1- رهبری مفهومی وسیع تری از مدیریت دارد. واژه مدیریت به سلسله مراتب

سازمانی، اختیارات رسمی و شفاف بودم نظام گزارش دهی و گزارش گیری اشاره

دارد بنابراین در چارچوب نمودار سازمانی قابل تفسیر است در صورتی که رهبری

مفهومی وسیع تر دارد و الزاماً متناظر با لایه های سازمانی نیست زیرا ممکن

است فردی در سطوح پایین سازمانی باشد ولی بر رو سطوح بالاتر نفوذ داشته

باشد به گونه ای که رفتار آنها را تحت تاثیر قرار دهد.

 

2- در رهبری نوعی پذیرش و وقبولیت برای پیرو مطرح است اما در مدیریت الزاماً

چنین نیست، بنابراین هر قدر الگوی مدیریت به سمت رهبری تغییر وضعیت پیدا

کند اثربخشی اقدامات مدیریت بیشتر می شود.

 

مدیریت و رهبری

 

3- در مدیریت اهداف الزاماً هدفهای سازمانی هستند، در حالی که در رهبری ممکن

است اهداف فراسازمانی نیز مدنظر قرار گیرد.

 

4-نفوذ، قوام و دوام دستورات و فرامین رهبر در مقایسه با مدیر به مراتب

بیشتر است.

 

5- در مدیریت بیشتر قدرت اداری و از بالا به پایین مورد استفاده قرار می

گیرد در حالی که در رهبری پذیرش پیروان مطرح است و قدرت مبتنی بر چاذبه

شخصی یا از پایین به بالا کاربرد دارد.

 

در واقع با توجه به موارد بالا باید بگوییم آن چه رهبری را از مدیریت

متمایز می کند، مفهوم و حالات ذهنی است و در غیر این صورت در حوزه کارکرد

که همانا تحقق اهداف سازمانی از طریق یک سلسله اقدامات مشخص است تفاوتی

وجود ندارد. بر ایت اساس در نوشتار حاضر مراد از واژه رهبری چیز مجزایی از

مدیریت نیست و مثلاً طرح واژه سبکهای رهبری با سبکهای مدیریت تفاوت کارکردی

ندارد.

 

Warren Bennis در سال 1989 و در کتاب «در مسیر رهبر شدن» جملاتی را پیرامون

رهبر و مدیر آورده است که می توانید برخی از آنها را در ادامه بخوانید:

 

– The manager administers; the leader innovates.

 – The manager is a copy; the leader is an original.

 – The manager maintains; the leader develops.

 – The manager focuses on systems and structure; the leader focuses on

people.

 – The manager relies on control; the leader inspires trust.

 – The manager has a short-range view; the leader has a long-range

perspective.

 – The manager asks how and when; the leader asks what and why.

 – The manager has his or her eye always on the bottom line; the leader’s

eye is on the horizon.

 – The manager imitates; the leader originates.

 – The manager accepts the status quo; the leader challenges it.

 – The manager is the classic good soldier; the leader is his or her own

person.

 – The manager does things right; the leader does the right thing.

منبع:www.myindustry.ir

/ 0 نظر / 6 بازدید