آفتاب ایرونی

این وب لاگ با هدف ایجاد مرکزیتی برای اطلاع رسانی و ایجاد ارتباط در محیط مجازی برای مدیران،مشاوران، متخصصین و پژوهشگران جهت هم افزایی و اثر گزاری در این حوزه مدیریت ایجاد شده است.و شامل یادداشت های از مدیریت فناوری اطلاعات، بانکداری، مدیریت اجرایی،مدیریت استراتژی، مدیریت برند، مدیریت روابط عمومی،مدیریت دانش، تعالی سازمانی، بهره وری، کارآفرینی، روانشانسی، اجتماعی و خانواده می باشد. و آفتاب ایرونی اشاره به اندیشه و قدرت مدیران و متخصصین ایرانی دارد.

از کجا آمده ام و....
ساعت ۱:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٠  کلمات کلیدی: حکایت های آموزنده

مدتی است که بازار حاجی ها داغ است و بصورت حضوری، پیامک و پست الکترونیک خیر خوش این سفر معنوی را به دوستان داده و از اطرافیان، همکاران و دوستان طلب حلالیت دارند.

راستش کمی به دوستان حسودیم شد، چه سعادت بزرگی که نصیبشون شده، امید وارم که حج همگی مقبول درگاه حق تعالی قراربگیرد و از برکات این سفر معنوی بهرمند شوند .

فقط ی سوال برام پیش اومد؟


آیا دیار  دوست فقط از طریق زیارت خانه او میسر است؟

مگر او از رگ گردن به بندگانش نزدیک تر نیست؟

مگر ما هر روز او را 5 بار نمی خوانیم؟

پس چرا برای زیارت حضرتش فقط گرد و غبار از روی می شوییم و با دلی پر از کینه و پلشتی و دستانی آلوده به حق دیگران به نماز می ایستیم؟

آیا نباید از کسانی که حقش را ناحق کرده ایم، در حقشان بدی روا داشته ایم، چه همسر، چه فرزند ، همکار ، همسایه و... برای زیارت یار ،حلالیت بطلبیم وبا  سیمایی نورانی و دستانی پر از خیر و دعای ایشان به نماز به ایستیم.

چگونه از خدا طلب بهترین ها و ... را می کنیم، در صورتیکه رویمان سیاه و دستانمان آلوده است؟

آیا هرگز با دستانی آلوده بر سر سفره ای حاضر شده اید؟

آیا براستی فرصتی برای جبران گذشته خواهیم داشت؟

مگر این اقامه نماز جز بندگی در درگاه حق و خدمت به خلق خدا نیست؟

آیا باید فقط شب احیای سال دیگر و موسم حج دیگری که آیا چمشنمان آنرا ببیند، برای کرده خود طلب حلالیت کنیم؟

آیا تا کنون زمانی برای تفکر در اعمال و کردارمان گذاشته ایم؟

خود را چگونه قضاوت می کنید؟

من نمی دانم ؟ اما همین حالا از همه دوستان طلب بخشش دارم و امیدوارم فرصت جبران آنرا داشته باشم.