تدبّر در سوره یاسین

به کاشمر بازگشتم و هر بامداد، در حین راه رفتن، به قرائت سوره ی یاسین مداومت کردم، اما نتیجه ای به دست نیامد. سال دیگر، در ایام عید به مشهد مشرف شدم و در یک شب بارانی برای اصلاح کاری، به خانه ی یکی از علمای شهر رفتم؛ چون در آن شب، آقا به بیرونی نیامده بود، دست خالی بیرون آمدم و اندیشیدم، خوب است به خدمت حاج شیخ حسنعلی شرفیاب شوم و از فقدان حصول نتیجه او را آگاه سازم. با این فکر به منزل ایشان آمدم، دیدم که جماعتی در اتاق اند و در بسته است و ایشان مشغول گفتار و موعظه هستند، با خود گفتم: اگر در این حال به اتاق روم ممکن است که جایی برای نشستن من نباشد و دیگر آنکه شاید سخن حضرت شیخ به سبب ورود من به اتاق قطع شود. از این رو بهتر دیدم که پشت در بنشینم و به سخنان ایشان گوش دهم تا مجلس تمام شود و بعد از آن به حضورش شرفیاب شوم. در همین زمان، ناگاه شنیدم که مرحوم حاج شیخ حسنعلی، موضوع سخنان خود را تغییر دادند و فرمودند: برخی از من دعای توفیق سحری و گشایش امور می خواهند، دستور می دهم که قرآن تلاوت کنند. لکن به جای آن که رو به قبله و در حال توجه به قرائت قرآن بپردازند، در حال راه رفتن، سوره یاسین می خوانند و بعد، به قصد گله می آیند که از دستور من حاصلی نگرفته اند. تازه در شب بارانی، ابتدا به منظور تحقق کار دنیای خود به در خانه دیگران میروند و چون به مقصود نمیرسند، به فکر آخرت افتاده، سری هم به منزل من می زنند. این که شرط انصاف نیست، خوب است بروند و هر بامداد رو به قبله، با توجه و تدبر و نه با لقلقه ی لسان، به تلاوت کلام اللّه بپردازند! آن گاه، اگر مقصودشان حاصل نشد، گله مند گردند».

پس از این سخنان، باز، به موضوع اصلی سخن خود پرداختند. پس از پایان گفتار، در باز شد و من داخل شدم، حضرت شیخ محبت فرمودند و پرسیدند: حاجتی داری؟ عرضه داشتم: جواب خود را شنیدم، فرمودند: پس معطل چه هستی؟

منبع:  http://www.bayasin.com      

دریافت فایل

 

/ 0 نظر / 10 بازدید