آفتاب ایرونی

این وب لاگ با هدف ایجاد مرکزیتی برای اطلاع رسانی و ایجاد ارتباط در محیط مجازی برای مدیران،مشاوران، متخصصین و پژوهشگران جهت هم افزایی و اثر گزاری در این حوزه مدیریت ایجاد شده است.و شامل یادداشت های از مدیریت فناوری اطلاعات، بانکداری، مدیریت اجرایی،مدیریت استراتژی، مدیریت برند، مدیریت روابط عمومی،مدیریت دانش، تعالی سازمانی، بهره وری، کارآفرینی، روانشانسی، اجتماعی و خانواده می باشد. و آفتاب ایرونی اشاره به اندیشه و قدرت مدیران و متخصصین ایرانی دارد.

تفکر استراتژیک

مدیران همواره با واژه های «مبهم» و «چندمعنای» ادبیات مدیریتی مواجه بوده اند. تبیین این واژه هـــــا می تواند در شناخت و بهره گیری بهتراز مباحث نظری سودمند باشد. استــــراتژی یکی از این زمینه هاست که با واژه هایی همچون برنامه ریزی استراتژیک، مدیریت استراتژیک، تفکر استراتژیک و... انباشته شده است. هریک از این واژه ها خود گرفتار چند تعبیری و چند گونه نگری است.

مایکل کازامانو و کنستانینوس مارکیدس (M.CUSUMANO & C.C- MARKIDES-2001) در مقدمه کتاب خود می نویسند: «فقدان یک تعریف همه پذیر، زمینه را برای هجوم تعابیر جذاب و عبارات باب روز گشوده است و این امر بر ابهام ما در مورد اینکه استراتژی چیست و یا چه باید باشد می افزاید».

تعجبی نیست که نشریه اومیست در مقاله ای ادعا می کند: «هیچکس به راستی نمی داند که استراتژی چیست؟»ایـــن مقاله به رویکرد تفکر استراتژیک می پردازد. زیربنای این مقاله، مقاله قبلی ما با عنوان «رویکردهای نوین استراتژی» است که در اینجا بخش مهمی از آن، یعنی «تفکر استراتژیک» موردبررسی کاملتر و گسترده تری قرار می گیرد.

در این بررسی ضرورت تفکر استراتژیک و مزیتهای آن، ماهیت و کارکرد آن و درنهایت یک الگوی مفهومی برای این شیوه تفکر تشریح می شود. منظور اصلی مقاله تنها تبیین این رویکرد مهم مدیریتی نیست بلکه آنچه امید داریم در انتهای مقاله حاصل شود شکل گیری مجموعه ای از مؤلفه های دیدگاهی پیرامون محیط کسب و کار است. دیدگاهی که می تواند اثربخشی مدیران را توسعه بخشد.

عنوان مقاله: تفکر استراتژیک
مولف/مترجم: دکتر وفا غفاریان -دکتر علیرضا علی احمدی
موضوع: مدیریت راهبردی
سال انتشار(میلادی):2003
وضعیت: تمام متن
منبع: ماهنامه تدبیر-سال چهاردهم-شماره،137

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED

+   سید محمد طباطبایی ; ٩:۱٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۱/٢٠

آموزش فکر کردن

آموزش فکر کردن در روز تفکر

آدمای موفق هیچ فرقی با دیگران ندارن، جز اینکه مدل و طرز فکر کردن‌شون با دیگران فرق داره. فکر کردن یا بهتر بگیم “درست فکر کردن” مثل هر کاری راه و روش و اصولی داره. این اصول رو می‌شه تمرین کرد و یاد گرفت و تبدیل به آدم متفکری شد. لازم نیست حتما نتیجه فکر کردن ما اختراع و اکتشاف بزرگی باشه. عادت به فکر کردن همه زندگی ما رو تغییر می‌ده.

یه قانون مهم برای فکر کرد کاربردی، قانون ۲۰ هشتاده. یعنی یاد بگیریم ۸۰ درصد انرژی‌مون رو روی ۲۰ درصد از مهم‌ترین کارامون متمرکز کنیم.

خودتون رو در معرض ایده‌ها و طرز فکرهای مختلف قرار بدید و به ایده‌های دیگران فکر کنید.

هر ایده‌ای به ذهن‌تون رسید، به راه‌های اجراش فکر کنید. تاخیر تو فکر کردن ممکنه اون ایده رو برای همیشه از بین ببره.

با دیگران درباره چیزایی که بهش فکر می‌کنید حرف بزنید. حرف زدن و شریک شدن با دیگران تفکر شما رو تقویت می‌کنه.

برای حل یه مساله، اول موضوع رو خرد کنید، بعد از خودتون بپرسید که اصلا برای چی باید این مساله رو حل کنید. اگه دلایل‌تون قانع‌کننده بود منابع و امکاناتی که دارید رو بررسی کنید. افراد و منابع مناسب رو جای مناسب خودش بذارید. می‌بینید که مساله خیلی هم پیچیده و بزرگ نبوده! این از کاربردهای درست فکر کردنه و مهم نیست که مساله شما خرید یه گوشی باشه یا تصمیم درباره مهاجرت و یا راه‌اندازی کسب و کار تازه.

از آدم‌ها و راه‌های جدید نترسید. با ایده‌های و سبک‌های تازه مواجه شید و درباره‌شون فکر کنید.

کتاب بخونید، موسیقی گوش بدید، بنویسید و تن به هر کاری بدید تا مانع کار مغزتون نشید. بذارید فکرتون پرواز کنه و درباره همه این‌ها کند و کاو کنه. فکر کنید، به غذایی که می‌خورید، به کاری که می‌کنید و … بذارید فکر کردن مشغله همیشگی مغزتون باشه.

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED

+   سید محمد طباطبایی ; ۱٠:۱٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/٧

ذهن آگاهی (mindfulness) چیست؟ آیا کاربردی برای مدیران دارد؟

یکی از موضوعاتی که این روز‌ها در حوزه‌های مختلف روان‌شناسی طرفداران زیادی یافته است «ذهن آگاهی» است. گر چه شاید بتوان معادل‌های فارسی دیگر و شاید بهتری برای mindfulness یافت، اما شاید ذهن آگاهی ترجمه مناسبی برای آن باشد. از نظر مفهومی ذهن آگاهی را می توان یکی از تعالیم آیین‌ها (به طور خاص بودایی) و شاید مذاهب ظهور یافته در شرق آسیا دانست که تاکید بر تقویت توان ذهنی و روانی انسان برای درک لحظه‌ها، پاک کردن ذهن و ایجاد آرامش درونی برای فهم دقیق جریان زندگی دارد (به قول سهراب سپهری: زندگی آبتنی کردن در حوضچه اکنون است). 

از این منظر، انسان برای آرامش و دور کردن نگرانی‌ها و اضطراب‌ها لازم است تا با جریان مستمر و لحظه به لحظه زندگی رابطه ای عمیق و واقع گرایانه بر قرار کند. نمود عملی این مفهوم را برخی با تمرین‌هایی همراه با تمرکز و دقت کردن به حواس پنجگانه در درک عمیق و با آرامش لحظه‌ها و لذت‌ها توصیه می‌کنند. به طور مثال غذا خوردن آهسته و تلاش و تمرکز برای درک مزه‌ها، تمرکز بر تنفس و درک عمیق دم و باز دم، تمرکز و آرامش دوره‌ای در طی روز، یادآوری آن چیزهایی که از آن برخوردار هستیم (به تعبیری دیگر، یادآوری نعمتهایی که خداوند به ما داده است) از مصادیق تمرین‌هایی است که در این زمینه توصیه شده است. شاید روشی که برخی روان‌شناسان بر روی افراد افسرده با درخواست از آن‌ها برای «نوشتن آن چیزهایی در زندگی دارند» به کار می‌برند هم با این موضوع بی‌ارتباط نباشد. برخی ممکن است بپرسند که در زمانی که گرفتاری‌ها و شاید تاریکی‌هایی در زندگی پیرامونی وجود دارد چگونه می‌توان جایی برای این مباحث یافت. به نظرم برای حل مسایل پیرامونی (البته اگر قصد کمک و تاثیر گذاری داشته باشیم)، داشتن روحیه‌ای مثبت شرط لازم برای حل مسئله است. ایجاد روحیه مثبت فقط و صرفاً برای امیدبخشی نیست، بلکه زمینه لازم برای تفکر صحیح و سازنده است. مطالعات مختلف نشان داده‌اند که بین تفکرات سازنده و هیجانات مثبت روابط قوی دو طرفه وجود دارد. تفکرات مثبت و سازنده نیازمند توجه صحیح و دقیق به واقعیات پیرامونی، نداشتن جهت گیری و بایاس‌های فکری، تعریف درست مسئله و تحلیل مناسب است که بدون هیجانات مثبت مقدور نیست. هر چند ایجاد تعادل در این رابطه در فضایی مثبت و سازنده پدیده‌ای ایستا نیست، بلکه نیازمند تلاش و دقت و مبارزه مستمر با ناکامی‌ها و تلخی‌ها است. به عبارت دیگر تلاش فراوانی با بهره گیری از مکانیزم‌های خود تنظیمی (self-regulation) و رهبری بر خود (self-leadership) مورد نیاز است تا بتوان خود را کم و بیش در فضای روانی و فکری مثبتی قرار داد. 
برخی از محققین و صاحب نظران در مدیریت و رهبری سازمانی نیز مدتی است که در اندیشه بررسی استفاده از مفهوم ذهن آگاهی در مباحث مختلف این حوزه هستند. به طور واضح، موضوعات مدیریت استرس و رهبری بر خود مدیران می‌توانند نزدیک‌ترین موضوعات به ذهن آگاهی باشند. اما برخی محققان، ذهن آگاهی را پیش نیاز حل مسایل مدیریتی، درک صحیح شرایط محیطی، شناخت صحیح از نقاط قوت و ضعف سازمان، و عاملی مهم در ثبات فکری و تفکر مدیران می‌دانند. 

منبع: وب سایت بابک علوی

+   سید محمد طباطبایی ; ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٠/۱٠