوی بلند یا یک پی دی اف طولانی و منسجم درست می کند و در یک ایمیل به تمام مشتریان خود اطلاع رسانی می کنید و خوشحالید:

اما وقتی آمار را بررسی می کنید ، متوجه می شوید که (به فرض اینکه ایمیل اسپم نشده باشه) و  و PDF را دانلود کرده باشند و نگاهی هم انداخته باشند و اهمیت آن پی برده باشند، ولی مطالب را آنطور که باید مطالعه نکرده اند.


مشکــــــــــــــل کجاست؟

۱٫        وقتی گنجی از پول داری + و پروژه هایی که ریسک در آنها زیاد است :: همه ی پولت را در یک پروژه ی با ریسک بالا مگذار

۲٫        وقتی سر چیزی که احتمال باخت آن بالاست تمام پولت را شرط بستی، بدان که بازنده ای

 

 

وقتی شما یک مستند بسیار ارزشمند و یا یک صد فیلم با ارزش دارید آن را در پروسه ی تدریجی به مشتریان ارائه دهید، موفق ترید زیرا :

۱٫        آنها هم وقت میکنند یکی یکی در زمانی که به اینترنت سر می زنند آن ها را ببیند

۲٫        و هم شما سرمایه گذاری در چیزی نمیکنید که یک شبه هزینه کنید و ده ماهه دریافت کنید.(کم کم همراه سرمایه گذاری، نتیجه را می بینیند)

 

 

و اما نکته ی اصلی، را در جزئیات همان مثال قبل توضیح می دهم:

  • تیم بازرگانی ایمیل میفرستند و SMS و نامه ی کاغذی و BLog و وب سایت و خیلی چیز های دیگر
  • تیم گرافیک و دمو سازی هم فیلم های خوبی را با توجه به سناریوهای طراحی شده می سازند
  • تیم ارتباط با مشتری همواره با مشتری در ارتباط است

حالا شما بیایید و با توجه به ارتباط جدیدی که بین هر کدام از اینهاست هم افزایی را حداکثری کنید:

  • به تیم ارتباط با مشتری بگویید که نظر سنجی از مشتری کند و بگوید چه احتیاج داری؟ (آمار درست می شود)
  • از روی بیشترین تعداد مشتری و اولویت خود مشتری ببینید به چطور کمکی احتیاج دارد
  • به تیم سناریو بگوئید که چند سناریو برای این مشکل طراحی کند
  • سناریو ها را برای مشتریان توضیح دهید و بخواهید که رای بدهند
  • با اولویت ترین سناریو را به تیم دمو سازی داده و بخواهید که سه تیم مختلف بدون اینکه از کار هم خبر داشته باشند ، سه اتود و پیش تولید انجام دهند
  • دوباره بهترین پیش تولید را از مشتری بخواهید که انتخاب کند
  • دموی نهایی را برای ده درصد مشتریان خود بفرستید و آسیب شناسی کنید
  • دموی نهایی نهایی شده را به روشی که برای هر مشتری پسندیده تر است برایش بفرستید:
    • مثلا مشتری با دی وی دی راحت است که با پست ارسال شود
    • مشتری دیگری با آپلود در اینترنت و یا پیوست به ایمیل راحت تر است
    • مشتری دیگری دوست دارد به صورت فایل پی دی اف در Kindle آنرا بخواند

با وصل کردن حلقه ها، و استفاده از قدرت هر بخش در بخش دیگر به نتایج بسیار تاثیر گذار تری خواهید رسید.

همه ی افراد یک سازمان هر کدام در تیمی عضو هستند و باید خود را عضو یک جامعه ی واحد بدانند

مثل بازیکنان تیم فوتبال همگی باید هر روز همدیگر را عضو یک تیم بدانیم و نه ده ها تیم جدا از هم : البته جدا بودن این تیم ها برای مدیریت متمرکز تر حتما لازم است