آفتاب ایرونی

این وب لاگ با هدف ایجاد مرکزیتی برای اطلاع رسانی و ایجاد ارتباط در محیط مجازی برای مدیران،مشاوران، متخصصین و پژوهشگران جهت هم افزایی و اثر گزاری در این حوزه مدیریت ایجاد شده است.و شامل یادداشت های از مدیریت فناوری اطلاعات، بانکداری، مدیریت اجرایی،مدیریت استراتژی، مدیریت برند، مدیریت روابط عمومی،مدیریت دانش، تعالی سازمانی، بهره وری، کارآفرینی، روانشانسی، اجتماعی و خانواده می باشد. و آفتاب ایرونی اشاره به اندیشه و قدرت مدیران و متخصصین ایرانی دارد.

10 راه برای اینکه هوش هیجانی خود را افزایش دهید.
ساعت ۸:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٢/۱٧  کلمات کلیدی: زبان بدن ، هوش هیجانی

Image result for ‫هوش هیجانی‬‎

هرکسی جنبه‌هایی در زندگی خود دارد که می‌تواند آن‌ها را بهبود دهد. در اینجا راه‌هایی آمده است که به‌وسیله آن‌ها می‌توانید روی هوش هیجانی  خود کار کنید و آن را افزایش دهید. اگرچه هر یک از این مهارت‌ها می‌توانند به طریقی به شما کمک کنند، اما ممکن است بسته به موقعیت کنونی‌تان به این نتیجه برسید که برخی مهارت‌ها مهم‌تر از بقیه هستند.

خودآگاه‌تر شوید

یکی از حوزه‌های اصلی هوش هیجانی خودآگاهی است. از بسیاری جهات، این حوزه سنگ بنای تمام حوزه‌های دیگر است. به‌عنوان نمونه، برای این‌که از عواطف دیگران آگاه شوید لازم است از عواطف خودتان آگاهی داشته باشید.

می‌توانید از طریق اَشکال مختلفی از مدیتیشن یا ذهن‌آگاهی (mindfulness) از عواطف خود آگاه‌تر شوید. با ثبت‌نام در یک دوره، پیوستن به یک گروه یا استخدام یک مربی، می‌توانید از این تکنیک‌ها بهره ببرید تا نسبت به بدن خود، احساساتتان و افکارتان آگاه‌تر شوید.

همچنین می‌توانید با استفاده از دفتر یادداشتتان برای ثبت احساساتتان در فواصل از پیش تعیین‌شده مختلف خودآگاه‌تر شوید. با افزایش گستره واژگان عاطفی‌تان و استفاده از آن‌ها برای توصیف طیف کاملی از احساساتتان در طول بخش‌های مختلف روز، می‌توانید دریابید چگونه به عواطف خود توجه بیشتری کنید.

علاوه بر توصیف عواطفتان، به شدت آن‌ها نیز توجه کنید. به عواطف خود از ۱ تا ۱۰ نمره دهید. هرچقدر بهتر بتوانید عواطف خود را بسنجید، راحت‌تر خواهید توانست بر آن‌ها نظارت داشته باشید و آن‌ها را تغییر دهید.

افکار، احساسات و عقاید خود را ابراز کنید

این‌که بدانید چگونه عواطف خود را ابراز کنید اغلب می‌تواند به شما در مدیریت آن عواطف کمک کند. البته می‌توانید همه‌چیز را در خودتان نگه‌دارید و افکار، احساسات یا عقاید خود را با هیچ‌کسی به اشتراک نگذارید؛ اما دنبال کردن این رویکرد نه‌تنها دشوار است بلکه زندگی بسیار تنهایی را برایتان رقم خواهد زد. هیچ‌کس واقعاً شما را نخواهد شناخت و شما هم خیلی خوب نسبت به دیگران شناخت پیدا نخواهید کرد. تمام انسان‌ها میلی مشترک به داشتن روابطی صمیمی با چند فرد مورداعتماد دارند.

از طرف دیگر، ممکن است انتخاب کنید درونی‌ترین افکار، احساسات و عقایدتان را برای هرکسی بازگو کنید. این رویکرد نیز می‌تواند اشتباه باشد. اول‌ازهمه، برخی افراد واقعاً اهمیتی به افکار و احساسات شما نمی‌دهند. دوم، ممکن است افشاگری‌های شما برخی را آزرده‌خاطر کنند یا ازنظرشان بی‌ادبانه باشند.

حد وسط را برگزینید که به آن جرأت‌ورزی (assertiveness) گفته می‌شود. جرأت‌ورزی اشتراک‌گذاری مناسب افکار، احساسات و عقاید است.  درواقع، لازم است افراد مناسب را در زمان مناسب از موضعتان آگاه کنید.

اشتیاقات درونی خود را کشف کنید

همه گرایش دارند خود را مشغول کار روزمره‌شان کنند؛ اما چند نفر واقعاً به خاطر کاری که انجام می‌دهند برانگیخته و هیجان‌زده هستند؟ بسیاری از افراد احساس می‌کنند در مشاغل خود گرفتار یک برنامه یکنواخت و خسته‌کننده شده‌اند؛ اما یک نفر به شکلی جادویی آن‌ها را در جایی که هستند قرار نداده است. معمولاً با دنبال کردن فرصت‌ها یا پول افراد درنهایت به جایگاهی که در آن هستند می‌رسند.

افراد اندکی کوشش می‌کنند آن نوع کاری را انجام دهند که واقعاً آن‌ها را هیجان‌زده می‌کند. اغلب افراد در اعماق وجود خود شور و اشتیاقی برای نوعی کار، فعالیت یا علاقه دارند، اما همیشه نمی‌توانید به‌راحتی آن را بیابید. شاید هنرمندان فقیری را بشناسید که به امید محقق کردن رؤیاهایشان از مشاغل واقعی اجتناب می‌کنند. ممکن است به‌راحتی نتوانید کاری را بیابید که نسبت به آن شور و اشتیاق داشته باشید اما با برنامه‌ریزی کافی می‌توانید به آن دست پیدا کنید.

نقاط قوت و ضعف خود را بشناسید

به نظر می‌رسد برخی افراد فکر می‌کنند در همه‌چیز خوب هستند. برخی دیگر دائماً نقاط قوت خود را دست‌کم می‌گیرند. البته حالت ایده‌آل این است که به‌طور دقیق نقاط قوت و ضعف خود را بدانید. خودشناسی در انتخاب‌هایتان در زندگی به شما کمک می‌کند. برای مثال، با تمرکز بر نقاط قوتتان می‌توانید از زندگی بهره بیشتری ببرید.

دنبال کردن چیزهایی که در آن‌ها خوب هستید و نسبت به آن‌ها شور و اشتیاق دارید – مانند علم، موسیقی، هنر، نویسندگی، سخنرانی، نجاری یا باغبانی – شما را قادر می‌سازد زندگی غنی‌تر و پربارتری داشته باشید. تمرکز بیش‌ازحد بر نقاط ضعف باعث خواهد شد نتوانید بیشترین بهره را از زندگی ببرید.

وقتی مجبورید تصمیماتی بگیرید، ممکن است چیزهایی به شما الهام شود که به نظر می‌رسند از احساس درونی‌تان ناشی می‌شوند. انتخاب‌های خاصی حس خوبی را در شما تداعی می‌کنند و برخی دیگر ممکن است احساسی دلهره‌آور در شما ایجاد کنند. افراد اغلب به‌وسیله دانش عاطفی‌شان هدایت می‌شوند درحالی‌که ممکن است کاملاً از آن آگاه نباشند.

خود را جای فرد دیگر بگذارید

همدلی یک احساس به‌شدت قدرتمند است. اغلب سیاستمداران، نیکوکاران و شخصیت‌های رسانه‌ای موفق و رهبران اجتماع و کسب‌وکار سطح همدلی بالایی دارند.

افزایش توانایی همدلی کردن می‌تواند به شما کمک کند تا به دیگران نزدیک‌تر شوید، در زمان نیاز حمایت آن‌ها را داشته باشید و موقعیت‌های پرتنش را کنترل کنید. وقتی به فرد دیگر نشان دهید شما واقعاً درک می‌کنید او از کجا آمده است، تا سطحی احترام او را جلب خواهید کرد. برای مثال نشان می‌دهید شما خودمحور نیستید.

با توجه بیشتر به افراد دیگر همدلی خود را افزایش دهید. وقتی با کسی ارتباط برقرار می‌کنید به‌دقت به او گوش دهید. هم به چیزی گوش دهید که او به شما می‌گوید و آنچه می‌خواهد شما بشنوید. با بهتر شدن در فهمیدن و توجه کردن به آنچه افراد واقعاً سعی می‌کنند بگویند، شما همدلی بیشتری پیدا می‌کنید.

عواطف فرد دیگر را مدیریت کنید

اگر بتوانید عواطف افراد پیرامونتان را مدیریت کنید شما مهارت شگفت‌انگیزی دارید. احتمالاً رهبرانی را دیده‌اید که هر جماعت خشمگینی را می‌توانند آرام کنند یا خاطرجمع کنند. از طرف دیگر، احتمالاً همچنین دیده‌اید که چگونه برخی افراد می‌توانند عواطف دیگران را درست مدیریت نکنند. به تعداد دفعاتی فکر کنید که مدیرعامل یک شرکت بدون آمادگی کافی مجبور بوده است در یک موقعیت بحرانی با رسانه‌ها روبرو شود. با زبان بدن نامناسب و استفاده از لحن صدای نادرست یا طفره رفتن از پاسخ به پرسش‌ها، این رهبران کاری می‌کردند افرادی که نظاره‌گر آن‌ها بودند بیشتر احساس رنجش و ناراحتی کنند.


مدیریت عواطف افراد دیگر یک فرایند دومرحله‌ای است. فقط این دو گام را دنبال کنید:

  1. همدلی خود را افزایش دهید.

نیاز دارید خود را به‌جای فرد دیگر بگذارید و درد، شادی، امیدها یا ترس‌های او را احساس کنید. یک راه این است که از افراد سؤال بپرسید. با پرسیدن و مشاهده کردن اطلاعاتی را که می‌توانید کسب کنید. آیا او به ورزش علاقه دارد یا ورزش می‌کند؟ تیم‌ها و فعالیت‌های موردعلاقه او چیست‌اند؟ خوردن چه غذاهایی را ترجیح می‌دهد؟ چه چیزهایی باعث می‌شوند او احساس شادی یا غمگینی کند؟

  1. همان واکنشی را نشان دهید که می‌خواهید دیگران در چنین موقعیتی برای تسکین درد و رنجتان در برابر شما داشته باشند.

مدیریت عواطف فرد دیگر نیازمند سطح خاصی از مهارت را می‌طلبد. اول نیاز دارید بدانید به کجا می‌خواهید فرد را سوق دهید. آیا برای مثال می‌خواهید فرد را خوشحال، آرام، هشیار یا آگاه کنید؟ پس از این‌که تصمیم گرفتید می‌خواهید او چه احساسی پیدا کند، سپس باید بدانید چگونه او را به آن سمت هدایت کنید.

به آخرین باری فکر کنید که به یک سخنران الهام‌بخش گوش کردید یا فیلمی را دیدید که واقعاً شما را متحول کرد. تجربه‌های تأثیرگذار معمولاً با یک زمینه‌سازی همراه هستند که از آن طریق سخنران یا کارگردان فیلم صحنه را برای موقعیتی که می‌خواهد شما ازنظر احساسی به آن برسید، آماده می‌کند. شما می‌توانید این زمینه‌سازی را خودتان با انتخاب یک هدف یا آگاه کردن فرد از این‌که کجا می‌خواهید بروید، ایجاد کنید.

برخی نمونه‌ها عبارت‌اند از:

  • ما باید با آرامش این موقعیت را بررسی کنیم.
  • به‌عنوان افراد یک خانواده نیاز داریم بدانیم چه خبر است.
  • چیزهای بدی اتفاق افتاده است و باید هشیار باشیم.

سپس می‌توانید سراغ داستان‌ها و مثال‌ها بروید. لازم است به فرد دیگر بقبولانید شما هر دو در یک طرف جبهه هستید – و به نفع هر دوی  شماست که درکی مشترک داشته باشید. با انطباق بین وضعیت بدن، صدا و پیامتان، شما می‌توانید پیامی قوی منتقل کنید که قادر است عواطف فرد دیگر را به‌جایی که می‌خواهید نزدیک‌تر کند.

ازنظر اجتماعی مسئولیت‌پذیر باشید

مسئولیت‌پذیری اجتماعی یکی از بالاترین سطوح هوش هیجانی است. این ویژگی نشان می‌دهد که شما واقعاً به دیگران اهمیت می‌دهید، به‌خصوص آن‌هایی که کمتر خوشبخت هستند. ازنظر اجتماعی مسئولیت‌پذیر بودن به نفع شخصی مربوط نمی‌شود – بلکه این را نشان می‌دهد که شما چه سهمی در کمک به افراد می‌توانید داشته باشید.

مسئولیت‌پذیری اجتماعی چندین لایه دارد:

  • در ابتدایی‌ترین سطح، شما می‌توانید به یک خیریه یا برای یک آرمان ارزشمند پولی اهدا کنید. اگرچه شما می‌خواهید به‌عنوان بخشی از هر برنامه مسئولیت‌پذیری ازنظر اجتماعی کمک‌های مالی‌ای کنید، اما این کمک‌ها تنها یک گام اولیه در این فرایند هستند.
  • در سطح بعدی ممکن است به یک سازمان شایسته در جمع‌آوری پول کمک کنید. می‌توانید از دوستان، اقوام، همسایگان یا همکارانتان درخواست کمک کنید. می‌توانید در رویدادهای جمع‌آوری پول دخیل شوید.
  • اثربخش‌ترین سطح مسئولیت‌پذیری اجتماعی شما را شخصاً در یک آرمان ارزشمند دخیل می‌کند. به راه‌هایی فکر کنید که می‌توانید به افراد نیازمند کمک کنید. ممکن است بخواهید با شناسایی آرمان‌هایی که ازنظر شما اهمیت بیشتری دارند، شروع کنید. ممکن است کمک درزمینه بی‌خانمانی، گرسنگی، مراقبت از سالمندان، بیماری‌های خاص، آرمان‌های ویژه و … شما را به هیجان آورد.

پس از شناسایی آرمانی که می‌خواهید از آن حمایت کنید، به این فکر کنید که چگونه می‌توانید به بهترین شکل مشارکت داشته باشید. می‌توانید به‌عنوان عضو یک هیئت یا انجمن خدمت کنید، یک نیروی داوطلب باشید یا به هر شکل دیگری مشارکت کنید. با آژانس یا سازمان مرتبط با آن آرمان تماس بگیرید و بپرسید که چگونه می‌توانید کمک کنید.

 

تکانه‌های (impulse) خود را مدیریت کنید

 مدیریت عواطف خودتان، به خصوص تکانشگری (تکانه: میلی ناگهانی، قوی و نسنجیده به انجام عملی خاص) رکن دیگر هوش هیجانی (در کنار آگاهی از عواطفتان و مدیریت کردن عواطف دیگران) به‌حساب می‌آید. با خودآگاهی عاطفی بیشتر، شما بهتر می‌توانید خود را برای خودمدیریتی عاطفی آماده کنید. می‌توانید تکانه‌های خود را به سه روش کلی مدیریت کنید:

  • انحراف ذهن: وقتی در کنترل تکانه‌ها احساس مشکل می‌کنید، خیلی سریع با منحرف کردن ذهن خود می‌توانید آن‌ها را مهار کنید. فکر خود را با شمردن تا ده یا تمرکز کردن روی اندیشه‌ّایی منحرف‌کننده و از پیش آماده‌شده آزاد کنید. می‌توانید به خود یاد دهید به‌سرعت افکار خود را تغییر دهید یا اگر در یک گفتگو هستید موضوع را به چیزهایی مانند آب‌وهوا، آنچه برای صبحانه خورده‌اید، اینکه قصد دارید در سفر بعدی‌تان به کجا بروید، پروژه‌ای که روی آن کار می‌کنید یا هر رویداد دیگری عوض کنید.
  • تحلیل: یک رویکرد تحلیلی این است که وقتی احساس تکانشگری می‌کنید درنگ کنید و افکارتان را تحلیل کنید. می‌توانید از خودتان سؤال‌هایی بپرسید مانند
    • چرا به این مشکل یا رویداد پراسترس فکر می‌کنم؟
    • فکر کردن به این مشکل یا رویداد پراسترس چگونه می‌تواند به من کمک کند؟
    • آیا می‌توانم به چیز دیگری فکر کنم؟
    • چه چیزی می‌تواند اندیشه جایگزین بهتری باشد؟
  • کنار آمدن: یک استراتژی کنار آمدن شامل تفکراتی است که لازم است با به کار گیری و در نظر گرفتنشان پیش از بروز مشکل خود را آماده کنید. این افکار شامل اظهاراتی می‌شوند مانند
    • می‌دانم می‌توانم افکارم را کنترل کنم.
    • می‌توانم کمی آهسته‌تر پیش بروم.
    • بهتر است عمیق‌تر به آن فکر کنم.
    • مجبور نیستم عجولانه پاسخ دهم.
    • می‌توانم به گزینه‌های جایگزین فکر کنم.

از پیش آماده شدن با استراتژی‌هایی مانند مواردی که در فهرست بالا ذکر شد می‌تواند به شما کمک کند به شکلی موفقیت‌آمیز با مشکل‌ها و رویدادهای پراسترس مقابله کنید. فکر کردن به این استراتژی‌ها درست زمان بروز مشکل نمی‌تواند چندان اثربخش باشد. با برنامه‌ریزی و تمرین می‌توانید در مقابله با افکار، واژگان و اعمال تکانشگر بسیار موفقیت‌آمیز عمل کنید.

انعطاف‌پذیرتر باشید

همه رویه‌ها و شیوه‌های مشخصی برای انجام کارها دارند. برای این‌که یک جامعه به شکلی کارا فعالیت کند سطح خاصی از قوانین و مقررات لازم است. بااین‌حال، زمانی که در یک برنامه یکنواخت و خشک گیر بیفتید و در برابر تغییر غیرقابل‌انعطاف شوید، ممکن است با مشکلاتی مواجه شوید. سختگیری بیش‌ازحد باعث می‌شود فرصت‌ها را از دست دهید، در یادگیری تکنیک‌ها و رویکردهای تازه عقب بیفتید و گرایش پیدا کنید به شیوه‌هایی یکسان و گاهی ناکارآمد به مشکلات شخصی و کاری بپردازید.

هوشمندی هیجانی شامل دانستن این مسئله می‌شود که چه زمانی باید به دل‌بستگی‌های عاطفی‌تان پایبند بمانید و چه زمانی لازم است آن‌ها را رها کنید. وقتی زمان رها کردن و گذشتن فرامی‌رسد افرادی با هوش هیجانی بالا می‌توانند تطبیق لازم را انجام دهند.

اگر برایتان تغییر دشوار است، به پیامدهای احتمالی بیندیشید. چه چیزی ممکن است رخ دهد اگر وضع موجود را حفظ کنید؟ از طرف دیگر، به کجا ممکن است برسید اگر همراه جریان تغییر حرکت کنید؟ تغییر بخشی از روند رشد است. در طول زندگی، تجربه‌های جدید و فرصت‌های جدید می‌توانند کامیابی شخصی و حرفه‌ای را برای شما به ارمغان آورند و لازم است شما پذیرای این تغییرات باشید. اگرچه ممکن است برایتان امتحان کردن چیزهای تازه ناخوشایند باشد، اما اغلب افراد درنهایت درمی‌یابند ارزش دستاوردهای بلندمدت فراتر از رنج‌های کوتاه‌مدت است. بخشی از روند رشد فردی شامل یادگیری مهارت‌ها و رویکردهای تازه و تجربه روابط و موقعیت‌های جدید است.

شاد باشید

چقدر احساس شادی می‌کنید؟ نه واقعاً بر اساس یک مقیاس ۱ تا ۱۰ چقدر شاد هستید؟ ۵ یا ۷؟ ۹ چطور؟

افرادی با هوش هیجانی بالا انسان‌های شادی هستند؛ و آن‌ها فقط به این دلیل که چیزهای خوبی برای آن‌ها رخ می‌دهند شاد نیستند.

شادی از درون فرد به بیرون تجلی می‌کند. فردی که این احساس را به‌خوبی مدیریت می‌کند هر روز صبح با شادی از خواب بیدار می‌شود؛ و زمانی که در طول روز با چالش‌هایی مواجه می‌شود او می‌تواند سطحی از شادی خود را حفظ کند. درواقع، شادی او هنگام مواجهه با سختی‌ها و مشقات زندگی روزمره به او قوت قلب می‌دهد و ذهن او را آرام نگاه می‌دارد و مانع از این می‌شود که گرفتار عواطف مخرب و غیرمفید شود. افراد شاد نسبت به افراد غمگین یا افسرده به راهکارهای بیشتری برای مشکلات دست پیدا می‌کنند.

اگرچه افراد غمگین نسبت به افراد شاد عموماً توجه بیشتری به جزئیات می‌کنند، افراد شاد نسبت به افراد غمگین به دستاوردهای بیشتری می‌رسند. البته، ازآنجایی‌که شادی و غمگینی احساسات هستند، آن‌ها مطمئناً نوسان دارند. پس شما می‌توانید حالت روحی خود را در جهت مقاصدتان کنترل کنید. هوشمندی هیجانی شامل این مسئله می‌شود که بدانید چه زمانی شاد، غمگین، هیجان‌زده، دلواپس یا حتی هشیار باشید.

افراد تمایل دارند بیشتر با افراد شاد معاشرت کنند. رهبران شاد دنبال‌کنندگانی دارند که بسیار متعهد هستند. شما می‌توانید مزایای بسیاری برای شاد بودن بیابید. افراد بیشتر برای شما ارزش قائل می‌شوند، راحت‌تر می‌توانید سختی‌ّها را پشت سر بگذارید، احساس بهتری خواهید داشت و بیشتر برای دیگران مفید خواهید بود. پژوهش‌ها حتی نشان می‌دهند که افراد شاد بیشتر عمر می‌کنند (یا افراد غمگین زودتر می‌میرند).

افرادی بسیار کمی واقعاً می‌دانند چگونه شادی خود را مدیریت کنند. افراد اغلب شادی را به چیزهای مادی و از دیگران چیزی کسب کردن ارتباط می‌دهند. افراد واقعاً شاد بخشنده هستند. افرادی که شادی را می‌گسترانند خودشان هم بیشتر شاد هستند.

امید است، در عین این‌که هوش هیجانی خود را توسعه می‌دهید به خاطر داشته باشید گسترش شادی برای شما هزینه‌ای نخواهد داشت و آنچه در ازای آن دریافت می‌کنید بسیار پرارزش است.

 


آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید

 

  Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.


 
شایستگی های کلیدی متخصصین منابع انسانی
ساعت ٩:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/۸/٩  کلمات کلیدی: منابع انسانی ، ارزیابی ، هوش هیجانی

موسسه پرسنل و توسعه(CIPD) بریتانیا در سال ۲۰۰۵ طی گزارشی ۱۰ شایستگی برتر که متخصصین منابع انسانی بایستی از آن بهره مند باشند را منتشر ساخت. این گزارش شاید اولین توصیه نامه هایی بود که به متخصصین منابع انسانی توصیه می کرد تا نقش خود را در سازمان متفاوت از گذشته ببینند و در نقش یک شریک استراتژیک برای سازمان ظاهر شوند.

که البته ۱۰ شایستگی توصیه شده هم حول این تغییر و تحول می چرخد و اگر متخصصی در حوزه منابع انسانی این شایستگی ها را داشته باشد می تواند خود را به عنوان شریک استراتژیک سازمان معرفی کند. در ادامه این ده شایستگی را به صورت مختصر معرفی خواهم کرد.

۱٫ برانگیختگی فردی: مشتاق به یافتن راه حلهایی برای عبور از موانع٫ مشتاق به انجام کار و بکارگیری تمامی منابع در راستای اهداف.

۲٫ مدیریت افراد: هر متخصص منابع انسانی با افرادی در سازمان در تماس است که با آنها اهداف مشترکی دارد. اگر بتواند همه آنها را در راستای کسب هدف برانگیزاند دارای این شایستگی است. 

۳٫ درک کسب و کار: همه ما با متخصصین منابع انسانی بر خورد داشته ایم که هیچ دانش و شناختی از خط اصلی کسب و کار، مزیت های رقابتی شرکت و همچنین مسائل مالی شرکت ندارند و خود را گویی جدای این مسائل می دانند به نوعی اصلا ربطی به آنها ندارد. این دیدگاه مانعی برای شریک استراتژیک شدن در سازمان است. یه متخصص منابع انسانی از تمامی این موارد تا حد و حدودی بایستی آگاهی داشته باشد.

۴٫ شایستگی حرفه ای: شناخت کافی از علم و فن منابع انسانی، چهارم شایستگی معرفی شده است. بسیاری از متخصصین منابع انسانی تک مهارتی هستند و مثلا در یک حوزه دانش و فن خوبی دارند(مثلا در حقوق و دستمزد). تلاش برای کسب گواهینامه های بین المللی معتبر شاید در این زمینه کمک کننده باشد.

۵٫ یادگیری مستمر: تعهد به بهبود مستمر از  فرایندهای داخلی و همچنین بهره گیری از فنون بیرنی مانند منتورینگ، مربی گری و مانند آن.

۶٫ تمرکز بر ایجاد ارزش افزوده(Added-Value): متاسفانه اغلب کارگزاران منابع انسانی  در سازمانها آنقدر غرق فعالیتهای جاری می شوند که از امور کلیدی باز می مانند. البته ممکن است برخی از همین امور جاری، امور کلیدی باشند، ولی تجربه نشان داده اینچنین نیست و آنها بیشتر حافظ وضع موجود هستند. کارگزاران منابع انسانی بایستی یادبگیرند که این امور جاری را تفویض اختیار کنند و خود به مسائل مهمتری برسند. ممکن است با نبود آنها درصدی خطا افزایش پیدا کند البته در کوتاه مدت، ولی در بلند مدت منافع این تفویض اختیار و تمرکز روی مسائل کلیدی، خیلی بیشتر خواهد بود. منافعی که ارزش افزوده بیشتری برای سازمان دارند.

۷٫ تفکر تحلیلی: توانایی استفاده از یک رویکرد سیستماتیک نسبت به تحلیل موقعیت و گسترش تفکر خلاق جهت تولید راه حل های خلاقانه.

۸٫ مشتری مداری: اغلب مدیران و کارگزاران منابع انسانی از مرز سازمان غافل هستند. برای خود در مرز سازمان نقشی قائل نیستند و  فکر می کنند سازمان از آنها انتظاری برای فعالیت در مرز سازمان ندارد. ولی یک سوال، مسئول برخورد بد یک کارمند در مرز سازمان و در تعامل با مشتری کیست؟ ایا کسی است جز مدیر و کارگزار منابع انسانی؟ در اغلب شرکتها مسئولیت نظر سنجی از مشتریان بر عهده منابع انسانی سازمان است چرا که بخش اعظمی از نارضایتی های مشتریان می تواند ناشی از جذب نامناسب، آموزش نامناسب و سایر رویه های نامناسب منابع انسانی باشد.

۹٫ تفکر استراتژیک: داشتن ظرفیت برای خلق یک چشم انداز قابل دستیابی برای آینده و تجسم گزینه های موجود شاید از کلیدی ترین این شایستگی ها باشد.

۱۰٫ مهارت تعامل موثر: یکی از دوستان می گفت، کارشناس منابع انسانی بیشتر از اینکه نیاز به هوش داشته باشد، نیاز به گوش دارد. مهارت شنود موثر، فهم و درک متقابل و هوش هیجانی برای بهبود این شایستگی کمک زیادی می کند.

در بحث ارزیابی ریسک های منابع انسانی، هر متخصص منابع انسانی که یک یا چندی از این شایستگی ها را نداشته باشد، به نوعی به عنوان ریسک برای سازمان تلقی می شود. این ده مورد متر خوبی است که اگر متخصص یا کارگزار منابع انسانی هستید خود را ارزیابی کنید ببینید چقدر با این ده مورد شکاف دارید و اولویت بهبود با کدام است و همچنین اگر قصد جذب متخصص یا کارگزار منابع انسانی دارید، مدل خوبی فراهم آورده است تا هنگام جذب از این معیارها استفاده کنید.

 

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

  Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.


 
هوش هیجانی برای مدیران پروژه
ساعت ۱:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۸/۱٩  کلمات کلیدی: هوش هیجانی ، مدیریت پروژه

نقطه شروع برای به کار بردن هوش هیجانی  در مدیریت پروژه زمانی است که ما می پذیریم مدیریت پروژه عبارت است از انجام دادن کارها از طریق دیگران. همگی ما به عنوان مدیران پروژه برای موفقیت به یکدیگر وابسته ایم. به منظور بدست آوردن هر نتیجه چشمگیر، ما به یک گروه نیاز داریم. پروژه های بزرگ و مهم معمولا به تیم های بزرگ و موثر و هم چنین یک مدیر پروژه تاثیرگذار نیاز دارند.
پیشرفت به عنوان یک مدیر پروژه نیازمند درک و تسلط بر مفهوم هوش هیجانی است. بله، تسلط بر هوش هیجانی! مدیرانی که بر هوش هیجانی تسلط دارند، می توانند حرفه خود را از طریق گرفتن و تحویل دادن مدام پروژه های بزرگ تر و مهم تر ارتقا دهند. در واقع، موفقیت در پروژه های بزرگ و پیچیده عمدتا به سطح هوش هیجانی مدیر پروژه بستگی دارد.
مدیرانی که در هوش هیجانی مهارت دارند، از مدیران دیگر متمایز می شوند. آن ها قادر خواهند بود با تعداد افراد و گروه های یکسان نتایج بهتری را به دست آورند. آن ها در حرفه خود به حد عالی می رسند و از خود و روابط خود با دیگران رضایت بیشتری خواهند داشت.

شابک 978-600-6227-89-4
تاریخ انتشار زمستان 1392
تعداد صفحات 288
نویسنده آنتونی مرسینو
مترجم دکتر علی محمد گودرزی، شیرین ناظرزاده
قیمت 130٬000 ریال

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:


Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید


 
هوش معنوی Spiritual Intelligence
ساعت ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/۱٧  کلمات کلیدی: هوش معنوی ، هوش هیجانی ، هوش ، تحول
در دو دهه اخیر روانشناسیدین و مطالعه موضوعات  معنوی  به طور فزاینده ای مورد توجه روانشناسان قرار گرفته است.
بیشترین مطالعات صورت گرفته در حوزه روانشناسیدین تحقیقات مربوط به رابطه دین و معنویت با سلامت روان است که یک رابطه مثبت بین باورهای  دینی و معنویت با سلامت روان افراد یافت شده است .
در چند سال اخیر مفهوم جدیدی وارد حوزه روانشناسیدین شده که همان مفهوم هوش معنوی است . هوش معنوی  مجموعه ای از توانائیها برای بهره گیری از منابع و موضوعات دینی و معنوی است که می تواند کارکرد و سازگاری فرد را پیش بینی کند.
برای انتخاب راه درست از میان راههای  موجود در بحث معنویت و عرفان و تشخیص راه درست از غلط یا عرفان  صحیح از کاذب به ابزاری نیاز است که مهمترین  آن هوش معنوی است .

 
فقدان مهارت‏های بین فردی، تحمیل هزینه به سازمان
ساعت ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٥  کلمات کلیدی: soft skill ، مهارت ، هوش هیجانی ، استرس

دکتر سیدمحسن فاطمی دارای فوق دکترای روان‌شناسی از دانشگاه هاروارد آمریکا است.
در حال حاضر در دپارتمان روان‌شناسی دانشگاه هاروارد، دانشکده روان‌شناسی دانشگاه تورنتو و دانشکده روان‌شناسی دانشگاه تهران تدریس می‌کند و تا به حال دروس مربوط به روان‌شناسی، آموزش و ارتباطات را در دانشگاه‏های زیادی از جمله بریتیش کلمبیا، مدرسه عالی روانکاوی بوستون، فینکس آمریکا، وسترن واشنگتن، سیتی‌یونیورسیتی سیتل آموزش داده است.
دکتر فاطمی در حوزه‌های مختلف درمان، روان‌شناسی رسانه، مدیریت اضطراب، مدیریت استرس و حضور و پویایی در لحظه (mindfulness) فعالیت دارد و سمینارها و کارگاه‌های مختلف آموزشی‏ای را در حوزه‌های هوش هیجانی ، زبان و روان‌شناسی مذاکره، مهارت‌های بین‌فرهنگی، مدیریت تعارض، مهارت‌های ارائه مطلب و تفکر خلاق برگزار کرده ‌است.
فاطمی علاوه بر تدریس در دانشگاه‌های مختلف، پروژه‌های آموزشی مختلفی را برای سازمان‌ها و شرکت‌های گوناگون در آمریکای شمالی، اروپا، و ایران اجرا کرده است. سفر ایشان به ایران و برگزاری دوره‏ مهارت‏های ارتباطی برای مدیران، بهانه‏ای‏ شد برای گفت‌وگو درباره لزوم یادگیری مهارت‏ها و فنون تاثیرگذار در ارتباطات و مذاکرات.
- آقای دکتر، در دنیای امروز اینکه افراد یک سازمان، مهارت‏های ارتباطی را بلد باشند، چقدر اهمیت دارد؟
پژوهش‏های جدیدی که در دنیا و در سازمان‏ها انجام شده، نشان می‏دهد بیش از 50 درصد مشکلاتی که در سازمان‏ها اتفاق می‏افتد، مربوط به نرم‌افزار و فقدان تسهیلات نیست، بلکه مشکلInterpersonal Communication  یا ارتباطات بین فردی است. فقدان مهارت‏های بین فردی هزینه‏های بسیار زیادی را برای یک سازمان ایجاد می‏کند. هم هزینه‏های مالی بسیار زیاد که مثلا بعضی سازمان‏ها200 میلیون دلار خرج هزینه‏های مربوط به استرس در سال می‏کنند و هم هزینه‏ های روان‌شناختی، عاطفی، از دست رفتن حافظه، تمرکز و تحلیل گرفته تا رفتارهای تکانه‏ای و Impulsive. بنابراین نداشتن مهارت‏های آموزشی می‏تواند هم تضادها و تعارض‏ها را زیاد کند و هم تشدید تعارض‏ها را به همراه داشته باشد. همچنین ممکن است تخریب‏هایی را در سطوح مختلف درون سازمانی و برون سازمانی در پی داشته باشد.


 
 
ساعت ٤:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٢۳  کلمات کلیدی: مهارت ، گوش دادن ، هوش هیجانی

Art of listening

مشتری داخل مغازهٔ فست فود شد و گفت: یک سیب زمینی بزرگ! می‌برم.

صندوق دار پرسید باهاش سیب زمینی هم می‌خورید؟

مشتری با تعجب گفت: من فقط سیب زمینی خواستم!

می خواهید سایز بزرگشو ببرید؟

مشتری باز با تعجب گفت فکر می‌کنم همینو گفتم!

صندوق‌دار گفت بسیار خوب می‌خورید یا می‌برید؟

و مشتری همچنان چپ چپ به او نگاه می‌کرد.


 
اعتماد به نفس بیش از حد را با پاسخ به این سوالات کشف کنید
ساعت ٧:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٢٠  کلمات کلیدی: کتاب ، هوش هیجانی ، روانشناسی ، مدیریت

کتابهوش هیجانی عمدتاً همان چیزی است که مردم را در مقام‌های مدیریتی و در تمام عرصه‌های زندگی موفق می‌سازد و این کتاب راهنمایی موجز و کاربردی برای مدیران.

راهنمای جیبی مدیران برای «هوش هیجانی (هوش عاطفی) از مدیریت تا رهبری» نوشته امیلی استرت با ترجمه مونا فتحعلی خانی و هومن اهرامی سومین عنوان از مجموعه 30 جلدی راهنمای جیبی مدیران است که سازمان مدیریت صنعتی، منتشر و روانه بازار نشر کرده است. هوش هیجانی به هوشی اطلاق می شود که تمام افراد موفق از آن در کار خود استفاده می‌کنند، مهارتی که در دسته‌ مهارت‌های استدلالی یا دانش‌های کتابی قرار نمی‌گیرد. هوش هیجانی عمدتاً همان چیزی است که مردم را در مقام‌های مدیریتی و در تمام عرصه‌های زندگی موفق می‌سازد. این کتاب برای آشنایی مدیران با مفهوم هوش هیجانی نوشته شده؛ مدیرانی که جوان هستند یا جاافتاده، باتجربه هستند یا تازه‌کار، ناظر هستند یا مدیر کل. 
 


 
مدیریت منابع انسانی؛ چالش‌ها و راهبردها
ساعت ۳:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱٥  کلمات کلیدی: مدیریت ، منابع انسانی ، هوش هیجانی ، مدیریت دانش

امروزه منابع انسانی از ارزشمندترین سرمایه‌های هر سازمان می‌باشد. وجود مدیران ماهری که بتوانند با تلفیق نیازهای شغلی افراد و خواسته‌های سازمان به اهداف و مأموریت سازمانی دست پیدا کنند بیش از پیش احساس می‌گردد. از سوی دیگر وجود نیروی انسانی کارآمد و خودانگیخته از جمله مسائل مهمی است که می‌تواند در سطح محیط‌های شغلی مورد بررسی قرار گیرد. در این پژوهشنامه با توجه به اهمیت موضوع نیروی انسانی در هزاره سوم و نظر به تغییرات ایجاد شده در ماهیت نیروی انسانی، تکنولوژی و جامعه سعی شده است با طرح موضوعات متفاوت و متنوع در مقالات ارائه شده جایگاه مدیریت منابع انسانی تبیین گردد.

بدین منظور در مقاله نخست مدیریت منابع انسانی به عنوان مزیت رقابتی سازمان مطرح شده است.

و در مقاله دوم به اهمیت ارتباطات مجازی کارکنان در قرن 21 پرداخته شده است.

در مقالات دیگر نیز به مباحثی نظیر مدیریت دانش و جایگاه آن در مدیریت منابع انسانی، نقش تیم‌های کاری در پیشبرد امور سازمانی، و همچنین هوش هیجانی کارکنان و مدیران و کاربرد در حوزه منابع انسانی اشاره شده و در خاتمه نیز به نوآوری منابع انسانی و شکوفایی سازمانی پرداخته شده است.

پرواضح است که گستردگی مباحث مربوط به منابع انسانی به قدری است که پرداختن به همه ابعاد و زوایای آن در این مجلد امکان‌پذیر نمی‌باشد. 

فهرست منابع 
پیشگفتار
نقش مدیریت منابع انسانی در ارزش‌آفرینی و مزیت رقابتی سازمان/ سیدرضا صالحی امیری و فرزانه چاوش‌باشی
ارتباطات مجازی کارکنان در قرن 21، چالش‌ها و فرصت‌ها/ مجتبی امیری و امیر اعظمی
لزوم مدیریت مسیر شغلی در هزاره سوم/ مسعود کرباسچیان و سعید رادفر
جایگاه مدیریت دانش در مدیریت منابع انسانی هزاره سوم/ امیر اعظمی و سید علیرضا نقوی حسینی
تشریک مساعی مجازی در تیم‌‌های کاری/ مهدی اسدنژاد رکنی و محمد صفری کهره
هوش هیجانی و کاربرد آن در حوزه مدیریت منابع انسانی در قرن 21/ رضا استادی و ابراهیم زارع‌پور
نوآوری منابع انسانی و شکوفایی سازمانی/ روح‌الله تولایی، امیراعظمی و محسن رفیعیان 

دریافت فایل ضمیمه : 

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED


 
هوش‌ها و آدم‌ها
ساعت ۱۱:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱۳  کلمات کلیدی: هوش ، هوش هیجانی ، روانشناسی ، منابع انسانی
چه کسانی با‌هوشند؟ آنها که در شغل‌شان موفق هستند؟ آنها که محقق و دانشمند و نابغه‌اند؟ نظریه‌های جدید روان‌شناسی می‌گوید همه اینها به علاوه خیلی‌های دیگر! آنها می‌گویند ورزشکارها، هنرمندها، تراشکارها و هر شغل دیگری که به ذهن‌تان می‌رسد آدم‌های باهوشی هستند.

تست‌های سنتی روان‌شناسی که بهره هوشی ‌ (IQ)  را می‌سنجند فقط توانایی‌های منطقی ـ ریاضی، زبان‌شناختی و تا حدی عملی ما را می‌سنجند.در صورتی که بسیاری از توانایی‌های دیگر در آدمیزاد وجود دارد که به معنای واقعی نشان‌دهنده هوش (ویکیپدیا) است. یعنی می‌توانند برای سازگار‌شدن با موقعیت‌های جدید به کار ما بیایند اما کاملا فراموش شده‌اند.

بر همین اساس نظریه‌پرداز جدیدی به نام گاردنر می‌گوید هوش‌های متنوع‌تری در آدمیزاد وجود دارد. او هفت نوع هوش در آدمیزاد شناسایی کرده است: ‌زبان‌شناختی، تصویری، موسیقایی، بدنی، منطقی، میان‌فردی و درون‌فردی.گاردنر می‌گوید اگر ما بتوانیم رشته تحصیلی و شغل‌مان را بر اساس نوع هوش‌مان انتخاب کنیم، رضایت بیشتری از زندگی‌مان خواهیم داشت.

در این مطلب می‌خواهیم بگوییم که چطور می‌شود نوع هوش‌مان را تشخیص دهیم و بر اساس آن، چه رشته‌های تحصیلی و شغلی را انتخاب کنیم.

هوش چیست؟

هوش همان استعداد است؟ قوۀ ابتکار است؟ دانایى است؟ قدرت یادگیرى است؟ حافظۀ‌ قوى براى از بر کردن شمارۀ تلفن و شعر است؟ توانایىِ برآمدن از پس مشکلات است؟


 
آشنایی با هوش عاطفی به زبان ساده
ساعت ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱۳  کلمات کلیدی: مجله، کتاب، خبرنامه ، هوش هیجانی
مترجم کتاب «هوش عاطفی» معتقد است آشنایی با هوش عاطفی، امکان زندگی بهتر را برای مخاطب به وجود می‌آورد و برای تمامی افراد ضروری است.-

روی جلد کتابزهره چکنی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «هوش عاطفی» نوشته امیلی استرت را یکی از جلدهای مجموعه‌ای در حوزه شخصیت‌شناسی دانست و اظهار کرد: امیدوارم سه عنوان دیگر این مجموعه نیز تا نمایشگاه بین‌المللی کتاب در اردیبهشت سال 1392 در اختیار علاقه‌مندان قرار بگیرد.

وی هدف از انتخاب این مجموعه برای ترجمه را سادگی کتاب عنوان کرد و گفت: کتاب با زبانی ساده به تشریح مباحث حوزه هوش عاطفی می‌پردازد و قطع جیبی آن نیز به مخاطب عام کمک می‌کند بتوانند این کتاب را همراه داشته باشند و با مطالعه آن به جدیدترین یافته‌های این حوزه دست یابند.

این استاد دانشگاه درباره ضرورت آشنایی عموم مردم با مباحث هوش عاطفی گفت: در دنیای پر استرس امروز، یکی از کلیدهای کنترل زندگی آشنایی با مسایلی است که در حوزه هوش عاطفی مطرح می‌شود. تمام انسان‌ها در برخورد با دنیای اطراف خود دچار مشکلاتی می‌شوند که شناخت هوش عاطفی به آن‌ها در مقابله با مشکلات کمک می‌کند.

وی با بیان این‌که طبق یافته‌های این حوزه، دیگر تقسیم‌بندی هوش سنتی معنایی ندارد و نمی‌توان افراد را به دو دسته باهوش و کم‌هوش تقسیم کرد اظهار کرد: هوش دارای پوسته دیگری است که آن تعاملات موجود با محیط است و میزان آن با هوش عاطفی قابل سنجش است. از این رو در کتاب حاضر آزمون‌هایی برای سنجش هوش عاطفی مطرح شده که مخاطبان می‌توانند به آن‌ها رجوع کنند.

نسخه اصلی کتاب «هوش عاطفی» را گروه آموزشی «ام تی دی» منتشر کرده و ترجمه آن با شمارگان هزار نسخه و به بهای چهار هزار تومان در 136 صفحه از سوی انتشارات نوید مهر به چاپ رسیده است.

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED


 
قدرت جذبه
ساعت ٥:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/٢٥  کلمات کلیدی: روانشناسی ، زبان بدن ، هوش هیجانی ، موفقیت

قدرت جذبه اثر برایان تریسی و ران آردن

با ارزش ترین متاع در دنیا طلا یا الماس نیست جذبه است.  اعتبار شما افکار و صحبت های مردم درباره شما در غیابتان با ارزش ترین سرمایه شخصی و حرفه ای شما است.
با جذبه بودن را از خانواده شروع و به تمامی افراد گسترش دهید برای با جذبه بودن باید به چهره افراد دقت کرد .

اشتیاق و صمیمیت از خود نشان داد و دیگران را دوست داشت و اینکه مهم نباشد که آیا دیگران من را دوست دارند یا خیر جذبه را باید در خود رشد بدهیم یعنی باید به راهکارهای با جذبه بودن عمل کنیم برای با جذبه بودن باید به صحبت های طرف مقابل گوش بدهید و طوری رفتار کنید که گویی هر کلمه ای که به زبان می آورد مهم است و تمام توجهتان را به او بدهید.

افراد با جذبه از لذت بخشیدن به دیگران لذت زیادی می برند به دیگران احساس ارزشمند بودن ببخشید شما باید با جذبه٬ متقاعد کننده و قابل تحسین باشید بیشتر گوش بدهید = نکته ای ساده اما مهم!

برای با جذبه بودن باید قضاوت را به تعویق انداخت .به مردم احساس خاص بودن ببخشید

مردم اهمیت نمی دهند چقدر می دانید تا زمانی که بدانند چقدر اهمیت می دهید

هسته ی شخصیت اعتماد به نفس است یا : چه قدر خود را دوست دارید؟!

راز جذبه ساده است :


 
آزمون سنجش و اندازه‌گیری هوش هیجانی
ساعت ٩:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/۱٧  کلمات کلیدی: هوش هیجانی ، روانشناسی ، تحول

EQ هوش هیجانی

مجموعه‌ای از توانایی‌های دانشی، بینشی و توانشی افراد به انضمام یکسری از شایستگی‌های فردی- اجتماعی که هرکس را به خودکنترلی و کسب توانمندی بیش‌تر سوق‌دهد، «هوش هیجانی» و یا به‌تعبیری «هیجان مؤثر» گویند.

 «ریچارد بویاتسیز»، از صاحب‌نظران هوش هیجانی، در تعریف این مفهوم معتقد است که: «وقتی هوشمندانه و آگاهانه و معقول از هیجانات خود استفاده کنیم، یعنی از هوش مؤثر و هیجانی برخورداریم.» و در جهت پی‌بردن به میزان و شدت هوش هیجانی شاخص‌هایی چون: 
- میزان و شدت دلسوزی برای دیگران
- میزان و شدت احساس تعهد نسبت به دیگران
- میزان و شدت حساسیت‌های معقول و مثبت فردی
- میزان و شدت درک افرادی که همانند خودِ فرد نیستند
را نام‌برده و بالاترین درجه‌ی «همدلی» را همان میزان و شدت درک افراد متفاوت از خود می‌داند.


 
هوش عاطفی یک ویژگی شخصیتی
ساعت ٤:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٦/۱۱  کلمات کلیدی: روانشناسی ، موفقیت ، هوش هیجانی

آخرین تحول و ابداع مهم، در درک رابطه بین تفکر و عاطفه است. بر خلاف عقایدقبلی بهترین و منحصرترین کمکی که این سازه کرده این است که عواطف و افکار را باهم سازگار می داند و هوشمندانه آنها را باهم ترکیب می کند.

ادامه مقاله


 
هوش مشارکتی
ساعت ۳:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٦/٢۳  کلمات کلیدی: هوش هیجانی

هنوز مفهوم هوش هیجانی در ایران جانیافتاده و تفاوتش با هوش ذهنی تفهیم نشده که مفهومی بنام هوش مشارکتی در دنیا مورد بحثه. هوش مشارکتی یعنی شما در کنار چند نفر دیگه مشکلات ات رو حل می کنی. قوی تر میشی

لینک ۱

لینک ۲


 
اصول رفتاری
ساعت ۳:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۱٤  کلمات کلیدی: هوش هیجانی ، زبان بدن ، گردشگری

بخش اول: مقدمه و تعاریف

 بخش دوم: اصول رفتاری

 بخش سوم: اصول معمول در برگزاری میهمانی‌ها

بخش چهارم: تقسیم بندی میهمانی‌ها

 بخش پنجم: انواع پذیرایی ها

بخش ششم: اصول معمول جهت شرکت در میهمانی‌ها

بخش هفتم: رعایت چند اصل مهم تشریفاتی

بخش هشتم: پرچم رسمی جمهوری اسلامی ایران

بخش نهم: مبادله هدیه

بخش دهم: ضرورت تهیه شرح حال

 منابع و ماخذ

نگارنده: محمد علی معصومی

 


 
نقش هوش هیجانی در مراودات و مذاکرات
ساعت ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۱۳  کلمات کلیدی: موفقیت ، هوش هیجانی

متن حاضر، گزارشی از سخنرانی جناب آقای دکتر حسین اعرابی که در دوره ای با همین عنوان در تاریخ 12 بهمن 1384 در مرکز آموزش های علمی - کاربردی ارائه نمودند.

 

 1) برای وارد شدن به موضوع بحث، ابتدا چند سؤال را مطرح می‌کنیم:

    - چرا بعضی از افراد از بعضی دیگر در زندگی موفق‌ترند؟

    - چرا بسیاری از شاگرد اول‌ها و افراد تیزهوش، در اجتماع آن‌گونه که باید و انتظار می‌رود موفق نیستند؟

    - اصولاً موفقیت در کار و زندگی در شرایط متعارف به چه عواملی بستگی دارد؟

    تجربه نشان داده است که بسیاری از هموطنانمان در مقابل این پرسش‌ها به عواملی مانند شانس، پارتی و پرروئی و غیره اشاره می‌کنند ولی موکول کردن موفقیت به شانس، پارتی، پرروئی، قضیه را چندان حل نمی‌کند، چون موفقیت یک موقعیت و یک هدف ثابت نیست که با رسیدن به آن کار را تمام شده بدانیم، بلکه حفظ و تداوم موفقیت بدست آمده حتی با عوامل ذکر شده، باز هم نیاز به توانایی‌هایی دارد که عوامل مزبور نمی‌تواند برای همیشه نگهبان و نگاه‌دارنده آن موقعیت باشد، پس نقطه گم شده ما در کجاست؟


 
هوش عاطفی‌( هیجانی ) چیست ؟
ساعت ۱٢:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٢٧  کلمات کلیدی: مدیریت ، هوش هیجانی

 برای سال های متمادی تصور بر این بود که IQ ( ضریب هوشی ) نماینده میزان موفقیت افراد است. در مدارس معیار اهدای جوایز به دانش آموزان تست هوش بود و حتی بعضی از شرکت ها برای پاداش از تست هوش استفاده می‌کردند. در دهه اخیر محققان در یافتند که IQ تنها شاخص ارزیابی موفقیت یک فرد نیست. آن ها در حال حاضر مشغول تحقیق درباره EQ ( هوش عاطفی ) هستند.

هوش یکی از مهمترین سازه های فرضی است که از زمان مطرح شدن آن توسط آلفرد بینه در اویل قرن بیستم همواره برای تبیین موفقیت شغلی و کارآیی به کار رفته است. هوش عاطفی زمانی مورد توجه قرار گرفت که دنیل گولمن در سال 1995 کتاب خود را با عنوان " چرا هوش عاطفی  می تواند مهمتر از IQ باشد؟ " به چاپ رساند.

درابتدای پیدایش این سازه، روانشناسان بیشتر بر روی جنبه های شناختی همانند حافظه و حل مساله تاکید می کردند . اما خیلی زود دریافتند که جنبه های غیر شناختی مانند عوامل عاطفی و اجتماعی نیز دارای اهمیت زیادی هستند. بعضی پژوهشگران بر این عقیده اند کهIQ  در خوش بینانه ترین حالت 10 الی 25 درصد از واریانس متغیر عملکرد را تبیین می کند.