آفتاب ایرونی

این وب لاگ با هدف ایجاد مرکزیتی برای اطلاع رسانی و ایجاد ارتباط در محیط مجازی برای مدیران،مشاوران، متخصصین و پژوهشگران جهت هم افزایی و اثر گزاری در این حوزه مدیریت ایجاد شده است.و شامل یادداشت های از مدیریت فناوری اطلاعات، بانکداری، مدیریت اجرایی،مدیریت استراتژی، مدیریت برند، مدیریت روابط عمومی،مدیریت دانش، تعالی سازمانی، بهره وری، کارآفرینی، روانشانسی، اجتماعی و خانواده می باشد. و آفتاب ایرونی اشاره به اندیشه و قدرت مدیران و متخصصین ایرانی دارد.

مهم ترین خصلت یا ویژگی اصلی دشمن ما کدام است؟

انسان چگونه بفهمد که مهم ترین خصلت یا ویژگی اصلی دشمن او کدام است؟

بسیار ساده است.

فقط ذهنت را برای چند روز تماشا کن و ببین که چه چیز بیشترین انرژی تو را مصرف می کند:

  • حسادت
  • شهوت
  • قدرت
  • نفرت

... فقط آن چه را که بیشترین انرژی تو را می گیرد تماشا کن.

بدین ترتیب اساسی ترین ویژگی دشمنت را خواهی یافت و این یعنی دشمن شماره یکِ تو.

شاید فکر نمی کردی چنین چیزی دشمن شماره یک تو باشد ..!

این ویژگی برای کسی ممکن است طمع باشد، برای دیگری شاید خشم باشد و برای دیگری میل جنسی سرکوب شده، عقده حقارت یا عقده خود بزرگ بینی و...

مهم نیست که این ویژگی چه باشد. پیدا کردن آن یعنی نیمی از پیروزی و فقط خودت می توانی آن را پیدا کنی.

گرجیف برای یافتن آن، روش های خودش را داشت. او مریدانش را وادار می کرد تا حد ممکن شراب بنوشند و سپس آن ها تا نیمه شب همگی روی زمین دراز می شدند و آن گاه او می رفت و به هر کس گوش می داد که چه می گفت و این کار روزها ادامه داشت و آن وقت خصلت اساسی هر یک را پیدا می کرد. زیرا این خصلت اصلی از ناخودآگاه فرد بیرون می زد. این روش از روان کاوی آسان تر است زیرا روان کاوی سالها طول می کشد ده سال یا بیشتر حال آن که گرجیف آن را ظرف سه یا چهار روز پیدا می کرد. گرجیفبزرگ ترین تحلیل گر روانی قرنش بود. فقط ظرف سه یا چهار روز با وادار کردن مردم به نوشیدن شراب و ناهشیار کردنشان تا حد ممکن، آنان رنگ های واقعی خویش را عیان می ساختند.

مردی که هرگز عصبانی نشده، فریاد می کشد و خشمگین است و چیزها را پرت می کند و آماده است هر کسی را بکشد. انسان هرگز باورش نمی شود که این مرد آرام و نجیب بتواند چنین کارهایی بکند. او طی سه یا چهار روز متوالی این کار را تکرار می کرد. زمانی که این ویژگی اصلی مشخص شد، آن وقت گرجیف به او کاری می داد که انجام دهد.

روش ( اوشو) آسان تر و بسیار ساده است:

فقط هفت روز در دفتر خاطرات روزانه خودت هر آن چه را که بیشترین زمان تو را می گیرد یاد داشت کن.

در مورد چه چیزی بیش از همه خیال بافی می کنی.

در کجاست که انرژی تو راحت تر و بیشتر به جریان می افتد.

فقط با تماشا کردن این موضوع به مدت هفت روز و یاد داشت کردن آن ها در دفترت می توانی خصلت ها یا ویژگی اساسی خود را پیدا کنی و این یافتن، نیمی از پیروزی است. شناخت این دشمن به تو قدرت عظیمی می دهد. آن گاه بخش دوم بسیار ساده است.

اینک از آن هشیار باش. وقتی که دشمن حمله می کند، واکنش نشان نده. فقط تماشا کن. گویی که چیزی بر روی پرده نمایش حرکت می کند و ربطی به تو ندارد. اگر بتوانی وارسته و بدون تاثیر بمانی، ناگهان انرژی عظیمی رها می شود که در دشمن تو موجود بود. آن انرژی که همه روزه به آن دشمن می دادی. تو به آن آب و غذا می دادی. اگر کسی به آن اشاره می کرد، تو عصبانی می شدی و به هر راه ممکن از آن محافظت میکردی.

به روش های ممکن آن را توجیه می کردی. اینک فقط آن را تماشا کن. تمامی آن انرژی به سادگی تخلیه می شود. احساس تجدید حیات می کنی. تمامی وجودت ناگهان تازه می شود. آن وقت به سراغ دشمن شماره دو برو، دشمن شماره سه و ... زیرا باید کار تمامشان را بسازی. روزی که هیچ دشمنی در ذهنت نداشته باشی، چنان وقار و زیبایی خواهی داشت و چنان انرژی عظیمی که هم چون هزاران گل شکوفا می شود...

+   سید محمد طباطبایی ; ٢:٠٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٠/۳