مغز مشتریان را بیشتر بشناسید

 یک مدیر موفق تنها نبایــد به اطلاعات  در حوزه کارى خود بســنده کند و شــاید اگر در سایر  حوزه ها هم اطلاعات داشته باشد بسیار مفید باشد. 


فرصت امروز نوشت:

متاســفانه مدیــران کشــورمان تمــام تــلاش خود را  مى کنند که هر طور شــده در خصوص کار و حرفه اى  که به آن مى پردازند اطلاعات کســب کنند، البته این  کار ضرورى اســت و ایرادى هم به آن وارد نیست، اما  من معتقدم یــک مدیر موفق تنها نبایــد به اطلاعات  در حوزه کارى خود بســنده کند و شــاید اگر در سایر  حوزه ها هم اطلاعات داشته باشد بسیار مفید باشد.  مثــلا مدیر تبلیغات یک شــرکت را تصور کنید که در  کار خود فعالیت زیادى داشــته؛ فکر مى کنید اگر این  مدیر کمى از آناتومى مغز هم اطلاعات داشــته باشــد  چقدر به دردش خواهد خورد؟


حتما از خود مى پرسید اصلا آناتومى مغز چه ارتباطى  بــا تبلیغات دارد؟ بگذارید توضیح بدهم؛ اگر به شــما  بگویند که نیم کره راســت مغز تان ســمت چپ شما را  کنترل مى کند و در این نیم کره فعالیت هاى شــناختى  ماننــد خواندن و صحبت کردن انجــام مى پذیرد و در  این نیم کره اســت که انسان ریاضیات را درک مى کند  و با نظم و مقررات آشــنا مى شــود و به جزئیات توجه  بیشــترى مى کند آن وقت باز تغییرى در دیدگاه شــما  به وجود نمى آید؟ اگر بدانید که نیم کره راســت مغزتانســمت چپ شــما را کنترل مى کند و مســئول درک  رنگ هــا، صدا ها، تصاویر، درک ســه بعدى، خلاقیت و  کشف کردن است، آن وقت چه؟
بــاز فکر مى کنید که مثلا اگر بدانیم چه فرقى به حال  ما خواهد کرد؟ فکر مى کنید دانســتن این موضوع در  برقرارى ارتباط با مشترى هیچ نقشى خواهد داشت؟  بگذارید من برایتان بگویم که به چه درد خواهد خورد.

شــما را مى خواهم به دوران کودکى تان ببرم؛ آن زمان  کــه این مثــال را در خصــوص درس ریاضیات به کار  مى بردند؛ «حســاب و هندســه درد و بلاى مدرســه«  مى دانیــد چــرا؟ مى دانید چرا ما در درس هندســه و  انتقال آن به کودکان همیشــه با مشکل مواجه بودیم؟  اصلا مى دانید چرا ما در دوران تحصیل در حل مسئله  مشــکل داشــتیم کما اینکه به راحتى مى توانســتیم  محاسبات آن مسئله را حل کنیم؟
همه و همه بازمى گردد به همین نیم کره و عدم تطبیق  عکس ها و تصاویر و آنچه معلم به ما مى‌گفت.  حال فکر مى کنم موضوع روشــن تر شــده باشــد، اما  مى خواهــم مثالــى براى تان بزنم؛ مدیــرى که در روز  جلســه اســلاید هایى را به همراه دارد که در آن کلى  شــکل و نمودار هاى پیچیده ترســیم شــده و در عین  حال کلى هم حرف پیچیده قرار است بزند، شک نکند  مخاطبش فقط او را نگاه خواهد کرد و هیچ از آنچه را  مطرح مى کند، نخواهد فهمید. چون مدیر داســتان ما  درک درستى از عملکرد نیم کره ها ندارد.  در تبلیغــات تلویزیونى وضع بدتر هم مى شــود؛ مدام  حجم ســنگین تبلیغات را مى بینیم، بدون آنکه بدانیم  چه چیزى را به مشترى انتقال مى دهند. شاید باورش ســخت است، اما اگر لوگوى 10 شرکت را در اختیار مشــترى ها قرار دهند و بگویند اســم شرکت ها را زیر  لوگوها بنویسید، کمتر کسى از پس این کار بر مى آید، اما اگر آگهى را نشــانش بدهیــم مى گوید »آهان! این  آگهى براى شــرکت... بود؟! عجب نمى دانستم!« و این  حرف یعنى شــرکت تبلیغاتى عملا هیــچ کارى براى  شما نکرده است. و شما پولتان را دور ریخته اید.

من شــخصا فراوان دیده ام که آگهى با تصاویر بســیار  پیچیــده به نمایــش درآمــده و اتفاقــا جاذبه بصرى  فوق العــاده اى هم داشــته و برعکــس کلامى که روى  تصاویر به کار گرفته شده، بسیار ساده بوده و در پایان  هر چه فکر کرده ام که بدانم منظور شــرکت چه بوده،  چیــزى نفهمیــده ام. تقصیر من هم نبــوده چون مغز  انسان ها تصاویر را در راست پردازش مى کنند و کلام را  در چپ و زمانى که گوینده ســاده صحبت مى کند من  سریع تر ارتباط مى گیرم و این گونه مى شود که تصویر  را قربانى مى کنم. نهایت امر این اســت که من هیچ از  آگهى ســر در نمى آورم و فقط با خشم منتظر مى مانم  که آگهى تمام شود و ادامه برنامه خودم را ببینم.


منبع: مارکتینگ نیوز-محمد تماشا- روانشناس صنعتی

آفتاب ایرونی را از اینجا دنبال کنید:

FEED

Tweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedInPin on Pinterest

 با احترام به طبیعت، لطفا فقط در صورت لزوم از این پست پرینت بگیرید

/ 0 نظر / 4 بازدید