آفتاب ایرونی

این وب لاگ با هدف ایجاد مرکزیتی برای اطلاع رسانی و ایجاد ارتباط در محیط مجازی برای مدیران،مشاوران، متخصصین و پژوهشگران جهت هم افزایی و اثر گزاری در این حوزه مدیریت ایجاد شده است.و شامل یادداشت های از مدیریت فناوری اطلاعات، بانکداری، مدیریت اجرایی،مدیریت استراتژی، مدیریت برند، مدیریت روابط عمومی،مدیریت دانش، تعالی سازمانی، بهره وری، کارآفرینی، روانشانسی، اجتماعی و خانواده می باشد. و آفتاب ایرونی اشاره به اندیشه و قدرت مدیران و متخصصین ایرانی دارد.

8 راه بسیار ساده برای تشویق کاربران به خواندن محتوای شما

آیا همیشه محتوای خود را صادقانه می نویسید؟ آیا برای نوشتن هر پاراگراف دقت و هنر زیادی صرف می کنید؟ بعد از اینکه محتوا را منتشر می کنید چه اتفاقی می افتد ؟

آیا کامنت یا نظر خاصی برای آن محتوا دریافت می کنید ؟ comment، like، tweet و یا این قبیل تائید های اجتماعی را چطور؟ این که یک مختوا با دقت، ظرافت و تلاش تهیه شود ولی آن طور که شایسته باشد خوانده نشود می تواند باعث از بین رفتن انگیزه یک نویسنده برای تولید محتوا و کاهش کیفیت آن شود، یک نویسنده به سرعت دلسرد و نا امید خواهد شد و یا تصور می کند که شاید نیاز به صرف زمان بیشتری برای تولید محتوا دارد.

در واقع اینگونه نیست. رعایت برخی نکات ساده و در عین حال سادگی و کوتاهی محتوا رمز بیشتر دیده شدن محتوای شما می باشد.

 

1-     خط ها را بشکنید : 

این یکی از ساده ترین راه ها برای بیشتر خوانده شدن محتوا ها می باشد.حتی پیچیده ترین محتوا ها نیز می توانند خیلی مشتری پسند شوند تنها با اضافه کردن فضای سفید رنگ بیشتر بین متن ها و شکستن خط ها به پاراگراف های متعدد که هر پاراگراف نهایت 3 تا 4 جمله بیشتر نباشد.

همچنین سعی کنید پاراگرافی تنها با یک جمله بنویسید. (درست مانند همین پاراگراف)

 

2-     محتوای خود را با تیتر ها و زیر تیتر ها توصیف کنید : 

تیتر قوی در ابتدای متن به جذب خواننده کمک می کند.  همچنین استفاده از سرفصل ها یا زیر تیترهای کوچک به بخش بندی و قابل فهم بودن متن کمک می کنند. بهتر است این سرفصل ها را کوتاه اما جذاب و آموزنده انتخاب کنید.

 

3-     از لیست های بولت یا گلوله ای استفاده کنید :

  • در مقابل متن های لیست شده اکثر خوانندگان نمی توانند مقابله کنند
  • یک راه راحت برای اسکن و مطالعه متن می باشد
  • چون با قسمت های دیگر متن متفاوت هستند یک استراحت بصری برای خواننده به حساب می آید

 

4-     تصاویر را شرح دهید :

تجربه ثابت کرده است همراه سازی یک تصویر جذاب با یک متن مرتبط قوی بسیار در جذب خواننده و توقف بیشتر او روی محتوای شما تاثیر می گذارد. این توضیحات یا (captions) بهتر است از 2 تا 3 جمله بیشتر نباشند.

 

5-     اضافه کردن لینک های مرتبط :

استفاده از لینکه های داخلی می تواند مشتری را با سایت شما مرتبط کند و بازدید از سایت داشته باشد. استفاده از لینک های خارجی به این معنا است که شما در مورد محتوای خود تحقیق کرده اید و می خواهید مطالبی مشابه آن با قلم دیگر کارشناسان نیز به خواننده ارائه دهید و این به محتوای شما اعتبار می دهد.

 

6-     استراتژیک عمل کنید :

شما می توانید به سادگی مطالبی که را که تمایل دارید بیشتر دیده شوند و یا مرتبط با سایتتان است را در معرض دید قرار دهید. آنها را bold یا highlight کنید. با این کار به یک مطلب و یا لینک خاص تاکید می کنید و خواننده مجاب می شود که آن را بخواند و یا بر روی آن کلیک کند.

فقط توجه داشته باشید هر مطلب بی اهمیتی را برجسته (bold یا highlight) نکنید. فقط نکات کلیدی را برجسته کنید.

 

7-     قدرت اعداد را کشف کنید :

آیا تصور شما نیز این است که لیست های عددی خسته کننده هستند؟ برعکس این لیست ها فوق العاده ترین اثرات را روی نگاه خواننده و به یاد ماندن متن ها در ذهن او خواهد گذاشت.

اگر این ایده را قبول ندارد نگاهی اجمالی به برخی از محبوب ترین مقاله ها بیندازید، این کار آموزش کوچکی برای شما خواهد بود تا بتوانید برخی روش های استفاده از اعداد را بیاموزید.

 

8-     روش های خود را تست کنید :

زمانی که شما از زیرتیترها، لیست ها عددی، بولت و یا همان لیست گلوله ای و دیگر فرمت ها برای تاکید و نمایش نکات کلیدی محتوای خود استفاده می کنید، بهتر است در اخر مروری داشته باشید و ببینید که آیا این فرمت ها جان کلام و فهوای متن شما را به خواننده می رساند؟ آیا به اندازه کافی از تصاویر و فرمت های سرگرم کننده استفاده کرده اید؟ آیا این فرمت ها و تکنیک ها کمک می کند تا خواننده به مشتری و یا حتی سرنخ شما تبدیل شود؟

 

شما از چه تکنیک های دیگری برای جذاب شدن و بیشتر خوانده شدن محتوا های خود استفاه می کنید ؟ آیا تا کنون تکنیکی به کار برده اید؟ آیا اصلا به دیده شدن یا نشدن محتواهایی که تولید می کنید اهمیت داده اید؟

منبع: کارزار

 

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید

+   سید محمد طباطبایی ; ٧:٥۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٧/۱٠

چگونه یک داستان فوق‌العاده بگویید

 

ما همیشه برای همکاران و اطرافیان خود داستان می‌گوییم – برای این‌که کسی را متقاعد کنیم از پروژه ما حمایت کند یا به کارمندی بگوییم چگونه ممکن است بهتر کارش را انجام دهد یا به تیمی که با چالشی مواجه شده است انگیزه دهیم. این یک مهارت حیاتی است، اما چه چیزی است که یک داستان را گیرا می‌کند؟ و چگونه می‌توانید قابلیت گفتن داستان‌های متقاعدکننده را در خود ارتقاء دهید؟

کارشناسان چه می‌گویند

با توجه به پدیده انفجار اطلاعات در عصر حاضر، رهبران کسب‌وکار «صدایشان شنیده نخواهد شد مگر این‌که داستان بگویند.» نیک مورگان (Nick Morgan)، نویسنده Power Cues و رئیس و بنیان‌گذار Public Words، یک شرکت مشاوره در حوزه ارتباطات، چنین نظری دارد. او می‌گوید «اعداد و ارقام و تمام امور منطقی که فکر می‌کنیم در دنیای کسب‌وکار مهم هستند، درواقع به‌هیچ‌وجه در ذهن ما نمی‌مانند.» اما داستان‌ها با افزودن چاشنی احساسات به وقایع «خاطراتی» گیرا خلق می‌کنند. این بدین معنی است رهبرانی که داستان‌های گیرایی خلق می‌کنند و به اشتراک می‌گذراند نسبت به دیگران از یک برتری فوق‌العاده بهره می‌برند؛ و خوشبختانه، هر کسی این توانایی را دارد که داستان‌سرای بهتری شود. جونا ساکس (Jonah Sachs) مدیرعاملFree Range Studios و نویسنده پیروزی در جنگ داستان‌ها می‌گوید «شنونده و گوینده داستان‌ها بودن در خون ماست و مطمئناً می‌توان این مهارت را آموزش داد و یاد گرفت.» این توصیه‌ها را به کار بگیرید تا بتوانید از داستان‌سرایی در جهت اهداف خود بهره ببرید.

با انتخاب یک پیام آغاز کنید

هر تلاشی برای داستان‌سرایی باید با این پرسش آغاز شود: مخاطبان من چه کسانی هستند و می‌خواهم چه پیامی را به اشتراک بگذارم؟ هر تصمیمی در مورد داستانتان باید بر مبنای این پرسش‌ها باشد. ساکس می‌گوید رهبران باید این سؤال را از خود بپرسند «نکته اخلاقی اصلی که می‌خواهم در تیم خود القاء کنم چیست؟ و چگونه می‌توانم آن را به‌صورت یک بیانیه واحد و گیرا خلاصه کنم؟» برای مثال، اگر در نگاه تیمتان شکست امری غیرقابل‌قبول به نظر می‌رسد، ممکن است تصمیم بگیرید این پیام را القاء کنید که شکست درواقع مقدمه موفقیت است؛ یا اگر در تلاش هستید مدیران ارشد را قانع کنید ریسک کنند و از پروژه شما حمایت کنند، می‌توانید بیان کنید اغلب شرکت‌های موفق بر مبنای اتخاذ ریسک‌های هوشمندانه بناشده‌اند. ابتدا در مورد پیام نهایی خود به نتیجه برسید؛ سپس می‌توانید در مورد بهترین شکل به تصویر کشیدن آن تصمیم بگیرید.

تجربیات خودتان را استخراج‌کنید

بهترین داستان‌سرایان به خاطرات و تجربیات زندگی خود نگاه می‌کنند تا راهی برای به تصویر کشیدن پیامشان پیدا کنند. چه رویدادهایی در زندگی‌تان باعث می‌شوند به ایده‌ای که تلاش می‌کنید به اشتراک بگذارید، باور داشته باشید؟ ساکس می‌گوید «به لحظه‌ای فکر کنید که ناکامی‌های خودتان منجر به موفقیت در شغلتان شده است، یا درسی که یکی از والدین یا مرشدی به شما داده است. هر یک از این موارد می‌تواند مبنای شروع یک داستان باشد که باعث برانگیختن احساسات شود.» شاید تمایل نداشته باشید جزئیات خصوصی زندگی خود را در محیط کار به اشتراک بگذارید، اما حکایاتی که غلبه بر مشکلات، شکست‌ها و موانع را به تصویر می‌کشند رهبران را قابل‌اعتماد و قابل‌لمس نشان می‌دهند. مورگان می‌گوید «نکته کلیدی در این است که آسیب‌پذیر بودن خود را نشان دهید.»

خودتان را قهرمان داستان نکنید

هیچ‌وقت سعی نکنید خودتان را ستاره داستانتان کنید. مورگان می‌گوید «داستانی که درباره ماشین راننده‌دارتان و داشتن میلیون‌ها سهام در بورس باشد کارکنانتان را تحت تأثیر قرار نخواهد داد» (حداقل در جهتی مثبت). می‌توانید شخصیت اصلی داستان باشید، اما تمرکز اساسی باید روی افرادی باشد که می‌شناسید، درس‌هایی که آموخته‌اید یا رویدادهایی که شاهد آن بوده‌اید؛ و هر زمانی ممکن باشد، باید تلاش کنید «مخاطبان یا کارکنان را قهرمان داستان کنید»، نظر مورگان این‌چنین است. این کار آن‌ها را بیشتر درگیر داستان می‌کند و باعث می‌شود تمایل بیشتری داشته باشند که پیام شما را بپذیرند. ساکس می‌گوید «یکی از اصلی‌ترین دلایلی که باعث می‌شود ما به داستان‌ها گوش دهیم این است که خود را بیشتر باور کنیم؛ اما زمانی که داستان‌سرا در مورد این صحبت می‌کند که چقدر خودش انسان فوق‌العاده‌ای است، این کار باعث فاصله گرفتن مخاطبان می‌شود.» هر چه بخواهید تصمیمات خود را بیشتر به رخ بکشید، احتمال کمتری وجود دارد که مخاطبانتان با شما و پیامتان ارتباط برقرار کنند.

یک چالش را به تصویر بکشید

داستانی که در آن چالشی وجود نداشته باشد چندان جذاب نخواهد بود. مورگان می‌گوید «داستان‌سرایانِ خوب درک می‌کنند که یک داستان نیازمند یک مبارزه است.» آیا در داستان رقیبی وجود دارد که باید بر آن پیروز شد؟ چالشی در بازار که باید بر آن غلبه کرد؟ یک صنعت مقاوم در برابر تغییر که لازم است متحول شود؟ از این‌که بگویید مسیر پیش رو دشوار خواهد بود نهراسید. مورگان می‌گوید «ما درواقع دوست داریم به ما گفته شود راهمان دشوار خواهد بود. رهبران هوشمند به کارکنان می‌گویند، مسیری دشوار پیش روی ما خواهد بود؛ اما اگر محکم بایستیم و صبر داشته باشیم، در آخر به موفقیتی بزرگ دست پیدا خواهیم کرد.»داستانی که خوب ساخته‌وپرداخته شده است و با چنین شعر حمایت‌طلبی‌ای به این معنی است که شما مجبور نیستید از افراد درخواست کنید شما را یاری کنند؛ افراد خودشان در مسیر تغییر با شما شریک و همراه خواهند شد، زیرا که می‌خواهند جزئی از این حرکت باشند.

ساده بگیرید و پیچیده‌اش نکنید

هر داستانی که می‌گویید لازم نیست یک حماسه شگفت‌انگیز و تکان‌دهنده باشد. برخی از موفقیت‌آمیزترین و به‌یادماندنی‌ترین داستان‌ها نسبتاً ساده و سرراست است. اجازه ندهید جزئیات غیرضروری باعث شود پیام اصلی‌تان کم جلوه کند. از اصل «کمتر بیشتر است» پیروی کنید. یکی از بزرگ‌ترین اشتباهاتی که می‌توانید مرتکب شوید این است که در مورد مسائلی بی‌فایده بیش‌ازحد جزئیات ارائه دهید. برای مثال، به مخاطبان خود نگویید کدام روز هفته بود یا چه کفشی پوشیده بودید اگر این موارد در پیشبرد ماهرانه داستان نقشی نداشته باشند؛ اما جزئیاتی جالب و به‌جا – این‌که چه احساسی داشتید، حالت چهره، شروع حقیرانه شرکت فوق‌العاده امروز – می‌تواند شنوندگانتان را غرق داستان کند و کمک کند به این‌که پیامتان در قلب آن‌ها جای بگیرد.

با تمرین است که کار بی‌نقص می‌شود

به گفته مورگان، داستان‌سرایی را می‌توان یک هنر دانست که نیاز به تلاش مستمر دارد تا به حد مطلوب برسد. با دوستان، عزیزان و همکاران قابل‌اعتماد خود تمرین کنید تا پیام خود را به‌صورت داستانی با بیشترین اثربخشی درآورید؛ و به خاطر داشته باشید که پاداش این کار عظیم خواهد بود. داستان‌ها ابزاری به‌شدت ویروسی (viral) به‌حساب می‌آیند. ساکس می‌گوید «به‌محض این‌که داستانی بسیار گیرا بگویید، اولین چیزی که یک نفر به فکرش می‌رسد این است که به چه کسی می‌توانم این داستان را بگویم؟پس با آن سه دقیقه بیشتری که صرف می‌کنید پیامی را در قالب یک داستان بازگو کنید، می‌توانید به نتیجه‌ای دست پیدا کنید که برای ماه‌ها و شاید حتی سال‌ها دوام داشته باشد.»

اصولی که باید به خاطر بسپارید

بایدها:

  • مخاطبانتان را مدنظر قرار دهید – چارچوب و جزئیاتی را در نظر بگیرید که به بهترین شکل با شنوندگانتان تناسب دارد.
  • نکته اخلاقی یا پیامی را که می‌خواهید منتقل کنید مشخص کنید.
  • از تجارب زندگی خود الهام بگیرید.

نبایدها

  • فرض کنید قابلیت داستان‌سرایی ندارید – ما همه این پتانسیل را داریم که داستان‌هایی به‌یادماندنی بگوییم.
  • خودتان را ستاره داستان کنید.
  • داستانتان را غرق جزئیات غیرضروری کنید.

منبع: HBR، بیزینس ترند

 آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید

+   سید محمد طباطبایی ; ٥:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٦/۱٤

درس‏هایی که باید از لویی‏ویتان و شانل بیاموزیم

What if we learned from luxury brands?

باغ تویلری (Tuileries) یکی از زیبا‌ترین اماکن عمومی در پاریس، همواره مملو از خانواده‌ها، رهگذران و گردشگران مختلف است. چهره این باغ دو بار در سال به مناسبت هفته مد پاریس، با چادرهای بزرگ سفید رنگ، هجوم پاپاراتزی‌ها و مانکن‌های مختلف کاملاً تغییر می‌کند. هر روز تعداد بیشتری از ساکنین پاریس، از دیدی تجاری به این هفته مد پر زرق وبرق می‌نگرند. 
تا ۱۵ سال پیش هفته مد پاریس، یک رویداد کوچک و خصوصی بود که کمتر کسی از مردم عادی از آن مطلع بود و حضور در آن به خریداران و سردبیران مجلات مد محدود بود. امروزه اما هفته مد پاریس رویدادی شناخته شده در فیلم‌های هالیود، فیلم‌های مستند ورمان‌های مختلف است. تولیدکنندگان پوشاک گران‏قیمت و مارک‌های پرآوازه از این افزایش شهرات هفته مد پاریس به خوبی سود می‌برند و ویدیوهایی همه‏پسند برای تبلیغ محصولاتشان در شبکه‌های اجتماعی پخش می‌کنند، برای بلاگر‌ها در ردیف اول صحنه جا رزرو می‌کنند و حتی به صورت زنده برنامه مربوط به محصولات خود را از طریق شبکه‌هایی مثل لایورانوی پخش می‌کنند.
همانطور که هفته مد پاریس از یک رویداد خاص و کوچک تبدیل به یک پدیده مهم در دنیای مد شده است، شرکت‌های تولید کننده پوشاک گران‏قیمت نیز از قالب شرکت‌هایی کوچک، متمرکز و تحت مالکیت یک خانواده خاص در آمده‌اند و تبدیل به تولید‏کنندگان بزرگی شده‌اند که سهام آن‌ها در بازارهای بورس توسط عامه مردم خرید و فروش می‌شود. کالاهای لوکس بازار بسیار بزرگی دارند و علی رغم رکود اقتصادی که دامن‏گیر بازار کالاهای دیگر شده است، همچنان در حال گسترش هستند
برندهای لوکس هم‏زمان با خاص بودن و کیفیت بالایی که جزئی از ماهیت آنهاست، نیاز به گسترش یافتن و شیفته کردن مشتریان جدید هستند. آنها به خوبی از عهده این کار بر آمده‏اند. در واقع عملکرد برندهای لوکس درس‌های زیادی برای آموختن به ما دارد چراکه این برند‌ها بسیار بیشتر از برندهای معمولی از ارزش ملموس و غیرملموس خود آگاهی دارند. این‌ها درسهایی است که بقیه کمپانی‌ها باید از برندهای لوکس بیاموزند: 


  • ویژگی‌های خاص خود را بشناسید و از آن‌ها استفاده کنید

برندهای لوکس، همواره ویژگی‌هایی متمایزکننده از علایم تجاری خاص و مواد اولیه و جنس مرغوب گرفته تا حتی محل کارخانه‌ها و فروشگاه دارند. برای مثال لویی‏ویتان به گنجه‌های قدیمی خود معروف است، کارتیر ویدیوهای تبلیغاتی محشری می‌سازد و یا پرادا همچنانبوتیک خود را در بزرگراه غرب تگزاس وسط بیابان حفظ کرده است. برندهایی که ویژگی‏های مخصوص به خود را ایجاد می‌کنند و به تبع آن راحت‌تر از بقیه با مشتریارتباط برقرار می‌کنند، از دیگر برند‌ها متمایز خواهند شد. داشتن یک نشانه متمایز بصری و خوشنامی برای برند شما مضر نخواهد بود. 


  • برای مشتری امکان داشتن تجربه خریدی استثنایی فراهم کنید

برندهای لوکس اولین کمپانی‌های بودند که به اهمیت «تجربه خرید» پی بردند. آن‌ها فروشگاه‌های خود را در ساختمان‌های شیک و زیبا افتتاح و خدماتی بی‌نظیر به مشتری ارائه می‌کنند. فلسفه فروش اعلا توسط خرده فروشان دیگری همچون اپل بعد‌ها به کار گرفته شد، به عنوان مثالکفپوش تمام فروشگاه‌های اپل، سرامیکی سفارشی از ایتالیا است. در دوره‌ای که تجارت آنلاین بیش از پیش خرید در فروشگاه‌ها را تهدید می‌کند، برندهای تجاری باید به فکر راهی باشند تا برای مشتریانی که حضور در فروشگاه آن‌ها را به خرید از پشت کامپیوتو خود ترجیح داده‌اند تجربه‌ای بی‌همتا فراهم کنند. برندهای لوکس از قرن‌ها پیش، این هنر را آموخته‌اند. 


  • داستان خود را با محتوی عالی بیان کنید

وقتی که یک نشان تجاری، ویژگی خاصی دارد، می‌تواند داستان‌های جذابی نیز بگوید. این‌‌ همان کاری است کا شانل در چند سال اخیر به خوبی از عهده آن برآمده است. فیلم «شانل و الماس» به زیبایی فلسفهمد شانل را در قالب داستانی از زندگی و دوران کوکو شانل بیان می‌کند. این اختتامیه یک فیلم هنری/مستند/تبلیغاتی به نام «درون شانل» است که به معرفی تاریخچه شانل در سه بخش نامهای «عطر شماره ۵ شانل»، «مرلین مونرو و شانل» و «جواهرات شانل» می‌پردازد. دیدن هر سه بخش از فیلم برای کسانی که علاقه‌مند به محتوای نام تجاری است جذاب است. اگرچه فلسفه یوتیوب و شانل کاملاً با هم متضاد است، شانل به زیبایی محتوای فوق العاده‌ای را از طریق این رسانه مجانی و همگانی بدون از دست دادن مفهوم خود به بازار بزرگی منتقل می‌کند.

منبع +یادداشت های مدیریت ریسک

 آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید

+   سید محمد طباطبایی ; ٧:٤٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٥/٢٧

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir