آفتاب ایرونی

این وب لاگ با هدف ایجاد مرکزیتی برای اطلاع رسانی و ایجاد ارتباط در محیط مجازی برای مدیران،مشاوران، متخصصین و پژوهشگران جهت هم افزایی و اثر گزاری در این حوزه مدیریت ایجاد شده است.و شامل یادداشت های از مدیریت فناوری اطلاعات، بانکداری، مدیریت اجرایی،مدیریت استراتژی، مدیریت برند، مدیریت روابط عمومی،مدیریت دانش، تعالی سازمانی، بهره وری، کارآفرینی، روانشانسی، اجتماعی و خانواده می باشد. و آفتاب ایرونی اشاره به اندیشه و قدرت مدیران و متخصصین ایرانی دارد.

هفت سوالی که هر کسی که می خواهد کار جدیدی را شروع کند باید از خود بپرسد.

هفت سوال که هر کسی در آغاز یک کار جدید باید از خود بپرسد.

چند وقت پیش مشغول مطالعه کتابی بودم با عنوان « فراتر از پول، پرسش هایی که هر دارنده مدرک MBA باید پاسخ دهد» نوشته Mark Albion ، دارنده مدرک دکترای MBA و استاد دانشگاه هاروارد، در این کتاب نویسنده با طرح سوالاتی خواننده را به فکرکردن درمورد مسیر شغلی و کشف احساساتش در مورد زندگی و ترکیب این دو با هم وا می دارد.

این کتاب شامل مطالب جالبی بود که معتقدم برای هر کسی که می خواهد یک کار جدید را شروع و یا در مسیر شغلیش تغییری ایجاد کند ، بسیار مفید خواهد بود


تصمیم گرفتم این کتاب را که در لیست پرفروشترین کتاب ها به انتخاب مجله نیویورک تامیز قراردارد، خلاصه کرده ومطالب اصلی آنرا برای شما مخاطبان عزیز خوشفکری بازگو کنم ،امیدوارم مفید واقع شود.

 

1. چه کسی هستید؟

نویسنده ضمن مطرح کردن این پرسش به عنوان پرسش اول بیان می کند: در طی جستجوی مسیر شغلیتان نحوه ای که شروع می کنید بر جایی که از آن سر در می آورید تاثیر می گذارد.
مبنا و نقطه شروع شما متکی بر شناخت این است که کیستید وخواهان چه هستید.

ضروری است اول از همه دریابید به چه پایبندید و باورهایتان چیست؛ در غیر اینصورت همواره این ریسک وجود دارد که گرفتار آن مسیر شغلی شوید که هرگز خواستار آن نبودید.

ببینید چه چیزی شما را بر می انگیزاند، در صبح شما را به بیرون از رختخواب می پراند و با روز جدیدی به شوق می آورد. نه اینکه زندگیتان را تسلیم قضاوت های دیگران بکنید و فقط برای اثبات لیاقتتان به دیگران کاری را انجام دهید که هر روز احساس کنید کمی به سوی مرگ پیش می روید!

نگرش محدود از تعریف خودتان، با لحاظ کردن گذشته، مثلا اینکه «من پسر فلانی هستم» ، «اهل فلان جا هستم»، «در فلان جا کار کرده ام» وسعت زندگیتان را در بر نمی گیرد، این امر می تواند شما را از ایجاد ارتباط با اهداف متعالیتان باز دارد.

پس بیایید به تعریفی روشن و صریح از خودمان برسیم قبل از آنکه دیگران ما را تعریف کنند!

 

2. چه می خواهید؟

«موفقیت دستیابی به آن چیزی است که می خواهید.» — وارن بافت، کارآفرین برجسته، یک انسان خیرخواه و بشردوست، ثروتمندترین مرد جهان در سال 2008

شفاف بودن وصریح بودن در مورد اینکه واقعا به دنبال چه هستید، به ویژه برای افرادی که بسیار توانا هستند، کار سختی است. نکته مهم آنست که نیازهای درونی تان را همواره در نظر داشته باشید.

نحوه سنجش میزان موفقیت خود را بشناسید چون موفقیت امری شخصی و چند بعدی است و هر کسی تعریف خاصی از موفقیت دارد، وقتی بدانید چه می خواهید آنگاه دست یافتن به آن آسانتر خواهد بود.

 

3. برای چیزهای به درد نخور ارزش قائل نشوید و چیزهای ارزشمندتان را دور نیاندازید:

دور شدن از مسیرتان از طریق درگیر شدن زیاده از حد در چیزهایی که مهم به نظر میرسد وغفلت کردن از چیزهایی که واقعا برایتان مهم هستند خیلی آسان است. همه این ها به این مربوط می شود که چقدر اولویت هایتان را می شناسید و بر اساس آنها عمل می کنید.

 

4. چه کاری می توانید انجام دهید؟

موفقیت شغلی اغلب حاصل خواست و تمایل شماست تا نتیجه مهارتتان.

داستان زندگی افراد موفق نشان می دهد که چگونه افراد هنگامی که عاشق هر کاری که انجام می دهند هستند، پیشرفت می کنند و در صورت بروز مشکل به راحتی تسلیم نمی شوند به دلیل آنکه کارشان با آرزوها و خواسته هایشان عجین است.

پس هنگام پاسخ به این سوال فقط به مهارت هایتان توجه نکنید.

بیشتر بخوانید: رموز موفقیت «پیر امیدیار» بنیانگذار ایرانی‌تبار سایت eBay، جاده ابریشم قرن بیست‌ویکم + اجرای صوتی

 

5 . ارزشهایتان را وارد کار کنید:

اینکه چگونه می توانید ارزشهایتان را وارد کارتان کنید بستگی به این دارد که دوست دارید چگونه وقتتان را بگذرانید و چگونه از توانایی هایتان برای حمایت از دلبستگی تان برای خدمت کردن بهره ببرید.

برای درک نحوه ارزش افزایش، پرسیدن پرسش هایی درباره اینکه چگونه دوست دارید کار کنید و بهترین کار را انجام دهید، کمک می کند. به عنوان مثال: آیا دوست دارم تنها کار کنم یا با دیگران؟، آیا دوست دارم در محیطی که نیاز به واکنش سریع، تفکر وتصمیم گیری سریع دارد کار کنم؟ ، آیا دوست دارم افراد را ترغیب کنم؟ و…

همچنین باید به صورت روشن وصریح آنچه را که نمی خواهید انجام دهید مشخص کنید.

 

6 . در تحقق برنامه های زندگیتان اهمال کار نباشید:

«دوست دارم این کار را بکنم اما …» ، « وقتی این کار را انجام میدهم که …» و یا «همسرم نمی خواهد وگرنه …».

این جمله که زندگی جای آزمایش و خطا نیست، بخاطر حقیقت بودنش زیاد تکرار شده است.

خیلی نگران پایان زندگیتان نباشید ، بیشتر نگران آن باشید که هرگز شروع نشود و بدانید رنج ناشی از تغییر نکردن بسیار بیشتر از ترس از تغییر است.

 

7 . به کجا می خواهید بروید؟

«والاترین آرزوهایم در دور دستها درون پرتو های خورشید قرار دارند. ممکن است به آنها دست نیابم اما می توانم سر خود را بلند کنم و زیباییشان را ببینم، باورشان کنم و تلاش کنم در جهت آنها گام بر دارم.» -  لوئیزا می آلکوت (۱۸۳۲ ۱۸۸۸) نویسنده مشهور

فکر می کنم اگر به موارد و سوال هایی که پیش از این مطرح شده اند فکر کرده وجواب داده باشید اکنون جواب این سوال برایتان آسان است.

+   سید محمد طباطبایی ; ۱:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/۱٠