کارآفرینی استراتژیک

"کارآفرینیِ استراتژیک" یک مفهوم جدید است که در ادبیات موضوع ایجاد شده است تا رابطه‌ی بین استراتژی و کارآفرینی را نشان دهد. کارآفرینی و مدیریت استراتژیک هر دو فرایند‌هایی پویا هستند که با کارایی شرکت در ارتباط‌اند. مدیریت استراتژیک در شرکت‌ها برای برقراری و به کار انداختن مزیت‌های رقابتی از طریق یک زمینه‌ی محیطی خاص به کار گرفته می‌شود؛ در حالی که کارآفرینی جستجو برای  مزیتهای رقابتی از طریق نوآوری در محصول، فرایند و نوآوری در بازار است.
ترکیب کارآفرینی و استراتژی را از دو منظر می‌توان بررسی نمود که هر دوی آنها ضروری هستند. موریس و همکاران [3] به این دو جنبه به عنوان: "استراتژیکارآفرینانه" و "استراتژی برای کارآفرینی" اشاره کرده‌اند.
اولین حالت با اعمال خلاقیت و تفکر کارآفرینانه جهت پیشرفت استراتژی اساسی شرکت سر و کار دارد. از دیدگاه آنان، اتکای عمده‌ی سازمان بر عملکردهای کارآفرینانه است که به صورت پیوسته و هدفمندانه سازمان را تجدید حیات می‌بخشند و حوزه‌ی فعالیت آن را از طریق تشخیص و بهره‌برداری از فرصت‌های کارآفرینانه‌ی بزرگ سامان می‌دهند.
دومین حالت هنگام ترکیب کارآفرینی و استراتژی با نیاز برای توسعه‌ی یک استراتژیجهت راهنمایی فعالیت‌های کارآفرینانه‌ی خاص که درون یک شرکت اتفاق می‌افتند سر وکار دارد. به عنوان مثال، یک استراتژی برای مشخص کردن این است که چگونه یک بنگاه کارآفرینی فعالیت خواهد کرد و چگونه به آن سطح از کارآفرینی خواهد رسید.
برای درک مفهوم کارآفرینی استراتژیک استفاده از یافته‌های پژوهش کوین و کوراتو[3] بهره خواهیم برد. در تحلیل‌های آنها، کارآفرینی استراتژیک به مجموعه‌ی وسیع¬تری از رویدادهای کارآفرینی باز می‌گردد که ممکن است حرفه‌ی جدیدی را در شرکت ایجاد کند یا نکند. به هر حال آنها همگی مستلزم این هستند که در یک مقیاس بزرگ یا در دیگر نوآوری‌های مهم سازمانی که به دنبال مزیت رقابتی هستند پذیرفته شوند.
همه¬ی اشکال کارآفرینی استراتژیک در یک چیز مشترکند؛ همه¬ی آنها شامل ارائه‌ی نوآوری¬های مهم سازمانی هستند که در تعقیب مزیت رقابتی نهفته است.کارآفرینی استراتژیک، به طور هم‌زمان رفتارهای فرصت¬جویی و برتری¬جویی‌ای را در ¬بر دارد. ابتکارهایی که نقطه¬¬ی کانونی نوآوری¬های کارآفرینی استراتژیکی هستند وسیله¬ای را نمایش می¬دهند که از طریق آن از فرصت‌ها تمام و کمال استفاده می¬شود. این¬ها ابتکاراتی هستند که می¬توانند هر جا در هر شرکتی اتفاق بیافتند. با تأکید بر یک شیوه‌ی فکری فرصت¬گرا، مدیریت تلاش می¬کند تا به یک موقعیت سودمند رقابتی برای شرکت رسیده و آن را حفظ نماید. 
به هر روی، این گونه نوآوری¬ها می¬تواند تغییرات بنیادی در استراتژی، محصولات، بازار، ساختار سازمان، فرآیندها، توانائی¬ها، یا مدل تجاری قدیمی شرکت‌ها را به نمایش بگذارد و یا می¬توانند تشکیل‌دهنده‌ی پایه¬های بنیادینی باشند که بر اساس آن شرکت‌ها از رقبای خود به¬طور بنیادی متمایز گردند.
ترجمه و تنظیم: میثم کامران

منابع:
[1] Audretsch, D., Boente, W., & Keilbach, M. (2008). Entrepreneurship capital and its impact on knowledge diffusion and economic performance. Journal of Business Venturing, 23(6), 687–698.

[2] Schendel, D. & Hofer, C. (1978). Strategic management: A new view of business policy and planning. Boston: Little Brown and Company.

[3] Morris, M.H., Kuratko, D.F., & Covin, J.G. (2008). Corporate entrepreneurship and innovation. Mason, OH: Thomson/South-Western Publishers.

 


منبع:  کانون فارغ التحصیلان سازمان مدیریت صنعتی

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED

 Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید.

 

/ 0 نظر / 11 بازدید