آفتاب ایرونی

این وب لاگ با هدف ایجاد مرکزیتی برای اطلاع رسانی و ایجاد ارتباط در محیط مجازی برای مدیران،مشاوران، متخصصین و پژوهشگران جهت هم افزایی و اثر گزاری در این حوزه مدیریت ایجاد شده است.و شامل یادداشت های از مدیریت فناوری اطلاعات، بانکداری، مدیریت اجرایی،مدیریت استراتژی، مدیریت برند، مدیریت روابط عمومی،مدیریت دانش، تعالی سازمانی، بهره وری، کارآفرینی، روانشانسی، اجتماعی و خانواده می باشد. و آفتاب ایرونی اشاره به اندیشه و قدرت مدیران و متخصصین ایرانی دارد.

برای معرفی خود از این واژگان استفاده نکنید

تصور کنید کسی را برای اولین بار ملاقات میکنید و از او در مورد شغلتان میپرسد، در جواب میگوید:
"من معمار هستم"
- واقعاً؟ آیا ساختمان خاصی را هم تاکنون معماری کرده اید؟
- من معمار برج آزادی هستم.
- وای! اون بنا عالیه!
به همین سادگی، بدون اینکه تلاش زیادی کرده باشد، شما را تحت تاثیر گذاشته است. 
حالا تصور کنید که وی در جواب شما که از شغلش میپرسید، اینطور میگفت: 
- من فردی خلاق، باانگیزه و پیشرو در ارائه خدمات معماری با رویکردی مشترک برای خلق تجربه ای فوق العاده در مشتریان خاص هستم!
- اوهوم، بسیار خوب. موفق باشید! 
تمام علاقه مخاطب را در ادامه مکالمه از بین میرود. 
بسیاری از افراد با عبارات و کلماتی کلیشه ای و خشک به معرفی خود و حرفه خود در وب سایت، شبکه های اجتماعی و تبلیغات خود میپردازند. آنها در معرفی خود از عباراتی استفاده میکنند، که هرگز در محاوره های روزمره آنها را به زبان نمیاورند. این افراد و شرکت ها به احتمال زیاد مشتریان زیادی را تاکنون از دست داده اند، بدون اینکه خودشان متوجه شده باشند. 
آنچه در پی میخوانید، فهرستی از صفات است که همانقدر که اگر دیگران در توصیف شما استفاده کنند، خوب هستند، در صورتی که خودتان آنها را در توصیف خود به کار ببرید، مضر و خطرناکند. 
 این هم از صفاتی است که اگرچه خوب است، اما از فرط کاربرد بیش از حد، از رنگ و رو رفته است. با یک نگاه گذارا به رزومه افراد در لینکداین، خودتان متوجه این موضوع میشوید. تقریبا همه ادعای خلاق بودن دارند، از اشخاص بگیر تا شرکت‏ها. اگرچه بیشتر آنهایی که چنین ادعایی دارند، هرگز خلاق نبوده اند و نیستند. خلاق نبودن مشکل بزرگی نیست، چرا که موفقیت لزوماً در نیاز به خلاقیت ندارد. 
به هرحال اگر خلاق هستید، به جای جار زدن، اثباتش کنید. محصولات خلاقانه‏ای که توسعه داده‏اید را معرفی کنید و یا فرایندهایی که آنها را تغیر داده‏اید، به مخاطب نشان دهید. به نحوی خلاقیت خود را ثابت کنید که نیاز به بحث و صحبت نداشته باشد، به قول معروف آنچنان عیان باشد، که نیازی به بیان نداشته باشد. 
در سطح جهانی
اوسین بولت: دونده ای است در سطح جهانی، به پشتوانه مدال های المپیکش. لیونل مسی نیز فوتبالیستی است در سطح جهانی، په پشتوانه توپ طلایی اروپا. شما و یا شرکت شما دقیقاً چه چیزی برای اثبات این ادعای پر طمطراق خود دارید؟ چه کسی، به جز خود شما - این عنوان را برای شما برگزیده است؟ 
با نفوذ و معتبر
به قول بانوی آهنین، مرحوم مارگارت تاچر، اعتبار و نفوذ مانند وقار است، اگر احساس میکنید که باید مرتباً به اطرافیان گوشزد کنید که شما خانم باوقاری هستید، بدانید که اصلاً باوقار نیستید. "ارائه در کنفرانس های TED" و "پیش بینی درست نتایج انتخابات در همه 50 ایالت آمریکا" مورادی هستند که فی‏نفسه برای فرد اعتبار ایجاد می‏کنند. اگر در رزومه خود نوشتید " دارای اعتبار در فضای مجازی"، باید بتوانید سند قانع‏کننده ای برای این ادعای خود داشته باشید، در غیر اینصورت، برداشت مخاطب از شما چیزی به جز کسی که زیاد در توییتر و فیسبوک وقت تلف میکند نخواهد بود. 
تامین کننده بین المللی
 به راحتی می‏توان از نوع محصول و خدمات یک شرکت تشخیص داد که آیا مشتریانی در خارج از مرزهای کشور دارد یا نه. باور کنید، کار با  مشتری/ تامین کننده خارجی در دنیای امروزی کسب‏وکار نکته فوق‏العاده‏ای نیست. تاکید بی‎جا بر این ویژگی، به خواننده این پیام را می‏رساند که سعی دارید شرکت کوچک خود را بزرگتر از حد واقعی جلوه دهید. 
دارای انگیزه
با قید این ویژگی در معرفی خود، شما فقط وقت مخاطب را تلف میکنید. این از ابتدایی‏ترین الزامات کار است. در این ویدیو  کریس راک منظور من را در 20 ثانیه به شما منتقل میکند. [هشدار: این ویدیو برای تماشا در محیط کار مناسب نیست]
استراتژیست
بیساری از خوانندگان این وبلاگ سابقه آشنایی با پروژه های مشاوره در شرکت های مختلف تولیدی و خدماتی را داشته اند. در یکی از این پروژه ها احتمالاً مشاور شما برای پیدا کردن نقاط ضعف و قوت سازمان  مجموعه ای از استراتژی های از پیش تعیین شده را به کار بسته است و راهکارهایی برای بهبود وضعیت به شما ارائه داده است.
 در اینصورت مشاور شما یک استراتژیست نبوده است. استراتژیست کسی است که با در نظر گرفتن وضعیت کنونی، اهدافی بلند مدت را متصور میشود و برای محقق شدن آن اهداف، راهکارهای منطقی ارائه میدهد. مشاور پروژه شما چیز جدیدی خلق نکرده است، او از تجربه خود و تعدادی "روش" ثابت شده در بهبود شرکت شما استفاده کرده است. خیلی سخت ممکن است یک استراتژیست با این تعریف پیدا کنید. بیشتر کسانی که تحت عنوان استراتژیست معرفی میشوند، در واقع مربی، مشاور و یا متخصص هستند و نه استراتژیست واقعی.  البته این از ارزش کار آنها چیزی کم نمیکند، چراکه در 99% مواقع آنها همان چیزی هستند که مشتری نیاز دارد. اساساً بسیاری از مشتریان نه به استراتژیست نیاز دارند و نه حتی علاقه‏ای به حضور آن‏ها در سازمان خود دارند. در استفاده از واژه استراتژیست محتاط‏تر باشید.

 آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید

+   سید محمد طباطبایی ; ٧:٤٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٥/٢٧

لطفا با کفش مشکی جوراب سفید نپوشید.

بهترین پوشش در محل کاردکتر کامران صحت بهترین پوشش در محل کار را معرفی می کند.

آمارها نشان می دهد سه ثانیه اول در ارتباط از سه ساعت بعدی مهمتر است. آیا می دانید سه ثانیه اول شما در ارتباط حضوری چیست که می تواند تاثیر را روی طرف مقابل بگذارد؟

بر اساس آمار دکتر آلبرت مهرابیان، ۵۵ درصد تاثیری که شما روی دیگران می گذارید، به وضعیت ظاهری شما بستگی دارد. در کسب و کار آدابی وجود دارد که می تواند روی مدیران، همکاران یا مشتریان اثرات ویژه ای بگذارد بنابراین توجه به ظاهر مناسب در آداب معاشرت حرفه ای کسب و کار، بسیار حایز اهمیت است.

 

+   سید محمد طباطبایی ; ٤:۳۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٥/۳

۲۴ نکته مهم آداب غذا خوردن در یک ناهار کاری

24 نکته آداب غذا خوردنشاید این را شنیده باشید که خیلی از ملاقات‌های مهم ما موقع خوردن غذا انجام می‌شود و این خود نشان‌دهنده مهم بودن صرف غذا برای ماست. اما خوردن غذا همراه با مدیران و کارمندان یک شرکت یا حتی نامزد و همسر آینده ممکن است روی روابط ما تأثیرگذار باشد.

در این جا چند نکته برای رعایت کردن آداب غذاخوری با مدیران و افراد مهم یادآوری می‌شود امید است با به کار بردن هر یک از این نکات در بهتر شدن روابط سطح بین‌المللی ما ایرانیان قدم برداریم.

+   سید محمد طباطبایی ; ٤:۳۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٥/۳

فرهنگ یک قهوه چی

منبع:Abazar Naficy

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED

+   سید محمد طباطبایی ; ۸:۳٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٩/٩

قـدرت کلمـات را دسـت کـم نگیـرید!

گروه اینترنتی ایران سان | www.IranSun.net

کلمات، تاثیر شگرفی روی ناخودآگاه دارند. ناخودآگاه بدون آنکه منظورمان را بداندهر چه بگوییم خوب یا بد برایمان خلق می کند. لذا لازم است برای دستیابی به موفقیت از کلمات مثبت و دارای انرژی مثبت جداَ استفاده کنیم.
با این که مفهوم کلی عبارت "من بیمار نیستم" مثبت است اما کلمه "بیمار" واژه منفی است. ضمیر ناخودآگاه به منظور و مفهوم کاری ندارد، بلکه روی کلمات متمرکز می شود. به عنوان مثال در جمله "فراموش نکنی در هنگام برگشتن نان بخری" احتمال فراموشی بیشتر از زمانی است که می گوییم "یادت باشد که هنگام برگشتن نان بخری"، زیرا در حالت اول ناخودآگاه بر روی فراموشی تمرکز می کند و در حالت دوم بر روی به یاد ماندن.
و یا مثلاَ برای آرام شدن یک نفر جمله "آرام باش" بیشتر از جمله "داد نزن" تاثیر دارد و همچنین به کار بردن جملاتی از قبیل "خسته نباشی"، "دستت درد نکند" و... در ناخودآگاه تاثیر منفی می گذارد و باعث افزایش خستگی، درد و... می شود.
وقتی درباره چیزی واژه بد را به کار می بریم باید بدانیم در جهان چیز منفی و بدی وجود ندارد. وقتی چیزی بد تلقی می شود، در واقع به ما خبر نبودن خوبی می دهد. پس چه بهتر است که به جای بد بگوییم ناخوب. هر گاه ذهنتان را از امواج منفی (افکار، کلام، عادات و... ) تخلیه کنید آنگاه شاهد هجوم شادی و آرامش خواهید بود.


 
به جای پدرم درآمد؛ بگوییم : خیلی راحت نبود

به جای خسته نباشید؛ بگوییم : خدا قوت

به جای دستت درد نکنه ؛ بگوییم : ممنون از محبتت، سلامت باشی

به جای ببخشید مزاحمتون شدم؛ بگوییم : از این که وقت خود را در اختیار من گذاشتید متشکرم

به جای گرفتارم؛ بگوییم : ‌در فرصت مناسب با شما خواهم بود

به جای دروغ نگو؛ بگوییم : راست می گی؟ راستی؟

به جای خدا بد نده؛ بگوییم : خدا سلامتی بده

به جای قابل نداره؛ بگوییم : هدیه برای شما

به جای شکست خورده؛ بگوییم : با تجربه

به جای فقیر هستم؛‌بگوییم : ثروت کمی دارم

به جای بد نیستم؛ بگوییم :‌ خوب هستم

به جای بدرد من نمی خورد؛ بگوییم : مناسب من نیست

به جای مشکل دارم؛ بگوییم : مسئله دارم

به جای جانم به لبم رسید؛ بگوییم : چندان هم راحت نبود

به جای فراموش نکنی؛ بگوییم : یادت باشه

به جای من مریض و غمگین نیستم؛‌ بگوییم :‌ من سالم و با نشاط هستم

به جای غم آخرت باشد؛ بگوییم : شما را در شادی ها ببینم

به جای جملاتی از جمله چقدر چاق شدی؟، چقدر لاغر شدی؟، چقدر خسته به نظر می‌آیی؟، چرا موهات را این قدر کوتاه کردی؟، چرا ریشت را بلند کردی؟، چراتوهمی؟، چرا رنگت پریده؟، چرا تلفن نکردی؟، چرا حال مرا نپرسیدی؟

بگوییم: سلام به روی ماهت، چقدر خوشحال شدم تو را دیدم، همیشه در قلب من هستی ....

منبع:Mohammad Mehrzadi

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED

+   سید محمد طباطبایی ; ۸:۳٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٩/٩

آسیب شناسی سخن

 

سخن، از دید کمی وکیفی، پیوسته در معرض آفات و آسیب های گوناگونی است که به خاطر تاثیرات منفی بر شخصیت، روان و اعتبار اجتماعی گوینده یا مخاطب، بی ارزش و گاه ضد ارزش می شود و ناپایداری ارتباط کلا می سازنده را نیز، موجب می گردد.
آسیب های مهم سخن- براساس آموزه های دینی- عبارت است از:

1- پرگویی
پرحرفی، از آفات مهم سخن، و در مقابل کم گویی و گزیده گویی، از آداب مهم آن به شمار رفته است. برای نمونه، امیر مومنان می فرمایند:
«آفت سخن، درازگویی است،... خوشا آن که... زبان را از فزون گویی در کشید»
در این باره، مطالب فراوانی در آموزه های دینی مطرح است که به برخی از آنها، اشاره ای می کنیم:
یک. معیار«زیاده گویی» آن است که سخن، نه سودی دنیوی داشته باشد و نه پاداشی آخروی، بلکه گفتار بیهوده ای که بیشتر بدون اندیشه بر زبان جاری می شود، همچنین، درازگویی ملا ل آور، حتی در مطالب مفید، که خود، از تاثیر کلا م، سخت می کاهد. بدین سان، نفی پرگویی، به معنای روایی کم گویی بیش از حد نیست، از این روی، در روایات، بر رعایت«میانه روی» در سخن، تاکید می شود.
دو. پرحرفی، پیامدهای نا مطلوب فراوانی دارد. در وهله نخست، زیان آن بر روان و دل گوینده است، چرا که زبان، پنجره ای به سوی دل آدمی است و پرگویی، موجب ملا لت و قساوت آن، از سوی دیگر، شخص پرحرف، مرتکب سخنانی گناه آلود می شود و برآیند این دو، سقوط معنوی وی خواهد بود. افزون بر آن، زیاده گویی، پاره ای از عیوب پنهان آدمی را آشکار می سازد و ملا لت و رنجش مخاطبان را در پی دارد.
اینگونه است که حتی در سخنان مطلوب و مفید نیز، نباید افراط کرد:
با این که سخن به لطف آب است
کم گفتن هر سخن، صواب است
آب ارچه همه زلال خیزد
از خوردن پر، ملال خیزد
کم گوی و گزیده گوی چون در
تا زاندک تو جهان شود پر

2- زشت گویی
از آسیب های سخن که موجب ناپایداری ارتباط، ایجاد تنفر و کاستن ارزش و اعتبار گوینده می شود، زشت گویی است; امیر مومنان(ع) در نکوهش آن می فرمایند: «از سخن زشت بپرهیز، که فرومایگان را گرد تو آورد و بزرگواران را از تو دور سازد.»
نیز «بد گفتن، {آدمی را} بی ارزش و برادری را تباه می سازد.»
زشت گویی، گاه از جهت محتوا و به خاطر استفاده از کلمات زشت و رکیک، زخم زبان و طعنه و کنایات آزاردهنده و به کارگیری برچسب های تحقیرآمیز است. قرآن کریم، با نکوهش و بازداشتن از سخنان ناروا و دشنام حتی به مخالفان، از به کارگیری نام ها و لقب های زشت نیز آشکارا نهی فرموده است: و به یکدیگر لقب های زشت مدهید، چه ناپسند است که بر کسی پس از ایمان، نام کفر آمیز بگذارد. به ویژه این که برچسب های منفی، پیام ها و برداشت هایی را در پی دارد که با ایجاد هاله ای بر شخصیت فرد، آدمی را از شناخت وی محروم می کند آن سان که دیگر نه با خود وی، که بر برچسب او، روبه رو می گردد و فرایند ارتباط را سخت تحت تاثیر می نهد، چرا که برداشت های منفی، دشمن ارتباط است و گاه زشت گویی از جهت صدا و آهنگ است. صدا، علاوه بر این که به عنوان وسیله ای ارتباطی، در تبادل افکار به کار گرفته می شود، به عنوان پدیده ای زیبایی شناسانه نیز، به آن توجه می شود، و طبعا بی توجهی به آهنگ و حالت های عاطفی صدا و به ویژه داد و فریاد کردن، آفت سخن و سخنوری است. قرآن کریم در بیانی تشبیه گونه، می فرماید: «و صدایت را آهسته ساز، که بدترین آوازها، بانگ خران است». اما صادق(ع)، داد و فریاد هنگام سخن گفتن را، مصداق آن دانسته است.

3- گناه آلودی
زیان، آن سان که عالمان اخلا ق گفته اند بیش از هر عضو دیگری در معرض گناه و آسیب است و آدمی با گفتارش می تواند گناهانی بی شمار و سنگین را مرتکب شود که خود سرچشمه بسیاری از ناشایست ها و جنایات قرار گیرد. از این روی، بر پرهیز از سخنان گناه آلود تاکید بسیار می شود. قرآن کریم چنان که پیشتر اشاره شد مومنان را به گفتار «استوار و درست (سدید) فرا می خواند» سخنی که بسان سدی محکم، مانع امواج گناه و باطل است. نیز امیرمومنان «صواب» گفتن را ویژگی پارسایان می شمارد یعنی بجا و درست گفتن و به دور از خطا و باطل.

4- نجوا در سخن
نجوا در حضور دیگران، از آسیب های سخن و عوامل ناپایداری ارتباط است، چه، این کار موجب بی اعتمادی و سو»ظن دیگران و نشانه بی اعتنایی به آنان و خلاف ادب است. از این روی در آیات و روایات بازداشته شده است: «ای کسانی که ایمان آورده اید چون با یکدیگر محرمانه گفت وگو می کنید به «قصد» گناه و تعدی و نافرمانی پیامبر با همدیگر محرمانه گفت وگو نکنید، و به نیکوکاری و پرهیزگاری نجوا کنید...
چنان نجوایی صرفا از «القائات» شیطان است تا مومنان را اندوهگین سازد.
نیز امام صادق «ع» می فرماید:
در جمع سه نفره نباید دو نفر از آنان جدای از سومی، به نجوا بپردازند، چرا که این کار موجب اندوه و اذیت وی می گردد.
از آیه و حدیث یاد شده برمی آید که نجوا از دو جهت نکوهیده است: نخست از جهت محتوای آن، هرگاه گناه و تعدی و نافرمانی باشد ودوم اینکه نجوا، خود موجب اندوه و آزار دیگران می گردد، بدین سان، اگر گفت وگوی محرمانه، نگرانی و سو»ظنی را برنینگیزد و محتوای آن، توصیه به نیکی ها و تقوا باشد، روا خواهد بود.

5- نازگویی (سخن دام افکنانه)
از دیدگاه آموزه های دینی، ارتباط با جنس مخالف، بر اصل تکبرورزی، فاصله گرفتن و حریم قائل شدن، استوار است و گفت وگو میان زن و مرد نامحرم، تنها به هدف انتقال اطلاعات لازم، در فضایی عادی و توام با حیا و عفت، روا می باشد. قرآن کریم، به همسران پیامبر(ص) و در واقع به تمام زنان مومن دستور می دهد به گونه جدی و متین با نامحرمان سخن گویند، و از به کارگیری تعبیرات یا آهنگ های نرم و تحریک کننده، که افراد شهوتران را به فکر گناه می افکند، بپرهیزند: پس به ناز سخن مگویید تا آن که در دلش بیماری است طمع ورزد و گفتاری شایسته گویید.
روشن است که عمل به این آموزه، گاهی در جهت حفظ عفت و پاکدامنی و بهداشت روانی جامعه می باشد.

6- تعارض بین گفتار و شخصیت گوینده
از آسیب های سخن، تعارض گفتار آدمی با شخصیت و متغیرهای شخصیتی اوست. این حالت، که نشانه ناپاکی یا تزلزل درونی و حتی نماد «نفاق» به شمار می رود، نمودهای گوناگونی دارد که از آن جمله است:

الف - تعارض سخن با باورهای درونی
گفتار آدمی بایستی برایند باورها، آرمان ها و گرایش های درونی او باشد و از سر اعتقاد و ژرفای دل بر زبان جاری گردد و از دوگانگی درون و برون، پرهیز شود.
قرآن کریم، با نکوهش از آنان که گفتار و پندارشان متعارض و سخنان فریبنده شان برخلاف خواسته ها و نگرش های آنان است، می فرماید: و از مردم کسی است که در زندگی این دنیا سخنش تو را به تعجب وامی دارد و خدا را بر آن چه در دل دارد گواه می گیرد، در حالی که خود، سخت ترین دشمنان است».
در جای دیگر، این شیوه را به صراحت، کار«منافقان» می داند: تا {خداوند} کسانی را که دورویی نمودند، معلوم بدارد...{آنان که} به زبان خویش چیزی می گفتند که در دلهایشان نبود».

ب- دورویی در سخن
عادت برخی آن است که در گفت وگو با افراد مختلف، شخصیت های متفاوت و گاه متضادی از خود بروز می دهند، و درمواجهه با هر فرد و گروهی، با زیر پا نهادن حقیقت، به گونه ای سخن می گویند تا رضایت آنان را به دست آورند و به منافع خویش برسند. از این روی، در حضور افراد به گونه ای سخن می گویند و پشت سر آنان به گونه ای دیگر این کار، که گونه ای نفاق و عامل سلب اعتماد عمومی است، در آیات و روایات، سخت نکوهش شده است. از جمله، امام باقر علیه السلا م می فرماید:
بد بنده ای است بنده دو شخصیتی و دو زبانی که در حضور برادرش، وی را می ستاید و در نهان، از او بدگویی می کنند

ج- نا همگونی سخن یا سطح دانش
گفتن مطالبی که آدمی، آگاهی کافی از آنها ندارد، و نیز اظهار سخنانی که سطح دانش او را فراتر از آن چه هست می نمایاند، از آسیب های گفت و گو ست که اولی، عامل نشر شایعات، و دومی نشانه خود برتربینی و فخر فروشی است از این روی، امیر مومنان علیه السلا م می فرمایند:
«نه تنها آن چه را نمی دانی، مگو، بلکه هر آن چه را می دانی نیز، بر زبان جاری مکن».

د- تعارض گفتار با رفتار
نا همگونی سخن با عمل، از عوامل مهم بی اعتمادی، کاهش یا سلب تاثیر گذاری سخن، و در نتیجه ناپایداری روابط کلا می است زشتی این کار و پیامدهای منفی آن، از آیات ذیل، به روشنی نمایان است: ای کسانی که ایمان آورده اید، چرا چیزی می گویید که انجام نمی دهید؟ نزد خدا بسیار موجب خشم است که چیزی را بگویید که انجام نمی دهید. بدین سان، گفتار خالی از عمل، خواه از سر نفاق باشد و خواه از روی ضعف اراده، خشم بزرگ خداوند را در پی دارد، چرا که در هر حال، آثار منفی خود را بر جای می نهد.
منبع: / روزنامه / مردم سالاری ۱۳۸۷/۰۸/۰۲

 آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED

+   سید محمد طباطبایی ; ۳:٠٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۸/۳٠