علم حروف:

و عنوان کلی تر آن  (( حساب جمل ))  می باشد. شگفت آور آن است که ریاضی دانان و هیئت دانان اسلامی با وجود آن که به عدد نویسی هندی و برتری های آن آگاهی داشته اند ، باز هم در نوشته های خود حساب ابجد را به کار برده اند. اینان در نمایش حروف به جای اعداد از روش هایی پیروی می کرده اند که نباید مجموعۀ این روش ها را با علم حروف اشتباه کرد. علم حروف ، هر چند که نام علم را در عنوان خود یدک می کشد ، مجموعه یی است از قراردادها و رمزهایی که بیشتر جنبۀ نامتعارف دارند و بازمانده هایی از باورهای فیثاغوریان می باشند که با باورهای دیگر در آمیخته شده اند. زیاده روی در پیروی از این باورها بدانجا انجامیده است که گروهی به نام حروفیان چنین پنداشته اند که علت اساسی وجود و سرچشمۀ خوشبختی جاودانی را باید در ویژگی های  حروف جستجو کرد. به دنبال چنین پنداری ، این گروه تلاش های زیادی را در گسترش علم حروف به کار برده اند. پس از  ازهم پاشیده شدن گروه حروفیان و ترس بازماندۀ پیروان آن از آشکارا بیان داشتن باورهای خود ، علم حروف در زمرۀ علوم محتجبه قرار گرفته و آموزش آن در پنهان و تنها به کسانی که شرایطی ویژه را داشته اند صورت گرفته است. در برخی از فرهنگ ها و لغت نامه ها ، علم حروف را به نام علم جفر و همچنین به نام علم سیمیا نیز نامیده اند ، زیرا وابستگی های این دو به علم حروف آن چنان زیاد است که جدا پنداشتن آن ها از یکدیگر دشوار می نماید و از این رو است که آن ها را دو شاخۀ بزرگ از علم حروف نیز دانسته اند. در علم جفر از روی اسراری که در حروف نهفته است ، و هر کسی را یارای پی بردن به این اسرار نیست ، می توان همۀ پیشامدهای جهان را پیشگویی کرد. در علم سیمیا گفته می شود که از روی ویژگی های حروف می توان به اسرار کاینات پی برد . علم عزایم هم که از جملۀ علوم غریبه به شمار می رود، و موضوع آن به فرمان در آوردن ارواح و شیاطین و اجنه می باشد، با علم حروف وابستگی زیاد دارد و کسانی آن را نیز شاخه ای از علم حروف می شناسند. این مقاله که با بهره وری از کتاب          (( خزائن العلوم )) تألیف ملااحمد نراقی فراهم آمده به منظور آن است که چشم اندازی از مقدمات علم حروف را به دست دهد. خواننده ای که خواهان آگاهی بیشتر بر این علم باشد می تواند به کتاب هایی که  دربارۀ حروفیان و باورهای آنان نگاشته شده مراجعه کند.

در علم حروف معادل های عددی حرف های الفبا مطرح است. از این رو نخست باید گونه های مختلف حساب جمل که حساب ابجد مهم ترین و اساسی ترین آن هاست بازگو شود.

 

حساب ابجد:

       حساب ابجد رابطه ای است بین مجموعۀ بیست وهشت حرف الفبای عربی و مجموعۀ عددهای طبیعی (بدون صفر) برپایه جدول زیر :

ا     ب     ج     د     ه     و     ز

1     2     3     4     5     6     7

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ح     ط     ی     ک     ل     م     ن

8    9   10   20   30   40   50

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

س     ع     ف     ص     ق     ر    ش

60   70   80   90  100  200  300

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ت     ث     خ     ذ     ض     ظ     غ  

400 500 600 700 800 900 1000

 

کاربرد این رابطه به دو گونه است : در گونه ای از آن که بیشتر در ساختن مادۀ تاریخ ودر چیستان ها و همچنین در علم حروف به کار می رود برای هر مجموعۀ چند حرفی (کلمه یا جمله ) عددی نظیر می شود که برابر است با حاصل جمع عددهای نظیر هر یک از حرف های آن مجموعه، چنان که نظیر کلمۀ  ((لغت ))  می شود: 1430=400+1000+30 . گونۀ دیگر آن که برای نمایش عددها به کار می رود، و در نوشته های ریاضی همراه با دگرگونی هایی در شکل حرف ها  انجام می گرفته است، قاعده های ویژه دارد، چنان که برای نمایش مرتبه های بالاتر از هزار ، حرف یا حرف های نظیر عددهای آن مرتبه ها را مقدم بر  (( غ))  می نویسند. مثلا برای نمایش عدد 30400 می نویسند  (( لغ ت )).

(این که گاهی دیده می شود روی پاکت های نامه یا در بالای نامه ها نوشته شده است ((8642 )) در واقع ((8،6،4،2)) و کلمۀ ((بدوح )) مورد نظر بوده است که این کلمه نام فرشتۀ موکل بر مراسلات می باشد).

نخستین پرسشی که دربارۀ حساب ابجد به میان آمده این است که چرا ترتیب حرف ها بدین گونه و برخلاف ترتیب آن ها در الفبای معمولی است. در پاسخ به این پرسش برخی از کسان پای افسانه را به میان آورده و هر یک از کلمه های ابجد، هوز، حطی، .... را که برای به یاد سپردن ترتیب حرف ها درست شده اند، نام فرزندی از یک شخص دانسته اند. اینان برای این کلمه ها معنی هایی نیز یاد کرده اند ؛ چنان که (( ابجد ))را به معنی (( بدان )) و یا به معنی  (( آغاز کرد )) دانسته اند. اما همان گونه که در پیش گفته شد ، ترتیب حروف ابجد بازماندۀ ترتیب الفبای فنیقی است که نه تنها الفبای عربی بلکه الفبای لاتین نیز از آن گرفته شده است. اکنون هم اگر حرف های (( آ،ب،ج،د،... ))  را به ترتیب با حرف های

 

"α و β و Γ و Δ و..." یا به ترتیب با حرف های  "Α و Β و С و Dو..."

بسنجیم ، یکی بودن شکل آن ها را در آغاز می توانیم دریابیم ( با توجه به این که الفبای عربی از راست به چپ و الفبای یونانی و لاتین از چپ به راست نوشته می شوند).  

نکته ای که در حساب ابجد به چشم می خورد این است که هر حرف در تلفظ مجموعۀ چند حرف می باشد و از آن رو ارزش عددی دیگری خواهد داشت. چنان که حرف ((ج)) که دارای ارزش عددی 3 است در تلفظ می شود                   (( جیم = ج+ی+م ))  که ارزش عددی 53 دارد. این نکته که در علم حروف اهمیت ویژه دارد در غیر آن بیشتر در طرح معماها به کار رفته است ، مانند معمای زیر:

اسم یارم نود و اول حرفش نود است             طرفینش نود و اوسط  او  ثلث  نود

پاسخ این معما (( ملک )) است که ارزش عددی آن  90=20+30+ 40  است، حرف اول آن تلفظ می شود (( میم )) که دارای ارزش عددی 90 =20+10+ 40  است ، دو طرف آن (( م ، ک )) روی هم می شود 60 که (( نود )) هم به حساب ابجد می شود 60 ، وسط آن (( ل )) به ارزش 30 و برابر با یک سوم 90 است .

گونه های دیگر حساب جمل:

در علم حروف و علم های دیگر وابسته به آن و به ویژه در صناعات مکتوم ، گونه های زیادی از حساب های همانند حساب ابجد به کار رفته است.

 در زیر چند گونه از این حساب ها برای نمونه بازگو می شود:

حساب ابتث – ترتیب حروف به ترتیب آن ها در الفبای معمولی و ترتیب اعداد به گونۀ حساب ابجد است. چنان که حرف (( ی )) دارای ارزش عددی 1000 است.

       ابجد شرقی -  همان ابجد معروف است.

       ابجد غربی -  ابجد ، هوز، حطی، کلمن ، صعفض، قرست، ثخذ ، ظغش .

       ابجد مغربی - ایقش ، بکر ، جلس ، دمت ، هنث ، وضح ، زعذ ، خفظ ، طصغ .

       ابجد وسیط -  ترتیب حرف ها همان ترتیب حساب ابجد اما عددهای نظیر حرف ها به ترتیب از 1 تا 28 است.

       ابجد جامع کبیر – همان ابجد معروف است که عددهای نظیر هزار  برابر شده اند.

       ابجد صغیر – در ابجد معمولی به جای هر یک از عددها باقی ماندۀ تقسیم آن ها بر 12 گزیده می شود و حرف های نظیر مضرب های 12  ساقط به حساب می آیند.

      ابجد معکوسه – در ابجد معمولی عددها را به ترتیب عکس یعنی از  1000 تا 1  به کار می برند.

      ابجد منکوره -  چهارده حرف اول و چهارده حرف آخر از ابجد معمولی را نظیر هم قرار می دهند : الف،س،ب،ع،...، ن،غ.

علم حروف علمی است که می پردازد به تفسیر حروف و اسما از طریق قواعد حروفی . البته علم حروف به جهت تفریح و سرگرمی یا ساختن معما هم کاربرد دارد .

تفاوت علم حروف با علم اعداد یا همان عدد شناسی این است که علم اعداد تنها می پردازد به تفسیر و معنای اعداد از طریق اعداد و ترکیب‌های عدد؛ اما علم حروف می پردازد به تفسیر اسما، کلمات و حروف از طریق حروف و اعداد .

علم حروف عربی را جفر، علم حروف عبری را گماتریا و علم حروف لاتین را لگزیگرام می نامند . مراد از مطلق کلمه (علم الحروف)، همان علم جفر است. جفر در لغت به معنای پوست بزغاله است و چون اوراق اولیه این علم (بر اساس نقلی از مسلمانان) بر روی پوست بزغاله نوشته و عرضه شده بود بدین نام خوانده شده است.

جفر جامع:

     باید کتابی شامل 28 دفتر فراهم کرد که هر دفتر 28 صفحه داشته باشد و هر صفحه شامل 28 سطر و هر سطر دارای 28 خانه باشد، آن گاه در هر یک از خانه ها چهارحرف را با هم چنان نوشت که به حساب ابجد وسیط ، عدد حرف اول شمارۀ دفتر ، عدد حرف دوم شمارۀ دفتر ، عدد حرف دوم شمارۀ صفحه ، عدد حرف سوم شمارۀ سطر ، عدد حرف چهارم شمارۀ آن خانه باشد. به این ترتیب در نخستین خانه از نخستین سطر از نخستین  صفحه از نخستین دفتر چهار عدد الف  نوشته می شود، در خانۀ دوم این سطر سه عدد الف و یک عدد ب ، ... ، در خانۀ بیستم از سطر هفدهم از صفحۀ شانزدهم از دفتر سوم کلمۀ جعفر ، ... ، در آخرین خانه از جفر چهار عدد  غ . هر کلمۀ چهار حرفی بی معنی یا با معنی در یکی از خانه های جفر جامع وجود خواهد داشت.

علم حروف چهار رکن عددی دارد و یک رکن وهمی دارد .

  • عدد اول ۱۹ - عدد جنگ. خونریزی . مرگ .
  • عدد آخر ۲۲ - عدد مهربانی . لذت . شهوت .
  • عدد ظاهر ۲۴ - عدد مادیات. عدد بخشش
  • عدد باطن ۲۷ - عدد تربیت. عدد سلطنت

و رکن وهمی همان فضای خالی بین کلمات است . و آن را عدد کل می نامند .

 

نمونه هایی از ویژگی ها و دسته بندی های حروف :

       هیولا و قطب حروف -  بنابر باور حروفیان ، حرف الف پایۀ ساخت هر یک از حرف های دیگر الفبا است و از این رو آن را هیولا و قطب حروف نامیده اند.

       حروف نورانیه -  حرف هایی هستند که به صورت مقطع در آغاز برخی از سوره های قرآن آمده است. تعداد این حرف ها پس از حذف تکراری ها چهارده است و مجموعۀ آن ها در جملۀ (( صراط علی حق نمسکه)) نموده شده است.

       حرف های بی نقطه و با نقطه – همان گونه که در فرهنگ ها و لغت نامه نیز به کار می رود، حرف های نقطه دار را معجمه می نامند.

       تلفظ حروف – از حروف الفبای ابجد آن ها که در تلفظ دو حرفی باشند مسروری نام دارند، مانند (( ب )) که تلفظ آن (( با )) است ؛ آن ها که در تلفظ سه حرفی باشند و حرف آخر آن ها غیر از حرف اول باشد ملفوظی نامیده می شوند، مانند (( ج))  که تلفظ می شود (( جیم )) ؛ آن ها که در تلفظ سه حرفی باشند و حرف آخر همان حرف اول باشد ملفوفی یا مکتوبی نام دارند مانند ((م)) که تلفظ آن (( میم )) است.

      زبر و بینات – هر حرف چون با مجموعۀ حرف هایی که تلفظ می شود نوشته شود ، عدد نخستین حرف را زبر و مجموع عددها ی حرف های دیگر را بینات آن حرف می نامند. چنان که در حرف (( ج )) که بسط لفظی آن (( ج )) که بسط لفظی آن (( ج ، ی ، م )) است ، زبر برابر است با 3 که عدد  ج است و بینات برابر با 50 است که مجموع عددهای دو حرف  ی  و م می باشد . بنابرآن که زبر و بینات با هم برابر یا یکی بزرگتر از دیگری باشد ، حروف به سه دستۀ کامل ، زائد، ناقص بخش می شوند. حرف  س تنها حرف کامل است که در آن زبر و بینات با هم برابر و هر کدام 60 است.

   &nbs

/ 0 نظر / 165 بازدید