روانشناسی شخصیت


  
تعاریف شخصیت: 
 شخصیت افراد را برمبنای صفت بارز می توان به: برون گرا، درون گرا و پرخاشگر تقسیم کرد. (سعید شاملو ،مکتب ها و نظریه ها در روانشناسیشخصیت ، 1388 ، ص 15و16) 
شخصیت عبارت از : مجموعه سازمان یافته و واحدی متشکل از خصوصیات نسبتا ثابت و پایدار که برروی هم یک فرد را از فرد دیگر یا افراد دیگر متمایز می کند . 
شخصیت: مجموعه ی پویا و سازمان یافته ای از خصوصیات است که به طرز منحصر به فردی بر شناخت و افکار، انگیزه ها و رفتار شخص در وضعیت های مختلف تاثیر می گذارد. (سعید شاملو ،مکتب ها و نظریه ها درروانشناسی شخصیت ، 1388 ، ص 17) 
روانکاوی(پسیکوآنالیز ) فروید 
اولین نظریه جامع روانی در تاریخ علوم به روانشناس اتریشی و موسس این مکتب زیگموند فروید در سال 1856 میلادی  تعلق دارد. 
روان کاوی فروید بر نیرو های ناهشیار، سایقهای جنسی و پرخاشگری مبتنی بر عوامل زیستی و تعارض های اجتناب ناپذیر در اوایل کودکی تاکید می کند .(دوان شولتز و سیدنی الن شولتز ، نظریه های شخصیت، 1387، 45) 
از دیدگاه فروید روان یا شخصیت انسان به مثابه یخ قطبی بسیار بزرگی است که تنها قسمت کوچکی از آن آشکار است : این قسمت ، سطح آگاه را تشکیل می دهد. بخش عمده ی دیگر آن زیر آب است که ناخود آگاه  را تشکیل می دهد. 
ناخودآگاه جهان گسترده ای از خواسته ها ،تمایلات ، انگیزه ها ، عقاید سرکوب شده است که انسان از آن آگاهی ندارد و تعیین کننده اصلی رفتار های بشر است و از سه قسمت عمده تشکیل می شوند: 
نهاد: (بخشی از دستگاه روانی  که از بدو تولد به صورت ارثی در انسان موجود است  و شامل تمام انگیزه های خام و تشکیل نیافته حیوانی یانفس اماره می شود.مانند غریزه جنسی و غریزه ی پرخاشگری که هیچ قانونی را نمی شناسد.) 
  
خود: (خود به انسان کمک می کند تا از تنش درو نی خود بکاهد و نیازش را بر اساس واقعیت و در ارتباط با آن و با امکانات واقعی برآورده سازد. مانند فرد گرسنه که باید در جهان به دنبال غذا باشد تا تنش جسمانی خویش را کاهش دهد . بنابراین خود از اصل واقعیت تبعیت می کند و دارای طرز تفکرواقع بینانه است .) 
فراخود : (نماینده درونی ارزش های فرهنگی ، اجتماعی و اخلاقی است . که توسط خانواده به کودک  منتقل می شودو جایگزین و پایداری آن از طریق پاداش و تنبیه صورت می گیرد. و بخش اخلاقی شخصیت انسان است.) (سعید شاملو ،مکتب ها و نظریه ها در روانشناسی شخصیت ، 1388 ، ص 31-34) 
انگیزه های رفتار بشر یا عوامل پویایی شخصیت: 
اساس  نظریه ی روانکاوی بر فرضیه ی صرفه جویی نیرواستوار است .بر اساس این نظریه  انرژی از شکلی به شکل دیگر تغییر می کند ولی هیچ گاه مقدار خود را  در طبیعت از دست نمی دهد. یعنی انرژی روانی از انرژیجسمی به وجود می آید و بر عکس . 
به نظر فروید همان نیرویی که قدرت تنفس یا گردش خون و... را ایجاد می کند سبب پیدایش ادراک ، تفکر، خشم و ترس می شود. 
فروید دو دسته از غرایز را دارای اهمیت می داند و آن (( غریزه ی زندگی)) و ((غریزه ی مرگ)) است. 
غریزه ی زندگی : تمام نیروهایی که شامل تداوم زندگی و تکثیر نوع انسان را تضمین می کند: مانند غریزه ی جنسی  که فروید آن را مهمترین  نوع غریزه ی زندگی می داند. 
غریزه ی مرگ : زیر بنای تمام خصوصیات خشونت آمیز ، ظالمانه ، پرخاشگر ، جنایت آمیز و تخریبی دانست . 
(سعید شاملو ،مکتب ها و نظریه ها در روانشناسی شخصیت ، 1388 ، ص 35) 
فروید اولین دانشمندی بود که به شیوه ای علمی منظم و منطقی و بر اساس یک سلسله اطلاعات کلینیکی تاثیر دوران رشد و تکامل را در شکل گیری شخصیت انسان مطرح کرد . 
در روانکاوی نظریه رشد شخصیت کودک بر دو پایه استوار است : یکی اینکه شخصیت براساس تجارب مختلف زمان کودکی و در دوره های مشخص و متوالی تشکیل می شود. 
دوم اینکه مقدار معینی ازانرژی لیبیدو( انرژی یا نیرویی که زیر بنای غریزه ی جنسی و تمام غرایز را تشکیل می دهد ) باعث به وجود آوردن سلسله ای از دوران های روانی – جنسی می شود که بر غرایز مبتنی هستند. 
فروید در کودک چهارمرحله ی روانی – جنسی معرفی می کند کهشخصیت او را تشکیل می دهد: 
مرحله ی دهانی : از زمان تولد تا آخر سال اول زندگی را شامل می شود.در این مرحله بیشترین انرژی حیاتی موجود در فعالیت های دهانی متمرکز می شود و اگر ناکامی شدید یا ارضای بیش از اندازه پیش آید فرد در بزرگ سالی یکی از دو منش زیر را پیدا می کند .اولی منش اتکالی، تاثیر پذیر و فعل پذیر است به آن تیپ فعل پذیر دهانی می گویند سعی می کند تا همه را از خود راضی نگه دارد. دومی ، پرخاشگر دهانی است . فرد  بد دهان ، فحاش ، پرگو و سلطه جو است. 
مرحله ی مقعدی: سال دوم و سوم زندگی است .سخت گیری یا زیاد نگه آزاد گذاشتن کودک در این دوران باعث به وجود آمدن دو دسته خصوصیات روانی می شود.سخت گیری شدید کودک شخصیت خسیس مقعدی پیدا می کند ، یعنی شخصی منظم ، خسیس، دقیق و محتکر خواهد شد  . اگر در حد افراط آزاد باشد، بعد ها فردی ظالم ، خشن ، بی نظم ، پرخاشگر، خود خواه ، بی بندو بار و بی انضباط خواهد شد. 
  
مرحله ی آلتی : شامل سنین 4 و 5 سالگی است که طی آن انرژیدراندام های جنسی متمرکز می شود. 
مرحله ی جنسی : پس از بلوغ جسمی و به کار افتادن فعالیت های جنسی آغاز می شود. 
دوره ی کمون : در سنسن 6 تا 7 سالگی و قبل از شروع بلوغ رخ می دهد وجزو مراحل تکامل روانی – جنسی محسوب نمی شود. 
اگر کودک در دوران تکامل خود ، در هر کدام از این مراحل دچار کشمکش های روانی شد یا با واکنش های محیطی توام با افراط و تفریط مانند محرومیت شدید یا ارضای بیش از حد روبرو شود،تکامل او در همان مرحله تثبیت می شود و بعد ها باعث بروز عوارض وعلایم ناهنجاری در او می گردد.و این مسئله بر منش و شخصیت او تاثیر می گذارد. (سعید شاملو ،مکتب ها و نظریه ها در روانشناسی شخصیت ، 1388 ، ص 37-39) 
اضطراب و نقش آن در ساختمان شخصیت انسان از دید فروید 
از دیدگاه فروید اضطراب زیر بنای تمام ناهنجاری ها ی روانی است . اضطراب دراصل ، انسان را برای مقابله با خطرتجهیزمی کندواضطراب را بر سه نوع می داند: 
اضطراب واقعی یا عینی :هرگاه فرد از پدیده ای مانند سگ ، مار ، پلنگ  تنبیه یا امتحان احساس خطر کند ، از خود واکنش عاطفی نشان می دهد . 
اضطراب نوروتیک : هرگاه فرد از رسوخ تکانش های نهاد ( به خصوص تمایلات جنسی و پرخاشگری ) به ضمیرآگاه و ناتوانی خود برای کنترل آن ها نگران باشد ، دچار اضطراب نوروتیک شده است . 
اضطراب اخلاقی : نگرانی نسبت به تنبیه ((خود)) به وسیله ی ((فراخود)) .این اضطراب درحقیقت اضطراب اجتماعی است و فرد ازآن هراس دارد که مبادا فکر یا احساسی کند یا دست به عملی بزند که مورد پسند اخلاق جامعهو به خصوص خانواده اش نباشد . (سعید شاملو ،مکتب ها و نظریه ها درروانشناسی شخصیت ، 1388 ، ص 39و40) 
نظریه پردازان شخصیت از فروید به خاطر تاکید خیلی زیاد بر نیرو های زیستی ، میل جنسی، پرخاشگری، آشفتگی های هیجانی، و رویداد های کودکی انتقاد کرده اند.و همچنین از برداشت جبرگرایانه او درباره ی ماهیت انسان،برداشت منفی او از زنان، وتعریف  های مبهم برخی از مفاهیم وی انتقاد کرده اند.با وجود غیر علمی بودن نظریه فروید و با توجه به تمامی انتقاد ها این نظریه همچنان به عنوان یک نظریه ی پایدار مطرح است . هال ولیندزی معتقدند  که مهمترین و شاخص ترین امتیاز نظریه فروید دراین است که سعی می کند انسان ها را آن طور که هستند و زندگی می کنند ، تصور کند . 
  
روانشناسی تحلیلی یونگ 
کارل گوستا و یونگ ازشاگردان و همکاران فروید در سال 1906 بود اما بعد از چند سال به دلیل اختلاف نظر اساسی اوبا فروید درباره ی اهمیت غریزه ی جنسی و مشغولیت فروید با بعد آسیب دیده ی طبیعت انسان خسته شده بود و از یکدیگر برای همیشه جدا شدند. 
نظریه یونگ به علت تاکیدی که بر ناخود آگاه دارد به عنوان یکی از نظریه های مهم روانکاوی مشهور است. 
  
یونگ در ساخت روان آدمی، برای علیت و غایت اهمیت یکسانی قایل بود.و همچنین می گوید که : (( انسان نه تنها به سبب گذشته ، بلکه به آرزوی آینده زنده است.)) (سعید شاملو ،مکتب ها و نظریه ها در روانشناسیشخصیت ، 1388 ، ص 45و46) 
ساختار شخصیت از نظر یونگ به موارد زیر تقسیم می شود: 
ایگو : یا (( خود)) محور اصلی ضمیر آگاه مانند ادراک آگاهانه ،خاطرات ، تفکرات و احساسات است. 
ناخود آگاه شخصی :مجاور ایگو قرار دارد و شامل تجاربی که زمانی آگاه بوده ولی سرکوب شده است . 
و عقده های ناخود آگاه شخصی:  مجموعه ای از احساسات ، تفکرات ، و... که در ناخود آگاه شخصی مستقر است . 
ناخود آگاه جمعی: قوی ترین و با نفوذ ترین سیستم روان است .و انبارخاطرات نژادی است .جهان شمول است و از تجارب فردی انسان نیز مجزاست . 
آرکی تاپ های ناخود آگاه جمعی : عبارتند از عناصر سازنده ناخود آگاه و یعنی طرزفکرقدیمی وایده ی کهن در ذهن کودک در فارسی به انواع قدیمی یا کهن ویا کهن الگو ترجمه شده است. (سعید شاملو ،مکتب ها و نظریه ها در روانشناسی شخصیت ، 1388 ، ص 46-49) 
یونگ و همکارانش درباره ی مذاهب ،اساطیر و رویا ها تحقیقات بسیاری را انجام دادند . بعضی از آرکی تاپ های عمده شامل : 
پرسونا : صورتک یا ماسکی که هر فرد در رابطه با توقعات و معیار هایی کهجامعه از او می خواهد به چهره می زند . و نقشی است که اجتماع به فرد داده است وازاو انتظار ایفای ان نقش را دارد.اگر ایگو (خود) با پرسونا همانند سازی کند ، فرد از عواطف درونی و واقعی خود ، دورتر می شود و از خود بیگانگی شدید تری ایجاد می شود تا آنجا که ممکن است اختیار و استقلال خود را از دست بدهد. 
آنیما و آنیموس : انسان موجودی دو جنسی است ، در اثر همزیستی زنانومردان خصوصیاتی زنانه در مردان و صفاتی مردانه در زنان  شکل گرفته است.برای اینکه تعادل روانی در فرد ایجاد شود باید توازنی بین خواسته های ناخود آگاه جمعی و واقعیت های زندگی وجود داشته باشد. 
سایه : شامل غرایزی است که انسان طی تکامل طبیعی خویش از انواع حیوان پایین تر به ارث برده است. و مسئول نمایان ساختن تمایلات گناه آلود بشر می باشد. 
خویشتن : مرکز ثقل و محور شخصیت است که تمام سیستم ها و خصوصیات دیگر به دور آن گرد آمده اند و باعث وحدت تعادل و ثبات می شود. 
در نظریه ی یونگ مفهوم ((خویشتن )) محور اساسی تمام شخصیتاست. (سعید شاملو ،مکتب ها و نظریه ها در روانشناسی شخصیت ، 1388 ، ص 50-52) 
به نظر یونگ در انسان چهار کنش یا فعالیت اساسی روانی وجود دارد که عبارتند از :تفکر ، احساس ، ادراک ، الهام (سعید شاملو ،مکتب ها و نظریه ها در روانشناسی شخصیت ، 1388 ، ص 53) 
یکی از جنبه های پراهمیت نظریه ی یونگ تاکید بر پیشرفت وتکاملشخصیت انسان ازکودکی تا بزرگسالی است .انسان دائما از مرحله ای پایین تر به مرحله ی تکامل یافته تری در حال حرکت است. و هدف نهایی خود شکوفایی است که رسیدن به حداکثر وحدت ، هماهنگی ، و تکامل تمام قسمت های مختلف شخصیت انسان است.  نظریه ی یونگ نظریه ای جامع ولی از نظر علمی اعتبار کمی دارد تا جایی که حیثیت علمی آن مورد بحث و حتی  محل تردید است . (سعید شاملو ،مکتب ها و نظریه ها در روانشناسی شخصیت ، 1388 ، ص 56) 
  
تیپ های روانشناختی یونگ: 
تیپ برون گرای متفکر : منطقی، واقع بین ، متعصب 
 تیپ برون گرای احساسی : عاطفی، حساس،معاشرتی، بیشتر ویژه زناناست تا مردان 
 تیپ برون گرای حسی: معاشرتی، لذت جو،سازش پذیر 
  تیپ برون گرای شهودی:خلاق، از توانایی برانگیختن دیگران و غنیمت شمردن فرصت ها برخوردار است. 
  تیپ درون گرای متفکر:به عقاید بیشتر از افراد علاقمند است.    
تیپ درون  گرای احساسی :تودار،خویشتندار ولی با این حال از تواناییهیجان عمیق برخوردار است. 
 تیپ درون گرای حسی:در ظاهر بی اعتنا و خشک، خود را در فعالیت های هنر شناختی ابراز می کند. 
 تیپ درون گرای شهودی: با ناهشیار بیشتر از واقعیت روزمره ارتباط دارد. .(دوان شولتز و سیدنی الن شولتز ، نظریه های شخصیت، 1387، 119) 
مردم دنیا برای نظرات یونگ ارزش بسیاری قائلند اما علوم روانشناسی و روانپزشکی و روانشناسی تحلیلی اهمیت چندانی برای آن قائل نیستند. یک علت اساسی آن داده های بالینی ،  تاریخی و اسطوره ای بودن  آن است نه بر اساس آزمایش و تجربه . (سعید شاملو ،مکتب ها و نظریه ها در روانشناسی شخصیت ، 1388 ، ص 62) 
نظریه ی پویایی روانی – اجتماعی رفتار انسان ( آلفرد آدلر) 
آدلر روانپزشک اتریشی در سال  1870 در وین به دنیا آمد . او مکتبروانشناسی (( فردی )) را پایه گذاری کرد .اساس نظریه ی او این است که انسان در اصل به وسیله ی عوامل اجتماعی برانگیخته می شود و نه عوامل بیولوژیک . (سعید شاملو ،مکتب ها و نظریه ها در روانشناسیشخصیت ، 1388 ، ص91) 
او معتقد بود اگر چه انسان ها فطرتا علاقه ی اجتماعی دارند ولی علاقه ی اجتماعی فقط با ملاحظه ی حال دیگران و احترام گذاشتن به آنان تحقق می یابد. دانشجویانی که علاقه ی اجتماعی بیشتری دارند از زندگی خود بیشتر راضی هستند و با دوستان بیشتری روابط صمیمانه تری دارند. (ریچارد رایکمن " نظری های شخصیت " مترجم :مهرداد فیروز بخت – چاپ نهم ،1387 ص120و121) 
آدلر معتقد بود پدر و مادر نقش مهمی در رشد و تحول کودک بازی می کنند . (ریچارد رایکمن " نظری های شخصیت " مترجم :مهرداد فیروز بخت – چاپ نهم ،1387 ص124) 
آدلر معتقد بود ترتیب تولد و جنسیت  شاخص مهمی برای رشد و تحولکودک می باشد و می تواند ابزار اندازه گیری باشد . (ریچارد رایکمن " نظری های شخصیت " مترجم :مهرداد فیروز بخت – چاپ نهم ،1387 ص125) 
به نظر او فرزند ارشد درک بهتری از قدرت و اقتدار خواهد داشت وپیشرفت عقلی  بیشتری دارد .تحقیقات دیگری نشان داده اند تعداد فرزندان ارشد در بین دانشجویان مقطع کارشناسی و تحصیلات تکمیلی واعضای هیئتعلمی و در دو حوزه ی علم و حکومت بیشتر است. (ریچارد رایکمن " نظری های شخصیت " مترجم :مهرداد فیروز بخت – چاپ نهم ،1387 ص127) 
چهار سبک زندگی اصلی از نظر  آدلر 
تیپ حکمران : فاقد علاقه ی اجتماعی و جرات است .آنان با اعمال ضد اجتماعی خود در صدد کم کردن اضطراب بر می آیند.بچه های حکمران بچه های قوی تر را کنار می گذارند و فقط با بچه های ضعیف تر بازی می کنند تا بتوانند بر آنها سلطه برانند.آدلر نوجوانان بزهکار و معتادان را از مصادیق تیپ حکمران می دانست. 
تیپ وابسته :نسبتا منفعل و زیاد برای حل مشکلات تلاش نمی کنند و به دیگران وابسته اند. اعتماد به نفس ندارند. بچه های خانواده های مرفه و سهل گیر که هرچه بخواهند در اختیارشان می گذارند جزء این دسته هستند. 
تیپ دوری گزین :اعتماد به نفس لازم برای حل بحران ندارند. از شکست احتمالی فرار می کنند و غرق خودشان هستند. 
  
تیپ مفید : در خانواده هایی بزرگ می شوند که اعضای آن ها به یکدیگر کمک  کرده و از یکدیگر حمایت می کنند .محترمانه رفتار کرده و در ضمن مواجهه با مشکلات به اختلاف و پرخاشگری رو نمی آورند. از لحاظ روانی سالم هستند آن ها اعتماد به نفس دارند و مهیای همکاری با دیگران هستند. (ریچارد رایکمن " نظری های شخصیت " مترجم :مهرداد فیروز بخت – چاپ نهم ،1387 ص 134-135) 
برداشت آدلر، افراد بی همتا هستند و از اراده آزاد و توانایی شکل دادن به رشد خود برخوردارند.روش های ارزیابی آدلر عبارتند از: ترتیب تولد، خاطراتقدیمی، و تحلیل رویاها.تاکید آدلر بر عوامل اجتماعی در شخصیت ، وحدت شخصیت، نیروی خلاق خود، اهمیت هدف هاو عوامل شناختی، تعدادی از نظریه های شخصیت را تحت تاثیر قرار داده است. .(دوان شولتز و سیدنی الن شولتز ، نظریه های شخصیت، 1387، 171) 
نظریه  شکل دهنده شخصیت بر نیرو های اجتماعی - کارن هورنای 
یکی از پیشگامان فمینیست بود و نظریه ی او بر نظری های شخصیتاریک اریکسون و آبراهام مازلو تاثیر زیادی داشته است. کارن هورنای بسیاری از نظریات فروید، از جمله نظریه معروف «غریزهٔ جنسی» او را رد می‌کند. وی برخلاف فروید که علت اساسی بیماری‌های روانی را سرکوب نمودن تمایلات غریزی و از همه مهم‌تر غرایز جنسی می‌داند، معتقد است که بیماری‌های روانی حاصل روابط خشن و ناهنجار افراد محیط با کودک می‌باشد. (ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد) 
او چهار روش حفاظت از خود در برابر اضطراب بنیادی را عبارتند از : 
کسب محبت، سلطه پذیر بودن ، کسب قدرت ، و کناره گیری  کردن می داند. 
او ده نیاز روان جوری را در سه گرایش گروه بندی کرد : 
حرکت به سوی مردم (شخصیت مطیع)، حرکت علیه مردم (شخصیت پرخاشگر)، 
حرکت به دور از مردم (شخصیت جدا ) 
نظریه اریک فروم 
او معتقد بود که هر چه انسان ها در طول تاریخ آزادی بیشتری داشته باشند بیشتر احساس تنهایی و انزوا می کنند.و هرچه انسان ها آزادی کمتری داشته باشند احساس تعلق پذیری و امنیت آن ها بیشتر خواهد بود. 
فروم چند تیپ شخصیت را مطرح کرد که زیربنای رفتار انسان هستند و توضیح داد که افراد با اینگونه تیپها چگونه با دنیای عملی ارتباط برقرار میکنند. شکلهای خالص این تیپها نادر هستند. اغلب شخصیتها ترکیبی از چند تیپ هستند ولی معمولاً یکی غالب است. او تیپهای شخصیت را در چهار گروه دستهبندی کرد: 
  
  
1ـ مرده گرا(بی ثمر): تیپ شخصیتی مرده گرا مجذوب مرگ، جنازه، ویرانی و کثیفی است ... و وقتی این افراد از بیماری، مرگ و مراسم تدفین صحبت میکنند خوش‌حال به نظر میرسند. آنها سرد و بیتفاوت هستند و عاشق قانون و نظم و استفاده از زور و قدرت‌اند. فروم باور داشت که هیتلر نمونهای از تیپ مردهگرا بود. البته همه‌ی اینگونه افراد ظالم نیستند. ممکن است برخی از آنان بیآزار بهنظر برسند اما معمولاً نشانی از کمبود عاطفه را در مسیر رفتاری خود برجای میگذارند. فروم مادری را مثال میزند که دائماً نگران شکستهای فرزندش است و با اینکه فرزندش را دوست دارد اما درباره آینده او بینش های مأیوس کننده میکند. 
2ـ زنده گرا(ثمر بخش): تیپ متضاد مرده گرا، شخصیت زنده-گراست. این افراد عاشق زندگی، رشد کردن، آفریدن و ساختن هستند. آنها سعی میکنند بر دیگران تأثیر گذارند، نه با زور و کنترل کردن بلکه با عشق، منطق و الگو بودن. آنها به رشد خود و دیگران علاقه مندند و آینده نگرند. شکلهای افراطی تیپهای شخصیت مردهگرا و زندهگرا کمیابند. اغلب افراد آمیزهای از هر دو تیپ هستند. شخصیت مرده گرای افراطی، روان پریش و دیوانه خواهد بود و زنده گرای افراطی یک قدیس است و مسلم است که هیچیک از آنها در دنیای عملی خوب عمل نخواهند کرد. 3ـ مالپرست: در رابطه با تیپ شخصیتی مالپرست، تعریف و معنی زندگی وی به اموال و چیزهایی که در اختیار دارد وابسته است. این عقیده نه تنها اموال مادی مانند اتومبیل، پوشاک، خانه یا جواهرات را دربر میگیرد بلکه افراد و حتی چیزهای غیر مادی مثل عقاید را نیز شامل می شود. این افراد ارزش خود را برحسب مقایسه اموال خودشان با اموال دیگران تعریف میکنند. بسیار رقابتجو هستند و برای جلو افتادن از ارزشهای مادی آشنایان بیوقفه تلاش میکنند و حتی در این جریان از دیگران بیگانه میشوند و با آنان دشمنی میکنند. فروم باور داشت که هر جامعهای که اکثر افراد آن از تیپ مال-پرست باشند، جامعهای بیمار است. 4ـ هستی گرا: افراد این تیپ خود را برحسب آنچه که هستند و نه برحسب آنچه کرده اند توصیف میکنند. تیپهای هستیگرا چندان رقابتجو نیستند. توصیف احساس ارزشمندی آنان از درون نشات می گیرد نه از مقایسه کردن خودشان با دیگران. آنها با دیگران همکاری میکنند و به آنان عشق می ورزند در زندگی مشارکت میکنند، اهل تجربه هستند، بر زمان حال تمرکز دارند و با خود و جامعه روراست هستند.  تیپ شخصیتی هستیگرا ویژگیهای مشترکی با تیپ زنده گرا دارد. فروم افراد دارای تیپ شخصیتی هستیگرا را به این صورت توصیف میکند: هستند. فروم معتقد بود امکان به وجودآوردن زندگی هستیگرا از طریق روانکاوی و خودکاوی وجود دارد. او روشهای خاصی مانند تداعی آزاد و تحلی
/ 0 نظر / 45 بازدید