آفتاب ایرونی

این وب لاگ با هدف ایجاد مرکزیتی برای اطلاع رسانی و ایجاد ارتباط در محیط مجازی برای مدیران،مشاوران، متخصصین و پژوهشگران جهت هم افزایی و اثر گزاری در این حوزه مدیریت ایجاد شده است.و شامل یادداشت های از مدیریت فناوری اطلاعات، بانکداری، مدیریت اجرایی،مدیریت استراتژی، مدیریت برند، مدیریت روابط عمومی،مدیریت دانش، تعالی سازمانی، بهره وری، کارآفرینی، روانشانسی، اجتماعی و خانواده می باشد. و آفتاب ایرونی اشاره به اندیشه و قدرت مدیران و متخصصین ایرانی دارد.

تفاوت و رابطه تجربه کاربری و کاربرد پذیری

حتماً شما نیز تاکنون دو عبارت “تجربه کاربری (User Experience)”و “کاربرد پذیری (Usability)”را به وفور شنیده‌اید و دیده‌اید که در بسیاری از موارد این دو عبارت به جای یکدیگر استفاده می‌شود. به بهانه نزدیکی روز جهانی کاربرد پذیری، قصد دارم که در این مقاله به بررسی تفاوت‌ها و رابطه بین این دو مفهوم بپردازم.


تصور کنید، شما می‌خواهید دوربین بخرید، وارد یک سایت فروشگاهی می شوید، دوربین مورد نظر خود را سریعاً در سایت پیدا می‌کنید. به سادگی و بدون مشکل آن را به سبد خریدتان اضافه کرده و به درگاه بانکی ارسال شده و هزینه را پرداخت می‌کنید و در زمان بسیار کوتاه دوربین به دست شما می‌رسد و شما خوشحال و هیجان زده دوربینتان را دریافت می‌کنید.

 
در حالت دوم تصور کنید، شما برای خرید دوربین به یک فروشگاه لوازم دیجیتال مراجعه می‌کنید، ده دقیقه ایی طول می‌کشد تا بخش مربوط به دوربین‌ها را پیدا کنید، اما در آن بخش افراد زیادی در حال دریافت خدمت از فروشندگان هستند و چندین دقیقه طول می‌کشد تا صدای شما به فروشنده برسد اما او به شما می‌گوید باید از فروشنده ایی که در سمت دیگر ایستاده راهنمایی بخواهید، شما به آن فروشنده مراجعه می‌کنید اما او به شما می‌گوید در حال حاضر از این دوربین در فروشگاه وجود ندارد می‌توانید، مدل دیگری را انتخاب کنید و یا بعدا با فروشگاه تماس بگیرید، شما بعد از گذراندن حداقل ۳۰ دقیقه بدون آنکه دوربینتان را خریده باشید فروشگاه را ترک می‌کنید.
 
این دو سناریو تفاوت دو مفهوم تجربه کاربری و کاربرد پذیری را برای شما به تصویر کشیده است. کاربرد پذیری به این سؤال پاسخ می‌دهد که «آیا کاربر در دو سناریو بالا موفق به بدست آوردن هدف (خرید دوربین) شده است؟» و تجربه کاربری به این سؤال پاسخ می‌دهد که «آیا کاربر در فرآیند خرید تجربه تا حد ممکن لذت بخشی داشته است؟»
 
طبق تعریف موسسه ایزو: کاربرد پذیری به اثر بخشی، بهره‌وری و رضایت کاربر در مسیر بدست آوردن هدف در یک محیط مشخص می پردازند. (ISO 9241-11) در حالی که تجربه کاربری به همه جنبه های تجربه کاربر در حین تعامل با محصول، خدمت، محیط و یا ابزار توجه می‌کند. (ISO 9241-210)
 
به عبارت دیگر کاربرد پذیری یعنی کاربر می‌تواند به سهولت به هدف خود در محصول شما دست یابد؟ در حالی که تجربه کاربری تجربه ایی است که کاربر در مواجه با محصول یا خدمت (همه ابعاد آن) بدست میاورد. تجربه کاربری یک مفهوم انتزاعی است و به احساس کاربر مرتبط است در حالی که کاربرد پذیری درباره عملکرد محصول و قادر سازی کاربر برای بدست آوردن هدف مورد نظرش به سهولت می‌باشد.
 
اگر بخواهیم کاربرد پذیری را در حوزه وب تعریف نمایم، هدف کاربرد پذیری ساخت وب‌سایتی است که کاربر بتواند به سهولت با آن کار کرده و طی ساده‌ترین فرآیند ممکن به هدف خود از مراجعه به سایت دست بیابد در این صورت است که تجربه کاربری او قبل، در حین و بعد از استفاده از آن سایت، تجربه‌ای شاد و لذت بخش خواهد بود.
 
تجربه کاربری و کاربرد پذیری یک سامانه را می‌توان از میزان بازگشت کاربر برای تکرار عمل قبل (با فرض اینکه کاربر می‌تواند رقبای شما را انتخاب کند) سنجید.
 
 
بنابراین همان‌گونه که ملاحظه می‌کنید کاربرد پذیر بودن یک وب سایت می‌تواند منجر به خلق تجربه لذت بخش از سایت گردد پس می‌توان گفت کاربرد پذیری در رابطه با ایجاد سهولت در کاربری می‌باشد تا کاربران بتوانند به اهداف مورد نظر خود در طی تعامل با سایت به سهولت دست یابند. حال آنکه تجربه کاربری بر درک کاربر از تعامل با سایت تمرکز دارد. به عبارت دیگر می‌توان گفت هدف کاربرد پذیری ایجاد یک مسیر آسان به سمت هدف است در حالی که تجربه کاربری به احساس و درکی که کاربر در طی این مسیر پیدا می‌کند می‌پردازد.
 
اگر بخواهم در قالب تمثیل به تشریح این دو عبارت بپردازم، کاربرد پذیری را به یک بزرگراه و تجربه کاربری را به یک جاده پر پیچ و خم کوهستانی تشبیه می‌نمایم. رانندگی در بزرگراه ساده و قابل حدس است در حالی که یک جاده کوهستانی سرشار از ماجراجویی ست و هر لحظه امکان رخ دادن یک رویداد خاص وجود دارد، رویدادی که می‌تواند منجر به انزجار و یا علاقه و لذت از مسیر در شما گردد.
 
 
متخصصان این دو عبارت نیز گرایش تخصصی متفاوتی دارند، متخصصان کاربرد پذیری معمولاً طراحان رابط کاربری هستند، در حالی که تیم تجربه کاربری از تخصص‌های مختلفی مانند بازاریابی، تحقیق و توسعه، طراحان محصول، گرافیست‌ها و طراحان واسط کاربری تشکیل می‌گردد. مقایسه جنس تخصص‌ها نشانگر آن است که کاربرد پذیری عاملی در خلق تجربه کاربری است.
 
تجربه کاربری واسط کاربر و برند ماست زیرا در تجربه کاربری ما به این سؤال که «کاربر چه می‌خواهد؟» پاسخ می‌دهیم و بهترین شرایط برای دستیابی به خواست او را برایش طراحی می‌کنیم، هرچه این طراحی بهتر انجام گیرد تجربه جذاب و ارزشمند‌تری برای کاربران خلق می‌شود. دقت نمایید که منظور از ارزش از دیدگاه کاربر، ترازوی خواست کاربر در مقابل عرضه ما به عنوان تولید کننده محصول است.
 
ارتباط بین تجربه کاربری و کاربرد پذیری
 
کاربرد پذیری از آنجایی که بر دستیابی به هدف تمرکز دارد، مفهوم بسیار ظریف‌تری نسبت به تجربه کاربری است، در مقابل آن تجربه کاربری "نتایج بدست آمده،عملکرد، کارایی سیستم،رفتار تعاملی و قابلت دستیاری از طریق سیستم تعاملی" می‌باشد. اساساً این بدان معنا است که تجربه کاربری به فاکتورهای انسانی (Human Factor)، طراحی، ارگونومی،تعامل انسان و کامپیوتر (HCI)، دسترسی پذیری (Accessibility)، بازاریابی و همین‌طور کاربرد پذیری وابسته است. راه جایگزین دیگری برای بررسی این رابطه آن است که تجربه کاربری را به : ابزار، کاربرد پذیری، ایجاد اشتیاق کردن (desirability) و تجربه برند، تقسیم کنیم. بهترین شیوه نمایش این تقسیم بندی استفاده از دایره های تو در تو است بطوریکه داخلی‌ترین دایره پایه و اساس تجربه کاربری است.
 
 
 
در نهایت می‌توان گفت تجربه کاربری برابر با زیرکی و کاربرد پذیری برابر با عملکرد است. اینکه یک سامانه کاربرد پذیر باشد به این معنا نیست که حتماً تجربه کامل و عالی را برای کاربرانش خلق کرده است. شما چطور؟ آیا در طراحی محصولاتتان بر تجربه کاربری تمرکز دارید؟

+   سید محمد طباطبایی ; ۳:۳٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۸/٢