آفتاب ایرونی

این وب لاگ با هدف ایجاد مرکزیتی برای اطلاع رسانی و ایجاد ارتباط در محیط مجازی برای مدیران،مشاوران، متخصصین و پژوهشگران جهت هم افزایی و اثر گزاری در این حوزه مدیریت ایجاد شده است.و شامل یادداشت های از مدیریت فناوری اطلاعات، بانکداری، مدیریت اجرایی،مدیریت استراتژی، مدیریت برند، مدیریت روابط عمومی،مدیریت دانش، تعالی سازمانی، بهره وری، کارآفرینی، روانشانسی، اجتماعی و خانواده می باشد. و آفتاب ایرونی اشاره به اندیشه و قدرت مدیران و متخصصین ایرانی دارد.

نهضت عاشورا و انتخاب‌های استراتژیک


نگرش استراتژیک، نگاهی است که طی آن عناصر تصمیم‌گیر و تصمیم‌ساز در ارتباط با پدیده‌های سیاسی و اجتماعی، تمهیداتی را در نظر گرفته تا قبل از پیش آمدن مشکلات احتمالی، از وقوع آنها آگاهی یافته و عکس‌العمل مناسبی را در برابر آن اتخاذ نمایند.

در این شرایط عناصر مذکور می‌بایست برای دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده، بسترهای مناسبی را با تکیه بر شرایط موجود فراهم نموده و کلیه توان خود را در جهت تحقق آن اهداف به کار گیرند. به دنبال این مطلب، انتخاب استراتژیک، بهترین و مناسب ترین انتخابی است که در یک برهه زمانی خاص، یک فرد یا یک جریان، بر اساس شواهد و دانش خود و با تکیه بر موارد مطرح شده فوق، می‌تواند اتخاذ نماید . بی‌تردید تاریخ مناسب‌ترین بستر تجربی برای سنجش انتخاب‌های استراتژیک در ادوار مختلف است؛ چرا که با مطالعه تاریخ می‌توان پی بدین مطلب برد که در کجا و چه زمانی، عناصر تاریخ‌ساز دست به چنین انتخابهایی زده اند و در کجا بدترین انتخاب ممکن را اتخاذ نموده‌اند.

حادثه عاشورا به عنوان مهم ترین و تأثیر‌گذارترین واقعه در تاریخ تشیع، یکی از نادر حوادثی است که در آن برخی از عناصر تاریخ ساز، دست به چنین انتخاب‌های زده‌اند و به واسطه انتخاب شان در تاریخ ماندگار شده‌اند، و دقیقا این انتخاب استراتژیک آنها بوده که نهضت عاشورا را به عنوان الگویی انسانی مورد توجه حرکت‌های آزادی خواهانه و عدالت‌طلبانه در سراسر تاریخ قرار داده است . موضوعی که در تحلیل این واقعه کمتر مورد توجه واقع شده این است که تقریباً اغلب آثاری که به واقعه عاشورا و جلوه‌های مختلف آن پرداخته، رویکردی مذهبی داشته و به زوایای سیاسی، اجتماعی این واقعه کمتر پرداخته‌اند .

از سویی، فهم این واقعه نیز بیشتر از منظر روایی و مذهبی قابل درک است و درک سیاسی و جامعه شناختی آن و همچنین رفتار کنشگران سیاسی و اجتماعی با این واقعه، چه در زمان وقوع این حادثه و چه در طول تاریخ، برای مخاطبان امری مجهول است.

مطلق نگری در تاریخ اصلی ترین عامل این مسئله است و سبب می‌شود تا علت فعل و تصمیم کنشگران اجتماعی در تاریخ نادیده انگاشته شود و تاریخ شکلی بی روح به خود بگیرد. همه عناصر یک واقعه را بدِ بد و یا خوبِ خوب دیدن باعث می‌شود تا عامل و علتِ اصلی فعل و نظر کنشگران سیاسی و اجتماعی، مورد کم توجهی قرار بگیرد ویا کاملا به فراموشی سپرده شود.

به طور اختصاصی‌تر در این باره می‌توان گفت که در واقعه کربلا نیز هیچ یک از کاراکترها، بی‌مقدمه به آنجایی که در آن قرار داشتند، نرسیدند و هر کدام پروسه ای را طی نمودند تا به شخصیت واقعی‌شان سوق داده شوند . به دیگر سخن شمر، حر، عمر سعد، زهیر بن قین و... یک شبه شمر، حر، عمرسعد و زهیر بن قین نشدند و فرایندی رخ داد تا این افراد در آن شرایط قرار بگیرند.

در نقلی از واقعه عاشورا آمده است که در شب عاشورا، از میان فرماندهان سپاه یزید، دو تن شب آشفته ای را پشت سر گذاشتند و تناقضات درون ذهن شان، یک لحظه آنها را آرام نمی‌گذاشت. یکی از این دو نفر، حر بن یزید ریاحی بود که نخستین کسی بود که بر طبل جنگ در صحرای کربلا کوبید و راه بازگشت بر قافله امام حسین(ع) را بست و دیگری عمر بن سعد ابی وقاص بود، که دارای نسبت فامیلی با امام حسین(ع) بود و پدرش نیز از مقربین حکومت پیامبر اسلام(ص) به حساب می‌آمد .

شکی نیست که آن چیزهایی که در تعالیم این افراد به آنها القا شده بود و در ذهن آنها ریشه دوانده بود، در تناقض کامل با یکدیگر قرار داشت و قوه تمیز آنها را مختل نموده بود. در این اغتشاشات فراوان ذهنی، عقلی پرسشگر و حقیقت‌طلب نیاز بود تا راه باطل را از صواب تشخیص دهد و ذهن را به انتخابی استراتژیک معطوف گرداند . دو بنیاد اساسی تفکر حر و عمر سعد (و به طور جزئی تر اغلب سپاهیان ابن زیاد)، تاکید بر حرمت پیامبر و خاندان او و از سویی دیگر،تمکین از خلیفه اسلامی به جهت حفظ وحدت جامعه اسلامی بود . آنها حسین(ع) را به خوبی می‌شناختند و بر اخلاق و منش نکوی او ایمان قلبی داشتند و آگاه بودند که پیامبر اسلام تا چه حد او را دوست می‌داشت و بر درستی فعلش صحه می‌گذاشت .

آنان همچنین بر این اصل نیز پایبند بودند که به منظور حفظ وحدت جامعه اسلامی‌می‌بایست از خلیفه اسلامی تمکین نمایند و در مقابل هر شورشی، بایستند . گفتمان سیاسی خلافت اموی نیز این ایده را به مردم القا کرده بود که خلافتش عین خلافت پیامبر خداست و بر اساس آیه قرآن، اولی امر جامعه مسلمین محسوب می‌شود و اطاعت از او جنبه قرآنی دارد .

این نزاع گفتمانی، عقلی پرسش گر و سلیم را طلب می‌کرد تا به هر فکری این ایده را القا کند که هر که بر جامعه اسلامی چیرگی یافت اولی امر الهی نیست و خلافتش چون حکومت پیامبر اسلام تلقی نمی‌شود.

با این حال هم حر و هم ابن سعد نمی‌توانستند به خلیفه پشت کنند زیرا علاوه بر آنکه او را عامل استحکام جامعه اسلامی می‌دانستند، سودای تاج و تخت نیز آنها را آسوده نمی‌گذاشت، هر چند نمی‌توانستند حرمت خاندان پیامبر(ص) را زیر پا بگذارند که آن نیز در باور آنها نمی‌گنجید. این دو باور در این شرایط در مقابل هم قرار گرفته بودند و این افراد ناچار بودند یکی از این دو راه را بر گزینند و به یک انتخاب استراتژیک دست بزنند.انتخاب حر در این میان، یک انتخاب استراتژیک بود . وی با مطالعه راه‌های پیش رو پی به این نکته برد که اهمیت خلیفه در جامعه اسلامی هر چقدر هم که زیاد باشد، لیکن از اهمیت حقیقت در جامعه بیشتر نیست و چه برسد به آنکه خلیفه به ناحق هم خلیفه شده باشد .حر فهمید که ارزش خلیفه و دستگاه خلافت هرچند هم که باشد به اندازه ارزش حقیقت و واقعیت نیست و و اگر پا روی حقیقت بگذارد، اخلاق را زیر پا گذارده است.

قطب مخالف حر، عمرسعد بود که با انتخابش هم برای حقیقت و هم برای خود تباهی به ارمغان آورد . وی نتوانست به این تحلیل نائل آید که – حقیقت - ارجح بر هر اصل دیگری است؛ چرا که خلیفه می‌تواند به نا حق خلیفه باشد، اما حقیقت نمی‌تواند به ناحق حقیقت شده باشد. به تعبیر علوم اجتماعی، ابن سعد بنیاد تفکرش را بر یک متغیر مستقل استوار نساخت بلکه آن را بر اساس یک متغیر وابسته قرار داد و به متغیرهایی که نافی خلیفه بودن خلیفه می‌شدند بی توجه بود. سرانجام جدال درونی این کنشگران سیاسی به آنجا می‌انجامد که یکی به تمکین خلیفه و سودای ملک و سیم گردن نهاده و دیگری به سودای حقیقت به خلیفه پشت نموده و حرمت خاندان نبوت و حقیقت را گرامی‌ می‌دارد. برای درک بهتر این مسئله، در بررسی نهضت عاشورا می‌بایست خود را در یک وضعیت اینهمانی با کاراکترهای واقعه قرار داد و سپس دست به تحلیل واقعه زد.

بدیهی است که مطالعه این چنینی علاوه بر اینکه واقعیت تاریخ را برای مخاطب روشن می‌سازد، همچنین شناخت او را از واقعیات پیش روی، بالا می‌برد و وی را در اتخاذ دیگر انتخاب‌های استراتژیک در زندگی اجتماعی یاری می‌رساند. زیرا آن‌هایی که در صحرای کربلا دست به این انتخاب استراتژیک زدند، با آگاهی کامل این راه را انتخاب کردند و در شرایطی که شناخت حقیقت بسیار دشوار و از منظر برخی غیرممکن به نظر می‌رسید، حقیقت را کشف و در مقابل آگاهی کاذب دستگاه خلافت اموی و وارونه جلوه دادن حقیقت توسط این گفتمان ایستادگی کردند و دقیقا به همین خاطر است که رهبران سیاسی و متفکران و اندیشه پردازان دنیا از گاندی تا جناح و از ادوارد براون تا چالز دیکنز حرکت امام حسین(ع) را پاس داشته و او را در قله‌های اندیشه و عمل قرار داده‌اند.

به نظر می‌رسد در تحلیل واقعه عاشورا می‌بایست با نگاهی استراتژیک به مسئله پرداخت و حرکت امام حسین(ع) و یارانش را از این منظر بررسی کرد . بدیهی است در این صورت می‌توان پیام واقعی حادثه عاشورا را درک کرد و در دو راهی‌های سرنوشت ساز چون حر عاقبت به خیر شد .

منبع: شفقنا، بداشت از یادداشتی حامد ایرانشاهی *پژوهشگر مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت*در روزنامه مردم سالاری

+   سید محمد طباطبایی ; ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/٧

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir