شما نمره A خواهید گرفت!

بعد از بیست و پنج سال تدریس، من هنوز با چنین موانعی روبرو می­شوم. کلاس پشت کلاس، دانش­آموزان را چنان در نگرانی و اضطراب شدید و مداوم اجرایی قرار می­دهد که نسبت به انجام هر گونه ریسکی در اجرا بی­میل می­شوند. یک روز عصر، من و روزا نشستیم تا ببینیم آیا می­توانیم راهی پیدا کنیم که ترس آنها از شکست را نابود کند:

چه می­شد اگر کسی وجود داشت که از همان ابتدا به تمام دانشجویان نمره A می­داد؟

من به کلاس اعلام کردم که به همه دانش­آموزان این کلاس نمره A خواهم داد. البته برای آن یک شرط وجود دارد: اینکه طی دو هفته آینده نامه­ای برایم بنویسند که تاریخ آن مربوط به ماه مه سال آینده باشد یعنی زمانی که نمره Aشان را گرفته­اند و نامه با این کلمات آغاز شود: «آقای زاندر من نمرة A گرفتم چون …» و در ادامه آن، اتفاقاتی را که منجر به کسب این نمرة عالی شد با تمام جزئیات برایم توضیح دهند.

در ادامه برایشان شرح دادم که: «هنگام نوشتن نامه باید تصور کنید در آینده هستید یعنی در ماه مه آینده و دارید پشت سرتان را نگاه می­کنید و تمام آن شناخت و آگاهی را که در طول یک سال کسب کرده­اید و نقطه عطفی را که به آن نایل شده­اید برایم شرح دهید. همه افعال باید به زمان گذشته نوشته شوند. نباید از عباراتی مانند «امیدوارم»، «قصد دارم» یا «می­خواهم» استفاده شود. مثلاً دانش­آموزان می­توانند اگر دلشان خواست، اهداف خاصی را که بدان دست یافته­اند یا رقابت­هایی را که در آن برنده شده­اند، نام ببرند. اما باید بگویم که من به طور خاص و به ویژه، علاقه­مند به آن انسانی هستم که شما در ماه مه سال آینده خواهید شد. به دیدگاهها، احساسات و جهان­بینی کسی که تمام کارهای را که روزی آرزوی انجامش را داشته، انجام داده است یا آن کسی که می­خواسته بشود، شده است.» به آنها گفتم که می­خواهم با تمام وجود عاشق آن آدمی باشم که در نامه توصیفش می­کنید.

نامه یکی از دانشجویان به بن زاندر:

آقای زاندرز، عزیزترین معلم من،

من نمره خودم را گرفتم چون سخت روی خودم و افکارم کار کردم که کلاس شما را بردارم یا نه؛ و نتیجه محشر بود. من انسان جدیدی شدم. در مورد همه چیز منفی­بافی می­کردم حتی پیش از اینکه  تجربه­اش کنم. حالا خودم را خوشحال­تر از گذشته می­بینم. حتی یک سال پیش نمی­توانستم اشتباهاتم را بپذیرم و بعد از هر اشتباه خودم را سرزنش می­کردم، اما اکنون از اشتباه کردن لذت می­برم و واقعاً از آنها درس می­گیرم. در نوازندگی­ام شور و عمق بیشتری احساس می­کنم. قبلاً فقط نتها را می­نواختم، اما الان معنای تک­تک قطعات را می­فهمم و قوه تخیلم در نوازندگی بیشتر شده است. من ارزش خودم را فهمیده­ام. خود را انسانی استثنایی می­بینم چون دریافته­ام که اگر به خودم ایمان داشته باشم می­توانم از عهده هر کاری برآیم. از همه درسها و اندرزها و سرزنشها ممنونم چون به من فهماند که چه انسان مهمی هستم و دلیل روشنِ نوازندگی­ام چیست. متشکرم.

ارادتمند شما، اِسترلی

منبع:کتاب جهان امکان-بن زاندر و روزا زاندر-ترجمه بهادر زاده- نشر آوین

/ 0 نظر / 12 بازدید