آفتاب ایرونی

این وب لاگ با هدف ایجاد مرکزیتی برای اطلاع رسانی و ایجاد ارتباط در محیط مجازی برای مدیران،مشاوران، متخصصین و پژوهشگران جهت هم افزایی و اثر گزاری در این حوزه مدیریت ایجاد شده است.و شامل یادداشت های از مدیریت فناوری اطلاعات، بانکداری، مدیریت اجرایی،مدیریت استراتژی، مدیریت برند، مدیریت روابط عمومی،مدیریت دانش، تعالی سازمانی، بهره وری، کارآفرینی، روانشانسی، اجتماعی و خانواده می باشد. و آفتاب ایرونی اشاره به اندیشه و قدرت مدیران و متخصصین ایرانی دارد.

آیا محمد (ص) را به خوبی شناخته‌ایم؟
ساعت ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٥/۸  کلمات کلیدی: مذهبی ، شخصیت ، قرآن ، تاریخ

محمد را چقدر می شناسیم؟
برگرفته از سایت اهل سنت جماعت دعوت و اصلاح

محمد را چقدر می‌شناسیم؟
آیا آن گونه که شایسته است او را شناخته‌ایم؟
به راستی محمد کیست؟
آیا می‌توانیم چند سطر ساده و قابل فهم برای کسی با هر زبان و فرهنگ و عقیده‌ای که دارد بنویسیم؟
بدون اینکه در شکوه عشق ابدی غرق شویم و تنها با نوری که دل و جانمان را پوشانده است سخن بگوییم؟
و بدون آنکه ابیات شعری به صورت ارادی و غیرارادی بر زبان ما جاری شود؟

من که عاشق و شیدای او و مریدی هستم که هیچ‌گاه از پیوستن به نور هدایت کوتاهی نکرده‌ام، تلاش خواهم کرد محمد را با سخنی ساده و بدون مبالغه و بدون استفاده از شعر و ادبیات معرفی کنم.

 با وجود احساسی که هر انسانی در حین قرار گرفتن در برابر چنین عظمتی پیدا می‌کند، می‌خواهد زبان به توصیف باز کند اما نمی‌تواند باز تلاش خواهم کرد؛ زیرا عظمت تنها با واژه‌ی عظمت توصیف می‌شود و زبان و بیان هیچ‌گاه از عهده‌ی تعبیر درخشش روح و نهانی‌های قلب برنمی‌آیند. این‌ها احساساتی است که تنها زیستن در عشق سرور کائنات می‌تواند آن را تعبیر کند. اما من می‌خواهم محمد را در عباراتی واضح و ساده معرفی کنم تا فرزندانمان با او آشنا شوند؛ غرب و شرق او را بشناسند؛ همگان اگر چه به اندازه‌ی قطره‌ای از اقیانوس زندگی محمد و شخصیتش باشد او را بشناسند.
اکنون قصد دارم کارت شناسایی بسیار مختصری از شخص محمد ارائه دهم:

محمد بر فراز قله‌ها

محمد انسان کامل و باعظمتی است که در درازنای روزگار هیچ کس دیگری به مرتبه‌ی کمال و عظمت او نرسیده است. الگو و اسوه‌ی واقعی در شخصیت کسی جز آن بزرگوار جمع نمی‌شود و مراتب نبوغ و کمال تنها در او به صورت کامل یافت می‌شود.
درجه‌ی بر‌تر در هر گونه فعالیت بشری تنها از آن محمد است. هر کس در بخشش و کرم به دنبال اسوه است محمد منتهای کرم است؛ هر کس در مهربانی و دلسوزی الگو می‌خواهد آن را در محمد بجوید؛ هر کس در دوستی و وفاداری الگو می‌خواهد محمد اوج قله‌ی وفاداری است.
در شجاعت و قهرمانی اول است، در قناعت و پارسایی بی‌نظیر؛ در توضع و فروتنی بی‌همتا... هر کس می‌خواهد همسر آرمانی و پدر نمونه باشد از محمد الگو بگیرد، هر می‌خواهد در کارش موفق شود محمد را نصب العین قرار دهد.
هر کس می‌خواهد فرمانده‌ی نمونه، حاکم و سیاست‌مدار والامقام، سوارکار شجاع، مربی توانا و معلم بر‌تر باشد یا در یکی از مراحل زندگی به درجات کمال راه یابد تنها به محمد روی آورد که محمد منتهای همه‌ی خوبی‌هاست.

 او خوب‌ترین خوبان است و بسیار از دانشمندان غربی به عظمت او اذعان کرده‌اند.

 توماس کارلایل اندیشمند و فیلسوف و تاریخ‌شناس اسکاتلندی می‌گوید: «محمد شهابی است که جهان را روشن کرده است این فضل خداوند است که به هر بخواهد می‌دهد».

 لئو تولستوی ادیب روسی می‌گوید: «من یکی از کسانی هستم که در کار محمد در شگفتم؛ خداوند یکتا او را برای آخرین رسالتش انتخاب کرد تا آخرین پیامبران باشد».

 کارل مارکس پدر کمونیسم می‌گوید: «هر صاحب‌خردی باید به پیامبری محمد اذعان کند؛ محمد پیامبری است که از آسمان به زمین آمده است او با رسالتش دورانی از دانش و نور و شناخت را آغاز کرد و شایسته است که اقوال و اعمال او به صورت علمی و مخصوص نوشته شود. از آن‌جایی که آموزه‌های او کاملا وحیانی است حق داشت هر گونه تبدیل و تحریف رسالت‌های پیش از را محو کند».

 گوته شاعر آلمانی می‌گوید: «در تاریخ به دنبال نمونه‌ی عالی برای انسان گشتم و آن را تنها در محمد عربی یافتم؛ ما اروپائیان با تمام مفاهیم و آموزه‌هایمان به آن‌چه محمد بدان دست یازیده است نرسیده‌ایم و در آینده نیز کسی از او پیشی نخواهد جست».

لامارتین شاعر فرانسوی می‌گوید: «مهم‌ترین حادثه در زندگی من آن است که من زندگانی رسول خدا را به دقت مورد بررسی قرار دادم و در آن عظمت و جاودانگی یافتم. هیچ کس در رسیدن به عظمت انسانی به پای محمد نمی‌رسد هیچ کس همانند او به مراتب کمال دست نخواهد یافت. رسول خدا باورهای باطلی را که قائل به واسطه بین خالق و مخلوق بود ریشه‌کن کرد».

دکتر هانز کونگ دانشمند الهیات سوئیسی می‌گوید: «محمد به معنای کامل کلمه پیامبر است او رهبر و پیشوای راه رهایی است و این غیرقابل انکار است».

برنارد شورد فیلسوف انگلیسی تأکید می‌کند که محمد منجی بشریت است. وی‌ می‌گوید: «به کار این مرد پرداختم و او را ابرقهرمان و فوق‌العاده یافتم و به این نیتجه رسیدم که او دشمن مسحیت نیست بلکه باید منجی بشریت نام گیرد.
به نظر من اگر او امروز کار جهان را در دست می‌گرفت در حل مشکلات ما موفق می‌شد و امنیت و خوش‌بختی را که بشر در آرزوی آن است محقق می‌کرد. جهانیان چقدر به مردی نیاز دارند که همانند محمد بیندیشد.
پیامبری که دینش را در جایگاهی قرار داده است که همواره قابل احترام و افتخار باشد و این دین قوی‌ترین دینی است که می‌تواند تمام تمدن‌ها را تا ابد در خود حل کند».

این‌ها مشتی از خروار بود و فقط خواستیم ثابت کنیم که دانشمندان و فلاسفه و بزرگان زمین که به اسلام حکم نمی‌کنند باز به محمد باور دارند و او را در تمام دوران‌ها سرور جهانیان می‌شناسند.

اگر بخواهیم کمال انسانیت را در شخصیت محمد ثابت کنیم به طور بسیار ساده و مختصر مهم‌ترین عناصر یک زندگی کریمانه و معقول و متناسب را که بشریت به آن نیازمند است ارائه می‌کنیم تا بتوانیم از رفتار و پندهای جاودانش قبسی برگیریم و بخشی از عظمتش را درک کنیم.

 بر قله‌ی مهربانی

 به کسانی که می‌پندارند محمد رحمة للعالمین نیست خواه از مسلمانان متعصب و بی‌علم و بینش باشند یا از دشمنانی که عظمتش را درک نکرده‌اند می‌گوییم: قرآن کریم پیامبر را مایه‌ی رحمت برای جهانیان معرفی می‌کند: «وما أرسلناک إلا رحمة للعالمین» پیامبر اسلام نیز پیروانش را به رحمت و مهربانی سفارش می‌کرد: «الراحمون یرحمهم الرحمن ارحموا بمن فی الأرض یرحمکم من فی السماء» خداوند به کسانی که اهل رحم هستند رحم می‌کند به زمینیان رحم کنید تا کسی که در آسمان است بر شما رحم آورد. [ترمذی و ابوداود در سنن و آلبانی آن را صحیح دانسته است].

 محمد همواره در تمام جهان مایه‌ی رحمت و هدایت‌ بوده است؛ در جهان انسانیت، در جهان جنیان، در جهان حیوان و نبات.
او درباره‌ی حیوان نیز به نرمش و مهربانی سفارش کرده است و بهشت را پاداش کسی دانسته است که سگ تشنه‌ای را آب داد و آتش جهنم را به کسی وعده داد که گربه‌ای را زندانی کرده بود.
او درباره‌ی ذبح حیوان نیز به نیکی سفارش کرده است: «إن الله کتب الإحسان على کل شیء، فإذا قتلتم فأحسنوا القتلة، وإذا ذبحتم فأحسنوا الذبحة، ولیحد أحدکم شفرته، ولیرح ذبیحته». خداوند بر هر چیز احسان نوشته است هر‌گاه کشتید به نیکی بکشید، هر‌گاه ذبح کردید به نیکی ذبح کنید؛ چاقوی خود را تیز کنید و به حیوان آب دهید [روایت مسلم].

بر بلندای خوش‌اخلاقی

 محمد در اوج خوش‌اخلاقی بود خداوند اخلاق بلندش را با جمله‌ی زیبای «وإنک لعلی خلق عظیم» ستوده است و خود رسالتش را تکمیل کننده‌ی زیبایی‌های اخلاقی‌ می‌داند: إنما بعثت لأتمم مکارم الأخلاق «. ایشان همواره به اخلاق نیک سفارش می‌کرد
از جمله در این حدیث:» إِنَّ أَحَبَّکُمْ إِلَیَّ وَأَقْرَبَکُمْ مِنِّی مَجْلِسًا یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَحَاسِنُکُمْ أَخْلاقًا، الْمُوَطَّئُونَ أَکْنَافًا، الَّذِینَ یَأْلَفُونَ وَیُؤْلَفُونَ، وَإِنَّ أَبْغَضَکُمْ إِلَیَّ وَأَبْعَدَکُمْ مِنِّی مَجْلِسًا یَوْمَ الْقِیَامَةِ الثَّرْثَارُونَ، الْمُتَشَدِّقُونَ، الْمُتَفَیْهِقُونَ «محبوب‌ترین شما و نزدیک‌ترین شما به من در روز قیامت افراد خوش‌اخلاق و فروتن هستند؛ کسانی که انس می‌گیرند و با دیگران مأنوس می‌شود و بد‌ترین و دور‌ترین شما از من در روز قیامت افراد وراج و گنده‌گو و متکبر هستند.

هم‌چنین فرموده است که انسان با خوش‌اخلاقی به درجات بالای عبادت می‌رسد:» إن العبد لیبلغ بحسن خلقه درجة الصائم والقائم «انسان به باخوش‌اخلاقی به درجه‌ی روزه‌دار شب‌زنده‌دار می‌رسدابو. [داود و حاکم].

در اوج آسان‌گیری

 برخی گمان می‌کنند که اسلام دین سخت‌گیری و محدودیت و دشواری است، اما پیامبر اسلام بیش از همه بر مردم آسان می‌گرفت هر‌گاه بین دو کار قرار می‌گرفت آسان‌ترینش را انتخاب می‌کرد مادام که گناه نبود. ایشان به آسان‌گیری امر کرده و فرموده است: آسان بگیرید سخت مگیرید، بشارت دهید و مردم را متنفر مسازید. [مسلم]. او از تمام کارهایی که باعث سختی و آزار مردم می‌شد نهی می‌کرد زیرا اسلام ترجمان این آیه‌ی کریمه است که می‌فرماید:» یُرِیدُ اللَّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَلا یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ «[بقره: ۱۸۵]. خداوند برای شما آسانی می‌خواهد و سختی و دشواری شما را نمی‌خواهد.

 محمد با دشمنانش

 محمد با سخت‌ترین دشمنانش که با او در حال جنگ بودند و او و یارانش را مورد آزار و اذیت قرار می‌دادند و دعوتش را تکذیب می‌کردند چگونه رفتار می‌کرد؟ چند نمونه از موارد فراوان و شگفت‌انگیز ایشان در این زمینه را می‌آوریم تا مهربانی و گذشت و جوان‌مردی را در بالا‌ترین درجه‌ی آن ببینیم.

 برخورد ایشان با سهیل بن عمرو را که از سخن‌وران و واعظان قریش بود و مدت زیادی مسلمانان را با زبانش آزار می‌داد ببینیم؛ آن‌گاه که مسلمانان وی را در جنگ بدر اسیر کردند، عمر از رسول خدا اجازه خواست تا دو فک سهیل را از جای درآورد و زبانش را از بیخ برکند تا هیچ وقت نتواند بر ضد تو سخن‌سرایی کند. رسول خدا فرمود: من کسی را مثله نمی‌کنم که خداوند مرا مثله کند اگر چه پیامبر باشم؛ چه بسا این مرد به جایگاهی برسد که قابل ستایش باشد.

 وقتی که قتیله دختر نضر بن حارث با گریه ابیاتی را در رثای پدرش می‌خواند رسول خدا شدیدا متأثر شد و اشک از چشمانش جاری شد؛ زیرا به دستور ایشان نضر هنگام بازگشت از بدر در جایی به نام اثیل در نزدیکی مدینه‌ی منوره به دست علی بن ابی‌طالب کشته شد.

 

أمحمد یا خیر ضنیء کریمة                                   فی قومها والفحل فحل معرق

 ما کان ضرک لو مننت وربما                                  من الفتى وهو المغیظ المحنق

 أو کنت قابل فدیة فلنأتین                                            بأعز ما یغلو لدیک وینفق

 فالنضر أقرب من أسرت قرابة                                     وأحقهم إن کان عتق یعتق

 ای محمد‌ای بهترین کسی که به درمانده‌ای در میان قومش کمک می‌کنی‌ای انسان شایسته و ممتاز!

 زیانی نمی‌بینی اگر منتی بگذاری چه بسا جوان‌مرد که در حین خشم شدید منت می‌نهد.

 اگر فدیه می‌پذیری ما با گران‌بها‌ترین کالا به تو فدیه می‌دهیم.

 نضر را که اسیر کرده‌ای از نزدیک‌ترین افراد است و بیش از همه‌ سزاوار آزاد کردن است.

 پیام‌آور انسانیت و صاحب قلب مهربان با شنیدن این ابیات فرمود: اگر پیش از کشتنش آن را می‌شنیدم حتما او را آزاد می‌کردم.
نضر که چشمان رسول خدا به خاطر او اشک‌بار شد و از گریه‌ی دخترش متأثر شد که بود؟ او از شیطان‌های قریش بود که پیش از همه رسول خدا را آزار می‌داد.

 موضع او در روز فتح مکه در پاسخ به برخی از یارانش، تا امروز هم زبانزد همگان است. ایشان فرمود: امروز روز مهربانی است آن‌گاه به کفار قریش که روزگاری آزارش دادند؛ او را از سرزمینشان بیرون کردند و با او از درِ انکار و مبارزه درآمدند فرمود: بروید شما آزاد هستید.

 آیا محمد به صلح فرامی‌خواند؟

 دین اسلام دین صلح و سازش است و خداوند متعال فرموده است:

 «وإن جنحوا للسلم فاجنح لها وتوکل على الله إنه هو السمیع العلیم»

 اگر آنان به صلح گرایش نشان دادند، تو نیز بدان بگرای (و در پذیرش پیشنهاد صلح تردید و دودلی مکن و شرائط منطقی و عاقلانه و عادلانه را بپذیر) و بر خدای توکّل نمای که او شنوای (گفتار و) آگاه (از رفتار همگان) است.

 پیامبر اسلام بسیاری از پیمان‌های صلح را با دشمنانش بسته بود از جمله سخنی که پیش از صلح حدیبیه با قریش بر زبان آورد: سوگند به کسی که جانم در دست اوست در راستای بزرگ‌داشت حرمت‌های الهی هر چیزی را که از من بخواهند به آنان خواهم داد. او خود به نرمش در کار‌ها دستور داده و فرموده است:» إن الله رفیق یحب الرفق فی الأمر کله «خداوند اهل مدارا است و نرمش و مدارا را در همه‌ی کار‌ها دوست دارد. [بخاری و مسلم].

 پاسخ به چند شبهه

 آیا محمد پادشاه بود؟

 محمد در مدینه حکومتی را بنیان نهاد و احکام و شعایر اسلامی را در آن اجرا کرد؛ او با همسایگانش پیمان بست و قانون اساسی مدینه (صحیفه‌ی مدینه) را نوشت و این صحیفه نخستین سند قانونی مکتوبی است که تاریخ بشری به خود دیده است.
محمد ارتش تشکیل داد و به خاطر دفاع از مدینه وارد چندین جنگ شد. ایشان در میان مردم زندگی کرد و برای پیروان خود و جامعه‌ی آن روز خطیب آموزگار و مربی و راهنما بود. با این حال پیامبر اسلام پادشاه نبود که همانند پادشاهان خوش‌گذران دنیا در نعمت و ثروت غوطه‌ور باشد و گنج‌ها و خوشی‌های دنیا را در اختیار داشته باشد.
برعکس زندگی آن بزرگوار همه در پارسایی و ریاضت مطلق سپری شد؛ روی حصیر و بر زمین می‌خوابید و اثر آن بر پوستش پیدا بود. دو ماه می‌گذشت در حالی که در خانه‌اش آتشی برای پخت غذا روشن نمی‌شد و تمام این مدت را با نمک و آب سپری می‌کرد.
لباس‌هایش را با دست خود وصله می‌زد و از حیوانات سواری تنها قاطری داشت و سپس شترش قصوا را. در میان مردم و در بازار‌ها راه می‌رفت و در جای خالی مجلس می‌نشست.
از تعظیم در برابر خود و غلو و زیاده‌روی در ستایش و ایستادن در مقابل خود نهی می‌کرد، در کارهای سخت با یارانش هم‌کاری می‌کرد؛ با آنان مسجد ساخت و خندق حفر کرد و با کلنگ بر صحره‌ی خارا زد. از شدت گرسنگی سنگ به کمر می‌بست و شب‌ها در حالی که مردم در خواب بودند در برابر خداوند به نماز می‌ایستاد تا جایی که پا‌هایش از فرط ایستادن ورم می‌کرد. به خانواده‌اش خدمت می‌کرد و در کارهای منزل با همسرانش همکاری می‌کرد. تواضع و فروتنی او به جایی رسیده بود که باری به زنی که با شرم در برابرش ایستاده بود فرمود: بر خود سخت مگیر! من پسر زنی از قریش هستم که در مکه قدید می‌خورد. آیا این رفتار پادشاه یا جوینده‌ی مال و ملک دنیایی است؟

 آیا محمد خون‌ریز بود؟

 این پرسشی است که غرب مطرح کرده است و برخی از مسلمانانی را که رسالت رسول اکرم را به اشتباه فهم کرده‌اند نیز به وسوسه انداخته است؛ به گمان آنان دعوت به اسلام یعنی خون‌ریزی و کشتن مردم و محمد نسبت به انسان‌ها دلسوز نبوده است. اما ما از آنان می‌پرسیم: آیا انقلابی مسالمت‌آمیزتز از انقلاب ژانویه‌ی مصر را که در سلامت و آرامش و دوری از خشونت زبان‌زد بود دیده‌اید؟

 کسانی که در جنگ‌های محمد کشته شدند به اندازه‌ی یک چهارم کشته‌های انقلاب مسالمت‌آمیز ژانویه‌ی مصر نبودند. محمدی که قریش او را آزار دادند و او را سرزمینش بیرون کردند، به طائف رفت و برای اسلام دعوت کرد. اهل طائف از دعوت او جلوگیری کردند سپس کودکان و بردگان خود را به جانش انداختند تا با سنگ و کلوخ بدن مبارکش را زخمی کنند. در این هنگام جبرئیل امین بر او نازل شد و او را بین اینکه خداوند دو کوه اطراف را بر اهل طائف فرو افکند یا اینکه آنان را ببخشاید مخیر ساخت و محمد بخشش و گذشت را انتخاب کرد.
محمد بهترین کسی است که بر روی زمین جهاد کرده است اما جهاد با چه کسانی؟
او با کسانی که جنگید که در مقیاس تمدن امروز به جنایت‌کار جنگی و خون‌ریز توصیف می‌شوند اما درباره‌ی غیر از آن‌ها محمد به شدت از خون‌ریزی جلوگیری می‌کرد.

محمد و تعدد همسران

محمد تا سن ۲۵ سالگی ازدواج نکرد، همسر اول او خدیجه بود که پیش از آن دو بار ازدواج کرده بود. خدیجه به لحاظ سنی از ایشان بزرگ‌تر بود و نزدیک به ۲۵ سال به عنوان همسری وفادار با او زندگی کرد. پیامبر اسلام تا سن پنجاه سالگی با کس دیگری غیر از او ازدواج نکرد و تنها همسر باکره‌ی ایشان عایشه بود. آیا می‌توان تصور کرد چنین فردی در ازدواج به دنبال شهوت‌های دنیایی باشد؟
عایشه همسر ایشان حالات نماز و نیایش شبانه‌ی او به درگاه خدا و اعتکاف طولانی او در مسجد و دوری از زنان در دوران پیش از بعثت و در اوج جوانی ایشان را توصیف می‌کند؛ آن روز‌ها که در غار حرا بر بلندی کوه نور به تنهایی به مناجات می‌پرداخت و از دنیا دوری می‌کرد.
آیا روش و منش این فرد با خوشی‌های دنیایی ارتباط دارد؟ تعدد همسران او به خاطر حمایت از بیوه‌زنان و پناه دادن به ضعیفان و چه بسا انفاق بر آنان بود. باری دو تن از زنان اسیر همانند جوریه دختر حارث و صفیه دختر حیی بن اخطب را اکرام و آنان را آزاد ‌کرد و یک بار نیز به خاطر اجرای دستور و شریعت قرآنی و تحریم فرزندخواندگی با زنی ازدواج ‌کرد مانند ازدواجش با زینت دختر جحش.

در پایان محمد را در چند سطر بهتر بشناسیم:

 نام او محمد بن عبدالله بن عبدالمطلب است در ۱۲ ربیع الاول سال ۵۷۱ میلادی بنا بر مشهور‌ترین روایات در مکه‌ی مکرمه به دنیا آمد. پدرش پیش از تولدش از دنیا رفت و پنج سال بیشتر نداشت که مادرش نیز از دنیا رفت؛ آ‌ن‌گاه با پدربزرگ و سپس با عمویش زندگی کرد. در جوانی به چوپانی و سپس به تجارت اشتغال داشت.
در میان جوانان مکه به صادق امین معروف بود و خداوند متعال او را در سن چهل سالگی به پیامبری برگزید. به مدت ۱۳ سال در مکه رسالتش را تبلیغ کرد و از قریش آزار فراوان دید. سپس از مکه به مدینه هجرت کرد و در آن‌جا حکومتش را بنیان نهاد و ده سال نیز به تبلیغ و اجرای شریعت همت گمارد تا اینکه در سال دهم هجری در حالی به رحمت ایزدی پیوست که شبه‌جزیره‌ی عربستان کاملا به او ایمان آورده بود و رسالت او کشورهای یمن و عمان و بحرین را فرا گرفته بود.
این قطره‌ای از اقیانوس محمد بود آیا شما هم می‌توانید حقایق تعریفی را بدون شرح و تعلیق بیاورید و از خواننده بخواهید حقیقت را از لابلای آن بجوید؟ آیا می‌توانید کارت شناسایی کوچکی مانند این نوشته را تهیه کنید تا سیره‌ی بزرگ‌ترین بنده‌ی خدا محمد مصطفی را مدارسه کنیم؟

امید آن دارم که این آغاز شناخت ما از حبیبمان باشد تا او را دوست داشته باشیم از نوعی که موافق با جایگاه بلند و مقام شامخ او باشد. پدر و مادرم فدای تو‌ای رسول خدا.

 

علاء سعید عضو انجمن جهانی ادبیات اسلامی

منبع: www.shafaqna.com

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED

 Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید


 
نیمه شعبان
ساعت ٧:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۳/٢٢  کلمات کلیدی: مذهبی

13-حضرت امام مهدی علیه السلام میلاد باسعادت دوازدهمین اختر تابناک امامت و ولایت بر همه منتظران گرامی باد.

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED

 Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.


 
یک سیر پیشنهادی برای مطالعه نهج‌البلاغه
ساعت ٧:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٢۸  کلمات کلیدی: کتاب ، مطالعه ، مذهبی ، اسلام

 از مجموعه

از شقشقیه تا متقین

یک سیر پیشنهادی برای مطالعه نهج‌البلاغه؛ بهترین منبع برای شناخت حضرت علی (ع)

 25 سال تمام سکوت کرد و چیزی نگفت. وقتی بعد از آن همه سال دوباره لب به گفتن باز کرد، گدازه‌هایی که از آن آتشفشان خاموش می‌آمد، از سر مردم روزگارش زیاد بود. خطبه‌هایش برای مردمی که سال‌ها به حرف‌های سبک و ساده عادت کرده بودند، سنگین بود. حق داشتند. چکیده حکمت‌های همه تاریخ را می‌ریخت توی کلمه و این چگالی عجیب، از اندازه تحمل مردم روزگارش خیلی بیشتر بود. هنوز هم برای این کلام سنگین است، وزین است، رسیدن به فهمش دشوار است. در واقع اعجاز نهج‌البلاغه نه فقط در بلاغت و شاعرانگی و سحر کلام است که در عمق معانی آن است. هنوز نامه‌ای که برای مالک اشتر نوشت، درست فهمیده نشده و خطبه‌ای که در شرح پارسایان خوانده، کامل شرح نشده است. مرحوم استاد شهید مطهری برای فهم درست نهج البلاغه، هفته‌ای یک بار از قم تا اصفهان می‌رفت تا در محضر استادی به خواندن نهج‌البلاغه بنشیند. تعداد شرح‌هایی که اهل سنت بر این کتاب شریف نوشته‌اند، از تعداد شرح‌های شیعیان بیشتر است (رکورد بیشترین شرح‌های کامل بر کل نهج‌البلاغه را مصری‌ها با 25 شرح دارند. معروف‌ترین شرح‌های این کتاب، شرح «ابن ابی‌الحدید معتزلی» است که او هم از اهالی مصر بود) حالا سوال اینجاست: پس این کتاب را چطور بخوانیم؟

 


 
برای رزق دنیا، به هر کاری دست نزنید
ساعت ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۳  کلمات کلیدی: مذهبی ، کسب و کار ، سبک زندگی

قَالَ رَسُولُ الله(ص): «إِنَّهُ وَ اللهِ مَا مِنْ عَمَلٍ یُقَرِّبُکُمْ مِنَ النَّارِ إِلَّا وَ قَدْ نَبَّأْتُکُمْ بِهِ وَ نَهَیْتُکُمْ عَنْهُ وَ مَا مِنْ عَمَلٍ یُقَرِّبُکُمْ مِنَ الْجَنَّةِ إِلَّا وَ قَدْ نَبَّأْتُکُمْ بِهِ وَ أَمَرْتُکُمْ بِهِ فَإِنَّ الرُّوحَ الْأَمِینَ نَفَثَ فِی رُوعِی أَنَّهُ لَنْ تَمُوتَ نَفْسٌ حَتَّى تَسْتَکْمِلَ رِزْقَهَا فَأَجْمِلُوا فِی الطَّلَبِ وَ لَا یَحْمِلَنَّکُمُ اسْتِبْطَاءُ شَیْ‏ءٍ مِنَ الرِّزْقِ أَنْ تَطْلُبُوا مَا عِنْدَ اللهِ بِمَعَاصِیهِ فَإِنَّهُ لَا یُنَالُ مَا عِنْدَ اللهِ إِلَّا بِطَاعَتِهِ»؛[1]

رسول خدا(ص) فرمود: سوگند به خدا هیچ کارى نیست که شما را به دوزخ نزدیک کند جز اینکه من شما را به آن آگاه ساختم و از آن بازداشتم

و هیچ کارى نیست که شما را به بهشت نزدیک سازد مگر آن که شما را به آن آگاه کردم و به آن فرمان دادم؛

زیرا حضرت جبرئیل به دل من الهام کرد که هرگز جاندارى نمی میرد مگر آن که تمام روزى مقدّر خود را دریافت نماید.

پس براى به دست آوردن روزى شتاب نکنید و دیر رسیدن روزى، شما را وادار نسازد که به آنچه نزد خدا براى شماست از راه گناه به دست آورید؛

زیرا آنچه نزد خداست جز به طاعتش به دست نیاید.

منبع:   عبدالله حق دوست

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED


 
ارزشهای بنیادی روابط عمومی در کلام امام علی (ع)
ساعت ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/٥  کلمات کلیدی: مدیریت ، روابط عمومى ، مذهبی ، ارتباط


(خلاصه مقاله دومین کنفرانس بین المللی روابط عمومی اسلامی)

 احمد یحیایی ایله ای

ارزشهای بنیادی روابط عمومی در کلام امام علی (ع) عنوان تحقیقی از نوع تحلیل محتواست که بر مبنای متن نهج البلاغه (خطبه ها، نامه ها، فرامین و حکمت ها) تدوین شده است. این تحقیق در دومین کنفرانس بین المللی روابط عمومی اسلامی پذیرفته شده و در اولین روز کنفرانس بصورت سخنرانی ارایه شده است.

این تحقیق ابتدا با تحلیل محتوای 20 تعریف از صاحب نظران و انجمن های ملی و بین المللی ارزشهای بنیادی روابط عمومی را شناسایی کرده و سپس مفاهیم بنیادی را در نهج البلاغه مورد مطالعه قرار داده است.

در ادامه بحث هدف نهایی از فعالیتهای روابط عمومی یعنی تولید و بازتولید تفاهم مورد هدف قرار گرفته است و بر مبنای این موضوع تبیین شده است که چگونه می توانیم به تفاهم دست یابیم. بر این مبنا تحقیق با توجه به تحقیقات گذشته که زیربنای تفاهم را گفتگو دانسته اند در جستجوی آداب گفتن و شنیدن در کلام امام علی (ع) پرداخته شده است.

این تحقیق همچنین در همین راستا به طرح مثلث ارتباطات انسانی (چشم و گوش و زبان) پرداخته و چگونگی استفاده از این ابزارهای ارتباطی را از محتوای مطالب نهج البلاغه یافته است.

در زیر برخی از جملات کلیدی امام علی (ع) درباره هر کدام از اضلاع مثلث ارتباطات انسانی را مطالعه خواهید کرد:

چشم حاکم: پنهان شدن رهبران از مردم تنگ نظری و کم اطلاعی است.

چشم عامه: بیناترین چشم آن است که در دل نیکی ها نفوذ کند.

گوش حاکم: شکایات را می شنود.

گوش عامه: شنواترین گوش گوشی است که پند پذیر است.

زبان پیامبران: زبان پیامبران زبان راستگویی است.

زبان قرآن: نمی فریبد، دروغ نمی گوید و همواره گویاست.

زبان حاکم: گمراه نمی کند، تندخویی نمی کند، عیب پوش است، پیمان شکن نیست و دشمن را نمی فریبد.

زبان مومنان: گفتارشان نرم و مردم را با القاب زشت نمی خوانند.

زبان عامه: مجهولات نمی بافد، دروغ نمی گوید، بر اساس شنیده ها سخن نمی گوید، دشنام نمی دهد و پرحرفی نمی کند.

 منبع: آموزش روابط عمومی دکتر احمد یحیایی ایله ای

 

 

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

 

FEED

 


 
راز استشمام بوی سیب از حرم امام حسین(ع)
ساعت ۸:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۸/٢٢  کلمات کلیدی: مذهبی

استشمام بوی سیب از حرم امام حسین(ع)، ویژگی عجیبی است که چند کتاب معتبر به آن اشاره کرده اند.

 «بوی سیب و حرم حبیب و حسین غریب و کرب و بلا». این نوحه مشهور و محبوب را در سالهای اخیر بارها شنیده ایم. اما بوی سیب چه ارتباطی با حرم امام حسین(ع) دارد؟ آیا درست است که می گویند از قتلگاه و ضریح مطهر امام حسین(ع) می شود عطر سیب استشمام کرد؟نگاهی به منابع روایی و کتابهای معتبر شیعی، راز بوی سیب را این طور می گشاید:در کتاب شریف «بحارالانوار» جلد ۴۳ ، صفحه ۲۸۹ ماجرای عطر سیب به نقل از «حسن بصری» و «ام سلمه» این طور آمده است :«حسنین وارد شدند بر رسول خدا، و جبرئیل در نزد آن حضرت بود. پس ایشان در اطراف او گردیدند، به گمان این که دحیه‏ی کلبی است.

جبرئیل، دست خود را حرکت داد، مانند کسی که از کسی چیزی بگیرد. پس سیبی و بهی و اناری آورد و به ایشان داد. روی ایشان از خوشحالی برافروخت و دویدند به نزد جد خود. حضرت از ایشان گرفت و بویید و فرمود: بروید نزد پدر و مادر خود. پس رفتند و هیچ یک از آن نخوردند تا این که پیغمبر به نزد ایشان رفت و همه با هم خوردند، و هر چند از آن می‏خوردند، به حال خود عود می‏نمود (بازمی‏گشت) و به همین حالت بود، تا زمانی که حضرت فاطمه علیهاالسلام وفات نمود. حسین علیه‏السلام فرمود: که انار، مفقود شد، و چون امیرالمؤمنین علیه‏السلام شهید گشت، به، مفقود شد، و سیب به حال خود بود، تا وقتی که آب را به روی ما بستند. پس چون تشنگی بر ما غالب می‏شد، آن را بو می‏کردم، اندکی تشنگی من ساکن می‏شد. عاقبت، چون تشنگی من به نهایت رسید، دندان بر آن فشردم و یقین به هلاک نمودم. حضرت سجاد علیه‏السلام می‏فرماید که این سخن را از پدر بزرگوارم شنیدم یک ساعت قبل از شهادتش، و چون شهید گردید، بوی سیب از محل شهادتش استشمام می‏شد، ولی خودش را نیافتند، و این رایحه، در آن محل باقی است، و هر کس از زواربخواهد استشمام رایحه‏ی آن را نماید، در وقت سحر، به زیارت رود که اگر از مخلصین باشد، آن را استشمام خواهد نمود.»مشابه این داستان را هم «ابن شهر آشوب» در کتاب «مناقب» جلد ۳ ، صفحه ۳۹۱ .بیان کرده است. ماجرای عطر سیب در کتاب منتهی الآمال نیز آمده است.

منبع: http://www.karballa.ir

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED


 
چند تصویر مینی‌مال از زندگی حضرت زهرا(س)
ساعت ٢:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱/٢٠  کلمات کلیدی: کتاب ، داستان ، مذهبی

انتشارات نیستان کتاب «اقیانوس آرام» داستان‌هایی مینی‌مال از حیات درخشان دردانه پیامبر اعظم(ص)، حضرت زهرا(س) را همراه با سند روایات و احادیث استفاده شده در داستان‌ها، منتشر کرد.

«اقیانوس آلام» اثر محمد سهرابی کتابی است کوچک و جمع و جور با محوریت زندگی حضرت زهرا (سلام الله علیها). کتاب شامل 63 داستان مینی‌مال است که هرکدام تصویری از روزگار آن حضرت را برای مخاطب قاب می‌گیرد.
سهرابی در فرم و با زبانی کاملا امروزی، نقاط حساس زندگی حضرت زهرا (س) را خیلی کوتاه و داستانک‌وار روایت کرده، از پیش تولد تا شهادت.
اقیانوس آلام در 72 صفحه و قیمت هزار تومان منتشر شده است.

 


 
شهر مومنان
ساعت ٥:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱/۱٧  کلمات کلیدی: گردشگری ، مذهبی ، مرگ

قبرستان وادی السلام در قسمت شمالی حرم علی بن ابی‌طالب در شهر نجف واقع است و بزرگترین قبرستان خاورمیانه محسوب می گردد. این قبرستان از جنوب به حرم علی بن ابی‌طالب و خیابان اصلی نجف- کوفه (شارع علی بن ابیطالب) از شرق به جاده نجف – کربلا، از شمال به منطقه حی المهندسین و غرب به دریای سابق نجف محدود می‌گردد، در راوایات است که ارواح مومنین در این قبرستان گرد هم می‌آیند و هر مومنی که از دنیا برود ملکی روحش را به اینجا می‌آورد و هر کس که در این قبرستان دفن شود عذاب قبر از او برداشته می‌شود.

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED


 
جهره های ماندکار
ساعت ٩:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٢٧  کلمات کلیدی: چهره ماندگار ، مذهبی
نوشتن از شخصیتی که زندگی خود را وقف حضرت علی علیه السلام کردند بسیار سخت است، آنهم در عصر حاضر که دین، رنگ کمرنگی بر زندگی ما دارد و سایه ای کوچک بر لحظه هایمان انداخته! و تنها زمانی که منفعتی برایمان داشته باشد برایش قد علم میکنیم و قدمی برمیداریم، غریبه است خاطراتش برای زمان ما!
آری براستی کدام یک از ما برای اثبات سخنان مولایمان کار صعب و سخت به جان خریده ایم؟!
 

 
کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود
ساعت ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٢٧  کلمات کلیدی: میلاد ، مذهبی ، ادبی ، جشن



چهره سرخ حقیقت بعد از آن توفان رنگ
پشت ابری از ریا می ماند اگر زینب نبود

چشمه فریاد مظلومیت لب تشنگان
در کویر تفته جا می ماند اگر زینب نبود

زخمه زخمی ترین فریاد، در چنگ سکوت
از طراز نغمه وا می ماند اگر زینب نبود

در طلوع داغ اصغر، استخوان اشک سرخ
در گلوی چشم ها می ماند اگر زینب نبود

ذوالجناح دادخواهی، بی سوار و بی لگام
در بیابان ها رها می ماند اگر زینب نبود

در عبور از بستر تاریخ، سیل انقلاب
پشت کوه فتنه ها می ماند اگر زینب نبود

شاعر : قادر طهماسبی

 


 
تصویری بی نظیر از مقبره و داخل ضریح جدید امام حسین(ع)
ساعت ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٢٤  کلمات کلیدی: گالری تصویر ، مذهبی

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED


 
بهترین دوست کیست؟
ساعت ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٢۱  کلمات کلیدی: حکایت های آموزنده ، روانشناسی ، مذهبی
 از مرحوم فلسفی بشنوید

تاثیر دوست خوب و بد در زندگی امری اجتناب ناپذیر است.

چه بسا به فرموده امیر مؤمنان، حضرت علی (ع)،« همنشین خوب نعمت و همنشین بد، بلا و مصیبت است.»

مرحوم استاد محمدتقی فلسفی با بیانی موجز و شیرین، یکی از صفات دوست خوب را که منجر به شناخت او می شود، بیان کرده است.

سخنان این عالم ربانی در این باره را بشنوید.
منبع

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED


 
تاثیر بسم الله بر آب زمزم
ساعت ٧:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٢٠  کلمات کلیدی: گالری تصویر ، آب ، مذهبی

هنگامی که در کنار ظرفی از آب زمزم، بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم و یا آیاتی از قرآن‌کریم تلاوت‌‌شود،‌ بلورهایی رمزگونه و زیبا بر روی آن شکل‌می‌گیرد.

 به‌گزارش خبر رادیو معارف، تأثیر «بسم‌الله‌الرحمن الرحیم» بر آب زمزم در ژاپن بررسی شد.

مرکز پژوهشی «هادو» توکیو در تحقیق جامعی که با استفاده از فن‌آوری نانوانجام گرفته است به نتایج ارزنده و عجیبی دست‌یافته‌اند.

ماسارو ایموتو»، رئیس مرکز پژوهشی«هادو» توکیو در این باره گفت: هنگامی که در کنار ظرفی از آب زمزم«بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم  و یا آیاتی از قرآن‌کریم تلاوت‌‌شود،‌ بلورهایی رمزگونه و زیبا بر روی آن شکل‌می‌گیرد.

وی با اشاره به این‌که آب زمزم ویژگی‌های خاصی دارد که تغییر در آن امکان‌پذیر نیست، افزود: این آب ویژگی‌های منحصر به فردی دارد که در سایر آب‌ها یافت ‌نمی‌شود.

این پژوهشگر ژاپنی تصریح‌کرد: در آزمایش‌ها و مطالعات زیادی که بر روی آب زمزم انجام‌‌شد، مشخص شدکه اگر یک قطره از آب زمزم با هزار قطره آب معمولی مخلوط‌شود، بلورهای تشکیل‌دهنده آن با تغییر شکل‌، خاصیت آب زمزم را پیدامی‌کنند.

 

وی که پایه گذار نظریه تبلور ذرات آب است، می گوید: جملة “بسم الله الرحمن الرحیم” که در قرآن کریم وجود دارد و مسلمانان آن را در ابتدای کارهای خود یا در هنگام غذاخوردن و یا موقع خواب بر زبان می آورند، تأثیر عجیبی بر بلورهای آب دارد. زمانی که بسم الله الرحمن الرحیم گفته می شود، تغییرات عجیبی در بلورهای آب رخ داده و آنها بسیار زیباتر می شوند، لذا می توان با گذاشتن کاستی از تلاوت قرآن کریم در کنار آب، آن را زیباتر و با صفاتر نمود 

 

مولکول یه قطره از آب زمزم


 

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED


 
 
ساعت ٦:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱٩  کلمات کلیدی: روانشناسی ، مذهبی ، موفقیت

کی از اشکالات اخلاقی، تجسس در زندگی می باشد که از لطافت و آرامش زندگی می کاهد و با آموزه های دینی ما نیز در تضاد می باشد. 

شاید بتوان گفت تشکیک در زندگی آغازی بر این رذیله باشد و باعث ایجاد چنین تجسس هایی شود که عموما عاقبت خوبی نه برای خود شخص خواهد داشت و نه برای طرف مقابل.
در یکی از برنامه های تلویزیونی دکتر میر باقری کارشناس امور دینی این امر را مورد بررسی  قرار داد و گفت چنین شک هایی معمولا غنی نیست. قرآن هم می فرماید اجتنبوا کثیرا من الظن یعنی به ذهن خود اعتماد نکنید. این شکها اولا جایز نیست. دوم اینکه اگر کشف شد فتنه انگیزی ایجاد می شود و زیبایی زندگی را از بین می برد.
اما درباره پدر و اولیا فرق می کند. پدر ولایت دارد و باید مراقب باشد. اگر در یک سنینی هست که نیاز به مراقبت هست مشکلی نیست و باید خیر خواهی کند.اگر به سن استقلال رسید نباید در آن تجسس کرد.
ایشان در پاسخ به سوال مخاطبی که برای جبران تجسس های گذشته سوال کرده بود گفت:
اگر صدمه ای به کسی نزده اند باید استغفار کنند. اما اگر اقدامی کردند  که اشکالاتی را  ایجاد کرده است دو حالت دارد. اگر می تواند مشکل را حل کند باید این کار را انجام دهد. اما اگر نمی تواند،  استغفار کند و از این به بعد اگر ضرری زده جبران نماید.
دکتر میر باقری برای تمرین از بین بردن این مشکل اخلاقی این راهکار را توصیه نمود:
  • راه حل آن، مثل تمرین برای مقابله با نفس است که که باید جلوی آن را گرفت و  بر آن به تدریج غلبه نمود.
  • راه دیگر تفکر است که به عوارض آن و بی فایدگی و مضرات آن بیاندیشیم تا حس قلبی ما هم این شود. 
در کتب اخلاقی نوشته شده است که اگر مثلا حسد پیدا شد به این فکر کند که خدا به او یک چیز داده و به من چیز دیگر و به مرور  حسد از بین می رود. در این موضوع هم همین طور است. باید به این  فکر کند که اگر من تجسس کنم، چه چیزی به من می رسد و با این طرز تفکر به مرور زمان این حس از ملکات ذهن او پاکخواهد شد.
منبع:فرهنگ نیوز

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED


 
پشت پرده ای از ریا
ساعت ۱:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱٩  کلمات کلیدی: روانشناسی ، مذهبی

  


در روزگار جدید، مرز میان خیلی از چیزها از بین رفته است. دیگر نه راست معلوم است نه دروغ. نه دوستی مشخص است نه دشمنی. خیلی وقت است که دیگر دروغ، با از دست دادن قبحش بر تارک روابط اجتماعی یکه تازی می کند و درست زمانی که فکر می کنی واقعا به کسی اعتماد داری، انچنان رو دستی از او می خوری که طعم تلخش تا مدت ها در کامت باقی می ماند.

 


 ریاانگار زمان ما و کسانی مانند ما که هنوز خوش خیالانه همه حرف ها را با پیش فرض راست بودن می شنوند، دیگر گذشته است. نمی دانم شاید ما چند دهه دیر به دنیا آمده ایم. چند روز پیش بود که با پدرم درباره مردمی که بدون دلیل و نفع دروغ می گویند صحبت می کردم. از او پرسیدم چرا باید درباره مسائلی که هیچ سودی هم برایشان ندارد دروغ می گویند؟ پدرم در جواب گفت: چه دلیل دارد راست بگوید؟این جمله اش انگار پاسخی بود برای همه سوال های من، انگار دیگر این راست گفتن است که دلیلی ندارد.


 
حکایت های آموزنده
ساعت ۱:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱٩  کلمات کلیدی: حکایت های آموزنده ، مذهبی ، موفقیت
نویسنده: نادی - ۱۳٩۱/۱٢/۱٩

منبع: نادیƸ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED


 
برنامه ها و راهبردهای تغییر سبک زندگی
ساعت ٢:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱٧  کلمات کلیدی: سبک زندگی ، ایران ، مذهبی ، توسعه

تغییر فرهنگ دینی و تغییر در سبک زندگی، یکی از اهداف مهم بیگانگان محسوب می شود. این تغییر، در قالب جنگ نرم و بسیار هوشمندانه طراحی و برنامه ریزی، و در برخی سطوح اجرایی شده و یا در حال اجرایی شدن است. برنامه هایی که در آن، این نوع از سبک زندگی به تصویر کشیده می شود، در بلند مدت می تواند قبح بعضی از اعمال زشت و ناپسند از دید فرهنگ ایرانی را از بین برده و حرمت بسیاری از رابطه ها را بشکند؛ حربه ای که با کارگر افتادنِ آن، در آینده نام و بویی از سبک زندگی ایرانی-اسلامی نخواهیم دید. و به گرفتاری های امروز جوامع غرب که انحطاط جامعه و خانواده در آن امری طبیعی است، دچار خواهیم شد.حرکت های فرهنگی بیگانگان در فضاهای چند رسانه ای و سایبری؛ از قبیل، روزنامه های کثیرالانتشار ملی و محلی، سینما، تئاتر، تلویزیون، اینترنت، ماهواره و هزاران عنوان دیگر؛ به نوعی اقدامات تخریبی به شمار می رود. این امکانات تبلیغی یکی از بسترهای آسیب رسان به جامعه است. در صد قابل توجهی از خانواده هایی که از این امکانات بهره می برند از فرزندان خود در برابر این تهدیدها چندان مراقبت نمی کنند و بیشترین چالش های فرهنگی در درون این خانواده ها است. یکی از مسولین، مرکز توسعه فناوری اطلاعات و رسانه های دیجیتال در این باره می گوید:" بر اساس نظر سنجی ها انجام شده، حدود 20 درصد بانوان و 10 درصد آقایان سبک پوشش خود را متاثر از مشاهده تصاویر مربوط به پوشش دیگر اعضای شبکه های اجتماعی، اینترنتی، سینما، تلویزیون و...انتخاب می کنند.


 
نقشه راه و سند چشم انداز شیطان
ساعت ٢:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱٧  کلمات کلیدی: چشم انداز ، شیطان ، مذهبی ، موفقیت

انسان مؤمن، دارای فطرت سالم و قلب سلیم، در مسیر درست الهی حرکت می کند. دشمن و رقیب سرسخت انسان، همیشه در حال توطئه است تا او را از مسیر صحیح و دقیق الهی خویش باز دارد. مسیر راه شیطان، سند چشم اندازی است، که خود نقش اول و آخر را ایفا می کند. و دام ها و کمین گاه های زیادی دارد و چنان کارهای خود را بر آدمیان زینت می بخشد که گویی همان راه درست است.

دام های شیطان بر اساس روحیات و اعتقادات افراد متفاوت است و برای همه افراد بشر یکسان عمل نمی کند. از جمله اقداماتی که شیطان برای فریب افراد انجام می دهد: وسوسه، زینت دادن گناه، ضایع نمودن عمل، ایجاد فراموشی، فساد انگیزی، وعده دادن به انسان، و هزاران برنامه نظری و عملی، حتی در لحظات آخر مرگ. دست بردار نیست. و برای توجیه و قانونی نشان دادن، اقدامات و وسوسه های خویش، دام هایی را نیز قرار داده است که از جمله آنها: دنیا، هواپرستی، عبادت، زنان، تفرقه و... است. اگر انسان یک لحظه غفلت کند، در دام صیادی قهار افتاده است. و اگر از شر شیطان به خدا پناه نبرد، اسیر دام های شیطان گشته و خود را به هلاکت می افکند.

عمل شیطان و وسوسه های او یک ویژگی ها و خصوصیاتی دارد که هر کس می تواند آن را درک کند زیرا انسان از آن متنفر است. فطرت انسان به گونه ای است که، آدمی نزدیک شدن به آنها را روا نمی داند. و اگر احیانا افرادی مرتکب چنین اعمال شیطانی می شوند، به خاطر پیروی از اوامر شیطان و اطاعت از نفس است.


 
وقت فضیلت و وقت اختصاصی نمازهای یومیه
ساعت ٢:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱٧  کلمات کلیدی: مذهبی ، نماز
وقت فضیلت: قسمتی از وقت نماز است که نماز در آن وقت دارای فضلیت است و خارج از آن وقت، فضیلت وارد شده را ندارد؛ مثل اول وقت.

وقت اختصاصی: قسمتی از وقت نماز است که مختص به همان نماز است که اگر در آن وقت مخصوص، عمدا نماز واجب ترتیبی دیگری خوانده شود؛ نماز باطل است. مثلا در نماز ترتیبی ظهر و عصر و مغرب و عشا، که اگر هر کدام در وقت اختصاصی دیگری خوانده شود؛ نماز باطل است. پس اگر فردی در آخر وقتِ نماز ظهر و عصر(نزدیک مغرب)، فقط به اندازه یک نماز چهار رکعتی وقت دارد؛ باید نماز عصر بخواند، هر چند که نماز ظهر را نخوانده باشد.[1]

اول وقت: لحظات آغازین انجام تکالیف با وقت معین، است. ادای نماز در اول وقت، مستحب مؤکد و تأخیر آن از اول وقت جز در مواردی مثل نماز جماعت و غیره، که تأخیر افضل است، مکروه می باشد.

آخر وقت: لحظات پایانی زمان انجام تکالیف دارای وقت معین، است. با درک آخر وقت نمازهای یومیه، حتی به اندازۀ یک رکعت، نماز به نیت اداء، گزارده می شود.

نماز صبح

وقت فضیلت نماز صبح: وقت فضیلت نماز صبح از اذان صبح تا بیست و یک دقیقه بعد از اذان صبح ادامه دارد.

نماز ظهر

وقت اختصاصی نماز ظهر: از اول اذان ظهر به مقدار یک نماز چهار رکعتی برای غیر مسافر و یک نماز دو رکعتی برای مسافر، وقت اختصاصی نماز ظهر می باشد. در این زمان خواندن نماز عصر جایز نیست.

وقت فضیلت نماز ظهر: وقت فضیلت نماز ظهر از اذان ظهر تا یک ساعت و چهل دقیقه بعد از اذان ظهر ادامه دارد.

نماز عصر

وقت اختصاصی نماز عصر: در آخر وقت نماز عصر، نزدیک به مغرب، به مقدار خواندن یک نماز چهار رکعتی برای غیر مسافر و یک نماز دو رکعتی برای مسافر، وقت اخصاصی نماز عصر می باشد. در این زمان خواندن نماز ظهر جایز نیست.

وقت فضیلت نماز عصر: وقت فضیلت نماز عصر دو ساعت و پنجاه دقیقه بعد از اذان ظهر شروع می شود و تا چهل و دو دقیقه ادامه دارد.

نماز مغرب

وقت اختصاصی نماز مغرب: از اول وقت مغرب به مقدار خواندن یک نماز سه رکعتی، وقت اختصاصی نماز مغرب است. خواندن نماز عشاء در این زمان مخصوص جایز نیست.

وقت فضیلت نماز مغرب: وقت فضیلت نماز مغرب از اذان مغرب تا پنجاه و یک دقیقه ادامه دارد.

نماز عشا

وقت اختصاصی نماز عشا: به اندازه خواندن یک نماز چهار رکعتی برای غیر مسافر و یک نماز دو رکعتی برای مسافر در آخر وقت نماز عشا(نصف شب)، وقت اختصاصی نماز عشا است.[2]

وقت فضیلت نماز عشا: وقت فضیلت نماز عشا، پنجاه و یک دقیقه بعد از اذان مغرب شروع می شود و تا سه ساعت و ده دقیقه ادامه دارد.

 

منابع:

1. فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام.

2. تحریر الوسیله، حضرت امام خمینی(ره).

3. توضیح المسائل، آیت الله مکارم شیرازی.

4. نرم افزار نجوم اسلامی، مرکز مطالعات و پژوهش های فلکی – نجومی، وابسته به دفتر حضرت آیت الله سیستانی.

 

پی نوشت:


 

[1] البته «اگر کسی اشتباهاً نماز ظهر یا عصر را در وقت مخصوص دیگری بخواند، نمازش صحیح است».

[2] یاد آوری دو نکته در این باره لازم است:

اول: هر گاه انسان عمداً نماز عشا را تا نصف شب نخواند، وقت آن گذشته و باید قضا کند، امّا اگر به واسطه عذری نخوانده باشد، باید تا قبل از نماز صبح به جا آورد و نماز او ادا است.(توضیح المسائل آیت الله مکارم، مسأله 680)

دوم: برای محاسبه نصف شب بنابر احتیاط از اول غروب آفتاب تا اذان صبح محاسبه می شوند. وسط این زمان، نیمه شب می باشد. (توضیح المسائل آیت الله مکارم، مسأله 679)

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED


 
عکس هایی زیبا از مینیاتورهای عاشورایی
ساعت ۱۱:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱٧  کلمات کلیدی: گالری تصویر ، مذهبی
علی بحرینی، هنرمند دشتستانی، نقاش و خطاطی است که تا به حال چندین نمایشگاه از آثارش را در شهرهای مختلف برگزار کرده است. مینیاتورهای عاشورایی این هنرمند از جمله آثار او است که جذابیت خاصی دارند. تصاویر این تابلو از سایت این هنرمند گرفته شده است.

 آتش در حرم
آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED


 
به خاطر امام حسین چادری شدم
ساعت ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱٧  کلمات کلیدی: مذهبی ، زیارت عاشورا
وبلاگ  من چادرم را دوست دارم در دویست و شانزدهمین خاطره فراخوان چی شد چادری شدم نوشت: راستش همیشه خودم را شیعه امام حسین (ع) می دانستم. از قیامش خیلی چیزها می دانستم و محرم به مجلس عزاداری می رفتم. می دیدم که خیلی ها به واسطه سرورم نجات یافته اند یا شفا گرفته اند.با خودم می گفتم حتما من لیاقت ندارم که هر چه به زیارت ائمه می روم تغییری نمی کنم. نه شفا می گیرم و نه تغییری می کنم. تا اینکه امروز فهمیدم امام حسین سرورم سال ها قبل به من نظر کرده و زندگی مرا تغییر داده آن هم دوبار.
حتما تعجب می کنی اگر بگویم هر دوبار زمانی بود که به دنیا نیامده بودم. مادربزرگم (مادر پدرم) زنی مومن است که تنها سرگرمی و دلخوشی اش در دنیا مفاتیح و نماز های واجب و مستحب است. همیشه آرزویش است که به کربلا برود زیارت. همیشه خدا دلش تنگ کربلا است. چون پدرش از ایران به کربلا رفته بود و درست کنار حرم امام حسین خانه داشتند. خاطرات کودکی و بازی هایش با صحن حرم امام حسین گره خورده است. و این همه اش نیست. او زندگی اش را مدیون امام حسین است. یک روز که بچه بود از طبقه سوم به پایین پرت شد و جراحت بدی برداشت. می گوید پدرش به خانه آمد و او را به حرم امام حسین برد. گفت به حق سکینه خودت سکینه من را شفا بده و بدون دخالت پزشکی که البته امکانش هم آن زمان نبود شفا گرفت. بعدها پدرم را به دنیا آورد و سال ها بعد آنقدر دعا و نذر و نیاز کرد تا خداوند من را به پدر و مادرم داد.

همیشه برایم از کربلا و حرم امام حسین می گفت. نمی دانم که چرا اینقدر دیر فهمیدم که به دنیا آمدنم از برکت امام حسین است. اما عجیب تر اینکه از طرف مادر هم سرنوشتم به دعای امام حسین گره خورده است.

مادرم می گوید زمان شاه چادر سر کردن سخت تر از الان بود. اصلا اگر کسی لباسی مثل مانتو داشت و با آن شلوار می پوشید مسخره ترین کار را کرده بود. دخترها لباس بلند را بدون شلوار می پوشیدند و کلا حجاب اهمیتی نداشت. لعنت به شاه ! خلاصه یک روز که مادرم شانزده ساله بود به مجلس عزاداری امام حسین رفت. واعظ مجلس بین سخنرانی اش گفت: محرم هم که می شود خانم ها حجاب را رعایت نمی کنند و آن وقت می آیند به مجلس امام حسین و فکر می کنند با خوردن غذا ثواب می کنند!

مادرم می گوید با شنیدن این حرف خیلی ناراحت شده و به فکر افتاده. بعد عزمش را جزم کرده و تصمیم گرفته چادر سرش کند.

به خاطر جو آن زمان بعضی نگران بودند و می گفتند اگر چادر سرش کند کسی با او ازدواج نمی کند. اما او تصمیمش را گرفته بود. حفظ حجابش برای همیشه مسیر زندگی او را تغییر داد.

مادر می گوید آن زمان دخترها را به سربازی می فرستادند و بی حجاب می کردند. برای همین تصمیم گرفت به دانشسرای تربیت معلم برود تا از سربازی معاف شود و شد یک خانم معلم چادری.

همه نگرانی ها برای ازدواجش بی مورد بود. چون وقتی هجده ساله شد پدرم در دانشگاه حجابش را پسندید و به خواستگاری اش آمد و با هم یک خانواده مذهبی تشکیل دادند که قبلا برایت گفته ام. و من را از همان بچگی با چادر انس داد.

امروز فهمیدم که چادرم هم هدیه امام حسین است! و حتی همان بهترین چیزها که به واسطه چادر به دست آوردم و حتی هر چه صواب و برکت که به خاطر چادرم به دست آوردم!

نمی دانم چرا همه اینها امروز به دلم افتاد، روزی که کار نصب ضریح جدید امام حسین علیه السلام به پایان رسید در حالی که اصلا خبر نداشتم!

سالها وقتی زیارت عاشورا می خواندم یک جمله را نمی توانستم بگویم : بابی انت و امی. من توانایی فدا کردن پدر و مادرم را نداشتم . تصورش برایم زجرآور بود و نمی توانستم به امام خودم دروغ بگویم. حالا که فهمیدم تولدم ، خانواده ام ، هدایتم و حتی چادرم هدیه امام حسین است و خداوند این منت را بر من گذاشته بی اختیار می گویم : بابی انت و امی.

بین الحرمین پر از عطر گل یاس است! بین الحرمین ضریح عباس است. چه قدر عطر یاس چادرم را دوست دارم!

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED


 
گناهان کبیره: بدعت
ساعت ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱٧  کلمات کلیدی: مذهبی ، بدعت

"حتما همین حالا نیت کن و  این ذکر را هفت مرتبه بگو، و برای هفت نفر دیگر بفرست؛ خبر خوشی را خواهی شنید."

و حتما هم شما هم مانند همه کسانِ دیگر را پیام را بارها و بارها خواندید. آیا تا به حال به صحت و ثقم این مطالب و منابع آن ها فکر کرده اید؟ آیا تا به حال فکر کرده اید که این ها برای چه و با چه هدفی در این چند سال اخیر رواج یافته اند؟

تعریف بدعت
در زبان عرب، هر آنچه که نو تازه باشد و سابقه تاریخیِ ساخت نداشته باشد، بدیع می گویند. برای مثلا یکی از اوصاف خداوند بدیع است. او ا بدیع السموات والارض می خوانیم. یعنی آسمان ها و زمین را بدون هیچ گونه مدل و الگوی قبلی خلق کرده است.

واژه بدعت هم، هم ریشه این کلمه است. بدعت یعنی هرچیزی نو و جدید. یعنی چیزهایی را بدون سابقه قبلی، بسازیم.

انواع بدعت
الف. بدعت در اموری غیر از امور دینی و شریعت.
این نوع بدعت را می توان به دو دسته تقسیم کرد.
1. بدعت های خوب. این نوع بدعت ها همان دستاوردهای بشری هستند که به نفع جوامع انسانی است. مثل اختراعاتی که برای زندگی بشر فایده دارد. وسایل حمل و نقل، وسایل گرمایشی و سرمایشی و یا فرهنگ ها و عادات خوبی که بین افراد رواج پیدا می کند. زدن مؤسسات خیریه. روزهای نیکوکاری. روز درختکاری و ...

2. بدعت های بد و مخرب. مثل یک سری فرهنگ های غلطی که بین اقشار جامعه عادی و رایج شده است. مانند آرایش های مردان، مراسم های عجیب و غریب در ازدواج ها و مراسم عزاداری. یا یک سری دستاوردهای بشری مثل بمب اتم، ایجاد بعضی فضاهای مجازی اجتماعی جهت ترویج عقاید ضد دینی و اسلامی و ...

ب. بدعت در دین و شریعت.
هر گونه بدعت در دین اسلام و احکام و هر آنچه به شریعت اسلام مربوط می شود، حرام است و یکی از گناهان کبیره محسوب می شود. علامه مجلسی بدعت را اینگونه تعریف کرده اند:

"امری را که خداوند حرام فرموده، حلال کنند؛ یا امری را مکروه کنند که خداوند آن را مکروه نکرده است. امری را که واجب نیست، واجب کنند و یا امری را که مستحب نیست، مستحب کنند." (برعکس تمامی موارد ذکر شده هم صادق است.)

رسول خدا(صلی الله علیه و آله وسلم) می فرمایند:
"هر بدعتی گمراهی است. و هر گمراهی در آتش است."(1)
بدعت در امر دین موارد و مثال های خیلی زیادی دارد.

از ماجرای ثقیفه و جریانات سه خلیفه اول و نوع انتخاب آن ها  به عنوان خلیفه و جانشین پیامبر(ص) گرفته تا حرام کردن متعه(صیغه) توسط عمر، خواندن نماز تراویح، موروثی کردن خلافت توسط معاویه و بدعت هایی که یزید( لعنت الله عیله) در دین گذاشت، و فرقه هایی مانند وهابیت، بابیت، فرقه های  شیطان پرستی، فتاوای علمای دانشگاه الازهر مصر، کسانی که تحت عنوان اساتید اخلاق و عرفان افکار غلط و منحط را رواج می دهند، همگی در دسته بدعت گزاران در دین شناخته شده اند.

باید توجه داشت که امروزه هر فکر و عملی را در قالب دین و عقاید دینی می توان به مردم تزریق کرد. در این برهه مردم باید هوشیار باشند و با مراجعه به قرآن، سنت رسول خدا(ص)، روایات، احکام، منایع و مراجع دینی و ... از صحت و درستی افکار و عقاید و رفتارهای شکل گرفته شده مطمئن شوند و بعد درصدد عمل و رواج آن برآیند. و در صورت  برخورد با هر گونه عملی خلاف دین باید خود را موظف به مقابله و مبارزه با آن عمل بدانیم. البته شرایط و نوع مبارزه با هر مسیر انحرافی متفاوت است و ظرافت ها و کیاست مردمان کاردان را می طلب. و بی گدار به آب زدن ممکن است به ضرر اسلام و مسلمانان تمام شود.

رسول خدا(ص) می فرمایند:
"هر کس از شما منکرى ببیند باید با دست و اگر نتوانست با زبان و اگر نتوانست با قلبش آن را تغییر دهد، که پائین‏ترین درجه ایمان همین (تغییر قلبى) است."(2)
یکی از راه های مبارزه با بعضی از بدعت ها بی توجهی به آن هاست.  

امیر المؤمنین علی(علیه اسلام) می فرمایند:
"کسی که نزد بدعت گزاری رود و احترامش کند، هر آینه(مطمئنا) در خراب کردن دین اسلام کوشیده است."(3)

حمایت از باطل
هر گونه بدعتی در دین، امری باطل است و دفاع و ترویج باطل در دین اسلام حرام است.
امیرالمؤمنین علی (ع) در غررالحکم می فرمایند:
"هر کس باطل را یاری کند، به حق ستم کرده است."(4)

پی نوشت
1. وسایل الشیعه،  کتاب امر به معروف. جلد11، ص 511. به نقل از گناهان کبیره . نوشته شهید آیت الله سید عبدالحسین دستغیب. دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم. باب بدعت.  
2. نهج الفصاحه، حدیث ‏3010. به نقل از سایت شهید آوینی.  
3. وسایل الشیعه،  کتاب امر به معروف. جلد11، ص 511. به نقل از گناهان کبیره . نوشته شهید آیت الله سید عبدالحسین دستغیب. دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم. باب بدعت.  
4. غررالحکم، ص 439. به نقل از سایت شهید آوینی.

منبع: مستور


امام صادق (علیه السلام)
"امیرالمؤمنین فرمودند: هیچ بنده ای نیست مگر اینکه چهل لطف و توفیق از ناحیه خداوند دارد تا اینکه چهل گناه کبیره مرتکب شود. زمانیکه چهل گناه کبیره کرد، پرده ها و الطاف خدا برداشته شود، خدا به ملائکه وحی فرماید: با بال و پر خود بنده مرا بپوشاند (و او را حفظ کنید). پس ملائکه او را با پرهای خود می پوشانند، پس بنده تمام گناهان را انجام می دهد تا اینکه مردم او را با اعمال قبیح او تعریف و گفتگو نمایند. ملائکه گویند: خدایا این بنده تو تمام گناهان را عمل کرد و ما از اعمال او حیا می کنیم، پس خداوند به آن ها وحی نماید؛ بالهای خود را بردارید و از او کنار روید."

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED


 
پیرامون اخلاق و سیر و سلوک
ساعت ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱٧  کلمات کلیدی: اخلاق ، مذهبی

 انسان چه قدر به مرگ نزدیک است

و در عین حال، چه قدر آن را دور می پندار

و از آن غافل است!

نویسنده: نادی

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED


 
سه چیزی که نباید از آن حیا داشت
ساعت ٤:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱٥  کلمات کلیدی: حکایت های آموزنده ، مذهبی
امام علی علیه السّلام فرمودند:
از سه چیز نباید حیا داشت :
     خدمت کردن مرد به میهمانش
    برخاستن از جایش به احترام پدر و معلّمش
    حق خواهى، اگر چه اندک باشد.
  ثَلاثٌ لا یُستَحیى مِنهُنَّ : خِدمَةُ الرَّجُلِ ضَیفَهُ وَ قِیامُهُ عَن مَجلِسِهِ لأَِبیهِ وَ مُعَلِّمِهِ وَ طَلَبُ الحَقِّ وَ إن قَلَّ
    «غرر الحکم و درر الکلم،حدیث4666»
آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED


 
برسنگ مضجع حضرت ابوالفضل (ع) چه نوشته ؟
ساعت ۳:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱٥  کلمات کلیدی: مذهبی ، گردشگری ، قرآن ، کربلا
بر روی مضجع مطهر و مبارک فرزند با کرامت امیرمومنان، حضرت ابوالفضل العباس (ع) صندوقی چوبی و خاتم کاری شده از بهترین انواع چوب ساج قرار داده شده است که دارای طول ۳ متر، عرض ۲.۲۰ و ارتفاع ۲ متر می باشد.
 
برسنگ مضجع حضرت ابوالفضل (ع) چه نوشته ؟
 درون این صندوق، صندوق چوبی میناکاری شده ی دیگری قرار دارد که با نقوش هندی مزین شده و به این آیه منور قرآن کریم مزین گردیده است:
"بسم الله الرحمن الرحیم : هَلْ أَتَى عَلَى الْإِنسَانِ حِینٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ یَکُن شَیْئًا مَّذْکُورًا" (سورة الإنسان - آیة ۱)

"آیا زمانى طولانى بر انسان گذشت که چیز قابل ذکرى نبود"

 زیر این صندوق چوبی، اتاقک مقبره ای قرار دارد که پیکر پاک مولا و سرورمان حضرت ابوالفضل العباس (ع) در آن آرمیده است؛ در اینجا قطعه ای از سنگ مرمر مستطیلی شکل دیده می شود که بر این مقبره شریف و در طول بقعه حرم قرار گرفته و بر روی آن ابیات زیر نقش بسته است:

طاولی قـــــبة السماء اعتلاء واکسفى الشمس رفعة واجتلاء

در بلندی از گنبد آسمان فراتر برو و بلندی و شکوه آسمان را بپوشان.

انت للخلد صخرة اثبتـــــــــتها قوة الحـق فی الحــــیاة بنــــــاء

تو برای جاودانگی، صخره ای هستی که نیروی حق در زندگی ساختار آن را ثابت نگه داشته است.

فیک کنز الإیـــــــمان طلسُمه الله فضاعت فیه القــرون هــــباء

گنج ایمان در توست که طلسمش خداوند است و قرن ها بر آن گذشته است.

هو رمز البقاء فــــــی فلک لم یحو الا ما سوف یلقى الـــفــناء

او رمز ماندگاری فلک است و اگر او نبود قطعا فلک نابود می شد.

بطل الطـــف فیک والطف افق جاوز الافق أنجماً وســـــــــــمآء

قهرمان طف در توست و طف افقی است که از افق ستارگان و آسمان فراتر رفت.

ها هنا قد ثوى أبا الفضل دُنیاً تـــــــــسحر الروح روعة وصفــاء

آری در اینجا ابوالفضل العباس مسکن گزیده است دنیایی که روح را در شکوه و آرامش مجذوب خود می کند.

ها هنا مشرق العقـــیدة زهوُ بشـعاع غطى الوجــود ســــنـاءُ

اینجا محل طلوع عقیده است و دارای پرتوی است که وجود را سرشار از نور می کند.

هاهنا جسمـــه الموزع مکنوزُ علیه ظـــــــــــــــل الالــهُ أفـــاء

در اینجا پیکر پاره پاره ی حضرت ابوالفضل(ع) نهفته است و بر آن سایه خداوند برگشته است.

والیدان المقطوعــتان تشیران لمعنى أعــیى الحـــــــروف أداءُ

و دو دوست قطع شده که به مفهومی اشاره می کند که حروف از ادای آن ناتوانند.

أیها الصخرة العظیمة باهــــی بعـــلاه الأملاک والأنــــــــــــبیاء

ای صخره عظیمی که فرشتگان و انبیا به واسطه بزرگی اش به خود می بالند.

رفع الله للحکیم مقامــــــــــــاً دونه یخـــــــشع الزمان أحتــذاء

خداوند مقام حکیم را بالا برد که در مقابلش روزگار سر فرود می آورد.

ایة الله مـــــــــــــا تحداه بــاغ بقــــــــــواه الا تـــلاشى عیــاء

نشانه ی خداوند که هیچ ستگری با نیروهایش نتوانست در برابر او مقاومت کند.

أشاء أن یسبق الحیاة بمعنى عنه أعــــنی تفکـیرها أیــــــحاء

با آوردن معنایی در باره او، می خواهم از اندیشه و اشارات زندگی پیشی بگیرد.

بعد ما أنشأ الضریــــح نشیداً أسکر الـــــــــــفن روعة وبهـــاء

پس از آنکه ضریح حضرت ابوالفضل سرودی را ایجاد کرد که عظمت و شکوه و جلال هنر را مست کرد.

أرسل الآیة التی رفعـــــــــتها قدرة الحق فی الخــــــــلود لواء

نشانه ای را فرستاد که قدرت حق در جاودانگی پرچم آن را برافراشت.

صخـــــــرة ابدعتها فکرة الفن فلاحــت قصـــــــــــــیــدة غــراء

صخره ای که ایده فن آن را ابداع کرد و قصیده ای غرور انگیز را نمایان کرد.

وعلیها رف مجـــد أبی الفضل فتزداد شــــــــــــــــــوکة وعلاء

در این قصیده بزرگواری ابوالفضل عباس(ع) ذکر شده و باعث افزایش شوکت و عظمت آن شده است.

صان فیها للجعفــــــــریة شأنا قد اغاض الـــــحـــساد والاعداء

در آن شان و منزلت شیعه جعفری حفظ شده است که حسودان و دشمنان را به خشم واداشته است.

بارک الله فی عزیمة ابـــراهیم أذا حاکت القضاء مضـــــــــــــاء

اراده ابراهیم مبارک باشد چه آنکه قضا و قدر در محکمی از آن تقلید کرد.

صـــــــــــارع الحادثات تلاشت دونه وازدها بـــــــــــــــها کبریاء

با حوادث قضا و قدر درگیر شد و درمقابلش متلاشی شدند و کبریا به واسطه آن اراده به خود بالید

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED


 
قرائت قرآن آدمی را تحت تاثیر قرار می دهد
ساعت ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱٤  کلمات کلیدی: قرآن ، مذهبی ، ایران ، تبلیغات
اسقف-کلیسای-ارتدوکس-رومانی-قرائت-قرآن-آدمی-را-تحت-تاثیر-قرار-می-دهد

اسقف کلیسای ارتدوکس رومانی گفت: قرائت خاص مسلمانان و شیعیان در خواندن آیات کتاب آسمانی‌شان انسان را تحت تاثیر قرار می‌دهد ضمن اینکه این کتاب دارای معانی بلندی نیز هست.

به گزارش خبرنگار شفقنا در قم، وارلام پلواستینال (Varlaam Ploiesteanul) در نشست هم اندیشی معنویت و انسان معاصر از دیدگاه اسلام و مسیحیت ارتدوکس که یکشنبه شب در اداره کل تبلیغات اسلامی استان قم برگزار شد با بیان اینکه از حضور در ایران بسیار خوشحال هستیم ابراز کرد: طی این مدت بازدیدهایی از مراکز مذهبی و دینی قم مانند مسجد جمکران داشته ایم که بسیار مفید بود.

او قرائت آیاتی از قرآن مجید در ابتدای این جلسه را مورد توجه قرار داد و گفت: این آیات دارای معانی جالبی بودند و علاوه بر این نوع قرائت آنها توسط مسلمانان بسیار زیباست و آدمی را تحت تاثیر قرار می دهد.

اسقف کلیسای ارتدوکس رومانی افزود: این کلیسا دومین کلیسای ارتدوکس جهان محسوب می‌شود و در حال حاضر بیش از 34 حوزه علمیه دینی مربوط به مسیحیان ارتدوکس مشغول ارائه خدمات آموزشی به 7 هزار طلبه هستند.

او با بیان اینکه 4 هزار دانشجو در 15 دانشکده الهیات رومانی مشغول به تحصیل هستند اظهار کرد: در حال حاضر 444 نفر نیز دوره دکتری الهیات را در رشته‌های الهیات مسیحیی می‌گذرانند. پلواستینال با اشاره به زمان حاکمیت کمونیسم بر اروپای شرقی گفت: کمونیست ها محدودیت‌های زیادی برای مسیحیان و متدینان وضع کرده بودند اما با این حال کلیسای ارتدوکس با هفت مرکز در آن دوران هم فعالیت داشت.

اسقف کلیسای ارتدوکس خاطرنشان کرد: رشته‌های هنری از جمله مباحثی هستند که در قالب رشته های کلیسا در رومانی تدریس می‌شوند و حتی برخی دانش‌آموختگان کلیسا امروزه در حوزه‌های حکومتی و دولتی رومانی مشغول به کار هستند.

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED


 
وزیر گردشگری مصر خبر داد: ورود ایرانیان به اهرام مصر ممنوع
ساعت ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱٤  کلمات کلیدی: گردشگری ، ایران ، تاریخ ، مذهبی
وزیر-گردشگری-مصر-خبر-داد-ورود-ایرانیان-به-اهرام-مصر-ممنوع

گردشگران ایرانی به مصر می‌روند. اما این رفتن شرط و شروطی دارد. شرط و شروطی که باز هم «اهرام ثلاثه» و «مجسمه ابوالهل» را برای ایرانی‌ها در حد نقاشی و چند کارت پستال باقی خواهد گذاشت. این را وزیر گردشگری مصر در سفرش به تهران تعیین کرده است. اما همه‌اش این نیست.

به گزارش شفقنا به نقل از روزنامه بهار، وزیر گردشگری مصر حتی با تهران توافق کرده که «گردشگران ایرانی هنگام ورود به مصر توسط دستگاه‌های امنیتی بررسی شوند.» آن‌گونه که وزیر گردشگری مصر پس از بازگشت از ایران در فرودگاه مصر گفته ایران هم با شرط و شروط کنار آمده تا روابط تیره‌وتار دو کشور با این «کاپیتالاسیون مصری» بعد از 30 سال و اندی مستحکم شود. به گزارش مصر ایران به نقل از روزنامه مصری الیوم السابع براساس این توافق نامه گردشگران ایرانی می‌توانند به دو شهر تاریخی مصر (الاقصر و اسوان) بروند. توافق ایران و مصر بر سر این کاپیتالاسیون مصری در حالی است که گردشگری بین دو کشور از انقلاب اسلامی ایران تاکنون وجود نداشته است. البته این توافق نامه و امضای آن حرف و حدیث‌های فراوانی دارد. امضای «کاپیتالاسیون مصری» از سوی ایران و مصر در حالی است که پیش از این تهران با هدف تحقق بخشیدن به رویای دیدن «اهرام ثلاثه» از نزدیک قدم اول را برداشته و روادید اتباع مصری به ایران را رد کرد. حسن‌نیتی که البته در جاده یک طرفه میان تهران با قاهره باقی ماند. حال مصر نهایت حسن‌نیت خود را به ایران می‌خواهد نشان بدهد. حسن‌نیتی که با شنیدن آمار دخل و خرج ایرانی‌ها در سفرهای گردشگردی به گوش مصری‌ها رسیده است.

از این جهت وزیر گردشگری مصر در سفر اخیرش به تهران، در پاسخ به سوال خبرنگاران در فرودگاه قاهره گفت: «سفر گردشگران ایرانی به مصر تنها به دو شهر الاقصر و اسوان محدود خواهد شد. براساس این توافق مصر می‌تواند اشراف امنیتی بر گردشگران ایرانی داشته باشد.» ابراز خشنودی وزیر گردشگری مصر از حضور گردشگران ایرانی در دو شهر الاقصر و اسوان در حالی است که عادل الزکی رییس کمیته گردشگری خارجی انجمن آژانس‌های گردشگری مصر با انتقاد از این توافق نامه گفته است که: «این توافقنامه غیرعملی است. اجرای هر نوع توافقنامه توسط مصر در وضعیت فعلی غیر ممکن است.» به گزارش الاهرام، وی با اشاره به مخالف دستگاه امنیتی مصر و افکار عمومی این کشور با ورود ایرانیان شیعه به مصر اضافه کرد: «در وضعیت بی‌ثبات سیاسی فعلی، مصر قادر نخواهد بود که از عهده خطرات امنیتی ایجاد شده توسط گردشگران ایرانی بربیاید.» این ادعا در حالی است که وزیر گردشگری مصر با رد این ادعا و نگرانی‌ها درباره گسترش مذهب تشیع در میان مردم مصر در صورت سفر گردشگران ایرانی به این کشور، آن را یک «نگرانی اغراق‌آمیز» عنوان کرد که واقعیت ندارد. هشام زعزوع افزود: «نگرانی‌ها درباره گسترش مذهب تشیع در میان مردم مصر در صورت سفر گردشگران ایرانی به این کشور، یک «نگرانی اغراق‌آمیز» است و واقعیت ندارد. احمدی‌نژاد در دیدار با هیات مصری در تهران گفت که ملت ایران عاشق مصر و مصری‌هاست و برای آن‌ها خواهان خیر و پیشرفت هستند.»

وزیر گردشگری مصر اضافه کرد: «سفر به ایران با موفقیت بزرگ همراه بود. در این سفر توافق نهایی درباره انجام برخی سفرهای گردشگری ایرانیان به مصر به دست آمد تا ایرانی‌ها بتوانند از مناطق باستانی و تاریخی در دو شهر اقصر و اسوان مصر بازدید کنند چراکه ایرانی‌ها مشتاق دیدار از تمدن قدیم مصر هستند. ایرانی‌ها در مذاکرات اخیر هیچ درخواستی برای داشتن برنامه دیدار از مزارهای آل‌البیت (اهل‌البیت) در قاهره نداشتند. در صورتی که ایرانی‌ها در آینده‌ای نزدیک خواهان بازدید از قاهره باشند این بازدید به منطقه اهرام و دیگر مناطق تاریخی فرعونی مختصر خواهد شد.» زعزوع ادامه داد: «با طرف ایرانی این توافق انجام شد که نیروهای امنیتی مصر شامل دستگاه امنیت داخلی یا سرویس اطلاعات امنیتی، گردشگران ایرانی را بررسی خواهند کرد تا این‌که هدف اساسی آن‌ها تنها گردشگری باشد.»

وزیر گردشگری مصر ادامه داد: «اگر به سود کشورم و ملت کشورم باشد، آماده همکاری با غول چراغ هم خواهم بود. باز شدن مصر در برابر گردشگران ایرانی علیه هیچ یک از کشورهای جنوب خلیج‌فارس نیست کشورهایی که همگی دارای روابط بازرگانی و توریستی با ایران هستند. رابطه با ایران و پذیرش گردشگران ایرانی برای آن‌ها حلال و برای ما و فعالان گردشگری مصر حرام باشد؟» اگرچه براساس این توافق نامه ایرانی‌ها هر چند محدود می‌توانند به مصر بدون دیدن «اهرام ثلاثه» بروند و بیایند اما مصر همچنان نگران است. نگرانی که به تحریم‌های بین‌الملل ایران باز می‌گردد. تحریم‌هایی که آژانس‌های گردشگری مصری را محتاط‌تر کرده است. اهرام ثلاثه مهم‌ترین مقصد گردشگری در مصر، در پایتخت این کشور یعنی قاهره قرار دارد. در قاهره مزار حضرت زینب خواهر امام حسین (ع) (مسجد سیده زینب) و مزار سر امام حسین (ع) (مقام راس الحسین) وجود دارد که در سفر اخیر محمود احمدی‌نژاد به قاهره، وی به بازدید این مکان پرداخت. قبل از این رییس دفتر حفاظت از منافع ایران در قاهره گفته بود که گردشگران ایرانی در سفر به مصر از مزارهای اهل بیت در قاهره زیارت خواهند کرد.

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED


 
سنگ قبر مستشرق آلمانی
ساعت ۱۱:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱۳  کلمات کلیدی: دانشگاه ، تاریخ ، مجله، کتاب، خبرنامه ، مذهبی
70کدام حدیث از امیرالمؤمنین (ع) بر سنگ قبر مستشرق آلمانی نقش بسته است؟
آنه ماری شیمل یکی از معدود مستشرقانی بود که بسیاری از وجوه تاریخ اسلام را با انصاف نگریسته است به گونه ای که برخی او را عاشق جهان تلقی می کنند. عاشقی که هزینه عشق خود به جهان اسلام را نیز پرداخته است.
شیمل در هفتم آوریل ۱۹۲۲ در ارفورت آلمان در خانواده ای متوسط به دنیا آمد. خواندن یک داستان عربی در کودکی جرقه ای شد که زندگی آینده او را رقم زد. در سن پانزده سالگی عاشقانه زبان عربی را آموخت در سال ۱۹۴۶ در دانشگاه ماربورگ به درجه استادی رسید، اما به خاطر اینکه دختری جوان بود نه در ماربورگ بلکه در دانشگاه آنکارا و به زبان ترکی مشغول تدریس شد. او علاوه بر ترکی، عربی، فارسی، اردو و بیشتر زبان های هند و اروپایی را آموخت. در سال ۱۹۵۱ بار دیگر در تاریخ ادیان دکتری گرفت و در سال ۱۹۶۱ به عنوان استاد دانشگاه بن منصوب شد. وی در هاروارد، کمبریج و دانشگاه های ترکیه، ایران، پاکستان و افغانستان نیز تدریس داشته است. بی نظیر بوتو نخست وزیر مقتول پاکستان یکی از شاگردان وی به شمار می رود.

 
داستان زندگی «حضرت رقیه (س)» کتاب شد
ساعت ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱۳  کلمات کلیدی: مجله، کتاب، خبرنامه ، مذهبی

روی جلد کتاب حضرت رقیه (س)

«حضرت رقیه (س)» نوشته مرضیه صادق منتشر شد. انگیزه نویسنده از نگارش این کتاب آشنایی کودکان با شخصیت دختر سه ساله امام حسین (ع) بوده است.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، «حضرت رقیه (س)» عنوان کتابی درباره دختر کوچک امام حسین (ع) است. طرح روی جلد این کتاب نیز اثر صادق،‌ نویسنده آن است. 

نویسنده در این کتاب درباره زندگی دختر سالار شهدا ، روایاتی آورده و به معرفی این شخصیت بزرگوار برای کودکان پرداخته است.

در این کتاب می‌‌خوانید: «هلال بن نافع از سربازان دشمن می‌گوید: میان دو صف لشکر ایستاده بودم که دیدم کودکی از خیمه‌ها بیرون دوید و خود را به دامان آن حضرت رسانید و گفت: ببین ای پدر من تشنه‌ام. این تقاضای جگرسوز مانند نمکی بود بر زخم‌های امام به طوری که اشک از دیدگان حضرت جاری شد و فرمود: دخترم می‌دانم تشنه‌ای، خداوند تو را سیراب کند که او وکیل و پناهگاه من است. هلال گفت، پرسیدم این دختر کیست؟ گفتند: او رقیه دختر ۳ ساله امام حسین (ع) است.»

تصویرگری این کتاب از ویژگی‌هایی است که به متن این کتاب جان داده است.این کتاب ۹ صفحه‌ای با شمارگان یک هزار نسخه و بهای ۹۰۰ تومان از سوی نشر «مولف» منتشر شده است

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED


 
درختکاری در آموزه های اسلامی
ساعت ۱٠:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱۳  کلمات کلیدی: مذهبی ، قرآن

 Ø¯Ø±Ø®ØªÚ©Ø§Ø±ÛŒ-در-آموزه-های-اسلامیخداوند متعال سرنوشت بشر را به گونه ای رقم زده که در دامن طبیعت رشد کند و ببالد و به طور کامل به آن وابسته و نیازمند باشد. متقابلاً طبیعت را نیز طوری آفرید که در خدمت انسان قرار گیرد، نیازهای وی برآورد و آرامش، لذّت و شادی را برایش به ارمغان آورد.

از نظر قرآن کریم انسان آن چنان عظمتی دارد که تمام موجودات به فرمان خداوند، مسخّر او گشته اند. این مسئله، شخصیت و عظمت واقعی انسان را در منظر اسلام روشن می سازد و به او عظمتی می بخشد که درخور مقام «خلیفة اللهی» است.


 
عاقل کیست؟
ساعت ٩:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱۳  کلمات کلیدی: دانش ، حکایت های آموزنده ، مذهبی

هر کسى با نظر خود، راجع به عاقل سخن مى‏گوید، شاید افرادى باشند که از دیدِ ما افرادى ساده‏لوحند ولى از منظرِ دیگرى عاقلترین افراد به حساب آیند یا افرادى از دید ما با تدبیر و عاقلند ولى از نظر دیگران، آنان ناآگاه و بى‏تدبیر باشند.

این نکته را از این جهت آوردیم، که بگوییم غرض ما این نیست انسان عاقل را از دیدگاه خود بسنجیم بلکه مى‏خواهیم فقط از دیدگاه معصومان علیهم‏السلام مورد بررسى قرار دهیم تا در اصلاح خویش کوشیده و کاستى‏ها را برطرف کنیم که بتوانیم جامعه‏اى در خورِ عقل بسازیم.


 
با معصومین
ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۸  کلمات کلیدی: حکایت های آموزنده ، مذهبی ، مطالعه ، تاریخ
امام علی(ع) در نامه 31 نهج البلاغه به فرزندش امام حسن (ع) چه سفارش‌هایی می‌فرمایند؟
امام علی(ع) در نامه‌ای به فرزندش اما حسن مجتبی(ع)، علاوه بر بیان توحید، عظمت پروردگار، صفات الهی، هدف آفرینش، معاد و...، مهم‌ترین نیازهای زندگی مادی و معنوی انسان را مطرح می‌کند. برخی از سر فصل‌های مهم آن چنین است:

خودسازى با یاد خدا، ضرورت یاد مرگ، توجه به حوادث روزگار، امر به معروف و نهی از منکر، تحمل سختی‌ها برای رسیدن به حق، صبر و استقامت، تلاش در راه کسب کمالات نفسانی جاودان، ضرورت بخشش مال و صدقه دادن، از حرص و آز برحذر بودن، شتاب در تربیت فرزند، روش تربیت فرزند، توکل، مطالعه تاریخ، معیارهاى روابط اجتماعى، تلاش در جمع آورى زاد و توشه، توجه به خویشاوندان، و... .

 
عالم محضر خداست ..
ساعت ۳:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٧  کلمات کلیدی: گالری تصویر ، مذهبی

http://www.mofidnews.com/upload/14_mahzar-wide.jpgآفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED


 
عوامل جاذبه و دافعه
ساعت ٢:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۳  کلمات کلیدی: موفقیت ، روانشناسی ، مذهبی

عوامل-جاذبه-و-دافعه-اولياى-الهى‏ یکى از ابعاد وجودى شخصیت‏هاى الهى (پیامبران و ائمه اطهارعلیهم السلام) که کشف آن و معرفت نسبیت به آن براى هر انسانى، زیبا و شورانگیز است، زیبایى‏هاى معنوى و درونى آنها است که به خاطر آن از تأثیر و جاذبه فوق‏العاده‏اى برخوردارند.

این فضایل سبب شده است که در طول تاریخ، دوست و دشمن مجذوب و شیفته آنان شوند و بسیارى از متفکّران غرب و شرق خاضعانه و صمیمانه به مدح و ستایش آنها بپردازند و درباره شخصیت الهى آنها به پژوهش و نگارش برخیزند.


 
هدف جدید پرندگان خشمگین!
ساعت ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۳  کلمات کلیدی: مذهبی ، بازی

 انگری بردز چیست؟

داستان بازی در نوع خود بسیار جالب است شما در نقش پرندگانی ظاهر می‌شوید که تخم مرغ‌های شما توسط چند خوک بدطینیت دزدیده شده و شما نیز با تمامی بستگان خود که شامل انواع پرنده می‌شود برای آزاد کردن تخم مرغ‌های خود و از بین بردن این حیوانات بد جنس به آنها حمله می‌کنید. هر چقدر که شما بتوانید با تعداد کمتری پرتاب، خوک‌ها را از بین ببرید دارای امتیاز بالاتر و در نتیجه ستاره‌های بیشتری خواهید بود که به ارتقاء امتیاز و رتبه شما در بین دوستان خود کمک فراوانی خواهد کرد. برای این کار، شما باید با استفاده از منجنیق، پرندگان خود را به سوی ساختمان‌های نامتعادل خوک‌ها پرتاب کنید تا بتوانید تخم مرغ‌های دزدیده شده خود را پس بگیرید.

محوبیت این بازی به حدی است که "میکائیل هد"؛ رئیس اجرایی شرکت سازنده این بازی در گفتگو با مجله سرگرمی ورایتی گفت که این شرکت و چندین شرکت هالیوودی در حال مذاکره هستند تا این بازی به یک داستان سینمایی بدل شود و البته تریلر شبیه سازی شده سینمایی آن که خود شرکت فنلاندی آن را تولید کرده است در یوتیوب بیش از ۵ میلیون بازدید داشته است.

 


 
شهادت بانوی آفتاب
ساعت ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۳  کلمات کلیدی: مناسبت ، مذهبی

ضریح مطهر حضرت معصومه ( س ) در شهر قم

 

معصومه …

معصومه تفسیر معصومیت است که روزگارى در مدینه طلوع کرد،

معصومه اقامت غربت است در روزگار غربت نگاه ها،

معصومه تفسیر بلند تبعیت است از ولایت.

معصومه نگاه سبزى است که از معصومیت سرچشمه مى گیرد،

معصومه، روزگار دلداگى است واز غربت به قربت رسیدن.

معصومه ترجمان بلند عاشوراست و قصه با زینب (س) هم سفرشدن.

معصومه فلسفه شیدایى است و غزل ماندن و بودن،

معصومه نگین ایران است که درقم، شهر اقامه مى درخشد.

معصومه ضریب بالاى ارادت به ولایت است،

معصومه، قصه بلند مدینه تامشهد است.

معصومه انتهاى متبلور است.

معصومه سرسلسله تنهایى است،

معصومه فانى فى الله است.

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:  

 

FEED

 

 


 
خوردن گوشت انسان مرده!
ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/۳٠  کلمات کلیدی: اخلاق ، روانشناسی ، مذهبی

 وَلَا یَغْتَب بَّعْضُکُم بَعْضًا أَیُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَن یَأْکُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتًا فَکَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَّحِیمٌ


و هیچیک از شما دیگری را غیبت نکند، آیا کسی از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟ (به یقین) همه شما از این امر کراهت دارید، تقوای الهی پیشه کنید که خداوند توبه پذیر و مهربان است.

سوره مبارکه حجرات آیه ۱۲



 آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:  

FEED

 
آسیب شناسی شایعه در قرآن
ساعت ٩:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/٢٩  کلمات کلیدی: اخلاق ، مذهبی ، روانشناسی

آسیب شناسی شایعه در قرآنشایعه در برابر دیگر آسیب های اجتماعی از قدرت تخریب بیشتری برخوردار است. بدبینی افراد به یکدیگر، بی اعتمادی مردم به مسئولان، رکود اقتصادی، احساس ناامنی، یأس و ناامیدی، زمینه سازی برای دخالت بیگانگان، تحریم اقتصادی، سیاسی، نظامی و…، تنها بخشی از آسیب هایی است که شایعه بر پیکر اجتماع فرود می آورد.


 
 
ساعت ٩:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/٢٩  کلمات کلیدی: کسب و کار ، مذهبی ، موفقیت

از ما نیست کسی که در داد و ستد، ما را بفریبد.

آثار فریب در معامله چیست؟
آرد فروشی نزد امام صادق علیه السّلام آمد. آن حضرت به او فرمود: از آمیختن جنس و فریب دادن بپرهیز، زیرا هر که بفریبد، در مالش فریب خورد و اگر مالی نداشته باشد در خاندانش فریب خورد۱ و نیز فرمود: از ما نیست کسی که در داد و ستد، ما را بفریبد.۲ 

رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم می فرمایند: کسی که مسلمانی را در داد و ستد بفریبد از ما نیست و در قیامت با یهودیان محشور می شود، زیرا یهود نسبت به مسلمانان فریبکارترین مردمان اند؛
۳ همچنین می فرماید: هرگاه خواستی شیر بفروشی آن را با آب در نیامیز؛ زیرا غشّ در معامله به شمار می آید.۴ 

منبع: 
۱. الکافی، ج۵، ص۱۶۰. 
۲. همان. 
۳. الفقیه، ج۴، ص۱۴. 
۴. دعائم الاسلام، ج۲، ص۲۹. 
۵. مفاتیح الحیات، ص۶۱۳-۶۱۴.

منبع(+)
 آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:  

FEED

 
بهداشت محیط زیست
ساعت ٩:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/٢۸  کلمات کلیدی: گردشگری ، مذهبی ، بهداشت ، سبک زندگی

با توجه به پیش رفت جوامع شهری و توسعه و گسترش شهرها وظایف هر شهروند در حفظ و نگهداری محیط زیست و بهداشت محیط چیست ؟

منابع دینی چه قوانین و دستوراتی را در این موضوعات ارائه می دهند؟

پاسخ اجمالی
مکتب حیات بخش اسلام دین جامع و کاملی است، بدیهی است که با این ویژگی تمام نیازهای مختلف زندگی انسان در آن لحاظ شده و برای تمام مسائل مورد نیاز زندگی فردی و اجتماعی وی مقررات و قوانینی دارد.
از جمله مسائلی که مورد توجه اسلام بوده و هست، نحوه زندگی اجتماعی و محیط زیست اوست. از آنجا که « آب » و «هوا» از عوامل بسیار مهم و فوق العاده حیاتی می باشند، و استفاده از آب و هوای پاک و سالم یکی از نیازهای ضروری انسان شمرده شده است، طبق دستورات اسلام آلوده کردن آنها حرام و از گناهان بزرگ تلقی می شود. علاوه بر اینکه این کار کفران نعمت های الهی هم محسوب می گردد و گناهی است نابخشودنی.


 
پنج خصلت آزادگان
ساعت ٩:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/۱۸  کلمات کلیدی: مذهبی ، موفقیت

امام جعفر صادق علیه‌السلام در حدیثی گهربار آزادگی را مهمترین خصلتی دانسته‌اند کە در هر کس نباشد خیر و بەره بسیاری در او نیست.

پنج خصلت است که در هر کس یکى از آنها نباشد خیر و بەره زیادى در او نیست:
  • اول: وفادارى
  • دوم: تدبیر 
  • سوم: حیا
  • چهارم: خوش اخلاقى 
  • پنجم: که چهار خصلت دیگر را نیز در خود دارد ـ آزادگى و حریت ـ است.

متن حدیث:

قال الصادق علیه السلام:

خَمسُ خِصالٍ مَن لَم تَکُن فیهِ خَصلَةٌ مِنها فَلَیسَ فیهِ کَثیرُ مُستَمتَعٍ أَوَّلُهَا: اَلوَفاءُ وَالثّانیَةُ التَّدبیرُ وَالثّالِثَةُ الحَیاءُ وَالرّابِعَةُ حُسنُ الخُلقِ وَالخامِسَةُ وَهِىَ تَجمَعُ هذِهِ الخِصالَ، الحُرِّیَّةُ؛

«خصال، صفحه۲۸۴، حدیث ۳۳»

 آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:  

FEED

 
حکایت های آموزنده
ساعت ٩:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/۱۸  کلمات کلیدی: قرآن ، مذهبی ، حکایت های آموزنده ، گالری تصویر

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:  

FEED

 
پروفسور محمد لگنهاوزن چگونه مسلمان و شیعه شد
ساعت ٩:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/۱٦  کلمات کلیدی: مذهبی ، تحقیق ، دانشگاه ، تبلیغات

* لطفا در اول بحث کمی در خصوص زادگاه خود و محیط رشد و منطقه زندگیتان صحبت کنید.
 بنده در سال 1953 میلادی مصادف با 1332 شمسی در خانواده‌ای مسیحی کاتولیک در آمریکا به دنیا آمدم، تحصیلاتم را از مدرسه کاتولیک‌ها شروع کردم، ولی همیشه سؤالات و شبهاتی درباره مسیحیت داشتم، یادم هست در دوره دبیرستان به این نتیجه رسیدم که حضرت مسیح خدا نیست و همچنین تثلیث را نمی‌توانستم آن‌طور که تعلیم می‌دادند قبول کنم، ولی هنوز خودم را مسیحی می‌دانستم تا اینکه در دانشگاه ایالت نیویورک در آوبنه (مرکز اداری و دانشگاهی ایالت نیویورک) مشغول تحصیل شدم و در آنجا علاقه خود را نسبت به آیین مسیحیت از دست دادم و بی دین شدم.
در این شرایط بودم تا اینکه برای فوق لیسانس از دانشگاه لاس در تگزاس پذیرفته شدم، بعد از فارغ‌التحصیلی در دانشگاه تگزاس جنوبی تدریس را شروع کردم و در آنجا با تعدادی از دانشجویان مسلمان آشنا شدم در میان آنها دانشجویانی از کشورهای مختلف اسلامی از جمله ایران، لبنان، پاکستان، فلسطین، عربستان، اردن و نیجریه بودند.
دیدگاهی که آنها در مورد مسائل مختلف داشتند برایم جالب بود. فکر می‌کردم آنها جور دیگری به دین نگاه می‌کنند که من اصلا آن را تجربه نکرده بودم این مسئله باعث شد بیشتر تحقیق کنم، مسئولین دانشگاه به من این اختیار را داده بودند که درسی را که می‌خواهم تدریس کنم خودم انتخاب کنم و من فلسفه دین را انتخاب کردم و دو ترم آن را تدریس کردم و همزمان با آن ادیان بزرگ را با دانشجویان مرور کردم و سر این کلاس‌ها به تدریج، به اسلام نزدیک‌تر می‌شدم، تا اینکه اسلام را پذیرفتم.
* لطفا در مورد نحوه مسلمان شدنتان بیشتر توضیح دهید از جمله اینکه چطور شد دین اسلام را پذیرفتید و در آن هنگام در چه شرایط روحی و روانی به سر می‌بردید؟
مسلمان شدن بنده برای کسانی که تبلیغ دینی انجام می‌دهند، داستان پیچیده‌ای است، زیرا مسائل علمی، عاطفی و مسائل مختلف دیگر در آن دخیل بود.
من در دوران تدریس در دانشگاه تگزاس جنوبی با یک دانشجوی ایرانی به نام اکبر نوجه دهی آشنا شدم. او درس «مقدمه‌ای بر فلسفه» را با من می‌خواند. اکبر دو هفته‌ای به کلاس من نیامد تا اینکه ایشان را در دفتر دانشگاه دیدم؛ پرسیدم چرا به کلاس نمی‌آیید؟، گفت: مردم ما در ایران انقلاب کردند و من فکر می‌کنم خیلی مهم است که دانشجویان اینجا اطلاعات درستی در مورد آن داشته باشند، بنابراین لازم دانستم برای معرفی این انقلاب به دانشجویان تلاش کنم به خاطر این نمی‌توانم سر کلاس حاضر شوم.
من حرف او را تایید کردم و گفتم خوب این درست است و لی شما تکلیف دارید درس هم بخوانید، بعد من با ایشان قرار گذاشتم که من، تبلیغات و اطلاع‌رسانی انقلاب ایران را در جمع دانشجویان بر عهده بگیرم ایشان هم قبول کردند درسشان را بخوانند و بعد از این جریان با همدیگر دوست شدیم و کارهای مختلفی با هم انجام می‌دادیم، تا اینکه ایشان لیسانس گرفتند و به ایران برگشتند، بعد شنیدم به جبهه رفته و در آنجا به فیض شهادت نایل شدند. با اکبر درباره اعتقاداتش بحث می‌کردیم، دانشجوی خوبی بود و خیلی صادقانه حرف می‌زد و اعتقادات جدی داشت و هیچ شکی درباره اعتقاداتش نداشت.
از زمان آشنا شدن با اکبر تقریبا سه سال طول کشید تا مسلمان شدم، البته در آن زمان به مساجد می‌رفتم و با مسلمانان صحبت می‌کردم و به تدریج جذابیت‌های اسلام را بیشتر درک می‌کردم.
هدف من فقط کار علمی درباره اسلام بود و کنجکاو بودم که مسلمانان چطور فکر می‌کنند، ولی به طور ناخواسته هر چه بیشتر تحقیق می‌کردم بیشتر به اسلام علاقه‌مند می‌شدم، نماز خواندن را یاد گرفته بودم و بعضی وقت‌ها نماز می‌خواندم مخصوصا نماز جماعت را زیاد دوست داشتم، ولی هنوز شهادتین را نگفته بودم تا یک روزی بعد از نماز جمعه در پارکینگ مسجد چند مسلمانان سیاه پوست آمریکایی پیش من آمدند و گفتند؛ می‌خواهند با من آشنا شوند و از نحوه آشنایی من با اسلام پرسیدند و... من پیش آنها شهادتین گفتم و به‌طور رسمی مسلمان شدم و گریه کردم.
آنها خیلی خوشحال شدند و همان روز اول به من پیشنهاد دادند که پیش‌نماز آنها شوم و قرار شد با همدیگر بیشتر همکاری داشته باشیم، بعد از آن با همکاری آنها انجمن مسلمانان در دانشگاه تگزاس جنوبی تأسیس کردیم.
البته گروهی که در آنجا داشتیم اکثرا سنی بودند، ولی من از اول هیچ شکی نداشتم که شیعه شوم یا سنی؟ چرا که نهج‌البلاغه را خوانده بودم و می‌خواستم یا اسلام تشیع را قبول کنم یا بی دین بمانم.
* چطور شد که همانجا پس از ملاقات با مسلمانان سیاهپوست آمریکایی شهادتین را گفتید و رسما مسلمان شدید؟ آیا آنجا اتفاق خاصی برایتان پیش آمد؟
نه، این کار یک باره اتفاق نیفتاد و قبل از آن خیلی درباره اسلام فکر کرده بودم، ولی ملاقات با این مسلمانان آمریکایی، موجب تحریک من برای پذیرش اسلام شد، یعنی من قبل از دیدن آنها در مرز مسلمانی بودم و به دین اسلام خیلی نزدیک شده بودم، ولی ملاقات با آنها برایم جالب بود و اخلاص آنها برایم خوشایند بود و مرا به پذیرفتن اسلام تشویق می‌کرد و مرا به طرف اسلام کشاند.
* بعد از اینکه رسما اسلام را پذیرفتید؛ چه تغییراتی در کارهای روزمره‌تان صورت گرفت؟ و چطور شد تصمیم گرفتید به ایران بیایید؟
دانشجویان مسلمان بیشتر شده بودند و به خاطر این، اختلافاتی با مسئولین دانشگاه داشتم آنها می‌خواستند من در مدیریت دانشگاه کار کنم و مرا مشغول کاغذ بازی کنند، ولی من فقط می‌خواستم تدریس کنم لذا تصمیم گرفتم که به ایران بیایم.
یکی از دانشجویان ایرانی مرا به دکتر خرازی که آن زمان سفیر ایران در سازمان ملل بودند معرفی کرد و من پس از آن از دانشگاه استعفا دادم و به صورت جدی تصمیم گرفتم به ایران بیایم و هدفم این بود که دو سال در ایران باشم و چیزی درباره فلسفه اسلامی یاد بگیرم و چیزهای زیادی از اسلام بدانم و بعد از آن دوباره به آمریکا برگردم.
با کمک دکتر خرازی دعوت‌نامه‌ای از انجمن حکمت و فلسفه تهران فراهم شد و قرار شد به ایران بیایم. در دفتر دکتر خرازی به طور اتفاقی آیت‌الله مصباح را دیدم. ایشان آن زمان سفری به آمریکا داشتند و من در آنجا با ایشان آشنا شدم و دکتر خرازی هم مرا به ایشان معرفی کرد و با هم گفتگو کردیم و در پایان آیت‌الله مصباح از من خواست به قم بیایم و در مؤسسه امام خمینی (ره) که آن موقع با نام بنیاد باقرالعلوم (ع) فعالیت می کرد مشغول شوم.
من به ایشان گفتم، اگر دعوت ‌نامه رسمی بفرستند می توانم بیایم. ولی من نتوانستم منتظر دعوت‌نامه ایشان باشم و به انجمن حکمت و فلسفه در تهران رفتم و با دکتر اعوانی،‌ تحصیل فلسفه اسلامی را شروع کردم و ایشان در این مورد خیلی زحمت کشیدند.
من قبل از آمدن به ایران، مقداری ادبیات فارسی خوانده بودم، ولی وقتی کسی با من احوال‌پرسی می کرد نمی‌توانستم جواب دهم و فارسی صحبت کردن برایم سخت بود. دکتر اعوانی پیشنهاد دادند برای این که زبان فارسی‌ام تقویت شود، فلسفه اسلامی را از کتب فارسی شروع کنیم؛ بنابراین آموزش فلسفه اسلامی را با رساله‌های فلسفی سهروردی استفاده می کردم تا جایی که موجب خنده دوستان می شد.
بعد از مدتی دکتر اعوانی گفتند،اگر میخواهی فلسفه را خوب یاد بگیری، باید همان رساله های سهرودی را به زبان عربی هم بخوانیم. بنابراین دوباره همان سه رساله فلسفی سهرودی را که می گویند خودشان به دو زبان عربی و فارسی نگاشته اند خواندیم که خیلی عالی بود.
همکاری شما با مصباح و فعالیتتان در مؤسسه امام خمینی (ره) چگونه شروع شد؟
فعالیت بنده در مؤسسه امام خمینی (ره) اتفاقی بود، دوستی داشتم اهل تگزاس بود اصالتاً عراقی بود، ولی در آمریکا بزرگ شده بود، یک روز خبر داد می خواهد به قم بیاید و از یک دختر عراقی مقیم ایران خواستگاری کند و از من خواست من هم همراهش بروم. در قم به صورت اتفاقی یکی از معاونین آیت‌الله مصباح که از قبل مرا می شناخت در خیابان دیدم.
ایشان از من خواست پیش آیت‌الله مصباح برویم. خدمت آیت‌الله مصباح رسیدیم، ایشان از حضور من در ایران ابراز خوشی می کردند و پرسیدند چرا به قم نیامدم من هم به ایشان گفتم؛ منتظر دعوت‌نامه رسمی بودم و ایشان بلافاصله گفتند: خوب من الان به شما دعوت‌نامه رسمی می دهم. این دیدار باعث شد هر هفته یک روز از تهران به قم بیایم و در بنیاد باقرالعلوم که امروز مؤسسه امام خمینی نام گرفته تدریس کنم و سال بعد، به دو روز در هفته افزایش یافت. چون می خواستم زبان فارسی را بیشتر یاد بگیرم، تصمیم گرفتم یک سال دیگر هم در ایران بمانم وآمدم درقم ساکن شدم و سال بعد از آن هم همین طور پیش رفت، در آن سال یکی از دانشجویانم کسی را برای ازدواج به من معرفی کرد.
ازدواج ما هم خیلی عجیب بود. چند جلسه بیشتر نبود که تصمیم گرفتم ازدواج کنم. آشنایی چندانی با دختر و خانواده‌شان نداشتم و فقط با اعتمادی که به آن دانشجو داشتم پذیرفتم با آن خانم ازدواج کنم. قبل از مراسم پیش حضرت معصومه (س) رفتم و خیلی دعا کردم که ازدواج موفقی داشته باشم و درست تصمیم بگیرم.
بعد از ازدواج، تمام وقت در بنیاد باقرالعلوم مشغول شدم، بعد هدفم کلاً عوض شد و فکرکردم که اگر اینجا بمانم و برای طلبه ‌ها تدریس کنم، بیشتر می توانم خدمت کنم.
* از اینکه به عنوان یک آمریکایی در کشوری مثل ایران به عنوان چهره ماندگار انتخاب شدید چه احساسی دارید؟
این برای من افتخار بزرگی است، احساس سپاسگزاری می‌کنم، اول خدا را سپاسگزارم که توانستم در این کشور خدمتی انجام دهم و از اینکه مسئولین در ایران از من قدردانی کردند تشکر می‌کنم، مردم ایران نسبت به بنده دیدگاه خوبی دارند به خاطر همین احساس وظیفه بیشتری می‌کنم و امیدوارم بیشتر خدمت بکنم.
* مهمترین عامل موفقیت خود را در چه چیزی می‌دانید؟
لطف خدا (مدتی مکث می‌کند) آنچه من از گذشته زندگی خودم می‌بینم اعمال نادرست و خرابکاری است، ولی لطف خداست که راه‌ را برای بنده باز کرد.
حدود 12 سال پیش وقتی که در سفر حج بودم، همه کارهایم به هم ریخت، گذرنامه‌ام گم شد، بعد کاروان من را در شهر جده جا گذاشتند و از کاروان دور افتادم و.... هر قدمی که برمی‌داشتم مصیبت دیگری برایم پیش می‌آمد، ولی همه‌اش حل می‌شد و یک جوری حل می‌شد که احساس می‌کردم همانطور که دریا برای حضرت موسی‌(ع) شکافته شد، مشکلات هم از مقابل من برداشته می‌شد، من خود نمی‌توانستم مقابل آن مشکلات بایستم و قادر به حل آنها نبودم، ولی آنها حل می‌شدند این جریان را به این دلیل گفتم که بدانید موفقیت بنده از لطف خداست و کار من نیست، همیشه دیدم که نمی‌توانم خودم جلو بروم، ولی خدا راه را برای بنده بازکرده است در همان سفر حجة‌الاسلام‌والمسلمین وقتی از مکه می‌خواستم برگردم ایران، بلیط من در جیب رییس کاروان که زوتر از ما به ایران برگشته بود، مانده بود.
وقتی به مسئولین فرودگاه گفتم بلیط ندارم، گفتند که پس چطوری می‌خواهی سوار هواپیما شوی؟! وقتی اسم رییس کاروان را گفتم با اشتیاق گفت؛ او دوست من است و فورا به او زنگ زد وقتی مطمئن شد بلیط من پیش اوست گفت؛ اشکال ندارد و من بدون بلیط سوار هواپیما شدم و این خیلی چیز عجیبی است. حج من از اول تا آخر این طوری بود و من فکر می‌کنم، همه زندگی من همین‌طوری است و این حج نشانه‌ای از طرف خدا برای من بود؛ خدا نشان داد که شما هیچ توانی ندارید و نمی‌توانید کاری بکنید و همه کارها دست خداست.
* اگر مسلمان نبودید فکر می‌کنید الان کجا بودید و به چه کاری مشغول بودید؟
خدا می‌داند، نمی‌توانم تصور بکنم که چه اتفاقی می‌افتاد، گاهی اوقات درباره این مساله با پسرم بحث می‌کنم پسرم همیشه می‌گوید: بابا اگر شما مسلمان نمی‌شدید من اصلا به وجود نمی‌آمدم!
*اگر امکان این وجود داشت که به گذشته برگردید و زندگی را دوباره تجربه کنید، سعی می‌کردید چه تغییراتی در زندگی‌تان به وجود بیاورید؟
اگر می‌توانستیم از اشتباهات، گناهان و... را که در گذشته کردیم پرهیز کنیم خیلی خوب می‌شد، این هم از بحث‌هایی است که با پسرم دارم، وقتی به پسرم می‌گویم ای کاش می‌توانستیم به گذشته برگردیم و این اشتباهات را مرتکب نمی‌شدیم، پسرم می‌گوید اگر شما آن اشتباهات را انجام نمی‌دادید احتمالا اشتباهات دیگری را مرتکب می‌شدید.
* از زندگی‌تان به چه چیزهایی تعلق خاطر دارید و بیشتر به آنها اهمیت می‌دهید؟
یکی از چیزهایی که از بچگی دنبال آن بودم کشف حقیقت است، پدرم همیشه اصرار می‌کرد باید خودمان فکر کنیم و خودمان حقیقت را پیدا کنیم، وقتی هم به ایران آمدم و خدمت آیت الله مصباح‌یزدی رسیدم، ایشان چندین بار به من گفتند؛ شما باید حقیقت‌جو باشید، این مساله برایم خیلی مهم است که تلاش کرده و حقیقت را کشف بکنیم و این مهمترین مساله زندگی من است و همیشه به آن فکر می‌کنم.
*بعد از اینکه مسلمان شدید از نزدیکان یا دوستان شما کسانی بودند که به واسطه شما، مسلمان شده باشند؟
خیلی از دوستانی که داشتم بعد از مسلمان شدنم با من قطع رابطه کردند و چون اغلب در ایران هستم ارتباط زیادی با نزدیکان گذشته ندارم؛ البته چند نفر هستند مسلمان شدند، ولی از نزدیکان یا دوستان بنده نبودند.
البته افراد زیادی هستند که گفتند با خواندن آثار بنده به دین اسلام علاقه پیدا کرده‌اند و خواسته‌اند بیشتر درباره آن تحقیق بکنند و...
*نظرتان در مورد مردم ایران چگونه است و ارتباط شما با آنها چطور است؟
من ارتباط زیادی با اقشار مختلف مردم ندارم و بیشتر با طلاب، دانشجویان و اساتید، ارتباط علمی دارم، ولی ایرانی‌ها را خیلی دوست دارم و زندگی در ایران را ترجیح می‌دهم.
بنده خیلی خوشبخت بودم طلاب و اساتیدی پیدا کردم که در هنگام بحث اصلا تنگ نظر نیستند و در مورد مسایل مختلف از جمله تفکرات غربی بحث می‌کنیم و واقعا افراد علاقمندی هستند. به آینده طلابی که در اینجا با آنها آشنا شدم خوشبین هستم و انشالله در آینده نقش برجسته‌ای در رشد دینداری مردم دارند.
* آرزویی در زندگی‌تان بوده که خیلی دوست داشتید به آن برسید و  تا حال به آن نرسیده‌اید؟
آروزها و خواسته‌های من بیشتر در مورد مسایل علمی است، الان یک چیزهایی نوشتم و آرزو دارم با تکمیل و انتشار آنها به مکتب شیعه خدمت کنم، مثلا مقاله‌هایی در موضوعات مختلف دارم از جمله درباره پیغمبر‌(ص) و «مفهوم خدا در مکتب شیعه» که جنبه‌های مختلف تفکر شیعی را معرفی می‌کند، اگر خدا توفیق دهد می‌خواستم یک کتابی بنویسم و تشیع را به مردم دنیا معرفی کنم و مقالاتی هم درباره ابن سینا نوشتم و امیدوارم اینها را جمع کرده و به صورت کتاب منتشر کنم.
*شما بیشتر اوقات به کارهای علمی و پژوهشی و تدریس مشغول هستید، برای تفریح چه کار می‌کنید؟
تفریح خاصی ندارم و معمولا تفریح و گردش ما به تابستان‌ها خلاصه می‌شود آن‌هم پیش مادرم در نیویورک می‌روم و در آنجا با خانواده با پارک یا جاهای تفریحی می‌رویم.
*در پایان اگر مطلب خاصی دارید که لازم می‌دانید مطرح شود، بفرمایید.
از شما خیلی سپاسگزارم و خیلی خوشحالم که توانستم اینجا یک خدمتی بکنم و امیدوارم خدا به ما توفیق دهد بیشتر خدمت بکنیم.
 
منبع : مرکز خبر حوزه، بازپخش: شیعه نیوز


 آ فتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید: 

FEED

 
ویژگی های نمازگزار
ساعت ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/۱٥  کلمات کلیدی: نماز ، مذهبی ، قرآن ، موفقیت

صفات و ویژگی های نمازگزار قبل از ورود به نماز

        1. تقوی و ترک گناه

       2. انفاق و اعطاء زکات و صدقه به مستمندان

       3. اطاعت از رسول و خاندانش

       4. امر به معروف و نهی از منکر


 
تملق و چاپلوسی
ساعت ۸:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/۱٥  کلمات کلیدی: روانشناسی ، اخلاق ، مذهبی

برای-این‌که-کارما-راه-بیفتد-می-توانیم-تملق-و-چاپلوسی-کنیم؟

خیلی از مواقع برای این‌که کارما راه بیفتد و مدیر با درخواست‌ها و یا پاداش‌های ما موافقت کند، مجبوریم که از او تملق و چاپلوسی کنیم، تا او هم هوای ما را داشته باشد و این تقریباً در محیط اداری شایع است.


آیا ما مرتکب گناه می‌شویم؟

بعضاً اگر چنین کاری نکنیم، به مقصود خود نمی‌رسیم. خواهشمندیم دراین باره کمی توضیح دهید.


 
ذکر “لا اله الا الله” درب محکمی در برابر وسوسه
ساعت ۸:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/۱٤  کلمات کلیدی: ذکر ، زیارت عاشورا ، مذهبی

تبیان در گزارشی نوشت: اخیراً باب شده که برخی از این مبلغات منافق و دروغ‌گو، در محافل «ذکر» می‌دهند و برخی از آنان نیز مردم را از زیارت عاشورا و اذکار دیگر، به بهانه‌ها و اراجیف «من درآوردی» پرهیز می‌دهند! که پرهیز دادن از ذکر «لا إله الا الله»، به بهانه‌ی این که ذکر بزرگی است و شما را درگیر امتحانات سخت و مشکلات عدیده می‌نماید نیز یکی از همین ترفندهای شیطانی آنان است. چرا که فرمان پرهیز از این ذکر، فرمان شیطان است و نه اسلام.


 
اهمیت زیارت عاشورا
ساعت ٦:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/۱۱  کلمات کلیدی: مذهبی ، موفقیت ، دعا ، زیارت عاشورا

 سفارش آیت الله بهجت (ره)درباره زیارت عاشورا

آیت الله بهجت(ره) در پاسخ به سوالی ضمن تصریح به جایگاه زیارت عاشورا به حکایتی از حالت کشفی که برای یکی از بزرگان در اثر زیارت عاشورا ایجاد شده است اشاره کرده اند.

 آیت الله بهجت (ره)در پاسخ به سوالی ضمن تصریح به جایگاه زیارت عاشورا به حکایتی از حالت کشفی که برای یکی از بزرگان در اثر زیارت عاشورا ایجاد شده است اشاره کرده اند.

از آیت الله بهجت پرسیدند: داستان ها و قضایایى از کسانى که پیوسته زیارت عاشورا مى خواندند و به این صورت، متوسل مى شدند، گردآورى و چاپ شده است. نظر حضرت عالى در این باره چیست؟

ایشان پاسخ داده اند که: متن زیارت عاشورا، بر عظمت آن گواه است ؛ خصوصا با ملاحظه آنچه در سند زیارت رسیده است که حضرت امام صادق (ع) به صفوان مى فرماید: (این زیارت و دعا را بخوان و بر آن مواظبت کن. به درستى که من چند چیز را بر خواننده آن تضمین مى کنم: ۱٫ زیارتش قبول شود. ۲٫ سعى و کوشش وى مشکور باشد ۳٫ حاجات او هرچه باشد، برآورده شود و ناامید از درگاه خدا برنگردد.

اى صفوان! این زیارت را با این ضمان، از پدرم یافتم و پدرم از پدرش…تا امیرالمؤمنین (علیه السلام) و حضرت امیر نیز از رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) و رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) از جبرئیل و او هم از خداى متعال نقل می کند و هرکدام این زیارت را با این ضمان، تضمین کرده اند و خداوند به ذات اقدس خود قسم یاد نموده که: ((هرکس این زیارت و دعا را بخواند، دعا و زیارت وى را بپذیرم و خواسته اش هرچه باشد، برآورده سازم)).

و از سند او استفاده مى شود که زیارت عاشورا از احادیث قدسى است و همین مطالب، سبب شده است که علماى بزرگ ما و استادان ما – با آن همه مشغولیت هاى علمى و مراجعاتى که داشتند – به خواندن آن مقید بودند تا جایى که استاد ما، مرحوم حاج شیخ محمد حسین اصفهانى، از خداوند خواسته بودند که در آخر عمرشان، زیارت عاشورا را بخوانند و سپس قبض ‍ روح شوند و دعایشان هم مستجاب شد و پس از پایان این زیارت، درگذشتند.

* تقید شیخ صدرا بادکوبه ای به زیارت عاشورا

شیخ صدرا بادکوبه اى با تبحرش در علوم عقلى و نقلى، آنچنان مقید به زیارت عاشورا بود که به هیچ عنوان، آن را ترک نکرد و کسى باورش ‍ نمى آمد که ایشان، این چنین پاى بند به عبادات و زیارت عاشورا باشد.

یکى از بزرگان هم نقل مى کردند روزى به قبرستان وادى السلام رفتم، در مقام حضرت مهدى (عجل الله تعالى فرجه الشریف) دیدم پیرمردى نورانى، مشغول زیارت عاشورا است و از حالات او معلوم شد که زائر است. نزدیک او رفتم ؛ حالت کشف براى من نمودار شد و حرم امام حسین (علیه السلام) و زائران آن حضرت را که مشغول رفت و آمد و زیارت بودند، مشاهده کردم)).

 سبب آستان بوسی اهل بیت (ع) از سوی شیخ انصاری

مسلمانان در شان اهل بیت (علیه السلام) در غایت اختلاف اند، چنان که در مورد قرآن نیز چنین هستند. برخى آن قدر ضعیف هستند که در بوسیدن ضریح آن ها شک و اعتراض دارند.

آقایى ظاهرا به مرحوم شیخ انصارى که حرم یا ضریح را بوسید، اعتراض ‍ کرد که آقا شما هم؟! برعکس مرحوم دربندى به ایشان گفت: آقا کار شما براى مردم حجت است، وقتى به حرم مى روى، ضریح حرم حضرت ابوالفضل (علیه السلام) را ببوس. شیخ در جواب فرمود: عتبه درب را مى بوسم که گرد و خاک پاى زوار است! در یکى از زیارت حضرت سید الشهداء (علیه السلام) آمده است:

ثم قبل الضریح من اءربع جوانبه. بحار الانوار 98: 336؛ اقبال الاعمال: 712.

منبع: شیعه


آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:
 

FEED


 
تازه مسلمانان
ساعت ٦:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/۱۱  کلمات کلیدی: حکایت های آموزنده ، مذهبی ، قرآن

محل تولد : نیویورک

تاریخ تولد : 16/3/1333

محل شهادت :شهر تورینوی ایتالیا

تاریخ شهادت : 24/آبان/1379

مزار شهید :کلیسای روستای ویلار روزا

طول مدت حیات 46 سال

مهدی آنیلی یا ادواردو آنیلی (به انگلیسی: Edoardo Agnelli) در ۶ ژوئن ۱۹۵۴ درنیویورک از پدری ایتالیایی و مادری یهودی پا به عرصه دنیا گذاشت. 

 

مادر وی «مارلا کاراچولو»، یک پرنسس یهودی بود و پدرش سناتور «جیووانی آنیلی»، مرد ثروتمند و معروف ایتالیایی بود. وی مالک کارخانه‌جات اتومبیل‌سازی فیات، فراری، لامبورگینی( البته چند سال پیش این کارخانه به مالکیت آئودی آلمان در آمد)، لانچیا، آلفارمو و آیوکو ( ما به نام ایویکو می شناسیم)، به همراه چندین کارخانه تولید قطعات صنعتی، چند بانک خصوصی، شرکت‌های طراحی مد و لباس، روزنامه‌های پرتیراژ "لاستامپا" و "کوریره دلاسرا"، باشگاه اتومبیل‌رانی فراری و باشگاه فوتبال یوونتوس بود. علاوه بر این‌ها، چندین شرکت ساختمان‌سازی، راه‌سازی، تولید لوازم پزشکی و هلیکوپترسازی هم وجود دارد که خانواده آنیلی جزء سهام‌داران اصلی آن‌ها می‌باشند. میزان ثروت و نفوذ خانواده آنیلی به حدی است که رسانه‌های ایتالیا از آن‌ها به عنوان خاندان پادشاهی ایتالیا نام می‌برند. کارشناسان اقتصادی درآمد سالانه خانواده آنیلی را بالغ بر ۶۰ میلیارد دلار تخمین می زنند که ۳ برابر درآمد نفتی جمهوری اسلامی ایران در آن تاریخ است. 


 
حکایت های آموزنده
ساعت ٢:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/۱۱  کلمات کلیدی: مذهبی ، حکایت های آموزنده

سیدبحرالعلوم یمنی، از علمای بزرگ زیریه در یمن بوده که وجود حضرت ولی عصر علیه الصلوه و السلام را انکار می کرده است. ... تا این که آن جناب نامه ای برای حضرت آیت ا... سیدابوالحسن اصفهانی رضوان ا... تعالی علیه می نویسد و برای اثبات وجود امام زمان (ع) دلیل قاطعی درخواست می کند. آیت ا... اصفهانی، در جواب می نویسد: « جواب شما را باید به طور حضوری بدهم. شما طی سفر به نجف اشرف مشرف شوید تا جواب را دریافت کنید. »

.... و اینک بشنوید ماجرای شیعه شدن سید یمنی را از زبان فرزند او:

« ... وقتی به مقام حضرت مهدی (ع) در وسط وادی السلام نجف وارد شدیم، دیدیم که آیت ا... سید ابوالحسن اصفهانی به سوی چاهی که در آن جا بود، رفت و به دست خود از آن آب کشید و تجدید وضو کرد و این در حالی بود که ما به عمل او می خندیدیم  آنگاه وارد مسجد مقام شد و چهار رکعت نماز خواند و کلماتی گفت ... به ناگاه دیدیم که تمام فضای مقام غرق نور و روشنایی گشت. در آن هنگام، آیت ا... اصفهانی پدرم را داخل مسجد طلبید. پدرم به آن مقام وارد شد، اما طولی نکشید که صدای گریه اش بلند شد و آن گاه، فریادی بلند زد و از هوش رفت. وقتی داخل شدم دیدم که آیت ا... اصفهانی بالای سر پدرم نشسته است و شانه های او را مالش می دهد تا به هوش آید...

وقتی از آن جا برگشتیم، پدرم گفت:

« حضرت ولی عصرحجت بن الحسن العسگری (عج) را به طور حضوری زیارت کردم و با دیدنش مستبصر و شیعه اثنی عشری شدم. »

سید بحرالعلوم یمنی، پس از بازگشت به یمن 4000 نفر از مریدان سنی خویش را به مذهب تشیع مشرف گرداند.

منبع: کرامات الصالحین، ص 88؛ جنه المأ‌وی، ص 364؛ ملاقات با امام زمان، ج 1، ص 264.

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید: 

FEED


 
خلق و خوی محمدی
ساعت ٢:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/٩  کلمات کلیدی: روانشناسی ، اخلاق ، موفقیت ، مذهبی

 نمونه هایی از خلق و خوی فرستاده خداوند :

 * ارزش علم آموختن

مردى از انصار محضر رسول اکرم صلى الله علیه و آله آمد و عرض کرد: یا رسول الله صلى الله علیه و آله ! اگر جنازه اى حاضر باشد و مجلس  عالمى، کدامیک را دوست تر دارى که من حضور یابم؟ رسول الله صلى الله علیه و آله فرمودند: اگر براى تشییع و دفن، کسانى باشند که عهده دار انجام آن شوند، حضور یافتن در مجلس دانشمند، از حاضر شدن در تشییع هزار جنازه و عیادت هزار بیمار و از نماز شب و روزه هزار روز و از هزار صدقه به مستمندان دادن و از هزار حج مستحب و از هزار جنگ مستحب در راه خدا با مال و جان برتر است، کجا اینها با فضیلت حضور در محضر عالم برابرى مى کند؟! آیا ندانسته اى که اطاعت و عبادت خدا وابسته به علم و دانش ‍ است و خیر دنیا و آخرت با علم مى باشد و بدى دنیا و آخرت با نادانى است؟ (1)

 

 * چگونه دیگران را ملاقات کنیم؟

مردى به خانه رسول خدا صلى الله علیه و آله آمد و درخواست دیدار نمود، هنگامى که پیامبر صلى الله علیه و آله خواست از خانه خارج شود و به دیدار آن مرد برود، جلو ظرف بزرگى از آب داخل اتاق ایستاد و سر و صورت خود را مرتب کرد.

عایشه از دیدن این کار تعجب کرد. پس از بازگشت آن حضرت پرسید: یا رسول الله، چرا هنگام رفتن در برابر ظرف آب ایستادى و موها و سر و صورت خود را مرتب کردى؟

فرمود: خداوند دوست دارد، هنگامى که مسلمانى براى دیدار برادرش مى رود، خود را براى دیدار او بیاراید! (2)

 

* جوان از نگاه پیامبر

رسول الله صلى الله علیه و آله مسئولیت هاى بزرگ فرهنگى، اجتماعى و نظامى را به جوانان واگذار مى کرد. پیش از هجرت به مدینه، مصعب بن عمیر که نوجوانى بیش نبود، از سوى رسول الله صلى الله علیه و آله براى انجام رسالت فرهنگى و تبلیغى به مدینه اعزام مى شود: و قال رسول الله صلى الله علیه و آله لمصعب و کان فتاً حدثاً و امره رسول الله صلى الله علیه و آله بالخروج  همین جوان در جنگ هاى بدر و احد فرمانده و پرچمدار سپاه حق است، که با حماسه آفرینى در جنگ احد به شهادت مى رسد. (3)

 

* پیامبر (ص) این گونه غذا می خورد

حضرت در کنار سفره همانند بنده متواضع مى نشست، سنگینى خود را بر روى ران چپ مى افکند. هرگاه در حال صرف غذا بود، تکیه نمى داد. با نام و یاد خدا شروع مى کرد، بین دو لقمه خدا را یاد مى کرد و سپاس ‍ مى گفت. وقتى غذا تناول مى فرمود، نام خدا را مى برد و حمد و سپاس خدا را بین دو لقمه به جا مى آورد. این نکات حاکى از توجه به ولى نعمت و نام خداى سبحان مى باشد. او هیچ گاه زیاده روى در تناول غذا نداشت. وقتى بر طعامى دست مى نهاد، مى فرمود: به نام خدا، خدایا؛ بر ما مبارک قرار ده. او هیچ غذایى را بد نمى شمرد، اگر میل داشت، تناول مى کرد و اگر به طعامى تمایل نداشت، آن را ترک مى کرد. حضرت تنها غذا نمى خورد، دوست داشت دسته جمعى باشد: بهترین طعام براى او طعام دسته جمعى بود. در هنگام غذا از همه زودتر شروع مى کرد و آخر از همه دست مى کشید، تا دیگران در غذا خوردن شرم نکنند و گرسنه برنخیزند. از جلو خودش غذا مى خورد، غذاى داغ نمى خورد، و غذاى او بسیار ساده، مانند نان جو بود، هرگز نان گندم نخورد، و به غذاى ساده پرانرژى مانند رطب علاقه داشت. (4)

* احترام به پدر و مادر

مردى به حضور پیامبر صلى الله علیه و آله رسید و پرسید، اى رسول خدا! من سوگند خورده ام که آستانه در بهشت و پیشانى حورالعین را ببوسم. اکنون چه کنم؟

پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: پاى مادر و پیشانى پدر را ببوس. (یعنى اگر چنین کنى، به آرزوى خود در مورد بوسیدن پیشانى حورالعین و آستانه در بهشت مى رسى.)

او پرسید: اگر پدر و مادرم مرده باشند، چه کنم؟

پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: قبر آنها را ببوس. بیست و پنج اصل از اصول اخلاقى (5)

 

* تعاون و همکاری

روایت شده، رسول مکرم اسلام صلى الله علیه و آله در سفرى بود. براى طعام، امر فرمود گوسفندى را ذبح نمایند. شخصى عرض کرد: یا رسول الله ! ذبح گوسفند به عهده من، و دیگرى گفت که پوست کندن آن با من، و شخص دیگر گفت پختن آن با من. آن حضرت فرمود: جمع کردن هیزم هم با من باشد. گفتند: یا رسول الله، ما هستیم و هیزم جمع مى کنیم. نیاز به زحمت شما نیست. فرمود: این را مى دانم، لیکن خوش ندارم خود را بر شما امتیازى دهم. پس به درستى که حق تعالى کراهت دارد از بنده اش که ببیند او خود را بر دوستانش امتیاز داده است. (6)

* دست کارگر را بوسید

وقتى رسول خدا صلى الله علیه و آله از غزوه تبوک برگشتند. سعد انصارى به استقبال آن حضرت رفت و نبى اکرم صلى الله علیه و آله با او مصافحه کرد و چون دست در دست سعد گذاشت، فرمود، این زبرى چیست که در دستهاى توست؟ عرض کرد: یا رسول الله ! با بیل و کلنگ کار مى کنم و براى خانواده ام روزى فراهم مى نمایم. رسول خدا صلى الله علیه و آله دست سعد را بوسید و فرمود: این، دستى است که حرارت آتش دوزخ به آن نرسد.


 * آداب جنگیدن

هرگاه پیامبر صلى الله علیه و آله تصمیم مى گرفت لشگرى را به جنگى بفرستد، آنها را مى طلبید و در مقابل خود نشانده و مى فرمود: به نام خدا و در راه خدا و بر روش پیامبر او حرکت کنید. به دشمنان خویش خیانت نکنید، آنها را مثله ننمائید و با آنها مکر نورزید. پیرمرد ضعیف و زن و کودک را نکشید. درختان را قطع ننمائید، مگر اینکه ناچار شوید. هر کس از مسلمین از کوچک و بزرگ توجهى به یکى از مشرکین داشته باشد و او را پناه بدهد، او در امان است تا کلام خدا را بشنود، اگر از شما متابعت کرد از برادران دینى شما محسوب مى شود، و اگر امتناع کرد، او را به منزلگاه خود برسانید و از خدا استعانت جوئید. (8)

برگرفته از کتاب  یکصد و بیست درس زندگى از سیره حضرت محمد (ص)حمید رضا کفاش

 

پی نوشت ها:

(1). بحارالانوار، ج 1، ص 204

(2).  با ترتیب مکتبى آشنا شویم، 113

(3).  بحارالانوار، ج 6، ص 405

(4).  بحار الانوار، ج 16، ص 236 تا 246

(5). امامان، ص 79

(6).  منتهى الامال، ج 1، ص 22

(7).  اسدالغابه، ج 2، ص 269

(8).  وسائل الشیعه، ج 11، ص 424

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید: 

FEED


 
خطر سکته های قلبی
ساعت ٩:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/٧  کلمات کلیدی: طب سنتی ، انرژی ، مذهبی

یک متخصص بهداشت گفت: اغلب سکته های قلبی در فاصله بین الطلوعین اتفاق می افتد و بهتر است از خوابیدن در این زمان خودداری شود.
مجید محرابی توانا اظهار کرد: هر انسان، حداقل به ۸ ساعت خواب مفید در شبانه روز نیاز دارد و این مدت خواب برای اینکه فرد انرژی مجدد بگیرد و مواد زائد از بدنش دفع شود، ضروری است. از دیدگاه اسلامی و طب سنتی بهترین زمان خواب اوایل شب و بعد از نماز مغرب و عشا تا نزدیکی طلوع آفتاب است و بهتر است در این زمان فرد بیدار شود.

منبع: فارس
آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:
 

FEED


 
اسلام بود اما مسلمان نبود! (2)
ساعت ٤:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/۳٠  کلمات کلیدی: مذهبی ، گالری تصویر ، حکایت های آموزنده ، تبلیغات

وزارت محیط زیست آلمان برای زیباسازی شهرهای این کشور از تابلوهایی استفاده کرده که حدیثی از پیامبر اسلام(ص) بر روی آن‌ها نقش بسته است.

وزارت محیط‌ زیست آلمان که وظیفه زیباسازی فضای شهر را بر عهده دارد، در یکی از تازه‌ترین اقداماتش، حدیث نبوی «لبخند شما صدقه‌ای است که به برادرتان تقدیم می‌کنید» را در برخی از شهرهای بزرگ این کشور نصب کرده است.

این حدیث به زبان آلمانی بر روی تابلوها و بنرهای اماکن عمومی شهرهای بزرگ آلمان نصب شده و در زیر آن نام مبارک پیامبر اسلام(ص) نوشته شده است.

گفته می‌شود که این اقدام وزارت محیط زیست آلمان با هدف معرفی اسلام به شهروندان غیرمسلمان و مبارزه با اسلام‌هراسی صورت گرفته است.

همچنین طی ماه گذشته نیز، یک شرکت استرالیایی تولیدکننده آب معدنی، بر روی بطری‌های آب حدیثی از پیامبر(ص) را حک کرده بود که بر مبنای آن هدر دادن آب گناه شمرده شده اسـت(لینک خبر:اسلام بود اما مسلمان نبود!)

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED


 
امام حسن عسگری (ع)
ساعت ٩:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/۳٠  کلمات کلیدی: حکایت های آموزنده ، مذهبی ، روانشناسی ، موفقیت

 

-1 پرهیز از جدال و شوخى

«لا تُمارِ فَیَذْهَبَ بَهاؤُکَ وَ لا تُمازِحْ فَیُجْتَرَأَ عَلَیْکَ.»:
جدال مکن که ارزشت مى رود و شوخى مکن که بر تو دلیر شوند.


 
نصب آیه سوره «نساء» در ورودی دانشگاه هاروارد آمریکا
ساعت ۱٠:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/٢۸  کلمات کلیدی: مذهبی ، حقوق ، دانشگاه ، قرآن

 

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُونُواْ قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاء لِلّهِ وَلَوْ عَلَى أَنفُسِکُمْ أَوِ الْوَالِدَیْنِ وَالأَقْرَبِینَ إِن یَکُنْ غَنِیًّا أَوْ فَقَیرًا فَاللّهُ أَوْلَى بِهِمَا فَلاَ تَتَّبِعُواْ الْهَوَى أَن تَعْدِلُواْ وَإِن تَلْوُواْ أَوْ تُعْرِضُواْ فَإِنَّ اللّهَ کَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرًا ﴿۱۳۵﴾

 

«اى کسانى که ایمان آورده‏‌ اید پیوسته به عدالت قیام کنید و براى خدا گواهى دهید هر چند به زیان خودتان یا پدر و مادر و خویشاوندان تان باشد، اگر [یکى از دو طرف دعوا] توانگر یا نیازمند باشد باز خدا به آن دو [از شما] سزاوارتر است، پس از پى هوس نروید که [در نتیجه از حق] عدول کنید و اگر به انحراف گرایید یا اعراض نمایید، قطعاً خدا به آنچه انجام می ‌دهید، آگاه است».

 

 believers, be maintainers of justice and witnesses for allah, even though it is against yourselves, your parents, or your kinsmen, whether he is rich or poor, allah has more rights over both of them. so do not follow desires, so that you are (not) just. if you twist or turn, allah is aware of what you do.
دانشکده حقوق هاروارد آمریکا از مشهورترین دانشگاه های این کشور، آیه 135 سوریه نساء را در دیوار ورودی اصلی این دانشکده نصب کرد.
مسئولان این دانشکده درباره این آیه قرآن گفتند که این آیه عظیم ترین و بیشترین عبارت های عدالت مدارانه در جهان و تاریخ را در خود دارد و  این آیه کریمه در دیواری روبروی ورودی اصلی دانشکده نصب شده است؛ این دیوار مخصوص مهمترین عبارتهایی است که درباره عدالت در طول زمان گفته شده است.
گفتنی است، دانشگاه هاروارد در سال 1636 در «ماساچوست» آمریکا تأسیس شد و قدیمی ‌ترین مؤسسه آموزش عالی در آمریکا محسوب می شود.
آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED


 
اسلام بود اما مسلمان نبود!
ساعت ٩:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/٢۸  کلمات کلیدی: گالری تصویر ، حکایت های آموزنده ، مذهبی

یک شرکت تهیه آب آشامیدنی در استرالیا روی تمام بطری هایش حدیثی به مضمون زیر را از حضرت محمد (ص) درج کرده است: «در مصرف آب صرفه جویی کنید حتی اگر در کنار یک رود آب جاری باشید.»

منبع: صراط

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED


 
مرشد چلویی
ساعت ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/٢٥  کلمات کلیدی: مذهبی ، موفقیت ، حکایت های آموزنده

چقدر دلم برای این آدم ها تنگ شده خدا می داند خدا می داند.

صاحب این عکس را می شناسید؟

در ضلع شرقی مسجد جامع بازار تهران غذا فروشی داشت.مرحوم حاج میرزا احمد عابد نهاوندی معروف به« مرشد چلویی»روی تابلوی بالای دخل مغازه اش نوشته شده بود:

« نسیه و وجه دستی داده می شود، حتی به جنابعالی به قدر قوه»

مرحوم مرشد در جلوی آشپزخانه ای که ایستاده بود، گفته بود کسانی که می خواهند غذا بیرون ببرند، هدایت کنید تا از نزد او بگذرند چون بیشتر کسانی که غذا بیرون می بردند، بچه ها و نوجوانانی بودند که برای کارفرمایان وصاحبان مغازه های بازار غذا می گرفتند و می بردند و خودشان از آن غذا محروم بودند.

مرحوم مرشد کودکی که با ظرف غذا در دست، نزد او می آمد قدر پلوی زعفرانی روی بادیه او می ریخت و ظرف را کامل می کرد و بعد تکه کباب یا لقمه گوشت یا اگر تمام شده بود، ته دیگی زعفرانی داخل روغن می کرد ودهان آن پسربچه یا نوجوان می گذاشت.و همین طور فقیران و مسکینان صفی داشتند که از داخل راهرو شروع می شد و به اول سالن مغازه ختم می گشت. افراد فقیری که معمولاً عائله مند بودند و بعضی مورد شناسایی مرحوم مرشد قرار داشتند، هر روز می آمدند و به نسبت تعداد عائله خود غذای رایگان و خرجی یومیه می گرفتند.این شعر از آن مرحوم است:کو آن کسی که کار برای خدا کند؟بر جای بی‌وفایی مردم وفا کندهرچند خلق، سنگ ملامت بر او زنندبر جای سنگ، نیمه شبها دعا کندمنبع: عبدالمجید تهرانی


 
رفتار پیامبر اکرم(ص) با دوستان و همنشینان
ساعت ۱:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/۱۸  کلمات کلیدی: مذهبی ، موفقیت ، روانشناسی ، ارتباط

دوستان در حضور آن حضرت با یکدیگر پیرامون مطلبی نزاع نمی‌کردند. اگر کسی در محضرپیامبر صلی ‌الله علیه و آله صحبت می‌کرد همه ساکت می‌شدند تا سخنش پایان یابد و صحبت‌شان در محضر حضرت به نوبت بود.

امام حسین از پدرش امیرالمومنین علی علیهما‌السلام درباره‌ رفتار پیامبر اکرم صلی‌ الله علیه و آله با دوستان و همنشینان خود سوال کرد و حضرت چنین فرمود:

«پیامبر صلی ‌الله علیه و آله همیشه خوش‌رو، خوش‌خو و ملایم بود و خشن، درشت‌خو، فحّاش و عیب‌جو نبود. کسی را زیاد مدح نمی‌کرد و از چیزی که به آن میل و رغبت نداشت غفلت می‌ورزید به طوری که مردم از او ناامید نمی‌شدند. همواره خود را از سه چیز دور می‌داشت:

1- جدال، 

2- پرحرفی،                              

3- گفتن مطالب بی‌فایده.

و نسبت به مردم نیز از سه چیز پرهیز می‌کرد:

1- هرگز کسی را سرزنش نمی‌کرد و عیب نمی‌گرفت،

2- عیب مردم را جست و جو نمی‌کرد،

3- سخن نمی‌گفت، مگر در جایی که امید ثواب در آن داشت.

هنگام تکلم چنان حاضران را تحت تأثیر قرار می‌داد و جذب می‌کرد که از هیچ ‌کس نفس شنیده نمی‌شد و چون سکوت می‌کرد آنان سخن می‌گفتند. دوستان در حضور آن حضرت با یکدیگر پیرامون مطلبی نزاع نمی‌کردند. اگر کسی در محضرپیامبر صلی ‌الله علیه و آله صحبت می‌کرد همه ساکت می‌شدند تا سخنش پایان یابد و صحبت‌شان در محضر حضرت به نوبت بود.

بر اسایه‌ی ادب و بدرفتاری شخص غریب در پرسش و گفتار صبر می‌کرد و موقعی که اصحاب در صدد تنبیه آن شخص بر می‌آمدند حضرت اجازه نمی‌داد و آنان را به صبر و بردباری دعوت می‌کرد، هرگز کلام کسی را قطع نمی‌کرد، مگر آن که کلام آن شخص از حدّ مشروع تجاوز نماید... .» (1)

پی‌نوشت:

1- سیره و سنن پیامبر اکرم، ص34و 35.

منبع:سیمای پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله، امیرحسین علیقلی


 
سلفی کیست و چه می گوید؟
ساعت ٤:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/۱٦  کلمات کلیدی: مذهبی
یکی از جریان‌هایی که در سال‌های اخیر نقش بسزایی در سیاست‌های منطقه‌ای ایفا کرده و هر روز بر دامنه گسترش نفوذ آن در منطقه افزوده می‌شود، جریان "سلفی" است. نظر به انحراف‌های گسترده اندیشه سلفیان در جهان اسلام ، در گزارش زیر به معرفی این جریان انحرافی و سیر تحول و اندیشه‌های آن پرداختیم.


 
فارابی و ابن سینا با ارسطو تفاوت­های آشکاری دارند!
ساعت ۳:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/۱٦  کلمات کلیدی: فلسفه ، مذهبی ، مدیریت ، رهبری

برای فیلسوفان مسلمان آنچه فلسفه یا حکمت نامیده می­شود نه تنها مشتمل برباورهای بنیادی دین، بلکه چه بسا نکته­های عرفانی را نیز دربر می­گیرد. با آنکه فیلسوفانی چون فارابی و بوعلی­سینا را از دیرباز فیلسوفان مشائی یعنی ارسطویی شمرده­اند اما چون نیک بنگریم این فیلسوفان با ارسطو تفاوت­های آشکاری دارند.

چندی پیش، دکتر منوچهر صانعی دره بیدی، استاد بازنشسته فلسفه دانشگاه شهید بهشتی در گفتگو با خبرنگار مهر با بیان اینکه فلسفه در ممالک غربی یک معنا و در کشور ما یک معنای دیگری دارد، گفت: در کشور ما واژه فلسفه را به مجموعه معارف بشری اطلاق می کنند که حجم کلان آنها مباحث اسطوره ای، اعتقادی، دینی، صوفیانه، عرفانی و … است. فلسفه در ممالک غربی یک معنا و در کشور ما یک معنای دیگری دارد.

دکتر پریش کوششی، دکترای فلسفه و استادیار دانشگاه آزاد اسلامی، محقق و مترجم آثار دینی و فلسفی با ارسال مقاله ای در مورد معنای فلسفه بحث کرده است که اکنون از نظر شما می گذرد.


 
لیست سیاه مختار
ساعت ٢:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/۱٦  کلمات کلیدی: مذهبی ، مجله، کتاب، خبرنامه

مختار ثقفی که سعی داشت هدف خود یعنی انتقام شهدای کربلا را به نحو احسن تحقق بخشد، لیست سیاهی از جانیان حادثه کربلا تهیه کرد و آنان را به اشد مجازات رساند.


 مختار با توجه به اینکه مردی کاردان و سرد و گرم چشیده بود، سعی داشت هدف خود یعنی انتقام شهدای کربلا را به نحو احسن و کامل پیاده کند.

بنابراین، برخی افراد که در لشکر عمر بن سعد مرتکب جنایات علیه خاندان عصمت و طهارت در روز عاشورا شدند، در لیست سیاه مختار قرار گرفتند.

این لیست سیاه توسط حجت‌الاسلام سید ابوفاضل رضوی اردکانی مؤلف کتاب «ماهیت قیام مختار» از سه کتاب تاریخ طبری، تاریخ کامل ابن‌اثیر و بحارالانوار علامه مجلسی استخراج شده است:


 
چند جمله کوتاه و زیبا از نهج‏ البلاغه
ساعت ۸:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/۱٢  کلمات کلیدی: حکایت های آموزنده ، مذهبی ، روانشناسی ، موفقیت



*همانا این دل‏ها همانند بدن‏ها افسرده می‏شوند، پس برای شادابی دل‏ها، سخنان زیبای حکمت آمیز را بجویید
 

 
لارنس عربستان و پروژه اشباح
ساعت ۸:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/۱٠  کلمات کلیدی: مذهبی ، آموزش ، ارتباط ، امنیت

در این مقاله که عنوان لارنس عربستان دارد ، ضمن اشاره به ماموریت جاسوس مشهور انگلیسی، هامفری(همان مستر همفری) طی سالهای ابتدایی قرن هجدهم در خاورمیانه و برکشیدن عنصری به نام عبدالوهاب برای بنیانگذاری فرقه انحرافی وهابیت ، برای اولین بار به ریشه های خاندان آل سعود (حاکمان امروز عربستان سعودی) پرداخته می شود که برخلاف ادعای خود، براساس اعتراف شجره نویسان سعودی ، اصل و نسب آنها در واقع به یک فرد یهودی به نام ابراهیم موشه می رسد

توماس ادوارد لارنس معروف به لارنس عربستان


 
مدیریت در سیره امام رضا(ع)
ساعت ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/٢  کلمات کلیدی: مدیریت ، مذهبی ، موفقیت

آشنایی با سیره بزرگان به منظور الگوگیری از مشی آن فرزانگان ، چراغ راهی است برای رهروان طالب حقیقت و سالکان مسیر هدایت ؛ به ویژه خوشه چینی از زندگی درس آموز معصومین (علیهم السلام) برای شیعیان بهترین سرمشق زندگی خواهد بود ،علی الخصوص بررسی سیره امام رضا(ع) که بخش پایانی عمر شریف خود را در این سرزمین (ایران)سپری فرمودند.

یکی از بخشهای مهم حیات پربرکت امام هشتم(ع) چگونگی مدیریت آن حضرت بر فضای نامناسب حکومت آن زمان که عمدتاً به زمان مأمون عباسی منتهی گردیده ، می باشد. بدین جهت نوع مدیریت خاصی را طلب  می نمود که امروزه آن را مدیریت در شرایط آشوب می نامند.

مطلب حاضر به بخش هایی از سیره امام رضا(ع) که به ابعاد مدیریتی آن حضرت مرتبط می باشد به اختصار پرداخته است .


 
چهل پرسش از علّامه طباطبایی- بخش اول
ساعت ٦:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/٢۸  کلمات کلیدی: مذهبی ، حکایت های آموزنده ، قرآن

در سال 1383 هجری قمری هر یکی از دانشمندان ایرانی مقیم نیویورک (آمریکا) پرسش های گوناگونی در زمینه های مختلف اسلامی از استاد علامه حضرت آقای طباطبائی نموده بود که معظم له پاسخ همه آنها را نوشته و یک جا به آن دانشمندان ایرانی فرستادند. 

1. آیا زن و مرد در قانون اسلام مساوی هستند؟

2. آیا زن می تواند در سیاست و کارهای مملکتی دخالت کند و با مرد مساوی باشد؟

1 و 2. در آغاز پیدایش اسلام جامعه بشری در خصوص زن یکی از دو عقیده را داشتند: دسته ای با زن معامله حیوان اهلی می کردند. زن پیش آنان عضو جامعه نبود، ولی می شد که از نگهداریش استفاده هایی مانند استیلا و خدمت به نفع جامعه کرد.

دسته ای دیگر که متمدن تر بودند با زن معامله عضو ناقص می کردند و زن پیششان مانند کودک یا اسیر طفیلی جامعه بود و حقوقی به حسب حال خود داشت که به دست مردان اداره می شد. اسلام بود که برای اولین بار در جهانِ انسانی، عضویت کامل زن را در جامعه اعلام کرد و عمل او را محترم شمرد «من ضایع نمی کنم کار هیچ کار کننده ای را از شما، مرد باشد یا زن، همه یک آفرینش دارید.» (آل عمران، آیه 195) فقط در سه موضوع از موضوعات اجتماعی به زن در اسلام- حق دخالت داده نشده: حکومت و قضاوت و جنگ به معنای کشتار (نه سایر قسمت های مربوطه) که حکمت آن- چنان که از مدارک دینی به دست می آید- این است که جنس زن موجودی است عاطفی و احساسی به خلاف مرد که موجودی تعقلی است و این سه موضوع مربوط به تعقّل می باشد نه احساس و بدیهی است یک موجود احساسی را در کاری که صد در صد تعقلی است هیچ گونه نباید دخالت داد و طبعاً رشد نمی کند. بهترین گواه این نظر مساعی مشترکی است که عالم غرب در تعلیم و تربیت مشترک مرد و زن به کار می برد، مع الوصف تا کنون در این سه بخش از شئون اجتماعی نتوانسته رقم قابل توجهی از زنان بار بیاورد و در فهرست نوابغ قضاوت و سیاستمداران و سرداران جنگی نسبت زنان به مردان بسیار ناچیز است، چه برسد به تساوی (برخلاف مثلًا پرستار و رقّاص و ستاره سینما و نقاش و آهنگ ساز).

3. چرا ارث به زن کمتر از مرد می رسد؟

زن روی هم رفته در اسلام از ارثیه، یک سهم و مرد دو سهم می برد و (چنان که در روایت است) سببِ آن این است که هزینه زندگی زن به عهده مرد (شوهر) است و این حکم نیز از عاطفی بودن زن و تعقّلی بودن مرد سرچشمه می گیرد. توضیح این که:

در هر عصر، ثروت روی زمین متعلق به نسلی است که در آن عصر زندگی می کنند و نسل بعدی جایگزین نسل قبلی گردیده، موجودی ثروت را به وراثت خواهند برد و چون روی هم رفته آمار زن و مرد پیوسته متفاوت است، از نظر اسلام مالکیت 23 ثروت عمومی از آنِ مرد و 13 آن متعلق به زن خواهد بود و از طرف دیگر بر اثر عهده دار بودن مرد نسبت به هزینه زن، با مرد در سهم وی بالمناصفه در مصرف شریک می باشد در حالی که 13 ثروت را که سهم خودش است دارد و در نتیجه 23 ثروت از جهت مصرف در اختیار زن و 13 در اختیار مرد قرار می گیرد و در نتیجه 23 ثروت از جهت مالکیت از آنِ تعقّل 13 از آنِ عاطفه و بالعکس 23 از جهت مصرف از آن عاطفه و 13 از آنِ تعقّل می باشد و این خود بهترین تقسیم عادلانه است. گذشته از این که این ترتیب در تشکیل خانواده آثار عمیق و نافع دارد. چنان که در پاسخ بند 11 نیز اشاره خواهد شد.

4. چرا حق طلاق در اختیار مرد است؟

از لحن بیانات دینی برمی آید که این مسئله نیز مربوط به تعقّلی بودن مرد و احساسی بودن زن می باشد و در عین حال در شرع اسلام راه هایی وجود دارد که به وسیله آنها زن می تواند در موقع ازدواج اختیارات مرد را تا حدی محدود سازد یا برای خود اختیاراتی برطلاق کسب کند.

5. آیا زن می تواند در امور اقتصادی و مالی مستقل باشد؟

زن در اسلام در امور اقتصادی و مالی مربوط به خود استقلالی کامل و تام دارد.

6. چرا مرد می تواند چند زن اختیار کند؟

البته معلوم است که اسلام، تعدّد زوجات را ایجاب نکرده است، فقط اجازه داده است که مرد با بیشتر از یک زن تا چهار زن ازدواج نماید، آن هم فقط در صورتی که بتواند در میان آنان با مساوات و عدالت رفتار نماید و چنین حکمی تنها زمینه می خواهد، یعنی باید به طوری باشد که نظم جامعه به واسطه کمبود زن و تراکم مردان به این امر مختل نشود و هرج و مرج لازم نیاید. اما از ناحیه مردان واضح است، زیرا بر اثر این که مسکن و هزینه زندگی زن و اولاد به عهده مرد است و عدالت شرط شده، اقدام به این امر تنها برای معدودی از مردان مقدور است نه برای همه. از طرف دیگر نیز پیوسته طبیعت و حوداث خارجی از جنس زن صلاحیت دار برای ازدواج، بیشتر از مرد تهیه می کند.

اگر سال معینی را مبدأ قرارداده، موالید متساوی زن و مرد را مقایسه کنیم، در سال شانزدهم عدد زنانی که صلاحیت ازدواج دارند هفت برابر مرد صلاحیت دار خواهد بود و در سال بیستم عدد زن با عدد مرد- به نسبت 11- 5 خواهد بود و در سال بیست وپنجم تقریباً سال معمولی ازدواج است به نسبت 16- 10 خواهد بود و اگر در این صورت عدد مردان کثیرالزوجات را 15 فرض کنیم هشت درصد مردان دارای یک زن و بیست درصد دارای چهار زن خواهند بود و در سال سی ام بیست درصد مردان دارای سه زن خواهند بود.

گذشته از آن، عمر زن بیشتر از مرد است و پیوسته زنِ بیوه در جامعه، بیشتر از مرد زن از دست داده است. گذشته از آن، تلفات جانی در مردان به نسبت قابل توجهی بیشتر از زنان است و مخصوصاً تلفات سنگین جنگ های مهم و عمومی بر این مطلب، گواه خوبی است. در این چند سال اخیر در روزنامه ها و مجله ها مکرّر خواندیم که جمعیت زنان آلمانی از دولت تقاضا کرده اند که قانون تعدد ازدواج اسلام را در آلمان اجرا کرده، بدین وسیله نیاز زنان بی شوهر را رفع نماید، ولی دولت به علت مخالفت کلیسا اجابت نکرد.

از طرف دیگر، مخالفت زنان با تعدد ازدواج، مستند به یک احساس غریزی طبیعی نیست، زیرا مردانی که زن دوم یا سوم و چهارم می گیرند به زور نمی گیرند و زنانی که زن دوم و سوم یا چهارم می شوند از آسمان نباریده اند و از زمین نروییده اند، بلکه از همین زنان معمولی می باشند و همین رسم، صدها و هزارها سال در میان بسیاری از ملل و اقوام دایر بوده، نه فساد غریزه ای لازم آمده و نه کمبودی در جنس زن حس شده است.

7. آیا قبول دارید که دین اسلام نتوانسته است گذشت زمان را درک کند و دین باید مطابق خواست زمان و مکان باشد؟

این که «اسلام نتوانسته است گذشت زمان را درک کند و دینی مطابق خواست زمان و مکان باشد» سخنی است که به تفکر شعری شبیه تر است تا تفکر فلسفی. زمان و مکان تغییری نکرده که موجب تغییر قوانین اجتماعی انسانی باشد: روز و شب همان روز و شب است و زمین و هوا و غیره همان اند که هزاران سال پیش بودند. آنچه هست طرز زندگی انسان با پیشرفت روزافزون خود تغییر کرده و روز به روز به توقعات و خواسته های انسان افزوده یا تغییر داده و می دهد. نیروی فعاله انسان بر اثر افزایش شگرف خود، به خود جرأت می دهد که انواع خوش گذرانی ها و بهره مندی هایی که شاهان دیروز به فکرش نمی افتادند، گدایان امروز به فکرش بیفتند و بخواهند.

این تحوّل فکری در جامعه عیناً مانند تحول فکری در یک فرد است که به واسطه احوال مختلفه زندگی او پیش می آید. یک فرد بی بضاعت دست خالی تنها در فکر شکم می باشد و همه چیز را فراموش می کند. همین که نان روزانه اش تأمین شد به فکر پوشاک می افتد و پس از تأمین آن به فکر منزل و تشکیل خانواده و پس از آن اولاد و پس از آن توسعه زندگی و تکثیر ثروت و بسط افتخارات و تشریفات و خوش گذرانی های گوناگون و به همین ترتیب قوانین اجتماعی امروز خواست اکثریت افراد جامعه را پشتوانه خود قرار می دهد اگر چه مطابق مصلحت واقعی جامعه نیز باشد و خواست اقلیت را بی اثر می شمارد اگرچه مطابق مصلحت واقعی جامعه نیز باشد. ولی طرز تفکر اسلامی جز این است. اسلام در تشریعات خود انسانی طبیعی (به اصطلاح قرآن کریم فطرت انسانی را) پشتوانه قرار می دهد؛ یعنی ساختمان وجودی انسان را با تجهیزات ویژه ای که به آنها مجهّز است مدّ نظر قرار می دهد و نیازمندی هایی که این ساختمان با تجهیزات خود نشان می دهد مراعات نموده، در برابر آنها قوانین مربوطه وضع می کند. در نتیجه، نظر اسلام از قوانین موضوعه خود تأمین مصلحت واقعی جامعه می باشد، خواه باخواست اکثریت وفق دهد و خواه نه و همین قوانین است که اسلام آنها را به نام شریعت نامیده و قابل تغییر و تبدیل نمی داند، زیرا پشتوانه آن آفرینش طبیعی انسان است و قابل تغییر نیست و تا انسان، انسان است نیازمندی های طبیعی آن ثابت می باشد. اسلام غیر از قوانین ثابته خود (شریعت) مقررات قابل تغییر نیز دارد و آن مقرراتی است که مربوط به تحولات زندگی است و بر اثر پیشرفت مدنیت و نسبت این مقررات قابل تغییر به قوانین شریعت، مانند نسبت قوانین قابل نسخ مجلس شوراست به قانون اساسی غیرقابل تغییر.

اسلام به والی حکومت دینی اختیار داده در شعاع قوانین شریعت، در مورد لزوم، طبق مصلحت وقت و با صوابدید شوری، تصمیمات مقتضی گرفته، اجرا نماید و این مقررات تا مصلحت مقتضی است، اعتبار دارند و با ارتفاع مصلحت منسوخ می شوند، برخلاف قوانین شریعت که قابل نسخ نمی باشد. بنابر آنچه گفته شد اسلام دوگونه مقررات دارد: یکی مقررات ثابته که پشتوانه آنها طبیعت ثابت انسان است و به نام شریعت نامیده می شوند و دوم مقررات قابل تغییر که پشتوانه آنها مصلحت وقت می باشد و با تغییر و تحول مصلحت قابل تغییر می باشند؛ مانند این که بشر طبعاً از انتقال از نقطه ای به نقطه دیگر بی نیاز نیست ولی سابقاً که مسافرت و پیمودن فواصل، پیاده یا به وسیله اسب و الاغ بود، وضع مقررات زیادی مورد نیاز نبود ولی اکنون که به واسطه توسعه یافتن وسایل، خطوط صحرایی و دریایی و زیرزمینی و هوایی پیش آمده، مقررات بسیار و دقیقی لزوم پیدا کرده است.از این جا روشن است که گفتن این که اسلام گذشت زمان را درک نکرده است، بسیار بی اساس می باشد.تنها چیزی که معترضی می تواند بگوید این است که احکامی را از اسلام که با مصلحت واقعی این عصر مثلًا وفق نمی دهد نشان داده، به ثبوت برساند یا از مصلحت حکم سؤال کند. این بحث دامنه دراز دارد و تا اندازه ای که وضع این نوشته اجازه می داد تعقیب کردیم و در عین حال اگر در اطراف بحث ابهامی باقی بماند یا اشکالی بوده باشد، ممکن است تذکر بدهید تا به بحث ادامه دهیم.

8. فکر می کنید خیلی از قوانین اسلامی مطابق خواست زمان و مکان در 1400 سال پیش به وجود آمده و باید تغییر کند؟

پاسخ این پرسش از پاسخ بند گذشته روشن است و پایه تکیه گاه قوانین «شریعت» اسلام فطرت و آفرینش مخصوص انسان است نه دل خواه اکثریت افراد (نصف به علاوه واحد). خدای متعال می فرماید:«در پذیرش دین معتدل اسلام استوار باش، دینی که مطابق آفرینش است که خدا مردم را براساس آن آفریده و آفرینشِ خدایی، قابل تغییر و تبدیل نیست.» (روم، آیه 30)

9. آیا قبول دارید که حضرت زینب علیها السلام مقام ولیعهدی داشت؟

10. و اگر داشت به علاوه بقیه کارهایی که به عهده اش بود نشان این نیست که زن می تواند در اسلام پا به پای مرد پیش رود اگر لیاقتش را دارد؟

9 و 10. هیچ گونه مدرکی برای این مسئله نیست و اساساً در اسلام عنوانی به نام ولیعهدی نداریم و اگر منظور از ولیعهدی جانشینی باشد، طبق مدارک قطعی، جانشین امام سوم، امام چهارم است نه خواهر گرامیش حضرت زینب.بلی از روایات درمی آید که حضرت زینب در نهضت حسینی که علیه سلطنت استبدادی یزید و ستمگران بنی امیه بود، طبق وصیت سیدالشهدا وظایف سنگینی به عهده داشت و در عمل به وظیفه، لیاقت علمی و عملی و شخصیت فوق العاده دینی خود را به ثبوت رسانید. اصولًا باید دانست که از نظر اسلام، ارزش انسان در جامعه به علم و تقوا (خدمات دینی فردی و اجتماعی) است و سایر امور که در اجتماعات دیگر وسیله امتیاز و نفوذ می باشند، مانند ثروت و عظمت، عشیره و اتباع و شرافت خانوادگی و تصدی مقامات حکومت و قضا و مقامات لشکری هیچ گونه ارزش و امتیازی ندارند که ملاک افتخارشان گردیده و آنان را مافوق دیگران قرار دهد. در اسلام هیچ امتیازی را نباید ملاک نفوذ اعمال قدرت قرار داد. بنابراین یک بانوی اسلامی می تواند در امتیازات دینی پا به پای مردان پیش رود و اگر عُرضه داشته باشد از همه مردان جلو افتد، چنان که می تواند به استثنای سه مسئله حکومت و قضا و جنگ، در همه مشاغل اجتماعی با مردان شرکت نماید. خدای متعال می فرماید:«گرامی ترین شما پیش خدا با تقواترین شماست.» (حجرات، آیه 13) و می فرماید:«هرگز کسانی که می دانند با کسانی که نمی دانند برابر نمی شوند. (زمر، آیه 6)

11. اسلام درباره ازدواج و تشکیل فامیل چه نظر دارد؟

توضیح تفصیلی: نظر اسلام درباره ازدواج و تشکیل خانواده و کلیات قوانین آن با ذکر مدارک آنها از عهده این مقاله بیرون است. آنچه در این جا به طور اجمال و اختصار می توان گفت این است که اسلام ازدواج و تشکیل خانواده را عامل اصلی پیدایش و بقای جامعه بشری تشخیص می دهد؛ به این معنا که آفرینش برای این که در میان افراد انسان، اجتماع برقرار کند، انسان را با دستگاه مردانه و زنانه تناسل و سپس با میل غریزی مجهّز نموده که به هم نزدیک شده، بچه ای که هر دو در ماده پیدایش آن شریک هستند به وجود آورند و به واسطه عواطف و احساساتی که نسبت به پاره تن خود دارند، در حال بارداری و پس از زایش به نگهداری و پرورش نوزاد خود پردازند و روز به روز بر اثر رنج آمیخته به لذّت که می برند، عواطف و احساساتشان مضاعف و در نتیجه فعالیت، تربیتشان دو چندان شود تا نوزاد را به اوان رشد برسانند و در عکس العمل این عواطفِ پدر و مادر، نوزاد نیز با عواطفِ تر و تازه خود به پدر و مادر بگراید و بدین ترتیب اجتماع خانوادگی و پس از آن اجتماع خویشاوندی و سپس شهری و کشوری پدید آید و بدیهی است که در این صورت برای بقای جامعه و حفظ آن از انحلال باید میل غریزی محدود شود و مرد از زن رسمی خود و زن از شوهر رسمی خود تعدّی نکنند و پدر نوزاد مشخص باشد (چون زن ضامن طبیعی برای تشخیص مادری خود دارد و آن وضع حمل است). و در غیر این صورت جوانان تا می توانند میل غریزی خود را از راه غیر رسمی اقناع کرده، زیر بار محنت و رنج تشکیل خانواده نخواهند رفت و پدران و فرزندان به ارتباط نسبی خود اطمینان و اعتماد نخواهند داشت و در نتیجه عواطف خانوادگی رو به ضعف خواهد رفت، بالاخره بر اثر شیوع قهری زنا، گذشته از مفاسد بهداشتی و اجتماعی و اخلاقی و قطع نسل و خیانت های بی شمار که زاییده این فحشاست، عاطفه خانوادگی به کلی از بین خواهد رفت، چنان که می بینید در کشورهایی که در موضوع ارتباط جنسی آزادی عمل موجود است، روز به روز عواطف خانوادگی در تحلیل است و پیشرفت این وضع آینده بشریت را به طور قطع تهدید می کند. چند سال پیش در جراید و مجلات خواندند که سالیانه در آمریکا بر اثر آمیزش زن و مرد به طور توافق اتفاقی، بی عشق بازی قبلی، سیصد هزار نوزاد بی پدر متولد می شوند و بدین ترتیب تکلیف جامعه بشری در صد سال دیگر روشن است. از این نظر اسلام آمیزش جنسی زن و مرد را از غیر راه ازدواج به کلی ممنوع کرده و هزینه زندگی بچه را به عهده پدر گذاشته و او را مسئول زندگی فرزند شناخته است. در اسلام ازدواج میان آنان که در اجتماع خویشاوندی، معاشرت طبیعی دارند ممنوع است: مادر، عمّه، خاله، خواهر، دختر برادر و خواهر بر مرد حرام است و هم چنین زن پسر و مادر زن و دختر زن به شرط آمیزش با مادرش و خواهر زن با وجود داشتن خواهرش و هم چنین هر زن شوهردار و خویشاوندان شیری نیز مانند خویشاوندان نسبی می باشند. و برای زن نیز مردان به همان نسبت حرام اند. مدارک آنچه ذکر شد، آیاتی است که در قرآن کریم در سوره نساء است و هم چنین اخباری است که از پیغمبر اکرم و ائمه علیهم السلام منقول و در کتب مضبوط می باشد.

12. طلاق از نظر اسلام چطور است؟

طلاق یکی از مفاخر قانون گذاری اسلام است و خاتمه دهنده بدبختی جاویدی است که از عدم سازش میان زن و مرد پیش می آید و از متانت این قانون است که دولت های غیراسلامی نیز یکی پس از دیگری تدریجاً آن را پذیرفته اند و اجمالی از آن در پاسخ بند 4، گذشته است.طلاق یکی از ضروریات اسلام است و نیازی به ذکر مدرک ندارد و تفصیل قوانین طلاق و ذکر مدارک آنها از عهده این مختصر بیرون است.

13. آیا زن در اسلام مطابق مرد حق انتخاب همسر دارد یا نه؟

زن در اسلام در انتخاب همسر آزاد است.

14. در صورت طلاق بین پدر و مادر، فرزند به چه کس تعلق دارد؟

زن مطلقّه حق دارد که بچه خود را تا 7 سال نگه دارد و هزینه زندگی بچه در این مدت به عهده مرد است. در مدرک حکم باید به فقه اسلامی مراجعه کرد.

15. قبول دارید که حضرت علی گفته است: فرزندانتان را برای آینده بار آورید؟

16. در این صورت این نشان این نیست که قوانین اسلامی مطابق خواست زمان و مکان باید تغییر کند؟

15 و 16. حدیثی است مرسل که در کتاب نهج البلاغه به آن حضرت نسبت داده شده است و مراد از آن این است که تربیت اطفال را روی اساس آداب و رسوم روز نباید استوار ساخت، زیرا انجماد در آداب و رسوم روز انسان را از پیشرفت های زندگی باز می دارد، مانند کسی که به مسافرت با اسب و الاغ یا پای پیاده عادت کرده و قناعت کند، وی هرگز به فکر اختراع و استعمال ماشین و هموار کردن پست و بلندی های و اسفالت کردن جاده ها نخواهد افتاد.

مراد این نیست که فرزندانتان را به قوانین شریعت (که به نصّ قابل تغییر نیستند) پای بند نسازید و اگر راستی مراد این بود، ناگزیر بودیم حدیث را ردّ کنیم، زیرا دستور صریح و قطعی از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سایر ائمه علیهم السلام داریم که هر حدیثِ مخالف قرآن را رد کنیم و نپذیریم و از این روی هر حدیثی را اول باید با قرآن سنجید و پس از آن پذیرفت.

17. اگر این طور است چرا اولیای امور دینی این امر را همیشه به عقب انداخته اند؟

اولیای امور دینی کمترین اختیاری در تغییر قوانین خدایی (شریعت) ندارند و وظیفه شان منحصر است به استنباط مسائل دینی از مدارک اصلی کتاب و سنت، مانند یک نفر حقوقدان که تنها می تواند مسائل حقوقی را از قانون کشوری استنباط کند نه این که یک ماده قانونی را و خاص را از قانون اساسی تغییر دهد.

در مورد قوانین شریعت علمای دینی سهل است، حتی پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله - کسی که آورنده شریعت است - و جانشینان وی که امامان و نگاهداران و آموزگاران شریعت اند کمترین اختیاری از خودشان ندارند. این گونه سؤالات و اعتراضات از یک طرز تفکر غربی که جامعه شناسان غربی دارند سرچشمه می گیرد و آن این است که پیامبران صاحب شریعت یک عده نوابغ و متفکرین اجتماعی بوده اند که به نفع جامعه خود قیام نموده، مردم را به راه راست دعوت کرده اند و قوانینی به حسب اقتضای وقت که تراوش فکریشان بوده وضع کرده و مردم را یاد داده اند و خودشان را فرستادگان و افکار پاک خود را وحی آسمانی و سخن خدا و شریعت و دین خدا و سرچشمه افکار بی آلایش خود را جبرئیل و ملک وحی نامیده اند.

بدیهی است طبق چنین نظری قوانین ادیان آسمانی و من جمله شریعت اسلام به محاذات مصلحت وقت باید تنظیم شده باشد و اعتراضاتی که از لابه لای این سؤالات چهل گانه نمودار است، به جا خواهد بود.

ولی این صاحب نظران در نظریه خود راه خطا پیموده اند و بی این که به دعاوی پیامبران رسیدگی کنند، از روی حدس بی اساس قضاوتی نموده اند. اگر چنانچه سند کتب آسمانی دیگر و تاریخ زندگانی پیامبران گذشته خالی از ابهام و تاریکی نباشد، متن قرآن کریم که کتاب آسمانی اسلام و تاریخ حیات پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و بیانات قطعی الصدور آن حضرت و جانشینانش در دست است و این نظر را تکذیب و تخطئه می نماید.

ما حالا نمی خواهیم از اسلام طرفداری کنیم یا از حقانیت آن دفاع نماییم، ولی کسی که کمترین آشنایی با مدارک این دین داشته باشد و مروری به قرآن کریم و بیانات اولیای دین و خاصه پیغمبر آورنده این کتاب بنماید، خواهد دید که سرتاسر آنها این نظریه را رد می کند. قرآن کریم صریحاً می گوید: «پیغمبر اکرم هیچ گونه اختیارات و آزادی عمل در دین خدا ندارد و تنها رساننده پیام خداست» صریحاً می گوید: «دین خدا تراوش فکر بشری نیست، بلکه احکام و قوانینی است که خدای جهان به سوی بندگان خود توسط پیامبر نازل نموده است». صریحاً در برابر کسانی که می گفتند قرآن ساخته پیغمبر است و به خدا نسبت می دهد، می گوید: «قرآن براستی کلام خداست و کلام بشر نیست و نه مضامین آن تراوش فکر و پرداخته مغز بشری است» و صریحاً می گوید: «وحی آسمانی و نبوت با پیغمبر اکرم خاتمه می یابد و احکام قرآن تا روز قیامت معتبر و غیرقابل نسخ می باشد».

بنابر آنچه گذشت، کسی که پاره ای از قوانین اسلام را به زندگی روز غیرقابل تطبیق تشخیص دهد باید به اصل حقانیت اسلام که آنها را احکام و قوانین جاودانی معرفی می کنند خرده بگیرد، در صدد چاره جویی برای تغییر آنها برآید.

18. آیا فکر نمی کنید گناهِ پشت کردن جوانان تحصیل کرده مسلمان به دین، به گردن قوانین عقب افتاده ای است که نمی تواند با دنیای صنعت و علم امروزی وفق دهد؟

خوب بود به جای این دعوی خالی، نمونه چندی از قوانین عقب افتاده اسلام ذکر می گردید تا بحث به طور مدلل تعقیب می شد. اسلام قوانین عقب افتاده ای ندارد ولی مسلمانان عقب افتاده از قوانین چه بسیار!

ادیان آسمانی و به خصوص دین اسلام از یک حیات ابدی و سرمدی انسان و ارتباط جهان انسانی با ماورای طبیعت بحث می کند و این طرز بحث چه ارتباط دارد به علم و صنعت امروز؟ موضوع بحث علم امروزی ماده و خواص ماده می باشد و صنعت امروزی نیز در اطراف ماده کار می کند و از این روی حق هیچ گونه اظهار نظر در ماورا از جهت رد یا قبول ندارد.

گناه پشت کردن جوانان تحصیل کرده مسلمان ما به گردن قوانین دینی نیست و گواه مطلب این که انسان نه تنها از دین روگردان است بلکه چنانچه مشهود است مقررات وجدانی و انسانیت را نیز زیر پا می گذارد، دروغ و خیانت و چاپلوسی و بی عفتی و بی بند و باری در میان جوانان تحصیل کرده ما دایر است و این خود گواه است که آنان غالباً با هرگونه پاکی و راستی و درستی دشمن می باشند نه تنها با دین. از طرف دیگر شماره زیادی از جوانان تحصیل کرده (اگرچه نسبت به دیگران کم می باشند) داریم که با اخلاق پسندیده آراسته و به معارف آشنا و به همان قوانین عقب افتاده (!) مواظب و عامل می باشند و هرگز اسلام با علم و صنعتشان منافات ندارد و هیچ گونه در زندگی احساس رنج و ناراحتی نمی کنند. پس در حقیقت گناه اعراض جوانان تحصیل کرده مسلمان ما از دین به گردن طرز تعلیم و تربیت فرهنگی و اولیای بی عنایت وظیفه نشناس فرهنگی ماست، نه به گردن قوانین دینی و نه به گردن فضایل انسانی و مقررات اخلاقی.

19. چرا در امر فحشا که مرد و زن هر دو به طور مساوی شریک هستند، زن بیشتر مورد سرزنش است؟

20. اگر قبول دارید که مرد موجود بهتر و قوی تر است، در این صورت او باید قادر باشد اعمال خود را بهتر کنترل کند و اگر نکرد باید بیشتر مورد سرزنش باشد؟

19 و 20. از یک چنین دستوری در اسلام خبری نیست.

 

پایگاه اطلاع رسانی حوزه نت 


 
بیان نحوست ماه صفر و راه رفع آن
ساعت ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٩/٢۸  کلمات کلیدی: مذهبی ، دعا

آگاه باش که این ماه معروف به نحوست و بد یمنى است و براى رفع نحوست و بد یمنى چیزى بهتر از صدقه دادن و خواندن دعاها و استعاذات‏ وارده نیست و اگر کسى بخواهد از بلاهاى نازله این ماه،محفوظ بماند،چنان‏که محدّث فیض و غیر او فرموده‏اند،هر روز ده مرته بخواند:
یَا شَدِیدَ الْقُوَى وَ یَا شَدِیدَ الْمِحَالِ یَا عَزِیزُ یَا عَزِیزُ یَا عَزِیزُ ذَلَّتْ بِعَظَمَتِکَ جَمِیعُ خَلْقِکَ فَاکْفِنِی شَرَّ خَلْقِکَ یَا مُحْسِنُ یَا مُجْمِلُ یَا مُنْعِمُ یَا مُفْضِلُ یَا لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَ نَجَّیْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَ کَذَلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنِینَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ. 
اى سخت نیرو،و سخت کیفر،اى عزیز،اى عزیز،اى عزیز،همه آفریدگانت در برابر عظمت خوار گشته،مرا از شهر آفریدگانت کفایت کن،اى نیکوکار،اى زیباکار،اى نعمت‏بخش،اى افزون‏کن،اى که معبودى جز تو نیست،منزّهى تو،من از ستمکارانم،پس دعایش را مستجاب کردیم،و او را[اشاره به رهایى حضرت یونس از دل ماهى]از اندوه نجات دادیم،و اینچنین مؤمنان را نجات مى‏دهیم، درود خدا بر محمّد و خاندان پاک و پاکیزه‏اش.
سیّد ابن طاووس براى هلال این ماه دعایى روایت کرده. روز اوّل:در سال سى‏وهفتم جنگ صفین درگرفت،و در این روز در سال شصت‏ویکم به قولى سر مبارک حضرت‏ سیّد الشهداء علیه السّلام را وارد دمشق کردند،و بنى امیّه آن روز را عید قرار دادند،و آن روزى است که در ان غصّه‏ها تازه مى‏شود.

کانت مآتم بالعراق تعدها        أمویة بالشام من أعیادها
در عراق ماتمهایى بود که آن را بحساب آوردند       بنى امیّه در شام از عیدهاى خود


و در این روز و به قولى در روز سوم،در سال صدوبیست‏ویک زید بن على شهید شد. روز سوم:سیّد ابن طاووس از کتابهاى اصحاب ما امامیه نقل کرده است که در این روز خواندن دو رکعت نماز مستحب است که‏ در رکعت اول سوره‏هاى حمد و انا فتحنا و در رکعت دوم سوره‏هاى حمد و توحید خوانده و پس از سلام صد مرتبه صلوات،و صد مرتبه اللّهمّ العن ال ابى سفیان و صد رمتبه استغفار بگوید،آنگاه حاجت خود را بخواهد. روز هفتم:به قول شهید و کفعمى و دیگران و از طرفى به قول شیخ کلینى و شیخ طوسى:در روز بیست‏وهشتم در سال پنجاهم شهادت حضرت مجتبى علیه السّلام‏ واقع شد.[و در این روز در سال 128 ولادت حضرت موسى بن جعفر(ع)در«ابوا»(منزلى بین مکه و مدینه)اتفاق افتاد.از مؤلف]

http://www.erfan.ir/farsi

 

 


 
معرفی اشو
ساعت ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۱٩  کلمات کلیدی: روانشناسی ، مذهبی

معرفی اشو

یک) زندگی نامه

در باب بیو. گرافی اشو در کتاب های مختلف مطالب فراوانی مذکور است؛ (1) اما شرح زندگانی اشو بر اساس گفته های خودش در کتابی به نام «اشک برکه ای کهن» به تفصیل بیان شده است.
اشو در یازدهم دسامبر 1931در روستای کوچوادا در استان مادیا پرادش هند دیده به جهان گشود. او از والدینش به عنوان زوجی عاشق و یک دل یاد می کند. و می گوید:
دوران کودکی من، دوران طلایی زندگی ام بود، روزگاری به معنای واقعی کلمه ی طلایی و ناب، روزگاری فراموش نشدنی. (2)
در سال 1938 در حالی که پسربچه ای هفت ساله بود، پدربزرگش را از دست داد. این اتفاق در حالی رخ داد که پیرمردِ بیمار سوار بر درشکه، سر بر روی پای نوه اش گذاشته بود و راهی طولانی را به سوی نزدیک ترین پزشکِ موجود در آن حوالی می پیمود. این حادثه اثری عمیق بر زندگی اشو گذاشت و باعث برانگیختن تصمیمی راسخ و درونی برای کشف آنچه که ابدی و نامیرا است شد. اشو بعدها گفت:
از سکوت آن لحظه چیزهای زیادی آموختم و دنیای جدید در مقابل دیدگانم گشوده شد. (3)


 
نرم افزار کتابخانه شیعه
ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۱٤  کلمات کلیدی: برنامه کاربردی ، مذهبی

  iOS Android
تعداد کاربران 140,000+
تعداد کتابهاى بارگذارى شده 15,000,000+
 


 
نهضت عاشورا و انتخاب‌های استراتژیک
ساعت ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/٧  کلمات کلیدی: استراتژیک ، مذهبی ، اخلاق ، ارتباط