آفتاب ایرونی

این وب لاگ با هدف ایجاد مرکزیتی برای اطلاع رسانی و ایجاد ارتباط در محیط مجازی برای مدیران،مشاوران، متخصصین و پژوهشگران جهت هم افزایی و اثر گزاری در این حوزه مدیریت ایجاد شده است.و شامل یادداشت های از مدیریت فناوری اطلاعات، بانکداری، مدیریت اجرایی،مدیریت استراتژی، مدیریت برند، مدیریت روابط عمومی،مدیریت دانش، تعالی سازمانی، بهره وری، کارآفرینی، روانشانسی، اجتماعی و خانواده می باشد. و آفتاب ایرونی اشاره به اندیشه و قدرت مدیران و متخصصین ایرانی دارد.

 
ساعت ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۸  کلمات کلیدی: ادبی

یک شبی مجنون نمازش را شکست

 بی وضو در کوچه لیلا نشست

عشق آن شب مست مستش کرده بود

فارق از جام الستش کرده بود

سجـده ای زد بـر درگـاه او

پـر ز لیـلا شـد دل پـر اه او

گفت یا رب از چه خوارم کرده ای

 بر صلیب عشق دارم کرده ای

جام لیلا به دستم داده ای

وندراین بازی شکستم داده ای

خسته ام زین عشق دل خونم نکن

من که مجنونم تو مجنونم نکن

مرد این باریچه دگر نیستم

این تو لیلا تو من دگر نیستم

گفـت ای دیـوانـه لیــلایـت منـم

در رگـت پیــدا و پنهـان نـدارم

سالها با جور لیلا ساختی

من کنارت بودم و نشناختی

عشـق لیـلا در دلت انـداختـم

 

صـد قمـار عـشق یـک جـا بـاختـم

روز و شب او را صدا کردی ولی

دیدم امشب با منی گفتم بلی!!

حال این لیلا که خوارت کرده است

درس عشقش بی قرارت کرده است

مرد راهش باش تا شاهت کنم

صد چو لیلا کشته در راهت کنم