الگوی عبور

به نظر می رسد آینده ی وبلاگ ها اینگونه باشد. افق وبلاگ نویسی برای محققینی که نتیجه ی تحقیقات آنها به درد خیلی از شرکت ها می خورد اینگونه باشد که حقوق می گیرند و شرکت ها اشتراک آن را تهیه می کنند.

اما الان چه باید کرد؟ مشکلات ما چیست؟

ما اگر بیاییم و چند نفر استخدام کنیم و حقوق بدهیم و توقع پیشرفت داشته باشیم باید دلیل داشته باشیم. وقتی در سازمانی می بینیم که پشت میز نشینی و دیگر گزینه ها پاسخگو نیست باید ایده های موازی رو پیش بگیریم یعنی همین مطلبی که در این نوشته می خوام به آن اشاره کنم. یعنی از یک طرف تیم تحقیق و توسعه با رویکرد اداره ی تحقیقات کوتاه مدت یعنی آنهایی که از یک طرف مورد نیاز حیاتی سازمان است و از طرف دیگر سریع، بدون نیاز به افراد نخبه بلکه با مدیریت تنها یک فرد نخبه (مثل حسین جوزی قابل انجام است) این کار را انجام دهد. و از طرف دیگر ارتباط خود را با کسانی که روی اینترنت می توانند مباحثی را در فروم و جاهای دیگر در اختیار دیگران قرار دهند برقرار کرده و آن را مدیریت کند و از طرف سوم ارتباط با دانشگاه ها و نقاط تحقیقاتی جدید را رصد کند

روش اول: فردی که هزاران موضوع تحقیقاتی در ذهنش هست و فرد دیگری که برای آن هزاران راه میتواند الگوی عبور پیشنهاد دهد در کنار هم قرار دهیم.

در مرحله ی اول به کمک انواع روش ها این ایده ها و موضوعات را جمع آوری کرده و در مرحله ی دوم اولویت بندی کنیم و سر آخر با طوفان فکر سه نفره یعنی مدیر و صاحب ایده و راه بلد، راه حل مفید و کوتاه را برگزینیم و به کمک فردی دیگری که طراح جریان کاری است آن را به مرحله ی پیاده سازی گسیل دهیم. شخصی که می خواهد این کار را انجام دهد همواره به کمک افرادی که زیاد گران نیستند به جستجو و دانلود و مطالعه و ترجمه و انتقال به تمام افراد سازمان مشغول هستند و فیدبک و بازخورد سازمانی میگیرند و در طرف دیگر راهکار پیاده سازی و الگوی عبور را پیاده سازی کرده و به نتیجه می رسانند.

روش دوم: که همزمان با روش های دیگر باید پیگیری شود، درآوردن لیستی از تمام نخبه های رشته ی آی.تی است که در وبلاگ ها و فروم ها و مجلات می نویسند. رصد کردن خروجی های –تمام خروجی های- ذهنی ایشان و توئیت کردن !!! آنها امر خیلی مهمی است.

گویا توئیت در شیرپوینت 2010 پیاده سازی شده است.

سپس توئیت ها از زیر چشمان تمام افراد سازمان میگذرد و کسانی که در آن موضوع مطالعه و علاقه داشته اند شناسایی شده و تک تک موضوعات در جلسات زیر پنج دقیقه سرپایی بررسی شده و اولویت بندی می شوند و سر آخر به یک الگوی عبور و رسیدن به هدف خواهیم رسید. مثلا مطالعه ی کتاب و خلاصه سازی و مطالعه ی خلاصه توسط فلان افراد و گرفتن فلان امتحان تستی و شروع کار برای فلان هدف

روش سوم: ارتباط به دانشگاهیان و مقالات و موضوعاتی که ممکن است در روش های دیگر از زیر رصد ما گذشته باشد و یا کم لطفی کرده باشیم/ هیچ ایده ای کم ارزش نیست و تا مرحله ی اولویت دادن باید روی آن برای دفاع از آن جان داد. یعنی تمام پایان نامه ها و مسائلی که در دانشگاه های دنیا مطرح است و به موضوعات سازمان مرتبط است توجه کنیم.

/ 0 نظر / 7 بازدید