آفتاب ایرونی

این وب لاگ با هدف ایجاد مرکزیتی برای اطلاع رسانی و ایجاد ارتباط در محیط مجازی برای مدیران،مشاوران، متخصصین و پژوهشگران جهت هم افزایی و اثر گزاری در این حوزه مدیریت ایجاد شده است.و شامل یادداشت های از مدیریت فناوری اطلاعات، بانکداری، مدیریت اجرایی،مدیریت استراتژی، مدیریت برند، مدیریت روابط عمومی،مدیریت دانش، تعالی سازمانی، بهره وری، کارآفرینی، روانشانسی، اجتماعی و خانواده می باشد. و آفتاب ایرونی اشاره به اندیشه و قدرت مدیران و متخصصین ایرانی دارد.

دروغ هایی که مشتریان می گویند

نمادی از دروغ گویی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بسیار پیش میاد که مشتریان شما با هدف کاستن از هزینه کار و مسلط جلوه دادن خود از چند و چون کار، دست به مبالغه، پیچوندن یا دروغگویی می زنند. به عنوان نمونه در پاسخ به قیمت پیشنهادی شما ادعا می کنند که خودشون یا پسرخاله اشون هم میتونه این کار رو انجام بدن منتها چون امشب قراره یه شهاب آسمانی بیفته توی کوچه اشون و از بیم جان خودشون باید فرار کنن فرصت نمی کنن روی این پروژه کار کنن!

بله دوستان، هم مشتریان ما و هم بعضا خود ما در جایگاه مشتری دستاویز چنین جملاتی میشیم تا از این طریق منفعت بیشتری کسب کنیم. در این نوشتار من سعی دارم با الهام از مقاله 14+ Things Your “Client” Says That They Probably Don’t Really Mean کمی بیشتر در این مورد بنویسم و به  برخی از ادعاهای کذب مشتریان اشاره کنم. پس اگر شما یک آزاد کار یا مجری هستید دعوت می کنم که تا انتها همراه من باشید.


1 – من در حال حاضر هیچ سوالی ندارم

از این جمله باید ترسید. چرا که در معامله ای که پول رد و بدل میشه و کارفرما در ازای پول خودش انتظار سرویس یا محصولی رو داره همیشه نا رضایتی هایی پیش خواهد اومد که ناشی از بی توجهی های آغاز کار و مرحله جمع آوری نیازمندی های پروژه است. اگر شما در مورد تم رنگ حاکم بر سازمان کارفرما سوالی نپرسید و کارفرما هم فقط با گفتن اینکه ما یک سایت برای شرکتمون میخایم پروژه رو به شما واگذار کنه باید بگم که دردسر در کمین شماست. وقتی کارفرما میگه سوالی ندارم، احتمالا در حین یا در خاتمه کار بر روی اعصاب شما رژه خواهد رفت.

 

2 – الان دقیقا نمی دونم چی میخام، اما اگر یه چیز مشابه مد نظرم رو ببینم می تونم بگم خودشه یا نه

خیلی از مواقع کارفرما درک دقیقی از نیاز خودش نداره و با رویی خوش و گشاده نیازسنجی و انجام کار رو به شما محول می کنه. اما در حین کار و با دیدن پیشرفت کار ابراز نارضایتی می کنه. چنین مشتریانی جزو دسته رژه روندگان بر اعصاب هستند و مطمئن باشید کسی که نمی دونه چی میخاد به احتمال زیاد حاصل کار شما رو هم نخواهد خواست. پس با گفتن یک نه (No) محکم به سراغ مشتری بعدی برید.

 

3 – الان نمی تونم دستمزدت رو بپردازم، اما بعدا از خجالتت در میام

تنها موقعی پذیرای چنین شرایطی باشید که کارفرما از آشنایان و دوستان صمیمی شما باشه و شما هم قصد لطف کردن داشته باشید. اما اگر چنین نبود و حتی اگر کارفرما آشنای شما بود و قصد لطف کردن بهش رو نداشتین باید با سیاست از انجام کار شونه خالی کنید. وقت شما طلاس، چرا شما طلا خرج کنید و دیگری نکند؟ البته اگر جزو تازه کارها هستید، انجام چنین پروژه هایی دست کم می تونه برای شما تجربه ای ارزشمند باشه. اما این مورد هم نباید باعث سو استفاده بشه.

 

4 – در حال حاضر بودجه ام کم هست و تازه می خام شروع کنم

عبارت هایی مشابه بالا بیشتر زمانی از جانب کارفرما ها بیان میشه که اون ها قصد برانگیختن احساس شما رو داشته باشن تا از این راه با همدرد شدن شما با اون ها یه تخفیف کشکی بگیرن و برن به سلامت. اما دوستان، هر چیزی یه بهایی داره، چطور هست که اون ها پا نمیشن برن اداره برق منطقه و بگن تو رو خدا پول برق از ما جوون ها کمتر بگیرید و راست راست میان پیش شما و می گن یه تخفیف مشتی بهمون بده؟!

 

5 – کار خیلی سختی هم نیست، عمه من هم می تونه انجامش بده

این یکی از همون دروغ های شاخ داری هست که زیاد مرسوم هست و کارفرما هم میخاد تخفیف بگیره و هم خودش رو با سواد جلوه بده. اگر این کار واقعا ساده است پس کارفرما نیازی به مهارت شما نداره و داره دروغ می گه. البته بعضی مواقع کارفرما این رو میگه که شما کوتاهی نکنید و کشک بادمجون تحویل ندید. اما بیشتر مواقع کارفرما میخاد تو سر مال بزنه. بعضی از مواقع هم کارفرما با هدف مشابه بالا ادعا می کنه که عمه ی من یا پسر عموی من این کاره است منتها امروز حال کردم با تو کار کنم. نه جانم، خودتی…

 

6 – راستش من خودم می دونم چطور این کار رو انجام بدم، اما وقت نمی کنم

واقعا نمیشه گفت تمام مشتریانی که ادعای فوق رو دارن میخان بلوف بزنن. شاید واقعا همین طور باشه. اما این امکان هم وجود داره که اون ها صرفا ادعا می کنن و در عمل واقعا نمی دونند چکار کنند. تنها تجربه و مهارت های اجتماعی هست که می تونه به شما در تشخیص این مورد کمک کنه. اما بهتر هست شما حسن نیت داشته باشید.

 

7 – قربون دستت مهندس، من این رو برای یک ساعت دیگه نیاز دارم

واقعا چه اتفاقی میفته اگر کارفرما به جای یه ساعت دیگه، 5 ساعت دیگه کارش رو تحویل بگیره؟ این تقصیر خود کارفرماست که از زمان درست استفاده نکرده و گذاشته برای دقیقه نود. این مورد توی ایران بیشتر برای تکالیف مدرسه و دانشگاه دیده میشه و افراد توی سایت های درج پروژه می گن ما کار رو برای همین امشب میخایم. قبول چنین کارهایی توام با فشار زیاد هست. اگر چنین کارهای فوریت داری رو قبول می کنید، دستمزدی بالاتر از حد عادی طلب کنید.

 

8 – لطفا تشریف بیارین دفتر تا با هم گفتگو کنیم

کارفرما ها عادت دارن شما رو مقید به شرایط خودشون کنن. اگر مجری با تجربه ای هستید و سوابق کاری شما به راحتی در دسترس هست به سادگی زیر بار قرار ملاقات نرید. تنها قرار ملاقات هایی رو به راحتی قبول کنید که منتج به پروژه بزرگ و زمان بر بشه. در حالت های عادی و پروژه های کوچک، کار با ایمیل و تلفن قابل انجام هست و کارفرما می خواد روی شما اثر روانی بذاره و یا با پرسیدن چند مورد از شما به پاسخ هایی برسه که یه جای دیگه از اون ها استفاده کنه.

منبع: دانشنامه اقتصاد و مدیریت

+   سید محمد طباطبایی ; ٩:٢٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۸/٢٢