آفتاب ایرونی

این وب لاگ با هدف ایجاد مرکزیتی برای اطلاع رسانی و ایجاد ارتباط در محیط مجازی برای مدیران،مشاوران، متخصصین و پژوهشگران جهت هم افزایی و اثر گزاری در این حوزه مدیریت ایجاد شده است.و شامل یادداشت های از مدیریت فناوری اطلاعات، بانکداری، مدیریت اجرایی،مدیریت استراتژی، مدیریت برند، مدیریت روابط عمومی،مدیریت دانش، تعالی سازمانی، بهره وری، کارآفرینی، روانشانسی، اجتماعی و خانواده می باشد. و آفتاب ایرونی اشاره به اندیشه و قدرت مدیران و متخصصین ایرانی دارد.

اعتماد


به نظر شما وجود اعتماد بین افراد چقدر مهم است؟ تا به حال فکر کرده اید که اگر بین هیچ دو نفری در روی کره زمین اعتماد وجود نداشت زندگی چگونه بود؟ فکر می کنید بیشتر یا کمتر بودن اعتماد بین شما و خانواده چه نقشی در زندگی شما خواهد داشت؟ بین شما و دوستانتان چطور؟ بین شما و همکاران چی؟ بین شما و سازمانتان؟ بین شما و مسوولین و حکومت داران؟

اعتماد نقطه ای مرکزی و اصلی در زندگی انسانی ما است. انسانها برای برطرف کردن نیازهای مادی و معنوی خود نیاز دارند که به دیگران تکیه کنند. بدون اعتماد ما نه تنها کمتر شاد خواهیم بود بلکه عملکردمان در گروه یا سازمان نیز کاهش پیدا خواهد کرد. اعتماد در تمامی جنبه های زندگی ما وجود دارد؛ از آنجاییکه از کسی در خیابان می پرسیم ساعت چند است تا جاییکه فرزندمان را به مهدکودک می سپاریم، اینکه برای خود شریک زندگی انتخاب می کنیم یا اینکه سوار هواپیما می شویم.

فارغ از بحث روانشناسی و عاطفی، اعتماد به کارها سرعت می دهد، تصور کنید در تیمی کار می کنید که اعضا به یکدیگر اعتماد ندارند؛ برای هر کاری لازم است کلی بحث و کشمکش باشد و بسیاری از نیروی فکری شما صرف پیداکردن نیتهای اعضای تیم خواهد شد. مشخص است که سرعت و کیفیت کارها در این تیم کاهش پیدا می کند. از طرف دیگر وجود اعتماد در تیم، سرعت و کیفیت را افزایش خواهد داد.

برای بسیاری از ما اعتماد مانند خوشحالی و دوست داشتن است؛ آن را حس می کنیم اما توضیح اینکه چرا به بعضی از افراد، شرکتها و حتی دولتها اعتماد می کنیم و به برخی دیگر اعتماد نمی کنیم خیلی ساده نیست.

آموختن عوامل اعتماد و اینکه کجا باید اعتماد کرد و کجا نباید اعتماد کرد تاثیر بسیار زیادی در زندگی ما دارد. چرا که هم اعتماد در شرایطی که نباید اعتماد کرد زیانبار است و هم عدم اعتماد در شرایطی که باید اعتماد کرد، بسیاری از فرصتها را از ما میگیرد.

با اعتماد کردن به دیگران ما خودمان را در موقعیتی شکننده قرار می دهیم. برخی افراد اصولا ترجیح می دهند که به دیگران اعتماد نکنند مگر خلاف آن ثابت شود. اما این تصمیم درستی نیست؛ چرا که نه تنها از احساس خوشبختی ما در زندگی می کاهد (حس اعتماد به احساس آرامش و خوشبختی کمک می کند) بلکه گاهی اوقات منجر می شود که طرفی که واقعا قابل اعتماد است پیغامهایی را از ما دریافت کند که بر اساس آنها تصمیم بگیرد ارتباط با ما را کمرنگ تر کند یا میزان صمیمت خود را کاهش دهد. حتی ممکن است ما ناآگاهانه رفتارهایی را از خودمان نشان دهیم که باعث شود اعتماد دیگران به ما کمتر شود.

تا اینجا گفتیم که یاد گرفتن در مورد عوامل اعتماد به ما کمک می کند که بهتر تشخیص دهیم که کجا اعتماد کنیم و کجا اعتماد نکنیم. مساله مهم دیگر برای یاد گرفتن عوامل اعتماد این است که به ما کمک می کند که با رفتار صحیح بتوانیم اعتماد دیگران را جلب کنیم. یکی از کلیدی ترین نکات در مدیریت و رهبری کردن یک تیم این است که بتوانید اعتماد سایر اعضای تیم را به خود جذب کنید.

اعتماد چیست؟ بطور کلی اعتماد یعنی احساس راحتی از عمل یک فرد در شرایطی که احتمال صدمه دیدن شما وجود داشته باشد. در ارتباطات یک نفر با یک نفر یعنی اینکه شما تمایل دارید که خود را در برابر فرد دیگر آسیب پذیر قرار دهید؛ چرا که این انتظار مثبت را دارید که طرف مقابل بر اساس منافع شما عمل می کند و یا حداقل اینکه موجب وارد شدن زیان به شما نمی گردد.

به عنوان مثال شما به دوست صمیمی خود به راحتی پول قرض می دهید و در مقابل هیچ نوع تضمینی از قبیل چک و سفته و غیره از او درخواست نمی کنید؛ به این معنی که به او اعتماد دارید یعنی انتظار مثبتی دارید که او پول شما را پس خواهد داد. اما هیچ وقت به یک فرد غریبه بدون دریافت ضمانت پولی قرض نمی دهید چون این حس مثبت و انتظار برای شما وجود ندارد که او منافع شما را در نظر خواهد گرفت و بموقع پول شما را برخواهد گرداند.

این تعریف از اعتماد تنها مختص روابط نفر به نفر نیست بلکه در ارتباط با گروه، سازمان، موسسات، دولتها و… نیز تعریف اعتماد به همین شکل است. روزی در اداره مالیات بودم فردی که مالیات خود را پرداخت کرده بود و فیش واریزی را به مسوول دریافت داد. فرد مسوول نیز اطلاعات فیش را وارد کامپیوتر کرد و به فرد مالیات دهنده اعلام کرد که کار شما تمام شده و می توانید تشریف ببرید. اما آن فرد با اصرار زیاد از مسوول خواست که رسیدی مبنی بر دریافت فیش مالیات به او بدهد و هرچه که مسوول گفت که اینکار لازم نیست باز فرد مالیات دهنده زیربار نرفت و نهایتاً رسید را دریافت کرد. این نشان می دهد که آن فرد این اعتماد را به سازمان امور مالیاتی نداشته که در آینده این سازمان بر اساس منافع او عمل خواهد کرد و یا حداقل به ضرر او عمل نمی کند و با دریافت رسید میخواسته که ریسک خود را پایین بیاورد.

خوب، چه عواملی موجب می شود که ما به فردی یا سازمانی اعتماد کنیم و به دیگری نکنیم؟ برای پاسخ به این پرسش ابتدا طرفهای اعتماد را توضیح مختصری می دهم.

اجزای اعتماد

همانطور که در شکل بالا مشاهده می شود اجزا یا طرفهای اعتماد عبارتند از اعتماد شونده (فرد، گروه، سازمان،…) و اعتماد کننده و در بین آنها نیز اعتماد وجود دارد. ده عامل برای برقراری رابطه اعتماد وجود دارد که این ده عامل نیز به دو دسته تقسیم می شوند: عواملی که در حوزه اعتماد کننده است و عواملی که در حوزه اعتماد شونده و یا شرایط موقعیت قرار دارند.

عوامل اعتماد کننده

این دسته عواملی هستند که در طرف اعتماد کننده قرار دارند به عبارت دیگر این دسته از عوامل فارغ از اینکه طرف اعتماد شونده چه خصوصیاتی دارد بر رابطه اعتماد تاثیر میگذارند. حتما افرادی را دیده اید که عموماً بیشتر از سایرین اعتماد می کنند و یا شاید افرادی را دیده اید که به سختی اعتماد می کنند. عوامل زیر هستند که منجر به این می شوند که فردی دارای توان اعتماد بیشتر یا کمتری باشد.

  •  تحمل ریسک (Risk Tolerance): تا چه حد ریسک کردن برای فرد راحت است.
  • تطبیق روانی (Psychological Adjustment): تا چه حدی فرد دنیای اطراف خودش را خوب می داند (یا ادعا می کند که لبریز از بدی است) و همچنین چقدر اعتماد به نفس دارد.
  • قدرت نسبی (Relative Power): در موقعیت موجود فرد چقدر قدرت دارد که خیانت به اعتماد را تنبیه کند و خسارت بگیرد.

عوامل مربوط به موقعیت و  اعتماد شونده 

این دسته، عواملی هستند که طرف اعتماد کننده با بررسی آنها و یا از طریق آنها تصمیم میگیرد که تا چه حد اعتماد کند.

  • امنیت (Security): میزان امنیتی (یا ریسکی) که در موقعیت وجود دارد.
  • تشابهات (Similarities): میزان مشابهت فرد اعتماد کننده با فرد اعتماد شونده (مثلا همشهری بودن، همزبان بودن و…)
  • همسویی منافع (Alignment of Interests): تا چه حد منافع اعتماد شونده و اعتماد کننده در یک راستا قرار دارند. یعنی با تامین منافع اعتماد شونده منافع اعتماد کننده نیز تامین می شود.
  • خیرخواهی (Benevolent Concern): تا چه حد طرف اعتماد شونده این ویژگی را دارد که برای اعتماد کننده خوبی بخواهد.
  • توانمندی (Capability): تا چه حد اعتماد شونده توانایی دارد که منافع اعتماد کننده را تامین کند.
  • قابل پیش بینی و مقید بودن (Predictability and Integrity): تا چه میزانی اعتماد شونده همیشه در شرایط مختلف رفتار یکسانی دارد. مثلا اینکه همیشه به وعده عمل می کند و یا مثلا دروغ نمی گوید و…..
  • ارتباطات (Communication): میزان ارتباط بین اعتماد کننده و اعتماد شونده بستری است که بر اکثر موارد بالا تاثیر میگذارد و هرچه بیشتر باشد شرایط و ویژگیهای طرفین برای یکدیگر مشخص تر است.

منبع: وب سایت اعمادقائنی

+   سید محمد طباطبایی ; ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۸/۱

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir