مراقب مارها باشید …

 
 
 
 

snake

عصر یک روز زمستانی، مردی در حال عبور از کنار مار بود. مار از او پرسید: ممکنه به من کمک کنید آقا؟ من گرسنه هستم، سردمه و اگه به من کمک نکمید خواهم مرد. مرد جواب داد: شما یک مار هستید و مطمئنا به من نیش خواهید زد! مار جواب داد: خواهش می کنم، من بدبخت هستم و قول می دهم نیش نزنم! مرد اندکی در مورد آن فکر کرد و به او غذا داد.  بعد از اینکه با هم غذا خوردند، ناگهام مار مرد را در بر گرفت و او را نیش زد. مرد پرسید: چرا مرا نیش زدی؟ من زندگی تو را نجات دادم و در حق تو خوبی کردم… مار با خنده پاسخ داد: شما هنگامیکه مرا بر می داشتید، می دانستید که من مار هستم!
منبع:  راه تو خودت بساز

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید


/ 0 نظر / 7 بازدید