آفتاب ایرونی

این وب لاگ با هدف ایجاد مرکزیتی برای اطلاع رسانی و ایجاد ارتباط در محیط مجازی برای مدیران،مشاوران، متخصصین و پژوهشگران جهت هم افزایی و اثر گزاری در این حوزه مدیریت ایجاد شده است.و شامل یادداشت های از مدیریت فناوری اطلاعات، بانکداری، مدیریت اجرایی،مدیریت استراتژی، مدیریت برند، مدیریت روابط عمومی،مدیریت دانش، تعالی سازمانی، بهره وری، کارآفرینی، روانشانسی، اجتماعی و خانواده می باشد. و آفتاب ایرونی اشاره به اندیشه و قدرت مدیران و متخصصین ایرانی دارد.

مدیریت در سیره امام رضا(ع)

آشنایی با سیره بزرگان به منظور الگوگیری از مشی آن فرزانگان ، چراغ راهی است برای رهروان طالب حقیقت و سالکان مسیر هدایت ؛ به ویژه خوشه چینی از زندگی درس آموز معصومین (علیهم السلام) برای شیعیان بهترین سرمشق زندگی خواهد بود ،علی الخصوص بررسی سیره امام رضا(ع) که بخش پایانی عمر شریف خود را در این سرزمین (ایران)سپری فرمودند.

یکی از بخشهای مهم حیات پربرکت امام هشتم(ع) چگونگی مدیریت آن حضرت بر فضای نامناسب حکومت آن زمان که عمدتاً به زمان مأمون عباسی منتهی گردیده ، می باشد. بدین جهت نوع مدیریت خاصی را طلب  می نمود که امروزه آن را مدیریت در شرایط آشوب می نامند.

مطلب حاضر به بخش هایی از سیره امام رضا(ع) که به ابعاد مدیریتی آن حضرت مرتبط می باشد به اختصار پرداخته است .


مدیریت در سیره امام رضا(ع)

     برای آشنایی با مشی مدیریتی امام رضا(ع) باید از روایاتی که در منابع اسلامی در این باب درج شده است بهره جست.

1- امام و مردم داری

یکی از اموری که متصدیان امور مردم و مدیران باید به آن اهتمام لازم را به عمل آورند رفتار مناسب و فراخور شأن ارباب رجوع است.

"ابراهیم ابن عباس" می گوید : هرگز ندیدم که امام هشتم با سخن خود کسی را برنجاند و سخن کسی را قطع کند تا اینکه سخن خود را تمام کند ، و هرگز حاجت کسی را که توان ادای آن را داشت رد نمی کرد. (1)

همچنین از" صولی" روایت شده که گفت : مادر بزرگم ] که مدتی افتخار خدمتکاری امام نصیبش شده بود به ما گفت : امام هشتم(ع) پس از خواندن نماز صبح در اول وقت ، سر به سجده می گذاشت تا هنگامی که آفتاب بالا می آمد سپس برای رسیدگی به امور مردم و برطرف نمودن حوائج آنان می نشست و یا سوار شده پی کارهای دیگر می رفت.(2)

 

2- برخورد امام با زیردستان

"یاسر" خدمتگزار امام می گوید : امام رضا(ع) هر وقت فرصت پیدا  می کرد همه خدمتگزاران را از کوچک و بزرگ دور خود جمع می کرد و با آنان به گفتگو  نشسته و مأنوس می گشت و آنان هم با او انس پیدا می نمودند . و هر گاه سر سفره می نشست، از هیچکدام آنان غفلت نمی کرد ، چه کوچک و چه بزرگ ، حتی اصطبل دار و حجامتگر را هم کنار خودش بر سر سفره می نشاند.(3) 

قابل یادآوری است امام در شرایطی چنین برخوردهایی با زیر دستان داشت که به ظاهر نفر دوم حکومت بوده و در منصب ولیعهدی قرار داشت.

"نادر" خدمتگزار دیگر امام می گوید : امام رضا(ع) حلوای گردویی را لقمه کرده و به من داد .(4)

وی همچنین می گوید : امام رضا(ع) هنگام غذا خوردن  ازهیچیک از ما خدمتگزاران ، کاری را نمی خواست تا اینکه از غذایش دست می کشید. (5)

 

3- برخورد امام با انحرافات مدیریت جامعه

"شیخ مفید" ( علیه الرحمه) می گوید : امام رضا(ع) هنگامی که با مأمون خلوت      می کرد او را زیاد موعظه می نمود و از خدا می ترساند ، و کارهای خلافی را که مرتکب می شد تقبیح می نمود ، و مأمون در ظاهر اظهار قبول کرده و ناراحتی و سنگینی آن را پنهان می نمود.(6)

             

امام رضا (علیه السلام) و مدیریت بحران

 

      با توجه به اینکه امام رضا(ع) در پذیرفتن ولیعهدی مخیّر نبوده و نمی توانست این مقام را وسیله رسیدن به اهداف مقدس خویش قرار دهد، و از سویی هم امام         نمی توانست ساکت بنشیند و در برابر اقدامات دولتمردان ، چهره موافق نشان دهد ، لذا بایستی برنامه ای برای خنثی سازی توطئه های مأمون در پیش گیرد.

      ابتدا پیرامون دلایل پذیرش ولایتعهدی توسط آن حضرت به صورت اجمال اشاره خواهد شد ، سپس به مبارزات منفی آن حضرت ( که برابر ادبیات جدید نوعی مدیریت آشوب یا بحران تلقی می گردد) پرداخته خواهد شد.

 

پذیرش مسئولیت توسط امام رضا(ع) برای حفظ شیعیان

زمانی امام رضا(ع) ولیعهدی مأمون را پذیرفت که دید اگر از این امر امتناع ورزد ، نه تنها جان خویش را به رایگان از دست می دهد بلکه علویان و دوست داران حضرت نیز همگی در معرض خطر واقع می شوند.

بر امام لازم بود که شیعیان و هوا خواهان را از گزندها برهاند زیرا امت اسلامی به وجود آنان وآگاهی بخشیدنشان نیاز بسیار داشت تا برای مردم رهبر و مقتدا در هجوم شبهه ها باشند.              

به دلیل آنکه در آن زمان موج فکری و فرهنگی بیگانه ای بر همه جا چیره شده و در قالب بخش های فلسفی و تردید نسبت به مبادی خداشناسی ، ارمغان کفر و الحاد می آورد ، از این رو برامام لازم بود که بر جای بماند و مسئولیت را در نجات امت به انجام برساند.

دلیل دیگر قبول ولیعهدی از سوی امام آن بود که مردم، خاندان پیامبر را در صحنه سیاست حاضر بیابند و به دست فراموشی نسپارند ، و نیز گمان نکنند که آنان – همان گونه که شایع شده بود – فقط علما و فقهایی هستند که در عمل هرگز به کار ملت نمی آیند.(7)

امام نیز در پاسخی که به سؤال « ابن عرفه » داد نظر به همین مطلب داشت . ابن عرفه از حضرت پرسید :

ای فرزند خدا ، به چه انگیزه ای وارد ماجرای ولیعهدی شدی ؟

امام پاسخ داد : به همان انگیزه ای که جدم علی (ع) را وادار به ورود در شورا نمود. (8)

امام رضا (ع)  به صورتهای گوناگون برای خنثی کردن توطئه های مأمون اقدام نمود که به چند نمونه آن اشاره می گردد:

1- بطلان هدفهای مأمون با شرط گذاری

امام رضا(ع) برای پذیرفتن مقام ولیعهدی شروطی قائل شد که طی آنها از مأمون چنین خواسته بود :

هرگز نه کسی را بر مقامی گمارد ، نه کسی را عزل کند ، نه رسم وسنتی را براندازد و نه چیزی از وضع موجود را دگرگون سازد، بلکه از دور مشاور در امر حکومت باشد.

مأمون نیز تمام این شروط را پذیرفت بنابراین امام بر پاره ای از هدف های مأمون خط بطلان کشید ، زیرا اتخاذ چنین موضعی دلیل گویایی برامور زیر بود:                                                   

الف : اعتراف نکردن به مشروع بودن ستم حکومتی مأمون

ب : سیستم موجود هرگز نظر امام را به عنوان یک نظام حکومتی تأمین نمی کرد.

ج: مأمون بر خلاف نقشه هایی که در سر پرورانده بود ، دیگر با قبول این شروط نمی توانست کارهایی را به نام امام و به دست او انجام دهد.

د: امام هرگز حاضر نبود تصمیم های قدرت حاکم را اجرا سازد.

2- خنثی سازی مکر مأمون در اجبار به ولیعهدی

     امام رضا(ع) در هر فرصتی تأکید می کرد که مأمون او را به اجبار و یا تهدید به قتل به ولیعهدی رسانده است. علاوه بر آن گاه گاه مردم را از این موضوع نیز آگاه     می ساخت که مأمون به زودی دست به نیرنگ زده ، پیمان خود را خواهد شکست . امام به صراحت می فرمود که به دست کسی جز مأمون کشته نخواهد شد و کسی او را مسموم نخواهد کرد . این موضوع را حتی در پیش روی مأمون هم گفته بود.

     امام نه تنها به گفتار بلکه در رفتار نیز در طول مدت ولیعهدی هم از عدم رضایت وی و مجبور بودنش حکایت می کرد.

    بدیهی است که اینها همه عکس نتیجه ای را که مأمون از ولیعهدی وی انتظار    می داشت به بار آورد.

3-ایجاد تردید در مردم بر ضد مأمون

      امام رضا(ع) وقتی به مَرو رسید ماهها گذشت و او همچنان از موضع منفی با مأمون سخن نمی گفت و پیشنهاد خلافت یا ولیعهدی را نمی پذیرفت تا آنکه مأمون با تهدیدهای فراوان قصد جان مبارک را نمود.

      امام با این گونه موضع گیریها می خواست مأمون را با حقیقت ولایت ، حکومت و مدیریت اسلامی مواجه نماید و می فرمود:

   "می خواهم کاری کنم که مردم نگویند علی ابن موسی به دنیا چسبیده ، بلکه این دنیاست که به او اقبال می نماید و او از آن رویگردان است."

     با این رویه به مأمون نیز فهماند که نیرنگش چندان موفقیت آمیز نبوده و در آینده نیز باید دست از توطئه و نیرنگ بردارد.

     در نتیجه از مأمون سلب اطمینان کرد و او را در هر عملی که می خواست انجام دهد به تزلزل  واداشت.

علاوه برآن در دل مردم نیز بر ضد مأمون و کارهایش ایجاد تردید نمود.(10)

4- اعلام عدم مشروعیت خلافت مأمون

   امام رضا(ع) از هر فرصتی سود جسته ، این معنا را به دیگران یادآوری می کرد که مأمون در اعطای سمت ولیعهدی به وی کار مهمی نکرده جز آنکه در راه برگرداندن حقّ مسلم خود او -که قبلاً از دستش به غصب ربوده بود -گام برداشته است؛ بنابراین امام پیوسته مشروع نبودن خلافت مأمون را به مردم خاطر نشان می ساخت.(11)                                                                                      

نتیجه گیری

      یکی از بخشهای مهم زندگی ائمه معصومین (علیهم اسلام) ، مدیریت آن حضرات بر جامعه زمان خود می باشد ، چرا که هدف اصلی آنان برپایی حکومت اسلامی برای تحقق مبانی اسلام به منظور بهره مندی عدالت محورانه همه آحاد جامعه از زندگی معنوی و مادی در سایه سار احکام نورانی اسلام می باشد.

      علیرغم اینکه شرایط برپایی حکومت تنها برای کمتر از 5 سال آن هم فقط برای حضرت علی (ع) فراهم بوده و جو خفقان حاکم بر زندگی دیگر معصومین (علیهم السلام) امکان اقامه آن را فراهم نساخته لکن بهره گیری از مشی مدیریتی آن بزرگان با بررسی سیره آن پیشوایان قابل الگو گیری خواهد بود.

      این وجیزه نیز درحد بسیار محدود، بخشی از زندگی مدیریتی امام رضا(ع) را در  زمینه های مردم داری ، برخورد با انحرافات مدیریت جامعه ، و مدیریت در شرایط بحران مورد بررسی قرار داده است.

     بخش های دیگر زندگی با برکت آن امام همام ، جای بررسی بیشتری دارد که در این مختصر نمی گنجید.امید است صاحبان اندیشه و قلم با بررسی زندگی وسیره نبی مکرم اسلام و ائمه (علیهم السلام)تمامی مبانی و اصول مدیریتی را کشف و در دسترس تشنگان حقیقت قرار دهند.

ارجاعات :

1-بحار الانوار ج 49 ص 90 ح 4

2- همان ح 2                                                                                                                                                  

3-عیون اخبار الرضا ،تهران، ج 2، صص 197و 170، ح 24.

4-محاسن برقی ، ج2 ، ص 200 ، ح 1584.

5- اصول کافی ، ج 5 ، ص 298 ، ح 11

6-بحارالانوار ، ج 49 ، ص 308 ، ح 18                                                                         

7-سیره پیشوایان ، ص 490

8-عیون اخبار الرضا  ، ج 2 ، ص 141

         9- زندگی سیاسی  هشتمین امام ، ص 168-183 باتلخیص

10-سیره پیشوایان ، ص 496

11-همان،ص497                                                                                                                                            

---------------------------------------------------------------                             

منابع و مآخذ:

     1-بحار الانوار ، مجلسی دارالکتب الاسلامیه ، تهران 398  ه .ق

2-عیون اخبار الرضا ، شیخ صدوق ، مؤسسه اعلمی

3-محاسن برقی ، احمد بن محمد بن خالد برقی ، مجمع جمعانی اهل بیت ، قم ، 1413 ه . ق

4-سیره پیشوایان

5-زندگی سیاسی هشتمین امام ، مرتضی الحسینی سید جعفر ، ترجمه دکتر سید خلیل خلیلیان ، چاپ چهارم ، تهران ، دفتر نشر فرهنگ اسلامی

6- الکافی ، کلینی ، دارالکتب الاسلامیه ، تهران 1363 ه .ق

+   سید محمد طباطبایی ; ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٠/٢

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir