آفتاب ایرونی

این وب لاگ با هدف ایجاد مرکزیتی برای اطلاع رسانی و ایجاد ارتباط در محیط مجازی برای مدیران،مشاوران، متخصصین و پژوهشگران جهت هم افزایی و اثر گزاری در این حوزه مدیریت ایجاد شده است.و شامل یادداشت های از مدیریت فناوری اطلاعات، بانکداری، مدیریت اجرایی،مدیریت استراتژی، مدیریت برند، مدیریت روابط عمومی،مدیریت دانش، تعالی سازمانی، بهره وری، کارآفرینی، روانشانسی، اجتماعی و خانواده می باشد. و آفتاب ایرونی اشاره به اندیشه و قدرت مدیران و متخصصین ایرانی دارد.

داستان جنگ گرامین بانک با فقر

«بانکدار فقرا» چاپ دومی شدبرشی از کتاب «بانک تهیدستان» 
روایت یونس: داستان جنگ گرامین بانک با فقر 

در این پرونده می خوانید :

در سال 1976، شروع به ملاقات با فقیرترین خانواده‌هایی که در «جبرا» زندگی می‌کردند کردم تا ببینم چگونه می‌توانم شخصاً به آنها کمک کنم. روستا از سه گروه تشکیل شده بود:
گروه مسلمانان، گروه هندوها، و گروه بودایی‌ها. وقتی به دیدن بودایی‌ها می‌رفتم، همیشه یکی از دانشجویان بودایی‌ام به نام «باروا» را همراه خود می‌بردم. در غیاب او پروفسور لطیفه مرا همراهی می‌کرد. او بیشتر خانواده‌ها را می‌شناخت و در ارتباط برقرار کردن با روستاییان از توانایی خاصی برخوردار بود.
یک روز هنگامی که من و لطیفه در حال گشت زدن در جبرا بودیم، با خانه‌ای کهنه و فرسوده روبه‌رو شدیم که کاهگل دیوارهایش ریخته بود و روی سقفش چندین حفره دیده می‌شد. جلوی خانه، زنی را دیدیم که در حالی که چمباتمه زده بود تعدادی ساقه بامبو را میان پاهایش نگه داشته بود و به شدت غرق کار بود.
زن، پس از اینکه متوجه حضور ما شد، بامبوهایش را روی زمین ریخت، برخاست و به سرعت به داخل خانه دوید. لطیفه به او گفت: «نترسید، ما غریبه نیستیم. ما در دانشگاه درس می‌دهیم. ما از همسایگان شما هستیم و تنها می‌خواهیم چند سوال از شما بپرسیم». با این جملات، زن اطمینان ‌خاطر پیدا کرد و گفت: «کسی در خانه نیست». منظورش این بود که مردی در خانه نیست. در بنگلادش زنان نباید با مردان غریبه صحبت کنند. بچه‌های زن، دور حیاط می‌دویدند و همسایه‌ها نیز با تعجب از پنجره به ما زل زده بودند.

+   سید محمد طباطبایی ; ۸:٥٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۳/۱

بدون شرح

از ایمیل آقای عبدالمحید تهرانی
آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED

+   سید محمد طباطبایی ; ٩:۳۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/٢٧