آفتاب ایرونی

این وب لاگ با هدف ایجاد مرکزیتی برای اطلاع رسانی و ایجاد ارتباط در محیط مجازی برای مدیران،مشاوران، متخصصین و پژوهشگران جهت هم افزایی و اثر گزاری در این حوزه مدیریت ایجاد شده است.و شامل یادداشت های از مدیریت فناوری اطلاعات، بانکداری، مدیریت اجرایی،مدیریت استراتژی، مدیریت برند، مدیریت روابط عمومی،مدیریت دانش، تعالی سازمانی، بهره وری، کارآفرینی، روانشانسی، اجتماعی و خانواده می باشد. و آفتاب ایرونی اشاره به اندیشه و قدرت مدیران و متخصصین ایرانی دارد.

از هستی چه نمی دانیم؟

از هستی چه نمی دانیم؟
هویّت عینی وجود، ناشناختنی است

بل تستحیلُ صورةُ علمیّهُ
فی النفسِ للهویّةِ العینیّهِ
بلکه محال است صورت علمیّه/ برای هویّت عینیّه ی وجود، در نفس، بوجود آید.
هنگامی که ما به درک ماهیّتی از ماهیّات موجوده نائل می شویم، صورتی از آن را نزد خود می یابیم که به اعتباری آن را ماهیّت مجرّده و به اعتبار دیگر آن را صورت علمیّه یا صورت ذهنیّه می نامند. حالا البتّه از این حیثی که می خواهیم آن را ملاحظه بکنیم، تفاوتی نمی کند در این که این صورت، در چه مرتبه ای از مراتب و در چه شأنی از شؤونات نفس خود ما باشد، یعنی فرقی نمی کند که این صورت، خیالی باشد یا عقلی؛ و به اعتبار دیگر، دارای تجرّد مثالی باشد یا تجرّد عقلانی(اوّلی مثل: صورت زید؛ و دوّمی مثل: صورت انسان). به هر تقدیر اگر دقّت کنیم، می یابیم که با ادراک ما، یک صورت یا ماهیّت محفوظه ای، در این میان، وجود دارد؛ که در خارج، موجود به وجود خارجی است و در ذهن، موجود به وجود ذهنی. اکنون اگر وجودات مقیّده و ماهیّات موجوده را پشت سر بگذاریم و بخواهیم وجود مطلق یا مطلق وجود یا وجود هویّات خارجیّه را، از این منظر، مورد مطالعه قرار بدهیم، می بینیم برای آن، چنین امکانی وجود ندارد، یعنی نمی توانیم خود وجود را به علم حصولی درک بکنیم. درست است که ما نمی توانیم نمادی - با عنوان مفهوم وجود - به صورت بسیط که حاکی از آن حقیقت باشد را تصوّر کنیم، لکن خود بهتر می دانیم که این مفهوم - که از سنخ معقولات ثانیّه ی فلسفی است - به یک اصطلاح، اعتباری است و خالی از همان حقیقتی است که می خواهد آن را بازگو کند؛ چون این مفهوم، موجود به وجود ذهنی است که بسان ظلّ است نسبت به نور وجود عینی؛ و همچون فیء، و نور و ظلّ، تا چه حدّ اختلاف است و تا چه اندازه غیریّت و دوگانگی است. لکن البتّه از آن نظر که این مفهوم، عنوان و حکایت آن حقیقت است، تنها دستاویز ماست و در رسیدن به آن هویّت عینیّه، می شود گفت: همان است، و با او یکی است؛ ولی با صرفنظر نمودن از این حیث، روشن است فاصله ی میان آنها. پس محال است وجود خارجی، به ذهن بیاید؛ و اگر نیاید، ما نمی توانیم شناخت تصوّری نسبت به آن داشته باشیم. شاید مراد کانت، از "شیء فی نفسه"یا"شیء مطلق"هم همین باشد؛ چون این محال بودن، فقط برنمی گردد به این که آنچه ما درک می کنیم، موجودات مقیّده اند، و وجود، بخودی خود، مطلق و نامحدود است، بلکه حتّی ما نمی توانیم از وجود همین موجودات مقیّده، نیز، سردر بیاوریم؛ چه ما با حدود و ماهیّات آنها ارتباط پیدا می کنیم و آنها را به ذهن می آوریم و لیکن از درک وجودات آنها عاجزیم؛ چرا؟ چون در ادراک ماهیّات موجوده، ما یک امر محفوظی داشتیم که نسبت به خارجیّت یا ذهنیّت، لابشرط بود، به ذهن که می آمد، وجود ذهنی می گرفت، در خارج که بود، وجود عینی و خارجی داشت، ولی در داستان وجود، ما فاقد چنین امر محفوظی هستیم؛ زیرا وجود، به نفس ذات خود، موجود است، و وجود دیگری، سوای خود، برای موجودیّت ندارد که از آن انتزاع بشود و به ذهن نقل مکان کند، اصلاً هویّت و واقعیّت او، در خارج بودن است، اگر به ذهن بیاید که، دیگر، خارجی نیست؛ و به ذهن نمی تواند بیاید، چون در این صورت، باید ذاتش منقلب بشود، و حال آن که انقلاب، محال است. و این نکته ی مهمّی است که مرحوم صدرالمتألّهین(قدّس سّره) در کتاب مشاعر خود، متعرّض آن شده. بنابراین، ما نمی توانیم نفس واقعیّتهای خارجی را، به علم حصولی، درک بکنیم.

+   سید محمد طباطبایی ; ٩:۱٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/٧

از هستی چه می دانیم ؟

از هستی چه می دانیم ؟شهود، تنها راه شناسایی هستی

وکُنهُهُ یُعرَفُ بالشهودِ
لاغیرَ کالرسومِ و الحدودِ
و کنه وجود، به شهرت شناخته می شود / نه به غیر شهود؛ مانند رسوم و حدود.
برای این که دچار سردرگمی نگردیم، ابتدا باید با مفاهیمی چند، آشنا بشویم؛ زیراایشان(قدّس سّره)می فرمایند: "و کنهه یعرف بالشهود"و حال آن که حاجی(قدّس سّره)می فرمایند: "و کنهه فی غایه الخفاء". معلوم است که اگر کنه وجود، در غایت خفا باشد، دیگر حتّی به شهود هم شناخته نمی شود؛ پس باید مراد از کنه، در نظر ناظم (قدّس سّره)با مراد حاجی(قدّس سرّه) متفاوت باشد؛ برای همین، ما، ذیلاً باید با حیثیّات و اعتبارات مختلفه ای که در این میان وجود دارد، و مورد استعمال حکما (ره)بوده، ارتباط پیدا بکنیم.

+   سید محمد طباطبایی ; ٩:۱٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/٧