آفتاب ایرونی

این وب لاگ با هدف ایجاد مرکزیتی برای اطلاع رسانی و ایجاد ارتباط در محیط مجازی برای مدیران،مشاوران، متخصصین و پژوهشگران جهت هم افزایی و اثر گزاری در این حوزه مدیریت ایجاد شده است.و شامل یادداشت های از مدیریت فناوری اطلاعات، بانکداری، مدیریت اجرایی،مدیریت استراتژی، مدیریت برند، مدیریت روابط عمومی،مدیریت دانش، تعالی سازمانی، بهره وری، کارآفرینی، روانشانسی، اجتماعی و خانواده می باشد. و آفتاب ایرونی اشاره به اندیشه و قدرت مدیران و متخصصین ایرانی دارد.

دعایی که جبرئیل به حضرت عیسی در ماه ذی الحجه آموخت

هلال ماه پربرکت ذی الحجه که آخرین ماه سال قمری محسوب می شود، از امشب در پهنه آسمان می درخشد.

ده روز اول این ماه را روزهای پرفضیلت و پربرکت نامیده اند که پیامبر گرامی (که درود خدا بر او باد) نیز در این باره می فرماید: «عمل خیر و عبادت در هیچ ایامى نزد حق تعالى محبوب تر از این دهه نیست.» دعاها و عبادات مخصوصی برای این دهه ذکر شده که از میان آنها پنج دعای حضرت عیسی (که درود خدا بر او باد) را که در کتاب مفاتیح الجنان ذکر شده در ادامه مطلب می خوانید.

امام باقر (که درود خدا بر او باد)  فرموده است:

«خداوند پنج دعا را به وسیله جبرئیل برای حضرت عیسی هدیه فرستاد، تا در ایام این دهه، آن‌ها را بخواند.» آن پنج دعا چنین است:

1_ أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ لَهُ الْمُلْکُ وَ لَهُ الْحَمْدُ بِیَدِهِ الْخَیْرُ وَ هُوَ عَلَی کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ

گواهی می‌‏دهم که معبودی جز خدا نیست، یگانه و بی‏ شریک است، فرمانروایی و سپاس برای اوست، خیر تنها به دست اوست‏ و او بر هرچیز تواناست.

2_ أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ أَحَدا صَمَدا لَمْ یَتَّخِذْ صَاحِبَةً وَ لا وَلَدا

گواهی می‏‌دهم معبودی جز خدا نیست، یگانه و بی‏ شریک است، یکتا و بی‏‌نیاز است‏ همسر و فرزندی نگرفته است.

3_ أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ أَحَدا صَمَدا لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوا أَحَدٌ

گواهی می‏‌دهم معبودی جز خدا نیست، یگانه و بی‏ شریک است، یکتا و بی‏‌نیاز است‏ نه زاده و نه زاییده شده است، و برایش هیچ همتایی نیست.

 4_  أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ لَهُ الْمُلْکُ وَ لَهُ الْحَمْدُ یُحْیِی وَ یُمِیتُ وَ هُوَ حَیٌّ لا یَمُوتُ بِیَدِهِ الْخَیْرُ وَ هُوَ عَلَی کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ

گواهی می‏‌دهم معبودی جز خدا نیست، یگانه و بی‏ شریک است، فرمانروایی و سپاس برای اوست، زنده می‏‌کند و می‏‌میراند و اوست زنده‏‌ای که نمی‏‌میرد، خیر تنها به دست اوست، و او بر هرچیز تواناست.

 5_ حَسْبِیَ اللَّهُ وَ کَفَی سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ دَعَا لَیْسَ وَرَاءَ اللَّهِ مُنْتَهَی أَشْهَدُ لِلَّهِ بِمَا دَعَا وَ أَنَّهُ بَرِی‏ءٌ مِمَّنْ تَبَرَّأَ وَ أَنَّ لِلَّهِ الْآخِرَةَ وَ الْأُولَی.

خدا مرا بس است و کفایت می‏‌کند، خدا گوش فرا دهد بر آن‏که او را بخواند، ورای خدا نهایتی نیست، گواهی می‏‌دهم برای‏ خدا به آنچه دعوت کرد، و خدا بیزار است از هرکه از او بیزاری جوید، و آخرت و دنیا از آن خداست.

منبع:عقیق

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED

+   سید محمد طباطبایی ; ٦:۱۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٧/۱٥

ألا بذکر الله تطمئن القلوب

الله واقعا آرامبخش است تا آخر بخونید جالبه... یک پژوهشگر هلندی غیرمسلمان چندی پیش تحقیقی در دانشگاه آمستردام انجام داده و به این نتیجه رسیده بود که ذکر کلمه جلاله «الله» و تکرار آن و نیز صدای این لفظ، موجب آرامش روحی می‌شود و استرس و نگرانی را از بدن انسان دور می‌کند.

+   یوسفی ; ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۱/۱

مخالفت ائمه با تصوف و صوفیه

گاهی نیز خود شخصاً روز فتنه ای را به امت اسلامی خبر می دادند و با ارسال نامه به اطراف و اکناف از کفر، کافری و شعبده بازی فردی سرپوش بر می داشتند، چنان که حضرت امام صادق علیه السلام به هنگام فریبکاری و شعبده گری مغیرة بن سعید به کوفه و جاهای دیگر نامه نوشته کفر او را اعلام فرمودند.(2)
و آنگاه که مطلع می شدند کسی که به دوستی ایشان تظاهر نموده و تحت لوای دوستی اهلبیت اندیشه های ملحدانه خویش را منتشر می سازد، بیزاری خود را از او اظهار می داشتند، چنان که وقتی ابومنصور عجلی تحت لوای دوستی امام محمد باقر علیه السلام مردم را به الحاد و زندقه دعوت می کرد، آن حضرت از او بیزاری جسته وی را لعن فرمود و به اهالی کوفه نیز پیغام دادند که از او و هر کس که بر طریقه اوست بر حذر باشید.

+   سید محمد طباطبایی ; ٢:۳٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/٢۸

ذکر آیت‌الله بهجت برای رفع مشکلات معیشتی

مرحوم آیت‌الله حاج شیخ علی افتخاری گلپایگانی که از شاگردان آیت‌الله العظمی حاج شیخ محمدتقی بهجت محسوب می‌شد درباره نحوه برخورد این عالم ربانی با مردم و سلوک فردی‌شان اینگونه بیان می‌کند.
اهتمام آیت‌الله بهجت به مباحث امامت و مداومت او بر ادعیه و زیارات مأثوره، ساده زیستی و شهرت گریزی ایشان در کنار تأکید بسیار بر تعقل از ویژگی‌های برجسته ایشان است. 
ایشان تا جایی که در توان داشت نمی‌خواست پاسخ رد به مراجعه‌کنندگان بدهند. یک روز حوالی ساعت ۵/۹ صبح به خانه‌شان رفتم. منزل ایشان کوچک بود و سه اتاق داشت. یکی از اتاق‌ها اندرونی بود و دیگری اتاقی که بخشی را به کتابخانه و بخش دیگری را به پذیرایی از مهمانان و مراجعه‌کنندگان اختصاص داده بودند.
 
من هر روز حدود نیم ساعتی خدمت ایشان می‌رفتم و ایشان هم روی لطف و توجهی که به من داشتند، کلید منزلشان را به من داده بودند که هر وقت بخواهم، بتوانم به آنجا بروم. آن روز دیدم که شخصی دم در ایستاده و آقا هم به خاطر گرمای تابستان با یک پیراهن نازک و عرقچین دم در آمده‌اند و دارند با او حرف می‌زنند. 

جلو رفتم و سلام کردم و دیدم آن شخص دارد از دست تنگ و فشار معیشت با آقا صحبت می‌کند و از ایشان می‌خواهد دعایی را به او تعلیم بدهند تا از وضعیت مشقت‌بار خود خلاص شود.
 آقا به ایشان فرمودند:«صبح و شب این دعا را بخوانید: اللهم اغننی بحلالک عن حرامک و بفضلک عن من سواک.» آن آقا گفت:«یادم نمی‌ماند. بی‌زحمت بنویسید و بدهید.» آقا به من فرمودند:«آقای افتخاری! بنویسید و به ایشان بدهید.» من خودم می‌خواستم «بطاعتک عن معصیتک» را هم بیفزایم که آقا فرمودند:«این کار را نکن.» آقا فرمودند:«بعد از آن هم صلوات بفرستید. ان‌شاءالله اثر دارد.»

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED

+   سید محمد طباطبایی ; ٢:٢٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۱٩

سحر از نظر شیعه چیست؟

سحر-از-نظر-شیعه-چیست؟-چگونه-می-توان-آنرا-باطل-کرد؟نظر علمای شیعه در رابطه با سحر چیست و چگونه می توان آنرا باطل کرد؟
پاسخ اجمالی

سحر عملی خارق العاده است که گاهى یک نوع چشم‏بندى و تردستى است، و گاه تنها جنبه روانى و خیالى و تلقینى دارد. و گاه با استفاده از خواص ناشناخته فیزیکى و شیمیایى بعضى از اجسام و عناصر و گاه از طریق کمک گرفتن از شیاطین انجام می گیرد. ساحران، افراد منحرف و دنیاپرستى هستند که اساس کارشان بر تحریف حقایق است و در اغلب موارد از توجه بیش از حد عده ای به خرافات و اوهام، سوء استفاده کرده و بساط خود را پهن می نمایند. بدیهی است که افزایش سطح آگاهی های مردم، بهترین راه برای مقابله با این گونه امور محسوب می گردد.

در احادیثى که از پیشوایان بزرگ اسلام به ما رسیده است سحر به شدت مذمت و از آن نهی شده است.

فقهاى اسلام به اتفاق می فرمایند یاد گرفتن و انجام اعمال سحر و جادوگرى حرام است مگر این که برای ابطال سحر ساحران چاره ای از یادگیری آن نباشد، حتی گاهى به عنوان واجب کفایى مى‏بایست عده‏اى سحر را بیاموزند تا اگر مدعى دروغگویى خواست از این طریق مردم را اغفال یا گمراه کند سحر و جادوى او را ابطال و دروغ او را فاش سازند.

خواندن آیات و دعاهایی برای از بین بردن سحر، در کتب و روایات توصیه شده است.

+   سید محمد طباطبایی ; ۸:۳۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/٤

اثر ذکر زبانی

متأسفانه نگاهمان به عبادات، نگاه حداقلی است. یعنی می‌خواهیم ببینیم آن حداقل ممکن چیست و آن را انجام بدهیم و متأسفانه در نگاهمان به مادیات نگاه حداکثری است، یعنی هر چه بتوانیم تلاش کنیم مسائل مادی را بیشتر جذب کنیم.

نماز یکی از مهمترین و اساسی‌ترین دستورالعمل انسان‌سازی و سیر و سلوک معنوی است به طوری که برخی از بزرگان فرموده‌اند اگر نمازِ انسان اصلاح شود، همه امور انسان اصلاح می‌شود.

این نماز علاوه بر احکام فقهی و ظاهری، آداب و اسراری دارد که آشنایی با آنها انسان را بیشتر با حقیقت نماز پیوند داده و قلبش را بهتر به سوی نماز سوق می‌دهد.

 توصیه‌‌‌های زیادی راجع به ذکر گفتن داریم. خود نماز، ذکر است. این نماز، واجب دارد، مستحب دارد. توصیه شده بعد از نماز، ۱۰۰ بار ذکر بگویید؛ تسبیحات حضرت فاطمه (س) را بگویید. ذکر‌های دیگری بعد از نماز توصیه شده است.قرآن کریم هم تاکید دارد که «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اذْکُرُوا اللَّهَ ذِکْراً کَثیراً؛ اى کسانى که ایمان آورده‌‏اید! خدا را بسیار یاد کنید» (احزاب/۴۱)

فلسفه ذکر زیاد خداوند چیست؟

فلسفه این ذکر گفتن‌ها چیست که می‌‌فرمایند زیاد ذکر بگویید؟ پاسخش این است که اینها برای آن است که قلب، بیدار شود، و گرنه اگر قرار باشد که اذکار، صرفا لقلقه زبان باشد، مصداق این بیان امیرالمومنین (ع) می‌شود که «النّاسِ عَبِیْدُ الدُّنْیَا وَالدِّیْنُ لَعِقٌ عَلَى‏ الْسِنَتِهِمْ؛ مردم (غافل) بندگان دنیایند و دین، لقلقه زبان آنهاست»

اگر دین، لقلقه زبان شد تدین نمی‌‌‌آورد، انسان متدین کسی نیست که همیشه زبانش به ذکر مشغول است بلکه انسان متدین کسی است که زبانش همراه با قلب به یاد خداست.

 

مقصود از ذکر زیاد چیست؟

در برخی از روایات دارد که رسول گرامی (ص) به حضرت امام علی (ع) فرمود: یا علی، این که خدای متعال فرمود: «اذْکُرُوا اللَّهَ ذِکْراً کَثیراً» نه یعنی زیاد بگو «سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر»! مقصود این نیست! بلکه مقصود این است که در آنجایی که عبادت است حضور پیدا کن، در آنجایی که حرام و معصیت هست ترک کن. این، یاد خدا بودن است.

در روایتی از امام صادق (ع) وارد شده که هیچ بلایى براى مؤمن سخت‏‌تر از این سه بلاء نیست، که از سه نعمت محروم شود. شخصى پرسید: آن سه نعمت چیست؟ فرمود: یارى مسلمان با آنچه خدا به او روزى کرده، دوم انصاف دادن و خود را جاى دیگران فرض کردن، و سوم زیاد خدا را ذکر کردن، البته منظور من از ذکر بسیار گفتن، سبحان اللَّه و الحمد للَّه و لا اله الا اللَّه و اللَّه اکبر تنها نیست، هر چند که آنهم ذکر خدا است، و لیکن منظور من ذکر خدا در هنگام استفاده و بهره‌‏مندى از حلال او، و باز ذکر خدا در هنگام برخورد به حرام او است‏.

 البته، نه اینکه ذکر زبانی، ذکر نیست بلکه باید ذکر زبانی به قلب متصل باشد. در روایت داریم که امام صادق (ع) فرمود: پدرم کثیر الذکر بود بارها من با او قدم مى‌‏زدم، و مى‌‏دیدم که مشغول ذکر است، با او غذا مى‌‏خوردم، مى‌‏دیدم مشغول ذکر است، با مردم سخن مى‌‏گفت مع ذلک سخن با مردم او را از ذکر خدا باز نمى‌‏داشت، و من بارها مى‏‌دیدم که زبانش به سقف دهانش متصل است مى‏‌گوید: «لا اله الا اللَّه»

 

چه کار کنیم ذکر‌های زبانی اثر کند؟

حالا ببینید برای اینکه این ذکرهای زبانی اثر بکند در مراحل اولیه، انسان وقتی می‌‌خواهد ذکر بگوید زبان گویاست و قلب، غافل است لذا باید سالک، این ذکر را به قلبش تزریق کند.

 بنابراین از جمله آداب مهم ذکر و نماز، تفهیم است. یعنی وقتی که انسان دارد ذکر می‌‌‌گوید در یک خلوتی بنشیند این اذکار را با محتویاتش به قلب تزریق کند. به تدریج، این قلبی که متوجه نیست کم کم توجه پیدا می‌کند، به زبان می‌‌آید.

 تفهیم یکی از مسائل بسیار مهم در امر ذکر و در امر عبادت است. روایتی از امام صادق (ع) داریم که حضرت از قول امیرالمؤمنین (ع) در ضمن بیانی در باب قرائت قرآن فرمود: «وَ لَکِنْ أَفْزِعُوا قُلُوبَکُمُ الْقَاسِیَةَ وَ لَا یَکُنْ هَمُّ أَحَدِکُمْ آخِرَ السُّورَة» یعنی وقتی که قرآن تلاوت می‌کنید جوری باشید که به این دلهای سختتان این را بکوبید، بزنید به این دلها و این دلها بیدار بشود، نه اینکه همت شما و تصمیمتان این باشد که سوره قرآن را تمام کنم، همتتان این نباشد که حالا که سوره آغاز شده حتماً این را تمامش کنم، همتتان این باشد که این آیات به دلها بنشیند.

البته نمی‌خواهیم بگوییم که ذکر زبانی، مطلقا بی‌‌تأثیر است، نه اما سخن در بالا رفتن کیفیت است.

 

نگاهمان به عبادات، حداقلی و به مادیات حداکثری است!

این نکته را هم داخل پارانتز عرض کنم که متأسفانه نگاهمان به عبادات، نگاه حداقلی است. یعنی می‌خواهیم ببینیم آن حداقل ممکن چیست و آن را انجام بدهیم و متأسفانه در نگاهمان به مادیات نگاه حداکثری است، یعنی هر چه بتوانیم تلاش کنیم مسائل مادی را بیشتر جذب کنیم خواهانش هستیم و دنبالش هم می‌رویم با این که می‌‌دانیم بین ما و این مادیات حتماً زمانی فاصله خواهد افتاد.

 یا این مادیات به دست آمده زودتر از ما می‌رود، و یا ما زودتر از اینها از بین می‌رویم. برای این‌هایی که یقیناً بین ما و بین آنها فاصله می‌افتد اینقدر تلاش می‌کنیم و اهمیت می‌دهیم اما نسبت به این عباداتی که ماندگار است، در جان ماست، در نفس ماست، در حوزه وجودی ماست که تا ابد همراه ما هست و خواهد بود متأسفانه همیشه نگاه حداقلی داریم.

 بحث حجاب می‌شود همه‌اش می‌خواهیم روی حداقل‌ها بایستیم. بحث نماز می‌شود همه‌اش روی حداقل‌ها، بحث روزه، همه‌اش روی حداقل‌ها، بحث پرهیز از گناه می‌شود روی حداقل‌ها می‌ایستیم اما آنهایی که اهل سیر و سلوکند، آنهایی که اهل باطنند، آنها نگاهشان به این مسائل، حداکثری است. یعنی هر چه می‌‌رود بالاتر باز می‌‌گوید نه، من بیشتر از این را می‌خواهم. بنابراین وقتی که آدم می‌‌خواهد ذکر بگوید باید با توجه، قلب را آگاه کند.

 

چگونه بدانیم ذکر زبان بر قلب اثر گذاشته است؟

علامت این که قلب، بیدار شده چیست؟ علامت این که دل، بیدار شد و تفهیم شد، چیست؟

 علامتش این است که دیگر ذکر بر ذاکر، دعا برای دعا کننده و نماز برای نمازگزار، سخت نیست. دیگر آرام است.

 شبیه به همان ارتباط گفتاری که بین پدر و مادر و فرزندی که لغات را یاد گرفته برقرار می‌‌شود. کودک به راحتی می‌‌تواند حرف بزند و دیگر راحت شده است، سختش نیست. تفاوت ذکری که ماها می‌گوییم در مراحل اولیه با آن سالک الی الله، بزرگان و اهل معرفت این است که ماها در ابتدا، زبانمان می‌گوید قلبمان غافل است باید به قلب تزریق کنیم، بعد کم کم، این قلب بیدار می‌شود و اکنون ذکر زبانی گویا و گزارشگر ذکر قلبی است.

 چون قلب این اذکار را گرفته و از آن حالت غفلت، بیرون آمده، در نتیجه الآن قلب دارد ذکر می‌گوید و زبان دارد گزارش می‌کند.

 

اگر انسان با قلبِ بیدار و متوجه، نماز بخواند خیلی فرق می‌کند با آن کسی که در حال غفلت، نماز می‌‌خواند.

 البته توجه داشته باشیم که رعایت این نکته فقط برای عموم نیست حتی کملین هم این نکته را رعایت می‌‌کنند. بزرگان اهل معرفت و سالکان و راه رفته‌‌ها هم این نکته را دقت می‌‌کنند. حتی در بین معصومین هم چنین است. روایت داریم که فرمودند: آنقدر فلان آیه‌ را تکرار ‌‌کردم تا این که این صورت را از خدا شنیدم. ببنید آن بزرگان هم تکرار مبتنی بر توجه قلبی را انجام می‌دادند.

 رسول گرامی (ص) به ابوذر فرمود: «یَا أَبَا ذَرٍّ رَکْعَتَانِ مُقْتَصَدَتَانِ فِی تَفَکُّرٍ خَیْرٌ مِنْ قِیَامِ لَیْلَةٍ وَ الْقَلْبُ لَاهٍ (یا بنا بر نسخه‌ای) و القلب ساه» فرمود: دو رکعت نماز، و لو مقتصد هم باشی، یعنی میانه، خیلی هم طولش ندهی، دو رکعت نماز معتدل میانه را بخوانی اما همراه با فکر انجام بگیرد برتر از قیام شبی است که قلب، بی توجه باشد.

کیفیتش می‌‌تواند مؤثر باشد.

منبع:جام دینی

 آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید: 

 FEED

+   سید محمد طباطبایی ; ٩:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱۱/۱٦

خداوند کدام گناه‌ها را نمی‌بخشد؟

استاد سید عبدالله فاطمی نیا در جلسه‌ای با ذکر چند نکته اخلاقی و عرفانی فرمود: خدمت آیت الله بهاءالدینی رسیدم. گفتم آقا راز مقام و رتبه سید سکوت چه بود؟ آقا دست بالا آورد و اشاره به دهان کرد.

خدا شاهد است الان مردم خیلی دست کم گرفته‌اند آبرو بردن را. ببینید؛ خدا چند گناه را نمی‌بخشد:

1- عمدا نماز نخواندن
2- به ناحق آدم کشتن
3- عقوق والدین 
4- آبرو بردن

این گناهان اینقدر نحس هستند که صاحبانشان گاهی موفق به توبه نمی‌شوند. پسر یکی از بزرگان علما که در زمان خودش استادالعلما بود، برای من تعریف می‌کرد:
«به پدرم گفتم پدر تو دریای علم هستی. اگر بنا باشد یک نصیحت به من بکنی چه می‌گویی؟
می‌گفت پدرم سرش را انداخت پایین. بعد سرش را بالا آورد و گفت آبروی کسی را نبر!»
عزیز من اسلام می‌خواهد آبروی فرد حفظ شود. شما با این مشکل داری؟
دقت کنید که بعضی‌ها با زبانشان می‌روند جهنم.

روایت داریم که می‌فرماید اغلب جهنمی‌ها، جهنمی زبان هستند. فکر نکنید همه شراب می‌خورند و از دیوار مردم بالا می‌روند. یک مشت مومن مقدس را می‌آورند جهنم.
ای آقا تو که همیشه هیأت بودی!
مسجد بودی!
بله. توی صفوف جماعت می نشینند آبرو می‌برند.

امیرالمومنین(ع) به حارث همدانی می‌فرماید: اگر هر چه را که می‌شنوی بگویی؛ دروغگو هستی.

گناهکار چند نوع است:
عده‌ای گناه می‌کنند، بعد ناراحت و پشیمان می‌شوند؛ سوزوگداز دارند؛ توبه می‌کنند و هرگز فکر نمی‌کنند که روزی این توبه را بشکنند؛ اما دوباره می‌شکنند. دوباره، سه باره، ده باره.
در حدیث داریم که این اگر در تمام توبه شکستن ها سوز و گداز واقعی داشته باشد، در نهایت بر شیطان پیروز می‌شود.

آقایان حیف تان نمی‌آید مادرها را اذیت می‌کنید؟
سید رضی جامع نهج البلاغه پس از مرگ مادرش گفت: «بعد از این با کدام دست بلاها را رد کنم؟» دست مادر که بالا می‌رود بلاها از شما دور می‌شود. حیف نیست سر یک چیز جزئی مادر را می‌رنجانید؟ از مجلس روضه برگشته مادر را می‌رنجاند، قبول باشد!
آ فتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید: 
FEED

+   سید محمد طباطبایی ; ۸:٤٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱۱/۱٥

ذکر “لا اله الا الله” درب محکمی در برابر وسوسه

تبیان در گزارشی نوشت: اخیراً باب شده که برخی از این مبلغات منافق و دروغ‌گو، در محافل «ذکر» می‌دهند و برخی از آنان نیز مردم را از زیارت عاشورا و اذکار دیگر، به بهانه‌ها و اراجیف «من درآوردی» پرهیز می‌دهند! که پرهیز دادن از ذکر «لا إله الا الله»، به بهانه‌ی این که ذکر بزرگی است و شما را درگیر امتحانات سخت و مشکلات عدیده می‌نماید نیز یکی از همین ترفندهای شیطانی آنان است. چرا که فرمان پرهیز از این ذکر، فرمان شیطان است و نه اسلام.

+   سید محمد طباطبایی ; ۸:۳٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱۱/۱٤