آفتاب ایرونی

این وب لاگ با هدف ایجاد مرکزیتی برای اطلاع رسانی و ایجاد ارتباط در محیط مجازی برای مدیران،مشاوران، متخصصین و پژوهشگران جهت هم افزایی و اثر گزاری در این حوزه مدیریت ایجاد شده است.و شامل یادداشت های از مدیریت فناوری اطلاعات، بانکداری، مدیریت اجرایی،مدیریت استراتژی، مدیریت برند، مدیریت روابط عمومی،مدیریت دانش، تعالی سازمانی، بهره وری، کارآفرینی، روانشانسی، اجتماعی و خانواده می باشد. و آفتاب ایرونی اشاره به اندیشه و قدرت مدیران و متخصصین ایرانی دارد.

ده گانه مدیریت زمان

مدیریت زمان یکی از مهارت هایی است که هیچ کس آن را در مدرسه به شما یاد نمی دهد ولی باید آن را یاد بگیرید . اگر نتوانید اطلاعات را به خوبی و به اندازه ی کافی سازماندهی کنید هیچ اهمیتی ندارد که چقدر باهوش هستید. و اگر تعلل ورزی شما باعث شود از انجام کار خود باز بمانید مهارت شما هیچ اهمیتی ندارد .

کارمندان جوان این موضوع را درک می کنند و سعی میکنند با مدیریت کردن زمان ، کارهای خود را در سروقت انجام دهند . در ایران این موضوع کمی نسبت به کشورهای دیگر متفاوت است و بخاطر این است که برای هر کاری ما میتوانیم عذر و بهانه پذیرفتنی بیاوریم که بقیه به ناچار قبول میکنند و کم کم برای ما رنگ عادت میگیرد . 
در محیط کاری امروزی ، می توانید با توانایی خود در کنترل اطلاعات و مدیریت زمان خود ، از دیگران متمایز شوید . مدیر یکی از سایتهای معروف که از دوستان من است  ،  می گوید : " با مهارت های نرم افزاری که شما را قادر می سازند حجم وسیعی از کار را به دست بگیرید ، می توانید چنان بر اوضاع مسلط شوید که خودتان هم از مرتب بودن آن به وجد بیایید " .


بنابراین من در اینجا 10 مرحله برای بهبود مدیریت کاری شما بیان می کنم که به تجربه بدست آمده است و موضوع ساده ای است  :

1. ایمیل های خود را نادیده نگیرید .

می گویند : " توانایی پردازش سریع و ترکیب اطلاعات و تبدیل آن به اقدامات ، یکی از ضروری ترین مهارت های دنیای حرفه ای امروزه می باشد" . ایمیل ها را در پوشه های مناسب دسته بندی کنید . اگر برخی پیام ها به تفکر بیشتری نیاز دارند آنها را به لیست کارهایی که باید انجام دهید اضافه کنید . اگر باید به آن رجوع شود از آن پرینت بگیرید و اگر یک جلسه است در تقویم خود یادداشت کنید . عنوان میشود که   :" یکی از ویژگی های واقعا خوب افراد جوان این است که می خواهند هر چیزی را یک بار تجربه کنند . شما فرد جوانی را نمی بینید که در حال بررسی ایمیل خود تظاهر کند که دارد کار می کند " . به محض خواندن یک ایمیل ، در مورد آن اقدام کنید و دوباره کاری نکنید . راستی این ایمیل های فورواردی رو هم در طول روز به آن نپردازید و بگذارید برای آینده . 


2. قبول کنید که انجام چند کار با هم بد است .
برای افرادی که تمام کارهایی مانند تماشای تلویزیون ، تایپ  و انجام تکالیف و کار های مختلف روزانه را به طور همزمان انجام نمی دهند ، چندوظیفه ای بسیار مضر است . و بهره وری تمام افراد را بدون توجه به اینکه این افراد چه کسانی هستند کاهش می دهد . تراپانی می گوید :" کمتر احتمال دارد که یک فرد جوان در تقاضای چندین کار احساس ضعف کند ، ولی بهره وری افراد   نیز با چندوظیفه ای کاهش می یابد " .
بنابراین سعی کنید آن را محدود کنید . توصیه میکنم  برای بالا بردن  اشتیاق ،  تمرکز روی موضوعات انجام دهید . 


3. ابتدا مهم ترین کار را انجام دهید .
من این کار را " استارت اول صبح " می نامد .  وقتی در صبح می خواهید کار خود را آغاز کنید قبل از اینکه ایمیلتان  را چک کنید یک ساعت را صرف انجام مهم ترین کار لیست خود کنید . این یک ایده ی عالی می باشد زیرا حتی اگر نتوانید در یک ساعت کل کار را انجام دهید ،‌به احتمال زیاد می توانید برگشته و بقیه ی کار را انجام دهید . همچنین  اگر قبلا برای شب برنامه ریزی کرده باشید این کارهای استارتی نتیجه ی خوبی خواهند داشت ،‌بنابراین وقتی می خواهید کار خود را آغاز کنید می دانید که مهم ترین کار شما در آن روز چیست .


4. ایمیل خود را طبق زمانبندی چک کنید .
دن مارکوویتز ، رئیس بهره وری شرکت مشاوره ی مدیریت TimeBack می گوید : " خواندن و پاسخ دادن به هر ایمیل به محض دریافت آن ، کار موثری نیست . فقط به خاطر اینکه کسی می تواند فوری با شما تماس بگیرد بدین معنی نیست که باید فورا به آنها پاسخ بدهید " .
او می گوید " افراد یک پاسخ قابل پیش بینی میخواهند نه یک پاسخ فوری " . بنابراین تا وقتی که افراد می دانند چقدر باید منتظر گرفتن پاسخ باشند و می دانند که چگونه در مواقع اضطراری به شما دسترسی داشته باشند ، شما می توانید تنها چند بار در روز به اکثر ایمیل ها پاسخ دهید .


5. آدرس های وب سایت را سازماندهی کنید .
از سرویس های بوک مارک مانند del.icio.us برای پیگیری وب سایت ها استفاده کنید . به جای یادداشت های تصادفی درباره ی مکانهایی که می خواهید بررسی کنید و مکان هایی که می خواهید به عنوان مرجع حفظ کنید و ... می توانید آنها را در یک مکان ذخیره کرده و در صورت نیاز به سادگی لیست خود را جستجو کرده و به اشتراک بگذارید . در ضمن همین کار را با فایلهای خود نیز انجام دهید . توصیه من استفاده از سرویس DrobBox برای صرفه جویی از چند بار گشتن است . 


6. بهترین زمان کاری خود را بشناسید .
من می توانم این کار را در هر زمان انجام دهم . ولی " من سعی می کنم کارها را زمانبندی کنم ،‌به طوری که وقتی در صبح کار می کنم بیشترین کارآیی را دارم " . هر کسی دارای بهترین زمان کاری می باشد . شما می توانید با نظارت بر بهره وری خود در طول یک دوره ، بهترین ساعات خود را کشف کنید . سپس باید زمانبندی خود را مدیریت کنید تا از بهترین ساعات کاری خود برای انجام مهم ترین کارهایتان استفاده کنید .


7. درباره ی استفاده از صفحه کلید فکر کنید.
اگر تمام روز با کامپیوتر سر و کار دارید استفاده از صفحه کلید اهمیت می یابد زیرا مربوط به کارآیی و بهره وری می شود . تراپانی می گوید " در هر روز معین ،‌یک کارگر اطلاعاتی تعدادی جستجو در گوگل انجام می دهد . برای این کار چقدر از صفحه کلید استفاده می کند ؟‌آیا می توانید آن را به 3 ثانیه کاهش دهید ؟ ممکن است 10 ثانیه صرفه جویی کنید ، ولی با گذشت زمان ، ثانیه های بیشتری صرفه جویی خواهد شد .

 

8. آغاز کار را تسهیل کنید .

برایان تریسی  می گوید " ما با تمام کرن پروژه ها مشکلی نداریم ، بلکه با آغاز آنها مشکل داریم" . او به شما توصیه می کند که " پروژه های خود را به قسمت های کوچکتر تقسیم کنید تا بتوانید از عهده ی انجام آنها برآیید " .


9. لیست کارهای خود را هر روز سازماندهی کنید .
اگر نمی دانید باید چکار کنید چطور می توانید زمان خود را برای انجام آن مدیریت کنید ؟ برخی افراد دوست دارند این لیست را با دست بنویسند زیرا در صورتی که مایل باشید هر روز آن را مجددا بنویسید تا زمانی که به طور کامل انجام شود ، این کار تعهد شما را نشان می دهد . برخی دیگر نرم افزار را دوست دارند زیرا لیست کارهای آنها را به بخش های مربوطه و قابل مدیریت تقسیم می کند . به عنوان مثال نرم افزاری مثل Trello میتواند بر روی کامپیوتر ، تبلت و موبایل نصب شود و در هر زمان شما را نسبت به وضعیت پروژه هایتان به روز نگه دارد  . 


10. جرات کند بودن را داشته باشید .
به یاد داشته باشید که یک مدیر زمان خوب در واقع نسبت به یک مدیر زمان بد ، بسیار کندتر به برخی چیزها پاسخ می دهد . به عنوان مثال کسی که کاری با اولویت بالا را انجام می دهد احتمالا در حال انجام آن کار به ایمیل های دریافتی پاسخ نمی دهد . همانطور که مارکوویتز می نویسد : " بدیهی است که کارهایی بسیار مهم تر از پاسخ دادن به ایمیل وجود دارد . همه ی ما به طور ذاتی این را می دانیم . چیزی که اکنون باید انجام دهیم این است که تشخیص دهیم انجام کار یک شخص ( ارزیابی چیزهای دریافتی و نحوه ی کنترل آنها) و برنامه ریزی برای آن نیز ماموریت های بحرانی محسوب میشوند "‌.

اگر بتوانید این 10 توصیه ساده و عملی را در کارهای روزانه خود اعمال کنید ، میتوانید قدمهای زیادی را درجهت برنامه ریزی روزانه استفاده کنید .


منبع:iplan

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

ع"

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید. 

+   سید محمد طباطبایی ; ٤:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٢/۱۱

چگونه به جای پرکاری، هوشمندانه کار کنید؟

«نگویید وقت کافی ندارم. ما هر روز دقیقاً همان تعداد ساعت وقت داریم که هل کلر، پاستور، میکل‌آنژ، داوینچی و انیشتین داشتند.» جکسون بروان

آدم‌های زیادی را در طول روز می‌بینیم که همیشه مشغول‌اند. ایمیل چک می کنند، از این جلسه به آن جلسه می‌روند، تلفنی حرف می‌زنند و از این طرف به آن طرف می‌روند. اما آیا این «سرشلوغ بودن» به معنای این است که کار بیشتری انجام می‌دهند؟
به نظر می‌رسد برای چنین آدم‌هایی مفهوم بهره‌وری جا نیفتاده است. خیلی وقت‌ها می‌شود به جای پرکاری، هوشمندانه‌تر کار کرد.
مطمئن باشید اگر هوشمندانه کار کنید و مدیریت زمان داشته باشید، برای تمام کارهایتان وقت خواهید داشت. توصیه‌هایی که در ادامه می‌بینید به شما کمک می‌کند که وقت‌تان را هوشمندانه‌تر صرف کنید. البته آدم‌ها با هم فرق دارند و ممکن است برخی از این راهکارها به درد شما نخورد. اما شما هم می‌توانید لیست شخصی خودتان را داشته باشید.
۱) اول مهم‌ترین کار را تمام کنید
این قانون طلایی مدیریت زمان است. اگر به طور روزانه چند وظیفه مختلف دارید، ابتدا از مهم‌ترینش آغاز کنید. وقتی آن کار تمام شد، احساس موفقیت بیشتری می‌کنید و با انرژی بهتری سراغ باقی کارها می‌روید. اما اگر کار مهم‌تر را برای آخر بگذارید، تا آخر روز نگرانش هستید و حواس‌تان روی کارهای دیگر متمرکز نمی‌شود.


۲) یاد بگیرید «نه» بگویید
خیلی وقت‌ها یک «نه» ساده باعث می‌شود که به همه کارهای اصلی‌تان برسید و وقت اضافه هم بیاورید. البته بعضی‌ها هم از آن طرف بام می‌افتند و با زیاد «نه» گفتن برخی از فرصت‌های پیش رو را از بین می‌روند. فقط وقتی «بله» بگویید که مطمئن باشید وقت کافی دارید.


۳) ۷ تا ۸ ساعت بخوابید
برخی‌ها فکر می‌کنند زدن از زمان خواب راه خوبی برای افزایش بهره‌وری است. اما این‌گونه نیست. پزشکان می‌گویند وقتی شما کم‌خوابی داشته باشید، علاوه بر مشکلات مختلف جسمی، بهره‌وری‌تان نیز به شدت کاهش پیدا می‌کند. ممکن است دو ساعت جلو بیافتید، ولی در طول روز بعد با خستگی و کسالت چند ساعت را از دست می‌دهید.

۴) حواس‌تان را روی کاری که می‌کنید متمرکز کنید
تمام تب‌های مرورگر اینترنت‌تان را ببندید. تلفن‌تان را بی‌صدا کنید و کناری بگذارید. محیط کار را خلوت کنید و بعد می‌بینید کاری که چند ساعته تمام می‌شد خیلی زودتر تمام شده است و خیلی هم خسته نیستید. بعضی وقت‌ها شنیدن به یک موسیقی ملایم هم کمک می‌کند که حواس‌تان به چیزهای بی‌ربط پرت نشود.

۵) زود شروع کنید
اگر دنبال چند ساعت اضافه برای کار کردن هستید، به جای این‌که تا دیروقت سر کار بمانید، کارتان را صبح زود شروع کنید. شاید در ابتدا برایتان سخت باشد، ولی وقتی عادت کنید همیشه چند ساعت جلویید. بیشتر آدم‌های موفق سحرخیزند. با این کار از شر ترافیک صبح‌گاهی نیز خلاص می شوید.

۶) اجازه ندهید جزئیات بی‌اهمیت کارتان را مختل کند
بعضی وقت‌ها آن‌قدر به جزئیات توجه می‌کنیم و وسواس به خرج می‌دهیم که کارمان خیلی بیشتر از چیزی که باید طول می‌کشد. ایده‌آل‌گرا بودن خیلی وقت‌ها باعث هدر رفتن زمان می‌شود. سعی کنید از ابتدا نتیجه خوب و مورد قبول را مشخص کنید و وقتی به آن رسیدید دیگر وسواس برای بی‌نقص شدن را کنار بگذارید.

۷) وظایف کلیدی را به عادت تبدیل کنید
اگر کار شما به نوشتن مربوط می‌شود، سعی کنید هر روز بنویسید. حتی اگر سفارشی از جایی ندارید سعی کنید موضوعی پیدا کنید و درباره‌اش بنویسید و مثلاً عادت کنید روزی دست‌کم ۱۰۰۰ کلمه مفید بنویسید. وقتی به کارتان عادت کنید انجام دادنش سریع‌تر می‌شود و خستگی بعد از اتمام کار نیز تا حد زیادی از بین می‌رود.

۸) تلویزیون / اینترنت / بازی‌های ویدئویی را محدود کنید
لابد شما هم روزهایی داشته‌اید که کلش صرف همین سه کار شده باشد. زمانی که صرف تلویزیون دیدن و وب‌گردی و بازی کردن می‌شود می‌تواند از یک ساعت تا ۲۴ ساعت در شبانه‌روز باشد. اگر خودتان را محدود نکنید، بخش زیادی از زمان‌تان صرف این کارها می‌شود.

۹) زمان پایان کار را مشخص کنید
به جای این‌که بگویید «آن‌قدر پشت میز می‌نشینم تا این کار تمام شود» به خودتان بگویید «من این کار را تا سه ساعت دیگر تمام می‌کنم.» محدودیت زمانی به شما کمک می‌کند تمرکز کنید و با بهره‌وری بیشتری کار کنید. بعد از انجام کار در زمان مقرر هم حس بسیار خوبی خواهید داشت.

۱۰) بین کارها زمانی برای بازنگری بگذارید
وقتی از این کار با عجله به کار دیگر می‌روید، زمانی برای تحسین کردن خودن و انگیزه گرفتن ندارید. همچنین در چنین شرایطی ایرادهای کارتان را نیز نمی‌بینید. بین کارها کمی استراحت کنید، قدم بزنید و همه چیز را مرور کنید. دراین مواقع هم ایرادهای کارتان را می‌بینید و هم به خودتان انگیزه می‌دهید.

۱۱) فقط به کلیت کار فکر نکنید
مخصوصاً وقتی کل پروژه خیلی پیچیده و طولانی است، به جای این‌که مدام به این روند طولانی فکر کنید و حرص بخورید، سعی کنید روی نزدیک‌ترین کاری که مشغولش هستید تمرکز کنید. وقتی این کار تمام شد سراغ قدم‌های سخت‌ترِ بعدی خواهید رفت.

۱۲) ورزش کنید و سالم غذا بخورید
مطالعات بی‌شماری رابطه مستقیمی بین سلامتی و بهره‌وری نشان می‌دهد. وقتی انرژی فیزیکی‌تان بیشتر باشد، می‌توانید هوشمندانه‌تر کار کنید.

۱۳) کمتر کار کنید
به جای این‌که چندین کار مختلف داشته باشید، سعی کنید آرام‌تر کار کنید و یک پروژه مشخص را به سرانجام برسانید. در چنین حالتی می‌توانید ارزش افزوده بیشتری تولید کنید.

۱۴) آخر هفته‌ها کمی کار کنید
درست است که آخر هفته برای تفریح و استراحت است. اما اگر ۲ تا ۴ ساعت روزهای تعطیل را صرف پرداختن به کارهای هفته بعد کنید، شنبه صبح را با نگرانی و افسردگی شروع نمی‌کنید.

۱۵) منظم کار کنید
اگر چند نفر زیر دست شما کار می‌کنند برای آن‌ها برنامه منظمی تهیه کنید که بدون اتلاف وقت کار کنند. همچنین اگر برای خودتان کار می‌کنید، همه چیز را در پوشه‌های منظم قرار دهید تا برای پیدا کردن مقاله هفته پیش دو ساعت وقت تلف نکنید.

۱۶) در زمان‌های انتظار کاری بکنید
وقتی در مطب منتظر نوبت نشسته‌اید یا در صف اتوبوس و تاکسی هستید می‌توانید از زمان‌تان استفاده کنید. خواندن یک کتاب جیبی یا مرور لغات زبان یا بررسی کردن برنامه کاری فردا از جمله این کارهاست. این‌گونه دیگر متوجه گذران وقت هم نمی‌شوید و اعصاب‌تان کمتر خرد می‌شود.

۱۷) خودتان را حبس کنید
بعضی وقت‌ها هیچ کاریش نمی‌شود کرد. برای این‌که کار به سرانجام برسد لازم است در اتاق‌تان را قفل کنید و بدون توجه به هیچ چیز دیگری کارتان را تمام کنید. شب‌های تحویل پروژه مثال خوبی برای چنین وقت‌هایی است.

۱۸) به برنامه‌تان متهد بمانید
خودتان را گول نزنید. وقتی برای خودتان برنامه‌ریزی کرده‌اید که فلان کار را امروز انجام دهید و غیر از خودتان هیچ‌کسی نیست که به کار شما نظارت کند، به برنامه‌تان متعهد بمانید و حتی اگر خسته شده‌اید، کار را تمام کنید.

۱۹) کارهای مشابه را با هم انجام دهید
اگر باید در این هفته سه مقاله بنویسید و دو ویدئو بسازید. اول کار مقاله‌ها را تمام کنید و بعد سراغ ویدئوها بروید. وقتی ذهن‌تان به یک نوع کار مشغول می‌شود، سوئیچ کردن روی کار دیگر بهره‌وری را پایین می‌آورد.

۲۰) زمانی برای سکون پیدا کنید
از فضای شلوغ محیط کاری وارد ترافیک سنگین عصرگاهی می‌شوید و بعد هم در خانه از یک طرف تلویزیون روشن است واز طرف دیگر پای اینترنت هستید و با اعضای خانواده هم صحبت می‌کنید و دوباره روز از نو، روزی از نو. سعی کنید وسط این زندگی شلوغ و سریع،‌ لحظه‌های برای ساکت بودن و ساکن بودن پیدا کنید. وقتی پیدا کردید اثرش را هم متوجه می‌شوید.

۲۱) چیزهای غیرضروری را حذف کنید
زندگی مدرن مملو از چیزها و کارهای غیرضروری، اما زمان‌بر است. اگر بتوانید این چیزها را پیدا کنید و حذف‌شان کنید، متوجه می‌شوید که آن‌قدرها هم که فکر می‌کردید سرتان شلوغ نیست.

۲۲) از کارتان لذت ببرید
خیلی وقت‌ها آن‌قدر در کار غرق می‌شویم که فراموش می‌کنیم قرار بوده از کاری که می‌کنیم لذت ببریم. به این فکر کنید که چند سال قبل آرزو داشتید چنین جایگاهی داشتید و حالا که چنین پستی گرفته‌اید و کارتان خوب پیش می‌رود، فراموش کرده‌اید که قرار بود اگر مهندس، دکتر، مدیر، معلم و… شدید حسابی از کارتان لذت ببرید.

ترجمه:محمد میرزایی

 

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید. 

+   سید محمد طباطبایی ; ٩:٢۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٢/۳

حقایق شگفت‌انگیز برای افزایش خلاقیت و بهره‌وری مغز

تفکر ما در خصوص چگونگی ساز و کار مغز و آن‌چه که در حقیقت انجام می‌شود مسئله‌ای است که همواره مایه حیرت و شگقتی من بوده است. مثلا مدت‌ها فکر می‌کردم راه مشخصی برای انجام برخی کارها وجود دارد اما با گذشت زمان دریافته‌ام که کاملا در اشتباه بوده‌ام.

به عنوان مثال من همیشه فکر می‌کردم که انسان‌ها می‌توانند چندکاره باشند، یعنی در یک زمان می‌توانند سریال مورد علاقه‌شان را تماشا کنند، با ایمیل یک قرار کاری را هماهنگ کنند و حواسشان به تکالیف فرزندان‌شان هم باشد. و از آن جالب‌تر این انتظار را همیشه از اطرافیانم داشتم که در قبال موضوعات مرتبط با من همین‌گونه رفتار کنند.

اصلا برای من قابل‌پذیرش نبود که فردی در هنگام رانندگی از گفتگو پرهیز کند چون می‌خواهد حواسش به رانندگی باشد یا مواردی از این دست. اما بر طبق آخرین مطالعات انجام شده در این خصوص، برای مغز انسان غیرممکن است که بتواند در یک زمان بر روی دو کار تمرکز کند و مسئولیت صحیح انجام دادن چندکار همزمان را بپذیرد.

این تجربه و چند ایده از این دست موجب شد که در این‌جا ۱۰ حقیقت شگفت‌انگیز درخصوص مغز انسان را با هم مرور کنیم و حقایق را جایگزین نظریه‌های پیشین کنیم. البته احتمالا از این طریق هم به افزایش بهره‌وری و کارایی موتور اندیشه‌مان کمک کنیم.

 

۱- زمانی که خسته هستید مغز شما کارهای خلاقانه‌تر را بهتر انجام می‌دهد

زمانی که من در خصوص ساعت بدن و تاثیرگذاری آن در روال روزمره زندگی اطلاعاتی کسب کردم فمیدم که بسیاری از کارهایی را که در طول روز برنامه‌ریزی کرده‌ام درحقیقت با ساعت بدنم سازگار نیست.

به عنوان مثال اگر شما صبح پس از بیدار شدن از خواب احساس سرخوشی دارید و در نقطه اوج انرژی خود هستید، این زمان بهترین وقت برای شما جهت رسیدگی به امور بحرانی، تحلیل و آنالیز، پیدا کردن راه حل برای مشکلات، پاسخ به سوالات و پروژه‌های کاری در طول روز است. و خوب برای بعضی از افراد این نقطه اوج در زمانی دیگری ار روز رخ می‌دهد شاید برای برنامه‎‌ریزی و انجام کارهای روزمره بهتر باشد نقطه اوج خود را پیدا کنید.

getting-ideas
 

از سوی دیگر اگر شما در حال تلاش برای انجام یک کار خلاقانه هستید، زمان‌هایی که خسته هستید و مغز شما فعالیت کارآمد ندارد شانس بیشتری برای خلق یک ایده ناب دارید. شاید به نظر غیرمنطقی و مسخره بیاید اما اغلب ایده‌های نو و بزرگ در یک استحمام بعد از یک روز کاری سخت و طولانی به ذهن خطور می‌کند. اما حقیقت پشت پرده چیست؟

زمانی که خسته هستید، مغز انرژی لازم را جهت فیلتر کردن حواس شما ندارد بنابراین به حاشیه می‌روید و از سوژه پرت می‌شوید و تمرکز لازم روی یک موضوع خاص را ندارید. در حقیقت گاهی آن‌قدر از مسیر دور می‌شوید که ارتباطی بین آنچه در ذهن شماست و سوژه اصلی پیدا نمی‌کنید. حتما برای شما پیش آمده است که در فکر و خیال و رویا فرو رفته باشید در حدی که یادتان نیاید سرآغاز این مسیر چه بوده است. در این سفر بی قید و بند فکری ارتباطات جدید کشف می‌شود، ایده‌ها و راه‌های جدید جایگزین مسیرهای قدیمی و از پیش برنامه‌ریزی شده می‌شود و از این‌رو زمانی که خسته هستید مغز شما در فازی قرار دارد که می‌تواند راه‌حل‌های خلاقانه‌تری را پیدا کند.

ساینتیفیک آمریکن در مقاله‌ای با عنوان «بهترین زمان خلاقیت شما آن زمانی که فکر می‌کنید نیست» توضیح می‌دهد که چگونه حواس پرتی می‌تواند مفید باشد:

درک صحیح مشکلات نیازمند تفکر خارج از چهارچوب‌های معمول است و در چنین حالتی آماده بودن برای حواس‌پرتی می‌تواند سودمند باشد. در زمانی که شما در اوج انرژی خود نیستید کمتر می ‌توانید تمرکز کنید و طیف وسیع‌تری از اطلاعات در مغز شما در حال آنالیز است. این دامنه وسیع‌تر به شما امکان می‌دهد که گزینه‌ها و تفسیرهای بیشتری را از پیرامون و به خصوص در مورد سوژه مورد نظر داشته باشید در نتیجه نوآوری و بینش شما ارتقا می‎یابد.

 

 

۲- استرس می‌تواند سایز مغز را تغییر دهد و آن را کوچک‌تر کند

شرط می‌بندم که حدس هم نمی‌زدید که استرس شایع‌ترین علت تغییر در عملکرد مغز است. نگاه به این مقاله می‌تواند حقایق شگفت‌انگیزی را در زمینه استرس به شما بیاموزد.

در خصوص تغییرات ایجاد شده در مغز به علت استرس، تحقیقات مختلفی انجام شده است. در یکی از این تحقیقات تاثیرات استرس را بر سلامت روانی تعدادی از میمون‌های نوزاد امتحان کردند. بر این اساس ۱۳ بچه میمون توسط همسالان خود به مدت ۶ ماه مورد مراقبت قرار گرفتند و ۱۵ بچه میمون توسط مادران خود نگهداری شدند. پس از ۶ ماه قبل از آن که محققان مغز آن‌ها را اسکن کنند همه بچه میمون‌ها به گروه اجتماعی طبیعی‌شان برگردانده شدند. برای میمون‌هایی که از مادران خود دور بودند و توسط همسالان مراقبت شده بودند، بخش‌هایی از مغز که مربوط به استرس است بزرگ‌تر بود و حتی پس از بودن در شرایط طبیعی تا چندماه بزرگی این بخش مغز قابل توجه بود. اگرچه برای یک نتیجه قطعی مطالعات بیشتری مورد نیاز است اما آن‌چه مسلم است استرس طولانی مدت مغز ما را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

stresschart
 

 

در مطالعه دیگری که در خصوص تغییر اندازه مغز در جریان استرس مداوم انجام شد، محققان دریافتند که ناحیه هیپوکامپ مغز  موش‌های آزمایشگاهی که دچار استرس مزمن بودند کوچک شده بود. هیپوکامپ قسمتی از مغز است که به عنوان مرکز یادگیری و تشکیل خاطرات شناخته می‌شود و جز اولین نواحی مغز است که در بیماری آلزایمر آسیب می‌بیند. افرادی که به طور طبیعی هیپوکمپوس کوچکتری دارند بیشتر در معرض ابتلا به بیماری PTSD هستند. اختلال تنش‌زای پس از رویداد یا استرس پس از سانحه که به صورت مخفف PTSD معرفی می‌شود سندرمی است که پس از مشاهده، تجربه مستقیم یا شنیدن یک عامل استرس‌زا و آسیب‌زای شدید روی می‌دهد که می‌تواند به مرگ واقعی یا تهدید به مرگ یا وقوع یک سانحه جدی منجر شود. اگرچه اغلب مردم (۵۰ تا ۹۰٪) یک رویداد بسیار تنش‌زا را تا پایان عمر به یاد دارند، فقط ۸٪ آنها به PTSD مبتلا می‌شوند.

 

 

۳- انجام چندوظیفه همزمان به معنای واقعی برای مغز غیرممکن است

انجام چند فعالیت مغزی به صورت همزمان برای مدت‌های طولانی تشویق و ترویج می‌شده است. این تمایل و تشویق صرفا به دلیل بهره‌وری بیشتر از مغز نیست بلکه از نظر روانی به افراد احساس رضایت و خرسندی می‌دهد. حال آن که طبق تحقیقات متعدد مشخص شده است که چندوظیفه‌ای بودن در یک زمان برای مغز غیر ممکن است. زمانی که چندکار را به صورت همزمان انجام می‌دهیم، درحقیقت مغز ما مدام بین فعالیت‌ها سوییچ می‌کند و عقب و جلو می‌رود. بنابراین عملکرد مغز در هر زمان صرفا مربوط به یک فعالیت است.

http://www.dreamstime.com/-image25641023
 

 

کتاب «قوانین مغز» توضیح می‌دهد که چگونه چندکاره بودن مغز می‌تواند زیان‌آور باشد:

در حالتی که ما به طور همزمان به چندکار رسیدگی می‌کنیم میزان خطا تا ۵۰ درصد افزایش می‌یابد و انجام یک کار مشخص ممکن است به زمانی دوبرابر حالت عادی نیاز داشته باشد.

در واقع ما مشغول تقسیم کردن منابع مغز و حواسمان در چندکار مختلف هستیم. هر چند که این کار به توالی انجام می‌شود اما پرش‌های پشت سر هم بین وظایف موجب می‌شود که تمرکز لازم بر روی هیچ یک از فعالیت‌ها وجود نداشته باشد. در واقع مغز کارها یا موضوعات را تقسیم و ریز کرده و آن‌ها را یکی یکی پردازش می‌کند. اما این روند تقسیم و انجام دو یا چند فعالیت برای مغز دشوار است و به جای افزایش بهره‌وری مغز را وادار می‌کند بخشی از انرژی خود را صرف فیلتر کردن اطلاعات بی ربط کند.

زمانی که مغز ما مسئولیت رسیدگی به یک وظیفه را دارد کورتکس پره‌فرونتال مغز ما مهم‌ترین نقش را ایفا می‌کند. در فرایند خوردن یک شیرینی بخش قدامی مغز شما ابتدا قصد یا هدف خوردن شیرینی را ایجاد می‌کند و بخش خلفی وظیفه برقراری ارتباط با سایر قسمت‌های مغز برای صدور دستورهای لازم به اعضا را به عهده می‌گیرد. به این ترتیب دست شما برای برداشتن شیرینی حرکت می‌کند و مغز می فهمد که کی آن را گرفته‌اید.

multitasking-brain
 

 

مطالعه‌ای که در پاریس انجام شده نشان می‌دهد که زمانی که کار دومی به وظایف مغز افزوده می‌شود، مغز به دو بخش تقسیم شده و هر نیم‌کره به تنهایی روی یک موضوع کار می‌کند (تصویر بالا). در این حالت بار وارد شده به مغز زیاد است و مغز نمی‌تواند از تمام ظرفیت خود استفاده کند. زمانی که کار سومی به این مجموعه اضافه شود داستان به شدت خراب‌تر می‌شود. داوطلبانی که ماموریت انجام همزمان سه کار را پذیرفته بودند به صورت مداوم یکی از آن‌ها را فراموش می‌کردند و نرخ خطای آن‌ها ۳ برابر بیش از حالتی بود که ۲ وظیفه را انجام می‌دادند.

 

 

 

۴- چرت زدن در روز عملکرد مغر را بهبود می‌بخشد

احتمالا همه شما می‌دانید که خواب کافی تا چه اندازه بر عملکرد مغز تاثیرگذار است اما این قضیه در چرت‌های روزانه هم به اثبات رسیده است.

url
 

 

طبق مطالعات انجام شده چرت‌های روزانه هم می تواند از طرق زیر در بهبود عملکرد مغز مفید واقع شوند:

در یک مطالعه، جهت تست قدرت حافظه با در نظر گرفتن زمانی مشخص به افراد تعدادی کارت مصور دادند تا تناسبات و شکل‌های آن‌ها را به خاطر بسپارند. سپس یک استراحت ۴۰ دقیقه‌ای به شرکت کنندگان داده شد که در این مجال گروهی خوابیدند و گروهی بیدار مانند. پس از زمان استراحت حافظه افراد مورد سنجش قرار گرفت و نتایج در گروهی که چرت کوتاهی زده بودند به مراتب بهتر بود. در حقیقت افرادی که به خواب رفته بودند ۸۵ درصد از الگوها و کارت‌ها را به یاد داشتند در حالی که این آمار برای گروهی که بیدار مانده بودند ۶۰ درصد بود.

ظاهرا چرت زدن موجب می‌شود که اطلاعات دریافت شده در مغز ما حک شوند.

تحقیقات نشان می‌دهد که زمانی که مطلبی برای اولین بار وارد مغز ما می‌شود در هیپوکامپ ثبت می‌شود اما در این مرحله، حافظه بسیار شکننده است و احتمال فراموشی بسیار زیاد است به خصوص اگر بخواهید مطلب دیگری را به خاطر بسپارید. در این حالت به راحتی داده قدیمی جای خود را به مطالب جدید می‌دهد. به نظر می‌رسد چرت زدن موجب می‌شود که خاطرات به نئوکورتکس منتقل شود این بخش لایه بیرونی دو نیم‌کره مغزی است و در عملکرد حواس، تولید دستورهای حرکتی، تصمیم‌گیری مکانی، خودآگاهی و زبان نقش دارد. در نئوکورتکس اطلاعات برای مدت طولانی‌تری ذخیره سازی می‌شوند.

در نگاهی دیگر افرادی بعد از چرت زدن انرژی بیشتری دارند و می‌توانند از نو به ادامه کار خود بپردازند.

چرت زدن کمک می‌کند که اطلاعات  و داده‌های وارد شده از حافظه‌های موقت مغز به مناطق مناسب‌تر ذخیره‌سازی منتقل شوند. بنابراین مغز گنجایش پذیریش و آنالیز اطلاعات جدید را بدست می‌آورد. در مطالعه در دانشگاه کالیفرنیا، از شرکت‌کنندگان خواسته شد که کار مشخصی را حوالی ظهر انجام دهند. برای انجام کار نیاز به فراگیری و به خاطر سپردن اطلاعات جدید فراوانی بود. پس از کسب بخشی از داده‌های مورد نیاز در ساعت ۲ بعد از ظهر گروهی از شرکت کنندگان خوابیدند و گروهی دیگر بیدار ماندند و استراحت کردند. نحوه عملکرد دو گروه در ساعت ۶ بعدازظهر مورد ارزیابی قرار گرفت و افرادی که خواب کوتاهی در بعدازظهر داشتند عملکرد بهتری را ارائه کردند در واقع عملکرد گروهی که چرت زده بودند حتی از صبح و پیش از خواب هم بهتر بود. اما واقعا در طول خواب چه اتفاقی در مغز رخ می‌دهد؟

تحقیقات اخیر نشان داده است که در طول خواب سمت راست مغز به مراتب فعالیت بیشتری نسبت به سمت چپ مغز دارد با وجود این که ۹۵ درصد جمعیت جهان راست دست هستند و نیمکره چپ مغز آن‌ها غالب است، اما مشاهدات نشان داده است که در طول خواب به طور مداوم نیمکره راست مغز فعال‌تر است.

brain
 

 

آندری مدودف (Andrei Medvedev) محقق این پروژه بر این باور است که سمت راست مغز به نوعی وظایف «خانه‌داری» را در طول خواب انجام می‌دهد. بدین معنی که زمانی که نیمکره چپ مغز در حال استراحت است سمت راست مغز در حال فعالیت جهت پاکسازی اطلاعات از مناطق ذخیره‌سازی موقت، انتقال اطلاعات به بخش ذخیره‌سازی طولانی مدت و تثبیت خاطرات روز در مغز است.

 

 

 

۵- حس بینایی بر بقیه حواس غالب است.

با وجود این‌که بینایی یکی از پنج حس اصلی ماست اما به نظر می‌رسد که نسبت به بقیه حس‌ها اولویت و تقدم دارد. شما با شنیدن یک سری اطلاعات تنها ۱۰ درصد آن را سه روز بعد بیاد می‌آورید حال آن که اگر به همان اطلاعات یک تصویر اضافه کنید، دیدن تصویر موجب می شود ۶۵ درصد اطلاعات سه روز دیگر در خاطر شما باشد.

یکی از دلایل این امر ممکن است این باشد که فرآیند خواندن برای مغزهای با راندمان بالایی انجام نمی‌شود. مغز ما حروف هر متن را نیز به صورت تصاویر کوچک با مشخصه‌های خاص به خاطر می‌سپارد و با انطباق این ویژگی‌ها با تصویر ذهنی ما قادر به خواندن نوشته‌ها هستیم. و این کار به صرف زمان نیاز دارد!

چیزی که تعجب‌آور است این است که تکیه زیاد مغز بر روی حس بینایی خوب نیست! به عنوان مثال مغز ما مدام در حال حدس زدن ماهیت اطراف در یک فضای سه بعدی است. نور در شبکیه یک تصویر دوبعدی می‌سازد و بنابراین تخمین تصویر سه بعدی قابل مشاهده اشکال به عهده مغز است.

در تصویر زیر می‌توانید ببینید که چه حجمی از مغز اختصاص به بینایی پیدا کرده است و این حجم در مقایسه با مناطق دیگر چه قدر زیاد است.

brain-on-vision
 

۶- درون‌گرایی و برون‌گرایی نتیجه سیم‌کشی‌های متفاوتی در مغز ما است

من به تازگی فهمیده‌ام که درون‌گرایی و برون گرایی لزوما ربطی به میزان خجالتی یا خوش‌برخورد و گرم بودن ما ندارد، بلکه به این مربوط است که مغز ما چگونه دوباره شارژ می‌شود.

تحقیقات اخیر نشان داده است که میان مغز درون‌گراها و برون‌گراها تفاوت آشکاری وجود دارد. این تفاوت بیش از هر چیز در نحوه پردازش پاداش و ناشی از تفاوت‌های ژنتیک است. در مورد برون‌گراها، مغز زمانی که در یک ریسک برنده می‌شوند پاسخ قوی‌تری دریافت می‌کند. این موضوع هم به ژنتیک آن‌ها و هم به سیستم ترشح دوپامین در بدن آن‌ها مربوط می‌شود.

6-2
 

 

در مطالعه‌ای از افراد خواسته شد که در حالی که در دستگاه اسکن مغزی هستند با ریسک‌ها (یا قمارهایی) روبرو شوند. نتیجه این بود:

«وقتی ریسک‌های آن‌ها با موفقیت روبرو می‌شد، گروه برون‌گراتر پاسخ قوی‌تری را در دو ناحیه اصلی مغز یعنی آمیگدال و نوکلئوس آکومبنس؟؟؟ نشان می‌دادند.»

نوکلئوس آکومبنس بخشی از سیستم دوپامین بدن است که بر نحوه یادگیری تاثیر دارد و محرک اصلی ما برای دریافت پاداش است. سیستم دوپامین بدن برون‌گراها آن‌ها را به سوی امتحان کردن تازه‌ها، ریسک‌کردن و لذت بردن از موقعیت‌های ناشناخته و سورپرایزها سوق می‌دهد. آمیگدال مسئول پردازش هیجانات عاطفی است و باعث می‌شود برون‌گراها در هنگام برخورد با چیزهای برانگیزاننده و تحریک‌کننده این‌چنین هیجان‌زده شوند. چیزی که ممکن است به سادگی برای درون‌گراها خسته‌کننده و طاقت‌فرسا باشد.

6
 

 

تحقیقات بیشتر نشان داده است که این تفاوت در نحوه پردازش هیجان و تحریک نیز وجود دارد. در برون‌گراها پردازش هیجان مسیری کوتاه‌تر را طی می‌کند که از نواحی مربوط با حس چشایی، لامسه، بینایی و شنوایی عبور می‌کند در حالی‌که درون‌گراها هیجان را از طریق مسیری طولانی‌تر و پیچیده‌تر که مربوط به خاطرات، برنامه‌ریزی و حل مساله است درک می‌کنند.

 

 

 ۷- ما افرادی که اشتباه می‌کنند را بیشتر دوست داریم!

به نظر می‌رسد که اشتباه کردن بواسطه چیزی که اثر پرات‌فال (Pratfall Effect) نامیده می‌شود ما را دوست‌داشتنی‌تر می‌کند.

«آن‌هایی که هرگز اشتباه نمی‌کنند کمتر از کسانی که گاهی مرتکب اشتباه می‌شوند دوست داشته می‌شوند. خراب‌کاری افراد را به شما نزدیک‌تر می‌کند و شما را انسان‌تر جلوه می‌دهد. کامل بودن بین افراد فاصله می‌اندازد و جوی از شکست‌ناپذیری و غیرجذاب بودن را به همراه دارد. همه آن‌هایی که نقص‌هایی دارند در آخر برنده می‌شوند.»

این تئوری توسط الیوت آرونسون که یک روانشناس است آزموده شده است. او در آزمایش‌اش از شرکت‌کنندگان خواست که به صپای ضبط شده افرادی که به یک آزمون پاسخ می‌دهند گوش کنند. صداهای ضبط شده شامل مواردی بود که در آن فرد پاسخ‌دهنده باعث ریختن یک فنجان قهوه می‌شد. زمانی که از شرکت‌کنندگان خواسته شد که آزمون‌دهندگان را ارزیابی کنند، گروهی که قهوه را ریخته بودند بالاتر از بقیه قرار گرفتند!»

7
 

 

بنابراین دیگر می‌دانید که گاهی مرتکب شدن اشتباهات کوچک بدترین کار دنیا نیست، بلکه حتی می‌تواند برای ما مفید باشد.

۸- مدیتیشن می‌تواند سیم‌کشی مغز ما را در جهت بهبود تغییر دهد

این هم یکی دیگر از مواردی بود که من را سورپرایز کرد. فکر می‌کردم که مدیتیشن تنها برای افزایش تمرکز و آرامش مفید است، اما انگار فواید فراوان دیگری هم به همراه دارد که برخی از آن‌ها عبارتند از:

اضطراب کمتر: زمانی که به مراقبه می‌پردازیم، اضطراب ما کمتر و کمتر می‌شود و به نظر می‌رسد دلیل آن سست‌تر شدن اتصالات برخی از مسیرهای مغز باشد. در مغز ما قسمتی به نام «مرکز من» یا Me Center (پریفرونتال کورتکس) وجود دارد که اطلاعات مربوط به خودمان و تجربه‌های‌مان را پردازش می‌کند. در حالت عادی ارتباط میان این قسمت و بخش مسئول ترس و احساسات جسمانی بسیار قوی است. زمانی که شما تجربه‌ای ترسناک یا ناراحت‌کننده دارید، واکنشی بزرگ در Me Center مغز شما ایجاد می‌شود که باعث می‌شود حس ناراحتی و مورد حمله قرار گرفتن را تجربه کنید. در تصویر زیر می‌بینید که بعد از بیست دقیقه مراقبه چه تغییری در میزان اضطراب رخ داده است!

8
 

 

با مدیتیشن این ارتباط عصبی ضعیف‌تر شده و در عوض، ارتباط میان بخش‌های ترس و احساسات جسمانی با مرکز ارزیابی یا Assessment Center که محل تصمیم‌گیری و استدلال است قوی‌تر می‌شود. در نتیجه به حوادث دردناک با نگاهی منطقی‌تر برخورد می‌کنیم.

خلاقیت بیشتر: تحقیقات دانشگاه لیدن هلند نشان داده است که گرچه مدیتیشن‌های Focused-Attention (تمرکز بر یک موضوع کاملا مشخص) تاثیر چندانی بر فعالیت‌های خلاقانه بعدی ندارند، اما مدیتیشن‌های Open-Monitoring (توجه به تمام احساسات و افکار وارد شده به ذهن) می‌توانند کارایی فرد را در کارهای خلاقانه‌ای که در ادامه مدیتیشن انجام می‌دهد افزایش دهند.

8-1
 

 

حافظه بهتر: یکی دیگر از فواید مراقبه بهبود قدرت یادآوری است. تحقیقات کاترین کر از مرکز تصویربرداری پزشکی مارتینوس نشان می‌دهد که افرادی که مراقبه Open monitoring را انجام می‌دهند ساده‌تر می‌توانند عملکرد مغزی خود را به گونه‌ای تنظیم کنند که از حواس‌پرتی جلوگیری کرده و کارایی آن‌ها را افزایش دهد. همین فیلتر کردن حواس‌پرتی‌ها به آن‌ها امکان می‌دهد که وقایع و اطلاعات جدید را سریع‌تر به خاطر بیاورند.

علاوه بر همه این‌ها مدیتیشن با افزایش مهربانی، کاهش استرس و حتی افزایش مقدار ماده خاکستری مغز مرتبط دانسته شده است.

 

 

۹- ورزش می‌تواند مغز را از نو سازماندهی کرده و نیروی اراده را افزایش دهد

همه ما می‌دانیم که ورزش برای سلامت جسم مفید است، اما در مورد مغز چه؟ خب اکنون وجود ارتباط میان ورزش و هوشیاری ذهنی و همین‌طور میان ورزش و شادی اثبات شده است.

«ورزش در طولانی مدت می‌تواند به طرز شگفت‌آوری میزان کارایی شناختی افراد را افزایش دهد و ورزش‌کاران در زمینه حافظه طولانی مدت، استدلال، توجه، حل مساله و حتی فعالیت‌های مرتبط با هوش جریانی (در مقابل هوش ایستا) نسبت به افراد غیر فعال برتری محسوسی دارند.»

9
 

 

زمانی که ورزش را شروع می‌کنید، مغز شما این زمان را به عنوان یک وضعیت استرس شناسایی می‌کند و با بالا رفتن ضربان قلب مغز فکر می‌کند شما در حال مبارزه با دشمن یا فرار از دست او هستید. در این حالت برای حفظ شما و مغزتان از استرس بدن ماده‌ای به نام BDNF ترشح می‌کند که اثری محافظتی و همین‌طور ترمیمی بر نورون‌های شما دارد و همین‌طور به نوعی آن‌ها را ریست می‌کند. درست به همین دلیل است که بعد از ورزش ما معمولا احساس آرامش و شادی می‌کنیم.

در عین حال اندورفین هم که وظیفه مقابله با استرس را دارد در مغز ترشح می‌شود. مهم‌ترین وظیفه اندورفین این است که ناراحتی ناشی از سختی ورزش را کم کند، حس درد را بلوکه کند و البته حس سرخوشی به همراه بیاورد.

 

 

۱۰- با انجام کارهای جدید مغز فکر می‌کند زمان کندتر می‌گذرد

شاید برای شما هم پیش آمده باشد که در میانه سال ناگهان با خودتان فکر کنید این زمان طولانی با چه سرعتی گذشته است. نکته این‌جاست که بدانید مغز شما زمان را چگونه درک می‌کند و از این طریق وادارش کنید که احساس کند زمان کندتر می‌گذرد.

10-2
 

 

در واقع مغز ما حجم عظیمی از اطلاعات را از حواس ما دریافت می‌کند آن‌ها را به گونه‌ای سامان‌دهی می‌کند که برای ما قابل درک باشد. پس حسی هم که ما از زمان داریم درواقع مجموعه‌ای از اطلاعات است که مغز ما به شیوه‌ای خاص در اختیارمان قرار می‌دهد.

«زمانی که اطلاعات به مغز ما می‌رسند لزوما به ترتیب درست وارد نمی‌شوند و مغز باید آن‌ها را از نو مرتب کرده و در قالبی قابل‌درک به ما منتقل کند. زمانی که اطلاعات پردازش شده تکراری و شبیه هستند، این فرآیند زمان چندانی نمی‌برد. اما اطلاعات تازه کندتر پردازش شده و باعث می‌شوند زمان طولانی‌تر به نظر برسد»

جالب‌تر این‌که برخلاف احساسات که می‌توان آن‌ها را به مکانی خاص در مغز نسبت داد، درک ما از زمان توسط کل مغز صورت می‌گیرد و محدود به منطقه خاصی نیست.

10
 

 

زمانی که اطلاعات جدید به مغز وارد می‌شود، پردازش آن‌ها به زمانی طولانی‌تر احتیاج دارد و هرچه این زمان طولانی‌تر باشد، آن بازه زمانی را طولانی‌تر حس می‌کنیم.

مثلا در موقعیت‌هایی که جان ما در خطر باشد، ما حس طولانی‌تری نسبت به زمان داریم چرا که به واسطه تمرکز بیشتر اطلاعات بیشتری را در مغزمان ضبط می‌کنیم. همین اتفاقات در هنگام گوش دادن به موسیقی‌هایی که دوست داریم هم می‌افتد چرا که ما تمرکز بیشتری داریم و اطلاعات بیشتری جذب می‌کنیم.

در عوض هنگامی که به کارهای تکراری می‌پردازیم، چون اطلاعات آشنا هستند و قبلا آن‌ها را پردازش کرده‌ایم مغز احتیاج به کار سنگینی ندارد و به همین دلیل احساس ما از زمان سریع‌تر است.

شما چه اطلاعات جالبی در مورد مغز دارید؟

منبع(+)

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.

+   سید محمد طباطبایی ; ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۱٢/۱۸

۱۰ نکته برای مدیریت بهتر زمان و بالا بردن بهره‌وری هنگام کار

آیا همیشه دیر به قرار ملاقات‌های خود می‌رسید؟
تا به حال شده ساعت‌ها زمان در دفتر خود صرف کنید اما هیچ کاری را به سرانجام نرسانید؟
۲۴ ساعت روز را زمان کمی برای انجام کار‌های روزمره خود می‌دانید؟
اگر جواب هر کدام از این سوال‌ها برای شما مثبت است، پس باید یاد بگیرید چگونه زمان را بهتر مدیریت کنید.

1. بررسی شیوه صرف زمان

برای اینکه یاد بگیرید چگونه وقت خود را بهتر مدیریت کنید، باید اول از همه متوجه نقطه شروع کار خود باشید. در چند روز آینده شیوه صرف زمان خود را زیر نظر بگیرید. با خودتان رک و رو راست باشید، چه مقدار زمان برای چک کردن شبکه‌های اجتماعی می‌گذارید؟ چه زمان‌هایی بیشتر از همه اوقات در روز بهره‌وری بالایی دارید؟ نرم‌افزار‌هایی همچون RescueTime به صورت خودکار می‌توانند استفاده شما از اینترنت را پیگیری کنند، در همین حال نرم‌افزاری عالی همچون Toggle اطلاعات زندگی آفلاین شما را زیر نظر می‌گیرد.

۲. نصب تقویم دیواری

همه ما در دفتر‌های خود و درون کامپیوتر‌ها تقویم داریم. اما یک تقویم دیواری قابل پنهان شدن از دید شما نیست و با وجود آن‌ها در محل کار همیشه تاریخ قابل مشاهده است. این تقویم دیواری را جایی نصب کنید که قابل دیدن باشد (پشت سر خود نگذارید) و تاریخ‌های مهمی که در ماه باید به یاد داشته باشید را واضح علامت بزنید. اینگونه شما می‌توانید تاریخ و گذشت روز، هفته و ماه را کنترل کنید و هیچ رویداد مهم در آینده فراموش نمی‌شود.

۳. برنامه‌ریزی برای کل روز

قبل از اینکه هر شب به خانه بروید، برنامه کار‌هایی که باید فردا انجام دهید را مشخص کنید. تو دو لیست نسازید و به جای آن دو وظیفه مهم و با اولویت خود را مشخص کنید تا فردا با تمرکز بیشتر آن‌ها را تکمیل یا به سمت تکمیل شدن ببرید. چرا فقط دو وظیفه اولویت‌دار؟ زیرا دو وظیفه حتی با یک وقفه یک روزه بالاخره انجام شدنی هستند و زمانی که آن دو را به سرانجام برسانید، به پیدا شدن حس بهره‌ور بودن درون شما کمک می‌کنند.

۴. چک نکردن دائم ایمیل‌ها

آیا هر زمان که روی صندلی خود در دفتر می‌نشینید، شروع به چک کردن ایمیل‌های تازه می‌کنید؟ اینکار شما را به درون کار‌های پیچیده دیگری سوق می‌دهد و در نهایت با خراب کردن برنامه شما، تمام نقشه‌هایی که دیشب کشیده بودید را به تاخیر می‌اندازد. ساعت‌های اولیه روز خود را روی وظایفی قرار دهید که بیشترین اولویت و اهمیت را دارند. از این طریق پیشرفتی در کار خود خواهید دید و بعدا نیز با احتمال بیشتری برمی‌گردید و کار خود را تکمیل می‌کنید.

۵. زمانی برای ارتباط با دیگران

تمرکز در زمانی که دائم گوشی شما زنگ می‌خورد، ایمیل دریافت می‌کنید یا دیگران با یکدیگر صحبت می‌کنند، بسیار سخت است. ۳۰ دقیقه از زمان کار هر روز خود را برای برقراری ارتباط با دیگران بگذارید. پس از آن در کمال تعجب می‌توانید کارهایی بیشتری را تکمیل کنید.

۶. بستن در‌ها

اگر یک دفتر مخصوص خود دارید، در زمان نیاز از بستن در و گذاشتن یک علامت «مزاحم نشوید» بر روی آن نترسید. اگر نیاز هست با تلفن درخواست‌های ملاقاتی که در زمان‌های حساس می‌شود را رد کنید یا مودبانه از همکار‌های خود بخواهید بعدا پیش شما بازگردند یا بعدا به آن‌ها سر بزنید. زمانی که در حال کار حساس و مهم خود هستید، در‌ها را بر روی اینترنت هم ببندید و نگذارید حواس شما را پرت کند. اپلیکیشن‌هایی همچون Freedom یا Self-Control کمک می‌کنند تا از هر دو مورد جلوگیری کنید.

۷. زمانی برای کار نکردن

وقفه در بین کار آزار دهنده است اما گاهی اوقات ضروری می‌نماید. شاید چیزی به توجه آنی شما نیاز داشته باشد یا ممکن است یک جلسه ناگهانی آغاز شود. لازم نیست با برنامه ریزی دقیقه به دقیقه روز خود را نابود کنید، به جای آن، انتظار انجام کار واقعی به مدت ۴ تا ۵ ساعت در روز را از خود داشته باشید و باقی وقت را به رفع پیش‌آمد‌ها مشغول شوید.

۸. ادغام وظایف مشابه

زمانی که به ناحیه محل کار خود وارد می‌شوید، سعی کنید وظایف مشابه را با هم انجام دهید. با اینکار حجم کاری که باید در طول روز انجام دهید ناگهان کاهش پیدا می‌کند و تمرکز بر روی وظایف اصلی در محل کار بیشتر می‌شود.

۹. مراقبت از سلامتی

تا به حال شده شب‌ها تا دیر وقت کار کنید و فردای آن روز خسته و بی‌حوصله روز کاری خود را شروع کنید؟ خواب مناسب و کافی، غذا خوردن با برنامه و ورزش قطعا بهره‌وری شما را افزایش خواهد داد. مراقب سلامتی خود باشید.

۱۰. توجه به ریتم زندگی

به قدم اول بازمی‌گردیم، چه زمانی شما بیشترین و بالاترین مقدار بهره‌وری خود را حس می‌کنید؟
ممکن است پس از صرف یک وعده غذا یا شاید ۴۵ دقیقه پس از خوردن چایی یا قهوه صبحگاهی. با توجه به تجربه روزانه خود سعی کنید اوقات حداکثر بهره‌وری خود را پیدا و از آن برای پیشرفت و انجام کار‌هایی مهم و حساس استفاده کنید. برای زمان‌های حداکثر بهره‌وری خود برنامه ریزی کنید و با انرژی زیاد کار‌های خود را انجام دهید. بهتر است کار‌های روتین و روزمره را بگذارید برای زمان‌هایی که بهره‌وری شما کاهش پیدا کرده است.

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.

+   سید محمد طباطبایی ; ٩:٠۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۱۱/٢۸

چشم انداز زمان

 Time perspective

زندگی پر از وسوسه است و همه اش درباره 

تسلیم - مقاومت }
آره - نه}
الان - بعدا}
{بی فکربا فکر}
{تمرکز روی حال - تمرکز روی گذشته}
و ...

در یک تحقیق بر روی بچه های ۴ ساله به آنها گفته شد که: می‌توانید الان یک شیرینی بگیرید، ولی اگر تا برگشتن محقق صبر کنید، بجای یک شیرینی، دوتا دریافت خواهید کرد. اگر شیرینی دوست داشته باشید به نفع شما خواهد بود که صبر کنید.

مشاهده ویدیو مربوط به این تحقیق : 

نتیجه آزمایش این شد که: « دو/ سوم» این بچه ها مغلوب وسوسه شدند و نتوانستند صبر کنند، اما بقیه بچه ها صبر کرده و به وسوسه شان غالب شدند، یعنی «الان» را برای «بعد» به تاخیرانداختند.

بین بچه هایی که مقاومت کردند و بچه هایی که مغلوب وسوسه شدند تفاوت های بسیار بزرگی وجود داشت:

در تحقیقی که والتر میشل Walter Mischel چهارده سال بعد انجام داد، مشخص ساخت آنهایی که در برابر وسوسه مقاومت کردند، نمراتشان در امتحان اس ای تی (SAT)  حدود ۲۵۰ نمره بالاتر بود. این خیلی مسئله بزرگیست و مثل یک رده هوشی متفاوت می ماند. مشخص شد آنهایی که توانستند مقاومت کنند، در زندگیشان مشکلات و درگیری های کمتری داشتند، دانش آموزان بهتری بودند، با اعتماد به نفس و مصمم بودند، و نکته اصلی برای من و شما اینکه: آنها « بجای تمرکز بر زمان حال، بر روی  آینده متمرکز بودند » بنابراین همه چیز به نگرش ما نسبت به حال، گذشته و آینده برمیگردد.

 

روانشناس، فیلیپ زیمباردو  Philip Zimbardo عقیده اش این است که شادی و موفقیت، ریشه در خصیصه ای دارد که اکثر ما به آن بی اعتنایی می ورزیم، او معتقد است به عنوان اولین قدم در بهبود زندگی باید دیدگاهمان را نسبت به زمانهای حال، گذشته و آینده تغییر دهیم (چشم انداز زمان)

چشم انداز زمان " Time perspective " مطالعه ای است درباره اینکه هر یک از افراد چطور تجربیات جاری خود را در بین حوزه های زمان ( گذشته، حال و آینده )  تقسیم می‌کنند.

این کار به طور خودکار و ناخودآگاه انجام می گیرد و در میان فرهنگ ها، کشور ها، افراد، طبقات اجتماعی، و سطح های تحصیلی ، متغیر است. مشکل این است که استفاده از حوزه های زمانی می تواند به شکل نا متعادل و به طرف یکی از آنها کشیده شود، چون شما یاد می‌گیرید برخی را بیشتر از آنهای دیگر بکار برده و بقیه را کمتر استفاده کنید.

اساس رفتار و عملکرد شما آن تصمیمی است که قصد گرفتنش را دارید، بنابراین باید دید که چه چیزهایی تعیین کننده تصمیمات شما هستند؟

1- برای بعضی ها، این تصمیمات فقط پیرامون شرایط فعلی است ( یعنی آنچه که دیگران انجام میدهند، و چیزی که احساس می کنند ) افرادی که اینگونه تصمیم گیری می‌کنند را «حال گرا» می خوانیم، به این دلیل که تمرکز آنان روی زمان حال است.

2- برای بعضی ها زمان حال نامربوط است و تصمیماتشان بر اساس خاطرات وتجربیات گذشته است ( یعنی همه اش پیرامون این است که این موقعیت چه شباهتی به موقعیت های قبلی که تجربه کرده ام دارد؟ ) ما این افراد را به این دلیل که تمرکز آنان روی گذشته است «گذشته گرا» می خوانیم.

3- برای بعضی ها نه پیرامون گذشته نه حال است، همه چیز راجع به آینده است تمرکز آنها بر این است که: «چه خواهد شد؟» ( پیش بینی پیامدها، هزینه ها و فواید ) ما این افراد را «آینده گرا» می خوانیم .

نکته قابل بحث بعدی تضاد در چشم انداز زمان است، این تضاد همان چیزی است که در تمام تصمیمات شما تأثیر گذار است و شما از آن بی خبرید. مخصوصا به میزانی که به یکی از این حوزه های زمانیِ، جهت و تمایل دارید.

به بیان دقیق تر، حوزه های زمانی شش تا هستند:

1- شما می توانید روی «گذشته گرایی مثبت»

2- یا بر «گذشته گرایی منفی» تمرکز داشته باشید

3- می توانید «حال گرای خوش گذران» باشید و خصوصا به لذایذ زندگی توجه کنید

4- می توانید «حال گرای معتقد به جبر» باشید ( یعنی هیچ چیز مهم نیست، زندگی شما از قبل مقدر شده است )

5- می توانید «آینده گرای هدفمند» باشید

6- یا می توانید «آینده گرایی با باورهای ماورای طبیعی» باشید ( مثلا باورداشته باشید که زندگی پس از مرگ شروع خواهد شد )

چیزی که شما باید یاد بگیرید « گسترش سازگاری وانعطاف روانی در تغییرجهت دادن به حوزه های زمانی، با توجه به شرایط » است. بنابراین در یک عبارت چشم انداز زمانی بهینه عبارت است از:

بخش زیادی درگذشته گرایی مثبت - ملایم تر از آن در آینده گرایی هدفمند - و به مقدارمتوسط در حال گرایی خوش گذران ( "گذشته گرایی منفی" و " حال گرایی اجباری" همیشه به مقدار کم)

به این ترتیب بهترین ترکیب چشم انداز زمانی:

1- درچیزی که از گذشته دریافت می‌کنید: گذشته گرایی مثبت است که به شما رگ و ریشه می دهد؛ خانوادتان، هویتتان و خودتان را به هم وصل می کنید.

2- چیزی که از آینده می گیرید: آینده گرای هدفمند است که به شما بال و پر می دهد برای صعود به مقاصد و چالش های جدید.

3- و آن چه که از حال گرایی خوش گذران می گیرید: انرژی است برای کشف خود، مکان ها، آدم ها، و حس های نفسانی.

 

زیاده روی در هر حوزه زمانی، بیشتر از جنبه های مثبت، دارای جنبه های منفی است.

آینده گراها چه چیزهایی را فدای موفقیت می کنند؟ وقت گذرانی با خانواده و دوستان را فدا می کنند، اوقات خوش را فدا می کنند، لذت های شخصی را فدا می کنند، سرگرمی هایشان را فدا می کنند، و از خوابشان می زنند. پس سلامتیشان تحت تأثیر قرار می گیرد، و برای کارشان، دستاوردهایشان، و قدرت کنترل، زندگی می کنند. مطمئنم این موضوع برای بعضی از شما آشناست، برای من هم آشنایی دارد.

من در جنوب «برانکس Bronx - نیویورک»  در محله ای فقیرنشین و خانواده ای از سیسیلی بزرگ شدم که همه در گذشته و حال زندگی می کردند. من به عنوان یک آدم آینده گرا در این جایگاه هستم، کسی که به اوج رسید و تمام این «فداکاری ها» را کرد بخاطر اینکه معلمانم مداخله کردند و مرا به یک آینده گرا تبدیل کردند. به من گفتند «این شیرینی را الان نخور، برای اینکه اگر صبر کنی دو تا می گیری» تا اینکه یاد گرفتم متعادل باشم. من «حال گرایی خوش گذران» و تمرکز بر «گذشته گرایی مثبت» را نیز اضافه کردم، به همین دلیل الان در سن ۷۶ سالگی با نشاط تر و مفیدتر از همیشه ام، و از همیشه خوشحال ترم.

چشم انداز زمان را برای خیلی از مشکلات دنیا بکار می بریم:

تغییر در افت تحصیلی بچه ها

مبارزه با اعتیاد ( بیماریهای لذت پرستی)  

افزایش سلامت دندان

درمان کهنه سربازان که مشکل «وحشت پس از سانحه» دارند با استعاره های زمانی "درمان های معجزه آسا"

ارتقای صرفه جویی و حفاظت از منابع طبیعی

کاهش 50 درصدی دوره توانبخشی جسمانی

تغییردر دیدگاه تروریست های انتحاری

و...

بنابراین خیلی از معماهای زندگی را می توان با درک "چشم انداز زمانی" خود و دیگران حل کرد. این ایده خیلی ساده و واضح است ولی من فکر می کنم پیامدهای آن خیلی عمیق هستند.   


دانلود پرسشنامه چشم انداز زمانی
دانلود کلید نمره گذاری پرسشنامه کلید چشم انداز زمانی

منبع: مهران

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.


+   سید محمد طباطبایی ; ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۱٠/٢٦

تـــوهم مــدیریــت همزمـــان امـــور

در حین کنفرانس تلفنی که با اعضای هیات‌مدیره داشتم، تصمیم گرفتم که یک ایمیل برای یکی از مشتری‌ها بفرستم. آن ایمیل را فرستادم.

 

ولی چند دقیقه بعد مجبور شدم یکی دیگر نیز بفرستم، زیرا فراموش کردم ضمیمه‌ایرا که می‌خواستم به آن الصاق کنم. بعد از ارسال متوجه شدم که این بار ضمیمه مزبور را اشتباهی فرستاده‌ام، بالاخره ایمیل سوم را ارسال کردم؛ در حالی که توضیحی را در مورد علت اشتباهی بودن ضمیمه نیز به آن افزوده بودم. سرانجام وقتی دوباره روی کنفرانس تلفنی متمرکز شدم دریافتم سوالی را که رییس هیات مدیره از من پرسیده بود، نشنیده‌ام.

واقعیت آن است که در حال مصرف کردن هیچ ماده مخدری نبودم، ولی تفاوتی نمی‌کرد.
یک مطالعه نشان می‌دهد که هنگام دریافت ایمیل یا تماس‌های تلفنی حواس افراد آنقدر پرت می‌شود که سطح 
IQ آنها به میزان 10 امتیاز پایین می‌آید.
تاثیر این سقوط 10 امتیازی چیست؟
هنگامی‌که فردی یک خواب شبانه را از دست می‌دهد همین قدر 
IQ او پایین می‌آید و این مقدار دو برابر تاثیری است که مصرف یک ماده مخدر قوی روی IQ افراد دارد.

منبع:  e-management

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.

+   سید محمد طباطبایی ; ٩:۱٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۱٠/٢۱

روش درست تخصیص زمان و کار

همکارم چگونه فرصت پیدا می‌کند هر هفته 10 مشتری را ملاقات کند و طی سه ماهه اول سال برنامه‌های سالانه خود را ارائه دهد؟ 


اینها عبارات یک فروشنده درباره همکار کارآمد خود است. او می‌گوید «من به ندرت فرصت پیدا می‌کنم که پنج قرار ملاقات در هفته داشته باشم و همه کارهای اداری خود را به درستی در زمان تعیین شده به انجام رسانم».
 

چگونه برخی افراد طوری برنامه‌ریزی زمانی دارند که نه تنها می‌توانند فعالیت‌های استراتژیک خود را دنبال کنند بلکه می‌توانند با مدیران و مسوولان، زمانی را به گفت‌وگو بپردازند و با این وجود، فقط 40 ساعت در هفته کار کنند؟ امروز یک مدیر، کارمند خود را بر مبنای سرعت انجام کار نیز مورد سنجش قرار می‌دهد و توجه به این مساله بسیارضروری است.


در اینجا یک راز وجود دارد: همکارانی که همیشه جلوتر از شما هستند و به نظر می‌رسد کمتر نیز کار می‌کنند، به مرور زمان یاد گرفته‌اند که بر آنچه واقعا مهم است متمرکز شوند و کارهایی را انجام دهند که با ارزش به حساب می‌آیند - در ضمن هدف آنها هیچ‌وقت انجام کار بی عیب و نقص نیست.
به احتمال زیاد بهترین فروشنده تیم شما کمتر از نیمی از زمانی را که شما صرف انجام کارهای اداری و پرکردن فرم‌ها می‌کنید به این‌گونه فعالیت‌ها اختصاص می‌دهد.
بلی، ممکن است این طور به نظر برسد که آنها نامرتب و شلخته کار می‌کنند، اما واقعیت این است که هیچ‌کس به این مساله اهمیت نمی‌دهد؛ چرا که حجم
فروش و درآمدی که او عاید شرکت می‌کند، مسائل دیگر را تحت الشعاع قرار می‌دهد.
کسی که مورد توجه مدیر ارشد خود قرار گرفته باشد ممکن است ایمیل‌هایی بفرستد که غلط‌های املایی یا دستوری در آنها به
چشم بخورد و دربعضی از جلساتی که دعوت می‌شود حضور نیابد. اما در زمانی که یکی از جلسات مربوط به پروژه واقعا مهم باشد، این شخص می‌تواند با درخشش خود همه را شگفت زده کند.

اگر احساس می‌کنید این امر کاملا ناعادلانه است، حدس من این است که احتمالا در مدرسه عملکرد بی نقصی داشته‌اید، چرا که معمولا کمال گرایی در مدرسه مورد تشویق قرار می‌گیرد.
من تا زمان فارغ التحصیلی شاگرد اول بوده‌ام و همیشه تکالیف خود را طوری انجام می‌دادم که رضایت معلمان را به همراه داشت. اما باید اعتراف کنم که این استراتژی در زمان تحصیل کارآیی داشت. اما از زمانی که کسب و کار خود را هفت سال پیش شروع کردم، موضوع تغییر کرد. من به این نتیجه رسیدم که کسب نمره 20 در همه کارها باعث عقب ماندن از موفقیت می‌شود.

در آنجا بود که فهمیدم باید بیشتر بر نقاط قوت خود متمرکز شوم. همان طور که تام راث در مجموعه کتاب‌های «یابنده نقاط قوت» می‌گوید، شما می‌توانید به جای آنکه دائما به نقاط ضعف خود توجه کنید، با به کارگیری نقاط قوت خود به موفقیت بیشتری دست یابید. درک اهمیت این موضوع که چگونه به طور هدفمند زمان و انرژی خود را برای کارهای مهم‌تر اختصاص دهم و برای کارهایی که کمتر اهمیت دارند، انرژی کمتری بگذارم در رسیدن من به موفقیت بسیار موثر بود و به این شیوه توانستم به بسیاری از افرادی که مستاصل شده بودند کمک کنم.
وقتی با افرادی صحبت می‌کنم که با مساله کمبود وقت مواجه هستند، از جمله، اساتید دانشگاه، مدیران و وکلا، همه یک موضوع را مطرح می‌کنند- آنها فرصت پیدا نمی‌کنند تا به همه کارها رسیدگی کنند و البته حق با آنها است: هیچ کس وقت ندارد همه کارها را انجام دهد. با توجه به سرعت کار و سطح اطلاعات در جامعه مدرن، مدیریت زمان از بین رفته است. هر چقدر هم که سطح کارآیی بالایی داشته باشید، باز هم قادر نخواهید بود همه کارها را به تنهایی انجام دهید. 
فلسفه من درباره سرمایه‌گذاری زمان این است که افراد را تشویق کنم به زمان به عنوان یک منبع محدود نگاه کنند و آن را طوری به کارهای خود اختصاص دهند که در راستای تعریف شخصی آنها از موفقیت باشد.

برای این مساله، در زیر چند راه حل عملی ارائه می‌شود:


• تصمیم بگیرید به چه موضوعاتی نمی‌خواهید زمان اختصاص دهید: با توجه به محدود بودن زمان، هر چقدر هم که کارآیی بالایی داشته باشید، باز هم قادر نخواهید بود همه کارهایی را که دوست دارید انجام دهید. به محض آنکه این حقیقت را درک کنید، استرس و احساس بیهودگی از شما دور می‌شود. به عنوان مثال، از لحاظ حرفه‌ای می‌توانید حضورتان در همه جلسات را کمتر کنید و از لحاظ شخصی می‌توانید کسی را استخدام کنید که به نگهداری زمین چمن یا اتمام پروژه خانه‌سازی شما بپردازد.

• زمان خود را به صورت استراتژیک تخصیص دهید: داشتن حد و مرز درباره اینکه شما چگونه و چه وقت زمان خود را به کار و زندگی شخصی خود اختصاص می‌دهید به شما کمک می‌کند مطمئن شوید که وقت خود را به درستی به کارهای مختلف اختصاص داده‌اید. یکی از مهم‌ترین دلایل کارنکردن برای مدت بیش از حد طولانی این است که تخصیص زمان به کار به صورت افراطی باعث می‌شود زمان کافی برای فعالیت‌هایی چون ورزش، خواب و تفریحات به دست نیاورید.


• به صورت خودکار برای زمان خود برنامه‌ریزی کنید: همان‌طور که برای بازنشستگی خود به طور اتوماتیک بودجه‌ای را اختصاص می‌دهید، فعالیت‌های عادی روزانه و هفتگی شما نیز باید از لحاظ زمان‌بندی تقریبا اتوماتیک باشد. به عنوان مثال، در محل کار می‌توانید با خودتان قرار بگذارید که همیشه به صورت هفتگی دو روز کامل را به پروژه‌های مهم اختصاص دهید و در خارج از محل کار نیز می‌توانید در باشگاه ورزشی ثبت‌نام کنید و سه روز در هفته را به سلامت خود اختصاص دهید.
• داشتن یک برنامه زمان‌بندی متعادل را برای خود هدف قرار دهید که تغییر نکند: هر چند زندگی غیرقابل پیش‌بینی است و شما نمی‌توانید انتظار داشته باشید که یک زمان بندی بدون تغییر برای خود ایجاد کنید؛ اما می‌توانید برای خود هدف تعیین کنید که یک زمان‌بندی متعادل همیشگی داشته باشید؛ بعد از طی زمان یک تا دو هفته، زمان‌بندی شما نشان می‌دهد که اولویت‌های شما کدام است.
وقتی توانستید زمان خود را به درستی اختصاص دهید، باید برای هر کاری روش متفاوتی اتخاذ کنید. همان‌طور که در بالا توضیح دادم، تلاش برای «انجام همه کارها» باعث می‌شود نتوانید زمان خود را به کارهایی که بیشترین فایده را برای شما دارد اختصاص دهید. به همین دلیل، من تکنیکی را ارائه کرده‌ام که می‌تواند به افراد کمال‌گرا یا افرادی که نمی‌توانند به درستی زمان‌بندی کنند کمک کند.

در اینجا درباره این تکنیک توضیح می‌دهم:
وقتی قرار است کاری انجام دهید، ابتدا مشخص کنید که آیا این فعالیت شما از لحاظ زمانی یک سرمایه‌گذاری است یا خنثی است یا بهینه‌سازی است. فعالیت‌های سرمایه‌گذاری آنهایی هستند که اختصاص زمان بیشتر و کیفیت بالاتر کار به طور مشخص باعث به وجود آمدن منافع و مزایای بیشتر می‌شود. به عنوان مثال، برنامه‌ریزی استراتژیک، یک فعالیت سرمایه‌گذاری است؛ همچنین، گذارندن وقت با افرادی که دوستشان دارید.


سعی کنید این گونه کارها را به بهترین وجه انجام دهید. 
فعالیت‌های خنثی فقط باید به درستی انجام شوند؛ اختصاص زمان بیشتر، الزاما به نتایج بهتر نمی‌انجامد. به عنوان مثال، شرکت در جلسات پروژه یا رفتن به باشگاه ورزشی. این گونه کارها فقط باید انجام شوند، اما می‌توانید آن را در سطح پایین‌تری انجام دهید. فعالیت‌های بهینه‌سازی آنهایی هستند که در آن صرف زمان بیشتر، ارزش افزوده‌ای ایجاد نمی‌کند و باعث می‌شود برای کارهای با ارزش‌تر وقت کافی نداشته باشید. این گونه فعالیت‌ها نسبت به نوع خنثی می‌توانند در سطح پایین‌تری صورت پذیرند - هر چه آنها را سریع‌تر انجام دهید بهتر است. به عنوان مثال، کاغذبازی‌های معمول و کارهای تدارکاتی کوچک در این دسته قرار می‌گیرند.
هدف اصلی، به حداقل رساندن زمانی است که صرف فعالیت‌های بهینه‌سازی می‌شود. من دریافته‌ام که این تکنیک به شما امکان می‌دهد تا بر تمایلات کمال گرایانه خود فائق آیید و بیشتر بر موضوعات مهم متمرکز شوید که در نتیجه قادر خواهید بود هم از لحاظ شخصی و هم از لحاظ حرفه‌ای تاثیرگذاری بیشتری داشته باشید. 


از لحاظ تاکتیکی، در اینجا به شرح چند نکته می‌پردازیم که چگونه بتوانید تکنیک‌های فوق را در عمل اجرا کنید:
• در آغاز هر هفته، فعالیت‌های سرمایه‌گذاری مهم را به طور مشخص تعریف کنید و در تقویم خود برای تکمیل هر چه زودتر این فعالیت‌ها در اولین روزهای هفته زمان‌بندی کنید. این کار شما را مجبور می‌کند کارهای دیگر را در زمانی که باقیمانده است انجام دهید.

• وقتی به آیتم‌های کارهای روزانه خود نگاه می‌کنید، آیتم‌های مربوط به هر فعالیت (سرمایه‌گذاری، خنثی یا بهینه‌سازی) را مشخص کنید و مطابق با آن زمان خود را به هر فعالیت اختصاص دهید، به عنوان مثال، چهار ساعت برای فعالیت‌های سرمایه‌گذاری، سه ساعت برای فعالیت‌های خنثی و یک ساعت برای فعالیت‌های بهینه‌سازی.

• اگر شروع به کاری کردید و متوجه شدید که بیش از حد انتظار شما طول می‌کشد، از خودتان بپرسید «ارزش/یا هزینه فرصت برای تخصیص زمان بیشتر به این کار چیست؟» اگر یک فعالیت سرمایه‌گذاری است و ارزش زیادی دارد، به آن ادامه دهید و زمان کمتری به فعالیت‌های خنثی و بهینه‌سازی اختصاص دهید. اگر کاری که انجام می‌دهید جزء دسته فعالیت‌های خنثی است و ارزش افزوده کمی دارد یا جزء دسته فعالیت‌های بهینه‌سازی است و اختصاص زمان بیشتر، شما را از فعالیت‌های مهم‌تر باز می‌دارد یا آن را در حداقل سطح ممکن انجام دهید یا آن را به دیگری بسپارید یا آن را متوقف کنید و وقتی زمان اضافی بیشتری داشتید آن را تکمیل کنید. 

• اگر دفتر یادداشت روزانه دارید یا زمانی که صرف می‌کنید را در تقویم علامت می‌زنید، می‌توانید در پایان هفته کارهای خود را مرور کنید و تشخیص دهید آیا زمان خود را برای به دست آوردن بیشترین نتیجه در سرمایه‌گذاری زمان، به درستی اختصاص داده‌اید یا خیر.

منبع: دنیای اقتصاد

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید

+   سید محمد طباطبایی ; ۳:٥٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۱٠/٤

زندگی ما بسیار بهتر و زیباتر می‌شد اگر

زندگی ما بسیار بهتر و زیباتر می‌شد اگر در مدارس و دانشگاه‌های این مهارت‌ها را به‌صورت اصولی به ما می‌آموختند

مدرسه، معلم‌ها و کتاب‌های درسی، تأثیری انکارنشدنی روی آینده یک فرد یا جامعه دارند. اگر نیک بنگرید و اندیشه کنید، شاید با من موافق باشید که حتی تک‌جملات آموزگاران در سنین کودکی، می‌توانند آینده شغلی یا جهان‌بینی آینده دانش‌آموزان را تغییر بدهند.

دبستان‌های جای بهتری می‌شدند، اگر این‌همه اصرار برای تزریق معلومات، عقاید و باورهای «مسلم» به ذهن‌های ما در آن‌ها صورت نمی‌گرفت و به‌جای آن روی چیزهایی مثل روش تحقیق، پرسشگری، شیوه درست تعقل و استدلال تأکید می‌شد.

سایت لایف‌هکر فهرست جالبی از ۱۰ مهارتی را گردآورده استکه اگر ما در همان سنین کودکی و نوجوانی، به‌جای آن‌همه درس‌های خسته‌کننده، یا لااقل در کنار آن‌ها می‌آموختیم، زندگی موفق‌تری می‌داشتیم.

8-17-2014 11-06-09 AM

۱- آموزش علوم کامپیوتر

بسیاری از ادارات دولتی در حال حاضر کلاس‌های ICDL برای کارمندان خود می‌گذارند، اما این کلاس‌های خسته‌کننده و غیرکاربردی واقعاً نمی‌توانند به نیازهای پایه هنرآموزان پاسخ بدهند.

کاش جای این کتاب‌های خسته‌کننده، درس‌های کاربردی‌تری با مثال‌های ملموس تنظیم می‌شدند و کاربران به‌صورت ساده یاد می‌گرفتند که چطور مثلاً ویندوز نصب کنند، فضای هارد را مدیریت کنند، از آنتی‌ویروس و فایروال استفاده کنند، دانلود کنند و چطور به‌صورت ایمن و هدفمند وب‌گردی کنند یا حتی وبلاگ بنویسند!

۲- آموزش روش‌های تندخوانی

متأسفانه در حال حاضر هیچ برنامه‌ای برای معرفی رمان‌های کلاسیک به دانش‌آموزان وجود ندارد، شاید این رمان‌ها تهدیدی برای ذهن‌های نوجوان‌ها تلقی می‌شوند!

تصور می‌کنید که جامعه تحصیل‌کرده‌ای داریم؟ یک رمان ادبی به دست گروهی از همین تحصیل‌کرده‌ها با مدارک درخشان بدهید و از آن‌ها بخواهید یک صفحه را از روی بخوانند، از همان حالت قرائت آن‌ها درمی‌یابید که چقدر در درک مطلب و ادای صحیح کلمات و اصطلاحات ضعیف هستند.

مشکل عمده دیگر ما این است که با روش‌های تندخوانی علمی آشنا نیستیم و شمار اندکی از ما هم که تندخوان هستند، این مهارت را با آزمون‌وخطا و تجربه و به‌حکم نیاز، آموخته‌اند.

8-17-2014 11-15-11 AM

۳- روش‌های مدیریت زمان

اوه! سفارشی می‌دهید و قرار ملاقاتی می‌گذارید و توقع دارید که طرفتان، درست سروقت کار را تحویل بدهد و یا سر قرار بیاید. متأسفانه در جامعه ایران، وقت و قول هیچ احترامی ندارند.

موضوع، در بسیاری اوقات عدم تعهد یا بی‌احترامی طرف شما نیست، بلکه این واقعیت است که آن‌ها واقعاً در مدیریت وقت ناتوان هستند.

بسیاری از ماها نمی‌دانیم که چطور کارها مهم و جانبی و تفریحات خود را زمان‌بندی کنیم، چطور یک پروژه بزرگ را به پاره‌های کوچک تقسیم کنیم و هر پاره را مطابق زمان‌بندی روزانه مشخصی انجام بدهیم.

درست به همین خاطر است که یک پروژه یک‌ماهه در ایران، گاهی شش ماه یا یک سال طول می‌کشد!

8-17-2014 11-15-26 AM

۴- روش مطالعه

خوشبختانه به خاطر کنکور و آزمون‌های بزرگ دیگری که مجبور هستیم در آن‌ها شرکت کنیم، برخی از مؤسسات آموزشی، مدتی است که روش‌های مطالعه را به‌صورت علمی آموزش می‌دهند.

این البته کافی نیست و لازم است به‌صورت مداوم‌تری روش‌های مطالعه، تقویت حافظه و مرور درس‌ها به ما آموزش داده شود.

8-17-2014 11-15-43 AM

۵- روش‌های مدیریت مالی

بسیاری از ماها این بهانه را دارند که اصولاً حقوق ماهانه آن‌قدر نیست که بخواهیم به دنبال مدیریت کردنش هم باشیم، اما خب بعد از گذشت سال‌ها و آزمون‌وخطاهای مکرر، بر باد دادن مبالغ هنگفت برای خریدهای بیخود، سرمایه‌گذاری‌های اشتباه و از دست دادن فرصت‌های طلایی، ما تازه می‌فهمیم که چه اشتباهاتی کرده‌ایم.

۶- روش‌های بقا

فکر می‌کنید که اگر همین‌الان در شهر بزرگی که در آن زنده هستید، زلزله بیاید یا در صحرا یا کوهی رها شوید، چقدر شانس بقا دارید. در خانه چند نفر ما آب و غذا برای چند روز ذخیره‌شده است، چند درصد ما جهت‌یابی علمی را بلد هستیم؟

۷- مهارت‌های مذاکره

ایرانی‌ها فکر می‌کنند که مهارت چانه‌زنی یا اگر بخواهم عوامانه صحبت کنم فریب و مخ‌زنی را خیلی خوب بلد هستند. اما در عمل وقتی پای صحبت‌های دو طرف یک معامله بنشینید، می‌بینید که این مهارت به‌صورت علمی در ما وجود ندارد.

مثلاً تصور کنید که کارمند یک دستگاه دولتی یا نماینده یک صنف هستید و برای بهتر کردن شرایط کاری‌تان مجبور هستید روی رئیس خود، تأثیر بگذارید.

بسیاری از موارد تنها کاری که از عهده از خیلی‌ها برمی‌آید، تملق و چاپلوسی یا در مقابل آن خشم و شکوه و شکایت پی‌درپی است، درصورتی‌که راه‌های بهتری برای تأثیرگذاری و نرم کردن دل مافوق‌ها وجود دارد.

برای مثال شما می‌توانید خیلی ساده، کاری کنید که رئیس (اگر خوش‌نیت باشد و بخواهد!) خود را در شرایط دشوار کاری خود شما تصور کند، شما می‌توانید در حین مذاکره موفقیت‌ها و شایستگی‌ها را که در عین داشتن مشکلات فراوان کسب کرده‌اید به رخ بکشید و برای خود احترام بخرید، شما می‌توانید به‌جای فریب، تملق یا سعی در فروختن دیگران، با هم‌داستان کردن دیگران با خود برای خود احترام بخرید ….

۸- روش‌های دفاع شخصی

کمتر کسی است که از آموختن روش‌های دفاع شخصی بی‌نیاز باشد، یک پزشک، پرستار در بیمارستان، یک هر رهگذری که این روزها در خیابان‌های شهرهای بزرگ تردد می‌کند، باید لااقل به‌صورت اندک هم شده، دفاع شخصی بداند.

دانستن این روش‌ها، بر میزان اعتمادبه‌نفس شما می‌افزاید و حتی گاهی می‌تواند جان شما را نجات بدهد.

۹- بهداشت روانی

آموزش روش‌های «نه» گفتن، مقابله با شکست‌های بزرگ در زندگی، استرس و افسردگی و خشم، بسیار ضروری هستند.

جامعه ما واقعاً به خاطر نبود چنین آموزش‌هایی زیان فراوان دیده است، ما یاد نگرفته‌ایم که چطور در هنگام خشم، می‌توان خونسردی را بازیافت، یاد نگرفته‌ایم که چطور می‌توانیم به‌جای پناه بردن به مخدرها، غم خود را تسکین بدهیم و چطور در مقابل درخواست‌های بی‌جای دیگران محکم بایستیم و «نه» بگوییم.

8-17-2014 11-16-08 AM

۱۰- روش‌های شغل‌یابی و شرکت در مصاحبه‌های شغلی

برای موفقیت در آزمون‌های شغلی (البته اگر کاذب نباشند و قبل از شرکت در آن‌ها، عملاً انتخاب صورت نگرفته باشد!) باید مهارت‌هایی داشته باشید، از ارائه یک رزومه خوب گرفته تا شیوه در بر کردن لباس رسمی مناسب، زبان بدن، نشستن، دست دادن و صحبت کردن.


می‌توان موارد دیگری را بر این فهرست ۱۰ تایی افزود، اما اگر خوب نگاه کنید، می‌بینید که بسیاری از ماها شاید دو سه دهه از زندگی را صرف آموختن تجربی همین مهارت‌ها کرده‌ایم، درصورتی‌که می‌توانستیم همین مهارت‌ها را به‌صورت مدون‌تری در زمان کوتاه‌تری در مدارش بیاموزیم و به کار بگیریم.

فراتر از این‌ها، حتی در آموزش دروس رسمی در مدارس، هم عنصر گم‌شده، ایجاد خرد یا فرزانگی wisdom است.

مغز ما، فقط یک انبار یا هارد دیسک برای ذخیره اطلاعات نیست، ما باید بتوانیم به‌صورت مرتب بین چیزها و رویدادها ارتباط برقرار کنیم، بپرسیم، تعمیم دهیم، مسلمات را زیر سؤال ببریم، چاره‌جویی کنیم.

در همین راستاست که می‌شود کلاس‌های خسته‌کننده ادبیات داشت، بدون اینکه کوچک‌ترین شعله‌ای را برای نویسنده شدن، شاعرانگی و قریحه خوش را در مغز دانش‌آموزان برافروخت. می‌توان از ده‌ها منظومه و کتاب شعر و رمان در قسمت تاریخ ادبیات نام برد، بدون اینکه جلسات همخوانی کتاب‌ها را داشت!

درست به همین خاطر است که شما درصورتی‌که یک پدر یا مادر هستید، باید از همین حالا به فکر آموزش‌های مکمل تأثیرگذار برای فرزندان خود باشید.

منبع: 1پزشک  

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید

+   سید محمد طباطبایی ; ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۸/۱٧

چگونه وقت رئیس را کمتر تلف کنید

کارمندان همواره داستان های زیادی از اتلاف وقت روسای خود تعریف می کنند اما به ندرت پیش می آید که بدانند خود آن ها نیز در بسیاری از مواقع، بدون اینکه لزومی داشته باشد، بخشی از وقت رئیس را تلف می کنند. این در شرایطی است که  کارمند مطلوب تر، کارمندی است که بهره وریقابل توجهی داشته باشد آن هم بدون اینکه زمان زیادی از ساعات کاری رئیس را به خود اختصاص دهد. عمل کردن به سه نکته زیر باعث می شود تا سهم کمتری در اتلاف وقت رئیس داشته باشید.

 

1) خودکفا باشید. سعی کنید از اینکه دایما در هر موردی نظر رئیس را بپرسید، اجتناب کنید. اگر قرار است رئیس در هر موردی تصمیم گیری کند و در همه امور حضور داشته باشد، پس وظیفه شما چیست؟ اگر می توانید کارهایی را خودتان به تنهایی انجام دهید، لازم نیست مزاحم رئیس شوید. اگر فکر می کنید مراجعه به رئیس و گرفتن وقت او در مورد هر مسئله ای، باعث جلب نظر مثبت رئیس می شود، سخت در اشتباهید.

 

 

 

2) راه حل ارایه دهید. سعی کنید به جای اینکه مشکلات را با رئیس در میان بگذارید، راه حل ها را به او پیشنهاد دهید. در اینصورت رئیس احتمالا به جای اینکه مجبور شود مدتی از زمان خود را صرف اندیشیدن در مورد حل مشکل کند، یکی از راه حل های شما را انتخاب خواهد کرد. انتقال مشکلات به رئیس بدون اینکه راه حلی برای آن ها داشته باشید، علاوه بر اینکه زمان بیشتری را تلف می کند، خطر دیگری نیز دارد و آن اینکه معمولا هنگامی که مشکلی را به رئیس می گویبد، او در مقابل از شما در مورد راه حل ها می پرسد و اگر در پاسخ سکوت کنید، آنگاه اگر پس از مدتی اخراج نشوید حداقل باید هرگونه خیال پردازی در مورد ترفیع گرفتن را فراموش کنید.

 

 

 

3) خود را با شیوه کاری رئیس تطبیق دهید. هر فردی شیوه مختلفی از کار را می پسندد و تا وقتی که شما کارمند هستید و شخص دیگری رئیس، بهتر است به جای اینکه بر شیوه های مورد علاقه خود پافشاری کنید، خود را با سلیقه او تطبیق دهید. برای مثال ممکن است رئیس شما ترجیح دهد که اطلاعات کاری را به صورت مکتوب دریافت کند و علاقه ای نداشته باشد که شما به صورت حضوری و شفاهی برای او وقایع مهم را شرح دهید. شاید برای شما گزارش دهی شفاهی راحت تر و جذاب تر باشد اما نوشتن گزارش های کتبی وقت کمتری از رئیس می گیرد و در این شرایط چاره ای جز تغییر در عملکرد خود ندارید، در غیر اینصورت ممکن است رئیس تصمیم بگیرد فردی را به جای شما استخدام کند که به خواسته ها و وقت او اهمیت بیشتری بدهد.

منبع:عصر بانک

 

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید

+   سید محمد طباطبایی ; ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٦/٢٦

نکته مدیریت زمان برای ایجاد تعادل در کار و زندگی

 


در اینجا نکاتی درمورد مدیریت زمان که می‌تواند برای ایجاد تعادل در محل کار و در زندگی به شما کمک کند را باهم می‌خوانیم هر کدام از آنها را که برای خودتان مناسب می‌بینید، می‌توانید برای هرچه بهتر مدیریت کردن زمان خویش، استفاده کنید.

1. ما اغلب در مورد اینکه زمان کافی نداریم صحبت می‌کنیم. به جای تمرکز بر اینکه وقت ندارید و شکایت به خودتان و دیگران در مورد آن، به کارهایی فکر کنید که زمان کافی برای انجام آنها دارید. شروع به صحبت کردن یا فکر کردن در مورد آن کنید. 

2. پس از پنج دقیقه نشستن در پشت میز خود و روشن کردن کامپیوتر خود شروع به کار کنید. در این زمان احتمال تلف شدن نیم ساعت یا یک ساعت بسیار زیاد است که بسیار ارزشمند است.

3. برای وقت خود ارزش قائل شوید تا دیگران هم همین کار را کنند. 

4. هنگامی که اوضاع واقعا تحت فشار است و زمان بسیار کمی دارید، ایمیلها را به طور کامل نادیده بگیرید. 

5. در مورد زمان همه افراد باهم برابر هستند. 

6. به خاموش کردن ایمیل، یا توجه نکردن به پیام‌های وایبری، ... خود در طول روز عادت کنید، حتی اگر به مدت 15 یا 30 دقیقه در هر بار باشد.

7. وقت خود را صرف چیزهایی کنید که ارزش آن را دارند.

8. اگر کاری را دائما به تعویق می‌اندازید، از خود بپرسید چرا این کار را می‌کنید، آیا از انجام آن ترس دارید؟ آیا بیش از حد دشوار است، بیش از حد آسان است، یا خسته کننده است؟ آیا شما خسته شده‌اید؟ ما با به تعویق انداختن کارها، انرژی و زمان زیادی را تلف می‌کنیم.

9. حتی‌الامکان روز کاری خود را در یک زمان ثابت تمام کنید. اجازه ندهید که کار تمام بعدازظهر و شب‌تان را پر کند. همچنین می‌توانید دو زمان پایان کار داشته باشید. یکی برای یک روز ایده‌آل، و یکی ساعتی که هرگز پس از آن ساعت کار نمی‌کنید.

10. بخوابید! 

11. اگر شما از امکانات الکترونیکی و آنلاین برای کسب‌وکار خود استفاده می‌کنید، برخی از آنها را برای انجام خودکار  برنامه‌ریزی کنید. لازم نیست که همیشه در آنجا حضور داشته باشید. 

12. زمان یک هفته خود را بررسی کنید و ببینید که زمانتان دقیقا صرف چه کارهایی می‌شود. ببینید که زمان خود را در یک هفته عادی چگونه سپری می‌کنید و از تعطیلات آخر هفته خود چگونه استفاده می‌کنید. 

13. با توجه به نتایج حاصل از بررسی وقت خود، در مورد مواردی که نیاز به بازنگری دارند، فکر کنید. با صرف کمی زمان بیشتر بر روی کاری خاص چه کاری می‌توان انجام داد؟ بر روی چه کارهایی وقت صرف می‌کنید که واقعا از آن لذت نمی‌برید و یا ارزشی برایتان ندارد؟ نقاط اصلی روز که در آن وقت خود را تلف می‌کنید کدام هستند؟ 

14. انجام چه چیزی برای شما به منزله درست صرف شدن زمان است؟ لیستی از پنج کار را بنویسید. 

15. به لیست خود نگاه کنید و ببینید که آن کارها را در ماه گذشته و در سال گذشته چقدر انجام داده‌اید؟

16. چه کسی وقت شما را تلف می‌کند؟ 

17. چه چیزی وقت شما و انرژی شما را تلف می‌کند؟

18. چیزهایی که وقت و انرژی شما را تلف می‌کنند محدود کنید. سپس، با زمانی که آزاد کرده‌اید، می‌توانید با انرژی و باتمرکز بیشتری به کارها بپردازید.

19. کارهای زیادی می‌توان در نیم ساعت انجام داد. فقط به دلیل اینکه تا جلسه و یا ملاقات بعدی نیم ساعت وقت دارید آن را هدر ندهید. 

20. همه به زمانهایی دور از کار نیاز دارند. 

21. استراحت‌های کوچکی را در طول روز داشته باشید تا انرژی و تمرکز خود را بازیابید.

22. استراحت‌های طولانی به دور از کار در زمان‌هایی نظیر تعطیلات آخر هفته، شبها و ... داشته باشید تا به مولد بودن شما در بلندمدت کمک کند. 

23. هر چیزی را که همیشه و مکررا باعث هدر رفتن زمانتان می‌شود، شناسایی کنید. این ممکن است تکنولوژی، سیستمها، گردش کار یا افراد باشند. این عوامل را تک به تک شاسایی کنید و به آنها رسیدگی کنید تا رفع شوند و زمانتان آزاد شود. 

24. اگر باید کاری را در محیطی انجام دهید که ممکن است حواستان پرت شود (به عنوان مثال، در ایمیل، و یا جستجوی اینترنتی)، ساعت خود را روی میز قرار دهید و زمان شروع و زمانی را که می‌خواهید صرف آن کنید یادداشت کنید و دائما گذر زمان را کنترل کنید. 

25. اصولا ما زمانی را که کارها از ما اشغال خواهند کرد، دست‌کم میگیریم و کم تخمین می‌زنیم. هرگز این را از یاد نبرید. 

26. آیا دوست دارید کمی مانده به اتمام مهلت و تحت فشار زمانی کار کنید؟ و یا ترجیح می دهید در زمان زیاد و به تدریج کار خود را انجام دهید؟ هردوصورت خوب هستند، اما بدانید که کدام روش برای شما بهتر است و از آن به نفع خود استفاده کنید.

27. گاهی اوقات خود را با چرخه طبیعت هماهنگ کنید. ببینید که در رابطه با طلوع و غروب خورشید و یا تغییر فصول، چه احساسی دارید. ما اغلب در ادراک خود از زمان گرفتار می شویم، اما باید بدانیم یک چرخه طبیعی بزرگتر نیز در جریان است. 

28. آیا می‌خواهید که همه‌چیز به زور در یک زمان خاص اتفاق بیفتد؟ آیا می‌توانید این عادت را ترک کنید و اجازه دهید هرچیزی در زمان خود اتفاق بیفتد؟ 

29. آیا می‌توانید برای یک هفته به جای زمانی که هدر می‌دهید، پول خرج کنید؟ 

30. در پایان سال و یا آغاز سال جدید زمان مناسبی را به این اختصاص دهید که به سال گذشته خود نگاه کنید تا ببینید آن را چگونه صرف کرده‌اید. با نگاه به آن، می‌توانید تصمیم بگیرید که سال پیش‌روی خود را چگونه می‌خواهید بگذرانید. آیا آن را نیز در همان راه صرف خواهید کرد و یا تغییرات جدیدی ایجاد خواهید کرد؟

منبع: TMBA

  آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید

+   سید محمد طباطبایی ; ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٦/۱۱

من کی هستم

من کیستم؟ این خلاصه ای است از چیزی که من آن را شروع توانمندیمیدانم. به نظرم شروع توانمندی از مدیریت زمان و حل مسئله و مدیریت تعارض و … نمیگذرد. ما باید بدانیم که اینها به چه دردی میخورند؟ مثلاً چرا میخواهم یا باید تعارض را مدیریت کنم؟
اگر نکنم چه میشود؟
شاید هم اصلاً در مسیر من این مهارت به دردی نخورد، پس عمرم را تلف نکنم!

اگر هدفم را بشناسم، اگر ارزشهایم را بشناسم، اگر برنامه داشته باشم، آن وقت میفهمم که مثلاً مدیریت نکردن زمان، چه اثری بر اهداف من خواهد داشت؟
آن وقت بدون اجبار و با عشق، اینها را فرا میگیرم و به کار میگیرم.
با داشتن هدف است که مثلاً متوجه میشوم دیدن یک فیلم که قبلاً هم دیده ام ولی الان هم دوست دارم دوباره نگاه کنم، ممکن است سبب شود که مثلاً رتبه ام در کنکور جابجا شود، یا برای فردا نتوانم به مهمانی بروم، یا فلان کار را از دست بدهم. میدانم چه داده ام و چه گرفته ام.

+   سید محمد طباطبایی ; ۳:۳٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٥/٢

خودشناسی مقدمه توانمند سازی

من کیستم؟

شروع توانمندی از مدیریت زمان و حل مسئله و مدیریت تعارض و … نمیگذرد. ما باید بدانیم که اینها به چه دردی میخورند؟ مثلاً چرا میخواهم یا باید تعارض را مدیریت کنم؟ اگر نکنم چه میشود؟ شاید هم اصلاً در مسیر من این مهارت به دردی نخورد، پس عمرم را تلف نکنم!

اگر هدفم را بشناسم، اگر ارزشهایم را بشناشم، اگر برنامه داشته باشم، آن وقت میفهمم که مثلاً مدیریت نکردن زمان، چه اثری بر اهداف من خواهد داشت؟ آن وقت بدون اجبار و با عشق اینها را فرا میگیرم و به کار میگیرم. با داشتن هدف است که مثلاً متوجه میشوم دیدن یک فیلم که قبلاً هم دیده ام ولی الان هم دوست دارم دوباره نگاه کنم، ممکن است سبب شود که مثلاً رتبه ام در کنکور جابجا شود، یا برای فردا نتوانم به مهمانی بروم، یا فلان کار را از دست بدهم. میدانم چه داده ام و چه گرفته ام.

+   سید محمد طباطبایی ; ٦:٢٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٩/٢٧

مدیریت زمان

یکی از مهار­ت­هایی که لازمه موفقیت در هزاره سوم است، استفاده بهینه و موثر از زمان و به عبارتی مدیریت نمودن زمان است. به این معنا که از فرصت‌ها و لحظه‌هایی که در اختیار داریم بهترین استفاده را داشته باشیم. زیرا زمان، منبع منحصر به فردی است که اگر تلف شود، جایگزینی برای آن وجود ندارد. بنابراین ضروری است تا جهت جلوگیری از اتلاف بیهوده وقت، در مورد بایدها و نبایدها تصمیمگیری کنیم.

برای اینکه کمتر از فرصت­هایی که به راحتی از دست می دهیم، ناله سر دهیم و قضا و قدر را بانی و باعث تمام سهل انگاری­های خود نماییم، می بایست تکنیک هایی را برای استفاده بهینه از گنج گرانبهایی که به تک­تک ما هدیه داده شده است، بکار بریم:

+   سید محمد طباطبایی ; ٥:٠٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱/۱٤

خلاصه کتاب "هفت خصلت انسان‌های اثربخش" یا &

خلاصه کتاب "هفت خصلت انسان‌های اثربخش" یا "هفت عادت مردمان موثر"
مؤلف:
 استفان کاوی
مترجم:
 گیتی خوش‌دل
 برگردان کتاب :
 The seven habits of highly effective people
 انتشار کتاب فوق در بسیاری از نقاط گیتی با اقبال بی سابقه‌ای روبرو شد، به نحوی که ظرف مدت کوتاه، چهار میلیون نسخه آن به ۱۲ زبان منتشر گردید و عنوان پرفروش‌ترین کتاب را در سراسر جهان به خود اختصاص داد و سرانجام به عنوان کتاب مرجع مورد استفاده نویسندگان و محققان بسیاری قرار گرفت. مطالب پربار این کتاب سرشار از دانش عملی برای مردمانی است که مایلند کنترل زندگی و کسب و کار خود را به دست گیرند. نکات پرمحتوای آن چنان عمیق و اساسی است که با مطالعه مجدد هر بخش سطح تازه ای از تفکر و ادراک را پدید می‌آورد.  هفت عادت مورد بحث عبارتند از... 

+   محمد علی بغدادی ; ٤:۱۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/٢٩

هفت نکته ی طلایی برای افزایش زمان

بیش تر مردم در روزهای پایانی سال ساعات پرمشغله‌ای را سپری می‌کنند. اگر شما هم فکر می‌کنید کار زیادی دارید بهتر است بدانید استرس و یا همان تنش ، کارایی تان را کاهش می‌دهد. تنش های مزمن ممکن است کارمندان را در محل کار دچار خستگی ، ضعف و بی‌حالی کند.

رهایی از انواع تنش برای افراد پرمشغله امری مهم و ضروری است. راهکارهای ارایه شده در این مطلب ، احساس انرژی بیش تری را در شما ایجاد کرده و به شما کمک می کند با موفقیت سطح تنش را تا اندازه ی زیاد ،کاهش دهید. با رعایت این هفت نکته که به تأیید اکثر کارشناسان متخصص رسیده، نه تنها زمان بیشتری در اختیار دارید بلکه زمان ، اضافه خواهید آورد.

+   سید محمد طباطبایی ; ٧:۳۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/٢٦

مدیریت زمان با جی میل

اگر با جی میل و مرورگر اینترنت کروم کار می کنید (توصیه می کنم با توجه به ویژگی های بسیار عالی و رو به توسعه آنها حتما از این دو ابزار استفاده نمایید) می توانید بخش هایی مهمی از الزامات مدیریت زمان را به کمک این دو ابزار دنبال کنید. بدین منظور از ابزار تسک که در کنار جی میل شما باز می شود، اپلیکیشن آفلاین گوگل تسک و افزونه گوگل تسک که به طور کامل با یکدیگر سازگار و همخوان می شوند استفاده نمایید. برای اطلاع از نحوه کاربری برخی از این ابزارها نیز می توانید از مطلب چگونگی استفاده از ابزار تسک جی میل استفاده نمایید

 

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED

+   سید محمد طباطبایی ; ۱:۳۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۱٧

روشی برای بهره وری از زمان

ساده ترین روش بهره وری از زمان، فهرست کردن کارهایی است که در روز باید انجام دهیم. با این روش علاوه بر جلوگیری از فراموش کردن کارها، می توان با مراجعه به لیست اولویت بندی، کارهای مهم و فوری را از بقیه کارها جدا کر. بسیاری از مردم، در حال حاضر اهمیت تعیین لیست کارهای روزانه رادریافته اند ولی در خصوص اولویت بندی آن بر حسب اهمیت و فوریت دچار اشکال هستند.

داستان مشهوری در مورد فهرست کردن کارها و تاثیر آن بر بهره وری منسوب به آقای چارلز شواب مدیر عامل شرکت فولاد وجود دارد. وی از مشاوران خواست تا روشی برای انجام کارهایش برای استفاده درست از زمان به وی بیاموزد. مشاور به وی گفت من به شما روش آسان و موثری یاد می دهم که بازدهی کار شما را تا ۵۰% افزایش می دهد.

آنگاه مشاور یک برگ کاغذ سفید به شواب داد و به وی گفت شش مورد از کارهای مهمی که می بایست فردا انجام دهد در آن بنویسد و آنها را به ترتیب اهمیت شماره گذاری کند و از وی خواست که از روز بعد کارهایش را به ترتیب اولویت از مورد اول شروع کند و پس از آن که تمام شد سراغ دومین مورد برود و همین روش را تا آخرین مورد ادامه دهد.

نقل می کنند که آقای شواب پس از به کارگیری این روش، آن را بسیار مفید یافت و دستورداد که کلیه کارمندانش نیز از همین روش استفاده کنند. وی در این باره می گوید : از آن به بعد من و کارکنانم، ابتدا به انجام و اتمام لازمترین کارهای روزانه می پردازیم.

روزگار دریایی است که کشتی زندگی ما بر روی آن به طرف ساحل مقصود می رود. این دریای بزرگ همیشه در جزر و مد است؛ اگر امروز آرام باشد، فردا حتما طوفانی خواهد شد. بنابراین، وقتی آرام است باید فرصتها را غنیمت شماریم و از آن به بهترین شکل استفاده کنیم.

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED

+   سید محمد طباطبایی ; ۳:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۱٥

فرمان زندگی را در دست بگیرید!

۷ کلید طلایی برای مدیریت زمانکلید طلایی برای مدیریت زمان

شما هم از آن دسته ای هستید که همیشه با عجله به دنبال سر و سامان دادن به کارهای عقب افتاده تان هستید و از این وضعیت خسته شده اید؟ این چند راه حل را هم امتحان کنید.

​ وقتی به زمان‌بندی کارهای روزانه فکر می کنیم اغلب با دو سئوال روبرو می شویم، اولین سئوال یا همان « الان ساعت چنده؟» سئوال ساده ای است، شما می گویید که الان ۱۱ صبح است و باید مشغول پروژه دانشگاهی ام باشم یا نزدیک نیمه شب شده و وقت خواب رسیده، در حقیقت جواب این سئوال منجر به ارائه راهکاری برای بهتر انجام دادن پروژه شما یا تنظیم ساعت خوابتان نمی شود و اما سئوال دوم و چالش بر انگیزتر این است که: «در طول ۲۴ ساعت شبانه روز چه کارهای می توانم بکنم؟». اغلب ما سه روش برخورد با این سئوال داریم. گروهی معتقد به سیاست «هر چه پیش آید، خوش آید» هستند، آن ها زندگی خود را به دست حوادث و اتفاقات روزمره می سپارند، گروه دوم افرادی هستند که می گویند: « تقریباً هیچ کار خاصی در طول روز نمی کنم.»، این دسته دائم دچار احساس سرخوردگی و پوچی و بی هدفی می شوند و اما دسته موفق‌تر آنهایی هستند که می گویند: « من برای صرف اوقات روزانه ام برنامه منظم و حساب شده ای دارم.»، حالا اگر شما هم بخواهید جزیی از افراد دسته سوم باشید که در طول روز فعالیت‌های ثمر بخش و حساب شده ای دارند و از ساعت به ساعت عمرشان آگاهانه بهره می برند می توانید چند ترفند زیر را امتحان کنید:

۱-اول اینکه باید راهی پیدا کنید تا دائماً در طول روز با این سئوال که «آیا این کاری که هم اکنون مشغول آن هستم بهترین کاری است که در این موقعیت می توانم انجام دهم؟» را از خود نپرسید. برای این‌که خود را از شر این سئوال عذاب اور راحت کنید در اولین فرصت باید برای زندگی روزانه خود هدف تعیین کنید و بعد برای اهداف مختلف‌تان اولویت قائل شوید، وقتی اهداف‌تان را بشناسید و برای رسیدن به آن‌ها طبق اهمیتی که برایشان تعریف کرده اید فعالیت کنید دیگر نگران هدر رفتن عمر خود نخواهید بود.

۲- قبل از این‌که بخواهید به این که کاری که مشغول انجام آن هستید کی تمام خواهد شد فکر کنید، به این فکر کنید که چه زمانی باید آن را شروع کنید! اغلب ما پیشفرض های اشتباهی در مورد زمانبر بودن انجام کارهای مختلف داریم و بنابراین دائم آن‌ها را به عقب می اندازیم و زمانی که قصد شروع انجام این فعالیت ها را می کنیم دیگر کار از کار گذشته است.

۳- مهمترین کارهای روزانه تان را وقتی انجام دهید که بیشترین انرژی را برای انجام آنها دارید. هر چه زودتر به کارهای مهم و سخت برسید برایتان نتیجه بهتری به همراه خواهد داشت. کنترل ساعتهای روز را در دست بگیرید وگرنه مغلوب زمان خواهید شد.

۴- وقتی کارهای روزانه تان مشخص شد برنامه و نقشه ای مجزا برای چگونگی هر کدام از آنها بکشید، بررسی کنید که برای انجام پروژه کاری چقدر زمان و چه امکاناتی لازم دارید، چه شرایطی را باید در محل کار یا منزل خود فراهم کنید یا تا چه حد ممکن است که با مشکلات پیش بینی نشده حین انجام کار روبرو شوید و در مقابل آن‌ها چه عکس العملی خواهید داشت؟ وقتی بینش خود را در مورد کارهایی که قصد انجام آن ها را دارید بهبود می بخشید و دقیقاً می دانید که باید آن‌ها را با چه ابزار  و امکانات و استراتژی به سرانجام برسانید، به موقع کارهای مختلف روزانه را به سرانجام می رسانید.

۵- برای انجام هرکاری وسائل مورد نیاز و بستر مناسب را فراهم کنید. اگر قرار است که کاری در محیطی خلوت و آرام صورت بگیرد، انجام آن را به روز و ساعتی مناسب و مکانی خلوت موکول کنید تا به جای این‌که حین کار با پیش آمدن حوادث مختلف مظطرب‌تر شوید در شرایطی ایده آل برنامه هایتان را به سرانجام برسانید.

۶-استراحت را فراموش نکنید. لازم نیست که همه کارها را پشت سر هم و بدون در نظر گرفتن زمانی برای تفریح و استراحت انجام دهید. اما برای استراحت و دست کشیدن از کار هم برنامه باید داشته باشید.

۷- از دوستانتان برای انجام کارهای پیچیده تر کمک بخواهید. قرار نیست که همه کارها را به تنهایی انجام دهید، سعی کنید که با دوستانتان تعامل داشته باشید و در برنامه روزانه خود زمانی را برای کمک به انها در انجام کارهایی که به تنهایی از پسشان بر نمی آیند بگذارید و در مقابل از آن‌ها خواهش کنید تا در زمانی که می خواهید برنامه ای را شروع کنید که به تنهایی به سختی از عهده آن بر می آیید به کمک شما بیایند. این همکاری متعاملانه به سود شما و دوستانتان خواهد بود

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED

+   سید محمد طباطبایی ; ۸:۳٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/٤

مدیریت زمان

راه‌های مختلفی برای بیان درک ما از زمان وجود دارد. برای قرنها مردم از حرکت ماه، ساعت آفتابی، اذان،‌ زنگ کلیسا برای تنظیم برنامه‌ زمانی روزانه خود استفاده کردند تا اینکه در قرن دوازدهم راهبان کاتولیک ساعت‌هایی را برای تنظیم فعالیت‌های خود ساختند.

در طول تاریخ تمدن‌ها به زمان و ابعاد آن توجه داشته‌اند و این توجه در این دوران نیز وجود دارد و عباراتی مانند «وقت طلاست» گویای این توجه است. جوامع امروزی جوامعی هستند که در آنها تعداد ساعات کافی در طول روز وجود ندارد. فناوری‌های نو محیطی فراهم آورده‌اند که تقریباً در مدت زمان کم می‌توان به خیلی از اطلاعات دسترسی پیدا کرد و خیلی کارها را سریعتر و آسانتر انجام داد اما تمایل به سریعتر انجام دادن کارها و بیشتر کار انجام دادن روز ‌به ‌روز بیشتر می‌شود.

این رویکرد که همواره با بشر همراه بوده ‌است این احساس را برای او به وجود آورده ‌است که از زمان عقب می‌ماند و نمی‌تواند از آن به صورت مؤثر بهره گیرد. تاریخ به ما می‌گوید که مدیریت ضعیف زمان یک مسئله قدیمی است، مسئله‌ای است که فناوری آن را به وجود نیاورده ‌است و آن را نمی‌تواند حل کند. در شرایطی که ابزار بیشتری برای مدیریت زمان در اختیار داریم و فرایند‌های اداری، کمتر درپیچ و تاب تشریفات اداری و کاغذ بازی گم می‌شوند، مدیریت ضعیف زمان را کمتر می‌توان مخفی کرد. مدیریت زمان موضوعی است که همه ما، چه در زندگی شخصی و چه در زندگی حرفه‌ای، نیاز داریم با آن روبرو شویم تا در زندگی موفق شویم.

در ادامه در مورد وجوه مختلف مدیریت زمان صحبت می‌کنیم. ابتدا نگاهی به اصول عمومی مدیریت زمان خواهیم داشت. توجه به این اصول کمک می‌کند که درک بهتری از مفهوم مدیریت زمان داشته باشیم و پیشنهادهایی ارائه می‌کند که می‌توانید آنها را در حوزه‌های مدیریت زمان در زندگی خود به کار برید. پس از ارائه رهنمودهای عمومی، به حوزه‌های مدیریت زمان به صورت دقیق‌تر خواهیم پرداخت. ابتدا راجع به مدیریت زمان در زندگی شخصی می‌پردازیم و سپس مدیریت زمان را در حوزه کسب و کار مدنظر قرار می‌دهیم.

+   سید محمد طباطبایی ; ٩:۱٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٠/۱٧

کار مهم - کار فوری ؟؟؟؟؟؟؟

خیلی از ما در اولویت بندی و برنامه ریزی برای کارهایمان موفق نمیشویم، یا بهتر است بگوئیم از خودمان راضی نیستیم.

چشم آبی ها برای موفقیت در این موارد، ابزارهای بسیار بسیار ساده ای دارند (عمده آنها هم ریشه در شرق دارد، که التبه مهم نیست،‌ مهم این است که آنها از این ابزارها استفاده میکنند)، که استفاده از آنها را "آموخته اند".

یکی از این ابزارها، ابزاری است که گویا آقای آیزنهاور برای اولویت بندی کارهایش از آن استفاده میکرده است. مطمئنم که وقتی با کارکرد این ابزار آشنا شوید، در اینکه آیزنهاور به عنوان یک رئیس جمهوری از این ابزار ساده استفاده میکرده، تردید خواهید کرد، اما باور کنید. البته باید به اسم آقای دکتر استفان کاوی هم در ابداع و استفاده از این روش اشاره کرد.

این ابزار کار ها را به 2 دسته اصلی تقسیم میکند:

+   سید محمد طباطبایی ; ۸:۱٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٠/٤

21 روش عالی جهت انجام بیشترین کار در کمترین زمان