آفتاب ایرونی

این وب لاگ با هدف ایجاد مرکزیتی برای اطلاع رسانی و ایجاد ارتباط در محیط مجازی برای مدیران،مشاوران، متخصصین و پژوهشگران جهت هم افزایی و اثر گزاری در این حوزه مدیریت ایجاد شده است.و شامل یادداشت های از مدیریت فناوری اطلاعات، بانکداری، مدیریت اجرایی،مدیریت استراتژی، مدیریت برند، مدیریت روابط عمومی،مدیریت دانش، تعالی سازمانی، بهره وری، کارآفرینی، روانشانسی، اجتماعی و خانواده می باشد. و آفتاب ایرونی اشاره به اندیشه و قدرت مدیران و متخصصین ایرانی دارد.

آیا کودکان امروز باهوش‌تر از کودکان دیروزند؟
ساعت ٩:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/۳/۳٠  کلمات کلیدی: کودکان ، روانشناسی ، موفقیت ، مطالعه

دکتر مهدی بیاتی روان شناس کودک عنوان کرد: در حال حاضر دو واژه "تک فرزندی" و "فرزندسالاری" از چالش‌های مهم تربیت کودکان هستند که باعث دگرگونی فرآیندهای تربیتی والدین شده‌اند.
وی در گفت‌وگو با خبرنگار «اجتماعی» خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، کودکان امروز را «بردگان دیروز»، «عروسکان امروز» و یا به عبارتی «فراموش شدگان امروز» و «گم شدگان فردا» دانست و گفت: با شیوه تربیتی که درحال حاضر والدین اتخاذ کرده‌اند در آینده با نسلی سردرگم و فاقد مسئولیت پذیری مواجه خواهیم بود.
وی ادامه داد:در حال حاضر بسیاری از افراد گمان می‌کنند کودکان امروز باهوش تر از کودکان دیروز هستند درحالیکه این تصور کاملا غلط است، کودکان امروز تنها افرادی هستند که با حجم وسیعی از اطلاعات مواجه‌اند و به همین دلیل در بسیاری از مواقع دچار سردرگمی اطلاعات شده و شاهد بهم ریختگی حوزه روانی آنان می شویم.
این روانشناس کودک در ادامه ضمن اشاره به نوع صحبت کردن کودکان امروزی، اظهار کرد: امروزه شاهد آن هستیم که کودکان حرف‌هایی را زده یا از کلماتی در صحبت‌های روز مرده خود استفاده کرده و مسائلی را عنوان می کنند که در بسیاری از مواقع موجب شگفتی اطرافیانشان می‌شود و در چنین شرایطی آنها گمان می‌کنند این کودکان چقدر باهوش تر از نسل‌های پیشین خود هستند در حالیکه این مسئله فقط به دلیل حجم بالای اطلاعات دریافتی آنان است.
بیاتی افزود: والدین به علت آنکه دچار توهم هوش در فرزندان خود شده و از طرف دیگر به منظور جبران نداشته‌ها و عقده‌های دوران کودکی خود، فرزندانشان را به کلاسهای متعدد و تحمل فشارهایی بیش از حد توانشان مجبور می‌کنند.
وی در ادامه ضمن تاکید بر آنکه این رفتارها باعث فاصله گرفتن کودکان از دوره کودکی می‌شود عنوان کرد: در حال حاضر متاسفانه آنچه در جامعه ما به شدت در حال افزایش بوده مسئله "خودفراموشی" است؛ به طوریکه افراد از لحظه خود لذت نبرده و حتی کودکانشان را نیز برای جبران نداشته‌هایشان درگیر پروسه هایی سخت چون ثبت نام در کلاس‌های متعدد و... می کنند.
این روان شناس همچنان اظهار کرد: والدین نباید دائما با ارائه وعده‌های توخالی از آینده‌ای که ممکن است هیچ گاه به وقوع نرسد کودکی فرزندان خود را نابود کنند بلکه باید بدانند فرآیند تربیت کودکان موفق به گونه‌ای است که باید به آنها یاد داد برای آنکه بتوانند از آینده خود لذت برده و فرد موفقی شوند باید از داشته‌های حال حاضر خود نیز نهایت بهره را برده و احساس شادی و لذت کنند.
بیاتی در ادامه تاکید کرد: متاسفانه کودکان امروز مانند عروسک‌های خیمه شب بازی در دست والدینشان هستند که دائما در حال جبران نیازها و عقده‌های دوران کودکی والدین خود اند زیرا والدینی که خود در گذشته‌شان چون بردگانی مطیع والدین و حرف گوش کن بوده و نمی‌توانستند ابراز وجود کنند امروز نیز که نقش‌های پدر و مادری را به عهده گرفته‌اند نوع دیگری از تحمیل را به کودکانشان وارد می کنند.وی افزود: در حال حاضر والدین کودکان را تبدیل به وسیله "پز اجتماعی" خود کرده‌اند و در چنین شرایطی با توجه به آنکه این کودکان دائما در معرض انواع توجه قرار گرفته و به تمامی نیازهایشان پاسخ داده می شود دچار "خودبزرگ بینی کاذب" شده و تصور می کنند بسیار توانمند و موفق هستند و با کمترین اراده می‌توانند به همه خواسته های خود برسند؛ این طرز تفکر باعث می‌شود در آینده با مشکلات زیادی مواجه شده و توانایی مقابله با واقعیتهای اجتماعی را نداشته و دچار گم گشتگی روانی شوند.

این روان شناس کودک در ادامه با اشاره به سرعت بسیار زیاد رشد تکنولوژی عنوان کرد: در حال حاضر با توجه به سرعت بسیار زیاد رشد تکنولوژی در دنیا باید بدانیم روش‌های تربیتی که اکنون در آموزش‌های رسمی و غیر رسمی کشور مورد استفاده‌اند به هیچ عنوان پاسخگو نیاز کودکان نیستند، بلکه با این آموزش‌ها تنها کودکان را سرگرم فعالیت‌های واهی و بیهوده می کنیم که باعث دور شدن آنها از فضای واقعیتهای اجتماعی و عدم لذت از زندگی می‌شود.

این روانشناس در ادامه ضمن بیان آنکه در چنین شرایطی چه طور می‌توان آینده کشور را به دست این کودکان بی مسئولیت، لوس و ناتوان سپرد، گفت: کودکانی که هیچ گاه مسئولیت پذیری را یاد نگرفته‌اند و تنها تبدیل به وسیله‌ای برای پز اجتماعی والدینشان شده و چون عروسک‌های خیمه شب بازی در دست والدینشان هستند نه تنها در آینده متحمل آسیب‌های جدی خواهند شد بلکه آسیب‌های اجتماعی زیادی را نیز به بدنه اجتماع وارد خواهند کرد.

بیاتی در ادامه مهمترین شکل مسئولیت پذیری را بر عهده گرفتن وظایف متعدد متناسب با گروه سنی خود کودک دانست و تصریح کرد: برای مثال برای اینکه بتوانیم یک کودک سه ساله را مسئولیت پذیر تربیت کنیم باید به او یاد بدهیم که جورابهایش را خودش بپوشد یا خودش لباسهایش را انتخاب کرده و یا جمع آوری کند و همچنین آنکه کودک باید یاد بگیرد زمانی که با دوستش درگیر شد خودش باید از حق خودش دفاع کند نه اینکه برای گرفتن حق خود متوسل به والدین، مربیان و غیره شود.

وی ادامه داد: کودک سه ساله نباید در کلاسهای رسمی حاضر شود به طوری که در همه دنیا نیز فعالیت‌های رسمی برای کودکان (صفر تا 11 سالگی) ممنوع است و حتی مطالب آکادمیک نیز باید از طریق فضاهای غیر آکادمیک به آنها ارائه شود.

این روانشناس در ادامه ضمن بیان اینکه والدینی که فشارهای زیادی را به کودکان خود وارد می‌کنند اغلب خود دچار مشکلات رفتاری چون استرس و تنش‌های روانی هستند گفت: نباید گمان کنیم که کودکی که در پنج سالگی به سه کلاس آموزشی رفته و یا دو زبان زنده دنیا را فرا گرفته است موفق بوده زیرا موفقیت اصلا به این معنا نیست بلکه موفقیت یعنی توانایی استفاده از دارایی‌های خود در لحظه و لذت بردن از حال.

بیاتی ادامه داد:‌انسان موفق کسی است که تعادل روانی داشته و از داشته‌های خود نهایت لذت را ببرد. در چنین شرایطی والدین نیز باید یاد بگیرند که نیازی نیست کودکانشان حتما در مدرسه نمره 20 کلاس را از آن خود کنند این در حالی است که بیش از 80 درصد والدین در ایران فشارهای زیادی را برای درس خواندن و افزایش ساعات مطالعه دروس مدرسه‌ای به کودکان خود وارد می‌کنند.

وی در ادامه عنوان کرد:‌ ترس از آینده و دادن وعده‌هایی از آینده نامعلوم به کودکان بسیار اشتباه است و تنها باعث بهم ریختگی حوزه روانی آنها خواهد شد.

وی ادامه داد:‌ در بسیاری از کشورها شاهد آن هستیم که کودکان 4 تا 5 ساله در مدارس یا مهدکودک با چکش‌ها یا دریل‌های واقعی کار می‌کنند اما در ایران با وجود آنکه همه وسایل پلاستیکی است بازهم والدین نگرانند مبادا آسیبی به کودکشان برسد به همین دلیل است که ما در حال حاضر در ساخت یک پراید با مشکلات زیادی مواجهیم اما سایر کشورهای جهان به روزترین اتومبیل‌های دنیا را می‌سازند.

این روانشناس در پایان عنوان کرد: در کشور شاهد پیشرفت علمی، صنعتی و غیره نخواهیم بود مگر آنکه به دوران کودکی و روش‌های تربیتی این دوره اهمیت داده و روش‌های غلط خود را اصلاح کنیم. 

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

  Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.



 
مهارت های زندگی را چگونه یاد بگیریم؟
ساعت ٩:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱/٢٢  کلمات کلیدی: روانشناسی ، مهارت

قطعاً مردم ایران - به ویژه نسل جدید - از نظر فرهنگی به حدی از بلوغ و آگاهی رسیده اند که بخواهند در کنار سواد رسمی ، مهارت های زندگی را نیز یاد بگیرند زیرا کاملا مشخص است که سواد مدرسه و دانشگاه، به درد خواندن و نوشتن و چهار عمل اصلی می خورد و در بهترین حالت در صورت تطابق رشته تحصیلی با شغل، در خدمت کار است و نه همه زندگی.

 

این سوالات برای هر کدام از ما ممکن است پیش بیاید:

- برای حل مشکل خود با همسرم چه کنم؟
- چگونه فرزندم را تربیت کنم؟
- در مهمانی رسمی چگونه رفتار کنم؟
- استرس خودم را چگونه کنترل کنم؟
- با همکاران خود چگونه صحبت کنم؟
- در شغل خود چگونه موفق شوم؟
- چگونه مذاکره کنم؟
- مهارت های کلامی ام را چگونه ارتقا دهم؟
- چطور می توانم اعتماد به نفسم را تقویت کنم؟
- اقتصاد شخصی ام را چگونه مدیریت کنم؟
- چگونه توانمندی های مدیریتی ام را افزایش دهم؟

این ها سوالاتی هستند که نه در مدرسه درباره شان می خوانیم، نه در دانشگاه چیز زیادی درباره شان به ما می گویند. رسانه ها هم آنقدر پراکنده گویی می کنند که نمی توان به جمع بندی مطلوب رسید.
البته درباره همه این ها ، کتاب هایی وجود دارند که توضیحات مفصلی درباره این سوالات و صدها سوال دیگر می دهند ولی آیا همه ما می توانیم این همه کتاب را بخوانیم؟! پاسخ منفی است.

پس چه باید کرد؟ آیا باید به آموخته های جسته و گریخته بسنده کرد یا راه آزمون و خطا را در پیش گرفت؟
در بسیاری از کشورهای خارجی راه حل را یافته اند: برخی رسانه ها به صورت تخصصی به این موضوعات می پردازند و در قبال دریاقت حق اشتراک اندکی، به مردم شان مهارت های زندگی را یاد می دهند. مردم نیز از این رسانه ها استقبال خوبی می کنند زیرا می دانند در قبال آنچه می پردازند، مهارت زندگی و لذت بردن از آن را می آموزند.

در ایران اما جای چنین سیستم هایی خالی است. مردم به حال خود رها شده اند و در میان انبوهی از داده های مختلف، ضد و نقیض و غیرمستند حیران هستند.

با این حال فقدان رسانه هایی که به صورت تخصصی و به زبان ساده ، مهارت های زندگی را تجمیع کرده و یاد بدهند، خلأیی است که باید فکری بدان کرد. در این میان ، همکاری بین رسانه های بزرگ و متخصصان، حتماً بهترین گزینه خواهد بود و مردم نیز از آن استقبال خواهند کرد.
منبع: خانواده ایرانی 

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.


 
مهارتهای خود آگاهی و همدلی
ساعت ٩:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱/٢٢  کلمات کلیدی: روانشناسی ، مهارت

آشنایی با

مهارت خود آگاهی و همدلی

   self awareness communion skill

حتما تا به حال شنیده اید که می گویند اگر خودت را بشناسی، خدا را هم شناخته ای. آیا تا به حال به معنی این جمله دقت کرده اید؟

این جمله نشان دهنده ی اهمیت خود شناسی و خود آگاهی در انسان است. این مهارت به شما کمک میکند تا بتوانید شناخت بیشتری از خود، خصوصیات، نیازها،خواسته ها،اهداف، نقاط ضعف، نقاظ قوت، احساسات، ارزش و هویت خود داشته باشید. تحقیقات بی شماری نشان داده که ضعف در خود آگاهی با بسیاری از بیماری ها و آسیب های روانی، اجتماعی همراه است. به عنوان مثال:

سعید آن قدر از دوست خود عصبانی بود که اصلا متوجه نشد چطور به او حمله کرد، بعدا فهمید که در اثر حمله ی او دست اش به شدت زخمی شده، به طوری که برای درمان به بیمارسستان برده شد. والدین دوست سعید علیه او شکایت کرده و برای محاکمه به مقامات قضایی فرستادند.

در این مثال آن چه باعث شد سعید به عنوان یک بزهکار به مقامات قضایی ارجاع داده شود، ضعف و ناتوانی در شناخت احساسات است. شناخت احساسات یکی از مهمترین اجزای خودآگاهی است.

مریم در کنکور موفق نشد و پس از عدم قبولی در کنکور به تدریج علاقه و انگیزه خود را از دست داد. خواب و اشتهای مریم کاهش یافت. او خود را آدم شکست خورده ای میداند و از این که مخارجی بابت شرکت در کلاسهای کنکور به خانواده ی خود تحمیل کرده، احساس گناه میکند. در واقع، مریم افسرده شده است، ولی مه از خود و نه خانواده اش از این موضوع آگاه نیستند. خانواده مریم گاه او را سرزنش میکنند که فرد ضعیف و بی اراده ای است و با یک شکست خود را باخته است. ولی این برخوردها کمکی به مریم نمی کند و افسردگی او روز به روز بدتر می شود.

در این مثال ناتوانی مریم در شناخت احساسات باعث ایجاد یک افسردگی شده و به تدریج شدت گرفت.

دوستان سیما پیوسته به او فار می آورند که دوست پسر داشته باشد و طوری به او وانمود میکنند که نداشتن این دوستی ها نشان دهنده ی ضعف یک دختر است. به همین دلیل سیما در پی آن است که چنین دوستی برای خود بیابد تا نشان دهد که او هم مورد توجه دیگران است.

در این مثال آن چه باعث می شود مقاومت سیما در مقابل دوستانش شکسته شود و به کاری بپردازد که نه  تمایل خودش است و نه جامعه می پسندد، عزت نفس ضعیف و نا آگاهی او از ارزشمندی خودش است. به طوری می پسندد، عزت نفس ضعیف و نا آگاهی او از ارزشمندی خودش است. به طوری می پسندد، عزت نفس ارزشمندی به سراغ ارتباط با جنس مخالف میرود. عزت نفس و احساس ارزشمندی یکی دیگر از اجزای خود آگاهی است.

حامد مدتی است به علت سرقت و کلاهبرداری دستگیر شده است و روانه ی زندان شده است. او همیشه عقیده داشت که انسان در زندگی خود باید از بهترین امکانات و تفریحات استفاده کند. از نظر او انسان تا وقتی که جوان است ، باید از امکانات زندگی برخوردار باششد و اگر این دوره بگذرد هیچ تفریح وامکاناتی به او لذت نمیدهد. با این حال او هیچ وقت وضعیت مالی مناسبی برای دست یابی به امکاناتی که می خواست ، نداشت و به همین دلیل به کلاهبرداری سرقت و اعمال بزهکارانه روی اورد تا بتواند به امکانات و تفریحاتی که میخواد دست یابد.

همانطور که در این مثال ها مشاهده میشود، ناتوانی در تنظیم اهداف و برنامه های زندگی یا هدف گذاری های نامناسب و اشتباه میتواند باعث مشکلات متعددی شود که در مورد حامد به دستگیری و سوء سابقه ودر مورد سوسن به نا کامی ،سرخوردگی و افسردگی ختم شد.

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.


 
۱۰ راه موثر برای افزایش تمرکز
ساعت ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/۱۸  کلمات کلیدی: موفقیت ، روانشناسی

 

برای موفقیت باید کارتان را خوب انجام دهید و برای اینکه بتوانید کارتان را خوب انجام دهید باید خوب تمرکز کنید. در این متن
10 نکته برای یک تمرکز عالی در کار ارائه شده است:
 

 

1. از خودتان شروع کنید: یکی از ریشه‌های معمول در حواس‌پرتی، درون خود فرد است. اگر نمی‌توانید آن‌طور که باید روی کارتان تمرکز کنید، اول از خودتان شروع کنید. چه چیزی ذهن شما را آنقدر مشغول کرده که نمی‌توانید با خیال راحت کار کنید؟

 


2. عامل را پیدا کنید: بعد از جست‌وجوی دنیای درون، اطرافتان را واکاوی کنید. چینش اتاق؟ همکار فضول؟ کمبود دانش یا زمان برای انجام فلان کار؟ خستگی مفرط؟ برای حل مشکل، منشا آن را پیدا کنید.

 


3. خودتان را آماده کنید: مدیران خوب درواقع برنامه‌ریزهای خوبی هستند. آنها برای هر هدف، یک لیست تهیه می‌کنند؛ چه کوچک چه بزرگ. در برابر هر رویدادی، آنها زمانی را برای برنامه‌ریزی اختصاص می‌دهند. برنامه‌ای که از گام اول تا رفع مشکل را شامل می‌شود. بعضی‌ها معتقدند 10 دقیقه در برنامه‌ریزی یعنی یک ساعت در اجرا!

 


4. تکنولوژی: یکی از دلایل مهم عدم تمرکز تلفن، اینترنت و شبکه‌های مجازی است. برای تمرکز کردن می‌توانید کمی از آنها فاصله بگیرید.

 


5. استراحت: یک کار خوب نیازمند استراحت‌های به‌موقع است. هر وقت احساس حواسپرتی دارید به خودتان استراحت دهید. این فقط یک پاداش نیست. استراحت ذهن را باز می‌کند.

 


6. موسیقی: یکی از راه‌های بسیار شگفت‌انگیز در تمرکز، موسیقی است. انتخاب یک موسیقی ملایم که می‌تواند پس‌زمینه ذهنتان را درگیر کند کمک موثری به حواس‌جمعی شما خواهد کرد.

 


7. بخش‌بندی یک پروژه: رویارویی با یک پروژه بزرگ می‌تواند ذهن شما را به شدت پراکنده کند. در این مواقع می‌توانید آن پروژه را به چند کار کوچک‌تر تقسیم کنید تا تمرکزتان بیشتر شده و پیشرفت را در کارتان احساس کنید.

 


8. نظم محیط کاری: اوضاع اتاقتان چگونه است؟ اگر شلوغ و به‌هم ریخته است، آن را تمیز کنید و نتیجه را ببینید!

 


9. یک زمان سررسید برای خودتان تعیین کنید: در یک کار پیچیده حداکثر زمانی که می‌توانید کار مفید انجام دهید 90 دقیقه است. بهترین بازده در این بازه تنها 30 دقیقه است. برای افزایش تمرکزتان، می‌توانید یک بازه زمانی برای خودتان قرار دهید و سر زمان مقرر دست از کار بکشید. اگر از انتهای راه باخبر باشید، راحت‌تر تمرکز می‌کنید.

 


10. سحرخیز باشید: این کار بسیار ساده است. اگر بتوانید به سختی‌های کوچکش غلبه کنید تاثیر فوق‌العاده آن را می‌بینید. روزتان را یک ساعت قبل از دیگران شروع کنید تا هم قبل از شلوغی برنامه‌ریزی‌هایتان را انجام دهید و هم کارتان را در آرامش شروع کنید.

 

منبع: دنیای اقتصاد، نویسنده: LOLLY DASKAL، مترجم: میثاق شمشیری

 

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.


 
شخصیت شناسی MBTI
ساعت ٥:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/۱۱  کلمات کلیدی: روانشناسی
آیا تابحال در زندگی تان به این سوالات برخورده اید :
 
  • چقدر خودم را می شناسم؟

  • چقدر از توانایی ها و قدرت درونم آگاهم؟

  • چرا تابحال نتوانسته ام به آنچه که می خواهم برسم؟

  • چقدر می توانم شخصیت افراد اطراف خودم را بشناسم؟

  • چرا افراد با شرایط مشابه تحصیلی و شغلی، وضعیت های متفاوتی در زندگی شان دارند؟

 و بسیاری سوالات دیگر ...      
 
این سوالاتی است که روزانه ذهن میلیون ها انسان در جهان را به خود مشغول می کند مثل خود شما. به نظر شما حالا چه باید کرد؟

اما چطور می توان به جواب این سوالات رسید؟ به کمک چه چیزی یا چه کسی؟ چقدر باید برای آن مطالعه و تحقیق کنید؟

یکی از بهترین و مطمئن ترین راه ها، استفاده از دستاورد و نتیجه کار افراد دیگر به خصوص افراد خبره است. کسب شناخت خوب و درست در مورد خودتان و اطرافیان به خوبی پاسخگوی تمامی سوالات بالا و بسیاری از درگیری های ذهنی شما خواهد بود. برای کسب این شناخت ابزارهای مختلفی از سوی متخصصان و دانشمندان تدوین و تهیه شده است. اما برای اطمینان از نتیجه آن باید به دنبال بهترین و مطمئن ترین آنها بروید.

یکی از معتبرترین، مطمئن ترین و درست ترین تست خودشناسی و تست شخصیت شناسی در دنیا، تست شخصیت شناسی MBTI است. البته این تست همانند سایر تست های روانشناسی تنها یک ابزار است که در بهترین و استانداردترین حالت باید در کنار یک متخصص و مشاور مورد استفاده قرار گیرد تا بتوانید به درست ترین و معتبرترین نتیجه دست یابید.


چه کسانی تست MBTI  را ایجاد کردند؟
تست شخصیتMBTI 
بر مبنای نتایج تحقیقات روانشناس مشهور سوئیسی، یونگ، شکل گرفت. کارل یونگ معتقد بود اگر بتوان زیربنای ذهنی، برداشت ها و نگرش های اشخاص را شناخت، می توان رفتارهای آنها را پیش بینی کرد. او در این خصوص نظریات ارزشمندی را ارائه کرد.
سال ها بعد دو دانشمند دیگر به نام های بریگز و مایرز با استفاده از نظرات و نتایج تحقیقات یونگ و انجام برخی پژوهش ها در حوزه شخصیت شناسی، تست شخصیت MBTI را طراحی کردند. آنها چهار بعد (ترجیح) شخصیتی و شانزده تیپ شخصیتی را در افراد شناسایی کردند. به عبارتی آنها همه افراد روی زمین را در 16 تیپ شخصیتی دسته بندی کردند که بر اساس تست MBTI می توان به تیپ شخصیتی آنها پی برد. ترجیحات شخصیتی، ویژگی هایی در افراد هستند که برای آنها راحت تر و بهتر بوده و انجام شان نیاز به تمرکز، صرف انرژی و زمان کمتری دارد. به عنوان مثال فردی که ترجیح برون گرایی دارد، وقتی در جمع بوده، با افراد دیگر در ارتباط و در کانون توجه است، احساس بهتری دارد و انرژی بیشتری می گیرد. در ضمن برقراری ارتباط  با دیگران برای او کاری آسان، بدون زحمت و لذت بخش است. 

 چهار بعد (ترجیح) شخصیتی شناخته شده توسط این دانشمندان عبارتند از :
 
  • درون گرا (I برون گرا (E): این بعد بر مبنای چگونگی برخورد و تعامل ما با دنیا و  اینکه انرژی مان را متوجه کجا می کنیم و از کجا انرژی می گیریم، تعریف شده است.
  • شمی (N)- حسی (S): اینکه اغلب به چه نوع اطلاعاتی توجه می کنیم و  چگونه آنها را بدست می آوریم، این بعد را مشخص می کند.
  • احساسی (F)- فکری (T): بر اینکه چگونه اطلاعات خود را پردازش می کنیم و چگونه تصمیم می گیریم، دلالت دارد.
  • ملاحظه کننده (P)- داوری کننده(J): اینکه ما ترجیح می دهیم در شرایط سازمان یافته و با ساختار فعالیت کنیم یا استقلال بیشتری داشته باشیم، تعیین کننده این بعد است.



ویژگی های افراد با هر بعد (ترجیح) شخصیتی به طور مجزا در جداول زیر آمده است :

 
درون گراهابرون گراها
 - افرادی محافظه کار، مستقل، تکرو، خجالتی، خوددار، یکنواخت و متعادل و  کمرو هستند.
 - از درون خود انرژی می گیرند.
 - موضوعات را در ذهن خود ارزیابی می کنند.
 - اطلاعات شخصی را به ندرت با دیگران در میان می گذارند.
 - بیشتر گوش می دهند و کمتر حرف می زنند.
 - اشتیاقشان را برای خود نگه می دارند.
 - دوست ندارند مرکز توجه باشند.
 - قبل از هر عملی فکر می کنند.
 
 - برون گراها افرادی اجتماعی، دوستدار دیگران، باجرأت، فعال، سرخوش، با انرژی، خوشبین، دوستدار هیجان و تحریک و امیدوار به موقعیت هایشان و آینده، کنجکاو و در عمل قاطع، فعال و اهل گفتگو هستند.
 - از دیگران انرژی می گیرند.
 - با صدای بلند فکر می کنند.
 - دوست دارند مرکز توجه باشند.
 - اطلاعات شخصی خود را به راحتی با دیگران در میان می گذارند.
 - اول عمل و بعد فکر می کنند.
 - بیشتر از گوش دادن، حرف می زنند.
 - مشتاقانه با دیگران ارتباط برقرار می کنند.
 



 
شمی هاحسی ها
 
 - ترجیح می دهند با دیدن " تصویر بزرگ از آنچه هست" و تمرکز بر پیوندها و ارتباطات موجود میان حقایق، اطلاعات را درک کنند.
 -  ترجیح می دهند با درک و دیدن امکانات جدید ( خلاقیت ) و روش های مختلف  انجام کارها، اطلاعات را جمع آوری کنند.
 - دوستدار ایده های جدید( بدون توجه به قابل اجرا بودن یا نبودن) بوده و عاشق  نوآوری و تخیل اند.
 - برای نوآوری و تخیل بهای فراوان قائل هستند.
 - دوست دارند مهارت های جدید را بیاموزند.
 - به اطلاعات دقیق توجه ندارند.
 - به آینده توجه دارند.
 
 - ترجیح می دهند با استفاده از چشم و گوش و دیگر حواس پنجگانه به آنچه که در  اطرافشان می گذرد پی ببرند.
 - به هر آنچه که در اطرافشان وجود دارد، توجه می کنند و آن را به خوبی درک می کنند.
 - به آنچه که مطمئن و منسجم است، اعتماد می کنند.
 - تنها در صورت قابل اجرا بودن، از ایده های جدید استقبال می کنند.
 - واقع گرا هستند.
 - دوست دارند از مهارت های موجود استفاده کنند.
 - به زمان حاضر توجه دارند.

 
 


 
احساسی هافکری ها
 - به احساسات دیگران توجه می کنند.
 - نیازها و ارزش ها را درک می کنندو احساساتشان را نشان می دهند.
 - تحت تاثیر میل به قدردانی شدن، انگیزه پیدا می کنند.
 - به طور طبیعی علاقه به راضی کردن دیگران دارند.
 - ممکن است بیش از اندازه احساسی و عاطفی ارزیابی شوند.
 - به ادب بیش از حقیقت بها می دهند.
 - برای هر احساسی ارزش قائل اند.

 
 
 - در تصمیم گیری از تفکر استفاده می کنند (به نتایج منطقی انتخاب و عمل توجه دارند).
 - سعی دارند از لحاظ فکری خود را از یک موقعیت جدا کرده و بی طرفانه و به  شکل عینی آن را آزموده و علت و معلول را تجزیه و تحلیل کنند.
 - تحت تاثیر میل به موفقیت، انگیزه پیدا می کنند.
 - در تصمیم گیری، تحلیل های غیر شخصی دارند.
 - عیب و ایرادها را می بینند و انتقاد می کنند.
 - ممکن است بی ترحم، بی احساس و بی توجه به حساب آیند.
 - به حقیقت بیش از ادب بها می دهند.
 - احساسات را در گرو منطقی بودن می پذیرند.
 

 



 
ملاحظه کننده هاداوری کننده ها
 
 - قوانین را خودشان تعیین می کنند.
 - در انجام کارهایی که از قبل پیش بینی نشده یا فعالیت هایی که به سرعت و  واکنش فوری نیاز دارد، موفق هستند.
 - ترجیح آنها اول لذت بعد کاراست.
 - زمان را منبعی تمام نشدنی  می دانند.
 - خود را با موقعیت های جدید تطبیق می دهند.
 - به چگونگی انجام کار تاکید دارند.

 
 
 - تابع قانون بوده و بر اساس آن برنامه خودشان را بطور دقیق مشخص می کنند.
 - بر انجام کارها در سر وقت تعیین شده پافشاری می کنند.
 - اهدافی را در محل کار برای خود در نظر می گیرند تا به موقع به آنها برسند.
 - ترجیح آنها اول کار و بعد بازی است.
 - از اخلاق کاری بالایی برخوردارند.
 - ترجیح می دهند بدانند که چه می کنند.

 
برای درک بهتر از این دسته بندیف جند نمونه از این دسته بندی در حیوانات و کاراکترهای کارتونی در زیر آمده است. 

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.


 
عکس العمل شما در زمان خشمگین شدن چگونه است؟
ساعت ٥:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/۱۱  کلمات کلیدی: مهارتهای نرم ، روانشناسی ، مهارت

کمتر فردی می تواند مدعی شود که در زندگی اش عصبانی نشده است. اصلا انگار خشم و عصبانیت با زندگی های امروزی گره عجیبی خورده است و به راحتی باز شدنی نیست! شاید شما هم تا به حال از دست راننده خودروی جلویی، فروشنده مغازه ای که از او خرید کرده اید یا دوستی که حرف بی ربطی زده است، ناراحت شده اید و برای یک لحظه آن قدر عصبانی شده اید که به یک کتک کاری حسابی هم برای نشان دادن عصبانیت تان فکر کرده اید. چند وقت پیش رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران  گفت: «خشونت می تواند اشکال مختلفی از جمله ضرب و جرح، قتل، آزار در درون خانواده و ... داشته باشد. اگر پرونده های حوزه قضایی را بررسی کنیم، خشونت تقریبا رتبه دوم پرونده های سیستم قضایی را به خود اختصاص داده است.» بنابراین آشنایی با خشم و مهارت های کنترل آن، از نان شب برای زندگی در جامعه امروزی واجب تر است.

افراد ماهر در کنترل خشم چگونه اند؟
این افراد به گونه ای عمل نمی کنند که به خود و به فرد یا افراد دیگر آسیبی وارد کنند، به حق و حقوق خود آگاهی دارند و سعی می کنند تا حد ممکن، مانع ضایع شدن حق شان شوند، مراقب هستند که خشم به پرخاشگری مبدل نشود و به تهدید و زور متوسل نمی شوند. این افراد بدون متهم کردن فرد مقابل، مسئولیت احساسات خود را می پذیرند و به جای این که بگویند: «تو مرا عصبانی کردی»، می گویند: «من عصبانی هستم». افرادی که با مهارت کنترل خشم آشنا هستند، به جای قضاوت درباره شخصیت فرد مقابل درباره موقعیت خشم برانگیز صحبت می‌کنند و به جای گفتن «توآدم شلخته ای هستی»، می گویند: «به هم ریختگی اتاق، مرا ناراحت می کند.» همچنین این افراد سعی می کنند که احساس خشم شان به درازا نکشد و با فرد مقابل بدون این که کنترل خود را از دست بدهند، صحبت کنند و سعی می کنند حرف هایی بزنند که بعد از عصبانیت از گفتن آن ها پشیمان نشوند.



عکس العمل شما در زمان خشمگین شدن چگونه است؟
معمولا افراد در مواجهه با موقعیت های خشم برانگیز، به 4 شکل عکس‌العمل نشان می دهند. گروه اول افرادی هستند که در هنگام خشم هیچ عکس‌العملی از خودشان نشان نمی دهند و بی اعتنا از کنار آن موقعیت عبور می کنند؛ به این افراد منفعل گفته می شود. گروه دوم افرادی هستند که برخلاف گروه اول به محض عصبانی شدن، خشم خود را بروز می دهند. به این گروه از افراد پرخاشگر گفته می شود. گروه سوم افرادی هستند که به صورت نامشخص پرخاشگری می کنند. کله شقی، اشکال تراشی بی دلیل و پشت گوش انداختن کارها، از ویژگی های این گروه از افراد است. در نهایت گروه چهارم افرادی هستند که بهترین و مناسب ترین برخورد را در مواجهه با موقعیت‌های خشم برانگیز از خود نشان می دهند و به آن ها افراد قاطع گفته می شود. افراد قاطع کسانی اند که علاوه بر کنترل خشم، برخوردی قاطعانه، بدون احساس ترس و بدون رفتار پرخاشگرانه با فرد مقابلی که موجب خشم آن ها شده است، دارند و با او گفت و گو می کنند.



با مهارت کنترل خشم آشنا شوید


شیوه ها و راهکارهایی که در ادامه مطرح می گردد، باعث می شود قبل از این که وارد موقعیت های خشم برانگیز شویم با تمرین و ممارست بتوانیم مانع از این شویم که کنترل خشم از دست ما خارج شود.

ورزش های هوازی انجام دهید: 
انجام ورزش های هوازی، روش بسیار سودمندی است که در دراز مدت به افزایش توانایی خنثی کردن خشم منجر می شود. ورزش هایی نظیر دویدن، شنا کردن، دوچرخه سواری، راه رفتن سریع و کوهپیمایی جزو ورزش های هوازی است.

از روش آرمیدگی استفاده کنید:
 
یک روش موثر دیگر که به ما کمک می کند خشم خود را کنترل کنیم، بهره بردن از روش های آرمیدگی است. بسیاری از یافته های پژوهشگران، دال بر موثر بودن این شیوه در کنترل هیجان های ناخوشایندی نظیر خشم و اضطراب است. روش های ساده آرمیدگی مانند تنفس عمیق و آرام سازی ذهنی می تواند به ما در کاهش خشم و عصبانیت کمک کند. در این روش می توانید در وضعیت راحتی دراز بکشید، چشم های خود را ببندید و تمام ماهیچه های خود را به حالت آرمیدگی در بیاورید. این کار را از پاها آغاز کنید و ادامه دهید تا تمام ماهیچه هایتان به حالت آرمیدگی برسد. سپس از راه بینی نفس بکشید. این کار را به مدت 20 دقیقه ادامه دهید. سعی کنید در این مدت فقط صدای نفس کشیدن خود را بشنوید. فراموش نکنید که بهتر است این تکنیک ها هر روز انجام شود تا زمانی که در وضعیت تنش زا قرار می‌گیرید به طور خودکار، از این روش ها استفاده کنید.

به مانترا فکر کنید: 
«مان» به معنی فکر و «ترا» به معنی آزاد شدن است. در حقیقت مانترا مجموعه ای از کلمات و آواهایی است که با لحن خاص و به دفعات تکرار می شود و به آن دلیل که تاثیر مثبتی بر جسم و روح می گذارد، در کنترل خشم کاربرد دارد. به یک جمله یا یک شعار فکر کنید که بتواند شما را در کنترل خشم کمک کند. در مواقع خشم با جملاتی نظیر «ارزش ندارد» یا «من آرام هستم»، مانترا را در خود ایجاد کنید و خود را از خشم برهانید.

خشم های گذشته را فراموش کنید:
 
این که هر یک از ما در حال حاضر نسبت به موقعیت های خشم برانگیز گذشته زندگی خود چه احساسی داریم و این احساسات چه تاثیری بر ما می گذارند، عاملی است که در توانایی خنثی کردن خشم های فعلی، موثر خواهد بود. هر یک از ما در گذشته در موقعیت‌هایی قرار داشته ایم که هنوز هم با گذشت مدت ها، باز هم ممکن است یادآوری آن موقعیت ما را ناراحت کند. انباشته شدن احساس خشم ناشی از اتفاقات گذشته از جمله عواملی است که باعث می شود در دراز مدت قدرت تحمل ما کاهش یابد؛ بنابراین برای این که آستانه تحمل ما بالا رود لازم است به خشم های گذشته خود بپردازیم و تلاش کنیم تا آن ها را فراموش کنیم.

به نتیجه خشمگین شدن فکر کنید:
 روش دیگر برای خنثی کردن خشم، فکر کردن و پیش بینی نتیجه خشم در آینده است. ما با تجربه و آموزش، یاد گرفته ایم که چگونه از خطرهای احتمالی دوری کنیم. همه ما می دانیم که احتمال تصادف وقتی که چراغ راهنمایی و رانندگی قرمز است، بسیار بالاست بنابراین از چراغ قرمز عبور نمی کنیم.

روزنامه خراسان ،حمید شیرازی، کارشناس ارشد روان شناسی بالینی

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.


 
دانلود کتاب صوتی اعتماد به نفس
ساعت ٩:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/۱  کلمات کلیدی: دانلود ، کتاب صوتی ، روانشناسی ، اعتماد

یکی از پرفروش ترین کتاب های آمریکا 
نویسنده: باربارا دی آنجلیس
راوی: محمد مهدی آبروش

126787

کتاب اعتماد به نفس – یکی از پرفروش ترین کتاب های آمریکا در این کتاب دکتر “باربارا دی آنجلیس” متخصص برقراری روابط و رشد شخصی به شما این امکان را می دهد تا بتوانید به منبع قدرت شخصی خود پی ببرید و به شخصیتی دست یابید که همیشه خواستار آن بوده اید زیرا شما در این کتاب به دلایل ضعف و تخریب شادی ها و موفقیت های خود پی میبرید و از چگونگی لذت بردن از لحظات زندگی تحت کشف راز ارتباطی خود با قدرت درونی خودتان آگاه می شوید تا بتوانید تحت کسب اعتماد به نفس معنوی احساسی زندگی تان را پر معنا تر و پر احساس تر کنید.

فهرست کتاب:
سخن آغازین

فصل اول:کشف اعتماد به نفس واقعی ذهنیت و تفکرتان نسبت به وعنای واقعی اعتماد به نفس چیست؟آیا تابه حال به این موضوع فکر کرده اید که یک فرد دغل بازی هستید یانه؟اعتماد به نفس واقعی به چه معناست؟


فصل دوم:چگونه ضعف و خرابکاری خود را متوقف کنیم و تلاش خود را در برآورده شدن خواسته ها و آرزوهای خود شروع نماییم؟آیا باید برای بر آورده کردن انتظارات، خو را تضعیف نمود؟آیا خودتان را به طور شرطی دوست دارید؟آیا تا به حال با فردی در ارتباط بوده اید که به طور مشروط شما را دوست داشته باشد؟


فصل سوم:چگونه از همین الان اعتماد به نفس را در خود ایجاد کنیم؟تفاوت میان اعتماد به نفس و خودپسندیمواظب افرادی که مدام در حال لاف زدن و فخر فروشی هستند باشیداز همین الان اراده کنید و اولین قدم را استوار بردارید


فصل چهارم:چرا رهایی و ترک عادت خود کم بینی سخت استآیا در ابراز احساسات منفی حاکی از ناامنی و بی کفایتی مهارت دارید


فصل پنجم:مهارت و تسلط بر سه نوع اعتماد به نفسچگونه می توان اعتماد به نفس رفتاری را در خود تقویت نمود؟چگونه می توان اعتماد به نفس را در زمینه عاطفی بدست آورد؟چگونه می توان اعتماد به نفس معنوی را در خود پرورش و تقویت نمود؟

برای مثال اگر فروشنده ملک هستید و در این کار مهارت دارید فقط هنگامی که معامله ای را جوش داده اید احساس اعتماد به نفس و خود باوری می کنید و باقی اوقات این احساس خوب را ندارید – … – به همین دلیل است که بسیاری از مردم به کارشان اعتیاد پیدا می کنند. 

برخی اوقات فکر می کنیم رسیدن به برخی موفقیت ها در زندگی می بایست احساس اعتماد به نفس زیادی در ما تولید کنند. با تلاش فراوان نیز به آن موقعیتها دست پیدا می کنیم. اما اعتماد به نفسی که به خود وعده داده بودیم خبری نیست ؛ پس احساس می کنیم شیادانی بیش نیستیم 

ماهیت اصلی اعتماد به نفس واقعی و راستین 

اعتماد به نفس واقعی هیچ گونه ارتباطی با آن چه در زندگی بیرونی شما اتفاق می افتد ندارد. اعتماد به نفس واقعی زاییده شغل شما نیست . اعتماد به نفس راستین ؛ نتیجه باور قلبی و درونی شما به تواناییها و قابلیت های تان است. این باور که هر کاری را بخواهید ؛ میتوانید انجام دهید 

…بطور مثال اگر در یکی از سمینارهایم 500 نفر شرکت میکردند احساس اعتماد به نفس مسکردم اما اگر در سمینار بعدی 70 نفر حضور داشتند پر از شک و تردید و بی اعتمادی می شدم 

نقطه ای که در آن از تعقیب رویا هایتان چشم پوشی می کنید همان نقطه ای است که اعتماد به نفس شما در آن آسیب دیده و مختل شده است ؛ این نقطه همان نقطه ای است که در آن به خودتان اعتماد کافی ندارید 

چنانچه میخواهید موفق باشید باید کاری صورت دهید و اشتباه های زیادی مرتکب شوید؛ هر کس موفق شده و به جایی رسیده که از آن خوشحال است می بایست روزی جایی را که بوده نیز تحمل می کرده! 

چنانچه بخواهید صبر کنید تا اعتماد به نفس کافی برای تعقیب رویا هایتان به دست آورید ممکن است مجبور باشید تا ابد صبر کنید 

چطور میتوانید در نویسندگی مهارت کسب کنید اگر حتی یک خط هم ننویسید؟ چطور میتوانید اعتماد به نفس کافی برای گرداندن کار و تجارت خود بدست آورید در حالیکه تمام وقت تان را صرف تماشای تلویزیون می کنید؟ 

هر چه بیش تر منتظر تعقیب رویاهایتان بمانید اعتماد به نفس خود را بیش تر از دست خواهید داد و در عوض بر ترسها و نگرانی های شما افزوده خواهد شد. این ترس که شاید هر گز به خواسته ها و آرزوهایتان نرسید 

این فکر را که : “هنگامی احساس خوبی نسبت به خودم خواهم داشت که …” جانشین این فکر “همین حالا احساس بسیار خوبی نسبت به خودم دارم زیرا …” کنید 

هنگامیکه فقط دست به کارهایی می زنید که می دانید و مطمئن هستید از دستتان بر می آید و توان انجامش را دارید؛ هرگز به اعتماد به نفس واقعی دست نخواهید یافت 

اعتماد به نفس یا خودباوری هرگز با غرور ؛ منیت و خود بزرگ بینی یکی نیست. اعتماد به نفس به این معناست که خودتان را باور کنید. غرور و منیت آن است که بخواهید به دیگران اثبات کنید از آنان بهتر و برترید 

اعتماد به نفس واقعی آن است که در هر سه ی این زمینه ها : رفتاری ؛ احساسی و معنوی ؛ احساس اعتماد به نفس داشته باشید. به طوری که علاوه بر احساس اقتدار شخصی از تعادل و تناسب خوبی نیز در زندگی خود بهره مند باشید 

چگونه اعتماد به نفس رفتاری را در خود بالا ببریم؟ 

اینگونه اعتماد به نفس 4 مشخصه و ویژگی بارز دارد: 

1- اعتماد و ایمان به قابلیت و توانایی در عمل کردن 

2- اعتماد و ایمان به این که پشتکار خواهید داشت و پیوسته و مداوم به اقدامهای خود ادامه خواهید داد تا به نتیجه مطلوب و نهایی برسید 

3- اعتماد و ایمان به قابلیت و توانایی خود در ؛ از سر راه برداشتن مانع ها و مشکل ها 

4- اعتماد و ایمان کامل داشتن به این که قابلیت و توانایی ان را دارید تا در صورت لزوم از دیگران کمک بخواهید
 

این کتاب صوتی را می توانید از لینک های زیر دانلود فرمایید
دانلود بخش اول (حجم: ۴۱ MB)
دانلود بخش دوم (حجم: ۳۰ MB)
دانلود بخش سوم (حجم: ۲۴ MB)
(Format: Mp3          Archive Type: RAR

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید


 
ترور شخصیت
ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٩/٢۸  کلمات کلیدی: روانشناسی ، منابع انسانی

رفتار یک فرد یا افرادی خاص که چون برای دستیابی به هدف های مشخص یا گروهی خود قادر به استفاده از روشهای صحیح نیستند و نمی توانند منابع خود را به شیوه ای درست، معقول و پذیرفته شده و مطابق با معیارهای اخلاقی به دست آورند، می کوشند با اعمال قدرت و براساس ترس و حذف روانی فرد یا افراد دیگر به مقصود خود برسند و طی این فرآیند، آن شخص یا اشخاص خاص را در نظر روسا، مرئوسان و همکارانش نامطلوب، کم کار، مخالف اهداف سازمان و در نهایت مخالف شیوه های متداول و پذیرفته شده در جامعه معرفی می کنند…

شیوه های ترور شخصیت ( Personality Terror):

۱) تشویق دیگران برای اقدام علیه فرد خاص

۲) اجتناب از حضور در جلساتی که فرد مورد نظر شرکت دارد

۳) از چشم انداختن فرد مورد نظر در نزد مدیران ارشد

۴ ) داشتن رفتار سرد و بی تفاوت با فرد مورد نظر

۵) گفتن سخنان ناروا در خفا به نحوی که فرد فرصت دفاع از خود را نداشته باشد

۶) مسئولیت ها و وظایف کم اهمیت را به عهده ی فرد مورد نظر گذاشتن بدون توجه به صلاحیت ها و توانمندی هایش

۷) در حضور شخص مورد نظر از دیگران تعریف و تمجید کرده ولی به خدمات او اشاره ای نمی شود…..!

ویژگی های افرادی که ترور شخصیت می کنند :
* فقدان یا کمبود عزت نفس یا اعتماد به نفس( احساس حقارت در خود و کوچک کردن دیگران)

* نیاز به قدرت و وادار کردن دیگران به اطاعت بی چون و چرا

* کمبود دانش فنی و تخصص لازم در زمینه های مورد نظر در سازمان

* منصف نبودن و نداشتن شخصیت بالغ

* بی اعتنایی نسبت به اخلاق و اصول روابط انسانی در کار و تظاهر به رفتارهای عکس آن

* کم کاری و عدم توانایی برای تصمیم گیری و حسادت نسبت به افرادی که قادرند در موقعیت های مختلف تصمیم بگیرند…

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید


 
شخصیت شناسی اسطوره ای
ساعت ٦:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/٢٧  کلمات کلیدی: شخصیت ، روانشناسی ، منابع انسانی

آشنایی با انواع شخصیت و انرژی های مردانه در وجود آدمی

شخصیت شناسی اسطوره ای

اسطوره مردان

پایه و اساس شخصیت شناسی اسطوره ای بر مبنای نظریه دکتر شینودا بولن، از پژوهشگران در حوزه ی روان می باشد

کسانی هستند که انرژی ریاست گونه و رهبری دارند و می بایست در مشاغل مدیریتی قرار گیرند

کسانی هستند که دارای انرژی نظم و برنامه ریزی و هدف گذاری هستند و در مشاغل استراتژیک به بهترین شکل ممکن ایفای نقش می کنند.

دسته ای از افراد دارای انرژی تفکر و تعمق و درون نگری خاص هستند و می توانند در مشاغلی با ویژگی های دقت نظر بالا مشغول به کار شوند

دسته ای از افراد دارای انرژی جنگندگی و جنگجویی هستند و قدرت عمل بالا و اقدام به عمل سریع از ویژگی های آنان است

افرادی با انرژی قدرت رایزنی زیاد و دیدن امکانات فراوان و کشف و پرورش استعدادهای گوناگون وجود دارند که این افراد می توانند برای یافتن بازار هدف های جدید برای سازمان نقش به سزایی ایفا کنند

شخصیت شناسی اسطوره ای مردان با ۸ انرژی مردانه و تیپ شخصیتی:

زئوس : قدرت طلب و رئیس و مدیر

آپولو : منظم و برنامه ریز و هدف گذار

پزیدون : عاطفی و مقتدر و سلطه جو

هادس : درون گرا و دارای تعمق فراوان

آرس : جنگجو و سریع و عمل گرا

هرمس : زرنگ و چابک و باهوش و رایزن ، داری قدرت جذب بالا

هفایستوس : هنرمند و صنعت کار

دیونوسوس : عرفانی و معنوی

آشنایی با انواع شخصیتی مردانه چه در وجود مردان و چه در وجود زنان می گردد و فرد پس از آشنایی با این تیپ های شخصیتی می تواند تیپ غالب خود را شناسایی کرده و به درک سایر تیپ های شخصیتی در افراد دیگر نیز دست یابد

با عنایت به این تقسیم بندی افراد می توانند انرژی های خاص خود را در مشاغل مورد نظر خود و با توجه به نقاط قوت و ضعف خود قرار دهند و در شغل خود اثر بخشی فوق العاده ای داشته باشند.

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید


 
اثر نحوه نشستن بر حالات روحی و روانی فرد
ساعت ٥:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۸/٢٩  کلمات کلیدی: سبک زندگی ، روانشناسی

این نکته که دولا کردن خمر موقع نشستن برای کمر انسان بسیار مضر است نکته جدیدی نیست، اما اینکه نحوه نشستن بر حالات روحی و روانی فرد، افسرده یا عصبانی شدن و میل جنسی او اثر گذار است مطلبی است که به تازگی برای دانشمندان مسجل شده است.

بر اساس آخرین تحقیقات انجام شده افرادی که موقع نشستن کمر خود را خم می کنند بیشتر از دیگران از کلمات منفی استفاده می کنند و احساس خجالتی و خود درگیر بودن در آنها بیشتر است. زمانی که می گوییم حالت مناسبی برای نشستن، ایستادن یا خوابیدن خود انتخاب کنید منظور این است که، در آن حالت بتوانید علاوه بر حفظ تعادل از آسیب رسیدن به ستون فقرات خود جلوگیری کنید.
اما زندگی پر استرس امروز و افزایش مدت زمان نشستن افراد در طول روز موجب گسترش عادات بدی هم چون دولا نشستن و ورزش نکردن شده است.
البته تنها عارضه بد نشستن کمر یا گردن نیست، بلکه این موضوع به مرور عضلات شکم را افتاده می کند و مانع از رسیدن اکسیژن و مواد مغذی به صورت کامل به بدن می شود. در چنین شرایطی سیستم هضم افراد دچار مشکل می شود و فرد احساس کسالت و تنبلی می کند. علاوه بر این بد نشستن امکان تنفس عمیق را محدود می کند، همین موضوع فرد را مضطرب و از داشتن خوابی راحت محروم می کند.

مقایسه افرادی که موقع نشستن کمرشان صاف است با افرادی که حالت خوبی را برای نشستن انتخاب نمی کنند نشان داد، گروه اول نه تنها عزت نفس و تحرک بیشتری دارند بلکه خلق و خوی بهتری نیز دارند و ترسشان از برقراری تعاملات اجتماعی با افراد مختلف کمتر است.
در مقابل گروهی که به صورت دولا یا خمیده می نشینند، در طول روز کمتر با دیگران صحبت می کنند، در صحبت هایشان از خود احساسات منفی بیشتری بروز می دهند و به صورت کلی افراد غمگین تری هستند

منبع: شفقنا

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید


 
کتاب صوتی جاناتان مرغ دریایی
ساعت ۳:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۸/٢٦  کلمات کلیدی: معرفی یک کتاب ، کتاب صوتی ، روانشناسی

دانلود کتاب صوتی
جاناتان مرغ دریایی

ریچارد باخ

9735Jonathan Livingston Seagull part 2 دانلود کتاب صوتی جاناتان مرغ دریایی   ریچارد باخ

زمان کل: ۷۲ دقیقه

ریچارد باخ جاناتان را در سال ۱۹۷۰ نوشت، داستان مرغ دریایی ای که نمی خواهد مثل بقیه مرغان دریایی زندگی کند، می خواهد تندتر و بالاتر پرواز کند. اما همنوعانش تغییر را دوست ندارند و او را از جمع خود می رانند. اما به راستی، جاناتان تنها مانده است یا مرغانی که او را راندند؟
سرگذشت این مرغ دریایی بلند پرواز، نزدیک چهل سال است که میلیون ها نفر را مسحور خود کرده است.جاناتان، مرغ دریایی ، کتابی است سرشار از امید. داستان پرواز و رهایی. داستان چگونه پریدن و چگونه دل کندن ، داستان رها کردن و شکستن تمام عادات. یک داستان نمادین که میشود از آن اوج گرفتن را آموخت. اینکه هرگز نباید مایوس شد و دست از تلاش کشید. نویسنده ی این کتاب، ریچارد باخ، خلبانی است که تا کنون سه کتاب درباره ی پرواز نوشته است و جوناتان مرغ دریایی یکی از زیباترین این سه کتاب است. این کتاب صوتی را می توانید در ادامه دانلود کنید.

 

دانلود با لینک مستقیم:

دانلود قسمت اول (حجم: ۵MB)    دانلود قسمت دوم (حجم: ۱۰MB)

(Format: Mp3          Archive Type: RAR)

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

                                          

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید


 
شخصیت شناسی
ساعت ۳:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۸/٢٥  کلمات کلیدی: روانشناسی ، شخصیت

آدم ها دارای 6 نوع شخصیت متفاوت هستند.  این تقسیم بندی براساس فیزیک افراد صورت گرفته است.

1.شخصیت مارس= مریخ = جنگجو

با موهای قرمز، چشم های آبی ، گردن کلفت ، شانه های قوی و انگشت به کمر و با پوست های کک و مکی، پر از انرژی و تازه نفس هستند

سریع مستقیم حرکت می کنند بسیار رک و صریح حرف می زنند ، خیلی عرق می کنند و زود عصبانی می شوند و معمولا آنها جنگ را شروع می کنند.

سیاه و سفید فکر می کنند یا خوب می بینند و یابد ، مجری قانون اند.

در برخورد با آنها سریع و ساده باشید آنها اول معامله می کنند بعد رفاقت.

مردم کشورهای آلمان ،سوئد ، اطریش ، انگلیس و نروژ این گونه اند. 

 

2.شخصیت دوم، مشتری یا ژوپیتر ، خدای خدایان ، ژوویال

آدم هایی با اندام بزرگ ، قد بلند ، موی مشکی و غبغب  بزرگ هستند.

آنها عاشق لذت و خنده اند ، پادشاهانه فکر می کنند ، شاهانه راه می روند و به دیگران فخر فروشی میکنند ،عاشق توجه اند ،دنیای آنها بزرگ است ، خانه و ماشین بزرگ دارند و پول را بیشتر از همه دوست دارند.

اگر از شما چیزی بخواهند و شما ندهید شما را برای همیشه ترک می کنند.

آدم هایی دست و دل باز هستند آنها دوستان زیادی دارند و با افراد مختلفی ارتباط دارند.

آنها عاشق پول خرج کردن هستند

سیاست مداران و مدیران معمولا" این گونه اند افراد مثل اولیورهاردی ، هیچکاک ، رامبراند ، موسولینی، گورین و مایکل جکسون این افراد معمولا" در کشورهای امریکا ، روسیه ، شرق اروپا فراوان یافت می شوند و در ایران هم زیاد پیدا می شوند.

 

3. مون : دایانا، خدای ماه، راز و رمز ، شب، لونار خدای شکار، گوشه گیر، کوچک اندام

این افراد بیشتر شب ها را دوست دارند آدم های کوتاه قد و با صورت گرد و چانه کوچک می باشند که بدن  آنها افتاده به سمت داخل می باشد، آدم هایی خجالتی و بسیار آرام هستند ، بسیار شمرده راه می روند بدون سروصدا کار می کنند. همیشه تنها هستند و دیگران را زیر نظر می گیرند. دوست دارند برای خودشان کار کنند و دوست ندارند کسی به وسایل آنها دست بزند همه چیز را تمیز و مرتب می خواهند و دوست دارند قانون را بدانند و اجرا کنند.

آدم های حسابداری و بانکی از این جمله اند : آنها جاهای شلوغ و عمومی را دوست ندارند و کمی خجالتی اند افرادی مثل ودی آلن، بیل گیتس و مردمان سرزمین چین و سنگاپور و آسیای شرقی از این گروه هستند.

آنها عجله ای برای کارهای خود ندارند آرام آرام به اهداف خود می رسند افرادی مثل گاندی ، پوتین، پاک و شهرام ناظری .

 

توجه :

زمانی که در جنگ چین و انگلستان ، هنگ کنگ را انگلستان تصرف کرد چینی های طی قرار دادی300 ساله آن را به انگلیسی ها اجاره دادند و چینی های آرام و خونسرد بعد از رونق هنگ کنگ و توسعه آن در طی 300 سال آن را اکنون پس گرفتند.

انگلیسی ها که به فوتبال و هیجان و برد سریع فکر می کردند تصرف آن را پیروزی می دانستند اما چینی ها که به شطرنج و بازی فکری و طولانی علاقمند بودند به مفاد قرار داد و برگشت سرزمین خود توجه کرده بودند.

 

4. خدای عشق : ونوس

افرادی دارای چشم های بزرگ، موهای ضخیم و درشت اندام ،با پوستی نرم و تیره می باشند.آنها عاشق پیشه و دارای دوستان فراوان و نیز علاقه مند به خوردن می باشند. افرادی مثل مهران مدیری

این افراد معمولا" در بیمارستان ها و مهدکودک و رستوران ها کار می کنند.

مردم کشورهای فرانسه ، ایتالیا ، کلمبیا ، هند و امریکای جنوبی این گونه اند.

ونوسی ها در ایران زیاد هستند.

آنها به استقبال شما می آیند و برای شما گل می آورند.

 

5. مرکوری = عطارد

افرادی با شیطنت و بازاریابی فعال هستند مثل فرانک فرنس ، محمود شهریایی

چهره های مثل باراک اوباما ، برلوسکونی  ، اینگونه اند.

افرادی با موی تیره ، چشم تیره و درخشان ، گونه های بزرگ سر و وضع مرتب و خوش تیپ هستند.

آنها افرادی تند و تیز هستند خیلی با هیجان و تند هستند.

آنها عاشق معامله و شبکه کاری هستند آنها با همه رابطه برقرار می کنند و شماره تلفن تبادل می نمایند و عاشق عکاسی هستند.

آنها هیچ وقت نه را  نمی پذیرند ، برای آنها نه یعنی بله فردا .

او به هر جا نمی رود اول فکر می کند و اگر برایش نفع داشت حضور می یابد.

آنها عاشق معامله و لباس هستند و همیشه کارهای مهمی دارند و فرصت ندارند.

آنها پر هدف هستند، عاشق قانون شکنی هستند ، عاشق سیاست اند مانند ماکیاولی ، رابینز، دی کاپریو ، چاپلین ، فردوسی پور.

 

6. زحل =  ساتورن   = با قد بلند ولی  کم حرف

این افراد خدای تفکر و سازمان دهی اند، دارای قدی بلند (80/1 به بالا) دماغی کشیده، صوتی دراز و لاغر هستند.

آنها هرچه بخورند شکم آنها بزرگ نمی شود آنها احساس بلندی می کنند و بر دیگران از بالا به پایین می نگرند، کم حرف اند و لی  بسیار خود را دانا و مطلع می دانند، آنها فکر می کنند عقل کل هستند و همه چیز را می دانند ، خود را صادق و منصف معرفی می کنند.

آنها دوست دارند رئیس باشند و به دیگران امر و نهی کنند.

در ملاقات با آنها سعی کنید راهنمایی بخواهید تا او خوشحال شود.

انگلیس ها به همه مردم  دنیا می گفتند که آنها چه کاری انجام دهند و چه کاری نکنند، تا آنکه گاندی به آنها نه گفت .

این افراد معمولا" افسران ارشد، مدیر ،قاضی و  معلم می شوند.

افرادی مثل علی کریمی، علی دایی، سزار و پرنس فیلیپ این گونه اند.

مثال :

چند سال قبل 2000نفر از مردم سری لانکا (ونوسی) تجمع و اعتراض نموده بودند اما 4 تا از پلیس های انگلستان (ساتورن) به راحتی و با اشاره آنها را بلند کرده و متفرق ساختند.

خلاصه شخصیت ها

1.مریخی ها = ماه: افرادی گوشه گیر و منتقد هستند، زود به میهمانی می آیند و زود می روند.

2. ونوس : همیشه دیر می آید تا وسایل بخرد و بیاورد اما در کارها کمک و همیاری می کند.

3. عطارد : عملا" دیر می آید تا کلاس بگذارد اما خودش شاد و اکتیویست.

5. ساتورن : در گوشه ای می ایستند و با هم صحبت می کنند.

6. مارس : اهل  ریسک و خطر هستند و دوست دارند فعال باشند و کباب را آنها  بپزند.

 

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

                                                  

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید


 
زبان رنگ ها
ساعت ۳:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۸/٢٥  کلمات کلیدی: رنگ ، روانشناسی

روزهای زندگی ما، متأثر از رنگ هاست. طرح های تزیینی اتاق می توانند به روح ما طراوت ببخشند. لباس های ورزشی با رنگ های روشن، می توانند سطوح انرژی بدن را افزایش دهند. رنگ غذا و بشقاب می تواند محرک اشتها باشد. یک دسته نرگس زرد، در باغچه ی بهاری به ما شادی و شعف می بخشد و رنگ های قرمز و نارنجی درختان پاییزی،‌ممکن است موجب سرگرمی مان شوند.
 

 رنگ ها دارای تأثیرات قدرتمندی هستند و بطور مستقیم در سطوح پایینی افکار هوشیار، با ما صحبت می کنند. رنگ هایی را که برای لباس پوشیدن در سر کار، بازی کردن و برای طرح های تزیینی منزلمان انتخاب می کنیم، چیزهای زیادی را در مورد ما به دیگران می گویند. در ارتباط با رنگ های طبیعی ، رنگ هایی وجود دارد که هر کدام از ما باید از آنها پرهیز کنیم. به همین میزان، برخی رنگ ها پیام هایی را در مورد ما ارسال می کنند که ما نمی خواهیم این پیام ها منتشر شوند. اغلب این تأثیرات ، به دلیل اینکه ناگفتنی (غیر قابل توصیف) هستند، بسیار قدرتمندند.

 زبان رنگ ها را می شنویم، اما اغلب نمی توانیم بیان شان کنیم. تأثیرات آنها را احساس می کنیم، بدون اینکه قادر باشیم آنها را توضیح دهیم. با وجود این، هنگامی که با رنگ ها هماهنگ می شویم، یاد می گیریم که برای ابراز خود، به بهترین نحو از آنها استفاده کنیم.

رنگ ها بر روی انرژی و حالات روحی، روانی و جسمی ما تأثیر می گذارند. تأثیرات قدرتمند ارتعاش رنگ ها، بدن را در بر می گیرد و درهایی را به سوی روح و روان می گشاید. هر کدام از ما آدم های منحصر به فردی هستیم. شما با یافتن و استفاده ی درست از رنگ ها، می توانید رشد روحی و خود کفایی تان را ارتقاء دهید و بر ترس ها و موانع ذهنی تان غلبه کرده و خلاقیت های تان را شکوفا سازید.


 
هنر برخورد با آدم‌های غیرمنطقی
ساعت ۱:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۸/۱۱  کلمات کلیدی: مهارت ، روانشناسی

آیا شما کار و حرفه‌ای دارید که لازمه آن سر و کله زدن با طیف وسیعی از ارباب رجوع و مردم است؟ آیا شده که هنگام انجام این کار، با آدم‌های به کلی غیرمنطقی برخورد کنید که اعصابتان را به هم می‌ریزند؟ آیا گاهی مجبور می‌شوید که در میهمانی‌ها با یک آشنا یا فامیل دیدار کنید که حرف‌های عجیب و غریبی می‌زند که بر پایه هیچ استدلالی نیستند؟ آیا شما هم جزو کسانی هستید که وقتی می‌بینید کسی حرف‌هایش بر پایه استدلال‌های منطقی نیست و به طرز غیرمنطقی و غیرعقلایی فکر می‌کند و چیزهای بی‌ربط را به هم مربوط می‌کند، اصطلاحا جوش می‌آورید و در حالی که ذاتا آدم صبور و آرامی هستید، به یک دیگ بخار تبدیل می‌شوید؟!

چه بخواهیم و چه نخواهیم، در زندگی خود به صورت رو در رو یا از راه دور با چنین آدم‌هایی سر و کار داریم و مجبور به تحملشان می‌شویم. ما در قبال این افراد رویکردهای مختلفی انتخاب می‌کنیم. بسیاری از ماها یک رنج مداوم را بابت تحمل این افراد تحمل می‌کنند.

اما آیا دانش روانشناسی می‌تواند مقداری از رنج ما کم کند؟ واقعیت این است که فهم و مدیریت این قبیل آدم‌ها یک مهارت و هنر است که در طی سال‌ها، برخی‌ها به تدریج و به صورت تجربی کسی می‌کنند.

در حالی که در روانپزشکی و روانشناسی معیارهای بالینی برای تشخیص اختلالات شخصیتی مثل اختلال شخصیتی مرزی، ضداجتماعی و خودشیفتگی وجود دارد، در کمتر منبع یا دوره آموزشی به ما آموزش دیده می‌شود که چطور می‌توانیم در برخوردهای عادی روزانه یا کاری با این افراد، از ذهن و روانمان محافظت کنیم، طوری که خدشه‌ای به روحیه و عملکرد حرفه‌ای‌مان وارد نیاید.


در اینجا این آدم‌های غیرمنطقی را به دسته‌هایی تقسیم می‌کنم:

- آنهایی که نمی‌شود گفتگوی منطقی با آنها داست، آنها استاد پیچاندن و منحرف کردن موضوع گفتگو هستند، دست آخر هم به شما می‌گویند که خود شما مشکل دارید و توانایی ارتباطی و بحثتان پایین است!

- آنهایی که برداشت‌های اشتباه از حرف‌های شما می‌کنند.

- آنهایی که به هیچ حد و مرزی احترام نمی‌گذارند و از راه رفتن روی اعصاب شما لذت می‌برند.

- آنهایی که هیچگاه خودشان را جای شما نمی‌گذارند و از زاویه دید شما به قضایا نگاه نمی‌کنند. مثلا وقتی در مورد مشکلات کاری و مسئولیت‌هایتان با آنها صحبت می‌کنید یا در مورد محدودیت‌هایتان می‌گویید، هیچگاه شما را درک نمی‌کنند.

- آنهایی که به صورت زبانی یا احساسی از شما سوء‌استفاده می‌کنند.

- آنهایی که حقایق را دستکاری‌شده ابراز می‌کنند و آنهایی که دروغگو هستند.

- آنهایی که بعد از گفتگو به آنها همیشه متوجه جنبه‌های منفی زندگی‌تان یا ناکامی‌هایتان می‌شوید و پس از اتمام صحبت با آنها، افسرده می‌شوید و حس بدی نسبت به خودتان پیدا می‌کنید.

- آنهایی که با سکوت، نیشخند، یک جمله کنایه‌آمیز یا با استدلال‌های خیرمنطقی، دیوانه‌تان می‌کنند.

- آنهایی که ظاهر معصوم و پاکی به خود می‌گیرند، اما همیشه به صورت مخفی نقشه‌ها و مقاصدشان را به آهستگی دنبال می‌کنند و به شما ضربه می‌زنند.


در اینجا ۶ ترفند ساده برای مدیریت و برخورد با این آدم‌ها آورده شده است:

۱- تا جایی که ممکن است، کمتر با این افراد برخورد داشته باشید: این راه حل البته پاک کردن صورت مسئله است، اما به شدت کارا است! هیچ وقت در قابل این افراد مسیح پذیرای رنج نباشید، کاری برای خودتان بتراشید، حتی با کمی بی‌ادبی یا بی‌اعتنایی سر صحبت را با دیگری باز کنید.

۲- حمله زیرکانه متقابل: اگر نمی‌توانید از شر شخص آزاردهنده راحت شوید و او بی‌و‌قفه در حال حمله کردن به شماست، کاری کنید که حواسش پرت شود و به فکر رود. اشتباه‌‌آمیزترین کار در قابل این افراد این است که بخواهید با گزاره‌های منطقی آنها را قانع کنید، زرنگ باشید و مثلا با یادآوری یک خاطره ناخوشایند یا موفقیت حرفه‌ای رقیب اصلی او یا یادآوری اینکه او می‌خواسته چه بشود و در عمل چیزی نشده، به کلی او را گیج کنید. البته باید هنرمند باشید و این کار را با خونسردی و در لفافه انجام بدهید، طوری که حتی خود شخص فکر کند، شما به صورت تصادفی موضوع را پیش کشیده‌اید و منظوری نداشته‌اید.

۳- بعضی از آدم‌ها ذاتا بدذات نیستند، اما سیستم فکری‌شان قابل اصلاح نیست، پس هنگام گفتگو با آنها می‌توانید بحث را از یک روال منطقی به یک روال احساسی تبدیل کنید، مثلا وقتی نمی‌توانید به کارمند زیردست خودتان بفهمانید که از یک کار پرهیز کند و او حاضر به قبول اشتباه او نیست، بگویید که او چقدر آدم پاک‌نیتی است و اگر کاری که شما می‌خواهید، انجام ندهد، رقبای کاری او به سرعت از پیشی خواهند گرفت و آخر کار او و خانواده‌اش متضرر خواهند شد. در اینجا به جای اینکه به صورت مستقیم اشتباه بودن کار و یا تضاد آن با یک قانون مسلم کاری، به کارمند زیردست گوشزد شود، به ملایمت عواقب کارش به او نشان داده می‌شود. مهم نیست که او منطق شما را قبول نمی‌کند، مهم این است که شما به هدف خودتان رسیده‌اید.

۴- زیاد و با حرارت صحبت نکنید، انرژی بی‌خود مصرف نکنید. کم و گزیده سخن بگویید. این کار ضمن اینکه باعث می‌شود انرژی شما حفظ شود، باعث می‌شود به شدت برای فرد غیرمنطقی، جذابیت کمتری پیدا کنید و دیگر هدف و سیبل او نباشید.

۵- اشتباه نکنید! شما نمی‌توانید با همه تلاشتان شخص غیرمنطقی را به جاده منطق بیاورید، شما نمی‌توانید او را با زاویه دید خود آشنا کنید. پس آب در هاون نکوبید و شیوه دیگری انتخاب کنید.

۶- شخص مورد نظر را در جمع گیر بیندازید! هنگام مکالمه دو نفره، شخص غیرمنطقی می‌تواند با استدلال‌های غیرمنطقی‌اش به شدت شما را آزار دهد، اما همین حرف‌های غیرمنطقی در جمع، مبدل به نقظه ضعف او می‌شوند و وقتی از هر سو شما مورد حمایت قرار بگیرید و شخص غیرمنطقی مورد حمله و استهزاء قرار بگیرد، دیگر جرأت هدف قرار دادن شما را پیدا نخواهد کرد.


شش موردی که گفته شد، ابزاری حمله و دفاع مناسبی برای شما در قابل افراد غیرمنطقی هستند، تجربه کاری چندساله‌ام کارایی این موارد را تأیید می‌کنند.

 

منبع: 1پزشک

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید


 
اطلس احساسات و هیجانات در بدن انسان
ساعت ٦:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/٢٦  کلمات کلیدی: روانشناسی ، زبان بدن

Red, yellow and orange show activated regions while blue and purple areas are deactivated in these maps of bodily sensations associated with specific emotions. Image courtesy of Lauri Nummenmaa, Enrico Glerean, Riitta Hari, and Jari Hietanen.

شکلِ اطلس و نقشه ای است که چگونگیِ پردازشِ احساسات و هیجانات را در بدنِ انسان به نمایش می گذارد.این آزمایش متشکل از 700 داوطلب با فرهنگ ها ، زبان ها و کشور هایِ گوناگون هچون فنلاند ، سوئد و تایوان بوده است.هر کدام از داوطلبین در معرضِ واژه ها ، فیلم ها و داستان ها و حتی حالت هایِ چهره هایِ گوناگونی قرار می گرفتند و بعد از آن عواطف و احساساتی را که در بدنِ خود تجربه می کردند را توضیح و شرح می دادند.

در نهایت محققان به این نتیجه رسیده اند که با وجودِ تفاوتهایِ زبانی و فرهنگی انسانها در هنگامِ مواجه با هیجاناتِ گوناگون تغییراتِ بیولوژیکی یکسانی را در بدنِ خویش تجربه می کنند.

احساسات عمومی، از جمله خشم و ترس، باعث افزایش احساس در قسمت بالایِ قفسه سینه می شود ، که به احتمال زیاد مربوط به افزایش تعداد ضربان قلب و تعداد تنفس است . احساسِ «خوشبختی یا سعادت و یا خرسندی » تنها احساسِ تست شده است که افزایش حس را در سراسر بدن به همراه داشته است .

نکته ای که فکر می کنم بد نیست به این مطلب اضافه کنم این است که از منظرِ روانشناسی تحلیلی ما هر چقدر سعی کنیم منطقی ، و عقلانی رفتار کنیم باز هم ناگزیر هستیم با واقعیتی به نامِ احساسات مواجه شویم.احساسات زمانی به وجود می آیند که ما در ارتباط با موضوعی ارزش گذاری کنیم.یونگ بر این باور بود که احساس اطلاعاتی در موردِ ارزشِ چیزها به ما می دهند.بدونِ کارکردِ احساس نمی توان به آگاهی و ادراک دست یافت.

بسیاری از فرهنگ ها مثلِ فرهنگِ مردمِ انگلیس سعی کرده اند تا جایی که امکان دارد احساسات را کنترل کنند و قوایِ عقلانشان را پرورش دهند چرا که آنها باور دارند اغلب احساسات با عقلانیت در تضاد است و در بیشتر مواقع احساسات مانع از این می شود که تصمیماتِ عقلانی به درستی گرفته شود.اما به تعبیرِ یونگ حتی عقلانی ترینِ فرهنگ ها باز ها دستخوشِ احساسات می شوند و نمی توان هیچ گاه این ادعا را کرد که فرد برایِ همیشه در مقابلِ حجمِ عواطف و احساسات مصون است.

چیزی که باور دارم بسیار اهمیت دارد این است که تمامِ این عواطفِ رنگینی که در روان و به طبع در بدن و جسم تجربه می کنیم حاصل از یک سیستمِ ارزش گذاری است . ما احساس خوشبختی می کنیم چون...ما احساسِ خشم می کنیم چون...در واقع هر احساس ، پدید آمده از یک قضاوت دربارۀ خوبی و یا بدی یک چیز و یا یک وضعیت است.در واقعِ پروسۀ جریان یافتنِ احساسات و عواطف به این شکل است که ما برایِ ارزش گذاری یک مسئله تصورات و قضاوتهایی می کنیم و بعد در نهایت آن تصورات و قضاوت ها را حقیقت محض می پنداریم و بعد بر اساسِ آن واکنش هایِ هیجانی و بیولوژییکی از خودمان نشان می دهیم.آیا می توان گامی به عقب برداشت و پیش از هجومِ احساسات بر پروسۀ درونی که منجر به چنین اتفاقی می شود نظارت داشت؟!

روزی را تصور کنید که بشر بتواند دربارۀ کلِ زندگی هیچ ارزش گذاری و هیچ قضاوت خوب و یا بدی نداشته باشد آیا در چنین شرایطی همچنان این نقشه به این شکل باقی خواهد ماند؟!

می دانم که عملی شدنِ چنین گفته ای تا چه حد دشوار و حتی غیرِ ممکن به نظر می رسد اما چنانچه بتوانیم صرفاً چنین تصوری را داشته باشیم می توانیم آگاهیِ خوبی دربارۀ شیوۀ شکل گیری بسیاری از عواطفِ مخرب را به دست آوریم. آگاه شدن از این پروسه خود می تواند گامی در جهتِ تعدیلِ احساسات به همراه داشته باشد.

عاطفه عبدی / 10 دی 92
نتایجِ این تحقیق در مجموعۀ مقالاتِ آکادمی ملی علوم چاپ شده است برایِ مطالعۀ بیشتر به این لینک مراجعه کنید.

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید


 
تحریف های شناختی چیست؟
ساعت ۱٠:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/٢۱  کلمات کلیدی: روانشناسی

در ادامه مطلب لیستی ازخطاهای شناختی و تعاریف آنها ارائه شده که امیدوارم مفید واقع شود.


تفکر همه یا هیچ

جان به تازگی در محل کارش تقاضای ترفیع کرده است. امّا کار به کارمند دیگری که از او با تجربه ‌تر است داده می‌شود. جان خیلی دوست داشت که به این موقعیت شغلی دست یابد امّا اکنون حس می‌کند که هرگز ترفیع پیدا نخواهد کرد. او حس می‌کند که از نظر شغلی یک آدم کاملاً شکست خورده است.

 

تعمیم افراطی

لیندا خیلی تنهاست و غالباً اکثر وقتش را در خانه می‌گذراند. دوستانش به او پیشنهاد می‌کنند که برای صرف شام از خانه خارج شود و با دیگران ملاقات کند. لیندا فکر می‌کند که تلاش برای ملاقات کردن دیگران بی‌فایده است. او معتقد است که هیچکس واقعاً او را دوست ندارد و رفتار همه مردم ساختگی است.

 

فیلترهای ذهنی

مری روز بدی داشته است. هنگام رانندگی به طرف خانه، یک راننده با خوشرویی به او راه داده تا از فرعی به اصلی بپیچد اما بعد از آن یک راننده دیگر با سرعت جلوی او پیچید و چیزی نمانده بود که با هم تصادف کنند. او زیر لب غرغر می‌کند که همه مردم این شهر بی‌ ملاحظه و بی ‌شعورند.

بی‌اعتبار کردن نکات مثبت

روندا به تازگی عکس انداخته است. دوستش به او می‌گوید که چقدر صورتش در عکس زیبا افتاده است. روندا این تعریف دوستش را چنین پاسخ می‌دهد که حتماً عکاس تصویرش را دستکاری کرده است زیرا او در زندگی واقعی هرگز اینقدر زیبا به نظر نمی‌آید.

زود نتیجه‌گیری کردن

چاک در رستوران منتظر دوستش است. 40 دقیقه از زمان رسیدن او بر سر قرار گذشته است اما دوستش هنوز نیامده است. چاک با خودش فکر می‌کند که حتماً کار اشتباهی از او سر زده و دوستش دارد بدین ترتیب تلافی می کند. این در حالی است که دوستش در ترافیک گیر کرده است.

 بزرگ ‌نمایی و کوچک ‌نمایی

اسکات فوتبالیست است. او در یک بازی مهم که هفته‌ها برای آن تمرین کرده بودند بازی بسیار ضعیفی کرد ولی در آخرِ بازی، گل پیروزی بخش را برای تیمش به ثمر رساند. هم تیمی‌هایش به تعریف و قدردانی از او پرداختند. امّا اسکات به آنها گفت که باید بهتر از این بازی می‌کرد و گلی که زد نیز صرفاً شانسی بود.

 استدلال هیجانی

لورا نگاهی به خانه درهم ریخته و نامرتبش می‌کند و از فکر نظافت کردن و آراستن خانه، حس خستگی و عذاب می‌کند. به خودش می‌گوید: «این کار بی فایده است. چرا باید این کار را بکنم؟ فردا دوباره روز از نو، روزی از نو.»

 بایدها و نبایدها

دیوید در اتاق انتظار پزشکش نشسته است. پزشک هنوز به مطب نیامده و مدتی از زمان ویزیت او نیز گذشته است. دیوید که کاملاً کلافه شده، با خود فکر می‌کند: « با این مقدار پولی که به او می ‌دهم باید سر وقت به مطب بیاید. باید احترام بیشتری به بیمارانش بگذارد. باید با ملاحظه ‌تر باشد. باید ...» در پایان، آنچه در او شکل گرفته احساس خشم و آزردگی است.

 برچسب زنی

دونا رژیم غذائیش را به طور کامل رعایت نکرده و کمی بیش از مقدار معین غذا خورده است. او دائم با خود فکر می‌کند:« همین روزهاست که از چاقی مثل خرس شوم! »

 به خود گرفتن

پسر جین خوب درس نمی‌خواند و نمره‌های بسیارکمی می‌گیرد. او حس می‌کند که مادر بدی است. حس می‌کند که تقصیر اوست که پسرش خوب درس نمی‌خواند.

اگر هر یک از این رفتارها را در خود سراغ دارید، تقریباً تا نیمه راه را رفته‌اید. این تمرین به شما کمک خواهد کرد. برای چند هفته، به دقت مراقب شیوه‌های خود تخریبی در واکنش‌هایتان نسبت به شرایط مختلف باشید. سعی کنید واکنش‌های خودکار (اتوماتیک) خود را شناسایی کنید. اکنون هر یک از 10 تحریفِ شناختی فوق را در نظر می‌گیریم و راهبردهایی برای از عهده برآمدن و کنار آمدن ارائه می‌کنیم که به شما کمک می‌کنند تا غم و غصه‌ها را پیش از آن که حتی شروع شوند از بین ببرید.

تفکر همه یا هیچ

جان به تازگی در محل کارش تقاضای ترفیع کرده است. امّا کار به کارمند دیگری که از او با تجربه ‌تر است داده می‌شود. جان خیلی دوست داشت که به این موقعیت شغلی دست یابد امّا اکنون حس می‌کند که هرگز ترفیع پیدا نخواهد کرد. او حس می‌کند که از نظر شغلی یک آدم کاملاً شکست خورده است.

مشخصه این نوع طرز تفکر، به کار بردن عبارت های مطلق انگارانه ای چون «همیشه»، «هرگز» و « تا ابد» است. موقعیت‌های بسیار کمی در زندگی وجود دارند که تا این اندازه مطلق باشند. آنچه معمولاً وجود دارد در ناحیه خاکستری است. نه سیاهِ سیاه و نه سفیدِ سفید. بنابراین، این کلمات را بجز در مواردی که حقیقتاً صدق می‌کنند به کار نبرید و به دنبالِ یافتن توصیف دقیق‌تری از شرایط باشید. جان می‌توانست این‌گونه با مسأله ترفیع پیدا نکردن خود کنار بیاید:

«من این شغل را خیلی دوست داشتم. امّا به فرد با تجربه‌ تری داده شد. این کار باعث ناراحتی من شد امّا این به معنی نیست که من کارمند خوبی نیستم. در آینده باز هم موقعیت‌های شغلی خوبی برایم پیش خواهد آمد. بنابراین من به کارم با جدّیت ادامه خواهم داد تا هنگامی که آن موقعیت‌ها پیش امد آماده باشم. این شکست به معنی پایان کار من نیست. رویهم رفته من کارمند خوب و ممتازی هستم.»

 تعمیم افراطی

لیندا خیلی تنهاست و غالباً اکثر وقتش را در خانه می‌گذراند. دوستانش به او پیشنهاد می‌کنند که باید از خانه خارج شود و با دیگران ملاقات کند. لیندا فکر می‌کند که تلاش برای ملاقات کردن دیگران بی‌فایده است. او معتقد است که هیچکس واقعاً او را دوست ندارد و رفتار همه مردم مردم ساختگی است.

هنگامی که یک نفر به تعمیم افراطی می‌پردازد، یک یا چند مورد خاص را در نظر می‌گیرد و فرض می‌کند که بقیه موارد نیز همین‌گونه هستند. آیا رفتار همه مردم ساختگی است و هیچکس او را دوست ندارد؟ آیا دوستانش که به او پیشنهاد می‌کنند از خانه خارج شود، واقعا دوستش ندارند؟ مطمئناً کسی هست که به فکر او باشد. بار بعد که خواستید به تعمیم افراطی بپردازید به یاد بیاورید که حتی با وجودی که یک گروه از مردم ممکن است وجوه مشترکی داشته باشند، امّا تک ‌تک آنها با یکدیگر فرق دارند و دارای شخصیت های منحصر به خود می باشند. هیچ دو آدمی کاملا مثل هم نیستند. ممکن است رفتار بعضی از آدمها ساختگی و تصنعی باشد. ممکن است آدمهایی هم باشند که شما را دوست نداشته باشند. امّا همه آدمها این گونه نیستند. با تصوّر کردن این که هیچکس شما را دوست ندارد، دیواری به دور خود می‌کشید که مانع دستیابی شما به آن چیزی که بیش از هر چیز به آن احتیاج دارید، یعنی دوستی، می‌شود.

 فیلترهای ذهنی

مری روز بدی داشته است. هنگام رانندگی به طرف خانه، یک راننده با خوشرویی به او راه داده تا از فرعی به اصلی بپیچد اما بعد از آن یک راننده دیگر با سرعت جلوی او پیچید و چیزی نمانده بود که با هم تصادف کنند. او زیر لب غرغر می‌کند که همه مردم این شهر بی‌ملاحظه و بی‌شعورند.

هنگامی که فرد قربانی فیلترهای ذهنی می‌شود، تنها رویدادهای بد زندگی به چشمش جلوه می‌کند و رویدادهای مثبت نادیده گرفته می‌شود. یاد بگیرید که در پس هر ابری، در جستجوی اشعه درخشان و تابناک خورشید باشید. همه چیز به این بستگی دارد که خودتان اجازه دهید چگونه رویدادها بر شما تأثیر بگذارند. مری اگر به رفتار آن راننده‌ای که به او اجازه عبود داد، توجه می‌کرد می‌توانست تمام روزش را تغییر دهد.

 بی‌اعتبار کردن نکات مثبت

روندا به تازگی عکس انداخته است. دوستش به او می‌گوید که چقدر صورتش در عکس زیبا افتاده است. روندا این تعریف دوستش را چنین پاسخ می‌دهد که حتماً عکاس تصویرش را دستکاری کرده است زیرا او در زندگی واقعی هرگز اینقدر زیبا به نظر نمی‌آید.

ما بعضی وقت‌ها استاد منفی جلوه دادن چیزهای مثبت هستیم. بخشی از این کار به خاطر اعتماد به نفس پایین است. ما حس می‌کنیم که شایستگی چیزی را نداریم. برگرداندن این
 وضع در واقع بسیار آسان است. بار بعد که کسی از شما تعریف کرد، در مقابل آن ندای درونی که به شما می‌گوید شایسته این تعریف نیستید مقاومت کنید. فقط کافی است بگوئید «متشکرم» و لبخند بزنید. هر چقدر این کار را بیشتر بکنید، برایتان آسانتر می‌شود.

 زود نتیجه‌گیری کردن

چاک در رستوران منتظر دوستش است. 40 دقیقه از سر قرار گذشته است. 
چاک با خودش فکر می‌کند که حتماً کار اشتباهی از او سر زده و دوستش دارد بدین ترتیب تلافی می کند. این در حالی است که دوستش در ترافیک گیر کرده است.

یک بار دیگر، ما قربانی عدم اعتماد به‌ نفس خود شده‌ایم. ما بدترین حالت را در نظر می‌گیریم و از پیش، خود را برای ناراحت شدن آماده می‌کنیم. زمانی که می‌فهمیم تمام نگرانی‌هایمان بی‌اساس بوده است خود را به خاطر استرسی که به خود وارد کردیم سرزنش می‌کنیم. دفعه دیگر به نتیجه‌گیری‌هایتان شک کنید. بدین ترتیب، بسیاری از نگرانی‌های غیرضروری را از خود دور می‌سازید. امّا چنانچه نگرانی شما پایه در واقعیت داشت بهتر است آن فرد را از زندگی خود کنار بگذارید.

 بزرگ ‌نمایی و کوچک ‌نمایی

اسکات فوتبالیست است. او در یک بازی مهم که هفته‌ها برای آن تمرین کرده بودند بازی بسیار ضعیفی کرد ولی در آخرِ بازی، گل پیروزی بخش را برای تیمش به ثمر رساند. هم تیمی‌هایش به تعریف و قدردانی از او پرداختند امّا اسکات به آنها گفت که باید بهتر از این بازی می‌کرد و گلی که زد نیز صرفاً شانسی بود.

آیا تاحالا تلسکوپی را برعکس در دست گرفته و به چیزی نگاه کرده‌اید؟ همه چیز نازک‌تر و کوچکتر از آنچه هست دیده می‌شود. امّا هنگامی که از انتهای دیگر (جهت درست) تلسکوپ نگاه کنید همه چیز بزرگتر به چشم می‌آید. افرادی که به دام بزرگ ‌نمایی و 
کوچک نمایی گرفتار می‌شوند، انگار به تمام موفقیت‌هایشان از جهت برعکس تلسکوپ و به تمام ناکامی‌هایشان از جهت درست تلسکوپ می‌نگرند.

چه کاری می‌توان انجام داد که به این دام گرفتار نشد؟ آیا این گفته قدیمی را به یاد می‌آوردید که (جنگل دیده نمی شد، زیرا درختان مانع دیدن جنگل می شدند؟) هنگامی که یک اشتباه ما را به سوی خود می‌کشد، فراموش می‌کنیم که کلّ تصویر را در نظر بگیریم. بهتر است گاهی اوقات یک قدم عقب تر برویم و از کمی دورتر به جنگل نگاه کنیم. اسکات در مجموع برای تیمش موثر بوده است. پس اگر اشتباهاتی نیز داشته است چه باک؟

 استدلال هیجا نی

لورا نگاهی به خانه درهم ریخته و نامرتبش می‌کند و از فکر نظافت کردن و آراستن خانه، حس خستگی و عذاب می‌کند. به خودش می‌گوید: « این کار بی فایده است. چرا باید این کار را بکنم؟ فردا دوباره روز از نو، روزی از نو.»

ارزیابی لورا از وضعیت بر اساس حسی است که در او به وجود آمده نه آنچه واقعیت دارد. فکر کردن درباره کار سنگینی که پیش رو دارد حس بدی در او به وجود آورده امّا واقعاً وضعیت این قدر ناامید کننده است؟ در واقع، نظافت کردن خانه، برای همه 
انجام‌ پذیر است. او فقط حس می‌کند که آماده این کار نیست. بنابراین براساس این واقعیت که انجام این کار او را خسته و کوفته می‌کند، چنین نتیجه‌گیری می‌کند که کار بی فایده‌ای است. 
وقتی حس می‌کنید که انجام کاری برایتان طاقت فرساست، به این توصیه عمل کنید:
آن کار را به اجزاء کوچکتر تقسیم کنید. سپس آنها را بر حسب اهمیتی که برایتان دارند اولویت بندی کنید. حال، نخستین کاری که در لیست‌تان قرار دارد را انجام دهید. باور کنید که با این کار احساس خوبی به شما دست خواهد داد و آماده انجام کارهای بیشتر خواهید شد. نکته مهم این است که گامی، هرچند کوچک، به سوی هدف بردارید. این نقطه شروعی خواهد بود که شما را از این احساس ناتوانی در خواهد آورد.

 بایدها و نبایدها

دیوید در اتاق انتظار پزشکش نشسته است. پزشک هنوز به مطب نیامده و مدتی از زمان ویزیت او نیز گذشته است. دیوید که کاملاً کلافه شده، با خود فکر می‌کند: « با این مقدار پولی که به او می ‌دهم باید سر وقت به مطب بیاید. باید احترام بیشتری به بیمارانش بگذارد. باید با ملاحظه ‌تر باشد. باید ...» در پایان، آنچه در او شکل گرفته احساس خشم و آزردگی است.

همه ما فکر می‌کنیم که کارها باید به نحو خاصی انجام شوند، امّا اگر واقع ‌بین باشیم، می‌بینیم که این طور نیست. بر روی آنچه می‌توانید تغییر دهید تمرکز کنید و اگر نتوانستید، آن را به عنوان بخشی از زندگی بپذیرید. سلامت ذهنی و روانی شما مهم‌تر از این است که «نحوه‌ انجام کارها باید چطور باشد.»

 برچسب ‌زنی

دونا رژیم غذائیش را به طور کامل رعایت نکرده و کمی بیش از مقدار معین غذا خورده است. او فکر می‌کند:«همین روزهاست که از چاقی مثل خرس شوم!»

آنچه دونا انجام داده است در واقع برچسب ناتوان و تنبل‌ زدن به خودش است. او به احتمال زیاد چنین استدلال خواهد کرد که چون نمی‌تواند وزنش را کم کند پس رژیم گرفتن بی فایده است. او اکنون در دام برچسبی که به خودش زده گرفتار آمده است. هنگامی که ما به خودمان برچسب می‌زنیم، رفتارمان را به گونه‌ای تغییر می‌دهیم که آن برچسب ایجاب می کند. البته این ویژگی می‌تواند به صورت مثبت نیز به کار گرفته شود. این کاری است که دونا می‌توانست انجام دهد تا برچسب‌زنی به نفعش تمام شود: او می‌توانست این واقعیت را در نظر گیرد که تاکنون بسیار قوی بوده است، بسیار قوی‌تر از میانگین مردم، زیرا با یکی از نیازهای اساسی بدن، یعنی خوردن، در حال مبارزه بوده است. او سپس می‌توانست خود را به خاطر اشتباهی که از هر انسانی سر می‌زند، ببخشد. این فقط یک عقب‌نشینی موقت بوده و او می‌تواند بر آن غلبه کند. او در کلّ یک آدم بسیار قوی بوده و این را با رعایت رژیم غذایی اثبات کرده است. دونا با این نحو تفکر مثبت، بلافاصله روی مدار صحیح قرار خواهد گرفت و در هدف اصلی وی که کاهش وزن می باشد بدون هیچ وقفه و خللی ادامه می دهد.

 به خود گرفتن

پسر جین خوب درس نمی‌خواند و نمره‌های بسیارکمی می‌گیرد. او حس می‌کند که مادر بدی است. حس می‌کند که تقصیر اوست که پسرش خوب درس نمی‌خواند.

جین تمام مسئولیت مربوط به چگونگی درس خواندن پسرش را بر عهده می‌گیرد. امّا این نکته را در نظر نمی‌گیرد که پسرش یک انسان مستقل است که نهایتاً خودش مسئول کارهایش می‌باشد. او می‌تواند تا جائی که از دستش برمی‌آید پسرش را راهنمایی کند، امّا در انتها، این پسرش است که فعالیت‌ها و اعمال خود را کنترل می‌کند. بار دیگر که در چنین وضعیتی قرار گرفتید از خود سوال کنید: «اگر این آدم کار در خور ستایش و تحسینی انجام می‌داد آیا به من امتیاز و افتخاری تعلّق می‌گرفت؟» به احتمال زیاد، پاسختان این خواهد بود که: «نه، افتخارش برای خود او خواهد بود.» بنابراین، چرا هنگامی که او کار درخور ستایشی انجام نداده است شما خودتان را سرزنش می‌کنید؟ این کار شما تغییری در رفتار او به وجود نخواهد آورد. فقط خود او می‌تواند این کار را انجام دهد.

راه حل‌هایی که در اینجا ارائه شد برای شرایط متداولی است که ما گاهی خود را در آنها می‌بینیم. اینها را به عنوان یک مثال در نظر بگیرید و خودتان در صدد یافتن راه‌حل‌های مثبت برای افکار منفی‌تان تلاش کنید. ابتدا تشخیص دهید که جزئ کدامیک از موارد فوق هستید و سپس با آن افکار منفی مقابله کنید تا به فکر مثبت دست یابید. افکار خود را تغییر دهید، مطمئن باشید که حالتان هم از آن دنباله روی خواهد کرد. همیشه به یاد داشته باشید که شما همانی هستید که می‌اندیشید!

 

منبع:

 Schimelpfening, N., (2007). What Are Cognitive Distortions? Retrieved January 23, 2010, from http://depression.about.com/cs/psychotherapy/a/cognitive.htm

نویسنده: محمدرضا مهدوی (حامی) 

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید


 

 

 
کجا و چگونه سریع تفکر کنیم؟
ساعت ٩:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٥/٢٦  کلمات کلیدی: تفکر ، روانشناسی

آیا بهتر است که بر اساس برداشت قلبی و شهودی عمل کنیم یا بر اساس تحلیل و ملاحظات زیاد؟
پاسخ به این پرسش یک جواب قطعی ندارد. برخی موارد تفکر شهودی (سریع) مناسب تر است و برخی موارد، تفکر تحلیلی (آهسته). تفکر سریع، برداشت بر اساس تعصب، عواطف یا شهود است اما تفکر آهسته مبتنی بر مشاهده، بررسی شواهد، تعیین فرضیات گوناگون، و آنالیز نتایج صورت می پذیرد.


دو روش تفکر سریع و آهسته، مکمل یکدیگرند و ذهن ما بر اساس هر دوی این روش ها عمل می کند. بنابراین باید در هر دو روش قوی بود اما هرکدام را در جای خود به کار گرفت.

بر اساس پژوهشی که در این باره انجام شده، در امور کوتاه مدت، تفکر آهسته (تحلیلی) دقیق تر است و در امور بلند مدت، تفکر سریع (شهودی). در این پژوهش از دو دسته از کارشناسان خواسته شد که در مورد وضعیت بازار بورس در آینده بلند مدت، نظرشان را بگویند. یک دسته بر اساس تفکر سریع و دسته دیگر بر اساس تفکر آهسته عمل کرد.
نتیجه این بود که نظر گروهی که بر اساس تفکر سریع پیش بینی کرده بود، دقیق تر بود. 

برای تفکر سریع، اقدامات زیر می تواند موثر باشد:
1- در زمان سریع تفکر کردن، پذیرا، خوش بین، خوش مشرب، پرانرژی و شاد باشیم. اگر عواطف منفی مانند خشم، غم، و اضطراب بر ما غلبه دارند، نمی توانیم سریع تفکر کنیم. در این مواقع از تفکر سریع اجتناب شود.
2- شتاب زده نباشیم. سرعت با شتابزدگی متفاوت است. 
3- بر زاویه خاصی تمرکز نکنیم بلکه نگاهی کل نگر و توجهی همه جانبه داشته باشیم
4- به ندای قلبی خود اعتماد کنیم. دچار تردید نشویم و نظر خود را دائماً تغییر ندهیم
5- شنونده خوبی باشیم اما به سروصدای درونی مان خیلی توجه نکنیم
6- شیفته ظواهر فریبنده نشویم و سعی کنیم که به جنبه های باطنی بیشتر توجه داشته باشیم
7- دست به تفسیر نزنیم و زیاد توضیح ندهیم. نظرمان را به صورت موجز و کلان بیان کنیم
8- از خوردن الکل، مصرف مواد مخدر، و بی خوابی اجتناب کنیم


منبع: thinkingacademy

 آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید


 
تفسیر رفتارهای غیر کلامی قبل از مذاکره
ساعت ۸:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٥/٢٢  کلمات کلیدی: زبان بدن ، روانشناسی ، مذاکره

تفسیر رفتارهای غیر کلامی قبل از مذاکره

یکی از ابزارها جهت پیش برد مذاکره ، رفتار غیر کلامی است . از این ابزار می توان به روشهای مختلف استفاده کرد . در این مقاله سعی ما بر این است که گوشه ای از نحوه استفاده از رفتار غیر کلامی را در یک مذاکره  با توجه به نحوه ی انجام مقدمات لازم جهت شروع یک مذاکره  بیان نماییم .

برای سهولت در تفسیر رفتار غیر کلامی به دسته بندی مقدمات یک مذاکره می پردازیم . شما می توانید با توجه به نیاز  وزمینۀ فعالیت ، دسته بند یهای دیگری جهت انجام این کار به وجود آورید .

برای شروع یک مذاکره ؛ مقدماتی لازم است که در آن دو طرف با هم ارتباط برقرار کرده و به نوعی بر سر بعضی از موارد مذاکره به توافق می رسند. انجام مذاکره نهایی در گرو این مقدمات می باشد ،  که این موارد عبارتند از :

تقاضای تشکیل جلسه   ، تعیین زمان جلسه  ، تعیین محل مذاکره

تقاضای تشکیل جلسه خود به چند قسمت تقسیم می شود . نحوه درخواست ( کتبی ، تلفنی و … ) ، نحوه ارسال درخواست ، نحوه پیگیری درخواست ، سِمَتِ فرد درخواست دهنده ( اینکه جلسه برای چه موضوعی تشکیل می شود و چه تعداد جلسه قبلاً تشکیل شده است در نحوه تفسیر تأثیر دارد .  بطور مثال برای حل تعارض است یا قرارداد و یا اولین نشست است )

برای تفسیر تعیین زمان جلسه ما آن را به بخشهای زیر تقسیم می کنیم .

روز تشکیل جلسه ، ساعت تشکیل جلسه و نحوه توافق زمان نشست .

برای تفسیر محل برگزاری نیز می توانیم به موارد زیر دقت کنیم .

محل برگزاری جلسه در حریم شما یا طرف مقابل یا محل بی طرف است . فردی که محل برگزاری برای او مهّم است چه کسی است .

از نوع نحوه درخواست برگزاری یک جلسه می توانیم به سطح مذاکراتی مد نظر طرف مقابل ، سیستم سازمانی ، روحیات طرف مقابل ، نگرش های بین فردی و… پی ببریم بطور مثال اگر فرد به صورت مکتوب و در سربرگ قانونی درخواست مذاکره و تعیین وقت کند ، این پیام برای ما ارسال می شود که  فردی دقیق است و به اسناد مکتوب بیشتر از سخنان طرف مقابل اهمّیت می دهد و همچنین با این رفتار سطح مذاکرتی برای او حائز اهمّیت است .
افراد دیگری نیز وجود دارند که از همین روش استفاده می کنند این افراد به شدت نسبت به دیگران بد بین بوده و به همین دلیل سعی می کنند اسناد قابل استناد برای آینده در اختیار داشته باشند همچنین رسیدن به توافق با آنها بسیار مشکل بوده و در صورت حُصول توافق یک سد بزرگ قرار دادی پیش رو خواهیم داشت . دلیلی دیگر برای این نوع درخواستهای مکتوب وجود بروکراسی در سازمان طرف مقابل می باشد . همچنین در درخواستهای مکتوب می توانید به نوع نگارش نامه و ادبیات استفاده شده در آن توجه کنید در این نوع تفسیر با توجه به دایره لغات استفاده شده ، میزان تکرار کلمات ، ضمیرهای بکار برده شده و تعداد آنها ، مکث ها ، حذف قرینه های صورت گرفته ، تعداد فعلها و … می توان اطلاعات زیادی یه دست آورد .

نحوه ارسال درخواست و زمان بندی برای ارسال  دارای پیامهای متفاوتی است . می توان در این خصوص به مواردی نظیر اینکه درخواست کننده مذاکره اصل نامه را به وسیله پیک برای ما ارسال می کند ، یا یکی از کارکنان خود را برای تحویل نامه می فرستد ، از منشی جهت تحویل نامه رسید دریافت می کند یا خیر  ، نامه برای ما فکس می شود ، یا او از ایمیل برای ارسال نامه استفاده می کند را مورد بررسی قرار داد ، هر کدام از این رفتار ها با توجه به بافت زمینه می تواند تعابیر مختلفی داشته باشد .
که نحوه برخورد آتی ما  برای دستیابی به یک مذاکره خوب را دستخوش تغییر می نماید .  برای درک بهتر مطلب به بررسی افراد یا شرکتهایی که تصویر نامه را برای ما ارسال می کنند می پردازیم اصولاً فرستادن تصویر نامه بیشتر از طرف سازمان یا افرادی صورت می گیرد که فقط به دنبال نمایش قانونمند بودن هستند و یا حرفه ای نبوده و آنقدر عجله دارند که فقط می خواهند پای میز مذاکره بنشینند .  احتمالاً اطلاعاتی حیاتی در مورد طرف مذاکره وجود دارد که از ما پنهان است .

حال به نمونه ای دیگر از نحوه درخواست می پردازیم  اگر این درخواست به صورت تلفنی صورت بگیرد پیام ارسالی متفاوت بوده و در واقع طرف مذاکراتی می خواهد سطح مذاکره را  پایین آورده  ویا شاید او تصمیم گیرنده نهایی نباشد . در این مورد نوع تماس نیز باید مد نظر قرار گیرد .
آیا هماهنگی با منشی یا رئیس دفتر شما صورت می گیرد یا مستقیماً با شما تماس گرفته می شود . این مطلب به میزان نزدیکی فرد با شما و همچنین قدرت طرف مذاکره بستگی دارد . و بالعکس یعنی خود فرد تلفنی تماس گرفته یا کارکنانش ؛البته با توجه به سِمَت فرد تماس گیرنده سطح مذاکرتی برای شما مشخص می گردد .  همچنین حالات مختلف دیگر  نحوه درخواست می تواند میزان عجله شخص یا کمپانی طرف مذاکره را به ما نشان دهد که این موضوع گویای اهمیّت بُرد در این مذاکره برای طرف مقابل است .

 

 

 

 

مورد دومی که در دسته بندی به آن اشاره کردیم تعیین زمان جلسه است . زمان جلسه در بُعد ساعت و روز آن با توجه به کسب و کارهای مختلف متفاوت است . در واقع در هر کسب و کاری قانون نانوشته ای برای زمان وجود دارد . اما تفسیر کلی در خصوص تعیین زمان بدین صورت است که هر چه روز انتخابی اوایل هفته باشد اهمّیت آن جلسه بیشتر است و هر چه به انتهای هفته نزدیک شویم از درجه اهمیّت آن کاسته می شود این موضوع در مورد ساعت برگزاری نیز صادق است . و در واقع گاهی از رسمیت جلسه می کاهد . این موضوع نسبت به طرفی که اصرار بیشتری برای زمان جلسه دارد بررسی می گردد .

برای تعیین زمان جلسه مذاکره ای کوچک قبل از نشست اصلی وجود دارد که می تواند در بسیاری از موارد به جهت گیری ما در مذاکره کمک کند گاهی افراد در مورد زمان جلسه به طرف مقابل امتیاز تعیین وقت را می دهند که در زمان مذاکره اصلی از آنها امتیازی بهتر دریافت کنند .  یکی از بهترین اطلاعاتی که از تفسیر رفتار غیر کلامی نحوه تعیین زمان جلسه می توانیم به دست آوریم سبک مذاکراتی طرف مقابل است . برای روشن شدن نحوه تفسیر رفتار طرف مقابل به بررسی رفتار غالب در ایران برای تعیین زمان جلسه می پردازیم . افراد در ایران برای ایجاد تمایز و بالا  بردن درجه اهمّیت خود نقش افراد پُر مشغله را بازی می کنند . برای پی بردن به اصل مسئله می توان سئوالی را مطرح کرد که چه زمانی برای تشکیل جلسه مناسب است ؟ و مدت زمان پاسخ گویی فرد را نیز مورد توجه قرار داد ، در صورت دادن جواب  سریع یا بسیار طولانی ( از نظر زمان مکث برای پاسخگویی ) همچنین ارائه توضیح بیش از حد در مورد مشغله های متعدد یا حتی شروع به اعلام برنامه های مختلف همراه با خند ه های کوتاه و کنترل شده بدانید که طرف مذاکرتی دروغ می گوید .

این افراد در بیشتر مواقع از درخواست کتبی استفاده نمی کنند . یا درصورت استفاده حتماً به نحوی برای موافقت های قبل از نشست  تماس تلفنی برقرار می کنند . در بیشتر مواقع زمان جلسه توسط آنها تغییر می کند . این رفتارها نشان دهنده آدمی بی برنامه اما باهوش است که توانایی مدیریت هیجان های خود را ندارد . یک مشخصه ی دیگر آنها پرحرفی است .

در بعضی موارد زمان جلسه دستخوش تغییر می شود . در این حالت باید توجه داشت باشیم که نحوه تغییر زمان نیز مانند درخواست مذاکره است یا خیر ؟ در صورت مغایرت حتماً باید اطلاعات برای جلسه مذکور دوباره بررسی شود گاهی تأخیر زمانی می تواند از قدرت مذاکراتی بکاهد نمونه بارز این مطلب را می توان در مذاکرات بدهکار و طلبکار دید . یا بانک هایی که دست به برگزاری جلسه برای وصول مطالبات خود می زنند . در این صورت پی خواهید برد ، فرد روبروی شما در میز مذاکره فقط بدنبال بُرد صد درصدی خود است .

 

 

 

آخرین مطلب بررسی محل مذاکره است . اگر شما به دفتر یا محل کار طرف مذاکره بروید این پیام ارسال می گردد که قدرت در دستان طرف مقابل است و بالعکس . مثال این موضوع جلسه خواستگاری است در این نوع مذاکره هیچگاه در مورد محل جلسه صحبتی به میان نمی آید به دلیل اینکه قدرت تصمیم گیری به صورت سنتی در دست خانواده دختر است .
اگر محل مذاکره  جایی  مانند رستوران باشد نشانگر  این مطلب است که طرفین یا بسیار بهم نزدیک هستند یا خیر و این موضوع می تواند حامل پیام های دیگری باشد . ابتدا بررسی می کنیم که کدام یک از طرفین محل مذاکره را تعیین می کند .سپس می توان موارد مختلفی را از این موضوع تفسیر کرد مانند اینکه آیا  دام محبت بر سر راه طرف دوم گسترده شده است یا دفتر آن شخص در وضعیت مطلوبی قرار ندارد و در حد این مذاکره نمی باشد و یا دلایل دیگر . از بهترین نمونه های  حال حاضر در رابطه با محل مذاکره می توان به مذاکرات ۵+۱ اشاره کرد .

برای تفسیر رفتار غیر کلامی باید توجه داشت که نحوه کلی عملکرد طرف مقابل بهمراه جزئیات بررسی شود . این اطلاعات می تواند نشان دهنده  وضعیت مالی ، وضعیت هیئت مدیره ، نحوه تصمیم گیری ، برنامه ریزی ، ساختار سازمان و حتی چرخه حیات و اندازه یک سازمان یا محصول و… باشد . این تفسیرها کاملا در گروی بافت زمینه است. در صورت اقدام به تفسیر رفتار غیر کلامی آشنایی با اصول اولّیه و همچنین بررسی خوشه ای حالات الزامی است .

منبع:  

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید


 
معجزه «من»
ساعت ٧:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٥/٢٢  کلمات کلیدی: روانشناسی ، مهارت ، احساس ، مذاکره

i-statement

احساسات قرار است برای انسان نقش محرک هایی را ایفا کند که به حل مسائل او کمک کنند. مثلاً وقتی با خطری رو به رو می شوید هورمون های ترس در بدن ترشح می شود و این کمک می کند از خطر دور شوید.
ولی گاهی اوقات چیزهایی باعث می شود که این احساسات نابجا تحریک شوند و باعث شوند عکس العمل نامتناسبی نشان دهیم که کمکی به
حل مسئله ما نمی کند.
در روابط انسانی موقعیت های این چنینی که مستعد پیچیده شدن و دردسر درست کردن هستند زیاد رخ می دهد. در این وضعیت ها،
حل مسئله چیزی فرع بر اختلافات پیش آمده بر سر احساسات نامتناسب با موقعیت می شود. با این حال روشی وجود دارد که این دشواری را به سادگی حل می کند؛ به شرطی که در آن مهارت پیدا کنید.

مهارت مزبور استفاده از به اصطلاح «من-پیام» است. خلاصه ایده من پیام این است که اگر مشکلی با کسی دارید با جمله ای که با ضمیر من شروع می شود، راجع به آنچه خودتان احساس می کنید صحبت کنید.

معمول روابط ما این است که احساسات و عقایدمان را بدون پذیرش مسئولیت خود نسبت به آنها بیان می کنیم و عادت داریم خود را پشت متهم کردن دیگران به خاطر احساسات شخصی مان پنهان کنیم.
وقتی از افعال اسنادی نظیر «است» و «هستی» استفاده می کنیم عقاید شخصی ما رنگ واقعیت به خود می گیرد.
علاوه بر واقعی به نظر رسیدن، چنین گزاره هایی عمدتاً برچسب هایی است که گویی ابدی است.
مثلا «تو خودخواه هستی» اظهار عقیده ای است که معنایش این است که هیچ خصوصیت غیرخودخواهانه ای در شخصیت فرد مقابل پیدا نمی شود.
همینطور اینکه او تا ابد همینطور خواهد ماند. به احتمال قوی چنین توصیفی درست نیست و تعمیم دهی بیش از حد محسوب می شود. به جای چنین حکم کلی می توان به موقعیت برگشت و مثلا گفت: «از اینکه بدون پرسیدن از اعضای واحد برای کل ما برنامه ریزی می کنی خیلی ناراحت می شوم.»

یک «من-پیام» سه بخش دارد:

  1. توصیفی از احساس شما
     
  2. اشاره ای کوتاه به شرایطی که شما در آن چنین احساسی را تجربه می کنید
     
  3. اینکه چرا این شرایط موجب چنین احساسی در شما می شود.

قالب «من-پیام» به این شکل است:

«وقتی شما … (توصیف رفتاری از طرف مقابل یا شرایطی که موجب ناراحتی شما شده)، من احساس … می کنم چون … (توضیح اینکه را رفتار آنها یا شرایط موجب چنین احساسی در شما شده است)»

مثال:«وقتی صدایت را موقع صحبت کردن با من بالا می بری عصبانی می شوم چون دوست ندارم توی رابطه ای باشم که فریاد زدن در آن عادی است»

معلوم است که بیان یک «من-پیام» سازنده تر از دستور دادن، تهدید کردن، اولتیماتوم دادن یا سایر حرف هایی است که طرف مقابل را به موضع دفاع می کشاند. اما کنار گذاشتن ضمیر «تو» از واکنش هایمان آسان نیست:

اتهام زنی: «دارم از دستت دیوونه میشم!»

قضاوت یا برچسب زدن: «خیلی بی ملاحظه و خودخواهی!»

سرزنش کردن: «تو اصلا منو داخل آدم حساب نمی کنی!»

دستور دادن: «تو دیگه ساکت شو!»

زیرسوال بردن: «همیشه اینقدر لاس می زنی؟!»

مشاجره کردن: «تو اصلا نمی دونی داری راجع به چی حرف می زنی!»

ریشخند کردن: «بعله! تو استادی!»

تهدید کردن: «به نفعته ساکت شی!»

تحلیل کردن: «تحمل دوری خونواده رو نداری!»

اینکه در «من-پیام» دقیقا بگویید «من احساس … می کنم» خیلی مهم است چون اگر بجای آن چیز دیگری بگویید – «من هم مثل بقیه احساس … می کنم»،«تو باعث میشی من احساس …کنم» یا «این باعث میشه من احساس …کنم»- در واقع کس دیگر یا چیز دیگری را مسئول احساسات خود معرفی کرده اید و این قطعا در انتقال پیام مشکل ایجاد می کند. همینطور دلیلی که برای پیدا کردن احساس ناخوشایند می آورید باید به شکل تفسیر شما از رفتار او، اثر واقعی (و نه خیالی) رفتار او بر شما یا معنای رفتار او برای شما باشد.

«من-پیام» صادر کردن تضمین نمی کند دیگران رفتارشان را تغییر دهند یا شرایط طبق خواست من شود ولی منافع بسیاری در آن وجود دارد که اگر امتحان کنید معجزه آن را خواهید دید. حداقل اش این است که از لیست بالا خارج می شوید.

پیشنهادهایی برای بهبود «من-پیام»:

  • در توصیف رفتار طرف مقابل از قیدهای «همیشه» و «هرگز» استفاده نکنید. تا حد ممکن آنچه را اتفاق افتاده دقیق توصیف کنید نه تفسیر خودتان را. «وقتی اینجا را به گند می کشی» توصیف نیست. همینطور «وقتی مثل گیج و منگ ها کار می کنی».
  • از صفت های احساسی که معنای ضمنی شان اتهام به طرف مقابل است استفاده نکنید. مثلا «من احساس نادیده گرفته شدن، یا دستکاری شدن، یا خیانت دیدن می کنم» غلط است. این صفت ها شنونده را بطور ضمنی مسئول احساسات گوینده می کند.

منبع: در مسیر افق،تالیف و ترجمه از اینجا

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید


 
ابزار‌های موفقیت مدیران: هوش همراه با روابط اجتماعی قوی
ساعت ٧:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٥/۱٥  کلمات کلیدی: موفقیت ، روانشناسی ، مهارتهای نرم ، علوم اجتماعی

در گذشته، افراد باهوش به‌رغم نداشتن مهارت‌های اجتماعی، به عالی‌ترین رتبه در شرکت‌ها می‌رسیدند اما امروزه صرف هوشمندی کافی نیست و تضمینی برای دستیابی به مراتب درخشان در دنیای کسب‌ و کار نیست. لازمه مدیریت، داشتن مهارت‌های اجتماعی است. در حقیقت برای کسب موفقیت، داشتن مهارت‌های اجتماعی و هوش به یک میزان حائز اهمیت هستند. 
کاترین واینبرگر اقتصاددان دانشگاه کالیفرنیا در سانتا باربارا در بررسی وجوه مشترک افراد بسیار موفق، به این نتیجه رسید که امروزه در محل کار، برای اشخاص با ترکیبی از هوش تحصیلی و روابط اجتماعی قوی، احترام خاصی قائل هستند.
 او تحقیقات خود را با مطالعه سوابق تحصیلی افراد در محل کار آغاز کرد و به ارزیابی نمرات درس ریاضی و همچنین کارهای اجتماعی آنها از قبیل مشارکت در تیم‌های ورزشی یا سایر فعالیت‌های اجتماعی و سپس به مطالعه عملکرد آنها در بازار کار پرداخت. بعضی از افراد، کارهایی که فقط به هوش نیاز داشت مانند حسابداری را انتخاب کرده بودند و عده‌ای دیگر هم در شغل‌هایی با مهارت اجتماعی مانند فروش فعالیت می‌کردند. اما او متوجه شد مشاغلی که درآمد بالایی دارند نظیر مدیریت، توسط افرادی باهوش و با روابط اجتماعی قوی اشغال شده‌اند. 
این تحقیق همچنین به تغییر معیارهایی که برای موفقیت طی سال‌های گذشته در محل کار نیاز بوده، پرداخته است. در گذشته، افراد حتی با وجود داشتن هر دو مهارت فوق درآمد زیادی نداشتند، امروزه افراد باهوش با روابط اجتماعی قوی، نسبت به همکاران خود در سال 1980 درآمد بالاتری دارند.


تقویت بازی‌های اجتماعی
ضریب هوشی افراد نسبتا در طول زمان ثابت است، بنابراین به‌رغم کسب علم و دانش بدون محدودیت، نمی‌توان ضریب هوش خود را بالا برد. خبر خوب اینکه می‌توان بر تقویت مهارت روابط اجتماعی خوش‌بین بود. برای دستیابی به اوج موفقیت، به مدیریت عالی، ارتباطات و مهارت‌های اجتماعی نیاز است. هر فردی می‌تواند بازی اجتماعی را از هر طریق، شکل یا فرم بهبود ببخشد. شاید نتوانید با افراد جدید به‌خوبی ارتباط برقرار کنید یا امکان دارد در مدیریت، کمی پرخاشگر و منفعل باشید. مهم نیست که چه چالش‌های اجتماعی را تجربه می‌کنید.

به‌کار بردن استراتژی‌های زیر به شما کمک خواهد کرد تا روابط اجتماعی خود را بهبود دهید. 
1. آگاهی از نقاط قوت و ضعف 
به شناسایی موارد قابل اصلاح بپردازید و فقط کافی است تا نگاه صادقانه‌ای به خود بیندازید. به جای پنهان کردن معایب یا احساس شرمندگی، به فکر برطرف کردن و ارتقای رفتار خود باشید. داشتن ذهن باز و پذیرفتن نقاط ضعف مانند نداشتن روابط اجتماعی مناسب، اولین گام در جهت پیشرفت شما به حساب می‌آید.


2. بررسی چگونگی تاثیر محیط بر روابط 
لزوما مهارت‌هایی که سبب می‌شود در منزل روابط خوبی داشته باشید، در محل کار کارآیی ندارند. عواملی نظیر پویایی گروه و فرهنگ سازمانی، بر روش‌ها و استراتژی‌های ارتباطات تاثیر می‌گذارند. به بررسی چگونگی ارتباط خود با همکاران، روسا، مرئوسان و همکاران حرفه‌ای بپردازید و در پی یافتن روش‌هایی برای پیشرفت تکنیک‌های ارتباطی باشید.


3. تاثیر مسائل پیرامون بر عملکرد 
گاهی اوقات، استرس یا ناملایمات زندگی و کار، در زندگی اجتماعی شما دخالت می‌کند. گاهی نیز پیشینه مربوط به بهداشت روانی مشکل‌ساز هستند. داشتن رفتار دوستانه و معاشرتی زمانی‌که از اضطراب اجتماعی رنج می‌برید دشوار است و تقریبا به هنگام افسردگی، شاد و مهربان بودن غیرممکن به نظر می‌رسد. تا زمانی که با این مشکلات دست و پنجه نرم می‌کنید، دستیابی به یک رفتار اجتماعی مناسب، بسیار دشوار به نظر می‌رسد. 


4. بررسی نظرات دیگران در مورد نحوه مدیریت خود 
ارزیابی مهارت‌های مدیریت به‌طور واقعی بسیار دشوار است. مدیران اغلب قدرت رهبری خود را از طریق بررسی عکس‌العمل افراد تحت مدیریت خود می‌سنجند، اما این روش مناسبی برای سنجش صحیح توانایی رهبری نیست. گاهی اوقات به نظر می‌رسد دلایل پیروی افراد، حقیقتا به‌دلیل بقای خود در سازمان است و نه به خاطر اشتیاقی که نسبت به مدیر دارند. جرات داشته باشید و درباره چگونگی مدیریت خود از دیگران سوال کنید حتی به آنها اجازه دهید تا پیرامون نکات عملی یا غیر عملی کار شما بدون ذکر نام خود اظهار نظر کنند. به این ترتیب درباره مهارت‌ها و نقاط ضعف قابل اصلاح خود، بازخوردهای ارزشمندی به دست خواهید آورد.


5. استفاده از منابع برای کمک به خود
خواندن کتاب‌هایی درباره استراتژی‌های کسب‌وکار، زمینه را برای یافتن راه‌حل‌های عملی برای مشکلات معمول کسب‌وکار فراهم می‌کند. اما عامل پیشرفت عملکرد (بدون در نظر گرفتن اهداف خود) اغلب در تقویت قدرت ذهنی نهفته است. مدیریت افکار، کنترل احساسات و رفتار مثبت، تعاملات شما را با دیگران بهبود خواهد بخشید و دیدگاه جدیدی در اختیار شما قرار می‌دهد. 


6. ممارست راز بهبود رفتار اجتماعی 
دانش و عمل دو مقوله کاملا متفاوت هستند. شما می‌توانید نسبت به نحوه ارتباط و مدیریت معلومات زیادی داشته باشید، اما به‌منظور بالا بردن مهارت‌ها، تمرین لازم است. از اشتباهات گذشته خود درس بگیرید و اهدافی را برگزینید تا به شما در جهت پیشرفت نقش اجتماعی کمک کنند.

منبع:Forbes،دنیای اقتصاد،مترجم: هوتسا عسکری نسب

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید



 
تمرین موثر بودن
ساعت ٧:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٥/۱٥  کلمات کلیدی: مهارتهای نرم ، سبک زندگی ، موفقیت ، روانشناسی
   تنها معدودی ازما می توانیم کارهای بزرگ انجام بدهیم
اما گر 
همه ما عشق داشته باشیم می توانیم
کارهای کوچک 
فراوان انجام دهیم
 مادر ترزا


داستان زیر داستان زندگی محمد یونس است . این داستان را از زبان خودش میشنویم تا ببینیم او چگونه توانست موثر باشد و در دنیای پیرامون خودش تاثیر گذارد . پنداره محمد یونس برای رسیدن به دنیایی که در آن فقر وجود نداشته باشد، در یکی از خیابانهای بنگلادش صورت خارچی پیدا کرد. 
 موضوع بیست و پنج سال پیش آغاز شد. من در یکی از دانشگاههای بنگلادش اقتصاد درس می دادم. کشور دچار قحطی بود. احساس بسیار بدی داشتم . من در کلاس نظریه های پر آب و رنگ اقتصادی را درس می دادم. اما وقتی بیرون از کلاس می رفتم ، چشمم به بدنهای نحیف و اسکلت گونه ای می افتاد که انتظار مرگ را می کشیدند. 
 احساس کردم آنچه آموخته ام و آنچه درس می دهم حکایات واقعی نیستند و برای زندگی مردم معنا و مفهومی ندارند. از این رو خواستم ببینم مردم در دهکده مجاور دانشگاه چگونه زندگی می کنند. می خواستم بدانم آیا به عنوان یک انسان کاری هست بتوانم که مرگ این قحطی زده ها را به تعویق بیندازم، آیا می توانم حتی اگر شده به یک نفر کمک کنم.
 حادثه ویژه ای به من جهت گیری خاصی داد. زنی را ملاقات کردم که چهار پایه ای از جنس بامبو درست می کرد. بعد از صحبتی که با او کردم فهمیدم روزی دو سنت درآمد دارد. باور نمی کردم کسی بتواند با این شدت کار کند، چهارپایه هایی به این زیبایی بسازد، و پولی در این حد ناچیز دریافت کند. او گفت چون پول ندارد که چوب بامبو بخرد و چهارپایه درست کند، مجبور شده از کسی پول قرض بگیرد. این تاجر گفته تنها در صورتی این پول را به زن قرض می دهد که چهارپایه های ساخته شده را تنها به او بفروشد، آن هم به قیمتی که او می گوید.
 این دلیل قیمت ارزان چهارپایه ها بود. در واقع آن زن کارگر جیره خوار آن تاجر بود. پرسیدم که هزینه تهیه چوب بامبو چقدر است، و او گفت حدود 20 سنت، و اگر چوب خیلی خوب بخواهد 25 سنت. با خود گفتم مردم محتاج 20 سنت هستند و کسی به آنها کمک نمی کند. با او صحبت کردم و گفتم که می توانم این 20 سنت را به او بدهم. اما فکر دیگری به ذهنم رسید. تصمیم گرفتم فهرستی از کسانی که این مقدار پول نیاز نداشته تهیه کنم. به اتفاق یکی از دانشجویانم چند روزی به دهکده مجاور رفتیم معلوم شد که چهل و دو نفر وضعیت آن زن را دارند. وقتی پول مورد نیاز آنها را با هم جمع زدم، به شدت جا خوردم . رقم به 27 دلار رسید. از خودم خجالت کشیدم که در جامعه ای زندگی می کنم که نمی تواند به چهل و دو انسان پر تلاش و سختکوش و در ضمن ماهر، 27 دلار بدهد. برای نجات از این احساس شرمندگی، از جیبم 27 دلار در آوردم و آن را به دانشجویی دادم و گفتم :(( این پول را به آن چهل و دو نفری که ملاقات کردیم بده. به آنها بگو این یک وام است ، وقتی توانایی اش را پیدا کردند پول را به من پس بدهند. آنها می توانند محصولاتشان را به هر کس و در هر کجا که پول بهتری بدهد بفروشند.))

برای پیروزی اهریمن تنها چیزی که لازم است
این است که انسانهای خوب
دست روی دست بگذارند.
ادموند برک
آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید



 
مدیریت تعارض؛ خیلی ساده
ساعت ٧:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٥/۱٥  کلمات کلیدی: مدیریت تعارض ، روانشناسی ، موفقیت ، مهارتهای نرم
  
هرکسی از ظن خود شد یار من …
آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید



 
مراقب مارها باشید …
ساعت ٧:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٥/۱٥  کلمات کلیدی: روانشناسی ، موفقیت ، اعتماد
 
 
 
 

snake

عصر یک روز زمستانی، مردی در حال عبور از کنار مار بود.
مار از او پرسید: ممکنه به من کمک کنید آقا؟ من گرسنه هستم، سردمه و اگه به من کمک نکمید خواهم مرد.
مرد جواب داد: شما یک مار هستید و مطمئنا به من نیش خواهید زد!
مار جواب داد: خواهش می کنم، من بدبخت هستم و قول می دهم نیش نزنم!
مرد اندکی در مورد آن فکر کرد و به او غذا داد.  بعد از اینکه با هم غذا خوردند، ناگهام مار مرد را در بر گرفت و او را نیش زد.
مرد پرسید: چرا مرا نیش زدی؟ من زندگی تو را نجات دادم و در حق تو خوبی کردم…
مار با خنده پاسخ داد: شما هنگامیکه مرا بر می داشتید، می دانستید که من مار هستم!

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید


 
بررسی تیپ شخصیتی کلاه قرمزی و پسرخاله !
ساعت ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٥/۱۳  کلمات کلیدی: روانشناسی ، شخصیت
بالاخره توفیق اجباری شد که کلاه قرمزی و بچه ننه رو تو سینما فرهنگ ببینم. قبل از دیدن فیلم نقدهای زیادی درباب  بی محتوا و بی سر و ته بودن فیلم تو سایت های مختلف خونده بودم، از طرفی هم شنیده بودم که مخاطب فیلم بیشتر بزرگسالان هستند و نه بچه ها ! کلاه قرمزی و پسرخاله بالاخره نوستالژی بچگی های خیلی از ماها بوده اند. کلی ذوق می کردیم وقتی برنامه هاشونو می دیدیم و عکس هاشون روی کتاب و دفترهامون می چسبوندیم و همین اینکه این دو شخصیت پس از سال ها هنوز زنده هستند و در عین سادگی شو لحظات شادی رو برای ما می آفرینند،  می تونه نشان از موفقیت شون باشه.
در طول مشاهده فیلم یک ایده جالب به سرم زد و اون اینکه تیپ شخصیتی این دوتا کاراکتر رو با رفتارهاشون بر اساس  تیپ های شخصیتی + MBTI  حدس بزنم. نتیجه برای خودم خیلی جالب بود:
تیپ شخصیتی کلاه قرمزی ESFP هستش؛
E: به خاطر تحرک و جنب و جوش و حرف زدن زیاد، اول عمل کردن و بعد فکر کردن به عواقب کار و به طور کلی سطح انرژی بالای کلاه قرمزی و انرژی گرفتن از شخصیت های اطراف به خصوص آقای مجری !
S: به خاطر توجه به جزئیات اتفاقاتی که می افته و نکته سنجی. خیلی از تکه کلام های کلاه قرمزی برخواسته از همین S هستش؛ یعنی به نکاتی توجه می کنه که دیگران کمتر توجه می کنند و همین باعث خنده بیننده می شه. در ضمن کارکرد اصلی کلاه قرمزی هم S اندیس E هستش که این هم دقیقا با بازگو کردن نکات ریزی که کلاه قرمزی به بقیه می گه کاملا در تطابقه.
F:  به خاطر همدردی کردن با شخصیت های داستان (تکه کلام معروف کلاه قرمزی: اکشال نداره :دی)، همراه بودن و دوست شدن با شخصیت های جانبی  داستان، دلسوز بودن (سرزنش های آقای مجری را به خاطر دلسوز بودن کلاه قرمزی به خاطر بیاورید!) و از همه مهمتر انجام کارهایی که دوست داره بدون فکر کردن!
P: به خاطر به تطبیق یافتن با شرایط مختلف، جستجوگر بودن و کنجکاو بودن (کنجکاوی های کلاه قرمزی برای دانستن مطالب جدید و سوال پیچ کردن ها از آقای مجری را که به خاطر دارید؟) و البته کنترل گر نبودن (مثلا کاری به کار پسر خاله نداشتن)
در کل می شه کلاه قرمزی رو یک ESFP ناب دونست. جالبه که بدونید اکثر آدم های  ESFP هم مثل کلاه قرمزی پرانرژی، خوش سر و زبون، نکته سنج، کمی پر حرف و البته دوست داشتنی و تو دل برو هستند!
تیپ شخصیتی پسرخاله  INTJ هستش؛
I : به خاطر توخود بودن، کمتر در جمع بودن و بیشتر مشغول کار خود بودن
N : به خاطر بی توجهی به جزئیات و در نظر گرفتن کلیات (خرابکاری های پسرخاله رو در انجام کارها به خاطر بی توجهی به جزئیات به خاطر بیارین)
T: به خاطر تجزیه و تحلیل های منطقی (هرجا آقای مجری در بحث با کلاه قرمزی کم میاره از پسرخاله کمک می گیره و حرف اونو تایید می کنه)، در جستجوی عدالت بودن (هر جای نیاز به قضاوت میشه پای پسرخاله به وسط کشیده میشه و آقای مجری از اون کمک می خواد که اوج این مساله در این فیلم هم دیده می شه)
J : به خاطر کنترل گر بودن (تکیه کلام معروف پسرخاله؛ نون بگیرم؟ نفت بگیرم؟ از این ویژگی ناشی می شه)، منظم و مرتب بودن (در بسیاری از بخش ها در حالی که کلاه قرمزی مشغول چک و چانه زدن با آقای مجری هستش، پسرخاله داره خونه رو مرتب می کنه و به کارهای خونه رسیدگی می کنه)
در کل میشه پسرخاله رو هم یک INTJ ناب دونست. ویژگی های رفتاری کاراکتر پسرخاله با بسیاری از آدم های INTJمنطبقه؛ سرشون تو کار خودشونه، گرچه منطقی اند، اما مهربون و منصف هم هستند و قضاوت های عادلانه ای دارند، اکثرا کلیات رو می بینند و به جزئیات کمتر توجه می کنند …


آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید


 
می خواهید موفق باشید؟ با خودتان بیشتر صحبت کنید
ساعت ٧:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٥/۱٤  کلمات کلیدی: سبک زندگی ، روانشناسی ، کارایی

می خواهید موفق باشید؟ با خودتان بیشتر صحبت کنید

به کسی چه مربوط که شما با خودتان حرف می زنید. تحقیقات اخیر نشان می دهند که حرف زدن انسان با خودش، می تواند کارایی شغلی اش را بالا ببرد. خانم لیزا اوانز توضیح می دهد:

“یالا لیزا، تو میتونی این کارو انجام بدی!”. من این شعار را هر وقت که در مشکلی گیر کرده ام، با خودم تکرا می کنم. برخی اوقات که در کافی شاپ محله مان نشسته ام و بلند بلند حرف می زنم مانند دیوانه ها به نظر می رسم. اما حالا می دانم که کارم بسیار درست بوده، چرا که تحقیقات اخیر دانشگاه ایلینویز در مطلبی که در مجله اروپایی روانشناسی اجتماعی منتشر کرده عنوان می کند که من بهترین کار را برای افزایش شانس موفقیتم انجام می دادم.

ضمایری که ما در صحبت کردن با خودمان استفاده می کنیم بسیار مهم هستند.

روانشناسان به این کار می گویند سلف تاکینک یا با خود حرف زدن. در حالی که مطالعات قبلی نشان می دادند که با خود حرف زدن می تواند قدرت اراده را تقویت کرده و به شما کمک می کند که در مواقعی که می خواهید کارهای مشکل یا مهمی انجام دهید، خودتان را روانشناسی کنید، یا قبل از یک ارایه یا ملاقات مهم اعصابتان را آرامش ببخشید. این مطالعه جدید که توسط خانم دکتر ساندا دُلکاس روانشناس انجام شده، حاکی از آن است که ضمایری که ما در صحبت کردن با خودمان استفاده می کنیم نیز، بسیار مهم هستند. باماهمراه باشید تا روش های صحیح با خود حرف زدن انگیزشی را بدانیم.


 
بررسی وضعیت روان شناسی برند در ایران
ساعت ٢:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۳/٩  کلمات کلیدی: برند ، روانشناسی ، ایران ، هویت

بررسی وضعیت روان شناسی برند در ایران در گفت وگوی شفقنا رسانه با شهریار شفیعی: برند حرفه ای حرف نمی زند، نشان می دهد

معتقد است نسبت بین تبلیغات با برند در ایران مثل نسبت مراجعه به دکتر زیبایی و روان شناس است. صاحب صنعت و تجارت حاضر است میلیونها پول برای تیزر و بیلبورد هزینه کند اما برای فکر و برنامه ریزی هویت برند هزینه ای نپردازد. شهریار شفیعی عضو هیات علمی سازمان مدیریت صنعتی در گفت و گویش با شفقنا رسانه به روان شناسی برند در ایران می پردازد از  تعریف و اطلاعات اولیه تا مشکلات این حوزه.  او می گوید بخش بزرگی از ارتباط ما ارتباط غیر کلامی است و برندهای حرفه ای بدون این که با مردم حرف بزنند با آنها ارتباط برقرار می کنند. آنچه هدف روانشناسی برند هم است. شفیعی که دکترای خود را در رشته بازاریابی از فرانسه گرفته، معتقد است در حوزه برند به شکل سازماندهی شده، سواد حوزه برند لازم است اما برندها این قضیه را به شکل روزمره به کار نمی برند.

روانشناسی برند راهکارهایی است که یک مدیر برند استفاده می کند تا یک برند را در ذهن مخاطب ماندگار کند و انگیزه خرید را در مخاطب به وجود بیاورد. شما با این تعریف موافق هستید؟به نظرتان این تعریف کامل است یا جوانب دیگری هم دارد؟


 
اولین تاثیر – بررسی تاثیر لباس در روابط اجتماعی
ساعت ٤:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٥/۳  کلمات کلیدی: زبان بدن ، روانشناسی ، مدیریت ، موفقیت

تاثیر لباس در برخورد اولموفقیت یا شکست ما در تجارت، به اولین برخوردها و تاثیرات ما بستگی دارد. اولین برخورد شما، هنگام شرکت در مصاحبه های مختلف در داخل یا خارج از شرکت، تشکیل جلسات گروهی با کارمندان، ایراد سخنرانی، شرکت در جلسات کاری و مدیریت روابط با مشتریان است که موفقیت شما را تضمین می کند. بنابراین لازم است در انتخاب حرکات و حالات اعضای بدن خود دقت و وسواس بیشتری به خرج دهید، با این کار می توانید در برخوردهای خود محتاطانه تر عمل کنید و اطمینان داشته باشید که بهترین تاثیر ممکن را بر سایرین داشته اید. مردم با دقت در لباس، سبک و حالت شما، در اولین برخورد تا حدودی می توانند به تیپ شخصیت شما پی ببرند. نوع پوشش و حالات شما نماینگر احساسات و عواطف مختلفی مانند، شخصیت واقعی، شخصیت ایده آل و یا شخصیت مطلوب شماست.

ما در اولین برخورد می کوشیم، تا با نگاهی گذرا به افراد، تصویر کلی از آنها به دست آوریم چرا که زمان اولین برخورد بسیار کوتاه است و زمان کافی برای تمرکز و دقت در حالات صورت افراد را نداریم.

لباس افراد اولین چیزی است که توجه ما را به خود جلب می کند. با توجه به ژوشاک افراد می توانیم، فرضیات و تصورات خود در مورد شخصیت، مقام افراد و بسیاری موارد دیگر را در ذهن خود بسازیم. این موضوع علاوه بر اینکه به شناخت ما از افراد کمک می کند، خصوصیات رفتاری ما را هم تا حدودی مشخص می کند، پس اگر فرضیات و تصورات ما بدین معنی است که این فرد یا افراد، شایسته اعتماد و اطمینان نیستند، باید تغییراتی در تصورات خود ایجاد کنیم، چرا که این موضوع متقابلاً در طرف مقابل ما هم شک و تردید ایجاد خواهد کرد. این کار اعتماد به نفس ما را هم افزایش می دهد. حتی در مواقعی هم که شما از اعتماد به نفس کافی و لازم برای انجام وظایف خود بهره‌مندید؛ بهتر است گاهی خصوصیات خود را مورد تحلیل و بررسی قرار دهید تا در صورت لزوم بتوانید با ایجاد تغییراتی هرچند کوچک در برخورد های اول خود، بهتر از همیشه عمل کنید. شما با این کار قادر خواهید بود  از تمام فرصت هایی (هرچند اندک) که در اختیارتان است، استفاده کنید. پذیرفتن مسئولیت هایی که ارتباط چندانی با موقعیت فعلی شما ندارند، حاکی از انعطاف پذیری و ریسک پذیری بالای شماست، که می تواند تاثیر به سزایی در ارتقا موقعیت شما و ایجاد تصورات بهتر داشته باشد. بررسی ظاهر خودتان این امکان را به شما می دهد، تا با شناسایی نقایص خود، آنها را رفع کنید و درنتیجه تاثیر بهتری برا اطرافیان خود داشته باشید. بهتر است اول از پوشش و لباس خود شروع کنید.

لباس کار خود را بررسی کنید، باید بهترین و مناسب ترین لباس خود را با توجه به کار مورد نظرتان بپوشید و لباس‌هایی را که تناسبی با موقعیت شغلی شما ندارند و معتقدید که استفاده از آن در چنین موقعیتی، نظر سایر افراد را نسبت به شما تنزل می دهد کنار بگذارید، گاهی اوقات به دلیل اهمیت موضوع، بهتر است در انتخاب پوشاک خود از افراد حرفه ای و متخصص کمک بگیریم تا بتوانیم رنگ و مدل مناسب تری را تهیه کنیم.

بعضی از فروشگاه‌های بزرگ می توانند نقش مشاور را در این زمینه ایفا کنند. تعدادی از فروشگاه‌ها هستند که به شما در این زمینه کمک می کنند. پوشش دیگران هم می تواند کمک موثری در این زمینه باشد و شما می توانید با دقت در نوع پوشاک اطرافیان خود، تا حدودی از آخرین مدها و رنگ‌های رایج اطلاع حاصل کنید. شاید در این صورت مجبور باشید کمی ولخرجی کنید و لباس‌های جدیدی برای خود تهیه کنید، در چنین حالتی باید دقت کنید، بهترین لباس‌های موجود را با بهترین جنس‌ها و رنگ‌ها تهیه کنید، و آنها را طوری انتخاب کنید که بتوانید در چندین جلسه یا سخنرانی استفاده کنید. حتی برای افزایش اعتماد به نفس، می توانید مدل موی خود را برای بعضی از جلسات تغییر دهید. و چهره جدیدی به خود بدهید، این کار حتی در جدیت شما هم تاثیر گذار خواهد بود، برای تغییر مدل موی خود، می توانید با یک آرایشگر مشورت کنید.

نکته آخر :

وزن و تناسب اندام، یکی دیگر از موارد مهم در برقراری ارتباطات موثر است، با مراجعه به ژزشک می توانید از سلامت جسمانی خود اطمینان حاصل کنید و از نصایح آنها  برای حفظ سلامتی کمک بگیرید. این تغییرات تنها در صورتی به شما کمک می کند که واقع بین باشید. پیشنهاد ما به شما این است که تغییرات لازم را به مرور در خود ایجاد کنید و اطمینان داشته باشید که ایجاد چنین تغییراتی افراد بیشتر را به سمت شما جذب خواهد کرد و تاثیر شما در افراد، بسیار عمیق تر و مثبت تر از گذشته خواهد شد.

منبع: وب سایت زبان بدن 

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED

 Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید


 
9 ترفند کوچولوی موفقیت در مذاکره
ساعت ۳:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٥/۳  کلمات کلیدی: روانشناسی ، مذاکره ، زبان بدن

ترفند کوچولو 9

 

ترفند 9: برصندلی موفقیت تکه بزن

ترفند ۸: با پرداخت پیشاپیش دوستانت را تحت تاثیر قرار بده.

ترفند ۷: از مردم راجع‌ به آخرین ساعت‌هایی که سپری کردن بپرس

ترفند ۶: بره‌ی بی‌گناه

ترفند ۵ : سی دی خش دار

ترفند ۴ : دیگران را دست نینداز!

ترفند ۳ : لبخند غرق کننده

ترفند ۲ : در احساس او شریک شو

ترفند ۱ : مخزنشان را خالی کن


 
چگونه خود را بیشتر دوست داشته باشیم
ساعت ۳:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٥/۳  کلمات کلیدی: اشتباهات ، چشم ، سبک زندگی ، روانشناسی

فکر می تواند همه چیز را بهتر کند و احساسات را تغییر دهد.

فکر سواری:

 دور کردن فکرهای بد و آلوده از ذهن ،

 راه دادن فکرهای مثبت در ذهن،

 یادآور گذاشتن برای دور کردن فکر های غلط.

به خود امید واری دهیم،

خود را جسماً و روحاً تقویت کنیم،

کارهایی را که رضایتمان را زیاد می کند انجام دهیم،

خود را برای خطاها و شکست هایمان سرزنش نکرده بلکه دنبال دلیل خطایمان بگردیم،

سرزنش خود =  آزار تحقیر خود و در نتیجه زیاد شدن عناد به خود.

پیدا کردن دلیل خطا و اشتباه = جلوگیری از تکرار اشتباه و تجربه اندوزی.

حسن جویی از خود و دیگران:

به یاد آوری(کسانی که دوستشان داریم، توفیقهایمان، خاطرات خوش، کسانی که مارا دوست دارند، پیشرفتهای مثبتمان)، تجربه های برجسته خود را بنویسیم،

انتخاب هدف با توجه به(استعداد، توانایی ها، علائق، دانش و آگاهی، تجربیات) خودمان.

هدف کوچک : انتخاب هدف کوچکتر از توان واستعداد خود مهر طلبانه است.

هدف بزرگ: انتخاب هدف بزرگتر از توان واستعداد خود برتری طلبانه است.

تمرین مهر بی انتظار به خود و دیگران،

شرطی زدایی شش آفت دوستی ورعایت طلسم تصا با خودمان و دیگران،

رنجش زدایی،

تمرین تولرانس،

تمرین عفو،

تمرین توجه و احترام به احساسات خود،

تصویر ذهنی و تجسم خو در حالت رسیده به هدف های دلخواه،

کم کردن توقعات زیادی از خود،

انتخاب هدف مناسب،

واگذار کردن مسائل دیگران  به خودشان ،

دفترچه ساعتیمان پر از کارهای غیر ممکن و شلوغ نباشد،

خود را از لذات مشروع بهره مند سازیم،

خود را مجبور به عاشق شدن، کار کردن و از زیر کار در رفتن نکنیم.

نکات مثبت و کارهای خوبمان را بنویسیم و به خودمان جایزه بدهیم.

کارهای خوب دیگران و محیط اطرافمان را بنویسیم و به خودمان تلقین کنیم.

موارد شکنجه خود را پیدا کرده و برایشان جایگزین قرار دهیم. مثل امساک زیاد برای خود ، جایگزینش توجه به خواسته های خود و هزینه کردن برای آنهااست.

تحدید خود به صورت دوری جستن از نیازهای مشروع خود، جایگزینش لذت بردن از زندگی.

به تعویق انداحتن کارهای ضروری، جاگزینش انگیزه انگیزی برای انجام کارهای ضروری.

دعوا کردن با نزدیکان،جایگزینش رنجش زدایی از آنها.

تصویر ذهنی معوج از خود، جایگزینش تصویر ذهنی مثبت.

همانطور که مواظب حال عزیزان و نزدیکان هستیم مواظب حال خودمان هم باشیم ومهر ورزی کنیم.

تلقین و تکرار پنج پند و ده واقعیت پنا.

تمرین گفتن نه برای مهر طلبها و برتری طلبها.

تمرین گفتن آری برای مهر طلبها و برتری طلبها.

تمرین گفتن آری برای عزلت طلبها.

مواردی را که با سرویس دهی زیاد دیگران را از خودمان متوقع می کنیم پیدا کرده و جیره بندی کنیم.

خودمان را در چشم دیگران زیادی بزرگ  و یا زیادی کوچک نکنیم.

آیا معیار و محکی برای سنجش میزان دوستی و دشمنی با خودمان داریم؟ به عنوان مثال:

1- از خود راضی هستیم ، از دیگران ناراصی =  برتری طلبی و تعکیس نقایص خود روی دیگران

2- از خود ناراضی و از دیگران راضی هستیم =  مهرطبلی و توقع بیش از حد از خود.

3- عدم رضایت از خود و دیگران =  تضاد بین مهر طلبی و برتری طلبی .

4- رضایت از خود و از دیگران =  تعادل بین مهرطلبی و برتری طلبی و خود واقعی و داشتن قدرت درک دیگران.

5- داشتن قدرت دیدن حسن های خود و دیگران.

6- داشتن قدرت دیدن زیبائی های زندگی.

7- داشتن قدرت رنجش زدائی از خود و دیگران.

8- داشتن قدرت عفو و بخشش خود و دیگران.

9- جایگزین کردن، تحلیل و ریشه یابی اشتباهات خود با سرزنش خود.

منبع:+پرورش نیروی انسانی

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED

 Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید


 
من کی هستم
ساعت ۳:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٥/٢  کلمات کلیدی: مهارتهای نرم ، مدیریت زمان ، روانشناسی ، سبک زندگی

من کیستم؟ این خلاصه ای است از چیزی که من آن را شروع توانمندیمیدانم. به نظرم شروع توانمندی از مدیریت زمان و حل مسئله و مدیریت تعارض و … نمیگذرد. ما باید بدانیم که اینها به چه دردی میخورند؟ مثلاً چرا میخواهم یا باید تعارض را مدیریت کنم؟
اگر نکنم چه میشود؟
شاید هم اصلاً در مسیر من این مهارت به دردی نخورد، پس عمرم را تلف نکنم!

اگر هدفم را بشناسم، اگر ارزشهایم را بشناسم، اگر برنامه داشته باشم، آن وقت میفهمم که مثلاً مدیریت نکردن زمان، چه اثری بر اهداف من خواهد داشت؟
آن وقت بدون اجبار و با عشق، اینها را فرا میگیرم و به کار میگیرم.
با داشتن هدف است که مثلاً متوجه میشوم دیدن یک فیلم که قبلاً هم دیده ام ولی الان هم دوست دارم دوباره نگاه کنم، ممکن است سبب شود که مثلاً رتبه ام در کنکور جابجا شود، یا برای فردا نتوانم به مهمانی بروم، یا فلان کار را از دست بدهم. میدانم چه داده ام و چه گرفته ام.


 
12 ویژگی برجسته رئیسان فوق‌العاده (اینفوگرافیک)
ساعت ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٥/٢  کلمات کلیدی: رهبری ، روانشناسی ، شخصیت ، اینفوگرافی

یک مثل قدیمی هست که می‌گوید، افراد شغل خودشان را ترک نمی‌کنند، آن‌ها رئیسان خود را ترک می‌کنند.

رهبری ضعیف می‌تواند به عملکرد ضعیف در سطح سازمان منجر شود.

به این دلیل است که مهم است مطمئن شوید شما از رئیسان/ مدیران فوق‌العاده‌ای بهره می‌برید که سازمان را رهبری می‌کنند و باعث می‌شوند هر کسی در اطرافشان روزبه‌روز بهتر عمل کنند.

در ادامه ۱۲ ویژگی شخصیتی برجسته رئیسان فوق‌العاده آمده است.

Personality Traits Of A Great Boss-BusinessTrend.ir

منبع:   بیزینس ترند

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED

 Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید


 
18 تکنیک برای آرام شدن در 5 دقیقه
ساعت ٩:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٤/٢۳  کلمات کلیدی: سبک زندگی ، روانشناسی ، استرس

18 تکنیک برای آرام شدن در 5 دقیقه

برای غلبه بر استرس های روزانه، نیاز به سفر نیست و راه های سریع تری هم پیدا می شود.

دکتر مهدی دوایی،روانشناس، عضو عیات علمی پژوهشکده علوم شناختی ایران در هفته نامه زندگی مثبت نوشت:

در صندوق پست الکترونیکی‌تان 364 ایمیل تازه دارید، تلفن میز کارتان مرتب زنگ می‌خورد؟ چای روی شلوار تازه‌تان ریخته و آن را کثیف کرده، جلسه 5 دقیقه دیگر شروع می‌شود و شما هنوز تایپ گزارشتان را تمام نکرده‌اید؟ الان بهترین زمان برای این است که آرامش پیدا کنید! سفر به یک جزیره خوش آب و هوا و پیاده‌روی در جنگل یا لب ساحل در یک آخر هفته رویایی راه‌حل ایده‌آلی برای خداحافظی با نگرانی‌ها و استرس‌هاست ولی خیلی وقت‌ها ما فقط 5 دقیقه یا کمتر وقت داریم تا خودمان را پیدا کنیم و به آرامش برسیم. راهش را بلد نیستید؟ نگران نباشید ما 18 روش‌ را برای رسیدن به آرامش برایتان پیدا کرد‌ه‌ایم. 

 


 
فرمول خلاصه‌ی موفقیت!
ساعت ٩:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۳/٢۳  کلمات کلیدی: روانشناسی ، موفقیت ، انرژی ، فرهنگ

“تو می‌توانی موفق بشوی. مگر چه فرقی با این همه آدم موفق تاریخ داری؟
زندگی‌شان را که بخوانی، از امروز تو هزار پله عقب‌تر بودند. مشکلات‌‌شان از تو بیش‌تر بود. موانع‌ زندگی‌‌شان از تو بیش‌تر بود. حتی خیلی از آن‌ها توانمندی‌‌ و استعدادشان هم از تو کم‌تر بود. بنابراین تفکر نمی‌شود و نمی‌توانم را کنار بگذار که اتفاقا می‌شود و می‌توانی. اما این کار یک شرط اصلی دارد: این‌که بخواهی! وقتی واقعا از ته دلت‌ بخواهی، خدای مهربان هم می‌خواهد تا تو به آرزوهای‌ات برسی. و وقتی این اتفاق بیفتد، دنیا هم با تو همراه خواهد شد و تمامی نیروهای طبیعی و غیرطبیعی دست به‌دست هم خواهند داد تا موفق شوی! اما یادت نرود که باید به‌اندازه‌ی کافی صبر داشته باشی تا لحظه‌ی موعود فرا برسد!”

جملات بالا خلاصه‌ای هستند از حرف‌هایی که کتاب‌ها و مقالات موفقیت شخصی و شغلی و سخنرانی‌ها و مصاحبه‌های مربیان و اساتید فن این حوزه قصد دارند به ما بقبولانند. آن‌ها می‌گویند مشکل اصلی ما در موفق نشدن، تفکرات اشتباه ما است. اگر نگاه منفی‌باف و ناامیدی‌مان را کنار بگذاریم و اگر با تمام وجود به‌دنبال آرزوهای‌مان باشیم، “قانون جذب” باعث می‌شود که حتما به آن آرزوهای بزرگ برسیم. این حرف کاملا درست است؛ اما یک نکته‌ی کلیدی در میان هیاهوی “در ستایش از ارزش خوش‌بینی” شنیده نمی‌شود.

 


 
مولفه‌های مقبولیت در زندگی گروهی و جمعی
ساعت ۸:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۳/۳۱  کلمات کلیدی: سبک زندگی ، روانشناسی ، مهارت ، مهارتهای نرم

در روایتی از امام صادق چنین نقل شده است که در تشکیلاتی که پیامبر ایجاد کرده بودند، هی چکس به خودش اجازه نمی‌داد که برای خود نوعی فضیلت طبقاتی قائل بشود. هی چکس حق نداشت انسا نها را بر اساس پول ارز شگذاری کند.در روایتی از امام صادق  چنین نقل شده است که در تشکیلاتی که پیامبر ایجاد کرده بودند، هی چکس به خودش اجازه نمی‌داد که برای خود نوعی فضیلت طبقاتی قائل بشود. هی چکس حق نداشت انسا نها را بر اساس پول ارز شگذاری کند.

برای این که مقبولیت اتفاق بیفتد چند چیز لازم است.

عمل صالح کاری است که:

1. به خاطر خدا باشد.

2. طبق دستور و سنت باشد.

3. به جا باشد.

 

مصداقهای عمل صالح چیست؟ سلام کردن، لبخند زدن، حوصله داشتن، تحمل کردن، هدیه دادن، سفره انداختن و... .

  1.  محبوب شدن
  2.  یاری کردن برادر مومن
  3.  اکرام کردن
  4.  تواضع داشتن
  5.  عظمت پیداکردن

 
راه‌های تقویت حافظه کدامند؟
ساعت ۱:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۳/۱٠  کلمات کلیدی: روانشناسی ، حافظه ، موفقیت ، کتاب

باید برای لذت بردن شروط تعیین نکنیم؛ موفقیت به این معنا نیست که ما یک نتیجه‌ای را به دست بیاویم، موفقیت یعنی پیش رفتن، چراکه اگرها هیچ وقت تمام نمی‌شود؛ زمانی که حافظه تقویت شود زود از کوره در نمی‌رویم و آرامشمان بیشتر خواهد شد.

دکتر محمد سیدا در مورد اینکه از چه سالی به عنوان مرد حافظه ایران شناخته شد، گفت: من اوایل دوران محصلی خود را با مطالعه کتاب شروع کردم و با مطالعه کتاب به این موضوع تقویت حافظه علاقه‌مند شدم و اوج کاری من در سال 2001 بود که با برگزاری سمیناری در تابستان سال 80 در آمریکا با حضور 74 کشور، مقاله من رتبه اول را کسب کرد و دبیر این همایش آقای «کوین ترودا» صاحب سایت مموری و مرد حافظه آمریکا و جهان لقب «مرد حافظه ایران» را به من نسبت داد؛ بعدها هم «دیوید توماس» که کارمند آتش‌نشانی در انگلیس بود به عنوان مرد حافظه جهان انتخاب شد؛ وی توانسته بود 23 هزار و پانصد رقم عدد پی را به خاطر بسپارد و در سه‌ساعت و نیم و با سرعت خواند؛ آن زمان موفق شدم که 30 هزار رقم را از حفظ بگویم و بعنوان مرد حافظه ایران انتخاب شوم.

وی ادامه داد: تعداد ارقام مهم نیست و زمانی که شما روش را یاد می‌گیرید با تمرین می‌توانید به این مهارت برسید.

سیدا خاطر نشان کرد: مقاله ارائه داده شده من که به 8 زبان هم ترجمه شده است به دلیل ساده و کاربردی بودنش و قابل استفاده برای عموم مقام اول را کسب کرد؛ تاکنون 12 جلد کتاب چاپ کرده‌ام و سه جلد کتاب هم آماده چاپ دارم.


 
قدرتمندترین کلمات در تبلیغات
ساعت ۸:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۳/٦  کلمات کلیدی: تبلیغات ، روانشناسی ، کیفیت ، برند

در دهه‌های گذشته تبلیغات دچار تحولات عمده‌ای شده است اما برخی از کلمات همانند گذشته قدرت و نفوذ زیادی دارند. گروه روانشناسی دانشکاه ییل کلمات متعددی را در زبان انگلیسی بررسی نموده و به این نتیجه رسید که ده کلمه دارای بیشترین قدرت و تاثیرگذاری بخصوص در تبلیغات و فروش هستند. استفاده از این کلمات در کمپین ها منجر به افزایش تاثیرگذاری آنها خواهد شد. در این مطلب این ده کلمه را مرور می کنیم.


10.جدید ( تازه ) 
همه ی ما از امور جدید استقبال می‌کنیم، حتی اگر واقعاً جدید نباشند. ما به دنبال خودروهای جدید، لباسهای جدید، کفشهای جدید، و طعم ها و بوهای جدید هستیم و حاضریم بابت آن پول بدهیم . 

9. صرفه جویی 
آیا کسی هست که بدنبال صرفه جویی در هزینه و زمان نباشد؟ صرفه جویی در هزینه ها کاری است که 99 درصد از ما به دنبال انجام آن هستیم حتی اغلب ثروتمندان نیز بدنبال رسیدن به این هدف هستند. اگر می توانید به افراد جدید کمک کنید که در هزینه های خود صرفه جویی کنند، حتماً آن را اعلام کنید. 

8. امنیت (امن)
یکی از مهمترین انتظارات ما از کالاها و خدمات، امنیت است. همه ی ما دوست داریم اطمینان حاصل کنیم که در حوزه‌ی امنی سرمایه گذاری کرده ایم و یا اینکه اسباب‌بازیهای فرزندانمان بالاترین استانداردهای امنیتی را دارند . در کاربرد این کلمه باید دقت داشته باشید، گاهی اوقات استفاده از کلمه ی امن یا امنیت چندان مناسب نیست. به عنوان مثال؛ نمی توانید بگوئید خوردن این ساندویچ کاملاً امن است.  


7. ثابت شده 
باید به مشتریان خود ثابت کنید که برند شما همان چیزی است که آنها به دنبال آن هستند. به عنوان مثال، یک شرکت تولیدکننده مواد غذایی ادعا نمود که از هر 10نفر،  8 نفر می گویند که غذای این شرکت را ترجیح می دهند. هشت از ده نفر، عدد بزرگی است و راه خوبی برای ثابت کردن است. بنابراین تنها مورد کیفیت و مرایای محصول خود حرف نزنید، آن را ثابت کنید.

6. عشق 
این کلمه بار احساسی قدرتمندی دارد، اما باید در کاربرد آن دقت کنید. شما می توانید بگویید عاشق بوی عطر .... خواهید شد، اما شاید نتوانید بگوئید بی درنگ عاشق دمپایی .... خواهید شد. چون دمپایی چیزی نیست که افراد عاشق آن شوند. 

5. کشف
کشف موارد تازه همواره برای افراد جذاب و هیجان انگیز است . بنابر این، اگر در تبلیغات به آنها تلقین کنید که آنها با خرید محصول شما به کشف تازه‌ای دست می یابند. تا حد زیادی در جذب آنها موفق شده‌اید . 

4. ضمانت 
این واژه به از بین بردن تردید مشتریان کمک می‌کند. اعتبار کسب و‌کارها تا حد زیادی به ضمانت آنها از محصولات خود بستگی دارد . بهترین گزینه در این زمینه این است که به مصرف‌کنندگان اطمینان دهید که در صورت عدم کیفیت محصول پول آنها را پس خواهید داد .این کار ریسک خرید محصول برای مشتریان را از بین می برد . به طور کلی ، درصد بسیار کمی از مشتریان برای باز پس گیری پول خود به شما مراجعه می کنند . 

3. سلامتی
 حفظ سلامتی یکی از مهمترین اهداف بشر است:  سلامت جسمی، سلامت روانی، حتی سلامت مالی.  اخیراً در تبلیغات توجه زیادی به مقوله ی سلامت مالی می گردد . 

2. نتایج
این واژه با مقوله‌ی موفقیت ارتباط نزدیکی دارد. با استفاده از این واژه و یا هم خانواده‌های آن می‌توانید خرید را برای مشتری توجیه کنید. اگر خرید یک کالا یا خدمت همراه با نتایج مثبتی باشد، مشتری به این نتیجه می رسد که خرید آن ارزش دارد. 


1.شما
کلمه‌ی شما همواره موثرترین و قدرتمندترین واژه در تبلیغات بوده است. دلیل آن این است که این کلمه فضای گفتمان را مشخص و توجه افراد را به خود جلب می‌کند. اگر تبلیغی در مورد شما باشد قطعاً به آن توجه خواهید کرد. در گفت و گو با مشتریان  در تبلیغات و یا خارج از آن حتماً از این کلمه استفاده کنید.

منبع: TMBA 
آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED

 Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.


 
خوشبوسازی شخصی
ساعت ۸:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۳/۱  کلمات کلیدی: استرس ، سبک زندگی ، روانشناسی ، زبان بدن

خوشبوسازی شخصی برای آدم های رنگی

یک آدم رنگی دوست داره تمیز و خوشبو باشه. این خوشبوسازی شخصی میتونه به روش های مختلفی انجام بشه. مثلا؟

یکی از روش ها استفاده از خوشبو کننده هاست. اما به جای اینکه از خوشبو کننده های شیمیایی که هم عوارض برای بدنمون تولید میکنن، هم برای کره ی زمین استفاده کنیم، میتونیم از خوشبو کننده های بدن مخصوص رایحه درمانی با رایحه جادویی گل ها برای مرطوب و معطر کردن پوست استفاده کنیم.

هیدروسل ها همون آبهای آروماتیک هستن که از روغن های رایحه درمانی به دست میان. اینها با اسم آب گل هم در بازار پیدا میشن، اما قبل از خرید حتما از فروشنده بپرسید که این آب گل همون هیدروسل هست یا نه. هیدروسل رو برای خوشبوسازی پارچه مبل و روبالشی و… هم کاربرد داره.

برای خوشبوسازی موقع دوش گرفتن و حمام میتونید از قطره های ترکیبی روغن های رایحه درمانی برای آب وان حمام، یا از شامپو بدن یا شامپوی سر مخصوص آروماتراپی برای خوشبوسازی پوست و مو استفاده کنید و در عین حال از خواص دارویی اونها هم استفاده کنید.

از خوراکی ها هم میشه برای خشبوسازی استفاده کرد! مثلا ماست یا میوه و پنیر در عین حال که طعم فوق العاده خوبی دارن، میتونن دهان و بدنتون رو خوشبو کنن.

اگه طرفدار ماساژ و یه کم مشت و مال هستید، روغن های رایحه درمانی کمکتون میکنن یه حس عالی رو تجربه کنید! مثلا ترکیب عصاره هایی مثل لیمو، اسطوخودوس یا یاسمین و چوب صندل هم خواص آرامش دهنده هستند و استرس و خستگی رو از بدن دور میکنن، هم به خوشبوسازی شخصیتون کمک می کنن.

منبع: رنگی رنگی

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED

 Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.


 
روانشناسی شخصیت
ساعت ۸:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٢/٢۸  کلمات کلیدی: شخصیت ، روانشناسی
در دنیای امروز از شخصیت به عنوان اساسی ترین موضوع علم روانشناسی یاد می کنند وشخصیت را محور اساسی در یادگیری  انگیزه  ، ادراک ،  تفکر، عواطف و احساسات  ، هوش و ... می دانند. در زمان حال شخصیت معادل شهرت، حیثیت اجتماعی، خصوصیات جسمی و روانی، متانت وخوشرویی و... می باشد.در این میان برای کسب آگاهی های بیشتر می توانیم به بررسی نظریات مختلف که در طی این 100 سال به دست آمده است بپردازیم.چرا که با دانستن این نظریه ها با دیدگاه ها وعقاید گوناگون نظریه پردازان شخصیت آشنا می شویم. در برابر تحقیقات تجربی و آزمایشگاهی که فقط گوشه‌ها یا جنبه‌های محدودی از شخصیت را مورد مطالعه و بررسی قرار می‌دهند، این نظریات دربارهﻱ چگونگی تشکیل و تحول شخصیت به بحث و تحقیق می‌پردازند و از فواید دیگر نظریه‌ها این است که نشان می‌دهند، مطالعه و تحقیق در چه زمینه‌ای بهتر است صورت گیرد و این زمینه‌ها و فرض هایی را که در تحقیق شخصیت مهم هستند، معلوم می‌دارند.فایدهﻱ دیگر نظریه‌های شخصیت این است که افکار تازه‌ای به میان می‌آورند و حس کنجکاوی را بر می‌انگیزند و برای تحقیقات دیگر مقدمه می‌شوند و بدین ترتیب به پیش بردن علم کمک می‌کنند. 


 
روانشناسی رنگ
ساعت ۱:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/٢۱  کلمات کلیدی: روانشناسی ، برند ، بازاریابی ، رنگ

روانشناسی رنگ یکی از جالب‌ترین و جنجالی‌ترین جنبه‌های بازاریابی است. دلیل این امر چیست؟ بیشتر مکالمات امروز در مورد رنگ‌ها و جذبه آن، احساسات، شواهد داستان‌گونه و تبلیغاتی را دربرمی‌گیرد که در مورد «رنگ و ذهن» ادعاهای فراوانی را مطرح می‌کنند.

برای متعادل کردن این روند و علاج درست عنصری جذاب از رفتار انسان، تحقیق معتبری در مورد تئوری رنگ و جذابیت‌های آن صورت گرفته است که جزئیات آن را می‌خوانیم.

 
طراحی خدمات چیست؟
ساعت ۱:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/٢۱  کلمات کلیدی: طراحی خدمات ، مدیریت ، روانشناسی ، تفکر
 523-300x199[1]طراحی خدمات به صورت کلی استفاده از طرز فکر و مهارت های کلیدی طراحی برای یافتن راه حلی در بهینه سازی یا ابداع خدمات جدید است. به صورت جزئی تر طراحی خدمات رشته ای است که تلاش می ‏کند تا خدمتی جدید به وجود آورد یا خدمات موجود را بهینه سازد تا برای مشتریان مفید (Useful) قابل استفاده (Usable)، دلخواه (Desirable) و برای سازمان‏ ها کارآمد (Efficient) و کارگر(Effective) و متمایز (Distinctive) باشد.

 طراحی خدمات زمینه ای چند رشته ای دارد و حوزه های در حال تعامل در آن بسیار بیشتر از طراحی محصولات است زیرا حوزه های طراحی محصول را شامل شده و جدای از آنها در حوزه های مدیریت سازمان، طراحی تجربه، طراحی تعامل، بازاریابی خدمات، روانشناسی رفتاری، قومیت شناسی، مدیریت فرآیندها، برنامه ریزی ارتباطات نیز وارد می شود.

در اینجا توجه به یک نکته بسیار حائز اهمیت است؛ یک طراح با وجود نیاز به مطلع بودن از اصول و قابلیت های رشته های ذکر شده، نمی تواند به تمامی این رشته های علمی و تخصصی تسلط کامل داشته باشد، پس مهمترین مهارت طراح خدمات، کار گروهی با ذینفعان و با تیم طراحی است. استفاده از تفکر طراحی در زمینه ای چند رشته ای و در تعامل گسترده با افراد مختلف چه در سازمان، چه به عنوان کاربر بالقوه یا بالفعل و چه با اعضای تیم طراحی باید مؤثر و مفید صورت بگیرد تا بتواند به درستی مدیریت شده و به نتیجه مطلوب ختم شود.

ویژگی های طراحی خدمات:

بریجیت میگر تفکر اولین دکترای طراحی خدمات چند ویژگی طراحی خدمات را اینچنین ذکر می کند:

  1. انسان محوری Human Centered Design
  2. ایجاد خدمات به صورت مشارکتی Co-Creative
  3. تعامل میان رشته ای Interdisciplinary
  4. کلی نگری Holistic View
  5. ایجاد تغییرات اساسی از دید مشتری Radical Innovation
  6. تفکر و بیان تصویری Visual Thinking
  7. الهام بخشی برای تغییر Inspiring

چند شرکت طراحی خدمات:

  • Engine : http://www.enginegroup.co.uk/
  • Live Work: http://www.livework.co.uk/
  • IDEO: http://www.ideo.com/
  • Design Council: http://www.designcouncil.org.uk
  • Thinkpublic: http://thinkpublic.com/
  • Saren: http://www.seren.com/
  • Frontier service design: http://www.frontierservicedesign.com/
  • Kite: http://www.kiteconsultants.eu/

چند دانشگاه دارای رشته طراحی خدمات:

  • Koln (آلمان)
  • Politecnico di Milano (ایتالیا)
  • Domus (ایتالیا)
  • Linkoping (سوئد)
  • Carnegie Mellon(آمریکا)
  • Savannah College of Art (آمریکا)
  • Plymouth University (انگلستان)
  • Westminster (انگلستان)
  • Ravensbourne  (انگلستان)
  • Lucerne University (سوئیس)
منبع:    http://sdinnovation.ir
آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED

 Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.

 


 
برندسازی شخصی برای درون‌گراها
ساعت ٤:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/۱۳  کلمات کلیدی: روانشناسی ، برند شخصی ، سخنرانی ، یادگیری

تازه سخنرانی در یک شرکت پیشرو در تکنولوژی را تمام کرده بودم که فردی نزدیک آمد و گفت:


 

 «من ایده‌های شما را در مورد برند شخصی دوست داشتم ومی توانم ببینم که چقدر عملکرد خوبی دارند، اما بیشتر این ویژگی‌ها برای من کارآمد نیستند، چون من انسانی درونگرا هستم، آیا کار دیگری هست که بتوانم انجام بدهم؟ اما مساله‌ای که او نمی‌دانست این بود که خود من نیز همانند نیمی از مردم (تخمینی) انسانی درونگرا هستم. 


این تصور نادرست که تمام افراد درونگرا، خجالتی هستند و برعکس، کاملا رواج دارد، در حالی که آنها دو پدیده بسیار متفاوت هستند. نویسنده و کارشناس درونگرایی «سوزان کین» کمرویی را «ترس از قضاوت منفی» تعریف کرده و در مقابل از نظر او درونگرایی «ترجیح دادن محیط آرام، با حداقل هیجان است.»

 

 من واقعا سخنرانی در جمعیت را دوست دارم (در آن روز، 180 نفر در اتاق حضور داشتند و 325 نفر هم به‌صورت آنلاین سخنرانی را دنبال می‌کردند)؛ اما به‌طور مسلم، من به‌طور تجربی آموخته‌ام که برای یادگیری نیاز به محیطی آرام دارم.

 

برگزار‌کنندگان کنفرانس و شرکت‌کنندگان اغلب از شما می‌خواهند تا آنها را برای صرف شام یا برای بعد از آن همراهی کنید. به‌طور عقلانی، آن یک بازی برنده-برنده است: آنها به‌خاطر ارتباط مستقیم با شما مزایایی به دست می‌آورند و شما هم قادر به ایجاد ارتباطات هیجان‌انگیز تجاری هستید و همچنین می‌توانید مطالبی را یاد بگیرید که صحبت‌های شما را تخصصی تر کند. به‌خاطر وجود این دلایل خوب، من اغلب به این درخواست‌ها پاسخ مثبت می‌دهم، اما در ضمن به محدودیت‌های خود هم توجه می‌کنم: من دائما در سفرم، یا ممکن است در آن روز برنامه شلوغی داشته یا نیاز به خواب داشته باشم، در این مواقع بهتر است که پیشنهاد را رد کنم. مانند یک ماشین که نیاز به تعویض روغن دوره‌ای دارد، من هم باید در محیطی آرام وتنها به بازسازی خود بپردازم.

 

این مساله صحیح است که بسیاری از بهترین راه‌های ایجاد برند شخصی، اختصاصا برای برون گراها تعریف شده است. مانند داشتن موقعیت رهبری در فعالیت‌های حرفه ای، ستاره جلسات، یا سخنگوی اجتماعی بودن. (تمامی این موارد منتهی به گسترش ارتباطات اجتماعی می‌شود.)

 

با گذشت زمان، من یاد گرفته‌ام «چه کاری را چه زمانی انجام دهم» و زمان خود را مدیریت کنم، اما برای بسیاری از افراد درونگرا، ایجاد این تعادل امری دشوار است. یک مدیر اجرایی در یک شرکت مشاوره بزرگ یک بار از من پرسید که چگونه او می‌تواند در معاملاتش با دیگران خود واقعیش باشد، با توجه به اینکه هنگام حضور در اجتماع ناراحت و معذب بود. او نگران بود که در ارتباط با دیگران مجبور شود لبخند مصنوعی بزند و چهره‌ای غیراجتماعی داشته باشد؛ اما من هنوز معتقدم که ما می‌توانیم خود واقعی‌مان باشیم، ارتباط ایجاد کنیم و تصویر شخصی خود را توسعه دهیم، در حالی که بر خلاف طبیعت ذاتی مان (درونگرا بودن) حرکت نکرده باشیم.

 

رسانه‌های اجتماعی در واقع برای درونگراها - که محیط آرام را ترجیح می‌دهند- خود یک مزیت است. با استفاده از یک وبلاگ شما می‌توانید از زمان خود به خوبی استفاده کنید، افکار خود رابیان کنید و در تعامل واقعی با سایرین قرار بگیرید. در حالی که برونگراها در مهمانی‌ها مشغول تجارت کردن هستند، شما می‌توانید یک برند شخصی جهانی براساس قدرت افکارتان بسازید. 

 

در مرحله بعد، با کمی برنامه و تلاش، شما می‌توانید به فردی که ارتباط برقرار می‌کند، تبدیل شوید. یکی از دوستان من قبلا در یک بیمارستان تحقیقاتی بزرگ کار می‌کرد که دارای بخش‌ها و کارمندان بسیار زیادی بود. او فردی درونگرا بود؛ اما به خود یک تعهد ساده داده بود: هر هفته، از یکی از همکارانش دعوت می‌کرد تا با هم ناهار بخورند و حتی اگر به‌طور طبیعی موقعیت پیشنهاد دعوت به ناهار به‌وجود نمی‌آمد، در مورد تعهدش با آنها صحبت می‌کرد و اغلب آنها نیز مشتاق برای پیوستن به او بودند. به این ترتیب بعد از گذشت چند ماه او شبکه‌ای قدرتمند از دوستان در داخل اداره داشت. 

 

درونگرایان همچنین از نشانه‌های زیرکانه برای ایجاد برندسازی شخصی استفاده می‌کنند. همان‌طور که روبرت کالدینی هنگامی که با او برای کتابم «نوسازی خود» مصاحبه می‌کردم، به من گفت: قراردادن تقدیرنامه‌ها یا جوایز دریافت شده بر دیوارهای اتاق کار می‌تواند مهارت‌های شما را بهتر به دیگران نشان دهد. (کالوینی تاثیر زیاد این توصیه را در بیمارستان آریزونا مشاهده کرد. مقبولیت افراد بلافاصله پس ازنصب جوایز و تقدیرنامه‌ها 32 درصد بالا رفت.)

 

در نهایت، از اوقات فراغت بهترین استفاده را ببرید. شما به‌عنوان یک درونگرا به زمانی برای تفکر نیاز دارید؛ بنابراین همان طوری که برون‌گراها بعد از کار با همکارانشان صحبت می‌کنند، شما هم می‌توانید با مطالعه مجلات تخصصی حوزه مورد علاقه خود یا تفکر خلاقانه در مورد شرکت و دوره کاریتان، فردی مولد و خلاق باشید. (درونگراها اغلب هنگام تفکر شخصی بهترین خود را تصور می‌کنند، همان طوری که پروفسورفرانسسکا جینو از دانشگاه‌ هاروارد تفکر شخصی را به‌جای حضور در جلسات طوفان مغزی کاری توصیه می‌کند.)

 

در تصور عوام، برند شخصی اغلب با نمایش پرقدرت و فعالیت زیاد گره خورده است؛ اما گاهی اوقات راه‌های بهتری هم برای معرفی خود وشهرت تان وجود دارد. واکنش نشان دهید و متفکر باشید در مورد اینکه چگونه می‌خواهید دیده شوید. پس از آن براساس آنچه تصور کرده‌اید و روابط بین فردیتان زندگی کنید. این امر یک راه قدرتمند برای اطمینان از این است که شما به‌عنوان رهبر همان‌طوری که هستید، دیده می‌شوید.

منبع: HBR، روزنامه دنیای اقتصاد

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED


 
تحول
ساعت ٦:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/٦  کلمات کلیدی: روانشناسی ، تحول ، مدیریت تغییر

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED


 
انسان‌شناختی انواع قهوه‌جات
ساعت ٤:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/٦  کلمات کلیدی: روانشناسی ، تغذیه

تحلیل روان‌شناختی انواع قهوه

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED


 
پشت پرده سخنان، بررسی فیلم اینساید جاب
ساعت ٤:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/٦  کلمات کلیدی: زبان بدن ، روانشناسی

قرن بیستم را باید قرن تغییر دنیا توسط روانشناسان نامید. از ایجاد احساس نیاز کاذب به محصولات گرفته تا سیگاری کردن خانم‌ها توسط ادوارد برنیز (خواهر زاده زیگموند فروید). اما یکی از مهمترین اتفاقات علم روانشناسی در دنیا بررسی موضوع زبان بدن بود. پروفسور پل اکمن (متولد ۱۹۳۴) عمر خود را صرف بررسی در این خصوص کرده. نتایج تحقیقات اکمن توسط سازمان‌های امنیتی ایالات متحده در فرودگاه‌ها و برای بازجویی از مجرمین و متهمین بیشتر مورد استفاده قرار می‌گیرد و بعد از ۵ سال به صورت عمومی منتشر می‌شوند. به مناسبت قدردانی از وی سریال Lie to me در سال ۲۰۰۹ توسط کمپانی فاکس نتورک ساخته می‌شود. این فیلم اشاره به گروهی دارد که با استفاده از علائم زبان بدن به تشخیص راست یا دروغگو بودن فرد، احساس درونی وی و … می‌پردازد.

پوستر فیلم lie to me

اما چرا این مسائل نوشته شد!

پوستر فیلم Inside job

در این هفته در کلاس مذاکره حرفه‌ای از دانشجویان خواسته شد متن یک سخنرانی پس از بحران را نقد کرده و از طریق زبان بدن و علائم چهره به رازهای درونی فرد مورد نظر پرداخته شود. از آنجا که هفته دیگر بنده نمی‌توانم در این کلاس جهت ارائه تکالیفم شرکت کنم تصمیم گرفتم یک فیلم که اشاره به بحران اقتصادی سال ۲۰۰۸ دارد و همچنین در مصاحبه با افراد گاهی به آنها تهمت دزدی و رشوه گرفتن هم نصبت داده می‌شود، را نگاه کنم و نتایج خودم را به صورت عمومی بیان کنم.

همزمان با نگاه کردن به چهره مدیران، اساتید و کسانی که با آنها مصاحبه می‌شود، در صفحه توییترم بازخورد خود را مینوشتم. در اینجا همراه با تصویر و سند دلایل آن حرف‌ها را ذکر میکنم.

گیلفی زوگا که در سیستم خدمات درمانی و تحصیلات ایسلند هست،اشاره کرد که دولت با بانکدارانی که پولشویی میکردد سفر میکرد.این فقط تصور بود!لینک توییت
inside job photo 1

 

وای عالی بود.اینجا هم فهمیدم استراسکان رئیس سابق صندوق بین المللی پول دروغ گفت. گفت واسه صندوق بین المللی پول سخت نیست از امریکا انتقاد کنه! لینک توییت

inside job photo 2

 

اینجا هم با یک حرکت جالب اندرو شنگ مشاور ارشد امور بانک‌ها در چین، سیستم مالی و پرداختی امریکا رو تحقیر کرد! لینک توییت

inside job photo 3

 

وقتی اعتراف کرد که موکلش ۶ جت و یک هلیکوپتر داره شرم رو برای تایید این حرفش میشه دید لینک توییت

inside job photo 4

 

از صاحب فاحشه خانه پرسید چند درصد از مشتریانت از شرکت‌های بزرگ وال‌استریت بودن و گفت ۴۰ تا ۵۰ درصد، دروغ میگفت یا شاید تصورش این بود! لینک توییت

inside job photo 5

 

وزیر سابق امور مالی فرانسه در خصوص اینکه بحران اقتصادی نزدیک است متوجه شده بود و در فوریه ۲۰۰۸ در کنفرانس جی۸ این خطر رو هشدار داده بود لینک توییت

inside job photo 6

 

از استاد دانشگاه هاروارد سوال پرسید تو رزومت مشاوره دادن به شرکت‌ها ذکر شده و گفت اصلا توی رزومه من چنین چیزی نوشته نشده و به شما مربوط نیست.  لینک توییت

inside job photo 7

 

نکته: در برخی موارد برای اثبات راست یا دروغ گفتن فرد به چشمانش اشاره شد. این حالت در چشم تمام مردم دنیا زمانی ایجاد میشود که سوال از وی پرسیده میشود و در یک لحظه اتفاق می‌افتد.

منبع: دست نوشته های عباس ملک حسینی

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED


 
پل اکمن استاد زبان بدن
ساعت ٤:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/٦  کلمات کلیدی: زبان بدن ، فرهنگ ، معرفی یک کتاب ، روانشناسی

پل اکمن(Paul Ekman) متولد سال 1934 و از سال 1968 استاد روانشناسی در مدرسه پزشکی دانشگاه کالیفرنیا در سانفرانسیسکو است. مطالعات او در سالهای اواخر دهه 1960 درباره اشکال بیان در چهره انسان آغاز شدند که نتیجه آنها قائل شدن به نوعی جهانشمولیت در این اشکال در فرهنگ های مختلف انسانی بودند و برای اکمن شهرت جهانی به ارمغان آوردند. پس از این مطالعات او به همراه والاس فریسن(Wallace Friesen) ابزاری دقیق برای تحلیل این اشکال به وجود آورد (facs) که به خصوص مورد استفاده روانشناسان است. درسالهای دهه 1980، اکمن بر موضوع نشانه های شکلی دروغ گفتن در نزد کودکان و افراد بالغ تحقیق می کرد. همزمان با این پژوهش ها نیز وی درباره نظریه ای با عنوان نظریه «فرهنگی – عصبی» عواطف کار می کرد که این اشکال بیانی را در چارچوب تطور طبیعی انسان قرار می داد .  اکمن تعداد زیادی کتاب در زمینه تخصصی خود به انتشار رسانده که مخاطبانی بسیار فراتر از این حوزه یافته اند از جمله «چهره انسان» (The Face of Man)(1980) «عاطفه در چهره انسان»(Emotion in the Human Face)(1982) «چرا کودکان دروغ می گویند» (Why Kids Lie)(1992) و «دروغ گفتن» (Telling Lies)(1992)
این مصاحبه با مجله علوم انسانی فرانسه ، شماره 96، ژوئیه 1999 به انتشار رسیده است و ترجمه آن را در چندین بخش می خوانیم.

زبان طبیعی عواطف( گفتگو با پل اکمن) (1)

- شما بدون شک یکی از نخستین روان شناسانی هستید که شروع به مطالعه ای تطبیقی بر عواطف انسان ها در فرهنگ های مختلف کرده اند، منشاء علاقه شما در این زمینه کجا بوده است؟
- دو دلیل اصلی برای این موضوع وجود داشته است. تحصیلات من در رشته روان شناسی بالینی بود و در سالهای دهه 1950 به درمان های روانی به ویژه درمان های گروهی علاقمند شدم. در طول مشاهداتم متوجه شدم که بسیاری از ارتباطات نه از طریق کلمات بلکه از خلال حرکات، اداها و شکل های بیان چهره انجام می گیرند. در این زمان ما هیچ ابزاری برای برآورد این موضوع نداشتیم و گمان من آن بود که در این زمینه نیاز به توسعه برنامه هایمان داریم تا بتوانیم از آنها برای اهداف درمانی استفاده کنیم. دلیل دوم آن بود که من همیشه به عکاسی علاقمند بودم و در این زمان به همان اندازه که کار روانشناسی می کردم عکس هم می گرفتم.
مجموع این دلایل بود که مرا به کار کردن بر اشکال بیان عواطف بر چهره کشاند. در ابتدا این امر چندان با استقبال روبرو نشد اما ظاهرا ده سالی هست که درمان گران از روشی که من برای قرائت عواطف در چهره ابداع کرده ام ، بهره می برند. بنابراین فکر می کنم وظیفه خودم را در این زمینه به اتمام رسانده ام. و با گذشت زمان به مسائل بسیار بنیانی تری علاقمند شده ام. برای من دیگر مطالعه بر رفتارهای بیمار گونه بسنده نمی کرد و بنابراین شروع به پژوهش های تطبیقی در ابعاد بسیار گسترده تری کردم.

- در واقع کاری که بیش از هر مطالعه ای دیگری برای آن به شما استناد می شود، مطالعه ای است که در سالهای دهه 1960 بر شناسایی جهانشمولی اشکال بیان عواطف در چهره انسانی انجام داده اید. آیا این مساله برای شما اهمیت زیادی داشت؟
- من هیچ تحصیلی در انسان شناسی نداشتم اما زمانی که شروع به کار بر روان شناسی عواطف کردم خود را ناچار دیدیم که به موضوع اشکال بیان عواطف در چهره و تغییرات آن بپردازم. مطالعه بر حرکات بدنی کار بسیار ساده تری بود زیرا چهره انسان پیچیدگی زیادی دارد. اما در این زمان من با یک روان شناس به نام سیلون تامکینز(Silven Tomkins) کار می کردم که به من قرائت آناتومی چهره انسانی را آموخت. تامکینز یکی از معدود طرفداران تز چارلز داروین درباره منشاء واکنشی بیان های چهره انسانی بود. موضع او در تضاد با جریان فرهنگ گرای غالب در آن زمان قرار داشت اما به نظر من جالب آمد و فکر کردم این مناقشه زیبایی است که ارزش دارد آن را به آزمون واقعیت ها بگذاریم. من گمان می کردم می توانم اشتباه بودن تز تامکینز را ثابت کنم اما برعکس به این نتیجه رسیدم که او حق داشت. در واقع من فکر نمی کردم به این نتیجه برسم زیرا تحصیلات من عمدتا تحت تاثیر رفتارگرایی بود و همانگونه که می دانید در این گرایش نظر بر آن است که رفتارهای انسانی اکتسابی بوده و بنا بر فرهنگ ها آموخته می شوند. و این همان چیزی بود که می خواستم ثابت کنم اما نتایج کار عقیده ام را عوض کرد، اتفاقی که نادر و استثنایی است: اغلب دانشمندان به دنبال آن هستند که فرضیاتشان را اثبات کنند. و من عکس چیزی را که به آن باور داشتم یافتم. پس از این ماجرا بود که ناچار شدم انتقادات انسان شناسان را دریافت کنم که به من ایراد می گرفتند که برای آنچه می گویم تحصیلات لازم را نکرده ام.
- انسان شناسان به خصوص بر این نکته تاکید کردند که جوامع مورد مطالعه شما همگی کمابیش زیر نفوذ رسانه های جمعی بوده و از این نقطه نظر یکسان شده بودند. به این انتقاد چه پاسخی دادید؟
- من شانس زیادی داشتم زیرا توانستم به گینه نو بروم. در سالها های دهه 1960 مردمان این منطقه هنوز بسیار منفرد بودند و هر کدام از آنها در گوشه ای برای خودش زندگی می کرد. سه سال بعد از این سفر آنها دیگر شروع کرده بودند به سینما رفتن. هیچ چیز به سرعت این جوامع تغییر نمی کرد. و برای من این واقعا آخرین شانس آزمایش بر موضوع بود. بعد از سفر دومم بود که نتیجه گیری خودم را کردم: لااقل در شش نوع عاطفه پایه ای تمام جوامع مطالعه شده، حتی دورافتاده ترین آنها از لحاظ فرهنگی، این عواطف به صورت یکسانی شناخته می شدند. این مشاهده بسیار شورانگیز بود زیرا نتایج کاملا روشن بودند. و برای من مساله تعیین کننده بود. هنوز برخی از کارهای این دوره هست که من به چاپ نرسانده ام، برای نمونه مطالعه ای بر مساله درد انجام دادم . نمی خواهم بگویم که درد یک نوع عاطفه است اما ما شکل بیانی برای درد داریم که به نظر من جهانشمول می آید. همه چیز به نظرم در همین جهت قرار می گرفت.

- چه چیزی سبب شد که شما سپس به طرف توسعه تفسیرهای عصبی عواطف رفتید؟
- این در سال 1969 بود و نام نظریه خود را نظریه «عصبی فرهنگی»(neuroculturelle) عواطف گذاشتم. هدف من آن بود که در آن واحد هم بر یک مدار عصبی خاص در هر عاطفه تاکید کنم که جهانشمولیت بیان آن را توضیح می داد و هم بر نفوذ فرهنگی که این بیان را تنظیم می کرد. داروین هم با در امتداد قرار دادن انتساب و ا کتساب همین گونه به موضوع می نگریست. من در یک مقاله این فکر را مطرح کردم که یک رفتار می تواند به صورت یکسانی به وسیله همه اعضای یک نوع آموخته شود اما این استدلال در حقیقت تنها در مورد دو عاطفه قابل کاربرد بود و نمی توانستیم آن را تعمیم بدهیم. بنابراین مسیر عصبی تمام دقت خود را حفظ می کرد.
من با یک نخستی شناس کار می کردم و زمانی که به شباهت های تکان دهنده ای میان انسان و شامپانزه رسیدیم، اقتصادی تر آن بود که توضیحی از نوع بیولوژیک را بپذیریم. بنابراین گمان من آن است که عواطف و بیان هایی که آنها را آشکار می کنند در فرایند تطور درون ما جای گرفته اند و نه از طریق فرهنگ. آنچه محیط فرهنگی به ما می دهد عمدتا کنترل بیان ها، یعنی رویکردهای ما در برابر عواطفمان است.
مثالی در این مورد می زنم: در گینه نو من از مردم می خواستم که ادای خشونتی را که پیش از یک حمله به وجود می آید، در بیاورند. آنها بازوهایشان را به طرف عقب بالا می بردند، گویی داسی را بلند کرده باشند و لب هایشان را محکم به هم می فشردند. بعد از آنها می خواستم ادای آن را در بیاورند که خشونت دارند اما قصا حمله ندارند، در این زمان آنها قیافه ای می گرفتند که گویی می خواهند شروع به حرف زدن بکنند. حرف زدن حرکتی بسیار اجتماعی است. بعدها همین مطالعه را بر آمریکایی های معمولی انجام دادم. من به آنها می گفتم : « ادای وقتی را در بیاورید که دچار عصبانیتی غیر قابل کنترل شده اید» و آنها دهانهایشان را به صورتی باز می کردند که گویی بخواهند دشنام بدهند. و سپس می گفتم: « ادای وقتی را در بیاورید که عصبانی هستید اما می توانید خودتان را کنترل کنید» و در این زمان آنها دهانشان را می بستند و لب هایشان را به هم می فشردند گویی بخواهند از زیاد حرف زدن خود جلوگیری کنند. در اینجا به روشنی با تفاوت های فرهنگی روبرو هستیم. اما در مورد سایر اداهای همراهی کننده این حرکات(ابروها، چشم ها و پیشانی) در همه جا با حرکات مشابهی روبرو هستیم زیرا این ها محصول تطور هستند. در بیان عواطف انسانی ما با ترکیبی از فرهنگ و طبیعت سروکار داریم. این حرکات را نمی توان صرفا واکنشی دانست اما در عین حال چیزهایی هم نیستند که ما آموخته باشیم و همیشه با ما بوده اند. ما یاد نمی گیریم که از شیئی که به طور ناگهانی وارد میدان دیدمان بشود بترسیم. در حالی که می توانیم به کودک بیاموزیم که از بسیاری از چیزهایی پیچیده تر بترسد.

بستن این پنجره

 

«انسان و فرهنگ» ، ترجمه ناصر فکوهی، نشر جاوید

چگونه به احساس دیگران پی ببریم  از انتشارات جیحون

احساسات پایه بشری (list-of-primary-emotions)

درباره احساسات (Emotions Revealed)

درباره دروغ (Telling Lies)

منبع: انتشارات جیحون، محمدرضا شعبان علی، سلیم خلیلی، انسان شناسی و فرهنگ

 

 

 

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED


 
5 عادت آدم های موفق
ساعت ۸:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٩  کلمات کلیدی: عادت ، آئین زندگی ، موفقیت ، روانشناسی

منبع: rangirangi.com

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED


 
چگونه شناخت بهتری از افراد داشته باشیم
ساعت ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٢۱  کلمات کلیدی: روانشناسی ، کسب و کار ، شخصیت ، مهارت

چه در کسب و کار و چه در زندگی، مهم‌ترین انتخاب‌های ما به انسان‌ها ارتباط پیدامی‌کند.
اما با این وجود، قضاوت درباره افراد کار آسانی نیست. چگونه می‌توانیم قضاوت اولیه خود را درباره افراد بهبود بخشیم و از استخدام افراد نامناسب پیشگیری کنیم و درعین حال فرصت رشد بهتری را برای افراد لایق فراهم کنیم.
آسان‌ترین راه این است که به ویژگی‌های  اکتسابی افراد توجه کنیم، مثل تحصیلات دانشگاهی، سرمایه شخصی، موقعیت اجتماعی یا عناوین شغلی. در عین حال، شبکه‌های اجتماعی نیز ابعاد بیشتری از شخصیت فرد را برای ما روشن می‌کنند.
اما این عوامل و نشانه‌های خارجی تنها بخش کوچکی از شخصیت فرد را روشن می‌کنند، البته داشتن این شناخت لازم است اما کافی نیست. برای شناخت افراد لازم است جزئیات بیشتری را درباره آنها بدانیم که ابعاد شخصیت آنها را برای ما روشن‌تر کند. مهارت با آموزش به دست می‌آید، اما شخصیت و رفتار و منش، به طور کامل با آموزش قابل حصول نیست. 
قضاوت درباره ابعاد خارجی و مهارت افراد اغلب هدفمند است و روش خاص خود را دارد. اما ارزیابی ویژگی‌های جزئی‌تر افراد مانند نیات یا رفتار و منش آنها بسیار بسیار مشکل‌تر است و نیاز به ارتباط تک به تک، گوش دادن فعال و مشاهده دقیق دارد. به همین خاطر، بهتر است یک مصاحبه کاری را بیشتر یک ارزیابی رفتاری در نظر بگیریم تا یک جلسه پرسش و پاسخ درباره مهارت‌ها.


 
حکایت های آموزنده
ساعت ٤:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱/٢٧  کلمات کلیدی: حکایت های آموزنده ، مهارت ، روانشناسی ، موفقیت

آنتونی رابینز

۱به مردم بیش از آنچه انتظار دارند بدهید و این کار را با شادمانی انجام دهید.


۲ با مرد یا زنی ازدواج کنید که عاشق صحبت کردن با او هستید. برای اینکه وقتی پیرتر می شوید، مهارت های مکالمه ای مثل دیگر مهارت ها خیلی مهم می شوند .


۳ همه ی آنچه را که می شنوید باور نکنید، همه ی آنچه را که دارید خرج نکنید و یا همان قدر که می خواهید نخوابید .


۴ وقتی می گویید: دوستت دارم. منظورتان همین باشد .


۵ وقتی می گویید :متاسفم. به چشمان شخص مقابل نگاه کنید .


۶ قبل از اینکه ازدواج کنید حداقل شش ماه نامزد باشید .


۷ به عشق در اولین نگاه باور داشته باشید .


۸ هیچ وقت به رؤیاهای کسی نخندید. مردمی که رؤیا ندارند هیچ چیز ندارند.


۹ عمیقاً و با احساس عشق بورزید. ممکن است آسیب ببینید ولی این تنها راهی است که به طور کامل زندگی می کنید .


۱۰ در اختلافات منصفانه بجنگید و از کسی هم نام نبرید .


Tony-Robbins


 
فرار از استرس
ساعت ٦:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱/۱۸  کلمات کلیدی: روانشناسی ، استرس
 

esteres.JPG

منبع: +

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED


 
قهرمانانه زندگی کنید
ساعت ٦:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱/۱۸  کلمات کلیدی: روانشناسی ، موفقیت ، احساس ، مهارت

قهرمانانه زندگی کنید

هر روز که از خواب بیدار می‌شید به خودتون بگید که یه قهرمان هستید. وقتی تصمیم می‌گیرید رو پای خودتون بایستید، زندگی روزمره خودش تبدیل به یه چالش بزرگ می‌شه. هر روز مشکلاتی رو باید حل کنید و پشت سر بذارید و باز فردا با مسائل خودش از راه می‌رسه.


 
ألا بذکر الله تطمئن القلوب
ساعت ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱/۱  کلمات کلیدی: روانشناسی ، استرس ، ذکر ، بدن
الله واقعا آرامبخش است تا آخر بخونید جالبه... یک پژوهشگر هلندی غیرمسلمان چندی پیش تحقیقی در دانشگاه آمستردام انجام داده و به این نتیجه رسیده بود که ذکر کلمه جلاله «الله» و تکرار آن و نیز صدای این لفظ، موجب آرامش روحی می‌شود و استرس و نگرانی را از بدن انسان دور می‌کند.

 
لایک فیسبوک شخصیت شما را لو می‌دهد!
ساعت ۱٢:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱/۱  کلمات کلیدی: فیس بوک ، شبکه های اجتماعی ، شخصیت ، روانشناسی

 نتایج یک مطالعه نشان می‌دهد که لایک‌های کاربران در شبکه اجتماعی فیس بوک می‌تواند جزئیات بیشتری از شخصیت آن‌ها را نشان دهد.

محققان بیش از 58 هزار کاربر شبکه اجتماعی فیسبوک که برای حضور در این بررسی داوطلبانه اعلام آمادگی کرده بودند را مورد بررسی قرار دادند و متوجه شدند که لایک‌های افراد می‌تواند اطلاعات زیادی همچون عقاید سیاسی، تمایلات جنسی و نوع شخصیت را برملا سازد.
این مطالعه توسط یک اپلیکیشن فیسبوکی با نام "My Personality" انجام شده است و کاربران با رفتن به این اپلیکیشن اجازه دسترسی به لیست لایک‌های خود را به محققان داده‌اند. در همین حال محققان به نتایج تست شخصیت آنلاین این افراد نیز دسترسی داشتند.
محققان تلاش کردند تا ببیند آیا این لایک‌ها که در اغلب موارد همگان می‌توانند آنها را ببیند می‌توانند جزئیات بیشتری از شخصیت فرد را نشان دهند یا خیر.
به گزارش سایت مجله تایم‌ بر اساس نتایج به دست آمده محققان به این نتیجه رسیدند که لایک‌های افراد در صفحات مختلف فیسبوکی می‌تواند نشانگر عقاید سیاسی، تمایلات جنسی، ریشه قومی، مذهب و ویژگی‌های شخصیتی افراد و حتی سظح ضریب هوشی آنها باشد.
این بررسی‌ها توسط محققان دانشگاه کمبریج و با استفاده از الگوریتم‌های خاصی انجام شده است و نکته جالب اینکه آنها از این طریق با دقت 95 درصد می‌توانستند پیش‌بینی کنند که کاربر یک سفید پوست یا سیاه پوست آمریکایی است.
در همین حال از این طریق محققان توانستدن با دقت 85 درصد پیش‌بینی کننده که فرد یک دموکرات است یا یک جمهوری‌خواه.
مایکل کسینیسکی، مدیر این پروژه تحقیقاتی در مرکز روانشناسی دانشگاه کمبریج در این خصوص گفت: مهم‌ترین یافته ما این بود که متوجه شدیم می‌توان با بررسی رفتارهای آنلاین یک کاربر از جمله لایک‌های او می‌توان به ویژگی‌های شخصیتی او پی برد.
شبکه خبری بی‌بی‌سی نیز در گزارشی در این خصوص نوشت: نتایج این تحقیق در مجله علمی پی‌ان‌ای‌اس، منتشر شده و محققان در آن نوشته‌اند که به طور خارق العاده‌ای آنها توانسته‌اند به دقت این اطلاعات را درباره طرف پیدا کنند.
فعالانی که در زمینه حریم خصوصی شهروندان فعال هستند، می‌گویند که این تحقیق زنگ خطرها را به صدا در آورده است.
از سوی دیگر محققان می‌گویند که از روی لینک‌هایی که کلیک شده‌اند نمی‌توان متوجه شد که افراد چه خصوصیاتی دارند. مثلا کمتر از پنج درصد از همجنسگرایان لینک‌های مربوط به ازدواج همجنسگرایان را کلیک کرده‌اند. در عوض، محققان از روی صفحاتی که افراد لایک کرده‌اند و در صفحه مربوط به مشخصات آنها هست می‌توانند بفهمند که فرد مورد نظر چه ویژگی‌هایی دارد. مثلا چه نوعی از موسیقی را دوست دارد و چه فیلمی را می‌پسندد.
دیوید استیل‌ول، نویسنده این تحقیق می‌گوید کسانی که سیب زمینی سرخ کرده فنری دوست دارند، باهوشتر هستند و آنها که فیلم شوالیه سیاه (از مجموعه 'بت من') فیلم مورد علاقه اشان هست، دوستان کمتری دارند.


آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED


 
چرا رشد شخصیتی مهم است
ساعت ٢:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٢٦  کلمات کلیدی: شخصیت ، روانشناسی ، موفقیت ، هوش

شخصیت افراد با خصوصیات، رفتارها، افکار و احساسات آنها تعریف می‌شود. این جنبه‌ها از کودکی شروع به شکل گرفتن می‌کند و با بزرگ شدن فرد و بالغ شدن او تقویت می‌شوند و قالب می‌گیرد.

مسئله مهمی که باید به خاطر داشته باشید این است که شخصیت شما، صرفنظر از چیزی که الان هست، قابلیت تغییر و رشد دارد. اهمیت درک این مسئله این است که از همین امروز هم می‌توانید برای تغییر شخصیتتان اقدام کنید و این یعنی اگر تصور می‌کنید جنبه‌ای از شخصیتتان نیاز به رشد یا تقویت شدن دارد، می‌توانید برای آن تلاش کنید.

اما چرا رشد و تقویت شخصیت اهمیت دارد؟ نکات زیر شما را در درک این مسئله یاری می‌کند:

شخصیتتان به شما کمک می‌کند روابط خصوصی محکمی بسازید

تا بحال به این فکر کرده‌اید که چرا بعضی افراد دوستان زیادی دارند و بعضی دیگر هیچ دوستی ندارند؟ یا اینکه چطور بعضی‌ها می‌توانند خیلی راحت در جمع‌های اجتماعی شرکت کرده و خود را با آن وفق دهند اما بعضی دیگر این توانایی را ندارند؟ علت آن نوع شخصیت این دو گروه افراد است. بعضی شخصیت‌هایی بسیار دوست‌داشتنی دارند و بعضی شخصیتی سخت‌تر دارند که باعث می‌شود دیگران از آنها دوری کنند. اگر در یک مهمانی به آدم‌ها بیشتر دقت کنید، خواهید دید که کسانیکه همیشه لبخند می‌زنند و برای وارد صحبت شدن با دیگران قدم برمی‌دارند، مایه سرزندگی مهمانی‌ها هستند و آنهایی که ترجیح می‌دهند گوشه‌ای بنشینند، همیشه تنها هستند.

در زندگی خانوادگی، اینکه چطور با همسرتان، والدینتان یا فرزندانتان برخورد می‌کنید هم به نوع شخصیت شما بستگی دارد. بااینکه عشق به خانواده هیچ شرط و شروطی ندارد اما زمان‌هایی هست که مشکلاتی ایجاد می‌شود و نحوه برخورد شما با هرکدام از آنها بر روابط شما با خانواده تاثیر می‌گذارد.

اگر وقتی در جمعی هستید برای حرف زدن خجالت بکشید، این یعنی اعتمادبه‌نفس ندارید. اگر روابطتان با خانواده خیلی خوب پیش نرود، یعنی قادر به گفتگوی درست و اعتماد کردن نیستید. همه اینها اگر برای تقویت و بهبود شخصیتتان تلاش کنید، تغییر خواهند کرد.

شخصیت شما تعیین‌کننده موفقیت کاری شماست

بروز مشکلات در محل‌کار مسئله‌ای طبیعی است، از چیزهای ساده‌ای مثل ماندن در ترافیک گرفته تا مشکلاتی استرس‌زا مثل سر رسیدن ضرب‌العجل‌های پروژه‌های مختلف و همچنین حفظ روابط خوب با مدیران و همکاران. بااینکه اکثریت ما ظرفیت ذهنی برای کنار آمدن با مسئولیت‌هایی که به ما محول می‌شود را داریم اما در هوش احساسی لازم که به همان میزان اهمیت دارد، با کمبود مواجه هستیم.

همانطور که احتمالاً می‌دانید، هوش احساسی با شخصیت کاملاً مرتبط است. به همین دلیل است که رشد شخصیت نقش بسیار مهمی در توانایی فرد برای موفقیت در زمینه کاری خود دارد. اگر زود خسته شوید و توانایی برخورد با استرس‌هایی که در پیشامدهایی کاری برایتان اتفاق می‌افتد را نداشته باشید، خیلی راحت در شرایط سخت دلسرد خواهید شد.

ازآنجا که شخصیت شما نحوه برخوردتان با دیگران را تعیین می‌کند، اینکه بدانید چطور باید گفتگو و ارتباطی موثر داشته باشید، یا حتی چطور خوب و مناسب لباس بپوشید، به بالا رفتن شما از نردبان موفقیت کمک شایانی خواهد کرد.

رشد شخصیت به پیشرفت شما در زندگی کمک می‌کند

در روند رشد، از کودکی تا بزرگسالی، غفلت از توانایی‌هایتان، پیشرفتتان را به تاخیر می‌اندازد و درنتیجه دیگر قادر به استفاده تمام و کمال از ویژگی‌های خاص خودمان نخواهیم بود.

خوشبختانه با رشد دادن شخصیت، می‌توان کاری برای رفع این مشکل کرد. هرچقدر هم که فکر کنید آدم عادی هستید، می‌توانید خصوصیات و رفتارهای خود را اصلاح کرده و بدرخشید. همیشه می‌توانیم شخصیتمان را به چیزی تبدیل کنیم که در همه عرصه‌های زندگی موفق شویم.

اینها تنها چند دلیل برای اهمیت رشد و بهبود شخصیت بود. به طور خلاصه، رشد دادن شخصیت به رفع مشکلاتی که در خانه و محل‌کار داریم تا حد زیادی کمک می‌کند و موجب می‌شود در تلاش برای رسیدن به موفقیت، بهتر عمل کنیم.

هیچوقت برای تغییر کردن دیر نیست. سنتان هر چقدر که باشد، در هر سطحی از کارتان هم که باشید، هنوز هم می‌توانید عملکردی بهتر و شخصیتی مطلوب‌تر داشته باشید.

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED


 
درمان قطعی و تضمینی بیماری راضی کردن دیگران
ساعت ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٢٤  کلمات کلیدی: روانشناسی ، ارتباط ، استرس ، شادی

نمی شود همیشه همه از شما راضی باشند. بالاخره یک روزی، یک جایی، یک نفری پیدا می شود که همینطور بی دلیل، عشقش می کشد که حتی نوع حرف زدن شما هم روی مخش باشد و راهی ندارد که بتوانید راضی اش کنید. نوع نارضایتی اش منطقی نیست که شما بخواهید منطقی حلش کنید. پس همان بهتر که برخلاف همیشه بنشینید و صورت مساله را پاک کنید و دائم به دنبال تایید این و آن نباشید.


 
بدون شرح
ساعت ۳:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٢۳  کلمات کلیدی: سبک زندگی ، مهارت ، روانشناسی

Inline image 1آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED


 
بهترین دوست کیست؟
ساعت ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٢۱  کلمات کلیدی: حکایت های آموزنده ، روانشناسی ، مذهبی
 از مرحوم فلسفی بشنوید

تاثیر دوست خوب و بد در زندگی امری اجتناب ناپذیر است.

چه بسا به فرموده امیر مؤمنان، حضرت علی (ع)،« همنشین خوب نعمت و همنشین بد، بلا و مصیبت است.»

مرحوم استاد محمدتقی فلسفی با بیانی موجز و شیرین، یکی از صفات دوست خوب را که منجر به شناخت او می شود، بیان کرده است.

سخنان این عالم ربانی در این باره را بشنوید.
منبع

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED


 
شخصیت شناسی از روی اثر انگشت!
ساعت ۳:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٢۱  کلمات کلیدی: اثر انگشت ، روانشناسی ، شخصیت

اگر با دقت به سرانگشتان خود نگاه کنید خطوطی مواج و تو درتو را در تک‌تک آنها می‌بینید. خطوطی که به اعتقاد بسیاری از مردم می‌تواند آینه‌ای از رفتار و خلق‌وخوهای فردی باشد. سال‌هاست که چینی‌ها با مطالعه و بررسی خطوط کف دست و سرانگشتان کودکانشان، استعدادها و روحیات فرزندانشان را شناسایی و متناسب با آن از روش‌ها و شیوه‌های مناسب برائ تربیت و آموزش آنها استفاده می‌کنند.

آنها گاهی پا را از این موضوع فراتر می‌گذارند و برائ انتخاب بهترین و مناسب‌ترین همسر و حتی کارمند پیش از بررسی سوابق کاری و رزومه اشخاص به مطالعه اثر انگشت‌ آنها می‌پردازند. آنها برائ این کار نیاز به اثر ۵ انگشت دست چپ دارند.   بر اساس این باور اثر انگشت در اشخاص به صورت خطوط دایره‌ای  شکل (O) و خطوط مواج (W) دیده می‌شود و وجود هر یک از این خطوط در انگشتان مختلف مانند انگشت شست یا سبابه نشان دهنده یک ویژگی یا خلق‌وخوی اخلاقی است. برائ تجربه این باور تنها به  یک برگ کاغذ سفید و یک استامپ نیاز دارید.  به ۵  انگشت خودتان نگاه کنیدو  بعد خودتان را بهتر بشناسید.


 
اعتماد به نفس بیش از حد را با پاسخ به این سوالات کشف کنید
ساعت ٧:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٢٠  کلمات کلیدی: کتاب ، هوش هیجانی ، روانشناسی ، مدیریت

کتابهوش هیجانی عمدتاً همان چیزی است که مردم را در مقام‌های مدیریتی و در تمام عرصه‌های زندگی موفق می‌سازد و این کتاب راهنمایی موجز و کاربردی برای مدیران.

راهنمای جیبی مدیران برای «هوش هیجانی (هوش عاطفی) از مدیریت تا رهبری» نوشته امیلی استرت با ترجمه مونا فتحعلی خانی و هومن اهرامی سومین عنوان از مجموعه 30 جلدی راهنمای جیبی مدیران است که سازمان مدیریت صنعتی، منتشر و روانه بازار نشر کرده است. هوش هیجانی به هوشی اطلاق می شود که تمام افراد موفق از آن در کار خود استفاده می‌کنند، مهارتی که در دسته‌ مهارت‌های استدلالی یا دانش‌های کتابی قرار نمی‌گیرد. هوش هیجانی عمدتاً همان چیزی است که مردم را در مقام‌های مدیریتی و در تمام عرصه‌های زندگی موفق می‌سازد. این کتاب برای آشنایی مدیران با مفهوم هوش هیجانی نوشته شده؛ مدیرانی که جوان هستند یا جاافتاده، باتجربه هستند یا تازه‌کار، ناظر هستند یا مدیر کل. 
 


 
 
ساعت ٦:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱٩  کلمات کلیدی: روانشناسی ، مذهبی ، موفقیت

کی از اشکالات اخلاقی، تجسس در زندگی می باشد که از لطافت و آرامش زندگی می کاهد و با آموزه های دینی ما نیز در تضاد می باشد. 

شاید بتوان گفت تشکیک در زندگی آغازی بر این رذیله باشد و باعث ایجاد چنین تجسس هایی شود که عموما عاقبت خوبی نه برای خود شخص خواهد داشت و نه برای طرف مقابل.
در یکی از برنامه های تلویزیونی دکتر میر باقری کارشناس امور دینی این امر را مورد بررسی  قرار داد و گفت چنین شک هایی معمولا غنی نیست. قرآن هم می فرماید اجتنبوا کثیرا من الظن یعنی به ذهن خود اعتماد نکنید. این شکها اولا جایز نیست. دوم اینکه اگر کشف شد فتنه انگیزی ایجاد می شود و زیبایی زندگی را از بین می برد.
اما درباره پدر و اولیا فرق می کند. پدر ولایت دارد و باید مراقب باشد. اگر در یک سنینی هست که نیاز به مراقبت هست مشکلی نیست و باید خیر خواهی کند.اگر به سن استقلال رسید نباید در آن تجسس کرد.
ایشان در پاسخ به سوال مخاطبی که برای جبران تجسس های گذشته سوال کرده بود گفت:
اگر صدمه ای به کسی نزده اند باید استغفار کنند. اما اگر اقدامی کردند  که اشکالاتی را  ایجاد کرده است دو حالت دارد. اگر می تواند مشکل را حل کند باید این کار را انجام دهد. اما اگر نمی تواند،  استغفار کند و از این به بعد اگر ضرری زده جبران نماید.
دکتر میر باقری برای تمرین از بین بردن این مشکل اخلاقی این راهکار را توصیه نمود:
  • راه حل آن، مثل تمرین برای مقابله با نفس است که که باید جلوی آن را گرفت و  بر آن به تدریج غلبه نمود.
  • راه دیگر تفکر است که به عوارض آن و بی فایدگی و مضرات آن بیاندیشیم تا حس قلبی ما هم این شود. 
در کتب اخلاقی نوشته شده است که اگر مثلا حسد پیدا شد به این فکر کند که خدا به او یک چیز داده و به من چیز دیگر و به مرور  حسد از بین می رود. در این موضوع هم همین طور است. باید به این  فکر کند که اگر من تجسس کنم، چه چیزی به من می رسد و با این طرز تفکر به مرور زمان این حس از ملکات ذهن او پاکخواهد شد.
منبع:فرهنگ نیوز

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED


 
7علت تعجب‌ آور افسردگی
ساعت ٦:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱٩  کلمات کلیدی: روانشناسی

افسردگی محرک‌های زیادی دارد: ضربه‌روحی، مشکلات مالی، سوگ از دست دادن عزیزان و بیماری نمونه‌هایی از این عوامل هستند. اگر افسرده هستید و هیچ کدام از اینها در مورد شما صدق نمی‌کند، تعیین دلیل خاص برای افسردگی کمی دشوار است.
پایگاه اطلاع رسانی پیشگیری نوین، درواقع، ممکن است افسردگی تان دلیل خاص و مشخصی نداشته باشد. در زیر به برخی از علت‌های تعجب‌آور افسردگی اشاره می‌کنیم.


 
پشت پرده ای از ریا
ساعت ۱:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱٩  کلمات کلیدی: روانشناسی ، مذهبی

  


در روزگار جدید، مرز میان خیلی از چیزها از بین رفته است. دیگر نه راست معلوم است نه دروغ. نه دوستی مشخص است نه دشمنی. خیلی وقت است که دیگر دروغ، با از دست دادن قبحش بر تارک روابط اجتماعی یکه تازی می کند و درست زمانی که فکر می کنی واقعا به کسی اعتماد داری، انچنان رو دستی از او می خوری که طعم تلخش تا مدت ها در کامت باقی می ماند.

 


 ریاانگار زمان ما و کسانی مانند ما که هنوز خوش خیالانه همه حرف ها را با پیش فرض راست بودن می شنوند، دیگر گذشته است. نمی دانم شاید ما چند دهه دیر به دنیا آمده ایم. چند روز پیش بود که با پدرم درباره مردمی که بدون دلیل و نفع دروغ می گویند صحبت می کردم. از او پرسیدم چرا باید درباره مسائلی که هیچ سودی هم برایشان ندارد دروغ می گویند؟ پدرم در جواب گفت: چه دلیل دارد راست بگوید؟این جمله اش انگار پاسخی بود برای همه سوال های من، انگار دیگر این راست گفتن است که دلیلی ندارد.


 
به کودکان درس زندگی بیاموزید
ساعت ۱:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱٧  کلمات کلیدی: روانشناسی ، کودکان ، سبک زندگی ، مهارت

پیروی از ده قانون ساده به شما امکان می دهد رفتارهای خوب را در کودک خود تقویت کنید و این رفتار را در آنها به صورت عادت در آورید .. به کودکان درس زندگی بیاموزید


 
فقط همین
ساعت ۱۱:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱٧  کلمات کلیدی: روانشناسی ، موفقیت ، شادی

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED


 
قورباغه زشت تر را اول بخور
ساعت ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱٦  کلمات کلیدی: روانشناسی ، موفقیت
ما   به  ویژه  ایرانی  ها باید  عادت  کنیم  که  قورباغه های  هر روزمان   صحیح  وسالم  در اولین  ساعات  روز  قورت  بدهیم  !  و در این  میان برایان تریسی  پیشنهاد می کند  که  ابتدا  قورباغه  زشت  تر وبد منظر تر را  زودتر ببلعیم  !

برایان  تریسی  می گوید  زمانی که  به لیست کارهایتان  در روز نگاه می کنید   قورباغه های زشت  ومتعددی  را می بینید که  رویهم  تلنبار شده  است  . اگر سراغ این قورباغه ها  نروید  و انان را قورت  ندهید  مخل  تمامی عرصه  های  زندگیتان می شوند  وشما را  از پای  در می اورند  . یعنی شما را منفعل  تنبل  و بی  اراده  کرده  و مانع  از موفقیت تان  در زندگی می شوند  .

مسلما  ادم های موفق  در دنیا   بهیچ وجه  ادم  های  تنبلی  نبوده اند  و  تنبلی  کاملا  متضاد  موفقیت است  !

بررسی  های  مدیریتی  حاکی  از انست  که  شروع به کار نکردن  از مهمترین  و اساسی  ترین  معضلات سازمانهای  امروزی  به  ویژه  در جامعه  ماست  که  این  گفته  برایان تریسی است  .

افراد  معمولا  براین باورند که  فعالیت  کردن  ونتیجه  گرفتن  یکی  است  -  به  استناد گفته برایان تریسی  - بنابراین  مدام  صحبت  می  کنند   جلسه می گذارند   طرح می دهند   اما در اخر نه کاری انجام شده  و نه  نتیجه ای حاصل  شده است  .

اگر قرار است  شما قورباغه  زنده ای  را بخورید  نشستن  ونگاه کردن به ان فایده ای  ندارد باید دست  به  کار شوید  و ان را بخورید  !

دراین  میان  خوردن  قورباغه زشت  تر بسیار مهم تر است  یعنی  کار اصلی  تر وبنیادی  تر  را  باید  زودتر انجام  داد  و بعد  به  سراغ دیگر  کارها  رفت 

یک  متفکر به  نام  ناپلئون هیل  می گوید  : تنها یک وضعیت  برای  رسیدن به  هدف  وجود دارد و انهم  هدفی  مشخص است  . به  بیان دیگر  اینکه بدانیم  چه می خواهیم  و این  خواسته  باید با میلی  شدید  برای رسیدن به  ان  هدف  باشد  .

همانطور  برایان تریسی  پیشنهاد می کند  که  برای خوردن بهتر قورباغه بهتراست  که   اول  هدف  مشخص  باشد  و  این  هدف  روی  کاغذ  نوشته  شود  ...

نصحیت  دوم  تریسی  !

قورباغه  زشت تر را  اول  بخور

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED


 
شخصیت شناسی شما از روی رنگ لاک ناخن!
ساعت ٩:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱٤  کلمات کلیدی: روانشناسی ، زبان بدن ، رنگ ، انرژی

شما معمولا به چه رنگ لاکی جذب می شوید؟

کارشناس رنگ کمپانی فانتون نظر خود را درباره اینکه چطور رنگ مانیکور خصوصیت شخصیتی فرد ( زبان بدن ) را نشان می دهد بحث کرده است:

لاک قرمز= در حسرت گذشته هستید

از گذشته های دور نیز قرمز حرف آخر فریبندگی و جذابیت را زده است . از نظر کارشناس رنگ و مدیرعامل موسسه رنگ فانتون به نام لیتریاس ایسمن:" فریبنده ترین رنگ، قرمز است، ما در دوره ای هستیم که رنگ های دیگر لاک نیز وجود دارد و همه می خواهند رنگ های دیگر را نیز امتحان کنند ، ولی بازگشت به رنگ قرمز نوعی دلتنگی گذشته را تداعی می کند "به بیان دیگر شخصی که این رنگ را انتخاب کرده ، کسی است که رنگ های دیگر را قبلا امتحان کرده و می داند با چه رنگی جذابتر می شود."

 


 
چند مرحله جهت تغییر شخصیتتان
ساعت ۳:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱۳  کلمات کلیدی: روانشناسی ، شخصیت

می خواهید شخصیتتان را عوض کنید؟ فکر می کنید شخصیت کنونی یتان شما را اذیت می کند، خسته کننده است، یا ...؟ ما به شما می گوییم که چطور می توانید شخصیتتان را به طور کلی عوض کنید و شخصیت تازه ای برای خود بسازید.


 
راهکار مقابله با استرس
ساعت ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱۳  کلمات کلیدی: استرس ، روانشناسی ، طب سنتی

هنگامی که مضطرب هستید و ضربان قلبتان بالا می رود برای کاهش این علایم می توانید از چند راهکار ساده استفاده کنید.

این راهکارها عبارت است از:

*دمنوش بابونه مصرف کنید. قهوه یا هر نوشیدنی حاوی کافئین ضربان قلب را بالا می برد.

*یک دانه هل را بجوید؛ این کار ناراحتی های متعدد جسمی و روحی را برطرف می کند. علاوه بر آن خوش بو کننده دهان نیز است.

*دمنوش رُزهیپ بنوشید، کمی گلاب به صورت خود بپاشید یا نوشیدنی حاوی گلاب میل کنید.

*به مدت ۵دقیقه، نفس عمیق بکشید. این راهکار یکی از بهترین و موثرترین روش های آرام بخشی است.

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED


 
هوش‌ها و آدم‌ها
ساعت ۱۱:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱۳  کلمات کلیدی: هوش ، هوش هیجانی ، روانشناسی ، منابع انسانی
چه کسانی با‌هوشند؟ آنها که در شغل‌شان موفق هستند؟ آنها که محقق و دانشمند و نابغه‌اند؟ نظریه‌های جدید روان‌شناسی می‌گوید همه اینها به علاوه خیلی‌های دیگر! آنها می‌گویند ورزشکارها، هنرمندها، تراشکارها و هر شغل دیگری که به ذهن‌تان می‌رسد آدم‌های باهوشی هستند.

تست‌های سنتی روان‌شناسی که بهره هوشی ‌ (IQ)  را می‌سنجند فقط توانایی‌های منطقی ـ ریاضی، زبان‌شناختی و تا حدی عملی ما را می‌سنجند.در صورتی که بسیاری از توانایی‌های دیگر در آدمیزاد وجود دارد که به معنای واقعی نشان‌دهنده هوش (ویکیپدیا) است. یعنی می‌توانند برای سازگار‌شدن با موقعیت‌های جدید به کار ما بیایند اما کاملا فراموش شده‌اند.

بر همین اساس نظریه‌پرداز جدیدی به نام گاردنر می‌گوید هوش‌های متنوع‌تری در آدمیزاد وجود دارد. او هفت نوع هوش در آدمیزاد شناسایی کرده است: ‌زبان‌شناختی، تصویری، موسیقایی، بدنی، منطقی، میان‌فردی و درون‌فردی.گاردنر می‌گوید اگر ما بتوانیم رشته تحصیلی و شغل‌مان را بر اساس نوع هوش‌مان انتخاب کنیم، رضایت بیشتری از زندگی‌مان خواهیم داشت.

در این مطلب می‌خواهیم بگوییم که چطور می‌شود نوع هوش‌مان را تشخیص دهیم و بر اساس آن، چه رشته‌های تحصیلی و شغلی را انتخاب کنیم.

هوش چیست؟

هوش همان استعداد است؟ قوۀ ابتکار است؟ دانایى است؟ قدرت یادگیرى است؟ حافظۀ‌ قوى براى از بر کردن شمارۀ تلفن و شعر است؟ توانایىِ برآمدن از پس مشکلات است؟


 
خلاصه کتاب چگونه دیگران را روان‌شناسی کنیم
ساعت ٢:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱۳  کلمات کلیدی: روانشناسی ، تحلیل رفتار متقابل ، آموزش ، مجله، کتاب، خبرنامه

روان‌شناسی چیست؟

روان‌شناسی، دانش مربوط به روح و جان است. به زبانی ساده می‌توان گفت که روان‌شناسی، بررسی و مطالعه پدیده‌های ذهنی از هر گونه را در بر می‌گیرد و دانسته‌های خودآگاه و ناخودآگاه ذهن را مورد پژوهش قرار می‌دهد. یکی از اساتید روان‌شناسی فرانسه در اینباره اظهار داشته است:
« روانشناسی پدیده‌ای است همگانی که بطور مطلق به هر موضوعی دست می‌یازد و در هر موردی می‌توان نشانه‌هایی از آن را بازیافت». روانشناسی تمام رفتارهای درونی و بیرونی انسان را مدنظر قرار می‌دهد و انگیزه‌های درونی و بیرونی این رفتارها را بررسی می‌کند.


 
تاثیر شبکه‌های اجتماعی بر مغز انسان
ساعت ۳:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱٢  کلمات کلیدی: اینفوگرافی ، شبکه های اجتماعی ، روانشناسی

پس از براه افتادن شبکه‌ها اجتماعی در فضای سایبر و مشغول شدن انسان‌ها به ظواهر دل‌فریب و نیز سرگرم کننده آن، بسیاری از رفتارشناسان و روانشناسان به این فکر افتادند تا به مطالعه تاثیر این شبکه‌ها بر روی سیستم عصبی و رفتاری انسان بپردازند.

 شاید تا حدود بیست سال پیش هیچ‌کس فکر نمی‌کرد که پدیده‌ای به نام شبکه‌های اجتماعی در دنیای تکنولوژی و در فضای وب براه خواهد افتاد. هیچ روانشانسی نیز حتی نمی‌‌توانست اثرات این کشف را بر سیستم عصبی و روح و روان فرد تصور کند. اما پس از براه افتادن این شبکه‌ها در فضای سایبر و مشغول کردن انسان‌ها به ظواهر دل‌فریب و نیز سرگرم کننده خود، بسیاری از رفتارشناسان و روانشناسان به این فکر افتادند تا به مطالعه تاثیر این شبکه‌ها بر روی سیستم عصبی و رفتاری انسان بپردازند.

اینفوگرافیک زیر نتیجه تحقیقات انجام شده بوسیله موسسه تحقیقاتی "Online College Courses" در زمینه تاثیر شبکه‌های اجتماعی بر روی مغز انسان می‌باشد.

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED


 
رنگ سال ۲۰۱۳ چیست؟
ساعت ٤:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۸  کلمات کلیدی: زبان بدن ، روانشناسی ، رنگ ، مد

با شروع سال جدید میلادی پای رنگ های جدیدی به دنیای مد باز شده است. فکر می کنید امسال چه رنگی است؟ رنگ سال ۲۰۱۳ چیست؟

۲ رنگ هستند که ناخودآگاه آدم را یاد ثروت و شادکامی می اندازند (اشتباه نکنید، گزارشی که می خوانید مقاله موفقیت نیست!) اولی آبی لاجوردی است و دومی سبز زمردی اما از بین این ۲ رنگ، رنگ امسال کدام است؟ با انتخاب این رنگ چه مفاهیمی را وارد زندگی تان می کنید؟ چه رنگ های دیگری برای امسال مد شده است؟ جواب این سؤال ها پیش روی شماست.


 
نقش عوامل روانی در هجوم مردم به بازار
ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۸  کلمات کلیدی: بازاریابی ، روانشناسی ، مدیریت ، فرهنگ

 این روزها سر هر کلافی به جامعه و تغییرات اجتماعی ختم می‌شود، حتی صف کشیدن شهروندان برای خرید کالاهایی که خبر گران شدن آنها دهان به دهان می‌چرخد، از برنج گرفته تا مرغ. این روزها هم که نقل هر مجلسی سخن پسته و آجیل عید است. جامعه شناسان می‌گویند اینکه مردم برای خریدن کالاهایی که گران شده‌اند، صف می‌کشند؛ ریشه در پدیده‌ها و تغییرات اجتماعی دارد.
با اینکه بسیاری معتقدند که گرانی‌ها باید مانع از خرید شود اما به نظر می‌رسد این بار دودوتا چهارتا جواب نمی‌دهد، چون ایرانی‌ها با نوسانات قیمت نه تنها از خرید منصرف نشده‌اند بلکه برای انبار کردن اجناس در کابینت‌های خانه‌هایشان درون صف ایستاده‌اند.برگزاری مراسم در هر مناسبتی آن هم به‌طور تمام و کمال گواهی بر این ادعاست.
دکتر یحیی بابایی متخصص قشربندی اجتماعی، «فردگرایی» را متهم ردیف اول در این واکنش اجتماعی می‌داند. واکنشی که به گفته دکتر سعید معیدفر، جامعه شناس دلیلش کاهش «اعتماد اجتماعی» در جامعه است.

مرگ «ما» و جایگزینی «من»


 
آموزش فکر کردن
ساعت ۱٠:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٧  کلمات کلیدی: تفکر سیستمی ، دانش ، هوش ، روانشناسی

آموزش فکر کردن در روز تفکر

آدمای موفق هیچ فرقی با دیگران ندارن، جز اینکه مدل و طرز فکر کردن‌شون با دیگران فرق داره. فکر کردن یا بهتر بگیم “درست فکر کردن” مثل هر کاری راه و روش و اصولی داره. این اصول رو می‌شه تمرین کرد و یاد گرفت و تبدیل به آدم متفکری شد. لازم نیست حتما نتیجه فکر کردن ما اختراع و اکتشاف بزرگی باشه. عادت به فکر کردن همه زندگی ما رو تغییر می‌ده.

یه قانون مهم برای فکر کرد کاربردی، قانون ۲۰ هشتاده. یعنی یاد بگیریم ۸۰ درصد انرژی‌مون رو روی ۲۰ درصد از مهم‌ترین کارامون متمرکز کنیم.

خودتون رو در معرض ایده‌ها و طرز فکرهای مختلف قرار بدید و به ایده‌های دیگران فکر کنید.

هر ایده‌ای به ذهن‌تون رسید، به راه‌های اجراش فکر کنید. تاخیر تو فکر کردن ممکنه اون ایده رو برای همیشه از بین ببره.

با دیگران درباره چیزایی که بهش فکر می‌کنید حرف بزنید. حرف زدن و شریک شدن با دیگران تفکر شما رو تقویت می‌کنه.

برای حل یه مساله، اول موضوع رو خرد کنید، بعد از خودتون بپرسید که اصلا برای چی باید این مساله رو حل کنید. اگه دلایل‌تون قانع‌کننده بود منابع و امکاناتی که دارید رو بررسی کنید. افراد و منابع مناسب رو جای مناسب خودش بذارید. می‌بینید که مساله خیلی هم پیچیده و بزرگ نبوده! این از کاربردهای درست فکر کردنه و مهم نیست که مساله شما خرید یه گوشی باشه یا تصمیم درباره مهاجرت و یا راه‌اندازی کسب و کار تازه.

از آدم‌ها و راه‌های جدید نترسید. با ایده‌های و سبک‌های تازه مواجه شید و درباره‌شون فکر کنید.

کتاب بخونید، موسیقی گوش بدید، بنویسید و تن به هر کاری بدید تا مانع کار مغزتون نشید. بذارید فکرتون پرواز کنه و درباره همه این‌ها کند و کاو کنه. فکر کنید، به غذایی که می‌خورید، به کاری که می‌کنید و … بذارید فکر کردن مشغله همیشگی مغزتون باشه.

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED


 
بهداشت و تقویت چشم
ساعت ۸:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٥  کلمات کلیدی: بهداشت ، روانشناسی ، طب سنتی

نگاه مانیه تیزم ور

حس بینایی که وسیله‌ی آن چشم‌هاست مهم‌ترین و کامل‌ترین حواس بدن انسان و حیوانات دیگر محسوب بوده از لحاظ بسیاری از معلومات ذهنی و دانش‌های بشری ادراکی‌ترین و از لحاظ صنایع مستظرفه و دیگر هنرهای زیبا چون نقاشی و غیره صنعتی‌ترین حواس است، بخصوص اهمیت آن از لحاظ اجتماعی در موقع نوشتن چیزی معلوم می‌گردد که وسیله تفهیم و تفهم می‌باشد.

به طور کلی حسن بینایی، قادر است کار حواس دیگر چون حس بساوایی را انجام دهد. در صورت پرورش دادن آن، استفاده‌های بزرگی می‌توان از این عضو برد، نخستین اصلی که در پرورش چشم و تمرینات آن از لحاظ نیروی مغناطیس باید مراعات شود عبارت از بهداشت صحیح آن است یعنی

  • ابتدا چشم را باید پاکیزه نگاه داشته با آب سرد مرتباً شستشو داد
  • هم‌چنین از تحریکات شدید چون تابش نور قوی و کار کردن در نور کم و ضعیف جلوگیری نمود
  • دیگر فاصله بین چشم‌ها و چیزی که روی آن کار می‌کنیم در حدود ۳۰ سانت باید باشد تا سبب امراضی مختلف چشم چون نزدیک بینی و غیره نگردد.
  • هیچ وقت نباید، با دست‌های آلوده چشم را مالش یا فشار داد

این عضو حساس احتیاج زیادی به بهداشت داشته از کوچک‌ترین چیزی متأثر شده و ممکن است سلامتی خود را از دست بدهد، این حساسیت به اندازه‌ای است که تمام اختلالات و بیماری‌های درونی و موضعی، امور روحی و احساساتی، امراض ارثی از بدو کودکی در آن منعکس گشته آثاری از خود باقی می‌گذارند،با مطالعه در علایم آن می‌توان به حقایقی پی برد که معتقدین آن را از اسرار خلقت می‌دانند و این دانش به نام ایریسکوپی یعنی دانش شناسایی عنبیه معروف گردیده.

مقاومت بدن انسان و استعدادهای مختلف اعضاء در برابر کار و سختی‌ها و شداید با علائم مخصوصی در عنبیه چشم‌ها انعکاس دارد، به طوری که می‌توان به وسیله مطالعه دقیق در آن، طول عمر  و آینده صاحبش را تشخیص داده و پیشگویی نمود.

چشم بالاخره آثار بسیاری دارد از زمان‌های قدیم بشر به نیروی آن پی برده در موقع معین بخصوص در تداوی روحی و معالجات بیماری‌های روانی از آن استفاده کرده است.

منظور از تقویت چشم‌ها عبارت از مژه نزدن و عادت به نگاه تیز مغناطیسی است، که از نظری خیلی سهل و آسان می‌باشد، عامل باید طوری عادت نماید، در موقع بیداری مژه بر هم نگذارد، با توجه به بهداشت لازم، با انجام تمریناتی، می­توان این عادت را در خود ایجاد نمود، به طوری که در تمام مدت بیداری مژگان روی هم قرار نگیرد، هم‌چنین از بهم زدن غیرطبیعی آنها باید خودداری کرد. ضمناً طوری برنامه‌ی روزانه خود را مرتب نمود که شب‌ها در نتیجه‌ی مطالعه‌ی زیاد، چشم‌ها خسته نشوند و به مرور زمان تمرینات بعدی سایت  را انجام داده در بهداشت و  تقویت آنها کوشید.

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED


 
با امضاء شخصیت خودر ا بشناسید
ساعت ٩:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٤  کلمات کلیدی: روانشناسی ، خط

کسانی که به طرف عقربهای ساعت امضاء می‌کنند انسان‌های منطقی هستند

کسانی که بر عکس عقربه‌های ساعت امضاء می‌کنند دیر منطق را قبول می‌کنند و بیشتر غیر منطقی هستند

کسانی که از خطوط عمودی استفاده می‌کنند لجاجت و پافشاری در امور دارند

کسانی که از خطوط افقی استفاده می‌کنند انسان‌های منظّم هستند

کسانی ک با فشار امضاء می‌کنند در کودکی سختی کشیده‌اند

کسانی که پیچیده امضاء می‌کنند شکّاک هستند

کسانی که در امضای خود اسم و فامیل می‌نویسند خودشان را در فامیل برتر می‌دانند

کسانی که در امضای خود فامیل می‌نویسند دارای منزلت هستند

کسانی که اسمشان را می‌نویسند و روی اسمشان خط می‌زنند شخصیت خود را نشناخته‌اند

کسانی که به حالت دایره و بیضی امضاء می‌کنند ، کسانی هستند که می‌خواهند به قله برسند

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED


 
شرح آیات قرآن کریم بر اساس مطالعات روان‌شناسی
ساعت ٩:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٤  کلمات کلیدی: روانشناسی ، قرآن

ریحانه قاسمی در طرحی موسوم به «طرح حافظ»، که برای نخستین‌بار در جهان انجام شده، با استفاده از روان‌شناسی رنگ و زبان سمبلیک رنگ، آیات قرآن کریم را در رنگ‌های مختلف ارائه کرده‌است تا از این طریق به فهم و تدبر بهتر قرآن کریم کمک کند.

«ریحانه قاسمی»

«ریحانه قاسمی» کارشناس روان‌شناسی بالینی، حافظ کل قرآن کریم و تهیه کننده طرح «حافظ» در گفت‌و‌گو با خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا) درباره این طرح گفت: در این طرح سعی شده است تا رنگ در اندیشه ادیان مختلف و تمامی ملل شناسایی شده و رنگ‌های مقدس و نامقدس، ارزشی و ضد ارزشی، بین قرآن کریم، تورات، انجیل، اوستا، اوپانیشاد، کتاب بودا و حتی بین فرقه‌های شیطان پرستی که چه رنگ‌هایی را استفاده می‌کنند و از چه رنگ‌هایی متنفر هستند، بررسی شود.

این کارشناس روانشناسی بالینی با بیان این مطلب که این طرح طی مدت 11 سال با استفاده از وجوه دیگر بین‌رشته‌ای؛ مثل جامعه‌شناسی، روان‌شناسی، هنر، ارتباطات و تفسیر قرآن تهیه شده است، اظهار کرد: در این طرح آیات قرآن کریم از نظر مفهومی دسته‌بندی و بعد از آن رنگ‌آمیزی شد؛ مثلا آیات عذاب و محرمات با رنگ قرمز تند رنگ‌آمیزی شدند، چون هرکدام از این رنگ‌ها مفهوم خاص خود را دارند، آیات بشارات با رنگ سبز، آیات عظمت الهی با رنگ آبی و در واقع 12 رنگ شناسایی شد که آیات در این 12 رنگ به همین شکل دسته‌بندی و رنگ‌آمیزی شد.

قاسمی در جواب به این سوال که آیا در قرآن یا دیگر کتب آسمانی اشاراتی به رنگ شده است گفت: در آیه 5 سوره یونس (هُوَ الَّذِی جَعَلَ الشَّمْسَ ضِیَاء وَالْقَمَرَ نُورًا وَقَدَّرَهُ مَنَازِلَ لِتَعْلَمُواْ عَدَدَ السِّنِینَ وَالْحِسَابَ مَا خَلَقَ اللّهُ ذَلِکَ إِلاَّ بِالْحَقِّ یُفَصِّلُ الآیَاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ) اشاره‌ای تلویحی به رنگ شده است و در تورات نیز از رنگین‌کمان به عنوانی عهدی میان مردم و خدا نام برده شده است.

وی دلایل خود را در تهیه طرح حافظ چنین توصیف کرد: سعی شده مفاهیم بین‌المللی قرآن، خارج از گرایشات فرقه‌ای به‌نحوی به واسطه رنگ‌ها مورد توجه قرار گیرد که برای همه انسان‌ها قابل درک باشد. برای نمونه یک فرد ژاپنی که پیرو دین بودیسم است با رنگ آمیزی قرآن بتواند متوجه خط قرمزها یا لطافت‌های قرآن شود.

این حافظ قرآن ارتباط رنگ و هنر را فطری دانست و گفت: هنری چیزی است که از درون آدمی بر می‌آید و فطری است. رنگ‌ها نیز از چنین ویژگی برخوردار است، چراکه طبق تحقیقاتی که انجام شد تمامی افراد مورد پرسش از هر رنگ خاص، تصویری مشترک در ذهن دارند، حتی این مصداق درباره افراد نابینا نیز مصداق پیدا می‌کند، البته در این کتاب بیشترین رنگی که از آن سود برده شده، رنگ سبز است که معنای بشارت و مفاهیم اخلاقی مثبت را به همراه دارد. البته تنها در آمریکای لاتین، رنگ آبی و بنفش مفهومی منفی دارد ولی آنچه مشخص است در اکثر ادیان رنگ آبی، مفهومی مقدس دارد.

قاسمی افزود: طبق پژوهش‌هایی که ما با کمک موسسه آمار پژوهان انجام دادیم از میان تمامی افرادی که از آنان سوال شد (با هر سطح سوادی) این نکته به اثبات رسید که 99% از سوال شوندگان قرآن رنگ‌آمیزی شده را به قرآن‌های معمولی ترجیح می‌دهند، حتی این رنگ‌آمیزی در میزان تدبر و تصویر‌سازی آنان تاثیرگذاری شایانی دارد. حتی من در روند تحقیقاتی این کار با فارغ‌‌التحصیلان رشته ادیان نیز صحبت ‌کردم تا بفهیم در ادیان و کتب دیگر نیز به بحث رنگها توجه شده است، در این راه از کتب روانشناسی رنگ، فیزیولوژی رنگ، تاثیر رنگ بر اعصاب، تاثیرات رنگ در جامعه نیز مطالعاتی انجام شد.قاسمی در پایان گفت: من برای تائید چنین کاری از سازمان تبلیغات اسلامی و علما کسب تکلیف کردم، تا کار شکل اجرایی پیدا کند، به‌نحوی‌که در یکی از اظهار نظرها درخصوص این کار، حجت‌و‌ا‌لاسلام‌و‌المسلمین قرائتی اظهار داشتند «که هدف تنها فهماندن قرآن است» البته به‌نحوی‌که من هیچ دخالت ذهنی حتی در القای حتی یک واو نداشته باشم.

منبع: خبرگزاری قرآن

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED


 
 
ساعت ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۳  کلمات کلیدی: روانشناسی ، زبان بدن

زبان بدن نشان دهنده شخصیت شما می باشد و بعضی از حرکات درصورت، دست‌ها، پاها و دیگر اعضای بدن می‌تواند به فاش‌شدن افکار و روحیات مخاطب کمک کند. آیا می‌دانستید حتی زمانی که یک شخص با شما صحبت نمی‌کند، نشانه‌هایی درصورت، بدن، پاها و دست‌های او وجود دارد که می‌تواند بدون آن‌که خود او متوجه شود به شما در خواندن فکر او کمک کند. در حقیقت همه انسان‌ها به‌طور ناخودآگاه حرکاتی از بدن خود نشان می‌دهند که از آن به‌عنوان زبان بدن یاد می‌شود. آشنایی با این حرکات و نشانه‌ها می‌تواند به شما کمک کند، در ملاقات با دیگران بهتر بتوانید به آنچه در ذهن آن‌ها می‌گذرد پی ببرید و به این ترتیب تصمیمات منطقی‌تری بگیرید. برای مثال در بسیاری از موارد، زمانی که یک فرد هنگام صحبت با شما سرش را پایین نگه می‌دارد، با موهایش بازی می‌کند یا وزن بدن خود را روی یکی از پاهایش می اندازد به‌طور ناخودآگاه در حال انتقال پیامی به شماست.1x1.trans زبان بدن شخصیت شما را لو می دهد


 
به خودمان هم بگووییم نه!! حتماً می دانید که مهارت نه! گفتن از اهمیت زیادی برخورد
ساعت ٢:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۳  کلمات کلیدی: موفقیت ، روانشناسی
حتماً می دانید که مهارت نه! گفتن از اهمیت زیادی برخوردار است. بسیاری از افراد پر مشغله و مؤثر عادت کرده اند که کارهای زیادی را یک تنه انجام دهند زیرا آن ها نمی خواهند به هیچ درخواستی نه! بگویند. حتی گاهی از اخراج کارمندجدیدی که می دانند مخل فعالیت شرکت و کار دیگران خواهد بود طفره می روند. دوستان، همکاران و کارمندان تنها کسانی نیستند که باید یاد بگیرید چگونه به آن ها نه! بگویید. 
یک نفر دیگر هم هست که مدام همه چیز را به هم می ریزد! بله خود تان.

 
عوامل جاذبه و دافعه
ساعت ٢:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۳  کلمات کلیدی: موفقیت ، روانشناسی ، مذهبی

عوامل-جاذبه-و-دافعه-اولياى-الهى‏ یکى از ابعاد وجودى شخصیت‏هاى الهى (پیامبران و ائمه اطهارعلیهم السلام) که کشف آن و معرفت نسبیت به آن براى هر انسانى، زیبا و شورانگیز است، زیبایى‏هاى معنوى و درونى آنها است که به خاطر آن از تأثیر و جاذبه فوق‏العاده‏اى برخوردارند.

این فضایل سبب شده است که در طول تاریخ، دوست و دشمن مجذوب و شیفته آنان شوند و بسیارى از متفکّران غرب و شرق خاضعانه و صمیمانه به مدح و ستایش آنها بپردازند و درباره شخصیت الهى آنها به پژوهش و نگارش برخیزند.


 
من خوشبخترینم
ساعت ٢:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۳  کلمات کلیدی: روانشناسی ، حکایت های آموزنده

من شاید از معدود کسانی‌ باشم که معتقدم و واقعا بر این باور هستم که خوشبختم
که طعم شیرین خوش بختی را بارها و بارها و بارها چشیده‌ ام
من که از برق نگاه یک نوازنده  خوشبخت می شود
من از بوییدن یک گل نیمه پلاسیده یاس در دست دخترکی 7ساله خوشبخت می شوم
من از دستی‌ که یواشکی یک شیرینی‌ کوچک در بشقابم می ‌گذارد خوشبخت می شوم
من از بوی خاک باران زده شب قبل خوشبخت می شوم
من از بوی عطر هل چای
من از قرمزی یک تربچه میان یک دسته ریحان خوشبخت می شوم
من از بستن چمدان ، حتی از باز کردن آن خوشبخت می شوم
من تمام صبح‌ هایی‌ که بدون سر درد بیدار می شوم خوشبختم
من همه روزهایی که حتی یک گدا نمی ‌بینم خوشبختم
من با هر زمستانی که بهار می شود
با هر کبوتری که آزاد می شود خوشبخت تر می شوم
من برای هر نفسی که با عشق می کشم خوشبخت می شوم
من از اینکه به جرات میتوانم بگویم مردی‌ هستم خوشبخت ، خوشبخت تر می شوم...http://up.p30room.ir/uploads/13613650401.jpg

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:FEED


 
تغییر ...
ساعت ۱:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۳  کلمات کلیدی: تحول ، مدیریت تغییر ، روانشناسی ، تعالی سازمان
روزی برای رفتن به یک سفر تفریحی در کنار برادرم که در حال رانندگی بود نشسته بودم در پیچ و خم های جاده ای که به سمت مقصد ما می رفت احساس می کردم که هر آن ممکن است به اعماق دره ها سقوط کنیم و به نظرم می آمد که ماشین سرعت نامناسبی دارد و برادرم با بی احتیاطی رانندگی می کند.

چندین بار به او تذکر دادم که آهسته تر و با احتیاط بیشتری رانندگی کند اما او اظهار داشت که "من بسیار با احتیاط رانندگی می کنم و با سرعت مجاز هم می رانم فکر نمی کنم مشکلی باشد" .

 


 
ارزش ؟؟
ساعت ٢:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱  کلمات کلیدی: ارزیابی ، اخلاق ، روانشناسی

 

در کانون تفکرتان چه ارزشی نقش اصلی را ایفا می کند ؟

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:  

FEED

 
خوردن گوشت انسان مرده!
ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/۳٠  کلمات کلیدی: اخلاق ، روانشناسی ، مذهبی

 وَلَا یَغْتَب بَّعْضُکُم بَعْضًا أَیُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَن یَأْکُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتًا فَکَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَّحِیمٌ


و هیچیک از شما دیگری را غیبت نکند، آیا کسی از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟ (به یقین) همه شما از این امر کراهت دارید، تقوای الهی پیشه کنید که خداوند توبه پذیر و مهربان است.

سوره مبارکه حجرات آیه ۱۲



 آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:  

FEED