آفتاب ایرونی

این وب لاگ با هدف ایجاد مرکزیتی برای اطلاع رسانی و ایجاد ارتباط در محیط مجازی برای مدیران،مشاوران، متخصصین و پژوهشگران جهت هم افزایی و اثر گزاری در این حوزه مدیریت ایجاد شده است.و شامل یادداشت های از مدیریت فناوری اطلاعات، بانکداری، مدیریت اجرایی،مدیریت استراتژی، مدیریت برند، مدیریت روابط عمومی،مدیریت دانش، تعالی سازمانی، بهره وری، کارآفرینی، روانشانسی، اجتماعی و خانواده می باشد. و آفتاب ایرونی اشاره به اندیشه و قدرت مدیران و متخصصین ایرانی دارد.

هوش هیجانی و اهمیت آن برای زندگی بهتر

مبحث هوش هیجانی (Emotional Intelligence)  و تأثیر آن بر نیروی کار یکی از داغ‌ترین موضوعات روانشناسی در سال‌های اخیر است. تجارت در دست انسان‌هاست پس آن چه کارایی ذهن‌های افراد را تغییر دهد می‌تواند تجارت و کار آن‌ها را نیز تغییردهد. در حقیقت متخصصان معتقدند که بهرهٔ هوش هیجانی افراد مهم‌تر از ضریب هوشی آن‌هاست و این میزان می‌تواند بهتر و دقیق‌تر موفقیت، توانایی برقراری ارتباط و احساس شادی افراد را نشان دهد.

داستان تکامل این مفهوم یعنی هوش اجتماعی در طول سالیان دراز از عنوان اولیهٔ آن یعنی هوش اجتماعی در دههٔ ۳۰ به قدرت هیجانی در نیمهٔ اول قرن بیستم و نام گذاری امروزی آن یعنی هوش اجتماعی جالب توجه است.

اما علی رغم آن چه می نامیمش به زبان ساده این مفهوم یعنی میزان توانایی شخص برای: 

  • تشخیص و فهم احساسات و عکس‌العمل ها (خودآگاهی).
  • مدیریت، کنترل و تعدیل هیجانات، حالات و عکس‌العمل ها و پاسخ‌ها (خود کنترلی).
  • مهار احساسات به منظور ایجاد انگیزه برای انجام عمل مناسب، قبول مسئولیت، الگو پذیری و حرکت به سوی دستیابی به اهداف (انگیزه).
  • تشخیص احساسات اطرافیان، فهم هیجانات آن‌ها و استفاده از این آگاهی‌ها برای ایجاد ارتباطات مؤثر با دیگران (همدلی).
  • ایجاد ارتباط با دیگران، همکاری در امور اجتماعی، رهبری، مناقشه و بحث و انجام کار تیمی (مهارت‌های اجتماعی).

  

چرا هوش اجتماعی مهم است؟

سلامت جسم: توانایی مراقبت از جسم و مدیریت استرس‌هایمان که اثر شگفت انگیزی روی سلامتی عمومی ما دارد تا حدود زیادی وابسته به هوش اجتماعی ماست. فقط با آگاهی از وضعیت احساسی و واکنش‌هایمان به استرس است که می‌توانیم امیدوار باشیم این استرس‌ها را کنترل کنیم و سلامتیمان را حفظ کنیم.

بهداشت روانی: هوش اجتماعی می‌تواند چشم انداز زندگی را در پیش رویمان تغییر دهد. این فاکتور روانی همچنین می‌تواند اضطراب، افسردگی و نوسانات خلقی را مهار کند. هوش اجتماعی بالا به طور مستقیم با داشتن نگاه مثبت و شادتر به زندگی در ارتباط است.

ارتباطات: با فهم بهتر و مدیریت هیجاناتمان می‌توانیم به شیوهٔ سازنده تری با دیگران ارتباط برقرار کنیم و همچنین می‌توانیم ارتباطاتمان را بهبود بخشیم. آگاهی از نیازها، احساسات و واکنش‌های افرادی که برایمان مهم هستند ارتباطات قوی‌تر و ارضا کننده تری به دنبال خواهد داشت.

عصبانی شدن آسان است – همه می توانند عصبانی شوند، اما عصبانی شدن در برابر شخصِ مناسب، به میزان مناسب، در زمان مناسب، به دلیل مناسب و به روش مناسب – آسان نیست!   -ارسطو

حل کشمکش‌ها: وقتی بتوانیم احساسات دیگران را بفهمیم و با آن‌ها همدل و همراه شویم، حل کشمکش‌ها و جلوگیری از ایجاد آن‌ها به مراتب آسان‌تر می‌شود. همچنین با فهم نیازها و آرزوهای دیگران می‌توانیم مباحثات بهتری با آن‌ها داشته باشیم. اگر بتوانیم آن‌ها را بفهمیم می‌توانیم به بهترین نحوی نیازهایشان را رفع کنیم و آن‌ها را راضی نگه داریم.

موفقیت: هوش اجتماعی بالاتر کمک می‌کند انگیزه های درونیمان را تقویت کنیم و در نتیجه تنبلی را کنار گذاشته، اعتماد به نفسمان را بالا ببریم و بر هدفمان تمرکز کنیم. همچنین می‌توانیم با ایجاد شبکه های وسیعی از پشتیبانی، پسرفت ها را کنترل کنیم و وجهی بیرونیمان را بهبود بخشیم. توانایی ما برای به تعویق انداختن لذات و ایجاد آینده نگری تأثیری مستقیم بر موفقیت‌هایمان دارد.

رهبری: توانایی کشف نیروهای انگیزانندهٔ دیگران، مثبت اندیشی و ایجاد شبکه های قوی‌تر در محیط کار افرادی را که دارای هوش اجتماعی بالا هستند تبدیل به رهبران برتر می‌کند. یک رهبر خوب باید نیازهای زیردستانش را بداند و با رفع آن‌ها موجب عملکرد بهتر و رضایت کاری شود. یک مدیر دانا و باهوش با شناخت تنوع احساسات اعضای گروهش می‌تواند تیم قدرتمندتری بسازد.

هوش هیجانی هنوز به طور کامل شناخته نشده است اما امروزه می‌دانیم که این عامل نقش مهمی در کیفیت زندگی شخصی و شغلیمان ایفا می‌کند و از نظر میزان کارایی از توانایی‌های هوش مغزیمان تواناتر است. درحالی‌که ابزارآلات و فن آوری می‌توانند اطلاعاتمان را افزایش دهند هیچ چیز نمی‌تواند جایگزین توانایی ما برای شناخت، مدیریت و تسلط بر هیجانات خود و اطرافیانمان شود.

 

منبع : lifehack.org

 

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.

+   سید محمد طباطبایی ; ٥:٢۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٤/٢/٢۱

کابوس یک ارائه(سخنرانی)


تصور کنید که قرار است به‌زودی مهم‌ترین سخنرانی زندگی‌تان را ارائه کنید و قصد دارید بیشترین تاثیرگذاری را بر مخاطبان خود در این برنامه داشته باشید. چه احساسی دارید؟ 

براساس نظرسنجی که در سال 2012 توسط K.Dwyer و M.Davidson انجام شده است، اولین عامل ترس در اغلب افراد، سخنرانی برای جمع است و برای بسیاری از مردم این کار یک کابوس وحشتناک به شمار می‌آید. 
شاید بعضی از ما پیامدهای عصبی ناشی از تنش و اضطراب مانند افزایش ضربان قلب، تنگی نفس، تعرق زیاد بدن و سرگیجه را تجربه کرده باشیم.

اما خوشبختانه با استفاده از تکنیک هایی که در این نوشتار معرفی خواهد شد، می‌توانید از انرژی تولید شده در شرایط عصبی در جهات مثبت و مناسب استفاده کنید. 


 معرفی تکنیک
این تکنیک یک روش ذهنی قدیمی است که از ورزش رزمی  آی کی دو گرفته شده است، با استفاده از این ابزار «هماهنگی روحی» مناسبی با استفاده از تمرکز به‌دست می‌آید و موجب می‌شود تا با قدرت درونی ذهن و جسم از نگرانی‌های خارجی و افکار منفی جلوگیری شود. حرکات دراین ورزش با الهام از ذات طبیعت انجام می‌شوند. یک آی‌کی‌دوکار، بدون تلاش برای حمله یا تهاجم تنها می کوشد تاخودرا با شرایط هماهنگ کند و به این ترتیب از خود دفاع کند.
ورزش رزمی آی کی دو، به فرد آموزش می‌دهد تا با استفاده از ذهن خود واکنش‌های بدن را کنترل کند و با استفاده از انرژی آزاده شده حریف مقابل، با تمرکز و تغییر مسیر به موقع بر وی غلبه کند. 
بار دیگر به زمانی که دچار تنش و اضطراب شده‌اید فکر کنید. چه واکنش‌های فیزیکی را در بدن خود احساس کرده‌اید؟ گرفتگی‌های عضلانی، تنفس سریع، تعرق کف دستان یا دل‌پیچه، همه این موارد نشانه‌‌هایی از واکنش‌های مشترک در موقعیت‌های تنش‌زا است. 
اگر تمامی این انرژی‌های تنش‌زا با استفاده از ذهن، تغییر مسیر یافته و به سمت مرکز بدن شما هدایت شود، تبدیل به وضعیتی مناسب برای ایجاد احساس آرامش درونی خواهد شد. این ابزار برای اولین بار توسط Dr. R.Nideffer معرفی شده است. شما می‌توانید از این ابزار برای بهبود تمرکز و مدیریت استرس قبل از سخنرانی‌ها، آزمون‌های رسمی، مصاحبه‌های شغلی، مذاکره‌های مهم یا هر زمان دیگری که احساس می‌کنید ممکن است در آن شرایط استرس و سختی را تجربه کنید، استفاده کنید.

 استفاده از این ابزار در زندگی روزمره برای ارتباطات موثرتر نیز می‌تواند مفید باشد. 
برای استفاده از این ابزار گام‌های زیر را بردارید: 
گام اول: بر تنفس خود تمرکز کنید.
 تنفس عمیق و متمرکز داشته باشید. برای این کار می‌توانید از دیافراگم شکم خود برای جذب حداکثر میزان اکسیژن و استفاده از ظرفیت کامل ریه‌های خود کمک بگیرید. 
تنفس عمیق، به‌طور کاملا محسوس تنش‌های موجود را در بدن شما آزاد می‌کند. به تنفس آرام و عمیق ادامه دهید و تنش‌ها و انقباض‌های موجود در بدن خود را از نوک انگشتان پا تا سر رصد و شناسایی کنید و هر عضله‌ای را که تحت تنش احساس کردید با انقباض شدید و رها کردن آن آزاد کنید. 


گام دوم: مرکز بدن خود را پیدا کنید. 
تمرکز ذهنی در مرکز بدن بسیار مهم است. مرکز بدن حدود پنج سانتی‌متر پایین‌تر از ناف است. با تمرکز بر مرکز بدن می‌توانید تعادل و کنترل خود را بازیابی کنید. هر زمان احساس تنش و استرس در خود داشتید، سعی کنید پس از یافتن مرکز بدن و تمرکز بر آن، حداقل پنج تنفس بسیار عمیق داشته باشید و این کار را تا رسیدن به وضعیت تعادل و آرامش درونی ادامه دهید. 


گام سوم: مسیر انرژی‌های خود را تغییر دهید.
 در نهایت، مسیر انرژی‌های خود را به سمت دستیابی به اهداف خود هدایت کنید. برای این کار تمامی انرژی‌ها و پیامدهای ناشی از بروز تنش در خود را با تنفس عمیق به سمت مرکز بدن خود -که در گام دوم شناسایی کردید- هدایت کنید. می‌توانید در هر دم به هدف و تمرکز بر نقاط مثبت فکر کنید یا از واژه‌هایی مانند«من می‌توانم»، «موفقیت» یا «اعتماد به نفس» استفاده کنید. با تمرین و تکرار روزانه این ابزار خواهید توانست به نتایج بسیار مناسبی برسید. بهتر است قبل از اینکه در شرایط واقعی تنش قرار بگیرید، هر روز زمانی را برای تمرکز بر مرکز بدن اختصاص دهید. 
تاثیر مستقیم تنش و استرس بر بهره‌وری فردی و سازمانی، موضوعی اثبات شده است و با استفاده از این ابزار ساده می‌توان به طرز شگفت‌انگیزی از میزان تنش روزانه کاست. به یاد داشته باشیم، این درست است که بخشی از وظایف اصلی هر سازمان ایجاد محیطی امن و آرام‌بخش برای کارکنان است، اما مسوولیت مراقبت و پیشگیری از تنش‌های روزانه در نهایت برعهده خود ما است. 


منبع:
mindtools، روزنامه دنیای اقتصاد،سیدمحمد اعظمی‌نژاد عضو هیات‌‌رئیسه کمیته تخصصی توسعه - انجمن مدیریت منابع انسانی ایران

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید

+   سید محمد طباطبایی ; ٧:۱٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٥/٢۱

چگونه می توان به فنّ بیان عالی دست یافت؟

سخنوران معتقدند که خطابه همچون فنون و علوم بشری، اصول و ضوابطی دارد که هرکس بتواند با دقّت کافی اصول و قواعد فنّ خطابه را به کار بگیرد، خطیب ماهری می شود. می گویند: ارسطو واضع فنّ خطابه بود ولی خودش خطیب و سخنور نبود. سخنور کسی است که اسلوب خطابه را در سخنرانی هایش مراعات کند.
رسیدن به مقصد اصلی و اعلا در سخنوری به سادگی امکان پذیر نیست بلکه به تمرین بسیار و اطلاعات وسیع و استقامت نیاز دارد. راه های دست یابی به این هدف عالی را می توان در چند موضوع خلاصه کرد:


الف) استعداد ذاتی:
خطیب موفق کسی است که به طور طبیعی، آهنگی جالب، بیانی فصیح و حنجره ای گرم وگیرا داشته باشد. مخارج حروف را صحیح ادا کند. گرفتار لکنت زبان و سردی بیان نشود. دلی پرسوز و سر پر شور و قلب پاک داشته باشد. به زیبایی منظر و حضور ذهن قوی و هوش سرشار آراسته باشد. چنین فردی با تمرین می تواند به قلّه بلند خطابه دست بیابد.


ب) مطالعة‌ سخنان ادیبان.
سخنران نخست باید گفتار ادیبان و سخنوران زبردست را مطالعه نماید تا اسرار فصاحت و بلاغت را در کلام آن ها بیاید و تعبیرات زیبا و نغز را دریابد و شیوة به کارگیری الفاظ و روش خوب و زیبای آن را بشناسد.
بسیاری از گویندگان معروف، در آغاز از سخنرانی های مکتوب دیگران بهره می جستند تا زمینة ذهی خود را برای تدوین سخنرانی آماده سازند.


ج) تسلط بر نفس:
خطیب باید خود را برای تحمل شداید آماده سازد و در مقابل اشکالات و اعتراضات و احیاناً تمسخر ها صبور و بردبار باشد و از سخنرانی دلسر نشود.


د) ریاضت و تمریم مداوم:
دیده نشده است که سخنرانی در شروع امر عیوب زیادی نداشته باشد؛ از لکنت زبان گرفته تا نارسایی بیان و فقدان الفاظ و جملات. تمامی سخنرانان این گونه عیوب را داشته اند ولی کم کم برطرف شده است.


5) جرأت و اعتماد به نفس:
ترس و دلهره و عدم اعتماد به نفس از عوامل بازدارنده از سخنور شدن است. اگر کسی بخواهد سخنور خوبی بشود، باید با تمرین و سخن گفتن در برابر مردم و در اجتماعات، ترس و دلهره را از خود بزداید.


و) معلومات و محفوظات لازم:
سخنران باید هر چه می تواند بر محفوظات خود بیافزاید. اشعار زیبا و مناسب، سخنان نغز و شیوا از بزرگانی مانند سعدی و حفظ احادیث و ایات مناسب با موضوع بحث را در حافظه داشته باشد تا سخنرانی او از جذّابیّت خاصّی برخوردار باشد.[22]
[22] محمد باقر شریعتی سبزواری، دربارة سخن و سخنوری، ص 62 به بعد، با تلخیص.

منبع :www.yazdjdu.ac.ir

 آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED

 Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید

+   سید محمد طباطبایی ; ٤:٠٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٥/۸

اگر می خواهید سخنور شوید

اگر می خواهید سخنور شوید

میکروفون

کتاب «خودآموز اصول و فنون سخنوری» نوشته علی فروزفر با هدف اهمیت کاربردهای ارتباط گفتاری و سخنرانی در دو بعد درون‌فردی و برون‌فردی و مهارت‌ ها و تجارب ارتباط شفاهی منتشر شد.

گفتار و ارتباط گفتاری رایج‌ترین عملکرد انسان در عرصه ارتباط با دیگران و محیط است. همچنان که این ارتباط، گران‌ترین ابزار ارتباطی و یکی از ارزشمندترین موهبت‌های الهی به انسان است و طیف وسیعی از شرایط و عوامل گوناگون باید در کنار هم قرار گیرد تا ارتباط گفتاری به شکلی شفاف و اثربخش برقرار شود.

 

در این میان، هنر سخنوری، بخش اساسی و مهمی از سامانه ارتباطات انسان در طول تاریخ است. اگر مردان بزرگ، سخن گفتن قدرتمندانه و برانگیزنده را نیاموخته بودند و از نفوذ کلام بهره‌ای نداشتند، چگونه می‌توانستند سهمی در شکل‌گیری تاریخ و تکامل تمدن بشر به عهده گیرند؟

 سخنوری، یک هنر مرموز و دست نیافتنی نیست و دلیلی ندارد که افراد معدودی آن قدر خوش اقبال باشند که مهارت‌های این شیوه ارتباطی را به ارث ببرند

 سخنوری، یک هنر مرموز و دست نیافتنی نیست و دلیلی ندارد که افراد معدودی آن قدر خوش اقبال باشند که مهارت‌های این شیوه ارتباطی را به ارث ببرند. به همین دلیل کتاب «خودآموز اصول و فنون سخنوری» با این هدف تالیف شده که خواننده، اهمیت کاربردهای ارتباط گفتاری در دو بعد درون فردی و برون فردی را درک کند، مهارت‌ها و تجارب ارتباط شفاهی خود را رشد دهد، شیوه‌های گوش دادن موثر را بیاموزد، اصول و قواعد سخنوری اثربخش را یاد بگیرد و بر اضطراب و تشویش ارتباطی غلبه کند.

 این کتاب در 16 فصل سعی دارد این اصول و فنون را به مخاطب یادآوری کند. اصول فن بیان و سخنوری، طراحیارتباط و تولید پیام اثربخش، گوش دادن به عنوان یک قهرمان خاموش، طراحی پیام با واژه‌ها، هدف و موضوع سخنرانی، آماده‌سازی و سازمان‌دهی سخنرانی، گونه‌های سخنرانی، پیام‌های غیرکلامی در ارتباطات شفاهی، بررسی ابعاد روانی سخنرانی و رابطه بین فناوری و ارتباط شفاهی و شیوه‌های بهره‌گیری اثربخش از امکانات و لوازم فنی و کمکی در جریان سخنوری و در پایان اخلاق در سخنوری و سخن و سخنوری در قرآن و کلام معصومان (ع) و شاعران فصول مهم این کتاب به‌شمار می‌آیند.

 

منبع:  وبلاگ سید محمد فقیه سبزواری

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED

 Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید

+   سید محمد طباطبایی ; ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٥/۳

۲۰ قانون ساده برای بهتر شدن ارائه شما

 

پرزنتیشن ها یک فرصت طلایی برای جلب نظر تصمیم گیران در هیات مدیره، روی دستور کار شما هستند.

متأسفانه ارائه پرزنتیشن های ( پاورپوینت )کاری، معمولاً خسته‌کننده و یا آزاردهنده هستند. در این مطلب، ۲۰ قانون کوچک و ساده را بیان می‌کنیم که ارائه‌های شما را به‌یادماندنی‌تر و متقاعدکننده‌تر می‌کنند.

قالب‌بندی:

  1. ارائه‌ها را بر اساس شناخت کامل در مورد مخاطبان آماده کنید.
  2. یک بک‌گراند ساده انتخاب کنید.
  3. فونت ساده‌ای انتخاب کنید که به‌راحتی قابل‌خواندن باشد.
  4. اسلاید اولتان را بر اساس مخاطبان و برنامه‌ای که در آن هستید، درست کنید.
  5. از فونت‌های رنگی و درشت، فقط برای متفاوت کردن مطالب مهم استفاده کنید.
  6. از گرافیک ساده‌ای استفاده کنید که موارد مهم را متفاوت کند.
  7. نوشته‌هایتان را در هر اسلاید طوری محدود کنید که در ۳۰ ثانیه یا کمتر بتوان آن‌ها را خواند.
  8. مطمئن شوید که می‌توان از انتهای سالن همه نوشته‌های اسلایدها را خواند.
  9. از حروف کج (ایتالیک) و زیرخط دار استفاده نکنید.

 

محتوا:

  1. با یک عبارت تصویری آغازین، جلب‌توجه کنید.
  2. به‌جای سخنرانی، از کلمات برای متقاعد کردن مخاطبانتان استفاده کنید.
  3. تمامی اظهاراتتان را با شواهد کاربردی و سخت حمایت و اثبات کنید.
  4. همه اصطلاحات تخصصی و فنی را از اسلایدهایتان حذف کنید.
  5. فقط از داستان‌ها و مثال‌های واقعی و شفاف استفاده کنید.

 

خودتان:

  1. انقدر تمرین کنید که با ارائه دادن حس راحتی داشته باشید.
  2. پیامتان را با شور و اشتیاق ارائه دهید.
  3. اعتمادبه‌نفس داشته باشید و مطمئن باشید که ارائه‌تان موفقیت‌آمیز خواهد بود.
  4. خودتان را برای پاسخ به سؤالات مشابه و قابل پیش‌بینی آماده کنید.
  5. از زمان به‌صورت مؤثر و مناسب استفاده کنید.
  6. همیشه با ترغیب مخاطب به انجام یک کار مشخص، کار را تمام کنید.
آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED

 Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.

+   سید محمد طباطبایی ; ۸:٥۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۳/۱

برندسازی شخصی برای درون‌گراها

تازه سخنرانی در یک شرکت پیشرو در تکنولوژی را تمام کرده بودم که فردی نزدیک آمد و گفت:


 

 «من ایده‌های شما را در مورد برند شخصی دوست داشتم ومی توانم ببینم که چقدر عملکرد خوبی دارند، اما بیشتر این ویژگی‌ها برای من کارآمد نیستند، چون من انسانی درونگرا هستم، آیا کار دیگری هست که بتوانم انجام بدهم؟ اما مساله‌ای که او نمی‌دانست این بود که خود من نیز همانند نیمی از مردم (تخمینی) انسانی درونگرا هستم. 


این تصور نادرست که تمام افراد درونگرا، خجالتی هستند و برعکس، کاملا رواج دارد، در حالی که آنها دو پدیده بسیار متفاوت هستند. نویسنده و کارشناس درونگرایی «سوزان کین» کمرویی را «ترس از قضاوت منفی» تعریف کرده و در مقابل از نظر او درونگرایی «ترجیح دادن محیط آرام، با حداقل هیجان است.»

 

 من واقعا سخنرانی در جمعیت را دوست دارم (در آن روز، 180 نفر در اتاق حضور داشتند و 325 نفر هم به‌صورت آنلاین سخنرانی را دنبال می‌کردند)؛ اما به‌طور مسلم، من به‌طور تجربی آموخته‌ام که برای یادگیری نیاز به محیطی آرام دارم.

 

برگزار‌کنندگان کنفرانس و شرکت‌کنندگان اغلب از شما می‌خواهند تا آنها را برای صرف شام یا برای بعد از آن همراهی کنید. به‌طور عقلانی، آن یک بازی برنده-برنده است: آنها به‌خاطر ارتباط مستقیم با شما مزایایی به دست می‌آورند و شما هم قادر به ایجاد ارتباطات هیجان‌انگیز تجاری هستید و همچنین می‌توانید مطالبی را یاد بگیرید که صحبت‌های شما را تخصصی تر کند. به‌خاطر وجود این دلایل خوب، من اغلب به این درخواست‌ها پاسخ مثبت می‌دهم، اما در ضمن به محدودیت‌های خود هم توجه می‌کنم: من دائما در سفرم، یا ممکن است در آن روز برنامه شلوغی داشته یا نیاز به خواب داشته باشم، در این مواقع بهتر است که پیشنهاد را رد کنم. مانند یک ماشین که نیاز به تعویض روغن دوره‌ای دارد، من هم باید در محیطی آرام وتنها به بازسازی خود بپردازم.

 

این مساله صحیح است که بسیاری از بهترین راه‌های ایجاد برند شخصی، اختصاصا برای برون گراها تعریف شده است. مانند داشتن موقعیت رهبری در فعالیت‌های حرفه ای، ستاره جلسات، یا سخنگوی اجتماعی بودن. (تمامی این موارد منتهی به گسترش ارتباطات اجتماعی می‌شود.)

 

با گذشت زمان، من یاد گرفته‌ام «چه کاری را چه زمانی انجام دهم» و زمان خود را مدیریت کنم، اما برای بسیاری از افراد درونگرا، ایجاد این تعادل امری دشوار است. یک مدیر اجرایی در یک شرکت مشاوره بزرگ یک بار از من پرسید که چگونه او می‌تواند در معاملاتش با دیگران خود واقعیش باشد، با توجه به اینکه هنگام حضور در اجتماع ناراحت و معذب بود. او نگران بود که در ارتباط با دیگران مجبور شود لبخند مصنوعی بزند و چهره‌ای غیراجتماعی داشته باشد؛ اما من هنوز معتقدم که ما می‌توانیم خود واقعی‌مان باشیم، ارتباط ایجاد کنیم و تصویر شخصی خود را توسعه دهیم، در حالی که بر خلاف طبیعت ذاتی مان (درونگرا بودن) حرکت نکرده باشیم.

 

رسانه‌های اجتماعی در واقع برای درونگراها - که محیط آرام را ترجیح می‌دهند- خود یک مزیت است. با استفاده از یک وبلاگ شما می‌توانید از زمان خود به خوبی استفاده کنید، افکار خود رابیان کنید و در تعامل واقعی با سایرین قرار بگیرید. در حالی که برونگراها در مهمانی‌ها مشغول تجارت کردن هستند، شما می‌توانید یک برند شخصی جهانی براساس قدرت افکارتان بسازید. 

 

در مرحله بعد، با کمی برنامه و تلاش، شما می‌توانید به فردی که ارتباط برقرار می‌کند، تبدیل شوید. یکی از دوستان من قبلا در یک بیمارستان تحقیقاتی بزرگ کار می‌کرد که دارای بخش‌ها و کارمندان بسیار زیادی بود. او فردی درونگرا بود؛ اما به خود یک تعهد ساده داده بود: هر هفته، از یکی از همکارانش دعوت می‌کرد تا با هم ناهار بخورند و حتی اگر به‌طور طبیعی موقعیت پیشنهاد دعوت به ناهار به‌وجود نمی‌آمد، در مورد تعهدش با آنها صحبت می‌کرد و اغلب آنها نیز مشتاق برای پیوستن به او بودند. به این ترتیب بعد از گذشت چند ماه او شبکه‌ای قدرتمند از دوستان در داخل اداره داشت. 

 

درونگرایان همچنین از نشانه‌های زیرکانه برای ایجاد برندسازی شخصی استفاده می‌کنند. همان‌طور که روبرت کالدینی هنگامی که با او برای کتابم «نوسازی خود» مصاحبه می‌کردم، به من گفت: قراردادن تقدیرنامه‌ها یا جوایز دریافت شده بر دیوارهای اتاق کار می‌تواند مهارت‌های شما را بهتر به دیگران نشان دهد. (کالوینی تاثیر زیاد این توصیه را در بیمارستان آریزونا مشاهده کرد. مقبولیت افراد بلافاصله پس ازنصب جوایز و تقدیرنامه‌ها 32 درصد بالا رفت.)

 

در نهایت، از اوقات فراغت بهترین استفاده را ببرید. شما به‌عنوان یک درونگرا به زمانی برای تفکر نیاز دارید؛ بنابراین همان طوری که برون‌گراها بعد از کار با همکارانشان صحبت می‌کنند، شما هم می‌توانید با مطالعه مجلات تخصصی حوزه مورد علاقه خود یا تفکر خلاقانه در مورد شرکت و دوره کاریتان، فردی مولد و خلاق باشید. (درونگراها اغلب هنگام تفکر شخصی بهترین خود را تصور می‌کنند، همان طوری که پروفسورفرانسسکا جینو از دانشگاه‌ هاروارد تفکر شخصی را به‌جای حضور در جلسات طوفان مغزی کاری توصیه می‌کند.)

 

در تصور عوام، برند شخصی اغلب با نمایش پرقدرت و فعالیت زیاد گره خورده است؛ اما گاهی اوقات راه‌های بهتری هم برای معرفی خود وشهرت تان وجود دارد. واکنش نشان دهید و متفکر باشید در مورد اینکه چگونه می‌خواهید دیده شوید. پس از آن براساس آنچه تصور کرده‌اید و روابط بین فردیتان زندگی کنید. این امر یک راه قدرتمند برای اطمینان از این است که شما به‌عنوان رهبر همان‌طوری که هستید، دیده می‌شوید.

منبع: HBR، روزنامه دنیای اقتصاد

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED

+   سید محمد طباطبایی ; ٤:۱٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱٠/۱۳

نکاتی چند در آداب و آئین تشریفات

احترام متقابل

هنگامی که فاطمه (ع) بر رسول خدا (ع) وارد می شد ، برای او از جا بلند می گشت . او را می بوسید و در جای خود می نشانید . و نیز موقعی که پیامبر اکرم (ع) بر فاطمه (ع) داخل می گردید، فاطمه (ع) از جایش بلند می شد. پدر گرامی را بوسه می داد و آن حضرت را در جای خود می نشانید.

 

لبخند

این کار هم شاید بدیهی باشد اما افراد بسیار کمی هستند که در زمینه شغلی این کار را انجام  می دهند . زمانی که مشغول صحبت کردن با کارکنان هستید و یا در حال سخنرانی می باشید اجازه دهید هر چند وقت یکبار لبخندی بر روی لبانتان بنشیند . آنقدرها هم که فکر می کنید کار دشواری نیست . با مشاهده یک لبخند گرم هر کسی احساس بهتری هم نسبت به خود و هم نسبت به شما پیدا می کند.

 

سلام گفتن

شاید به نظرتا سلام و احوالپرسی با همقطاران امر بدیهی باشد، اما آنقدرها هم که شما تصور می کنید پیش پا افتاده نیست . این کار چند لحظه بیشتر وقت شما را نمی گیرد اما در عوض باعث می شود که در نظر دوستان و همکارانتان فرد خوش مشرب، جالب و به یاد ماندنی جلوه کنید. 

منبع: محمد صفاییان

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED

+   سید محمد طباطبایی ; ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱٠/٥

جسور باشید، شجاع باشید و در این لحظه باشید!

این جملات دیک کاستلو مدیر اجرایی توئیتر (CEO) در جمع فارغ التحصیلان دانشگاه میشیگان بود که دانشجویان را به وجد آورد.

کاستلو روز شنبه در سخنرانی 17 دقیقه ای خود سعی کرد نکات به درد بخور زندگی خود را برای مردان و زنانی که از فردا وارد بازار کار می شوند، توضیح داد؛ از تجربیات خود در شغل کمدین تا مدیر اجرایی شدن در توئیتر را بیان کرد تا جمع فارغ التحصیلان را برای فردایی بهتر نصیحت کند.

+   سید محمد طباطبایی ; ٩:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۸/٥

سلسله نشست های مدیریت و بهره وری

بررسی فرصت ها ، تهدیدات و موانع بهره وری
با سخنرانی دکتر فرشاد مؤمنی اقتصاد دان و عضو هیأت علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED

+   سید محمد طباطبایی ; ٢:٠٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱٠/۱

دو قاعده یک سخنرانی موفق

 

بیشتر سخنرانی‌ها به علت اینکه سخنرانان خودشان را در دو زمینه به اندازه کافی آماده نمی‌کنند، بسیار بد ارائه می‌شوند. این دو خطای کلاسیک به اندازه ای مهم هستند که می‌توان از آنها، دو قاعده اساسی برای ارائه یک سخنرانی موفق استخراج کرد.

 قاعده اول: مخاطبان تان را بشناسید

سخنرانی‌ها برای مخاطبان آماده می‌شوند نه برای خود سخنرانان. بنابراین قبل از اینکه مطلبی بنویسید یا اسلایدی آماده کنید، باید مخاطبان تان را کاملا مد نظر بگیرید.

بنابراین چند سوال را که خیلی بدیهی به نظر می‌آیند، ولی احتمال فراموشی آنها خیلی زیاد است از خودتان بپرسید، مانند من چه موقع از روز قرار است سخنرانی کنم؟ تعداد مخاطبان چند نفر خواهد بود؟ آیا آنها به تازگی غذا خورده‌‌اند یا بی‌صبرانه منتظر خوردن آن هستند؟ آیا آنها در چند سخنرانی قبل از سخنرانی من شرکت کرده‌اند، یا اینکه سخنرانی من تنها سخنرانی خواهد بود؟ پاسخ هر یک از این سوالات باید در مدت، شیوه و محتوای سخنرانی شما تاثیر داشته باشد.

مردم در ساعات اولیه روز انرژی و کشش زیادی برای شنیدن موضوعات پیچیده دارند؛ اما در طول روز انرژی آنها کم کم تحلیل می‌رود و آنها دیگر تمایلی برای قبول ایده‌های تازه ندارند. اگر تعداد مخاطبان یک سخنرانی زیاد باشد نیاز به تزریق انرژی از سوی سخنران بسیار بیشتر خواهد بود؛ چراکه گروه‌های بزرگ‌تر، بیشتر راغب این هستند که بخندند نه اینکه گریه کنند. بدترین گروه مخاطب از دیدگاه یک سخنران، گروهی خسته و تازه غذا خورده است. برای این نوع مخاطبان، باید قانون سخنرانی بعد از شام پرزیدنت ریگان را به کار برد. بر اساس این قانون، مدت سخنرانی 12 دقیقه تعریف شده و شما باید تعدادی جوک تعریف کرده و قبل از اینکه مخاطبانتان به‌پا خیزند به سخنرانی خود خاتمه دهید.

اما چند نکته قابل تامل وجود دارد که باید درباره مخاطبان تان بدانید: آنها از چه چیزی هراس دارند؟ رویاهای آنها چیست؟ دوست دارند چه نتیجه ای بگیرند و اینکه تازه‌ترین عاملی که باعث جلب علاقه یا بی علاقگی آنها شده، چه چیزی بوده است؟ فقط زمانی، شما قادر خواهید بود یک سخنرانی موفق برای مخاطبان تان طراحی و آماده کنید که کاملا از موقعیت احساسی آنها آگاهی داشته باشید. اعتقاد داشتن به اینکه یک سخنرانی می‌تواند برای همه گروه‌ها مناسب باشد، برای بسیاری از سخنرانان مشکل‌ساز شده است. بسیاری از مدیران را دیده‌ام که در مورد موقعیت مالی شرکت شان برای گروه‌های مختلفی اعم از سرمایه‌گذاران، کارمندان و عامه مردم به یک نحو توضیح می‌دهند.

 قاعده دوم: به آنها یک مطلب را بگویید؛ فقط یک مطلب

این قاعده یک قاعده مشکل برای بسیاری از سخنرانان به حساب می‌آید، اما به کار بردن آن بسیار ضروری است. تاثیر سخنرانی‌های شفاهی بسیار پایین است. ما وقتی در جایگاه مخاطبان قرار می‌گیریم بسیاری از چیزهایی را که شنیده‌ایم نمی‌توانیم به سادگی به خاطر بیاوریم. ما به آسانی دچار حواس پرتی و سردرگمی شده و خیلی راحت گول می‌خوریم. چیزهای مختلفی مانند رنگ کراوات سخنران، یا فردی که در ردیف جلو نشسته یا مشغله‌های ذهنی خودمان می‌تواند حواس ما را از سخنرانی پرت کند. به عبارت دقیق تر، با اینکه در محل سخنرانی حاضر هستیم، ولی فکر ما ممکن است با موضوعات مختلفی درگیر باشد و بخشی از سخنرانی را از دست بدهیم.

بنابراین شما مجبور هستید که متن سخنرانی‌تان را ساده‌تر تنظیم کنید. بسیاری از مطالعات بیانگر این نکته است که ما درصد بسیار کمی در حدود 10 تا 30 درصد از آنچه را که می‌شنویم به خاطر می‌سپاریم.

اما هنگامی که یک سخنران در مقابل مخاطبان قرار می‌گیرد، مقاومت کردن در برابر وسوسه انتقال معلوماتش به مخاطبان بسیار سخت خواهد بود. به علاوه بسیاری از سخنرانان در اولین فرصتی که به دست می‌آورند مخاطبان شان را با مطالب و اطلاعات شان به توپ می‌بندند. متاسفانه ما فقط می‌توانیم 4 یا 5 ایده را در یک زمان به خاطر بسپاریم، بنابراین به محض اینکه شما فهرستی بیش از 5 گزینه به من ارائه بدهید، من شروع به فراموشی هر آنچه که می‌شنوم خواهم کرد.

در برابر این حقیقت تلخ و ناامیدکننده فقط یک راه‌حل دفاعی وجود دارد: سخنرانی خود را حول یک ایده مشخص متمرکز کنید. جسارت داشته باشید و آن ایده را در یک جمله خبری بنویسید و به صدر سخنرانی خود الصاق کنید. سپس همه اطلاعات اضافی را که در راستای این ایده نیست حذف کنید، هر چند که فکر می‌کنید این اطلاعات به زیباتر شدن سخنرانی شما کمک خواهد کرد.

از این دو قاعده پیروی کنید؛ در آن صورت خواهید دید که مخاطبان، سخنرانی‌های شما را همیشه به خاطر خواهند داشت یا حتی براساس آن عمل خواهند کرد. در خاتمه به خاطر داشته باشید که تنها دلیل ارائه یک سخنرانی ایجاد یک تحول است.

منبع:Harvard Business Review، نویسنده: نیک مورگان/ مترجم: عاطفه کردگاری

بازنشر :وبلاگ مهدی باقریان

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED

+   سید محمد طباطبایی ; ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٩/٢٦

قـدرت کلمـات را دسـت کـم نگیـرید!

گروه اینترنتی ایران سان | www.IranSun.net

کلمات، تاثیر شگرفی روی ناخودآگاه دارند. ناخودآگاه بدون آنکه منظورمان را بداندهر چه بگوییم خوب یا بد برایمان خلق می کند. لذا لازم است برای دستیابی به موفقیت از کلمات مثبت و دارای انرژی مثبت جداَ استفاده کنیم.
با این که مفهوم کلی عبارت "من بیمار نیستم" مثبت است اما کلمه "بیمار" واژه منفی است. ضمیر ناخودآگاه به منظور و مفهوم کاری ندارد، بلکه روی کلمات متمرکز می شود. به عنوان مثال در جمله "فراموش نکنی در هنگام برگشتن نان بخری" احتمال فراموشی بیشتر از زمانی است که می گوییم "یادت باشد که هنگام برگشتن نان بخری"، زیرا در حالت اول ناخودآگاه بر روی فراموشی تمرکز می کند و در حالت دوم بر روی به یاد ماندن.
و یا مثلاَ برای آرام شدن یک نفر جمله "آرام باش" بیشتر از جمله "داد نزن" تاثیر دارد و همچنین به کار بردن جملاتی از قبیل "خسته نباشی"، "دستت درد نکند" و... در ناخودآگاه تاثیر منفی می گذارد و باعث افزایش خستگی، درد و... می شود.
وقتی درباره چیزی واژه بد را به کار می بریم باید بدانیم در جهان چیز منفی و بدی وجود ندارد. وقتی چیزی بد تلقی می شود، در واقع به ما خبر نبودن خوبی می دهد. پس چه بهتر است که به جای بد بگوییم ناخوب. هر گاه ذهنتان را از امواج منفی (افکار، کلام، عادات و... ) تخلیه کنید آنگاه شاهد هجوم شادی و آرامش خواهید بود.


 
به جای پدرم درآمد؛ بگوییم : خیلی راحت نبود

به جای خسته نباشید؛ بگوییم : خدا قوت

به جای دستت درد نکنه ؛ بگوییم : ممنون از محبتت، سلامت باشی

به جای ببخشید مزاحمتون شدم؛ بگوییم : از این که وقت خود را در اختیار من گذاشتید متشکرم

به جای گرفتارم؛ بگوییم : ‌در فرصت مناسب با شما خواهم بود

به جای دروغ نگو؛ بگوییم : راست می گی؟ راستی؟

به جای خدا بد نده؛ بگوییم : خدا سلامتی بده

به جای قابل نداره؛ بگوییم : هدیه برای شما

به جای شکست خورده؛ بگوییم : با تجربه

به جای فقیر هستم؛‌بگوییم : ثروت کمی دارم

به جای بد نیستم؛ بگوییم :‌ خوب هستم

به جای بدرد من نمی خورد؛ بگوییم : مناسب من نیست

به جای مشکل دارم؛ بگوییم : مسئله دارم

به جای جانم به لبم رسید؛ بگوییم : چندان هم راحت نبود

به جای فراموش نکنی؛ بگوییم : یادت باشه

به جای من مریض و غمگین نیستم؛‌ بگوییم :‌ من سالم و با نشاط هستم

به جای غم آخرت باشد؛ بگوییم : شما را در شادی ها ببینم

به جای جملاتی از جمله چقدر چاق شدی؟، چقدر لاغر شدی؟، چقدر خسته به نظر می‌آیی؟، چرا موهات را این قدر کوتاه کردی؟، چرا ریشت را بلند کردی؟، چراتوهمی؟، چرا رنگت پریده؟، چرا تلفن نکردی؟، چرا حال مرا نپرسیدی؟

بگوییم: سلام به روی ماهت، چقدر خوشحال شدم تو را دیدم، همیشه در قلب من هستی ....

منبع:Mohammad Mehrzadi

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED

+   سید محمد طباطبایی ; ۸:۳٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٩/٩

آسیب شناسی سخن

 

سخن، از دید کمی وکیفی، پیوسته در معرض آفات و آسیب های گوناگونی است که به خاطر تاثیرات منفی بر شخصیت، روان و اعتبار اجتماعی گوینده یا مخاطب، بی ارزش و گاه ضد ارزش می شود و ناپایداری ارتباط کلا می سازنده را نیز، موجب می گردد.
آسیب های مهم سخن- براساس آموزه های دینی- عبارت است از:

1- پرگویی
پرحرفی، از آفات مهم سخن، و در مقابل کم گویی و گزیده گویی، از آداب مهم آن به شمار رفته است. برای نمونه، امیر مومنان می فرمایند:
«آفت سخن، درازگویی است،... خوشا آن که... زبان را از فزون گویی در کشید»
در این باره، مطالب فراوانی در آموزه های دینی مطرح است که به برخی از آنها، اشاره ای می کنیم:
یک. معیار«زیاده گویی» آن است که سخن، نه سودی دنیوی داشته باشد و نه پاداشی آخروی، بلکه گفتار بیهوده ای که بیشتر بدون اندیشه بر زبان جاری می شود، همچنین، درازگویی ملا ل آور، حتی در مطالب مفید، که خود، از تاثیر کلا م، سخت می کاهد. بدین سان، نفی پرگویی، به معنای روایی کم گویی بیش از حد نیست، از این روی، در روایات، بر رعایت«میانه روی» در سخن، تاکید می شود.
دو. پرحرفی، پیامدهای نا مطلوب فراوانی دارد. در وهله نخست، زیان آن بر روان و دل گوینده است، چرا که زبان، پنجره ای به سوی دل آدمی است و پرگویی، موجب ملا لت و قساوت آن، از سوی دیگر، شخص پرحرف، مرتکب سخنانی گناه آلود می شود و برآیند این دو، سقوط معنوی وی خواهد بود. افزون بر آن، زیاده گویی، پاره ای از عیوب پنهان آدمی را آشکار می سازد و ملا لت و رنجش مخاطبان را در پی دارد.
اینگونه است که حتی در سخنان مطلوب و مفید نیز، نباید افراط کرد:
با این که سخن به لطف آب است
کم گفتن هر سخن، صواب است
آب ارچه همه زلال خیزد
از خوردن پر، ملال خیزد
کم گوی و گزیده گوی چون در
تا زاندک تو جهان شود پر

2- زشت گویی
از آسیب های سخن که موجب ناپایداری ارتباط، ایجاد تنفر و کاستن ارزش و اعتبار گوینده می شود، زشت گویی است; امیر مومنان(ع) در نکوهش آن می فرمایند: «از سخن زشت بپرهیز، که فرومایگان را گرد تو آورد و بزرگواران را از تو دور سازد.»
نیز «بد گفتن، {آدمی را} بی ارزش و برادری را تباه می سازد.»
زشت گویی، گاه از جهت محتوا و به خاطر استفاده از کلمات زشت و رکیک، زخم زبان و طعنه و کنایات آزاردهنده و به کارگیری برچسب های تحقیرآمیز است. قرآن کریم، با نکوهش و بازداشتن از سخنان ناروا و دشنام حتی به مخالفان، از به کارگیری نام ها و لقب های زشت نیز آشکارا نهی فرموده است: و به یکدیگر لقب های زشت مدهید، چه ناپسند است که بر کسی پس از ایمان، نام کفر آمیز بگذارد. به ویژه این که برچسب های منفی، پیام ها و برداشت هایی را در پی دارد که با ایجاد هاله ای بر شخصیت فرد، آدمی را از شناخت وی محروم می کند آن سان که دیگر نه با خود وی، که بر برچسب او، روبه رو می گردد و فرایند ارتباط را سخت تحت تاثیر می نهد، چرا که برداشت های منفی، دشمن ارتباط است و گاه زشت گویی از جهت صدا و آهنگ است. صدا، علاوه بر این که به عنوان وسیله ای ارتباطی، در تبادل افکار به کار گرفته می شود، به عنوان پدیده ای زیبایی شناسانه نیز، به آن توجه می شود، و طبعا بی توجهی به آهنگ و حالت های عاطفی صدا و به ویژه داد و فریاد کردن، آفت سخن و سخنوری است. قرآن کریم در بیانی تشبیه گونه، می فرماید: «و صدایت را آهسته ساز، که بدترین آوازها، بانگ خران است». اما صادق(ع)، داد و فریاد هنگام سخن گفتن را، مصداق آن دانسته است.

3- گناه آلودی
زیان، آن سان که عالمان اخلا ق گفته اند بیش از هر عضو دیگری در معرض گناه و آسیب است و آدمی با گفتارش می تواند گناهانی بی شمار و سنگین را مرتکب شود که خود سرچشمه بسیاری از ناشایست ها و جنایات قرار گیرد. از این روی، بر پرهیز از سخنان گناه آلود تاکید بسیار می شود. قرآن کریم چنان که پیشتر اشاره شد مومنان را به گفتار «استوار و درست (سدید) فرا می خواند» سخنی که بسان سدی محکم، مانع امواج گناه و باطل است. نیز امیرمومنان «صواب» گفتن را ویژگی پارسایان می شمارد یعنی بجا و درست گفتن و به دور از خطا و باطل.

4- نجوا در سخن
نجوا در حضور دیگران، از آسیب های سخن و عوامل ناپایداری ارتباط است، چه، این کار موجب بی اعتمادی و سو»ظن دیگران و نشانه بی اعتنایی به آنان و خلاف ادب است. از این روی در آیات و روایات بازداشته شده است: «ای کسانی که ایمان آورده اید چون با یکدیگر محرمانه گفت وگو می کنید به «قصد» گناه و تعدی و نافرمانی پیامبر با همدیگر محرمانه گفت وگو نکنید، و به نیکوکاری و پرهیزگاری نجوا کنید...
چنان نجوایی صرفا از «القائات» شیطان است تا مومنان را اندوهگین سازد.
نیز امام صادق «ع» می فرماید:
در جمع سه نفره نباید دو نفر از آنان جدای از سومی، به نجوا بپردازند، چرا که این کار موجب اندوه و اذیت وی می گردد.
از آیه و حدیث یاد شده برمی آید که نجوا از دو جهت نکوهیده است: نخست از جهت محتوای آن، هرگاه گناه و تعدی و نافرمانی باشد ودوم اینکه نجوا، خود موجب اندوه و آزار دیگران می گردد، بدین سان، اگر گفت وگوی محرمانه، نگرانی و سو»ظنی را برنینگیزد و محتوای آن، توصیه به نیکی ها و تقوا باشد، روا خواهد بود.

5- نازگویی (سخن دام افکنانه)
از دیدگاه آموزه های دینی، ارتباط با جنس مخالف، بر اصل تکبرورزی، فاصله گرفتن و حریم قائل شدن، استوار است و گفت وگو میان زن و مرد نامحرم، تنها به هدف انتقال اطلاعات لازم، در فضایی عادی و توام با حیا و عفت، روا می باشد. قرآن کریم، به همسران پیامبر(ص) و در واقع به تمام زنان مومن دستور می دهد به گونه جدی و متین با نامحرمان سخن گویند، و از به کارگیری تعبیرات یا آهنگ های نرم و تحریک کننده، که افراد شهوتران را به فکر گناه می افکند، بپرهیزند: پس به ناز سخن مگویید تا آن که در دلش بیماری است طمع ورزد و گفتاری شایسته گویید.
روشن است که عمل به این آموزه، گاهی در جهت حفظ عفت و پاکدامنی و بهداشت روانی جامعه می باشد.

6- تعارض بین گفتار و شخصیت گوینده
از آسیب های سخن، تعارض گفتار آدمی با شخصیت و متغیرهای شخصیتی اوست. این حالت، که نشانه ناپاکی یا تزلزل درونی و حتی نماد «نفاق» به شمار می رود، نمودهای گوناگونی دارد که از آن جمله است:

الف - تعارض سخن با باورهای درونی
گفتار آدمی بایستی برایند باورها، آرمان ها و گرایش های درونی او باشد و از سر اعتقاد و ژرفای دل بر زبان جاری گردد و از دوگانگی درون و برون، پرهیز شود.
قرآن کریم، با نکوهش از آنان که گفتار و پندارشان متعارض و سخنان فریبنده شان برخلاف خواسته ها و نگرش های آنان است، می فرماید: و از مردم کسی است که در زندگی این دنیا سخنش تو را به تعجب وامی دارد و خدا را بر آن چه در دل دارد گواه می گیرد، در حالی که خود، سخت ترین دشمنان است».
در جای دیگر، این شیوه را به صراحت، کار«منافقان» می داند: تا {خداوند} کسانی را که دورویی نمودند، معلوم بدارد...{آنان که} به زبان خویش چیزی می گفتند که در دلهایشان نبود».

ب- دورویی در سخن
عادت برخی آن است که در گفت وگو با افراد مختلف، شخصیت های متفاوت و گاه متضادی از خود بروز می دهند، و درمواجهه با هر فرد و گروهی، با زیر پا نهادن حقیقت، به گونه ای سخن می گویند تا رضایت آنان را به دست آورند و به منافع خویش برسند. از این روی، در حضور افراد به گونه ای سخن می گویند و پشت سر آنان به گونه ای دیگر این کار، که گونه ای نفاق و عامل سلب اعتماد عمومی است، در آیات و روایات، سخت نکوهش شده است. از جمله، امام باقر علیه السلا م می فرماید:
بد بنده ای است بنده دو شخصیتی و دو زبانی که در حضور برادرش، وی را می ستاید و در نهان، از او بدگویی می کنند

ج- نا همگونی سخن یا سطح دانش
گفتن مطالبی که آدمی، آگاهی کافی از آنها ندارد، و نیز اظهار سخنانی که سطح دانش او را فراتر از آن چه هست می نمایاند، از آسیب های گفت و گو ست که اولی، عامل نشر شایعات، و دومی نشانه خود برتربینی و فخر فروشی است از این روی، امیر مومنان علیه السلا م می فرمایند:
«نه تنها آن چه را نمی دانی، مگو، بلکه هر آن چه را می دانی نیز، بر زبان جاری مکن».

د- تعارض گفتار با رفتار
نا همگونی سخن با عمل، از عوامل مهم بی اعتمادی، کاهش یا سلب تاثیر گذاری سخن، و در نتیجه ناپایداری روابط کلا می است زشتی این کار و پیامدهای منفی آن، از آیات ذیل، به روشنی نمایان است: ای کسانی که ایمان آورده اید، چرا چیزی می گویید که انجام نمی دهید؟ نزد خدا بسیار موجب خشم است که چیزی را بگویید که انجام نمی دهید. بدین سان، گفتار خالی از عمل، خواه از سر نفاق باشد و خواه از روی ضعف اراده، خشم بزرگ خداوند را در پی دارد، چرا که در هر حال، آثار منفی خود را بر جای می نهد.
منبع: / روزنامه / مردم سالاری ۱۳۸۷/۰۸/۰۲

 آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED

+   سید محمد طباطبایی ; ۳:٠٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۸/۳٠

آداب سخنوری

1-آنچه را که میخواهید بگویید   ابتدا برای خود واضح و معلوم کنید.

2-فورا وارد اصل موضوع شوید.

3-به شکل ظاهری خود توجه داشته باشید

4-ابتدا  آتش  بگیرید  ...سپس  آتش بزنید ! ( اول از چیزی که می خواهید حرف بزنید لبریز شوید ...آگاه شوید و آن را با همه ی وجود بپذیرید  سپس در موردش حرف بزنید)

4-یک شروع طلایی و البته ...یک پایان طلایی داشته باشید!(به شیوه ی ابتکاری با یک حکایت خیلی کوتاه یا یک پرسش و یا مثال مرتبط / یک نقل قول زیبا و معتبر و.... شروع کرده   و به  پایان ببرید ..در این خصوص به زودی توضیحات بیشتر  تقدیم حضورتان خواهد شد.)

5-حتما ...حتما مقتضیات زمان  / مکان  و حاضرین   و  البته موضوع  را در نظر داشته باشید.

6-به حرف هایتان احاطه ی کامل داشته باشید.

7-از پراکنده گویی و پر چانگی و  زیاده گویی  که از بزرگترین آفات ارتباط است  بپرهیزید.

8-از به کار بردن عبارات بلند و عالمانه و فضل فروشی خودداری کنید(همچنین از کلمات غیر فارسی )

9-از سخن گفتن به شیوه ی عامیانه و بازاری  خودداری کنید.

10-احساسات دروغین از خود بروز ندهید.

11-از روی تکلف و... حرف نزنید ! خودتان باشید.

12-مطالب خارج از بحث را طرح نکنید. زمان را حتما در نظر داشته باشید.( در ضمن همیشه 10 دقیقه زودتر در محل حاضر شوید تا از مرتب بودن همه چیز مطمئن شوید )

13-تند / با عجله  و با سرعت  صحبت نکنید.

14-قبل از اجرا یا سخنرانی  جسم و روح خود را خسته نکنید

15- بدون (مخالف خوانی ) صحبت کنید! ( از همان ابتدا مخاطب را با حرف هایتان وادار به موضع گیری  نکنید.)

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED

+   یوسفی ; ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۱/۱

ژاپن بعد از فوکوشیما

آقای کین ایچی کومانو سفیر ژاپن در ایران، در نشست «سرو سایه‌فکن» انجمن فازغ‌التحصیلان دانشگاه صنعتی شریف که عصر روز شنبه 910202 در سالن جابرابن‌حیان دانشگاه برگزار شد، یکی از سخنران‌ های اصلی بودند.

ایشان سر ساعت به سالن رسیدند، به زبان فارسی و با عنوان «درس‌هایی از ژاپن پس از فوکوشیما» در مدت زمان تعریف شده، صحبت کردند:

منطقه‌ای که نیروگاه فوکوشیما در آن قرار داشت به منطقه «الگوی جامع آینده ژاپن» تبدیل می‌شود.

222 شهر و شهرستان و روستای منطقه آسیب‌دیده از زلزله و سونامی، در حال تدوین برنامه 10 ساله و چشم‌انداز جدید خود هستند. دولت‌های محلی و حکومت مرکزی، بر اساس این چشم‌انداز، آینده را می‌سازند.

دولت مرکزی ژاپن طی 5 سال، 240 میلیون دلار برای بازسازی به این منطقه اختصاص داده است.

54 نیروگاه هسته‌ای 30% کل تولید برق ژاپن را تامین می‌کردند. در چشم‌انداز ژاپن، طی 18 سال یعنی تا 2030 باید 50% مصرف انرژی برق هسته‌ای می‌شد. اکنون، همه چیز عوض شده است! چشم‌انداز جدید تا چند ماه دیگر ارایه می‌شود. تاکید بر صرفه‌جویی همگانی در مصرف انرژی برق است. سازگاری حداکثری با محیط زیست و ...

از اول ماه مارس دیگر هیچ نیروگاه هسته‌ای در ژاپن تولید برق نمی‌کند.

بر اساس درس‌آموخته‌های حادثه فوکوشیما، تابستان 2012 در همان فوکوشیما کنفرانسی بین‌المللی با عنوان مقاومت در برابر آسیب‌های بزرگ برگزار می‌شود تا همه دنیا از تجربه‌هایشان بگویند و از این رخداد و پیامدهای آن نیز بشنوند. سوخت نیروگاه فوکوشیما، طی 2 تا 10 سال آینده استخراج می‌شود. طی 30 تا 40 سال آینده کل نیروگاه، به طور امن از بین می‌رود. اگر سیستم ایمنی خطوط قطار پر سرعت ژاپن (شین‌کان‌سن) با اولین‌ تشخیص‌های امکان بروز زلزله، تمام قطارهای در حال حرکت (با سرعت 250 کیلومتر) را متوقف نمی‌کرد. فاجعه بزرگ اصلی در ژاپن رخ می‌داد.

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED

+   سید محمد طباطبایی ; ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۱٧

چگونه تمرکز خود را درکلاس درس، کنفرانس‌ها و .. افزایش دهید؟

 برای همه ما اتفاق افتاده که سر کلاس دانشگاه نشسته باشیم و درحالی که به تابلو خیره هستیم، تمرکز کافی برای گوش کردن به درس را نداشته باشیم یا اینکه درحال صحبت با تلفن همراه هستیم و تازه بعداز ۵ دقیقه که طرف مقابل صحبت کرده به او می‌گوییم، نفهمیدم، دوباره توضیح بده!

دلیل این نداشتن تمرکز هرچه که باشد، قسمتی از مشکل شما به علت انرژی اضافی ذهن شما است. یک راه‌حل برای برطرف کردن این مشکل این است که درحال گوش دادن به صحبتهای دیگران کمی ورجه وورجه کنید. محققان در این گونه موارد پیشنهاد می‌کنند که با شی کوچکی مانند خودکار یا حتی خمیربازی کودکان خود را کمی مشغول کنید.

improve-your-focus-by-fidgetingبا مصرف کردن انرژی ذهنی اضافی، تمرکز شما تا حدودی بهبود خواهد یافت. اینکه کمی قدم بزنید یا جای خود را تغییر دهید هم می‌تواند به بهبود تمرکز شما کمک شایانی کند. به طورکلی رهاکردن انرژی اضافی درطول روز، باعث می‌شود کارها را بهتر انجام دهید.

هر چه که سعی کنید بدون حرکت کردن، بر روی چیزی تمرکز کنید، تنها چیزی که عاید شما خواهد شد، خستگی بیشتر ذهن شماست. برای بهبود تمرکز حتی می‌توانید بین انجام کارهای مختلف از پله‌ها بالا بروید، درحال مکالمه با تلفن قدم بزنید و کلا سعی کنید تغییری درمحیط یکنواخت پیرامون خود ایجاد کنید.

سعی کردیم به جای یک مطلب بلند تمام چیزی که مد نظرمان بود را در یک مطلب کوتاه توضیح بدهیم. شما پیشنهاد دیگری دارید؟ برای تمرکز حواس می‌گویم! با شما هستم اصلا حواستان اینجاست؟

منبع:فارنت

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:FEED

+   سید محمد طباطبایی ; ٢:٤٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۳

۱۵ ثانیه طلایی !!


تنها ۱۵ ثانیه! این تمام زمانی است که مخاطبین به شما فرصت می‌دهند تا آن‌ها را جذب ارائه خود کنید. این ۱۵ ثانیه اول ارائه خود را هدر دهید تا در تمام مدت باقمیانده، مخاطبین شما وقت خود را به بازی با گوشی‌های موبایل خود بگذرانند، یا در مورد ناهار بعد از ارائه خسته کننده شما نقشه بکشند! ۴ توصیه زیربه نقل از Inc. com به شما کمک می‌کند که از این ۱۵ ثانیه طلایی حداکثر استفاده را بکنید. 

 

 

+   سید محمد طباطبایی ; ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٠/٢٤

تنگ بلورین و ماهی ایده

ایده‏اى یافته‏اید؟ یک لحظه هم صبر نکنید، ثبتش کنید؛ کجا؟ مهم نیست. مسافری هستید که اتوبوس سوار مى ‏شوید؟ پشت بلیت‏ اتوبوس. مستأجرى هستید که تا دقیقه ۹۰ قبض آب و برق و تلفن داخل‏ جیبتان است؟ پشت قبض. نمى ‏دانم هر کجاى دیگرى که مى ‏شود چهار کلمه‏ نوشت. افراد با تجربه مى‏ دانند که نباید ایده‏هایشان را روى جاده ‏لغزنده حافظه رها کنند. ایده‏ها مثل ماهى هستند. سریع لیز مى‏ خورند و ازدست مى ‏روند. ایده‏ها مثل شهاب‏ هاى آسمانى هستند. یک لحظه ظهورمى ‏کنند و بعد ناپدید مى ‏شوند.

+   سید محمد طباطبایی ; ۸:۳۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٠/٢٠

اثر رنگ ها در پاورپوینت

رنگ‌هایی که برای پاورپوینت پرزنتیشن‌تان انتخاب می‌کنید می‌توانند به عنوان راهنمایی برای واکنش حسی مخاطبان نیز درک شوند.

اگر از رنگ‌ها به درستی استفاده کنیم، آن‌ها می‌توانند کمک کنند تا مخاطب خودش را با جزئیات مختلف اسلاید ما هماهنگ کند. اما قدرت رنگ‌ها از این فراتر است. در واقع رنگی که شما برای تصاویر انتخاب می‌کنید راهنمای واکنش حسی مخاطب‌تان می‌شود.


+   سید محمد طباطبایی ; ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/۳٠

مانند استیو جابز سخنرانی کنید

بدون تردید یکی از نقاط قوت استیو جابز، سخنرانی های فوق العاده ی او بود. به طوری که بسیاری او را در این زمنیه صاحب سبک می دانند و تکرارنشدنی. اما واقعیت اینست که وی از ترکیب تکنیک های شناخته شده ی سخنرانی و آئین ذن بهره می برد و با تمرین فراوان و البته استعداد ذاتی اش، آنها را به کمال رساند. استیو جابز بارها ثابت کرد که وقتی دیگران هنگام سخنرانی فقط اطلاعاتشان را انتقال می دهند، او به مخاطبینش روحیه می بخشید. او با استفاده از این هنر، حتی اشکالات محصولات را طوری معرفی می کرد که نقطه مثبت به نظر بیایند.

Carmine Gallo یکی از متخصصینی است که بررسی های فراوانی بر روی استیو جابز انجام داده که حاصل آنها دو کتاب و ده ها مقاله ی منتشر شده در مجلات معتبر است. وی با تحلیل سخنرانی های استیوجابز، ۱۰ اصل مهم برای تاثیر گذاری بر روی مخاطب، را از آنها استخراج کرده است. پس اگر می خواهید یک سخنرانِ درجه یک شوید، حتما متن زیر را بخوانید!

+   سید محمد طباطبایی ; ۸:٠۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/۱٧

برای یک سخنرانی تاثیرگذار باید کدام دست را تکان داد؟

EDUPRESS - یافته جدید پژوهشگران نشان می‌دهد که حرکت دادن دست در هنگام سخنرانی تأثیر متفاوتی در درک اصوات می‌گذارد.

+   سید محمد طباطبایی ; ۸:٢٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٩/۱٩

روشهای سخنرانی موثر

10 Tips for Effective Public Speaking thumbnail

سخنران زرنگ و دانشمند کسی است که قبل از شروع به سخنرانی و قبل از بیان مطالب اصلی شنوندگان را «متمرکز» نماید.

برای متمرکز کردن فکر شنوندگان، راه‌های مختلفی وجود دارد که به چند طرق آنها در ذیل اشاره می‌شود، و این نمونه‌ها می‌توانند به شما کمک کنند که شما هم نسبت به هوش و ابتکار خود نمونه‌های دیگری را بکار برید.

+   سید محمد طباطبایی ; ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٩/٩

The Art of Whole Brain Presentations

“In classical times when Cicero had finished speaking, the people said, ‘How well he spoke,’ but when Demosthenes had finished speaking, they said, ‘Let us march!’”     
Adlai Stevenson

Cicero speaking

+   سید محمد طباطبایی ; ۱٠:٢٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٧/٢٦

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir