آفتاب ایرونی

این وب لاگ با هدف ایجاد مرکزیتی برای اطلاع رسانی و ایجاد ارتباط در محیط مجازی برای مدیران،مشاوران، متخصصین و پژوهشگران جهت هم افزایی و اثر گزاری در این حوزه مدیریت ایجاد شده است.و شامل یادداشت های از مدیریت فناوری اطلاعات، بانکداری، مدیریت اجرایی،مدیریت استراتژی، مدیریت برند، مدیریت روابط عمومی،مدیریت دانش، تعالی سازمانی، بهره وری، کارآفرینی، روانشانسی، اجتماعی و خانواده می باشد. و آفتاب ایرونی اشاره به اندیشه و قدرت مدیران و متخصصین ایرانی دارد.

اعتماد

اعتماد نقشی بسیار مهم در موفقیت هر کسب و کاری ایفا می کند. اعتماد به اشکال مختلفی در زندگی حرفه ای شما شکل می گیرد، بر روابط کسب و کارتان و در نهایت عملکرد کسب و کارتان اثرگذار است.

در دنیای واقعی، اعتماد برای افراد مختلف معانی مختلفی دارد اما به طور معمول همه آنها به یک مورد مشترک منتهی می شوند: اعتماد برای موفقیت شما گزینه ای حیاتی چه از نظر شخصی و چه از نظر حرفه ای است.

اعتماد یکی از اجزای کلیدی موفقیت کسب و کار در نظر گرفته می شود. طی تعامل با دیگران اعتماد شکل های گوناگونی به خود می گیرد اما همیشه وجود آن بر کار و اثربخشی رهبری شما تاثیرگذار است. ایجاد و حفظ اعتماد امری حیاتی است زیرا وجود آن به شما کمک می کند و عدم وجودش آسیب را به همراه خواهد داشت.

+   سید محمد طباطبایی ; ٧:٢٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۳/۱۱

هفت اصل اساسی در تفکر استراتژیک

اصل اول : تناقض‌اندیشی

دنیا همواره مملو از تناقض‌ها بوده و هست. دنیای کسب‌وکار نیز چنین است. اساساً مدیریتاستراتژیک هنر "مدیریت تناقض‌ها و جمع اضداد" است؛ جمع رشد و سودآوری، جمع نوآوری و اثربخشی و ...

یکی از بزرگترین تله‌های مدیریت، نادیده‌ انگاشتن تناقض‌‌ها یا دست‌کم‌گرفتن ضرورت مدیریت آنهاست. پرفسور هنری مینتزبرگ در مقاله‌ ای با موضوع هنر و تکامل مدیریت استراتژیک، مدیران را از افتادن در این تله خطرناک بر حذر داشته است.

 

+   سید محمد طباطبایی ; ۸:۱٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٢/٢۸

تفکر استراتژیک

مدیران همواره با واژه های «مبهم» و «چندمعنای» ادبیات مدیریتی مواجه بوده اند. تبیین این واژه هـــــا می تواند در شناخت و بهره گیری بهتراز مباحث نظری سودمند باشد. استــــراتژی یکی از این زمینه هاست که با واژه هایی همچون برنامه ریزی استراتژیک، مدیریت استراتژیک، تفکر استراتژیک و... انباشته شده است. هریک از این واژه ها خود گرفتار چند تعبیری و چند گونه نگری است.

مایکل کازامانو و کنستانینوس مارکیدس (M.CUSUMANO & C.C- MARKIDES-2001) در مقدمه کتاب خود می نویسند: «فقدان یک تعریف همه پذیر، زمینه را برای هجوم تعابیر جذاب و عبارات باب روز گشوده است و این امر بر ابهام ما در مورد اینکه استراتژی چیست و یا چه باید باشد می افزاید».

تعجبی نیست که نشریه اومیست در مقاله ای ادعا می کند: «هیچکس به راستی نمی داند که استراتژی چیست؟»ایـــن مقاله به رویکرد تفکر استراتژیک می پردازد. زیربنای این مقاله، مقاله قبلی ما با عنوان «رویکردهای نوین استراتژی» است که در اینجا بخش مهمی از آن، یعنی «تفکر استراتژیک» موردبررسی کاملتر و گسترده تری قرار می گیرد.

در این بررسی ضرورت تفکر استراتژیک و مزیتهای آن، ماهیت و کارکرد آن و درنهایت یک الگوی مفهومی برای این شیوه تفکر تشریح می شود. منظور اصلی مقاله تنها تبیین این رویکرد مهم مدیریتی نیست بلکه آنچه امید داریم در انتهای مقاله حاصل شود شکل گیری مجموعه ای از مؤلفه های دیدگاهی پیرامون محیط کسب و کار است. دیدگاهی که می تواند اثربخشی مدیران را توسعه بخشد.

عنوان مقاله: تفکر استراتژیک
مولف/مترجم: دکتر وفا غفاریان -دکتر علیرضا علی احمدی
موضوع: مدیریت راهبردی
سال انتشار(میلادی):2003
وضعیت: تمام متن
منبع: ماهنامه تدبیر-سال چهاردهم-شماره،137

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED

+   سید محمد طباطبایی ; ٩:۱٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۱/٢٠

آیا کاهش تعداد نیروی انسانی چاره مشکلات یک شرکت در شرایط سخت اقتصادی است؟

مدیران برخی از شرکتها به دلیل شرایط سخت اقتصادی ممکن است به فکر کاهش تعداد نیروی انسانی خود بیفتند. شاید در نگاهی اول و با تحلیلی ساده به نظر برسد که این کار می‌تواند یکی از راه‌های مناسب در این شرایط باشد و یا حتی در شرایط بحرانی تنها گزینه موجود باشد.

گر چه ارزیابی این موضوع در سازمان‌های ایرانی نیاز به تحقیقات خاص خود دارد، اما تحقیقات و تجارب بین المللی نشان می‌دهد که این اقدام الزاماً در افزایش عملکرد سازمان‌ها در شرایط سخت اقتصادی موفق نیست.

شاید یکی از پیش فرض‌های اساسی و‌گاه اشتباه برخی مدیران در فرایند کاهش نیروی انسانی این باشد که کاهش هزینه‌های نیروی انسانی موجب کاهش هزینه‌ها و در نتیجه بهبود شرایط عملکرد مالی شرکت می‌شود.اما نکته کلیدی اینست که الزاماً در فرایند کاهش تعداد نیروی انسانی بقیه عوامل سازمانی ثابت باقی نمی‌مانند.

پیش فرض اشتباه دوم می‌تواند این باشد که مفهوم کوچک سازی (downsizing) از دید برخی مدیران فقط به معنای کاهش تعداد نیروی انسانی است. این در حالی است که این مفهوم در بیشتر تعاریف تخصصی این حوزه هر سه بعد کاهش هزینه‌های پرسنلی، بهبود بهره وری در فرایند‌ها و کارایی کل سازمان را در بر می‌گیرد (کامرون، ۱۹۹۴). با توجه به تحقیقات و تجارب موجود در این حوزه می‌توان اثربخشی کاهش تعداد نیروی انسانی را حداقل از زاویه برخی موضوعات مهم زیر بررسی نمود:

+   سید محمد طباطبایی ; ۳:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۸

استراتژی سرحد بهره وری

url

چندین دهه است که مدیران آموخته‎اند تا با قواعد جدید بازی کنند. امروز شرکت‎ها برای واکنش سریع در قبال تغییرات در محیط رقابتی و تغییرات در سطح بازار باید از انعطاف کافی برخوردار باشند .آنها برای دستیابی به بهترین الگو می‎بایست بهینه کاوی را در سرلوحه‎ی امور خود قرار دهند.

طبق نظریه‎ی پورتر ابزارهای مدیریتی مثل TQM (کنترل کیفیت جامع ) ، بهینه کاوی (Benchmarking) ، و مهندسی مجدد ،… که امروزه مورد استفاده قرار دارند، اثر بخشی عملیاتی یک شرکت را تا میزان بسیاری بالا می‎برند، اما با این حال قادر به تامین سودآوری پایدار در یک سازمان نیستند. لذا به نظر می‎رسد که دلیل اصلی و ریشه‎ای مشکل، ناکامی مدیریت در تشخیص میان اثربخشی عملیاتی و استراتژی است، به این معنا که ابزارهای مدیریتی جای استراتژی را گرفته‎اند. 

+   سید محمد طباطبایی ; ٢:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۳

نورومارکتینگ

موضوع از آنجاها شروع شده بود که متخصصین تبلیغات و بازاریابی فکر میکردند که اگر بدانیم مغز انسان به چه چیزهایی بیشتر توجه می کند، میتوانیم پیامهایمان را به گونه ای طراحی می کنیم که برای مغز انسان جالب توجه و قابل دریافت باشد و رفتارهایی انجام دهد که مطابق اهداف پیام باشد. لازم بود تا دانش نورولوژی( مغز و عصب شناسی) و مارکتینگ در کنار هم قرار بگیرند تا کنترل کلید خرید در مغز مشتری به دستمان بیافتد. ظاهر قضیه بسیار آسان می نمود اما در عمل رسیدن به کنترل مغز بشرکه یکی از آرزوهای دست نیافتنی بشر است خیلی هم ساده نبود. برخی از محققان که ادعای کمتری داشتند تا به اینجا بسنده کردند که فقط کدهای تحریک کننده مغز را شناخته ایم و این تازه اول راه است. از این جا به بعد کسانی موفق هستند که با استفاده از نکات مورد توجه مغز آدمی در طراحی  پیام، کامپینهایشان را به گونه ای برنامه ریزی کنند که اثربخشی بیشتری داشته باشند. برخی دیگر که بازاری تر عمل می کردند ادعای دستیابی به کلید خرید در مغز انسان  و شناخت کامل درباره رفتارهای مشتری را مطرح کردند و خیلی از حرفهای بیات و قدیمی را رنگ کرده و به عنوان تئوریهای جدید به خورد مشتاقان دادند. البته در نتیجه، تفاوت زیادی بین حرفهای این گروه تا عملهایشان وجود داشت.

+   سید محمد طباطبایی ; ٢:٥٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٠/٩

تفاوت کارآیی و اثربخشی

از مهم ترین اهداف کلی که دولت ها و سازمان ها دنبال می کنند می توان به بهره وری پایدار، نوآوری و کیفیت زندگی اشاره کرد. برای دستیابی به یک هدف، هدفی دیگر ظاهر می شود. بنابراین، اهداف مجموعه ای را تشکیل می دهند که با یکدیگر وابستگی متقابل دارند. برای رسیدن به بهره وری(Productivity) استفاده بهینه از منابع یا کارآیی (Efficiency) و دستیابی به هدف یا اثربخشی (Effectiveness) ضروری است.

پیتر دراکر، معتقد است کارآیی یعنی انجام دادن کارها به نحو شایسته و مناسب و اثربخشی یعنی انجام دادن کارهای شایسته و مناسب، به عبارت دیگر، اثربخشی به گزینش اهداف مناسب مربوط می شود.

+   سید محمد طباطبایی ; ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/۳٠